جلسه 132 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
132
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
2
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 132 - شرح زیارت عاشورا

شرح زیارت عاشورا: جلسه 132

«لَقَد عَظُمَ مُصابِی بِک». بحث مان رسید به مصیبت زدگی ما نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه وجود مقدس سیدالشهدا (ع). گفتیم که ما دو نوع مصیبت داریم. یک مصیبت عظیم که جسارت ها، قتل ها، بی ادبی ها و هتک حرمت هایی است که نسبت به این انوار طیبه شده است و یک مصیبت اعظم داریم که عبارت است از حذف معصومین از حاکمیت بر جهان و انسان ها به عنوان نماینده خدا و خلیفه خدا.

چون عرض کردیم خداوند خودش را پادشاه مردم می نامد و برای حاکمیت مردم و شاهی و پادشاهی بر مردم خودش افراد را معین می کند. بنابراین اگر کسی بخواهد سلطنت و پادشاهی بر مردم را غیر از ناحیه حق تعالی احراز بکند، غصب کرده و مشروعیت ندارد. این همان فلسفه سیاسی شیعه است که شیعه برای حاکمیت سیاسی و رهبریت یک جامعه کسی را غیر از معصوم و در زمان غیبت جانشین معصوم با شرائط خاصی قبول ندارد.

در مورد عزای اباعبدالله (علیه السلام) و عزاداری گفتیم که هر کدام از این مصائب نوع خاصی از وظائف را می طلبد. نسبت به مصیبت عظیم، ما وظیفه عزاداری داریم. نسبت به مصیبت اعظم وظیفه دیگری داریم. فعلا داریم راجع به مصیبت عظیم صحبت می کنیم که وظیفه ما عزاداری است. توضیح دادیم عزاداری یعنی چه و عرض کردیم که عزاداری چیزیست که خداوند تبارک و تعالی امر به آن کرده و معصومین (علیهم السلام) هم این دستور را داده اند.

ما موظفیم به عنوان یک امر لازم و واجب عزاداری بکنیم. اما متاسفانه در طول سالیان دراز، تحریف ها و انحرافات زیادی در نحوه عزاداری های ما ایجاد شده است. طوری که به جای اینکه به سمت هدفی که از عزاداری ها مد نظر بوده حرکت بکنیم، از آن دور می شویم. گفتیم که عزاداری ها و ذکر مصائب بهانه ای است برای اینکه ما به عاملین مصیبت اعظم بتوانیم حمله ور بشویم و ریشه های مصیبت اعظم را از بین ببریم. در مصیبت عظیم در برخورد مناسب با مصیبت عظیم است که انرژی فراوان در جامعه اسلامی و خود فرد برای مبارزه با مصیبت اعظم و عاملین مصیبت اعظم فراهم می شود.

وقتی که عزاداری نتواند انرژی کافی را برای مبارزه با مصیبت اعظم و عاملین این مصیبت فراهم بکند، راه آن منحرف شده است. عزاداری دچار بیماری است. دچار نقص است. بنابراین اگر ما بخواهیم به سمت یک مبارزه اصولی با مصیبت اعظم و عاملین مصیبت اعظم برویم باید عزاداری های مان را اصلاح بکنیم. اگر عزاداری ها اصلاح بشود حتما توان و انرژی کافی به سرعت برای از بین بردن مصیبت اعظم و عوامل آن فراهم می شود.

در این راه باید از تعقل، تفکر و تعمق استفاده کنیم. باید سر کلاس خود اهل بیت بنشینیم و ببینیم که آنها درباره عزاداری شان چگونه دستور داده اند و فلسفه عزاداری و گریه را چه چیزی ذکر می کنند. در جلسه گذشته خدمت شما عرض کردم که شما در بسیاری از دسته جات عزاداری و یا هیئات می بینید که اینها دچار آفت های بزرگی شدند. از جمله در این عزاداری ها و دسته جات تا حد گناه کبیره و بلکه بزرگتر از گناهان کبیره هم انجام می شود و این عزاداری ها وسیله ای شده برای فساد افراد تا اصلاح افراد.

بنابراین عزاداری ها احتیاج به یک درمان و یک جراحی اساسی دارند. من از خود سیدالشهدا (علیه السلام) برای تشریح این مقصد کمک می گیرم. ایشان می فرماید که ما وقتی می گوییم مردم به بهانه ما جمع شوند، دور ما جمع شوند و به مجالس ما بیایند برای این است که مردم در این مجالس باید به یکی از این چهار چیز یا همه آن برسند. حداقل یکی. فرمود: «مَن اَتانا لَم یَعدَم خَصلَةً مِن اَربَعِ»؛ هر کس پیش ما بیاید... سیدالشهدا می فرماید هر کس به مجلس ما بیاید یک خصلت از چهار چیز را حداقل از دست نمی دهد، به دست می آورد. حداقل چند تا؟ یکی را به دست می آورد و این هم خوب است.

یعنی عزاداری ها و مجالسی که برای سیدالشهدا (ع) و ائمه برقرار می شود باید این خصوصیات در آن باشد و اگر نباشد به درد نمی خورد. آن چهار خصلتی که در مجالس اباعبدالله باید وجود داشته باشد، در هیات ها باید وجود داشته باشد، در عزاداری ها باید وجود داشته باشد، این چهار خصلت عبارتند از... ببینید این را از خود سیدالشهدا (ع) داریم کمک می گیریم. خودش این مطلب را فرموده است. یعنی خصوصیات مجلس خودش را دارد ذکر می کند.

یک:«آیَةً مُحکَمَة». دو:«وَ قَضِیَّةً عادِلَه». سه:«وَ اَخاً مُستَفاداً». چهار:«وَ مُجالِسَةَ العُلَماء». این خصوصیات مجلس امام حسین (ع) است. در مجلس امام حسین (ع) در درجه اول باید معرفت و عقیده نشر داده شود. ما باز مجدد مجبوریم قطع کنیم. هر هفته هم توضیح می دهیم. فقط یک زحمت بکشند، آقای غریبی شما بفرمایید که...

پس اولین خصوصیت مجلس امام حسین (ع) این است که مردم به آیه محکم یعنی اصول عقائد و معرفت نائل می شوند. در مجلس امام حسین (ع) مردم باید بیایند با ریشه دین شان آشنا بشوند. با اساس خلقت، هدف خلقت، اینکه که هستند، از کجا آمدند ، در کجت هستند و به کجا می روند با اینها باید آَشنا بشوند. این خصویت مجلس امام حسین (ع) است. اولین خصوصیت. ما زیاد داریم افرادی که بیست سال، سی سال عزاداری می کنند اما اطلاعات زیادی در مورد رهبران معصوم شان ندارند. یعنی انقدر که فلان هنرپیشه، فلان فوتبالیست، فلان تیم و نمی دانم فلان جنس مادی را می شناسند راجع به یکی از ائمه شان اطلاعات چندانی ندارند.

اگر به ما بگویند خب حالا که تولد پیغمبر (ص) است، تولد امام صادق (ع) است سه جمله از پیغمبر (ص) بگویید، سه جمله از امام صادق (ع) بلدید بگویید، سه تا درس، چه گفته، امام صادق (ع) که بوده، زندگیش چه بوده بلد نیستیم. باید بدانیم در مجلس امام حسین (ع) باید اینها برای ما توزیع بشود. دو: «وَ قَضِیَّةً عادِلَه» در مجلس امام حسین (ع) مردم باید بیایند با قضایای عدالت آور، داستان های اهل عدل و آموزش های اخلاقی آشنا بشوند. دین شان را یاد بگیرند. معارف دینی شان را یاد بگیرند. روابط شان را یاد بگیرند که باید چه بکنند.

امام حسین (ع) کشته شده برای چه؟ «بَذَلُوا مُهجَتَهُ فِی... » در زیارت او می خوانیم. «لِیَستَنقِذَ عِبادَک مِنَ الجَهالَة وَ حَیرَةِ الضَّلالَة»؛ خون قلب خودش را، خون جگر خودش را در راه تو ریخت تا بندگان تو را از جهالت و حیرت گمراهی نجات بدهد. بنابراین اگر قرار باشد ما بیاییم در مجلس امام حسین (ع) دورتر بشویم، بی سوادتر بشویم، از معارف دائم... خیلی ها هستند به مجلس امام حسین (ع) می آیند به خاطر اینکه عزاداری را هدف می دانند، گریه و خود مجلس را هدف می دانند فکر می کنند نیازی به آموزش نداریم.

در بسیار از هیات ها ما می بینیم که عده ای می روند در آبدارخانه یا جاهای دیگر، بیرون از هیات گپ می زنند، یکی یک تسبیح هم دست آنها هست، راجع به نمی دانم هر چیزی آسمان و ریسمان می کنند تا سخنران حرفش را بزند. انگار سخنران با اینها نیست، برای اینها مجلس نگذاشته. بعد که می خواهند شور بگیرند، صف را می شکافند، روی کمر همه پا می گذارند، روی دست و پای همه می روند آن جلو که من باید جلو باشم. حتما باید جلو باشم، آنجا بروم لخت شوم عزاداری کنم.

جوش زن های بی مغز. به درد نخور. نه مسائل احکام بلدند. نه اخلاقیات بلدند. در خانواده شکست خوردند. در احکام، در معاملات شکست خوردند، در مسائل اعتقادی بسیار ضعیف هستند. از دین شان هم نمی توانند دفاع کنند ولی فقط خوب بلدند سینه بزنند. خوب بلدند داد بزنند. خوب بلدند گریه کنند. قمه خوب می زنند. زنجیر خوب می زنند. یعنی مردم به کارهای عملی خیلی علاقه دارند. در بحث شب قدر برایتان گفتم. مردم کمتر همت می کنند که فکر کنند. زیاد به فکر توجه نمی کنند. زیاد به شنیدن و تعمق انس ندارند. ولی به آنها بگو پانصد دفعه بنشین این ذکر را بگو، هزار دفعه دولا راست شو. این برایش راحت تر است. کار بدنی برای آدم جاهل راحت تر از کار فکریست.

اینکه آیت الله جوادی آملی فرمود دین مردم دست مداح ها افتاده، همین است دیگر. که علم کنار می رود. حالا بعدا این را توضیح می دهم. آموزش کنار می رود. اصالت می شود با چه؟ اصالت می شود با گریه، با عزاداری، با احساسات. یعنی اگر برود مجلس امام حسین (ع) بنشیند با معارف الهی آشنا بشود، با حقیقت خودش آشنا بشود، با هدف خلقت آشنا بشود، با خدا آشنا بشود، با لا اله الّا الله آشنا بشود، حالا پنج دقیقه هم گریه کرد مجلس را موفق نمی داند. هیات موفق نیست، حال نمی دهد. حالا اگر رفت آنجا دو ساعت گریه کرد، سه ساعت گریه کرد ولی هیچ چیز هم یاد نگرفت، حالا در این گریه هزار و یک جور گناه هم اتفاق بیفتد، در این حال کردن ها اشکال ندارد. خیلی خودش را موفق می داند. چرا؟ چون اصالت را به آن می داند.

شما نگاه کنید هر موعد از مواعید یا فرصت های عبادی هست، (در مفاتیح نگاه بکنید) گفتند هر وقت… امشب شما نگاه کنید، فردا شب نگاه کنید، شبهای دیگر نگاه کنید، شب جمعه نگاه بکنید، گفته اند زیارت امام حسین (ع)، امام حسین (ع)، امام حسین (ع). این خیلی مهم است. راه را دارد به ما نشان می دهد دیگر. «کُلَّنا سَفِینَةُ النَجاة وَ سَفِینَةُ الحُسَین اَسرَع». همه ما سفینه نجات هستیم، همه ما ائمه. اما سفینه حسین (ع) سریع تر است. درست است. اما شما روز عاشورا می بینید، نگفته انددیگر شما بروید زیارت عاشورا را که روز عاشورا وارد شده، زیارت امام حسین (ع) هم هست، مستحب است، اما مهمترین عمل در روز عاشورا این است که شما بنشینید هزار مرتبه سوره توحید بخوانید. یعنی با خدای حسین آشتی کنید. چون اصلا عاشورا روز ظهور عشق است. روز ظهور لا اله الّا الله است.

یکی از علت های عمده ای که شما وقتی می روید کربلا، (همه کسانی که کربلا رفتند، می دانند) می روید آنجا قلبتان می گیرد، نمی توانید مثل اینجا برای امام حسین (ع) گریه کنید، مثل هیات های خانگی تان سینه زنی کنید، این است که قرار نیست ما برویم آنجا در مرقد امام حسین (ع) زیاد از این کارها بکنیم. ما آنجا باید از مرقد امام حسین (ع) رد شویم. عشق امام حسین (ع) که عشق حقیقی نیست، عشق مجازی است یعنی ما را عبور می دهد تا به اله برساند.

لذا سیدالشهدا (ع) فرمود ما را برای خودمان نخواهید. ما را برای خدا دوست داشته باشید که بحث این را مفصل کرده ام. در همان عزادار حقیقی این را آورده ام. ما را برای خدا بخواهید. لذا وقتی به مجلس امام حسین (ع) می آیید یک مدتی که از مجلس امام حسین (ع) می گذرد، از هیاتی بودن، از عزادار بودنش می گذرد اگر نتواند با لا اله الّا الله، با خداوند روابط حسنه برقرار بکند، شکست خورده است. معلوم است که سیر او از اول غلط بوده است.

هر چقدر که از هیات و عزاداری می گذرد، ما را به چه می رساند؟ به «آیَةً مُحکَمَة». امام حسین (ع) می فرماید دیگر. باید به معارف بالای الهی برسی. به عقائد بزرگ دست پیدا بکنی. به معارف ریشه دار در مجلس امام حسین (ع) دست پیدا بکنی. بعد وظائف شرعی ات را یاد بگیر. مجلس امام حسین (ع) الآن مجلس گناه شده است. من دو تا حدیث از رسول خدا (ص) برای شما بخوانم. این دو روایت را کنار هم بگذارید ببینید چه نتیجه ای می گیرید. فرمود: «اِنَّما شَفاعَتِی لِاَهلِ الکَبائِرِ مِن اُمَّتِی»؛ شفاعتم گذاشته ام برای کسانی که در امت من گناه کبیره کرده اند. روز قیامت. برزخ هم نه! انسان در برزخ مشکل دارد.

امام صادق فرمود: برزخ تان پای خودتان. قیامت دست تان را به ما برسانید ما نجات تان می دهیم. دست تان را به ما برسانید. شفاعت یعنی همین. جفت شدن. رساندن که این باید در دنیا صورت بگیرد. آن طرف اتفاق خاصی نمی افتد. همه شفاعت ها همین جاست. مثل اینکه الآن شفاعت شما را کرده اند، آمده اید حرم حضرت عبدالعظیم (ع). ما بدون شفاعت اینها می توانستیم حرم حضرت عبدالعظیم (ع) بیاییم. والله قسم اگر یکی از ما فرصت می کردیم. باید اجازه داشته باشیم یک لا اله الّا الله بگوییم. با شفاعت آنها ما می آییم و می رویم. با همراهی آنها ما می آییم و می رویم. این شفاعت است که الحمدلله ما را شفاعت کرده اند که ما را در حرم ها راه می دهند. اسم آنها را به دل ما می اندازند. ذکرشان را، گریه شان را، توجه به آنها را. این شفاعت است دیگر.

می فرماید من پیغمبر روز قیامت گناهان کبیره امتم را شفاعت می کنم. بعد فرمود چه؟ شفاعت من به کسی که نماز را سبک می شمارد نمی رسد. این دو تا را بغل هم بگذارید، ببینید چه می شود. یکی اینکه من گناهان کبیره را شفاعت می کنم. دومی چه؟ کسی که نماز را سبک بشمارد شفاعت نمی کنم. حالا زنا بالاتر است یا نماز را سبک شمردن؟ مشروب خوری بالاتر است یا نماز را سبک شمرد؟ قمار بالاتر است یا نماز را سبک شمردن؟ هیچ فحشا و منکراتی به اندازه اینکه انسان، نمازش را سبک بشمارد نیست. کسی که نمازش را سبک بشمارد از حرکت ساقط است. اساسا حرکتی به سمت ابدیت ندارد. در جا می زند و چون با خداوند و لا اله الّا الله پیوند برقرار نمی کند( چون رابطه خراب است دیگر، جلسه قبل توضیح دادم) آنوقت دائما در زندگیش گره می خورد، دائما مشکل دارد، دائما گرفتاری و نگرانی برای او پیش می آید. چرا؟ چون اساسا از اول هیچ پیوندی نخورده است.

حالا شما فکر کنید ما می آئیم گریه و عزاداری را بهانه می کنیم برای اینکه مثلا الان... در بعضی از مجالس من می روم می بینم بعضی از خواننده های شان هم باسوادندها! یک مجلسی رفتم. دوبار به مجلسی رفتم، بچه های خوبی هم بودند. اصلا باورم نمی شد یک نفری که خودش اهل مطالعه است و اینها... مداحی می کرد. بعد دیدم این آقا اذان گفتند توجهی نکرد. به صاحب مجلس گفتم به آنها بگویید اذان است، توجهی نکرد. من رفتم مسجد نمازم را خواندم و آمدم. ساعت دو آقا تمام کرد! با شهوت می خوانند، بی ادبی به خدا. مسخره کردن امام حسین (ع). امام حسین (ع) در روز عاشورا توقف جنگ داد. وای بر تو عمر سعد! نمی گذاری ما نماز بخوانیم؟! اول وقت.

به دو تا از اصحاب بزرگش می گوید جلو بایستید ما نماز بخوانیم. بعد ساعت چهار بعد از ظهر می بینیم هیات هنوز دارد در کوچه ها سینه می زند، چه وقت می خواهند نماز بخوانند؟ معلوم نیست. اگر هم بگویی نماز، مجلس تعطیل، خیلی به امام حسین (ع) جسارت کردی! یک جوری رفتار کردند که اگر کسی بگوید مجلس امام حسین (ع) تعطیل، عزاداری تعطیل، گناه کردی گفتی. بی ادب! مجلس امام حسین (ع) است. مجلس نمی دانم چه... این حرفها چیه؟ بی ادب تو هستی که داری به خدا بی ادبی می کنی. شش مرتبه در اذان دارد می گوید «حَیَّ»؛ بدو بیا. می گوییم کار دارم. عزاداری داریم. مجلس داریم. بگذار نوحه را تمام کنیم. بگذار دم را بگیریم. نه لخت نشدیم که. اول لخت بشویم سینه مان را بزنیم حالا. این جوری حال نمی دهد.

آخر که واجب کرده که ما برای مجلس امام حسین (ع) حتما دم بگیریم، شور بگیریم، بالا بپریم، پائین بپریم، جیغ بزنیم، دور بگردیم؟ اینها را چه کسی واجب کرده است؟ از کجا، از کدام کتاب آسمانی آمده؟ در کدام حدیث ما اینها را داریم که الّا و بالّا مجلس امام باید با این ختم بشود؟ اینکه ما نماز را که واجب الهیست معطل نگه داریم که می خواهیم شور بگیریم برای امام حسینی که خودش در روز عاشورا (برای عاشورا ما داریم گریه می کنیم دیگر) نمازش را اول وقت خوانده است.

بالاخره عزاداری برای سنخیت است. برای تبعیت است. محبتی که تبعیت نمی آورد دروغ است. محبت خودمان است. شهوت نسبت به خودمان است. والّا اگر تو واقعا امام حسین (ع) را دوست داری... می گوید من کشته شدم برای نماز، برای دین. «اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاِصلاحِ فِی اُمَّةِ جَدِّی»؛ من خروج کردم برای اینکه جامعه امت اسلامی را اصلاح بکنم. آنوقت عزاداری باید مرکز فساد بشود؟ آن هم چه فسادی، توهین به نماز. عرق بخوریم که بتوانیم علامت را بیشتر بگردانیم. علامت امام حسین (ع) را و خیلی فسادهای دیگر.

عزادار وقتی می آید عزاداری می کند باید روحیه جهاد و روحیه اصلاح در وجودش باشد. اگر اصلاح را به معنای حقیقی کلمه در جامعه نخواهد و پیروی نکند و از امام حسین (ع) یاد نگیرد که برای هدایت امت، برای نجات امت از جهالت و حیرت ضلالت تلاش بکند، این چه عزاداری هست؟ ما چه درسی از کربلا گرفتیم؟ وظیفه ما این نیست که مجلس تشکیل بدهیم، سیاه بپوشیم، شام بدهیم، نهار بدهیم، گریه بکنیم، بر سرمان بزنیم، زنجیر بزنیم و دسته راه بیاندازیم. این وظیفه ماست؟ اگر گفتند این کارها را بکنید و اگر گفتند سنتی را هم انجام بدهید برای اینکه در اینها باید آن «آیَةً مُحکَمَة» و «قَضِیَّةً عادِلَه» به وجود بیاید. اینها ابزار است، هدف نیست. ابزار است که ما به بینش برسیم. به روح جهاد برسیم. به داد امام زمان (ع) برسیم. یاد بگیریم که چطور به امام زمان مان کمک کنیم. نبودن امام زمان (ع) مصیبت اعظم است. همه این گریه ها برای این است که شما بعدا پیوند با امام زمان (ع) برقرار بکنید و بتوانید به او کمک کنید، موانع ظهور را برطرف کنید.

از امام زمان (ع) که خبری نیست. هیچی! مگر اینکه با او کار داشته باشیم به سراغ او برویم. جمکرانی برویم. مشکلی داشته باشیم. اصلا کاری نداریم که کجاست، چکار داردمی کند، تنهائیش را در شب و روز چطور دارد می گذراند. گریه هایش را، هر بیست و چهار ساعت یک بار فریاد کردنش را که «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنِی» است. ولی آن «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنِی» هزار و چهارصد سال پیش را دوست داریم که به سراغش برویم. چرا؟ چون در آن چه هست؟ مظلومیت است. گریه است. عواطف است. احساسات است.

برای امام زمان (ع) هم همان مظلومیت، عواطف و احساسات هست اما چون در آن همت می خواهد، روح جهاد و مبارزه می خواهد، «اِنِّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَن حارِبَکُم» می خواهد، ما که حال این کارها را که نداریم. ما عافیت طلبیم. تا سخنران می خواهد بیاید یک چیزی راجع به مظلومیت امام زمان (ع)، راجع به ابرقدرتها، راجع به یزیدهای زمان بگوید، هیس! روضه را بخوان آقا مجلس خراب شد. مجلس امام حسین (ع) که جای حرف زدن از آمریکا و انگلیس و شوروی نیست. مجلس امام حسین (ع) جای این است که ما بیاییم راجع به امام حسین (ع) بگوییم. راجع به در و دیوار حرف بزنی. راجع به سر بریده حرف بزنی. راجع به نمی دانم رقیه بگویی. اشتباه است!

اگر قرار است درباره سر بریده صحبت بکنیم... اصلا چه نیازی هست که ما صحبت بکنیم؟ اگر گفتند صحبت بکنید که باید هم صحبت بکنیم برای این است که به یزید زمان خودمان و حسین زمان خودمان برسیم. راجع به حسین زمان خودمان باید حرف بزنیم. دل خودمان را خوش کنیم، دائم در این مجالس پول بریزیم، میلیون میلیون خرج کنیم، کیف هم بکنیم که... از این میلیون میلیون، صد هزار تومانش را هم برای امام زمان (ع) خرج می کردی. برای پیوند دادن مردم با امام زمان (ع) خرج می کردی. این همه شام و نهار و دیگ راه می اندازی، آخرش چه؟ چه کسی به داد حسین زمان مان برسد؟

مگر نفرمود «مَن اَرادَ اَن یَنظُرَ اِلَی الحَسَنِ وَ الحُسَین فَها اَنَا ذَالحَسَنِ وَ الحُسَین»؛ هر که می خواهد به حسن و حسین نگاه کند، من حسنم، من حسینم. راست می گویید؟ خدا وکیلی واقعا شما عزادارید؟ نه! ما می خواهیم بیاییم خودمان را اینجا ارضا کنیم. به این صریحی امام حسین (ع) داردمی گوید. آقا هر که می خواهد در مجلس ما بیاید، باید عقائد او تکمیل باشد. باید به معارف بالا راه پیدا بکند. گردانندگان یک هیات، یک حسینیه باید انقدر آگاهی داشته باشند که... وظیفه واجب شان است، این را امام حسین (ع) از آنها می خواهد که اگر به اسم من مجلس می گذارید، مردم آمدند اینجا آگاه بیرون بروند. نه متکبر و پرتوقع از من بیرون بروند، خودشان را هم بدهکار به من و فرزندم مهدی ندانند. فقط طلبکار باشند.

یا پول می خواهند یا شفا می خواهد یا زن می خواهند یا شوهر می خواهند یا خانه می خواهند یا نمی دانم قبولی فلان جا می خواهند، دائما طلبکار باشند. مسئولی اگر می خواهی برای امام حسین (ع) مجلس تشکیل بدهی طبق آنچه که حضرت گفته، عمل نکنی. حضرت می فرماید این جوری عمل بکنید اگر می خواهید برای من مجلس بگذارید. مجلس من باید این خصوصیات را داشته باشد. کسی را که می خواهید به عنوان سخنران دعوت کنید دنبال این نباشید که بیاید مردم را بگریاند. بیاید مردم را از جایشان بلند کند، شعر برایشان بخواند. دائم ریتم بگیرند، آهنگ بگیرند و سینه بزنند. مردم را به معرفت برساند. ارزش مردم به معرفت است.

عملیات های بدنی، نماز، روزه، عبادت ها، حج و همه چیز برای این به درد می خورد که در نهایت به معرفت برسند. اگر قرار باشد به معرفت نرسند که فایده ای ندارد. خدا شاهد است یک جا دیدم ، مجلس امام حسین (ع) بود، یک آقایی را آورده بودند آنجا، یعنی یک نفر از اهل معرفت آن هیات یک سخنران دعوت کرده بود ، من هم خوشحال شدم، گفتم یک آدمی حسابی دعوت کرده اند آنجا چیزی گیر ما می آید. رفتیم در مجلس آنجا نشستیم. این آقا شروع کرد یک مسئله خوب را داشت ریشه ای بیان می کرد. قرار بود این آقا یک ساعت صحبت کند. دقیقه دهم یاداشت دادند که با عرض شرمندگی حاج آقا فلانی تشریف آوردند، جناب حجة الاسلام فلانی آمدند شما تمام کنید ما مجلس را به ایشان بسپاریم. ایشان هم خیلی با بزرگواری و با شیرینی سلام داد و آمد پائین نشست.

من گفتم حالا این جناب می خواهد بیاید چه بگوید. آمد شروع کرد شعر خواند. از شعرهای حافظ شروع کرد. شعر حافظ را چند نفر می فهمند؟ الآن ما چند نفر داریم، بیایند بگویند من صد بیت از حافظ را کامل می فهمم. بعد هم مقداری از شعرهایش عربی داشت. اینها زار زار گریه می کردند. نمی فهمیدند چه دارد می گوید ها! فقط یک دنگ و دانگی باشد، یک نوایی باشد، کله ها را تکان می دهند. دست های شان را حرکت می دهند. حالا از شعر حافظ یک چیزهایی می خواند راجع به محتسب و چه و چه، لباسش را در می آورد.

الآن شما نگاه کنید جوان های ما تا می آید با دین و معارفش آشنا بشود، او را می کشند به این سبک های مختلف عزاداری، روضه خوانی و پاپ خوانی های مختلف، بعد این رشد می کند. بعد به دانشگاه می رود. در دانشگاه یک استاد با یک شبهه، چهار تا دانشجوی مغرض با چهار تا شبهه همه را پائین می ریزند. یک کسی که روضه خوان و زیارت عاشورا خوان بود، الآن می آید مسخره می کند. زیاد من دیدم از اینها که خودشان یک زمانی عزاداری می کردند، الآن عزاداری را مسخره می کنند. آدم هایی دیدم که در جبهه اینها را دیدم. در جبهه! پشت سر بعضی از اینها ما نماز می خواندیم. بعدا دیدیم که می گفتند زیارت عاشورا کیلویی چنده؟ این حرفها کدام است؟!

اصلا تاریخ ثابت کرده که خانه های مردم مدینه در نداشت که می گویید فاطمه زهرا (س) بین در و دیوار بوده. ای بابا! حالا دانشجوی ساده لوح هم می آید می نشیند اینها را می شنود، باور می کند. فکر می کند هزار و چهار صد سال پیش مال قرون وسطی است. عصر حجر است که مردم خانه های شان در نداشته. آن موقع هم خانه های شان در داشته است. «وَاتُوا البُیُوتَ مِن اَبوابِها». آیه قرآن است قبل از امام حسین (ع) هم بود. قبل از فاطمه زهرا (س) هم بود. این همه آیه راجع به درِ خانه داریم. آیه داریم. خانه ها در نداشته؟! استاد هم این را می گوید. همه هم تحت تاثیر قرار می گیرند. به به و چه چه می گویند. هیچی!

بعد می خواهد روضه حضرت زهرا بخواند، می بیند دلش نمی آید. نمی تواند. بابا اینها خرافه است. یک ذره در این مجالس معرفت پیدا بکنید. امام حسین می فرماید وقتی به مجالس ما می آیید، «آیَةً مُحکَمَة» به معارف برسید. منبری دعوت می کنید ببینید چه کسی را دعوت می کنید. مجلس ترتیب می دهید، ساعت منبر را تنظیم کن. آقا اصالت! این هیات این جوری است. نمی خواهید، برای گریه بروید جای دیگر گریه بکنید. ما از اینها نداریم. پول مفت هم این جوری برای امام حسین (ع)، به اسم امام حسین (ع) هزینه نمی کنیم. مجلس این است. آقا ایام محرمه! ایام محرم برای همین است. برای معرفت است. آقا این سخنران باید این صحبت ها را بکند.

خدمت تان عرض کردم در همان جلسات موسسه که ما خودمان هیات داریم، مسئول هیات ما همین جوریست. سخنران یک ماه جلوتر معلوم می شود. دو هفته جلوتر معلوم می شود. دستور بحث هم دارد. حاج آقا شما باید این را صحبت بکنید. استاد! این را. جوانان ما این را می خواهند. بخواهی بیایی اینجا شروع کنی قصه بگویی، یک داستان از امام حسین (ع) بگویی، یک قصه از حضرت زهرا (س) بگویی، بروی در گودال قتلگاه، بعد هم بلند شوی بروی، نه! این جوری نیست. باید یک ساعت بحث علمی خوب بگویی. یک ربع هم باید بایستی پرسش و پاسخ جواب بدهی اگر بچه ها سوال داشتند. یک ربع هم عزاداری. تمام! خداحافظ. خداحافظ شما! می گویند نه! بیست دقیقه حاج آقا بیاید صحبت کند. سه ساعت ما بالا و پائین بپریم. امام حسین (ع) این جوری قبول ندارد.

سه: «اَخاً مُستَفاداً». مجلس امام حسین (ع) جای رفاقت است. جای دوستی است. حداقل شما با دوستان خوبی آشنا می شوید. جای کینه ورزی و عصبانیت و داد زدن سر همدیگر و آی پایت را روی پرچم نگذار، آی نمی دانم برو کنار، آنجا بنشین، آی نمی دانم تو چرا این جوری هستی، جای داد زدن سر کسی نیست. مجلس امام حسین (ع) جای رفاقت است. جای دوستی است. محفل انس است. همه هم باید در مجلس بیایند. کافر هم خواست بیاید، قدمش روی چشم ما بیاید بنشیند. کسی را نباید با تحقیر نگاه کنید. حالا یادم باشد، انشاالله هفته بعد یادتان باشد، این طلب شما از من این کتاب (آقای چارجوهر) رسول ترک را ... کم بود من حالا یک تعداد کمی تهیه کردم. انشاالله تا هفته دیگر. همه تان کتاب رسول ترک را بخوانید. داستانش را هم برایتان تعریف کردم.

یک آدمی از محله جمشید و نمی دانم لاتهای آنجا، داشت رد می شد، دید رفقایش مشکی پوشیدند. گفت چرا مشکی پوشیدید؟ گفتند محرم است. محرم است؟ می روم مشکی می خرم، می پوشم. خب حالا شب کجا برویم؟ دیگر حالا کاباره که نیست، قمارخانه نیست، این ور و آن ور نیست، برویم مجلس امام حسین (ع). محرم است. الآن نیروی انتظامی هر سال اعلام می کند دیگر. می گوید محرم، صفر و ماه رمضان، آمار جرم به شدت پائین می آید. برکت است دیگر. خب برویم. رفتند آنجا. صاحب هیات می بیند رسول آمده. رسول ترکه! ناجور است. آبروی هیات می رود. دائم این به آن نگاه می کند، آن به این نگاه می کند، آخر یکی بلند می شود می رود پیش مسول هیات، او را تحریک می کند. آقا بی زحمت از جلسه دیگر اینجا نیایید. از مجلس امام حسین (ع) بیرونش می کند.

اصلا مجلس امام حسین (ع) جای این جور آدم است. شام و نهار امام حسین (ع) را باید همین مطرب ها، قرتی ها، سوسول ها و پانکی ها بخورند. به ما نرسید، نرسید. آنها باید بیایند بخورند. می گویند برو بیرون. مجلس امام حسین (ع) جایی نیست که ما بیاییم بگوییم که آقا خلاف شان مجلس ماست که اینها بیایند و بروند. اصلا مجالس خدا همین جوریست. یعنی هر جا خدا بزمی به پا کرده، دوست دارد همه باشند. ما حق نداریم کسی را بیرون کنیم. بگوییم مثلا این بدکاره است، این یکی این جوری است، آن یکی مشروب خوار است، به ما چه. مگر ما متولی مردم هستیم که در کار مردم فضولی کنیم؟ مجلس اصلا مال ما نیست. مال امام حسین (ع) است. ما اصلا هیچ کاره ایم. صاحبخانه هم هیچ کاره است. من راضی نیستم. بیخود کردی تو! تکبر کردی.

سه چهار تا از این جوان ها را بیرون کرده بود که تا وقتی شام نمی دادیم، بیرون ایستاده بودید گپ می زدید، حرفهای مفت می زدید تا سفره پهن می شود می آیید داخل مجلس، دیگر نیاییدها. یا بیایید گریه زاری بکنید، سینه زنی بکنید، بعد شام بدهیم یا اینکه حق ندارید بیایید شام بخورید. شب، امام حسین (ع) به خوابش آمد، گفت مگر اینها برای تو به خانه ات آمده اند؟ مگر اینها در مواقع دیگر به خانه تو می آیند؟ به خاطر من اینجا آمده اند برای چه بیرون شان کردی؟

رسول ترکه می رود. صبح می بیند که رئیس هیات آمده در خانه شان در می زند. بخوانید، داستان رسول ترک خیلی زیباست. حتما انشاالله هفته بعد این کتاب را مطالعه کنید. می بیند رئیس هیات آمده، آقا رسول ببخشید از امشب تشریف بیاورید. چه شده؟ بگو. آره دیشب خواب دیدم که کربلاست. دشمن ها می خواهند به امام حسین (ع) حمله کنند، یک سگ جلوی امام حسین (ع) است، پارس می کند، آنها جلو نمی آیند. خوب که نگاه کردم دیدم سر سگ، سر توست. رسول گفت راست می گویی؟ تو را به خدا سر من بود؟ از این به بعد من باید دیگر حرمت سگ امام حسین (ع) را نگه دارم. سگ امام حسین (ع)! این حرف خوب نیست ها. او در خواب این جوری دیده بود.

الآن در این روضه ها هست نمی دانم انا کلب الرقیه، کلب الحسین، این حرفها چیست؟ ما بچه های امام حسینیم. کلب رقیه یعنی چه؟ کلب حسین یعنی چه؟ بعضی ها که از این چیزها می اندازند، دیدم در یک جایی خیلی متاثر شدم، در مجالس شان قلاده با زنجیر به گردن شان انداخته بودند. آخر این چه کاریست برای شیعه امام حسین (ع)؟ شعرهای بیخودیِ بند تومانی!

گفت راست می گویی؟ رعایت می کنم. دیگر رسول ترک، رسول ترک شد. یک طوری که حضرت زینب، تشییع جنازه اش می آید. آیت الله میلانی کجا در مشهد، می گوید خواب دیدم حضرت آمد، رسول ترک را برد. همه می گویند رسول دیشب با ما بود. می گوید نه! مرده. می آیند درِ خانه، می بینند رفت. رسول رفت. کسی که وقتی حرم حضرت زینب (س) می رفت، درهای حرم به احترام رسول ترک باز می شد. درهای قفل شده باز می شد. هیچکس را در این مجالس نباید کوچک بشماری. این مجالس جای رفاقت است، جای دوستی است. جای صفاست. نباید یک کاری بکنیم شیطان بین ما را به هم بزند. تحریک زیاد می شود.

قرآن می فرماید هر جا جمع دو نفر مسلمان باشد، این را بدانید حتما دو تا شیطان هست که روابط اینها را خراب بکند. این را بدانید. زن و شوهر. پدر و مادر. پدر و فرزند. دو تا خواهر. دو تا برادر. استاد و شاگرد. همیشه شیاطین تردد می کنند. ما موظفیم پاسداری کنیم که کسی بین ما را به هم نزند. اوقات تلخی در ما ایجاد نکند. در مجلس امام حسین (ع) هم بهانه برای داد و فریاد کردن، غرغر کرد زیاد است. ما باید مواظب باشیم. در مجلس امام حسین (ع) یک بار سر کسی عصبانی نشویم. هیچوقت نباید بشویم. ولی مجلس امام حسین (ع) خیلی حرمت دارد. ما هیچ کاره ایم. برای چه در مجلس امام حسین (ع)، در محضر خود امام حسین (ع)، در محضر حضرت زهرا (س) سر عزادارهایش داد زدی، بی ادبی کردی، شخصیتش را خرد کردی؟ چرا اینجا نشستی؟ چرا شلوغ کردی؟ چرا دم در ایستادی؟ بابا ول کن!

امام حسین (ع) همه جور بچه ای دارد. همه جور عزاداری دارد. انقدر با مردم ور نرویم. اگر تو آدمی، بیا برو بنشین خودت سخنرانیت را گوش کن، گریه ات را بکن، سرت را پائین بیانداز ، به کسی هم کار نداشته باش. نگاه کن فلانی... می نشیند غیبت می کند. حرام! از هفتاد بار زنا بالاتر است. فلانی هیات که نمی آید. آخر هیات کیسه اش را برمی دارد می آورد، شام جمع می کند می برد. خب به تو چه؟! به او اذن داده اند که بیاید. به ما چه که فلانی می آید شام می خورد و می رود؟ نماز هم نمی خواند ولی شام می خورد. چکارش داری؟ مگر مجلس مال توست؟

مجلس امام حسین (ع) جای این چیزها نیست. جای این حرفها نیست. جای غیبت کردن نیست. جای تحقیر کردن نیست. موفق است مثلا یک نیم ساعتی گریه می کند، فکر می کند الآن جایش کجاست. به یک نفری که گریه نکرده، نشسته یک گوشه ای می خندد با نگاه تحقیر نگاه می کند که چرا این قساوت قلب دارد. نگاه کن فلان فلان شده اسم امام حسین (ع) می آید، گریه نمی کند. بابا خودت هم که دیروز گریه نمی کردی. تو امروز حالت خوش است. تا حالت خوش شد، تا یک ذره موفقیت به ما دست داد، یک ذره حال خوش معنوی پیدا کردیم دلیل نمی شود که بقیه را غافل و نمی دانم قسی القلب و نمی دانم تاریک ببینیم.

خیلی شیطان می آید از این شهوات استفاده می کند برای اینکه ما را در مجلس خراب کند. مجلس را به هم بزند. چقدر ما الآن در هیات ها انشعاب داریم. این هیات از آن هیات انشعاب پیدا می کند. آن یکی می رود برای خودش یک دسته درست می کند. چشم و همچشمی ها، مبارزات و رقابتهای بیخود سر دیگ، سر پرچم، رنگ پرچم، علامت، اکو، دستگاه و نمی دانم مداح و ... . فلان سخنران را دعوت کردند، ما باید روی دست آنها بلند شویم. ما هم برویم آیت الله فلانی را برداریم بیاوریم. این بدبختی ها چیست آخر؟ فلان مداح را دعوت کردند؟ ما هم برویم به همان مداح بگوییم ساعت بعدی بیا هیات ما. جلوی فلانی کم نیاوریم.

شام مرغ دادند؟ ضایع است ما قیمه بدهیم. می رود نمی دانم چقدر کلاه کلاه می کند تا مرغ بدهد. جای شان را ببین چه جایی بود! آقا ول کنید این حرفها را! شما هرجا، روی زمین، هر جا در خیابان عزاداری کنید، مجلس امام حسین (ع) است. امام حسین (ع) هم آنجا هست. جا چیست؟ یکی از خوبی های مجلس امام حسین (ع) این است که انسان می آید با بهشتی ها آشنا می شود. با دوستان امام حسین، با بچه های امام حسین (ع)، با بچه های اهل بیت آشنا می شود. رفیق پیدا می کند. می دانید هر یک رفیق چقدر می ارزد؟ این همه ائمه سفارش کردند تا می توانید رفیق های تان را زیاد کنید. تا می توانید. چون هر کدامشان شفاعتی برای قیامت دارند. رفقای مومن ذخیره آخرت هستند.

در تمام انسان ها پدر، مادر، فرزند، همسر و رفیق، این پنج تا، بوسه اینها... فقط در بوسه رفیق گفته اند که کسی که رفیق مومنش را می بوسد این بوسه عبارت است از دین. دین! تا می توانید رفیق اضافه کنید. منزوی نباشید. حدیث است: انسان بسیار است، با برادرانش بسیار است. یک موقعی خواهر و برادر، پدر و مادر، کاری از دستشان برنمی آید اما رفیق ها کارهای زیادی می کنند. اینها را در فلسفه زیارت در اوائل زیارت عاشورا توضیح داده ام. لذا از فلسفه های زیارت یکی همین است که ما باید بیاییم آشنا بشویم. جامعه اسلامی با جمع شدن به بهانه امام حسین (ع) و عزاداری ها رشد می کند. اسلام با پاتوق ها سرپاست. نه با فرادی کار کردن ها.

فرمود نماز جماعت بخوانید ولو بر روی نیزه. می خواهید به کسی دختر بدهید، ببینید اگر اهل نماز جماعت نیست (نماز خوان است فایده ندارد) مستحب است که به او ندهید. جماعت! جماعت خیلی برای اسلام کار می کند. محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. دین امام حسین (ع)، دین پیغمبر (ص) با این اجتماعات زنده نگه داشته شده است. باید در این مجالس بیاییم. حداقل فایده اینها این است که انسان رفیق های خوبی پیدا می کند. شریک های خوبی برای آخرت پیدا می کند. باید دور هم جمع بشویم. این پاتوق ها خیلی ارزش دارد. جای دوست بازی است. جای رفاقت است. جای محبت است. جای انس است. جای بنیانگذاری روابطی هست که از مجلس امام حسین (ع) شروع می شود تا کجا؟ تا بعد از قیامت، روبروی امام حسین (ع)، روی تخت امام حسین (ع). تا آنجا ادامه دارد. نه تا قیامت ها! تا بعد از قیامت هم ادامه دارد.

اینها ذخیره های انسان هستند. «اَخاً مُستَفاداً». این «مُستَفادا» را من قبلا توضیح دادم. گفتیم «مُستَفاد» یعنی برادری پیدا می کنی که برایت فایده دارد. برای دنیایت فایده دارد، برای آخرتت هم فایده دارد. نه فقط «مُستَفاد» آخرتی ها! برادری پیدا می کنی که از خودت با تربیت تر، با تقواتر، مومن تر، نورانی تر، عالم تر، خب دستت را می گیرد، تو را بالا می برد. برادری داری که در مسائل مادی و دنیایی می تواند کمکت بکند. در قرض، در حل مشکلات مادیت. این پاتوقی که امام حسین (ع) آن را بافته، بزرگترین تدبیر برای جامعه اسلامی بوده که این همه سفارش کرده اند که شما به بهانه های مختلف دور هم جمع بشوید. بحث پاتوق را مفصل برایتان توضیح داده ام. همان کاری که الآن غربیها دارند می کنند. تازه به این نتیجه رسیده اند که...

می دیدند دیگر. مثلا فرض بفرمایید که آنها می دیدند در جامعه ما یک اعلام که می کنند یک میلیون نفر جمع می شوند. بعد اینها مثلا در خارج می خواستند چند نفر را جمع کنند، میلیونها دلار خرج می کردند، پنجاه نفر جمع می شدند. الآن در تحقیقNGO های شان (سازمان های غیر دولتی) به این نتیجه رسیده اند برای اینکه فرهنگ خودشان را غالب کنند و هم آنجا مردم را در انحراف نگه دارند، هم در کشورهای اسلامی باید پاتوق ها را زیاد کنند. برای ما کافی نت زدند. کافی گیم زدند. پاتوق های طبیعت گرایانه. ما هم باید پاتوق های فطرت گرایانه را تا می توانیم زیاد کنیم. چون اگر این میکده ها باز نباشد، همه سر می های طبیعی می روند.

المنة لله که در میکده باز است. خدا رو شکر که این میکده ها را برای ما باز نگه داشته اند. «فَجَعَلَکُم فِی بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَ یُذکَرَ فِیها اسمُهُ»، «وَ جَعَلَنا صَلاتَنا عَلَیکُم». عرض می کنیم به معصومین در محضرشان که نشسته ایم آقا شما یک نور واحد بودید، خدا لطف کرد شما را کثیر کرد، در این طبیعت آورد. شما را در جاهای مختلف این زمین قرار داد. «فَجَعَلَکُم فِی بُیُوتٍ؛ در این خانه های قشنگی که: «اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَ یُذکَرَ فِیهَا اسمُهُ»؛ اذن داده بود که اسم خدا بالا برود، خداوند ذکر بشود و اسم و یاد خدا بالا برود. ما را در این بیوت راه دادند. در این میکده های قشنگ!

امور دنیا و آخرت مردم در این مجالس حل می شود. لذا باید بدانیم اگر قرار است این جوری باشد، مجلس را چطور ترتیب بدهیم که جهنم نشود. چشم و همچشمی نشود. دعوا نشود. اختلاف نشود. فتنه نشود. باید این طراحی بشود. با بینش و آگاهی باید طراحی کنیم. امام حسین (ع) انتظار دارد که مجلس ما این جوری باشد. چهار: این را بگویم و تمام کنم. «وَ مُجالِسَةَ العُلَماء». هر کسی که در مجلس ما می آید چیزی که نصیبش می شود، مجالست با علماست. امام سجاد (ع) در ابوحمزه به خدا عرض می کند: خدایا من چرا حالم خوب نیست، چرا تاریکم، چرا هر وقت می خواهم تصمیم بگیرم بیایم در مقابل تو بایستم، گریه کنم خوابم می گیرد، چرتم می گیرد؟ برای ما دارد اینها را می گوید دیگر. بعد دلیل ها را یکی یکی می شمارد: «لَعَلَّ فَقَدتِنِی مِن مَجالِسِ العُلَماء»؛ شاید علت اینکه قلب من سیاه است و نمی توانم با تو یک رابطه خوب برقرار کنم این است که تو من را در مجالس علما ندیدی. «فَقَدتِنِی مِن مَجالِسِ العُلَماء».

کسی که با عالم ارتباط ندارد، هیچوقت دنیا و آخرت او صلاح پیدا نمی کند. انسان همیشه احتیاج دارد با علما در ارتباط باشد. با بلد راه آشنا باشد. با کارشناس ها آشنا باشد. همه احتیاج داریم. اگر خدا علما را از ما بگیرد، ببینید به چه روز سیاهی می نشینیم. عالم است که ستون دل مردم است. عالم است که مایه آرامش مردم است. عالم است که سکان هست. مثل اهل بیت که سکان هستند. عالم است که لنگر جامعه اسلامیست. روحانیت.

حالا شما نگاه کنید مجالس برقرار می شود، دائم روحانیت دارد از آن حذف می شود. نه! این مجالس جای این است که ما بیاییم با طلبه های مان آشنا بشویم. کدامیک از ما طلبه است. کدامیک از ما دانشمند هستند. کدامیک از ما استعداد دارند. دائم همدیگر را پیدا بکنیم. پاتوق های مان را تکمیل بکنیم. قوی تر بکنیم. استعدادها شناسایی بشود. افراد اینجا رشد کنند. مجلس امام حسین (ع) پاتوقی است که انسان با قدرتمندها آشنا بشود. با قهرمان ها و پهلوان های معنوی آشنا بشود.

مجلس امام حسین (ع) جای این است. حالا ما بیاییم دائم از روحانیت دور شویم. دائم از آخوندها دور شویم. فتواها دست چه کسانی بیفتد؟ دست خواننده ها. دین تعیین کردن و روش سیاسی را خواننده ها باید تعیین کنند. می گوییم مقام معظم رهبری فرمودند قمه نزنید. می گوید آره حاج آقا فلانی هم امروز گفت، وقتی حاج آقا گفت من دیگر این کار را نمی کنم. می گوییم آقا گفته، رهبر، نائب امام زمان (ع) گفته نکنید، این می ایستد که فلان مداح تایید می کند یا نمی کند که قمه بزنیم یا نزنیم.

مجالس سیدالشهدا (ع) جای این است که ما دائما به یقین، به آرامش، به ستونها و به سکان جامعه اسلامی نزدیک بشویم. اولیاء الهی را در این جلسات بشناسیم. مراجع را بشناسیم. بزرگان خدا را بشناسیم. بزرگان دین خدا را بشناسیم. اهل بیت را بشناسیم. بالاتر از ائمه کدام علما را ما داریم؟ معارف اهل بیت رد و بدل شود. علما که می گوییم نه فقط اینکه شما فکر کنید یعنی یک روحانی که لباس روحانیت پوشیده، عمامه سرش است. در راس علما ائمه (علیهم السلام) هستند و معارف اینها. با نهج البلاغه، با صحیفه مان آشنا بشویم. فردای قیامت ما با اینها ارزش پیدا می کنیم. بدون اینها ما چه قیمتی داریم؟ به اینکه چقدر قرآن را می شناسی. چقدر معارف الهی را می شناسی. فرمود درجات بهشت با آیات قرآن تنظیم شده است. هر کس هر مقدار قرآن می فهمد فقط بالا می رود. «قِیلَ اِقرَا وَ ارفَع»؛ بخوان و بالا برو.

به علوم دیگر کسی کارد ندارد آنجا. آنجا مبنای رشد انسان و مبنای نزدیکی انسان به حق تعالی این است که چقدر بهره از قرآن بردی و چقدر تشبه به قرآن پیدا کردی. چقدر آیات الهی در تو پیاده شده است. «اِقرَا وَ ارفَع» نه حفظ ظاهری ها! خودت چقدر در خودت با قرآن انس داری، رفیق هستی؟ حالا ما این قرآن را رها کنیم، کجا برویم؟ دنبال کدام اندیشه برویم؟ دنبال کدام فکر برویم؟ انقدر که شعر حفظ می کنیم و نوحه حفظ می کنیم، می گوییم آقا حدیث بلدی؟ نه! فرمایش ائمه بلدی؟ نه! آیه قرآن بلدی؟ نه! ادعیه ای که حضرات خوانده اند؟ نه!

مجلس امام حسین (ع) جای این چهار تا چیز است. یک بار حدیث را بخوانم و عرضم را خاتمه بدهم. انشاالله جلسه بعد. چند تا سوال هم رسیده اینها را جواب بدهیم. قالَ الاِمامُ الحُسَین (علیه السلام): «مَن اَتانا لَم یَعدَم خَصلَةً مِن اَربَع»؛ هر کس بیاید پیش ما یعنی در مجلس ما حضور داشته باشد یکی از چهار چیز را از دست نمی دهد. حداقل یکی ها! «آیَةً مُحکَمَة»؛ معرفت. عقیده محکم. یعنی یقین. این یعنی یقین. « قَضِیَّةً عادِلَه»؛ بیاید با عدالت، با اخلاق، با معارف و با وظائف شرعی اش آشنا بشود.

«وَ اَخاً مُستَفاداً»؛ با برادری در مجلس ما آشنا می شود ( این گیرش می آید) که در این مجلس با این برادر هم دنیایش آباد است، هم آخرتش. آدم وقتی برادر ایمانی ندارد، رفیق های آسمانی ندارد، هم میکده ای ندارد در مشکلاتش همیشه تنهاست. نمی تواند زندگی شیرینی داشته باشد. خیلی وقت ها انسان به یک وضعیتی می افتد که کاملا فلج می شود. اگر برادرهای دینی اش نباشند همه چیز از هم می پاشد و چه؟ «وَ مُجالِسَةَ العُلَماء». اینکه انسان با علما آشنا می شود، با دانشمندان که در راس علما محمد و آل محمد (علیهم السلام) هستند.

1. فرمودند اینکه بعضی از افراد چشم باطن بین دارند و باطن افراد را می بینند آیا با ستارالعیوب بودن خداوند تبارک و تعالی منافات دارد یا ندارد؟ نه! ندارد. برای اینکه شخص زمانی به این بینش می رسد که خداوند تبارک و تعالی چشم خودش را به شخص داده باشد. بنابراین او با چشم خودش نمی بیند با چشم که می بیند؟ با چشم خدا می بیند و مثل خدا ستارالعیوب است و دیدن باطن ما توسط اولیاء الهی به نفع ماست. اگر اولیاء الهی ما را این طور نبینند، اقدام به اصلاح ما نمی کنند. اگر بفهمند که ما مشکل داریم بیشتر دل شان می سوزد. بیشتر به ما اطلاع می دهند و این نعمت خوبیست اگر نصیب انسان بشود.

2. کتاب اجوبة استفتائات مقام معظم رهبری یک تعداد دیگر آمده برای کسانی که می خواستند رساله آقا را داشته باشند. کتاب در محضر لاهوتیان هم که هنوز هست. عزیزان تهیه کنند، حتما مطالعه کنند.

3. مجالس عیدالزهرا (س) به این معنا که ما آنجا جمع شویم، از سنی ها بد بگوییم، از عمر بد بگوییم، از ابوبکر بد بگوییم و اینها، الآن اصلا چیز خوبی نیست. امام امت فرمود در زمان حاضر حتی بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید دعوا بکنیم. جمع بشوند... بعد این وسیله گناه می شود. خیلی ها می روند در آنجا، حرفهای بی ربط و بی ادبانه به اسم عیدالزهرا (س) می زنند. ائمه چه وقت خواستند که ما جمع شویم در این مجالس دری وری بگوییم، فحش بدهیم، کارهای ناجور بکنیم؟ کارهای سبک، جلف. حرفهای بد، بی ادبی بکنیم؟ این خوب نیست. در این جلسات شرکت نکنید. تایید هم نکنید.

4. این یک ذره طولانی تر است. سوال خوبیست. هر چند جواب داده بودم، می گذارم جلسه بعد.

5. این هم بماند برای بعد. در مورد دو تا فیلم نظر خواستند. فیلم حضرت عبدالعظیم (ع) و فیلم مارمولک. تحلیل مان را در مورد فیلم مارمولک بعدا انشاالله خدمت تان می گویم. حالا سعی می کنم بگویم بچه ها در تحقیقات یک جزوه در مورد این قضیه برای شما آماده کنند.

6. سوال خوبیست. فرمودند شما گفتید که در برزخ ائمه کمک ما نمی کنند در حالیکه آقای نجفی قوچانی گفته در شب اول قبر امام علی (ع) کمک من کرد که شهادتین را بگویم. سوال خوبیست که این را جلسه بعد انشاالله برایتان توضیح می دهم.

والسلام