جلسه 007 - مناسبتی
شماره جلسه
7
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - مناسبتی

نیمه شعبان؛ جلسه دوم 06/12/1402

سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

گفتیم که نظام خلقت بر اساس قانون و قاعده و عدد و اندازه و روابط متقابل بین امور هست که این روابط متقابل شما در فیزیک به آن می گوید عمل و عکس‌العمل که متاسفانه همه فکر می کنند فقط در فیزیک اینجوری هست؛ در حالی که در نظام متافیزیک هم نظام روحانی هم همین عمل و عکس‌العمل هست؛ در فلسفه به آن علت و معلول می گوید. در دین چون ریاضی دقیق‌تر است فلسفه و فیزیک به شما می گوید عدد مقدار نتیجه؛ مقدار عدد نتیجه، قدر قضا. خب در ساختار انسان، خداوند تبارک و تعالی می گوید شما باید این عدد و اندازه و قدر و قضا را در خودت هم حرمت بگذاری. اگر بخواهی در خودت با این احکام و حدود رابطه برقرار نکنی، خدا می گوید کسانی که با احکام الهی رابطه برقرار نمی کنند با حدود و ریاضیات خدا کافر ظالم و فاسقند، کفر یعنی چی؟ یعنی قبول ندارد این را. اصلا عدد و اندازه خدا نمیخواهد حدود خدا را رعایت کند. ظالم است. چون وقتی به خودت عدد و اندازه را رعایت نکنی؛ مثل کسی میخواهد در غذا خوردن رعایت اندازه و حدود نکند. خب به خودش تجاوز می کند، ظلم می کند، سرطان میگیرد. فاسق است. چون دیگر طبیعی نیست. به سمت بی‌نهایت چون با عدد و اندازه خدا تو باید به سمت بی‌نهایت حرکت کنی، به سمت انسانیت یعنی با یه فرمول و قاعده‌ای شما سواره سفینه میشوید که با آن تا بی نهایت میروی؛ ولی اگر آن فرمول رعایت نکنید اصلا سوار نمی کنند. پس فاسق میشوی. خب حالا خدا این عدد و اندازه و ریاضیات را به کی میدهد ؟ به متخصص معصوم میدهد. امامی که محاسبات کل شی در دست اوست. او چی می گوید؟ او می گوید اگر در همه ابعاد وجودیت به آرامش سعادت برسی یه چیزی را تنظیم کن، یه چیزی را و آن هست که رابطه تو با الله تنظیم کن. خود امیرالمؤمنین می فرماید: کسی که بخواهد رابطه ا‌ش را با الله تنظیم کند، باید اول چیکار کند؟ معرفت نفس پیدا کند. بدان کیست اصلا «من لا تجل نفسک فان الجاهل معرفت نفس بکل شی» نسبت به خود جاهل نباش. چون آن کسی که معرفت نفس ندارد جاهل به همه چیز هست؛ یعنی هر چیزی هم که برود از طریق دانش بشناسد، به معرفت نمی‌رسد؛ یعنی دوباره جاهل است و آنکه با آن ارتباط برقرار می کند، قلابی هست، به درد نمی‌خورد. الله، اهل بیت،. نماز روزه همه چیز قلابی در می آید و تاثیرگذار هم نیست ۴۰ سال هم نماز می‌خواند به قول امام سجاد، امام صادق علیه السلام ۶۰ سال می‌خواند یه رکعتش هم جذب وجودش نمیشود یا به قول پیغمبر میخوانذ ولی هی دورتر می شود از خدا، هی نماز بیشتر زیارت بیشتر حج بیشتر ولی به جهنم نزدیکتر دارد می شود. چون روی روال ریاضی و قاعده نیست. خب بنابراین خواهشم این هست اگر می‌خواهیم قدر گیرمان بیاید، ما به یه تقدیرات ریاضی خوب، چون امشب که شب قدر یا شب قدرهای آینده، سرمایه گذاری روی یه قدر کنیم.

مادر همه قدرها و قدر همه قدرها این است که تو خودت را بشناسی؛ حتی قبل از خدا، خودتان را بشناسید. وقتی این را شناختی، می گوید آن الله خودت هم در می آید، رب خودت را می شناسی. وقتی فهمیدی که روح اللهی بی‌نهایت طلبی، خود به خود می‌فهمی که برای تربیت بی‌نهایت آفریده شدی یعنی خلیفه الله شدن. یقین می‌کنی که تو فقط در ارتباط با بی‌نهایت هست که تنظیم رابطت از بی‌نهایت یه ذره بیا این طرف تر، می‌رفتی در محدودیت‌ها و له میشوی، از شیر به پستونک می افتی. دیگر سیری نمی آوری برایت، فقط سردرگمی و کلافگی و اشباع کاذب است. حقیقی نیست، جذب حقیقی نیست. پس تو تنها زمانی تعادل داری که با بی‌نهایت ارتباط داری. وقتی از بی‌نهایت کشیدی کنار به فسق می‌افتی. آیه ۲۴ سوره توبه هم همین را می گوید دیگر . شما وقتی که معشوقهایت الله اهل بیت و جهادند انسانی و به سمت بی‌نهایت داری حرکت می‌کنی، رابطه‌ات هم تنظیم است. معشوقه اصلی، سه تا معشوقه اصلی ات. بقیه معشوق را ببر زیر مجموعه آنها، آنها هم حفظ می شوند، معشوق زمینیت همه حفظ می شوند، عشق های زمینی ات قشنگ هست رابطه همسری درست درمی آید. رابطه با بچه‌هات درست در می آید، رابطه ات با همه کس درست می شود. به شرطی که رابطت را ببری زیر مجموعه رابطت با این سه تا معشوق «الله، اهل بیت و جهاد». اگر تنظیمش کردی، دیگر رابطه زناشوییتان هیچ وقت خسته کننده نمی شود و هیچ وقت از همدیگر سیر نمیشوید. هیچ وقت زده نمیشوید از همدیگر. هیچ وقت شکست نمیخواهد. در رابطه شما دیگر شکست وجود ندارد. طلاق نیست، درگیری نیست، زودرنجی نیست، حساسیت نیست، غم نیست ، مقایسه و مسابقه نیست. چون تو این عشق را تضمینش کردی بردی تحت سه تا عشق اصلی قرارش دادی. اینها درست تربیت می شوند؛ ولی این عشق‌های محدود اگر نروند زیر نظر بی‌نهایت، خودشان بت تو می شوند و تو را نابود می کنند. اصلا نمیتوانی نگه اش داری. یه قلب بی نهایت با سه تا معشوق محدود، با معشوقهای محدود، زیر این چرخ دنده ها انسان له می شود. پس تو باید خودت را ببری در مجموعه، در آن رابطه حقیقی قرار بدهی. وقتی فهمیدی الله اله ات، فقط الله اله و الله فقط ربت هست، تو فقط زمانی سالم داری میروی که در باشگاه خدا بمانی؛ یعنی رابطت با مربی ات خراب نشود. الله رب مربی ات است دیگر؛ یعنی از باشگاه خدا در نیامده باشی. از باشگاه دربیایی، دیگر ول هستی، به درد نمی خوری. هیچکس روت حساب نمی کند. یه ورزشکار تا زمانی قهرمان است، موفق است و رو به رشد که در باشگاه زیر نظر مربی و بهترین مربی باشد اما اگر مربی بهتر نباشد، مربی اش ضعیف باشد یا در باشگاه نباشد، این کلاً کارکردش می افتد. هر ورزشکاری ، هر هنرمندی رابطه‌اش با مربیش قطع بشود، تمام است. ما به عنوان انسان وقتی رابطه مان با الله به عنوان مربی مان قطع بشود؛ پس رابطه‌مان با همه چی می‌ریزد به هم. تو هی بدو پولدارتر شو، تحصیلاتت را بالاتر کن، مقام دنیایی و اجتماعی ات ر بالاتر کن؛ یعنی در واقع به جهنم نزدیکتر میشوی. در دنیا -آخرت که حالا بماند جهنم هایش- در دنیا می‌افتی در جهنم، در دنیا به هیچ وجه به عاطفه به صورت پایدار به عشق پایدار به آرامش و به شادی هرگز نمیرسی. پس این را صفر نگه دار تنظیم رابطه ات را با معشوق اصلی؛ یعنی این بخش. این را با معشوقه اصلی با همسر اصلی ات، زوجت الهت تنظیم نگه دار. اگر اینجا رابطه ات با الله به هم بخورد، این چهار تا شکست می‌خورند. ما اصلا اشتباهمان این است. چون این بخش خیلی به رسمیت نمی شناسیم تا یه موفقیت در این چهار تا بخش پیش می آید یه پیشنهاد یه شهوتی یه پیشنهادی به ما داده می شود، اولین کسی که قربانی اش می کنیم، کیست؟ من اصلی هست. تو حالا ولش کن دیگر، حالا کار داریم، جلسه داریم ، درس داریم، نمیرسیم. حالا اذان ولش کن، اقامه ولش کن، تعقیبات ولش کن، قنوت ولش کن، نماز ولش کن، روزه ولش کن، نماز شب ول کن ، سحر ول کن ، زیارت ول کن، همین جوری می بینی دیگر هیچی دیگر ازت نماند.

خب من کی رابطم با الله تنظیم است؟ این جواب سوالی که باید امشب بدهیم. خب تو برای چی آفریده شدی؟ برای خلیفه اللهی. یادتان نرود این درسها را. از جلسه بیرون بروید، کفشهایتان را پوشیدید، یادتان برود. ما آمدیم برای تمرین پادشاهی در مکان، زمان؛ مکان نامحدود، زمان نامحدود با امکانات نامحدود. در زیارت رجبیه داریم، دعاهایی که ماه رجب هست. در قرآن هم داریم. شما را آفریدیم برای پادشاهی کبیر. خدا پادشاه است ما هم باید. از نفس خودش در ما ریخته دیگر، از روح خودش در ما قرار داده. او ملک الناس است، می گوید من شما را آفریدم برای پادشاهی، شما باید در دنیا کنید که بتوانید در یه بهشت بی‌نهایت، زمان بی نهایت، امکانات بی‌نهایت پادشاهی کنید. انسان پادشاه است در آنجا. اگر کسی اینجا پادشاهی را نتواند تربیت کند، خودش را ضعیف و ذلیل و شل و ول و بی عرضه، اصلا آنجا فقط به جهنم می برند، به درد بهشت نمی‌خورد، اصلاً عرضه ندارد بهشت را مدیریت کند که. خب پس من اگر قرار است به این بزرگی تربیت شوم، اولین و ضروری‌ترین نیازم چیست؟ صحبت باشگاه خداست. می گوید من ربم، مربی‌ام، این عالم هم به عنوان باشگاه آفریدم. در باشگاه اولین نیاز من چیست؟ مربی؛ یعنی من باید یه خلیفه بالا سرم باشد، من بدانم که قرار است اینجوری تربیت شوم.

در باشگاه‌ها دیدید یا در دانشگاه ها، عکس قهرمانان آن رشته را همیشه میزند تا تو چشمت بخورد که مثل کی تربیت بشوی. خدا اول می آید انسان کامل را برای ما می‌آفریند، می گوید ببین وقتی میگویم خلیفه میخواهی بشوی؛ یعنی این‌ است. این است. شما که ارتباط با الله که ندارم که، بدانم الان الله چه جوری میخواهد کار بکند. چون خدا به من یه ابعادی داده مثل جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و من باید تنظیم کنم اینها را دیگر. پس باید یه خلیفه، یک انسان کاملی که آن ابعاد را دارد: نیاز جنسی دارد گرسنگی دارد تشنگی دارد عاطفه دارد دشمن دارد. همه شرایط را دارد. آن می خواهد ببیند من در این شرایطی که هستم چیکار می کند؛ مربی یعنی این. پس ما مهم‌ترین و ضروری‌ترین نیازمان چیست؟ خلیفه الله. احتیاج به خلیفه داریم، بدون آن اصلاً تو در باشگاه نیستی، حیات انسانی هم نداری. حیاتت یا در شأن کمالات جمادی یا گیاهی یا حیوانی یا نهایتاً یه دکتر مهندس بشوی. دکتر مهندسی ات هم به درد نمی‌خورد. چون آن هم می آید در بخش حیوانی صرف می شود. در بخش فوق عقل نمیرود. چون فوق عقلت فعال نیست اصلا. فوق عقلت وقتی فعال نباشد تو ارتباطت با رب قطع است. تو یه راه ارتباط با مربی داری، آن هم فعالی فوق عقلی ات است؛ یعنی فعالیت انسانی و الهی ات. وقتی آن را قطعش میکنی، خود به خود سقوط می‌کنی، به بخش عقلی و فرشته‌ایت سقوط نمی‌کنی. خود به خود به بخش حیوانی سقوط می‌کنی. چون این دیگر کارکرد ندارد. این مجبور است این را به بخش علم بیاورد در استخدام شهوات دنیایی و حیوانی مصرف کند. همانطور که در همه جای دنیا علم دارد برای فساد استفاده می‌شود.

خب پس ما نیازمان به امام زمان است؛ یعنی هر کس در هر زمانی امام لازم دارد تا به آن بزرگی تربیت شود تا به مقام محمود برسد. اگر با امام زمانت ارتباط نداری، نمی‌دانی کیه، پیداش نمی‌کنی، باهاش ارتباط نداری، زیر چادرش نیستی در باشگاهش نیستی اصلاً ساقطی. توهم زندگی دینی داری، نماز می‌خوانی، حاج آقایی، حاج خانومی، هیئت میری، حرم میروی، ولی این فقط یه جامعه مسلمانی ما داریم. ما جامعه اسلامی نداریم. جامعه اسلامی ساختش کار کیست؟ کار خلیفه الله است؛ یعنی جامعه که آدمهایی که در آن هستند تربیت شده هستند به مربی به زیرنظر مربی. ما الان ارتباط مربی نداریم. لذا جامعه مان جامعه مسلمانی هست؛ یعنی مسلمانها یه جای کشوری یه شهری یه جا جمع می شوند حسینیه میزنند، مسجد میزنند، ارتباط دارند، بازار دارند، زناشویی دارند، از همدیگر همسر انتخاب می کنند. جامعه مسلمانی است اما در دل این خلیفه بیرون نمیاید، از دل این انسان بیرون نمی آید، از دل این رحمان و رحیم و شخص آرام و شاد بیرون نمی آید. الان ۴۰ ساله ما بعد از انقلاب طلاقهایمان کمتر شده یا بیشتر؟ بله؟ آرامش زیادتر شده؟ مهربونی هایمان زیادتر شده؟ جامعه مان هم اسلامی است. بیش از هر زمانی ما هی با دین و قرآن و دعا و توسل و کمیل و حرم و عمره و سرکار داریم اما از توش هیچی در نمی آید؛ یعنی تو به آرامش بیشتر نمی‌رسی، به مهربانی بیشتر نمی‌رسی. چون جامعه، جامعه ی مسلمانی است، جامعه اسلامی نیست. جامعه اسلامی یعنی کسی بتواند در ارتباط با متخصص معصوم در باشگاه تربیت بشود. لذا پیامبر فرمود: «من مات و لم یعرف امام زمانه ماته میته جاهلیه»؛ هرکس بمیرد و امام زمانش را معرفت، نه علم نیست، می گوید آقا من امام زمانم را می شناسم. می گوییم کیست؟ می گوید: پسر امام حسن عسکری و حضرت نرجس خاتون است، ۲۵۵ متولد شده، ۶۹ سال غیبت صغراش بوده بعد هم رفته در غیبت کبری. هر وقت خدا بخواهد می آید. این معرفت نیست که. معرفت یعنی تو بفهمی آن حقیقت توست. آن، همان نوری هست که خدا تو را از آن خلق کرده. خانواده آسمانیت هستند، رحم توست، تو فقط در صله ارحام سعادتمند میشوی. وقتی ارحام به رحمت وصل نیستی شکست می‌خوری. ما الان در رحم دنیایی و طبیعی و حیوانی مان هم وقتی قطع رحم می‌کنیم، می‌فرماید بوی بهشت از ۵۰۰ سال راه می آید، کسی که با رحم حیوانیش یعنی عمه، عمو، خاله، دایی، بابا مامان، با اینها قطع ارتباط هست، این اصلاً ساقط است؛ چون در این رحم تو به رحمانیت و رحیمیت میرسی، شرط رحمانیت و رحیمیت است دیگر. وقتی صله رحم نداری، نه رحمانی نه رحیم. پس قطع هستی. حالا تو فکر کن کسی با امام زمان رابطه نداشته باشد، با حضرت زهرا با ابوالفضل با فرشته‌ها با اهل بیت رابطه شخصی و روابط خانوادگی ندارد، رفت و آمد ندارد، در رحم نیستی اصلا، تو صله ارحام نداری، تو اصلا نمیتوانی به رحمانیت و رحیمیت برسی. چرا؟ ۱۳ تا معصوم به خاطر همین نفهمی ها در بی رحمی کشته شدند. پس رحمانیت و رحیمیت وجود ندارد. جامعه اسلامی نیست. جامعه اسلامی یعنی جامعه ای که در آن رحمت هست. مهمترین کسی که تو باید به آن رحم بکنی، کیست! رَحِمِت هست دیگر و بالاترین رَحِمِت امام زمانت هست. تو اصلاً با این رَحِم رفت و آمد نداری، اصلاً رابطه تو با امام زمان خشن هست، تو نه دلت تنگ می شود برایش. پس بی عاطفه‌ای؛ نه دعا می‌کنی، استغاثه داری برایش، بی‌عاطفه‌ای؛ نه یادشان می‌کنی، بی‌عاطفه‌ای؛ نه بهش فکر می‌کنی، بی‌عاطفه‌ای؛ نه تلاش می‌کنی که بیاید، باز م بی رحمان و رحیم نیستی. پس تو نمی‌توانی بگویی، امام زمان را له اش داری می‌کنی بعد فکر کنی داری. مسلمان تربیت میشوی اصلا اینجوری نیست و آن شناختی که از الله داری، قلابی هست. چرا؟ چون شناختی از خودت هم داری، قلابی هست. وقتی شناختی از خودت قلابی بود، الله ات قلابی هست، وقتی که الله ات قلابی بود، فکر می‌کنی رابطه با خدا یعنی من نماز بخوانم، یعنی من روزه بگیرم، یعنی حجاب داشته باشم، یعنی بروم مثلاً مکه، حرم بروم. در حالی که خدا اصلاً اینها را قبول ندارد. خدا می گوید من تو را آفریدم برای خلیفه اللهی، مربی گذاشتم، باشگاه گذاشتم. برو زیر نظر مربی ات. برو وصل شو به امامت. پیغمبر تو دارد می گوید: بدون امام زمان مرگ جاهلی داری. به امام صادق گفتند مگر جاهلی یعنی چی؟ فرمود: کفر و ضلال و نفاق. تو مسلمان از دنیا نمیروی. برای همین در غدیر پیغمبر خدا به آن می گوید: ببین اگر متخصص معصوم و مشخص نکنی، خلیفه را دست در اختیار مردم قرار ندهی، تمام رسالتت هدر رفته «فما بلغت رسالته» بعد از اینکه پیغمبر علی را منصوب کرد و معرفی کرد، منصوب که از خدا منصوب شده، معرفیش کرد، فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتم علیکم نعمت الاسلام رضیت الاسلام دینا» تازه من امروز راضی شدم اسلام دین شما باشد. چون متخصص معصوم بالا سرش است. چون مربی برقرار است، باشگاه برقرار است، وقتی باشگاهی وجود ندارد، تو چه جوری میخواهی تربیت انسانی بشود. بنابراین شما وقتی می گوید هر کس رابطه‌اش را با خدا اصلاح بکند، خدا رابطه‌اش را با همه چیز اصلاح می کند، همه چیز درست می شود ، آن چیزی که می آید رابطه من را با الله اصلاح می کند، امام زمان است؛ یعنی تو فقط در پیوند با امام زمان رابطه با خدا حقیقی هست، در غیر ارتباط با امام زمان رابطه قلابی هست، در نماز و حرم و هیئت و اینها رابطه قلابی هست. ۱۳ تا معصوم کشته شدن شوخی نیست، ۱۳ تا خلیفه. این یه دونه هم ۱۲۰۰ سال آواره طرد شده تنها و یگانه است، غریب، مظلوم و مضطر و ما میگویم ما داریم مسلمانیم. ما مسلمانیم. م جالب هست این شخص الان مضطر هست، غریب هست، آواره است، مظلوم تنهاست و ما هم جشن میگیریم. بعد در این جشن چیکار میکنیم؟ الان امام زمان حالش چه جوریه؟ ما حالمان چه جوری هست؛ پس وقتی اتصال به امامت نداری، رابطه طبیعی و منطقی با رحم خودت، امام زمانت، نداری، آن الله ات قلابی است، آن الله ات قلابی هست؛ اصلاً ارتباطت با الله قطع هست؛ حالا هی برو هیئت، هی نماز شب بخوان مثل این گروه‌های منحرفی که هستند الان می خواهند ما را با دعای کمیل و با هیئت و با چیزهای دیگر سرپا نگه دارند ولی ارتباط تو را با امام زمان قطع می کنند. تو وقتی با رحِمت ارتباط نداری، اصلا تو آدم نیستی، انسان نیستی، اصلا حیات انسانی نداری. رابطه ات را با امام زمان تنظیم کنی. الان وقتی میگویند صله ارحام هر کس نداشته باشد، آقا الان حدیث هست دیگر، ده‌ها روایت است، آیه قرآن هم زیاد داریم، جزو گناهان کبیره است، انقدر کبیره است که می گوید بوی بهشت از ۵۰۰ سال راه میرسد کسی قطع رحم کرده باشد بوی بهشت استشمام نمی کند، از ۵۰۰ سال، اصلا این آدم به بهشت نمیرسد. این آدم خب وقتی میگویند صله ارحام واجب هست؛ یعنی چی؟ صله یعنی اتصال ارحام یعنی خویشان خودت. الان یعنی چی صله ارحام کنید؟ یعنی من زنگ بزنم و بگویم: سلام، حالت خوبه؟ خوبی؟ سلامتی؟ چطوری؟ خوبی انشالله؟ مخلصیم، خداحافظ؛ این صله ارحام شد؟ چرا می گوید صله ارحام واجب است؟ یعنی چی صله ارحام؟ یعنی ما چیکار کنیم؟ یعنی باید انقدر با هم ارتباط داشته باشید که اگر نیازی هست کاری باید برای همدیگر بکنید، آن وسط در ارتباط با هم باشید با همدیگر، دسترس هم باشید، بداند که میتواند روی تو حساب کند، فضا را یه جوری باز کنید که آن بداند همیشه میتواند روی تو حساب کند، در هر صحنه ای تو کمکش می کنی، پدرت، مادرت، خواهرت، برادرت، این صله ارحام می شود دیگر. پول میخواهد، اعتبار می‌خواهد آبرو می‌خواهد هرچی هست، هزینه‌اش کنی. رحم یعنی همین دیگر. خب وقتی می گوید امام زمان، این من رحم شما هستم، در آیه صله ارحام، می گوید: «ذلک صله الرحم و غایت تاویلها و صلتک ایانا» این آیه ارحام غایتش این است که تو آن رحِمتان که ما امامان هستیم، با ما ارتباط داشته باشید. ما الان ارتباط نداریم؛ یعنی الان امام زمان در ماها لنگ است. نمیتواند از ما استفاده کند. نه بخش جمادی پولمان صرفش می شود. یه جایی که ما باید پول خرج کنیم برای امام زمان، کار امام زمان لنگ هست ما حاضر نیستیم سرمایه گذاری کنیم. امام زمان می گوید: الان من یک جایی احتیاج دارم شما سرمایه گذاری کنید. می گوید: نه، من الان خودم واجب تر از تو هستم. کار خودم، بیزینس خودم، تجارت خودم واجب تر از تویی که لنگی. فسق هست دیگر. قطع رحم است. طرف فکر می کند دین دارد، فکر می کند دین دارد. می گوید اگر این پول را خودمان خرج کنیم بهتره، امام زمان کیه! این حرفها چیه! دو) وقت: وقت، در بخش گیاهی. می گوید: من وقت ندارم. به امام زمان می گوید من وقت ندارم. بالاخره این آقا وقتی می‌خواهد بیاید یه لوازمی دارد یه شرایطی دارد یه کارهایی باید بشود که ایشان بیاید. الان ما می‌توانیم هم برایش پول هزینه کنیم هم وقت بگذاریم. سه) چی؟ آبرو. آبرو بگذارند. از آبروم استفاده کنم برای برطرف کردن موانع ظهور . چهار) علمم، تخصص‌هایی که دارم؛ مثلاً زبان بلدم ازش استفاده کنم، پزشکم، مهندسم، کلی کار می شود با تخصص. هنرمندم، شاعرم، نویسنده ام مربی‌ام معلم. هم هیچ کدام نیستم. زن خانه دارم، اصلا الان علیل، مریض معلول هستم در گوشه خانه افتادم، می گوید کل کار میتوانی آنجا برای امام زمان انجام بدهی، همان جنازه ات هم می تواند کلی کار انجام بده. تو میتوانی یه عالم قدرت معنوی برای برطرف کردن موانع ظهورت ایجاد کنی، و فلج افتاده یه گوشه‌ای. خب الان چیکار کنم؟ می گوید برایش دعا کن، برایش صلوات بفرست، به او فکر کن، باهاش یه عالم خیال عاشقانه داشته باش، دارد کار می شود دیگر. صلوات کم چیزی هست. خدا رحمت آقای بهجت را سلام الله علیه می‌گفت: هیچکس نمی‌داند یه دونه صلوات در برزخ در ملکوت چه اتفاقی ایجاد می کند. اصلا در نظام برزخ، در ملکوت با یه صلوات خیلی تحول ایجاد می شود.

خب از تخصص استفاده کن برای امام زمان. دیگر چی؟ عشق بگذار برایش. دل بده به او. در روابطی که شما با رَحِمت داری، پدر ومادر همسر اگر یکی از آنها بو ببره تو خوشت نمی آید ازش، دلتنگش نمیشوی، آنجا که باید برایش دعاش کنی دعاش نمی‌کنی، نگرانش نیستی، همسرت باشد، پدرت باشد، مادرت باشد، متنفر می شود. اگر در زندان باشد در بیمارستان باشد بعد بفهمد در خیلی بیخیالی اصلا نمیری کاری کنی نجاتش، خیلی ناراحت می شود. ظلم هم هست آخه. هم بی‌ادبی هست، هم گستاخی هست، هم بی رحمی هست، هم بی عاطفگی هست. در بیمارستان در زندان هست، یک کاری کنی که دربیاید. دوست توست، رحم نه، دوستت هم اینجوری باشد، بفهمد که تو اصلا اینجوری هستی نسبت به او، خیلی متنفر می شود. می گوید این چه جور دوستی هست؟ من در بیمارستان افتادم، نمی آید بگوید اصلا نیازت چیه؟ پول دارویت را داری، نداری، نمی‌دانم نیاز داری کمکت کنم، چیکار کنم برایت بالاخره؟ به خانه ات سر بزنم؟ به کی سر بزنم؟ چیکار کنم؟ رحم که نه. این بابات هست امامت هست حقیقتت هست، جانت هست. میگوید: آمدیم جشن تولد. جشن تولد امام زمان چه جوری شام دادیم، ناهار دادیم، تمام شد. کارمان را انجام دادیم.

یک) الان فکر کن امام زمان در آن آوارگی، تنهایی اش، در غربتش که بچه‌هایش را دارند جلوش تیکه تیکه می کنند در غزه، آن بچه‌های دیگرش که اصلاً نمی شناسدش، از آن دورن،د همه شان هم عاشقشان هست، دوستش دارند، چینی‌ها، ژاپنیها، آن آمریکاییها، اروپایی ها، همه بچه های امام زمانند دیگر. غصه تک تکه شان دارد میخورد. گفت: مریض بودم، با سختی یک ذره استراحت کردم، دارو خوردم یک ذره جان گرفتم. گفتم حالا که یه ذره جون دارم پاشم پشت سر آقام امیرالمومنین بروم نماز بخوانم. خودم را رساندم نماز را خواندم. آقا همینجوری که داشت میرفت به دارالخلافه. گفت: منم دنبالش بودم، دلتنگش بودم، همراه شدم. گفت: آقا به من نگاه کرد و گفت: سخته، ضعیف شدی، مریض شدی، درد داری، به سختی خودت را آوردی. گفت: آقا من دلتنگ تان بودم، هر جوری گفتم بیایم. گفت: این را بدان هر کدام از شما مریض میشوید، ما هم مریض میشویم. درد شما درد همه ما هست. ما با شما خوشحال میشویم با شما غمگین میشویم. تمام مریضی های شما به جان ما هم میرسد. رابطه وجودی داری: «انفسکم فی نفوس ارواحکم فی الارواح» حالا تو فکر کن امام زمان چقدر سختش هست دارد می‌بیند، بچه‌ها کوچولوها دارند تکه تکه می شوند. ماها دعای جدی نداریم.

یکی از بی‌عاطفگی ما این هست که ما چند ساله الان داریم مردم روزی یه ساعت، هفته ای یه ساعت جمع شوند استغاثه کنند. از هم لباس‌های خودم که خیلی بی عاطفه اند بعضی هایشان و تازه جلوی همه را هم میگیرند. می گویند: نه استغاثه لازم نیست، استغاثه از کجا آمده، ولش کن. استغاثه چیه، نمیدانم یعنی از اینها شما بگیرید تا خیلی کسان دیگر. دعا چیه. برای چی جمع شویم دعا کنیم. ضروری‌ترین چیز خود امام زمان بارها تکرار کرده، اصلا برایش بدیهی نیست. آقا هفته ای یه بار جمع شویم یه جایی. در مسجدهای محله تان در حسینیه‌هایتان در شهرهایتان، دو نفر سه نفر پنج نفر ده نفر استغاثه را برپا کنید، همه بیایند دعا بکنند برای امام زمان، بگویید آقا ما دلتنگتیم، خدایا ما دلتنگ این آقاهستیم. خدایا ما کم آوردیم. ما چرا نمیتوانیم؟ برای اینکه ما رحمان و رحیم نیستیم. تو زمانی میتوانی امام زمان را و خدا را از صمیم قلبت فریاد بزنی که الان که نشستی اینجا چهار تا موشک بیاید بخورد اینجا، زنت را، بچه ات را، شوهرت را، تیکه تیکه کند جلو چشمهایت، بعد بیرون هم نه آب داری نه برق داری نه گاز داری سرما هست، هیچ گرمایی هم نداری، اصلا یه صحنه چند روز پیش ما که اصلاً دل نداریم نگاه کنیم. بچه دو سه سالش بود، آمده بود در هوای سرد، هوای باز، میلرزید همینجوری. واقعا داشت میلرزید بعد مصاحبه گر بهش می گوید که سردت هست؟ می گوید: نه، برو داخل. بعد می گوید –بچه چی جواب می دهد؟- می گوید: داخل خیلی سرده. در هوای باز، می گوید داخل خیلی سرده. این پناه آورده به هوای آزاد، این بچه که یه ذره بهتر از بیرون باشد. دو تا بچه‌هایت را تیکه تیکه نکنند، شوهرت، زنت، پدر مادرت را و ۸۰ نفر از یه خانواده میروند روی هوا. خانه ات را سرت خراب نکنند، بچه هایت آن زیر نمانند و جیغ نزنند: مادر مادر و تو هیچ کاری هم نمیتوانی بکنی، حتی باید بایستی تا ببینی آنها آن زیر می میرند، هیچکس نمی آید کمکت بکند، کسی نیست اصلا بیاید کمک کند. تا وقتی این حال بهت دست نزده، نمی‌توانی بگویی «اللهم عجل لولیک الفرج». ما این «عجل لولیک الفرج» مان سر سیری هست. الان همه ما شکممان را خوردیم، سیر، همه چیزمان خوردیم، امنیت آرامش شادی خانواده گرما، همه چیزمان تنظیم است بعد سر سیری می گوییم: «اللهم عجل لولیک الفرج» اضطرار در آن نیست. بابات را نگاه کن الان چه حالی دارد. بابات را نگاه کن الان. بابات کجاست؟ بابات الان در میانمار هست که دارد می بیند بچه هایش چه جوری می کشتند. بابات الان در فلسطین که زنهایش دارند به دخترها و زنهایش تجاوز می کنند. مردانشان را لخت کردند در این سرما دارند شکنجه میدهند. آنجا دارد آقا امام زمان نگاه می کند. بابات یه دل دارد، یه چند میلیارد بچه دارد و برای تک تکشان غصه می خورد و تو تا دلت با دل امام زمان یکی نشود، به جای او غصه نخوری، اصلا ول معطلی. ما اصلا رحمان و رحیم نیستیم.

حدیث را برایتان بخوانم. یه صلوات ختم بفرمایید. قربان امام حسین بروم ، جان ما فدای امام حسین یه صلوات محضر مقدسشان ختم بفرمایید. «یا ایها الناس» یعنی همه مردم، انقدر مهم هست عموم را دارد صدا می کند. دارد قاعده عمومی برای کل مردم دنیا میدهد «ان الله جل ذکره» خداوند «ما خلق العباد الا لیعرفه » مردم را نیافرید مگر برای اینکه به آن معرفت پیدا کنند یعنی چی؟ یعنی روح خودش را در مردم قرار داد تا آن مردم بفهمند آن از کی این روح آمده. برای چی خلق شدند. بفهمند برای خلیفه اللهی آفریده شدند. حالا پس مربی و اله شان را الله شان را بشناسند. وقتی این رابطه برقرار نیست، مردم نمیدانند خدا کیست. الله آفریده. اینکه خدای هست اینها را آفریده هی هم بهش بگویند شوهر می‌خواهیم، زن می خواهیم، خدا مشکلاتمان را حل کن خدایا، اینها در ازائش من هم نماز می‌خوانم برایت ، نمازی که نمی‌فهمم چیه، روزه ای که نمی‌فهمم چیه، حجی که نمی‌فهمم چیه، این ظواهر را رعایت می‌کنم.

می گوید: خدا شماها را آفریده برای این معرفت. وقت بگذار برای این معرفت. ساعت‌هایت را، وقتت را، کارهایت را، این فیتیله کارهایت را پایین بکش، هیجان زده و شهوتی نرو سراغ این چهار تا بخش. لیسانس بگیرم ارشد بگیرم دکترا بگیرم طرح دارم ،طرح مطالعاتی دارم به شوهرم به زنم بعد خانه مان. خانه ام را این جوری کنم. ثروتم را، این را بخرم، آن را بخرم، این را بخوریم آن را بخوریم دیگر. پس کی میرسیم به معرفت؟ خدا نکند به یکی هم بگویم که رژیم بگیری یه ذره در این چهارتا رژیم بگیر، یه ذره به این من هم برس. یه ذره به خودت هم یه سر بزن، به خودت هم یه سر بزن. یه سر به خودت بزن.

فحشا یعنی چی؟ یعنی هرزگی در این چهار تا. فاحشه بودن چیه؟ یعنی خودفروشی در این چهار تا. این من اصلی دارد له می شود این وسط. برای همین هم خدا از هر چیزی که تو را از او جدا می کند در قرآن به چه لفظی آورده؟ فحشا. ما فقط فروش بدنی را فحشا میگویم. فاحشه است. خدا می گوید نه. تو وقتی من را همسرت را رها می‌کنی و خودت را می‌فروشی به غیره، خودت را در آغوش هرچی کسی غیر از من قرار میدهیريال دلت را هرجایی پیوند میدهی غیر از همسر اصلیت و اله ات، تو فاحشه‌ای، هرزه‌ای.

ای یک دله صد دله/ دل یک دله کن

هی هم دارد می گوید لا اله الا الله، لا اله الا الله، لا اله الا الله؛ هیچ معشوقی غیر از او نیست هیچ معشوقی نیست. همه هم دروغ هست، هزار جا ما خودمان را داریم میفروشیم. «فاذا عرفو عبده» اگر کسی فهمید الله مربی است عابد او فقط خواهد. یعنی بندگی فقط او را قبول می کند. در باشگاه او میرد «فاذا عبده » اگر رفتن در باشگاه دیگر مربی دیگری انتخاب نمی کنند «استغن» غنی می شوند. بی نیاز می شوند «بعبادته عن عبادته» دیگر خوششان نمی آید زیر نظر هیچ باشگاهی بروند، هیچ مربی بروند. آن وقت شعارشان چی می شود؟ وقتی من مربی پیدا کردم حاضر نیستم زیر نظر هیچ مربی دیگری باشم غیر از الله، غیر از اهل بیت، غیر از امام زمان شعارم چی می شود؟ «ایاک نعبد و ایاک نستعین» فقط تو. لیاقتم کمتر از شما نیست. برای چی بروم الگوی دیگران، چرا دیگران را الگو قرار بدهم؟ تا وقتی می‌خواهی شبیه کسی غیر از امام زمان بشوی، فحشا داری. نفهمی هست. احمقی هست که قیمت خودت را نمی‌دانی. دچار فسق شدی.

«استغن بعبادته عن عبادته» حالا دقت کنید بخوانم این را تمامش کنم. «فقال له رجل» یه مردی پیدا شد، عجب مرد خوبی هم بوده. خدا رحمتش کند هرکی بوده. «یابن رسول الله بابی انت و امی» پسر پیغمبر پدر مادرم فدات شود. ببین اینجوری حرف زدن یعنی آن مسئله‌ای که تو گفتی برایم خیلی مهم هست. پدر و مادرم فدات شود. بهم بگو. سوالم را جواب بده «فما معرفت الله» معرفت الله یعنی چی؟ معرفت الله یعنی چی؟ ببین امام چی جواب میدهد. می‌فرماید که «معرفت اهل کل زمان امام الذی یجب علیهم طاعته». معرفت الله یعنی در هر زمانی امام زمانی را که با اطاعتش واجب است را بشناسی. تا وقتی که تو امام زمانی که اطاعتش واجب است را نمی شناسی، رابطه ات با او قطع است، الله ات قلابی است. حرکتت به سمت الله نیست، به سمت بی‌نهایت نیست. آن رحمی که تو را تا بی نهایت تربیت می کند، تو اصلاً در آن رحم نرفتی. ما در رحم امام زمان قرار نگرفتیم. اتصال نداریم ما. ما نه پولمان و بخش اقتصادی مان ربط به امام زمان دارد، خمس نمیدهیم، حرام می‌خوریم، هر کاری هم می‌کنیم. زکات باید بدهیم، نمیدیم. مهریه‌های خانم‌ها را می‌دزدیم، فشار میاوریم به زنها که باید مهریت را ببخشی، بعد حق خوری می‌کنیم. حق این را. کجا اقتصاد کجاش خورده این مال به در رحم امام زمان. وقتهایمان جاهای دیگر دارد با هرزگیها و معشوق‌های چهارگانه تلف می شود. همه اش هوس‌های چهارگانه داریم دائما، بعد هم به کارهایمان نمیرسم. می گوییم نرسیدم. استاد این برنامه که شش ماه پیش به من دادی، یه سال پیش داری، بعضی ها الان به من مراجعه می کنند، می گویند حالم خیلی خراب هست. می گوییم: شما برنامه داری. من برنامه را یک جوری می نویسم که حالت خوب شود، شاد و آرام شوی. می گوید: استاد نرسیدم. می گویم: برنامه آخر کی بوده؟ می گوید سه سال پیش، ۲ سال پیش. وقت بعد می گویم وقت من و خودت را داری تلف می‌کنی. داری هم من را مسخره می‌کنی هم خودت را. نرسیدم. برای چی نرسیدی؟ کی مهمتر از خودت! کی مهمتر از پیوندت با الله! تو داری خودت را سقط می‌کنی اینجوری. وقتی ارتباط قطع می‌کنی، سقط میشوی. در امام رحم امام زمان قرار نگیری، سقط هستید. فایده ندارد.

امام حسین چیکار کرد. گفت: معرفت الله یعنی معرفت اهل هر زمانی ، امامش را، امام زمان ما الان که. ما برای اینکه امام زمان را نشناسیم، از دستش هم خیلی راحت بشویم، خیلی هم عذاب وجدان نداشته باشیم ، معمولا میرویم با امامهایی که از دنیا رفتند رابطه برقرار می‌کنیم. علی علی علی علی، حسینم، زینب کبری ، این آن. همه شان میگویند که بیخود وقت تلف نکن. ما گفتیم تو باید با امام زمان خودت ارتباط داشته باشی. روز قیامت هم وقتی رابطت با امام زمان خوب نیست، رابطه ما با تو نجات نمیدهد. حضرت زهرا بگوید با پسرم چیکار کردید، با امامت چیکار کردید، چون آنکه از دنیا رفته، مسئولیتی ندارد. می گوید: خدا لعنتش کند آنهایی که او را تنها گذاشتند. خدا لعنتش کند آنهایی که او را اذیت کردند. خدا لعنت کند آنهایی که کمک نکردند. مفت است دیگر. اما اینکه زنده است دارد هر روز می گوید: «هل من ناصر ینصرونی» این کار میبرد. این برنامه‌ریزی می‌خواهد. این ایجاد یه تصمیمات جدی در بخش‌های اقتصادی، وقتی آبرویی علمی و معنوی لازم داردو برنامه میخواهد. تو باید تضمین بکنی که الان من در چادر هستم. آقا تضمین نباشد وقت داریم تلف می‌کنیم. بنابراین ما در شب قدر از امام زمان بخواهیم از خدا بخواهیم خدایا تقدیر ما این باشد که -آخه چقدر قشنگ هست این تیکه از دعای ندبه جاهای دیگر «وامنن علینا برضاه» خدایا منت بگذار سرمان آقایمان را از ما راضی کن.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد.