جلسه 131 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
131
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
2
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 131 - شرح زیارت عاشورا

شرح زیارت عاشورا: جلسه 131

بحث مان در شرح زیارت عاشورا به این فقره رسید که: «لَقَد عَظُمَ مُصابِی بِک» که خطاب می کنیم به ابا عبدالله (علیه السلام) که مصیبت من بواسطه تو عظیم است. «عَظُمَ مُصابِی بِک» که توضیح دادیم که برای اهل بیت (علیهم السلام) ما دو مصیبت داریم. یکی مصیبت عظیم. یکی مصیبت اعظم. مصیبت عظیم همین جنایت ها، بی ادبی ها، جسارت ها و خونریزی هایی هست که در حق اهل بیت (علیهم السلام)، خاندان اهل بیت، دوستان و وفاداران به اهل بیت (علیهم السلام) شده است.

این مصیبت عظیمیست که عرض کردم که ما در مقابل مصیبت عظیم یک وظیفه داریم. وظیفه مان را بهتر بود که از طرف منتقم حقیقی خون امام حسین (ع) یعنی وجود مقدس آقا امام زمان (علیه السلام) یاد بگیریم که ایشان خب به عنوان منتقم حقیقی آن مرثیه ها را که خدمت تان عرض کردم در رثای پدرشان خوانده اند و عرض کردند که حالت من در رثای تو حالت شخص مصیبت زده غمگین سرگشته و بیچاره هست.

بنابراین اینکه انسان درباره امام حسین (ع) و همه اهل بیت، این حالت را داشته باشد، حق است و اینکه گریه بکند، اهل بکا باشد حق است. باید گریه بکند. هیچکس نباید این گریه را از ما بگیرد. وقتی سیدالشهدا (ع) خودش فرمود: «اَنا قَتِیلُ العَبَرات»؛ من کشته اشکها هستم یعنی اینکه اساسا عواطف، احساسات و اشک در نهضت امام حسین (علیه السلام) جایگاه بسیار مهمی دارد. یک موقعی روشنفکران دروغین نباید به اسم کار سیاسی و اینکه ما باید به فکر کارهای مهمتر باشیم یا حتی همین بحث هایی که من می کنم که باید به فکر مصیبت اعظم باشیم، به فکر چنین و چنان باشیم ما را از گریه و عزاداری دور نباید بکند.

شما نگاه کنید امام امت (سلام الله تعالی علیه) در اوج و در بحبوحه مسائل انقلاب و مبارزه های سیاسی که مردم داشتند، ایشان فرمود باید در عاشورا و تاسوعا دسته های عزاداری به همان شیوه سنتی بیرون بیایند و عزاداری بکنند. البته خب بهترین بهره برداری را امام از این مسئله به نفع مصیبت اعظم کرد. بنابراین حالت ما مشخص هست. اینکه بزرگان ما را دائما به این مسئله توجه دادند و اینکه گفتند باید گریه بکنید. خود سیدالشهدا (ع) سفارش زیادی می کنند که بر من گریه بکنید. پیغمبر (ص) فرمود هر کس بر فرزندم حسین، گریه بکند چنین و چنان. امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند. حضرت زهرا (س) فرمودند. حضرت مجتبی (ع) فرمودند و روضه امام حسین (ع)، مرثیه امام حسین (ع) قبل از اینکه اساسا پیغمبری به دنیا بیاید شروع شده، برای حضرت آدم، برای حضرت ابراهیم، برای حضرت موسی، برای حضرت عیسی این مرثیه ها خوانده شده است. آنها گریه های شان را کرده اند.

این دورخیز، دور خیز خیلی مهمی است که قبل از اینکه امام حسین (ع) به دنیا بیاید برای او اقامه عزا کردن و برای گریه کردن بر او، پاداش و اجر در نظر گرفتن، حتی قبل از اینکه به دنیا بیاید فرشته ها مرثیه او را برای انبیا می خواندند و انبیا گریه می کردند این نشان دهنده این است که ما با این دورخیز یک وظیفه مهمی در برخورد با این مصیبت عظیم داریم. باید از این مصیبت عظیم نهایت استفاده را بکنیم. یک رمز و رازی در این مصیبت عظیم است که اگر ما از آن درست استفاده نکنیم قطعا مبتلا به مصیبت چه می شویم؟ (مبتلا) به مصیبت های اعظم می شویم.

ولی خب شیعه متاسفانه آن وظیفه ای که داشت را انجام نداد. یعنی مصیبت عظیم را اقامه کرد اما نتوانست کامل جلوی مصیبت اعظم را بگیرد. ما فقط در بعضی از مقاطع موفقیت داشتیم که نمونه اش یکی معجزه انقلاب اسلامی است. حضرت سکینه (سلام الله علیها) خودشان که خب اهل مکاشفه است و به قول خود سیدالشهدا (ع) «کانَت مسستَغرَقَةً فِی الله»؛ غرق در خداست سکینه. او وقتی با سر مبارک پدرشان روبرو می شوند از سر مبارک این را می شنوند و می گوید که به شیعیان من هم همین را بگو: « شِیعَتِی مَهما شَرِبتُم ماءَ عَذبٍ فَاذکُرُونِی اَو سَمِعتُم بِغَرِیبٍ اَو شَهِیدِ فَاندُبُونِی»؛ شیعیان من هر وقت که آب گوارایی نوشیدید به یاد من باشید، من را یاد بکنید و هر گاه که درباره کشته ای یا شهیدی چیزی شنیدید به جای او هم بر من گریه بکنید.

اینکه دستور می دهند که شما بر من گریه بکنید و صحنه را برای ما درست می کنند و اینکه سی و پنج سال امام سجاد (علیه السلام) بعد از شهادت پدرشان در هر صحنه ای که می دیدند اقامه گریه می کردند، اگر می دیدند دارند گوسفندی را سر می برند گریه می کردند، بعد می گفتند که آیا این را آب داده اید که می خواهید سر ببرید، پدر من را تشنه سر بریدند و در کنار هر صحنه ای، ایشان کربلا را زنده می کرد و سی و پنج سال عزاداری کرد. ائمه دیگر هم همینطور بودند و آخرین آنها که خود منتقم خون امام حسین (ع) هست، امام زمان (علیه السلام) که مرثیه او را برایتان خواندم.

به هیچوجه ائمه به ما اجازه کوتاهی در اقامه مصیبت عظیم را نداده اند. شیعه باید اهل برپایی مصیبت عظیم باشد چون این مصیبت عظیم است که سازندگی دارد و جلوی بسیاری از فجایع را در جهان اسلام می گیرد و فرمول های آن را هم در همان بحث «وَ لَعَنَ اللهُ بَنِی اُمَیَّةَ قاطِبَةً» توضیح دادم. گفتم هر مقدار که طبیعت عرضه بشود، باید ما در مقابل آن چه بگذاریم؟ فطرت بگذاریم. اگر بخواهیم طبیعت را نابود بکنیم باید در مقابل آن فطرت بگذاریم. گفتیم هر جا که مظلومیت بیشتر است ما دو کار می کنیم.

اگر با یک صحنه ای که در آن مظلومیت ایجاد شد، برخورد کردیم ما با مظلوم یا با هر صحنه دیگر دو برخورد می توانیم بکنیم. وقتی با مظلومیت روبرو شدیم یا دل ما به حال آن مظلومیت می سوزد و این مظلومیت را می پذیریم و نسبت به آن عکس العمل مناسب نشان می دهیم که با این کار انسان اوج می گیرد. یعنی برخورد فطری می کند با چه؟ با مظلومیت. یک موقع است با مظلومیت روبرو می شود و برعکس، برخورد طبیعی می کند. آنجاست که در طبیعت گرایی اوج می گیرد و سر از جهنم در می آورد.

در هر صحنه ما موضع گیری ها را در آن بحث «وَ لَعَنَ اللهُ بَنِی اُمَیَّةً قاطِبَةً» توضیح دادیم. بنابراین ما باید به این توجه بکنیم که ما در مقابل مظلومیت باید فطری عمل بکنیم. اگر یک ذره فطری عمل بکنیم، گرفتار خواهیم شد. حضرت آیت الله بهجت (رَحمَةُ الله تعالی علیه) یک داستانی را ذکر می کنند که من این داستان را در همان کتاب عزادار حقیقی آورده ام. ایشان می فرماید که در نجف اشرف گویا این طور که یادم هست، شخص سنی بود که با یک شیعه ارتباط داشت و به ائمه بد و بیراه می گفت و توهین می کرد و مسخره هم می کرد. این شخص شیعه هر وقت می رفت و عزاداری می کرد، حرفهای بدی می زد، پیغام های بدی می داد. یک روزی که این شخص به زیارت حضرت امیر (علیه السلام) می رود، آنجا حضرت امیر (علیه السلام) را خواب می بیند. عرض می کند آقا این همسایه ما، ما را خیلی اذیت می کند، حرفهای بدی به ما می زند، در مورد شما توهین می کند.

حضرت امیر (علیه السلام) می فرماید این حقی به گردن ما دارد که ما به خاطر این حق او در دنیا نمی توانیم با او کاری بکنیم مگر در آخرت. فعلا نمی توانیم کاری بکنیم. باید تحمل کنی. اگر به ما فحش می دهد و حرفی می زند به گردن ما حق دارد. بعد می گوید آقا چه حقی گردن شما دارد؟ نکند همین فحش دادن ها حقی بر گردن شماست. حضرت می فرماید نه! او موقعی که کنار رود فرات می نشیند، چشمش که به آب می خورد یاد تشنگی پسر من امام حسین (ع) می افتد و بعد می گوید عمر سعد عجب کار بدی کرد که اینها را تشنه سر برید و کشت. کاشکی اول به اینها آب می داد بعد می کشت. این کار، کار بدی بود.

همین مقدار برخورد خوب با مظلومیت امام حسین (ع)، با تشنگی بچه ها، این برخورد فطری است. کار بدی کرد که آب نداد. اول آب می داد بعد آنها می کشت. بعد می گوید این تشنگی بچه های امام حسین (ع) انقدر او را اذیت کرد که یک قطره اشک از چشم او آمد. یک قطره! حضرت علی فرمود (ع) این یک قطره اشک، ما را نمک گیر کرده، دیگر نمی توانیم با او کاری بکنیم چون به احترام امام حسین (ع) گریه کرده، دلش برای امام حسین (ع) سوخته است. این اثر قطعی است. این را شما بدانید.

بعد این شخص می آید، همسایه اش او را می بیند، می گوید رفتی فلان جا حرم؟ می گوید بله. می گوید پیغام من را به امامت دادی؟ پیغام توهین آمیزی هم داده بود. می گوید آره دادم. می گوید جواب داد؟ می گوید آره جواب داد. این جواب را داد که گفت تو این حق را داری و ... طرف یک ذره فکر می کند، می گوید من آن لحظه که گریه کردم هیچکس با من نبوده. بعد به این حقانیت پی می برد، خلاصه شیعه می شود. به هدایت می رسد. این ادب ها خیلی مهم است.

بنابراین گریه برای هیچکس تلف شده نیست. نه برای یهودی، نه برای مسیحی، نه برای... هر کسی که به یاد مظلومیت امام حسین (ع) بیفتد و گریه بکند و برخورد فطری بکند در نزد خدا اجر و ثواب دارد. ولی برای شیعه اجر و ثواب آخرتی دارد. برای غیر شیعه و غیر مسلمان ها اجر و ثوابش در کجاست؟ در دنیا هست. بنابراین این برخورد خیلی مهم است. شما حتما باید برخورد فطری بکنید. یک موقع است انسان با مظلومیت روبرو می شود هار تر می شود.

شما نگاه کنید شمر را ببینید. بزرگان دیگری از لشکر عمر سعد را نگاه بکنید. اینها هر وقت با صحنه های دلخراش از اصحاب امام حسین (ع) یا خود امام حسین (ع) روبرو می شدند جری تر وبی ادب تر می شدند که یک مواقعی کار به جایی می رسید که حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) گاهی وقت ها قبل از اینکه دست به روی اینها بلند کند، نفرین شان می کرد. خدا بسوزاندت. خدا چنین و چنانت کند. ما داریم چندین جا سیدالشهدا (ع) نفرین می کند، همانجا هم شخص می میرد. همانجا تکه تکه می شود. همانجا آتش می گیرد. انقدر اینها بی ادب بودند که وقتی مظلومیت را می دیدند هار تر می شدند یعنی برخورد نامناسب انجام می دادند.

این در همه جریان ها درست است. یعنی شما در خانه تان هم اگر یک موقع می بینید پدرتان پدری است که نمی تواند به شما حرف بزند، بچه او هستی، دلش می سوزد، تو هم از عاطفه پدر و مادری سوء استفاده می کنی، او هم جواب نمی دهد، نسبت به مادرت بی ادبی می کنی، جواب نمی دهد، بدان این جور جاها چون برخوردت ناجور است، از عاطفه مادر یا پدر سوء استفاده می کنی، قساوت قلبت چند برابر می شود و تلافی که خدا سر تو در می آورد، خیلی بد می شود.

مرحوم آقا شیخ مرتضی انصاری (رحمة الله تعالی علیه) در کشتی بودند خب مرجع تقلید شیعیان جهان بود، یک بی ادبی، یک پسری آمد به او فحش داد، به این مرجع. ایشان هیچ جوابی ندادند، داریم که جا در جا صورتش سیاه شد و مرد. همانجا مرد. بعد خود شیخ ناراحت شد. گفت کاشکی من یک چیزی در جواب او گفته بودم که این لااقل این جوری نمی مرد. این جوریست. بترسید از جائی که کسی حرفی برای گفتن در مقابل شما ندارد. اگر مادرت به خاطر اینکه پدرت زنده نیست مجبور است تو را تحمل بکند، اگر مادرت مثلا فرض بفرمایید به خاطر شرایطی حرفی نمی زند، تو دو اسبه نتازان. اگر زنت مظلوم است حرفی نمی زند و می توانی به او حرفهای درشت بزنی به خاطر اینکه نمی خواهد زندگیش را به هم بزند، به خاطر بچه، به خاطر زندگی و آبرویش و حتی به خاطر احتیاجش، وقتی به این زن ظلم می کنی، قساوتش خیلی زیاد است و انتقامی که خدا می گیرد خیلی زیاد است. این را یادتان باشد.

فرمود بترسید از آه کسی که هیچ کسی را جز خدا ندارد. خیلی کار زشتی است. کتک بزنید... یک خانمی امروز آمد، من خیلی متاثر شدم. گفت شوهرم زده کمرم را شکسته یا فحش می دهد یا حرفهای رکیک می زند. یا تا حرف می زنم می گوید برو طلاقت را می دهم. فکر می کنید خیلی کار راحتی است که انسان راحت به کسی بگوید برو طلاقت می دهم؟ این خیلی قساوت می آورد. خیلی راحت تهدید می کند طلاقت می دهم. بیا محضر ببینم. این کسی که نمی تواند جواب تو را بدهد... یا خانم ها! بعضی از شوهر ها را من می شناسم، شوهرهای مظلومی هستند، مودب هستند، متین اند، قید شرعی دارند، آبرو دارند، خانم بی آبرویی می کند،. بی ادبی می کند، در خانه بداخلاقی می کند، می داند شوهرش به خاطر مسائل اخلاقی، مسائل عرفانی، قیدهای شرعی، قیدهای سیاسی و قیدهای آبرویی نمی تواند کاری کند، سوء استفاده می کند.

خدا از تو انتقام می گیرد خانم! اگر بخواهی... خدا سخت هم انتقام می گیرد. از فشار قبرهای سنگین تا فشارهای روحی که در دنیا به آدم می آید. مواظب باشیم اگر کسی در مقابل ما مظلومیت، سکوت و ادب می آورد، ما پرخاشگری و بی ادبی و تندی نیاوریم. اگر کسی تواضع می آورد ما در مقابل او تکبر نبریم. خیلی این خطرناک است. اگر کسی جلوی ما مهربان است، کوتاه می آید ما غُد نشویم. چون خطرناک می شود. در مقابل هر عملی که به ما عرضه می شود و هر چهره ای که عرضه می شود ما باید بتوانیم به بهشت برویم و اوج بگیریم.

خیلی وقت ها خوبی هایی به ما عرضه می شود که ما در مقابل این خوبی ها به جهنم می رویم. گاهی وقت ها انسان با یک استاد خوب به جهنم می رود. چون نمی تواند از پس این استاد خوب بربیاید. گاهی وقت ها با پدر و مادر خوب جهنم می رود. گاهی وقت ها با یک شاگرد خوب جهنم می رود. گاهی وقت ها با یک همسر خوب جهنم می رود. این را باید خیلی توجه بکنیم که ما باید عکس العمل مناسب نشان بدهیم. عکس العمل چه؟ عکس العمل مناسب در مقابل هر چه که به ما عرضه می شود.

حضرت سجاد (علیه السلام) همینطور بود، هر صحنه ای را که می دیدید به مناسبت یک عکس العمل مناسب ولی منطبق با کجا؟ با کربلا ایجاد می کرد. سوال می کرد. گریه می کرد. ائمه (علیهم السلام) همه شان همین طور هستند. ما هم وظیفه این جوری داریم که باید در مقابل این مظلومیت ها، قساوت نداشته باشیم. بنشینیم گریه مان را بکنیم. هر حسی هم که به ما دست می دهد خودمان را تخلیه بکنیم. هیچ اشکالی ندارد.

یک موقع تخلیه بنده به این است که عرض کنم، نعره بزنم، جیغ بزنم، داد بزنم. اگر واقعا طبیعی است این کار را بکنید. اگر می آید. کسی یک موقع خدای نکرده فیلم بازی نکند. یا کارهایی که منع شدیم مثل قمه زدن و کارهای دیگر، آنها خب خیلی زشت است، انسان انجام ندهد. ولی خب واقعا این عزا، عزای بزرگیست. حضرت صاحب (سلام الله علیه) فرمود من خون گریه می کنم. یعنی اگر اشکم خشک بشود خون گریه می کنم. این حس، حس بیچارگی، دل شکستگی، اضطراب و غم که حضرت می فرماید برای ما کافی هست. بنابراین ما این حالت را باید داشته باشیم و خود ائمه (علیهم السلام) هم از ما همین را خواسته اند. احادیث زیادی هم در این زمینه داریم در مورد اهمیت گریه و لزوم گریه.

اما می آییم به سراغ آفت های این قضیه. یعنی ما باید حتما حالت عاطفی داشته باشیم. مسئله عاطفه و گریه جایگاه بسیار بلندی در ارتباط ما با اهل بیت دارد. آثار خیلی خوبی دارد. یعنی این گریه سازندگی های خیلی خوبی می آورد. پاکی های خیلی خوبی برای ما می آورد. خیلی آثار دارد که من الآن نمی خواهم به آثار گریه بپردازم. این خیلی مهم است. اساسا یکی از چیزهایی که انسان می تواند شخصیت های دیگران را بشناسد همین است که اهل گریه بر ائمه هستند یا نیستند. این خیلی مهم است ها!. مرز مهمی است. آدم هایی که اهل گریه هستند کمتر فاسد می شوند. آدم هایی که تمام وظائف شان را انجام می دهند اما اهل روضه و توسل نیستند، اهل گریه نیستند اینها به شدت متزلزل هستند. یعنی خیلی جدی آسیب می بینند.

کسانی داشتیم سالها اهل گریه بودند، پایش به دانشگاه باز شده یا چهار تا سفر خارج از کشور رفته و اینها دیگر اصلا روحیه اش نمی گیرد که در این مجالس بیاید. انگار تبعش نمی گیرد بلند شود برود سینه بزند، در دسته ها شرکت بکند. مشکی بپوشد، گل بمالد. پابرهنه راه برود. برایش سخت است. انگار به کلاسش نمی خورد. شان برای خودش قائل می شود اینها در مقابل گناهان بسیار متزلزل هستند. من خیلی اآدم های بزرگ و گردن کلفتی را دیدم، در مراجع و مجتهدین هم دیده ام که از توسل و گریه فاصله گرفتند و ذلیل شدند.

اگر خواستی یک نفر را خوب بشناسید ببینید که اشکش برای امام حسین (ع) می آید یا نمی آید. اهل گریه و روضه هست یا نه. اگر خواستید یک کسانی را برای یک کارهایی انتخاب کنید، در مجالس امام حسین (ع) آدم باید خوبها را انتخاب بکند. در روضه ها، در دعاهای توسل، در سینه زنی ها، در دسته جات اینها آدم های خوب و سالمی هستند که بیمه می شوند. یعنی گاهی وقت ها شخص ممکن است خیلی ضعف ها را داشته باشد ولی به وسیله همین توسلات خود بسیاری از حوادث از بغل گوش او رد می شود. خود ائمه به او کمک می کنند. این مسئله گریه و عزاداری خیلی مهم است و اینکه ما باید توجه داشته باشیم که این در سعادت ما نقش دارد و دوری از آن شقاوت می آورد.

همین که یک کسی از گریه و روضه فاصله بگیرد نشان می دهد که نمی تواند عکس العمل مناسب را در مقابل عزای ائمه و عزای فاطمه زهرا (س) نشان بدهد. خود این خیلی خطرناک است. در شناخت خودمان، در شناخت افراد به این مسائل توجه بکنیم. التزام گریه بر اباعبدالله، التزام به گریه بر اهل بیت (علیهم السلام) بسیار مسئله مهمی هست. ولی خب این مسئله از یک طرفی هم باعث شده که آفت های زیادی در عزاداری ها و مجالس و هیات ها زده بشود که امروز می خواهم یک بحث آفت شناسی برای شما بکنم.

مسئله مهمی است. جایگاه مهمی دارد. اساسی هم است. یعنی افرادی که دارند عرایض من را می شوند توجه بکنند که اگر در زندگی شان پیوندی با مجالس عزاداری ندارند که انشاالله چنین کسی در مجلس ما نیست حتما باید یک وقتی، اوقاتی را بگذارند. سفارش شده که در خانه های تان اقامه عزا بکنید. دو نفر. سه نفر. پنج نفر. یک نفری اقامه عزا بکنید. این اقامه عزا کردن خیلی مهم ولو تکی هم بکنید. آقای قرائتی می فرمود در آفریقا بعضی از قبایل هستند، دو نفر، یک زن و شوهر شیعه هستند مرد می خواند، زن گریه می کند. یعنی دو نفری فقط در یک قبیله. ولی وقتی محرم می رسد اینها دو نفری عزاداری می کنند.

بعضی جاها داریم که افرادی هستند بسیار با آبرو، برای من تعریف می کردند که زن می رود کلفتی می کند ولی برای عاشورا، تاسوعا یا محرم که می شود با آن سختی یک چیزی را برای عزاداری می گذارد. زیاد داشتیم. ائمه به هیچوجه راضی نیستند، مجالس تعطیل و ترک بشود. حتی مال بچه ها. یک عزیزی تعریف می کرد من مجلس بچه ها دعوتم کردند. خب بچه اند دیگر، بچه ها را دیده اید که چطور مجلس می گیرند. مجالس بچه ها را باید جدی بگیریم. جدی ترین مجالس است. به آنجاها خیلی رحمت است. ائمه هم همه در مجالس بچه ها شرکت می کنند. چون معصوم هستند.

بنابراین اگر بچه ها می خواهند بیایند چادر یک خانمی را بگیرند و یک میخی هم به آن بزنند مهم نیست. فدای سر امام حسین (ع)، چادر تو هم سوراخ بشود. یا دیوار خانه تان هم سوراخ بشود. یا یک سروصدایی بکنند یا نگذارند بخوابید. مجلس پدر خودتان است. شما همه تان صاحب عزایید. مجلس غریبه که نیست. همه صاحب عزا هستید. خیلی خوب! همه باید کمک بکنیم. پول می خواهند، پول بدهید. حالا نگو من بدهم اینها می روند بستنی می خورند. عیب ندارد بگذار به اسم عزا بروند اینکار را بکنند. خود این هم عزاداری است دیگر. بیایند به اسم عزا، پول بگیرند بروند بستنی بخورند. می خواهند برای جشن بگیرند، بیایند بگیرند. نگو از کجا معلوم! نه! اسم معشوق که می آید دروغش هم قشنگ است.

دنبال معشوق می گشت، یک نفر در یک شهری گفت من او را دیدم فلان جا بود، گفت این پول را بگیر. یکی به او گفت این آدم دروغگویی است برای چه به او پول می دهی. گفت من برای دروغش به او پول دادم اگر راست می گفت که جانم را برایش می دادم. آره! اگر راست می گفت. اینکه یادی از معشوق بشود... خدا مرحوم علامه طباطبایی را رحمت کند. خیلی گریه های قشنگی می کرد. یک فیلسوف، یک علامه وقتی یک جایی می نشست اسم امام حسین (ع) می آمد به شدت گریه می کرد. درسی، چیزی بود کنار می گذاشت. می گفت فعلا روضه را گوش بکنیم. یکی از این روشنفکر ها (از این روشنفکرها زیادند) گفت آقا این مصیبت هایی که می خوانند، راست است، دروغ است، حقیقت دارد، حضرت رقیه بوده، نبوده؟ این کارها خوب نیست که آدم با عقاید مردم خیلی ور برود و بازی بکند.

گفت آقا ما نمی دانیم (با همان لهجه قشنگ ترکی)، ما فقط جایی معطل هستیم اسم معشوق مان را بیاورند، بنشینیم گریه بکنیم. نمی دانیم آقا! کاری با این چیزها نداریم. حالا دائم بیاییم ور برویم حضرت رقیه کجاست... یک بار خدمت یکی از آقایان بودم، از بزرگان بود. حالا بگذریم. یک بار در حوزه علمیه بودم. این خاطره را تعریف کنم. در حوزه علمیه بودم روز شهادت امام کاظم (ع) بود شایدمثلا پانزده سال پیش، بیست سال پیش ما در حوزه درس می خواندیم. آن موقع که هنوز درحوزه تهجر بود. ما یواشکی فلسفه می خواندیم. آن موقع ها هنوز خیلی راحت نمی گذاشتند ما فلسفه بخوانیم با اینکه انقلاب هم شده بود.

رئیس حوزه آمد گفت شهادت امام کاظم (ع) است، آقایان بیایند، (طلبه ها) یک روضه ای بخوانیم. یک آقای بی ادب، تازه سید هم بود (گفت) آقا روضه به چه درد ما می خورد، درس مان را بخوانیم. فقه پیغمبر را بخوانیم. تو می فهمی داری چه می گویی؟ می فهمی امام کاظم (ع) کیست که تو با شهوت سراغ درس می روی. تعطیل کن بنشین روضه ات را بخوان. بی برکت می شود. یک ساعت درس ها در حوزه علمیه تعطیل بشود، آدم یک ساعت بنشیند برای اهل بیت عزاداری بکند بد است؟ معرفت پیدا بکند بد است؟ دل بدهد، دل بستاند و عشق بورزد بد است؟ نه من می خواهم درس بخوانم! خیلی بی ادبی!

هیچوقت ائمه اجازه نمی دهند ما این چیزها را تعطیل بکنیم. هیچوقت مجالس را کوچک نشمارید. باید به آن با نگاه عظمت نگاه کنیم. موضوعیت در سعادت انسان دارد. این را به شما بگویم. موضوعیت دارد در سعادت انسان. اگر نباشد کُمیت انسان لنگ است و راه خیلی قشنگ و خوبی هم برای هدایت است. راه خوبی هم برای رشد است. از آن جدا نشوید. سعی کنید یک مقداری از سرمایه، بودجه و وقت شما صرف مصیبت عظیم بشود. ولی اکثر آن باید صرف جلوگیری از مصیبت اعظم بشود. حالا در آفت ها برایتان توضیح می دهم. دلم هم نمی آید از این رد بشوم چون مهم است.

ما باید به مصیبت اعظم اهمیت زیادی بدهیم. به این مجالس اهیمت زیادی بدهیم چون از آن خیلی کار بر می آید. انقدر از این مجالس کار بر می آید که امام امت (سلام الله تعالی علیه) فرمود محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. آنها هدف داشتند که گفتند ما گریه بکنیم. چون نیاز به گریه ما نداشتند. ما برای اینکه به مصیبت عظیم دچار نشویم و جامعه نشود و اسلام به مصیبت عظیم دچار نشود به این گریه ها احتیاج داریم. به این گریه ها!

یک خاطره ای هست شاید سالهای قبل هم برایتان گفتم باز هم بد نیست بگویم. (داستانش را در یک کتابی خواندم) که یک آقایی می گفت (مسلمانی بود) من برای تجارت به روسیه رفتم. آنجا عاشق یک دختر مسیحی شدم و به خواستگاری او رفتم، ندادند. گفتند اگر می خواهی باید مسیحی بشوی. اول که قبول نکردم بعد از یک مدت دیدم که نمی توانم تحمل کنم باید بروم به هر حال با این خانم ازدواج بکنم. گفتم خب حالا می گوییم مسیحی شدیم، که می داند، بعد هم کارهای خودمان را انجام می دهیم. به دروغ می گوییم مسیحی شدیم. گفت رفتیم گفتیم آقا ما هم مسیحی هستیم. تمام! آنها هم دخترشان را به ما دادند. ولی عملا در محاصره خانواده همسرم بودم. نه نماز می توانستم بخوانم، نه روزه می توانستم بگیرم. هیچی! در محاصره!

می گفت ولی یک کار می توانستم بکنم. یک موقع هایی که با همسرم در خانه تنها بودم، محرم که می شد، می نشستم برای امام حسین (ع) یک روضه ای می خواندم. یک گریه ای می کردم. گفت خانمم خیلی دقت می کرد، می فهمید که این گریه من، گریه طبیعی، دنیایی و مادی نیست. بچه های تان هم می فهمند. هیچوقت حیا نکنید از اینکه جلوی همسران تان در خانه، تک و تنها گریه کنید. قشنگی مرد به این است که بتواند گریه کند. صدای نماز شب، ضجه و گریه اش را همسرش هم بشنود. بچه اش هم بشنود. اینجا نه ریایی هست شیطان نگوید ریاست نه اثر بدی روی بچه ها دارد. بچه ها فطرتا خیلی بزرگ هستند، می فهمد که این گریه با گریه طبیعی خیلی فرق دارد. شما گریه ات را بکن برای امام حسین (ع). نگو مثلا جلوی بچه است، زشت است. نه! گریه بکن.

می گفت می نشستم روضه می خواندم. خانمم به من گفت این چیست که تو می خوانی؟ گفتم راستش را بخواهی من که اصلا مسیحی نشدم، مسلمان ماندم. ولی خب داستان این جوری بوده که نمی توانستم انجام وظیفه کنم، یک وظیفه را فقط بلدم انجام بدهم اینکه روضه بخوانم. بعد خانمم گفت خب برای که می خوانی؟ گفتم برای یک کسی هست به نام امام حسین (ع). یک ذره که برایش گفتم، دیدم چنان راحت نرم شد، گفت چقدر خوب است، بخوان من هم گریه بکنم. بعد گفت دیگر از آن به بعد دو تایی می خواندیم. خانمم هم دیگر شیعه شد. بعد به خانمم گفتم حالا که شیعه شدی بیا این شیعه شدنت را ببریم کربلا. آنجا اعلام و رسمی بشود. گفت برویم.

گفت راه افتادیم که به کربلا برویم، خانمم مریض شد و مرد. مرد و من او را بردم به طریق مسیحیت دفن کردم. می گفت خیلی ناراحت بودم که بالاخره چکار بکنم. یک چند روزی صبر کردم که دیگر کسی سر قبرش نمی رفت. یک شبی رفتم نبش قبر کردم، دیدم که یک آدم خیلی وحشتناکی در قبر خانم است. خانمم در قبر نیست. یک صدایی گفت این خانم مال ما بود، ما او را بردیم. اگر می خواهی بیا نزدیک قبر امام حسین (ع)، فلان جا دفنش کردیم. گفت رفتم آنجا پیش مراجع کربلا صحبت کردم. نبش قبر کردیم. دیدم بله! خانمم همانجا نزدیک امام حسین (ع)، آقا دفنش کرده است. آقا به هر حال مشتری هایش را می برد. هر جای دنیا هم دفن بشوند، آنها را می برند. یک لحظه نمی گذارد... می آید پیش خودش هم می برد. بعد دیدم با همان جواهراتش هم دفنش کردند. خلاصه آنها را درآوردیم برای خودش خیرات کردیم. همانجا هم دیگر ماند. به هر حال این سرنوشت همسر ما بود.

این خیلی مهم است هیچوقت روضه و گریه و عزاداری را کوچک نشمارید. این آقا می گفت من به مجلس این بچه ها رفتم. بچه ها با دستپخت خودشان یک چایی بی رنگ و رویی برای ما دم کردند. من هم چایی را یواشکی از بغل چادر بیرون ریختم. گفت شب حضرت زهرا (س) را خواب دیدم. خیلی به من تشر زد چرا؟ چرا چایی آنها را دور ریختی؟ لذا هر جا اقامه عزا بشود بزرگ است. کوچک و بزرگ ندارد. مراسم ها به جمعیت نیست.

گفتم خدمت تان یک بار چند سال پیش در بهارستان سخنرانی داشتم. مجلسی هست که هر سال من دهه آخر صفر، هر شب می روم. هیاتی هست. دفعه اول که رفتم، آدرس را بلد نبودم، اشتباهی رفتم به یک خانه ای. دیدم یک خانم تنها دم در نشسته، صدای خیلی زیادی هم از گریه و سینه زنی از بلندگو می آید. دیدم خانم تنها نشسته، گفتم خانم از اینجاست. گفت بله بفرمایید. از پله ها رفتم پائین. دیدم یک نفر دارد پشت بلندگو می خواند، یک نفر هم دارد سینه می زند. یعنی دو نفری. این نباید تعطیل بشود ولو خودت در خانه برای خودت بخوانی. این یک عشق است. این یک حقیقت است. به دادت هم می رسد و موضوعیت در سعادتت هم دارد. توجه فرموید؟ اگر هر وقت حالت خراب شد، هر وقت دیدی کاری از دستت بر نمی آید، بزرگترین کار این است که بنشینی یک مقدار گریه بکنی، روضه بخوانی. کار می کند.

این را من به شما قول می دهم، لعنت خدا بر من اگر بخواهم دروغ بگویم یا مبالغه کنم، قول می دهم اگر کسی اهل گریه باشد هیچوقت به شقاوت کلی دچار نمی شود. هیچوقت! نمی گذارند به شقاوت دچار بشود. بنابراین این موضوعیت دارد. به این اهمیت خیلی زیادی بدهید. اما برویم سراغ آفات.

درباره آفات من دوست دارم این را خوب دقت بکنید که ما چقدر هر ساله داریم خسارت می دهیم سر اینکه نتوانستیم از این مجالس استفاده خوب را بکنیم و این گریه ها را جهت بدهیم. حداقل ظلمی که در این مجالس کردیم این بوده که ما نتوانستیم با این گریه ها مظلومیت و تنهایی امام زمان مان را برطرف بکنیم. یعنی آن کسی را که منتقم هست را در فشار گذاشته ایم و خود این عزاداری ها برای ما تبدیل به یک شهوت ، یک شغل و یک سرگرمی مستقل شده است بدون اینکه خیر آن به امام زمان (ع) برسد یا لااقل کمی از آن به امام زمان (ع) می رسد و غالب آن هدر می رود.

میلیاردها ساعت و میلیاردها تومان بودجه از شیعیان و غیره در این راه صرف می شود اما چیزی از آن به امام زمان (ع) نمی رسد. من امروز چون قول دادم به مناسبت امامت حضرت یک حدیثی را بخوانم، این حدیث را می خوانم که هم مرتبط با بحث باشد و هم اینکه حدیث را خوانده باشم که به قولم عمل کرده باشم و اصل بحث در مورد آفات و نقد عزاداری ها و هیات های مان را برای جلسه بعد می گذارم که انشاالله از فقره «عَظُمَ مُصابِی بِک» در بیاییم، سراغ فقره بعدی برویم. (هدیه به محضر مقدس امام زمان صلوات ختم بفرمایید).

از این مجالس فقط عقلا، اندیشمندان و افراد با معرفت می توانند بیشترین بهره برداری را بکنند و غالب مردم، خوب بهره برداری که نمی کنند هیچ! بلکه در همین مجالس به گناهان کبیره دچار می شوند. یعنی این مجالس می آید که ادم را نزدیک کند بدتر چکار می کند؟ دور می کند. خیلی خطرناک است. ما باید آفت ها را بشناسیم که کار به این قشنگی، به این عظمت که می تواند چقدر در سعادت ما نقش داشته باشد، خرابش نکنیم. آلوده اش نکنیم.

برای همین بهتر است هر وقت قرار است عزاداری اقامه بشود زیر نظر یک متخصص، یک آدم عاقل، یک آدم فهمیده این عزا اقامه بشود. هیات هایی که راس آن هیات ها، آدم های با فهم، با مطالعه، دانا و عاقل قرار داشتند، این هیات ها برکات زیادی داشتند ولو جمعیت آنها کم بوده است. ولی خیلی جاها داشتیم که جمعیت دو هزار نفر و سه هزار نفر بودند ولی روسای هیات آدم های احمق و جاهلی بودند، نتوانستند استفاده کنند، خرابکاری کردند و در هیات ها، فسادهای زیادی راه پیدا کرد که به قول اولیاء خدا با کارهای شان امام حسین (ع) را تکه تکه می کنند. یعنی این فشار تکه تکه شدن را واقعا به امام حسین (ع) وارد می کنند. که حالا من یکی یکی بعضی از آنها را جلسه بعد به شما می گویم.

این حدیثی که از امام زمان (ع) برایتان می خوانم در کتاب آشتی هم این را آورده ام. ولی خب آنجا نتوانستیم خیلی آن را شرح بکنیم. امام زمان(علیه السلام) فرمود: «قَد آذانا جُهَلاءُ الشِّیعَةِ وَ حُمَقائُهُم»؛ شیعیان جاهل و احمق ما را خیلی اذیت می کنند. یعنی من امام زمان دلم از دست شیعیان جاهل و احمق خون است. یعنی چه؟ بعد می فرماید:«اَلَّذِینَ...» کسانی که بال مگس از ایمان اینها سنگین تر است و یا ایمان شان از بال مگس سبک تر است. آدم هایی هستند که ابراز احساسات و علاقه می کنند، گریه می کنند و اینها، اما دین دار خوبی نیستند.

«رُبَّ مُتَنَسِّکٍ وَ لا دِینَ لَه»؛ چه بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد. خدا نکند که ما از آنها باشیم. کسانی که شصت سال، پنجاه سال عبادت دارند، آخرش یک رکعت هم به قول امام صادق (ع) از آنها قبول نمی شود. فرمود گاهی وقت ها پنجاه سال. در روایتی داریم فرمود شصت سال نماز بدون اینکه رکعتی از آن پذیرفته بشود. باید جزء شیعیان جاهل و احمق نباشیم. خصوصیت یک شیعه جاهل و احمق را شناسایی کنیم، جزء آنها نباشیم. یک موقع دل مان را به هیات خوش نکنیم که بعد با یک هیات که می خواهیم یک ثوابی به دست بیاوریم، فسادها و فتنه های زیادی را درست بکنیم. خون به دل امام حسین (ع) بکنیم و عذاب هم دارد.

این را دقت کنید. کار هیات کار قشنگیست، گریه هم کار قشنگیست. عرض کردم در سعادت ما نقش اساسی دارد ولی اگر خراب و آلوده اش بکنید، عذاب دارد. بزرگان از اولیاء خدا تصریح کرده اند وقتی عزاداری را خوب برقرار نمی کنید خطرناک است. این عزاداری عذاب آور می شود. خون به دل امام زمان (ع) می کند، خون به دل فاطمه زهرا (س) می کند. باید عزاداری را انسان با پاکی و طهارت انجام بدهد. که حالا من بعضی از دستور العمل های آن را انشاالله هفته بعد برایتان می گویم که باید اصلا یک عزاداری چگونه باشد تا آن اثرات و برکات را داشته باشد.

حضرت می فرماید شیعیان جاهل و احمق، ما را اذیت می کنند. «آذانا». ما نباید جزء اینها باشیم. جاهل نباشیم. مجالس امام حسین (ع)، مجالسی هست که ما باید بیاییم در آن با گریه بر امام حسین (ع)، با امام حسین (ع) آشنا بشویم. حالا یکی از آفت های مهم عزاداری و هیات های ما این شده که اولا وقتی مجالس عزاداری برقرار می شود، کار علما و جای عالم تحت الشعاع قرار می گیرد. جایگاه عالم. مداح می آید به جای که می نشیند؟ به جای عالم می نشیند. اینکه می گویم رئیس یک هیات نقش دارد ما در هیات هایی که خودمان در موسسه داریم، رئیس هیات یک آدم عاقل است. آدم عاقل! یعنی می داند که در این مجلس چطور باید اقامه عزا بشود. این خیلی مهم است.

خودش مداح است. این خیلی مهم است که یک کسی خودش مداح باشد ولی معرفت هم داشته باشد. شهوت مداحی نداشته باشد که خون به دل امام حسین (ع) بکند. گناهان کبیره مرتکب بشود. بدتر از گناهان کبیره در هیات ها مرتکب بشود. می داند. مجالس برای چه هستند؟ برای این هستند که ما جلوی مصیبت اعظم را بگیریم. این یادتان نرود. اساسا فلسفه گریه، عواطف و احساسات برای همین است. یعنی باید جلوی این گریه ها، عواطف، احساسات، اشک ریختن ها، دسته راه انداختن ها، مشکی پوشیدن ها، شام دادن ها، نهار دادن ها و در بوق و کرنا کردن ها، تظاهرات عاطفی و احساسی که لازم هم هست و باید هم باشد، اینها باید کمک بکند به دفع مصیبت اعظم. نه اینکه خودش به وجود آورنده مصیبت اعظم بشود.

ما خیلی از عزاداری های مان خودش مصیبت اعظم ایجاد می کند. خیلی از عزاداری های مان! در زیارت امام حسین (ع) می خوانیم که امام حسین (ع) خون قلبش را در راه تو داد، بذل کرد. «لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَةِ و حَیرَةِ الضَّلالَة». برای امام حسین (ع) مصیبت اعظم این است که شیعه او جاهل بماند و دچار شک و تردید نسبت به عقائد و آخرتش باشد. این مصیبت اعظم است. یکی از مظاهر مصیبت اعظم همین است. معصوم می گوید خونش را در راه تو ریخت، خاندانش را اسیر کرد، بچه هایش را فدا کرد تا امتش دچار جهالت نشوند. دچار حیرت و سردر گمی در مسائل دینی شان نباشند. حالا شما نگاه کنید ما مجالس امام حسین (ع) بگیریم، مردم خرتر بشوند. دائم احمق شان بکنیم، جاهل شان بکنیم، استحمارشان بکنیم. گردن کلفت تر، پر توقع تر.

قبلا که اهل مجلس امام حسین (ع) نبود یک ذلتی پیش خدا داشت، حالا سابقه ده سال عزاداری، اشک، گریه و هیات داری دارد، دیگر هیچ خدایی را بنده نیست. پر رو، پر توقع، فاجر، فاسق، به اسم امام حسین (ع) و با تکیه بر گریه هایش هر گناهی را هم می کند. این مال عزاداری های غلط است دیگر. می گوید آقا مگر من مرجع شما نیستم، من جانشین معصوم ام، حضرت آیت الله بروجردی (رحمة الله تعالی علیه). من جانشین امام زمان شما هستم. ولی امر شما. هستم یا نیستم؟ روسای هیات ها را جمع کرده. بله آقا شما هستید. آقا امر من، امر امام زمان (ع) هست یا نه؟ بله! آقا من به شما می گویم این علامت ها را بیرون نیاورید حرام است. آقا ما مخلص شما هستیم. صریحا به آیت الله بروجردی جواب دادند ما ده ماه مخلص شما هستیم، مقلدیم. این دو ماه مقلد خودمانیم!

در بسیاری از هیات ها همین هست. یعنی احکام شرعی کاملا متلاشی می شود کنار می رود. علامت، صلیب آهنی، حماقت! ببینیم که می تواند این را بلند بکند. پز دادن ها! زن های نادان هم دنبال این دسته ها راه می افتند، تماشا می کنند، اینها را تحریک می کنند که این غلط ها را بکنند که وای بلند کرد، چقدر چرخاند! امسال یک احمقی رفته سی میلیون تومان داده که تیغه های علامت... یعنی در کار حرام سی میلیون تومان خرج می کنند، با هم تنافس و مسابقه در حرام ها دارند. بعد دیده خیلی تیغه سنگین است، نمی توانند بلندش کنند، (شصت و خرده ای تیغه)، گفته عرق بدهید بخورند یک ذره جان بگیرند، بتوانند بلند کنند. عرق بخورد یک ذره داغ بشود، بتواند علامت امام حسین (ع) را بلند کند. این مجالس این جوری، اینها چیست آخر برای امام حسین (ع)؟ مجالس این جوری چه اثری دارد؟

شیعه احمق و نادان که امام زنان (ع) می فرماید این است. می گویی آقا این خلاف شرع است، نباید این کار را در هیات انجام بدهی. می گوید نه! مال امام حسین (ع) است. می گوید من ده روز است که کفشم را از پایم در نیاوردم. می گوییم پس نماز چه؟ می گوید هیات داشتیم دیگر نمی شد نماز بخوانیم. کار هیات داشتم. یعنی این قضیه انقدر بزرگ می شود... گریه بر امام حسین (ع) اهمیت دارد. بنده هم خیلی از اهمیت آن گفتم. اما به قیمت چه؟ به قیمت معصیت؟ به قیمت زمین گذاشتن حکم شرع که من می خواهم برای امام حسین (ع) کار کنم؟ نه! اصلا ما چنین چیزی نداریم.

امام حسین (ع) کشته شده که من آگاه بشوم. من معرفت پیدا بکنم. مجالس امام حسین (ع) فرصت برای آگاه شدن است. برای معرفت به مقام امام است. برای تشبه به معصوم است نه برای دور شدن از معصوم. گریه اصالت ندارد. گریه خوب هست اما وسیله است، هدف نیست. الآن در بسیاری از هیات ها و دسته جات ما گریه هدف شده است. می گوید هیات حال داد؟ چه بود؟ خیلی گریه کردیم! مجلسی موفق تر است که اشک بیشتری از آن در بیاید. نه! این نیست. مجلسی موفق تر است که با اهداف امام حسین (ع) تناسب داشته باشد. مجلسی موفق تر است که بتواند به میزان زیادی جلوی مصیبت اعظم را بگیرد. این مجلس موفق است. نه مجلسی که از آن اشک در بیاید.

همه بدبختی هم همین است که وقتی مبنا اشک شد، انحرافات دیگر از اینجا شروع می شود که حالا می خواهم هفته بعد برایتان بگویم. می گویند این هیات حال نمی دهد، سخنرانش چهل دقیقه صحبت می کند، بگذارید لخت شویم، برویم سینه مان را بزنیم. حال نداد بابا! اصلا همه اش نیم ساعت روضه خواندند. می خواستیم تا صبح بپریم بالا، بپریم پائین، نشد. بعضی جاها الآن چهار ساعت، پنج ساعت. بعد می گویی آقا در این هیات چقدر معرفت پخش شد؟ هیچی! کیفش این است که فلان مداح،فلان مداح، فلان مداح می آیند نوبتی می ایستند، نیم ساعت این می خواند، نیم ساعت آن می خواند، نیم ساعت این می خواند. هر کدامشان هم اول یک مقدمه دارند، بعد یک شور دارند، بعد هم یک عده باید بلند شوند، عزاداری کنند و گریه کنند، بعد هم که بسپارند نفر بعدی هم فیض برساند.

آقا مردم دارد نماز صبح شان قضا می شود، می بینید سه نفر نشسته اند، آره دیدیم مجلس هست حیف بود ما یک فیضی ندهیم، ما هم یک دو خط بخوانیم بهره بدهیم. بابا مردم خوابشان می آید. می خواهند بروند، فردا نماز صبح شان قضا می شود. به یک مسئول هیات گفتم آقا شما مسئولید مردم را انقدر شبها نگه می دارید. برای چه نگه می دارید آخر؟ که مداح ها بیایند شهوت خودشان را پشت بلندگو خالی کنند؟ با عمر مردم، وقت مردم. این جوری نگهشان داشتید. دوازده شب تازه شام می دهند. این دوازده شب شام، یک شب شام بخورد می تواند نماز صبح بخواند؟ می گویم نماز صبح شان قضا می شود. صریحا گفت آقا قضا بشود. برای امام حسین (ع) است ها! غصه نخورید. خودش کمک تان می کند. خودش نجات تان می دهد.

هر مستحبی که به واجب لطمه بزند، حرام است. هر مستحبی! ولو گریه بر امام حسین (ع) هم باشد. گریه بر امام حسین (ع) در چهار چوب شرع به درد می خورد. اگر قرار است مجالس ما را دائم جاهل تر بکند، فایده ندارد. در مجلس باید یک ساعت سخنران، سخنرانی بکند. در هیات ما که اصلا اصالت با سخنران و معرفت است. می گوید آقا شما بیا بنشین سخنرانی کن یا من یا کسان دیگری که می اآیند، آقای مجاهدی، کسان دیگر هستند، آقایان دیگر، علما می آیند باید بنشینیم... اینکه نیم ساعت فیضی برسانم و خداحافظ شما نه! حاج آقا باید بنشینید آنجا صحبت های تان را بکنید. موضوع هم دارد. باید هر جلسه با این موضوع حرف بزنید. رئیس هیات تعیین می کند. بیایی بنشینی قصه بگویی، یک چیزی ببافی، چهار تا اشک بریزی و بلند شوی بروی، نه! اصلا این حرفها نیست. آقا این دهه شما باید بیایید راجع به این موضوع معرفتی صحبت کنید. بعد هم یک ساعت که تمام شد، حاج آقا، آقایان سوال دارند. نیم ساعت سوال ها را جواب بدهید. یک ربع پرسش و پاسخ. این آن عزاداریه است. بیست دقیقه هم یک مداح می خواند. یک ربع، بیست دقیقه تمام. خوش آمدید. بروید دنبال کارتان.

این همان بحثی است که من شبهای قدر هم دارم. پیغمبر می فرماید یاعلی! وقتی می بینی مردم وقت شان را روی عبادت مشغولند تو وقتت را به چه بگذار؟ «عَلَیکَ بِاَنواعِ العَقل» «عَلَیکَ بِکَثرَةِ العَقل»؛ تو دنبال تعقل باش. دنبال فهم بگرد. آیت الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی علیه) می فرماید که دین مردم به دست مداح ها افتاده، همین است. طرف پدرش مرده، مجلس گرفته، دو ساعت یک کسی می آید آنجا دائم سر و صدا راه می اندازند. حالا دو قطره هم اشک بریزی، خب بعدش چه؟ این مردم آمده اند آنجا که با ابدیت، آخرت، مرگ، فلفسه مرگ، فلسفه عزاداری، فلسفه عرض کنم خدمت تان که بزرگداشت اموات، وظائف مان در مقابل اموات، عالم برزخ و مسائل دیگر در اینجا ها آشنا بشوند.

دو ساعت می آیند آنجا، نمی دانم سخنران نداریم، مردم حال ندارند، گوش نمی کنند. گوش هم نکنند شما موظفید بگذارید. می خواهند بنشینند، می خواهند ننشینند. وقتی اصالت به گریه، عواطف و احساسات شد، اصالت شد به مجلس که مجلس این باید باشد، آن وقت چه می شود؟ آن وقت معرفت را راحت حذف می کنیم. وقتی معرفت حذف شد، گناه پشت سرش می آید. معصیت سراغ شان می آید. شما فقط به همین یک جمله نگاه بکنید. به این یک جمله و این را دستورالعمل خودتان قرار بدهید که ما باید با عزاداری های مان برای حضرت زهرا (س)، برای رسول خدا (ص)، برای اهل بیت (علیهم السلام) به بهانه های اینها تا می توانیم...

چون مردم همه حال ندارند برای معرفت یک جا جمع بشوند. نمی آیند به معرفت پا بدهند. زیاد هم هستند. به قول امام زمان (ع) شیعیان جاهل و احمق آزار دهنده هستند و زیاد هم هستند. اینها باید از چه وسیله ای برایشان استفاده کرد؟ از وسیله گریه، عواطف و احساسات. باید جذب شان کرد. ولی باید به آنها در این عواطف و احساسات چه داد؟ معرفت امام را داد. ببینند امام حسین (ع) که بود. حضرت زهرا (س) که بود. سکینه که بود. رقیه که بود. علی اکبر که بود. حضرت زینب که بود. با اینها آشنا بشویم. چون بدون معرفت اینها ما هیچ تشبهی به اینها حاصل نمی کنیم. قربی هم به اینها حاصل نمی کنیم. باید استفاده درست بکنیم.

این یادتان نرود که امام حسین (ع) کشته شد برای اینکه جلوی مصیبت اعظم جهالت مسلمان ها را بگیرد. شما حالا نگاه بکنید مردم هزار و صد و شصت سال دارند گریه می کنند، مصیبت اعظم که نیامدن امام زمان (ع) هست سر جای خودش هست. در حالیکه اگر می خواستند این طور اتفاق نمی افتاد. گریه باید اثر داشته باشد. باید سنخیت بیاورد. باید معرفت بیاورد. باید غیرت بیاورد. باید خط سیاسی بیاورد. باید نشاط بیاورد. باید امید بیاورد. این خیلی مهم است. جلسه بعد انشاالله شروع می کنم به تقسیم این نقدها و ادامه آفات.

چند تا سوال هست جواب بدهم. فقط یادتان باشد آقای مجاهدی دیشب به من زنگ زدند و این مژده را دادند که سه شنبه آینده پانزدهم، ایشان بزرگداشت مرحوم آقا شیخ جعفر آقای مجتهدی را در فرهنگسرای ارسباران، هنر گرفتند. راهش هم دور است. بعد از پل سید خندان است. ساعت سه شروع می شود تا هفت. ما دیدیم بعضی از عزیزان دوست دارند بیایند و خب مسیر هم برای آنها طولانی هست. گفتیم زحمت بکشند در خواهران و در برادران آقای چارجوهر زحمت بکشند ثبت نام کنند. کسانی که می خواهند قطعا بیایند، ثبت نام شان کنند. همان لحظه پول ثبت نام شان را بپردازند نه اینکه اسم مان را بنویسید بعدا شاید بیاییم، شاید نیاییم نه!

نفری هزار تومان برای کرایه ماشین شان بدهند که اتوبوس بگیرند. اگر دوست دارند بیایند جلوی مسجد فیروز آبادی، بعد از نماز ظهر و عصر، وسیله حرکت می کند که برود آنجا برای مراسم. هفت هم پایان مجلس است، برمی گردد. آقایان و خانم هایی که دوست دارند ثبت نام بکنند. ثبت نام، روز دو شنبه یک روز قبل از مراسم تمام می شود. دیگر ما دو شنبه به بعد ثبت نام نداریم. ثبت نام حضوری باید باشد. تلفنی هم ثبت نام نمی کنند. آنهایی که می خواهند، بیایند آنجا که دیگر برای سه شنبه معطل نباشند و عزیزان به فیض بزرگداشت این ولی خدا هم نائل بشوند.

1.فرمودند مگر نه این است که حرام است پا گذاشتن به مجالسی که دروغ از ائمه و مصائب ایشان گفته می شود؟ و آیا گریه بدون پایه عقلی فایده دار است؟ پایه این گریه متزلزل نیست؟ نه حرام نیست که یک موقع آدم در مجلسی شرکت کند که حالا... این اشتباه است که ما مجلس را به خاطر اینکه گردانندگان آن گناه می کنند، نرویم. اشتباه است. چون ما خودمان برای گریه چه داریم؟ انگیزه داریم. حالا که می خواهد بخواند مهم نیست. یک کافر بخواند. من انگیزه دارم گریه کنم باید بروم گریه ام را بکنم. با هیچکس هم کاری ندارم. یکی از بزرگان از علما بود. ایشان روی این قضیه خیلی حساس بود.

هر وقت می رفت، نگاه می کرد، می گفت این مداح های شان خیلی شوخ هستند، شوخی های رکیک می کنند، حرفهای بد از دهان شان می آید، نمی رفت در این مجالس بنشیند. خیلی زیاد تحویل نمی گرفت. چرا؟ چون اینها شوخی شان زیاد است. اصلا این را بدانید مجلس امام حسین (ع)، مجلس شادیست عزیزان! خدا آقا میرزا اسماعیل را رحمت کند می گفت عصر عاشورا می بینید بچه ها می خندند، بدانید که این شادی وصول امام حسین (ع) است. برای آن، آدم را خنده می گیرد. دست خودش هم نیست. عصر عاشورا یک موقع آدم شاد است.

احادیث بزرگی هست در مورد آن جشنی که در روز عاشورا آنجا برقرا شده است که این شهدا توانستند به آن اوج برسند. گیر ندهیم حالا اگر کسی... وظیفه مان است گریه بکنیم، می کنیم. حالا مداح شوخ است یا حالا مجلس این جوری است. چهار نفر... ما خودمان را گنده می بینیم که عزادارهای امام حسین (ع) را کوچک می بینیم. هر که بخواند مهم نیست. نمی دانم مداحش تریاک می کشد، خب بکشد. من می خواهم بروم روضه خودم را بشنوم. من برای خودم دارم می روم. با کسی نباید کار داشته باشیم. گیر بدهیم.

گفت خواب دیدم قیامت شده، همین سیدی که شوخی می کرد و عرض کنم خدمت تان که عزاداری ها را راه می انداخت و اینها، همین را دیدم که بین صراط و بهشت یک ارتفاع بزرگی بود که ما نمی توانستیم برویم، گیر کرده بودیم، دیدم این بال دارد می آید هر کسی را که خوشش می آید برمی دارد، می برد در بهشت می گذارد. گفت به او التماس کردم بیا من را ببر. گفت حاج آقا تو اینجا چکار می کنی. گفتم گیر کردم نمی توانم بروم. گفت بیا تو را می برم. من را بلند کرد، برد آنجا. آمدم از در داخل بروم، دیدم که یک دری هست خیلی شلوغ است، صف است. یک دری هم هست خیلی خلوت است. از شلوغه می خواستم بروم، گفتند درب علماست، خلاصه گیر می دهند.

این خواب را اتفاقا مرحوم آقا شیخ جعفر شوشتری هم تعریف می کند. گفت، گفتم آن در که خلوت است، هیچکس هم نیست، هر کس راحت سرش را می اندازد، داخل می رود. گفت این مال روضه خوان هاست. می خواستم بروم، گفتند آخر تو که روضه نخواندی. روضه بخوان، تو نخواندی! گفتم خب من چکار بکنم. گفت من کمکت می کنم بیا همین الآن بنشین روضه بخوان من یک ذره گریه کنم بعد تو را می بریم. گفت خلاصه هیچی! ما نشستیم یک روضه ای خواندیم. الکی یک چیزی سر هم کردیم و او هم یک تباکی ای کرد. گریه هم نکرد، تباکی کرد. رفتیم آنجا، امام حسین (ع) دم در بود. گفت کجا؟ گفتیم آقا این جزء روضه خوان هاست. حضرت گفت اسمش در فهرست نیست. گفتیم چرا آقا! الآن الآن تازه خوانده است. حضرت تبسم کرد، گفت بیا برو.

آقا شیخ جعفر می گوید من وقتی خواب قیامت را دیدم... آقا شیخ جعفر شوشتری آدم بزرگی است. می گوید من وقتی خواب قیامت را دیدم، دیدم صف علما خیلی طولانی است. رفتم با عبا و عمامه در صف ایستادم. نگاه کردم، گردن کشیدم دیدم امیر المومنین (ع) جلو ایستاده و علما هم دارند می روند. حضرت می گوید خب چه گفتی، چرا گفتی، چه بود، درس دادی چه جوری بود و اینها؟ گفتم وای حساب کتاب! صف کند جلو می رفت. یک صف آن طرف بود دیدم همه تند تند جلو می روند. بعد سرک کشیدم دیدم سیدالشهداست. این عزاداری کرده، این گریه کرده، این روضه خوانده، این ... من عمامه ام را در آوردم یواشکی گذاشتم زیر عبا و رفتم. رسیدم به سیدالشهدا (ع). سیدالشهدا (ع) گفت آقا شیخ جعفر اینجا چکار می کنی؟ تو برو در آن صف. گفتم آقا بالا بروی، پائین بیایی روضه خوان هستم. من روضه نخواندم؟ گفت چرا بیا برو تو!

حالا زیاد به این چیزها گیر ندهیم. خوب نیست. باید آفت شناسی کنیم. بحث ما بحث حساسی است. ما باید هیات ها را آفت شناسی کنیم، خودمان دچار آن نباشیم و تحول ایجاد کنیم. اما حق نداریم هیچ مجلسی را سبک بشماریم ولو آنها این چیزها را رعایت نکنند. ما برویم حال خودمان را کنیم. زیاد گیر ندهیم. حیف است آدم فرصت بدمستی را از دست بدهد.

2. فرمودند با مترو می شود خیلی سریع به فرهنگسرا برسیم. خب تشریف ببرید، خوش آمدید!

3. آیا موقع کار کردن نباید نوار روضه بگذاریم؟ نه! من دیدم در این ماشین ها نوار می گذارند، در... چند روز پیش می خواستیم برویم قم، گوگوش گذاشته بود. گفتیم این را عوض بکنید، ما را یاد پدر تاجدارمان می اندازد. بعد گفت چشم حاج آقا. برداشت حاج منصور گذاشت. گفتم انقدر هم شور نه! حالا یک چیز ... بگذار. همین جوری می کند. می گوید من همه جور نوار دارم. گوگوش، نمی دانم که، می خواهی بگذارم. نمی خواهی... یک دفعه یک روضه می گذارد. خب گوش دادن روضه قساوت می آورد. وقتی پای روضه می نشینی باید عکس العمل مناسب انجام بدهی.

در مقابل روضه چایی بخوری، شربت بخوری، داری نهار می خوری، داری با رفیقت شوخی می کنی، نوار دارد می خواند، قلبت خطرناک می شود ها! بعدا قسی القلب می شوی. اسم روضه که می آید باید... امام زمان فرمود چه؟ مصیبت زده غمگین سرگشته بیچاره. مصیبت دارد می خواند، تمام کن. بنشین فقط گریه کن. برای همین نمکی، اگر خودتان یک موقعی در ماشین تنها حال می کنی، حال کن. ولی این نباشد حواست این طرف و آن طرف پرت شود، این هم دارد می خواند. می رود صد تا نوار می خرد. دهم، یازدهم، سیزدهم، نمی دانم پانزدهم، گلچین، نمی دانم... در نوارخانه هم الی ماشاالله عقده ای بار آورده اند.

حالا طرف یکسره همین جوری در خانه دارد کارتون نگاه می کند، حاج منصور هم دارد برایش می خواند. نمی دانم آن یکی حاج مداح هم دارد می خواند، آن یکی .... نمی شود عزیزم! به هیچوجه موقع روضه کار دیگری نکنید. موقع روضه فقط موقع احساسات است. مگر می شود از عزیزترین کس تو، مصیبت عزیزترین کس تو بخوانند، تو مشغول کار دیگری باشی؟ خیلی قساوت می آورد. این حرفی هست که من قبلا خدمت شما عرض کردم که ما باید موضع گیری مان موضع گیری مناسب باشد. موقع عزاداری و نوار که دارد می خواند... یک موقع می بینید تلویزیون می گذارد آماده نیستید، سر سفره ای، آماده نیستی، تلویزیون گذاشته زود کانال تلویزیون را عوض کن. اگر آماده نیستی گریه کنی، غذا نخور و روضه گوش کن. مگر اینکه غذایت را زمین بگذاری، سر سفره گریه ات را بکنی بعد غذایت بخوری. اگر نمی توانی کانال را عوض کن. آن کانال کارتون است بهتر از این روضه است. آن کانال موسیقی است، بهتر از این روضه است چون قسات می آورد. وقتی روضه را می شنوی باید بنشینی گریه بکنی. باید تباکی یا گریه بکنی. هیچ عکس العمل دیگری نباید نشان بدهی. نباید پخش بشود و ما هم مشغول کارهای مان باشیم. این خطرناک است.

بعضی از این سوالها طولانی است که باید... عزیزان حتما سوالات را در فرم بنویسند. علامت هم بزنند که برای زیارت عاشورا یا کدام جلسه است که من اگر جواب ندادم، هفته دیگر بدانم که من باید این را در این کلاس جواب بدهم. جای دیگر جواب ندهم.

4. عزیزی سوال کردند که برای اینکه در خانواده یا اجتماع موفقیت و موقعیت بهتری پیدا کنیم چکار باید بکنیم؟ صاحب این سوال حتما مراجعه حضوری بکند چون جواب آن بسیار طولانی است.

5. بله! خواندن قرآن و ختم قرآن در دفع مشکلات و مصائب کمک هست. ما انواع ختوم را داریم. ختوم زیادی داریم که به ما کمک می کند مشکلات مان را با ختم قرائت قرآن برطرف بکنیم.

6. این عزیزی که نوشته در جمع قرائت نشود بعدا بیاد جوابش را از من بگیرد. چشم! ما اطاعت می کنیم.

7. بله! رفتن به قبور شهدا خیلی خوب و موثر است. من گفتم بهتر است خانم ها زیاد در تشییع جنازه ها، قبرستان ها و سر قبور زیاد نروند اما قبور شهدا فرق می کند.

8. گفتند شما در کتاب آشتی گفتید که ظهور حضرت نزدیک است. بعضی از علما گفتند جزء اسرار الهی است و نباید از آن صحبت کنید. چنین چیزی نیست. درست است، اینکه جزء اسرار الهیست یعنی کسی نباید وقت تعیین کند. اما ما در زمان ظهور هستیم. بزرگترین کسی که در این جهت برای ما صحبت کرده امام امت هست. به عنوان بزرگترین ولی خدا که ایشان یکی از بزرگترین اولیاء الهی تصریح کرده اند که ما فاصله زیادی نداریم. امام باقر (علیه السلام) فرمود وقتی من انقلاب ایران را درک بکنم خودم را برای ظهور حفظ می کنم. وقتی می گوییم نزدیک است، من نگفتم. از خودمان که حق نداریم حرف دربیاوریم. این را امام باقر (ع) گفتند. امام امت فرمودند که ما...

9. در روایت داریم اگر تشخیص دادید کسی در مقابل خوبی های شما سوء استفاده می کند، محبت تان را نسبت به او قطع بکنید. این به تشخیص خود فرد است.

10. در مصیبت امام حسین (ع) اگر بدن و پوست کبود شود اشکال ندارد؟ امام زمان فرمود (ع) اگر من بمیرم هم اشکال ندارد. از شدت عزا جان بدهم «حَتّی اَمُوتَ» هیچ اشکالی ندارد. اگر واقعا از روی سوز خودتان را هم بزنید اشکالی ندارد. قمه را گفتیم حرام است. چون مراجع حرام کردند. ولی امر حرام کرده، حتما حرام است.

11. این مطلب طولانی است.

12. اینکه در بعضی از مداحی ها گفته می شود من سگ در خانه هستم را هم جلسه بعد توضیح می دهم. چون می خواهیم یک مقدار نقد اشعار بکنیم، آنجا برایتان می گویم.

13. اینها هم که همه طولانی است انشاالله جلسات بعد.

این را هم که جواب دادیم.

14. برای مشاوره ازدواج بله، خانم می توانند تشریف بیاورند. اینجا خانم ها هستند. اگر می خواهند با من ملاقات کنند کسی را همراهشان بیاورند یا در فرهنگسرای جوان تشریف بیاورند اشکالی ندارد.

15. اینکه چکار باید انجام بدهیم که از علوم و معارف به نفع اهل بیت و به نفع مصیبت اعظم استفاده کنیم را هم توضیح خواهم داد.