جلسه 210 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
210
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
12
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 210 - شرح زیارت عاشورا

بحث درباره ی قدم صدق بود در زیارت عاشورا و نباشد چند جلسه ای بعضی از آیات و روایات در مورد صدق از طرف خداوند تبارک و تعالی و معصوم به ما رسیده است مورد بررسی قرار دهیم. یکی از مهمترین آیات که جلوه های مختلف صدق را بیان کرد آیه 17 سوره ی بقره بود که چند قسمت آن را توضیح دادیم و رسیدیم به این قسمت که فرمودند «والمومنون بعهدهم اذا عاهدوا» یکی از علائم صدق بسیار مهم است وفای به عهد است یعنی نشانه خیلی مهم است در صداقت اگر تعهدی کردند به عهد خود وفادار می ماند.

مالشان را در راه علی حبه، با وجود محبتی که به مال دارند یا با وجود محبتی که به خداوند دارند محبت خدا مالشان را در این راه تقسیم می کنند این علامت صداقت است. یتیم ها، دوستان، در راه مانده ها، سائلین و در راه آزاد کردن بندگان قبلاً در مورد اینها بحث کردیم ده جلسه در مورد صدقه و ده جلسه در مورد انفاق در موسسه بحث کردیم. و اقام الصلاه و اتوه الزکوه اقامه نماز کند که بحث آن طولانی است که در مباحث معنوی که در شبهای احیاء داریم هر ماه مفصلاً صحبت کردیم که معنی اقامه نماز، نماز خواند نیست. اقامه نماز یعنی نماز را با خصوصیتی که دارد بر پا کنیم تا موثر واقع باشد بر ما این نماز خواندن است اقامه نماز فرق می کند تا نماز خواندن یعنی اهمیت می دهد آدم صادق به این مسئله.

چون خداوند تبارک و تعالی بهترین وسیله ای برای نزدیکی به خودش را نماز قرار داده است. برای تسهیلات در کار حرکت به سمت آخرت و ابدیت نماز را سر راه ما قرار داده تا کار ما راحت باشد و دنیا به ما تنگ نیاید و سخت نگذرد کسی که 5 بار در روز با خداوند آن کلمات بسیار شیرین و عاشقانه را بگوید و ملاقات داشته باشد دنیا به او سخت نمی گذرد. متأسفانه ما با این متدین مومن و مذهبی هستیم اما عقده های بخش حیوانی آن قدر زیاد است که ما با وجود این همه ارتباط با خدا و معصوم داریم شاد نمی شویم یعنی همیشه عزاداری بخش حیوانی ما آنقدر زیاد هست که ما دائماً سیاه پوش هستیم در بخش حیوانی و سیر نیستیم و یکسره نق می زنیم و طلب کار از خدا هستیم و اصلاً رابطه ما با خدا براساس بخش حیوانی تنظیم شده است و اساساً رابطه ما با معصومین هم براساس بخش حیوانی است این با حوصله بودن و بی حوصله بودن و دوست داشتن و نداشتن به این است که آیا امورات حیوانی و عمالات جمادی و نباتی به راه است یا نه.

اگر به راه بود آدمهای خوش اخلاقی می شویم معنوی و مهربان می شویم اما اگر قرار باشد بخش حیوانی آسیب ببیند یا در بخش جمادی و نباتی کم بیاوریم به شدت با خدا دعوا می کنیم. دنیا را تیره و تار می بینیم. افسرده و غصه دار می شویم یا نمی توانیم با وجود اینکه با خدا هستیم و خدا با ما هست دوستمان دارد دوستش داریم ومعشوق ما است و معشوقی هست که همیشه با ما هست.

اما همیشه در آغوش خدا عزدار هستیم این توهین خیلی بزرگی به مقام انسانی انسان است که انسان در آغوش خداست چشمم جای دیگر است و عزادار است. با اینکه می تواند خدا را داشت باشد و با خدا احساس استغنا داشته باشد با خدا بی نیاز باشد اما نمی تواند شصت سال پنجاه سال و صد سال عبادت می کند ولی نمی تواند هیچ وقت خدا را ببیند دختر پسر معمولی که با هم ازدواج می کنند یا یک آقایی که با یک شرایط بدی ازدواج می کند و بچه دار می شود یا یک خانمی با شرایط بدی ازدواج می کند این احساس به او دست دهد که همسرش از او راضی نیست. از اینکه او را دارد ناراحت است. خیلی له می شود.

پیامبر می فرماید سعی کنید هر کدام از شما بهترین برای خانواده اش باشید بهترین باشید «خیرکم خیرکم لاهله» یعنی نقشی را که می پذیرد خوب بتواند ایفا کند قشنگ از پس کاری که قبول کرده و ارتباطی را که قبول کرده بر بیاید. آنی که با تو مرتبط است بگوید من یک چنین آدمی را کنار خود دارم نه اینکه آرزوی مرگ تو را کند حضرت علی علیه السلام خیلی قشنگ می گوید دوست کسی است که وقتی مرد دیگر دوست نداشته باشی بعد از او زنده باشی. یعنی اینقدر این پیوند قشنگ است. این غیر از این است که اگر کسی از ما مرد پژمرده و افسرده باشیم و دنیا پیش ما سیاه شود نه منظور این است بلکه منظور نوع پیوند است یعنی این رابطه آنقدر باید شیرین باشد که چنین احساس به آدم دست دهد. حساس سیدالشهدا را علی اکبر را نگاه کنید که چقدر قشنگ است می گوید یا هر وقت دلمان برای پیامبر تنگ می شود به علی اکبر نگاه می کنیم و یک جا برسد علی اکبر می گوید علی الدنیا عبدک الافا یعنی بعد از تو خاک بر سر این زندگی. خاک بر سر دنیا بعد از تو. این علی اکبر علیه السلام.

بالاخره یک روز ما عریان پیش خدا هستیم و لباس دنیا را می کنیم ما و خدا هستیم. خدا به ما نگاه می کند که ما یکبار به خدا افتخار نکردیم و احساس شادی نکردیم از این خدا، یک کسی به موسی علیه السلام گفت اگر رفتی کوه طور به خدا بگو که خیلی از تو بدم می آید ننگ من می آید که تو خدای من هستی موسی خجالت کشید و نگفت. خداوند به او فرمود چرا پیام بنده ام را به من نرساندی، گفت خدایا چه بگویم گفتنی نیست خداوند گفت به او بگو ما تو را دوست داریم و از تو بدمان نمی آید از اینکه تو بنده ما هستی ننگ مان نمی آید. این خداست. امکان ندارد در مهرورزی و محبت روی دست خداوند بلند شوی. امکان ندارد علت اینکه در عاشورا سیدالشهدا هر چه دارد فدا می کند. هر چه دارد فدا می کند اما باز می بیند کم آورده است چون با خدا روبرو است. تو بالا برو پایین بیا، بد و بیراه به خدا بگو بی ادبی کن باز تو را دوست دارد. اما فاجعه و ننگ این است که ما نمی توانیم از خدا لذت ببریم.

حرفهای که ائمه در ادعیه می زنند که از داشتن خدا لذت می برند شاد اند کلمات خیلی زیبا بعد از زیارت عاشورا را یکی از مناجات خمس عشر را بخوانیم تا بدانیم چه به خدا میگوید. عشق به معنای واقعی دوستت دارم فدات شوم خیلی حرف است یکی خدا را نگاه کند و به خدا بگوید فدایت شوم زبانی به یک نفر می گویی فدایت شوم از صمیم قلب، خیلی بینش می خواهد که چشم به چشم خدا نگاه کنی و این را بگویی. یعنی خیلی تو را دوست دارم. تو به این زیبایی و جذابی کریم، جواد، اعطا، رئوف، رحیم ودود هر کدام از این اسم ها با دل آدم خیلی بازی می کند. معشوق یکی دنیایی است جمادی است وقتی بین او و معشوق جمادی فاصله می افتد طرف دیوانه می شود. به جنون می افتد. مثلاً ماشین داشته حالا دیگر ندارد مسئولیتی داشته حالا مسئولیت تمام شده طرف گریه می کند من آدم شده ام البته ظاهراً آدم هستند باید بگویم بشر یعنی کسی که صورتش صورت آدم است. الصورت صورت الانسان و القلب قلب الحیوان. صورت انسانی و قلب حیوانی. ارتباط خود را با رفقا و فامیل قطع می کند چون نمی تواند در جمع آنان بدون ماشین حاضر شود. بعضی ها نداشتن تلفن همراه برایشان ننگ است.

زنی بخاطر این که شوهرش نتوانسته مدل ماشین را ارتقاء بدهد طلاق گرفته. بعضی ها بخاطر قیافه خوشگل شان، معشوقه های نباتی و کمالات نباتی. ما سراغ داریم افرادی که قیافه زشتی داشتند ولی آدمهای موفقی بودند. خیلیها بخاطر خوشگلی با هم ازدواج کردند لذا وفا نکرده است شما به دادگاه سر بزنید چقدر زنهای زیبا و خوشگل هستند که کتک خورده. زندگی براساس قیافه نیست اساس بر دل و روح است دوتا دل باید با هم سنخیت داشته باشید شوهر دارد فوق العاده زیبا اما از او متنفر هست این یک توهم است. تو اگر زیبایی روح نداشته باشی هر چقدر چهره ات زیبا باشد منفوری. دل اصلاً با قیافه کار نمی کند عقل و دل با هم ارتباط می گیرند و منطق شما دو نفر حاکم می شود تبادل احساسات و عواطف شروع می شود. اگر کسی بخاطر زیبایی جلو بیاید پیامبر سفارش کرده است که شما خطای خیلی بزرگی کرده ای. نتیجه اش این می شود که آمار طلاق بالا می رود.

اصلاً تو ننگت نمی آید کسی تو را به خاطر قیافه دوست داشته باشد ننگت نمی آید قیافه ات را درست میکنی تا این از تو خوشش بیاید این آدم فروشی و خودفروشی است که کسی دست به قیافه بزند. تا از او خوششان بیاید. روح با کمال نباتی و جمادی ارضاء نمی شود اگر ارضا می شد ما این همه فرش و مبل و کریستال مدل به مدل نداشتیم. بشر میلیاردها تولید جدید زیبایی می کند چون زیبایی ها جذاب ترین هستند بعد از یک مدت عادی می شود و دلش را می زند. مگر روح بینهایت طلب تو را کسی می تواند ارضاء کند که تو آنقدر بدبختی که هنوز بعد از سی چهل سال هنوز روی این چیزها سرمایه گذاری می کنید چون این شخص ساکن در کمالات نباتی است. بعد از یک مدت دلش را می زند. روح همیشه زیباست و انسانی و جذاب. علی علیه السلام می فرماید زیبایی زن در چهره اش است و زیبایی مرد در عقل و درون اوست. یعین زن ها شیفته زیبایی درونی مردها می شوند. و مرد شیفته ظاهر زن می شود. این در حرکت اولیه است اما در استمرار این طور نیست زن و مرد را فقط زیبایی باطنی می تواند در کنار هم نگه دارد. حضرت می فرماید که هر چقدر ایمان انسان زیاد می شود علاقه او نسبت به زنش بیشتر می شود.

برای این که این شخص مومن است و از قید کمال نباتی و جمادی و حیوانی نجات پیدا کرده است و در این بند نیست. بخاطر همین می تواند همیشه عاشق باشد و می تواند مهرورز باشد. دل دست خداست عشق دست خداست. ما عاشق خدا هستیم. چیزی که ما را یاد معشوق اصلی بیاندازد ما را دیوانه می کند در بند چی هستی گیرچی هستی. کمالات نباتی، زیبایی، قد و هیکل و قدرت. حضرت علی علیه السلام می فرماید بعضی از افراد هستند که برادران خنده هستند یعنی فقط برای خنده با تو برادر هستند دوست دارند و مخلص تو هستند اما در عمل چنین نیستند. طرف سر ته دیگ غذا افسرده می شود سر سفره شخصیت او عوض می شود. رنگ نوشابه، نان تازه، سبزی سر این چیزها به هم می ریزد. شما زمانی باطن انسانی پیدا می کنی و می توانی سالم متولد شوی که در هیچ کدام از کمالات جمادی، نباتی و حیوانی نتواند در تو عصبانیت، خشم و هیجان ایجاد کند و بخاطر آن سر زن و بچه و استاد وشاگرد و ... داد بزنی.

عید فطر یعنی همین عید فطرت، چرا عید می گیریم بخاطر اینکه تو یک ماه یاد گرفتی به جماد و نبات و حیوان بگویی نه. عید قربان چرا قربانی می کنی چرا عید می گیری برای اینکه تو یاد بگیری که همه جنبه های جمادی، نباتی، حیوانی که در حج و احرام حیوانیت از انسان گرفته می شود. در احرام که می روی بدن را از تو می گیرند جنبه نباتی را می گیرند حتی زنت به تو حرام می شود همه را خدا می گیرد می گوید اگر پشه و مگس آمد او را رد کنی بگویی اَه. اگر بگویی باید قربانی کنی و از اینکه در مکه هستی و با خدایی باید لذت ببری. امام سجاد علیه السلام می فرماید از لای انگشتان دست من به حاجی ها نگاه کن وقتی نگاه می کند جز سه تا چهار تا آدم کسی را اطراف خانه خدا نمی بیند مگر همه حیوانات که دارند دور خانه خدا می گردند. چون حجی اتفاق نیفتاده است. کسی یک دور حج برود، تو در خانه منی، پیش منی، در احرام هستی تو بعنوان انسان با من ارتباط داری حیوانیت را از تو گرفته ام آزاد باش شاد باش راحت باش غر نزن یاد بگیر دیگر از چیزی بدست نیاید یا بگیر از چیزی متنفر نشوی یاد بگیر اگر در جمعی بود و جنبه های نباتی و حیوانی و جمادی اذیتت کرد بیرون نریزی و غضب نکنی بخاطرش، به چه عشقی، یعنی پول من گم شد داد نزنم وجود انسان مثل ظرف است نصف آن آب است نصف آن هوا است. اگر قرار باشد هوایی آن را بریزیم باید در آن آب بریزیم به محض اینکه آب آن کم شود هوا داخل آن می شود ظرف هیچ وقت بدون مظروف نیست انسان هم نمی تواند بدون معشوق باشد یا معشوق او نبات یا جماد، یا حیوانیت یا عقلی و یا فوق عقلی است. 5 تا شأن دارد نفس و هر کدام معشوقه خود را دارند به بحثهای معرفت نفس مراجعه شود خدا وقتی می آید در احرام زن تو به تو حرام است و جنبه جمادی نباتی و حیوانی را رها کن می داند ظرف تو بدون مظروف نمی تواند باشد چه کسی را جایگزین می کند به جای همه اینها، خودش را. در ماه مبارک میگوید مهمان خدا هستی با من شاد باش این یک ماه را ما اینقدر از خدا عقده می کنیم که وقت افطار از خدا انتقام می گیریم. کسی میگفت من شصت کیلو بودم بعد ماه رمضان شدم شصت و هفت کیلو این یعنی انتقام خونین از خدا. بابا خدا می گوید من جای همه چیز هستم سطح مصرف مواد غذایی در ماه مبارک آنقدر بالا می رود که دولت مجبور به واردات می شود. می گوید من خودم را به تو دادم «الصوم لی و انا اجزی به» روزه مال من است من خودم جزای او هستم ولی من از خدا خوشم نمی آید. گفت شتر مرا نگهدار من بروم زیارت وبرگردم. شتر را به کسی نسپار و ول نکن اگر هم می سپاری به کسی بسپاری به خدا نسپار. طرف هم می رود و شتر را به خدا می سپارد شتر را می برند وقتی بر می گردد می گوید چرا به خدا سپردی به کسی می سپردی که بتوانم یقه او را بگیرم من که یقه خدا را نمی توانم بگیرم.

یک فرد عرب آمده خانه خدا، شترش را ول می کند و می گوید خدایا شتر مرا نگهدار تا بروم طواف کنم و برگردم دو رکعت نماز بخوانم بیایم خدایا نگهدار، می بیند شتر نیست. می گوید خدایا من شتر را به تو فرد کریم سپردم اگر شترم پیدا نشود آبروریزی می کنم شهید دستغیب میگوید تا آمد شروع کند می بیند کسی با دست قطع می آید و میگوید بگیر شتر را دزدید اما خیر ندیدم میگوید چه شده می گوید شتر را دزدیدم رفتم آن طرف تر سواری آمد دست مرا قطع کرد گفت دزدی کرده ای شتر را به صاحبش برسان. ما واقعاً خدا را قبول نداریم. «یا ایهاالذین آمنوا» به خدا ایمان بیاورید. حالا خدا منتظر است ببیند خدا ما را به اندازه یک سکه یک انگشتر یک گردن بند طلا به اندازه یک دست کت شلوار خریدن یا ماشین خریدن ذوق زده می کند. امشب شب جمعه است حرم تا صبح باز است من و یک مفاتیح، من و یک سجاده، من و یک تسبیح، تا حالا شده با خدا ده دقیقه مثل عزیزترین کست حرف بزنی. حضرت سجاد می فرماید: عبدک بفداک سائلک بفدائک قصیرک بفداک. بنده ات بفدایت، خواستگارت، عبدت فدایت شود. ما اصلاً خدا را می بینیم که از او خوشمان بیاید بروید تمرین کنید گل را نگاه کنید آنی که در گل برای تو تجلی می کند خودش چقدر قشنگ است آن وقت می فهمی وقتی می گویی فدایت شوم یعنی چی. به ماه، ستاره، دریا، نگاه کن به بچه های نوزاد نگاه کن همه حالتهای بچه ها قشنگ است می فرماید اینها کلمات من هستند من با کلماتم با شما حرف می زنم با گلها با تو حرف می زند اگر گوشت را باز کنی می شنوی صدایش را چرا در قرآن اسم اینها را می گذارد کلمه. یعنی من با تو حرف می زنم بشنو. مگر در گل به تو نگفتم من زیبا هستم و لطیف هستم مگر نگفتم من چقدر قشنگم و با خار گل نگفتم من چقدر جلالت دارم نه مگر در آسمان من چقدر عظمت دارم مگر در زلزله نگفتم من چقدر غضب دارم مگر در آتشفشان عظمت خود را به تو نشان ندادم. جهنم واقعی در آتشفشان نشان ندادم. چرا نمی شنوی وقتی نمی بینی نمی توانی عاشق شوی کی می تواند عاشق باشد کسی است که بتواند شهود کند و ببینید هر وقت دیدی می پسندی او را به قول استاد ما می گفت امام حسین علیه السلام از خدا می دیده که حاضر است اینطوری برای او فداکاری کند زینب سلام الله علیها از خدا چی دیده روز عاشورا تمام بزرگان جمع شدند خود سیدالشهدا می گوید من از این اصحاب با وفاتر سراغ ندارم بهتر نیستند همه خوبها جمع شدند گلها فقط یک جا در تاریخ مثل آنها دیدیم در جبهه و شبهای عملیات خودمان بچه ها اینطور بودند همه جمع شده بودند تا خدا را از خود راضی کنند. و خدا را بخنداند. تا دل او را بدست آورند با او رفیق شوند همه مسابقه می دادند روز عاشورا برای این هر که می خواهد چاپلوسی ند پیش خدا، حرفها را نگاه کنید رجز ها را ببینید رقص ها و شوخی ها را ببینید. لا اله الا الله چه کار می کنند اینها همه مست خدا هستند شب عملیات در جبهه همه همین طور بود. در شب عملیات که شخص می داند چند دقیقه دیگر تکه تکه می شود می خواهد با شکم روی زمین بخوابد خمپاره به خودش بخورد آر پی جی، تیر، تانگ ما عادت کردیم به شنیدن اینها.

حالا شما سیدالشهدا را نگاه کنید روز عاشورا علی اکبر را ببینید که چی می کند

مستی اکبر ز یاران بیش بود جام را از دست ساقی می ربود

هر چه می در ساغرش می ریخت او می شنید از او که ساقی باده کو

آنقدر می از سبوی او کشید تا به رنگ او درآمد هو کشید

سیدالشهدا در هر لحظه بیشتر بیشتر شادتر می شد چون هدیه می دهد. خواندن حرفهای حضرت زینب را در دربار این زیارت ما عادتمان کشته شدن است. یعنی چی، یعنی عادت ما این است که عزیزترین چیز خود را برای معشوق می گذاریم اگر نگذاریم صدق نیست دروغ گفته ایم ان الله اشتری من المومنین. کاش با ادبیات قرآن آشنا شویم حیف است بمیریم و با قرآن آشنا نباشیم می خرند (ان الله اشتری) خدا می خرد جماد بفروشی جماد می خرد می گوید وقتی پول دادی دست فقیر دستت را ببوس چون رفت دست خدا، از حیوانیت سرمایه می گذاری هدیه که دادی هدیه را به رخ نکش.

زینب سلام الله علیها هر کس کشته می شود می رفت کمک برادر، بچه های خودش کشته شدند نرفت چی بود داستان کربلا، عمه شهید، مادر شهید، خواهر شهید، خاله شهید، چی بوده داستان چه هدیه های داده شده برای خدا و یک کمال حیوانی داری مثل عاطفه که کمال حیوانی است عاطفه قشنگ است اگر هدیه کردی منتظر نباش کسی جواب عاطفه ات را بدهد خیلی باختی و بدبختی که بخواهی جواب مهربانی هایت را آدمها بدهند. حضرت می فرماید یکی از چیزهای که شما می توانید همیشه هدیه کنید لبخند است. برای خدا همیشه لبخند روی لبهایتان باشد و به خدا هدیه کنید کارت نباش طرف لبخند دارد یا نه. سلام را همیشه تو هدیه کن. فرمود اگر سلام کردی برای من و جواب ندادند جبرئیل سلام می کند و جواب تو را می دهد. سلامت را در درجه اول هدیه کن خانواده همسر و فرزند سلام و لبخند را خانم خنده است را هدیه کن به شوهرت ولی برای خدا.

امام باقر علیه السلام فرمود بهشت پاداش بدنهای شماست. بهشت شما فقط خود خداست. یا نعیمی و جنتی یا دنیایی و آخرتی. امام سجاد عرض می کند به خدا ای بهشت من، کاش ما هم بتوانیم یکبار با خدا اینطور حرف بزنیم. خیلی غصه دار است که آدم بمیرد ولی نتواند با خدا با محبت حرف بزند. یکی آمد سوال از حورالعین از امام صادق علیه السلام حضرت فرمود تو را با این حرفها چه کار، چی می پرسی از من در مورد حورالعین سوال می کنی از من یک کسی قم و سوال کرد از امام صادق علیه السلام امام حسین علیه السلام در مورد بدن حوری زیبایی اندامش، نحوه ی آمیزش کردن با او، لذت آمیزشش، مفصل می گوید صد تا حدیث در این هست اما فهم او اینقدر بود.

او از عبادت و نماز و دعا و مناجات با خدا حوری می خواسته ولی وقتی آدم حسابی می آید سوال می کند حضرت می فرماید تو چرا این سوال را می پرسی. برو نماز بخوان و اقامه نماز کن چه سوالی است؟ تا حالا شده که عزا بگیریم از اینکه نماز مان قضا شده است همانطور که پول مان یا انگشتر مان گم شود. یکی از عرفا نشسته بود بغل خدا، کنار خدا یکی آمد گفت تنهایی. گفت تنها شدم آمدی من تنها شدم من که تنها نبودم که حالا شده بخواهی یکبار تنهایت را با خدا پر کنی و دیگر احساس تنهایی نکنی وقتی با خدا هستی احساس وحشت نکنی وقتی با خد اهستی شده یکبار اینطوری باشی. خیلی زیبا می گوید این را حفظ کنید بنویسید بزنید به دیوار خانه تان ولی به عمق آن نگاه کنید.

ای که حسرت نیست بر دنیای دون چون دست صبرت بر خدا ای دوست چون

تو که دنیایی پست با کمالات نباتی و جمادی و حیوانی از دستت می رود نمی توانی تحمل کنی به سکته می رسی چگونه می توانی خدا را از دست بدهی الان نمی دانی خدا چیست بعداً فهمیدی خدا کیست و چیست بزرگترین غصه عالم تو را می گیرد که عمرت سپری شد 5 دقیقه دوست خدا نبودی حاضر نشدی یکی از کمالات جمادی، نباتی و حیوانی را فدای او بکنی با اخلاص هدیه کنی.

وقتی می گوید مومن همیشه شاد است چگونه شاد است فکر می کنید وقتی پیامبر حضرت امیر می فرمایند المومن دائم النشط. نشاط دائمی دارد چون چیزی ندارد از دست بدهد هر چی می خواهد بدهد قشنگ تر از آن نزد خدا هست واقعاً چه چیزی از دست دادن آن می تواند ما را غصه دار کند یا بدن و جمادات یا مسائل گیاهی، حیوانی است. شما دیدید حضرت رباب سلام الله علیها وقت سیدالشهدا بچه را از مادر می گیرد و چه بچه ای آن هم علی اصغر. سخت است ضمن اینکه آدمهای بزرگی بودند میلیاردها برابر آدمهای عاطفی بودند نسبت به ما می فرمایند: «الادنا اکبادنا» بچه های ما جگرهای ما هستند. بچه جگر انسان است بعد می ایستد و نگاه می کند بچه در بغل پدر تیر بزند آن هم تیر سه شعبه، سر را از جا کند آویزان شد سر. مادری که تا ساعتهای پیش سینه هایش پر از شیر بوده حالا خشک است و نمی تواند دهان بچه بگذارد رباب سلام الله علیها نق زد یا حرف زد از اینکه چرا بچه اینطوری شد فقط گفت آقا اجازه بده بچه را یکبار دیگر ببینم. نه اخمی کرد نه حرفی زد ونه گله کرد. رباب سلام علیه خیلی زیرک است که بخاطر علی اصغر خدا را از دست بدهد. امام حسین علیه السلام خیلی بزرگ است که بخاطر علی اکبر و زن و بچه ها و بقیه با خدا شکرآب شود رابطه اش، زینب خیلی بزرگ است که بخاطر امام حسین نق بزند خواهری که این همه سال از بچگی با امام حسین بزرگ شده ببینید که برادر را جلوی چشم او می کشند و سر می برند مگر شوخی است سر بریدن شما یکبار نگاه کنید یعنی چه آدم وقتی عادی نگاه می کند تحمل نمی کند امام حسین را یعنی سرش را بریدن.

سر بریدن مگر شوخی است. دست و پا زدن اباعبدالله را دیدن، شمشیر را آدم نگاه کند.

این کشته فتاده به هامون حسین تست این صید دست و پا زده در خون حسین توست

نگاه می کنید می بینید که دستها می رود بالا و می آید پایین یک موقع حضرت زینب می آید در گودال قتلگاه نمی شناسد حضرت را چون چیزی از او باقی نمانده است آنقدر متحیر است که حضرت با سر بریده با او حرف می زند «اخیه الیه» خواهر بیا پیش من. اگر حضرت راهنمایی نمی کرد نمی شناخت اباعبدالله را بعداً می رود نگاه می کند بدن را أأنت اخی. آیا تو برادر من هستی تو فرزند مادر من هستی.

ای کاش از ای گریه کردن ها یاد بگیریم که برای دنیا خود را مضطرب نکنیم هیچ وقت یاد بگیریم همه چیز را علی حبه ببخشیم و بدهیم. امشب من خیلی عقده داشتم بخاطر جنایتی که به قبر مقدس بابا و بابا بزرگ امام زمان کردند البته روضه ام مربوط به ای چیز ما نبود. شما باید بدانید که با این جنایت غیرت الله تحریک می شود شما بدانید ما با این جنایت ها داریم به لحظات پر شکوه ظهور نزدیک می شویم برای ما خیلی نعمت است صورتش زشت است اما باطنش باید مثل زینب کبری سلام الله علیه باید بگوییم و ما رأیت الا جمیلا.

والحمدلله رب العالمین.