أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
دو سه تا روایت به مناسبت بحثمان در «أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» انتخاب کرده بودیم که خواندیم، یکی دو تا روایت بخوانیم و برویم سراغ فقره بعدی؛ این فرمایش ادامه فرمایشی هست که هفته گذشته از نبی اکرم خواندم من و علی و فاطمه و حسن و حسین و نُه فرزند حسین حجتهای خداییم بر خلقش، دشمنانمان دشمنان خدا، و دوستانمان دوستان خدایند.@قبلاً این نکته را عرض کردم در بعضی از انشعابات یا بعضی از فرقهها، این مسئله تبلیغ میشود یا وجود دارد که ما با حذف پیامبر و آل یا با حذف آل پیامبر بتوانیم به خدا برسیم، و این هم یک امر محال هست، برای اینکه خداوند تبارک و تعالی نظام خلقت را یک نظام دارای سلسله مراتب خلق کرده است.@یعنی از روز اول که این نظام خلقت ایجاد شد، خداوند در اولین تجلی خودش نور پیامبر و آل را آفریده، یعنی یک خلقت کرده، یک موجود را خلق میکند، در جایگاه خودش در حکمت متعالیه ثابت شده که هیچ موجود مجردی بدون واسطه و بطور مستقیم با ماده یا مادیات سر و کار ندارد، بلکه باید حتماً به تناسب آن معلول از علتهایی که همسنخ هستند استفاده بکند در ارتباط با معلول، و اگر آن نباشد یک همچین ارتباطی برقرار نخواهد شد.@خداوند تبارک و تعالی یک خلق میکند، یعنی شبیهترین موجود به خودش را میآفریند، سایر مخلوقات بعد از خداوند تبارک و تعالی از این مخلوق خدا خلق میشوند و به وجود میآیند، یعنی یک نظام مرتبهای هست، یک وجود ذو مراتب، از خدا شروع میشود تا اهل بیت (علیهم السّلام) تا همینطور به پایین بیاید، به پایینترین موجود که ماده هست برسد، ای در قوس نزول هست.@یعنی نزول عالم اینطور هست که از خدا شروع میشود و صادر نخستین، اولین مخلوق و بعد عوالمی که از اینها خلق میشود، مثل جبروت و عالم ملکوت و عالم ماده که عالم دنیا هست، در قوس صعود که ما میخواهیم برگردیم، چه در نظام وجودی خودمان، چه در نظام خارجی اگر کسی بخواهد این مرحله را طی بکند، باز هم مسئله به این شکل هست.@یعنی خداوند تبارک و تعالی نظام خلقتی ما را در درون و نظام خلقتی ما را در بیرون یک جور آفریده، به یک شکل هست، آنچه از عوالم وجود شما میبینید که خلق شده، از خدا شروع شده، تا ماده همان را در درون انسان هم قرار داده، و برای همین هم پیامبر میفرماید: «خَلَقَ اللهُ تَعالی آدَمَ عَلی صُورَتِهِ» خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده.@یعنی ما از خدا درونمان هست تا ماده، همانطور که در نظام خارج از خدا هست تا ماده وجود دارد، بنابراین وقتی کسی بخواهد مسیر را طی بکند، چه در درون خودش بخواهد طی بکند، چه در نظام خارجی مسئله به این شکل هست که طفره محال هست، در معرفت نفس این را ثابت کردیم، غالباً معرفت نفس را استفاده کردین، که طفره محال است نمیشود بدون طی یک مرحله یا یک پله یک کسی به پله بعدی برسد.@شما اگر بخواهید مثلاً الان در وجود خودتان یک پله را حذف بکنید، این امکان ندارد، یعنی شما وقتی میخواهید شروع بکنید، اول از فوق عقلتان شروع میشود، بعد به عقلتان میرسد، بعد باید تصور بکنید، آن را بیاورید در برزخ خودتان، در عالم مثال خودتان.@مثل کاری که من الان میکنم، من از فوق عقلم شروع میکنم، در عقل میآورم، این معارف را برای شما فرمول میکنم، عقلانیش میکنم، که به عقل شما جور در بیاید، ولو یک حقیقت مجرد فوق عقلانی است، بعد یک امر عقلانی میشود.@آن امر عقلانی را باید تصور بکنم در خیال خودم بیاورم، مثال خودم، وقتی تصورش کردم، بعد از این تصور یعنی تمرکز بگیرم، از عقلانیت خودم آن را پایین بکشم، در این تمرکز در مثال خودم بیاورم از مثال باید به ماده تبدیل بکنم، بدون اینکه از ماده استفاده بکنم.@شما نمیتوانید آن حقیقتی که من میخواهم ابراز بکنم درک بکنید، باید آن را در ماده بیاورم و آن حقیقت را به صوت تبدیل بکنم یعنی ماده، صوت ماده است، شما هم نمیتوانید بدون این مرحله برگشت این مرحله بگیرید، یعنی این ماده باید بیاید به گوش شما بخورد، شما این را وقتی دریافت کردید، دوباره همان مسیری را که من طی کردم برعکسش را شما طی میکنید.@شما از ماده میگیرید، بعد به خیالتان میآورید، تصورش میکنید، بعد فرمول را از آن در میآورید، یعنی فرمول کلی را از آن ادراک میکنید، قانون را متوجه میشوید، بعد اگر طهارتی وجود داشته باشد به فوق عقل و مراتب بالا کشیده میشود، اگر نه تبدیلی صورت نمیگیرد و همانجا تلف میشود.@بنابراین باید دقت بکنیم که طفره در هیچ کدام از نظامهای وجودی، چه در درون انسان نظام انفسی و چه در نظام خارجی، نظام آفاقی امکانپذیر نیست، لذا هیچ کس نمیتواند به خدا برسد، بدون اینکه از پیامبر و آل عبور بکند، امکانپذیر نیست، همانطور که تمام فیوضاتی هم که از خدا دارد میآید اول به پیامبر و آل میرسد بعد از آنها به سایر موجودات میرسد، و بعد نصیب عالم ماده میشود این جریان خلقت هست.@لذا باید دقت بکنیم چون نظام کامل از خود خدا که شروع میشود پایین میآید نظام ریاضی هست «كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» چون خالق کل شیء هست «اللهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» چون خالق کل شیء هست، وقتی میگوید من خالق کل شیء هستم، کل شیء را هم ریاضی خلق کردم «كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» «قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» خداوند هر چیزی را ریاضی خلق کرده.@بنابراین شما نمیتوانید مسیر را بدون واسطهها در هیچ جا نمیتوانید طی بکنید، حتماً احتیاج به این واسطهها هست باید از آنها استفاده بکنیم؛ بنابراین کسی که میخواهد تقرب به حق تعالی پیدا بکند، بدون تقرب به مظاهر خدا و نمایندگان و خلیفههای خداوند امکانپذیر نیست.@کمااینکه هیچ فیضی از خدا به ما نمیرسد، مگر اینکه از ناحیه همان خلیفهها به ما میرسد و از طریق مظاهر خداوند تبارک و تعالی به ما میرسد، بنابراین برگشتن این نفس به حقیقت و موطن خودش باید از طریق مسیرهای قانونی خودش و وجودش خودش طی بشود.@در قرآن داریم «إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُم» «إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» اول میگوید شما پیش خدا برمیگردید، بعد میگوید پیش ما برمیگردید «إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُم ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُم» بازگشت همه مردم به سوی ما است، حسابشان هم بر ما است.@در جامعه کبیره امام هادی میفرماید: «وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُمْ» بازگشت مردم به سوی شماست، و حسابشان هم بر شما است، این (کُم) که در زیارت میگوید همان (نا) که در قرآن هست، آن مایی که خدا میگوید همین (کم) هست که ما در زیارت میخوانیم.@بنابراین ما وقتی میخواهیم به خداوند تبارک و تعالی بازگشت بکنیم یعنی باید به حقیقت و موطن اصلی خودمان که پیامبر و آل هستند بازگشت بکنیم، لذا حذف اینجا امکانپذیر نیست، امکان ندارد یک کسی بتواند طفره برود، پیامبر و آل را حذف بکند به خدا برسد همچین چیزی محال است.@پس ما باید به این توجه بکنیم برای همین شما اگر این را خوب درک بکنید متوجه میشوید که پیامبر میفرماید من و علی و فاطمه و حسن و حسین و نُه فرزند حسین حجتهای خدا هستیم، یعنی ظهورات خدا هستیم، یعنی تجلیات کامل خود خدا هستیم، خلیفه خدا و مظهر خدا هستیم.@بعد دشمنان ما دشمنان خدا هستند، الان میشود درک بکنیم که یعنی چی، نمیشود کسی با پیامبر و آل در درون درگیر باشد، با اهل بیت درگیر باشد بتواند به خدا نزدیک بشود، محال است، امکانپذیر نیست تقربی حاصل بشود.@آنوقت بعضیها هستند که پناه بردن به صور مقدس این کار را میکنند، یعنی میخواهند پیامبر و آل را حذف بکنند تا ما به خدا برسیم، آدمهایی که دم از توحید میزنند اما هیچ عنایت و توجهی به پیامبر و آل ندارند، هیچ محبتی در دلشان نیست، و صرفاً آنها را یک سلسله افراد تاریخی و مقدس میدانند، متوجه نیستند که پیامبر حقیقت بدنیش یک حقیقت تاریخی هست.@پدر یک زمانی آمده ولی خود پیامبر که میفرماید: «كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمَ بَيْنَ الْمَاءِ وَ الطِّينِ» من پیامبر بودم آدم بین آب و گِل بود داشتند او را درست میکردند، حقیقت محمدیه (صلی الله علیه و آله و سلم) یک حقیقیت تاریخی و زمانی نیست، یک زمانی نبوده بعد متولد شده، تولد برای تو و بدن هست، میگوییم متولد شده، آن حقیقت یک حقیقتی بوده که خداوند در اولین تجلی خودش همه مخلوقات را از این یک نور خلق کرده است.@در حکمت متعالی این بحث به جای خودش ثابت شده؛ و دوستانمان دوستان خدایند، پس توجه داشته باشید شما اگر بخواهید واقعاً بویی از خدا ببرید و تقربی به حق تعالی پیدا بکنید، سهمی از محبت حق تعالی را به دست بیاورید محبوب خداوند تبارک و تعالی بشید، بدون گذشتن از طریق محبت و تقرب و سنخیت با پیامبر و آل امکانپذیر نیست.@مبنا در میزان تکامل یک شخص میزان شباهت به تجلیات انسانی خداوند تبارک و تعالی است، یعنی خداوند با همه وجودش در این تجلی کرده، تو هر چقدر به این شبیه بشوی، در واقع به حق تعالی نزدیک هستی، هر چقدر از او دور باشی از خدا هم دور هستی.@لذا نمیتوانی نه از پیامبر و آل جلو بزنی نه میتوانی حذفشان بکنی به هیچ وجه امکانپذیر نیست، عقب بمانی باختی، جلو هم بمان باختی، «الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ» جلو و عقب نه، معیت مهم است، «أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ» (معکم) یعنی با این معیت همراه شما باشم، جلو نزنم، عقب هم نمانم.@ما زیاد داریم خشکی مقدسهایی که در خیلی از جاها بیشتر از اهل بیت احتیاط میکنند، یعنی یک جاهایی که اهل بیت میگویند این کار باید بشود، این کار رخصت دارد، این کار عیبی ندارد، این کار مانعی ندارد، اینها از اهل بیت بیشتر جلو میافتند، کم نداریم، من زیاد برخورد کردم با افرادی که از رساله هم داغتر هستند، یعنی در رساله میگوید این کار اشکال ندارد، میگوید باشد حالا من یک ذره احتیاط میکنم.@و اینجایی که انسان به خودش جرأت میدهد یک جا از پیامبر و آل جلو بزند همان چیزی است که شیطان میآید ریاضیات حرکت را که قبلاً گفتم به هم میزند، یعنی میآید یک جا تو را داغتر از پیامبر و آل میکند، اگر آنها عدد دادند، چون حرکت به سمت خداوند ریاضی است، هیچ چیز نیست که عدد نداشته باشد تمام مسیر حرکت ریاضی است عدد دارد.@مثلاً در بیماری وسواس شما وقتی میآیی دو بار بیشتر آب میریزی، یکبار آب بیشتر میریزی، یک ذره بیشتر میخوانی، یک مقدار ذکر بیشتر میگویی، میگویی احتیاطاً بگویم، وقتی این ریاضیات را جرأت میکنید به هم میریزید در جاهای دیگر این دریچه باز میشود، بعد وقتی که چند وقت میگذرد میبینید خیلی انسان اختلاف عملی و رفتاری پیدا میکند، برای همین هم این مشکلساز میشود سنخیت بهم میخورد.@ما کم نداریم افرادی که مثلاً پیامبر به آنها گفته فلان کار را نکنید بعد گفته بکنید، این با همان نکنید عمل میکرده، انجام ندهید، باشد، بعد میگوید انجام بدهید نمیتوانستند انجام بدهند، زیاد خوییهای خطرناک داریم، که ما عادتهای مذهبی میکنیم، خوییهای خطرناک به خودمان میگیریم تمامش هم مذهبی است، ولی بعد که باید بگذریم نمیتوانیم بگذریم.@در دوران زندگی اهل بیت (علیهم السّلام) یعنی از خود پیغمبر بگیرید تا امام زمان این مسئله زیاد تکرار شده، که اهل بیت زمانی میگفتند کاری را انجام بدهید بعد میگفتند ندهید امتحان در همین دو جا صورت میگیرد.@معیت یعنی آنجایی که میگوید انجام بدهی، انجام بدهی، و آنجایی که میگوید ندهی، بتوانی ندهی، با هیچ کدام از صورتهای مقدس انس نگیرید، اینکه شهید مطهری میفرماید در اسلام هیچ صورت مقدسی نیست که مقدس بودنش همیشگی باشد همین است، حتی نماز، حتی حج، هیچ صورت مقدسی که مقدس بودنش همیشگی باشد وجود ندارد جز توحید و خود خدا.@بنابراین وقتی خود خدا یا نماینده خدا به شما میگوید دست از این صورت مقدس بردار باید بردارید چون منشأ تقدس که حق تعالی است دارد به شما میگوید این کار را نکن، یا حج نروید، نماز را از این به بعد اینطرفی بخوانید، اینطوری بخوانید، وقتی قبله برگشت از بیتالمقدس به مکه، خیلیها سر و صدایشان در آمد، خیلیها هم گوش کردند ولی در دلشان غرغر میکردند.@معیت یعنی اینکه تو آمادگی کامل داشته باشی برای خدا، زیر نظر معصوم یا ولی فقیه از مقدسترین صورتها تا کثیفترین صورتها را انجام بدهی، این معیت میشود، یعنی حالتهای مختلف هست، اگر امر دائر شد باید بتوانی انجام بدهی، اگر نه نه.@میگوید وقتی میخواهند یک نفر را سنگسار بکنند، حق ندارند مؤمنی رأفت داشته باشند، رأفت را خدا به انسان داده، ما خیلی از موارد از نظر رأفت و رحمت از خدا میخواهیم جلو بزنیم، یعنی مهربانتر از خدا میشویم، مهربانتر از معصومین میشویم، این خطرناک است، این جلو افتادن است که دیگر معیت اصلا وجود ندارد.@میگوید شما باید با من در محبت و عواطفتان بروید، یعنی حاکم بر محبت و عواطفتان باشید، یک جا به شما میگویم محبت را اِعمال بکنید، اِعمال بکنید، ولی یک جا میگویم باید خشونت اعمال بکنید، باید سر ببری، باید آدم بکشی، اصلاً رأفت هم تو را نگیرد.@میگوید اگر قرار شد دو نفر را در ملأ عام حد بزنند آنجایی که قرار شد سنگ بزنند تو حق نداری رأفت داشته باشی، پیغمبر خداست، رحمت للعالمین است، خداوند یک قطره از رحمت پیامبر را در دل همه میلیاردها انسان قرار داده، این که مظهر رحمت خداست میآید سنگ برمیدارد محکم میزند.@ولی خیلیها با پیغمبر نمیآیند سنگ بزنند، میگویند دلمان نمیآید، این دلم کیست این وسط؟ این دیگر خدا نیست، من دلم نمیآید سنگ بزنم، گناه دارند حالا اگر اشتباهی کردند، قرآن میفرماید نباید رأفت این طور جاها سراغ شما بیاید، اینکه این وابستگیهای ما نمیگذارد ما شبیه پیغمبر بشویم، ما را جلو و عقب میکند، یعنی بین ما فاصله میاندازد.@برای همین میفرماید شما حتی به مقدسات هم نباید اینقدر پیوند بخوری که یک موقع باید بکنی پیش پیغمبر بروی گیر آن صورت مقدس باشی، آمد به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) گفت آقا من واقعاً دلچرکین هستم میخواهم همراه شما با اینها بجنگم.@اینها نماز میخوانند، روزه میگیرند، من یک ذره دلچرکین هستم، شک من را برداشته، بالاخره حق با کیست، من خدمت شما باشم بجنگم، یا با آنها بجنگم، شما من را از جنگ معاف کنید، من را یک جایی بفرستید بتوانم بروم ذکر خدا را بگویم، عبادت خدا را بکنم.@زمان جنگ ما خیلی آدمها داشتیم با احتیاطهای شرعی جنگ نرفتند، که عراقیها برادران ما هستند ما چرا باید عراقیها را بکشیم، که امام فرمود باید خودشان را برای جواب روز واپسین آماده بکنند، این جلو افتادن است، شما در تمام فقه نگاه کنید، در روایات معصومین هم زیاد هست، که اگر دشمنان مسلمانان را سنگر قرار دادند مسلمانان را بکشید و دشمنانان را نابود کنید.@آمد یک مسجد ساختند به نام مسجد ضرار، مسجدی که در مقابل پیغمبر ساختند، که بروند در آن نماز بخوانند قضیه را دو تا کنند، قرآن گفت مسجد ضرار هست، آن را آتش زدند، هیچ صورت مقدسی وجود ندارد، خطبه مسجد هم در آن خوانده حرمتی ندارد.@وقتی یک چیزی با اصل دین منافات پیدا بکند هیچ تقدسی ندارد، مثل قرآن سر نیزه گرفتن اصحاب معاویه، که حضرت گفت هیچ تقدسی ندارد ولی مسلمانان آنجا ماندند و علی را رساندند به آنجایی که دیدید، اینها همه شیعیان حضرت بودند، با حضرت بیعت کرده بودند، حضرت را امام خودشان میدانستند، ولی هیچ وقت معیت نداشتند.@این نکبتی که سراغ شیعه آمده همین است از اولش همین شده که امامان ما همیشه با خودشان کسی را نداشتند، یعنی حضرت علی با خودش کسی را ندارد، خیلیها هستند ادعای محبت حضرت را دارند، ولی همراه نیست، یا خیلی عقب است، یا مثل خوارج جلو افتاده که میآیند میایستند با حضرت علی میجنگند، شمشیر روی امیرالمؤمنین میکشند.@یعنی لشکریان امیرالمؤمنین میآیند صف تشکیل میدهند، حدود 9 هزار نفر، بیشتر، 10 ـ 11 هزار نفر میآیند با حضرت میجنگند، حتی در زمان امام زمان (علیه السّلام) هم این را داریم که در زمان امام زمان (علیه السّلام) امام زمان وقتی که بعضی از صحبتها را میکند، بعضی از سخنان را میگوید عدهای از شیعیان بر علیه او شمشیر میکشند.@خیلی عجیب است که آدم مبنا ندارد، وقتی شما معرفت نداشتی مبنا هم نداری دینداریت یک امر روی هوا است، یک امر صوری هست، این جلو و عقب افتادن را خوب دقت کنید، یک کلام حضرت میفرماید دشمنان ما دشمنان خدا هستند، دوستان ما دوستان خدا هستند.@«أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» خیلی مطلب مهم است، که یکبار ما کاسه داغتر از آش نشویم، یا عقب نمانم، یا جلو نزنم، جبهه نمیرفتند، نوامیس مسلمانان در تهدید، بود، کشور اسلامی، کشور شیعه در تهدید بود، بعد زیارت عاشورا راه میانداختند، روضه میخواندند، هیئت داشتند، جلسات داشتند، دعای کمیل داشتند، دعای ندبه داشتند، همه هم به دروغ میگفتند «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ».@مهم این هست که ما از هر صورتی اعم از حرام یا مقدس به آن دلبستگی پیدا نکنیم، دلبستگی ما فقط و فقط خود خدا باشد، اله ما خود خدا باشد، که اگر یکبار به تو گفت این صورت مقدس را رها کن فلان کار را بکن بتوانی این کار را بکنی.@ادعا هم بکنی برایت پیش میآید، یک مثال بزنم: «الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ» مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر است، یک نمونه اخلاقی مثال بزنم که ما معیت نداریم یعنی چی، این کلمه معیت خیلی بار دارد یکسال در موردش صحبت بکنیم کم است.@قاعده کلی را داده «الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ» حالا خودش نشسته با یکی از شیعیان در حج واجب، یک آقایی میآید اشاره میکند به این دوست امام صادق که کارت دارم چند لحظه میآید، او میگوید بعداً، حضرت فرمود این چه کسی بود؟ گفت آقا از دوستان است، فرمود از شیعیان است؟ عرض کرد بله، گفت پس چرا نرفتی کارش را انجام بدهی، مگر با تو کار نداشت؟ گفت آقا گفتم داریم طواف میکنیم، حضرت فرمود مؤمن با تو کار دارد تو طواف داری میکنی، برو ببین او چکار دارد.@امشب شب قدر است، شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، پدرت مریض است در خانه، مادرت مریض است در خانه، احتیاج دارد در خانه باشی، «حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ»، تو چکار میکنی؟ یا به تو میگوید بایست، یا نمیگوید بایست، ولی میدانی او احتیاج دارد.@حضرت میفرماید اگر دین داشته باشی، باید نگذاری که به تو بگوید بایست، باید خودت بایستی و نروی، ولی اگر آمدیم و گفت دو تا کار باید بکنی، یا باید بگویی چشم، چشم خوب اگر دین داشته باشی، معیت یعنی این، که این مؤمن است از من دعوت کرده، جدای از اینکه مؤمن است پدرم هم هست، با طیب خاطر میمانم احیا بیاحیا هیچ چیزی را هم از دست نمیدهم.@ما باشیم رو ترش میکنیم، رو تلخ میکنیم، حالا بلند بشو با هم مسجد برویم شاید حالت بهتر شد، بعد هم اگر بمانیم اینقدر نشان میدهیم ناراحت هستیم که به فیض شب قدر نرسیدیم که حد ندارد، سی دفعه جلوی پدر میگوییم الان در مسجد چکار میکنند، خوش به حالشان، او هم میفهمد تو الان در عذاب هستی.@اگر یک کاری کردی که بابا من از اینکه پیش تو ماندم خیلی خوشحال هستم، و از اینکه شب لیله قدر بیرون نرفتم خیلی شاد هستم، و همه عبادت من اینجاست، به او خندیدی صفا کردی، شوخی کردی، حرفی هم از عبادت و لیله قدر نزدی، نشستی برای پدرت لطیفه گفتی این خیلی بیشتر گیر تو میآید، تا بلند بشوی مسجد بروی این مسجد رفتنت معصیت است.@ولی ما مگر اینطوری هستیم، ما اینطوری نیستیم، ما اگر فرزندمان بیاید دم در به پایمان بچسبد، نماز جماعت اگر بخواهد بیاید او را نمیبریم، یا به زور او را داخل میکنیم خودمان میرویم، ما اینطوری هستیم.@ما کافی است داریم میرویم نماز جماعت نماز بخوانیم بچهمان بگوید جیش دارم چنان سر بچه داد میزنیم که بنده خدا مریض میشود الان وقت این است من به نماز جماعت نمیرسم، وضویت هم گرفتی داری میدوی بچه گفت من جیش دارم اگر هیچ طوریت نشد، یعنی اصلاً ناراحت نشدی.@خدا اینطوری یک دفعه مسیر را عوض میکند، خیلی علاقه داری نماز جماعت بروی، به ثواب اول وقت هم برسی، بعد بچه یک دفعه اینطوری میگوید، یا گریه میکند تو را میخواهد، یا میگوید گرسنه هستم، یا میگوید آب میخواهم، اگر توانستی به بچه بخندی، او را بغل بکنی، نمازت را هم چند دقیقه بعد دیر بخوانی آدم خیلی به جاهایی میرسد.@ولی ما اینقدر گاهی وقتها خطرناک میشویم، کاسه داغتر از آش میشویم که خیلیها له میشوند به خاطر اینکه ما میخواهیم عبادت بکنیم، این معیت که میگوییم یعنی چی، ما شخص داشتیم اینقدر کلهاش داغ بود، عملیات به او گفتیم ما الان احتیاج داریم بیا برویم شناسایی به او احتیاج داشتیم.@گفت کجا من الان بیایم شناسایی، ول کن حاج فلانی آمده پشت جبهه از تهران آمده میخواهیم برویم سینه بزنیم، گفتیم بابا همه این سینهزدنها برای این شمشیر زدن چند دقیقه الان است، همه این سینهزدنها در شمشیر زدن معنا پیدا میکند، درست میخواست شمشیر بزند لحظه شمشیر زدن رفت سینه زد، از این صورت نمیتواند بگذرد.@معیت خیلی مهم است، معیت یعنی اگر یک فعل حرامی هم پیش آمد باید بتوانی آن را انجام بدهی، اینقدر ائمه بدگویی کردند از شیعیانی که نتوانستند دست از صورتهای حرام بردارند که نگو، خیلی بدگویی کردند، شما بروید احادیث تقیه را بخوانید، که امام چقدر از شیعیان اینطوری گله کرده که ما به آنها گفتیم رازداری کنید.@مثل سنّیها وضو بگیرید، مثل آنها نماز بخوانید، گفتیم حرف از ولایت نزنید، گفتیم نگذارید بفهمند شما شیعه هستید، به آنها گفتیم اگر لازم شد یک کاری هم بکنید مثل آنها این کار را بکنید، ولی شیعه عادت کرده به این صورتهای مقدس و مقدسبازیهای اینطوری، حماقتهای اینطوری جان ائمه را به خطر انداخت، گاهی وقتها جان شیعیان را به خطر میاندازیم.@حالا شما نگاه کنید ما چقدر شیعه احمق داریم نهم ربیع عیدالزهراء، فسق محض میکنند، حرام محض میروند عید میگیرند، جشن میگیرند میگویند کشتن فلانی هست، نتیجه این بعداً چه میشود، امام فرمود امروز بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید دعوا کرد، تو عرضه داری حرف نزنی دهانت را ببندی، عرضه نداری.@در اجتماع ما پر است، مملو از اینها است، معیت کار راحتی نیست، معیت یعنی باید اساساً به هیچ صورتی عادت نکنی، نه مقدس و نه غیر مقدس، باب وظیفه و ملکه انسان انجام بدهد، نماز، نمازشب، زیارت عاشورا، ولی اگر یک چیزی خلاف آن خواستند باید بتوانی مثل زیارت عاشورا دنبال همان صورت بروی، بتوانی این کار را بکنی.@ما الان یک کسانی را داریم که متن رساله را اینقدر داغ هستند عمل نمیکنند، امام خمینی چند تا فتوا داده در مورد مسائل اجتماعی ـ سیاسی، مقام معظم رهبری فتوا داده راجع به مسائل اجتماعی ـ سیاسی، گفته اشکال ندارد، باز میبینید خیلیها جلوتر از اینها هستند احتیاط میکنند، سواد هم ندارند.@میگوید آقا این موسیقی اشکال ندارد گوش بدهید حلال، نه احتیاطاً من گوش نمیکنم، این معامله اشکال ندارد، نه نمیتوانم انجام بدهم، هم به خودش سخت میگیرد، هم به دیگران سخت میگیرد، امام فرمود مرجع تقلید هر حکمی داد اگر خلافش را ولی فقیه گفت، حکم ولی فقیه اولویت دارد، همه مراجع هم خودشان را گفتند، مقام معظم رهبری این را گفته، باز میگوید مرجع من اجازه نداده.@مرجع شما اصلاً نمیتواند اجازه بدهد، مسئله اجتماعی ـ سیاسی است، مسئله جهانی است، هر چه مرجعت گفت نباید گوش بدهی، ببین ولی فقیه چه میگوید نمیتواند، سر همین مسئله اعلام عید فطر شما نگاه کنید چه مسخرهبازیهای از بعضیها و به قول امام مارهای خوشخط و خال در این کشور اتفاق میافتد، شما از همه دفترا مراجع فتوا را نگاه کنید در فقه هم داریم «اَمرُهُ اِلَی الاِمام، اِلَی الحاکِم» امر اعلام عید با حاکم اسلامی است.@علی (علیه السّلام) وقتی که عمر عید اعلام نمیکرد میگفت باید از او بپرسید این حاکم است، خودش میدانست عید چه موقع است، میگفت او اگر عید اعلام کرد عید است، اگر اعلام نکرد باید روزه بگیرید من هم میگیرم.@امام صادق سؤال میکردند عید هست یا نه؟ فرمود هر چه منصور بگوید، منصور خلیفه غاصب، قاتل امام، میگفت وحدت جامعه به هم میخورد اگر قرار باشد امام برای خودش یک عید اعلام بکند، منصور هم اعلام بکند، بروید به منصور بگویید اگر او عید اعلام کرد عید است، اگر نه، نه.@نص فقه ماست که امر عید، امر فتوای شخصی و مرجعی نیست که یک مرجع بردارد برای خودش عید اعلام بکند، حالا ببینید پشت این قضیه چقدر نفسانیت خوابیده، خدا حفظ بکند یکی از اساتید ما را حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی، که گهگاهی تلویزیون هم برنامههایش را میگذارد.@آن موقع به ما میفرمود اگر انسان لج بکند، روی لج بیفتد با خدا هم لج میکند، یعنی خود خدا بیاید روی زمین به او بگوید این کار را نکن میگوید نمیشود.@مرجع تقلید است از داخل حمام در آمده، آیت الله بهجت این را تعریف میکردند، از توالت، حمامهای قدیم اینطوری بود توالت داشتند، توالت هم کفش خیس است، بعد میآیید بیرون، بیرونش هم چون حمام خیس است، تا محل لباسکنی، از توالت جایی که خیس است پایش را گذاشت آمد رفت لباسش را پوشید.@یکی از این احمقها شروع کرد بد و بیراه به این گفتن، که تو اینجا را نجس کردی، الان ما به یک کسی بگوییم کف توالت خیس است کلاه شما افتاد بردار جیبت بگذار، نه باید آب بکشم، احتیاطاً آب بکش، در کاسه توالت است، خیس است، در کاسه توالت افتاده، میگوید خیس بوده پس حتماً یک نفر قبلاً اینجا بول کرده نجس است.@شما نمیتوانی بگویی شما فقط نجاست را باید با چشم خودت ببینی صرف خیس بودن که نجاست نیست، فکر میکند، با فکر میآید، با فکر قبول نیست، گفته باید با چشم نجاست را ببینی، و الا اگر آنجا افتاد و شما برداشتی جیبت گذاشتی نجس نیست، مگر اینکه یقین داشته باشی، یقین هم جز از دو راه نیست، یا دیدن عین نجاست با چشم خودت، یا اینکه عادت به تو بگوید اینجا نجس بود.@و الا تو نمیتوانی خودت فکر بکنی چون نفر قبلی اینجا بوده درآمد من رفتم داخل، ممکن است آب ریخته باشد، حالا کاسه توالت تخفیف، بیرون کاسه توالت، آب به من ترشح کرد بروم لباسم را بشویم، این بیدینی است، شیطان همینطوری آدم را بیدین میکند، جهنم میبرد.@شروع کرد فحش دادن تو اینجا را نجس کردی، یکی به او گفت تو مقلد چه کسی هستی؟ گفت من مقلد سید ابوالحسن، گفت این خودش سیدابوالحسن است، این خودش مرجع تقلید است، یکبار به او گفته بودند، آقا اینطوری فرمودند، گفت غلط کرده خودش نمیفهمد، آدم اینطوری میشود.@خدا شاهد است ما کسی داریم آمده دعای عرفه امام حسین را، گفته آقا سرش داغ بوده متوجه نبوده این حرفها را نباید اینجا میزد، نصف دعای عرفه را حذف کرده، این حرفها چیه اینجا نوشته، آن موقع حواسش نبوده حضرت این حرفها را زده در دعا بوده، در حال خودش نبوده، حذف کرده، حرفهای صوفیه است اینها را بردارید کنار بگذارید.@مثل آن آقایی که به این کلمه رسیده بود «شَغَلَتْنا» یعنی ما را مشغول کرده، گفت نعوذبالله قرآن که غلط ندارد، زیرش نوشته بود (شدرستنا) از اینها الی ماشاءالله هست، آقا بالاخره این حرکت به سمت خدا قاعدهمند هست یا نه؟ ریاضی هست یا نه؟ مرجع تقلید و متخصص بالاخره حرف آخر را باید بزند یا نمیزند، اگر حرف آخر را میزند تو چکاره هستی، که بعدش وقتی به تو میگوید فلان کار را بکن نه.@باید خیلی عزیزان دقت بکند به این کلمه معیت خیلی حواسمان جمع باشد، مواظب باشید گیر مارهای خوش خط و خال مقدس که در لباس روحانیت زیاد هستند، در غیر روحانیت هم زیاد هستند، در نقشهای استاد و معلم و ....@روایت بعدی «بُغْضُ عَلِيٍ كُفْرٌ» بغض علی کفر هست؛ روایت بعدی «مَنْ أَبْغَضَ أَهْلَ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي لَمْ يَرَنِي وَ لَمْ أَرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» چقدر این تهدید تند است، از این خواری و ذلت بالاتر، که میگوید روز قیامت نه من او را میبینم نه او من را میبیند، هیچ وقت ما همدیگر را ملاقات نمیکنیم، جالب است که این روایت را اهل تسنن هم دارند.@هر کس با اهل بیت و فرزندانم دشمنی بکند، روز رستاخیز نه او مرا میبیند، و نه من او را میبینم، باز فرمود یا علی هر کس تو را دشمن دارد، خدایش به مرگ جاهلیت بمیراند، چون توضیح دادیم ارتباط با متخصص که قطع بشود شما دیگر دینی نداری، فقط مسیر ریاضی حرکت به سمت آخرت را باید زیر نظر متخصص انجام بدهی، وقتی با متخصص ارتباط نداری اصلاً تو به جایی راه پیدا نمیکنی.@هر تو را دشمن دارد خدایش به مرگ جاهلیت بمیرد، یعنی هیچ دین و ایمانی از او پذیرفته نیست، و بدانچه کرده روز قیامت از وی حساب بگیرند، و خود امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود دروغ گوید آنکه گمان کند حلالزاده است، و حال آنکه مرا و امامان از فرزندانم را دشمن میدارد.@روایت بعدی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست بهشت حرام است بر کسی که به اهل بیت من ظلم بکند، و بهشت حرام است بر قاتل ایشان؛ «وَ عَلَى الْمُعِينِ عَلَيْهِمْ» برای کسانی که کمک این قاتلان بکند، «وَ عَلَى مَنْ سَبَّهُمْ» کسی که به اینها ناسزا بگوید.@«أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ» هیچ بهرهای روز قیامت ندارند، از همه بدتر اینکه «وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ» خدا با آنها حرف نمیزند، یعنی خیلیها روز قیامت دوست دارند یک کلمه با خدا حرف بزنند، یعنی مطمئن است اگر پیش خدا برود بگوید غلط کردم ببخش، این فرصت را پیدا نمیکند، به آنجا راه پیدا نمیکند که بخواهد حرف بزند خدا میگوید من با تو حرفی ندارم بزنم.@خداوند با آنان تکلم نمیکند و در روز قیامت نظر رحمت بر آنها نمیکند، و آنها نمیآمرزد و بر ایشان عذابی دردناک است، اینها آیه قرآن است حضرت در روایت آورده؛ عزیزان چند بار نفر به نفر آمدند به ما گفتند قاعده زیارت خدمت امام رضا (علیه السّلام) شما وقتی میخواهید مشرف بشوید، در حرم یک تعدادی زیارتنامه هست، که زیارتنامه خیلی خوبی هست و مطالب بسیار عالی دارد که از آن نباید غفلت بشود.@هر کس میرود همان زیارتنامهها را برمیدارد طبق همان دستورالعملی که نوشتند چکار بکنید چطوری بخوانید، یک قسمت را کجای حرم بخوان، این قاعدهاش هست، ولی بعضی از عزیزان که میخواهند حظ بیشتری ببرند، بهره بالاتری ببرند، از یک قدرت بالاتری این زیارتشان برخوردار باشد به همین شیوهای که عرض میکنم، عمل بکنند.@اول از این بزرگان ما روی اذن دخول خیلی تأکید کردند، اگر شخص بتواند فضایی داشته باشد قبل از اینکه حرم برود، برود اسکان پیدا بکند، استراحت بکند، خسته نباشد، و خوابآلود نباشد، و با یک آمادگی به حرم مشرف بشود، لباسهایش را عوض بکند، لباس خوب بپوشد، معطر بکند، غسل خیلی مهم است، غسل بکند.@الان کار خوبی که کردند این اذن دخول را آوردند جلوی در گذاشتند، خیلی کار خوبی هست، شما در خیابان اذن دخول میخوانید بروید، و خیلی هم تأکید میکنند، و فرمودند اذن دخول نشاندهنده وضعیت روحی یک نفر هست، چون اگر در اذن دخول انسان دلش بشکند و بگیرد یعنی حضرت خوب دعوت کرده@حتی اگر اذن دخول نگرفت، یعنی اگر انسان متوجه اذن دخول باشد که این اذن دخول است و باید معنیش را هم بداند، اگر دیدی این حال را ندارید خوب است انسان یک مقدار تحمل بکند، صبر بکند تا با آن حس بتواند وارد بشود.@بعد وقتی وارد میشوید، آنهایی که آمادگی دارند به این صورت عمل بکنند، زیارت جامعه کبیره را بیاورید، قبل از زیارت جامعه کبیره، در خانه که غسل کردید، اذن دخول میخوانید، بعد نزدیک در ورودی حرم که رسیدید دعایی هست «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ» این را بخوانید و با غسل بروید.@وقتی وارد حرم میشوید، یعنی از ساختمان حرم که میخواهید داخل بشوید، دم در این تشهد خوانده بشود، همینطوری قدم بزنید بروید تا چشمتان به ضریح بیفتد، بعد همانطور که در آداب زیارت عاشورا نوشته اول 30 مرتبه (الله اکبر) میگویید، بعد یک مقدار با طمأنینه قدم برمیدارید، اگر حال و گریه هم دارید که خیلی هم خوب است، دوباره نزدیکتر میشوی 30 مرتبه تکبیر میگویی 60 تا میشود، 40 مرتبه هم وقتی خیلی نزدیکتر شدید میگویید 100 تا میشود.@اینکه زیارت در تکبیر اول آوردند شما نگاه کنید حرم حضرت عبدالعظیم، حرم حضرت معصومه تسبیحات وارد شده، در حضرت معصومه برعکس است، 33 مرتبه سبحانه الله، 33 مرتبه الحمد الله، در حرمهای دیگر 33 مرتبه الله اکبر، الحمدلله و سبحان الله.@در جامعه کبیره 100 مرتبه الله اکبر، چون جامعه کبیره تجلی خیلی با عظمتی از معصومین هست، و بد است که انسان چنان غرق معصوم بشود که از خدا غافل بشود، برای همین قبلش شما باید 100 مرتبه الله اکبر بگویید که یک موقع عظمت معصوم شما را از خداوند غافل نکند.@شما در تمام ایام مهم سال نگاه کنید زیارت عاشورا وارد شده اما در روز عاشورا میگوید 1000 مرتبه توحید بخوان، چون باید متوجه باشی که عاشورا تمام عظمتش را از (لا اله الا الله) دارد میگیرد و امام حسین کشته عشق خداست، و عاشورا روز تجلی عشق هست، و روز تجلی (لا اله الا الله) است.@مراقب باشید حسین حسین کردنها از خدا غافلتان نکند، اینقدر هستند که نماز اول وقتشان عقب میافتد چون مشغول عزاداری هستند، این درست همان نقطه انحراف است، که اینقدر غرق عزاداری و جذب عزاداری میشوند که وقتی اذان میگویند نمیروند نماز بخوانند، از همین جا خطر شروع میشود.@شما هر جا بودید عزاداری را رها بکنید، حال نمیدهد، به کیفش نرسیدیم، الهی آمینش را نگفتیم، ولش کنید خدا برایتان همه کاری میکند، رها کن اذان را شنیدید بروید نمازتان را بخوانید دیگر در آن موقع دنبال هیچ کار عبادی نباشید.@زیارت جامعه بخوانید، زیارت جامعه آنهایی که عربی بلد هستند عربی بخوانند، آنهایی که بلد نیستند فارسی بخوانید، یا اینکه عربی بخوانید ترجمه فارسی هم بخوانید، بعد از زیارت جامعه کبیره که تمام شد، یک داستانی دارد به نام حکایت رشتی داستان قشنگی است.@چون جامعه کبیره زیارت دوم امام هست، برای چی به آن جامعه میگویند، برای اینکه جمع ائمه هست، همه ائمه را شما با هم در جامعه زیارت میکنید، زیارت جامعه دومین زیارت جامعه است، بعد شما وقتی که حکایت سید رشتی را میخوانید نوشته زیارت سوم، که با این کاری نداریم، زیارت چهارم هم کاری نداریم، به زیارت پنجم میرسیم، که یک خط توضیح داده که در اعمال ماه رجب گذشته.@به مقام دوم میرسیم، مقام دوم دعای بعد از زیارت امامان هست، خیلی چیز قشنگی هست، یعنی بعد از زیارت خیلی این میچسبد و آدم را تخلیه میکند «اللَّهُمَ إِنْ كَانَتْ ذُنُوبِي قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِي» از اینجا شروع میشود که خدایا اگر این گناهان من، من را نزد تو بیآبرو کرده، شروع میشود اگر من بیآبرو هستم به این امام به من آبرو بده تا برسید به جمله «إِذْ كَانَتِ الْقُلُوبُ إِلَيْكَ بِالْجَمِيلِ تُشِيرُ» بعد نوشته پس نماز زیارت کن.@دیگر وداعش را هم نخوانید، یک جمله بعد از این دارد که اگر بخوانید تمام میروید آخر مفاتیح دعای بعد از زیارت هست که تمام نیازهای شما را، شما نمیتوانید به این چیزی اضافه بکنید، تمام نیازهای دنیایی و آخرتی خودت، همسرت، فرزندانت، خالهها، عموها، داییها، عمهها، همسایهها، اساتید، شاگردان، هموطنهایت، کسانی که در وطن تو نیستند، شرق و غرب عالم همه را دارد، فوقالعاده انسان را تخلیه میکند، این را هم فارسی اگر عربی بلد نیستید دعای عالیة المضامین.@این یک دوره زیارتی قوی است، بعد اگر در روز دوبار شما زیارت رفتید، دیگر لازم نیست این مسیر را طی بکنید، شما صبح رفتی آنجا نماز صبح آنجا زیارت کردی، نماز صبح خواندی، غروب هم میخواهی بروی، غروب دیگر از همان زیارتنامه معمولی که دست مردم هست میتوانید بخوانید، چون آنجا هم دعاهای بسیار عالی دارد، فوقالعاده قشنگ است.@بخصوص یک دعا دارد در آن زیارتنامهها که در این مسیری که من گفتم نیست، دعای بعد از زیارت امام هست که خیلی مضامینش قدرتمن است، بعد روز آخر که میخواهید بیایید همان عالیه المضامین که تمام شد، یک وداع است، طولانیترین وداع را آنجا دارد، حالا یک صفحه، چون وداعهای دیگر حضرت تقریباً چند خطی است، مال همه همینطور است، ولی این یک وداع بسیار عالی دارد که آن وداع را بخوانید.@و اگر این وداع را با حضور قلب بخوانید توفیق مراجعه مجدد به حرم را هم پیدا خواهید کرد، برای دفعههای بعد انشاءالله محروم نخواهید شد؛@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
این دو کتاب را معرفی میکنم این کتاب خواندنش مستحب نیست، واجب است، برای اینکه حضرت میفرماید آن سه تا علم واجب است این هم جزء آنها است، این دو کتاب را همه کسانی که با بچه سر و کار دارند، تا نوجوان، به عنوان معلم، پدر، مادر، عمو، دایی، مبلغ، مشاور، امورتربیتی، این دو کتاب را حتماً عزیزان استفاده کنند، اسم یکی هست 2222 نکته در تربیت، یک کتاب هم هست نسیم مهر، این هم در مورد پرسش و پاسخ تربیت کودک و نوجوان خیلی به شما کمک زیادی میکند.@چون خودش فشرده بیش از صد جلد کتاب است، مطالب بیش از صد جلد کتاب را جمع کردند و آن کتاب طب اسلامی هم اگر میخواهید هزینههای دوا و دکتر ندهید این را حتماً یک مرتبه حداقل خوانده بشود، و روی آن سرمایهگذاری کنند، واقعاً کمک میکند، هم از نظر اقتصادی، و هم از نظر سلامتی شما مطالعه کنید، یکی از دوستان خودمان نوشتند، آقای دکتر منتظر که دکتر هم هستند، و کتاب علمی بسیار خوبی نوشتند به نام طب اسلامی گنجینه تندرستی حتماً عزیزان مطالعه بفرمایند.@