جلسه 156 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
156
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
9
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 156 - شرح زیارت عاشورا

زیارت عاشورا

صلوات

اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشّیطانِ الرَّجیم/ بِسمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ/ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین»

خب بحث ما در مورد اهمیّت و ارزش صلوات بود.

چند تا روایت دیگر خدمت شما عرض بکنم من. شخصی است به نام عبدالسلام ابن نُعیم می گوید خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم عرض کردم:

«إِنِّی دَخَلْتُ الْبَیتَ وَ لَمْ یحْضُرْنِی شَیءٌ مِنَ الدُّعَاءِ إِلاَّ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ! فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ لَمْ یخْرُجْ أَحَدٌ بِأَفْضَلَ مِمَّا خَرَجْتَ بِهِ»

می گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کردم که من آقا رفتم مکه، کعبه رفتم آنجا هر چه فکر کردم دعا یادم نیامد چه دعایی بخوانم همه دعاها یادم رفته بود. فقط تنها دعایی که یادم بود صلوات بود. صلوات می فرستادم حضرت فرمود: « لَمْ یخْرُجْ أَحَدٌ بِأَفْضَلَ مِمَّا خَرَجْتَ بِهِ» هیچ کس بافضیلتی بیشتر از فضیلت و ثواب از تو از مکه خارج نشده. گاهی مثلاً ما قنوت می خواهیم بخوانیم. یادمان می رود. چیزی چند تا صوات می فرستیم آقا قنوت، صلوات بهترین دعاست. هم تسبیح هم تحلیل هم تحمید هم تکبیر است. حالا مثلا می خواهیم چه بگوییم. صلوات چه دعایی بگوییم مهمتر از این.

کار داریم مثلاً می خواهیم دعا، دعای طولانی هم نمی توانیم بخوانیم. بهترین چیز در قنوت «اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم» یا به همان طریقی که خدمتتان عرض کردم که ثواب بی نهایت هم دارد. آن طور بفرمایید یک دعای آن طوری.

خیلی مهم است این خیلی مهم است. یعنی انسان وقتی آهسته آهسته عقلش می رسد یک مقدار که معرفت پیدا می کند اول فکر می کند باید خیلی دعاهای جورواجور بخواند. خیلی وقت ها می بیند قشنگ تر از این اصلا دعایی نیست. چه دعایی بهتر از این که انسان برای پیامبر و آلش طلب درود و صلوات و رحمت الهی را بکند و تعجیل فرج آنها را بخواهد و عجّل فرجهم.

خیلی مهم است. بخصوص این عجّل فرجهم خیلی مهم است.

خیلی ارزش صلوات را بسیار غنی و قوی خواهد کرد. خیلی بالا می برد. خب این خیلی خوب هست که انسان توجه به این داشته باشد به همین خاطر معرفتی هم میخواهد که یک بینشی هم می خواهد که خدایا من جهان، جهان بشریت از نبودن پیامبر و آل او در رنجند همه نکبت ها، بدبختی هایی که دارد سر من و امثال من و خانواده ی من و فامیل های من و همشهریها و هم مملکتی ها و شیعیان دارد می آید و سر همه ی مردم جهان می آید برای این است که پیامبر و آل بالای سرشان نیستند. لذا این طوری انسان دعا بکند و بخواهد که در فرج آنها تعجیل بکند. هم درود بفرستد و هم تعجیل را بخواهد که یک بحث اعتقادی دارد که امشب می خواهم وارد آن بشوم. از جلسه بعد می خواهم که یک بحث معرفتی مهمی درباره اجزای صلوات بگویم برای شما که خیلی مهم است.

که صلوات می فرستیم اصلاً باطن پشت صحنه صلوات چیست. چه چیزی را می خواهد بگوید. چرا اینقدر مهم است که حتی از ذکر خدا هم چیه. بالاتر هست. یعنی از حمد و از تکبیر و از تحلیل و از تسبیح همه ی این ثواب ها را دارد و بالاتر هست. و معادل آن هست. چطوری هست که اینقدر می توان مهم باشد.

چه چیزی در این صلوات هست. چه نوکنندگی و سازندگی صلوات دارد که وقتی انسان با باطن صلوات انس می گیرد و رفیق می شود همه ی آنها را دارد با خودش.

همه چیز هست و اگر صلوات نباشد هر چند هم آن اذکار باشد انسان باز تنگ می زند و آخر به مقصد نمی رسد.

این خیلی اهمیت دارد.

خب روایت بعدی شخصی هست از اصحاب امام صادق (علیه السلام) می گوید خدمت حضرت بودیم. حضرت این طوری فرمود:

«ألا أعَلِّمُكَ شَيْئاً يَقِي اللهُ بهِ وَجْهَكَ مِن حَرِّ جَهَنَّمَ؟ قالَ، قلتُ: بَلي، قالَ: قُلْ بَعدَ الفَجْرِ:"أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ" مائةَ مَرَّةٍ يقَي اللهُ به وَجْهَكَ مِنْ حَرِّ جَهَنَّمَ»

آیا چیزی را به تو یاد بدهم که خداوند بواسطه ی آن چهره ی تو را وجه تو را از آتش جهنم نجات بدهد، نگه دارد فحفظ

بکند تو را؟ گفت: بله یابن رسول الله. گفت: بعد از فجر این را بگو: ا"أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ". بین طلوعین این صلوات را بفرست. چند مرتبه 100 مرتبه. همین فقط "أَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ صد مرتبه. اگر کسی صد مرتبه بین الطلوعین بگوید می فرماید خداوند تبارک و تعالی او را از آتش جهنم نجات خواهد داد. بعد حضرت می فرماید:

«وَ کلّ الله بالقبرِ النبی صلی الله علیه و آله» هر چقدر در جمع ما جمعی صلوات فرستاده بشود. الان مطلب هم کم بگوییم اشکالی ندارد. ولی اینکه جمع بشویم و صلوات بفرستیم برای همه ی ما خیلی بهتر است. لذا کار است. همین که جمع شویم اینجا و با هم صلوات بفرستیم مهمترین کار خودش است و کار دیگری هم پشت آن نیازی نداریم بکنیم. همین که صلوات بفرستیم خودش خیلی کار هست.

اولیاء الهی بعضی از اولیاء که خدمتشون می رسیدم به من می گفتند که فلان موقع بیا فلان جا کار مهمی داریم. مثلاً ما می گفتیم چی میخواهد بشود. می رفتیم آنجا مثلاً جمعه عصری می گفتند بیایید یا مثلاً فلان موقع بیایید آنجا. می رفتیم. یک جایی مثلاً می دیدیم چند تا از آقایات هستند. بزرگان هستند. چند نفر آدم های بزرگ ها، خیلی بزرگ خیلی قدر در این قضایا، همه جمع می شدند آنجا. شما فکر کنید اینها می خواستند چکار بکنند. مثلاً بحث عرفانی، فلسفی مهمی بگویند. همه جمع می شدند، چند تا از این آدم های گردن کلفت زیرک در این کار بعد خیلی زیرکی می خواهد، می نشستند انجا در اتاق، یک اتاق کوچکی بود و همه صلوات می فرستادند. کار دیگری نبود آنجا. یک ختم صلوات خاص بود که اینها می نشستند این کار را می کردند. و خیلی هم غوغا می کند این ختم صلوات ها.

حالا یادم باشد یک مقدار، بعضی از فرمول های ختم صلوات ها را اگر رسیدم عرض بکنم اینها اهمیت دارد.

می فرماید خداوند تبارک و تعالی به قبر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم ملکی را «وَكَّلَ اللَّهُ»! یک ملکی را آنجا قرار داده که چی «يُقَالُ لَهُ ظِهْلِيلُ» اسم این فرشته (ظهلیل) است . یک صلوات به محضر این فرشته ختم بفرمایید.

«إِذَا صَلَّى عَلَيْهِ أَحَدُكُمْ وَ سَلَّمَ عَلَيْهِ» هر وقت یکی از شما صلوات می فرستد و سلام می دهد به پیغمبر «قَالَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فُلَانٌ سَلَّمَ عَلَيْكَ وَ صَلَّى عَلَيْكَ قَالَ فَيَرُدُّ النَّبِيُّ (ص) بِالسَّلَامِ‌» تا به محض اینکه شما صلوات می فرستید ظهلیل به پیغمبر می گوید اصلا با پیغمبر هست. فلانی، فلان شخص برای شما صلوات فرستاد. این نشان می دهد که از شخصیت تک تک ما شناخته شده است برای آنها. از پدر و مادرمان بیشتر ما را می شناسند بیش از هر کس دیگری ما را می شناسند. هر کدام از ما یک شناسنامه مخصوص پیش اهل بیت داریم این خیلی مهم است.

غریبه نیست که بخواهد بشناسند ما را. بشناسانیم خودمان را. می شناسد فلانی کامل می دانند. کی هست. فلان فرزند شما برای شما صلوات فرستاد بعد می آیند می گویند حضرت جواب می دهند. « فَيَرُدُّ النَّبُّی (ص)»

این جواب حضرت خیلی مهم است چون جلسة گذشته هم عرض کردم وقتی ما صلوات می فرستیم هم خدا صلوات می فرستد برای ما خداوند فرمود: چی می فرماید» «صلّی الله علَیکَ» خدا می فرماید صلوات خدا و پیغمبر کن غیر از ماست. ما که اینجا می فرستیم یک دعا داریم می کنیم ولی برای آنها «کن» است. «إذا اَرادَ شیئاً اَن یَقولُ لهُ کُن فَیَکون» یعنی کنندگی دارد. یک چیزی را ایجاد می کند. وقتی خدا می گوید: «صلّ الله علیکَ» این «صلّ الله عَلیکَ» درود خدا یک کاری را با ما می کند. توجه فرمودید.

یک کاری را می کند الان ما متوجه نمی شویم یک مقدار اگر بفهمیم متوجه می شویم همه ی ما با صلوات خدا تا اینجا رسیدیم والا تا حالا هفت بار شیطان و دشمن دخلِ همه ی ما را در آورده بود. یک ذره فکر بکنید. شما یک کمی فکر بکنید اگر قرار بود خودتان را به خودتا واگذار بکنند یک دانه از ما سر از نماز درمی آوریم یا نه؟ یا سر از این حرم درمی آوریم؟ یا از این میکده سردرمی آوریم؟ یکبار حتی. اگر خوب دقت کنید می بینید با صلواتی که خدا برای ما فرستاده و صلواتهایی که پیغمبر جواب داده ما تا الان از بسیاری از حوادق ایمن مانده ایم تا اینجا رسانده ایم خودمان را. دائماً ما تحت صلوات خدا و پیغمبر و ملائکه تا اینجا رسیده ایم.

لذا شما هر چقدر صلوات بفرستید این چتر امنیتی چیه؟ بیشتر می شود روی شما. عنایت بیشتر می شود. عنایت های ویژه و خاص بیشتر می شود. بیشتر دست شما را می گیرند. توجه فرمودید. حالا در انسان ها بعضی زحمات های زیادی می کشند در قضیه معنوی اما این رمز را به شما بگویم امشب. شما هم خودتان می توانید امتحان کنید در خودتان. کسانی که بیشتر اهل صلوات هستند، اینها ساده تر مسائل شان حل می شود. قلبشون همیشه نرمتر از بقیه است. کسانی که کم صلوات هستند ولی در عبادت های دیگر هم تلاش می کنند اینها خیلی توفیق چندانی ندارند. یک جاهایی بالاخره می لنگند امّا کسانی هستند که در خیلی جاها نمی توانند قدرتمند بروند جلو لنگ دارند امّا در صلوات چه هستند؟ قوی اند و موفق اند. اینها خیلی

زود مسائل شان حل می شود.

یعنی خیلی چیزها برایشان حل شده است. بقیه خیلی راحت خیلی از مسائل برایشان حل نمی شود. لنگ می زنند یک دفعه می بینی قیامت پیرزن دهاتی که در خانه اش صلوات می فرستاده خیلی راحت میاد سرش را می اندازد پایین می رود اصلاً می برندش خیلی راحت. باصطلاح خیلی آشنا خودمانی با پیامبر و آل خیلی خودمانی می آید و می رود داخل. خیلی آدم های با ادعا می بینند گیر زیاد دارند آنجا، خیلی گیر دارند تا مانع از آنها برداشته شود. لذا صلواتها یک خوشیِ خاصی ایجاد می کند بین انسان و پیامبر و آلش. یک نزدیکی و قرب ویژه ای ایجاد می کند، کم نیست که پیامبر و آل همگی برای شما صلوات می فرستند. همگی برای شما عنایت ویژه داشته باشند همگی دست به دعا بشوند برای شما. این خیلی مهم است. خیلی مهم است.

یعنی خدا، پیامبر و بقیه همه برای شما صلوات می فرستند. یک کسی که این طوری باشد وضعیتش این طوری باشد دیگر مشکلی ندارد. خیلی دیگر مسائل اش حل است.

خیلی زود هم حل می شود. باز حضرت صادق: «مَن صَلّى عَلَى النَّبيِّ وآلِهِ مَرَّةً واحِدَةً بِنِيَّةٍ وإخلاصٍ مِن قَلبِهِ ، قَضَى اللّه ُ سُبحانَهُ لَهُ مِئَةَ حاجَةٍ ؛ مِنها ثَلاثونَ لِلدُّنيا وسَبعونَ لِلآخِرَةِ » کسی که صلوات بفرستد بر پیغمبر صد، مرة واحدة، یک مرتبه، اما چه جوری؟ به نیت و اخلاص از قلبش بفرستد دنبال ثواب نباشد حتی دنبال ثواب همین حدیث هم نباشد یعنی شرایط بعضی از مقام ها این است که آن مقام را اصلاً نخواهی. این خیلی مهم است. تو وقتی آن را می بینی کوری، مشرکی، خودخواهی، وقتی نمی خواهی آن را، نمی بینی آن را و وقتی به شما دادند و وقتی هم که دادند شکرت را می کنی و راهت را می کشی می روی آن خوب است. اولاً انسان اگر به جایی توجه داشته باشد متوقف می شود، مشرک می شود. خوب نیست .این طوری نگاه کنید به آن. ولی حضرت می گوید این اثرات را دارد. ولی لااقل نمی توانی آن طور باشی تجاری عمل بکن. حداقل این است دیگر. تجاری عمل کن. می گوید که هر کس به نیت خالص یکبار از قلبش صلوات بفرستد یک بار، صلوات بیاید از قلبش، نه ذهنی، دستوری نه، واقعا بترواد از قلبش، خداوند تبارک و تعالی 100 حاجت از حاجت های دنیا و آخرتش را برآورده می کند. 30 تا در دنیا 70 تاش در آخرت. که رمزش را توضیح دادم. شما بسیاری هم از موارد می بینید خیلی چیزهای خوب و کلیدی و حساس از خدا نخواسته ای ولی نیاز داشتید و خدا به شما داده. خیلی امکانات ثروتها مسایل مهم

انسانی، معنوی، ایمانی، خواستی الان توی دنیا نه اینکه خودت می خواستی وجودت می خواسته ولی به زبان نمی آوری.

اصلاً جزء حاجتهایت نبوده، اصلاً عقلت نمی رسیده بگویی ما نبودیم. و تقاضامان نبود. لطف تو ناگفته ی ما می شنود ولی خدا همه ی اینها را به شما داده. بسیاری از ثروت های آخرتی که ما داریم خودمان عقل و شعورمان نمی رسد که اینها را بخواهیم.

ولی کی به ما داده؟ به دعای پیغمبر و آل خدا به ما داده. همه ی اینها را الان ببینید الحمدلله حرم داریم، شما حرم....، من آدم می شناسم که خیلی هم ادعایش می ود به او گفتم بابا خانه ات را بیاور اینجا از دست نده این فرصت را. توی قبرستان چرا خانه ات را بردی آنجا، وسط مرده ها، پا شو بیا اینجا حداقل خودت و همسرت و بجه هات روزی یکبار بیایید بروید اینجا می دانی یعنی چی؟ برای آخرتت. روزی یکبار، هفته ای یکیبار، دو بار بیایید و بروید. نمی تواند به ما داده اند الحمدلله. هفته ای یکبار می آییم اینجا. الحمدلله شما خودتان نگاه کنید. یک موقع قلب قفل می کند شما سال به سال هم اینجا پیدایتان نمی شود. نه اینجا نه حرم حضرت معصومه نه حرم امام رضا، قاطی می کند نمی تواند برود. خیلی جاهای دیگر راه نمی دهند. خب کی اینها را داده به شما؟ مگر خودتان با لیاقت خودمان رسیده ایم به اینجا؟ یا دعا کردیم که خدایا توفیق زیارت حضرت عبدالعظیم را به ما بده. ولی ببینید چقدر قشنگ دارند به ما می دهند. اینجا خدمت اولیاء الهی انسان می آید این همه اولیاء الهی هستند. یکی دو تا، ده تا که نیسنتد اینجا.

شما می آیی اینجا برای همه شان دعا بکن. برای همه شان زیارت کنید. برای همه شان صلوات بفرستید. حرم حضرت معصومه می روید فقط حضرت معصومه را در نظر نگیرید. خیلی از اولیاء خدا هستند که اصلاً ناشناخته هستند در حرم حضرت معصومع حتی در حرم حضرت معصومه سنگ قبر هم نداشته باشند. هیچ کس ندارند ولی هستند. خدمت خانم شما همه را در نظر بگیرید . اولیاء الهی را برایشان درود بفرستید. صلوات بفرستید، حمد وسوره بخوانید. اینها چون اینها ذخیره های عالم بقا هستند. براشون تک تک آنها هزاران مشکل از مشکل شما را حل می کنند. تک تک آنها برای همین این لیاقت های بزرگی است که به ما داده اند. خیلی کار کردند. شما توجه بکنید. اینقدر ثروت های عظیم آخرتی هست که هیچ وقت عقلمان هم نمی رسیده که بخواهیم ولی به ما داده شده، یک ذره فکر بکنید. ببینید خیلی چیزها هست که یادمان نمی رسیده ولی به ما داده شده. اینها لطف الهی هست. پس مثلاً 30 تا حاجت در دنیا مثلاً فرض کنید. مثل فیلم های عروسکی کارتون 30 تا بشمارم هی چی می خواهم. خیلی دادند به ما در دنیا، خیلی دادند. حاجات وقتی می گوییم حاجت یعنی چیزی که تو نیاز داری. نیاز را چه کسی بهتر می تواند بسنجد خداوند با چه مقیاسی نگاه میکند به مقیاس دنیا تا کجا؟ تا ابدیت نگاه می کند. مجموعه را در نظر می گیرد به شما نگاه می کند. حاجتهایت را می دهد. مثل تو نیست که کوچولو نگاه کند. وقتی می گوییم حاجت یک قطعه را بدهد. حتی دنیا را هم می خواهدبدهد. براساس کجا می خواهد . براساس ابدیت و آخرت می دهد بهتون. خیلی به ما داده اند. یعنی اگر فکر کنیم از پس یک شکرش هم برنمی آید. هیچی. برنمی آییم. فقط وقتی که انسان صحنة قیامت قبر مشخص می شود. یعنی منتقل می شود به برزخ. هُل ولای آنجا را می بیند تازه متوجه می شود که مثل اینکه حواسش نبوده خیلی از مشکلات را برایش چکار کرده اند؟ حل کرده اند. اگر می خواستند بگذارند به عهدة خودش، خودش اصلاً عرضة همچین کاری نداشته وقتی قیامت می شود او و خیلی چیزها. کارها قبلاً برایمان شده است و ما حواس مان نبوده. حواس مان نبوده و مهمترین چیز همین صلوات است. فرمود چی؟ فرمود: سنگین ترین چیزی که روز قیامت در نامه اعمال سنگینی می کند، صلوات است. خود پیغمبر فرمود چی؟ میزان خواندم برایتان. حواستان هست! گفت من هستم نزد میزان. اگر ببینیم یکی از شیعیان ما گناهانش دارد اضافه می شود. ثواب چه چیزی را روی میزان؟ صلوات را اضافه می کنیم.

ثواب صلوات را می گذاریم که سنگین شود. «اثقل المیزان» سنگینش میکنم من. برای همین تا می توانید این ثروت عظیم را جمع کنید. از آن غفلت نکنید. حالا صلوات یک باطن دارد این را دقت بکنید. ما فکر میکنیم که صلوات فقط همین است که به زبان بگوییم «اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد» این مهم است. این هست باید هم گفته شود. ولی یک باطنی دارد. یک آن روحش را باید نگه داریم. که حالا من در مورد روح آن هم إنشاء الله صحبت خواهم کرد.

اگر آن بیاید که یک دانه اش برای ما خیلی کمک می کند. «مَن صَلّی عَلی کلِ یوم» خود پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود. این را خوانده ام برایتان که هر کس 3 بار از روی حبّ و شوق به من صلوات بفرستد چه می شود.

نوشتن چی! «مَن صَلّى عَلَيَّ في كتابٍ لَم تَزَلِ الملائكَةُ تَستَغفِرُ لَهُ مادَامَ اسمِي في ذلكَ الكتابِ» هر کس دارد یک چیزی را می نویسد، صلوات را کامل بنویسد- صاد نگذارید- بعضی ها عین و صاد می گذارند. این عین می گذارند. علیه السلام یا صاد می گذارند. این بی ادبی است. خوب نیست. شیطان هم خیلی جاها اینجا کمین می کند که دیر است. دیر می شود. ننویس مثلاً فوری است. کار داری، توجه کردی، به او بگو تو برو، مثلاً شما دارید پول می شمارید، 90 هزار تومان، 80 هزار تومان، یک بسته 100 هزار تومانی دارید، طرف می گوید حالا دیر است. همان بسته را بده به من بردارم ببرم شما هم می گویی حالا که من نمی توانم بشمارم بیا 100تاش را بردار ببر. به این کار می گویند چی؟ می شود حماقت. خب 30 هزار تومان پول از شما می خواهد دسته 100 تومانی برای چی به او می دهی؟ شیطان هولت می کند می گوید دیر است کار داری، عجله داری، ننویس صلی الله علیه و اله. ننویس علیه السلام. همان عین و صاد بگذار برو جلو، از کار علمی ات عقب می افتی. از فلان جا عقب می افتی. تو تجارت باید بکنند. تو می خواهی ثواب این را بگیری. می فرماید اگر کلمه صلی الله علیه و آله یا علیه السلام کسی بنویسد آن را در کاغذی تا وقتی که این کاغذ هست. ملائکه برایت استغفار می کنند.

آدم دیوانه است یک همچین چیزی را از دست بدهد. بی ادبی هم هست. نکنید این کار را.

کامل بنویسد کامل بنویسم چی؟ علیه السلام، صلی الله علیه و آله. من قبول دارم یک موقعی استثنا از هزار مورد یک مورد پیش می آید که ما این فرصت را نداریم. از هزار مورد فرض بفرمایید یک مورد اتفاق بیفتد که ما نتوانیم بنویسیم. صلی الله علیه و آله یا علیه السلام. پای حق الناسی وسط هست. کسی معطل هست، یک طوری می شود یک جوری می شود والا از هزار مورد یک مورد ممکن است این طوری شود. اما 999 مورد هستند. این هول شدن ما هم کار کیه؟ کار شیطان. هول نشوید. ثوابتون را جمع بکنید. خوش بحال کسی که از او این صلوات یاد مانده. من می بینم که بعضی از دوستان کتاب می نویسند، مقاله می نویسند حیف هم است. مثلاً یک پایان نامه ای، را می خوانم همه را برداشته عین زده یا حروفچین ناشی بوده. حروف چین هم معرفتش کم بوده برداشته همه را صاد زده هم را عوض می کنم. بگذار دو تا کتاب برایت این طوری رد شود. علیه السلام برایت رد شود. یک موقع هست بعضی ها توجه نمی کنند کسانی دیگر برایشان این طوری تصمیم می گیرند.

تصمیم خوبی هم نیست. حالا قرار است یک کتابی از شما چاپ شود ودست هزاران نفر بیفتد. هزار نفر بخوانند. همان هزاران نفر صلواتش را می خوانند. علیه السلام آن را می خوانند. حواست باشد که تا می توانی دقت کنی به آن حروف چین تایپیست بگویی که اینها را چطوری بزند، کامل بزند، اینها را حیف است.

«لَمْ تَزَلِ الْمَلَائِكَةُ تَسْتَغْفِرُ لَهُ مَادَامَ اسْمِي فِي ذلِكَ الْكِتَابِ» تا اسم من در آن کتاب نوشته است ملائکه استغفارشان را ادامه می دهند، استغفار ملائکه هم رد خور ندارد. مورد اجابت می شود. استغفار ملائکه یعنی دائماً موانع حرکت تو برداشته می شود. راه برای تو باز است که بخواهی بروی جلو، گذشته را جبران بکنی، حرکت بکنی، رشد بکنی و شکوفا بشوی.

در مورد دعا هم همین طور. فرمود اگر می خواهید دعایتان اجابت شود باید با آن دعایی بفرستید. دعای اجابت شده بفرستید تا بقیه هم چیه؟ اجابت شود. لذا همان دعایی که صلوات با آن نمی رود بالا اجابت هم نمی شود.

امیرالمؤمنین علیه السلام «كُلُّ دُعاءٍ مَحجوبٌ عَنِ السَّماءِ حَتّى يُصَلّى عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِه» هر دعایی محجوب است از آسمان بالا نمی رود تا اینکه صلوات فرستاده شود بر پیامبرش. اگر صلوات فرستاده شود دعا هم می رود بالا نمی رود تا اینکه صلوات فرستاده شود بر پیامبرش. اگر صلوات فرستاده شود دعا هم می رود بالا، اگر نه بالا نمی رود.

لذا یادتون نره همواره دعاها زیاد صلوات بفرستید. مثل امام صادق یک موقع است ما حاجت داریم. مثلاً نیم ساعت صحبت می کنم با خداوند حرف هم می زنیم حاجت هایمان را هم می گوییم اما یادمان می رود، ادب اینست که یاد بگیریم مثل آنها چکار کنیم؟ مثل آنها بگوییم خدایا درود بفرست بر پیامبر و آلش همین را هی بگوییم تکرار کنیم. خدایا درود بفرست بر پیامبر و آلش. بعد تا حاجت هایمان را هم بدهند. «مَن صَلّى عَلَيَّ يَومَ الجُمُعَةِ مِئَةَ مَرَّةٍ، قَضَى اللّه ُ لَهُ سِتّينَ حاجَةً؛ ثَلاثونَ مِنها لِلدُّنيا، وثَلاثونَ لِلآخِرَةِ»

رسول خدا صلی الله علیه و آله خودشان فرمود چی؟ فرمود اگر صلوات بفرستید جمعه 30 تا در دنیا 30 تا هم در آخرت. این هم از این مسئله. حالا یک نکته خیلی قشنگ هست که رمز است. امشب بگوییم.

آدم اینجا بال در می آورد این احادیث را می خواند مست می شود. مست می شود. عماز می گوید که یکی از اصحاب امام صادق است. «كنت عند أبي عبد اللّه عليه السلام» خدمت امام صادق بودم. «فقال رجل: اللّهمّ صلّ على محمّد وأهل بيت محمّد» خدایا صلوات بفرست، درود بفرست بر پیامبر و اهل بیت پیامبر، امام صادق عکس العمل نشان می دهد.

دقت کنید « فقال له أبو عبد اللّه عليه السلام : يا هذا قد ضيّقت علينا ، أما علمت أنّ أهل البيت خمس أصحاب الكساء؟» فلانی خیلی تنگ گرفتی به ما، سخت گرفتی این طوری صلوات فرستادی خدا یا صلوات بفرست بر پیامبر و اهل بیت پیامبر اینکه نشد که این طوری نگو. مگر نمی دانی اهل بیت پنج نفر بیشتر نیستند اهل بیت چند نفر؟ پنج نفرند. اصحاب کساء هستند.

نگویی اهل بیت چی بگویید. «فقال رجل» چون معروف است در قرآن اهل بیت که در آنجا آمده؟ حضرت پیامبر، امیرالمؤمنین

و حضرت زهرا و حسنین. بعداً ما به بقیه هم می گوییم اهل بیت. ولی وقتی می گوییم اهل بیت یعنی این 14 نفر یا 5 نفر، یا پنج تن یا چهارده نفر. حضرت فرمود: آن طرف می گوید: « فقال الرجل : كيف أقول؟» پس من چطوری بگویم. «قال: قل» این طوری بگو وقتی می خواهی صلوات بفرستی. این طوری بگو. بگو « اللّهمّ صلّ على محمّد ، وآل محمّد فنكون» اگر این طوری بگویی ما (یعنی من امام صادق) پدر بزرگم امام سجاد، من امام صادق تا امام زمان و شما شیعیان همگی ما داخل آلیم. نگو اهل بیت بگو آل. اگر بگویید هم ما آلییم و هم کی؟ شیعیان ما پس آل محمّد یعنی در واقع کی؟

ببینید چقدر ما را تحویل گرفتند. امام صادق می گوید شما آل ما هستید. شیعیان ما آل محمّد هستند. صلوات را برای خودتان می فرستید در واقع اینجاست که صلوات به کی می گردد؟ به خودم.

برای همین هم تو وقتی می گویی«اللهم صل علی محمد و آل محمد» خدا باید جواب بدهد دیگر. گفتی درواقع خدایا صلوات می فرستم بر پیامبر و آلش از جمله آلش کیه؟ ما هستیم. خدا جواب می دهد چی؟ صلی الله علیک، صلی الله علیک تو هم جزء آل محمدی. این خیلی مهم است. این نگاه که وقتی تو خودت را جزء آل محمد بدانی خیلی تکلیف هایی هم که می خواهم یواش یواش وارد بحث اصلی بشویم. آماده شوید انشاء الله هفته بعد متوجه می شوید که اصلاً به عنوان جایگاه آل محمّد بودن تو یک وظیفه ای داری یک رسالتی داری یک مأموریتی داری، یک شخصیتی داری، یک کلاس خاصی داری به عنوان آل پیامبر این خیلی مهم است. بدبختی ما اینست که ما می گوییم آنها اختران آسمانی تابناک ولایتند و آن آسمان آنجا آن دورها و ما هم کجاییم. ما هم اینجاییم. آنها می گویند نه این طوری نیست.

ما و شما یکی هستیم. برای همین شما در زیارت عاشورا می گویید چی! «» اول می گویی خون تو را می خواهم انتقام بگیرم ولی بعد دیگر نمی گویی خون تو را. می گویی «» یعنی می خواهم انتقام خون خودم را بگیرم. یعنی خون تو با خون من یکی است. ای حسین جان. من عزادار خودم هستم اینکه تو می توانی خودت را از آل رسول بدانی و آن مصائب را از خودت بدانی برای همین هم شیعه نمی تواند کربلا را فراموش بکند. در واقع مصیبتی است که به چه کسی وارد شده؟

به خودش، به یک غریبه نیست. اگر یک کسی هم غریبه ای بود بعد از یک مدت آدم یادش می رفت رابطه طبیعی نیست. بابا و ننه مان باشد که بعد از یک مدت داغشان چه می شود؟ سرد می شود. باباف ننه، فرزند، سرد می شود. داغش ولی این داغ اصلاً سرد نمی شود. می گوید دائماً این جوشش در قلب مؤمنین است و غصه و عزای سیدالشهداء در دل مرمنین هست.تازه است.

همیشه این مصیبت، مصیبت تازه ای است. برای همین که همیشه عزادار است و همیشه گریه می کند نمی تواند فراموشش بکنند. توجه فرمودید چطوری شد. نمی تواند فراموش بکند. دائماً زنده است.

یعنی تا اسم امام حسین می آید عزای امام حسین، روضه امام حسین می بینی طرف انگار همین امروز وارد شده این مصیبت به او، آنهایی که این ادراک را نمی کنند برای این هست که حجاب دارند روی جمعیتی 10، 15 هزار نفری، جمعیت چند میلیونی یکدفعه یک کسی روضه می خواند هم صدایشان درمی آید و گریه می کنند. انگار که وقتی نگاه می کنی انگار که برای اینها همین الان یک مصیبتی وارد شده. اینطوری دارند گریه می کنند برای اینکه خوب اینها از آنها هستند. مصیبت مال خودشان است در واقع از خودشان می دانند این خیلی مهم است که ما این طوری این نگاه یک باب جدیدی از نوع روابط، زندگی، فرمول های زندگی را روی ما باز می کنند که اصلاً من باید به خودم از لحاظ شخصیتی چطوری نگاه بکنم. تصمیم های که می خواهم بگیرم برای خودم، چطوری تصمیم بگیرم برای خودم، انتخاب هایم باید چطور انتخاب هایی باشد. و خیلی چیزهای دیگر تکلیف ما را این روشن کرده.

بدبختی این هست که ما نمی فهمیم از آل پیامبر هستیم فکر می کنیم. یک رعیتی هستیم و آنها شاهانی هستند و ما هم رعیت، یک فاصله ای است بین ما بی نهایت بعد هم قیامت هم همین طوری می رویم. قیامت که پرده کنار می رود، می فهمیم که تو بچه ی اینها بودی که به عنوان بچه ی اینها خیلی می توانستی کار بکنی. خیلی حرکت های قشنگی می توانستی انجام بدهی. خیلی قرب ها می توانستی پیدا بکنی. یعنی به پیامبر و آل پیامبر با عنوان شخصیت های مقدس و مذهبی که فقط ثواب دارد برایشان یک کاری بکنیم و حالا مثلاً یک چیزی از آنها بکنیم و بگیریم برای آخرت و شب اول قبرمان از این وادی و محاسبات کلاً می آییم بیرون. گرفتی چطوری شد. حاجت بگیرم اگر ندهد با او قهر بکنیم. این طوری نیست رابط دیگر اصلاً یک طوری دیگر می شود. شما وقتی می فهمی از آن هستی اصلاً همه چیز دیگر تغییر پیدا می کند. نوع نگاه فرق می کند. نوع نگاه که فرق کرد روابط کلاً زیر و رو می شود. احساس، مسئولیت، نوع سرمایه گذاری که می کنی همه چیز دیگر زیرورو می شود. وقتی بفهمی بچه امام زمانی، وقتی بفهمی مادرت فاطمه زهراست، مادر حقیقی ات، فاطمه زهراست. وقتی این طور بفهمی دیگر نوع کارهایی که می خواهی بکنی، تصمیم ها، روابط، همه چیز شما یک طور دیگر است. به عنوان یک عضو از آن خانواده تصمیم می گیری، یعنی می روی در خانواده جزء آل هستی حالا از این خانواده می خواهی هر کاری بکنی با توجه به عضویت در خانواده این کار را می کنی.

طرف مثلاً به او می گویند که آقا مثلاً فلان کار را بکن، می گوید نه بابایم نمی گذارد، مادرم نمی گذارد، مثلاً امشب احیا می آیید؟ مثلاً خانم هایی که امشب ما احیا داریم دیگر، یک تعداد از خانم ها می گویند ما احیا نمی آییم چون شوهریمان اجازه نمی دهند. نیستند، پدرمان ناراحت می شود، ناراضی است.

یعنی هر تصمیمی می خواهد بگیر برای بیرون از بیت چه چیزی را اول در نظر می گیرد. بیت را در نظر می گیرد. عاقلانه هم همین است. بیت را در نظر می گیرد دیگر روابطش را براساس عضویت چه چیزی تنظیم می کند؟ براساس عضویتش در بیت تنظیم می کند. آقا می خواهی بروی نمایند مجلس بشوی، حواست باشد عضویتت را خراب نکنی.

می خواهی در یک حزبی وارد شوی می خواهی بروی دکتر شوی، میخواهی مدیر کل شوی، می خواهی بروی استاد بشوی، می خواهی یک جا شاگرد شوی، می خواهی یک جا سفر نمی دانم خارج بروی، می خواهی هر کاری بکنی، یک شؤونی پیدا بکنی مواظب باش از بیت نیندازند تو را بیرون چون بدبخت می شود اگر بیفتی بیرون، بیفتی بیرون ساقط می شوی، پیامبر آل محمد رحم ما هستند از رحم بیایی بیرون سقط شده ای. در بحث شرح حدیث عنوان توضیح دادم که باید بهترین رحم ها را انتخاب کنیم. برای رشدمان، هیچ رحمی قوی تر از امام زمان برای رشد ما نیست. دقت کردید.

مهربانتر از ایشان، غنتی تر از رابطه با پیامبر و آل هیچی نمی تواند ما را به بی نهایتان برساند مان. و نباید این طور رحم ها را از دست داد. بدبخت می شوی سقط می شوی. دیگر رشدت متوقف می شود. اینها رمز است .

هفته بعد بیشتر می خواهیم رمزگشایی بکنیم. راجع به این قضیه اینها همه اش رمز است. که در پیوند با این خاندان تو موفقی والا به محض اینکه ارتباطت با این خاندان قطع بشود.

چی شدی؟ سقط شدی؟ ناقصی نمی رسی به جایی. نه دعایت نه تقربت، نه عبادتت، نه جهادت، نه قرائدتت قرآنت، نه نماز شبت هیچی از آنها فایده ندارد. چون با این مجموعه نیستی اما اگر با این مجموعه هستی. قرائت قرآن، دعاف جهادف ... کم بود باز داخل هستی. خیلی فرق می کند. یک کسی داخل خانه باشد حالا یک ذره هم شیطانی بکند، درست شد. ولی داخل است. عرض کردم پیامبر و آلش خودشان را به چه تشبیه کرده اند؟ کِشتی.

شما یک موقع است داخل کشتی هستی، خلاف هم می کنی ولی داخل کشتی هستی. کشتی هم مجموعاً کجا دارد می می رود؟ به سمت ساحل دارد می رود تو با وجود اینکه داری به نجات می روی، خلاف هایی هم می کنی.

یک خلاف هایی هم می کنی. حالا این بعداً به حسابش می رسند. در ساحل که نجات پیدا کرد گوشَت را هم می گیرند نجاتت می دهند بالاخره. ولی اینکه آدم کشتی نداشته باشد وسط اقیانوس حالا آدم خوبی هم باشی، اصلاً کشتی نداری تو. امیدی هست که به ساحل برسی؟ بدون کشتی، هرگز. فرق ارتباط تو با پیامبر و آل با عنوان آل این است. آن وقت بعضی از ما ما ژنتیکی این طوری هستیم. این را دقت کنید.

یعنی از نظر نوع نظام خلقت جزء آل ما را قرار داده اند. اما برای اینکه پذیرفته بشوی به شما گفته اند آقا ما شما را به عنوان آل می پذیریم ولی باید بیایی چکار کنی؟ ثبت نام کنی. یک موقع است بعضی ها نمی خواهند ثبت نام کنند. الان شما نگاه کنید در این دانشمندان ماهم روحانیت هم غیر روحانیت، شِرورهایی که در مورد پیامبر و آل گفته اند در این چند سال در این روزنامه ها بخوانید. ببینید این عضو نیست اصلاً این اصلاً عضو نیست. کسی که می گوید پیامبر معصوم است اما گناه هم می کند. آخر این چه حرفی است؟

معصومین هم گناه می کنند. معصومین هم نیاز به مراقبت دارند که به خطا نیفتند. مگر نشنیدید اینها را ندیدید؟

تو اصلاً عضو نیستی در این خاندان. تو بیرون هستی. تو که با امام حسین کدورت پیدا می کنی. تو که با فاطمه زهرا کدورت پیدا می کنی، با امام زمان کدورت پیدا می کنی می ندازی خودت را بیرون اصلاً از این میدان رابطه ات را خراب می کنی.

ما کسانی داریم که خیلی از نظر ظواهر ضعیف هستند اما در خانه هستند بچه چموش است. شیطانی هم می کنید ولی باز کجاست؟ باز در خانه است. بعضی ها را داریم نه خیلی کلاس دار اتوکشیده، فلان اما در خانه نیست. رابطه قطع است انداخته اند او را بیرون. خودشان، خودشان را انداخته اند بیرون در واقع با خودشان قطع ارتباط کرده اند. این فوق العاده مهم است که تو در بنشینی که داری دو صلوات فرستادن ،حواست باشد. منظور از آل، جزء آل کیست؟ خودت جزء آلی. وقتی جزء آل هستی آن را می دانی که چطوری باید کار بکنی. کسی که می خواهد صلوات بفرستید غریبه صلوات می فرستد. هنوز خودش را جزء آل نمی داند فکر می کند برای 14 نفر است که 1400 سال پیش بوده اند. حالا یکی از آنهاهم زنده است. برای آنها می خواهد کی درودی بفرستد همین طوری یک عرض ارادتی بکند به آنها، یک احترامی به انها بگذارد. ولی اگر کسی توجه داشته باشد در بحث اتحاد عاقل و معقول در معرفت نفس ما یک مقدار کردیم. یک مقدار حالا، الان فرصت نداریم. آنها را مطرح کنیم متوجه باشید که صلوات یعنی وقتی دارید می فرستید درواقع برای چه کسی این کار را می کنی؟ اولین جایی که در صحیفه ای که نوشته می شود و ظهور می کند اثرش در کجاست؟

روی صحیفه ی نفس توست. اساساً وضع صلوات بخاطر نیاز آنها نبوده وضع صلوات اینکه گذاشته اند. شما بگوید: «اللهم صل علی محمّد و آل محمّد» و بدون ولایت هیچ کاری نمی کند. برای کیست در واقع؟ برای ماست. این خیلی مهم است که تو بفهمی صلوات را بخاطر نیاز تو وضع کرده اند نه به خاطر خودشان. این کجا که حالا من بگویم خب حالا من صلوات بفرستم خوششان بیاید یا خوشحالشون کنیم. یا فرض بفرمایید که منتی سرشان بگذاریم یک ثوبی ببریم. این کجا تا اینکه من بفهم این صلوات خوراک خود کیه؟ خوراک خود من است من باید مداوم صلوات بفرستم و بوسیله صلوات و مرکب صلوات اوج بگیرم. چون صلوات باطنش آن «صلی الله علیک» است که کیه؟ خداوند است. من در واقع هر چه دارم صلوات می فرستم دارم جلو می روم. اصلاً خوراک خود من است این صلوات. یعنی من باید غذایم است. اینکه کسی بفهمد که نمی تواند بدون صلوات حیات طیبه داشته باشد. اصلاً نمی رسد به جایی این کجا که صلوات غذا است. مثل آب که من می خورم می خواهم لذت ببرم مثل بهترین غذاهایی که می خورم لذت می برم. از صلوات چی کار؟ صلوات را می خورم آن را. صلوات غذایم است. اگر نفرستم ضعف دارم در طول روز. شما خودتان نگاه بکنید یک موقع که احساس ضعف می کنید در طول روز. خستگی، ضعف، احساس کسالت می کنید، یک تمرکز می کنید چند تا صلوات می فرستید می بینید خیلی وضعیت فرق می کند، یک غذا نرسیده به شما، صلوات به شما نرسیده، غذا بخور ببین چقدر جان می گیری. آنهایی که صلوات می فرستند ببین چقدر با نشاطند و بی دغدغه، چقدر راحتند و شاد، چقدر آسان همه ی مسائل آنها حل می شود. چون قدرت دارند، انرژی دارند، نیرو می گیرند از این، خوراک نفس است خوراک فطرت توست. این را خوب دقت کن. وقتی می گویی آل روابط را خوب توجه داشته باشید که صلوات برای توست. هدیه است که به تو داده اند. بخوانم برایتان. یک صلوات ختم بفرمایید.

از خود پیغمبر هست. از امام صادق بخوانم که امام صادق فرمود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روزی به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «عَلَى اُبشَّرُک؟ فقال» جواب را نگاه کنید چقدر قشنگ جواب می دهد. علی علیه السلام ادب را نگاه کنید. موضعش نیست برایتان بحثش کنم. این داشته باشید نحوه جواب دادن را چقدر قشنگ است. چقدر زیرکی می خواهد آدم خوب جواب دهد. وقتی کسی با او حرف می زند. می گوید: علی بشارت به شما بدهم؟ بشارت به شما بدهم؟ بشارت بهت بدهم مثل اینکه اصلاً ما با پیغمبر یک رابطه عادی داریم حالا می خواهد به شما چی بدهد؟

یک مژده هم بدهد به ما. یعنی یک چیز جدیدی بدهد. علی می داند چی به ایشان می گوید. میگوید: تو خودت همه اش مژده ای. همه اش مژده ای. حرف زدن امیرالمؤمنین را نگاه کن. اینکه آدم بفهمد که اولیاء الهی دوستان خدا یک دوست خیلی خوبف یک دوست خوب، «مَن يُذَكِّرُكُمُ اللّه َ رُؤيَتُهُ» این دیدن شما را به یاد خوب می اندازد. این دائماً مژده است. یک بچة خوب، یک پدر خوب، یک همسر خوب، یک فرزند خوب، همه اش مژده است. وقتی پیش شماست این خیلی مهم است. می گوید یا رسول الله تو همه اش بشارتی، سر تا پا بشارت هستی. من هر لحظه با تو در چی هستم؟ در عیدم. هر لحظه با تو در عیدم. هر لحظه با تو در بشارتم. خوب این همراهی با پیامبر و آل کم نعمتی نیست کی ذره فهم مان را بگیرم بالا. متوجه بشویم که ما از آل پیامبر بودیم. از آل پیامبر باشیم و فرزند امام زمان بودن هر لحظه چیست؟ مژده است هر لحظه. افسوس که بی معرفتی ما باعث می شد این مژده ها و این بشارت ها را هیچ وقت نبینیم و مداوم بنشینیم غصه بخوریم که چی داریم و چی نداریم. همه چیز هم داریم. به جیفه ها نگاه کنیم از کمبود جیفه ها نبالیم.

در حالیکه دائماً در مژده ایم آقا تو را فرزند امام زمان قرار داده خدا را بس نیست برای شما. از آل رسول قرارت داده بس نیست. قرار است همسایه او باشی بس نیست. بچه های او هستی بس نیست. آقا پیامبر و آلش شما را میلیاردها برابر بیشتر از بابا، ننه هایتان دوست دارند بس نیست. فاطمه زهرا برای هر کدام از شما دغدغه ها و دلشوره ها دارد. کافی نیست این عزت، این افتخار، «كَفَانِى عِزّاً أنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً » خدایا همین عزت بس که بنده ی تو هستم، و همین افتخار بس که تو پروردگار من هستی. این مژده نیست. ما نمی فهمیم اینها را.

ما وقتی می گوییم خداوند به داوود گفته «يا داوودُ بِي فافرَحْ، و بذِكري فتَلَذَّذْ» با من شاد باش همیشه. مگر می شود با خدا، مژده تر از خدا کی؟ مژده تر از خدا کی؟ که با ماست. الحمدلله که خدا با ماست. الحمدلله که خدا اینقدر قشنگ آدم کیف می کنید.

همچین می گوید می خواهی حرف بزنی. همچین بگو که کیف کن. بگو همیچن برقص و بگو. بعد از نماز عصر است. «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِي لَاإِلهَ إِلاَّ هُوَ کیفَ» کیف می کند آدم. مژده است دیگر.

«أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِي لَاإِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ» بیشتر کیف می کند آدم. إنشاءالله یک زمانی به یک جایی برسید که وقتی اسماء الهی را می خوانید هر بادش به رقص بیاید با هر یک اسمی که می شنوید مژده است دیگر.

عوض اینکه آن با آن وضعیت مالک، مدبر، ربّ توست و ضمناً تو همه آن اسماء و صفات در تو هم قرار داده وقتی می گویی «الحیّ القیوم» یعنی کی؟ یعنی «أنا الحیُّ القیوم»

حواست باشد به رقص بیا و شاد باش. می توانی حیّ قیوم باشی. نامه اش را هم که خواندم. برایتان در بهشت.

«مِن الحَىّ القيوم الّذي لایَموت إلی الحىّ القيوم الذّي لایَموت»

لذا این اسماء را که می خوانید حواستان باشدکه دارد اسمهای خودتان را می گوید. جوشن کبیر می خواند خدا را صدا می کنید کیف کنید از این. اینها خیلی شرافت است. معرفت می خواهد آدم اینها را بفهمد بعد همیشه دیگر شاد است.

«بِي فافرَحْ» با من شاد باش «و بذِكري فتَلَذَّذْ» اسم من را بگو خودت کیف کن. چون اسم من را بگویی. در چه کسی نگاه کرده ای؟ در چی؟ در آئینه. داری به من می گویی یا الله، یا ربّ نمی دانم داری حرف می زنی، بدان شخصیت چه کسی است؟ الهی که می گویی ببین چه کسی را داری؟ پیامبر و آل را صدا می کنی. ببین چه کسانی با تو هستند؟ حواست باشد شعورت برسد ذوق کن. ذوق کن. شاد باش. وقتی نمی توانی ذوق کنی بعداً هم نمی فهمی، بعداً هم نمی فهمی « فَإِنَّكَ لَمْ تَزَلْ مُبَشِّراً بِكُلِّ خَيْرٍ» یا رسول الله تو همیشه بشارت خیر می دهی. بفرمایید آقا بفرمایید مژده تان را بدهید ولی شما همه اش خودت چی هستی؟ خودت مژده ای. چقدر امیرالمؤمنین کیف می کرد از رسول الله چقدر کیف می کرده اند از رسول خدا برای همین هم موقع وفات پیغمبر این جمله را می گوید که یا رسول الله صبر خوب است اما نه در فراغ ، مثل تو، روزهای شنبه هم این را برای ما آورده اند که: « أُصِبْنَا بِكَ يَا حَبِيْبَ قُلُوبِنَا فَمَا أعْظَمَ المُصِيْبَةَ بِكَ حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الوَحی وَحَيْثُ فَقَدْنَاكَ یا رسول الله»

اینها را از زبان شما گذاشته اند، گذاشته اند که با پیغمبر حرف بزنید. ببینید می توانی یکبار راست بگویی یا نه. یا رسول الله خیلی من مصیبت زده ام. از اینکه تو پیش من نیستی ، «حیثُ فقد ناک» از دستت دادیم.

خیلی غم است. نبودن پیش یک همچین موجود شیرین و لطیفی، خیلی برای قلب کشنده است. شده دلتنگیش بشوید و بی طاقت بشوید؟ از پیغمبر برای خود امام زمان علیه السلام، ما خیلی قصی هستیم. خیلی میتوانیم بی پیامبر و آل زندگی کنیم. با این جیفه ها که در دنیا و اطرافمان ریخته، مشغولیم دیگر، بدون آنها راحت بسَر کردیم. ولی میگوید:

وقتی می خواهی شنبه حرف بزنی به رسول خدا از دلت حرف بزن. بگو آقا من سختم هست. واقعاً تو را نبینم «فَقَد ناک» شبهای ماه مبارک هر شب به ما گفته اند وقتی می خواهید بگویید: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقَد نَبیِّننا» خدایا ما شکایت داریم که از اینکه پیامبر پیش ما نیست، «وَغَيبَةَ وَلیّنا» از این غیبت ولی مان هم شاکی هستیم. ناراحتیم، دلتنگیم، پژمردهایم، شما نگاه کنید حضرت صادق علیه السلام در ندبه چطوری گریه می کند اصلاً اسم دعا ندبه است دیگر می گوید کسی هست در فراغ تو آقا به امام زمان عرض می کند آقا کسی هست در فراغ تو کمک من کند و در گریه کردن «» که می بینی ما را ، ما هم تو را می بینیم، کجا هستی، در کدام زمین هستی؟ کربلایی، در کدام زمین هستی؟ در مکّه ای؟ در منی هستی؟ کجایی تو الان، الان تو کجایی؟ کاش می دانستم کجایی؟ ببینید اینها از زبان یک آدم سالم است. یک آدمی که عاطفه دارد، محبت دارد، تعادل دارد، باطن حیوانی ما، نمی گذارد ما این طوری حرف بزنیم با پیغمبر یعنی وقتی می خوانیم هم جدّی نمی خوانیم، دلتنگ هم نیستیم. حیوانیت که در درون ما سلطنت دارد نمی گذارد ما با امام زمان این طوری حرف بزنیم و دلتنگی بشویم، خدا می دانست چقدر برای حضرت زهرا، شما نگاه کنید یا درمان حضرت زهرا دارد در غم از دست دادن پیغمبر، برای فاطمه زهرا خیلی کشنده است. شما فکر می کنید یک دختر لوسی بوده آنجا حالا هی بالای سر باباش گریه می کرده، خودش را لوس می کرده. حضرت در گوششون یک چیزی می گویند خانم خنده اش گرفت. گفتند چی بود؟ گفت: نگران نباش. فاطمه تو به زودی به من ملحق می شود. چقدر خانم شاد می شود. دل همه اش حرفش جداست. اصلاً از تکلیف هم جداست. از تکلیف هم جداست دل. خیلی ......، آن وقت امیرالمؤمنین علیه السلام یک همچین کسی را که از دست می دهد می گوید صبر حق است، خوب است، اما نه در فراق مثل تو. سخت است. خیلی سخت است. اینها با همدیگر خیلی حال می کردند. خیلی از وجود هم لذّت می برند. خیلی با هم شنگول بودند. خیلی شنگول بودند. یاد دلتنگی های خانم زینب (سلام الله علیها) افتادم. خیلی این خانم مجلل ضجر کشیده یعنی یکبار پیغمبر را از دست می دهد، یکبار امیرالمؤمنین را، یکبار مادرش فاطمه زهرا را، جلویش می کُشند. یکبار حضرت مجتبی را، یکبار هم سیدالشهداء را، آن حالت های عجیبی که شما از مصیببت زده حضرت زینب می بینید در جریان که سرش را بزند به محمل، خانم دارد سخنرانی می کند می خواهند جلویش را بگیرند. سر بریده را می آورند جلویش دیگر حواسش پرت می شود. یا هلالی ای ماه من شروع می کند دیگر با این حرف زدن. اصلاً دیگر از سخنرانی و جهاد واین چیزها بیرون می آید خانم زینب. عشقبازی با سر بریده برادر، اینها معرفت بوده. اینها محبت بوده. اینها خیلی روابط قشنگی با هم داشتند. دانه به دانهشان اینها معنای با هم بودن را خوب فهمیده بودند.

حالا حضرت میخواهد بشارت را بدهد. «أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ آنِفاً بِالْعَجَبِ. فَقَالَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ: وَ مَا الَّذِي أَخْبَركَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: أَخْبَرَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَّى‌ عَلَيَّ فَأَتْبَعَ بِالصَّلَاةِ عَلَى‌ أَهْلِ بَيْتِي فُتِحَتْ لَهُ أبْوَابُ السَّمَاءِ وَ صَلَّتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ سَبْعِينَ صَلَاةً وَ أَنَّهُ إِنْ كَانَ مِنَ الْمُذْنِبِينَ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ كَمَا تَحَاتُّ الْوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ ويَقولُ اللّه ُ تَبارَكَ وتَعالى : لَبَّيكَ عَبدي وسَعدَيكَ ، يا مَلائِكَتي أنتُم تُصَلّونَ عَلَيهِ سَبعينَ صَلاةً وأنَا اُصَلّي عَلَيهِ سَبعَمِئَةِ صَلاةٍ .

طولانی است حالا دیگر من حدیثش را امشب همین طوری عربیش را خواندم. إنشاء الله هفته بعد فارسی اش را می خوانم.

«والحمدلله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»