بحث راجع به صلوت : گاهي وقتها انسان به اين اصل فطري احترام مي گذارد : اصل اصالت تخصص كه انسان در برخورد با هر مجموعه اي يااصل نظام مندي در 4 مرحله : 1- تعريف 2- راه اندازي 3- بهره برداري 4- اصلاح و تعمير بعد از خرابي ، نيازمند سازنده يا متخصص است يعني يا سازنده آن سيستم براي ما بايد صحبت كند يا راهنمايي كند يا اگر سازنده نيست بايد متخصص باشد . بعضي ها كه فطرتشان پاك تر است راحت تر است به اين اصل عمل مي كنند و زودتر به نتيجه مي رسند و خوشبخت هستند وقت كمتري تلف مي كنند آرامش و شادي بيشتري دارند .
مثلاً شما فرض كنيد ما با يك دستگاه تلفن كه مي خواهد راه اندازي شود بايد تعريف شود و كار خاص خود را دارد و حدودش مشخص است كه حد تام يا حد ناقص يا رسم تام يا رسم ناقص است بهره برداري از اين تلفن چگونه است اگر خراب شد بايد به سازنده اش كه متخصص است مراجعه كنيم ما در رابطه با خودمان هم همين طور هستيم و همين اصل فطري را از ما قيامت مي خواهند كه شما در برخورد با خودتان كه يك سيستم هستيد به چه كسي مرجعه مي كرديد يا بايد به سراغ سازنده مي آمديد ( خداوند ) يا به سراغ متخصص مي رفتيد گفتيم 7 دسته اطلاعات تخصصي درمورد انسان وجود دارد كه اگر انسان مي خواست درمورد انسان اظهار تفكر كند بايد اين 7 تخصص را داشته باشد اينكه انسان از كجا آمده به جا مي رود و در دنيا هم 5 دسته اطلاعات تخصصي وجود دارد كه عبارت بود از : شناخت جسم ، روح ، رابطه جسم و روح ، نظام طبيعت ، رابطه جسم با طبيعت .
كسي كه زود خودش را به سازنده متخصص وصل مي كند رشد مي كند چون اطلاعات سريع دستش مي رسد وقت تلف نمي كند يا ديگران را موش آزمايشگاه نمي كند . سعي و خطا كند تا به نتيجه برسد وقتي من سازنده ام خداوند ، خداوند تبارك و تعالي است و متخصصين من محمد و آل محمد (ص) هستند مستقيم به سراغ آنها مي روم زود به نتيجه مي رسم از عمرم خوب استفاده مي كنم راحت هم هستم احتمال خطا و لغزش هم نمي دم در مورد صلوات متخصصين چيزي به ما گفتند اما بعضي اين اصل را از نظر عقلي مي پذيرند ولي دلشان باور ندارند و يعني دوست دارد مثل موش آزماشكاهي هم خودشان ازمايش كنند و روشان ازمايش شود .
اصلاً از وقت تلف كردن خوششان مي آيد وقتي متخصص مي گويد همين يك دكمه را فشار بدهي به نتيجه مي رسي اما ما مي خواهيم همه 20 دكمه را فشار دهيم تا خودمان نتيجه را پيدا كنيم يعني 20/1 عقب مي افتيم يعني 20 برابر اگر به دستور عمل مي كرديم جلو مي افتاديم در مورد صلوات متخصصان چيزي گفتند ماگاهي وقتها نظرنمان خوب مي گيرد لجباز نيست ، تنبل نيست ، گاهي وقتها دير مي گيرم اگر فطرت ما سالم باشد و زود بگيريم خودشان فرمودند در روز قيامت هيچ چيزي مثل صلوات بر محمد و آل محمد (ص) ميزان اعمال ما را سنگين نمي كند يعني نبايد به صلوات ساده برخورد كنيم خيلي عبادت ساده و بزرگي است ماها كه دير باور هستيم دوست داريم برويم سراغ اوليا ، آدمهاي عجيب و غريب ، به او بگوئئم چكار كنيم كه عبادتمان خوب شود آنها هم راهايي را به ما نشان دهند درپستر و كارهاي عجيب و غريب نشان دهند غالباً دماي خاص كه خيلي مرسوم نيست مي خواهند متخصصين آنچه براي كمال نياز بوده بي دريغ دراختيار ما گذاشتند هيچ كس به اندازه پيامبر و اهل بئتِِ(علیهماالسلام) ما را دوست ندارد هيچكس به اندازه خدا ما را دوست نداره خوشبختي ما در همين اذكاري هست كه در دسترس همه مان هست كه صلوات هم نمي دانيم چكار مي كند مثلاً امام حسن عسگري مي فرمايد ، اسم اعظم است ما فكر مي كنيم اسم اعظم يك ورد خاص است اما اين طور نيست بالاترين از اينها اذكار نداريم مشكل ما اين نيست كه بلد نيستيم كه اسم اعظم چيست مشكل ما معرفت است بستگي دارد كه چه كسي صلوات بفرستد كي سوره حمد را بخواند من يادم است زماني من در خدمت يكي از اوليا خدا بودم گفتيم به ايشان فلاني مريض است گفتند رفتي آنجا خودت يك قند را بردار و حمد را بخوان و به او بده بخورد و من هم حتي خودم حمد را نخواندم چون اگر مي خواندم سرطان مي گرفت مي مرد ،ولي او حتي خودش هم نگفت من مي خوانم يعني با معرفت خودش هم نه حتي گفت شما بخوان يعني اين قدر ميتواند كسي تصرف كند در نفس انسان پس كي بخواهد مهم است صلوات هم خيلي از مشكلات ما را حل مي كند در جبهه هم هر جا گير مي كرديم صلوات كارهاي ما را حل مي كرد خيلي از گرفتاريهاي لا ينحل ، با صلوات حل مي شد مرحوم اندرزگو جايي بنزين ماشينش تمام مي شود صلوات مي فرستد و مي رود .
پس صلوات براي ما كار ميكند خودش واقعاً يك اسم اعظم است بسته به مئزان معرفت خودت است كه چقدر نسبت به آن معرفت داشته باش در حل مسائل دنيا و آخرت آنقدر مهم است كه قرآن هم ما را به آن امر مي كند ، ان الله وملائكه يصلون علي نبي يا ايها الذين آمنوا صلو عليه و سلمواتسليما
وقتي آيه نازل شد مردم گفتند: اللهم صل علي محمد پيامبر گفت صلوات دم بريده است براي من نفرستيد اين در منابع ال تسنن هست گفتند صلوات ابتر يعني چه ؟ چه بگوييم ؟ فرمودند: اللهم صل علي محمد و آل محمد ، اهل تسنن اين را در كتبشان آورده اند .
اما متأسفانه عمل نمي كنند ، اين صلوات يعني چي ؟ صلوات يك ذكر جامع است .
اول اينكه : اللهم دارد يعني كسي كه مي خواهد صلوات بفرستد موحد است خدا را قبول دارد دوم اينكه : نبوت هم قبول دارد سوم اينكه : ولايت را هم قبول دارد يعني اصول را قبول دارد توحيد ، نبوت ، ولايت را هم دار كسيكه صلوات مي فرستد اين ها را قبول دارد پس بوسيله صلوات شما هم اعتقادتان را به سازنده اعلام مي كنيد هم بهمتخصصين يعني بوسيله صلوات هم با پيامبر و هم حق تعالي ارتباط بر قرار مي كند صلوات يعني من اصل اصالت تخصص را قبول دارم صلوات مسئر را مشخص مي كند يعني من فقط در برخورد با خودم يا با ديگران در تصميم گيريهايم يا با سازنده ارتباط دارم يا با متخصص يا با هر دو حالا اين قسمت زيارت عاشورا همين را دارد بيان مي كند اللهم اني ................... يا عبدالله اني اتقرب الي االه والي رسوله – اي امام حسين من تقرب به خداوند در راه خداوند و رسولش و الي امير المؤمنين و تقرب مي جويم به امير المؤمنين،از خدا آمد به پيامبر، امير المؤمنين يعني مسير ما دارد مشخص مي شود و الي فاطمه و الي الحسن و اليك به موالات – تقرب پيدا مي كنم – اني اتقرب ا.......... حالا ارتباط سازنده و متخصص بايد در چه قالبي باشد مي گويد (دوبَره) دو طرفه است يكي به برائت است به ولايت است به موالات – دوست داشتن و اطاعت كردن يعني پيوند – خيلي درس مهمي است ظاهرش ساده است شايد فكر كنيد احتياج به شرح ندارد كه خيلي مهم است اين قسمت در زيارت عاشورا كه شما بايد سازنده و متخصصين ارتباط داشته باشد به موالات ،اما فقط به موالات نيست بايد ضمن اينكه موالات داريد هر امر غير تخصصي را هم كنار بگذاريد يعني به هيچ وجه نبايد تابع خرافات و حرفهاي غير تخصصي باشيد مثلاً وقتي مي رويد بهش بهترين متخصص چشم جهان و چشم تان را به او سپرديد حالا ابلهانه ترين كار اين است كه وقتي متخصصي شما را ديد حالا برويد پيش كسي كه تخصص چشم ندارد بگويد حالا نظر تو چيه ، من براي چشمم چكار كنم ؟ اين خيلي احمقانه است ميگويد شما فقط بوسيله موالات نمي توانيد مسير را طي كنيد بايد برائت هم داشته باشيد يعني اينكه به سازنده و متخصص متصل هستی بايد حتماً فاصله بگيری از غير سازنده وغير متخصص مشكلي كه الان ما داريم همين است كه ما خدا و پيامبرش و آن او را قبول داريم با آنها پيوند داريم اما پيوندمان را با نقطه مقابل قطع نكرديم خيلي خرافات ، باورها و فرهنگها غلط كه جزء اسلام نيست روي زندگي ما داره اثر مي گذارد براي همين هم آن مقداري كه خوشبخت هستيم چون جامعه شيعي واقعاً خوشبخترين جامعه روي زمين است هر جا غير از اينجا بدبختي و فساد و فحشا بی داد مي كند اگر اينجا هم مشكلي هست براي ولايت به تنهاي نيست براي اين است كه در برائت مشكل داشتيم 50% مودت را داشتيم و 50% ديگر اطاعت بوده نداشتيم.
بنابراين خيلي از افكارها ، هنجارهاي ما شرعيت ندارد و چيزهايي كه ما برايشان غصه مي خوريم ارزشي ندارد مثل اينكه ما بخواهيم يك مسير طولاني را با ماشين برويم متخصص مي گويد لاستيكها – فرمان ، ترمز ، ............... را تقويت كن آدم ناشي مي رود سراغ بوق و تو دوزي و رنگ كه اينها از نظر سازنده اهميتي در مسير ندارد .
حالا ما چقدر از اينها را بلديم ، كه كتاب بسيار مهمي است و همه علما و عرفا آن را مي خوانند پس ما فقط از موالات قربون صدقه رفتن را ياد گرفتيم عقلمان را فعال نكرديم معرفتمان را فعال نكرديم آنهايي را كه دوست داريم را نه مي شناسيم نه دستوراتشان را اجرا مي كنيم نه فرمولهايشان را بلديم در جلسه ما افراد تحصيل كرده زیاد هستند حالا کسی می تواند بگوید ما به اندازه 140واحد که در طول ترم تحصئل کنئم 50 واحدش را حديث خوانديم فرمايشات معتبر اهل بيت(علیهما السلام ) را خوانديم يا يك دور اصول كافي را خوانديم كه معتبرين كتاب بعد از قرآن است نهج البلاغه ، صحيفه سجاديه ، قرآن خوانديم ؟ روحانيت هم در حوزه نهايت تا 500 آيه تفسير مي خوانند كه پيامبر شكايت مي كند كه به خدا اين قوم من اين قرآن را مهجور كردند با آن ارتباط ندارد يعني ما اينقدر كه ترجيح مي دهيم يك فيلم نگاه كنيم يا كتابهاي متفرقه بخوانئم ترجيح نمي دهيم خودمان قرآن را بخوانيم قرآني كه خداوند قسم مي خورد در نور قيامت به خودش كه اي قرآن هر كسي در دنيا تو را ضايع كرده باشد من او را ضايع مي كنم و هر كسي با تو دوست بوده و پيوند داشته با من پيوند دارد – اگر در طول هفته احاديث يك باب را بخوانيم مثلاً احاديث رفتار با فرزند ، بيشتر از 2 ساعت طول نمي كشد .
هر حديثي كه به آن احتياج داريم كه ما اين كار را هم نكرده ايم نه قرآن خواندئم نه با آن پيوند داريم حداقل قرآن را فارسي بخوانيم يا برويم عربي بخوانيم و ياد بگيريم .
به قول امام خميني : يكي از چئزهايي بدي كه در جامعه جا افتاده كه مردم فكر مي كنند اگر مي خواهند قرآن را بفهمند احتياج به مفسر دارند در حاليكه اينطور نيست ما مي توانيم و خودمان در آن تدبر كنيم و خيلي چيزها مي فهميم بعد آن را عرضه كنيم به يك دانشمند براي تأييدش خيلي چئزها هست كه دانشمندان به آن نرسيده اند.
آقاي قرائتي كه مرد عميقي است در قرآن مي گويد من تلاش كردم از يك آيه 50 تا برداشت خودم را بيرون آورم و اين را گذاشتيم براي مسابقه كه آيا كسي مي تواند به آن اضافه كند در يك جمعي بروند مطالعه كنند چند برابر آن ما مطالعه كردم به آن اضافه كرديم بايد شيرين ترين جلسات ، پاسخهاي قرآني ، قرآني كه شراب مومن است سعادت ما در آن است حبل الله المتين قرآن است يعني طناب را بگير بيا بالا حالا ما كجا اين طناب را گرفتيم چقدر روخواني ، روان خواني ، مفاهيم ، ترجمه آياتش را بلد هستيم ؟ اصلاً مادرك نداريم نسبت به اين طناب اصلاً سراغش نرفتيم بالا هم خوب نمي توانيم برويم براي همين احساس خوشبختي آرامش نداريم با صورتهاي مختلف عبادت خودمان را ارضا مي كنيم ولي اين وظايف اصلي مان را انجام دهيم حاضريم عبادتهاي سنگين كنيم اما حاضر نيستيم وقت بگذاريم قرآن را ياد بگيريم حاضريم كتابهاي زيادي بخوانيم اما قرآن نمي خوانيم .براي جلسات زياد ، فيلمهاي زياد .... وقت مي گذاريم غير قرآن ، چيزي را سر بسته به شما مي گويم فقط مگر امام زمان ظهور كند كه با قلبتان بفهميد : انشاء الله به زودي كه امام زمان ظهور كند شما مي بينيد وضعيت جامعه جهاني بر مي گردد و مي رود به سمت قرآن – تمام دانشگاهها و مراكز علمي دنيا بر اساس قرآن تدريس مي شود حتي رشته هاي تجربي با فرمايشان معصومئن و قرآن در آن حكومت كه همه چئز زير و رو مي شود كسي به امام زمان نزديك تر است به اهداف او كه به قرآن نزديك تر است تمام اين نظامهاي ارزشي به هم مي ريزد استاد فلان ، پرفسور فلان .... همه مي ريزد به هم يعني مي بيند كسي مثل خانم جلسه ايي كه درمنزلش قرآن درس مي داده به همسايه ، ترجمه ، تجويد ، مفاهيم در حكومت اما هم زمان خيلي بزرگ مي شود اما يك استاد دانشگاه يك پرفسر دانشگاه بايد بيايد سالها شاگردي كند پيغمبر فرمود : اشراف امت من حاملين قرآن هستند اگر شرافت مي خواهيد برويد دنبال قرآن در دنیا و آخرت الان بروید به دنبال قران بروئد با جلسات و اموزشهای آن آشنا شويد مطالعات قرآني تان رازياد كنيد البته اين كافي نئست بعداً توضيح ميدهم كه چه چيزهاي ديگري لازم است و ديگر چندي كه شما را شرافت مي دهد اين است كه چقدر از فرمايشات معصومين يعني متخصصين را فهم كرديد براي همين من هميشه 20 سال پيش هم همين حرفها را گفتم كه سراغ اصول برويد حالا اگر بخواهيم تقرب پيدا كنيم به سراغ خدا و آن اينطور است كه ما جدي نمي رويم سراغ آنها از اين طرف هم برائت داشته باشيم سراغ كس ديگرانديشه ديگري نرويم سراغ باور ديگر آداب و رسوم ديگر نرويم هر چي آنها را گفتند ديگر كس ديگري روي ما تأثير گذار نباشد و به ما خط دهي نكند چون فقط وقتي زير نظر سازنده و متخصص داري درست زندگي مي كني غير سازنده و متخصص هر كس به تو خط بدهد احمقانه است – قرآن مي گويد يا خدا يا جاهليت حد وسط ندارد – در قرآن مي فرمايد آيا شما دنبال احكام جاهليت هستيد شما رها كرديد رفتيد به سراغ احكام جاهليت چيزي كه امضا خدا ، پيغمبر و آل محمد پايش نباشد جاهليت است اينكه ائمه اينهمه سفارش مي كنند كه شما هر وقت در مجلسي دور هم جمع ميشويد حتماً بايد صحبتهايتان يا در مورد ما باشد يا كلمات باشد يا از خداوند تبارك و تعالي باشد ما حديث قدسي داريم در اين زمينه كه مردم هر وقت صحبتي ميكنند بايد صحبتشان به من ختم شود يعني يا سازنده يا متخصص غير قرآن و روايات با هم حرف بزنيد سطحتان آمده پائين غير تخصصي صحبت كرده ايد ، الان شما متوجه نمي شويد بگذاريد امام زمان بيايد و يك اب بريزد روي همه علوم كه آب ببردشان كه آنهايي كه اين درسها را خواندند خجالت بكشند كه چرا وقتتان را گذاشتيم روي آنها پس چرا صبر كنيم تا آن موقع ، آن موقع كه لطفي ندراد چون مجبوري ديگر آن كار راکني چون غيراز قرآن خبري نيست .
اين كه ائمه(علئهماالسلام) مي گويند شما به عنوان شيعيان ما موظف هستيد همه جا كلام ما را ببريد يعنی حرف تخصصي بزنيد آنها كه خودخواه نيستند كه بگويند فقط حرفهاي مرا بزن چون تخصصي است فرمايشان اين سفارشات را كرده اند بعد فرمود : اگر مردم مي فهميدند ، امامها را همه صاحب امام مي شدندخب ما شيعه اينقدر بي عرضه ايم كه نمي توانيم آنچه كه داريم عرضه كنيم به دنيا ، من با اساتيد زياد روبرو بودهام اما هيچ وقت در مسائلي كه آنها مطرح مي كردند در علوم انساني به خصوص من كم نياوردم به آنها گفتم كه ....
چند وقت پيش در شهري به خوابگاه اساتيد رفته بودم در رشته هاي مختلف با هم جمع هستند يك شب من جلسه ايي داشتيم كه استاد با يكي از هم اتاقيهايشان هم صحبت مي شوند و راجع به رشته تحصيلي او از قرآن و روايات اطلاعات مي دهند كه آن فرد ( استاد ديگر ) خيلي از حرفهاي استاد شجاعي متعجب مي شوند و دائم راغب بودند براي اطلاعات بيشتر .
اگر ما برويم سراغ حرفهاي اصلي مثل آن استاد كه حرفهاي من را شنيد با قرآن مأنوس شد اما فرمود اگر مردم ميدانستند حرفهاي ما را همه حاصل ما مي شوند .
ما بدبخت هستيد كه نتوانيم حرفهاي قرآن ، ائمه(علئهما السلام) و رسول(صل الله و علیه و اله ) را تبليغ كنيم ، در خارج از كشور هستند كساني كه كار كردند در اين زمينه و غوغا كردندميلئون ها نفر را شيعه كردند با فرستادن كلمات معصومين و قرآن و تبلئغ درست آنها در دنيا حرفي نيست و مهمتر از اين حرفها بنابراين وقتي مي خواهيم پيش امام حسين نشستي زيارت است يعني امام روبرويت نشسته مي گويي آقا شما خدا و پيامبر و حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا و امام مجتبي با من هستيد و لا غير اين بايد درعمل چه پياده شويد – ولي اگر درعمل روشهايمان با روشهاي آنها متفاوت باشد اين ولايت نيست موالات نيست يا گر هم هست موالات 50% است يعني ابراز محبت است تبعيت نيست اعتقاد نيست كه حرف نهايي را توي همه چئز سيد الشهدا(ع) مي زند مي گويد اللهم الجعلني عندك وجيهاً بالحسين يعني ما غير امام حسين (ع)حرفي براي گفتن توي هيچ زمينه ايي نداريم امام حسين كه مي گويئم يعني امام سجاد(ع) هم هست امام باقر(ع) هم هست فرق نمي كنند ائمه همه يك نور هستند بنابراين اين بايد در رفتار ما ، عمل ، انديشه حكومت و چيزهاي ديگر ما بايد عمل شود كه همه چيز دست ائمه(علئهماالسلام) است يا سازنده يا متخصص غير از اين را نبايد بپذيريم و صلوات ابراز اراده و پيوند به آنها است صلوات يك فرياد عقلانيت است اگر خجالت مي كشي صلواتت را بلند فرستي اين حاكي از نوع نگاه غلطي است كه به اهل بيت و ائمه معصوم داري حاكي از مودت نصفه كارت است اگر كسي بفهمد پيامبر و آلش چه كساني هستند با افتخار صلوات مي فرستد حتي در خارج از كشور بين افراد كافر نه بين افراد حوزه اين يعني كه اساتيد من اينها هستند اگر شما به هار وارد و سوربن افتخار مي كنيدمن حق تعالي به پيامبر و آلش افتخار مي كنم شما بدبخت هستيد شهيد مطهري را در دانشگاه شيراز زمان شاه جلوي آدمهاي ناجور دعوتش كردند بهش يك دكتراي افتخاري بدهند وقتي مي گويند ، اسلام به آقاي مطهري افتخار مي كند ايشان مي گويند آقا اين چه حرفيه من كي هستم كه اسلام به من افتخار ميكند من افتخارم اين است كه روضه خون امام حسين هستم ، اگر روضه خونهاي ما مي دونستند براي كي دارند روضه خوني مي كنند اين مداحها جزو اشراف امت پيامبر هستند چرا چون شعار سازنده و متخصص را چه كسي سر پا نگه مي دارد ؟ يا روحانيت يا مداحها (مبلغين) ؟؟؟ مداحها خيلي شرافت دارند به شرطي كه بدانند براي كي دارند مداحي مي كنند امام حسين (ع) واقعاً چه كسي است – فقط از جنبه مودت نصفه كاره نباشد ومطالعات تبعي باشد تخصصي باشد شهيد مطهري براي آدم مداحي كند خيلي خوب است يك متخصص يك عالم روضه بخواندمي چسبد براي همين ما بايد برگرديم و روي خيلي ازمسائل زندگيمان تجديد نظر كنيم و آنقدر براي خودمان ارزش داشته باشيم و براي ديگران كه اجازه ندهيم غئر سازنده و متخصص كس ديگري در زندگي ما دخالت و اظهار نظر كند و بالاتر از ايناجازه ندهيم هيچ عاملي جز نظام ارزشي سازنده متخصص تاثير بگذارد ، ئک آقايي آمده بود مي خواست زنش را طلاق بدهد گفتم براي چي ، كلي صحبت كرديم ، مي بينم طلاق مزمن است نه سازنده تأثير مي كند و نه متخصص به اوگفتم به جاي اينكه بروي صورت مسئله را پاك كني برو خودت را عوض كن تو از اول نه زندگي زير نظر سازنده شروع كردي و نه با اظهار نظر متخصصان زن داري و بچه داري كردي هر وقت خواستيد غصه بخوريد اول فکر كنيد سازنده به شما اجازه مي دهد غصه نخورد يا متخصص يا نه پيش آنها غصه خوردن احمقانه است كه اگر اينطور است غصه بخوريد – اگر براي چئزي مي خواهيد ذوق كنيد و شاد شويد ببينيد اصلاً تخصصي هست اين ذوق کردن و شاد شدن ، يا نه الكي است – اينطور است كه شما شرافت پيدا مي كنيد ( اتقرب ) يعني تلاش مي كنم يا مي خواهم كه خود را نزديك كنم اگر مي خواهي نزديك شوي معيارهايت را درست كن يا سازنده يا متخصص در اين صورت تقرب تو تقرب درست و حسابي نيست فقط شعار است عمل نيست خيلي مسخره است ما برويم پيش امام حسين (ع)بنشينيم بگوييم آقا ما شما را خيلي دوست داريم مي خواهيم به شما تقرب پيدا كنيم مي خواهيم با شما در دنيا و آخرت باشيم امام حسين (ع) هم داره شما را مي بيند فكر مي كنيد امام حسين مي گويد به ما ؟ امام حسين خنده اش مي گيره به ما مثلاً ما لباس مشكي ميپوشيم گريه مي كنيم براي امام حسين اما ايشان به ما خنده اش مي گيرد ، امام حسين مي گويد ميخواهي با من باشي پس بيا چرا حركت نمي كني چرا ايستاده اي ؟ اگر مي خواهي زندگيت زندگي پيامبر و آلش باشد چقدر شناخت داري از سيره آنها چقدر شناخت داري از رفتار و عملكرد آنها ،چقدر مطالعه در رفتار پيامبر كرديم .
اسم كتاب : مصباح الشريعه ومصداق الحقيقه
( اكتساب راد به موجود امام صادق (ع) )