جلسه 133 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
133
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
2
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 133 - شرح زیارت عاشورا

شرح زیارت عاشورا: جلسه 133

بحث مان درباره بایدهای مجلس سیداالشهدا (علیه السلام) بود که از زبان خود سیدالشهدا (علیه السلام) عرض کردیم که اگر کسی به مجلس حضرت بیاید یکی از این چهار چیز گیر او می آید. یکی اینکه با معارف الهی و عقائد محکم آشنا می شود و یکی اینکه مسائل اخلاقی و عدالت را می آموزد و دیگر اینکه با آداب، روابط و دوستی ها آشنا می شود. برادر خوب و دوست خوب پیدا می کند که در راه دین کمک او باشد و دیگر اینکه از هم نشینی علما در مجالس بهره مند می شود.

دیگر از نبایدهای مجلس می خواهیم صحبت بکنیم یا همین طور از باید ها بگوییم که نبایدها بیشتر مشخص بشود. مجلس امام حسین (ع) در یک کلام باید روح حسینی به انسان بدهد. اگر کسی بخواهد بداند روح حسینی چیست باید با همه محتوای زیارت عاشورا آشنا باشد تا بداند روح حسینی یعنی چه. چون عرض کردم زیارت عاشورا منشور زندگی یک شیعه است. ما در زیارت عاشورا با همه فرمول های اساسی زندگی مان که ارتباط مستقیم با ابدیت ما دارد آشنا می شویم.

مجلس امام حسین (ع) باید به ما بیاموزد که زیر بار بدعت ها نرویم. باید با بدعت ها مبارزه بکنیم. کما اینکه سیدالشهدا (علیه السلام) زیر بار بدعت ها نرفت. ما بعضی وقت ها در مجالس مان بدعت ایجاد می کنیم. . یعنی مجلس امام حسین (ع) هست در آن چیزهایی را می آوریم که در دین وجود ندارد. غلبه مستحبات بر واجبات یا آمدن چیزهایی که اساسا در دین نیست. زوائدی که ما اضافه می کنیم. می آوریم. مثل بعضی از نحوه های عزاداری. مثل آوردن بعضی از تجهیزات و علامت هایی که خدمت تان عرض کردم مثل علامت ها و صلیب هایی که افراد می کشند. اینها بدعت هست. مثل قمه زدن و خیلی از رفتارهای زشتی که افراد در مجلس امام حسین (ع) به اسم امام حسین (ع) انجام می دهند یا آلات و ابزار موسیقی خیلی تند و ناجوری که در خیلی از مجالس راه پیدا کرده است.

در این مجالس ما متاسفانه با بدعت گزاری های زیادی روبرو می شویم و تحریف ها و انحرافاتی که شایسته مقام سیدالشهدا (علیه السلام) نیست. ما باید در مجالس امام حسین (علیه السلام) یاد بگیریم که... که حالا در بحث «سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَن حارَبَکُم» مفصل خدمت تان عرض خواهم کرد. در بخش بعدی این عبارت توضیح خواهم داد چون دو بار آمده است. ما باید در مجلس امام حسین (علیه السلام) یاد بگیریم که چگونه کینه مقدس داشته باشیم نسبت به هر چیزی که با ولایت سازگاری ندارد. هر چیزی که با راه امام حسین (ع) و راه امام زمان (ع) سازگاری ندارد، یاد بگیریم که از آن متنفر بشویم، با آن کنار نیاییم و سازشکار نباشیم.

در مجلس درس امام حسین (ع) ما باید شجاعت را یاد بگیریم و در برخورد با دشمنان ترسو نباشیم. شما خصوصیتی را که در همه اصحاب سیدالشهدا (علیه السلام)، از زن و مردشان می بینید این است که هیچکدام آنها، لحظه ای ترس در وجودشان نیامده است. از زن و مرد و کودک و بزرگشان. هیچکدام در برخورد با کفار و دشمن نترسیدند. این را ما باید یاد بگیریم که وقتی سر بچه کوچکش را برای او پرت می کنند، سر بچه اش را بردارد محکم با آن سر بزند به کس دیگری و او را بکشد بعد بگوید ما این هدیه را پس نمی گیریم. یک مادر نسبت به سر فرزندش.

به جای اینکه بنشیند ذلیلانه سر بچه اش را به دامن بگیرد و شروع کند به داد و فریاد کردن، جزع و فزع و گریه کردن، حتی به دشمن فرصت نمی دهد یک لحظه آه او را ببیند. داغ یک آه را به دل دشمن می گذارد. سر بچه اش را برمی دارد پرتاب می کند به طوری که با این سر، کسی را می کشد. این عین شجاعت است. حالا این بحث شجاعت بحث مفصلی دارد که اگر رسیدیم مستقلا به آن می پردازیم که نباید ما در برخورد با دشمنان ترسو باشیم. در مجلس امام حسین (ع) ما باید اراده و عزم مان زیاد را بکنیم که این را من در بحث جهاد انشاالله برای شما توضیح خواهم داد.

در مجلس امام حسین (ع) ما باید ثبات قدم یاد بگیریم که نبریم. سرد و گرم نشویم، دمدمی مزاج نباشیم. اگر دیدیم وظیفه ای در مقابل امام مان به خصوص به خصوص به خصوص امام زمان مان داریم، شل نباشیم. سرد نشویم. دلسرد نشویم. موانع، حوادث، تلخی ها و ناکامی ها ما را سست نکند. شیطان بسیار بسیار فعال عمل می کند. برای اینکه با بزرگ کردن سختی ها و مشکلات، شخص را از انجام وظائفش نسبت به حضرات و به خصوص وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) باز بدارد و راه او را به راه دیگری منحرف بکند.

ما باید یاد بگیریم که چگونه این اصحاب با وجود آن همه مصائب، مشکلات و آفات نبریدند. شخصی هست، جوانی هست، چند نفر هستند که مشکلات خانوادگی دارند، خانواده شان بیرون از لشکرگاه گرفتاری هایی دارند که اینها اگر بروند، مشکلات شان حل می شود. یکی در مورد دختری هست که به او علاقه دارد، می خواهد با او ازدواج کند. یکی در مورد فرزندانش هست و در مورد برادرانش. حضرت به آنها می گوید شما چرا نمی روید؟ همان شب عاشورا به آنها می گوید شما هم بروید مشکلات تان را حل کنید، فرصت خوبی هست، تاریک هم هست کسی با شما کاری ندارد. بروید مشکلات تان را حل کنید. امتحان سختی هست که انسان یک کسی که به او علاقه دارد بیرون از لشکر، بیرون از فضای جنگ گرفتاری دارد که این می تواند آن را حل کند ولی همه گفتند فدای تو ای امام حسین ما هرگز دست به چنین کاری نمی زنیم. هرگز این کار را نمی کنیم. هرگز تو را تنها نمی گذاریم.

ما باید یاد بگیریم با مشکلاتی که داریم هیچوقت از خدمت به امام زمان (ع) و خدمت به دین خدا طفره نرویم. کوتاه نیاییم. این مجالس باید انسان های اینگونه را تربیت بکند. در واقع یعنی گریه کردن وسیله ای است برای اینکه انسان به این روحیات برسد. والّا مستقلا چه فایده ای دارد. گریه اگر قرار باشد آثار عملی نداشته باشد و پیروی عملی و تبعیت نیاورد یک فریب بیشتر نیست. این فرمول را من به شما عرض کنم یادتان نرود. هر وقت عبادت اثر خودش را نگذارد، (اثری که باید بگذارد) حتما خنثی نیست. یادتان نرود. عبادت هر گاه نتواند اثر خودش را بگذارد خنثی نیست بلکه اثر متقابل می گذارد. نمازی که از فحشا و منکرات دور نکند، انسان را به فحشا و منکر می رساند. توجه فرمودید؟

گریه ای که سازنده نباشد مضر است. خنثی نیست. سابقه دینی، جهاد، جبهه، خانواده شهید بودن، خانواده جانباز بودن، نمی دانم جزو آزادگان بودن، پیشکسوتی در جهاد و خون، زحمات زیاد اگر قرار باشد روی فطرت ننشیند، حتما کجا می نشیند؟ روی طبیعت می نشیند. حتما طبیعت را گردن کلفت تر می کند. یادتان نرود. هیچ صورت مقدسی در اسلام نیست که اثر خودش را نگذارد مگر اینکه اثر متقابلش را می گذارد. یعنی اگر قرار باشد صورت مقدس سازندگی نیاورد. حتما تخریب می آورد. حتما تخریب می آورد. گریه بر امام حسین (ع)، مجلس امام حسین (علیه السلام) اگر این آثاری که حضرت می گوید را نداشته باشد، این خصوصیاتی که باید داشته باشد را نداشته باشد، حتما در انسان حجم زیادی از طبیعت اما طبیعتی که با نقاب چه هست؟ با نقاب دین و فطرت هست، حتما این را برای انسان می آورد. یعنی انسان را در طبیعت مداری گردن کلفت تر می کند.

برای همین شما اگر نگاه کرده باشید، می بینید که ما بیشترین ضربه ها را در اسلام از کسانی خوردیم که اهل نماز، روزه، تدین، روحانیت، لباس های مقدس، مکان های مقدس و این چیزها بودند. توجه فرمودید؟ بیشترین ضربه! همه ائمه را کسانی کشتند که نمازخوان بودند و مسجد برو بودند. یعنی به ظواهر اسلام عمل می کردند. امام زمان (ع) هم که ظهور بکند، در روایت داریم که بیشتر متدینین امام زمان (ع) را اذیت می کنند. سابقه دارها امام زمان (ع) را اذیت می کنند. عالم ها امام زمان (ع) را اذیت می کنند. اهل قرآن بیشتر امام زمان (ع) را اذیت می کنند. این جوریست.

یعنی اگر انسان نتواند این قرآنی که می خواند، عبادتی که دارد، لباس مقدسی که می پوشد، جبهه ای که می رود، فعالیت مذهبی خوبی که می کند را خوراک خودش بکند که با آن روشن بشود، تاریک ترش می کند. خنثی نیست که بگوییم خب حالا اگر ما را رشد نداد چه می شود؟ اگر رشد نداد لااقل اثری هم ندارد. نه! مجلس امام حسین (ع) رفتن، دعا کردن، نماز شب خواندن، ذکر گفتن، نمی دانم نمازهای مستحبی، دعای توسل، دعای کمیل، ندبه و نمی دانم چه و چه و چه، تسبیح دست گرفتن، از این مجلس به آن مجلس، قرائت قرآن، کلاس تفسیر رفتن، زیاد قرآن خواندن، عبادت، روزه، همه اینها وقتی سازنده نباشد، مخرب می شود.

شیطان هم از این حرفهای من می تواند علیه شما سوء استفاده کند. می گوید مگر آقای شجاعی این حرف را به شما نزد؟ خب! حالا که نمازهای ما فایده ای که نداشته مثلا... بعضی ها ممکن است این جوری کنند. شیطان هم می آید می گوید که .... چون گفتیم حمله از عقب چه هست؟ در حمله های شیطان توضیح دادیم که شیطان در صراط مستقیم چهار نوع حمله دارد: حمله جلو، عقب، راست و چپ. گفتیم در حمله از عقب شیطان می آید چکار می کند؟ شیطان می آید انسان را از گذشته اش در سه مرحله به زمین می زند. حمله از عقب یعنی همین. یعنی حمله از گذشته.

می گوید تو که گناه کردی، این همه معصیت داری، این همه سابقه بد داری، دیدی که آقای شجاعی هم چه گفت، نمازهایت هم که به درد نمی خورد، هر چقدر هم که عبادت کردی بدتر شدی، اصلا نکن. ادامه نده. این خطرناک است. هر پیامی که به ما قطع ارتباط بدهد مال شیطان است. مال خدا نیست حتی اگر در مقدس ترین صورت ها باشد. هیچوقت ما نباید عمل را قطع کنیم. بلکه باید کیفیت آن را بالا ببریم. شیطان می آید می گوید این چه نماز جماعتیست، این چه مسجد رفتنیست، این چه حجیست، این چه مجلس امام حسینی است، دیگر نمی خواهد بروی. هر وقت گفت نه، قطع کن، این مال فرشته ها نیست. مال خدا نیست. شیطانی هست که دارد شما را از مقام مقدس نصیحت می کند. باید بفهمی که این پیام شیطان است. ما هیچوقت حق نداریم عبادت یا وظیفه مان را چکار کنیم؟ قطع کنیم. باید آن را درست کنیم. اصلاح کنیم. توجه فرموید؟ بگوییم رهایش کن چون آلوده می شوی، از طلبگی بیا بیرون چون این جوری شد، نمی دانم این لباس را دربیاور چون این جوری شد، دیگر مجلس امام حسین (ع) نرو، دیگر روضه نخوان، دیگر چکار نکن، دیگر چکار نکن، این شیطانیست. نه! آدم باید کیفیت را بالا ببرد. خودش را باید اصلاح کند.

(خب عزیزان باز زحمت بکشند جلو بیایند. خواهرها هم تا می توانند جلو بیایند. یک صلوات ختم بفرمایید بلند شوید بیایید جلوتر. عقب خواهرها جا ندارند.)

گفتیم بیایید جلو یک درسی هم از این جهت بگوییم. در مجلس امام حسین (ع) جای احترام گذاشتن به همدیگر است چون همه مهمان که هستند؟ مهمان امام حسین (ع) هستند. یعنی ما نباید خودمحور بیاییم در کلاس ها بنشینیم. در جلسات بنشینیم. از دم در که کسی داخل می آید باید دقت کند که مجلس، مجلس محترمی هست، مجلس مال کسی نیست، صاحب مجلس خودشان هستند، همه مهمان ائمه هستند باید به بقیه احترام بگذارند.

حضور کسی نباید به کسی آسیب برساند، ضربه برساند، ضرر بزند. نباید کسی در مجلس از دست ما اذیت بشود. آزار ببیند. غریبه نیاییم و برویم. در خودمان نباشیم. به فکر بقیه هم باشیم. یکی از آدابی که به ما در مورد در مجلس نشستن به ما یاد دادند این است که در مجلس می نشینید حواستان به بغل دستی های تان باشد. یعنی فکر این نباشید که خودتان بروید یک جای خوب پیدا کنید بنشینید با بقیه کاری نداشته باشید. در روایت داریم که ده کس را آدم ندانید. اینها آدم نیستند. یکی کسی هست که جایی که جا کم است، چهار زانو بنشیند. حضرت صادق (علیه السلام) فرمود. یعنی به دیگران جا ندهد بنشینند.

حالا یک کسی پایش درد می کند، بعضی ها هم که مثل من که کلا از کمر و پا و اینها معیوبند، دراز هم می کشند. ما بعضی وقت ها دراز می کشیم اگر صندلی نباشد، پایمان را هم دراز می کنیم، زیاد روی زمین نمی توانیم بنشینیم، این عیبی ندارد، مریض است. یکی باید بخوابد، بگیرد بخوابد هیچ اشکالی ندارد. جایش همان قدر است که باید... کاری با آدم های مریض و عذردار نداریم. یکی هست پا درد دارد، پاهایش مشکل دارد، زانویش مشکل دارد، بعضی ها پاهای شان زود سر می شود. اینها پایشان را باز می کنند یک مقدار راحت بشوند. ولی باید حرمت نگه دارند. به احترام دیگران اگر جا تنگ است جا بدهند.

خداوند هم می فرماید چه؟ جا باز کنید. در قرآن می فرماید که (آیه قرآن است) در مجالس برای همدیگر جا باز کنید. این که خودم حالا یک جایی نشستم نه! بعضی از عزیزان زود آمدند اینجا را پر کردند، گفتند که اقلا آنجا جا باشد. دیگر منتظر نشدند ما مثل هفته های قبل صدا بکنیم. ده دفعه هم نباید بگوییم بیایید جلو. از اول عزیزان بیایند، خانم ها بیایند پر کنند، جلو بنشینند. عرض کنم خدمت تان آقایان بیایند بنشینند. الآن وسط ها جا هست. آن عقب آقایان ممکن است جا کم گیر بیاورند.

اینکه ما خودمان را نیم متر تکان بدهیم به جایی بر نمی خورد. از اول هم برویم یک جایی بنشینیم که اگر تنبلیم، نمی توانیم خودمان را تکان بدهیم از اول یک جایی بنشینیم که نیاز به تکان خوردن نباشد. مثل این آقایان زرنگ که الآن آمدند اینجا. دیگر تکان هم نمی خورند. ولی در مجالس باید به فکر هم باشیم. به همدیگر احترام بگذاریم و حضور ما به دیگران زحمت ندهد و برای دیگران مشکل درست نکند. تا آن جایی که می توانیم به دیگران جا بدهیم. به دیگران کمک بکنیم. به آنها احترام بگذاریم. این خیلی مهم است که از آداب مجلس هست.

حالا ممکن است فرض بفرمایید که این تهدید تندی که حضرت می کند که مثلا یک نفر... این مصداق است دیگر. والّا این جوری نیست که وقتی گفت ده کس را آدم را ندانید، کسی که مثلا در جایی که جا تنگ است به جای اینکه دو زانو بنشیند، چهار زانو می نشیند مصداق های دیگر نداشته باشد. چرا! یازدهمی و دوازدهمی نداشته باشد، چرا. یک مصداق است. کلام معصومین یادتان باشد هر وقت غالبا با شمارش روبروست، فقط مصادیق را دارند می گویند والّا ما باید بدانیم نوع این کارها خوب نیست.

سر سفره یک جوری بنشینیم که جا برای بقیه نباشد مجبور بشوند بروند بیرون بنشینند یا جای بد بنشینند. در مجلس یک جوری بنشینیم که دیگران اذیت بشوند. به هر حال انسان باید به انسان های دیگر حرمت بگذارد. به خصوص که اطراف او مومنین باشند. در روایت داریم که: «اَلمُومِنُ اَعظَمُ حُرمَةً مِنَ الکَعبَه»؛ حرمت مومن از کعبه هم بالاتر است. لذا در این مجالس که می آیید با حس دوستی، مودت، عاطفه و احترام زیاد، بالاتر از احترام به کعبه به همدیگر بیایید در این مجالس وارد شوید. بالاتر از احترام به خانه خدا. این جوری به همدیگر نگاه بکنید تا دل های تان به همدیگر نزدیک بشود. آنموقع رحمت و مودت الهی بیشتر به سراغ ما خواهد آمد.

وقتی در جمع ها بی توجهی به همدیگر باشد، بی محلی به هم باشد. در آن جمع ها آسیب می آید، شیطان می آید، بی برکتی می آید. وقتی خشونت باشد، کلام تند باشد، عرض کنم خدمت تان که نیش زدن باشد، آنجا تلخی و نفوذ شیطان بیشتر خواهیم داشت. به هر حال یکی از آداب در مجالس همین هست که باید رعایت بکنیم.

خب! این مشکل را ما در نماز جماعت های مان هم داریم. امام امت دردمندانه من در یک جائی دیدم ایشان داشت خیلی با درد این را یاد می کرد. می گفت من در کشورهای سنی که رفتم، می دیدم که اینها چقدر منظم نماز می خوانند. ولی شیعیان بی نظمند. شما بعد از کلاس به همین مصلا مراجعه کنید. توجه فرمودید؟ من در قم هم که هر روز مسجد اعظم می روم نماز می خوانم این را می بینم. به خصوص سه شنبه ها که شب جمکران هست و جمعیت می آید جا نیست، خیلی ها از نماز محروم می شوند در حالیکه وسط جمعیت ما صدها فضای خالی داریم. هیچکس همت نمی کند، نفر جلویی که جا باز هست، مهرش را برنمی دارد برود جلو را پر کند. تنبلی!

خب اگر آدم می خواهد خودساخته بشود... قبلا خدمت تان عرض کردم بیشترین دلیل جهنم رفتن ها تنبلی است. از خباثت نیست از تنبلی است. غالب کسانی که سر از جهنم درمی آورند آدم های تنبلی هستند، همت ندارند. نمی گوید من در این نماز جماعت همان طور که وظیفه دارم بیایم نماز، نماز لازم است، وظیفه دارم نماز جماعت را درست برقرار کنم. حق ندارم تا صف جلو پر نشده، صف دوم بایستم. حق ندارم تا صف دوم پر نشده بروم صف پنجم بایستم. باید تا آنجایی که امکان دارد برویم پر می کند. تا آنجائی که می توانیم جلو برویم. اگر این امکان برای ما وجود دارد.

گاهی وقت ها افراد عذرهایی دارند. باید بنابر یک عذرهایی عقب بایستند. حالا کاری نداریم. ولی آنجائی که می شود برویم. بعد فرمودند صف ها فشرده باشد. یعنی این شانه های تان به هم بچسبد. در تنگی بایستید با همدیگر. این خیلی ارزشش بیشتر است. شما اگر در جایی یک چنین نمازی بخوانید می بینید که چقدر صف های این نماز و آثار آن بیشتر از آن موقعی هست که خیلی با فاصله ایستاده اید. گاهی وقت ها من می بینم در صف ها یک برابر خودشان جا دارند. یعنی افراد با فاصله بیست سانت، سی سانت ایستاده اند، دارند نماز می خوانند. در حالیکه عده ای زیادی بیرون هستند.

مثلا زمستان است، به بندگان خدا نوبت نمی رسد. یا می خواهند بیایند نماز بخوانند در جائی که فضا کم است باید در سرما و برف و باران بایستد چون یک مشت مومن تنبل خودخواه که فقط دین و عبادت و ثواب را برای خودشان می خواهند، آدم های خودخواهی که فقط آنجا می روند برای خودشان جمع کنند حتی ثواب را، حاضر نشدند به اینها جا بدهند. اینها از عبادت، از ثواب نماز جواب یا خیلی چیزهای دیگر محروم می شوند چون ما تنبلیم. چون ما خودخواهیم، حاضر نیستیم دو متر از جای مان تکان بخوریم. صدها نفر، هزاران نفر گاهی وقت ها از عبادت های شان به خاطر خودخواهی های ما محروم می شوند.

شما در جمکران بروید ببینید. جا هست که خیلی ها بیاین در مسجد بنشینند ولی در زمستان سرد باید بروند بیرون از مسجد بنشینند ذکر بگویند . چرا؟ چون ما بلد نیستیم چطور نماز بخوانیم. بلد نیستیم چطور عبادت کنیم. نمازم را خواندم، نماز تهیت را در مسجد خواندم، نماز امام زمان (ع) را خواندم، بلند نمی شوم بیرون بیایم که ده تا مومن دیگر بتوانند داخل بروند. همانجا نشسته ام، جا خوش کرده ام با خودخواهی ، فکر می کنم که چقدر هم اینجا صفا دارد، الآن امام زمان هم بیاید تحویلم بگیرد. بچه های امام زمان (ع)، شیعیان امام زمان (ع) بیرون سردشان است، دارند اذیت می شوند، نشسته ای اینجا جا خوش کردی؟! این که نمی شود.

گاهی وقت ها من در این مصلا دیدم که جا نیست و افراد می آیند بیرون می ایستند. ولی در مسجد که می روی می بینی که لااقل پانصد نفر جا می شود که بایستند. همه هم مقصرند. همه هم گناهکارند. امام نماز ترک ها را خیلی به رخ کشیده بود . در ترکیه که اهل تسنن می ایستند نماز می خوانند. اینها پنجه های شان همه بغل هم هست. ما نه! ما آداب نماز جماعت را رعایت نمی کنیم. اصلا توجه نداریم. خیلی وقت ها اصلا نماز جماعت های ما باطل است.

شما حرم امام رضا (علیه السلام) بروید از آن جمعیت زیاد لااقل من گاهی وقت هاحساب کردم، نماز دو یا سه هزار نفر باطل است. نمی دانند باید نماز جماعت را کجا بخوانند. جاهایی که نماز باطل است می ایستند نماز می خوانند. به فتوای همه مراجع. اصلا توجه نمی کنیم که مجلس فوت و فن دارد. مهارت دارد. باید مهارت های مجلس رفتن را یاد بگیریم که در مجلس چطور باید بنشینیم. کجا باید بنشینیم. حواسمان چطور به دیگران باشد. چطور راه برویم. چطور... اینها را دقت نمی کنیم. حالا فقط مسئله اینجا نیست. در مسجدهای مان هم این مشکل را داریم.

مثلا خانم ها بندگان خدا می خواهند نماز بخوانند، آقایان بی قید، دقت نمی کنند که خب بین صف آقایان و خانم ها باید یک اتصالی باشد. حالا بنابر لزوم یک پرده ای می کشند. ولی دقت نمی کند می رود یک جائی می ایستد تا خانم ها بخواهند بیایند به آقا متصل بشوند، نمازهای شان یا باطل است یا اصلا نمی رسند. چرا ما باید این جوری باشیم؟ مگر اینها مومنین نیستند؟ مگر اینها حرمت شان از کعبه بالاتر نیست؟ خب آقا شما برو از بغل پرده خانم ها و نزدیک امام جماعت بنشین. بنشین که اولین کسی که از خانم ها آمد آنجا نماز بخواند، نمازش درست باشد. قید نداریم که حالا این، این جوری باشد.

خیلی وقت ها آقا نماز جماعت را شروع کرده تا سوره هم رسیده یعنی حمد را تمام کرده، دارد سوره را می خواند، این آقایان می توانند بروند وصل شوند به نماز برسند، منتظر است، نشسته است که یک کسی بیاید برود جا را پر کند که مگر این برسد. باور کنید. آقا به رکوع رفته، این همت نکرده برود آنجا قامت ببندد. حالا بعضی ها انقدر تنبل هستند که آنها دیگر خیلی دیگر شورش را درآورده اند. می بینید مثلا آقا در رکوع است، سلانه سلانه، یا الله! یا الله! می خواهد اینها مثلا یک ربع در پارک رکوع باشند، آقا و بقیه که ایشان تشریف بیاورد، افتخار بدهد نماز را اقامه کنند. یعنی هیچ عجله ای هم ندارد. بعضی ها می دوند. بعضی ها با یک هیجانی سعی می کنند خودشان را به نماز برسانند. بعضی ها اصلا هیچ عجله ای هم ندارند به رکوع برسند. رسیدند، رسیدند. نرسیدند هم نرسیدند. یعنی تنبلی انقدر!

گفت آقا من به تکبیر نرسیدم بعد از تکبیر شما رسیدم، چکار کنم ثواب آن را ببرم. فرمود اگر این کوه ابوقبیس را همه را طلا داشته باشی در راه خدا صدقه بدهی دیگر به ثواب این تکبیری که از نماز جماعت عقب افتادی نمی رسی. همه این کوه را طلا داشته باشی و صدقه بدهی دیگر به ثواب آن نمی رسی. ما عجله ای هم نداریم که به نماز جماعت برسیم. اصلا ما خیلی سستیم. بی اراده هستیم. تنبلیم.

آقای قرائتی از قول یکی از علما می گفت. می گفت من رفتم خانه امام ، دیدم امام دارد نماز فرادی می خواند. هیچکس نبود. دیدم تا امام سر نماز چشمش به من خورد اشاره کرد. یعنی چه؟ بیا زود اقتدا کن. لااقل دو نفری بخوانیم به یک ثوابی برسیم. ما خیلی وقت ها ده نفر هم هستیم. حالا دائم تعارف می کنیم تو برو جلو. او می گوید نه شما برو جلو. آخر هم همه می ایستند یک گوشه ای نماز می خوانند. با بی همتی! در شعائر اسلامی اگر خدا یک چیزی را جدی گرفته، جدی بگیر. تو نمی توانی جدی بگیری بدان که بین تو و خدا اختلاف هست. بدان تو سنخیت نداری با رسول الله! چون در روایت داریم رسول خدا یا ائمه دیگر فرمودند جماعت را بخوانید حتی اگر روی نیزه باشد. به جماعت توجه کنید.

وقتی شما می گویید امام حسین (ع) رفته اول وقت نماز خوانده، دو تا هم شهید داده، دو تا شهید برای نماز اول وقت داده آن هم به جماعت. دیگر نمی شود شما عزادار باشید و نسبت به نماز جماعت بی قید باشید. نسبت به نماز اول وقت بی قید باشید. تو عزادار حقیقی نیستی. به درد نمی خورد. بنابراین ما باید به این آثار خیلی دقت بکنیم. من نمی خواستم وارد مباحث این چنینی مسائل بشوم. ولی خب حالا چون بیشتر بحث من در اینجا مسائل اجتماعی سیاسی است، ولی حالا گهگاهی لازم است تذکرات اخلاقی هم از این درس ها بگیریم.

در مجالس عزاداری ما باید روز به روز به همدیگر بیشتر نزدیک بشویم، اتحاد برقرار کنیم. چون حضرت فرمود چه؟ «اَخاً مُستَفادا». انسان آنجا به برادران و خواهران خودش می پیوندد. برادران جدید و خواهران جدید پیدا می کند. با عاطفه ای نه معادل عاطفه خواهر ها و برادرهای معمولی بلکه با چه؟ با علامت «اِنَّمَا المُومِنُونَ اِخوَة». اخوت فطری. خواهری فطری، برادری فطری، اینها را در مجلس پیدا بکند. اما مجالسی که ما داریم خیلی وقت ها در آن رقابت است. تملق است. چاپلوسی است. چشم و همچشمی و نیش زدن به همدیگر است. اذیت کردن همدیگر است. رقابت در آن هست. رقابت! که جلوتر بنشیند. که عقب تر بنشیند. چه کسی بیشتر داد بزند. چه کسی بیشتر گریه بکند. نمی دانم مجلس ما با مجلس آنها چطور اشد. دسته ما با دسته آنها چطور باشد. هیات ما با هیات...

ببینید چقدر سر مداح، سر آخوند، سر دیگ، سر اکو، سر تعداد غذا، سر نوع غذا، سر دستگاه صوتی، سر نمی دانم پرچم، سر خیلی چیزهای دیگر رقابت های الکی دارد صورت می گیرد. در حالیکه آن هم مجلس امام حسین (ع) است. ما یک مجلس هستیم. ما تا نتوانیم همه مجالس را یک مجلس ببینیم، مشرک هستیم. به توحید نرسیدیم. همه مجالس! هیچ وقت نخواهیم مجلس ما آباد باشد، مجلس دیگران را اگر کسی هم نرفت، نرفت. خیلی بد است. خیلی بد است که بخواهیم از یک مجلس دیگری، یک جمعیت را برای خودمان جذب بکنیم. بگوییم آقا شما آنجا مثلا مجلس نروید، تعطیل بکنید در این مجلس بیایید. از این جهت کیف هم بکنیم.

یک کسی به امام امت گفته بود آقا، آمدن شما در قم خیلی خوب شد. فرمود برای چه؟ گفت حوزه ما از حوزه نجف قوی تر می شود. امام فرمود شما از دایره توحید خارجید که کیف تو این است قم قوی بشود، نجف ضعیف بشود. حوزه ما قوی بشود. کلاس ما قوی بشود. جلسه ما این جوری بشود. هیات ما این جوری بشود. نمی دانم.. این خیلی خطرناک است. حسینیه ما این جوری بشود. هیات ما فلان بشود. این حس ها، خودخواهی های مقدسی است که شیطان به ما تحمیل می کند. ولی چون صورت آن مقدس است، ما خیلی دردمان نمی آید. متوجه نیستیم که چه گرفتاری داریم. مجلس امام حسین (ع) جای اخلاص است.

علامت آن هم این است که عزیز من! حالا چه اصراری داری حتما در خانه خودت باشد. اگر دیدی یک جای دیگر بهتر است، پولش را بده همان جا بخوانند. اسمت را هم نیاوردند، نیاوردند. چون اسم تو باید کجا نوشته بشود؟ در دفتر امام حسین (ع) نوشته بشود. حالا خانه تو نشد اشکال دارد؟ نشود. یک جا ممکن است اختلاف باشد. یک جا ممکن است رقابت باشد. یک جا ممکن است شیطان نفوذ بکند. پولش را بده بقیه بخوانند. در یک مسجد دیگر بخوانند. یک جا که احتمال می دهید اگر مجلس برقرار کنید شیطان در آن نفوذ کند، مجلس را جور دیگر تغییر بدهید. چشم و همچشمی نکنیم. رقابت نکنیم. خوب نیست در این مجالس این آفت ها است.

مجالس را وسیله تفاخر قرار ندهیم. با آنها پز بدهیم. با مجالس خودمان به مجالس دیگر چکار کنیم؟ پز بدهیم. من گاهی وقت ها دیده ام بعضی ها در این دسته های هزارنفری و دو هزار نفری که هستند، بعد مثلا یک دسته ای را می بینند که پانزده نفر دارند سینه می زنند با تحقیر به آنها نگاه می کنند. اینها را نگاه کن! دسته شان را نگاه کن، دل شان خوش است دسته راه انداخته اند. روز عاشورایی پانزده نفر! یا دسته بچه کوچولوها. دسته بچه کوچولوها به مراتب از عظمت بیشتری نسبت به مجالس بزرگترها برخوردار است. اگر کسی دسته بچه ها را کوچک ببیند خیلی کوچک است. خودش خیلی کوچک است. هیچ فرقی ندارد. معصومین همان جا هم حضور دارند. خیلی جدی تر هم حضور دارند. باید خیلی دقت بکنیم. هیچ هیات، هیچ دسته ای و هیچ مجلسی را کوچک نبینیم. محل تفاخر قرار ندهیم.

بعضی ها می آیند مداحی می کنند. در مداحی های شان به خاطر عقده رقابت هایی که با دیگران دارند، شروع می کنند به کوبیدن دیگران. بعضی ها منبر می روند در منبرهای شان دیگران را با استفاده از روضه خوانی می کوبند. انگار آنجا صحنه جنگ است. نه! اینجا صحنه دوستیست. صحنه صلح است. صحنه سازندگی است. نیامدیم که اینجا با همدگر دعوا کنیم. این مداح، آن مداح را بکوبد. این مجلس، آن مجلس را بکوبد. این سخنران یک سخنران دیگر را بکوبد. این خوب نیست. اینها آفت هایی هست که در عزاداری ها می آید. حالا من در عزادار حقیقی نوشته ام که چطور می شود این مجالس این جوری می شود و اگر بخواهیم این طور نشود چکار بکنیم که مجالس ما از این سبک آفت ها کلا دور باشد.

ما زیاد داریم از این مجالسی که فقط برای رقابت و چشم و همچشمی هست. فقط برای رو کم کنی هست. خیلی! می گوید چکار بکنم، آخر مردم چه می گویند. فکر مردم هست. برای اینکه مردم چیزی نگویند که مثلا این آقا در خانه اش مراسم برقرار می کرده. امسال من ندارم. خب حالا می رود توسل می کند اگر رساندند، رساندند. ائمه هم ما را زمین نمی گذارند اگر واقعا از روی اخلاص بخواهیم مجلس برقرار بکنیم. ولی بعضی ها از روی چشم و همچشمی می گویند، حالا مردم چه می گویند اگر مجلس برقرار نکنیم. باید برقرار بکنیم. فقط برای رو کم کنی. برای اینکه به من نگویند که امسال چرا مجلس برقرار نشد. این شرک ها بد است. خوب نیست که ما داشته باشیم. برای خدا می توانیم برقرار کنیم، برقرار کنیم.

من کسانی را می شناسم که واقعا به سیدالشهدا (ع) ارادت دارند، واقعا اهل روضه هستند، روضه خوان های خوبی هم هستند اما یک بار در خانه شان برای امام حسین (ع) مجلس نگرفته اند. نهایت اخلاص را هم دارند و کسانی هستند که سالها مجلس می گیرند اما هیچ فایده ای هم ندارد. وسع او نرسیده مجلس بگیرد. نتوانسته، این امکان برایش نبوده است اما اخلاص دارد. آن اولی جزو عزادارهای حقیقی است. این که زیاد هم از این مجالس می گیرد، عزادار محسوب نمی شود.

دیگر چه؟ آموزش دین و پرداختن به واجبات الهی باید حتما بیشتر از متن عزاداری، گریه، روضه و این چیزها در مجالس سیدالشهدا (ع) باشد. واجبات، عمل به واجبات، یادگیری و آموزش واجبات بیشتر از مستحبات باشد. اگر در مجالس امام حسین (ع) گریه کردیم، گریه باید روح جهاد را بیاورد، غیرت باید بیاورد، درد باید بیاورد برای انسان. والّا ما بیاییم فقط عاطفه حیوانی مان را تخلیه کنیم برای اینکه علی اصغر تیر خورد یا مثلا به گوش فلان خانم سیلی زدند این چه فایده ای دارد؟ نه اینکه ثواب ندارد. ثواب دارد. قطعا ثواب دارد. این را شما بدانید. کسی نمی تواند بگوید این کارها ثواب ندارد. ثواب دارد. ثواب خیلی زیادی هم دارد.

اما آن چیزی که از یک شیعه می خواهند این نیست. گریه باید به عملیات منجر بشود. اگر به عملیات منجر نشود. اگر اراده، عزم، تصمیم و روح مبارزه را در انسان ایجاد نکند، این، آن گریه ای که از ما خواستند و گفتند گریه بکنید نیست. وقتی گریه کردی، در آدم عزادار روح انتقام زنده می شود. انتقام درست. گریه باید این خصوصیت را داشته باشد. اگر گفتند گریه بکنید، گریه یک وسیله بوده نه یک هدف. باید با این وسیله جلو برویم. گاهی وقت ها گریه چنان هدف می شود که سخنران و مداح مجبور می شوند دروغ بگویند برای اینکه چکار بکنند؟ گریه بیندازند. هم سخنران دروغ می گوید، هم چه؟ هم مداح دروغ می گوید.

چیزهایی را می بافد و می گوید که مردم اشک بیشتری بریزند. یا چیزهایی را که اصلا گریه ندارد، زشت هم هست که گفته بشود، خیلی راحت می گویند. زشت هم هست. شخصیت امام حسین (ع) را ضعیف می کند. یعنی از امام حسین (ع) یک شخصیت ذلیل و ضعیف، از حضرت زینب (س)، از حضرت رقیه (س) یک شخصیت ذلیل می سازند تا افراد گریه شان بگیرد. اصلا چیزی که نبودنش عیب نیست را به عنوان یک عیب می شمارند. مثلا قاسم داماد نشد. خب داماد نشد که نشد. این همه جوان در این سالهای دفاع مقدس ما، در سالهای قبل از دفاع مقدس، کردستان، در دوران مبارزات نظام مجرد دستگیر شدند و کشته شدند. داماد شدن که یک امر حیوانیست. ازدواج را توضیح دادم، در تقسیمات کمالات وجودی گفتیم، ازدواج، تشکیل خانواده و حتی حس های خانوادگی امور حیوانیست. کمالات انسانی که نیست. حالا اگر حضرت قاسم به یک امر حیوانی نرسید گریه دارد؟ که بیاییم بنشینیم گریه کنیم که مثلا قاسم داماد! یا داماد نشد. ناکام! این حرفها چیست؟

اصل اینها کمال نیست. یک کمال انسانی نیست که اگر نبود ما بنشینیم برای آن اشک بریزیم که این حاصل نشد. همچین دل مان بسوزد. در بقیه چیزها هم می بینیم. جوان ناکام! خب جوان ناکام یعنی چه؟ یعنی ازدواج نکرده. این اگر آدم حسابی باشد الآن آنجا هزارتا حوری با او هست. اگر هم آدم حسابی نباشد خب در جهنم است. حالا ناکام بودنش چیست؟چه ناکامی؟ به چه نرسیده است؟ اتفاقا وقتی انسان به حض های دنیایی نرسد و بمیرد، حض های آخرتی او بیشتر می شود. اگر کسی بنابر وظائفش داماد نشد و مرد، این برایش یک افتخار است. یک درجه است. نه اینکه یک چیزی باشد ما بنشینیم برایش گریه بگنیم و دل بسوزانیم.

حالا باز شیطان گول تان نزند ها! یک آقایی چند روز پیش این جوری می گرد: حالا امام زمان می خواهد ظهور بکند من الآن بروم برای چه زن بگیرم؟ من الآن باید مجرد بمانم تا بخواهم بروم... اینها حرفهای شیطانی است. این خوب نیست. یا مثلا زمان جنگ هم بودند. به یک عده می گفتیم چرا ازدواج نمی کنید. می گفت جنگ است من الان مثلا بخواهم ازدواج کنم یک سال دیگر بمیرم. شاید هم نمردی. معلوم نیست.

آن موقع به ما می گفتند پاسدارهای شش ماهه. من یادم است. به ما گلادیاتور می گفتند. بعضی ها که اصلا این فلسفه را نمی فهمیدند می گفتند اینها گلادیاتور هستند. اینها را در سپاه فقط برای کشته شدن پرورش می دهند. یعنی شش ماه می آیند دوره می بینند که بروند کشته شوند. این جوری! بعد می گفتند این آقا دیگر زن گرفتنش چیست. معلوم نیست می خواهد شش ماه دیگر باشد یا یک سال دیگر. حرف، حرف شیطانی هست. این همه هم جبهه رفتند و ماندند. چقدر ما الآن از آن نسل داریم که مانده اند و بهترین این جامعه هستند. کسانی که از آن نسل مانده اند شریف ترین افراد این جامعه هستند. همسران شان، بچه های شان، خودشان از شریف ترین افراد هستند. حالا چون می خواهد کشته بشود نرود ازدواج بکند؟ یعنی چه؟ ائمه این را قبول ندارند. حالا چون ممکن است من ماه دیگر کشته بشوم....

دیده بود در خانه با کت نشسته و زیرشلواری. خانمش گفته بود چرا کت پوشیدی؟ گفت ممکن است مهمان بیاید. گفته بود خب حالا چرا زیرشلواری پوشیدی؟ گفت خب شاید نیاید. حالا همیشه ما آن طرفش را نگیریم، این طرف را هم بگیریم شاید کشته نشدیم. من خودم می خواستم ازدواج کنم به خانمم گفتم که من تخریب چی هستم الآن شما بگویید بله، من فردا دارم عملیات می روم.، یکدفعه دیدی برگشتم دو تا پا نداشتم. قبول است یا نه؟! قبول است. اتفاقا همین هم شد. رفتیم، زدند چهار چرخ مان رفت هوا! ما را آوردند بیمارستان در دورانی که شیرینی خورده بودیم. بعد عقد کردیم رفتیم. دوباره زدند اوردند بیمارستان. عروسی کردیم زدند آوردند بیمارستان. خانمم هر دفعه می گفت خب خداحافظ می آیم بیمارستان. غالبا این جوری بود. می گفت می آیم آنجا می بینمت. ولی کشته هم نشدیم. لت و پار شدیم. اما نه ! این جوری هم نشد. حالا شیطان نیاید یک موقع با این حرفها شما را از آن طرف بیاندازد. نه! این جوری هم نمی شود. یک موقع هایی این جوری پیش نمی آید.

خب! یکی دیگر از آفت های مجلس امام حسین (ع) بیان ثواب هایی است که برای گریه است که اگر یک قطره اشک از کسی بریزد بهشت بر او واجب است. این خبرها نیست. اگر در حدیث هم هست که می گوید اگر یک قطره اشک ریخته بشود این برای مومن است. والّا خیلی ها می آیند همین را بهانه قرار می دهند، یک سال گناه می کنند بعد محرم و صفر می خواهند بیایند مجلس امام حسین (ع) با دو قطره اشک آن را پاک کنند. این جوری نیست. از این خبرها نیست. نه! اینکه کسی اشک بریزد...

یک فرمول به شما بدهم. هر وقت در مورد ثواب ها کلمه من آمد، من فلان، اگر کسی فلان بکند، هر کس فلان بکند این جوری می شود این به شرط تقواست. توجه فرمودید؟ به شرط آدمیت است. به شرط ایمان است. این جوری نیست که ما فکر کنیم آره گفتند هر کس گریه کند، یک قطره اشک از چشم او بریزد... نه! این چیزها را ما نداریم. اینها باعث شده که خیلی ها در مجالس امام حسین (ع) لوس بشوند. بیایند یک مدت با پرورویی عزاداری بکنند، هم به امام حسین (ع) پر رویی می کند. هم به فاطمه زهرا (س) پر رویی می کند. بعد هم طلبکار است. با نهایت نخوت و تکبر. اگر ده ورز مجلس بگیرد به اندازه ده سال توقع دارد که این خواسته، این خواسته، این خواسته را بگیرد. اگر هم نگیرد می گوید من دیگر با شما قهرم. آدم یک عجب زیاد به گریه و عزاداری اش پیدا می کند. این روحیه ها روحیه خوبی نیست.

اگر مجلس فاطمه زهرا (س) آمدی، وقتی که داری خارج می شوی این روحیه را داشتی که چه منتی سرت گذاشته اند که تو را راه داده اند و این را بالاترین مزدت دانستی، آن موقع ما تازه آدمیم. تازه آدمیم! نه اینکه اینجا آمده ایم، یک خواسته هم داشتیم به ما ندادند. یک آقایی امروز آمده بود می گفت من آمده ام این خواسته را از سیدالکریم داشتم به من ندادند، به خدا قسم، قسم می خورد، جدی هم داشت می گفت، والله قسم من یکشنبه می روم کلیسا. جدی می گفت واقعا. می گفت اصلا نمی خواهم. این اسلام را نمی خواهم. دیدم یک نامه بی ادبانه هم برای سیدالکریم نوشته بود. گفت انقدر از دستش ناراحت هستم، داخل حرم هم نمی روم. همین گوشه نمازم را می خوانم، یکشنبه هم می خواهم بروم کلیسا. گفتیم بفرمایید بروید. جلوی تان را نگرفته ایم. بروید کلیسا!

یکی دو تا نکته را هم بگویم. به سوالها جواب بدهم. یک نکته دیگر این است که گریه باید حالت توبه بیاورد. اگر گریه توبه نیاورد باز به درد نمی خورد. به درد نمی خورد یعنی چه؟ این گریه اثر بد دارد. سازندگی که ندارد هیچ. این گریه تخریب دارد. فقط زمانی ما برای امام حسین (ع) گریه کردیم که بتوانیم به پاکی امام حسین (ع) برسیم. وقتی برای علی اکبر (ع) گریه می کنیم این روح علی اکبر (ع) شدن در ما ایجاد بشود. نه اینکه با حفظ روح گناه آلود خودمان و تصمیم هایی که برای گناه داریم، دائم بیاییم گریه بکنیم. این گریه شیعه نیست اصلا. گریه باید پاکی بیاورد. توبه بیاورد. سنخیت با اباعبدالله (علیه السلام) بیاورد. دست برداشتن از گناه بیاورد. قدرت بیاورد برای اینکه من دیگر معصیت نکنم. والّا دائم بیاییم با این گریه ها خودمان را دم کلفت تر بکنیم، گردن کلفت تر بکنیم، توان گناه کردن را بالا ببریم...

خیلی وقت ها انسان ها عبادت می کنند تا ظرفیت گناه شان را بالا ببرند. این یادتان باشد. یعنی نماز، نماز جماعت و حرم می آیند تا یک ذره آرام شود، عذاب وجدان نداشته باشد که بعد از اینکه از حرم بیرون آمد، رفت فلان مجلس، بتواند هر غلطی که دلش خواست بکند. نماز شب می خواند که فردا بیشتر بتواند جنایت بکند. توجه فرمودید؟ الآن خیلی از افرادی که دارند در جامعه قصابی می کنند، خون مردم را در شیشه می کنند به خاطر این است که چند صباحی جبهه بوده اند، چهار تا عملیات رفته اند.

چند روز پیش در ماشین نشسته بودم، دیدم یک آقایی یک ترانه خیلی مبتذل گذاشته بود، مال یک خانمی بود. گذاشته بود و داشت می خواند. گفتم بی زحمت این را خاموش کن. بعد خاموش کرد، دیدم بلافاصله موج را تکان داد، رادیو معارف را گرفت. آقای جوادی آملی! بعد گفت حاج آقا از آن چیزهایی که تو دوست داری برایت گذاشتم. من می دانم تو از اینها کیف می کنی. گفتم: بله. بعد می دانید چه گفت؟ خیلی متاثر شدم. گفت نگاه کن این کارت من. من خودم جانباز شیمیایی هستم. این پرروگری است که آدم فکر کند چون جبهه بوده، چون سابقه دارد، این چیزها هست حالا اگر هر تصمیمی هم گرفت، گرفت. یا با تکیه بر سوابق عبادی اش هر غلطی که دلش خواست بکند. این خیلی خطرناک است. این خوب نیست.

آخرین نکته ای هم که درباره مجالس می خواهم عرض کنم این است که مجالس اباعبدالله (ع)، حسینیه زدن، دسته راه انداختن، هیات راه انداختن و جلسه راه انداختن باید به دور از شائبه شهرت طلبی و جلب نظر مردم باشد. واقعا آدم باید در آن اخلاص داشته باشد. نباید این کارها را بکند که دیگران خوششان بیاید یا دیگران او را آدم قوی و موجهی بدانند. در محل یک سری از سرها بالا داشته باشد. حاج آقا فلانی به او بگویند. نوکر اهل بیتی به او بگویند. خادم امام حسینی بگویند. گاهی وقت ها طرف کیف بکند که مثلا یک انتساب این جوری داشته باشد. در جامعه مشهور بشود که این خادم امام حسین (ع) است. یک موقع است که به این افتخار می کند، آن یک بحث دیگر است. ولی یک موقع است نه! می خواهد با این نسبت به دیگران تفاخر بکند. این خوب نیست.

انسان باید اگر می خواهد کاری برای امام حسین (ع) بکند اخلاص داشته باشد. اگر می بینی اخلاص نداری، کارت را تعطیل نکن. شیطان نگوید حالا که اخلاص نداری تعطیل. نه! آن پول، آن وقت و آن هزینه را کجا صرف کن؟ برود یک جایی که هم اخلاص باشد، هم کارت را کرده باشی، هم از شائبه ریا به دور باشی.

خیلی خوب! حالا من این سوالها را جواب بدهم.

1.این یک مشکل عمومیست که در خانواده ها هست که عزیزانی در این خانواده ها هستند که به سن تکلیف می رسند اما هنوز در نمازشان سهل انگاری می کنند. بعد غالبا هم می پرسند که ما چکار بکنیم که باصطلاح اینها این جوری نشوند. من یکی دوتا فرمول کلی برای همه می گویم. ولی خب این جور مسائل را بیشتر سعی کنید مشاوره ای سوال کنید ما بتوانیم بیشتر سوال (جواب بدهیم). گفتیم سوال بکنید، سوالهایی باید باشد که مربوط به جلسه باشد. جلسه خودمان، موضوع بحث مان و این چیزها. ببینید درباره نماز، به خصوص برای کسانی که... حالا اولا توضیح داده اند که شما نماز را برای دخترها از هفت سالگی در خانواده ها واجب کنید. برای چه؟

فرمودند از هفت سال به بعد دیگر سخت بگیرید. سخت بگیرید یعنی چه؟ یعنی یک جریانی را شروع کنید. حالا من در تربیت گفته ام. داستان آن از سه سالگی شروع می شود. از سه سالگی مثلا فرمودند به او یاد بدهید بگوید لااله الّا الله. در سه سال و چند ماه مثلا بگوید محمد رسول الله. چهار سالش شد این را به او یاد بده. پنج سالش شد وضو را به او یاد بده. شش سالش شد، رو به قبله ایستادن را به او یاد بده. کم کم نماز باید قطعه قطعه به بچه ها آموزش داده شود. دو سال قبل از تکلیف هم باید بچه را دیگر منظم کنی. چرا؟ فرمودند شما وقتی دو سال قبل از تکلیف بچه را منظم می کنید، بچه وقتی به سن تکلیف می رسد، عبادت برای او سختی ندارد. شیرین است.

ولی وقتی ما دیر جنبیدیم. گذاشتیم بچه به سن تکلیف رسیده حالا یک ذره تنبلی می کند، دردمان نباید بیاید. اول از این نسبت به نماز صبح به هیچوجه نباید کسی را، حتی بزرگسالان را هم ما صدا بکنیم. این کار حرام هم هست. ما فقط زمانی می توانیم کسی را برای نماز صبح بیدار کنیم که خودش اجازه داده باشد و ناراحت هم نشود. یک بار، دو بار، عزیزم، فلانی بلند شو. اگر بلند شد، بلند شد. اگر نشد هم نشد. ما وظیفه ای ندارم که برای اینکه نماز نمی دانم که دارد قضا می شود، حرص و جوش بخوریم. به ما چه؟!

دختر امام می گفت به امام می گفتیم که شما چرا بچه ها را برای نماز صبح بیدار نمی کنید، فرمود اگر خودشان بلند شدند نماز صبح شان را خواندند که خواندند. نخواندند تکلیفی ندارند بعدا قضایش را می خوانند. سخت نگیریم. به خصوص برای بچه ها و جوان ها چون زدگی ایجاد می کند. زوری کسی را برای نماز بیدار نکنیم. اما برای نمازهای ظهر و عصر، مغرب و عشا خیلی خوب است که دقت بکنیم. به خصوص به پدرها و مادرها توصیه می کنم اگر می خواهید بچه های تان نماز خوان باشند، وقت مستقل برای نماز جماعت بگذارید. نماز جماعت خیلی به بچه ها می چسبد و شیرین است.

اگر بچه ها را با خودتان مرتب به نماز جماعت ببرید، بچه ها بدون هیچ مقاومتی نماز می خوانند. مثل دخترهای خوبی که الآن در خانواده های متدین هستند بدون هیچ مقاومتی چادر سرشان می کنند. محجوب می شوند. از این چادر سر کردن اذیت نمی شوند. ولی وقتی دختر را بد بارآوردی، حالا بیست سالش شده، می خواهی محجوب بشود، از بدحجابی دست بردارد یک ذره برای او سخت است، باید آموزش های دیگر ببیند. جدای از این برای تشویق به نماز، بزرگان، دانشمندان و افراد خیلی خوب زحمت کشیدند محصولات فرهنگی زیادی تولید کردند.

برای تمامی گروه های سنی، از کودکان شما بگیرید تا بزرگسالان، ما درباره تشویق به عبادت و نماز محصول داریم. شما به ستاد اقامه نماز بروید. بزرگان، دانشمندان، نویسندگان و کسان دیگر زحمت کشیدند خیلی (محصول) تولید کرده اند. هدیه های زیادی هست که با هدیه می شود بچه ها را... داستان های خیلی قشنگ هست. هدیه های خیلی زیبا هست. اینها را شما هدیه بدهید بچه ها به نماز تشویق می شوند. نرم افزارهای خوبی تحصیل شده است. حالا در همین حد من الآن می توانم توضیح بدهم بیشتر نه!

2. در مورد قیام یمانی. در روایت ما پنج تا شرط اصلی برای ظهور امام زمان (ع) داریم. پنج علامت قطعی است که خروج سفیانی هست. کشته شدن نفس زکیه هست. چند تا علامت است. صیحه آسمانی هست که حضرت جبرئیل (علیه السلام) در بیست و سوم ماه مبارک رمضان همه را خبر می کند که امسال مولای تان ظهور می کند و یکی هم خروج یمانی هست. خروج خراسانی از ایرانف خروج سفیانی و خروج یمانی در یک روز است. روز پانزدهم رجب خروج هر سه تای آنها هست و بعد هم یمانی سیدی است که از یمن قیام می کند. از سربازان امام زمان (ع) است. در روایت داریم پرچم او نزدیکترین پرچم ها به حق است.

فرموده اند که آقای بهجت فرموده اند تا زمانی که من زنده ام امام زمان (ع) ظهور می کند. عکس این را هم من شنیده ام. بنابراین خیلی به انتساب هایی که به مراجع داده می شود نباید تا وقتی نپرسیده ایم... (در مورد)خیلی از دانشمندان گفته اند این آقای فلانی رفته مثلا سوریه، سفیانی را دیده است. من خودم رفتم شخصا چون روح تحقیق هم دارم، نمی توانم راحت زیر بار بروم، می روم از خود مرجع می پرسم. گفتم آقا شما رفتید آنجا؟ گفت نه! من اصلا سوریه نرفتم چه برسد به اینکه نمی دانم سفیانی را دیده باشم. بعضی ها هستند... انتساب ها این جوری نیست که چو بیفتد، دهان به دهان برود. نه! باید واقعا شخص یک چنین چیزی را گفته باشد. باید زنگ بزنید از دفتر مرجع این چیزها را سوال بکنیم.

این حدیثی را که گفتم پرچم یمانی نزدیکترین پرچم ها به حق هست، عده ای از آقایان را باصطلاح تحریک کرده به اینکه به سید خراسانی در ایران توجه نکنند و اصلا کاری با انقلاب ایران نداشته باشند. در بعضی از حوزه های علمیه من دیدم که آقا رفته آنجا سخنرانی کرده که آره در حدیث داریم که پرچم سید یمانی از یمن حق است. من منتظر آنها هستم. هیچ کاری به الآن ندارد. نه با آمریکا درگیری دارد. نه با ابرقدرت ها درگیری دارد و نه با نظام همکاری می کند. تا آن جایی هم که می تواند تضعیف می کند، می گوید من منتظر آن پرچم هستم. اینها آدم های مریضی هستند که جدی ترین مسائل را در نظر می گیرند. کسی که الآن با نظام و ولایت فقیه مشکل دارد قطعا با امام زمان (ع) مشکل دارد. هیچ تردیدی نکند. بعدا هم که سید یمانی بیاید با او هم مشکل پیدا خواهد کرد.

3. نه! اگر انسان در نماز فکرش جای دیگری برود نماز او باطل نمی شود.

4. گفتند که شما زیاد می گویید بعدا جلسه بعد می گویم یا آینده این مطالب را توضیح می دهم. بعدا هم این مسائل را نمی گویید. (یا در هنگام پاسخ به سوال). بعد هم مطلب فراموش می شود. پیشنهاد داده اند مثلا کسانی بیایند اینها را گوش بکنند و مطالب را دربیاورند. اینکه گفتیم سوال بکنید علتش همین هست. ببینید ما این فرم ها را داده ایم اما غالبا در برگه نوشته اند، نرفته اند آنجا فرم بگیرند. حالا ممکن است فرم هم کم بوده ولی آقایان دقت بکنند از جلسه بعد انشاالله روی میز یا جلوی طاقچه فرم به اندازه کافی بگذارند روی فرم بنویسید. بعد هم اینجا ما نوشته ایم شرح زیارت عاشورا... این عزیزمان تیک هم زده است الآن. تفسیر قرآن، یک جلسه هم خالی است ممکن است کلاس دیگری باشد و دشمن شناسی که فرهنگسرای جوان برگزار می کنیم. اگر عزیزان همین جوری سوال شان را بنویسند و تیک بزنند، این هم در بانک سوالات ما می رود و هم ما می دانیم که مثلا این سوال از فلان جلسه مانده، جلسه بعد می توانیم چکار بکنیم؟ جواب آن را بدهیم. بعضی از سوالها واقعا جواب ندارد یعنی نباید جواب بدهیم. جواب عمومی ندارد یا نباید جواب بدهیم. البته این هم هست که ما خب بعضی وقت ها یادمان می رود. سوالات یکی دوتا هم که نیست.

5. عریان شدن در مجالس عزاداری چه حکمی دارد؟ خوب نیست که آدم در مجالس عزاداری عریان بشود و این کار را انجام بدهد. گاهی وقتها این قضیه یک رسم می شود، خوب نیست. مداح اصرار می کند حاج آقا شما چرا لباست را در نیاوردی. حالا یکی نمی خواهد دربیاورد. عذری دارد یا بدنش مثلا عیبی دارد یا یک چیزی دارد، نمی خواهد لباسش را در بیاورد. حالا بعضی ها خودشان دوست دارند در می آورند می نشینند، یک حال و هوایی دارند آن یک بحث دیگر است. کسی آن را عیب نمی گیرد. ولی اینکه ما بیاییم رسم بکنیم که حالا حتما در هیات همه باید لباس های شان را دربیاورند سینه بزنند، عریان بشوند، نه!

6. این هم خیلی زشت است که سی دی های آقایانی که این جلسات را برقرار کرده اند و در حالی که عریان هستند فیلمبرداری کردند حالا در اختیار همه هست این دیگر خیلی زشت تر است.

7. برای وسواس ما یک دوره بحث کردیم به نام دشمن شناسی که در فرهنگسرا هم الآن ادامه دارد . عزیزانی که می خواهند روی وسواس کار بکنند آن نوارها را گوش کنند. باز هم خانم ها به خانم کاشانی و خانم مجیدی مراجعه کنند. کتابهای خوبی را ما در این زمینه داریم می توانیم برای درمان به آنها بدهیم. مشاوره هم می توانند بکنند. آقایان هم که می توانند بیایند ما در خدمت شان هستیم.

8. این را هم که من توضیح دادم در مورد بعضی از هیات ها که چکار می کنند.

9. من کسی را که تعبیر خواب بکند می شناسم. دو نفر را می شناسم که باصطلاح تعبیر خواب بلدند اما خب نمی کنند. وقت ندارند تعبیر خواب بکنند. مریض هستند. یکی از آنها که اصلا نمی کند با اینکه بلد است. یک نفرشان هم خیلی مریض است. من هم کس دیگری را برای تعبیر خواب نمی شناسم.

10. من نمی دانم این منظورش چیست! نوشته حاج آقا لطف کنید منبع این حدیث را اعلام کنید. کدام حدیث، نمی دانم چیست.

11. آیا می شود به یکی از خواهرها، وقت نماز که می رسیم (اقتدا کنیم)؟ خانم ها می توانند به خانم ها اقتدا کنند؟ این تابع نظر مراجع است. مراجع در این زمینه اختلاف نظر دارند.

12. یک سوال خیلی مهم! سرویس اسلام شهر بلافاصله بعد از کلاس از روبروی درب حوزه خواهران آماده حرکت است. این هم یک مطلب خیلی مهم!

13. این هم که مقاله است. ماشاالله این که... این را باید بخوانم خیلی طولانی است.

14. در نهایت امام زمان (ع) به دست چه کسی کشته می شود؟ نقل هست که به دست یک پیرزنی به نام سعیده کشته می شود. بعد از او چه کسی زمامدار حکومت اسلامی می شود؟ امام حسین (علیه السلام). در رجعت ائمه برمی گردند و سیدالشهدا (علیه السلام) اولین کسی است که برای حکومت می آید.

15. اقامه نماز یعنی چه؟ منظور از اقامه نماز اگر اقیم الصلاة است یا اقامه ای که می خوانیم؟ منظورشان را نمی دانم. اقامه نماز. این طولانی هست. بعدا این را توضیح می دهم.

16. کلمه افتخار کردن هم خانواده فخر است، آیا این دو برابر هستند توضیح بدهید؟ ببینید من یک موقع است خودم در درون خودم این افتخار را می کنم که خادم امام حسین (ع) باشم و در مقابل مردم، فخر فروشی ندارم. نسبت به آنها تواضع دارم. بعضی ها نه! از این به عنوان یک عنوان برای اینکه نسبت به دیگران علو داشته باشند، استفاده می کنند. یعنی نسبت به آنها تفاخر می کنند. این دوتا با همدیگر فرق می کند. افتخار با تفاخر.

17. حس رقابت در چه زمینه ای سالم است؟ در جهت تقوا و گسترش نیکی ها. بدون اینکه کار دیگران را کوچک بشماریم. توجه فرمودید؟ و یا از کوچک شدن کار دیگران لذت ببریم. یا از کمرنگ شدن کار دیگران لذت ببریم. یک کسی بیاید بگوید که از وقتی آقا شما این مجالس را تشکیل دادید فلان حسینیه خلوت شما همه به حسینیه شما آمده اند. اگر کسی قند در دلش آب شد، روحیه خطرناکی دارد که مجلس ما آباد بشود، مجلس دیگران... غرور هم همین طور. غرور در چه زمینه ای سالم است؟ آنجایی که انسان را به حق تعالی نزدیکتر می کند. به تقوا نزدیکتر می کند. در مورد سوال سوم شان که از تفسیر قرآن ذکر کردند این عزیزمان برای مشاوره تشریف بیاورند.

18. بله! ما نگفتیم سینه زدن بد است. چه اشکال دارد. این هم درست است که بزرگان و مراجع ما دیده اند که امام زمان (علیه السلام) سینه زنی کرده، عزاداری کرده است. بر منکرش لعنت!

19. عرض کنم خدمت تان که در مورد فیلم مارمولک قرار بود که ما تحلیلی بدهیم. عرض کنم فیلم که مسلما توهین به روحانیت است. حتی بعضی از آقایان هم البته فیلم را دیده اند، تایید هم کرده اند. ولی این دلیل نمی شود چون حتی اگر کارگردان یا تهیه کننده قصد بدی نداشتند بازتاب منفی آن خیلی بیشتر از آثار مثبت آن بوده. قطعا این یک توهین بزرگ به روحانیت است و باید هم هر چه زودتر جلوی آن گرفته می شد که حالا ما با بی غیرتی های زیادی از طرف مسئولین فرهنگی مان روبرو هستیم.

اینکه گفتیم کدام حدیث. همین حدیثی را که من خواندم گفتند. بحارالانوار: جلد 44، ص195. اینکه امام حسین (ع) فرمود مجلس ما باید چه داشته باشد؟ یکی از این چهار خصوصیت را داشته باشد. نشانی اش را مرقوم بفرمایند. بحارالانوار: جلد44، ص 195.

20. بله اگر حضور قلب در نماز نباشد نماز به حساب نمی آید ولی واجب است که خوانده شود. دفع تکلیف می کند. این مقدار دفع تکلیف می کند. اما بله حضور قلب نباشد، آن کیفیتی که باید برای نماز در نظر بگیرند، نمی گیرند.

21. خب! در مورد کتابها: کتاب رسول ترک که وعده کرده بودیم، نتوانستیم به اندازه ای که دوست داشتیم برای شما تهیه بکنیم. انشاالله هفته بعد. ولی یک تعداد کمی هست آنهایی که بیشتر عجله دارند، کتاب را حتما بخوانند. کتابهایی را هم که ما اینجا می آوریم، قصدمان فقط کتاب آوردن نیست. کتابهایی هست که همه عزیزان باید بخوانند یعنی اگر نخوانند حتما یک چیزی از دست شان می رود. آنچه که برای شما لازم هست و توصیه است که حتما تاکیدا بخوانید، اینجا می آورند. عزیزان اینها را استفاده بکنید انشاالله.

22. این سوال را هم انشاالله بعد جواب می دهم.

23. در مورد آقای بهجت سوالی کرده اند که جوابش را نمی دانم چه هست.

24. ما فقط در مورد نزدیکی ظهور امام زمان (ع) همین مقدار می دانیم که امام امت (سلام الله تعالی علیه) فرمودند ما باید خودمان را برای ظهور و ملاقات امام زمان (ع) آماده کنیم. دیگر حالا روی جزئیات آن تاکید نکنیم، خوب است.

25. این هم یک سوال مفصل هست که انشاالله بماند برای بعد.

والسلام