جلسه 119 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
119
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1382
ماه
10
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 119 - شرح زیارت عاشورا

جلسه گذشته در باره ی عمر سعد صحبت کردیم و اینکه وقتی با سیدالشهدا روبرو شد حضرت یک پیشنهاد خیلی خوب به عمر سعد داد و آن اینکه، عمر سعد به حضرت بپیوندد تا مقرب درگاه خداوند تبارک و تعالی شود یعنی عمر سعد برایش دریچه ای از ابدیت و فطرت باز شود، اما چون اهل طبیعت بود به آن در نزدیک نشد و در جهنم را انتخاب کرد. هر چه که سیدالشهدا علیه السلام میگوید عمر سعد در مقابلش موانع طبیعی را ذکر می کند. حضرت سخن از تقرب به حق تعالی و پیوستن به خودش را مطرح می کند عمر سعد مسئله خراب شدن خانه اش را مطرح می کند. او سخن از فطرت می گوید او جواب طبیعی به حضرت می دهد. حضرت می فرماید: من خودم به تو خانه می دهم از بهترین جا و زمینهای حجاز، او بهانه دیگری می آورد بهانه خانواده، بهانه زمینهایش را می آورد در وضعیت کنونی ما داریم شرح زیارت عاشورا را می خوانیم به کرات از من شنیده اید اساساً زیارت امام حسین علیه السلام و عزاداری سیدالشهدا بدون توجه به وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام بی معنی است. و عرض کردم که عمر سعد یک فرد نیست یک طبیعت است که در نهاد همه ی ماست. در وجودمان شمر داریم، هم عمر سعد داریم هم امام حسین علیه السلام داریم بارها می شود که خداوند تبارک تعالی از ما دعوت به فطرت می کند و ما جواب طبیعت می دهیم.

«ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتح الله الخاصه اولیاءهم» جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی دوستان ویژه ی خودش باز می کند. یعنی عنایت ویژه و اما همه کس نمی خواهد از این عنایت ویژه برخوردار باشد. همه کس نمی خواهد جزء دوستان ویژه ی خداوند باشد. برای همین کسی اهل جهاد نیست. جهاد که می گوییم جبهه رفتن نیست جبهه رفتن یکی از شاخه های جهاد است. انقلابی بودن، انی سلم لمن سالمکم، و حرب لمن حاربکم، روحیه حرب داشتن با دشمنان اهل بیت علیهم السلام با دشمنان امام زمان علیه السلام. این خیلی مهم است ما جبهه نرفتیم. الان که زمان جنگ نیست الان چی؟ آیا ما الان اهل حرب با دشمنان امام حسین علیه السلام یا حسین زمان خودمان هستیم؟ آیا امام زمان همه ی ما را دعوت کرده که به یاری اش بشتابیم؟ مگر امام زمان نفرمود که من هر 24 ساعت می گویم هل من ناصر ینصرنی؟ کسی هست که کمکم کند. مگر حضرت در غربت نیست؟ مگر در تنهایی نیست؟ مگر ما را به کمک خودش فرا نمی خواند؟ جوابهایی که ما می دهیم الان چیست؟ به آقا چه جوابی داریم بدهیم؟ وقتی جواب بدهم جوابهای ما هم طبیعی است. وقتی حسین زمان ما یعنی امام زمان علیه السلام دعوت می کند که ما خودمان را وقف او بکنیم، مسائل اقتصادی را مطرح می کند. حرف از مادیات می زند بعضیها بودند که حاضر به سرمایه گذاری برای حضرت بودند اما میگفتند: به شرط اینکه به طبیعت ما لطمه ای وارد نشود. این روحیه عمر سعدی در همه چند هزار نفری که با سیدالشهدا راه افتادند رفتند مکه وجود داشت. وقتی فهمیدند باید برای حضرت جان فشانی کنند به حضرت گفتند ما دوستت داریم و واقعاً هم دوستش داشتند، اما تا این حد نه. همه حضرت را رها کردند و رفتند و او را تنها گذاشتند. برای همین همه کسانی که حضرت را اینگونه تنها گذاشتند لعنت می کنیم. بحث زیارت عاشورا و روضه خواندن به همین درد می خورد و گر نه امام حسین کی احتیاج داشته که برای حادثه ای که قبلاً اتفاق افتاده بنشینیم گریه کنیم اگر گفتند گریه کنید بخاطر این است که با حسین زمان خودمان پیوند بخوریم.

زیارت عاشورا دستور زندگی کامل در هر زمان است «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» تا کی؟ تا همیشه و قیامت کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاء. عاشورا یک حقیقت همیشگی است و کربلا هم همه جا کربلاست. ببینیم وقتی امام زمان صدا می کند که کسی هست که مرا یاری کند؟ یعنی آیا کسی هست که بیاید با یزید بجنگد با کسانی که نمی گذارند من ظهور کنم. تک تک ما چه سهمی از حمله به ابرقدرتها و منافع مفسدان و متکبران و دشمنان ولایت داریم؟ هر کس خودش را امتحان کند ببیند تا الان چقدر نقش داشته تا الان در حمله به استکبار. تعجب نکنیم هستند کسانی که در مجلس امام حسین علیه السلام گریه می کنند بعد به آمریکا سجده می کنند. ما کسانی را داشتیم که در لشکر عمر سعد برای امام حسین علیه السلام گریه می کردند خوب این عزاداری و دلسوزی است خوب این عزاداری به چه دردی می خورد. اشک می ریختند برای دخرت حضرت برای فاطمه «سلام الله علیها» دختر امام حسین می گفت گوشواره هایم را از گوشم می کند و گریه می کرد. گفتم: چرا گریه می کنی؟ گفت: چرا گریه نکنم که با دختر پیغمبر این کار را می کنم گفتم: خوب چرا این کار را می کنی؟ گفت: اگر من هم این کار را نکنم کسان دیگری این کار را می کنند. پس دلسوزی و عزاداری و محبت تنها کافی نیست تولی و مودت یک طرف قضیه است. طرف دیگر قضیه تبری و دشمنی است. سلم لمن سالمکم ما به شما درود و سلام می فرستیم، کافی نیست بلکه حالت حربی واجب و لازم است. حرب لمن حاربکم. این باید حالت جنگ باشد. کو سیلی ای که من در گوش آمریکا زدم، کو سیلی که به گوش استبکار زدم. وقتی در خانه ام سی دی های مبتذل هست ناموسم خودش یکی از عوامل آمریکا شده است و خودم از عوامل آمریکا هستم و دارم فرهنگ آمریکایی را ترویج می دهم. استاد دانشگاهی که می آمد، زیارت عاشورا را زیر سوال می برد سینه زنی و مشکی پوشیدن را زیر سوال می برد عزاداری را زیر سوال می برد از این طرف ابراز ارادت می کرد و از طرف دیگر می گفت مرگ به آمریکا نگویید. مرگ به آمریکا گفتن خشن است به جای زیارت عاشورا دعای کمیل بخوانید چنین کسی حرب ندارد تبری ندارد کو بغض ما نسبت به ابرقدرتها؟ حتی کو تولی درست و حسابی ما نسبت به امام زمان؟ ما هم مثل عمر سعد داریم مشکلات زندگی مان را مطرح می کنیم هر وقت دعوت مان می کنند که برای امام زمان کاری کنید می گوییم که ما گرفتاریم، مشکلات داریم نمی رسیم. یعنی ندای هل من ناصر ینصرنی هنوز برای ما جا نیفتاده. ما هنوز مظلومیت حضرت واقعاً برای ما مسئله نیست. واقعاً چقدر نشستیم برای غصه های امام زمان گریه کردیم و نشستیم غصه خوردیم بجای گریه کردن به علی اصغر و علی اکبر پنج دقیقه برای مظلومیت و تنهایی آقا غصه بخوریم.

امام صادق «علیه السلام» این حرف را برای چه کسی زده است؟ «عزیز علیّ ان اری الخلق و لا تری» آقا سخت است برای من که در طول روز چشمم به تمام مردم بیفتد غیر از تو. آیا ما واقعاً اینگونه هستیم؟ یعنی به بیقراری می رسیم. ما گاهی وقتها خدمات مان هم متاسفانه مست مان می کند فعالیتهای مذهبی مان مغرور مان می کند و غافل مان می کند برایمان تبدیل به شهوت و شغل می شود یادمان می رود که باید چگونه باشیم خوب حضرت دارد مبنا مشخص می کند یک آدم سالم کسی است که واقعاً از نبودن حضرت احساس ناراحتی کند. دغدغه داشته باشد و بسوزد. «عزیز علیّ» یعنی خیلی بر من گران است که تو نباشی. تا این گران بودن در طول شبانه روز با ما نیاید و فراقش اذیت مان نکند و این را با تمام گوشت و خون مان احساس نکنیم که بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود حتی خدمتها و زحماتی که برای حضرت می کشیم ما را آسوده خاطر نکند بلکه دائماً دلشکستگی ما اشتیاق و درد فراق ما را بیشتر کند تا وقتی این حالت نشودما نمی توانیم مثل امام صادق بگوییم عزیز علی ان اری الخلق و لا تری.

تا آن زمان ما غلبه بر عمر سعد خودمان نکردیم چون مستیهای زندگی طبیعی ما بقدر زیاد است که نمی توانیم با این مستی ها خودمان را وقف امام زمان کنیم و واقعاً به طور جدی به کمک حضرت برویم. ما داریم به امام زمان صدقه می دهیم. این فایده ندارد. حالا من یک کاری هم برای حضرت بکنم آن هم به شرطی که پولش را به من بدهند. ما باید با عمر سعد خودمان مبارزه کنیم. حس خساست دنیایی و دریغ داشتن از کمک به امام زمان، ما کمک موثری نمی خواهیم بکنیم. اگر از وقت مان بخواهیم بگذریم بقدری است که دنیا برای مان بچربد نمی گویم دنیا را نباید داشته باشیم حضرت هم از ما چنین نمی خواهد ولی ما کمک به حضرت را کمک به عزیزترین کسان مان نمی دانیم. حضرت سهم دارد مثل یک عضو از اعضای خانواده مان. چطور برای پدر و مادر و زن و بچه خرج می کنیم آیا برای امام زمان هم اینگونه هستیم. واقعاً حضرت باید به کس لیاقت بدهد تا آن کار را بکند. ببینید مشکل کجاست که این واقعاً در دل ما نمی افتد. وقتی می گوید هل من ناصر ینصرنی؟ در واقع می فرماید آیا کسی هست که خودش را یاری کند؟ فرمود ما به خاطر خدا داریم شما را صدا می زنیم. به خاطر خودتان نه به خاطر خودمان. ما هیچ نیازی به هیچ کس نداریم. «نحن صناع ربنا والخلق بعد صناعنا». شما مخلوقات ما هستید کاری نمی توانید برای ما بکنید. قضیه را درست بفهمیم. حضرت گدای ما نیست. که به او صدقه بدهیم ما گدای آنها هستیم. حضرت سیدالشهدا نیامده بود که مثلاً تنهایی بکشد بلکه آمدند تا این صحنه ها را به نمایش گذاشتند تا آنهایی که قرار است بالا بروند، بروند بالا. و الا حضرت خودش در اوج هست. با گریه ی ما که اوج نمی گیرد. حضرت زینب باید بیاید حضرت ابوالفضل، علی اکبر، علی اصغر باید بیایند تا اوج بگیریم. مشکل از ماست ما گرفتاریم. یک وقت یک کسی می گوید زنم را طلاق می دهم که وقف امام حسین شوم زن هم می گوید طلاق برای خودت، من هم می آیم. ما هم می گوییم زن و بچه داریم، وقت نمی شود این مسئله را باید جدی بگیریم. بااینکه حضرت برکات اقتصادی زیادی در زندگی ما دارد باز هم ما حاضر نیستیم اعتماد به حضرت کنیم. سنت الهی را یادمان نرود. فرمود: در همیندنیا اگر قرانی خرج بکنید دهها برابر برایتان برکت اقتصادی می آورد ما هنوز به این اعتماد نداریم.

حضرت می فرماید ما به شما نسیه نمی دهیم در همین دنیا نقد به شما بر می گردانیم. پس کو اعتماد؟ حالا دائم بگوییم چرا حضرت ظهور نمی کند. می خواهیم بدانیم مشکل ما چیست که در خود نمی بینیم برای بابای مان وقت بگذاریم و خرج کنیم آن هم برای پدری با این عظمت و غربت، ما چه مان شده است؟ خدا رحمت کند شهید مطهری را می فرمود: اگر امام حسین زنده بود به والله قسم اگر با شما مخاطب می شد او نمی گفت بنشینید برای علی اصغر و علی اکبر گریه کنید می فرمود که مصیبتی که رسول خدا را در قبرش می لرزاند گریه کنید برای مصیبت اسرائیل و آمریکا گریه کنید موانع اصلی حضرت گریه کنید قبلاً ما تحلیل می کردیم که اینها موانع ظهور هستند. الان خودشان می گویند آمدیم افغانستان را گرفتیم عراق را گرفتیم برای اینکه می دانیم پسر پیغمبر اسلام دارد ظهور می کند و باید جلویش را بگیریم. رسماً این موضوع را اعلام کرده اند.

15 -16 مطلب در اینترنت دادند و رسماً اعلام کردند که ما می خواهیم پسر پیغمبر را بکشیم، یا باید کشته شود تا دنیا به مسیحیت گرایش پیدا کند ما نشسته ایم چه میکنیم؟ مگر ما نمی دانیم کخه امام زمان است؟ کو کمک جدی و تصمیم گیری ما؟ مگر امام زمان محور رزق ما نیست؟ مگر منشأ برکات خدا نیست؟ مگر واسطه ی فیض و رزقهای مادی و معنوی ما نیست؟ کار کردن و وقف شدن برای امام زمان واقعاً زندگی ما را مختل می کند؟ من به تویی که معدن همه ی برکاتی اگر نزدیک شوم، خدمت کنمف برکات از من دور می شود؟ این اعتقاد را مشاهده و ملاحظه کنید ما واقعاً مشکل اعتقادی داریم. واقعاً حضرت به چه کسی که به سمتش برود نظر نمی کند؟ و دست برکت و نوازشش را روی سر چه کسی که نزدیکش رفته، نکشیده؟ همه بدبختیها و نکبتهای اقتصادی ما این است که به از حضرت دور هستیم. نکند که بخواهیم به حضرت خدمت کنیم ترس ما را بگیرد. این ترسیدن نشانه بی ایمانی است. یعنی ضعف عقیده. یعنی ضعف در آرمان. خدا همینطور یک جمله وسط زیارت عاشورا قرار داده؟ «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه» خداوند حرف زده است باید روی تک تک این حرفها فکر کرد دستورالعمل و منشور زندگی است. پس وقتی با صمیم قلب عمر سعد را لعن می کنیم باید این روحیه را از خودمان دور کنیم (لعنت یعنی دور باد) با لعن به عمر سعد باید روحیه عمر سعدی را از خودمان دور کنیم. لعن عمر سعدت هم به این است که به حسین زمان خودت نزدیک شوی دور شدن از او نزدیک شدن به این را می طلبد. لعنت عمل می خواهد «الداعی بلا عمل کرامی بلا وطن» دعا کننده ی بدون عمل مثل تیراندازی است که کمانش زه ندارد. در روایت داریم وقتی شما دست به دعا می برید، دیگران را دعا کنید و دعاهایی که برای خودتان دارید یادتان نرود خداوند می فرماید اول خواسته خودش را بدهید خودش را یادش رفت. چرا به جای اینکه امام زمان را در حل مشکلات زندگی مان فعال کنیم خودمان دنبال مشکلات می رویم. و به قیمت این دویدن خودمان از حضرت جدا هستیم. بگذاریم او برای ما کار کند بگذاریم او برای زندگی ما بدود و دست به دعا بردارد. ما نوکری مان را کنیم. ارباب خودش می داند با نوکرش چه کند. لازم نیست ما به او بگوییم ما باید خودمان را به این شرافت نوکری برسانیم.

والحمدلله رب العالمین.