جلسه 114 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
114
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
2
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 114 - انسان‌شناسی (قم)

انسان شناسی قم 114 31/2/92

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عمل بود رسید به افضل اعمال، قاعده افضلیت را جلسه گذشته عرض کردیم که افضل اصلا یعنی چه؟ و گفتیم که افضلیت نسبت به هر فردی فرق میکند و ساختار وجودی هر کس هست که تعیین میکند که افضل عمل برای او چه هست.@ در روایت داریم که شخصی عبور کرد به حضرت مجتبی(ع) دید ایشان با دوستانش مشغول خوردن چیزی هستند و به سید الشهداء رسید دید ایشان روزه هستند بعد در ذهنش آمد که اینها تفاوتها در ذهنش رسید که سید الشهداء به آن تذکر داد که مواظب باش ذهنت جای دیگری نرود.@ همانطوری که ائمه ما یک نور واحد بودند در زمانها و مکانهای مختلف اقدامات مختلف انجام دادند یکی صلح یکی جنگ یکی کار علمی یکی زندان، نفس انسان هم همینطور هست یعنی باید تابع شرایط زمانی و مکانی و مختصات شخصی خودش ببیند که الان وظیفهاش چه هست.@ و وظیفه هر کس هم از مختصات شخصی او ناشی میشود، یعنی از همان نزدیکترین مسیر به خودش آغاز میشود متأهل و مجرد بودن فرزند داشتن پدر و مادر داشتن و مسائلی از این قبیل.@ انسان نباید خیلی دور بپرد و اساسا خودش را نباید با هیچ کس مقایسه کند مختصات فردی هر شخص مثل قیافه او و مثل اثر انگشت او مختص به خود اوست.@ یک سلسله رفتارها و اعمال هست که مشترک هست مثل نماز، نماز جماعت، نماز اول وقت، روزه گرفتن، قران خواندن، زیارت رفتن، اینها مسائلی هست که همه در آن مشترک هستند.@ اما یک سلسله وظایف هست که انسان باید حتما به مختصات فردی خودش نگاه بکند، مثلا یک کسی که پدر و مادر پیری دارند که دائما به او احتیاج هست نباید پدر و مادرش را رها کند برود مسجد حالا نماز بخواند یا نماز اول وقت ممکن هست برای آنها ضرر داشته باشد آنها اذیت بشوند از نماز اول وقت کسی.@ نماز اول وقت برای این شخص یا نماز در مسجد برای این شخص معصیت دارد هیچ کار خوبی نیست باید ببیند پدر و مادر که الان مریض هستند گرفتار هستند.@ ممکن است همان ظهر، یا یک خانم خانهدار ممکن است بچهدار باشد اصلا نتواند نماز اول وقت را بخواند چون بچهاش نیاز دارد یا شوهرش از سر کار میآید یا بچهاش باید برود مدرسه یا بچهاش از مدرسه میآید یک سلسله وظایف اینطوری دارد که اینها را باید راه بیاندازد.@ حالا نمازش اول وقت هم نشد هیچ اشکالی ندارد یا اگر بخواهد نماز اول وقت باشد اینها معطل میشوند خوب نیست.@ بنابراین خیلی دقت بکنیم که افضل اعمال برای هر کسی، این همان وظایف روزمره و واجبی است که با شخصیت و ساختار او سازگاری دارد نه اینکه انسان وظایف اولیه و شخصیتی خودش را رها بکند و بعد برود دنبال فضیلت یکجایی بگردد@ نه، از همان خانه خودت از همان پدر و مادر خودت زندگی خودت دوستان خودت آغاز میشود.@ نکته دیگری که در مورد افضل اعمال هست توضیح دادیم که، افضل اعمال برای هر کسی، معمولا افراد متأسفانه اینطور هست که وقتی به آنها میگویی شما با ساختار خودت شروع کن با مختصات خودت از همین زندگی با همین شوهر با همین زن با همین بچه، مسیرت را صراط تو همینها هستند.@ همین شغلی که الان داری، اگر صاحبکار هستی با زیردستهایت، اگر معلم هستی با شاگردهایت، هرجا، هر کس که هرجا هست، سختشان هست، همیشه افراد متأسفانه دنبال یک شرایط ایدهآل خارجی میگردند دنبال یک فضای بیرون از آن مختصاتی که خودشان هستند میگردند.@ در حالی که نه از همانجایی که الان هستند جا را شروع بکنند مسیر را، وظیفه را شروع بکنند حرکت خیلی خوب آغاز میشود.@ فرمایشی دارد امیر المؤمنین(ع) میفرماید(افضل الاعمال ما اکرهت علیه نفسک) افضل اعمال آنی است که تو خودت را بر آن مجبور میکنی یعنی چی؟ یعنی فشار دارد برایت.@ یک کسی که ثروتمند است حالا فرض بفرمایید روزی 1000 تومان صدقه بدهد روزی 10000 تومان صدقه بدهد این افضل اعمال برای او نیست افضل اعمال در صدقه اصلا کلا قاعدهاش اینطور است در انفاق و صدقه باید نفس به آن فشار بیاید.@ مثل روزه مثل هر چیز دیگری مثل حج مثل نماز که شما مجبورید باید تمرکز بگیرید و باید بقیه قوا را قالشان بگذاری جایشان بگذاری و اگر این کار را نکنی نفس اگر بخواهد در اعمال حضور داشته باشد اعمال را خراب میکند.@ یعنی الان من یک مثال بزنم شما این قوا را که در نظر بگیرید حس و خیال و وهم عقل و فوق عقل، موقعی که دارید نماز میخوانید نماز خواندن رفتار کدام یکی از قواست؟ یعنی کدام قوا دارد غذا میخورد؟@ الان شما دارید غذا میخورید صبحانه ناهار میخورید کدام قوه دارد میخورد؟ بخش حیوانی شما دارد میخورد. دارید درس میخوانید کلاس میروید کدام قوه دارد درس میگیرد؟ بخش عقلی شما.@ دارید نماز میخوانید یا زیارت رفتید یا عزاداری میکنید کدام قوه دارد میخورد؟ قوه فوق عقل دارد میخورد.@ حالا اگر شما وقتی که بحث فوق عقل و فوق ؟؟؟ نوبت غذایش است نمازش هست میبینید سر نماز یاد مثلا خانه زندگی و بدهکاری و غذا و خوراک و چیزهای دیگر میافتی این نشان میدهد که این نفوس قدرتشان خیلی زیاد است و اجازهای به فوق عقل نمیدهند که فوق عقل غذای خودش را بخورد.@ شما وقتی که میروید زیارت نمیتوانی با امام رضا ارتباط برقرار کنی و هر وقت هم امام رضا را میبینی فقط یاد مشکلات زندگیات هستی یعنی در واقع آن بخش حیوانی حالا چشمش خورده به امام رضا دوباره دارد همان بخشهای حیوانی خودش، تقاضاهای حیوانی خودش را دارد.@ و اصلا انس و سخن و رفاقت و دوستی و محبت و عشقبازی در کار نیست، فقط همان آقا من مریضم شفا بده، آقا من گرفتار هستم مثلا مشکل مالیام را حل کن، آقا من میخواهم امتحان بدهم کنکور قبول شوم، یا مثلا هر چیزی باز بخشهای پایینی حضور دارند.@ چرا بخشهای پایینی نمیگذارند بخش فوق عقل خودش به صورت صافی غذا بخورد و ارتباطات عاشقانه برقرار بکند؟ برای اینکه اینها قوی شدهاند، خیلی قوی شدهاند این بخش فوق عقل چیست؟ ضعیف است نمیتواند خودش از پَسِ کارهای خودش بربیاید موقع غذا خوردن اینها میآیند غذای آن هم میخواهند بخورند، و اجازه نمیدهند و قوای پایینی اجازه نمیدهند.@ شما وقتی که میخواهید صدقه بدهید صدقه گاهی وقتها بخشهای حیوانی را خیلی کلفت و قوی میکند و فوق عقل در این صدقه چیزی گیرش نمیآید. چرا؟@ چون شخص یک پولی کمک میکند دردش هم نمیآید در صدقه، در صدقه شخص باید دردش بیاید یعنی باید وقتی که دارد پول را میدهد یکطوری بدهد وقتی میخواهد انفاق کند در راه دین فداکاری بکند همه بگویند این عاشقی کرده برای خدا یک چیزی هزینه کرده.@ یک شخصی که مثلا برای زنش میرود یک سرویس طلا میخرد وقتی نوبت امام زمان میرسد دست میکند جیبش پول خوردهایش را میدهد 1000 تومان 10000 تومان 100000 تومان میدهد.@ یک کسی که مثلا ماشینش پنجاه میلیون تومان هست وقتی که نوبت کار دین و جهاد مالی میرسد پولی میدهد که اصلا انگار نه انگار در زندگی او فشاری محسوب نمیشود هدیهای برای امام زمان محسوب نمیشود.@ شما وقتی میخواهی به امام زمان یک هدیهای بدهی امام زمان از همه کس ما هم عزیزتر است، این نشان میدهد که این شخص در واقع این پولی که دارد میدهد، میدهد طلبکار هم میشود از امام زمان و خدا و اینها نفسش مغرورتر میشود تازه کلی هم منت میگذارد سر دین.@ که یک همچین کمکی به دین کرده طلبکار میشود و خودش هم خیلی خوب میشمارد یعنی به یک عُجبی میافتد، این یک دانه صدقه هزار جور کثافت و آلودگی و نکبت میزند به روح این و هیچ رشدی هم که نمیآورد هیچی دور هم ممکن است بکند انسان را.@ پس (اکرهت علیه نفسک) دقت کنید در عمل خیر و در افضل عمل این است که نفس به آن فشار بیاید وقتی میخواهی صدقه بدهی از یک چیزی بده، یک طوری بده این صدقه را، دست میکنی جیبت میخواهی به یک فقیری بدهی به یک کسی بدهی یک طوری که واقعا به تو فشار بیاید یک مقدار این نفست شکست بخورد.@ یک مقدار این طبیعتت بشیند سر جایش یک ذره از گندگری، یک ذره از گنده گویی، یک ذره از پُررویی، یک ذره از زیادهطلبی، یک ذره از غلبه نفس کاسته بشود@ به آن بگویی نوبت خداست نوبت امام زمان هست نوبت دینم هست شما یک ذره کمتر بخورید یک ذره کمتر مصرف بکنید.@ من یادم هست در تهران که ما برای بخشهای بین المللمان، فعالیتهای بین المللی یا فعالیتهای فرهنگی جهاد مالی اعلام کرده بودیم چند ماه پیش یک جانباز خانهاش را آورد داد.@ یک جانباز بود جانبازی کرده در میدان جنگ و پایش قطع شده حالا الان که نوبت جهاد مالی رسید، وقتی آمد به من گفت میخواهم خانه را بدهم، گفتم نه نمیخواهد خانه را بدهی.@ گفت نه من این خانه را میخواهم در اختیار، گفتم بابا این خانه زندگیات و چنین و چنان، گفت استاد داری من را وسوسه میکنی، وسوسه نکن من را.@ البته خانه داشت یک آپارتمان خودش داشت یک آپارتمان دیگر هم تهیه کرده بود گفتم شما بگذار منافع این را در اختیار این مؤسسه، گفت نه من را وسوسه نکنید اجازه بدهید من بتوانم کاری بکنم برای امام زمان که.@ خوب پایش را داده خانهاش هم یک خانه صد و پنجاه میلیون تومان گذاشته وسط برای کار امام زمان، فشار بهش میآید بالاخره تمام سرمایهاش را جمع کرده گذاشته آنجا.@ ولی این قانون کار عاشقی است حالا من دست بکنم جیبم یک چکی بکشم پانصد هزار تومان بدم ولی به هیچ جایم برنخورد، یک کسی هم میبینی میاید.@ من عروس داماد سراغ دارم خدا شاهد است اینقدر خودم خجالت کشیدم اینها برای ازدواجشان مشکل داشتند زمانی که عقد کرده بودند یک مقدار پول ما تهیه کردیم کمک کردیم اینها ازدواجشان را بکنند.@ وقتی جهاد مالی اعلام شد این دختر خانمی که عروسی کرده بود هر چی هدیه عروسی به آن داده بودند و چیزهای دیگر آورد داد.@ باز یک آقایی من دیدم آمد گفت که من خانهمان خیلی جایش تنگ بود آمدیم امسال یک مقدار پول گرفتیم و وام گرفتیم که بتوانیم خانه را جایش را وسیع کنیم یک ذره زن و بچه راحت باشند ولی وقتی جهاد مالی اعلام شد خانمم به من گفت که این پول را بگذاریم ما یک سال دیگر دو سال دیگر در این جای تنگ میمانیم و این پول را بگذاریم برای جهاد مالی.@ پس ببینید(اکرهت علیه نفسک) یک موقع میبینی زمستانی هست و شبش هم تا خِرخِره خورده بعد سحر بلند میشود میگوید خوب تا ساعت پنج غروب که چیزی نیست ما هیچی نمیخوریم یک روزهای میگیریم.@ باز این خیلی خوب است بعضیها این را هم نمیکنند، یک روزه مستحبی، میگوید زمستان بهار مؤمن است میگوید حالا پنج غروب که اصلا افطار هست ما روزه میگیریم باز هم این خیلی خوب است و ارزش دارد.@ اما این(اکرهت علیه نفسک) کم هست در آن زیاد نیست (اکرهت علیه نفسک) این هست که تابستان روزه بگیرد برای خدا، ماه رجب هست الان هشت و نیم اذان هست بتواند یک روزه اینطوری بگیرد به عشق خدا بدون طلبکار بودن.@ و (اکرهت علیه نفسک) یعنی همان است که یک سلسله رفتارهایی هست که از آن همسرش تقاضا دارد این اکرهت علیه، بچه دارد اذیت میکند پدر اذیت میکند مادر یک توقعاتی دارد بزرگتر یک توقعاتی دارد.@ انسان به اینها برسد ادب اینها را رعایت بکند با همسرش باید خوب باشد وظایف همسری را انجام بدهند. خیلیها میخواهند وظایف همسری را انجام بدهند ولی بروند کارهای خیر دیگری بکنند به خدا تقرب پیدا بکنند@ خوب وقتی که شما اعضای خانواده خودت دارند در خانوادهات ضایع میشوند، فرمود(ملعون ملعون من ضیع من یعول) پیامبر فرمود ملعون است ملعون است کسی که خانواده خودش را ضایع بکند.@ یعنی آن وظایفی که نسبت به همسرش و فرزندانش دارد را انجام ندهد. در آن قاعده سه انگشت گفتیم که در مهارتها آنهایی که، البته بعید میدانم کسی از شما این کار را نکرده باشد ولی اگر یک موقع کسی گفت این مهارتها را ندیده حتما ببیند قاعده سه انگشت توضیح دادیم.@ تأمین اقتصادی و مهمترین از آن تأمین عاطفی در خانواده و مهمتر از آن تأمین معنوی. بابا خانواده تو از نظر عاطفی گداست حالا اگر وضع مالیات هم خوب باشد برو طلا بخر برای زنت، ماشین بخر برای بچههایت، تلویزیون اینطوری بخر.@ عشق محبت دلدادگی عاطفه، باید در خانه بریزی، نریختی خشنی بداخلاقی تو خودتی سرت شلوغ است گرفتار کردی خودت را اصلا فرصت نمیگذاری برای خانوادهات.@ وقتی برای خروج عاطفی و تأمین عاطفی اعضای خانواده نمیگذاری، زن معطل شوهر معطل، زن میبینی که رفته بیرون میرود مدرسه، مثلا من دو جا خادم هستم حرم، بابا شوهرت لَنگ است بچههایت لَنگ است کی گفته بروی خادم بشوی در حرم؟@ که حالا شوهرت لنگ است بچهها لنگ هستند اصلا مادر را نمیبینند این مادر ماشاء الله از بس فکر اسلام و مسلمین هست اصلا یادش رفته که زن مردم است مادر بقیه است یک وظایفی هم در خانه دارد.@ همین مصیبتی که الان در کشور ما درست شده که وظایف مادری همسری بچهداری فراموش شده همه علاقه دارند بروند در خیابان کار خیر بکنند بروند در جامعه کار خیر بکنند.@ در حالی که ما هیچ محیطی برای یک زن از نظر اجتماعی سیاسی فرهنگی حتی اقتصادی از نظر دینی کاملتر و بهتر از محیط خانه نیست.@ فضائلی که یک زن در خانه گیرش میآید از نظر سیر و سلوک از نظر عرفان از نظر معنویت از نظر اجتماعی از نظر سیاسی از نظر حتی اقتصادی اجتماعی اقتصاد جامعه امنیت ملی همه جهات را شما در نظر بگیرید@ کاری که یک زن در خانه میتواند بکند برای جامعهاش برای دنیا و آخرت برای کشورش خیلی بزرگتر از کاری است که در اجتماع ممکن است باشد.@ بله ممکن هست یک کارهایی واقعا در اجتماع لازم باشد که زنها به ضرورت شرکت بکنند مثل معلم بشوند پزشک بشوند بعضی از شغلها بقیه نه.@ خیلی کارها هست اصلا لازم نیست که زنها باشند بیخود دارند خودشان را معطل میکنند از بسیاری از فضائل در خانه خودشان را محروم کردند جای مردها را هم گرفتند که باید نان بقیه را هم بدهند گرفتند هیچ خاصیتی هم ندارد فساد را هم بیشتر کرده در اجتماع، گرفتاریها را بیشتر کرده.@ پس ببینید ما نباید از مختصات شخصی خودمان فرار کنیم ما از همان خانه خودمان از همان پدر و مادر و خاله و عمه و دایی و خواهر و برادر از همین جا باید شروع کنیم این میشود یک کار مهم.@ باز انگشتهای من را نگاه کنید میفرماید (افضل الاعمال ما اکرهت علیه نفسک) یعنی باید این بخش به آن چی بشود؟ فشار بیاید. انسان گاهی وقتها شهوات عقلانی هم دارد باید شهوت عقلیاش هم بتواند به آن غلبه کند.@ یعنی گاهی وقتها شهوت عقلی انسان میکشد انسان همهاش کار مطالعاتی کار علمی کار تحقیقی کار پژوهشی بکند شهوت علمی گرفتد آن را، و بعد به نمازش نمیرسد به معنویتش هم نمیرسد به خانوادهاش هم نمیرسد.@ اینها هر چه میگویند مشغول ارشد هست مشغول دکتراست مشغول اجتهادش است مشغول رساله نویسیاش است مشغول کار فرهنگیاش است خوب این چه کاری است بعضیها سیاستزده میشوند بعضیها اجتماعیزده میشوند.@ بعضیها شهوت کار فرهنگی میآید سراغشان بعضیها هیئتباز میشوند بعضیها بسیجباز میشوند اصلا از وظایفش یادش میرود اینقدر تو فکر بسیج است فکر هم میکند که حالا خیلی کار خوبی دارد میکند وظایف قطعی و اصلی و واجب و مسلمش روی زمین مانده.@ کارهای مقدس هم گاهی وقتها اینطوری است انسان یک شهوتی نسبت به آن پیدا میکند بعد میبیند زن و بچه لنگ هستند اصلا یعنی از نظر عاطفی معنوی خلقش را درست نکرده یا خودش لنگ است اصلا به نظام معرفتی خودش اصلا نمیرسد و همهاش دارد خدمت اسلام و مسلمین میکند.@ به این کس خدمت میکند به آن کس خدمت میکند وقت میگذارد برای این و آن وقتی نوبت خودش میشود میبینی گدا فقیر ضعیف حالا میآید روی نماز معلوم میشود.@ حالا میآید به شب میخورد به سحر میخورد معلوم میشود که با خودش این چه جنایتی کرده و چه ظلمی کرده میخورد به یک وظیفه مهم میبینی که اصلا این جان ندارد آن کار را انجام بدهد.@ باز دقت کنید (اکرهت علیه نفسک) یعنی این بخش بهش باید واقعا فشار بیاید اینها قُلدرند غذا زیاد خوردند، علت اینکه ما سر نماز نمیتوانیم تمرکز داشته باشیم علت اینکه ما نماز شب نمیتوانیم بخوانیم علت اینکه ما سحر نداریم علت اینکه ما خوابهای خوب نمیتوانیم ببینیم.@ علت اینکه ما اصلا رؤیتی نداریم علت اینکه ما پروازی نداریم علت اینکه نمیتوانیم شاد و آرام باشیم این هست که این بخشها قلدری زیاد کردند خوردند وقتی میگوید علامت مؤمن شادی و آرامش هست در قرآن.@ اصلا اینکه پیامبر میفرماید(المؤمن دائم النشاط) مؤمن نشاطش دائمی است اینکه میفرماید (من بکی علی الدنیا دخل النار) کسی که گریه میکند بر دنیا داخل جهنم میشود.@ علت اینکه ما برای دنیا عصبانی میشویم برای دنیا شنگول میشویم به خاطر دنیا غصه میگیرد ما را.@ علت اینکه وقتی مشکلات دنیایی میآید سراغمان دلخوشیهای آخرتی نمیتواند کمکمان کند الله خانواده آسمانیمان غیب به دادمان نمیرسد، بهشت، بهشت یک چیزی هست، که در درسهای قبلی گفتیم سالهای قبل.@ بهشت یک چیزی هست که اگر انسان چند لحظه باهاش انس بگیرد تمرکز بگیرد اصلا غمهای دنیا نمیتواند او را مچالهاش بکند ولی خوب ما اصلا یادمان رفته این فضائل را، چرا یادمان میرود؟ چرا ما اینطوری هستیم؟ چرا دنیا میتواند ما را به گریه بیاندازد؟@ چرا ما برای دنیا عصبانی میشویم غصه میخوریم؟ چرا ما آن خصوصیتی که قرآن دارد برای ما میگوید ما نداریم یعنی شادی نداریم آرامش نداریم.@ آن خصوصیتی که پیغمبر میفرماید برای مؤمن، که مؤمن دنیا نمیتواند به گریه بیاندازدش، برای کارهای دنیایی عصبانی نیست، غصهدار نیست دنیا نمیتواند او را افسرده بکند پژمرده بکند، چرا اینطوری است؟@ برای اینکه ما بخشهای حسی خیالی وهمیمان بیش از بخش فوق عقلانی غذا خورده است و شخصیتهای جنسی ما یعنی بخش طبیعی ما بخش زمینی ما صاحب اختیارتر هستند در وجود ما تا بخش فوق عقلانی و انسانی این بخش ضعیف است.@ همانطور که خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای را کودک عزیز روان ما ضعیف است. فرمود ترسم که این تن که حائل است به جانم، این تن کیست؟ حسی و خیال و وهم، گاهی وقتها عقلمان هم تن ما حساب میشود.@

یعنی این بخش اصلی ما که کودک عزیزی از خداوند در روان همه ماست در درون همه ماست این ضعیفمان است و اصلا بزرگ نشود.@ ما باید این کودکی که از جنس محمد و آل محمد هست، از جنس طبیعت نیست از جنس بدن نیست زن نیست مرد نیست این کودکی که از جنس پیامبر هست.@ این کودکی که از جنس خدا در نهاد ماست این را بزرگش بکنیم خدا سرپرستی این را به ما سپرده این باید بزرگ شود به خانواده خودش برسد این حقش است که به اصل خودش و حقیقت خودش برسد.@ این هست که معاد را دارد و باید برگردد به جایگاه خودش این هست همان امانتی که خدا به ما سپرده است از خودش، ما باید به این کودک عزیز روان برسیم این غذا میخواهد تربیت میخواهد معرفت میخواهد رشد میخواهد ما باید به این برسیم.@ هر کاری که شما بکنید اعم از مقدس و غیر مقدس کار فرهنگی کار اقتصادی کار سیاسی کار اجتماعی کار هیئت کارهای بینالمللی کارهای دیگر وقتی که نمیگذارد نماز بخوانی، وقتی نمیتوانی سحر داشته باشی وقتی که نماز صبحت قضا میشود، وقتی که سنگین هستی.@ وقتی که میخواهیم خلوت بکنیم نمیتوانیم ارتباط با چهارده معصوم برقرار بکنیم نمیتوانیم برویم سر خانواده آسمانی خودت، نمیتوانی به قرآن بپردازی، نمیتوانی با غیب خودت را آرام بکنی هر کاری باشد شهوت است.@ اعم از مقدس و غیر مقدس، اینها را ما در بحث شیطان و صور مقدس توضیح دادیم به آن بحثها مراجعه بکنید و بحث حمله سمت راست شیطان، چون شیطان وقتی که میبیند یک نفر میخواهد به غیب بزند میخواهد بیفتد به آسمان میخواهد برود به خانواده آسمانیاش برسد.@ میخواهد ملحق بشود به اهل بیت میخواهد با خدا انس بگیرد تلاش میکند با گناه مشغولش بکند با سرگرمیهای حسی خیالی وهمی مشغولش بکند.@ اگر نتواند به مطالعه و کار علمی و بحث و مقاله نویسی و لیسانس و فوق لیسانس و دکترا و درس طلبگی یکطوری مشغولش میکند که فرصت نکند آنجا برود همین درسها یکطوری مشغولش میکند.@ اگر نتواند به کارهای مقدس وادارش میکند میگوید برو یکجایی امام جمعه بشو، یکجا امام جماعت بشو، یکجا هیئت برو، یکجا برو حرم، یکجا این کار را بکن، ولی اصل ارتباط برقرار نمیشود.@ شیطان برایش این مهم است که تو خلوتی نداشته باشی شیطان این برایش مهم است که تو به جای خالی نروی به خلوت نروی، جالی خالی لفظی است که حافظ به کار میبرد، نتوانی بشینی در خلوت و پرواز بکنی این برایش خیلی مهم است شیطان، به وظایف اصلیات نرسی.@ پس گاهی وقتها انسان باید حریف عقلش هم بشود، گاهی وقتها باید عقلش را بزند نگذارد عقل زیادهروی بکند، درس بخوانم، مطالعه کنم، کار علمی بکنم، کتاب بنویسم سخنرانی کنم.@

خدا رحمت کند مرحوم نراقی را در طاقدیس یک جا میرسد میگوید فکر جاه و منصب و مقام و تدریس و تلبیس است بیفتد به درس خواندن من استادم من چنینم من چنانم، استاد بازی شاگرد بازی کار علمی بازی از این بحثها.@ ولی وقتی که میآید میرود روی سجاده میبینی که اصلا باری ندارد این، اصلا نمیتواند بلند شود از روی سجاده که مینشیند، هیچ پروازی واقعا صورت نمیگیرد وقتی که در کنار قرآن قرار میگیرد میبینی که اصلا هیچ شرابی نیست قرآن برای این.@ مستی ایجاد نمیکند میرود حرم، نمیتواند با این بزرگواری که در حرم رفته به زیارتش ارتباطی برقرار بکند وقتی که تمرکز میگیرد هیچ کدام از این حسهایش، به قول امروزیها این سنسورها هیچ کدام فعال نمیشود وصل نمیشود به اهل بیت.@ علامتش هم همهاش در کجا میریزد؟ در شادی و آرامش میریزد اگر یک نفر درست تغذیه کرده باشد آدم شاد و آرامی است اگر درست تغذیه نکرده باشد هر چقدر در قالب مقدسترین چهرهها باشد آدم خودخواه معجب عصبی زودرنج و عصبی و حساس است.@ پس دقت کنیم این فرمایش معجزه است این کلمات اینها هیچ کس نمیتواند غیر از معصوم اینطوری سخن بگوید با ما، فقط معصوم است که میتواند به شما قاعده بدهد.@ عظیمترین مسائل علمی معنوی را بیارد در دو تا جمله و کلمه و به شما بدهد. افضل الاعمال شما چیست؟@ (ما اکرهت علیه نفسک) یک کسی را میبینی در بحث شکم آدم ضعیفی است افضل اعمالش چیست؟ این نیست که بلند شود نماز شب بخواند افضل اعمالش این هست که بتواند جلوی شکمش را بگیرد کنترل شهوات غذا داشته باشد.@ یک کسی میبینی نه در دید شهوت جنسی ضعیف است چشمش را نمیتواند نگه دارد اگر نگاه دارد نگاهش آلوده است افکارش آلوده است.@ باید در این بخش افضل اعمال این این هست که قدرت کار این آنجاست که وقتی داری میروی بتوانی چشمت را حفظ کنی تمرین کن سرت را پایین بیاندازی، تمرین کن نگاه نکنی، تمرین کن چشمت هرزه نشود، سرت هرزه نشود، تمرین کن فیلم نگاه نکنی، تمرین کن خیالت را کنترل بکنی.@ این میشود افضل اعمال این آدم. ولی یک کسی را میبینی نه اصلا در این نخها نیست اصلا هیچ نوع حس اینطوری ندارد ممکن است شکمش هم مشکلی نداشته باشد.@ ولی فرض بفرمایید آدم عصبی باشد آدم پرخاشگری باشد، آدم زودرنجی باشد، آدم لوسی باشد، خوب این باید در این بخش، افضل اعمال این شخص این هست که بتواند در این بخشها تحمل بکند مبارزه و جهاد با نفس او اینجاست.@ خوب حالا اگر مادرت یک حرفی زد اصلا بهت برنخورد، هر چی زد از این گوش بگیری از آن گوش به در بکنی، بتوانی این کوفت و این زهرمار را بخوری و نوش جان بکنی. عقل چیست؟@ فرمود(العقل التجرع للغصۀ حتی تنال الفرصۀ) عقل یعنی آدم بتواند جرعه جرعه غصه را بتواند بخورد و صدایش درنیاید.@ حضرت فرمود اگر کسی توانست جرعه جرعه عصبانیت را بخورد به آرامش میرسد. الان میخواهی شاد بشوی میخواهی آرامش داشته باشی تمرین شادی و آرامش داشته باشی پس از یک جایی شروع کن ببین کی حالت را بیشتر میگیرد.@ پدرت، مادرت، مادرزن، پدرزن، مادر شوهر، پدر شوهر، جاری، باجناق، کی حضورش وقتی که کنارش هستی میتواند برنجاند شما را، میتواند عصبانیت بکند برو کنارش بایست شروع کن به تمرین که این دارد میخ میشود سیخ میشود اذیتت میخواهد بکند سوهان روحت میخواهد بشود تو تمرین کن آرامش داشته باشی.@ حرف نزنی جلوی زبانت را نگه داری، ببین چی میریزد، اگر بحث سیاسی میریزد تو را به هم، هِی نرو در جلسات بشین و تحلیل سیاسی بکن، حرف سیاسی بزن.@ مسائلی که کی رأی میآورد، کی رأی نمیآورد، بیست ساعت سی ساعت حرف دارد میزند هنوز شورای نگهبان نظر نداده راجع به تأیید صلاحیتها، خوب این چه شهوتی است، ما هِی بشینیم اظهارنظرهای فاضلانه بکنیم همه جا به عنوان یک آدم مطلع.@ حالا این جلوی شهوت کلامت را نگه دار حرف نزن، جلوی خودت را نگه دار. پس ببینید هر کس یکطوری است هر کس باید ببیند افضل عملش چیست.@ خیلیها افضل عملشان این است که جلوی زبانشان را بگیرند خیلیها افضل عملشان این است که هر جایی هر حرفی را نزنند، خیلیها افضل عملشان این است که اظهار فضل نکنند یکجا، خیلیها افضل عملشان این است که اگر یکجایی رفتند کسی نفهمد که این چی حالیش است و چی حالیش نیست.@ زود خودش را نیاندازد وسط که آره من اینم من آنم من اینقدر بلدم من اینقدر میدانم من اینقدر حالیم است در هر موضوعی هم اظهارنظر بکند.@ از آسمان میگویی اظهارنظر میکند از زمین میگویی اظهارنظر میکند مسائل فرهنگی میگویی اظهارنظر میکند، مسائل سیاسی میگویی اظهارنظر میکند، فقط دوست دارد حرف بزند با شهوت، و اصلا خودش هم شاید اصلا نفهمد که چقدر نظراتش اعتبار دارد یا اعتبار ندارد.@ آقا کی به ما گفته، کی اصلا به ما گفته ما راجع به هر موضوعی اظهارنظر بکنیم به عنوان یک آدم مطلع برخورد بکنیم، این شهوت را بگذاریم کنار بگوییم آقا من نمیدانم من حالیم نیست من حالا منتظرم ببینم چی میشود.@ اینکه آدم یکسره راجع به هر موضوعی حرف بزند اظهار نظر بکند، یک کسی افضل عملش این است که جلوی خودش را نگه دارد، جلوی خودنماییهایش را بگیرد، جلوی دیده شدن خودش را بگیرد.@ ما یک استادی داشتیم واقعا بسیار بسیار قدرتمند در توحید خیلی آدم بزرگ و بافضیلتی بود، خیلی بزرگ، یک موقع من یکی از علمای بزرگ تهران را دیدیم به آن گفتم که فلانی را میشناسی؟، اسم استادمان را بردم.@ گفت نه نمیشناسم، در یک مسجد هم بودند با هم یکجا نماز میخواندند، این استاد ما شاگردهای خیلی قَدَر و قدرتمندی داشت در منطقه و محله خودشان به این عالم بزرگ که مشهور هم بود بهش گفتم فلانی گفت نمیشناسم.@ بعد نشانش دادم گفت آها این را میگویی گفت این که در مسجد ما، یک موقعهایی در مسجد میروم تعقیبات میخواند بعد از نماز (ان الله و ملائکته) یک چیزی میخواند و همین. هیچ ظهوری نداشت اصلا این هیچ ظهوری ندارد.@ افضل اعمال تو این است وقتی میروی صله ارحام میکنی با بقیه هیچ فرقی نداشته باشی شاخص نشوی یک موقع آنجا افضل اعمال این است بتوانی روح عوامی خودت را حفظ بکنی.@ خدا رحمت کند امام را چقدر به آن ایراد میگرفتند میگفتند آخه این چه مرجع تقلیدی است این میآید میرود وسط جمعیت عزادارها مثل بقیه سینه میزند مثل بقیه میزدند عمامهاش میافتاد عبایش میافتاد.@ بعد میگفتند این چطور مرجع تقلیدی است که مثل بقیه میرود سینه میزند وسط جمعیت، میرود شور میگیرد، این یعنی روح عوامی، یعنی امام مرجعیتش اصلا نگرفت او را و با بقیه یکجور است.@ اگر توانستی مثل بقیه مردم با بقیه مردم یکجور باشی خاکی باشی مردمی باشی این خیلی خوب است. میرفت مثل بقیه مردم مینشست نمازش را میخواند در حرم، میرفت مثل بقیه مردم مینشست مفاتیح میخواند لابهلای مردم مینشست.@ میگفتند این چطوری است این مرجع تقلید ایراد میگرفتند واقعا به آن، میگفتند این نمیشود که شما بروید مثل بقیه مردم مفاتیح بردارید و قاتی مردم بشینید.@ لذا شما الان خیلی از افراد شاخص را میبینید در مردم پیدایشان نمیشود اصلا، مثلا نمیبینید مثل بقیه مردم نماز جماعت بخوانند نماز جمعه بخوانند مثل بقیه مردم حرم بروند، قاتی بقیه مردم بشینند همیشه شاخص میخواهند، یکجا شاخص باشند این خیلی خطرناک است.@ حالا یک موقع مسائل امنیتی است یک مسائلی است که دست خودشان نیست بحث جداست. افضل عمل تو همین است. این افضل عمل شماست. پس دقت بکنیم ما اگر نمیتوانیم شاد باشیم و آرامش داشته باشیم قرآن میگوید علامت ایمان شادی و آرامش هست.@ ما اگر، پیغمبر میفرماید علامت مؤمن این هست که هر چقدر ایمانش بیشتر میشود علاقهاش به همسرش بیشتر میشود.@ ما اگر نمیتوانیم عاطفیتر و مهربانتر باشیم علتش این است که بخشهای پایینی، یعنی بخش حس و خیال و وهم و بخش عقلانی ما جنایت کردند در وجود ما ظلم کردند و ما نمیتوانیم رشد کنیم.@ یک کسی که عاطفیتر نیست مهربانتر نمیشود آرامتر نمیشود در طول زمان، شادتر نمیشود حتما باید در نظام تغذیهاش تجدیدنظر بکند یک بخشهایش دارند زیادهروی میکنند یک بخشهایش دارند زیادی میخورند که این نمیتواند شاد بشود.@ این یک دلشورههایی دارد این یک سلسله اضطرابهایی دارد ببیند حتما یقینا اضطرابهایش منشأش مال یا عقل است یا اضطرابهای علمی دارد دائما شهوتهای علمی و اضطرابهای علمی، علمزده است که همه را لِه میکند و فراموش میکند.@ یا وهمزده است کمالات وهمیاش، نگرانیهای وهمی دارد، یا نگرانیهای خیالی دارد تجملزدگی و کارهای دیگر یا نگرانیهای حسی دارد پول و خانه و زمین و موبایل و مبل و اتومبیل گرفتار این چیزهاست.@ اگر یک کسی نمیتواند شاد بشود و آرامش داشته باشد اگر یک کسی نمیتواند روزبهروز خوش اخلاقتر بشود اگر کسی نمیتواند روزبهروز متواضعتر، شیرینتر، به قول حضرت عسلتر بشود هر روز، نمیتواند اینطوری باشد این نشان میدهد که در نظام تغذیهاش دارد ظلم میکند.@ نشان میدهد سبک زندگیاش غلط است باید یک تغییری در سبک زندگیاش بدهد باید یک جاهایی جلوی سلسله تغذیهها را قطع بکند و یک مقدار به بخشهای فوق عقلانیاش اضافه بکند خوراکهای فوق عقلانیاش را باید زیاد بکندتا بتواند به شادی و آرامش برسد.@ هِی من بروم دکتر بروم روانپزشک بروم روانشناس، مگر دکتر روانپزشک و روانشناس قرص دادن به اینها که مشکل را حل نمیکند، ریشه ناآرامی در وجود خودت است.@ (دوائک فیک و لا تشعر و دائک منک) علی(ع) فرمود دوای تو در خود توست و نمیبینی و شعورت نمیرسد. شعورت نمیرسد شعر است دیگر، به چی میگویند شعر؟ مو. شعور یعنی چی؟@ یعنی فهم دقیق فهم مویین، فهم دقیق را میگویند شعور غیر از آگاهی است غیر از اطلاعات است شعور یعنی دقت میخواهد. حضرت میگوید دوای تو در خود توست مرضت هم در خود توست شفایت هم در خود توست و نمیبینی دقت نمیکنی.@ اینکه حالا یک کسی گفته بروم یوگا کار کنم و این کار را بکن این قرص را بخور، بله یک مقدار از مسائل روانی قبلا توضیح دادم جنبه جسمی دارد که به آن میگویند مسائل روانتنی، قبلا راجع به این توضیح دادم.@ یعنی اگر کسی مشکلات روحی روانی دارد خیلیهایش به جسم برمیگردد، مثلا شما روی در بدنتان کم باشد آهن کم باشد کم خونی داشته باشید تیروئید پُرکار باشد یا کمکار باشد مشکلات روحی حتما میآید سراغ آدم مشکلات روانی در واقع درگیر میشود.@ یک کسی که میخواهد خودش را به شادی و آرامش برساند اول باید برود یک تست بدنی بدهد اول باید ببیند در بدنش مواد بدنی چی کم هست آزمایش بدهد حتما.@ شما وقتی کمخونی دارید طبیعی است که زود عصبانی میشوید طبیعی است که خستگی مفرط دارید، طبیعی است که کم حوصله میشوید. اول بروید مشکلات جسمیات را حل کن به جسمتان برسید اول، ورزش تغذیه سالم اینها خیلی در روح و روان اثر دارد.@ از این قضیه بگذریم وقتی که به مسائل فوق عقلانی انسان میرسد مسائل عبادی و معنوی و حرکت به سمت آسمان به غیب به حب میخواهد برسد باید نگاه کند ببیند کدام بخشهایش دارند زیادهروی میکنند که این وقت آسمان را ندارد این وقت پرواز را ندارد این وقت شادی و آرامش را ندارد.@ این وقت ذکر را ندارد این وقت سرکشی به خانواده آسمانیاش را ندارد، این وقت سر زدن به امام زمانی که 1180 سال به تعبیر علی(ع) آواره و طرد شده و تنها و یگانه است ندارد، این اصلا وقت نمیکند در طول روز یکبار به یاد امام زمان بیفتد که یک کسی هم یک پدر آسمانی هم هست.@ یک امام زمانی هست که آواره است و طرد شده است و هیچ وقت تا به حال بعد از سی سال چهل سال این بنده خدا وقت نکرده که بگوید حالا من با این امامم باید چکار کنم؟@ آقا مگر نمیگویند در روز قیامت مهمترین سؤال قیامت، قرآن میفرماید از امام زمانت سؤال میکنند دیگر(یوم ندعوا کل اناس بامامهم) در هر جنبهای که تو موفق باشی روز قیامت یک سؤال از شما میکنند که امام زمان، زمان تو آواره طرد شده بوده یا نبوده؟ بله. و تو چکار میکردی برای امام زمان؟@ میگوید من وقت نکردم دیگر به این مقوله فکر کنم من اینقدر گرفتار بودم اصلا اینکه فکر کنم امام زمان آواره است طرد شده است به من نیاز دارد از من یک توقعهایی دارد من باید حتما یک کاری برایش انجام بدهم.@ من باید یک وقتی یک پولی یک انرژی یک قلمی یک قدمی یک آبرویی برایش بگذارم من باید شروع کنم بچههایش را آموزش بدهم.@ من باید شروع کنم ایتامی که از امام زمان جدا هستند اینها را با حضرت آشتیشان بدهم من باید به هر حال موانع ظهور را برطرف کنم، وقت، خیلی وقت من کم است من باید شبانهروز برایش بدوم، وقتی میبینی نه، اصلا کسی یاد حضرت نیست. چرا یادش نمیافتیم؟@ چرا نمیتوانیم به آن سر بزنیم؟ چرا دلمون تنگ نمیشود برایش؟ برای اینکه بخشهای پایینی اجازه نمیدهند، بخشهای پایینی اینقدر سر ما را مشغول کردهاند، اینقدر ما دغدغههای حس بدن جنسیت.@ هِی مسائل شخصی خودمان را داریم یا نهایتا مسائل علمی خودمان، که فرصت نمیکنیم به آقا هم یک سری بزنیم که آقا بالاخره شما با ما امری دارید ما کاری برای ظهورتان میتوانیم بکنیم، میتوانیم موانع ظهورتان را برطرف کنیم، ما میتوانیم شما را بخندانیم، ما میتوانیم شما را شاد کنیم.@ شما الان از من چه انتظاری دارید؟ واقعا امام زمان از ما انتظاری ندارد؟ هیچ کس نیست در این عالم که کاری برای امام زمان نتواند انجام بدهد و هیچ کس نیست که مسؤول نباشد در مقابل امام زمانش.@ لذا در آیه صله ارحام فرمود چی؟ راجع به اینکه (یقطعون ما امر الله به ان یوصل) حضرت فرمود این آیه در مورد صله ارحام هست(و غایۀ تأویلها صلتک ایانا) بالاترین تأویلش این هست که شما ما که رحمتان هستیم به ما سر بزنید.@ ما اصلا وقت نمیکنیم به خانواده آسمانی سر بزنیم ما فرصت آسمان را نداریم از بس سر خودمان را شلوغ کردیم از بس کارزده شدیم عملزده شدیم و همهاش مشغول کار و عمل و دویدن و حمالی و همینطوری یکسره.@ یک دوستی داریم ما این رئیس چندتا شرکت بود آدم بزرگواری است خیلی هم مرد متدینی است یکبار نمازش از ظهر افتاده بود چهار بعدازظهر همین یکبار نمازش از ظهر افتاده بود چهار بعدازظهر، آقا یکدفعه ترمز را کشید.@ و گفت آخ آخ من دارم با خودم چکار میکنم رفت کارخانه را تعطیل کرد، همه کارخانه را تعطیل کرد، من برای چی دارم میدوم چی شدم؟ من شدم یک حمال هِی دارم میدوم.@ ما جگرش را نداریم این کار را بکنیم وقتی میفهمیم داریم جنایت میکنیم در حق امام زمان کارهای ما فعالیتهای ما نمیگذارد ما با امام زمان حرف بزنیم ارتباط داشته باشیم نمیگذارد به امام زمان خدمت بکنیم شجاعت قطعش را نداریم ما جگر این را نداریم که ترمز دستی را بکشیم.@ علی(ع) فرمود افضل عمل یک کسی همانی است که خوشش نمیآید همانی که دوست نداری، در همان عمل کلید گنج تو آنجاست آقا یکجا ترمزت را بکش یکجا فعالیتهایت را کم کن یکجا بایست برس به خودت.@ ما نمیتوانیم این عملزدگی سازمانزدگی هیئتزدگی، مؤسسهزدگی، کارزدگی، فعالیتها، زنزدگی، شوهرزدگی، بچهزدگی، همهاش دارد یکسره وقت ما را میگیرد هیچ هیچ فرصتی را برای بخشهای آسمان برای بخشهای فوق عقلمان نمیگذاریم که این غذا بخورد.@ خوب بنابراین ما نمیتوانیم به شادی به آرامش به قدرت به تعادل برسیم. علامتش چیست؟ علامتش این هست که دنیا میتواند ما را عصبانی کند و ما دلخوشیهای بالاتر نداریم.@ علامتش این هست وقتی در زندگی در بخشهای پایینی ما مشکلی پیش میآید ما اصلا دلخوشیهای آسمانی نمیتواند آراممان کند انگار که نداریم، واقعا هم نداریم که نمیتواند آراممان کند.@ یک کسی که میلیارد باشد حالا یک میلیون تومانش هم گم بشود اصلا کَکِش نمیگَزد، اصلا وقت ندارد که فکر کند که یک میلیون از آن کم شده، دارد.@ ما اگر دارا باشیم در بخش عقلانی و فوق عقلانی بخشهای پایینی اگر اتفاقی بیافتد نمیتواند نگرانمان کند، بخشهای پایینی نمیتواند در ما اضطراب ایجاد کند.@ این که دنیا میتواند ما را عصبانی و مضطرب و غمگین بکند مسائل دنیایی میتواند یکدفعه احساس پوچی احساس بدبختی به ما دست بدهد برای این هست که ما انگیزههای بالاییمان قوی نیست خوراک نخورده آن بخش و نمیتوانیم.@ شما در این چهار بخش، بخش عقل اگر کمک بکند به شادی و آرامشت، خوب است کار علمی و مطالعاتی ولی اگر خودش بشود یک شهوت مستقل در اختیار چی قرار میگیرد؟@ در اختیار وهم قرار میگیرد کار علمیات هم دیگر خطرساز میشود کار علمیات هم دیگر غم میآورد برایت نمیتواند شادت بکند اگر علم به عمل آمد یعنی اگر دانایی به دارایی رسید خوب خوش به حالت هر چقدر درس بخوانی به نفعت است.@ ولی اگر دانایی آمد و در چنگال وهم گرفتار شد تو درس میخوانی برای اینکه مطرح باشی تو درس میخوانی برای اینکه یک امر وهمی را در اجتماع داشته باشی، جایگاهی، مقامی، ریاستی، رقابتی با کسی داری، این بدبختیهایی که ما را گرفتار میکند.@ این روایت را حالا امروز بفهمیمش انشاء الله خوب است کفایت میکند برای ما انشاء الله بقیه بحث که حالا ما یواش یواش داریم میرسیم به بحثهای کاربردی بماند برای جلسه بعد.@ تولد وجود مقدس امام جواد(ع) هست تولد وجود مقدس باب الحوائج حضرت علی اصغر(ع) هست که واقعا جای شادی دارد جای خوشحالی دارد که اینها را خداوند تبارک و تعالی الحمد لله به ما داده.@ هدیه به محضر مقدسشان صلوات بلند ختم بفرمایید. پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار و گرفتاریها و سختیها و تهدیدها از کشورمان نظاممان سلامتی رهبرمان@ دفع فتنههایی که دشمن برای ما تدارک دیده. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء.@ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سلامتی رهبرمان حفظ کشورمان صلوات بلند ختم بفرمایید.@