جلسه 140 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
140
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
4
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 140 - شرح زیارت عاشورا

زیارت عاشورا 18/04/83

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام دوم الدین

بحث مان درباره بیان خواسته و حقیقت دل، یعنی من این هستم و دوست دارم این گونه باشم، این طلب من هست که این گونه باشم لذا اگر کسی از مصیبت های عظیمی که به اهل بیت (علیهم السلام) آمده، از مصیبت عظیمی که به سر مادرمان فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) آمده کینه ی مقدس، حس انتقام، انتقام درست در وجود او ایجاد نشود، او سنخیت ومعیت با محمد و آل محمد (عیلهم السلام) ندارد، چون آنها برای یک عزادار حقیقی و یک مؤمن حقیقی به عنوان خواسته ی دل خود یکی از خواسته هایش، روح انتقام خواستن است. در مسائل طبیعی لازم نیست که به ما یاد بدهند که ما روح انتقام داشته باشیم، بلکه باور نوع ارتباطی که با شخص داریم و تجربهی ارتباطی که با شخص داریم ما را به سوی روح انتقام میکشاند مثلا تجربه ای از ارتباطی که با همسرمان داریم، با فرزندمان داریم، با پدر، مادر، برادر، خواهر، دوستمان داریم ، چون این رابطه برقرار شده حس یکی بودن و تعلق بهم داشتند در ما تحقق پیدا کرده، حالا اگر کسی به یکی از این عزیزان ما جسارتی کرد، جنایتی روا داشت به طور طبیعی حس انتقام وجود دارد، اگر درمورد اهل بیت حس انتقام در ما ایجاد نشود چون شیعه از زمان پیغمبر تا الان سابقه دارد در اکثر قریب به اتفاق موارد طول تاریخ این بوده ، حس انتقام در شیعه وجود نداشته این نشان میدهد که نوع ادراکی که از خودش و کیفیت ارتباط خود با اهل بیت و رابطه ی وجودی خود با خداوند و معصومین (علیم السلام) وجود دارد را خوب نشناخته ، نتوانسته مطابق واقع رابطه برقرار کند با معصوم ، اشکال در اینجا است ، یعنی هنوز رابطه اش یک رابطه ی مبتنی بر حقیقت و معرفت نشده که حس انتقام ندارد . شما وقتی به یک کسی که پدر هست ، مادر هست بگویند در حق بچه ی شما چنین جنایتی شده اگر سرد باشد ما در مادر بودن یا پدر بودن او شک میکنیم میگوییم چطور میشود یک نفر مادر باشد ، پدر باشد و درحق عزیزش جنایت کنند ناراحت نشود ، روح انتقام در او ایجاد نشود . وقتی در شیعیان یک همچین حسی ایجاد نمیشودو این حس عملیاتی نمیشود نشان دهنده ی این است که این گروه از شیعیان اولا شیعه نیستند محب هستند چون امکان ندارد شیعه این گونه نباشد ، معصومین (علیهم السلام) شیعه را ترسیم کردند ، حضرت زهرا (سلام الله علیها) میفرماید شیعه ی ما هم در دنیا با ما هستند و هم در آخرت ، یک لحظه ما بدون شیعیانمان در بهشت نمیرویم فاطمه یعنی همین دیگر ، فاطمه یعنی کسی که شیعیانش را که از میان جمعیتی که در محشر هستند جدا میکند و با خود به بهشت می برد و این شیعه امکان ندارد اینجوری باشد چون شیعه اتحاد روحی دارد با حضرت زهرا یک تناسب و سنخیت و شباهتی دارد. محب ها کسانی که محب هستند ف دوستشان دارند این ها را ولی ضعف معرفتی اینها باعث میشود که حس انتقام به آنها دست ندهد خیلی هم که محب باشند ، خیلی هم که علاقه داشته باشد محبتشان زیاد است یعنی توّلی شان خوب است ولی تبرّی شان ضعیف است ، مهرورزی شان خوب است اما برائت شان نسبت به دشمنان اهل بیت ضعیف است یعنی خیلی اینها را دوست دارند اما حاضر نیستند بخاطر اینکه اینها را دوست دارند با دشمنان شان بجنگند . آن چند هزار نفری که از مدینه راه افتادند با اهل بیت (علیهم السلام) با امام حسین و حضرت زینب ابالفضل همه ی این ها را دوست داشتند، خیلی هم دوستشان داشتند اما این دوست داشتند یک قدری نبود که اگر یکی امام حسین را تهدید کند یک شمری ، یک عمرسعدی، یک یزیدی تهدید کند حاضر باشند بخاطر امام حسین بروند شمشیر بزنند، دفاع کند، خیلی دوستشان داشتند اما آنقدری که خودشان سالم بمانند ، به خودشان آسیبی نرسد ، به خودشان و خانواده یشان آسیبی نرسد ، تبرّی شان ضعیف بود، محبت شان خوب است اما دشمنی ورزید با دشمنان اینها خوب نیست ، گاهی هست که در زندگی شما این اتفاق به کرات افتاده یک موقع هست که به یک نفر که خیلی هم دوستش داری خیلی هم دوستت دارد میگویی که مثلا من مادرم مرد ، بابام مرد ، همسرم مرد بعد میگوید آخ الهی بمیرم ، خدا من را بکشد،بعد کمی گریه میکند و حاضر بیاید د ر مجلس ، تسلیت میگوید ، ان شاالله خودت سلامت باشی ، مارا در غم خودتان شریک بدانید... ولی یک کسی که وقتی به او میگویی مادرم مرد ، پدرم مرد دقیقا خودش را میگذارد جای تو و که اگر تو با این وضعیت پدرت مرده بود ارزیابی میکند پدرت مرده ،، همسرت مرده تو چه حالی داری؟ دقیقا میخواهد تمام حس های تو را درک میکند و خودش را جای تو میگذارد بعد میبیند که یک همچین کسی به چه چیزی احتیاج دارد بعد با همان مقدار محبت زیر بار مشکلات تو میرود یعنی غم خوار به معنای واقعی است مثلا فکر میکند تو در چنین موقعیتی به چه چیزی احتیاج داری؟ میگوید تنها است و احتیاج به دلداری دارد من چند روز مرخصی میگیرم و پیش او میمانم تا از تنهایی دربیاید ، با او حرف بزنم ، حواس او را پرت کنم ، به کار های او برسم ، به بچه هایش ممکن است نتواند برسد ، نتواند به مهمان هایش جواب بدهد ، ممکن است مهمان هایش زیاد باشند ، حال او ممکن است خراب بشود پیشش باشم ، دربست پیشش باشم بعد میگوییم این هم کافی نیست مثلا میگوییم فلانی بردار و پدرش مردند مخارج عزاداری ، ماهم که عزاداریمان عزاداری اسلامی نیست عزاداری هست که توهمی است به قول یکی از بزرگان مصیبت خرج در عزاداری از اصل مصیبت بالاتر است یعنی اگر یک نفر کسی مرد و بعد میگفت این خوب است غصه ی پول هایی که باید خرج کند اصل غصه از او دور میشود آنقدر فکر شام و ناهار دادن و مرغ و خورشت و جا دادن و این ها هست ، درصورتی که در شرع اسلام اینچنین نیست گفتند کسی که کسی از او میمیرد نباید سه روز در آشپز خانه کار کند دیگران باید برای او غذا بیاورند ولی اگر کسی از ما بمیرد. لذا جز اولین نیاز ها این است اگر کسی مرد به او پول برسانیم ، یک کسی را میبینی تا میگویند فلانی مرد معطل نمیشود ولی بعضی ها اینجوری میگویند که پول کم نداشته باشی ها ؟ بیارم برای تو ؟ مثلا یک تعارفی میکنند ولی یک نفر اینجوری نیست حتی اگر هم پول ندارد میرود تهیه میکند از جای و میاورد میگذارد دست طرف میگوید این دستت باشد و اگر نخواست پس میدهد دیگر رفیق ها اینجوری هستند ، شما فرض کن یک رفیقی داری و الان یک مشکل در دادگاه داری به یک رفیق میگویی ، میگویید باشه من حرم رفتم دعایت میکنم از او این قدر برمی آید ولی یک موقع وقتی یک نفر میبیند یک مشکل در دادگاه داری دنبال کارت می افتد می آید میرود دادگاه آنجا صحبت میکند میبیند طلبکار داری طلبکار هایت را راضی میکند میگوید او ندارد و اینجوری است ، شش ماه فرصت بدید ، خودم چک میکشم چک های رفیق ما را بدهید ، من خودم چک میدهم شش ماه دیگر شما بیاید حاضر است بیاید در کار یعنی میاید و از تو دفاع میکند ، اشتباه کردی ها ، جرم کردی و میخواهی در زندان بیوفتی مگر رفیق واقعی میگذارد تو در زندان بیفتی میدود دنبال کارت سند جور میکند و نمیگذارد در زندان بیوفتی قضیه را حل میکند یا میگوید فلانی من را تهدید میکند ، من را اذیت میکند ، کی اذیت میکند شما را؟ فلانی؟ بریم ببینیم ، چهار نفر میروند جلو ، آ دم میبیند یک جا ممکن است کسی را خطر تهدید کند پنج نفر ، ده نفر ، بیست نفر با او می آیند که او را خطر تهدید نکند اگر کسی خواست تعرضی کند بالاخره همه باشند ولی یک کسی وقتی میشنود فقط متأسف است همین. بعضی ها اینجوری نیستند ، بعضی ها اگر بفهمند رفیقشان در جای خلاء دارد منتظر هستند بینند چه میخواهد هر چه میخواهد همان را تهیه میکنند ، یعنی لازمه ی حل مشکل او چیست ؟ من باید مشکل این را حل کنم تا آنجایی که میتوانم نمیتوانم بگویم که حتما حل میکنم ولی باید نهایت وسعم را به کار بگیرم این میشود مودت ، مودت حقیقی گفتیم مودت یعنی ما حاضر باشیم برای کسی که دوستش داریم از خودمان هزینه کنیم ، سرمایه بگذاریم از خودمان وقتی حاضر نیستیم سرمایه بگذاریم نمیتوانیم بگوییم دوست نداریم این محبت فقط ، دوست داشتن است اما مودت دیگر نیست در حالی که قرآن به ما گفته که مودت اهل بیت را داشته باشید( قُل لا اَسئلکُم علیهم اَجراً الا المَوَدة فی القُربا) مودت یعنی همیشه پاکار بودن ، یعنی همیشه حاضر به جان فشانی بودن ، سرمایه گذاری کنند ، از خود زدن ، وقف آنها بودن ، در غم هایشان با آنها باشیم وقتی یک جا حضرت زهرا (س) غصه دارد تنهایش نگذاریم ، یک جا امام زمان (عج) تنهاست تنهایش نگذاریم ، یک جا امام زمان (عج) دلگیر است به کمک او برویم ، یک جا میگوید (هَل مِن ناصِر یَنصُرنی) بشنویم و بگوییم ما هستیم نه که خودمان را بزنیم نشنیدن و کری این مودت نیست ، شیعه بودن هم نیست کسی که وُد دارد شیعه هست هرگز اینجوری نیست یعنی واقعا غم خوار است ، یعنی را حت آب از گلویش پایین نمیرود غذای خوب از گلوییش پایین نمیرود این فکر را میکند که محبوب من عزیز من اینجوری هست . یک مادر طبیعی نسبت به بچه ی خودش که یک رابطه طبیعی و حیوانی است میگوید بچه ام در سربازی چه میخورد آب خوش از گلویم پایین نمیرود ، بچه یک شب در زندان یا بیمارستان غصه میخورد که بچه ام اینجوری هست این مودت است ما نسبت به امام زمان (عج) و اهل بیت اینگونه نیستیم شیعه سلبقه ی خوبی از خودش به جا نگذاشته ، عده ی کمی از شیعیان خوب تربیت شدند که وفادار و پاکار باشند همیشه یعنی نمیگذارند عزیزشان ، رئیسشان ، سرورشان و کسانی که گردنشان حق دارند تنها باشند ، هرجور شده پاکار می ایستند ، دست به شمشیر، آماده همیشه هستند یعنی این فردا رو به رو بشود با امام زمان میتواند در چشم امام زمان نگاه کند ، امام زمان میتواند به او بگوید خسته نباشید من دیدم که در تنهایی و غربت من تو چه کار میکردی این هم میتواند سرش را بالا بگیرد . وقتی از ما میخواهد که ما روح انتقام داشته باشیم میخواهد از وجود خودت بیاید ، تعلیم کردنی نیست که شما بتوانید بیاید سر کلاس زیارت عاشورا من بگویم و شما هم این حس را پیدا کنید خیلی از دارایی ها باید از وجود شخص بیاید من میتوانم به شما نهایتاً دانایی بدهم همیشه دانایی ها منجر به آگاهی نیست کسانی هستند که میروند بهترین کلاس های اخلاق را میگذرانند پیش بهترین اساتید یک ذره حس نمیگیرند که با شیطان درون خودشان درگیر شوند ، جلوی زبانش را نگه دارد ، جلوی خشمش را نگه دارد نمیتواند ، حس در او ایجاد نمیشود ، همه را هم بلد است یعنی هر چه به او بگویی بلد است ولی نمیتواند اینجوری کند ، فرض کن شما با همسرتان اینجوری رفتار کنین ، با دخترت اینجوری رفتار کنی ، با پسرت ،قشنگ همه ی مبانی را بلد است از من هم بهتر بلد است ولی دارایی ندارد این حس در وجودش نیست که بتواند بر خودش قلبه کند و جلوی شیطانش را بگیرد و جهنم را خاموش کند نمیخواهد خاموش کند اطلاعاتش هم خوب است یعنی دقیقا به او میگویید نکن و میرود همان کار را میکند ، میگویی این کار را انجام بده میرود خلاف آن را انجام میدهد یعنی میداند و میرود. قرآن میگوید با وجود یقین، یقین کم مرتبه ای نیست (و جَهَدوا بها وَاِستَیقَنتَها) به چیزی کفر ورزیدند که به آن یقین هم داشتند این سیاه است ، این سفید است ولی من میگویم سیاه است، آدم اینجوری میشود، این خیلی با کلاس، آموزش، درس و این حرف ها نیست باید خود شخص جربزه داشته باشد، محبت داشته باشد، عشق در وجودش باشد نسبت به اهل بیت، نسبت به فاطمه ی زهرا. شما یک کسی را که نمی تواند خودش را تطبیق دهد بیا و بهش بگو از این گوش میگیرد و از آن گوش به در می کند، قلبش هم قصی تر می شود، دارایی مقداری تحت تأثیر دانایی قرار می گیرد به خصوص شما ها که همه یتان محب اهل بیت هستید محب اهل بیت، در جامعه ی کبیره، علامت پاکزادگی است، علامت پاک طینتی است، علامت حلال زادگی است (طیباً لِخلقنا و طهارتاً لِنفسنا) کم نیست این، پاکی روح است این محبت، خیلی قدر خودتان را بدانید در میلیارد ها انسان این حس محبتی که به اهل بیت دارید قطره ای خدا چکانده، ذاتاً همه دارند ولی بروز و ظهور آن خیلی کم است. امثال ما ها که می آییم و صحبت می کنیم ما کاری نمی توانیم برای شما بکنیم برای خودمان هم همین طور مگر این که آن چیزی دارید یک تکانی بخورد شاید به دارایی تبدیل بشود این دانایی و مقیاس برای انتقال شخص به برزخ دارایی است، جنین باید دارا باشد تا سالم متولد بشود. یک جنین به دنیا بیاید و بگوید میدانستم باید چشم تهیه کنم، می دانستم باید گوش تهیه کنم می دانستم باید سلسله اعصاب تهیه کنم فایده ندارد، باید بیاوری، کتبی نیست، اعتباری نیست مثل بعضی ها که فکر می کنند نامه اعمال انسان روز قیامت اینجوری است که باید یک فرشته بیاید و یک کتاب دستش بگیرد مثلا چند هزار صفحه و بگوید نگاه کن تو چقدر جنایت مرتکب شدی و حالا دانه به دانه بخواند، نامه ی اعمال خود انسان است. معلوم است. مثل جنین که متولد میشود خودش معلوم است که چه چیزی متولد شده. یک دانه کاغذ هم با خودش نمی آورد که بگوید این جنین متولد شده و این را کم دارد. این که در قرآن می فرماید ما نامه هایتان را به گردنتان میبندیم و می آیید فکر نکنید یک کسی آنجا هست که یک قلاده ای گردنبندی به گردنتان میبندند و پیچ میکنند که کسی آن را باز نکند و این این ها را دارد کاغذ ، قلم ، ترازو و اینها نیست آنجا میزان خودتی ، ترازو خودتی همه چی آن خودتی مشخص است می آیی آخرت حق میشود میزان و تو را هم با آن می سنجند مثل آب و هوای دنیا که جنین وقتی متولد میشود معلوم میشود چه کار است به محض تولد قیامت شروع میشود پیغمبر فرمود (من مات فَقَد قامَتَ قیامتُ) کسی که بمیرد قیامتش شروع ممیشود بنابراین در حس دارایی باشید یعنی عاجزانه از سید الکریم بخواهید ، از بزرگوارایی که اینجا هستند ، از اولیایی که اینحا هستند یک موقعی دلتان میشکند ، روضه ای عزاداری هست از آنها دارایی بخواهید -اَن یرزُقَنی- نه- اَن یَعلَمنی- به من بفهماند این را یعنی روزی من کند انتقام را ، این یعنی روزی ، یعنی دارایی ، یعنی شخصیتت باید با این ثروت بار بیاید ، روحاً باید دارا باشی ، حس انتقام و کینه نسبت به دشمنان امام زمان باید روزی آدم بشود ، تلاش کنی این روزی را بدست بیاوری این همه سفارش شده زیارت عاشورا بخوانید درست بخوانید (اَن یَرزُقَنی ) خدایا اگر ندارم به من بده نکند من بدون حس انتقام بمیرم فردا نمیتوانم جواب فاطمه ی زهرا را بدهم روز قیامت ، نکند من بدون اینکه وقتی در عملیات انتقام گذاشته باشم از این دنیا بروم بعداً جلوی سیدالشهدا و شهدا کم می آورم نمیتوانم جواب شهدا و سید الشهدا را بدهم ، جواب علی اکبر و علی اصغر و رقیه را بدهم ، رقیه عملیاتی بوده ، عبدالله بچه ی کوچک اما حسین عملیاتی است و ما نمیتوانیم جواب بدهیم ما در سابقه ی زندگیمان چیزی به نام عملیاتی برای امام زمان وجود ندارد .نماز هست ، روزه هست ، محبت هست ، گریه هست ، حج هست این ها که خیلی زحمت ندارد ولی برائت نیست ، سخت ترین قسمت در برائت است برائت یعنی حس دشمنی این آره و بقیه نه( * فَمعکم معکم لا غیرکم ) غیر از شما نه ، شما آره ولی هر که بخواهد بیاید تودهنی میخورد نمی پذیرم . برای همین هم فرهنگ شیعه از زمان امام حسین تا به الان زیر بار حکومت ها نرفته ، همیشه شیعه دردسر درست مرده برای طاغوت ها و حکومت ها ، سنی ها نه راحت کنار آمدند با صدام کنار آمدند با بدتر از صدام هم کنار می آیند ، شیعه اینجوری نیست ، شیعه هرجا توانسته طرف را از بین برده ، آنجا که میتوانسته انقلاب کند کرده و یا حداقلشان مبارز بودند ، زیر بار نرفتند ، مجبوری قبول کردند چون شیعه نمیتواند به کمتر از معصوم قانع باشد ، اگر هم ولایت فقیه را قبول کرده برای اینکه از ولایت فقیه استفاده کند تا خودش را به معصوم برساند والا آمدن امام خمینی آمدند تا حکومت امام زمان را برقرار کنند ، من در آشتی این را بیست بار نوشتم ، حدیث داریم انقلاب اسلامی مقدمه ی ظهور امام زمان است بنابراین اگر شیعه میرود به سراغ ولی فقیه برای این است که با ولی فقیه به سراغ معصوم برود ، نمیتوانی شما با شاه وآمریکا به سراغ امام زمان بروی باید با ولی فقیه بروی به سوی امام زمان این حس را بخواهیم که روزیمان کند . برای همین است که ما میگوییم خدایا نکند من پیش امام حسین رو سیاه بشوم روز قیامت نتوانم به او نگاه کنم ، نکند شب اول قبر شرمنده بشوم ( اللهم جعلنی) بعد از اینکه گفتیم (اَن یرزُقنی طلبَ ثارکَ معَ امامٍ منصور من الاهل بیت محمد صلی الله علیه و آله وسلم- اللهم جعلنی عندک وجیه بالحسین علیه السلام ) خدایا به حسین قسمت میدهیم که من را پیش خودت آبرومند کنی. یک نکته داریم در اینجا ( و اَن یثبت لی عندک قَدمَ صِدق) و یکی هم در سجده داریم (اللهم لَکَ الحمدُ حَمدَ الشاکرین لک علی مصابهم الحمد الله علی رزیتی اللهم ارزقتی شفاعة الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدقٍ عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلو مهجهم دون الحسین علیه السلام) یعنی مبنا حسین است خدایا اگر میخواهم آبرومند بشوم با امام حسین آبرومند بشوم معلوم است که تو باید تکلیفت را نسبت به جایگاه امام حسین روشن کرده باشی (کلُ یومٍ عاشورا و کلُ یومٍ کربلا) تکلیفت را با حسین مشخص کن ، تکلیفت را با حضرت زینب مشخص کن تکلیف ما این نیست که بشینید گریه کنیم ، گریه کردن برای مصیبت عظیم است در رابطه با مصیبت اعظم تکلیف ما گریه کردن نیست در رابطه با مصیبت اعظم تکلیف ما روح انتقام است ، عملیاتی شدن هست تکلیفت معلوم کن خدا میگوید اگر آبرو میخواهی من مبنا را گذاشته ام حسین ، مبنا حسین است . شما مدام حسین حسین میگویید این حسین حسین که شما میگویید انتقامش گرفته شده یا نه ؟ بحث کردیم که انتقامش گرفته نشده چون ثارالله بودن معنای حقیقی ندارد معنایش حقوقی است ثار خون نیست که بزنی بچکد ، ثار الله جنبه ی حقوقی دارد حق حیاتی انسانی همه ی انسان ها با کشته شدن امام حسین گرفته شده وقتی جنبه ی حقوقی دارد انتقام گرفته نشده چون امام حسین در حاکمیت نیست بچه های امام حسین هم در حاکمیت نیستند تو تکلیفت را روشن کن میخواهی چه کاری بکنی ؟ مصیبت اعظم است ، مصیبت اعظم یعنی باید آن جبران بشود نه اینکه برای آن هم بشینیم و گریه کنیم آن که دیگر گریه کردن ندارد برای آن باید عملیاتی باشیم مثل اینکه بگویند قاتل بچه ات را گرفته اند و اینجاست بعد تو بشینی و گریه کنی و بگویی وای بچه ام . بگیر و دارش بزن یا برو و بگیرش میتوانی قاتل بچه ات را پیدا کنی برو و پیدا کن بنابراین خوب توجه کنید که اگر ما آبرو پیش خدا بخواهیم ، وجیه باشیم باید حسینی باشیم ف باید مثل حضرت زینب (سلام الله عیلها) باشیم . انسان بدون جهاد پیش خدا پشیزی ارزش ندارد یک ذره حیثیت ندارد پیش خدا بدون روح جهاد ، بدون عملیاتی بودن میشویم مثل همان هایی که مدیدند حضرت زهرا است ولی پشت در ها تنهایش داشتند فکر میکنید اطراف حضرت زهرا خانم ها و آقایونی نبودند که میدانستند او کیست؟ میشوی مثل چهار هزار تا شاگرد امام صادق ، گفتند امام صادق چهار هزار تا شاگرد دارد ، چهل تای آن ها آمدند در تشکیل حکومت کمک امام صادق کنند؟ خیلی از آنها از ایران و خیلی جا های دیگر آمدند و گفتند آقا چه کار کنیم ؟ گفت بیا و برو در این تنور . ولی امام امت شما بسیجی ها را داشت درود بر شما ها، زن ها وقتی میبینم. آن خانمی که بچه اش را بغل کرد رفت جلوی گلوله گاردی ها ایستاد احساس حقارت می کنم و اصلا نمی توانم خودم را با او یکی کنم او کجا و ما کجا؟ اگر آنها مرد هستند ما واقعا چه بگوییم؟ واقعا در مقابل این خانم ها من احساس کوچکی میکنم. در جبهه خودم را کشتم، من در جبهه سخت ترین کار ها را کردم ولی می بینم که نشدم آنی که آن خانم بود مثل حضرت زینب که در روز عاشورا بچه هایش را تکه تکه کردند و گفت «ما رایت الاّ جمیلا» جز زیبایی چیزی ندیدم مگر تحت تأثیر احساست قرار گرفتند ما نتوانستیم خودمان را مثل اینها ببینیم درود بر شما ها ، درود بر دوستان شماها درود بر خانواده شما که چقدر قوی هستیند ، امام کسانی را داشت که مسابقه میگذاشتند برای دویدن در میدان مین پدر و پسر هایی که باهم دعوا میکردند که کدامشان جلو تر برود در میدان مین این ها اگر زمان امام صادق بودند راست میگفتند وقتی که من با خیل جمعیت شما روبه رو میشوم با خودم میگویم چهار تا از شما ها کجا بودید در خانه ی حضرت زهرا از ناموس خدا دفاع کنید غربت یعنی این ، مظلومیت یعنی این کجا بودید که نگذارید طناب بیاندازند گردن باباتون نگدارید ببرند او را خیلی آدم غصه دار میشود که این تاریخ را نگاه میکند چونشما راست میگویید الحمدالله که راست میگویید.الحمدالله قدم صدق دارید چون تو بیست و پنج سال ثابت کردید.زنهای ما وقتی بمبارن می شد می رفتند تو راهپیمایی ها شرکت کردند بمب میزنند، بزنند. راست گفتید شما. ای کاش بودید شما، امام خیلی قشنگ می گفت امام می گفت حضرت زهرا دلش را به ایرانی ها خنک کرده. جبرئیل دل حضرت زهرا را با ایرانی ها آرام می کرد.اگر می خواهید آبرومند باشید فقرات زیارت عاشورا خیلی شفاف جواب میدهد، اگر می خواهید آبرومند باشید مثل آنها عمل کنید، حاضر به عملیات باشید، روح جهاد و روح انتقام را در خودتان زنده نگه دارید، بروید به کمک امام زمان، ما وقتی امام زمان را تنها بگذاریم نمی توانیم فردا پیش خداوند تبارک و تعالی آبرومند باشیم، خدا را شکر ما وقتی به یاد این نسل خودمان می افتیم یک مقدار عذاب وجدانمان کمتر است لااقل می دانیم بیست و پنج سال پیش آمدیم توی گود،بعضی از این رفقا را من می بینم دوست دارم فدایشان بشوم، کجا بودی چند وقته نبودی؟ گفته بودم خلیج فارس عملیات استشهادی. مرخصی گرفته از محل کارش که برود یاد بگیرد که اگر قرار شد بزند به دشمن چه جوری بزند به دشمن. درود بر اینها.( اللهم جعلنی عندک وجیه بالحسین علیه السلام فی الدنیاا و الاخرة) این رابطه دنیا و آخرت را هم بگویم . وقتی میگویند فی الدنیا و الآخره برای اینکه ما بفهمیم مبناهاحواسمان باشد که انسان خودش را درست معنا بکند، که عبارت است یک موجود دو مرحله ای که یک دنیا دارد و یک آخرت، دو مرحله ای در قوس صعود- در راه شناسی توضیح دادم- یعنی از خدا تا طبیعت را نمیگوییم از طبیعت تا خدا که دو مرحله دارد ، دنیا و ابدیت، داره یادت میدهد که خودت را ابدی نگاه کنی نه چند روزه معنا کنی. همه ی اشتباهاتی که ما میکنیم این است که معیارهای زندگی مان غلط است همش خودمان را از تولد تا مرگ معنا میکنیم ، تمام تصمیم گیریها، رفاقتها، دوستی ها،حسها، احساس خوشبختی هایمان احساس بدبختی مان فقط مربوط به دنیاست، وقتی ابدیت اضافه بشود خیلی چیزها عوض می شود یادت باشد انسان موجود ممتد از طبیعت تا بی نهایت است یک نکته را هم عرض کردم گفتیم وقتی از طبیعت شروع بکنید، از تولد، یک مقطع تان دنیاست، وفات دارید شما،1- وفات دارید 2- از وفات تا قیامت برزخ دارید 3- قیامت است که پنجاه هزار سال است4- قیامت تا ابدیت یعنی دیگر انتها ندارد. تمام این چهار مرحله بسته به این است که دنیایت را چه جوری بگذرانی - تو شرح حدیث عنوان مفصل اینها را توضیح دادم-چه جوری بگذرانی عمرت را، نوع گزران عمرت، جوانیت و دنیات، نوع وفاتت و تولدت به برزخ، نوع حیات برزخی، قیامت پنجاه هزار ساله و حیات بعد از پنجاه هزار ساله را، این لحظاتی که الان داری میگذرانی دارند تعیین می کنند. ما داریم الان ابدیت می سازیم ما جنینیم تو رحم مادر و به زودی متولد می شویم به آن طرف،باور کنیم که جنینیم، داریم ابدیت می سازیم با فکرهایمان با خیالاتمان، باشنیدنی هایمان با دیدنی هایمان، با گفتنی هایمان با خوندنی هایمان، با روابطی که برقرار میکنیم، با خشم مان با قهرمان، باغضب مان، باآشتی مان، با صلح مان،با دوست داشتن هایمان، با تنفرهایمان، همش می شود شاکله و این مجموعه متولد می شود به برزخ، خدا کند که خوب متولد بشود. -اللهم اخرجنی عن الدنیا سالما- خدایا من را سالم از دنیا خارج کن، خیلی دعای مهم است. برای همین تا شما حرف میزنید اهل بیت آخرت را سریع جلوی شما می گذارند.کسانی که با این منطق آشنا نباشند می بینی در قرآن نوشته آخرت، آخرت، آخرت، می گویند ما در دنیا داریم می گذرانیم همش قرآن از آخرت گفته، برای اینکه بفهمی این دوران جنینی بیشتر نیست در مقابل آخرت یک ساعت است یک نصف روز است - لَبِسنا یوماً او بَعض یوم- یک روز یا یک نصف روز ما تو دنیا بودیم - کم لَبستم- آیه شریفه قرآن است یک روز یا نصف روز. ابدیت را نگاه کن. حضرت زهرا سختی خیلی زیاد شکید گرسنگی، نداشتنها،داشتن و انفاقهای خوب می کردند وقتی حضرت رسول می آید می بیند دخترش تو چه سختی است، نمی گوید بیا این پول را بگیر برو برای خودت چی بخر میگوید ما قومی هستیم که خداوند برای ما دنیا را نخواسته، اخرت را خواسته. چی میدهد به حضرت زهرا؟ تسبیحات حضرت زهرا راپیامبر به او میدهد. نگاه را نگاه کنید ما چی؟ ما تا یک ذره مشکلات دنیایی داشته باشیم خودمان را بدبخت می دانیم، وقتی میگویند حالا اگر مصیبت زده هستی اگرمریض شدی اگر گرفتار شدی ، اگر یک مشکلی در زندگیت پیدا شده شکست خوردی، ابدیتی هم هست غصه نخور، نمی فهمیم هر چی می گویند انگار داری با دیوار حرف میزنی. چرا؟ چون فقط خودمان را از ابدیت تامرگ معنا میکنیم، ولی پیغمبر این جوری نیست به حضرت زهرا میگوید عزیزم خداوند برای ما آخرت را خواسته، پول نمیدهد برود مشکلش را حل بکند دستهای خونیش را مداوا بکند،میگوید بگذار دستهایت خون بیاید، گرسنه هستی بکش،این جوری حرف میزند. مبنا را دقت کنید چه جوری حرف زدن، ابوبصیر می آید خدمت امام باقر(علیه السلام) یک طعنه ای میزند به امام باقر میگوید آقا مثل اینکه شما امام هستی، یک قدرتهایی دارید شفاء می توانید بدهید، منظورش این بوده بالاخره شما امام هستید من را شفاء بدهید- ابوبصیر نابینا بوده-حضرت بهش می گوید بیا جلو، دستی کشید به صورت ابوبصیر، ابوبصیر بینا شد،حضرت گفت حالا که چی؟تو هم شدی مثل بقیه مردم، می خواهی این جوری باشی یا می خواهی با این کوریت بی حساب بروی بهشت، یعنی قیامت معطل نشوی، تا حشر شد بگویند ابوبصیر برو تو بهشت، کدام را می خواهی ابوبصیر؟ میگوید می خواهم بی حساب بروم بهشت نمی خواهم معطل بشوم. چرا ما وقتی یک مریض می شویم به زمین و زمان فحش میدهیم؟ خودمان را بدبخت میدانیم؟ پژمرده می شویم چون فلان مریضی اتفاق افتاده، افتاده که افتاده،مگر غیراز این است که تو دستگاه خدا رقم خورده؟ لباسی کهاهل بیت بپوشانند به تنت خیلی قشنگ است. چرازشت میبینی این لباس را؟ چون ظاهرش این جوری است که تو مریض شدی، چرا؟ چرا تا یک مصیبنی میاید سراغمان، اولین کاری که میکنیم روابطمان با اهل بیت قطع می شود؟تا ما را صدا میکننی که آقا جهاد، جهاد، امام زمان تنهاست مشکلات مادی مان را مطرح میکنیم؟ کی وقت دارد شکم سیرمی خواهد. این عزیزی که نامه نوشته گفته شما این حرفها را میزنید یک کم هم راجع به مشکلات اقتصادی صحبت کنید. ما زمان جنگ مشکلات اقتصادی مان بیشتر بود یا الان؟ اصحاب پیغمبر مشکلات شان زیاد بود یا ماها؟ اصلا ما اصحاب صُفحه داشتیم ، عده زیادی از اصحاب پیغمبر در مسجد می خوابیدند جا نداشتند، زن و مرد نه فقط مرد، اصحاب پیغمبر بودند به وظایفشان هم عمل می کردند. کی گفته ما باید همه مسائلمان حل بشود بعد یک وقتی به امام زمان بدهیم؟ نه، اگر میخواهی آبرومند باشی مثل آبرودارها زندگی کن. آنهای که آبرو داشتند آن جوری زندگی کردند. (اللهم جعلنی عندک وجیه بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الآخرة) نکته بعد این است که وقتی میگوید -فی الدنیا و الآخرة- یعنی اگر در دنیا نشود در آخرت هم نمی شود آبرو می خواهی الان آبرومند باش، شفاعت می خواهی ،شفاعت در آخرت جدای از دنیا نیست. شفاعت یعنی چی؟ خدایا شفاعت پیامبر و آل پیامبر را روزی من کن یعنی چی؟ اللهم رزوقنی شفاعت الحسین یوم الورود-شفاعت یعنی شما همین الان با شفاعت امام حسین آمدی اینجا نشستی، مگر ما با غیر شفاعت امام حسین و امام زمان می توانستیم بیاییم اینجا؟یک دانه از ما لیاقت داشتیم؟فکر می کنید ما همین جوری کشکی آمدیم مجلس امام حسین آن هم حرم حضرت عبدالعظیم، آنهم شب جمعه که یک زیارت اینجا، یک سلام گفتن به اینجا مثل این است شما تو کربلا به امام حسین سلام گفته باشی، همه اینها را ببینید شما خودتان لیاقت داشتید؟ امام صادق(علیه السلام) می فرماید یک دانه از شما نمی توانید یک اسمی از ما یا از خدا بیاورید مگر این که اول ماها به دل شما نگاه میکنیم (ولا کِنَّ الول اول لیس الذکر من مراسم اللسان و مناسم الفکر ولاکن الاول من المذکور و الثانی من الذاکر) اول مذکور یاد دل ذاکر را میکند بعد ذاکر ذکر می گوید. شفاعت یعنی همین، از این شفاعتها استفاده بکنیم. شفاعت یعنی جفت شدن، نزدیک شدن، شما الحمدالله رب العالیمن در بهترین جای دنیا نشستید در مجلل ترین پیشرفت ترین میکده های دنیا نشستیدف فکر میکنید حرم حضرت عبدالعظیم کم جایی است شما ببینید ما دیگر از کربلا مهمتر نداریم که، از حرم امام رضا مهمتر که نداریم- تو بحث زیارت عاشورا تو همین بحث گفتم برایتان- حرم حضرت عبدالعظیم شب جمعه- من زار وَلدی عبدالعظیم بِری کم من زارولدی الحسین بکربلا-پیغمبر فرمود، امام هادی فرمود( من زار عبدالعظیم بِری کم من زار الحسی بکربلا) کم ثوابی است مگر؟ برای همین اگر یک وقتی کلاس نبود اشتباه نکنید نیایید شب جمعه ها حالا دعوتتان کردند بیایید بی لیاقتی نکنید کلاس غیر از دوستی و محبت است کلاستون خوب است آن را بیایید عزیزانی هم که شب چهارشنبه ها می آیند قم به آنها هم گفتم گفتم یک موقع درس نیست ولی حضرت معصومه هست مگر کم است من مشرف شوم به بارگاه حضرت معصومه؟ فی الدنیا و الآخرة- شفاعت همین جاست، آبرومندی همین جاست، رفاقت همین جاست،هر اتفاقی قرار است بیفتد اینجا باید بیفتد. دنیاست که برزخ را می سازد،قیامت را شکل میدهد حیات ابدی را هم برای شما می سازد، هر کاری می خواهی بکنی همین الان بکن هی حواله نکن که بعداً یک اتفاقی بیفتد بعداً نه، الان، آخرت هر اتفاقی بیفتد از دنیایت می گیرند بهت می دهند، از این شفاعتها استفاده کن، ببین اهل بیت تو ایران چی کار کردند برای ما،میلونها پاتوق درست کردند که شما شفاعت بشوید دائما، به هر بهانه ای محبین و شیعیانشان را میکشند برای شفاعت، ماها گاهی وقتها پشت میکنیم ، جواب نمیدهیم، دعوتمان میکنند،ترجیح می دهیم برویم یک جای دیگر با میکده سنخیت برقرار نکردیم. شفاعت یعنی همین عزیزم،- اللهم جعلنی عندک وجیه بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الآخرة- آخرتتان تضمین است وقتی که اول را این طوری باهاتون میکنند، شیطان یک موقعی گولتون نزند، وقتی دعوتتون میکنند میارند اینجا، شاد باشید. مژده خیلی خوبی است اینها،فقط مواظب باشیم این لیاقت را از دست ندهیم مواطب باشیم دروغگو نباشیم- ان یثبتنی قدم صدق- حالا که اینها تا اینجا ما را آوردند بد است که ما بدی بکنیم برگردیم. امام حسین بعضیها را از مدینه کشاند آورد تا کربلا از کربلا همه فرار کردند. شفاعت را شما نگاه بکنید چقدر قدرتمند است، از مدینه آورد کربلا، کربلا نیستادند. ما اگر بی لیاقتی می کنیم محروم میشویم از کیست؟ از خودمان است.در یکی از عملیاتها بعد از عملیات آمدم چادر، دیدم یکی داره میزند به سرش گفتم لابد یک کسی را از دست داده،دیدم نه این اصلا آرام نمی شود، گفتم بالاخره شهید شده بهشت رفته، جای ما خالی،گفت من یک گندی بالا آوردم که نمی دانی گفتم چی شده؟گفت پریشب خواب دیدم که عملیات است فرشته ها آمدند این پسرعموم را بردند بالا، پسرعموم گفت فلانی توام بیا دست من را هم گرفت، گفت من یاد خانواده افتادم،دیدم این من را برود بالا جدی جدی داریم میرویم، دیدم از این ور هم نمی توانم دل از زمین بکنم-اَ ثاَقلتم الی الازض اَرضیتُم بالحیات الدنیا) سنگین شدید به روی زمین، راضی شدید به این زندگی، خیلی عجیب است سوره توبه( وما لکم اِذا قیل لکم اِنفروا فی سبیل الله) چتون شده وقتی میگویند جهاد کنید در راه خدا؟ به چی می چسبید شما؟- ارضیتم بالحیات الدنیا-راضی شدید به اینجا؟بعد تهدید میکند تهدیدش خیلی تهدید تندی است در سوره توبه،گفت یک دفعه دستم را کشیدم از دستش دیدم یک دفعه سقط کردم روی زمین از ترس از خواب پریدم ، گفت این خواب را که من دیدیم هشیارم نکرد، گفت دیشب رفتیم عملیات اون پرید و این هم وضعیت منه، من جا ماندم. این فرصت داشت بعضی ها امام حسین آمد سراغشون امام حسین بهشون گفت نرفتند بعداز کربلا چقدر آتش گرفتند. حالا ما را هم میایند بهمان میگویند ما را تو مقام فاطمه زهرا دعوت میکنند امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود اگر کسی به مقام انتظار برسد با من و هم درجه من در بهشت است ببینید تا به کجاها ما را دعوت میکند ما رغبتی در دلمانایجاد نمی شود مدام هم به این و آن ایراد میگیریم که آره آنها این جوری کردند آنها حضرت زهرا را تنها گذاشتندامام حسین را تنها گذاشتند حالا خودمان هم طور هستیم رغبت در ما ایجاد نمی شود. میگوید آقا چند وقت است مشهد نرفتی می گوید نمی طلبد، امام رضا دائم نمی طلبد تو نمی طلبی. او دائما طلب ایجاد میکند مقرارتش ،شرایطش، پولش، وقتش،فرصتش را هم برایت ایجاد میکند آخر هم این لیاقت را نداری بروی مشهد یک سری به حضرت بزنی- قل اِن کان آبائکم و ابنائکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتِکم و اموال اقتَرَفتُموها وتِجارةٌ تَخشونَ کَسادَها و مسـکن تَرضَونها اَحَبَّ اِلیکم مِن الله و رسوله و جهاد فی سبیله فَتَرَبَصوا حتی یأتی الله بِاَمره والله لا یَهدی القوم الفاسقین)ترجمه نمیکنم برایتان فقط می خوانم( الذین آمنوا و هاجروا فی سبیل الله و اموالهم و انفسهم اعظم درجةً عندالله و اولئک هم الفائزون) فقط همین ها رستگار هستند. آیه 41 می فرماید( یا ایها الذین آمنوا ما لکم اِذا قیلَ لکم اِنفِروافی سبیل الله اِثاقلتم الی الارض ارضیتم بالحیاة الدنیا فَما مَتاعُ الدنیا فی الآخرة الّا قلیل)اگر نسبت را خوانده باشید می توانید این آیه را بفهمید بدون نسبت نمی شود این آیه را درست فهمید می فرماید ای کسانی که ایمان آوردید چی شده مومنین وقتی بهتان می گویند در راه خدا جهاد کنید سنگین شدید روی زمین راضی شدید به این حیات دنیا، چه چیزیست حیات دنیا درآخرت مگر یک متاع قلیل. دنیا در مقابل آخرت یک کالاست یک متاع است.- اِنفروا خِفافاً و ثُقالاً و جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذلک خیر لکم اِن کنتم تعلمون) اگر بفهمید خیلی برایتان بهتر است.

والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد واله الطاهرین