جلسه 207 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
207
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
11
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 207 - شرح زیارت عاشورا

این نکته را عرض کردیم که قدم صدق یعنی قدمی که تطبیق دارد با حرکت انسان به سمت آخرت و ابدیت. بارها عرض کردیم باز هم عرض می کنیم که خداوند تبارک و تعالی تمام عوالم وجود را با اندازه و مقدار خلق کرده یا به حساب خلق کرده یا به حساب خلق کرده. هیچ چیز بی حساب نیست. شما از ریاضیات پیچیده و حساب دقیقی که در این عالم وجود دارد و میلیون ها دانشمند مشغول کشف آن هستند باید متوجه شوید که این عالم چقدر پیچیده است و به پیچیدگی ریاضیات برزخ پی ببرید که چقدر است. و حرت به سمت آن شرایط زیستی میلیاردها برابر پیچیده تر از حرکت یک سلول تخم است. برای حرکت از دنیا به آخرت و تولد سالم به آخرت و ابدیت ریاضیات فوق العاده پیچیده تری نیاز است و این انحصاراً در دست خالص ریاضیت و خالق حساب یعنی خداوند تبارک و تعالی است.

بنابراین وقتی سخن از قدم صدق می شود یعنی قدمی که با ریاضیات حرکت به سمت آخرت وابدیت تطبیق داشته باشد می گویند این فلان چیز با فلان چیز صدق می کند. صدق می کند یعنی چه؟یعنی تطبیق دارد با هم دیگر. قدم صدق یعنی قدمی که حقیقتاً شایسته انسان است و همان را انسان فقط باید انجام بدهد. شما برای اینکه بیایید در این جلسه قدم صدق تان به این بوده که آدرس دقیق داشته باشید این آدرس را طی کنید تا بیایید به اینجا برسید. هر نشانه ی دیگری غیر از این نشانه با این که شما قدم بر می دارید زحمت می کشید اما صدق نیست. تطبیق با واقعیت نداشته. مثل یک دوران جنینی است که جنین ها همه زحمت می کشند سلول سازی می کنند اما بالاخره همه سالم متولد نمی شوند کی ها مطابقت می کنند با شرایط زیستی دنیا، آنهایی که سالم هستند و تطبیق کامل پیدا کردند. یعنی مسیر را درست رفتند. و الا حرکت کردن کافی نیست. شما نگاه کنید سر ساختن برای جنین یک سیستم کاملاً ریاضی است اما سر اضافه نه. خیلیها هستند سیستماتیک زندگی می کنند قانون مند زندگی می کنند در دنیا قوانین پیچیده ای را رعایت می کنند در عبادت هایشان در زندگی شان دستور عمل ها را رعایت می کنند. اما این دستورالعمل ها و قواعد منطبق با بهشت نیست. اگر دستوری است فرمولی هست دستورالعملی هست باید و نبایدی است عددی هست حتماً باید منطبق با عددی باشد که ما در بهشت نیاز داریم.

یک کروموزوم کم و زیاد شود در رحم مادر محصول با آنچه که در اینجا نیاز است تطبیق نمی کند. حالا شما نگاه کنید در حرکت به سمت آخرت و ابدیت میلیاردها برابر ریاضیات حرکت به سمت بهشت به سمت برزخ پیچیده تر است. بنابراین شما چاره ای ندارید مگر این که اگر می خواهید قدم بر دارید قدم های من درآوردی نداشته باشید از هر کس فرمول نگیرید باید دقیق باشید آنی که منطبق با برزخ و بهشت است. حداقل کی منطبق با آنجاست؟ فقط معصوم منطبق با آنجاست.

قرآن می فرماید: ما شما را می سنجیم «والوزن یومئذ الحق» میزان حق است. مثل دنیا که میزانش حق است. بچه که می آید با حق سنجیده می شود در حرکت به سمت آخرت هم ما را با حق ما را با میزان حق می سنجند. خوب حق چی است؟ حق پیغمبر حق معصوم حق امام حسین است. آنی که حق با آن سنجیده می شود برای همین امیرالمومنین میزان الاعمال می شود.

بنابراین قدم صدق یعنی تو واقعاً چقدر شبیه امیرالمومنین هستی چقدر شبیه خداوند هستی. و الا صرف مسلمان بودن شیعه بودن نماز خواندن روزه گرفتن کافی نیست. یک جنین را که در ماههای اول دوم و سوم هست یک متخصص سونوگرافی کند می فهمد که او مسیر را طبیعی طی می کند یا خیر. شما وقتی که حرکت تان صحیح باشد به سمت آخرت و ابدیت آثارش باید در دنیا مشخص بشود یعنی باید نمود داشته باشد اگر یک کسی آخرت شناس است. ابدیت شناس است شما را نگاه کند خوب بگوید تو اگر سی سال زندگی کردی چهل سال زندگی کردی پنجاه سال زندگی کردی داری درست می آیی مسیر را. از پانزده سالگی و نه سالگی مکلف شدی تا الان داری حرکت می کنی به سمت بهشت. این طوری نیست که اگر بمیری می افتی در بهشت. تولدت سالم است.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند در مورد مسلمانها که به صورت ده حیوان محشور می شوند این اصلاً قدم صدق نداشته یعنی نماز خوانده عبادت کرده ولی حیوان محشور شده حیوان مسلمان و مقدس بوده ولی انسان زندگی نکرده. در قدم صدق این مسئله مشخص می شود یعنی وقتی ما معیارهای صداقت و قدم صدق بفهمیم آنجا توانیم بفهمیم که ما داریم درست حرکت می کنیم مسیر را. خوب قرآن در یک آیه همه را جمع کرده یعنی تمام آن کلیاتی که یک نفر باید داشته باشد معلوم است اگر یک نفر اینها را داشته باشد مسیر را درست طی کرده در یک آیه جمعش کرده در آیه 177 سوره ی بقره که یک مقدارش را خواندیم. «لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب» البر یعنی همان صدق. یعنی همان خوب بودن آنی که حتماً باید باشی. می گوید گرفتار ظواهر نباشید خیلی ها گرفتار ظواهر دین می کنند خودشان را به مسائل ظاهری دین دلشان را هم خوش می کنند. فکر می کنند دین همین چهار رکعت نماز خواندن است سی روز ماه رمضان روزه گرفتن است. سفره انداختن یک روضه ای بگیریم یک جلسه ای بگذاریم یک ختم قرآنی بگذاریم یک زیارتی برویم یک حجی، یک کربلایی برویم همین است این شد دین.

تعریف را دقت کنید تعریف قدم صدق می فرماید: «و لکن البر» یک مثلاً اول از همه که مهمتر است من آمن بالله خدا را بشناسد خوب ایمان بیاورد به خدا. ایمان بیاورد یعنی خدا را همانطور که دارد خودش را معرفی می کند قبول کند آنی که تو قرآن بین این دو تا جلد کتاب هر چه خدا گفته قبولش کنیم. یعنی در دلمان نسبت به آن شک نداشته باشیم ایمان به خدا یعنی همین طوری ببینیم او را اگر می گوید ظاهر، ظاهر بودنش را بپذیریم اگر می گوید باطن، باطن بودن او را هم بفهمیم اگر نماز می خوانیم می گوید بسم الله الرحمن الرحیم تا آخر عمر به این یقین داشته باشم. که داری با رحمن و رحیم زندگی می کنی در آغوش رحم الرحیم هستی. این را باید قبول کنی ولی وقتی خدا برایت زیر سوال است و همه اش از او چیز های تند و خشن می بینی چطوری می توانی بگویی الرحمن و الرحیم. ایمان یعنی راست بگویی. خدا بگوید این بنده ی من راست می گوید واقعاً من را الرحمن الرحیم می داند واقعاً مالک یوم الدین می داند واقعاً معتقد است که من مالک و مدبر این عالم هستم. این می شود قدم صدق ایمان به خدا.

قبول کند که تولدی سر راهش است برزخی هست یک ابدیتی هست که باید خودش را برای آن طرف آماده کند حساب را آماده داشته باشد صراط را قبول داشته باشد میزان را قبول داشته باشد اینها را بپذیرد. شر و خیر همه شان بر می گردد به خودشان درست هم بپذیرد دقیقاً همین است. یعنی ماهیت جنینی خودش را بپذیرد. ماهیت رحمی دنیا را هم قبول کند. اگر ایمان به آخرت بیاورد خیلی از مسائل حل است. ایمان به آخرت فوق العاده انسان را شاد و قدرت مند می کند شما هر وقت در درون خودتان اضطراب و ضعف و کج خلقی دیدید بدانید که آخرت را باور نکردید. اگر کسی آخرت را باور کرده باشد خیلی شاد زندگی می کند خیلی شاد زندگی می کند همیشه آرام هست همیشه شاد است. پذیرش آخرت و ابدیت شوخی نیست ابدیت خیلی تنظیم می کند روابط انسان را. پذیرش آخرت به انسان قدرت می دهد انسان زود راحت می پذیرد چیزی را. کسانی که پذیرش یک چیز بیست سال طول می کشد بفهمند یا ده سال طول می کشد بفهمند این آخرت را قبول نکرده باور نکرده یعنی اگر یک کسی قوبل کند آخرت را که در مقابل یک گناه صد سال جهنم عذاب دارد این را بپذیرد این راحت حسادت نمی کند کسی که این طوری هست راحت کج خلقی نمی کند راحت بددهنی نمی کند.

می فرماید: خدا به متکبر در روز قیامت پنجاه هزار سال قیامت اصلاً به او توجه نمی کند حضرت می فرماید به اندازه یک مورچه ریزش می کند می اندازد جلوی دست و پای مردم، مرگی هم نیست. می فرماید تا وقتی خداوند فارغ شود از حساب خلایق بعد به حساب اینها می رسد بعد می گوید دستور می دهیم اینها را در بدترین جای جهنم بگذارند. اگر کسی آخرت را باور کند اخلاقش یک دفعه خوب می شود. همه اخلاق هایش خوب می شود. یعنی اگر درخت قرار است سالم باشد از ریشه باید سالم باشد ریشه اش چیست؟ چون انسان یک درخت واژگونه است ریشه ایمان به خدا.

پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: «ان الله تبارک و تعالی یبغض کل العالم به دنیا جاهل با الاخرت» خداوند تبارک و تعالی دشمن می دارد (این خیلی حرف بزرگ است خیلی کمر شکن است.) دشمن می دارد عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت است یک کسی دنیا را می شناسد خوب با فرمول های دنیا با علوم دنیایی چند تا رشته هم بلد است ولی از آخرت سر در نمی آورد وقت می گذارد برای این که آخرت را بشناسد ابدیت را بشناسد فرمول های تولد ها را یاد بگیرد. بداند حسادت آنجا معادلش چی هست غضب و عصبانیت معادلش آنجا چی می شود. حب و بغض خدا ابتدایی نیست یادتان باشد حب و بغض خدا یعنی هدایت و اضلال خدا تبعی است یعنی تابع بنده است. نه خدا مستقیماً و بی سابقه از یکی خوشش می آید از یکی بدش می آید یک کسی را هدایت می کند یک کسی را هدایت نمی کند اصلاً این طوری نیست به تبع رفتار تو یعنی وقتی آخرت را نمی شناسی خود به خود می روی به سمت خشم خدا با کارهایت.

مومنی را اذیت کند یک مومنی را تحقیر کند خیلی عجیب است «استقبل یا استقبلنی بالمحاربه به» می گوید این رو در رو آمده با من جنگ می کند آن کسی که این کار را می کند گاهی وقت ها انسان از یک کسی خجالت می کشد اگر هم بخواهد به او ضربه بزند از پشت ضربه می زند.

اگر آخرت را نشناسیم خیلی وقت ها ما با مسکن هایی که خواب آور هست همچین بیهوش مان می کند مثل نماز، روزه شب احیایی، ماه رمضانی، زیارتی، خودمان را خراب می کنیم اما در باطن پر از آتش. در باطن پر از انحراف پر از نخوت و تکبر و فحشاهای باطنی است. یک روکش عبادت به آن دادیم یک روکش مذهبی به آن دادیم همین که پیامبر می فرماید به صورت حیوان محشور می شوند همین است.

باید آخرت را بشناسیم خدا از کسی که آخرت را نمی شناسد بدش می آید صدها آیه داریم در مورد آخرت و خصوصیات آخرت هزاران روایت داریم ولی ما اصلاً اینها را واجب نمی دانیم لازم نمی دانیم اینها را. چطوری حرکت کنیم این شناختش لازم است والملائکه، ملائکه را توضیح دادم یعنی چی؟ حالا مفصل ترش را داریم در مورد ملائکه. والکتاب، قرآن را قبول کنیم قرآن یعنی همانی که خدای ریاضیات خدای حساب خدایی که همه چیز را ریاضی خلق کرده این هم ریاضیات آخرت است. ریاضیات حرکت به سمت آخرت کتاب حرکت به سمت ابدیت این و آن فرستاده حق. این را آن فرستاده قبولش کنیم. نه اینکه در ظاهر قبل کنیم احترام بگذاریم در باطن هم پا بگذاریم رو آیه ها رد شویم برویم. والنبیین. انبیاء را قبول کنیم ایمان بیاوریم به همه انبیاء. به 124 هزار پیغمبر به عصمت همه انبیاء و این که اینها با شرافت ترین با ارزش ترین زیباترین مهربان ترین خوب ترین آدمهایی بودند که خدا خلق کرده.

ایمان به انبیاء می دانی با انسان چی کار می کند باعث می شود هیچ الگویی به غیر اینها نپذیرد. اگر شما با وجود پیغمبر عاشق کسی دیگری هستی ایمان نیاوردی. یعنی اگر او را به عنوان جلوه ی کامل خدا با تمام قشنگی هایش نمی بینی عاشق یک کسی دیگری هستی تو اصلاً ایمان نیاوردی به پیغمبر. ایمان به پیغمبر یعنی قبول کنی که قشنگ ترین موجودی است که خدا خلق کرده. قشنگی من به این است که من چقدر شبیه این قشنگ ترین هستم. مبناست. ایمان یعنی این. نه اینکه بله ما همه قبول داریم از طرف خدا آمده مسیحی ها هم همه قبول دارند پیغمبر را مگر آنها قبول ندارند. «وجهدوا بها و ستیقنتها انفسکم ظلما و علواً» کفر ورزیدند به قرآن و پیغمبر در حالی که یقین داشتند به حقانیتش یقین کافی نیست این را دقت کنید یقین داریم قلبم مطمئن هست همه چیز را قبول دارم. قبول فایده ندارد. صدق یعنی تو تطبیق بکنی با آن. و الا از یقین بالاتر است. خدا می گوید یقین هم قبول نیست جهدوا می گوید کفر ورزیدند با وجود یقین مشکل فقط علمی نیست. مشکل این است که تو باورت شود که غیر پیغمبر کسی الگوی من نیست. غیر از فاطمه زهرا سلام الله علیها ما عالی تر زیباتر نداریم. که بخواهیم به سمتش حرکت کنیم و همه قشنگی ها و خوبی های ما در این است که ما به آنها شبیه شویم. بتوانیم راهی که آنها رفتند را برویم.

در نظام فطری و انسانی هوس ها آرزوها ارزش ها تعادل دارد تعادل ریاضی دارد یعنی شما وتی آن چیزی که قشنگ نمی خواهی مریضی دیگر. وقتی نمیخواهی با فاطمه زهرا باشی همسایه اش باشی هوس چیز دیگری داری خوب مریضی وقتی نمی خواهی با پیغمبر باشی مریضی، از کجا بفهمیم ما کار خوب کردیم یا نکردیم، از کجا بفهمیم مسیری که تا الان رفتیم درست بوده یا نه. ببین عاشق بزرگان هستی یا نه. ببین واقعاً هوس با آنها بودن را داری یا نه. هوس خیلی فرق دارد مثلاً من می گویم ای کاش خدا ما را با پیغمبر محشور کند چقدر خوب است نه. هوس داشتن یعنی اینکه دلتنگ آن جایگاه بشوی.

«ان المتقین فی جنات و نهر» خدا هم دنیا را خلق کرده هم آخرت را. آنیکه ریاضیات دنیا را خلق کرده می گوید این بازیچه است او به او می گوید عظمت دارد او عظیم است. « و ان دارالاخره هی الحیوان» حیات می خواهید فقط آنجاست. اینجا دنبال حیات و زندگی و خوشی نگردیدها. دنبال خوشبختی نباشید. شادی تو وابسته به این است که چقدر به آن حقیقت پیوند می خوری شادی ات را باید از آنجا بگیری. هر چه سطح کمالات جمادی و نباتی و حیوانی تو بالاتر برود افسردگی تان بیشتر می شود. «المومن دائم النشاط» مومن همه نشاطش را از ایمانش می گیرد. یعنی از بالا ایمان و شادی می آید سراغش از طبیعت شادی نمی گیرد.

از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سو روان

مجذوب حسن دیگران این ماه خوبان نیستم

خدا این دفعه دارد به تو خطاب می کند: «ان المتقین فی جنات و نهر فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» آدم سالم این هوس ها را نمی کند.

حضرت می گوید من چقدر مشتاقم به دوستانم ملحق شوم. پیغمبر را نگاه کنید سالم. می گوید من چقدر مشتاقم به برادرانم ملحق شوم به یوسف به موسی به عیسی به ابراهیم به پدرم ملحق شوم شوق دارد وقتی ما این را نمی فهمیم وقتی می آییم به زیارت حضرت عبدالعظیم می خوانیم زیارت حضرت معصومه می رویم اولش هم نوشته السلام علی آدم صفوه الله السلام علی نوح نبی الله السلام علی ابراهیم خلیل الله نمی دانیم یعنی چی؟ تقلیداً می خوانیم. اگر بفهمی چرا تو سلام می کنی با آدم مثل این است که همین الان جلوی چشمت ایستاده سلام کردی بغلش کردی بوسیدی پدرت را قرار و مدارت هم برایش در بهشت گذاشتی. هر باری که شما می روی زیارت همین است. با نوح مصافحه می کنی سلام و علیک می کنی شنا هستید با هم. وقتی می گوییم السلام علی ابراهیم خلیل الله بابای مان ابراهیم بابای ما هست فرق می کند با انبیای دیگر ابراهیم هم بابای طبیعی ماست هم بابای فطری ما. می دانی چرا چون ایرانی بوده دیگر ابراهیم ما بچه های او هستیم همه مان باید بخوریم به حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی شما می گویید السلام علی ابراهیم خلیل الله هی ذهنت را بر می داری می کشانی می بری آن طرف کرات آسمان ابراهیم را پیدایش می کنی. الان ابراهیم کجاست کجای بهشت طبقه چندم، مثل اینکه خواندم طبقه چهارم، پنجم، ششم نه ابراهیم همین جاست پیش خودت با او رفیق شو رابطه برقرار کن. ابراهیم اینجاست. اصلاً اگر ابراهیم اینجا نباشد که پیغمبر نیست که پیغمبر یعنی کسی که در همه جا حضور دارد.

امام رضا مگر الان اینجا نیست. در مشهد است؟ نه شما همین الان که می خواهی با امام رضا حرف بزنی همین جا پیشت هست. اگر توانستی یک کار کنی امام رضا پیشت نباشد. برو یک جا امام رضا نباشد می توانی این کار را کنی؟ شما تا زمانی که دلت محبت پیدا می کند به خدا و به حقیقت خودت عاشق خودت به بلندای ابدیت می شوی می توانی زبان دین را بفهمی.چون اساساً این قرآن مبنایش عشق است. کتابی است که ضمن این که از محکم ترین براهیم و استدلال ها برخوردار است مبنای این فقط عشق است. تا عاشق نشوی نمی فهمی آن را. ممکن است مثلاً بروی دکترای علوم قرآنی بگیری کم هم نداریم دکترای علوم قرآنی که کافر بر قرآن هم هستند. بین عاشق و معشوق رمزی است این رمزها را باید بفهمیم اصلاً این کتاب مبنایش براسسا عشق. یادتان باشد. شما به چه میزانی قرآن می فهمی به میزانی که عاشقی. «یمسّه الا المطهرون» مطهرون یعنی چی؟ یعنی کسانی که از شر معشوق های نباتی و جمادی و حیوانی نجات پیدا کردند. تطهیر شده اند از این ها. عاشق معشوق اصلی هستند «اله» حقیقی خودشان را پیدا کردند. این لا اله الا الله اینه واقعاً جدی است. اله شان جدی است واقعاً.

خیلی ها هستند عاشق خدا نیستند این می شود عاطفه حیوانی. خیلی جاها آدم ها هستند که فقیر هستند واقعاً آدم های مهربانی هستند ولی عاطفه حیوانی است. عاطفه انسانی یعنی تو اول از خدا شروع کنی. بعد عاشق مخلوقات خدا شوی. همه چیز را از آن جهت که جلوه ی خداست دوست داشته باشی. فرق یک کسی که اول عاشق خداست خدا را دوست دارد بعد بنده هایش را به خاطر خدا دوست دارد بینهایت با کسی که معنوی هم نیست نماز هم نمی خواند آدم مهربانی صبح تا شب هم در بنیاد امور خیریه فعالیت می کند برای مردم. خوب حیوانات هم عاطفه دارند زحمت هم می کشند بی ریاتر از ما هم هستند. توضیح دادیم وقتی حیوانات محبت می کنند به کسی یا یک حیوانی چیزی از آن نمی خواهند. چقدر مهربان است نماز هم نمی خواند. حجاب هم رعایت نمی کند نمی دانم مشروب هم می خورد ولی نگاه کن یک دنیا محبت یک دنیا مهربانی. خوب بله حیوانات هم در آنها کم و زیاد دارد فعالیت دارد بعضی از حیوانات عاطفی ترند بعضی کم تر عاطفی هستند گرگ بچه آدم را می برد بزرگ می کند با او انس می گیرد.

شیر هست بچه های آدم را نمی خورد انس می گیرند. این کجا و آن عاطفه کجا؟ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا و یتیماً و اسیرا» این کجا. «انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا» ما می خواهیم روی او را برگردانیم به سمت خودمان یک خنده. دنبال یک خنده از او هستیم دنبال یک رضایت از او هستیم «لوجه الله» ما به شما غذا دادیم از شما تشکر نمی خواهیم جزا هم نمی خواهیم از شما. نمی خواهیم از ما ممنون شوید. حالا یک زنی برای لوجه الله شوهرداری می کند شوهر می تواند این را داغانش کند. شوهر اصلاً عددی نیست که بتواند این را ناراحتش کند. بچه مان اگر فردا یک ذره این طرف و آن طرف بکند می ریزیم به هم، کتکش می زنیم عصبانی می شویم دست رویش بلند می کنیم قهر می کنیم با او. نه اینکه انسان نسبت به ادبی بچه ناراجت نشود فرمود: لعنت بر پدر و مادری که بچه هایشان را بی ادب نسبت به خودشان بار می آورند بچه باید جهنمی نشود. نباید بگذاری جهنمی شود بی ادب یعنی جهنمی یعنی عاق والدین یعنی همین. ولی از آن جهت که عاشق ابدیت بچه اش هست. سرش داد می زند نه از این جهت که کینه ی شخصی دارد نسبت به او بخواهد عقده خودش را خالی کند.

حالا در نماز برای ما چه گنجاندند، نمازی که بر مبنای عشق تنظیم شدن نماز بر مبنای عشق تنظیم شده ولی کسی که عاشق نیست خیلی از نماز خوشش نمی آید خیلی سر در نمی آورد یعنی چی؟ این ذکرها یعنی چی کلمات حروفی که به کار برده شده رکوع یعنی چی؟ اعلی یعنی چی؟ عظیم یعنی چی؟ چرا در رکوع عظیم دارد در سجده اعلی. چرا بعد از سجده در تشهد این ذکر را باید بگوییم این کسی نمی فهمد اگر شما عاشق شدی بعد می فهمی همه کلمات درست است. یعنی شما اگر عاشق بشوی خودت این کلمات را به کار می بری و لو پیغمبر هم نگفته باشد. می فهمی که درست است الان من در این مرحله این حرف ها را می زدم خودت می بینی نماز منقلب می شود با تو. این انسان کشف بکند نماز را باطن نماز را خیلی مهم است بفهمد که این کلماتی است که یک عاشق نیاز دارد آن کسی که خدا را در آغوش گرفته نیاز دارد به این کلمات ما اینها را نفهمیم بمیریم. حیف نیست؟ این حالتها به شما دست نداده نماز را رفع تکلیف می خوانیم بله خوب رفع تکلیف هم هست جهنم هم نمی گذارد بروی درست است. ولی این کجا و آن کجا که انسان باطناً به انسانیت برسد. وقتی با خدا خوش و بش کردی چون عاشق خدا هستی از خدا کمک می خواهی که خدایا من را در یک جمع و جوی قرار بده که همه آدم حسابی باشند.

آن کسی که تنها می افتد یک جا خیلی سختش است بتواند گلیمش را از آب بکشد بیرون تا کسی که یک عالم آدم های خوب دور و برش هست. کمکش می کنند روح جمعی این است. الان من آدم می شناسم آنقدر اهل کتاب مطالعات مذهبی و تحقیقات و موضوعات مختلف دینی وی این از دین و علوم علمش را می خواهد می خواهد متخصص علوم دینی شود. بعد می بینی پژمرده می شود برایش نور ندارد چرا چون این فقط نتیجه این طوری لازم می خواهد از دین.

حالا شما نگاه کنید وقتی انسان می فهمد روح جمعی چی است در اولین خود خدا تو را خلق کرده که تا تو مثل خودش بشوی برای همین تو مهمترین چیزی نماز برایت قرار داده مهمترین وسیله می گوید بعد از این با من حرف می زنی از من چی بخواهد از من بخواه که من تو را قاطی خوبها کنم. «اهدناالصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم» ایمان به انبیاء اینجا معلوم می شود که یک کسی ایمان به انبیاء داشته باشد هوسش این است که با انبیاء باشد.

النبیین، صدقین، شهدا، صالحین، این چهار دسته. اصلاً عاشق شهداست عاشق این صالحین است عاشق صدیقین است کیف می کند با اینها.

والحمدلله رب العالمین.