جلسه 171 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
171
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
2
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 171 - شرح زیارت عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله ربالعالمین وصل الله علی محمد وال محمد و اله الطاهرین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین .

در جلسه گذشته بحث ما ن در بارۀاین نکته بود که چون از خداوند تبارک وتعالی پرتوی در وجودمان هست همچنین از معصومین علیه السلام غایت ما تشبه به انهاست .

من آن نفخه خدایی وآن نفخهای که از پیامبر و آل را که در وجودمان هست را باید تقویشتش کنم یا همان کودک عزیز روان را،این کودک عزیز روان را هر چقدر درست تغذیه بشود شباهت ما به اصل بیشتر می شود .

در واقع ما حس بینهایت طلبی امان یا فوق عقل یا فوق تجردمان بیشتز ارضاءمیشود در واقع کاملتر می شویم در یک رحم کدام جنین کاملتر است آنکه بعداز انعقاد سیری را طی کرد و شباهت بیشتر ی را به یک انسان کامل دارد .

در حرکت به سمت حق تعالی ،ماهم الگوهایمان پیامبر وال است که شباهت پیدا کردن به آنها در واقع شبیه خداوند تبارک وتعالی شدیم لذا این حرکت یعنی کسب تشبه به حق تعالی به اهل بیت علیهم السلام وظیفه اصلی ماست و غایت ماست این که در زیارت عاشورا به ما می گویند ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره معیت شباهت می خواهد .

یادتان نرود معیت ،شباهت می خواهد ما چقدر با پیامبر وآل هستیم به میزانی که شبیه هستیم هرچقدر که شباهت ما با پیامبر و آل نزدیکتر باشد معیت ما بیشتر است هیچ عاملی ثواب ،عبادت،سادات بودن،عالم بودن،به قول علی (ع)کشته شدن هیچ کدام از این ها باعث نمی شود که ما معیت داشته باشیم .

اگر این ها موجب شباهت نشوند اگر موجب شباهت نشوند فایده ای نخواهد داشت . از طریق این راه هم عرض کردیم که خداوند تبارک وتعالی در نهاد ما ،عشق به شباهت خودش را قرار داده شما اگر می بینید به قول امام رئیس جمهور آمریکاهم عاشق خداست ،رئیس جمهور آمریکا هم تمام تلاشش این است که عاشق خدا بشود.

فرعون تمام تلاشش این است که شبیه خدا بشود معاویه تمام تلاشش این است که شبیه خدا بشود اما نمی گوید که من می خواهم مثل خدا شوم می گوید من می خواهم قدرت مطلق شوم .

همه حکومتی می خواهم برای من باشد ثروت هامی خواهم برای من باشد لذت ها می خواهم برای من باشد زیبای ها می خواهم که برایمن باشد . نمی فهمه خودش که می خواهد شبیه خدا باشد یعنی امام حسین شمر ،یزید ،ابن سعد،معاویه ،بقیه خوبی ها و بدیها همه یک مسیر را دارند می روند و آن مسیر تشبه بی نهایت است شدن .

اما اهل بیت علیهم السلام طبق اصل اصالت تخصص با فرمولی که خدا می دهد می خواهند بروند مثل خدا شوند دشمنان اینها هم با فرمول هایی که از طرف زمین از جهالت و از علمای بدون تخصص آمد می خواهند بروند شبیه خدا شوند .

همه همین جور هست . مسیری که ما باید طی بکنیم اگر عشق باشد همانطور که جلسه گذشته مثال زدم برای شما اگر عشق باشد مسیری شیرین ،جذاب ،پر هیجان و توأم با شادی و آرامش .

این قید هیچ وقت یادتان نرود توأم با شادی و آرا مش جلسه قبل چند مثال زدم امروز می خواهم روی این مثالها بیشتر تمرکز بگیرم . ببینید وقتی یک نفر می خواهد در کنکور قبول شود یعنی عاشق رفتن دانشگاه است عاشق دکتر مهندس شدن است می خواهد به یک جایی برسد یک چیزی بشود در واقع می خواهد تشیه به چه کسی پیدا کند ؟

این غایتی که نگاه کرده مثلاًدر کتابها یا در فامیل ها ودوستانش یا در جامعه یا در تلویزیون یک الگو را دیده عاشقش شده آن الگو کیست ؟یک مهندس قوی یک موسیقیدان قوی یک شاعر قوی یک دکتر قوی یک ورزشکار قوی اول او را دیده گفته کاشکی من مثل این باشم .

دیدید هرکسی هم که می خواهد مثل کسی باشد عکسش را در خانهاش می چسباند گاهی وقتها روی لباسش هم می زند . بنابراین مشخص می کند که می خواهد کی بشود آرزو دارد مثل کی بشود آرزو دارد جای کی باشد .

بعد وقتی که برایش شرایط فراهم می شو.د مثل او باشد خودش می داند که اگر بخواهد مثل او باشد باید یک مسیر علمی و عملی را طی بکند در ربطه مسیر علمی اش می بینید که به خیلی از چیزها می گوید نه

بگذار من این را یاد بگیرم تا بشوم لذا میبینید که یک دختری که می خواهد قبول بشود در یک دانشگاه یا یک پسری که می خواهددر کنکور قبول شود یک پزشک یا مهندس خوب باشد با این که خیلی شهوتهای مختلف دارند اما به همه شهوتهایشان می گویند نه دوست دارد عروسی برود دوست ددارد مجلسی برود پارتی برود دوست دارد فلان جلسا برود دوست دارد مثل بقیه بنشیند تلویزیون نگاه کند

دوست دارد مثل بقیه برود پارک ولی دیدید که وقتی می خواهد درس بخواند ارادهاش به این است که قبول بشود می خواهد رقابت کند با بقیه آنجا فقط 100نفر می خواهند من باید جزو این صدنفر باشم مسابقه است سرعت ومسابقه و سبقت گرفتن از همدیگر خیلی مهم است بعدبه همه چیز می گوید نه بعد می نشسند درس مس خواند

بقیه که درس نمی خوانند این هیچ وقت نمی گوید که کاش من جای آن بودم چون می داند که مسیر درستی را طی می کند یعنی آنچه که در مسیر خودش است خیلی دلشاد است یادتان باشد که قرآن یک متلک حسابی به ما انداخته می فرماید :

کل حزب بما لدیهم فرحون هر گروهی به آنچه که دارند دلخوش اند درسته؟حالاتو این سئوال را از خودت بکن تو به چیزی که به عنوان شیعه گری ،سربازی امام زمان بچه امام زمان بودن داری دلخوشی تو هست یا نه ؟

می دانی چه می خواهم بگویم ؟می خواهم بگویم ماها خیلی وقتها با وجود ی که می دانیم بچه امام زمان هستیم بچه فاطمه زهرا هستیم گوش کردیم ،می دانیم شیعه می دانیم که می توانیم در خوب این بایستیم .

میدانیم بااین که می توانیم در خانه این ها باشیم می توانیم با اهل بیت باشیم ،آرزو می کنیم بچه کس دیگر ی بودیم .آرزوی یک خاندان و خانواده دیگری در دلها ی هست . به این که بچه امام زمان هستیم ،شاد نیستیم ،دلخوش نیستیم ،افتخار نمی کنیم کیف می کنیم از این با اینکه بچه فاطمه زهرا هستیم .

احساس عزت و شرافت در جامعه نمی کنیم کافی است یکی از امور موهوم و طبیعی که دست کسان دیگر هست . دست آنها باشد و دست ما نباشد یکدفعه احساس کمبود و ضعف می کنیم مگر قرآن نمی گوید هرکس به هر چه دارد دلخوش است .

هر گروهی به آنچه که نزد خودش است چرا ما به آنکه داریم دلخوش نمی توانیم بشویم و کیف بکنیم از این . چرا مسیری که باید طی بکنیم تا برویم در خانه فاطمه زهرا و بنشینیم کنار مادرمان آنقدر کندو بی حوصله باتنبلی با ان قلت کردن ،هی تاکید هی تکرار هزار باید به ما بگویند این مادر است بیا برو خانه ا ش

دوستت هم دارد ومنتظرت هم هست مثل بچه ای که خوشش نمی آیدهی باید حولمان بدهند یعنی وقتی شما نگاه می کنید که حرکتمان به سمت این که برویم در چادر امام زمان ،حرکت ما برای این که برویم در چادر خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها بنشینیم تا ابد با او باشیم چون ان یجعلمی معکم فی الدنیا و الاخره . الاخره ابد ابدیت شوخی نیست

چرا ما نمی طلبیم این را چرا شوق یک کسی که می خواهد فوتبالیست بشود را ما نداریم یک کسی می خواهد فوتبالیست چطور می رود مدرسه فوتبال ،پول خرج می کند چرا ما شوق کسی که می خواهد برود دانشگاه را ما نداریم واقعاًمی رود دانشگاه آزاد پول خرج می کند چقدر با شوهر یا زنش مقایسه می کند .

یک آقایی چند وقت پیش می گفت می خواست زنش را را طلاق دهد چون می خواست برود دانشگاه درس بخواند . مزه اش آمده بودزیر دندانش .می گفت این ها مزاحم درس خواندن من هستند من الان موقعیتهای اجتماعی خوبی برایم فراهم است اینها زحمت می دهند به من . زنش می گفت کار نمی کرد

خرجی نمی آورد می گفت میخواهم دانشگاه قبول شوم یک ما ه یک ماه خانه نمی آمد رفته بود خوابگاه اصلاًکاری نداشت که ما گرسنه ایم ،تشنه ایم چیزی نیاز داریم ومن مجبور بودم کارکنم که بعداًمی گفت با دوقورت و نیمش که می خواهم اینها را طلاق دهم و کارهای دیگرم برسم .

چرا عشق یک همچین آدمی را نداریم نمی گویم جنایت کنیم در حق زن وبچه مان منظورم این است که فوتبالیست ها چطور می روند فوتبالیست می شوند آن که می خواهد مجتهد شود چطور می رود با عشق و عاطفه مجتهد می شود .

آنکه می خواهد دکتر شود چطور با عشق وعلاقه دکتر می شود آن که مهندس بشود ،بازیگر شود ،آنکه می خواهد مطرب شود ،مشهور شود انکه می خواهد یک شاعر خوب شود خودتان هم قبلاً از این عشق ها در دلتان افتاد قبلاًمعشوق های مختلف داشتیم برای خیاطی تان ،گلدوزی تان سفره آرایی تان چطور وقت می گذارید می روید کلاس .

برای طی درس مدرسه تان چه جور به همه کس حتی ،بچه تان می گویید نه من باید بروم سر کلاس که دیپلم را بگیرم بروم دیپلم فلان رشته را بگیرم ولی چرا وقتی نوبت ابدیت و آخرت می شود ما ها همه بی حال کسلیم چرا این جوری می شود ؟جواب چیست ؟یکی است عشق نداریم چرخ عشق به هر چیزی پیش بیاید آدم با کله این مسیر را طی می کند

باسر می رود از این که در این مسیر هم دچار زحمت بشود کاملاًاستقبال می کند ؟اصلاًزحمتهایش برای لذت دارد شما دیدیدوقتی کسی می خواست فوتبال برود فوتبالیست بشود چقدر کتک می خورد فوتبالیست شود چقدر در پا و بدنش میزنند

پا و زانویش آب می آورد مگر از رو می رود ،ساقش را می شکنند مگر از رو می رود کتفش را می شکنند کشتی می خواهد برود تا کشتی گیر معروف شود اول بسم الله دوتا گوشش را می شکنند دیدید ؟

یک بنده خدایی چند وقت پیش آمده بود دیدم – قبلاًدندانهای سالمی داشت – پرسیدم دندانت چه شده ؟نمی خواست بگوید گفت رفتم کلاس استاد گفته اگر می خواهی نی بزنی باید این دندانت را بکشی که خوب بتوانی صدا را در نی بیاندازی ،حاضر بود دندانش را بکشد دندانی که برای کاشتنش 400یا 500هزار تومان آدم پول می دهد .

کاری هم ندارد این دندان نداشتن چقدر در قیافه اش تأثیر می گذارد حاضر است دندانش را بکشد که نی بزند بعضی ها حاضرند نقش دلقک را باز ی کنند در این فیلم ها وسیرک ها و تن به خیلی از کار ها ی کثیف بدهند تا مشهور شوند .

بعضی از زنها می روند حیا وعفت شان را سر می برند تا بازیگر شوند بعضی از مردها غیرت و مردانگی شان را می برند سر می برند تا بخواهند یک بازیگر شوند ما ها واقعاًبرای این که میخواهیم خانه فاطمه زهرا برویم واقعاًچقدر بها می پردازیم .

این که می خواهیم در چادر امام زمان باشیم حاضریم از چه بگذریم اگر خوب دقت کرده باشیم می خواهیم همه دنیایمان را حفظ بکنیم ولی برویم در خانه فاطمه زهرا نمی شود .

نه عزیز من فاطمه زهرا برای این که خودش در خانه خدا باشد یکزن تنهای باردار با 4تا بچه کوچولو و قدونیم قد فقط برای این که از امام زمانش دفاع بکند .

حاضر شد با آنهمه گرگ درگیر شود ،کشته بشود دراین راه امام حسین را نگاه بکنید که چقدر بها پرداخت کرده حضرت زینب چقدر بها پرداخت کرد اصلاًما قوم و خویشانمان یعنی پدر ومادرانمان فاطمه .علی .امام حسن امام حسین علیهم السلام زینب ،ابوالفضل ،کس و کار های اصلی مان ما جزو خانواده آنها هستیم کس وکارهای ما دقت کنید

همه کسانی بودند که در راه خدا سر از تن نمی شناختند دیروز یک عکس خیلی زیب دیدم – داشتم با خانمم صحبت می کردم گفتم خانم ببین این عکس چقدر قشنگ است یک خانم فلسطینی بچه اش را بغل کرد بچه بک گلوله آرپی چی گرفته و زنه یک مسلسل دستش است قبل از عملیات استشهادی بچه اش را بغل کرده داره خداحافظی می کند .

یک عکس هم نگرفته با چه لبخندی هم عکس گرفته این خانم زیرش نوشته صدوپنجاه کشته وزخمی از صهیونیست ها توسط 8زن هشت تا زن

خانه یکی از بچه های حزب الهی رفته بودم مادرش برایم تعریف می کرد و می گفت گفتم چطور این رفت .

شب عروسی اش داره می ره قرار نیست درگیر شود این شب ولی آماده است تا دید صحنه صحنه جالبی است برای بک عروسی بالاتر ،صهیونیستها جمع شده بودند دور ماشینش که بازرسیداشتند و دکه را میزند وپرواز .

یکی دیگر مادرشان تعریف میکرد کی گفت برای این که من ناراحت نشوم آمد ه بود درخانه می خواست که من نفهم چه کار می کنند با زیر شلواری و دمپایی گفت می روم تا بیرون و بیایم سوار ماشین شدو رفت در مقر اسرائیل ی ها بها حاضر است بپردازد ،این زنها را آدم می بیند چه در وجودشان است مادر است بچه اش در بغلش است .

می بوسد میگذارد کنار و عملیات استشهادی انجام بده یادکی میافتید ؟یاد مادر وهب میافتی در کربلا این طور است ببینید ماها عاشق نیستیم اصلاًاگر عاشق بودیم برای این که برسیم درد احساس نمی کردیم .

کسی که از عبادت از پیمودن راه خدا احساس درد وناراحتی می کند و احساس می کند در فشار است اعصابش خورد است از حجاب داشتن این اصلاًهنوز عاشق نشده است این زوری خودش را قانع کرده که این جوری بماند عاشق کسی است که با چادر و حجاب عشق بازی کند شما نگاه کنید در قائله کشف حجاب زنها چه موضع گیری های قشنگی داشتند یک مثال بزنم و همسن یک مثال بس است .

ومن چون عازم مشهد هستم و دارم می روم شما را دعا کنم کلاس را باید زودتر تمام کنم /

بارها آمدند به ما گفتند که قرآن شراب است توجه فرمودید آقا میرزا علی آقا فرمودند قرآن شراب مومن است امام صادق علیه السلام در مصباح الحقیقه توصیه می کند که ما از این شراب بخوریم و همین لفظ را می آورد .

امیرالمومنین علیه السلام فرمود حبلالله المتین حبلی طنابی است که از طرف خدا امده آویزان شده که تو دستت را بگیری و بروی بالا .فرمود در قیامت انّدرجات الجنةدرجات بهشت به اندازه آیات قرآن است قیل اقترءفرقب بخوان و برو بالا یعنی هر چه با قران انس داری می روی بالاتر .پله های بهشت آیات قرآن هستند .

نردبان بهشت است هر آیه را که بخوانی می روی بالا . نگفته انداین را به ما خدا نگفت به ما هر وقت دلتان خواست من با شما حرف بزنم صدای من را بشنوید آدم مگر بدش می آید صدای خدا را بشنود آره ما که بدمان می آید حوصله اش را نداریم الان شما نگاه کنید اکثر خانمها و آقایان که من برایشان نوشته ام 50 آیه در روز می آیند با من کاسبی می کنند

آقا نمی شود 40تا باورکنید یک آقایی آمده بود من اصلاًتعجب کردم گفت آقا شما نوشتید 50تا مهندس بود خب من الان نماز می خوانم 7تا سوره حمد می خوانم توحید می خوانم اینها را جمع کنید 50تابیشتر می شود

دیگه بی خیال شوید فکگر می کرد مثلاًمی خواهد در جیب من برود نشسته است چطور حساب کرده باز اری حساب کرد که 50 تا را نخواند .

آخه این عاشق است به خدا شما یک کسی را دوست دارید واقعاًاز شنیدن صدایش ودیدن قیافه اش بدتان می آید خب بدمان می آید ما حال وحوصله خدا را داریم نمازهای تند تند تعقیبات که اصلاًهیچی خدا نکند بلا دور که ما اصلاًتعقیبات بخوانیم سجده آ ن قرآنهای قشنگ که بعد از نماز ها وارد شده کو؟

اصلاًما نمی خواهیم مست کنیم با این شراب طالب این شراب نیستیم ما باور کنید از این معتادها که به تریاک و هروئین عشق می ورزند نسبت به دین و قرآنمان خیلی ضعیف تر عمل کردیم چه دیده است

در هروئین که حاضر است زن وناموس و مالش را وتمام خانه وزندگی و چند تا ماشین وچندتا مغازه را دود کند بدهد بالا چه دیده است ؟

در تریاک چه دیده است که حاضر است این همه بها بپردازد ما چرا برای خدا و امام زمان حاضر نیستیم همچین کارهایی بکنیم برای این که او به ما یک لبخند بزند و بگوید تو از ما اهل بیت هستی ،چقدر حاضری واقعاًبها بپردازی ؟

چقدر حاضری سرمایه گذاری کنیم ؟چقدر حاضری دقت بگذاریم و تمرین بکنیم این رفاقت را . الان شما نگاه کنید 10یا 12 سال درس دیپلم ،بعدش درس دانشگاه حتی درسهای حوزوی طلبه ها بهشان برنخورد ،منطق ،اصول کلام ،معانی بیان بعد می گویم قرآن چی پس ؟

حالا آنها جبراًمجبورند صرف و نحو را بخوانند ،خود بخود قران یک تسلطی پیدا مسی کنند واقعاًنمی ارزید به اندازه یک بیسیک و یک داس و چه وچه وچه که وقت گذاشتید و رفتید و یک دور دیدید و پول دادید که رایا نه را بفهمید بروید دقت بگذاریدو عاشق قرآن بشوید واقعاًاین شراب را بخورید نمی ارزید

چرا ما قرآن را نمی فهمیم راجع به نماز مان هم شما نگاه بکنید چند نفر می توانند بگو یند که من از اول بسم الله الرحمن الرحیم نا اسلام علیکم و رحمةالله و برکاته می دانم معنی اش چیست؟چند نفر می توانند معنی اذان را برای من بگوئید شما این همه سال اذان گفته ایم یعنی چه ؟

نماز یعنی چه ؟رکوع یعنی چه ؟سجده یعنی چیست ؟قنوت چیست؟

وقتی به خودمان فکر می کنیم من خودم را عرض می کنم وقتی فکر می کنم می بینم که ادعای محبت کردن لاف زدن است لاف بیهوده است . برای خیلی کتابهای بزرگان و دانشمندان وقت گذاشته ایم ولی قرآن خدا را نمی فهمیم ،حوصله نداریم عشق نمی کنیم برویم ادبیات عرب رایاد بگیریم می گویم آقا حوصله ندارم دلم را می زند حال و حوصله ادبیات عربخواندن را ندارم بعضی ها برای این که توجیه کنند می گویند زبان عربهاست به ما چه !

زبان خداست عرب ها ،فارس ها ،ترکها ،انگلیس ها کسی نیستند که زبان داشته باشند زبان تولید خداست در روایت داریم که حضرت آدم علیهالسلام برای اقدام مختلف زبانی و ادبیات مختلف نوشته این ها را دفن کرد .

هر قومی زبان خودشان را پیدا کردند و شروع کردند وآن زبان را یاد گرفتند زبان مرکزش خداست بسم الله الرحمن الرحیم . الرحمن علم القران خلق الانسان علمه البیان . خدا بیان را تعلیم کرده عربی را هم خدا تعلیم کرده زبان خداست زبان عربی .

عربها چه کسی هستند فارس ها چه کسانی هستند ؟این حرفها کدام است ؟امام صادق می گوید عربی را یاد بگیرید چون زبانی است که خدا انتخاب کرد تا با بنده هایش حرف بزند .

چرا ،این قدر در ادبیات عرب تنبلیم . یک صرف و نحو خواندن در تابستان 750واژه قرآن را یاد گرفتن ،چقدر کار دارد مگر که ما بفهمیم و با این شراب لذت ببریم و بالا برویم .

الان قالب عزیزان من برنامه هاشان را می دهم می گویند مکی آیند وقت مرا می گیرند می گویم تو را به خدا وقت مرا نگیرید وقت ما مان میلیونها نفر ،اگر وقت گرفته ای آمدی این جا حرفهایت را می زنی برنامه را که می دم برو عمل کن دیگه .

عمل نمی کند مشکلش حل نمی شود بعد دوباره وقت می گیرد می آید می گوید مشکلم حل نشد . می گویم برای این که تو اصلاًعمل نکرده ای این برنامه شش ماهه که من می نویسم شش ماه اگر این برنامه را شما خوب رعایت بکنید زمین تا آسمان مشکلات شما فرق می کند .

اصلاًخوب می شوید شما خب عمل نمی کنید به ان می گوید کتابهایش را خواندم نوارهایش را گوش نکردم با بهانه های مختلف ضبط خراب بود .

سی دی نداشتیم شما اگر به خدا درسهای کنکور و دانشگاه هتان بود مسائل دنیایی آن بود از زیر زمین هم شده بود دستگاه گیر می آوردید و این کار را می کردید همه کاررا کردم ولی قرآنش را نتوانستم نرسیدم 50آیه خیلی دروغ بزرگی است مگر می شود آدم نرسد 50 آیه بخواند کارهای دیگر تان بنویسد.

خودتان خجالت می کشید برای کار های طبیعی تان چقدر وقت گذاشتید در غذای روحت و حرف زدن با خدا شنیدن صدای خدا حوصله نداشتید وقت نداشتم صدای خدا را بشنوم پس خوب دقت کنید اگر تأکید می کنند در زیارت عاشورا به مودت بدانید که مودت چه کیمیایی است اگر مودت راست باشد واقعاًشما اصلاًدر مسیر خدا درد احساس نمی کنید .

ناراحتی احساس نمی کنید این مسیر را فقط با شادی و جشن می روید اینقدر این مسیر قشنگ است که پیغمبر می فرماید :تفریح امت من جهاد است جها د را تفریح امت من . جبهه را یادتان هست چقدر تفریح می کردید اصلاًآنجا بک جشن 8ساله بود از شب عملیاتش بگیرید تا بقیه چیزهایش این فرهنگ جبهه را بخوانید بروید لطایف جبهه را بخوانید .

من در حوزه علمیه که طلبه هایش یک مقدار سنخیت داشتند قرار شد فرهنگ جبهه درس بدهم ،طلبه ها گفتند ما یک ذره فرهنگ جبهه هم خارج درس بده .

گفتم لطیفه ها را که اصلاًنمی توانم بگویم چون از اول تا آخر کلاس خودم باید شکمم رابگیرم تدریس نمی توانم بکنم اصطلا حات جیهه را می ایم می گویم ما 30 دقیقه اصطلاحات جبهه می گفتیم 20 دقیقه شکم ممان را می گرفتیم 100دقیقه حرف می زدیم .

شما فقط اصطلاحا تشرا بخوان چقدر تولید شادی و طنز وخنده شده این قدر که در جبهه طنز تولید شده هیچ مقطعی ما نداریم که طنز تولید شده باشد اینقدر اصلاحات قشنگ ،این قدر شادی ،این قدر مستی اینقدر رقص اینقدر موسیقی های فطری نداشتیم اصلاًاینجا .

کافی بود یک بار یک نفر نزدیک این تفریح گاه بشود مگر دیگر ول می کرد خدا رحمت یکی از این بچه ها را می گفت آقای شجاعی این داداش من گیر میدهد می گوید نرو بسیج بسیج چیست ؟

بد می گفت گفتم صداش کن بیار من با او صحبت می کنم گفت کجا بیاورم گفتم بیاور بسیج من با او صحبت کنم یک شب آمد بسیج من داشتم با او صحبت می کردم بعد دیدم به حرفهای من گوش نمی کند حواسش پرت است بعد گفت بله چشم درسته.

گفتم دیگه گیر ندی به او گفت نه فردا شب دیدم خودش زودتر از داداشش آمده آمد ماندگار شد اصلاًنزدیک این چیزها می شد می گرفتش . کسی یک بار می امد جبهه اینقدر عیاشی اش زیاد بود آنقدر کیفش زیاد بود اصلاًکسی می گفت من برای چی از این لذت بگذرم .

برای همین بود که برای خیلی ها واجب شرعی نبود که جبهه بیایند چون مجروح بود دست یا پایش قطع شده بود تیر خورده بود چشم یا گوشش را از دست داده بود .

ولی برای این نمی آید کسی ،اصلاًکسی به تکلبف فکر نمی کرد نمی توانست از لذت و شراب فطری دست بردارد ،معتادها از تریاک دست برنمی دارند از هروئین حتی از سیگارش دست برنمی دارد از قلیانش دست برنمی دارد بیاید از جبهه و شراب فطری دست بردارد امام سجاد من ذالذی ذاق حلاوةمحبتک فرامنک بدلا

اگر یک نفر بچشد محبت تورا شیرینی محبت تورا کی است که عوض کند با چیز دیگر ؟ماها نچشیدیم هی با خدا کل کل می کنیم اگر بچشد یک نفر واقعاًاین شراب را یادم بیاندازید اسامی شراب ها را برایتان بخوانم .

یک دانه از این شراب هرکدام که باشد بچشد می شود حافظ

من وانکار شراب ،این چه حکایتی غالباًاینقدرم عقل وکفایت باشد

این قدر عقل وکفایت دارم که شراب را انکار نکنم چه کسی می تواند ششراب را انکار کند طبیعت گرا می گوید عهد کردم که دیگر می ننوشم هرگز امشب وفردا شب و شبهای دیگر .

این که تو فکر کنی من دیگر شراب نمی خورم خیال خام است

تا به غایت ره می خانه نمی دانستم ورنه مستوری ما تا به چه غایت باشد

من بلد نبودم شراب بخورم حالا که دانستم دیگه ول کن نیستم برای چه خودم را مستور نگه دارم طرف مزه تریاک هروئین شراب های طبیعی می آید زیر دندانش ،با این همه کوفتی نکبت ومریضی که دارند همه چیزش را می فروشد برای این کار .

آنوقت فطرت گرا بیاید ازاین شراب بخورد مست نکند ما مست نکردیم ما اصلاًنه شراب قرآن را می خوریم نه شراب اهل پست را نه شراب امام حسین را خیلی شراب است انشالله هفته بعد می گویم برای همین است که تنبلیم .

اگر این همه در روایات تأکید برمحبت شده برای این که بعنب تو مست بشوی یک بار حب به معنی واقعی اگر در دل کسی بیاید دیگه ول کن نیست علت مستی ما هزارو صدو شصت سال نسبت به امام زمان بی رغبتی کردن برای این است که فقط ادعای محبت امام زمان داریم اگر کسی محبت فرزندی نسبت به امام زمان پیدا کند .

به خدا اگر شب و روز قرار داشته باشد شب وروز کار می کند برای رسیدن به پدرش ماها یک ذره عاطفه فرزندی در ما نیامده هنوز امام زمان برایمان یک شخصیت بزرگ و مقدس است امام است ولی با او رابطه شخصی نداریم این رابطه مرده فعال نشده یک بار به چشم پدر به او نگاه کنیم .

بعد دیگه از او جدا نمی شوی یک بار کافی است این حس را تو بکنی که تو بچه امام زمان هستی به خدا اگر شبو روز بشناسی به خدا اگر عافیت طلب بشوی به خدا اگر غمگین و مضطرب بشوی به خدا اگر در این مسیر درد و زحمت احساس کنی شب وروز احساس بکنی .

زمستان و تابستان و گرما احساس بکنی اگر تو یک بار بفهمی که بچه امام زمان هستی ،اگر بفهمی یعنی دردلت به رسمیت بشناسی این قضیه را قبولش بکن گوش می کنی ؟کشف بشود که او بابات است و همانجور هم مثل پدر نگاهت می کند میلیونها برابر بزگتر از پدرت اگر این جا بیفتد .

امام حسین فرمود :امام باقر در مورد کربلا یک جمله دارد :لم یجد وا الم الحدید اینها اصلاًموقعی که شمشیر به آقا می زدید هیچ کدمشان درد احساس نمی کردند یعنی نمی فهمیدند که دارند شمشیر می خورند اینقدر مست بودند

مستی اکبر زیاران بیش بود جام را از دست ساقی می ربود

هر چه پی در ساغرش می ریخت او می شنید از او که ساقی باده کو

باده بیاور

انقدر می ار سبوی او کشید که به رنگ او درآمد هو کشید

این جوری است درد احساس نمی کردند در جبهه خدا شاهد ه که بچه ها دنبال یک تیر و ترکش سرگردان می گشتند به خدا قسم یک تیر می آمد می خورد یک قسمتی از بدنشان دست یا پا اینقدر با این گلوله عشق بازی می کردند که نگو.

این قدر این ترکش را می بوسیدند که نگو بعضی ها ترکش را که در می آوردند با خودشان بر می داشتند و به دکتر می گفتند به من یادگاری بده خیلی این ترکش برای من مبارک بوده که در راه خدا خورده به بدن من خدا شاهد در بچه ها وقتی ترکش ها را نگاه می کردم

من می دیدم در احساساتشان این ترکشها خمپاره تیرها که روی زمین ریخته بود خدایا یکی از این ها نصیب ما می شود یک دانه اصلاًدردی وجود نداشت اگر ناراحتی وارد و پشیمانی بود چرا چشمش را از دست داد دوباره رفت دوباره رفت وقتی پایش را از دست داد چطور شددوباره رفت اگر عاشق باشی عزیزترین اگر بفهمی بچه امام زمان هستی .

هیچ وقت احساس نمی کنی که داری برای امام زمان زحمت می کشی اصلاً زحمت بیخود ترین کلمه است آقا زحمت کشیدیم اصلاًصبر نیست عیاشی است صبر مال ضعیفان است که می گویم صبر کن به خاطر امام زمان تحمل کردم به خاطر خدا صبر کنید اصلاًاین نیست به خدا جای صبرنیست جای شکر است این از این راه عیاشی می کرده شراب می خورده از این راه

والحمدالله رب العالمین وصل الله علی محمد وآله اطاهرین