شرح زیارت عاشورا: جلسه 211
«لَیسَ البِرَّ اَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُم قِبَلَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ وَلکِنَّ البِرَّ مَن آمَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الآخِرِ وَ المَلائِکَةِ وَ الکِتابِ وَ النَّبیِّینَ وَ آتَی المالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِ القُربی وَ الیَتامی وَ المَساکِینَ وَ ابنَ السّبِیلِ وَ السّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ اَقامَ الصَّلوةَ وَ آتَی الزَّکوة وَ المُوفُونَ بِعَهدِهِم اِذا عاهَدُوا وَ الصّابِرِینَ فِی البَاساءِ وَ الضَّراءِ وَ حِینَ البَأسِ اُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ اُولئِکَ هُمُ المُتَّقُون». (سوره بقره: آیه 177)
بحث مان درباره صدق بود. قدم صدق. توضیح دادیم که در کاملترین و جامعترین آیه قرآن که آیه 177 سوره بقره است، مصادیق صدق را ذکر کرده اند که ایمان به خدا، روز قیامت، ملائکه، کتاب و نبیین بود و اینکه انسان بر اساس حُب اش به خدا و با وجود دلبستگی اش به مال، مالش را به نزدیکان و خویشان خودش، یتیمان، مساکین، در راه ماندگان، سائلین و همچنین برای آزاد کردن بندگان خدا و این موارد عطا بکند و بدهد. توضیح دادیم که این به چه معنا هست. مصادیق را نتوانستیم، فرصتی نیست، خیلی طول می کشد اگر بخواهیم راجع به مصادیق صحبت بکنیم که ارتباط ما با ایتام باید چگونه باشد. این خودش بحث ویژه ای دارد ارتباط با ایتام، توجه به ایتام، به فکر ایتام بودن، به فکر مساکین بودن، به فکر در راه ماندگان بودن، به فکر کسانی که واقعا نیازمند هستند و درخواستی می کنند. این جور موارد.
بعد مصداق دیگر: «وَ اَقامَ الصَّلوة». صلاة هم خودش، بحثش خیلی مفصل هست. شاید اگر بخواهیم در رابطه با نماز صحبت بکنیم و معنای اقامه نماز و خود نماز گفته شود، ده ها جلسه یا به اندازه همین زیارت عاشورا، خود نماز بحث دارد. چون مهمترین وسیله ای است که انسان با آن به خداوند تبارک و تعالی تقرب پیدا می کند. قویترین و مهمترین وسیله، چیزی که ستون دین است دیگر. «اَلصَّلاةُ عَمُودُ دِینِکُم». در مورد چیزی که ستون دین است نمی توانیم در این جلسه مستقلا صحبت بکنیم.
اما به هر حال چند جای قرآن این آمده است که علامت یک مومن حقیقی توجه ویژه به نماز است. یکی اینکه به نماز توجه ویژه دارد از نظر اول وقت خواندن. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اِمتَحَنُوا شِیعَتَنا مَواقِیتِ الصَّلاةِ کَیفَ مُحافَظَتُهُم عَلَیها»؛ امتحان کنید شیعیان ما را هنگام نماز که ببینید محافظت آنها بر وقت نماز چگونه است. چقدر مراقبت بر اوقات نماز دارند و یکی هم که به کیفیت نماز خیلی اهمیت می دهند. من خیلی سربسته عرض می کنم، انسان به میزانی که به کیفیت نماز اهمیت می دهد از حالت حیوانیت خارج می شود و به مقام انسانیت می رسد. بدون نماز با کیفیت اینکه یک کسی بتواند باطن انسانی پیدا بکند یک خواب و خیال پریشان است این قضیه. بدون کیفیت نماز. این یادتان باشد. یعنی شما کلید اصلی تان در نماز است.
«اِستَعِینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاة»؛ حتما باید از نماز کمک بگیرید. یعنی به هر حال ما مضطریم، نیاز داریم. «اَنتُمُ الفُقَراءُ اِلَی الله». فقیر هستیم، این مسیر را می خواهیم برویم، ضعیف هم هستیم. اگر بخواهیم از مسیر جهنم که الآن در آن هستیم... دنیا متن جهنم است دیگر. همه ما در جهنم متولد شدیم، از داخل جهنم حرکت می کنیم، بعضی ها در می آیند و بهشت می رسند، بعضی ها در جهنم ماندگار می شوند. بعضی ها از دنیا راحت می شوند. از کمالات نباتی، جمادی و حیوانی نجات پیدا می کنند، به کمالات انسانی می رسند. بعضی ها در همین کمالات مستقر می شوند و می مانند.
اگر کسی بخواهد از متن جهنم دربیاید باید حتما با نماز در بیاید. «اِستَعِینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاة».کیفیت نماز شما هست که نشان می دهد چقدر انسانید. چقدر نزدیکید. چقدر تقرب پیدا کردید و چقدر حرکت کردید. بنابراین یک آینه مهم من جلوی شما بگذارم. آن آینه این است که هر وقت می خواهید خودتان را نگاه کنید، ببینید در این سالها چکار کردید، به شما چه گذشته بعد از بیست سال، سی سال، چهال سال، نمازتان آیینه خوبی هست. به کیفیت نمازتان نگاه بکنید، این نشان می هد که زحمات شما چقدر به نتیجه نشسته است. این فوق العاده مهم است.
خیلی سربسته عرض کردم. چون بحث این خیلی طولانی و مفصل است، نمی توانیم الآن به این قضیه بپردازیم. اگر خواستید به همان بحث شب های احیا که سی دی های بعدی آن هم در آمده مراجعه کنید. آنها را بگیرید استفاده کنید. آنجا توضیح دادیم که این مسائل یعنی چه. ولی به هر حال نماز آینه است. ستون است. هر چقدر این قدرتمندتر باشد، دین شما استوار است. اگر نمازتان آسیب ببیند شما از جاهای دیگر قطعا آسیب خواهید دید.
سعی کنید که حتما سرمایه گذاری ویژه روی بخش نمازتان بکنید. هم از نظر اول وقت بودن، هم از نظر کیفیت، کیفیت، کیفیت. تا می توانید روی نماز کار کنید. برد کردید. یعنی شما یک ساعت روی نماز سرمایه گذاری کنید معادل صدها ساعت است که روی چیزهای دیگر سرمایه گذاری بکنید. این یادتان باشد. این سرمایه گذاری روی کیفیت نماز خیلی مهم است. فهم نماز. باطن نماز. عرض کنم معنی نماز. تمرکز برای حضور قلب پیدا کردن. کلنجار رفتن با خودمان برای اینکه بتوانیم ذهن را نگه داریم و میزان موفقیت ما هم همین است که ببینیم چقدر می توانیم ذهن را نگه داریم و حضور قلب داشته باشیم.
برای همین از این میدان نترسید. ما خیلی وقت ها از این میدان حضور قلب، میدان کلنجار رفتن با قوه خیال مان، درگیر شدن با قوه خیال مان می ترسیم، رهایش می کنیم. اصلا روی آن سرمایه گذاری نمی کنیم. یعنی برای مان مهم نیست. برنامه هم برایش نداریم. یعنی برنامه مستقلی نداریم برای اینکه با این ذهن مان درگیر شویم. یعنی کلا خیال جنگیدن با آن را نداریم. از آن می ترسیم. از آن فرار می کنیم. ولی اگر نترسید و به جنگ خیال برای کنترل افکارتان بروید و این مبارزه را انجام بدهید، هر چقدر تلاش بکیند که در این مبارزه پیروز بشوید، شکست های شما امتیاز دارد. این یادتان باشد. شکست های شما در کنترل خیال و افکارتان، در کنترل ذهن تان، شکستش هم پیروزی دارد.
کسی که تلاش می کند که ذهنش را نگه دارد... دقت کنید. تلاش می کند که ذهنش را روی نمازش متمرکز نگه دارد، می فهمد دارد چه می گوید و بعد شکست می خورد، این به مراتب قدرت و سرعتش بیشتر از کسی است که رها کرده و اصلا هیچ تمرکزی نمی گیرد. خیلی به مراتب جلوتر است. ولی شما بدانید که هر وقت درگیر می شوید مقداری از پیروزی را به دست می آورید. مهم این نیست که ده بار، صد بار، هزار بار شکست بخورید، مهم این است که هر باری که شما توانستید تمرکز بگیرید و سعی کردید که بگیرید امتیازهای خیلی بزرگی از دشمن تان می گیرید و خداوند هم خیلی در این مسئله کمک شما می کند.
یک نکته خیلی خیلی مهم که الآن باز هم فرصت نیست بگویم. در آن مباحث معنوی تا یک حدود خیلی کمی توضیح داده ام این است که آنچه به حضور قلب کمک می کند و نمی گذارد شما نیازی به درگیر شدن خیلی زیاد و زور زدن پیدا بکنید معرفت شماست. یعنی شما هر چقدر سطح معرفت تان را عمیق تر بکنید نیازتان به تمرکز کمتر است. چون خود تمرکز می آید. یعنی اصلا نمی تواند که نیاید. این یادتان باشد. نمی تواند نیاید. مثل اینکه الآن شما نسبت به من تمرکز دارید، دارید حرفهای من را گوش می کنید. زور نمی زنید که حرفهای من را بشنوید. توجه کردید؟ چون در رابطه با من و صحبت هایی که دارم می کنم، شهود دارید. دارید من را می بینید و از نزدیک احساسم می کنید، ارتباط برقرار کردید. خب! در ارتباط با خداوند تبارک و تعالی شما هر چقدر سطح معرفت تان بالاتر برود، قدرت شما در سخن گفتن، همنشینی و لذت بردن بیشتر می شود.
اینکه خدا می گوید از من لذت ببرید، با من شاد باشید زمانی است که شما بتوانید او را ببینید، با او ارتباط برقرار کنید. وقتی آن پرده کنار برود و یک موجودی به آن زیبایی، جذابی و مهربانی را ببینید، نمی توانی از او لذت نبری. نمی توانی خواهان خلوت با او، خواهان صحبت با او، خواهان هم آغوشی و لذت با او نباشی. ولی تا وقتی معشوق را ندیدی عشق کجا می تواند بیاید. تا وقتی او را نمی شناسی، عاشق شدن یعنی چه. طلب زمانی است که شما می چشی و بعد طلب می کنی. این فراموش نشود.
بنابراین شما هر چقدر روی سطح معرفت تان نسبت به حق تعالی و رابطه خودتان با حق تعالی سرمایه گذاری بکنید، زحمت تان از آن ور کمتر می شود. اگر کسی نمی تواند این تمرکز را بگیرد، سعی کند سطح معرفتش را بالا ببرد. روی سطح معرفتش سرمایه گذاری بکند. شما روی سطح معرفت سرمایه گذاری بکنید، در حضور، در نماز و در اقامه نماز موفق تر هستید. اگر در اقامه نماز موفق تر بودید، در بقیه کارهها دیگر موفقید. چون ستون است دیگر. اصل است. توجه کردید؟
ما خیلی وقت ها مثلا کارهای زیادی می کنیم، زحمات زیادی می کشیم برای اسلام، برای خودمان، همه کارها خوب هست ولی در نهایت می بینیم باز آدم های شادی نیستیم. باز آدم های موفق و آرامی نیستیم. باز آدم های سرمست و قدرتمندی نیستیم. زود در دردسر و هچل می افتیم. علتش این است که سطح لذت ما کم است. یعنی وقتی سطح لذت شما کم می شود به شدت در مسائل معنوی آسیب پذیر می شوید. چرا؟ چون شما زمانی می توانید که در کارهای معنوی موفق شوید و آنها را تبدیل به لذت، تبدیل به نشاط و تبدیل به شراب بکنید... قرآن زمانی شراب می شود... چون فرمود قرآن شراب است. ولی این قرآن زمانی شراب می شود که شما حظ ببرید. یعنی این جذب بشود و سرمستی بیاورد. معرفت نداشتن نمی گذارد که وقتی قرآن را جذب می کنید، قرآن عمل بکند و شما را بگیرد.
آن سرمستی که مثلا یک شراب باید بیاورد به شخص بدهد باید اثر بگذارد دیگر. اگر مانعی در تاثیرگذاری باشد می بینید که حسی به شما دست نمی دهد و شما را نمی گیرد. اگر می خواهید بگیرد، آن عاملی که کمک می کند و مثل یک کاتالیزور، به ترکیب سرعت می دهد... در ترکیب های شیمیایی، کاتالیزور که اضافه می کنی، یک ترکیبی که مثلا قرار است پنج ساعت طول بکشد، چند لحظه طول می کشد وقتی کاتالیزور اضافه می کنید. جنسیت و کیفیت که عوض می شود این کار را با آدم می کند. توجه بکنید. این کار را می کند. یعنی خیلی زمان را تقلیل می دهد و عالی می کند.
حالا من همیشه در رشته خودمان مثال می زنم. ما زمانی که می خواستیم در جبهه یک پلی، یک چیزی را منفجر کنیم، گاهی وقت ها امکانات مان کم بود. از این فیتیله های قدیمی، فیتیله های معمولی استفاده می کردیم. وقتی این فیتیله ها را کبریت می زدیم، مثلا ثانیه ای یک سانت می سوزد. یعنی هر سانت یک ثانیه وقت می خواهد. این همین جوری باید می رفت، می رفت، می رفت، می رفت مثلا اگر فرض بفرمایید ما هزار متر با پل فاصله داشتیم، هزارمتر ببینید چقدر زمان می طلبید تا این به آنجا برسد و فیتیله بخواهد عمل بکند و منفجر بکند.
بعد که فیتیله های برقی آمد، فیتیله های الکتریکی آوردیم، ما مثلا می رفتیم فرض بفرمایید هزار متر کمتر از یک ثانیه طول می کشید. وقتی ما وصل می کردیم، یک منیتور می زدیم به فیتیله، از همین جا که منیتور را می زدیم دیگر کبریت هم نمی خواست، الکتریکی بود، وقتی می زدیم شش کیلومتر را در یک ثانیه منفجر می کرد. یعنی شش کیلومتر مسیر را این جریان در یک ثانیه طی می کرد. یعنی کیفیت جنس که عوض می شود، قدرت و سرعت هم زیاد می شود. شما هر چقدر روی کیفیت کارتان سرمایه گذاری کنید، سرعت و قدرت تان بیشتر می شود. این را فراموش نکنید. برای همین آن کاتالیزوری که باعث می شود شما بتوانید دو تا آیه قرآن بخوانید و سرمست بشوید، بس تان هم هست، با دو رکعت نماز کاملا سرحال بیایید شدت معرفت است.
شدت معرفت ممکن است باعث شود که شما کم ذکر بگویید، اما همین که دست در جیب تان بکنید همین جوری چند قلم، یک قبضه بگیرید چند تا ذکر بگویید کاملا سرحال تان می آورد. چون کیفیت کار خیلی بالاست. ولی وقتی کیفیت نداشته باشی هزار بار صلوات می فرستی، ذکر می گویی در یکی از آنها ممکن است یک حضور قلبی هم دست بدهد، آن هم حال نمی دهد. فقط یک حضور قلب است، یک توجه است. برای اینکه بتوانید در عمر و وقت تان صرفه جویی بکنید و مثلا یک صدم عبادتی که دیگران می کنند یا خودت قبلا می کردی بر تو اثر بگذارد و کفایتت بکند، با دو رکعت نماز بتوانی کاملا قدرتمند و شاد و شنگول بشوی باید چه چیزی را اضافه بکنید؟ معرفت تان را زیاد بکنید. یعنی عامل اصلی. برای همین بیشترین چیز، سرمایه گذاری است.
قبل از هر اقدام عبادی، سعی کنید عبادت های تان را کنترل و محدود کنید و برنامه ریزی معرفتی داشته باشید. یعنی اول وقتی می خواهی نماز بخوانی، حج بروی... من به همه کسانی که می خواهند حج بروند می گویم چقدر روی حج کار کرده ای، الآن که می خواهی حج بروی کور نروی و بیایی. به قول امام زمان (ع) فرمود کر و کور. فرمود این کر و کورها که هستند که شما می فرستید به حج می آیند. کر و کور نرویم. گیج نرویم. گنگ نرویم. نفهمیده نرویم. در حجاب نرویم. در حجاب که می رویم آنجا دست مان را به خانه خدا می گیریم، جهنم را از خدا می خواهیم، فکر هم می کنیم که خیلی ثواب دارد. واقعا دوری و جهنم را از خدا می خواهیم. دائم دور می شویم. خودمان هم نمی فهمیم که داریم جهنم را می خواهیم.
«وَ ما دُعاءُ الکافِرِینَ اِلّا فِی ضَلال». قرآن می فرماید. می فرماید: هر کس پوشیده برود همه دعاهایش عوضی از کار در می آید. یعنی به جای اینکه خوبی بخواهد، بدی می خواهد. بعد هم اصرار دارد و می گوید چرا خدا نمی دهد. انسان روی نفهمی این جوری می شود. بنابراین اینکه امام رضا (علیه السلام) قید می گذارد، می گوید: «اَوَّلُ عِبادَةِ اللهِ مَعرِفَتُهُ» یعنی قبل از اینکه شروع کنی، بفهم داری با که حرف می زنی. شناخت پیدا کن. معرفت پیدا کن.
«اَوَّلُ عِبادَةِ اللهِ مَعرِفَتُهُ»؛ آغار بندگی شناخت اوست. بشناس در مقابل که می ایستی و با که حرف می زنی. آنوقت دو رکعت نماز خیلی به تو لذت می دهد. یک تسبیح رفتن خیلی برایت خوب است. چند تا آیه قرآن خواندن حظ خیلی زیادی برایت خواهد داشت. روی این سرمایه گذاری زیاد بکنید. من نمی توانم الآن در بخش نماز بایستم. اگر بخواهیم بایستیم واقعا ده ها جلسه وقت ما را می گیرد. از آن صرف نظر می کنیم. خودتان روی آن وقت بگذارید. فقط خواستم چند دقیقه بگویم که این چقدر اهمیت دارد.
خب! نشان دیگری از صدق: «وَ آتَی الزَّکوة»؛ زکات بپردازیم. زکات اینجا در واقع مطلق پرداخت های واجب است. ما چند تا پرداخت واجب داریم مثل خمس، مثل خود زکات، مثل مثلا فطریه، بعضی از اینها واجبات هستند. پول هایی که انسان باید بپردازد. قِسم های دیگر هم داریم که حالا نیاز نیست خدمت تان توضیح بدهم. اسلام می فرماید که شما علاوه بر اینکه انفاق های واجب می کنید باید انفاق مستحب هم داشته باشید. انفاق واجب را الآن گفت «وَ آتَی الزَّکوة». انفاق مستحب را اول گفت. به خاطر محبت خدا. کلمه «عَلی حُبِّهِ» یک اصطلاح دیگر دارد. چه کسی می داند اصطلاح دیگر آن چه هست؟ یکی از آقایان یک چیزی گفت. مستحب. آفرین!
مثلا فلان کار مستحب است. اسم فاعل است دیگر از حب است. یعنی طلب محبت کردن. وقتی می گوییم فلان عمل مستحب است یعنی تو با انجام این عمل داری دنبال محبت خدا می گردی. می خواهی روی خدا را به طرف خودت بیاوری. محبت او را به خودت چکار کنی؟ جلب کنی. محبوب او بشوی. این می شود مستحب. کلمه مستحب هر وقت گفتند یعنی این. یعنی تو می خواهی محبوب خدا بشوی. «عَلی حُبِّهِ» هم همان اصطلاح است. گاهی وقت ها انفاق ما مستحبی است. توجه فرمودید؟ مستحب است. می خواهیم خدا دوست مان داشته باشد. به او هدیه بدهیم. می خواهیم محبوب او بشویم. برای او خرج می کنیم. مستحبی است.
یک انفاق هم هست که واجب است. زکات. این واجب است که متاسفانه یکی از کارهایی که شیطان می کند، قبلا توضیح دادم، باز هم توضیح می دهم. ببینید گفتیم در حرکت به سمت آخرت، یادتان باشد چون حرکت کاملا ریاضی است باید نفس بتواند بین ریاضیات دنیا و ریاضیات آخرت و ابدیت، هر دو شان را طی بکند. یعنی مثل رحم با دنیاست که جنین در رحم با ریاضیات کجا زندگی می کند؟ با فرمول ها و ساختار رحم زندگی می کند. ولی خودش را برای فرمول های ریاضی کجا آماده می کند؟ دنیا آماده می کند. یعنی برای این سیستم ریاضی و این سیستم جدید زندگی تربیت می شود. درست است دارد آنجا زندگی می کند ولی برای این سیستم دارد تربیت می شود.
فرمول مان این بود که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. دنیا رحم دوم ماست. درست است که ما در سیستم ریاضی دنیا داریم زندگی می کنیم، در شرائط زیستی دنیا داریم زندگی می کنیم اما باید نفس یعنی جنین که نفس ماست برای شرایط ریاضی آخرت تربیت بشود و شرایط ریاضی آخرت، تنظیم شرایط ریاضی دنیا با شرایط ریاضی آخرت، کار جز خدا و معصوم نیست. یعنی معصوم می داند که این نفس در چه شرایطی باید زندگی کند تا در این شرایط شاد و سالم متولد بشود.
هیچ انسانی پیدا نشده که بگوید من می دانم یک سلول تخم باید در چه شرایط ریاضی رشد بکند تا برای ریاضیات دنیا آماده بشود. آن فرشته ای که در رحم هر مادری دارد این را تغییر و تحول می دهد یا چند تا فرشته هستند که دارند دائما کار می کنند و روی این اسپرم و یا روی آن سلول تخم کار می کنند و دائم دارند آن را شکل می دهند، دائما این دستهای فرشته ها روی این سلول تخم دارند کار می کنند و تصویرگری می کنند، صورت روی صورت، صورت روی صورت... «هَوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُم فِی الاَرحامِ کَیفَ یَشاء»؛ خدایی که دارد این کار را می کند فقط می داند دارد چیکار می کند.
ولی شما بروید فیلمش را ببینید. فیلم هایش الآن هست. فیلم حرکت یک سلول تخم را ببینید چه کسی سر در می آورد؟ هیچ دانشمندی نمی داند که این چرا این جوری می شود. فقط می دانند این بعد از یک مدت شبیه انسان شد. اما اینکه با چه سیستمی، هیچکس نمی داند. همه متحیرند. ولی وقتی نگاه می کنی، می بینی این دارد شبیه انسان می شود، می فهمی که دارد برای کجا آماده می شود؟ ما تجربی می فهمیم که بله این چشم را برای دنیا می خواهد. چون چشم که در رحم به دردش نمی خورد. گوش که در رحم به دردش نمی خورد. دارد برای یک جای دیگر آماده می شود. والّا حرکتش برای رحم که عبث است. هیچکدام از حرکت هایش برای رحم به دردش نمی خورد. برای دنیا معنا دارد.
در حرکت به سمت ابدیت ریاضیات خیلی مهم است. یعنی اینکه به نفس چه بدهیم. در مراتب نفس یعنی در حس، خیال، وهم، عقل و وفوق عقل، جذب باید طبق چه فرمول های ریاضی انجام بشود تا نفس با ساختار بهشت هماهنگ بشود. این را فقط خدا و معصوم می دانند. شیطان هم این را می داند که این ریاضیاتی که خدا و معصوم می گویند فقط همین ریاضیات هست که می تواند سازنده باشد. «قُل اِنَّ هُدَی اللهِ هُوَ الهُدی»؛ هدایت خدا فقط هدایت است.
برای همین شیطان می آید چکار می کند؟ شیطان می آید ریاضیات را به هم میزند. مهم نیست که تو عبادت بکنی، نماز شب بخوانی، آدم خوبی باشی، اهل فحشا و منکرات نباشی، جبهه بروی. شیطان در درجه اول سعی می کند تو نه نماز بخوانی، نه حجاب داشته باشی، نه حلال و حرام را رعایت بکنی که کلا ساقط بشوی. اما اگر زورش به تو نرسد که زورش هم معمولا به ما نمی رسد. الآن به کدامیک از شما زورش رسیده که نماز نخوانید، حجاب نداشته باشید، خیلی جاها شیطان زورش به ما نمی رسد و ما در آن قسمت ها معصومیم. اصلا نمی تواند به ما... که مثلا وسوسه می شود برود زنا کند؟ که وسوسه می شود برود شراب بخورد؟ که وسوسه می شود آدم بکشد؟ هیچکس.
بنابراین ما در آن قسمت ها معصومیم. هر چقدر سطح عصمت مان را بالا ببریم، قدرت او چه می شود؟ کمتر می شود. ببینید خیلی جاها شیطان از ما شکست خورده است. اما آنجاهایی که می بیند نمی تواند کاری کند، می گوید خب حالا می خواهی نماز شب بخوانی، می خواهی عبادت بکنی، می خواهی پول بدهی، می خواهی انفاق بکنی، می خواهی جنگ بروی، می خواهی جبهه بروی با ریاضیات من برو. اگر شیطان بتواند این ریاضیات را به هم بزند دیگر موفق شده است. چون اعداد و ارقام که به هم بخورد آن چیزی که باید در بیاید، در نمی آید.
خیلی دقت کنید عزیزان! دارم حرف خیلی مهمی برایتان می زنم. خیلی دقت کنید. شما اگر همه عبادتها را هم با اخلاص انجام بدهید، با اخلاص. ولی کافیست با ریاضیات آخرت تطبیق نداشته باشد، شما با اخلاص، قربة الی الله به جهنم می روید! گرفتید چطور شد؟ مثل کسانی که قربة الی الله روی امیرالمومنین (ع) و ائمه شمشیر می زدند. الآن خیلی ها هستند به خاطر خدا شیعیان را می کشند. واقعا هم معتقدند که اگر شیعه را بکشند به بهشت می روند. در مورد سیدالشهدا، خیلی ها در کربلا بودند که همین جوری بودند. یعنی فکر می کردند که اگر این را بکشند به بهشت می روند. شما فکر کنید ما الآن چقدر آدم داریم که در جنایتش اخلاص دارد. با اخلاص برای خدا جنایت می کند و شیطان خرهای این جوری زیاد دارد.
یعنی می آید طرف را خر می کند، گول می زند. می بیند نمی تواند حریف عشق این به خدا بشود، آن عشق را پرورش می دهد. می بیند نمی تواند این را به شرک بکشاند، می گوید خب نمی توانم، زورم به او نمی رسد، فقط تنها کاری که می توانم بکنم این است که ریاضیات او را تغییر بدهم. ارقام را دست کاری می کند، شما دیگر هر کاری می کنی واقعا برای خدا می کنی، با اخلاص هم انجام می دهی اما نمی دانی که با این کار سر از جهنم در می آوری. می دانید چه می گویم؟ نمی دانی که این گناه دارد.
پیرمرد و پیرزن نادانی که بلند می شود یک بچه شش، هفت ساله را در مسجد دعوا می کند که چرا سر و صدا می کنی، مگر برای خدا نیست؟ مگر برای این نیست که نماز جماعت را حفظ بکند؟ مگر برای این نیست که از روی درد مذهبی و درد دین دارد این کار را می کند؟ ولی شما نگاه کنید که چه جنایتی است که سر یک بچه داد بزنید و از مسجد، دین و همه چیز زده بشود. او این را نمی فهمد. پدر نادانی که می خواهد به ثواب نماز جماعت برسد، بچه اش را هول می دهد که برو تو، در را هم می بندد که بدود به نماز جماعت برسد، مگر برای خدا نمی خواهد که به صف اول برسد؟ برای خدا می رود به صف اول برسد. برای ثوابش دارد می دود که به صف اول برسد ولی بچه را این وسط له کرده است. برای خدا هم هست.
انقدر شده ما برای خدا اخلاص داشتیم و پدر دیگران را درآوردیم. داغون شان کردیم. عرفان های منفی، عرفان های خونین خیلی مسخره. عبادت های مسخره. همه هم برای رضای خدا. کسی که دارد روی کمر مردم و سر مردم پا می گذارد بعد پایش هم بوی گند می دهد، پایش را بلند می کند، جلوی بینی همه می کشد تا خودش را به صف اول برساند، ثواب ببرد. مگر نمی خواهد برود ثواب ببرد؟ ببینید چقدر منکر مرتکب می شود. شیطان هم می گوید عجب بنده الاغی گیر آوردم. دور از جان الاغ ها! ببخشید. عجب بنده نادانی گیر آوردم. مرید خوبی هست. گناه نمی کند ها! اصلا گناه نمی کند. همه اش کارهای خوب هم هست. دقت می کنید؟ کارهای خوب هست. امر به معروف و نهی از منکرهای به درد نخور. امر به معروف و نهی از منکرهایی که شخصیت طرف را له می کند، به لجن می کشد ولی برای خدا هم هست.
مثلا می خواهد به یک نفر در مورد حجابش تذکر بدهد، می خواهد به یک نفر در مورد احکامش تذکر بدهد، در جمع ضایعش می کند که می خواهد به او تذکر بدهد. برای خدا هم هست. کاملا طرف را به خاطر گناهی که کرده، شرمنده و خجالت زده می کند، له می کند. چرا؟ چون اخلاص دارد و می خواهد امر به معرف و نهی از منکر بکند. کار شیطان این جوریست. خیلی کارش عالیست. خیلی عالی! انسان وقتی که می آید این صحنه ها را می بیند که شیطان چقدر قشنگ طراحی می کند، با صور مقدس افراد را به جهنم می برد... توضیحش را در معرفت نفس داده ام، عزیزان خواستند به مباحث شیطان و صور مقدس مراجعه کنند. متحیر می ماند که این چقدر در کارش خبره است.
اصلا قشنگی زندگی و مبارزه همین است که انسان مواظب باشد که در صحنه های سخت امتیاز ندهد. حالا از جمله کارهایی که شیطان با خیلی از ما می کند این است که مستحبات را اگر نمی توانی انجام بدهی، بزرگ می کند ولی واجبات را پایین می آورد. یعنی خیلی ها هستند صد میلیون برای مسجد کمک می کنند (من می شناسم). خدا شاهد است. صد میلیون تومان برای ساخت مسجد می دهد. یک کسی چند روز پیش صد میلیون تومان برای حرم حضرت امام حسن عسگری (ع) و امام هادی (ع) داد. البته موسسه هم انشاالله این کار را خواهد کرد. عزیزان هم کمک کنند. خیلی کار خوبی هم هست که حالا برنامه آن را اعلام می کنیم. ولی خمس نمی دهد. می دانید یعنی خمس که واجب هست را با توجیهات شیطانی مقبوض می کند. حرفهای مفت! زکات نمی دهد ولی حاضر است یک مبلغی اندازه آن یا بیشتر از آن مستحبی انفاق بکند.
طرف خمس نمی دهد بعد این جوری می کند: ما انقدر گدا، فقیر و گرسنه در اطرافمان است، به اینها داریم کمک می کنیم دیگر. نه این قبول است، آن هم که حرام است، گردنت هست. مستحبی که واجب را محدود کند، حرام است. این یادتان باشد. دعای کمیلی که نماز صبح شما قضا بشود، هیات و جلسه ای که نماز صبح شما قضا بشود حرام است. طرف می رود زیارت می کند بعد دم صبح می گیرد می خوابد، نمازش هم قضا می شود. حرام! این فرمایش امیرالمومنین (ع) است که خدمت تان گفتم. مستحبی که به فرائض لطمه بزند حرام است.
ولی شیطان این کار را می کند. یعنی می آید ریاضیات را به هم می زند. می گوید تو می خواهی انفاق بکنی، زکات بدهی، زکات را ول کن. پول زوره، که می خواهد بخورد، از کجا معلوم فلان باشد. برو حالا خودت بده. خمس! چقدر ما الآن مومن داریم که کاسب هستند. چه خانم ها. چقدر خانم داریم، شغل دارند، درآمد دارند، سال خمسی ندارند. چقدر آقا داریم کارمندند، کارگرند، سال خمسی ندارند. اصلا در خمس شان دقت ندارند. لقمه حرام، نماز حرام، عبادت حرام، حج حرام دارند می روند انجام می دهند.
الآن ما چقدر خانم داریم واجب الحج است ولی نمی روند. عروس خانم است، مثلا فرض بفرمایید که به او هدیه داده اند، مثلا می بینید به اندازه یک حج واجب طلا دارد ولی واجب الحج هم هست نمی رود. می گوید این را گذاشته ام اگر یک موقعی دختر دار شدم ، دخترم بزرگ شد، خواست ازدواج کند، جهیزیه خواست برای آن مصرف کنم. آقا داریم پنج تا بچه دارد، برای پنج تا بچه اش ذخیره کرده، خمسش را هم نمی دهد. می گوید این بچه کوچولو که یک سالش است، اگر این بزرگ شد، خواست زن بگیرد، من نداشتم چکار کنم. این طوری زیاد داریم. یعنی برای خدا هم این کار را می کنند. ولی خب روی نادانی هست. کاملا از روی نادانی.
برای همین قرآن می فرماید آدم صادق کسی است که هم به مستحبات توجه دارد، هم به واجبات توجه دارد. یعنی آن «آتَی المالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِ القُربی وَ الیَتامی وَ المَساکِینَ وَ ابنَ السّبِیلِ وَ السّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ» را می گوید، بعد می گوید: «وَ اَقامُ الصَّلواةَ وَ آتَی الزَّکوة». زکات می دهد. زکات واجب است. یک آدم صادق حقیقی، واقعا کسی که صادق است این کسی است که هم به مستحبات توجه دارد هم به واجبات. در روایت داریم در مال ثروتمندان به غیر از واجبات، مستحبات هم وجود دارد. سهم وجود دارد. «وَ الَّذِینَ فِی اَموالِهِم حَقٌّ مَعلُوم. لِلسّائِلِ وَ المَحرُوم»؛ کسانی هستند که در اموالشان حقی را برای سائلین و محرومین مشخص کرده اند. غیر از واجبات شان. غیر از خمس و زکات شان. واجب است، باید بپردازد. آن مستحب برای او لازم است. اگر می خواهی صادق باشی، نمی توانی این همه آدم را جلوی چشمت ندید بگیری.
بگوییی من خمس و زکاتم را داده ام، دیگر به من ربطی ندارد. نمی توانی این آدم ها را ندید بگیری. صادق نیستی. اینها بچه های امام حسین (ع) هستند. تو مگر نمی گویی می خواهم با امام حسین (ع) در دنیا و آخرت محشور بشوم. همه شیعیان بچه های امام حسین (ع) هستند. غیر شیعیان، مسلمان ها، غیر مسلمان ها، انسان های دیگر. انسان هستند، نمی توانی آدم ها را ندید بگیری. نمی توانی غصه های شان را ندید بگیری. «مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمُورِ المُسلِمِینَ فَلَیسَ بِمُسلِم»؛ کسی که صبح بکند و اهتمام به امور مسلمان ها نداشته باشد، به مسلمان ها فکر نکند مسلمان نیست.
مگر می شود تو فراموش بکنی آنهایی که ندارند، گرسنه اند، گرفتارند، مشکلات دارند، در زندان هستند، به خاطر نمی دانم یک مبلغی زندان افتاده اند، نداشتند آمده اند آنها را گرفتند و در زندان انداخته اند. مگر می شود آدم همین جوری بی خیال برای خودش زندگی کند و با خودش، خانواده، در آمدش و اینها خوش باشد؟ نمی شود. نکته، خیلی مهم است. «عَلی حٌبِّهِ» نه اینکه از روی دلسوزی بروی این کار را بکنی، این عاطفه، عاطفه حیوانی هست. نه! «عَلی حُبِّهِ» به خاطر خدا فکر کن. تو بگو خدا راضی نیست بندگانش این جوری باشند.
قرآن می فرماید: «لِیَبلُوَکُم بَعضُکُم بِبَعض». چند تا عبارت دارد من دقیق آن را به خاطر ندارم، می گوید خداوند می خواهد شما را با همدیگر امتحان کند. تو پول داری او فقیر است. کدام سخت تر است. فقر یا پولدار بودن؟ فقر خیلی کمر شکن است. می خواهد امتحانت کند. فقیر سر راهت هست. گرسنه هست. محتاج هست. سائل هست. همسایه هست. کسان دیگر هستند. سر راهت است. اگر توجه نکنی شکست خوردی. با همدیگر امتحان تان می کند. فقیر را امتحان می کند با اینکه یک ثروتمند را جلوی او می گذارد که آیا این شاکر است یا نه! کفر می گوید یا نه. خدا را عبادت می کند یا نه. کنار ثروتمند یک فقیر می گذارد که آیا این عرضه دارد از ثروتش استفاده بکند یا نه. خدا انسانها را بغل هم می گذارد و امتحان می کند. فرمول دارد.
در بحث «وَ لَعَنَ اللهُ بَنِی اُمَیَّةَ قاطِبَةً» اینها را توضیح دادم. خداوند در کنار شما شخصیت های مختلف با خواسته ها و رنگ و بوهای مختلف، تمناهای مختلف، حقوق مختلف و سطوح مختلف می گذارد و تو دائما داری با همه کسانی که اطرافت هستند، با همسرت، با بچه هایت، نمی دانم با پدر و مادرت، با خواهر و برادرهایت داری امتحان می شوی. با مردم مملکتت داری امتحان می شوی. دائما داری امتحان پس می دهی. یکسره! نگذار یک انسانی که بغل تو هست باعث شود که تو جهنمی بشوی. یک فقیری کنارت هست از کنار او رد بشوی. نمی توانی راحت رد بشوی. برای همین انسان باید تلاش بکند. یعنی نمی تواند اینها را ندید بگیرد.
اولش هم خدا اینها را آورده است. هم انفاق واجب، هم انفاق چه؟ مستحب. بعد هم گاهی وقت ها این جوری می کنیم باشد ما انفاق مستحب هم می دهیم. انفاق مستحب دادن کافی نیست. گاهی وقت ها تو عرضه داری انفاق های زیادی را جمع بکنی. باید تلاش بکنی، کار خیر بکنی، از هر کس می توانی بگیری. بقیه را هدایت بکنی، کمک بکنی، راهنمایی بکنی، گاهی وقت ها برای خدا آبرو بگذاری. صداقت یعنی این. انسان برای خدا آبرو بگذارد، از دیگران جمع کند، به این مواردی که خود خدا در قرآن دارد می گوید، برساند. تلاش باید بکنیم. همدیگر را باید کمک بکنیم. «تَعاوَنُوا عَلَی البِرِّ وَ التَّقوی»؛ کمک کنید به همدیگر در نیکی و تقوی. به داد هم برسید.
هر جا یک کار خیر است جلوی آن را نگیرید. حسادت نکنید. مانع خیر نشوید. گاهی وقت ها یکی کسی می گوید.... فرض کنید همین صندوق صدقاتی که الآن ما در موسسه داریم توزیع می کنیم، یک موقع هست یک کسی می گوید خب باشد من وظیفه ام است صندوق صدقات بگیرم، صدقاتم را بریزم و بروم تحویل بدهم. ولی یک موقع یک کسی می گوید نه، من می توانم صندوق صدقات را بگیرم برای صد نفر، خودم می توانم واسطه بشوم، صد تا صندوق صدقات را توزیع بکنم. می توانی بکنی بکن. چون هر چه پول از آنها جمع بشود در حساب نامه عمل تو می نویسند. نادانی نکنی که راه را به روی خودت ببندی. تو فقط به این دو هزار تومن پولی که در صندوقت می ریزی اکتفا نکن. صد تا صندوق بردار، پخش کن، هر چه دیگران پول ریختند، صدقاتش در نامه عمل تو نوشته می شود. این معامله بدی است؟
برایتان نخواندم که حضرت امام صادق (ع) فرمود اگر هفتاد میلیون نفر یک پول را دست به دست بگردانند ثواب نفر اول و آخر یکی است. من الآن می خواهم به خانمم پول بدهم می گویم خانم این هزار تومان را گذاشتم برو صدقه بده... من الآن این کار را در خانه کرده ام. چون دستور داریم در خانه این کار را بکنیم. بچه های تان را مسئول صدقات بکنید. من یکی از بچه هایم را گذاشته ام که مسئول جمع آوری صدقات در خانه است. یعنی گفتم بابا این پول خانه، این هزینه روزی ما در خانه اینجاست، هر روز می روی انقدر برای صدقه روز، انقدر هم برای صدقه شب برمی داری. چون صدقه روز یک خاصیت دارد. شبش هم یک خاصیت دارد. این را بردار کنار بگذار، ماه به ماه به من بده. ببرم به موسسه بدهم. غیر از آن خودم جداگانه صدقه دیگر هم می دهم.
برای خانواده یک سطحی را موظف کرده ام. خودم هم جدای از آن می پردازم. خب دختر من از این جهت که راضی می شود این پول را بدهد، خانم من می بیند و راضی هست، به او می گویم خانم پول را به بچه بده، می دهد، بچه کوچک من که پول را می گیرد و می برد می دهد، همه در این ثواب یکی هستند. به آنها یک ثواب واحد می رسد. ولی اگر من خودم مستقیم ببرم بدهم، من فقط ثواب می برم. اما اگر دست خانمم بدهم، خانمم بدهد به بچه، بچه ببرد بدهد، هر چهار نفر، هر سه نفر، هر پنج نفر ثواب می برند.
برای همین این یک مشارکت خیلی بزرگی است. عرضه است. یک زیرکی است. یک کیاست است که یک کسی در کار خیر واسطه گری کند. ما همین جور که در کار مادی واسطه گری داریم و واسطه ها گیرشان می آید، در امور آخرتی دلالی داریم. واسطه داریم. شما یک سی دی گوش می کنی، یک کتاب می خوانی مفید هم هست. یک موقع است خیلی از افراد هستند تک رو و تک خور هستند. می گوید خیلی خوب بود. خودش هم استفاده می کند. کلاس هم می آید و استفاده می کند. ولی یک کسی اصلا این جوری حال ندارد. اصلا دلش نمی آید یک کس دیگر این را نداند. این را نخواند. پول می دهد کتاب می خرد، پخش می کند. به دیگران هدیه می دهد. سی دی هدیه می دهد. کتاب هدیه می دهد. دیگران را دعوت می کند.
من یادم است استاد ما یک کلاس خصوصی برای ما گذاشته بود، دو نفر بودیم یک کلاس خصوصی برای ما گذاشت. بعد نشستیم، شرکت کردیم. بعد می گفتم خب مثلا حیف نیست بقیه هم اینها را ندانند. مطالب به این قشنگی. بعد گفتم استاد اجازه می دهید من مثلا یک کسی از دوستانم را بیاورم. حرف شنیده است. سنخیت دارد. مثلا او هم به تشخیص ما احترام می گذاشت، می گفت باشد بیاورید. مثلا شدیم سه نفر. بعد یک چند وقت دیگر گفتم استاد فلانی هم ظرفیتش خوب است. گفت باشد. چهار نفر، پنج نفر، شش نفر. الآن نمی دانم فکر کنم صد نفر هستیم کلاس هم از دست استاد در رفته است. استاد هم خب حرفهای قشنگش را دارد می زند دیگر. صد نفر دارند می خورند. بد است؟
حالا من بیایم پز این را بدهم که کلاس خصوصی دارم؟ خیلی بخل بدی است. چه امتیازی است که حالا من مثلا کلاس خصوصی دارم؟ این معنا دارد؟ او حرف را دارد می زند. اتفاقا استاد از وقتی که ما این کار را کردیم، وقتی جمعیت بیشتر شدند، دید چقدر جمعیت خوبی است و آدم های حیفی هستند، بیشتر از او تراوش می کند. انفاق دو طرف دارد. یادتان باشد. این فراموش تان نشود. چون اگر این فراموش تان بشود اشتباه زیاد می کنید. در انفاقات خدا دو تا تضمین کرده است. این یادتان باشد. تضمین اول این است که به محض اینکه بدهید، جدای از ثواب، محبت خدا و اینها، حتما جایگزین مادی دارد. این تضمین قطعی است. یعنی امکان ندارد تو پول در راه خدا بدهی، چه به خمس، چه به زکات، چه به انفاق مستحبی، جای آن پول پر نشود. این در دین تضمین شده است.
هم در قرآن که می گوید هفتصد برابر. می گوید مثل یک دانه گندم که شما وقتی می دهید...؛ «مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَموالَهُم فِی سَبِیلِ اللهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ اَنبَتَت سَبعَ سَنابِل». (آیه اش هم در قرآن هست). خودش دارد می گوید دیگر. می گوید مثل یک دانه گندم است که شما می کارید بعد می بینید چند خوشه بالا می دهد. «اًضعافاً مُضاعَفَةً»؛ خدا برایتان تکثیر می کند. مثال زدم مثل سینه مادر می ماند که فرزند اگر از آن نخورد، شیر در سینه مادر چه می شود؟ می خشکد. ولی اگر بچه هر چقدر بخورد، شیر می آید. دو تا بچه بخورند باز هم می آید. بعد از دو سال هم ادامه بدهند باز هم می آید. چون خب می سازد دیگر. مثل چشمه است که اگر یک ذره آب داشته باشد، شما اگر آب این چشمه را دائم بردارید باز از زیر زمین بیشتر می جوشد. هر چقدر برداشت بیشتر باشد، جوشش هم بیشتر است. در مسائل مالی این جوریست.
یک آقایی را به من معرفی کردند که این سالی یک میلیارد تومان انفاق می کند. یک میلیارد تومان. گفتم چطور به اینجا رسیده است. (آن شخص) گفته من به خدا گفتم خدایا هر چقدر بدهی نصف. معامله است دیگر. هر چه بدهی نصف. بعد خدا هم مثلا اول یک ذره داده، بعد دیده که راست می گوید مثل اینکه نصف می کند. دائم آن را بیشتر کرده است. می گوید الآن دو میلیارد درآمد دارم، یک میلیارد را خودم برمی دارم. یک میلیارد را هم برای خدا می دهم. باز هم بدهد نصف می کنیم. خدا خیلی قابل اعتماد است. ما به او شک داریم. به شدت هم به او شک داریم.
«لَهُ مَقالِیدُ السَّمواتِ وَ الاَرض»؛ تمام کلیدهای گنج های زمین و آسمان دست خداست. فرمود دست شماست. ما به خدا اعتماد نمی کنیم. به شدت بدبین هستیم و می گوییم از ما کم می شود. این حد را دقت بکنید. فرمود هر کس می خواهد عطا بکند و بدهد، کم یا زیاد، یقین داشته باشد که جایش پول پر می شود. همان ماده پر می شود نه ثواب، نه آخرت. ثواب و آخرتش جدا، خود ماده اش از خودش می زاید. نمو می کند. در روایت داریم صدقه مال را نمو می دهد. امام صادق می گوید من گاهی وقت ها که به سختی های زیاد می خورم...
حضرت صادق (ع) داستانی دارد. فرمود یک بار خیلی وضع من خراب شد، غلامم را صدا کردم، گفتم چقدر داریم. گفت چهار صدتا. گفتم یک کمی از آن را بردار، بقیه اش، حدود نود درصد آن را مثلا، گفتم همه را بده. گفت آقا می مانیم. این همه را شما می خواهید صدقه بدهید خودمان چه؟ گفتم ببر بده. داد. چون خدا فرموده چند برابر می دهم در کمتر از یک هفته دیدم چند برابر آن به من رسید. این سیره امام است. امام به آیه ای که در قرآن خوانده اعتماد کرده است. به خدا ایمان آورده است. «آمَنَ الرَّسُولُ بِما اُنزِلَ اِلَیه». ما به چیزی که به ما نازل شده است ایمان نمی آوریم. شما خدا را امتحان نکن، به او اعتماد کن. این یک طرف است. یعنی یک حدی که باید در نظر بگیریم.
حد بعدی چیست؟ حد بعدی هم تضمینی است. پس این ور تضمین کرده است که شما هر چقدر بیشتر انفاق بکنید واجب، مستحب یا هر دوی شان، بیشتر جایش پول پر می شود. بیشتر به شما برکت مالی داده می شود. حد دوم چیست؟ حد دوم این است اگر بخل بکنید ندهید جدا از اینکه برای شما گناه نوشته می شود یعنی قیامت باید جواب بدهید و آن چیزی را که نداده اید، می فرماید این سکه ها را روز قیامت داغ می کنند و به پیشانی و پهلوی آنها می چسبانند و می گوید اینها همان چیزهایی بود که جمع آوری کردید. غیر از آن می فرماید همان مقداری که بخل کرده (حداقل همان مقدار) آسیب مالی می بیند. یعنی کسی که خمس را نداد، حماقت کرده است چون هم جزای آخرتی آن می ماند، هم خدا می گوید از او کم می کنم. همین جا از او کم می کنم. یعنی به او آسیب مالی می زنم.
این قاعده است. خمس نمی دهی، نده از تو کم می کند. زکات نمی دهی، نده از تو کم می کند. یا می دزدند یا تصادف می کنی یا خرج های بیهوده می کنی. سرت کلاه می گذارند. تضمینی هست ها! این تضمین است. این دو طرف را در نظر بگیرید حالا خودتان تصمیم بگیرید که در مسائل مالی چطور رفتار بکنید. «وَ آتَی الزَّکوة». پس دقت کنید چرا آن بالا فرمود: «آتَی المالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِ القُربی وَ الیَتامی وَ المَساکِینَ وَ ابنَ السّبِیلِ وَ السّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ» و چرا بعد از اقامه نماز چه را آورد؟ زکات را آورد. قبلا هم گفتم اگر مردم (مسلمانها) فقط زکات و خمس شان را بپردازند در جامعه ما هیچ فقیری پیدا نمی شود.
در رساله امام، رساله حقوقی امام، رساله نوین، جلد چهارم من می خواندم که در اندلس (اسپانیا) وقتی مسلمان ها حاکم شده بودند یک فقیر پیدا نمی شد. همه رعایت می کردند. وقتی مسیحی ها با آن توطئه فرهنگی توانستند اندلس را از دست مسلمان ها دربیاورند بعد از یک مدت حاکم مسیحی می بیند که در اندلس فقیر پیدا شد، کم کم یک عده ای گدا شدند، فقیر شدند. بیچاره شدند. گفت ما قبلا فقیر نداشتیم الآن چه شده که فقیر داریم. گفتند مسلمان ها خمس می دادند اصلا فقیری وجود نداشت. حاکم مسیحی می گوید همه مردم باید خمس بدهند. حاکم مسیحی می گوید فرمول خوبی هست همه خمس بدهند. یعنی برای مسیحی ها هم خمس وضع می کند که یک موقع تعادل جامعه به هم نریزد. ولی مردم نمی دهند.
شما نگاه کنید ما چقدر کشاورز داریم، چه کسی خمس می دهد؟ چقدر ما برنجکار داریم، نمی دانم غلات کار داریم، چیزهای مختلف چقدر دامدار داریم، چقدر کسانی داریم که طلا دارند، الآن خانم هایی داریم که در خانه شان کلی طلا دارند، زکاتش را که نمی پردازند یا خریده اند. سکه طلا دارند. بیست تا، سی تا سکه در خانه دارند، زکاتش را نمی پردازند. خمسش را نمی پردازند. همین جوری مانده دیگر. اگر همه افراد این کار را بکنند خیلی کارها جلو خواهد رفت.
خب من بحث امشب را زودتر تمام کنم چون چندتا تذکر مهم باید بدهم. یکی اینکه احیا ما انشاالله هفته بعد، هفته بعد نه، دو هفته بعد بیست و پنجم اسفند است. کسی از عزیزان از جایش تکان نخورد، بنشینند تا من توضیحات را بدهم لازم است. احیا بیست و پنجم برقرار است. حضرت آیت الله ممدوحی هم تشریف می آورند که از محضرشان استفاده خواهیم کرد.
نکته بعد این است که عزیزان ببینید کار یواشکی کردن، قایمکی کردن، قرآن می فرماید که پنهانی صدقه دادن، خیرات کردن کار خوبی است که انسان مبلغی پول بدهد و به قول معروف یک طوری بدهد که اگر دست راست داد، دست چپ او هم نفهمد. ولی در کاری که ما در موسسه داریم انجام می دهیم که ما بیشتر هزینه ها را صرف کارهای فرهنگی می کنیم و کمتر به مسائل اقتصادی می رسیم که بخواهیم شکم کسی را پر کنیم و نمی دانم جهیزیه برای کسی تهیه کنیم بیشتر برای اینکه روح افراد ساخته شود سرمایه گذاری می شود، چون کار موسسه و سازمان است خواهش من این است، اصرار من این است، عزیزان برای جلوگیری از هر نوع انحراف و هر نوع سوء استفاده و اینکه ما به هر حال موظفیم این کار را انجام بدهیم هیچکدام از عزیزان بدون دریافت رسید پولی را ندهند.
یعنی اگر به من یا خانم کاشانی یا یکی از خواهران دیگر یا عرض کنم خدمت تان آقایان دیگر، آقای ایلخانی، آقای راد، آقای رضویان، آقای عربی به هر عنوان پول دادند حتما رسید آن را کم یا زیاد دریافت بکنند ولو ده تا یک تومانی باشد. یک موقع رسید نمی خواهید بریزید صندوق صدقات. ولی پول را که دادید یادتان باشد، تسلیم موسسه کردید تحت هر عنوان رسید آن را بگیرید. بگویید آقا من فلانی هستم، الآن در کاغذ بنویسید اسم من فلانی است، مرجع تقلیدم ایشان است به مرجع تقلیدم بدهید، از مرجع تقلید من برایم رسید بیاورید.
یا اینکه چه؟ انفاق های دیگر هست. پول های دیگر است. حالا اعم از فطریه، صدقات، کفارات، نمی دانم رد مظالم، بیمه امام زمان، مبرات است، هر چه که هست، عقیقه بچه است، نمی دانم عقیقه خودتان است، هر چه که هست مشخص بکنید بعد تحویل بدهید، رسید هم عزیزان دریافت بکنند. این باعث می شود که نظم خیلی بهتری پیدا بکند.
خب! پدر گرامی همکار مان در موسسه بخش خواهران، سرکار خانم جوادیان به رحمت خدا رفتند، امروز هم تشییع جنازه شان بود. مراسم شان هم روز جمعه فردا مثل اینکه ساعت سه و نیم است. سه یا سه و نیم؟ ساعت سه تا پنج است. مسجد حجتیه در خیابان شهادت. عزیزمان آقای جعفر شریفی هم که به رحمت خدا رفتند از عزیزان موسسه، چهلمش روز نوزدهم جمعه است، انشاالله اعلامیه اش را خواهیم داد. احیا را گفتیم. این را هم که تذکر دادیم که انشاالله در خدمت هستیم.
1. در مورد سنت امتحان من توضیح دادم. هم در آشتی با امام زمان (ع) توضیح دادم، هم در این جلساتی که در اسلام شهر هست. امتحان خدا برای این نیست که خدا چیزی را بداند. برای این است که ما بهتر بفهمیم.
2. فرمودند اگر صدقه دادیم و زیاد نشد باید چه فکری بکنیم؟ امتحان الهی است یا چیزهای دیگر؟ امکان ندارد. چون خداوند تضمین کرده، حتما اضافه می شود. مال ما برکت پیدا می کند.
3. نماز را باید به جماعت بخوانیم. اصل نماز در اسلام به جماعت وضع شده است. فرادی اسثنا است. الآن ما برعکس کردیم. نمازمان را فرادی می خوانیم، جماعت را اسثنا می رویم. حضرت فرمود در روی نیزه هم شده نمازهای تان را جماعت بخوانید. این یادتان باشد. فرمود: «سَلِّمُوا عَلی یَهُودِ وَ النَّصاری وَ لا تُسَلِّمُوا عَلی یَهودِ اُمَّتِی» (عزیزان سخن نگویند. یک مقدار سکوت را رعایت کنند) فرمود: بر یهود و نصاری سلام کنید اما بر یهودی امت من سلام نکنید. گفتند یا رسول الله! یهودی که هست. فرمود یهودی کسی است که صدای نماز جماعت را می شنود و شرکت نمی کند و حداقل همسایه مسجد که گفتند چهل خانه از اطراف مسجد، چهل منزل، روی آن بیشتر تاکید شده است که در نماز جماعت شرکت بکند.
4. اگر فرزندان، مال شخصی دارند می توانند از مال شخصی شان انفاق بکنند.
5. شرکت کردن در راهپیمایی واجب است. مستحبی هم نیست. یک موقع کسی فکر نکند مستحبی است و اگر شرکت نکرد عقاب ندارد. چرا عقاب دارد. چون جهاد هست. مثل جبهه است فقط شکل آن عوض شده است. یعنی آن موقع مبارزه به این شکل بوده که... شما نماز جماعت را سهل انگاری بکنید عقاب دارد. نماز جمعه را پیغمبر فرمود اگر کسی چه در زمان من و چه بعد از من عمدا شرکت نکند، منافق می میرد و حضرت نفرینش کرده است. اگر کسی بتواند واقعا شرکت بکند و شرکت نکند.
6. در رابطه با معرفت خدا که افراد می گویند چطور دست پیدا بکنیم؟ باید با مطالعه شروع شود و خود عبادت. این عزیزی که اینجا نوشته باید برنامه بگیرد. ما برای هر شخصی برنامه جداگانه می دهیم.
7. ساعت کلاس را انشاالله قبل از سال نو اعلام می کنیم که بعد از سال نو عوض می شود.
8. در مورد گداهای خیابانی. ببینید گداهای خیابانی دو جور هستند. یک سلسله گداهایی هستند که حرفه ای اند. دقت می کنید؟ حرفه ای هستند. در یک منطقه ای مامورهای کمیته امداد به من گفتند یک گدایی آمده به ما گفته من حقوق کارمندان شما را می دهم، صندوق نگذارید. شما بروید اصلا اینجا جمع نکنید، من حقوق کارمندان تان را یک ذره بیشتر می دهم. بعضی ها حرفه ای اند. من خودم دیده ام از این افرادی که ثروتمند های خیلی حرفه ای هستند. اینها نه. ولی اگر شک کردید امام صادق (ع) فرمود اگر شک کردید ما ائمه موقع شک می پردازیم. بعد هم گفته اند که به هر کسی که می آید و جلوی شما دست دراز می کند، ندهید. اگر شک دارید فقط سه نفر اول. نفر چهارم دیگر نه. اگر تردید کردید این جوری هست. بهترین کار همین ریختن در صندوق صدقات است. صندوق صدقاتی که از جاهای معتبر در اختیار شما هست.
9. ضمیر «عَلی حُبِّهِ» را قبلا تذکر داده ام که هر دو احتمال در تفاسیر ذکر شده است.
10. بحث حذف حدیث کسا و اینکه آیا جعلی هست یا جعلی نیست یک بحث مفصل تری دارد. یادم بیندازید انشاالله در پایان یکی از همین مباحث، ده دقیقه در مورد این خدمت تان توضیح بدهم.
یکی از اعضا و شاگردان کلاس دیروز فوت کردند، از خانم ها بودند تصادف کردند. یک صلوات به روح شان ختم بفرمایید. خب به بقیه سوالات هم دیگر نمی رسیم، دیر می شود.
والسلام