زیارت عاشورا 1/11/83
اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ* بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ* الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین.
«یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللَّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی امیرِالْمُوْمِنینَ وَ اِلی فاطِمَهَ وَ اِلَی الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَهِ مِمَّنْ قاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَهِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَیْکُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَی اللّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنی عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَری فی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ علی اَشْیاعِکُمْ بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاهِ وَلِیِّکُمْ وَ بِالْبَرآئَهِ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَ النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَهِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ»
خب، در زیارت عاشورا که بنابر مشهور حدیث قدسی است و منشور زندگی یک شیعه است، درباره برخورد با دشمنان سه مرحله را به ما یاد می دهد که مرحله اول آن بعد از اظهار محبت و سلامی که به سیدالشهداء داشتم در همان آغاز زیارت عبارت بود از لعن دشمنان حضرت. پس اولین وظیفه بعد از شناختن اهل بیت لعن کردن دشمنان آنهاست. یعنی اینکه بفهمیم که اینها مقرب به درگاه الهی هستند و دشمنان آنها دور هستند و اولین وظیفه تو بعد از شناخت آنها، لعنت کردن دشمنان آنهاست. علتش را هم چندین جلسه مفصل توضیح دادیم. گقتیم دشمنان آنها یعنی کسانی که مردم را از صراط مستقیم الهی بازداشتند و از حرکت سالم و صحیح به سمت ابدیت بازداشتند.
یعنی در واقع دشمن اهل بیت نیستند. دشمن چه کسی هستند؟ دشمن مردم جهان. دشمن اهل بیت یعنی دشمن مردم جهان و سد راه سعادت مردم جهان. بنابراین اگر کسی خودش در حزب سیدالشهداء باشد، سیدالشهداء را قبول داشته باشد و در مجموعه ی ولایتی امام حسین باشد، طبیعی است که از ضد امام حسین و دشمن امام حسین برائت و بیزاری بجوید و دشمنان را لعن بکند.
برایتان مثال هم زدم. مثل یک تیم پزشکی، یک گروه پزشکی که کارشان مبارزه با میکروبها و بیماریها و خطراتی است که سلامت مردم را به خطر می اندازند. بنابراین کسی که اهل لعن نیست، در واقع پیوندی هم حقیقتاً با سیدالشهداء ندارد. نمی شود کسی ادعا بکند دوست سیدالشهداست. سیدالشهداء را قبول دارد. راه او را برای سعادت انسانها می پسندد و می پذیرد ولی راهی را که مردم را از آن راه، انسانهایی که مردم را از آن راه باز می دارد، لعنت نکند. با آنها مخالفتی نکند.
احمقانه ترین تفکر این است که انسان فکر بکند می تواند اهل بیت را دوست داشته باشد و دوستی دشمنانش را هم داشته باشد و با دشمنان آنها دشمنی نکند و مسالمت داشته باشد. این مرحلهی اول برخورد با دشمن است، از این مرحله به بعد که خواندیم «یا اباعبدالله ...» مرحله ی دوم برخورد با، البته مرحله ی سوم را هم قبلاً خودش توضیح داده ولی من تقسیم بندی می کنم که شما این ساختار در ذهنتان باشد که زیارت عاشورا می خوانید بدانید قضیه چیست؟ گیج نشوید! اینها یک مقدار پس و پیش اعلام می شود. شما اشتباه نگیرید و شما آن نظم فکری تان را ازدست ندهید.
مرحله ی بعد مرحله ی برائت است. پس لعنت کردن؛ برائت یک عمل است. یعنی جداشدن از مسیر آنها؛ لعن. ما اعتراض می کنیم. به زبان می آوریم. آنها را بد می دانیم. آنها را رسوا می کنیم. اعلام می کنیم که اینها از ما نیستند. در برائت شما عملاً مسیرتان را از مسیرشان جدا می کنید. این دو مرحله.
مرحله ی سوم که بعد از این مرحله است. برایتان عرض می کنم. حالا ترجمه را نگاه کنید: «ای امام حسین؛ ای اباعبدالله، من تقرب می جویم به خدا و رسولش و به امیرالمؤمنین و به فاطمه و به حسن و به حسین و به خودت». چطوری تقرب می جویم؟
- با موالات، موالات که گفتیم یعنی چه؟ یعنی دوستی و تبعیت. این دقیقش همین است. هم باید دوستشان داشته باشیم. هم باید مطیعشان باشیم. کسی که مطیع نیست، موالات ندارد.
چند دسته را ذکر می کند که از آنها ما باید برائت بجوییم.
دسته ی اول: «بِالْبَرائَهِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلک» برائت از کسی که بنیان ظلم را گذاشته. اینها چه کسانی بودند؟ اینها همانهایی بودند که در سقیفه مسیر خلافت را تغییر دادند. هان! مسیر خلافت را تغییر دادند و ظلم با اهل بیت را شروع کردند.
دستهی دوم: «وَ بَنی عَلَیْهِ بُنْیانَهُ» روی ظلمی که این دسته کردند؛ یک بنیانی را یک ساختمانی را روی این ستونهایی که گذاشتند، یک ساختمانی را ساختند و این ظلم چه کار کردند؟ اصلاً بنیانگذاری کردند و بالا بردند. مثل چه کسانی؟ مثل معاویه، یزید. مثل کسانی که بعداً از آن حالت اول شروع کردند و این کار را ادامه دادند و سر از کشتن امام حسین و کشتن ائمه کشتن امام محتبی و امام حسین و بقیه درآمد، برای همین اگر دقت کرده باشید، در روز عاشورا این ندا می آید: «ای قتل الحسین یوم الانثین». "حسین روز دوشنبه کشته شد". دوشنبه یعنی کی؟ یعنی روزی که سقیفه تشکیل شد. خیلی جالب می گوید. شاعر می گوید تیری بود که از سقیفه شلیک شد و در کربلا به ثمر رسید و به هدف خورد. از آنجا شلیک شده و به اینجا آمده و خورده. حسین دوشنبه کشته شد.
و جالب اینجاست که هم ائمه (علیهم السلام) و هم بزرگان همین را مطرح می کنند که آن باعث این شد و در تحلیل انسان باید خیلی دقت کند که مسائل را درست ببیند.
«وَ بَنی عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَری فی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ علی اَشْیاعِکُمْ» . «وَ جَری» یعنی جاری کردن، ادامه دادن، قطع نکردن. کسانی که بعد از این دو دسته جریان ظلم و بر شما و شیعیانتان را ادامه دادند، چه کسانی می شود؟ بنی عباس به بعد می شود. شما بگیرید و بیایید تا به الان که دارد به شیعیان ظلم می شود. «وَ علی اَشْیاعِکُمْ»
حالا یک نکته دقیق به شما بگویم، این نکته خیلی مهم است: در مورد دشمنی کردن با اهل بیت در این فقره که من برای شما خواندم، در بعضی نسخه ها «وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ» هم داریم، هان! «وَ قاتَلَکَ»، هان! کسی که جنگ را با شما نصب کرد. یعنی پرچم جنگ با شما را بلند کرد و تو را کشت. که ما بعد هم دشمنان دیگری برای امیرالمؤمنین (ع) داریم. "ناصبی" یعنی کسانی که دشمنی با ائمه می کنند. اعلام برائت و بیزاری از ائمه می کنند. نسبت به ائمه فحاشی می کنند. یک نکته خیلی زیباست. این را خوب دقت کنید که در تحلیل ها خیلی به شما کمک می کند. یادتان است که در بخش صلوات گفتیم، سیدالشهدا ، امام صادق در جواب کسی که گفت: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ»، گفت: "ضیقت لنا". (تنگ گرفتی). اهل بیت که می گویی یعنی چه؟ یعنی 5 تن. پیامبر، حضرت امیرالمؤمنین، حضرت زهرا، حسنین. اما بگو "و آل محمد" حضرت این را گفت بگو. فرمود: «و آل». یعنی شما و شیعیان هم جزء آن هستید. شما شیعیان جزء آل هستید. اینجا حضرت علی در برائت این بحث را می کند. می فرماید: ناصبی دشمن ما اهل بیت، کسی نیست که به من فحش می دهد یا به پیغمبر، می گوید: دشمن ما اهل بیت کسی نیست... چون هیچ کس نیامد تا به حال صریحاً به پیغمبر فحاشی بکند یا به امیرالمؤمنین بگوید. غیر از یک تعداد معدودی از دشمنان اهل بیت که به حضرت علی فحاشی کردند. علی می فرماید: دشمن ما کسی که به جنگ ما می آید کسی نیست که این کار را می کند. چون الان اهل تسنن هم، تمام فرقه های اهل تسنن یعنی این چهار فرقه ی اصلی اهل تسنن همه شان در احادیث فراوانی در محبت اهل بیت و امیرالمؤمنین دارند. راست هم می گویند. نه اینکه شما فکر کنید مثلاً، آنها می گویند که پیغمبر دستور داده که، بچه هایمان را با محبت اهل بیت بار بیاوریم، همینطوری هم است. مشکل ما با اهل تسنن بحث سیاسی قضیه است. یعنی آنها تا محبت را قبول دارند به معنای مهرورزی. در بحث ولایت و حکومت و جانشینی پیغمبر ما با هم اختلاف داریم. ولی آنها به فاطمه زهرا بد و بیراه نمی گویند. هان! شما الان ببینید. بزرگترین مرکز علمای اهل تسنن دانشگاه الازهر است دیگر. که از اسم حضرت زهرا گرفته شده. البته برای آن فاطمیون قبل بوده، همینطوری الازهر مانده. و اینها احادیث زیادی در محبت اهل بیت نقل کردند؛ خیلی زیاد! "هرکسی بر محبت آل پیامبر بمیرد، شهید مرده". " هرکسی بر محبت آل پیامبر بمیرد، مؤمن مستکمل الایمان مرده". "هرکسی بر محبت آل پیامبر بمیرد، مغفورله مرده". " هرکسی بر محبت آل پیامبر بمیرد، ...." خیلی ... بعد تازه، بغضش را هم می گویند، هرکس بربغض آل پیامبر بمیرد ـ حدیثی است از اهل تسنن ـ علمای درجه یک اهل تسنن نقل کردند، "هرکس بر بغض آل پیامبر بمیرد، حدیثی است از اهل تسنن، علمای درجه یک اهل تسنن نقل کردند، "هرکس بر بغض آل پیامبر بمیرد، روز قیامت در حالی محشور می شود که بر پیشانیش نوشته: "آیس من رحمه الله" "مأیوس از رحمت خدا". "هرکس بر بغض آل پیامبر بمیرد، کافر محشور می شود، کافر مرده ... ببین! اهل تسنن اینها را می گویند. حضرت علی می فرماید که کسی که با شما شیعیان می جنگند دشمن ما اهل بیت است نه کسی که به ما اهل بیت فحش می دهد. این را خوب دقت کنید. چرا؟ می گویند چون کینه ورزی نسبت به شما و جنگ با شیعیان، درواقع جنگ با چه کسی است؟ جنگ با ماست. یعنی آنها خجالت می کشند، رویشان نمی شود، حیا می کنند، می ترسند از اینکه اعلام برائت از پیغمبر و آلش و امیرالمؤمنین بکنند. می آیند چه کار می کنند؟ می آیند جنگ را علیه چه کسی راه می اندازند؟ علیه شیعیان! لذا حضرت می فرمایند: "دشمن حقیقی ما کسی است که با شما شیعیان می جنگند". هان! با شما شیعیان می جنگند. این را داشته باشید تا این فقره را خوب بفهمید. می گوید: «وَ جَری فی ظُلْمِهِ». "از ظلمشان و جورشان برشما و بر شیعیان شما دست برنداشتند". یعنی وقتی که با شیعیان می جنگند و ظلم جریان پیدا می کند، می فرماید ما از اینها هم چه کار می کنیم؟ برائت می جوییم. چون اینها درواقع دشمن چه کسانی هستند؟ دشمن ائمه . کسی که به شیعیان و ائمه ظلم می کند، حالا شما مثال را نگاه کنید. ببینید شما مراکز اهل تسنن را بروید نگاه کنید: آنجا همه اش ادعای محبت به اهل بیت است. خب! ما چه کسانی را لعنت می کنیم؟ در عاشورا که بچه ها را کشتند و اسیر کردند، چنان کردند، حالا من ادامه بدهم تا شاید این توضیح بهتر جابیفتد. که ما چطوری باید یک بینش سیاسی امروزی از زیارت عاشورا پیدا بکنیم؟ «بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ». "از یک همچنین اشخاصی به سوی خدا و بسوی شما برائت می جویم". «اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ» "تقرب می جویم به خدا و بسوی شما به چه وسیله ای؟ به موالات شما. دارد تأکید می کند. دور زده «بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاهِ وَلِیِّکُمْ» "و دوست داشتن دوستان شما و اولیاء شما". «وَ بِالْبَرآئَهِ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ». "و برائت از دشمنان شما". «وَ النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ». باز چه کلمه ای آمده؟ آنجا " نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ" آمد که گفتم در غیر از آن هم یک نسخه است و اینجا می گوید: «النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ» ."کسانی که جنگ را علیه شما برپا کردند". «بِالْبَرآئَهِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ» تمام شد. و برائت از چه کسی؟ برائت از اشیاء، پیروان و اتباع آنها. دوستان و تابعین آنها. بعد حالا رسیدیم به مرحلهی سوم، برخورد با دشمنان. پس مرحلهی اول چه شد؟ شد لعن! مرحلهی دوم چه شد؟ برائت! مرحله ی سوم، «اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ» . یعنی الان وقت چیست؟ جنگ! کسی که این سه مرحله را ندارد باید در عقیده اش و موالاتش شک بکند. چون اگر دقت کردید تمام اینها قرینه آمده بود، یعنی موالات. برائت. برائت و موالات و نتیجه هم آخر چه شد؟ « اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ» این را به ما خوب یاد می دهد که حالا اینجا «وَ مِنْ اَتْباعِهِمْ وَ اَشْیاعِهِمْ» حالا شما نگاه بکنید، شما نگاه بکنید آنجا امام حسین را کشتند، خیمه هایش را آتش زدند، زن و بچه اش را اسیر کردند با شکنجه و کتک بعد هم که به مکه برگرداندند، سال بعد یزید، امام زین العابدین را چه کار کرد؟ حاکم مدینه دستور داد آن فاجعه را در مدینه بار آوردند که حمله کردند و خانه ها را خراب کردند و هیچ خانواده و هیچ ناموسی از اهل مدینه نبود مگر اینکه مورد تعرض اینها قرار گرفت. گفت: "ناموسشان، خونشان و اموالشان برشما سه روز مباح است. هر کاری دلتان می خواهد بکنید". توجه فرمودید، این دستور یزید است. کشتن امام حسین، حمله به مدینه، بعد هم حمله به کعبه، حالا شما توجه بفرمایید: این رفتارها را نگاه بکنید اتباع و اشیاعشان همین الان ادامه دارند. صدام در موقعی که علما را شکنجه می کرد و در چرخ گوشت ها می انداخت، همین حرفها را به اینها زده بود. می گفت:" من از همان نسل هستم که دارم انتقام اجدادم را می گیرم!" این حرف است دیگر. آن مسیر ادامه دارد. اسرائیلی ها هم همین را گفتند. گفتند ما به تلافی جنگهای صلیبی اینها را گرفتیم. الان هم به شدت روی این تعصب هستند. یعنی همان مقوله ای که قبلاً برایتان عرض کردم که سیدالشهداء درباره ی "هذان یختصمان" آیه ی قرآن است دیگر. این دو دائماً در مخامصه هستند تا اینکه قیامت معلوم شود. حضرت فرمود این قوم ما هستیم و چه کسی؟ این دو قومی که دائماً برخورد دارند، در جنگ، ما هستیم و بنی امیه. مصداق برایش ذکر می کنند. یعنی گروه فطرت گراها و گروه چه؟ طبیعت گراها. که از اول تاریخ از هابیل و قابیل شروع شد و تا قیامت هم چه؟ ادامه دارد. بنابراین دشمن ما، دشمنیش با ما را عقیدتی نگاه می کند نه سیاسی. عقیدتی نگاه می کند. من حداقل به شما بگویم: تاریخ 200 سال گذشته را که شما مطالعه کنید، همین 200 سال گذشته را که من مطالعه کردم، هیچ وقت دشمن با ما جنگ سیاسی نداشته که دوتا کشور با هم جنگیدند. یکی می خواهد اموال یکی را از یکی بگیرد، یکی می خواهد از یکی امتیاز بگیرد. مثل جنگهایی که کشورهای دیگر باهم دارند. هروقت سراغ مملکت شیعه آمدند، نبردشان، نبرد چه بوده با ما؟
نبرد عقیدتی بوده. شما بروید اعترافات رؤسای جمهوری اولیه ی آمریکا را بخوانید. تمام آنها وقتی می خواستند کسی را بفرستند به سمت خاورمیانه و کشورهای اسلامی، عقیدتی فکر می کردند. مسئله خیلی ریشه دارتر از این است. 200 سال آنها علیه امام زمان تبلیغ می کنند. عقیدتی دارند کار می کنند. الان هم که بوش دارد می آید، بلافاصله بعد از 11 سپتامبر که خودشان راه انداختند، اعلام جنگ صلیبی مقدس کردند. حرف است دیگر! هان؟ خودشان دارند اعلام می کنند و تا الان هم دارند عقیدتی فکر می کنند. بیخود نیست که شهردار نیویورک می گوید که آمریکا نماینده ی خدا روی زمین است و بوش پیامبر خداست و مخالفت با بوش کفر است! دارد با ما حرف می زند. این جنگ، جنگ چیست؟ جنگ عقیدتی است. گرفتن افغانستان عقیدتی است. گرفتن عراق عقیدتی است. پرس و جو، جستجو از علمای شیعه دربارهی امام زمان که کجاست؟ کجا قایم شده؟ از او خبر دارید یا نه؟ عقیدتی است. برنامهریزی برای سوریه، اردن و عربستان، کشورهای بعدی هستند. عقیدتی است. آمدنش در خاورمیانه عقیدتی است. به اعتراف خودشان. نه به اینکه حالا ما تاریخ را مطالعه کردیم. حالا مثلاً اینطوری داریم برداشت می کنیم. نه! خودشان دارند صریح می گویند. جلو می آیند.
خب! الان شما نگاه بکنید. آل سعود همان کارهایی که یزید کرد، اینها هم کردند. خب! چه فرق می کرد؟ آمدند خانه های بچه های پیغمبر را، کوچه بنی هاشم را، خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا را چه کسانی خراب کردند؟ آل سعود، قبر امام حسن، امام زین العابدین، امام باقر، امام صادق، این چهارتا امام را چه کسانی خراب کردند؟ اینها قبلاً گنبد داشتند. همه را خراب کردند. تخریب کردند و رفتند. یعنی هیچ اثری از آثار ائمه و شیعیان نیست. قبلاً قدیمی ها برای من تعریف می کردند که ما رفتیم مکه، مثلاً ما را برای بازدید به خیبر هم می بردند. ولی الان دیگر برای خشنودی اسرائیل آن مسیر را چه کار کردند؟ دیگر کسی نمی رود. خیبر! کدام حاجی ها در این سالها رفته اند؟ یا در این 25 سال گفته اند ما رفتیم خیبر را هم دیدیم؟ اصلاً اینطوری نیست. هرچه اثر از آثار شیعیان وجود داشته خراب کردند. حتی اینها آنقدر عناد دارند که در مورد قبر پیغمبر هم اقدام کردند که خراب بکنند. آن جو عمومی جهان اسلام اجازه نداد. وگرنه اینها اعتقادی ندارند به اینکه مدینه را اینطوری نگه دارند. خب! شما دیدید سه سال پیش بود، چهار سال پیش بود که آقای هاشمی عربستان رفت. دیدید که اینها چه بلوایی راه انداختند! حذیفی کور، امام جماعت آنها می گوید: "من خدا را شکر می کنم که 25 ساله کورم و چشمم به این گنبد سبز نیفتاده!" عناد را شما ببینید! بنابراین باید دقت کنیم زیارت عاشورا خواندن، اگر تو را با مسائل روزت با مسائل سیاسی روزت پیوند ندهد و به توآگاهی ندهد و فکر کنی که وظیفه ات این است که بیایی و بنشینی و برای حسین سال 61 گریه کنی، اشتباه بزرگی است. به حسین الان حسینی که الان است که 1160 سال از آن حسین مظلوم تر است، در تنهایی و غربت است و مظلومیت، باید به این گریه بکنید و برای این عملیاتی شوید. برای همین هم شما بلافاصله بعد از اینکه می گوییم: «اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ» یکی دو فقره آن طرفتر می رسیم، می گوییم چه؟ « اَسْئَلُ اللَّهِ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً» خوب دقت کنید؛ ربط بین اینها باید خیلی به آن توجه کنیم که این چه ربطی به آن دارد؟ چه می خواهد به ما بگوید؟ زیارت عاشورا خواندن، اگر درست فهمیده بشود که چه می خواهد به شما بگوید. «وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَشْیاعِهِمْ» به ما دارد حرف می زند، دارد می گوید باید اتباع و اشیاع را در نظر بگیری و آن روند را همیشه چه است؟ ادامه دارد، ما فکر می کنیم، آن خشونتی که ما روز عاشورا دیدیم که مثلاً آن عده آمدند، آن جنایت را در مورد سیدالشهداء کردند، خب، شما دیدید "جری و جزی علیه بنیانهم"، همین طوری آمد این "جری فی ظلمه و جری فی ظلمه و جوره" این "جری فی ظلمه" مگر در مورد امام سجاد نکردند، این کار را اگر جایش می شد، این کار را می کردند دیگر . مگر بدترین اهانتها را به امام باقر و امام صادق نکردند، امام صادق را چند بار بردند، بدترین فحشهای رکیک به ایشان دادند. با بد وضعیتی پیرمرد را برداشتند در یک وضعیت خیلی بد بردند، آنها اباداشتند از جنایتهایی که در کربلا شده بود، نه! امام کاظم را اباداشتند که در زندان ببرند و شکنجه اش بدهند. به قولی 7 سال حداقل تا 14 سال ببرند و شکنجه اش بدهند و آن طوری او را بکشند. ابا داشتند امام رضا را از مدینه بردارند و بیاورندش طوس و مشهد، اینجا مثلاً، خیلی جسارتها و اهانتها به امام رضا کردند، دیگر حالا شما نگاه کنید امام جواد را، امام هادی را، امام عسگری را، اینها را با بدوضعیتی کشتند. امام زمان ، آنقدر به ایشان خشونت داشتند که حضرت تولدش هم در خفا صورت گرفت و از آن موقع تا حالا «خَائِفًا يَتَرَقَّبُ»، 1160 سال در ترس! «خَائِفًا يَتَرَقَّبُ»، حضرت مخفی شده. به امام صادق گفتند: "چرا امام زمان ظهور نمی کند؟ حضرت اشاره به شکمش کرد، گفت: "می کشندش! پیدایش بکنند شکمش را می درند! شما نگاه کنید، آمدند عراق و افغانستان را گرفتند، دارند خانه به خانه دنبال امام زمان می گردند. خودشان دیگر تصریح کردند. اینکه دیگر حرفی نیست که ما درآورده باشیم که! اعلام دارند می کنند که ما باید این را بگیریم و بکشیمش.
یادتان نرود "داموس" را که همین جا برایتان تحلیل کردیم. 1979 ساختند، مردم بیایید نگذارید که این مرد بیاید! ضدمسیح است! خونریز است! خب! مگر این فیلمها را ما ساختیم. مگر صد و خورده ای فیلمی که هالیوود علیه امام زمان ساخته، ما گفتیم! خودشان آنها را ساختند و دارند این کار را می کنند. بنابراین باید دقت کنید که جنگی که با آل پیامبر و شما شیعیان و کشورهای اسلامی صورت گرفته و تا الان ادامه داشته، همان خونریزها همین الان هم است. مگر صدام کمتر از یزید جنایت کرده؟ هان؟ مگر دستش می رسید نمی کرد؟ آن مقدار که رسید کرد. بعد هم گفت من اصلاً پشیمان نیستم از کارهایی که کردم! عقیدتی دارد فکر می کند. دقیقاً مثل حجاج، مثل عبدالملک. می گوید خدایا من جنایت زیاد کردم! می دانم اگر توبه کنم آنقدر رحمت داری که می پذیری. ولی آنقدر ازت بدم می آید ای خدا! که هرگز نمی آیم از تو طلب بخشش کنم! حالا کسانی که اینطوری دارند فکر می کنند یا اینطور مردم را زیر تانک له می کنند، جوانان را، بچه ها را، زنها را، اینطوری تکه تکه می کنند، فکر می کنید از کارشان پشیمانند؟ نه! کیف می کنند و لذت می برند! شما نگاه کنید اینها عقیدتی دارند با ما می جنگند. یعنی کشتن شیعه برایشان یک عبادت و تقرب به مسیح محسوب می شود. بقیه ی کارهایی هم که می کنند همینطور است. یعنی باید حواست باشد که هیچ چیز در اطراف تو و زندگیت اتفاق نمی افتد مگر اینکه دشمنان پیامبر و آل او برنامه ریزی کردند. برای نابودی شیعه و ضدیت با پیامبر و آلش لباس زیر زنانه تولید بکنند و اسم پیامبر و آل را روی آن بنویسند! لااله الاالله بنویسند! کتانی هایی که من خودم در همین تهران دیدم که لااله الاالله زیرش زده بودند! بعد فکر می کنید اینها برای چیست؟ برای چه اهدافی و اندیشه ای ساخته می شود و در کشورهای دیگر می آید؟ بدحجابی ها، اعتیاد، نمی دانم ماهواره، اینها برای چیست؟ حالا من در همین کتاب عزادار که ان شاالله به زودی به دستتان می رسد، اعترافات سازمان سیا را نوشم که چندتا از بزرگان سازمان سیا می گویند ما باید شیعه را نابود کنیم! هیچ راهی نداریم! تنها گروهی که توانسته خوب مقاومت کند و نابود نشود و خودش را نگه دارد، شیعه است. آن هم به دو دلیل: 1ـ فرهنگ عاشورا 2ـ فرهنگ انتظار.
فرهنگ عاشورا را باید با مداحان شهرت طلب و عاشق پول و ثروت ... باید جلسات عزاداری ها را مبتذل و خرافی کنیم! طرح دادند، چند ده میلیارد برای کار بودجه گذاشتند! حالا بخوانید من اینها را در عزادار آورده ام.
آخر اینها چه می گویند؟ مجالس امام حسین .... ما باید فرهنگ عاشورا را نابود کنیم. این هست تا الان به شیعیان مقاومت داده و خودشان می گویند. می گویند ما نمی توانیم تغییر چندانی در شیعه ایجاد کنیم و جنگ مستقیم با شیعه امکان پذیر نیست، تنها جنگی که میتوانیم این هست که آن دو عامل که دارد شیعیان را الهام می دهد و قدرت می دهد پوچش کنیم. از محتوا خالیش کنیم. کم هم توفیق به دست نیاوردند ها! شما فکر نکنید! دشمن خیلی سنگرها را از ما گرفته است. کم توفیق بدست نیاوردند. وضعیت فرهنگی الان را نگاه کنید! با ده سال پیش یکی است؟ هان! یکی بوده الان؟ مجالس عزاداری را نگاه کنید! چقدر مجالس را خنثی کردند. از دور خارج کردند. طرف می آید میلیونها تومان خرج می کند، برای اهل بیت مجلس راه می اندازد، دل در محبت آمریکا دارد. کم هم نیستند. آقای سرشناس من می شناسم. سرشناس یعنی کسی که در این مملکت مطرح هستند؛ از آخوند و مبارز و غیرمبارز. من برای شما غیرروحانی زیاد سراغ دارم. شما آخوند، عزیزان می گفت آخوند بی غیرت! مثل چه کسانی؟ گفتم مثل آنهایی که کنفرانس برلین رفتند. بعد آمدند و گفتند ما اصلاً در قرآن آیه ای برای حجاب نداریم! خیلی حرف است دیگر! یک کسی بیاید؛ یک روحانی بیاید و بگوید آقا ما در قرآن چیزی راجع به حجاب نداریم. بعضی هایشان که آمده بودند، می گفتند ما چیزی به اسم نماز نداریم! حالا روحانی نبودند، اینها غیرروحانی بودند. ما نماز نداریم! کی می گوید نماز! نماز چه چیزی است؟ اصلاً نیست! خیلی توفیق بدست آوردند. تا الان دارند کار می کنند، اگر هوشیار نباشید اطراف خودتان یک دفعه می بینی در خانه ی خودت هم گل خوردی! توجه کردی! یک دفعه محاصره می شوی! الان صدی 60، 70 درصد مشاوره های ما در مشاوره های خانواده، پدر و مادرهای متدین و مذهبی هستند که از ناحیه ی بچه هایشان در فشارند. دخترش، پسرش توسط دشمن کاملاً فتح شده است! دشمن تیری که زده به هدف نشسته، در دبیرستان زده، شلیک کرده، در راهنمایی به هدف خورده، در دبیرستان به هدف خورده، در دانشگاه به هدف خورده، در سربازخانه به هدف خورده، حتی در مجالس امام حسین؛ در مجالس عزاداری و مقدس به هدف خورده، می گوید ما باید شیعه را از این فرهنگ خالی کنیم. شما بروید در سایتهای اینترنتی ببینید چه جنگی علیه امام زمان راه انداختند! چه جنگی راه انداختند! تا چهارتا بچه شیعه راجع به امام زمان سایتی را راه می اندازند، اصلاً می بینید که صبح تمام اطلاعاتشان نابود شده است. یک نبرد است! واقعاً یک جنگ است! بعد می گویند ما باید دائماً فرقه های مختلف مذهبی، گروه ها و جلسات و محافل مختلف مذهبی ایجاد کنیم به موازات مذاهب این جلساتی که بسیجی ها و عرض کنم خدمتتان که عزاداران حقیقی امام حسین راه می اندازند و جوانان را جذب آن مجالس کنیم که از نظر مذهبی ارضا شوند. این را من در "در و صدف" در سال1370 بود، هشدار داده بودم که گروههای مذهبی دارند در کشور زیاد می شوند و علتش هم این است هم در آرشیو امام زمان این را هم آوردم که اینکه شما می بینید در شهر تهران مثل قارچ دارد گروه درست می شود؛ یکسره دارد گروه و محفل درست می شود. با عناوین مختلف، میلیاردها بودجه پشت این قضیه خوابیده، میلیاردها بودجه! مگر اتوبوس نگرفتند در همین قم مقدس ما که ما چقدر اینجا فریاد زدیم: بابا شماها، به همین علمای شهرری گفتیم بابا شماها، در این شهرری شاه نتوانست یک سینما باز کند، این سینما را باز کرد، حالا مثل اینکه یک ذره ساختمانش سرو سامان گرفته. هان، در خیابان 24 متری الان هم هنوز همانطوری است؟ سوخت! سوزاندند! تا سالهای سال همین ساختمان سوخته اش بود. بعد انقلاب اصلاً کسی دنبال ساختمانش هم نرفت، آن وقت می گذارند در یک شهر مذهبی اینطور نوامیس مردم به فروش بروند! خیلی راحت! در قم هم ما چقدر هشدار دادیم، هرچه که می توانستیم گفتیم، بابا نگذارید در قم این چیزها زیاد شود. اگر می شود حتماً نیروی انتظامی باید برود برخورد کند. چون می خواهند جوانان پاک را فاسد کنند. چندتا اتوبوس گرفتند، در اخبار هم آمد. که همه ی آنها گفتند ما پول گرفتیم از تهران اینجا می آییم و از صبح تا شب در خیابانها ول می گردیم. جوانها را آلوده کنیم. چنین کنیم و چنان کنیم. بعد هم اتوبوس می آید ما را برمی دارد و می برد. فردا روز از نو و روزی از نو. مشهد را اینکار را می کنند. قم را اینکار را می کنند. شهرهای مقدس و مذهبی، دست در کار است. شما فکر نکنید اینطوری، ما الان آمار ایدزمان در سه ماه، سه هزار مورد بالا رفته. می دانید یعنی چه؟ سه هزار حالا دختر! پسرهایش بماند! پسرش هم همینطوره! فرقی نمی کند. پسرش عقده ای می شود. می گوید من ایدز گرفتم، چرا بقیه نگیرند؟ می روم هرچه بیشتر آلوده می کنم. یک مورد که من خودم مشاوره داشتم، 90 دختر را این پسر آلوده کرده بود. ارتباط داشته بود. ارتباط داشتنش بماند. دخترها هم همینطور می گوید حالا که من آلوده شدم، قرار است بمیرم، چرا من تنها غرق شوم. یک نامردی آمده مرا آلوده کرده. حالا من هم می روم بقیه را آلوده می کنم، همینطوری که نمی ایستد، سرجایش بنشیند که. می رود و همه را آلوده می کند. یک دفعه 3000 تا آمار در سه ماه بالا می کشد.
بنابراین باید دقت کنید وقتی شما می آیید پای زیارت عاشورا این عناوین را بخوانید. خدا آن روزی که می خواست این را تنظیم کند، معصوم این را دست تو داد. برای چه؟ دست تو زیارت عاشورا. چرا اینقدر ثواب گفتند، ثواب دارد. زیارت امام حسین ثواب دارد. روز عرفه خداوند فرموده که اول به زائرین امام حسین توجه می کند، بعد به کسانی که در عرفات هستند. برای اینکه تو متوجه امام حسین شوی و از او الهام بگیری و از او درس بگیری. لعن، برائت و چه؟ جنگ! اهل جنگ باشی. مثل مادرمان فاطمه زهرا خب! این به شما درس می دهد دیگر، یکی از امام های شما به مرگ طبیعی نمرده. واقعاً ننگ است، آدم غیر از این بمیرد یالااقل در آرزوی غیر از این بمیرد. حالا اگر به مرگ طبیعی هم می میرد. باید واقعاً ...، اگر یک کسی آرزو نداشته باشد، پیغمبر می فرماید: "اگر کسی آرزوی جهاد را ندارد یا نمی رود جنگ یا آرزویش در دلش نیست، حتماً با نفاق می میرد. «ماتَ عَلى شُعْبَةٍ مِنَ النِّفاقِ». "کسی آرزو ندارد، مگر می شود امام حسین آنجا، از مادرم فاطمه زهرا، از پدرم امیرالمؤمنین، همینطوری آمدند، دیدم همه ی اینها غرق در خون. «ما منّا إلّا مسموم أو مقتول». "هیچکدام از ما نیستیم مگر اینکه یا مسموم بشویم یا کشته، یا با شمشیر ما را می کشند. خب! ما را به قتل می رسانند. آن وقت من بیایم، آرزوی جهاد نداشته باشم. سلم نداشته باشم. حرب نداشته باشم. نگویم: «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ» اگر اینطور نیستی، بدان که منافق می میری. اگر آرزوی جهاد با اینطور کسان را نداری، مگر الان یزید نیست. مگر الان عمرسعد نیست. شمر نیستند، نیستند؟ خب! امامتان کو؟ اگر نیستند. امام زمانتان کجاست؟ از ترس چه کسانی نمی آید؟ دوست دارد آنجا غیبت باشد و ما اینجا بایستیم. اینطور نیست. بنابراین وقتی زیارت عاشورا می خوانی باید خطت را مشخص کنی و بیفتی در مسیر لعن و برائت و حرب. یعنی برنامه ریزی کنی، این تکلیفت را روشن می کند که می خواهی رشته تحصیلی انتخاب کنی، می خواهی ازدواج کنی، می خواهی شغل انتخاب کنی. می خواهی فعالیتهای فرهنگی کنی، می خواهی جلسات مذهبی بروی. کدام هیئت بروم؟ پای مداحی کدام مداح بنشینم؟ مداح تکلیف خودش را می داند که اگر بقیه را جمع کند، جمع نمی کند شهوت خودش را تخلیه کند که فقط چهار نفر بخوانند و گریه کنند و بگویند به به! چه چه! می داند که قرار است این اشک را دربیاورد. این اشک را برای چه می خواهد؟ می داند که اگر امام حسین گفته: «أنا قَتيل العَبْرَة» "من کشته ی اشکها هستم" امام حسین اشک را برای چه می خواهد؟ خودش هم تشریح کرده و می گوید: "اشک محبت می آورد و محبت هم تبعیت می آورد" مداح می داند که باید با اشک گرفتن، دست گریه کنها را بگذارد کجا، و خودش باید جلوتر از همه باشد. خودش باید جلوتر از بقیه باشد. پس به این درس توجه کنید. آیه ای بود سوره ی آل عمران بود. آیه 118 و 119 همه هم از من خواستند آیه اش را بگویم: "ای کسانی که ایمان آوردید از غیر از خودتان همرازی نگیرید که از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی کنند و آرزو دارند که در رنج بیفتید، دشمنی از سخنانشان آشکار است و آنچه در سینه نهان می دارند از آن بزرگتر است. در حقیقت ما نشانه ها را برای شما بیان کردیم". این صحبت من از اول ساعت تا الان همین بیان نشانه ها بود که توضیح دادم. خدا می گوید. من دارم قشنگ به شما می گویم که خط مسیر مشخص کنید. سیاست، دشمنی و صلحت با چه کسی باشد، منش دشمنی و صلحت باید چطوری تنظیم شده باشد، اگر تعقل کنی، یک ذره عقلتان را کار بیندازید؛ فکر کنید! هان! شما کسانی هستید که آنها را دوست دارید، حال آن که آنها شما را دوست ندارند. چقدر از این مسئولین سیاسی ما در این 8، 9 سال هی رفتند، خودشان را خواستند که نزدیک به آنها کنند. به قول خودشان دیوارهای بی اعتمادی را خراب کنند و هی دم از دوستی و مذاکره و گفتگو و این حرفها زدند و آنها جواب چه دادند؟ بیشتر هی چنگ و دندان نشان دادند. هی رفتند روی خوش نشان دادند، آنها هی فحش دادند و شما به همه ی این کتاب ایمان دارید. هرگاه شما را ببینند می گویند ایمان آوردم و چون با خود خلوت کنند ..." این گروه منافقینشان است که ما در داخل داریم.. از شدت خشم بر شما سرانگشتان می گزند. بگو به خشم خود بمیرید که خداوند به راز درون سینه ها داناست. این جمله که بگو به خشم خود بمیرید، شما را یاد چه کسی می اندازد؟ شهید بهشتی! که به آمریکا بگو از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. خیلی حرف است! یعنی یک بنیان قوی، فکری، معنوی و عقیدتی می خواهد که شهید بهشتی به قول امام خودش یک امت است. به تنهایی اینطوری در سخنرانی بگوید. خیلی بینش می خواهد. چقدر با برائت این حرف را می زند. شهید بهشتی رحمت الله تعالی علیه. یک صلوات به روحشان ختم بفرمایید. خدا می خواهد چه به شما بگوید؟ می گوید "قل" قبلاً خدمتتان دهها بار عرض کردم. همیشه هم عرض می کنم. این تذکر را باز می دهم. همیشه باید داد که هروقت در قرآن "قل" آمد، بعد از "قل" چیست؟ شاه کلید بعد از "قل" چیست؟ شاه کلید یعنی فرمول می خواهد بدهد. فرمول خیلی مهمی است. «قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ» "بمیرید در عصبانیت و خشمتان". می خواهد چه بگوید؟ خدا می خواهد به شما بگوید، حواست باشد بچه شیعه، تو همین راه رفتنت در اجتماع، ریخت و قیافه ی اسلامی که داری، حجابی که داری (خانمها)، منشی که داری، جمع شدنت در حرم، زیارت رفتنتان، انگشتر دست کردنتان، چفیه گردنتان انداختن، خیلی ها را عصبانی می کند، توجه کردید! و این یک جهاد است.
برای همین رهبر شما، سالهاست چفیه اش را از روی عبایش برنداشته است. اگر هرکس هم می رود و می گوید آقا چفیه تان را به من بدهید، می دهد و فردا یک چفیه دیگر می اندازد. این حرکات خیلی کشنده است! و باید حفظش کنید. مشکی پوشیدنتان، سینه زدنتان، گریه کردنتان، خیلیها را عصبانی میکند. من آدمهایی را می شناختم، در سخنرانی هایشان در دانشگاه و در همین مراکز شهرری، بعضیها را فریب دادند (گروهها را). که آمدند و گفتند: "زیارت عاشورا نخوانید، خشن است. این درست نیست. بجایش دعای کمیل بخوانید. بجایش نمیدانم چه چیز بخوانید! وقتی آمدند در جلسه شما به عنوان ارزیابی و جاسوسی اینجا نشستند، ده دقیقه هم تحمل شما را نداشتند، پاشدند. رفتند و اینقدر به آنها فشار میآید. «قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ» شماها خیلیها را عصبانی میکنید و بدانید که مورد بغض هستید و این برای ما افتخار است که بتوانیم دشمن را چکار کنیم؟ به بغض بیاوریم و انشاالله طوری به بغض بیاوریم که بالاخره خونمان را مثل اجدادمان بریزند. آن موقع کیف دارد که چنان غیرقابل تحمل شوی که خونت را بریزند. آن وقت که یک «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» شیرین می توانی بگویی. مثل اصحاب پیغمبر، مثل اصحاب ...، مثل خود امیرالمؤمنین . خب! این آیه ... بس است. من یک توضیح راجع به برائت بدهم و سراغ سؤال ها برویم. پس برائت، عزیزان دقت کنند، برائت یک عمل است. شما نگاه کنید! ما از اول انقلاب که رفتیم حج به جا آوردیم، یک گهگاهی حاجی ها در مکه اعلام برائتی می کردند. "مرگ بر آمریکا" می کردند. از وقتی امام به صورت یک قانون این را ذکر کرد که حج بدون برائت هیچ فایده ای ندارد، چون حج با برائت را چه کسی اول انجام داد؟ پیغمبر انجام داد دیگر! "برائت من الله ..." این حکم برائت من الله تا آخر را اول داد دست ابوبکر، گفت این آیه نازل شده. باید یک کسی برود و بخواند. بعد علی را فرستاد. گفت: "پس بگیر! خداوند فرموده که این باید توسط شخص خاصی خوانده شود!" که با یک خصوصیاتی، که پیغمبر گرفت داد به امیرالمؤمنین. امیرالمؤمنین رفت آیه برائت را در حج خواند. امام فرمود: "حج ابراهیمی، حج با برائت است". حج ابراهیمی. خب! ما یک مقدار انجام دادیم، تحمل کردند. حالا شما نگاه کنید در آمریکا، این را خوب توجه کنید در آمریکا، "کلمر" می آید موقع گرفتن جایزه اسکار، حالا کلمر را نگویم که یک نسل بعد است، قبلی ها، قبل از اینکه حمله شود به عراق. اینقدر آمدند این جام جهانی فحش دادند به آمریکا، به بوش، که شما خونخواری، چنینی، چنانی، نباید جنگ راه بیندازی و ... و .... "مایکل مور" آمد موقع گرفتن جایزه اسکار به بوش گفت: "تو که با تقلب آمدی بالا و چنین و چنان، این همه حرف زد برایشان. خوب دقت کنید! دوتا برخوردها را خوب دقت کنید تا بدانید در چه وضعیتی قرار دارید. می خواهم یک جمله ی مهمی که مقام معظم رهبری چند روز پیش گفت و تکلیف همه ی ما را روشن کرد، برایتان بگویم. پرفسور مولانا، آن سالهایی که ما فعالیتهای خارج از کشور داشتیم، یک روز باهم بودیم در هتل استقلال که مهمانان خارجی آمدند ما پذیرای آنها بودیم. همه در ارتباط با پرسش و پاسخ هم در تأمین چیزهای مادی، فرهنگی شان به من گفت: "در آمریکا کسانی که در سطح من یک درجه پایین تر باشند اگر حرفی از آنها علیه آمریکا و سیاست های آمریکا در بیاید. با پنبه سرشان را آنجا می برند. چنان بایکوت می شود در اجتماع آمریکا هیچ جا، سازمان جاسوسی سیا و اف بی آی نمی گذارند، هیچ جا برایش کاری نیست، طرد شده است. کسی حق ندارد حرف بزند. خوب دقت کنید! کسی حق ندارد حرف بزند، علیه سیاست! امام صادق می گوید که می فرماید که: "بنی امیه خوب توجه کنید ها! که بعد خودتان دچار یک همچنین حالتی نشوید، می گوید بنی امیه هر خطیبی در منبرها می خواست راجع به توحید سخن بگوید، راجع به معنویت و اخلاق و عرفان و کارهای مثبت و اعمال صالح، اجازه می دادند بیاید صحبت کند، ولی به هیچ عالمی، به هیچ سخنرانی اجازه ندادند راجع به شرک صحبت کنند، توجه فرمودید چرا؟ می گوید چون بنی امیه می دانستند که هرچه در رابطه با توحید بگویند مردم یک طرفه می روند جلو، کاری هم با این هیئت حاکمه نداند. اما وقتی شرک را خوب بشناسند. مشرکین را خوب می شناسند و بعد این خط خراب می شود اینطوری، برای همین می گفتند شما راجع به چیزهای مثبت هرچه می خواهید بگویید. بگویید ولی راجع به چیزهای منفی شرک نگویید. اینها می گفتند حج می خواهید بکنید بکنید. شما هرکاری می خواهید بکنید بکنید، ولی وقتی می آیید حج حرفی از آمریکا نزنید، اینها حتی دوسه سال طاقت نیاوردند. اسرائیل طاقت نیاورد، آمریکا طاقت نیاورد که آن فاجعه خونین مکه را راه انداختند. شما فکر می کنید عربستان چقدر سرمایه گذاشت؟ چقدر گذاشت آبرویش برود که حاضر بشود بیاید 400 تا حاجی را آنطوری، آنجا بکشد، برای خوشایند چه کسی؟ چون آمریکا و اسرائیل تحمل برائت ندارند. دقت فرمودید تحمل برائت را ندارند. حالا شما نگاه کنید، خیلی عصبی می شوند، اگر کسی بخواهد اینها را رسوا کند. حالا ببینید بعد از آمدن بوش اینها به شدت ظرفیتشان در مورد شنیدن فحش و اعلام برائت بالا رفته، ببینید شمشیر را که از رو بستند. زمان ریگان و بوش اول و کارتر و کلینتون نیست ها! به شما عرض کردم که آنها چقدر بی حوصله هستند نسبت به برائت که حاضرند 400 تا حاجی را آنجا بکشند و سفت هم پایش بایستند و سه سال هم جلوی حج ما را هم ببندند، صدای هیچ کس هم درنیامد. آن وقت ببینید حالا چقدر حوصلشان ....، "مایکل مور" خیلی راحت می آید تلویزیون، می آید "فارنهایت نه و یازده" را می سازد. فیلم های دیگری می سازد علیه بوش. حوصله شان هم خوب است چرا؟ چون بوش دیگر می گوید: " من، (دیگران از زبان او می گویند) پیغمبر خدا هستم. من وظیفه دارم برای آمدن مسیح زمینه را در خاورمیانه فراهم کنم. چون قرار است از خاورمیانه ظهور کند و ضدمسیح را که پسر پیغمبر اسلام است، را نابود کنم. پریروز می گفت: "هرچند هیچ سلاحی پیدا نکردیم در عراق پشیمان نیستیم از کاری که کردیم. بلر شما دیدید گفت: "حمله به عراق چیزی بود که ما باید میوه هایش را در ایران و سوریه بدست آوریم، صریح دارند حرف می زنند، الان شما هرچه فحش بدهید، دنیا دارند به بوش فحش می دهند، مسخره اش می کنند، خودش آمد تلویزیون، اینقدر بی عار! آمده تلویزیون می گوید بله من ... قبلاً اگر یک ریاست جمهور اگر چنین سیاستی داشت ولش می کردند. یک وزیر اگر ... الان آمده تلویزیون با پررویی می گوید: "بله سیاستهای من باعث شده که همه علیه، ... دشمن آمریکا بیشتر شود، از وقتی که من این 4 سال آمده ام مردم بیشتر علیه آمریکا هستند، هیچ کس هم حرفی نمی زند، شما خانم رایس را دیروز دیدید، وزیر امورخارجه شده. یک هند جگرخوار، هزارتا هند جگرخوار را در جیبش گذاشته. یک مسیحی صهیونیست است دیگر! بروید اظهارتش را شما بخوانید، رفته رأی اعتماد بگیرد اما به هیچ وجه از عقاید خودش برضد شیعیان؛ مسلمانان کوتاه نیامده! بزرگان آمریکا معذرت خواهی کردند که ما در زندان "گوآنتامو" و زندان "ابوغریب" ما شکنجه بوده، معذرت خواهی می کنیم! اشتباه شده، آن یارو را هم گرفتندش، ده سال هم زندانش کردند. رایس می گوید: نه! ما به هیچ وجه از شکنجه کردن پشیمان نیستیم، آمریکا بدون هیچ محدودیتی در هرجای عالم می تواند به نفع خودش خشونت اعمال کند، هر خشونتی که دلش بخواهد ولو شکنجه باشد، رأی اعتماد بگیرد ها! در مجلس دارد این طوری حرف می زند، شمشیر را از رو بستند. یعنی اگر می خواست کسی فحش بدهد آن موقع تحمل نمی کردند، شما نگاه بکنید قرآن می فرماید: "اینها به خشم می آیند، یک چیزهایی به زبان می آورند اما آن چیزی که در سینه هایشان است، خیلی بیشتر است از آن کینه ای که به زبان می آورند" خیلی بیشتر است. بعد احمق ها در این نظام می خواهند با اصول دموکراسی با اینها وارد مذاکره شوند و تذکر بدهند دموکراسی را به اینها حقوق بشر را به اینها، همه اش مسخره است. حتماً عزیزان، بدون استثنا، کوتاهی نکنید ها! بروید این پیام مقام معظم رهبری را به حاجی ها بخوانید. حتماً بخوانید و آن جمله ... کل این سخنرانی این بود که: "امت اسلامی در چند سال آینده، چند سال آینده برای امت اسلامی سرنوشت ساز است. چند سال آینده، یعنی کمربندهایتان را باید سفت ببندید. خیلی سرنوشت ساز است. چون آنها به جنگ ما آمدند و خودشان می گویند ما ایران را در نوبت گذاشتیم. خاورمیانه را در نوبت گذاشتیم. ما برای 25 (این اعتراف خودشان است) ما برای 25 کشور اسلامی برنامه ریزی کردیم. این پیام مقام معظم رهبری را کامل بخوانیدکه ما نوع برخورد را بفهمیم. مذاکرات سیاسی، بحثهای سیاسی، بحثهای جامعه شناسی، جلسات علمی که در جاهای دیگر، مسائل روز و مسائل سیاسی که دارد مطرح می شود، رابطه با آمریکا، رابطه با اسرائیل، رابطه با جهان خارج، بحث گفتگوی تمدنها ... عرض کنم خدمتتان که، و ... و خیلی چیزهای دیگر اصلاً پشت صحنه چه است؟ شما اینها را خوب یاد بگیرید. خوب این را متوجه باشید، بس است. خسته تان نکردم. این بحث تقرب را می خواستم توضیح بدهم. بحث برائت را که چرا برائت یک تقرب است برای جلسه ی بعد بماند.
سؤال مهمی کردند: منظور از عملیاتی شدن چیست؟ چطور می شود عملاً جنگید؟ جنگ نظامی که در توان ما نیست، پس چکار باید کنیم؟ خدمتتان عرض کنم، شما جنگ فرهنگی تان هم آخرش نظامی می شود. باید الان کار فرهنگی کنید. وظایف را چندین بار عزیزان از من خواستند. گفتم بخش چهار کتاب "آشتی با امام زمان" وظایف فعلی و عملیاتی شدن را توضیح دادم. در کتاب عزادار هم که ان شاءالله ده، پانزده روز دیگر به دستتان می رسد، مفصل توضیح دادم. عملیاتی شدن را آنجا بخوانید که مرحله ی آخری که عزادار از نظر سیر و سلوک به مقام چه می رسد؟ عزادار از گریه به مقام انتقام و عزاداری و انتظار می رسد.
چرا ثواب زیارت اباعبدالله با ثواب زیارت سیدالکریم ...، این را در .... مفصل توصیح دادم. در اوایل زیارت عاشورا توضیح دادم و بحث مهرورزی. فکر می کنم سی دی آن دستتان است. فکر کنم "سی دی مهرورزی" باشد. اینها را توضیح دادم یا مثلاً داریم یک کسی از حضرت پرسید: "آقا ما برویم زیارت ...، بین زیارت امام حسین و زیارت امام رضا ، کدامشان بهتر است؟ کدام فضیلت دارد؟ امام رضا را برویم یا امام حسین؟ فرمود: "امام رضا!" حالا شما نگاه کنید همه جا می گویند چه؟ امام حسین! ولی اینجا چه گفتند؟ امام رضا! یک ذره راجع به آن فکر کنید. آن موقع توضیح دادیم. حالاببینید چرا امام رضا مهمتر است از امام حسین، این را هم در زیارت و در عزادار توضیح داده ام که چطوری ما می توانیم خشم دشمن را علیه خودمان بیشتر کنیم.
- بله! من حدیث این را دیده ام که این صلوات: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى سَیِّدنا وَ نَبِینا مُحَمّدٍ وَ آلِهِ وَ ...» تا آخر این، ثواب خیلی زیادی دارد، روایتش را، سندش را یادم باشد هفتهی بعد به شما بگویم.
-بله، همانطور که من در بحث والدین توضیح دادم بچه ها پدر مادرها را اذیت می کنند و عاق می شوند. پدر مادرهایی هم که مانع رشد بچه هایشان می شوندو یا با اخلاق زشت و خودخواهانه شان بچه هایشان را از نظر روحی در فشار قرار می دهند، آنها هم عاق فرزندان در روز قیامت می شوند، در دنیا هم عاق می شوند.
در قم این آقایی که می خواهد در قم طلبه شود، می توانند تشریف بیاورند. شماره دفتر ما در قم: 7761142
-سؤال خیلی زیبایی کردند. سؤال دوم ایشان: "آیا واقعاً کسانی که شیعیان را می کشند این عقیده را دارند که به حضرت مسیح نزدیک می شوند یا اینکه می دانند این طور نیست ولی به ظاهر برای کسب منافع خود کشتن شیعه را می گویند ثواب دارد؟ این را در درس تفسیر هفته ی قبل دوسه تا نکته در مورد خلقیات یهود گفتم. این را توضیح دادم که آنها اصلاً چطوری هستند. یهودیها چطوری فکر می کنند. حالا از اول چطوری فکر می کردند، حالا چطوری فکر می کنند و بخصوص این مسیحیت و صهیونیست و صهیونیستها. ولی بزرگان کلیسا، شما ... پریشب تلویزیون یکی از بزرگان یهودی را نشان داد. یکی از این لباس های عجیب و غریب و ریش خیلی بلندی داشت. مصاحبه هم می کرد. می گفت به زودی خداوند ... ما در عصر؛ در دوران یعقوب هستیم؛ مصائب یعقوب و به زودی خداوند به نفع اسرائیل وارد جنگ خواهد شد. همه ی دنیا تحت تصرف اسرائیل قرار خواهد گرفت. این مصاحبه است دیگر! خودشان هم دارند می گویند. این طوری در مغز دیگران جا انداخته اند که اینطوری فکر کنند. اما اگر از نظر عقیدتی، اگر فکر کنید اینها دلایل محکمی داشته باشند، ندارند و خودشان هم می دانند دلیل ندارند.
-خب! دوتا کتاب مهم که ما در احیا معرفی کردیم، عزیزان در مؤسسه آورده اند. کتاب "سنن النبی" نمی دانم تمام شد. برای مرحوم علامه است. یکی هم کتاب "پیام های عاشورا" ی آقای محدثی است که من گفتم حتماً قبل از محرم، هم عزادار و هم پیامهای عاشورا را بخوانید که یک عزاداری خوب و شیرین و با ثواب واقعاً انجام دهیم. نه از این عزاداریها که خون به دل امام زمان کند.
«و الحمدلله رب العالمین و صل الله و علی محمد و آله الطاهرین»