بحثمان دربارهی برائت بود. برائت بحث بسیار پردامنه ای دارد در معارف اسلامی یک بحث لعن است یک بحث برائت است، بحث لعن را که در همان مباحث زیارت عاشورا خدمتتان عرض کردیم یک چند جلسه در مورد لعن در مورد برائت هم من زیاد فرصت نشد خدمتتان عرض بکنیم قرار شد که یک مقداری درباره اش توضیح دهیم و جلسه ی گذشته مطالبی خدمتتان عرض کردیم در این باره. بحث برائت مثل بحث ولایت هست وقتی در مورد ولایت صحبت می کنیم، بحثی است که دو لنگه هست یعنی وقتی می گوییم رابطه ی ولایی دو طرف دارد بین خدا یا انسان، انسان با اهل بیت، انسان با پدر و مادر، انسان با ولی فقیه وقتی کلمه ی ولایت به کار می رود خود به خود دو لنگه اش چی، دو لنگه اش هست با هم هست لذا تا وقتی در برائت صحبت می کنیم این جوری هست که با مودت یک همچین حالتی دارد یعنی که شما، وقتی که نسبت به یک کسی مودت داری حتماً نسبت به دشمنش چه باید داشته باشی برائت داشته باشی دشمنی داتشه باشی و این حدیث را از امام صادق (علیه السلام) هست که کسی سؤال کرد از او که: فلانی شما را دوست دارد. «یوالیکم» ولی ضعیف است در برائت از دشمنان شما حضرتا فرمود که: کلا، هرگز، دروغ می گوید هرکسی که ادعای محبت ما را می کند و از دشمن ما برائت ندارد، دروغ است. یعنی پذیرش هر نوع سلطه، هر نوع خط مش، هر نوع برنامه از دشمنان اهل بیت با مودت به اهل بیت سازگاری ندارد و حتی حتی حتی پوشیدن لباس دشمنان اهل بیت در روایت داریم حالا مفصل در کتاب درّ و صدف من این را آوردم می فرماید: که لباس دشمنان من را نپوشید، غذایشان را نخورید، و چیزهای دیگر. «من تشبه بقومٍ فهو منهم» هرکس خودش را تشبیه گروهی دربیاورد از آنها محسوب می شود. هرکس از ما در درجه ی اول باید ببینیم که آیا تسلطی، سلطه ای، خط دهی، ارزشی، هنجارهای دشمن در زندگی ما هست یا نیست، این خیلی مهم است یعنی فتح شده هستیم یا نه، دشمن نتوانسته در ما خانواده مان، فرهنگمان، رفتارمان، ارزشمان، هنجارهایمان نفوذ بکند، به هر میزانی که شما سلطه بپذیرید، هر میزانی که سلطه بپذیرید، دور می شوی از اهل بیت (علیه السلام) به هر میزانی که ارزش های آنها را قبول بکنی، فرهنگ آنها را بپذیرید از اهل بیت دور می شوید این دیگر با ادعای محبت سازگاری ندارد. یک کسی می گوید ما مودت به اهل بیت داریم ها، مودت داریم بعد ببیند که این جوری شکسته خورده است و فرهنگش کاملاً فرهنگ دشمنان اسلام هست یا در بعضی از جهات این فرهنگ را پذیرفته اگر در زندگی خودمان دقت بکنیم یعنی ما مسلمان ها کلاً چه در ایران چه در خارج از کشور، این مسئله خیلی خیلی شایع هست که ما ادعای محبت داریم حالا اهل تسنن به خدا و رسول حتی به اهل بیت هم ادعای محبت دارند آنها ما هم که به معصومین (علیه السلام) خدا و اهل بیت (علیه السلام) می بینیم که پذیرش سلطه ی بیگانه ها در زندگی ما خیلی زیاد هست آنها زیاد کار ندارند که شما مثلاً فرض بفرمایید که ابراز محبت نسبت به اهل بیت بکنید توجه فرمودید خیلی با این کاری ندارند بخواهید یک کسی را دوست داشته باشید ابزار محبت بکنید آنها تو قضیه برائت فقط یک کمی مقدار مشکل دارند یعنی شما کافی فرهنگ آنها را بپذیرید هر کسی را میخواهید دوست داشته باشید، دوست داشته باشید مشکلی ندارند آنها، مگر زمان شاه دسته جات عزاداری نبود ها، بود، کسی می اومد جلوگیری بکند که تو سینه ی کسی حق ندارد بزند، عزاداری بکند ، نه. اگر شما تاریخ سلاطین ما را نگاه بکنید، سلاطین ما که به قول امام (سلام الله تعالی علیه» که یکدونشون آدم نبودند، یکدونشون خود اینها مجالس امام حسین، عزاداری زیاد برقرار بود تا طاغوت ها، مستکبرین، پولدارهای مستکبر مترفین، ملأ، مرفهین بی درد، تو خانه هاشون مراسم عزاداری برقرار می کنند، شام های آنچنانی، غذاهای آنچنانی، مجالس آنچنانی می دهند هیچ منافاتی هم ندارد یعنی با غربی بودن، با اینکه دل و مغز را به دشمن سپردن هیچ منافاتی نمیدیدند که بیایند اینجا تو خانه هاشون حتی زیارت عاشورا برقرار کنند چون زیارت عاشورا یک متن عربی است کسی که با ترجمه اش معنایش و محتوایش کاری ندراد همه دارند می خوانند دیگر،ها، میخوانند چه بسا خیلی ها زیارت عاشورا می خوانند و در همان زیارت عاشورا خودشان را هم دارند لعنت می کنند، جزء ظالمین در حق پیامبر و آل هستند بعد می گویند: «اللهم العن اول ظالمٍ ظلم حق محمدٍ وآل محمد و آخرَ تابع له علی ذلک » خودش را دارد لعنت می کند یعنی جزء کسانی است که در زندگی ظلم کرده به پیامبر و آل در زندگی ظلم کرده در ازدواجش در زندگی زناشوئی اش، در تربیتش نمی دونم کار اقتصادیش در نمی دونم آرایش وضعیت زندگیش، ظلم کرده واقعاً در کار فرهنگی ظلم کرده در رعایت آداب و رسوم ظلم کرده لعنت می کند خودش را ولی منافاتی هم نمی دونه، این جوری زیاد هست در زندگی های ما، که ماها زیارت عاشورا می خوانیم و در اون زیارت عاشورا خودمان را هم چکار کنیم لعن می کنیم. برائت مسئله ی شوخی نیست، خیلی مسئلهی مهم و جدی هست لنگه ی مودت ماست دیگر یعنی حضرت می فرماید هرکس برائت ندارد مدت هم ندارد. ادعا هست فقط، ادعاهست. توصیح هم زیاد دادم که این ادعا در واقع نوعی مسکن مذهبی هست برای اینکه شخص خودش را خوب بداند یک شخصیت مذهبی برای خودش قائل باشد تا بتواند تعادلش را سرپا نگه دارد مثلاً با گریه، با عزاداری با حرم رفتن به قول امام صادق (علیه السلام) خیلی ها فقط، عادت دارند نماز بخوانند اگر به او بگو که نماز نخوان یا نخوانند، وحشت زده می شوند از نماز نخواندن چرا چون همین نماز بی محتوایی که عادت کردند به خواندنش اینها را به عنوان یک چی سرپا نگه می دارد یک آدم مقرب یک آدم بهش شخصیت مذهبی می دهد و خودش را سرپا نگه می دارند والا هیچیش به اسم مسلمان ها نبرده هیچیش اصلاً شبیه مسلمان ها نیست. هر فسادی را می کند هیئتش هم برقرار است مهدیه اش هم برقرار است نمی دونم حسینیه اش هم برقرار هر غلطی هم که دلش بخواهد می کند. نه خمسی می دهد نه نماز درست حسابی می خواند نه حجی می رود 10بار مستطیع شده تا حالا هزار بار پول هایش را زده به این ور و آن ور الآن یک حج واجبش را نرفت. زیاد داریم ما افرادی این طوری الی ماشاءالله ما داریم. مستطیع شده می خواد به حج زورش می آید دو برابر سه برابر آن پول را می رود ریاکاری می رود مجلس می گیرد و برای امام حسین شام می دهد و نهار می دهد. توجه فرمودید یعنی واجباتش را اصلاً انجام نمی دهد مقاومت می کند در مقابل خداوند تبارک و تعالی ولی برای اینکه این مقاومت این بدجنسی این کفرورزی خودش را بپوشاند یا صورت های مقدس می پوشاند یک نماز پنچگانه ای بخواند یا 5نوبت نماز بخواند عرض کنم خدمتتتان یک حرمی برود یک سینه ای بزند، این جوری خودش را سرپا نگه می دارد همین ولی برائت ندارد این کاملاً سنگر فتح شده شیطان است یک نیروی شیطانی هست که با صورت های مقدس مفصل قبلاَ خدمتتان عرض کردم یک سرباز شیطان هست که می تواند خودش را متعادل نگه دارد با صورت های مقدس چون برای خودش صورت های مقدس یک نحوه ی آرامش می دهد به انسان دیگر خودش را آرام نگه دارد که بتواند مفاسدش را شیطنش را ظلمش را تباهیش را سنگر دشمن بودنش را حفظ بکند. اگر این 4رکعت نماز هم نخواند و این صورت های مقدس را نداشته باشد، چه بسا خیلی زود توبه بکند چون حس بی آبرویی حس دور بودن، انسان زیاد طاقت ندارد، حس دور بودن از خدا را تحمل بکند ولی همین 4تا نماز این جوری، 4تا صورت مقدس این جوری باعث می شود آدم عذاب وجدان خیلی نگیرد حالا من مفصل روانشناسی این افراد را در همین کتاب عزاداری حقیقی نوشتم ان شاءالله سعی می کنیم قبل از محرم دستتان برسانیم ولی اونجا هست خیلی ها اصلاً مجلس امام حسین و برائت و سینه زنی را وسیله ای قرار می دهند برای اینکه بتوانند جرأت پیدا کنند به گناهان بزرگ تر یعنی یک جوری خودشان را تخلیه می کنند با این گریه و عزاداری و اظهار محبت نمی دانم خدمت به اهل بیت و اینها که بتوانند فکر می کنند یک امتیازی گرفتند یک تقربی پیدا کردند حالا راحت تر می توانند با خیال راحت بروند گناه دیگری بکنند چون از این ور چی جمع کردند به حساب خودشان یعنی ثواب جمع کردند، خیلی شما الآن تو مجالس ما عزاداری ها شما ببینید محرم نزدیک است ببینید چقدر فسق و فجور و تباهی و گناه و همه جور راحت میشه و خیلی چیزهای بی خود، تحریف های بی خود، کارهای بی خود و اصلاً توهین به امام حسین، توهین به اهل بیت متقابل مقدسات هم هست، با این حرف ها آرامش میدهد انگار یک توجیهی هست اگر برای امام حسین هست هرکس هرکاری دلش خواست بکند خبر دارم نه که شنیدم یقیناً می دانم جایی، سراغ دارم کسی را که مشروب می خورد تا بتواند علامت را خوب بگرداند علامت را که می خواهد بلند کند بگرداند بازی پهلوان بازی دربیاورند یک کار مزخرف، مشروب می خورد که جون داشته باشد بتواند مثلاً کم نیاورد مثلاً بچرخاند. بنابراین مسئله برائت را باید جدی بگیریم برائت یعنی اینکه من از هرچیزی که با مرام اهل بیت جور درنمی آید واقعاً درونم اظهار تنفر بکنم نه اینکه با ریاضت و تلقین به خودم از آنها پرهیز بکنم این فایده ای ندارد چون گناهش را پایت می نویسد ببین یک موقع است که به خودت غلبه می کنی یک گناهی را نکنی ولی عشق آن در درونت است توجه فرمودی عشق آن گناه در درونت هست این برائت نیست. این همان محبت ورزیدن در واقع تو محبت به چی داری؟ محبت به آن گناه داری حالا برای ملاحظاتی و فشاری چیزی این کار را انجام نمی دهی خوب این جوری شما برو هزار سال هم دعا بکن فایده ندارد. در روایت هم ما داریم. جایی حضرت موسی (علیه السلام) تردد می کردند دیدند یک آقایی دارد دعا می کند خیلی حال خوشی داشت خیلی مدت ها بود دعا می کرد و رفتند و آمدند دیدند این هنوز مشغول دعا هست عرض کرد خدایا حاجتش را بده من اگر بودم تا حالا حاجت این و داده بودم فرمود یا موسی اگر آن قدر عبادت بکند که بند بند انگشتش از هم جدا بشود تکه تکه بشود گردنش بشکند استخوان هایش خرد ود هرگز دعایش را مستجاب نمی کنم چون این می خواهد با عبادتش، می خواهد من را آن جوری که می خواهد عبادت کند به آن چه که من گفتم عامل نیست. می خواهد با این نمازهاش با این حجتش با این زور زدن هتیش با این دعاهایش از من امتیاز بگیرد، ولی حاضر نیست عبودیت و بندگی بکند مثل شیطان دیگر، شیطان به خدا می گوید خدایا تو من را معاف کن از سجده به آدم می گوید سجده کن می گوید: نمی کنم بعد می گوید من را معاف کن از سجده به آدم تو را چنان عبادت می کنم که هیچ کس تو را عبادت نکرده باشد تا الآن می خواهد باج بدهد به خدا فکر می کند خدا محتاج است به نماز و عبادت این می گوید خدایا حرفت را گوش نکنم اصلاً از من نخواه که من سجده بکنم، اصلاً امکان ندارد که من سجده بکنم، سجده نمی کنم و اگر معافم بکنید کاری به کارم نداشته باشید خیلی خوب عبادتت می کنم ما همین جوری هستیم ما می گوییم مثلاً فرض بفرمائید وظایفمان در مثلاً اقتصادی خدا گیرند، خمس نخواهد از ما و حالا نمی دهیم عوضش فرض بفرمائید یک فرش می اندازم خونمون بیاور ببین مثلاً 50میلیون خمسش هست یک مجلس می خواهد بیاندازد مثلاً 2هزار نفر را شام بدهد با یک میلیون می خواهد سروته قضیه را می خواهد چکار کند؟ خدا تو با من کار نداشته باش نمی دونم در احترام به پدرومادر خراب است در احترام به همسرش وضعش خراب است در احترام به بچه اش وضعش خراب است هیچ کدام را رعایت نمی کند ادب هایی را که باید رعایت کند مسئولیت های شرعی واجبش را رعایت نمی کند بعد می خواهد از طریق مستحبات و عبادات چکار کند این قضیه را مسات مالی کند برود پی کارش جبران بکند خدا می گوید من هرگز یک همچین عبادتی را از کسی قبول نمی کنم تو مسائل مشخص واضحت روی زمین مانده انجام نمی دهی بعد می خواهی بیایی با کمیل و توسل و نمیدونم شب جمعه و دعای عرفه و نمی دونم احیاء و فلان ماست مالیش کنی نمیشه اینها شهوت عادات فایده ندارد اینها اصلاً فایده ندارد و عرض کردم حرکت به سمت ابدیت یک حرکت ریاضی است کاملاً یعنی ما از ریاضیات دنیا می خواهیم به ریاضیات آخرت منتقل بشویم همه اش فرمول دارد، مثل ریاضیات رحم با ریاضیات کجا، دنیا یعنی نمیشه کلاه گذاشت مثلاً من بگویم که حالا این اب نشدها این که حالا عیب ندارد رنگش مثلاً فرض بفرمائید رنگ آب اسید هم بود بخوریم بی خیال خوب نه نمیشه شما بخوری مردی باید حتماً چی باشه، اب باشه یک اتم یک میلیون این ور و اون ور می شود ماده تغییر می کند صابون از کربن و اکسیژن و هیدروژن تشکیل شده الکل هم همین طور سرکه هم همین طور، فرق می کند با هم آرایش اش یک ذره این ورو اون بشود یک ماده دیگر میشود نمیشه که ما بیائیم ریاضیات را به هم بزنیم. یا من از شمارهی56 خوشم نمی آید آخر شماره ی تلفن فلانی هستش من از 56بدم میاد 570بگیرم نمیشه دیگه فایده ندارد همان 56فقط شماره را برمی دارد نمیشه با ریاضیات حرکت به سمت ابدیت بازی کنی تغییرش بدهی توجه فرمودی به دل به خواه خودت نمی توانی به سمت خدا حرکت بکنی با فرمول های من درآوری خودت و دیگران نمی توانی تقرب به حق تعالی پیدا بکنی نمیشه فقط یک راه دارد آن هم عبودیت یعنی همانی که خدا گفته نه آنی که تو خودت دلت می خواهد برای خدا تعیین تکلیف نمی توانی بکنی، وظیفه ات این است شما باید این کار را انجام بدهی، همین یعنی کار دیگری نمی شود امکان ندارد آقا الآن زمان جنگ جبهه واجب است همه بروند جبهه، خیلی ما بودند زمان جنگ، رفتند چسبیدند به درس و به عبادت و به کارهای عرفانی و اینها وظیفه ی واجباتش را گذاشتند فکر می کردند از راه این عرفان ها می توانند برسند نمیشه واقعاً اونجایی که خدا می گوید این کار یعنی همین کار نه کار دیگری یه کار دیگری نمی توانی جبران بکنی این کار را همین الآن باید همین کار را انجام بدهی برای همین سیدالشهداء می گوید: هرکس با ما باشد فقط اومده با ما هرکس نیومد حضرت دیگر آن تهدیدهای تند را در موردش می کند. خیلی ها رفتند عبادت کردند بعضی ها آمدند به امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض می کردند آقا شما این جنگ ها خشن است ما مثلاً حالا به عبادتمان و به ذکرمان لطمه می خورد لطفاً ما را معاف کنید. اجازه بدهید ما مثلاً گوشه ای بنشینیم ذکر خدا را بگوییم عبادت بکنیم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) داشت، ناله هایش را من نوشتم از در همین عزادار یه تعداد از ناله هایش را من نوشتم دارد از تنهایی غصه می خورد می گوید خدا لعننتان بکند ای مردهای «یا اشباح الرجال و لارجال» ای کسانی که فقط شبیه مردید ولی مرد نیستید مثل عروس هایی هستید که تازه تو حجله هستند رفتید قایم شدید وقتی به شما می گوییم بیائید بجنگید، میگویید هوا گرم است بگذار برای بعد می گویم بیایید بجنگید الآن می گویید سرد است بگذار برای بعد. مردم خسته شدم از بس که شماها را دعوت کردن حالا آقا مشغول عبادت امام اینجا. بعد به حضرت علی (علیه السلام) می گوید که آخ من شک دارم نسبت به حقانیت کار شما درست است که ما برویم با مسلمان ها بجنگیم مسلمان ها را بکشیم، اینها همه نماز شب خواندند، مسمان هستند یارای پیغمبر اند. اون زن پیغمبراست. اونا رفقای پیغمبر هستند اصلاً میشه ما بریم، اجتهاد در مقابل معصوم می گوید خدایا من خسته شدم از دست این مردم من اینها را خسته کردم با موعظه هایم، اینها هم من را خسته کردند من را از اینها بگیر، بدتر از من را به اینها بده، اون طرف حج و کربلا و حالا اون موقع کربلا که نبود خانه خدا و دیگر نمی دونم قرآن و قرائت قرآن و مجالس و اینها، این قدر مجالس مذهبی برقرار می کردند عبادت، حلقه های ذکر و حلقه های انس علی (علیه السلام) تنها داشت غصه می خورد زمان جنگ خودمان کم نبود آدم هایی که این جوری بودند این قدر مجلس امام حسین، سینه زنی، عزاداری، هیئت عرفان بازی های مختلف، کلاس های درس میرفتند شرکت می کردند اونجا یک عده ای داشتند تکه تکه می شدند اینها داشتند اینجا به خدا تقرب پیدا میکردند نمیشه یعنی همانی که وظیفه ات هست برائت یعنی تو از کاری که امام راضی نیست متنفر باشی خوب توجه بفرمائید متنفر باشی یعنی وظیفه ات را باید انجام بدهی، خودت برای خودت تعیین تکلیف نکنی، این دیگه برائت نیست چه مذهبی باشد چه غیرمذهبی فرقی نمی کند، چه مذهبی چه غیرمذهبی. شب عمیلات به طرف می گیم عملیات الآن لازم داریم می گوید: دو سه بار من این خاطرات تلخ را داشتم یکی می گفت که فلان مداح آمده مداح معروف تهران آمده اینجا جلسه ی دعای کمیل می خواهیم حال بکنیم خوب الآن احتیاجات داریم امشب گشت داریم گشت مهم داریم عمیلات نیامدند می خواهیم بریم محرم شده می خواهیم برویم تهران سینه بزنیم، نمیشه این جوری همانی که از تو می خواهند خانم بچه دارد، کوچک دارد شوهر دارد شوهرش از او توقع دارد ول کرده پاشده رفته حرم، پاشده رفته احیاء به چه درد می خورد تو تقربت از طرف شوهرداری کردن جهادت هم از طرف شوهرداری کردن است، من می خواهم مثلاً بروم به کجا برسم تو وظیفه ات این است تو انجام بده این وظیفه ات را نسبت به شوهرت می رسی اینکه خودت فکر کنی برای خودت تعیین تکلیف بکنی که مثلاض شوهرت را قال بگذاری بچه هایت را له بکنی بهشون نرسی تربیتشون وظایفی که داری بعد بخواهی بیایی سر جلسات علمی، کلاس مثلاً مباحثه، نمی دونم چی بخوانی رشد بکنی همچین چیزی اصلاً وجود ندارد مگر اینکه وظایفت را انجام بدهی نسبت به همسرت وظایف واجبت را، وظایف واجبت را انجام بدهی بعد اگر فرجه ای بود رشد بکنی این رشد دارد برای شما شوهرت اجازه بدهد خودت بتوانی از فضای خالی استفاده بکنی بله اما اینکه از وظیفه ات اصلاً مادرت را رها بکنی آدم هایی داریم که افتادند تو کار درسی، علمی معنوی ولی می بینی که پدرمادرشان را همسرشان را له کردند، رفتند پی کارشان، مداح داریم چه تعداد ما مداح داریم مداحی که من خبر دارم نمی دونم صبح جمعه می رود ندبه می خواند بعد می رود نماز جمعه، عصر جمعه می رود آل یاسین می خواند بعد از جمعه هم بعد از مغرب و عشا بعدش می رود مثلاً هیئت فلان جا هر شب بعد زن و بچه ی خودش به شدت در مضیغه هستند تا میگه، میگه من وقت مجلس دارم مجلس امام حسین است همش دروغ گویی اینها شهوت های مقدس پیغمبر نماز جماعتش را نرفت چهارتا بچه احتیاج داشتند بهش که از او کولی بگیرند گفت بیائید سوار کول من بشید بازی کرد با بچه ها نماز جماعت هم نرفت یعنی الآن وظیفه ی من این است این و خوب ما باید دقت بکنیم که ما وقتی می خواهیم راجع به برائت صحبت بکنیم خیلی از مقدسات می اید جلوی برائت ما را ممکن است بگیرد حواست باشد خیلی از توجیهات ممکن است بیاید مانع پذیرش فرهنگ حقیقی و اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله و سلم) بشود. وظیفه شناسی خیلی مهم است که آقا مختصات ریاضی من الآن چی من چیکار باید بکنم موسی با آن قدرتش پیغمبر اولوالعزم به خداوند می گوید خدایا من می خواهم اونی که تو بهشت با من هست را ببینم میگه فلان جا فلان کس است می رود می بیند یک جوانی هست هیچ کار خاصی هم نمی کند. نه عالم نه عارف نه عابد است، هیچی یک جوانی هست که یک حد واجباتش را انجام می دهد یک مادر پیری دارد که از این پذیرایی می کند تمام این هم درجه ی موسی است چرا چون مختصات خودش را ایمان آورده بهش با همین مختصات خودش وظیفه اش را عمل می کند توجه فرمودید ولی ماها همش می خواهیم هی خودمان و تو مختصات دیگ تو مختصلات دیگران و خیلی چیزا این وسط له بکنیم خیلی از ارزش ها و هنجارها را له بکنیم بریم جلو و خوب نمیشه اصلاً می خواهم جای امام خمینی باشم خوب نمیشه می خواهم من بچه ام باید مثل محمدحسین طباطبایی حافظ قرآن باشد می زند سیم پیچی این بچه را می سوزاند بی دین بی دینش می کند می خواهم نشی سی سال، اون مادرش حافظ کل قرآن است، باباش حافظ کل قرآن بوده یک مختصات ریاضی روحانی خاص خودشان را داشتند بچه شان شده این بچه های شما نه این که نشوند ولی لزومی هم ندارد که این جوری بشود بچه ی تو الآن این را می خواهد نمی تواند یکسره بنشینید پای قرآن مگه همه یک جورند تو خودت مثل بابای محمدحسین طباطبایی هستی یا خانم تو که انتظار داری بچه ات این جوری بشود خودت مثل مادر محمدحسین طباطبایی هستی نیستی، بعد می خواهی اون مختصات را روی بچه اش پیاده بکند زور می زند می بیند نمی شود ولی بچه باجناقش مثلاً چرا حالا بفرمائید 15جزء قرآن حفظ کرده خوب می افتد توی حسادت و چشم و هم چشمی می خواهد بچه ی من بچه ی قرآن حافظ قرآن نشود کم می آورد خوب بچه را داغونش می رود می کند، می خواهد چیکار، چیکار داری پس خیلی باید دقت بکنیم وقتی سخن از برائت هست هنجار و ناهنجار را خوب بشناسم از صمیم قلب متنفر باشیم از هر نوع فرهنگ پذیری نسبت به آنچه که در مقابل آنچه که خداوند تبارک و تعالی و معصوم (علیه السلام) گفتن کاملاً میشه برائت اونی که وظیفه ات هست انجام بده برای خودت شغل درست نکن، برای خودت هی وظیفه سازی نکن ببین از تو چه انتظاری می ورد از تو چه انتظاری می رود نتیجه از چی می خواد بشود، بشود فقط خدا راضی باشد از ما کافی است برد کردیم «و رضوان من الله اکبر» رضایت خدا از همه چیز بالاتر است اینکه که چی میشه را ولش کن «ورضوان من الله اکبر» خوب یک نکته خدمتتان عرض کنم این یک نکته بود نکته بعد در مورد اصل برائت چون ما داریم این بخش برائت را توضیح می دهیم تا آخر زیارت عاشورا داریم توضیح می دهیم درواقع براتون که هرجا برائت آمد دیگر معطل نشویم آنجا، زیاد هست از این به بعد شروع شده برائت ها دیگه شما تا آخر زیارت عاشورا این جمله را خیلی دارید مثلاً برائت، برائت، برائت، برائت وبالبرائة، بَرئتُ و دیگه جاهای دیگه هم داریم این را، ببیند منظور از برائت وقتی می گوییم که باید برائت داشته باشیم سیدالشهداء اصلاً خیلی خوب ترسیم کرده این را در حرکتی که به سمت کربلا دارد حالا من مفصل قسمت های کلیدی فرمایشاتش ایشان را از وقتی که حرکت می کرد 2سال قبل از اینکه حرکت بکند تا روز عاشورا تا لحظه ی آخر تو همین کتاب عزادار آورد هم ببیند می فرماید: «ولکم فی یع اسوه» برای شما در من اسوه هست یعنی شما باید به من اقتداء بکنید» کلٌّ یوم عاشورا وکل ارضٍ کربلا» این دستور و ادب و فرمولی هست که بزرگان ما در مورد کربلا فرمودند اینکه یاد بگیریم که همه جا کربلا هست همه جور چی عاشورا است همیشه حسین هست همیشه یزدیان هم چی؟ هستند همیشه هستند این طور نیست که نسلشان دربیاد لذا وقتی داری برائت میجویی حواست باشد برائت جویی ما هر روز به ما گفتند زیارت عاشورا بخوانید چرا این قدر سفارش کردند هر روز شما زیارت عاشورا بخوانید آقا دوتا مسئله را هم خیلی سفارش کردند، یکی مودت یکی چی برائت ببینید ما از ما نخواستند بنشینیم عمر سعد و ابوسفیان و نمی دونم و شهر و اینها را لعنت بکنیم ها، اینها فقط سنبل هستند یعنی تفکرات اینها علی (علیه السلام) وقتی که در نهروان ریشه، می دونید که نهروان 12هزار نفر بودند 9نفرشان زنده ماندند بقیه همه کشته شدند به دست حضرت وقتی که ریشه ی اینها را کند یکی گفت خوب ریشه شان کنده شد حضرت فرمود هرگز اینها در نسل به نسل ادامه پیدا خواهد کرد، اینها تفکر این تفکر باقی خواهد ماند یعنی این جوری نیستش که شما ریشه اش را کندی دیگه باقی نماند، واقعاً عمر سعد با همان تفکرات شمر با همان تفکرات الآن هستند، واقعاً حسین زمان شما مظلوم تر از آن حسین سال هزار و صد و شصت سال است که منظر غیرت شماهاست، منتظر همت شماهات تو زندان غیبت دارد به سر می برد همین من من مظلوم من تنها هستم کسی نیست که من را یاری بکند صدها بار از امام زمان(عج) نقل شده خوب ما چکاره هستیم، این وسط اگر گفتید شما هر روز زیارت عاشورا بخوانید یعنی برائت از یزدیان الآن دشمنان الآن داشته باشید این برائت هم امکان ندارد بدون اینکه در عمل پیدا بشود، اسمش را بگذارید برائت امکان ندارد باید در عمل برائت پیدا شود، یعنی واقعاً تو سیلی بزنی به دشمن، ضربه بزنی به دشمن اگر گفتند شما هر روز زیارت عاشورا بخوانید تصریح کردند که اینکه ما گفتیم شما هر روز عاشورا بخوانید یا بزرگان دیگر فرمودند اگر که هر روز زیارت عاشورا بخوانید برای این است که از زیارت عاشورا برای مبارزه با دشمنان امام زمانتان برای آوردن منتقم اصلی قدرت بگیرید الهام بگیرید والا شمر و عمرسعد و معاویه و کی و کی و کی که الآن اگر از نظر شخصیت حقیقی خون امام حسین بگیرید از نظر شخصت حقیقی چی انتقام امام حسین گرفته شده همه را مختار کشت، انتقام گرفته پس نمی توانید بگوئید قصاص نشده، شده اما از نظر شخصیت حقوقی می گید همان بحث مصیبت چی؟ مصیبت اعظم که حالا من مفصل توضیح دادم آنجا برای خودتان هم گفتم اون مصیبت اون خون هنوز انتقامش گرفته نشده از نظر شخصیتش حسین از رده خارج شده و هنوز هم از رده خارج است هنوز هم تو غیبت است نیومده سرجای خودش حسین در غیبت است، حسین ما کیست امام زمان (عج) و انتقام گرفته نشده پس اینکه شما فکر کنید بیائید بنشینید اینجا بگوئید که خدا لعنت کند عمر سعد را، خدا لعنت کند ابوسفیان را «اللهم العن اول ظالمٍ ظلم» این نه خواست باشد اینها را باید لعنت کنی اینها را که الآن هستند اولین کار این هست که برائت خودت واقعی باشد یعنی خط زندگی تو با خط زندگی آنها مشخص بشود، که من اون وری نیستم باج بده به آنها نیستم، اونا از من امتیازی نمی توانند علیه اسلام بگیرند و علیه امام زمان بگیرند، دشمن نمی تواند با فرهنگش با هیچ چیزش از من نمی تواند امتیاز بگیرد من واقعاً در جبهه با امام زمان هستم در حزب خدا هستم در حزب امام زمان هستم اول این را مشخص کن، تکلیف را، بعداً آن وقت آن عملیات انتخاب را و اینها که من مفصلاً توضیح دادم باید به حمله برسیم به ضربه زدن برسیم واقعاً اگر زندگی خیلی از ماها را نگاه بکنید ماها هیچ آزاری برای استکبار نداریم هیچ آزاری نداریم براش یعنی از وجود ما استکبار سیلی ای نمی خورد، تلخی ای نصیبش نمی شود، داریم خودش را مسلمانیم، متدینیم، مؤمنیم ولایت هم داریم ولی این جوری نیست واقعاً ما حالا هی عادت کردیم که به این که مسئول غیبت امام زمان و اینها مثلاً امام زمان تنهاست و اینها مثلاً داره عادی میشه برامون دیگه همین جوری ولی حالا دشمنان شما آمدند افغانستان را گرفتند عراق را گرفتند تو دنیا اعلام کردند تصریح کردند که ما برای مبارزه با پسر پیغمبر اسلام آمدیم تو خاورمیانه باشیم تصریح کردند حالا ما داریم چکار می کنیم چقدر وقت گذاشتیم چقدر می نشینیم دور همدیگر چقدر همدلی داریم چقدر زحمت می کشیم برای این کار نسبت به اون فرمولی که در اختیار ما قرار دادند که تا اون فرمول اجرا نشود امام زمان نمیاد ما چه تلاشی داریم می کنیم الآن هر تلاشی می کنیم آقا بازگشت امام تمنای جمعی می خواد تا تمنای جمعی نباشد امامی نمیاد تو اجتماع این فرمول خداست. «و انَّ الله لایغیر بقومٍ حتی یغیروا ما بانفسهم» خودتون هم باید تغییر بدهید توجه فرمودید این تمنا را نسبت به امام زمان (عج) شما باید ایجاد کنید در مردم چقدر ما باید کار کنیم تو اجتماع یعنی در اجتماع خودمان که مردم آشتی بکنند واقعاً به تمنا برسند خیلی درصد کمی داریم که به تمنا برسند نسبت به امام زمان واقعاً بودند و بگویند خدایا امام زمان را برسان یعنی ما واقعاً الآن خیلی از معضلاتی که باهاش روبرو هستیم می گوییم که حل می شود ان شاءالله تو برنامه ی 4ساله مثلاً برنامه ی چهارم توسعه این مقدار مشکلات حل می شود نه فلان موقع حل می وشد ان شاءالله من فلان کار را بکنم حل می شود و یا فلان جا حل می شود منتظریم که حل شود ولی یک مؤمن تیزهوش این جوری نیست اون میگه امام زمان بیاد زودتر بیاد حل شود کی می تونه حل کند، مشکلات این جوری را و این تمنا را شما باید خودتان ایجاد بکنید هم در خودتان هم در مملکت خودتان این تشنگی را ایجاد بکنید، بعد در دنیا، یعنی ما شب و روز عزیزان این برائت خودمان را نشان بدهیم در عمل ولایت خودمان و نشان بدهیم در عمل تلاش بکنیم مثل زمان جنگ، زمان جنگ همه مردم با دشمن بد شدند متحد شدند برای آوردن امام، همه روح جمعی یک نفر را می خواستند گفتند خدایا امام ما را برسان قبلاً از 15خرداد 42تا 57کسی این خواسته را نداشت خدایا هم اون و تو تبعید نگه داشت ولی وقتی همه مردم گفتند ما می خواهیم واقعاً هم خواستند واقعاً هم پای جنگ و جهاد و گلوله اش ایستادند، خدا داد امامشان را، همین اتفاق باید توی جامعه ی جهانی بیفتدیعنی این تمنا باید ایجاد بشود، شما فقط می توانید با مبارزه این کار را بکنید با کار فرهنگی بیشتر وقتی ما راجع به جهاد و مبارزه الآن صحبت می کنیم الآن بیش از 90درصد فعالیت های منتظر حقیقی و یا عزادار حقیقی فعالیت های چیه، فعالیت های فرهنگیه، یادتان نرود کار فرهنگی کردند یک عده هستند یک موقع شب و روز همهمون با همدیگه متحد بشویم کار کنیم، هر کی هر کاری دارد مثل زمان جنگ، هر کاری می تواند بکند، یادتان هست یکی می گفت مثلاً من راننده آمبولانس هستیم یکی می گفت من نقاشم یکی می گفت من آرایشگرم یکی می گفت من نمی دونم هر کی هر کاری می توانست تو جبهه می کرد خدا هم برکت می داد پشت جبهه هم خانم ها همین طور بود که هیچ کمتر از آقایان که نبودند هیچی بیشتر از آقایان هم بودند امام فرمود زن های ما مردهای ما را شجاعت دادند به مبارزه این و خوب دقت بکنید، ما وقتی صحبت می کنمی خانم ها طفلیهی بحث نیستند، اصل بحث هستند خانم ها یعنی اگر خانم ها مبارز شدند آقایان هم می شوند این جوریه تا عده اگر آنها برائت و ولایتشان خوب بود آقایان هم به تبع خانم ها برائت و ولایتشان خوب می شود اگر آنها جنگیدند آقایان هم می جنگیدند اگر آنها شجاعت داشتند آقایان هم شجاعت دارند یک موقع نمی خوام فقط با آقایان صحبت می کنم خانم ها بگند که ما حالا مثلاً وظیفمون چی چی هتس خیلی مهم الآن از اینکه امام حسین (علیه السلام) زنها را با خودش ور می دارد و میآورد بدانید دیگه یعنی چی از اینکه فاطمه زهرا مادر همه ی ما اولین کسی است که شهید راه دفاع از امام زمانش می شود می دونید یعنی چی، یک زن باید باید وسط، او مرکز تمام قدرت هایی است که بعد از او مردها دارند ولی هرکی هرکاری می تواند واقعاً بکند برای امام زمان. بعضی از عزیزان زحمت می کشند واقعاً کارشان قابل تقدیر است می بینیم من تو این سایت های اینترنتی می نشینند واقعاً دارند جنگ می کنند، با اون وری ها اینها مثلاً برنامه هایی در مورد امام زمان سایت های خیلی قشنگی در مورد امام زمان در اینترنت هست ما هم ان شاءالله به زودی بعد از چند ماه آینده داریم کارهای سایتمان را انجام می دهیم که یک سایت بزنیم وظیفه مان را انجام دهیم دارند زحمت می کشند، شب و روز دارند مبارزه می کنند، اینها تبلیغ امام زمان را می کنند برای کل جهان اونها حک می کنند از بین می برند فایل های اینها دوباره جنگ دیگری شروع می شود، باید همین جوری هم باشد یعنی اگر ما نریم به سمت مبارزه ی بین المللی از طریق همین سایت ها و اینترنت ها نمی توانیم اون زمینه ی جهانی که باید ایجاد بکنیم باید بریم سمت مبارزات بین المللی حالا مردم دنیا را آگاه بکنیم جنگ چیز فرهنگی است دیگه، اونها علیه ما دارند مبارزه میکنند، مقدسات ما را دارند مسخره می کنند و زیر سؤال می برند، و شبهه ایجاد می کنند، تو داخل به خود ما حمله می کنند ما هم باید درست و حسابی بجنگیم اونها الآن نقشه می دونید کجا ریختند حضرت علی می فرماید: خاک بر سر ملتی که تو خونه ی خودش مورد حمله قرار بگیرد ما الآن تو خونه ی خودمان با ماهواره و اینترنت مورد حمله قرار گرفتیم عرضه نداریم تو خونه های اونها با ماهواره و اینترنت حمله کنیم بهشون و می توانیم این کار را بکنیم و اونهایی هم که کردند موفق بودند ما هر جا حمله کردیم تو خاک دشمن سنگر گرفتیم خاک ریزمان را آنجا زدیم و میتوانیم، چرا بگذاریم که ما را فتح بکنند چرا بگذاریم خوب این ذلت است حالا الآن می میرم توای هیئت های ما نقشه ریختند جدیداً اعلام کردند باید هیئت ها را این 2تاچیزی که شیعیان را مقاوم کرده یکی مهدویت است. مسئله مهدویت که به شدت دارند باهاش مبارزه می کنند و علیه امام زمان این صدها فیلم و سی دی و مقاله دارند کار می کنند بین الملی سرمایه گذاری کلانی میلیاردی گذاشتن برای علیه امام زمان در سطح جهان یکی مهدویت است و انتظار که گفتند این شیعه را خیلی قوی نگه می دارد هرکاری می کنیم شیعه از این الهام می گیرد یکی هم عاشورا است حالا برنامه ریختند که ما بیائیم وضعیت هیئت ها را به هم بزنند شعرهای مزخرف، آداب وسبک های مزخرف و خودشان تصریح کردند باید در هیئت مسائل خرافی و پیش پا افتاده و بی ارزش و زنده بکنیم که این روندش چی بشود، به انحراف کشیده بشود، ما باید حواسمان باشد تو داخل مورد حمله قرار نگیریم پاکسازی را، اصطلاحات را مبارزه با خرافات و تحریف ها و احیاگری را از خانه ی خودمان شروع کنیم از هیئت ها، مساجد، عبادتگاهمان مواظب باشیم همیشه این خطر وجود داشته و همیشه هم دشمن امتیازاتی را گرفته از ما، شروع کنیم از هیئت در خانه مان، از مسجد در خانه مان مبارزه بکنیم، از آن طرف هم فقط تو خانه ی خودمان حالت دفاعی نگیریم بلکه بتوانیم به مرزهای دشمن و در خاک دشمن بهش حمله بکنیم و این کار را می توانیم بکنیم اینها الآن به قدری عصبانی هستند که جمعیت شیعه دارد تو کشورهای دنیا زیاد می شود به قدری عصبانی هستند که حجاب به شدت دارد اروپا را می گیرد که الآن فرانسه شروع کرد اون قوانین تند، آلمان هم دارد این کار را می کند ایتالیا هم دارد این کار را می کند یعنی دیدند که مسلمانان دارند میگیرند دیگه همه جا را، به شدت تو خونه ی خودشون مورد حمله قرار گرفتند با کار تبلیغاتی یک عده دلسوز خالص مظلوم که ایستادند اونجا کار می کنند اگر این قدر به عصبانیت آمدند و این قدر دارند پرخاشگری می کنند و دری وری می گویند به ماها و حرف های رکیک به مقدسات ما میزنند و این هفت، هشت سال ی که دیدید شما تو کشور ما چه غوغایی بود از حمله به مقدسات ما از خدا بگیر تا همه ی بقیه ی مقدسات این 8سال شما اون کتاب آزادی تو تو را برید بخونید که به قول آقای پرفسور مولانا کتاب قرن است این کتاب، خیلی کتاب مهمی هستش، کتاب خیلی مهمی هم هستش به همه ما اون موقع که ما از مجتمع بودیم به هرکس حالا چاپش هم تمام بشه یا حداقل تهاجم شیطانی دو شما ببینید چقدر تهاجم کردند روزنامه های خودی از طریق خودی ها، از طریق پیش کسوت های جهاد و خون از طریق پشکسوتان انقلاب از طریق همین روحانیون، مجتهدمون حتی مراجع ما حمله کردند به مقدسات ما، جبهه رفته ها صاحب وزارت اطلاعاتیها، سپاهیها، اوه چکار کردند، الآن هم هست الآن ما تو همین شهرری خودمان جلساتی داریم به اسم عرفان و نمیدونیم چیزهای دیگر تو همین شهرری خودمون هستند جلساتی که تمام مقدسات را زیر سؤال می برند طلبه ی بی غیرت، آزاده ی بی غیرت، نمی دونم جانباز بی غیرت هم می رود سرکلاس مینشیند آنجا مسخره می کند همون چیزهایی که این رفته به خاطرش مبارزه کرده صدایش هم درنمی آید یعنی مقدس ترین چیزهای را خیلی راحت با چهار تا شیعه زیر سؤال می برد و اونها هم با بی غیرتی نشستند دارند عرفان شان را می برند آنجا، مثل قارچ هم دارد از این جلسات ایجاد میشود و این را شما فکر کنید که تصادف هست. این جلسات این جوری که هی دارد مثل قارچ زیاد میشود. همین جوری هرجا یک کسی یه دکانی باز می کند و علیه السلام، علیه قرآن، علیه معصومین، علیه ولایت فقیه، دائماً شبهه پراکنی می کنند و مسخره می کنند حتی به اسم اسلام، تصادفی نیست، اصلاً این جزء راهکار است، اعلام شده هست مزمور هم نیست، اعلام شده هست یعنی دشمن اعلام کرده که ما باید این جلسات را زیاد بکنیم آدم هایی تربیت کردند برای این کار تو اینجا با شیوه های مختلف با روش های مختلف یا عرفان سرخ پوستی نمی دونم عرفان ویندایر، یوگا نمی دونم تکنولوژی فکر، اسم های مختلف آمدند به جنگ اسلام اینها ماهانه، ماها مثلاً از زندگی چی می خوانیم یک زنی می خواهیم یک شوهری می خواهیم، بچه ای باشه یک شغلی باشه، درآمدی باشه، یک سلامتی به میمنت و مبارکی یک 5 وعده نمازمان را بخوانیم، اگر حجی، عمره ای چیزی خورد به تورمون می ریم الحمدلله تقرب پیدا می کنیم همیشه هم دو قورت و نیممان باقیه طلبکاریم از خدا، حرمی خواستیم بریم می ریم اگر یک موقع محرم صفری شد سینه ای خواستیم بزنیم، می زنیم، تبرکی، سنتی، سنی وعادت، یک جلسه امام حسین بریم سینه هم بزنیم با دسته راه بیفتیم بریم همین دیگه کاری از دست ما برنمیاد همین شدیم همین یعنی مصرف کننده دائماً مصرف کننده از ما چیزی به امام زمان نمی رسد، آن وقت می آییم نهج البلاغه هم می خونیم و میگیم وای وای خدا لعنت کند اونهایی که امام علی را تنها گذاشتند خدا بگم چیکارشون کنه، ما خودمون چه گلی به سر امام زمان زدیم چکار کردیم واقعاً چقدر وقت، چقدر هزینه، چقدر فکر، برنامه ریزی، چقدر پاکار بودن پس خوب دقت کنید عزیزان ما اگر زیارت عاشورا می خونیم جامعه کبیره می خونیم زیارت وارث می خونیم این حرمها را داریم می آییم برائت داریم دشمنی اعلام میکنیم باید بدانیم با کی می خواهیم مبارزه بکنیم اصلاً دشمن کی هست اینجا نه اینکه خودمان بریم سر به آستانهی دشمن بسائیم، سجده بکنیم بهش در مقابل شیطان بعد هم بیائیم دلمان خوش باشه که جزء موالی پیامبر و آلش هستیم این جوری جور درنمی آید، اولین کاری هم می کنی از خودت شروع کن، از خودت شروع کن یک مقدار به خودت نگاه کن خانواده ات را بپا، بعد بیا یه کارهای دیگه هم حالا می خواهی برسی، برس اول این و حواست باشد ببین کجا گرفته ات دشمن کجا فتحت کرده ببین دشمن فتح نکرده تو خونه ایت نیومده، فرهنگ خودت و بچه هات و همسرت و تغییر نداده، گرفتار نیستی اگر اینجا تونستی با دشمن مبارزه کنی تو این میدان آثار شمر و یزدیدهای زمان و تو خونه ی خودت پاک کن بعد به مبارزه ی دیگر بپرداز حالا گاهی اوقات هست که ما تو خونه ی خودمون شکست می خوریم دست خودمون نیست همین جوری که پیغمبر هم بعضی وقت ها، اهل بیت هم بعضی وقت ها، انبیاء هم بعضی وقت ها محیط داخل خودشون شکست می خورند دلیل نمیشه اگر ما شکست خوریم تو محیط داخلی خودمون به محیط خارجی نپردازیم وظیفه ی اجتماعی مان را انجام ندهیم ولی بالآخره یک موقع هست می توانیم موفق بشویم، حالا شاید موفق شدی تلاشی بکن. راه ها را تو بر وظیفه ات را انجام بده ببین حالا شاید توانستی انشاء الله این جوری هم نیست که حالا همیشه نمی توانیم که، یک موقع استثناست نتوانستیم شکست خوردیم خوب خوردیم برو تو اجتماع کار کن واقعاً خدا نمی توانیم مثل انبیاء هم یک موقع هایی تو بیرون کار میکرد زن خودش طرف زن پیغمبر بود، وضعش خراب بود لشکر دشمن بود نیروی دشمن بود اصلاً پسر پیغمبر بود نیروی دشمن بود، امامزاده بود نیروی دشمن بود، عیب ندارد حالا یک موقع ما نمی توانیم زورمان نمی رسه اصلاً دست ما نیستش اونها خیلی بزرگ از ما، سنشون بالاتر، ما نمیتوانیم اصلا، کاری با اونها بکنیم خوب نتونستیم ولی خوب کوتاه نیا تو مبارزات اجتماعی، سیاسی ات به هیچ وجه کوتاه نیا، جمع نشه بیایی بشینی اینجا روضه بخونی گریه کنی جلسه بزاری بعد هم پاشی بری مثلاً پای اینترنت بشینی، از اون کارا بکنی، این اصلاً جور درنمیاد جمع نمیشه این جوری کنی بعد بری تو مجلس دیگه، جمع نمی شه الآن ما زیادم کم نیستند نمیشه بنشینی عزاداریت را بکنی آخر شب هم که همه رفتند بساط تریاک و باز بکنی بنشینی تریاک بکشی اصلاً جور درنمیاد، و خیلی چیزهای دیگه، اینها مسخره بازی است نمی دونم با قرآن و دعا و حجّ و نمی دونم.... و دکمه بستی و انگشتر عقیق و تسبیح و مشکی پوشیدن و نمی دونم داد زدن و چی با اینا اصلاً نمی شه، اینا دین نیست، دین نیستش، حالا احادیثش را می خونم براتون کامل امام حسین یک جملهی خیلی زیبا دارد در همین رابطه، این جمله را بخونم، بحثمون در مورد آیات بود اگر رسیدیم آیات را براتون بخونم یه یک ربعی وقت داریم، سیدالشهداء (علیه السلام) میفرماید که: «من احبنا کان منّا اهل البیت» هرکس ما را دوست داشته باشد از ما اهل بیت است. خیلی حرف است، در مورد سلمان پیغمبر فرمود چی «منّا اهل البیت» سیدالشهداء (علیه السلام) فرمودند: هرکس ما را دوست داشته باشد از ما اهل بیت است، از ماست، طرف خیلی تعجب می کند دیگه، از شما اهل بیت حضرت می فرماید: بلی. «کان منّا اهل البیت. کان منّا اهل البیت، کان منا اهل البیت» سه بار سیدالشهداء (علیه السلام) می فرماید: از ما اهل بیت هر کس ما را دوست داشته باشد. حالا دلیلی که سیدالشهداء می آورد می گوید: مگر نشنیدید در قرآن که ابراهیم فرمود: «فمن تبعنی و من تبعنی فإنه منی» هرکس من را تبعیت کند، از من است، حضرت محبت را به چه معنا گرفت تبعیت فرمود ما محبتی را قبول داریم که تبعیت درش باشد، اساساً محبت یعنی تابع، ما محب اهل بیتیم، خوب محب اهل بیتی، تبعیت کو؟ هیچی جهیزیه 500هزار تومان مزخرف مهریه 500هزار تا سکه، نمی دونم مجالس عقد و عروسی طاغوتی، طاغوتی است تمام محض فساد محض خون به دل امام طمان می کند حج رفته آمده تو مجلس، مجلس حج یعنی رفته طرف اونجا آشتی با خدا بکند، تو ولیمش هزار و یک جور فساد داریم توش. اسراف، فساد، گناه کبیره، مسخره بازی شده اصلاً دینداری واقعاً فقط یک صورتی از دین. چشم هامون را می بندیم هر غلطی دلمون می خواد می کنیم عروسی دخترش، عروسی پسرش نمی دونم همه فساد، بعد هم برای اینکه مثلاً برای تبرک باشه برای سلامتی عروس و داماد یک صلواتی بفرستیم، یه اسفندی هم دود کنه، عروس خانم را که هزار نفر دیدنش هر جوری دیدنش یه قرآنی و می بوسه و میاد تو حجله، نشد این کار، سر کی رو داری کلاه می گذاری، سر کی رو کلاه می گذاری میاد اینجا می شینه تسبیح هم تو دستشه، انگشتر هم دستشه هر صحبت هم می کنی بیشتر از همه هم گریه می کند، اینجا رفته دختر گرفته اصلاً با هیچ سنخیتی با امام حسین و نداره حالا اگر تو مسلمونی چه انتخاب همسریه چه انتخاب برای بچه ات کردی، آخه تو چه جوری حساب کردی رفتی این دختر تو را گرفتی برای همسری، برای پسرت ،چی حساب کردی یک همچین دامادی را قبول کردی بیاد برای خواستگاری دخترت تا دخترت را بهش بدهی رو چه حساب این چه سنخیتی با اهل بیت دارد، یک همچین آدمی، الآن هم که مد شده همه ی مادرها، چادرشون هم گرفتن همین جوری محکم، همه دختراشونم افتاده دنبالش، خودش کیف هم می کنند تازه دخترشون متمدن شده، مانتوها ی اون جوری شلوارای اون جوری نمی دونم یقه ی باز، موهای بیرون، لاک زده، حزب الهی خانواده، همه جزب الهی قشنگ هم اینجا میان همین اینجا، یک چادر هم می اندازند روی سرشون میان یک زیارتی هم می کنند میان بیرون مسخره بازی ما که فضولی تو دست داشتنشون نمی کنی ما بحث دیگش به ما ربطی نداره این مسائل ولی خوب مسخره بازیه، سر خود کلاه گذاشتن است این، فقط می خواهیم مسکن بزنیم به خودمون ، مسکن های مذهبی تا بعداً هر غلطی که دلمون خواست انجام بدهیم این شد زندگی آخه، حضرت می فرماید: محب ما با ماست هیچ تردیدی نیست که محب ما با اهل بیت است، «منا اهل البیت» حضرت فرمود: در درجهی ماست با خود ماست اما یعنی چی؟ محب ما اهل بیت است، سیدالشهداء دارد حرف می زند هی خودمون و می چسبونیم به سیدالشهداء یک قطره اشک بریزی این جوری میشه هرکس چنین کند چنان میشه میگه محب ما کسی است که تابع ما باشد اگر تبعیت کردی محب ما هستی اگر نکردی نیستی، اصلاً قبول ندارد محب بودن تبعیت را سیدالشهداء به عنوان محبت قبول ندارد. خوب هفت هشت دقیقه فرصت داریم من یک آیه هم برایتان بخوانم، «یا ایها الذین ءامنوا لا تتخذوا بطانةٍ من دونکم لا یألونکم خبالاً و دواماعنتم قد بدت الیضاءَ من افواههم و ما تخفی صدوهم اکبر قد بینا لکم الآیات ان کنتم تعقلون هانتم اولاء تحبونهم و لا یحبونهم وتؤمنون بالکتب کله واذا لقوکم قالوا ءامنا و اذا خلوا عضوا علیکم الا نامل من الغیظ قل موتوا بغیظکم ان الله علیم بذات الصدور» یک ذره آدم فکر کند که این آیات را خدا دارد حرف میزند با ما، یعنی کلام الله با صدای خدا این آیه را یک بار بشنوید وقتی می خوندینش «یا ایها الذین امنوا» در جواب باید بگیم چی؟ لبیک بگو خدایا بگو «لا تتخد ما بطانةَ من دونکم» میگه که غیر خودتون و غیر مؤمنون را همراز نگیرید با بقیه احساس محرمیت نکنید کمو اینکه خیلی از این گردن کلفت های مملکت ما همچین رفتند دل دادند و قلوه بستوندن می گفتند که باید دیواری بی اعتمادی بین ایران و آمریکا چی بشه؟ خراب بشه ما مکشلی نداریم با هم بشینیم با هم گفتگو کنیم اونها چنگ و دندون نشون میدن رسماً تو مجلسشون علیه ما بودجه تصویب می کنند ما بگیم نه اینها نازن اصلاً اینا کاری ندارند با کسی بچه به این خوبی اونا میگن ما باید مملکت ایران را خانواده را متلاشی کنیم هیئت های مذهبی شون و نابود کنیم، فرهنگ سکس، میکی منز را تو، با سکس و میکی منز ایران را نابود کنیم اسم خودش شبیه خون فرهنگی آوردند آقایان نشستند تو دانشگاه اساتید اونجا میگن که نه تبادل فرهنگ است اصلاً ما تهاجم فرهنگی معنا ندارد که توهم و توطئه هست شما همش توهم و توطئه می کنید می گید همه به ما توطئه کردند همه علیه ما هی دشمن سازی می کنید اونا رسماً اعلام می کنند تو مجلسشون تو اینترنت، تو تلویزیون توی شبکه هاشون اینها میگن نه این ناز آن شوخی می کنید شما این جوری نیستید اصلاً ما هیچ مشکلی نداریم اصلاً چقدر قول خوردیم این جوری ماها، از طریق خودی ها، گفت ما را دونا را ول کن غضی نرو بچسب حالا ما این جوری شدیم ما همش از طریق خودی ها داریم می خوریم یکسره خودی های خودفروش خودی های بی غیرت، خودی هایی که از گذشته ی خودشان بدجوری پشیمون شدند، خودی هایی که اصل و نسبشون یادشون رفته، امامشون خداشون دینشون همشون را فراموش کردند. دیگه با اینا نگین طرح دوستی بریزید اینها را همه از خودتون قرار بدهید بعد می فرماید چی: «لایألونکم خبالاً ودوا ما عنتم» میگه اینها هیچ کار زشتی و هیچ نابکاری نیست که از به اصطلاح در حق شما کوتاهی کنند هرکاری که بتوانند علیه شما انجام می دهند بعد روانشناسی دارد میگه آ، این را خوب دقت کنید روانشناسی را، کی می تواند این جوری باطن انسان ها را جز خالق انسان این جوری بریزد بیرون دشمن شناسی برای ما درس بده این جوری برای ما با دشمنتون چه طوری باشید میگه که: «ودوا ما عنتم» خیلی دوست دارند شما را به دردسر بندازند نگذارند که شما رشد بکنید پیشرفت بکنید به دردسر بیفتید شما فکر می کنند آمریکائی ها واقعاً کیف می کنند الآن دارند این جوری شیعیان رو سرشون درمیآورند خودشان تو این اظهارانشون، میگن اصلاً صریحاً میگن که چه جوری کیف می کنند شیعیان را این جوری به ذلت می اندازند بچه شون و این جوری بکشند، نوامیسشون و این جوری باهاشون رفتار بکنند خیلی براشون امتیاز، یعنی اینها عقده های عقیدتی سختی علیه شیعیان دارند دیروز گفته بود که ما هر چند سلاح های کشتار جمعی در عراق پیدا نکردیم اما از حمله به عراق پشیمان نیستیم ، «ودوا ما عنتم» خیلی دوست دارند شماها را دچار دردسر کنند، نمی دونید چقدر الآن بغض گرفته اینها را، که ما رفتیم مثلاً سراغ است انرژی هسته ای چقدر غصه می خورند هر یک پیشرفتی که ما می کنیم اونا آیات قرآن است ها، که اینها به غیظ می آیند خیلی اذیت می شوند. آرمیتاژ میگه که ما معاون وزیر خارجه آمریکا میگه، ایران ها فکر کردند که زمان کوروش هست که هرکاری دلشون خواست بکنند و حرف های رکیک و دری وری علیه ملت ایران این جوری خوب «قد بدت البغضاء من افواههم» بابا از تو دهنشون دارد بغض علیه شما می آید دارند خودشان بغضشان را اعلام می کنند ما هی چشمامون ببندیم بگیک نه اینها آدمای خوبی اند، دارند دشمنی می کنند با ما، بعد چی میگه قرآن، میگه اینها که داره با تو میگه تو دهنش هر چی که داره میاد «و ما تخفی صدورهم اکبر» اون کینه ای که تو دلش هست خیلی بیشتر از اونی که داره به زبان میاره این نمی تونه به زبان بیاره چون زبان عالیم چیه؟ توضیح دادیم بحث عالم امر و عالم خلق را، زبان عالم خلق، عالم خلق نمی تواند همه اون چیزی که تو عالم امر هست چکار کنه؟ بریزه بیرون، یک مادری که بچه اش را می گرد این قدر می بوسه که بچه اشکش در میاد گریه می کند دیدید بعضی ها بچه هاشون و می بوسند چقدر هم گاز می گیرند بچه مثلاً اعصابش خرد میشه از دست مادر، مادر هم کیف می کنه، ها این مادر این قدر تو انرژی و محبت خوابیده نمی تونه بروز کنه بعد می ینی چنگ و دندون میشه برای بچش، گازش میگیره بچه هم گریه اش می گیرد نمی تونه انرژی محبتش را خالی کند تبدیل می شود به این جوری اونی که تو سینه هست خیلی بیشتر از اونی هست که در زبان میاد همیشه، میگه این بغضی که دارند نسبت به شما نشون می دهند دارند مثلاً ریشه ملت ایران باید خشک شود ها! ما چکار باید بکنیم چکار بکنیم چکار بکنیم دیگه این چیز نیست که توانستند بگویند یعنی عرف بین الملل عرف مؤدبانه ای هست یعنی خیلی مثل ماها نیست که مثلاً آزاد باشیم یک چیزی بگیم اگر فردا بنده رفتم مثلاً یک شخصیت مسئولیت سیاسی گرفتم باید خیلی مؤدبانه فحش بدهم به اونها، مثلاً این جوری هست که عرف است و اینها که مثلاً میخواهند تو عرف بین اللملی دمکراسی خودشان مثلاً هیچی نگن این همه دارند دری و وری علیه ما میگن این همه فحش دارند علیه ما می دهند قرآن می گوید: اونی که تو سینه شان هست خیلی بیشتر از این هست که دارند به زبون می آوردند حواستان باشد، شما با اینها طرح دوستی می ریزید «قد بینا لکم الآیات ان کنتم تعقلون» ما داریم قشنگ آیات و مشخصاً داریم برای شما بیان می کنیم یک ذره فکر بکنید یک ذره عقل داشته باشید، ببینید این را، چرا دارم این آیات را برایتان می خوانم برای اینکه فردا یک نفر آخوند بی غیرت، خود فروخته، یک نفر استاد دانشگاه بی غیرت و خودفروخته نیاد سخنرانی کند یک جا یا مثلاً یک کتابی بنویسد بردارد به اصطلاح اینها را تعطیلشان بکند اونها تعطیل نیستند گویا جوای این آیه قرآن را چی می دهید که شما دارید آمریکا را که تعطیل دارید می کنید شاه که دارید تعطیل می کنید. شهاب بی مخ دارید تعطیل می کنید فرح را که دارید تعطیل می کنید اسرائیل را که دارید تعطیل می کنید الآن کسایی هستند که تو هیئت ها مذهبی از اسرائیل دفاع می کنند و جلسات مذهبی، جلسات ایمانی از اسرائیل دفاع میکنند از آمریکا دفاع می کنند میگن که اینها همش دارند بد می کنند اینها را با خودشون بد کردند، «هأنتم اولاء تحبونهم ولا یحبونهم» شما اینها را دوست دارید ولی اینها شما را دوست ندارند. این جوری نیستش شما دوستشان دارید ولی اینها شما را دوست ندارند بماند حالا این بخوانم توضیح بدهم یک مقدار طول می کشد.
جلسه 161 - شرح زیارت عاشورا
متن کامل (خام) جلسه 161 - شرح زیارت عاشورا