جلسه 205 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
205
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
10
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 205 - شرح زیارت عاشورا

صدق یعنی چی، به حرکت انسان به سوی ابدیت معنا دارد یعنی اگر ما انسان را آنطوری که خداوند تبارک وتعالی فرموده بشناسانیم به عنوان یک جنین در رحم دومش که دنیا هست صدق یعنی تطبیق نفس انسان با همه ی اهدافی که برایش خلق شده صدق یعنی قرار گرفتن انسان در صراط مستقیم صدق یعنی تطبیق روح با شرایط زیستی آخرت صدق یعنی تطبیق نفس با فرمول ها و قوانین خوشبختی در دنیا و آخرت قرآن کریم از شخصیت یک انسان کامل به یک انسان خوب به یک انسان خوشبخت یک انسانی که محبوب خداست. چهره های گوناگونی را ذکر می کند و علائمی را برای این چهره معرفی می کند وقتی می فرماید که یک مومن این ویژگی های دارد مثلاً هیچ ترسی ندارد در دلش هیچ وقت اضطراب ندارد هیچ وقت ناامید نیست هیچ وقت غم زده نیست همیشه آرام هست شاد است هیچ وقت خشن نیست.

ما در روایات خصوصیات یک انسان را انسان به معنی حقیقی را ترسیم می کنند صدق یعنی این که با این خصوصیات خودت را بسنجی اگر کردی صادقی اگر نه حرکتت صادقانه نیست و زندگی ات براساس صدق نیست و صدق نداری صادقانه در صراط مستقیم قدم نگذاشتی ون اگر صادق یعنی کسی حتی تو می گویی فلانی صادق است یک کسی می گوید آقا من خطاطم، می گویم خط چه داری می گوید خوش دارم یکی می گوید من ممتاز دارم یکی می گوید من عالی دارم بعد می گویم خوب حالا بیاید بنویسد ببینم وقتی می نویسند می بینی که خوب انصافاً همین طوری هست. یکی خطش خوش است، یکی عالی است، یکی ممتاز است خیلی خوب است این ها چی هستند اینها وقتی این ادعا را می کنند صادق اند. چون توانستند مطابق ادعایی که می کنند اثری را که ادعا می کنند ظهور بدهند. صادق یعنی ظهوری که انتظار می رود از تو بشود اگر این ظهور نشد دیگر صادق نیستی.

در حرکت به سمت ابدیت و آخرت انسان احتیاج به یک سلسله مهارت ها دارد که به وسیله ی آن مهارت ها انسان شناخته می شود این سلسله توانایی ها یک سلسله کمالات که باید از او ظهور کند آن کمالات اگر نداشته باشد انسان نیست این که پیغمبر می فرماید از ده گروه از امت من به صورت حیوان محشور می شوند روز قیامت یا به صورت گروهی از حیوانات محشور می شوند به این دلیل است که اینها به هیچ وجه صادق نبودند صادق نبودند یعنی چی یعنی دقیقاً با شرایط انسانی صدق نکردند زندگی کردند اما نتوانستند منطبق با تصویر یک انسان در آن بسازند. نفس بسازند که وقتی متولد می شوند از رحم دنیا به آخرت و ابدیت. این به این صادق بود. درست مسیر را طی کرد. الان تطبیق می کند چون یک بچه وقتی متولد می شود، سالم با چی صدق می کند با شرایط زیستی دنیا صدق می کند یعنی چشمش با طول موج اینجا صدق می کند. اما اگر صدق نکند با نیاز های اینجا و طبیق نکند با نیازهای اینجا، تولد یا ناقص است یا بیمار است، بالاخره. اینطوری هست.

پس وقتی سخن از صدق می شود «و یثبت لی قدم صدق» خدایا مرا ثابت قدم بدار و قدم صدق به من عنایت بفرما در نزد امام حسین علیه السلام یا عندک مع الحسین یا نزد خودت با حسین همراه حسین. عندک نزد تو. مع الحسین یعنی چی؟ یعنی الگوی صدق اوست. باید با او تطبیق شود. شباهت داشته باشیم تا معلوم شود صادق هست یا نیستم. و ثبت لی قدم صدق، یعنی بالاخره باید ظهور داشته باشیم اگر یک آدمی هستیم که مضطراب و افسرده و عصبی یک کسی هستی که می تواند غذا، می تواند کمالات جمادی و حیوانی و نباتی می تواند ترا از صراط مستقیم خارج کند معشوق های کم جمادی معشوق های حیوانی، معشوق های نباتی می تواند ترا از تعادل خارج کند پس صادق نیستی. تطبیق نکردی. چون هر چقدر انسان با مبنا، میزان که امیرالمومنین است تطبیق بکند قدرتش هم بیشتر می شود.

«اذا قیل لهم ان الناس قد جمع لکم فزدادو ایمانا» می گوید آدم صادق آدمی است که وقتی به او می گویند دشمن علیه شما بسیج شدند ایمانش را زیادتر می کند. ترس ندارد. پیامبر فرمود جهاد تفریح امت من است یعنی نگاه کنید کشت و کشتار تفریح نیست، کدام جنبه جهاد تفریح است برای فطرت، این که من فرصت می کنم عاشقانه خودم را فدای خدمت به خداوند بکنم. به دین خدا خدمت می کنم، این که من فرصت می کنم در جهاد به خدا بگویم عاشقت هستم این که فرصت کنم در میدان جهاد چیزهایی را هدیه کنم. مثل حضرت زینب که اینقدر هدیه داده که فرمود: و ما رأیت الا جمیلا. مثل سیدالشهدا علیه السلام که هر چقدر هدیه می داد خوشحالتر می شد مثل اصحاب عاشورا. که شب عاشورا می دانستند که قرار است فردا جان شان را هدیه بدهند و بفروشند به خدا. همه شاد بودند صادق بودند.

در واقع اگر خدا کنارت باشد ببینی او را به عنوان عظمت، به عنوان قدرت مطلق این که عنوان مسبب الاسباب است تو در کنار خودت ببینی ترس معنا ندارد. وقتی می ترسیم یعنی صادق نیستیم. در دعای عرفه می گوید خدایا من را در آن ظلمات سه گانه قرار دادی در رحم مادرم، بعد در قرار مکین، قرارم دادی، از من محافظت کردی، که سقط نشوم، در حالی که چقدر ضعیف بودم بعد من را به دنیا آوردی. مادرم را به من مهربان کردی. پدرم را به من مهربان کردی. برای من شیر در پستان مادرم قرار دادی و تغذیه قرار دادی و ... خوب کسی که تو همیشه در آغوشش بودی دارد بزرگت می کند چرا نمی بینیم پس چرا تردید می کیم چرا شک می کنیم اضطراب داریم، چرا به پول تو جیبی مان بیشتر از خدا اعتماد داریم.

صدق خصوصیت می آورد انسان را تطبیق می کند آرامش دارد خداوند این دنیا را برای آرامش ما خلق کرده، اینکه می گویند، دنیا زندان مومن است مومن در بلاست. این بخش حیوانی است ولی فطرت فقط در آغوش خداست در آغوش اهل بیت است. مومن دائماً آرام است. برای همین یک مومن همیشه بیشتر از عیاشترین کافر هم لذت دارد. فرمودند لذتی که یک مومن در دنیا می تواند ببرد خیلی از بهشتی ها در بهشت نمی برند. می دانی چقدر بهشتی ها حسرت حال شما را می خورند که یک بار بیایند بروند در حرم، یک تسبیح ذکر بگویند. می دانی یک صلوات چقدر کار می کند یک ذکر چقدر کار می کند دو رکعت نماز چقدر کار می کند. امام خمینی «ره» در همین کتاب اربعین حدیث او را در بحث مهرورزی گفتیم. گفتیم وقتی دو نفر مومن به هم دست می دهند، یک دست سوم هم هست. بعد سوال بود که این دست سوم که می آید دست خداست. در دست کدام یک از این دو نفر است می گوید در دست کسی است که وقتی دارد دست می دهد به طرق مقابل، محبتش نسبت به طرف مقابل بیشتر است. تصدیق کرده است امام که چه اتفاقاتی در ملکوت می افتد که وقتی دو تا مومن به هم دست می دهند. همدیگر را بغل می کنند و می بوسند. وقتی پدر و مادر بچه شان را می بوسند اینکه برای هر بوسه یک ثواب به شما می دهند شوخی نگیرید. همسران همدیگر را می بوسند. پدر و مادر همدیگر را می بوسند خواهر و برادرها همدیگر را می بوسند. چه اتفاقاتی می افتد در ملکوت. گاهی ثواب یک بوسه ی شما یک آدم را از ته جهنم نجات می دهد.

زن و شوهر با رحمت به هم نگاه کنند، پدر و فرزند و مادر فرزند به هم نگاه کنند با رحمت، یک مصداق است، شمابه یک مومن با رحمت نگاه کن از آن جهت که او مومن است. فرزند پیغمبر است. فرزند امام زمان است بنده ی خداست با رحمت به او نگاه کن. با هم بخندید یک نفر را از ته جهنم نجات دادید.

خوب قرارشد یک بحث قرآنی را این مسئله خدمت تان تقدیم کنیم آیه ای که جلسه ی پیش خواندم این بود که «ان مع المومنون الذین آمنوا بالله و رسوله هم یرتابوا و جاهدوا به اموالهم وانفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصادقون» مومنین کی ها هستند فقط کسانی که ایمان بیاورند، واقعاً، ایمان امنیت می آورد امن آرامش. ثم لم یرتابوا تردید نمی کند و جاهدوا به اموالهم و انفسهم فی سبیل الله این را خیلی دقت کنید تکرار بکنید زیاد، یعنی آیه را بخوانید و هی بگویید فی سبیل الله و ... تا برایتان باوری بشود. تلقین کنید به نفس تان تا نفس تان بگیرد هی بگویید در طول روز بگویید این را. آیه را گاهی وقتها یک شعری یک تکه کلامی یک ترانه ای یک چیزی را با خودت زمزمه می کنی احتیاج دارد زمزمه کند انسان یک موقع هایی آیات را زمزمه کند «ان مع المومنون والذین امنوا بالله و رسوله و جاهدوا به اموالهم و انفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصادقون» هی تمرین کنید تکرار کن. امام صادق علیه السلام گاهی وقتها می دید روزی صدبار تکرار می کند این آیه را تا یک قاری می خواند تو برو در باطن آیه هر قاری که خوانده ببین چقدر قشنگ است.

خوب برویم سراغ آیه ای که من وعده کرده بودم برایتان بخوانم، آیه سوره ی مبارکه بقره آیه 277 ببینید همانطور که قبلاً عرض رکدیم صدق یعنی تطبیق پیدار کردن در چی تطبیق پیدا کردن، در شرایط یک حرکت موفق چون خلقت به هر حال انسان است همه ی آسمان ها و زمین برای انسان خلق شده این برای انسان انبیاء برای انسان است همه ی خلقت برای انسان است بنابراین خداوند می خواهد انسان را معرفی کند حالا خوب دقت کنید «لیس البر» عرض کردم پیامبر مرحوم علامه در المیزان آورده که هر کس این آیه را عمل کند ایمانش کامل می شود «لیس البر...» بر یعنی نیکوکاری، نیکی، خوبی، کار درستی.

وجه، یعنی ظهور یک شی، تجلی یک شی، حقیقت یک شی، خوبی این نیست که دنبال شرق و غرب باشی وجوهکم قبل مشرق والمغرب برایتان اینقدر مهم باشد که قبله کدام طرف است این قدر جنجال راه انداختن سر این که خوب حالا قبلاً قبله رو به بیت المقدس بوده و حالا رو به کعبه شده چه کار کنیم عبادت کنیم نکنیم. یا هر چیز دیگری خدا می گوید با این کار نداشته باشید خیلی در قید و بند این طور مسائل نشوید یک دستور است دادند این کار را بکنید می خواهد بگوید به جای پرداخت به امور فرعی خوب دنبال حقیقت، اصل و ریشه و محتوا باشید. این آیه تمام چیزهایی که انسان تا ابدیت به آن نیاز دارد را توضیح داده هر چی که می خواهی. شیطان چطوری افراد را تا آخر عمر سر کار می گذارد سر ظواهر دینی تعداد آب کشیدن وآب گرفتن و پاک و نجس تا آخر عمر کاشی کاری اش اینطوری باشد و محرابش این طوری باشد می گوید اینها برّ نیست اول چی؟ ایمان. ایمان یعنی شهود پیدا کند قلبت آرام شود. ببینی و آرام شوی که خدایی هست آن هم نه خدایی که تو در ذهن و دلت است. خدا همان خدایی که خود قرآن معرفی اش می کند. «اول عبادت الله معرفه» عرفه فرصت خیلی خوبی است.

شما در شبهای عرفه بحث مهمی دارید در همین بحث خدا شناسی اگرمن خدمت تان باشم. که سیدالشهدا چی می گویند در این دعای عرفه. ایمانی که دیگر تردیدی ندارد برایتان «لم یرتابوا» سوره ی حجرات. شک نکنید. خدا می گوید از من ظاهرتر وجود ندارد من نورم، «الله نورالسموات و الارض» کی می تواند نور را نبیند. « ما رأیت شی الا رأیت الله قبله و معه و بعده» هیچ چیز را ندیدم مگر اینکه قبل و بعدش خدا باشد. اول خدا نور است دیگر. نور یعنی چی؟ نور، ظاهر بذات مظهر... چیزی که خودش ظهور دارد ذاتی است. نورش و ذاتش و روشنایی اش، هو ظاهر، فقط او ظاهر است. می گوید فقط من ظاهر هستم در دنیا در همه جا من ظاهرم. اگر چیزی را می بینید تجلیات اوست. «این ما تولوا فثم وجه الله» هر جا برگردانید صورت تان را چهره جان تان را می بینید توجه تان را دلتان به خداست.

وجه یعنی چی؟ ایمان بیاور به خدا این مهم است. خوش به حال افطار آدمهای زیرک، زیرک کی هست؟ کسی که خدا را می بیند می گوید خوابش عبادت است. اول بشناس پیش کی می ایستی بگویی الله اکبر، لا اله الا الله. چه کار می کند این الله اکبر با دل آدم. یا اشهد ان لا اله الا الله. اشهد چون پیغمبر گفته نه چون در دین ما گفتند بگویید اشهد، نه یعنی من می بینم. این را خدا از تو می خواهد که ببینی و بگویی. می بینم که هیچ معشوقی جز تو ندارم می بینم که هیچ کس جز تو من را ارضا نمی کند.

اشهد ان علی ولی الله حی علی الصلاه حی علی الفلاح. یعنی خوشبختی، تا حالا شده نماز را خوشبختی حساب کنیم. خوشبختی این که من بایستم ببینم این خدا را به او بگویم عبدک فداک، بنده ات به فدایت شود. پیامبر خدا این وجود یک پارچه زیبایی و نور یک موقعی افراد نگاهش می کردند می دیدند کلافه است یک لحظه آرام می شد می گفتک ارحنا یا بلال. بلال پا شو راحتم کن. اذان بگو. چقدر دلتنگ شد از صبح تا ظهر برای خدا. ما بچه این آدم هستیم این بابای ما هست.

چند نفر می نویسند که خوشبختی نماز است مسجد است. «المومن کسمک فی الماء» شادی مکه است بقیع است شادی حرم امام رضاست شادی حرم عبدالعظیم است. شادی یعنی من هر بار می روم حرم عبدالعظیم یا حرم اولیای خدا با آنها خیلی قرارهای مهمانی می گذارم، می روید مهمانی مگر نمی گویید دفعه ی دیگر می آیم شما بیایید. اصلاً هر بار می روی خدمت امام رضا این قرار بسته می شود. هر بار که می گویی السلام علیک اباعبدالله بسته می شود. هر وقت صلوات می فرستی بسته می شود. ببینید بعد عبادت کنید. حضرت فرمود: هر کس دو رکعت نماز با خودش ببرد بخشیده است آخر چطور مگر شصت سال نماز خوانده یک رکعتش قبول نیست خوب نماز نمی خوانیم ما. سبحان الله یعنی خدا قشنگ است از هر عیب و نقصی پاک است اگر خدا قشنگ است پس چرا خدا را می بری زیر سوال. راست می گویی سبحان الله.

والحمدلله رب العالمین.