بحث ما در فقره ی لعن بر بنی امیه رسید به آیات قرآن که چند آیه را خدمتتان عرض کردم.
(الم تر الی الذین بدّلو نعمت الله کفراً و احلوا قومهم دارالبوار جهنم یصلونها و بئس القرار سورۀ ابراهیمآیه 28)
آیا ندیدی کسانی که قوم خودشان را (بدلوا نعمت الله کفراً ) نعمت خدا را به کفر مبدل کردند و قوم خودشان را به دیار هلاکت سپردند و به جهنم که بدترین جایگاه است در افتادند یا جهنم را چشیدند؟ جای بدی هست. مرحوم طبرسی در توضیح این آیه می فرمایند: آیا به این کفّار نمی نگری که مقام نبوت تو را شناختند و به این نعمت بزرگ الهی پی بردند و آن گاه کفر ورزیدند و شکر این نعمت را ترک کردند؟ پس می خواهد بگوید که این آیه ای که می فرماید: (الم تر الی الذین بدّلو نعمت الله کفراً ) نعمت الهی را به کفر تبدیل کردند منظور از نعمت الهی همین نبوت رسول خدا است که آن ها شناختند و به آن ها کفر ورزیدند. قرآن عجیب اصرار دارد که هم یهودی ها و هم مسیحی ها و هم مشرکین و اطرافیان رسول خدا تمامشان یقین داشتند که ایشان از طرف خداوند تبارک و تعالی مبعوث شدند. هیچ کدامشان در شک و تردید نبودند و همه به اتفاق کفر ورزیدند. یعنی یهودی ها کفر ورزیدند، در حالی که می دانستند، مسیحی ها کفر ورزیدند، اطرافیان رسول خدا هم همین طور، کفر ورزیدند. در حالی که می دانستند بعد می فرماید که این ها هم خودشان گرفتار جهنم شدند و هم اطرافیان و تابعینشان را به جهنم فرستادند.(و احلوا قومهم دارالبوار) خیلی آیه تند است. می فرماید: قوم خودشان را بردند، در محل هلاکت و نابودی فرود آوردند (دارالبوار) ← محل هلاکت.
در این باره امام صادق علیه السلام می فرمایند: به خدا ما نعمت الهی هستیم که خداوند به بندگان خود اِنعام کرده است و به وسیله ی ما مردم رستگار می شوند. وقتی صحبت از نعمت می شود بزرگ ترین و مهم ترین نعمتی که خداوند به بندگان داده، همین رهبران معصوم هستند.
ولایت رهبران معصوم و خود رهبران معصوم، بزرگ ترین نعمتی است که خداوند به بندگان داده است. شما نگاه کنید ببینید که خداوند تبارک و تعالی این نظام را خلق کرده، خودش کامل تجلی کرده در این انسان های بزرگ و به روی زمین آمده، برای هدایت ما.
امام زمان علیه السلام وقتی می خواهد خودش را معرفی کند یا در معرفی خودش و اجداد طاهرش در زیارت رجبیّه به خداوند عرض می کند که ، ( لا فرق بینها و بینکَ الا انهم عبادک) هیچ فرقی بین ما و تو نیست مگر این که ما بندگان تو هستیم، یعنی خداوند تمامی کمالات خودش را به اهل بیت داده، یک موجود با این عظمت را برای هدایت انسان ها فرستاده. دیگر از این بالاتر، نعمت، خداوند امکان ندارد به بندگان خودش داده باشد که حقیقت خودش را در کسی جلوه بدهد و او را برای هدایت انسان ها بفرستد. بعد می فرماید که این ها به این نعمت عظیم کفر ورزیدند و قوم و اطرافیان خودشان و طرفداران خودشان را به وادی هلاکت انداختند. ما چون عادت کردیم هِی شنیدیم شاید خوب نتوانیم درک کنیم که یعنی چه که انسان با بزرگ ترین نعمت الهی چنین رفتار بکند. یعنی شما بزرگ تر از سیدالشهداء چه کسی را می خواستید داشته باشید؟ خداوند تبارک و تعالی چه کسی را می توانست بفرستد؟ مردم با سیدالشهداء چه کردند؟ با حضرت مجتبی (ع) چه کردند؟ با امیرالمؤمنین (ع) چه کردند؟ خیلی عجیب است الان ما متوجه نمی شویم قیامت که برپا شود، کسانی که امیرالمؤمنین (ع) در خانه ی تک تکشان می رفت و با حضرت زهرا (س) می رفتند، با حسنین سلام الله علیهم اجمعین می رفتند، بقیه ی مردم که قدر ندانستند در طول تاریخ حیات اهل بیت، به اهل بیت علیهم السلام توجه نکردند، این ها متوجه می شوند که چه جنایتی در حق انسانیت و خودشان کردند. خود ما هم همین طور، ما حالا آن ها را نگوییم، امام زمان علیه السلام، 1160 سال منتظر شیعیانش است. هنوز شیعیان کاری نکرده برای امام زمان علیه السلام. خیلی حرف است آدم یک کسی مثل امام زمان علیه السلام را داشته باشد. کسی را که خودش می گوید که من 124000 پیغمبر و بقیه ی ائمه هستم. می دانی یعنی چه؟ 124000 پیغمبر و علی و حسن و حسین و تا آخر. یک شخصیت این جوری هنوز در ما توجه به حضرت پیدا نشده. ما هنوز هیچ کدام به فکر حضرت نیستیم که برویم از غیبت در بیاوریم ایشان را یا تلاش کنیم. مجموعه ی دقایقی را که در طول عمرمان برای حضرت دوندگی کردیم که به حکومت حضرت برسیم (امام علیه السلام می فرماید: هر کسی این کار را نکند به گناه بزرگی مرتکب شده) ببینیم چند دقیقه است؟ هر کسی باید خودش بنشیند حساب کند. چون فردای قیامت ما را با امام زمان علیه السلام محشور می کنند. آن هایی که آن بلا سر سیدالشهداء علیه السلام آوردند قیامت با سیدالشهدا محشور می شوند، ما هم با امام زمان علیه السلام محشور می شویم. بنشینیم فکر کنیم ببینیم ما تو چه مستی بزرگی داریم به سر می بریم؟ خیلی مستی ما سنگین است، خواب ما خیلی سنگین است. یعنی این همه ارادتمند و مخلص نسبت به امام زمان علیه السلام فقط حاضریم دوستش داشته باشیم، هِی می خواهیم از ایشان تجلیل کنیم. مثلاً می خواهیم راجع به ایشان حرف بزنیم که حضرت آدم خوبی است، آدم الهی است، دوستش داریم، پسر فاطمه است و همین حرف ها. اما اقدام عملی چند نفر می کنند؟ چند نفر کار عملی می کنند در برنامه ریزی شبانه روزی شان وقت هایی را فقط برای ایجاد حکومت جهانی اختصاص داده باشند دوندگی می کنند؟ مثل انقلابیون زمان شاه، چه طور وقت می گذاشت. شهید رجایی چه کار می کرد؟ آقای طالقانی، شهید بهشتی، شهید باهنر و شهدای محراب، شهید اندرزگو و امام ره چه کار می کردند؟ چه طور وقت می گذاشتند؟ چه طور دوندگی می کردند؟ چه طور خانه به خانه، لانه به لانه، شب روز؟ از همه چیزشان گذشته بودند فقط برای این که به انقلاب اسلامی برسند؟ آیا ما حاضریم که آن طور برای امام زمان علیه السلام وقت بگذاریم، دوندگی کنیم ما الان آب مان تأمین است، نانمان تأمین است، حقوقمان تأمین است وقت اضافه را هم برای حضرت نمی گذاریم، خیلی وقت های مرده مان را هم نمی گذاریم. خب این خیلی سخت است این قدر آدم بی توجه باشد، هم در تبلیغش جنایت می کنیم. چند نفر می رویم تبلیغ کنیم، اسمش را سر زبان ها بیندازیم؟ مردم را با ایشان آشتی دهیم؟ مردم را خواهان حضرت کنیم که جز به حضرت به کسی راضی نشوند؟ کو تبلیغ ما؟ کو؟ کجا پاشدیم رفتیم داد زدیم؟ شما بروید ببینید میسیونرهای مذهبی مسیحیت چه طوری پا می شوند می روند یک باطلی را در سراسر دنیا تبلیغ می کنند؟ دخترهایشان، زن هایشان تک و تنها پا می شوند می روند توی افریقا (از آمریکا) تبلیغ مسیحیت می کنند. یک زن، یک دختر به عشق تبلیغ مسیحیت می روند چند تا زبان یاد می گیرند. ما برای اما مزمان مان چقدر داغیم؟ چقدر کار می کنیم؟ چقدر دریا شور و هیجان است. چقدر بی خوابی است؟ ما آن موقع هم که می خواهیم کار کنیم برای حضرت ترجیح می دهیم بنشینیم گریه کنیم. مثلاض خیلی خوب باشیم ترجیح می دهیم بنشینیم گریه کنیم عملیات نمی کنیم. یک مریضی است که همه را گرفته، مستی ماها خیلی است. ما آن قدر مست زندگی مان هستیم، مست مدرک تحصیلی مان هستیم، مست دانشگاهمان، مست حوزه، مست فعالیت های اقتصادی و تجاری. این قدر گرفتاریم که وقت نمی کنیم به حضرت نگاه کنیم. اگر می خواهیم برای رونق زندگیمان می خواهیمش تا زندگیمان رونق پیدا کند. والّا بگوییم یک جا ما ترمز را بکشیم چهار ساعت هم وقت بگذاریم برای خود حضرت، یک مقدار پول خرج کنیم برای حضرت، یک مقدار وقت بگذاریم. یک مقدار استعداد بگذاریم یک مقدار از این طرف و آن طرفمان بزنیم حاضر نیستیم این کار را بکنیم. شعار خیلی می دهیم امّا عمل نه؟ این خیلی عجیب است که بزرگ ترین نعمت الهی این قدر مثل خدا مظلوم است. مثل خود خدا مظلوم است. خدا رحمت کند مرحوم شیخ رجبعلی را می فرمود: مظلوم تر از خدا نیست. ائمه هم همین طور مثل خود خدا مظلوم هستند. به این عظمت ( و ما قدرو الله حق قدره ) هرگز قدر الهی دانسته نشد. این ها بعد برای انسان رسوایی می آورد، اثر وضعی می گذارد روی زندگی انسان، گره می زند مشکلات ما را. شما نگاه کنید هم نکبتی شیعیان را گرفته؟ جامعه ی خودمان را نگاه کنید این همه گرفتاری برای چیست؟ مال این است که ماها حیات نمی کنیم. آقا را فراموش کردیم. خب این هم اثر وضعی در زندگی انسان می گذارد نه امر به معروفی می کنیم براساس حضرت، نه نهی از منکری می کنیم به اساس حضرت. اگر اسم امر به معروف و نهی از منکر می آید فکر می کنیم باید برویم به یک خانم بد حجابی بگوییم چادرت را درست کن. به یک پسر مشنگ یک چیزی بگوییم که مثلاً این کار را نکن. بیشترین فکری که دارد در این جامعه رخ می دهد، بی توجهی به امام زمان علیه السلام است. بزرگ ترین معروفی که باید احیاء شود برای آن تلاش باید کنیم، ولایت حضرت، محبت حضرت، آشتی با حضرت است. خب برویم دنبال یک معروف بزرگ. چه معروفی بزرگ تر و مهم تر از ولایت است روی زمین مانده است.
خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بروجردی را. می فرمود که: ما و برادران اهل سنت دست به دست هم دادیم هر کدام این ثقلین را، یک قسمتی از این ثقلین را زمین زدیم و بیرون کردیم از زندگی خودمان برویم در گذشته ی خودمان نگاه کنیم. ببینیم چقدر واقعاً جداً دوندگی از روی دوندگی از روی معرفت برای این کار داشتیم بیدار ماندن، شب نقشه ریختن، روز اجرا گردن چقدر است؟ فقط می توانیم بگوییم آه، متأسفیم. همین مستر شمر، موسیو حسین را کشت آن ها هم می گویند متأسفیم، همین دیگر همین قدر. سینه زنی بی آزار. حالا از آن مهم تر همین زمان خودمان است که خانه نشین اش کردیم. جدی هم کار نمی کنیم. نه طلبگی مان به درد حضرت می خورد، نه دانشجو بودن. نه کارمند بودن مان، نه بازاری بودنمان، نه محصل بودنمان. این نعمت عظیم را ما هم به ایشان پشت کردیم، خانه نشین کردیم. آیا این اثر وضعی توی زندگی ما نمی آورد؟ نکبت نمی آورد؟ بدبختی نمی آورد؟ قطعاً می آورد. چون حضرت قطب است، قطب همه ی خیرات است. هر چه به ایشان پشت کنیم، شر به سراغتان می آید. دامن گیرت می شود، این یک قاعده است. خب، وظیفه ی ما این است که ما هر کداممان تک تک، به طور جدی آشتی کنیم با حضرت یعنی فردی. اول حضرت را بشناسیم توبه کنیم از گذشته ی خودمان. جنایت هایی که در حق حضرت کردیم توبه کنیم. هر کداممان باید توبه کنیم هر کداممان باید از گذشته ای که نسبت به حضرت داشتیم توبه کنیم و از وضعیتی که الان هم داریم باید توبه کنیم. بعد از توبه باید عهد ببندیم. آشتی کنیم اول بعد هم عهد ببندیم. این دعای عهدی که ما می خوانیم عملیاتی است، بعداً توی زیارت عاشورا می رسیم (انی سلم سالمکم) خواندیم این را ( و حرب لمن حاربکم) تا کِی؟ (الی یوم القیامة) ما واقعاً راست می گوییم؟ حربمان کجاست؟ سلم مان کجاست؟ با آن هایی که باید در سلم باشیم، در سلم نیستیم، همه اش اختلاف داریم، همه اش دودستگی است. کسی از ناحیه ی ما دچار فشار نیست، دشمن از ناحیه ی ما در فشار نیست، ما سربازی نیستیم، ما عددی نیستیم توی سربازان امام زمان علیه السلام که گلوی دشمن از ناحیه ی ما به فشار بیاید. هیچ تلاشی برای ضربه زدن نمی کنیم. بچه های فلسطین را نگاه کنید، یک بچه ی کوچکش، یک دخترش شما ببینید هر کدامشان می گویند ما باید توی کشتن این ها سهم داشته باشیم. اگر کاری نمی توانیم بکنیم، لا اقل پنج تا سنگ که می توانیم بزنیم. پیرمرد می گوید: من کاری نمی توانم بکنم بچه ام را که می توانم بفرستم جلو کشته شود. ما نه، ما خود این انقلاب فسرده مان کرده، خود امام زمان عج می آید اوضاع را درست می کند می آید دیگر، گفته اند می آید. خودمان نه کاری نمی کنیم. همین جوری دست روی دست گذاشته ایم ای کاش، یک مقدار از آمریکایی ها یاد بگیریم که چه طوری خودشان را برای آمدن حضرت آماده می کنند خیلی عجیب است است، اعترافاتشان خیلی عجیب است، جدیداً در یک سخنرانی یکی از بزرگان مسیحیت صهیونیست هفته ی گذشته داشت. می گوید: این خواست الهی بود، مدد الهی بود که 11 سپتامبر اتفاق افتاد. این خواست الهی بود که ما با حمله ی به افغانستان در تجلیل از بوش می گوید و عراق که در تورات ما آمده، ما باید بابل (عراق) تصرف شود تا مسیح ظهورکند و برای این کار هر کسی که کشته شود می ارزد. این قدر جدّی. حضرت با چه شوری، با چه مظلومیتی این را می گوید: به خدا ما نعمت الهی هستیم که خداوند به بندگان خود انعام کرده است. (در توضیح همین آیه که برایتان خواندم ) خب هر کدام از ما باید فکر کنیم که (چون بعداً فقرات بعدی می رسیم باز می بینیم که به همین می رسیم) باید فکر کنیم که ما با نعمت امام زمان علیه السلام چه کار کردیم؟ هر یک نفر ما با این نعمت عظیم چه نسبت و رابطه ای برقرار کردیم؟ علی علیه السلام در مورد این آیه فرمودند منظور کفار قریش است که پیامبر را تکذیب و خود را برای جنگ و دشمنی با او آماده کردند و نیز فرمود: فاجرترین قریش بنی امیه و بنی صغیره است، بنی امیه را خدا تا وقتی معین مهلت داد و بنی صغیره را در جنگ بدر به دست شما به دست شما منکوب ساخت.
آیه ی بعدی در سوره ی مبارکه حج، آیه 19 است: (
در آیه ی 19 دو گروه را معرفی می کند، می گوید: ( ) این دو گروه با هم در دشمنی هستند. قبلش مؤمنین و کفار را معرفی می کند. بعد شروع می کند عذاب این ها را بیان می کند آن بالا عذاب را گفته، حالا این جا هم دارد عذاب را بیان می کند. آیه ی قبلی هم که برایتان خواندم در سوره ی ابراهیم. () برای این ها لباس هایی از آتش بریده شده که به تنشان می کنند و از بالای سر این ها حمیم را به خودشان می دهند. مایع جوشان جهنمی را به خوردشان می دهند که فرمود اگر یک ذره اش، یک قطره اش بین آسمان و زمین قرار بگیرد، از شدت حرارت آن همه ی اهل زمین می سوزند و ذوب می شوند. آتشی است که از غضب الهی درست شده نه آتش دنیا که از رحمت الهی درست شده، می فرماید که با کفار این کار را می کنند. حالا این دو گروه را قرآن معرفی می کند. این دو گروه از اوّل تاریخ با هابیل و قابیل شروع شد همین جوری آمده دیگر، تا الان این دو گروه دائماً در تضاد بودند با هم، فطرت گراها و طبیعت گراها. وقتی می رسد به پیغمبر، می شود پیغمبر و بنی امیه. ابوسفیان و کفار قریش و بعد هم امیرالمؤمنین (ع) و معاویه و سیدالشهداء و یزید و ... همین طور ادامه پیدا کرده. این دو گروه همین طور هستند. خیلی باید خدا را شکر کنیم که چه طور می شود شکر کرد واقعاً که خداوند ما را از دشمنان اهل بیت علیهم السلام قرار نداد. از کفار و طبیعت گراهایی که ضد خداوند تبارک و تعالی هستند قرار نداد. می دانید این نعمت یعنی چه؟ اگر درک کنیم و شعورش را داشته باشیم هیچ وقت به خاطر خواسته های دنیایی حاضر نیستیم به خدا و اهل بیت علیهم السلام غُر غُر کنیم و خودمان را بدبخت بدانیم. ما خیلی خواسته ها داریم که ممکن است اجابت نشود. بچه نداریم، مریض هستیم، خوب نمی شویم. همسر می خواهیم، همسر مناسب پیدا نمی کنیم. خانه می خواهیم، خانه نداریم، گرفتاری های مادی داریم، گرفتاری های دیگر داریم. ولی فکر کنید شما این که خداوند اهل بیت علیهم السلام را به من عطا فرموده که خداوند ما را از دشمنان خودشان قرار نداده، چه نعمتی است؟ وقتی معرفت نداریم این طوری است دیگر. وقتی معرفت نداریم می نشینیم راجع به نعمت های دنیایی حرص و جوش می خوریم. با خدا و اهل بیت هم در می افتیم. وقتی معرفت نباشد همین طور است، حضرت می فرماید: این دو گروه همیشه ی تاریخ وجود داشتند. ( ) قرآن می فرماید: این دو خصم () بعد شروع می کند عذاب این ها را می گوید: ( ) که آن چه را که در شکم ایشان است و پوست این ها به جوشش درمی آید و آب می شود () گرزهایی از آتش به سر این ها می زنند.
( ) خیلی حرف است می گوید: این هایی که به اهل بیت علیهم السلام ظلم کردند، به ائمه ظلم کردند، کفار، عذابشان را می گوید آن بالا. فرمود که () آیه ی قبل بود در سوره ی ابراهیم این جا هم دارد می گوید که بدانید آن هایی که دشمن اهل بیت بودند در چه وضعیتی هستند به چه بدبختی الان گرفتار هستند. تشنگی دائم، گرسنگی دائم، عذاب دائم که قطع نمی شود و دائماً شدت پیدا می کند عذاب این ها برای ما حرف دارد که دارد این طور می گوید: دائماً گرز توی سر این ها می خورد بعد می گوید، این ها هر وقت که می خواهند از این جهنم خارج شوند، یکی از عذاب های جهنم، بالاتر از خود شکنجه ها، شکنجه ی غم و غصه است. یعنی شما تصور کنید یک نفر را به آن ها ببرند، ببینید چه اتفاقی می افتد. خیلی جای بدی است آن جا. خود خدا دارد می گوید: ( ) قرارگاه خیلی بدی است. خدا که بگید بد، ببینید یعنی چه؟ می فرماید: این ها آن جا هستند، این عذاب غم، یکی از عذاب های بزرگ جهنم است. شخص دائماً غم دارد، این شخص را می کشد. چون لا یَموتُ فیها و لا یَحیی نه می میرند، نه حالت زنده دارند. مابین مرگو حیات هستند همیشه. نه چیزی هست که بگوییم زندگی کردند. در جهنم که زندگی نمی شود. هر لحظه مردن است. ولی مرگ هم وجود ندارد چون این ها به شدت آرزو می کنند که ای کاش بمیرند، مرگی در آن جا وجود ندارد. آن به آن انسان در آن جا می میرد، آن به آن. توجه فرمودید، نمی فهمیم یعنی چه. لحظه به لحظه شخص در آن جا می میرد. یعنی آن فشاری که به انسان در هنگام مرگ می آید، آن هم نه مردن معمولی که انسان سکته کند و بیفتد و بمیرد. مردنی که در اثر شدت سوختن است. یا غمی که انسان را می آورد تا از غم بترکد حالتی که دائماً استمرار دارد. ببینید چه فشاری است. هر وقت می خواهند از این جهنم خارج شوند و از این غم در بیایند () برمی گردانندشان. برمی گردانند آن ها ( ) گفته می شود: بچشید این عذاب جهنم را، این آتش داغ را بچشید بعد به سراغ مؤمنین می آید، سراغ حزب الهی ها، سراغ اهل ولاء اهل بیت، سراغ فطرت گراها، خداوند کسانی را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، داخل می کند در بهشت هایی که نهرها از زیر آن ها جاری است. ( ) آن جا دستبندهایی از طلا و لؤلؤ در دستشان می کنند و لباس هایشان از جنس حریر است ( ) این خیلی مهم است.
به عقیده ی پاک و پسندیده هدایت شدند و به راه پسندیده هدایت شدند، به عقیده ی پاک و راه پسندیده هدایت شدند. حالا سیدالشهداء می گوید، این آیه را برایتان خواندم:
می فرماید: منظور از این آیه، هر جا اهل بیت علیهم السلام گفتند منظور، حواستان باشد یعنی مصداق کامل این است، یکی از مصادیقش این است نه این که از اوّل هم آیه برای این مسئله، نه آیه کلّی است، عام هست، همه ی موارد را در تمام تاریخ می گیرد ولی مصداق اتمّش این هست. می فرماید: ما منظور، بنی امیه و مائیم که در پیشگاه عدل الهی مخاصمه خواهیم کرد. ما خدای را تصدیق نمودیم و آن ها را تکذیب کردند، پس خصمان در روز قیامت ما هستیم این ( ) حضرت می فرماید دو گروه، دو دشمن ما هستیم. ما و بنی امیه هستیم سیدالشهداء می فرماید: بنی امیه همین الان ادامه دارد در قالب بوش و رژیم صهیونیستی. همان طوری است با همان افکار، با همان ریشه و از این طرف هم در شیعیان، بچه های امام حسین (ع) به این سمت آمدند که باید به وظایف خودشان عمل کنند. خب این نتیجه را من بگیرم ببینید ما هر چقدر توی شکنجه و آزار و اذیت تبحّر داشته باشیم نمی توانیم دشمنان اهل بیت را به اندازه ی عذابی که این ها الان دچارش هستند شکنجه بدهیم. می توانیم؟ تصور کنید ما الان دستمان به ثمر برسد، به عمر سعد برسیم چه کار می کردیم؟ میلیاردها برابر آن چه که به فکر ما برسد آن ها در عذاب هستند، بنابراین هدف از روضه خواندن این نیست که ما بیاییم خودمان را تخلیه کنیم. هِی بگوییم آی خدا این ها را لعنت بکند. با روضه خواندن و حسین حسین گفتن و زیارت عاشورا خواندن ما باید آدم شویم ما باید منشور زندگیمان را از توی زیارت عاشورا دربیاوریم و بدانیم باید چه طوری زندگی کنیم؟ چه طور زندگی مان را براساس پدرانمان تنظیم کنیم؟ براساس رسیدن به مادرمان و همسایگی مادرمان. ماها بچه های فاطمه زهراییم باید توی خانه ی فاطمه زهرا باشیم در بهشت نباید دور باشیم از دور حضرت. از دور مادرمان. بچه باید دور مادرش باشد ما وقتی داریم زندگی می کنیم وضعیت زندگی ما یک جوری هست که زندگی ما را نمی برد به آن سمت. وقتی داریم به زندگی مان نگاه می کنیم می بینیم خودمان متأسفانه داریم از آن ها با بی عاطفگی فاصله می گیریم از آن ها. خودمان نمی خواهیم همسایه ی مادرمان فاطمه زهرا باشیم. خودمان نمی خواهیم آن جایی که امیرالمؤمنین (ع) وارد می شوند، وارد شویم والاّ حضرت می فرماید: شما چه بکنید که همسایه ی من و هم درجه ی من باشید. امّا واقعاً این سؤال را از شما و از خودم می پرسم: در ما تمنای همسایگی حضرات به صورت جدی هست؟ اصلاً به عنوان یک شهوت بهشتی و متعالی، این شهوت در ما هست؟ که وقتی اسمش می آید قند توی دلمان آب شود. یا این که می گوییم نه چیز خوبی است ولی خوب برایم یک ویدئو سی دی بخرم، در خانه لازمه داریم کامپیوتر بگیریم. مسلمان را عشق است ماشین بگیریم. دور همان معشوقه های مادی، یا این که نه این واقعاً یک هوس در دل ما می اندازد؟ معیت با آن ها. شما نگاه کنید که چقدر دارد ما را تحریک می کند در زیارت عاشورا که شما بخورد توی کله تان که معیت این ها را داشته باشید. دیشب حرم بودیم جای شما خالی. دعا کردم همه ی شما را. حرم حضرت معصومه سلام الله علیها. خیلی حرم باصفایی دارد به چند تا از رفقا عرض می کردم. گفتم که من هر وقت وارد این حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می شوم، صفایی که این حرم دارد، خب حرم اکثر امامان را من رفته ام، غیر از بقیع که ما مشرف نشدیم، بقیه ی ائمه، ائمه ی عراق را ایران را، همه جا رفتیم، ولی خود من هَزّی که در حرم حضرت معصومه (س) می برم هیچ جا نمی برم. دیشب یواشکی داشتم همین طوری به یک نفر درد دل می کردم گفتم بگذار این کفرگویی را بکنیم بگوئیم که بابا ما هزی که در حرم حضرت معصومه (س) می بریم هیچ جا نمی بریم بعد یکی از بزرگان بود، از دوستان آقای شیخ جعفر آقای مجتهدی (رحمت الله تعالی علیه ) همین آقای مجتهدی که نویسنده ی کتاب در محضر لاهویتان است، آن هایی که نخواندند این کتاب را حتماً بخوانند. گفت: آقا شیخ جعفر آقا هر وقت می آمدند قم، می گفتند صفای حرم حضرت معصومه (س) را هیچ حرمی ندارد. دیشب نشسته بودیم توی آن صفا، واقعاً صفا می کردیم. خیلی لذت داشت با یکی از رفقا نشستیم، بعد چون باطن زیارت این است، شما وقتی مشرف می شوید به زیارت یعنی دعوتتان کردند به مهمانی خودشان. اگر شعورشان برسد به آن مجلسی که باطن زیارت است، دعوت شدیم. مجلس انسی که خیلی ها در آن دعوت دارند. توی همین حرم حضرت عبدالعظیم که ما می رویم. خدا کند که کور نرویم و کر نرویم. بفهمیم وقتی وارد می شویم کجا می رویم و می آییم این جا نشستیم داریم از دست چه کسی می خوریم، بعد من خیلی سرمست بودم، یکی از رفقا هم همین طور بود، حالش، حال خیلی خوبی بود. سرمست بود، بعد داشتم به این فقرات زیارت حضرت معصومه (س) فکر می کردم. چه قدر قشنگ است! چه قدر قشنگ است! السلام علیک عرّف الله یثناء بینکم و اوردنا حوض نبیکم و سقانا بکأس جدکم مِن ید علی بن ابیطالب صلوات الله علیکم. خانم، سلام بر تو ای خانم، ای کریمه ی اهل بیت، عرف الله بیننا و بینک بین ما و شما روز قیامت آشنایی راه بیندازد معرفی می دانید یعنی چه؟ توی بهشت صدا می زنند می گویند ایشان خانم معصومه (س) بین ما و خانم معصومه (س) آشنایی می دهند، دیگر. دانه دانه این ها را به ما معرفی می کنند بزرگواران را. ائمه را دانه دانه به ما معرفی می کنند. عرف الله یفناء بینکم خدا شماها را روز قیامت به ما بشناساند، بنمایاند و از آن حوض جدتان حضرت علی بن ابیطالب با دست مبارکش به ما. خیلی حرف است زیارت یعنی این زیارت وقتی آدم می رود یعنی همه ی اتفاق ها افتاده و می افتد هر بار که شما به زیارت می روید این اتفاق می افتد. یک ذره آدم باید چشم و گوشش را باز کند تا این چشیدنش را لذت ببرد و سرمست شود. بعد به این رفیقمان گفتم، انشاءالله یک موقعی می آیند صدایمان می زنند می گویند خانم معصومه (س) همین دعوتی که حالا از ما کرده ما را می برد قم، می برد جاهای دیگر. همه ی شان دعوتمان کردند شرافت می دهند به ما دعوت می کنند، در بهشت هم همین طور می شود. توی بهشت هم خانه معصومه (س) مجلس انس راه می اندازد و دعوت نامه می فرستد برای ما. کسانی که با ایشان انس داشتند، رفیقش بودند. دعوتش داشتند. یعنی رفت و آمد با خانم معصومه (س) برای آن ها موضوعیت داشت، به عنوان یک انسان بزرگ و ایشان موضوعیت داشته، برای ما خیلی وقت ها موضوعیت ندارد. حرم می رویم تبرکاً می رویم زیارت می کنیم و می رویم موضوعیت ندارد برایمان مهم نیست من به محضر این بزرگواران راه پیدا کنم باهاشن رفت و آمد برقرار کنم، باهاشان رفیق شوم. این مهم است که انسان برایش موضوعیت داشته باشد چند وقت پیش یک مجلس احیایی داشتیم تهران (جایتان خالی)ماه مبارک، سه روز آخر ماه مبارک جایی احیاء بود. رفته بودیم با یک تعدادی از خانم ها و آقایان دانشجو در مسجد یکی از دانشگاه ها احیا بود سه روز آخر اعتکاف گرفته بودند. ما هم آن جا رفتیم. سحر من آمدم حرم زیارتم را کردم داشتم در می آمدم دیدم یکی از این زیرک ها، این را می شناختم یک جوانی هست خیلی زیرک است، خیلی زیرک خانه اش کله ی تهران است بازاری هم هست ولی بازاریِ این جوری بیشتر است. تاجر این جوری بیشتر است تا تجارت آن طوری. آقا این سی شب ماه رمضان را سحرها پا می شود می آید این جا. خیلی حرف است، ما این بغل هستیم عرضه نمی کنیم بیاییم توی این حرم. او پا می شود می آید سی شب ماه رمضان را. غیر ماه رمضان هم من دیدمش. سحرها می آید این جا یواشکی عشق و حال خودش را می کند. یک مرتبه به من گفته این جا چه چیزی دیده و چه چیزی گیرش آمده. داشتم به این عزیزمان می گفتم، گفتم که انشاءالله خانم می فرستد دنبالمان، همان طوری که دعوتمان می کند، هفته به هفته در هفته چند بار دعوتمان می کند. آن جا هم همان طوری می شود، ایشان یک حرف خیلی قشنگی زد گفتش که من تمام ماه رمضان خواستم که این ها به من نوکری بدهند اگر به ما نوکری بدهند، نوکر همیشه در خانه ی ارباب هست احتیاج به دعوت هم ندارد خیلی حرف قشنگی است، دیگر توی خانه اش هست دیگر کجا برویم اصلاً چرا بایستیم یک جا حضرت معصومه بفرستد دنبال ما. اصلاً بلند شویم در خانه ی حضرت معصومه (س) باشیم در خانه ی امام رضا علیه السلام این که قشنگ تر است این همان معنای منا اهل البیت است. فلانی منا اهل البیت این همه دارند سفارش می کنند در این زیارت عاشورا که (حالا هنوز واردش نشدیم حالا می گوییم) ما باید این طوری شویم این نیست که ما بیاییم بگوییم فلانی را لعنت کن، فلانی را... لعنت ها برای این است که ما بتوانیم دشمنان فعلی زمان خودمان را لعنت کنیم و باهاشون درگیر شویم جنگ کنیم با آنها. این حس معیت الان باید بیاید در ما، هم خانواده ی آن ها بودن، با آن ها بودن. لذا عذاب ها را خدا دارد می گوید بنی امیه را این جوری دارد می گوید که تو خیالت راحت باشد، فکر نکنی که تو اوج کارت این است که یک روزی دستت برسد به عمر و ابوبکر چهار تا بگذاری توی گوششان. حالا مثلاً شمشیر بزنی به ایشان نه آن ها میلیاردها برابر با آن چیزی که ما می توانیم بلا سرشان بیاوریم دارد سرشان می آید. تو از این به بعد رشد کن بیا بالا فکر خودت باش خودت را برسان توی این خانه، توی خانه وارد شو. خیلی وقت ها ما زیارت عاشورا می خوانیم اما تو نمی خواهیم بیاییم. تو نمی آییم. مثل مسیحی هایی که می آیند برای امام حسین (ع) گریه می کنند. نمی آیند شیعه شوند.
بحثی در معاد داشتیم، بحث خیلی کلیدی است. این را عرض کردیم که معاد، صحنه ی قیامت، یک صحنه ی حقیقی است، یک صحنه است، همان صحنه برای عده ای آتش است و برای عده ای همان زمین خنک، خنک. صراط همین طور یک صراط است برای بعضی ها خنک و پهن. برای بعضی ها باریک و لغزنده. گفتیم وقتی جنین به دنیا متولد می شود، جنین ناقص یا جنین بیمار در همین دنیایی متولد می شود که جنین سالم متولد می شود. جنین سالم به دلیل این که خودش هماهنگ با نظام دنیا است لذت می برد. همان جنین ناقص و بیمار در همان شرایطی که او دارد لذت می برد، رنج می برد، همان شرایط. از همان هوا رنج می برد. از همان نور رنج می برد. از همان صدا رنج می برد. یک چیز هست این را یادتان باشد. یک چیز هست برای همین روز قیامت وقتی می گوییم بهشت و جهنم فکر نکنید می گوییم این طرف بهشت است آن طرف جهنم. یک چیز ( باطنُهُ خیرالرّحمة و ظاهِرُهُ من قِبَلَه الاول ) یک باطن دارد که توی آن رحمت است یک ظاهر دارد که در آن عذاب است. برای همین بهشتی ها و جهنمی ها در آن جا همدیگر را می بینند. (فی جناتٍ یَتَسائلون عن المجرمین). توی بهشت که نشسته اند همه ی جهنمی ها را می بینند. جهنمی ها هم این ها را می بینند یکی از شکنجه های بزرگ است و یکی هم نعمت های بزرگ که جهنمی ها در حالی که دارند وارد جهنم می شوند همه ی بهشتی ها را می بینند. هر وقت بخواهند با هم ارتباط دارند و حرف می زنند .( ما فی جناتٍ یتسائلون عن المجرمین ما سَلَککُم فی سقر) جهنمی ها و بهشتی ها با هم حرف می زنند. چون ظاهر و باطن است دیگر بهشت و جهنم رابطه ی ظاهر و باطن است. این را فقط در نسبت می توانید بفهمید جای دیگر کسی نمی تواند بفهمد این آیه یعنی چه؟ فقط با نسبت می شود حلش کرد. ( ما سلکم فی سقر) چه چیز شما را در این جهنم آورده؟ آن جا این طوری است آن جا شما همه ی اهل عذاب را می بینید، بنی امیه را می بینید، آن ها هم شماها را می بینند توی ظاهر و باطن. در رابطه ی ظاهر و باطن همه همدیگر را می بینند با همدیگر حرف می زنند. آن ها به این ها می گویند که چه چیز شما را به این جهنم آورده؟ ( ما سَلَکَکُم فی سقر) قالو لک نک من المصلین = نماز نمی خواندیم. فلم نکُ نُطعِمُ الخائضین) با آدم های باطل عمر تلف می کردم. توی یک مشت کارهای باطل افتاده بودم دارد قشنگ ترسیم می کند آن جا را. لذا خیال ما از آن طرف راحت باشد. دست انتقام، دست انتقام، انتقام ظاهری که الحمدالله گرفته نشده، انتقام باطنی هم که عملیاتی در بحث هفته ی آینده راجع به عمر سعد و ابن مرجانه توضیح می دهم که این ها به چه عذاب هایی در دنیا دچار شده اند. خب پس این خیالتان راحت باشد. بنی امیه: (و لعن الله بنی امیة قاطبة ) این لعنت شامل حالشان شده، این عذاب شامل حالشان شده، بدانید که آن ها گرفتار کارهای خودشان هستند. دنبال چه چیز باشید؟ دنبال اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم باشید. دنباله های آن ها را این جا تعقیب کنید. به عذاب برسانید به اشد عذاب برسانید کسانی که الان کاری کردند که امام زمان علیه السلام 1160 سال است تنهایی دارد می کشد. غصه دارد می کشد، غریبی دارد می کشد. ما چرا با این ها دشمنی نمی کنیم؟ و جالب این جاست شما بروید در این سایت های اینترنتی بخوانید آن ها می دانند که دارند با امام زمان (عج) چه کار می کنند؟ رسماً اعلام کردند می خواهیم او را بکشیم می خواهیم در منطقه ی خاورمیانه حضور داشته باشیم تا او را بکشیم. شما تحمل ندارید من برایتان بعضی چیزها را شرح دهم در باورتان نمی گنجد بعضی از چیزها لو رفته. شیخ راغب حق می گوید وقتی من را دستگیر کردند دستگیری اولم که با شکنجه و کتک بود، دستگیری دوّم هیچ کس با من کاری نداشت. خیلی مرتب و آرام فقط گفتگو بود. به ما گفتند بیا بنشین به عنوان یک عالم شیعی این لهدی شما کجاست؟ این قدر جدی هستند در کینه توزی نسبت به امام زمان (عج). ما در دفاع امام زمان علیه السلام تا الان چه کار کردیم؟ چه کار کردیم؟ شما وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام را تصور کنید، در تنهایی و غربتش که خیلی غمگین است. گفتم دیگر آن دفعه فرمود: من غریبم، خیلی غریبم، خیلی خیلی غریبم. حالا شما فکر کنید، الان تصور کنید حضرت را توی آن غربت وقتی که به تک تک آن ها فکر می کند. چون فرمود: من به تک تک شماها فکر می کنم ( ولا ناسین لفکرکم ) اصلاً فراموشتان نمی کنم، فراموشمان نمی کند، دعایمان می کند، به یاد ما هست ولی ما فکر نمی کنیم که وقتی به یاد ما هست به ما می گوید: تو داری چه می کنی؟ توی زندگی ات؟ چه طوری عمر می گذرانی؟ چه طوری جوانی ات را مصرف می کنی؟ داری چه می کنی؟ باباجون داری چه کار می کنی؟ نمی خواهی یک همتی بکنی؟ نمی خواهی یک کاری بکنی؟ می گوید یا نمی گوید به ما؟ آخ از آن وقتی که ایشان به ما فکر می کند، ما هم توی غفلت خودمان هستیم. به او می گوییم آقا حوصله ات را نداریم. وقت را نداریم. ما نمی خواهیم خودمان را وقف تو کنیم. ما وقف چیزهای دیگر هستیم. نمی خواهیم وقف کنیم، نمی خواهیم قدم برداریم، هر 24 ساعت یک بار می گویم: هل من ناصرٍ ینصرنی؟ کسی هست کمک من کند؟ این آقای ماست. ما هم می شنویم و خودمان را به نشنیدن می زنیم، غصه ی این بی معرفتی ها آدم را می کشد. این قدر ماها بی رحم هستیم. این قدر بی عاطفه هستیم، هنوز مسائل زندگی خودمان اصل است و حضرت فرع است. کِی می خواهد او اصل شود؟ کی می خواهد مبنا قرار بگیرد برای همه ی تصمیم گیری های زندگی خودمان؟ تا وقتی که او مبنا قرار نگیرد ماها در آشتی نیامده ایم. آشتی همه چیزمان را. خدا نکند به کارهای خیرمان مشغول شویم و آن قدر غافل شویم از حضرت با عبادت هایمان و با کارهای خیرمان شهوتی برای ما بشود که فکر کنیم که دیگر داریم درست عمل می کنیم خدا نکند. عزیزمان ترمز دستی هایتان را سفت بکشید برای همه ی عبادت ها و کارهای خیرتان سفت بکشید ولش کنید اصلاً. اصلاً ول کنید. درس و حوزه و دانشگاه و ... بکشید، ترمز دستی را بکشید. یک بار اوّل بنشینیم این مشکل را حل کنیم. اول آن را مبنا قرار دهیم. بعد برویم سراغ درس حوزه که آن وقت این درس برکت پیدا می کند. بعد برویم سراغ درس دانشگاه که آن وقت است که برکت پیدا می کند. بعد وارد تجارت شوید. بعد وارد زندگی شوید. بعد ارتباط با همسر و فرزندمان را تنظیم کنیم. اوّل یک بار از این مستی دربیاییم امام زمان رحم همه ی ماست. ما همه داریم خارج از رحم زندگی می کنیم و خوب رشد نمی کنیم خارج از رحم جنین سالم به دست نمی آید (متولّد نمی شود). اوّل این را حل کنیم، خب بحث بعدی مان وَ لَعَن الله ابن مرجانة از بنی امیه می آییم و می رویم سراغ ابن مرجانه یا همان ابن زیاد که انشاءالله جلسه ی بعد راجع به آن توضیح می دهیم. این دو تا سه تا لعن را رد کنیم دوباره باید برگردیم به همین موضوع برگردیم به اصل پیوند. برقراری پیوند اصلی که ما باید داشته باشیم و خداوند در زیارت عاشورا اصرار داشته که ما این طور باشیم، خب برای امشب کافی است.
بحث مجله ی موعود را هم عزیزان سعی کنند همه اشتراک داشته باشند هم برای خودشان هم اقوامشان، دوستانشان. هزینه ای هم ندارد فرم هایش هم آن هایی که نیاز دارند فرم هایشان را از آقایان بگیرند و ...
این هم یکی از مظاهر بسط فرهنگ امام زمان علیه السلام است.
الحمدالله رب العالمین