بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از این که دررابطه با زیارت عاشورا صحبت کنیم خوب هست مطلبی را دربارۀ عید فطر و به خصوص نگهداری ذخیره ای که انشاءالله اندوخته باشیم و ذخیره کرده باشیم در ماه مبارک رمضان صحبت کنیم. همان طور که قبلاً هم گفتیم روزه برای تشبه به حق تعالی هست یعنی انسان با روزه گرفتن خودش را شبیه فرشته ها و شبیه خداوند می کند
چون دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راز شد.
انسان با روزه دهان حیوانیت را می بندد تا دهان انسانیت باز شود اگر دقت کرده باشید تمام چیزهایی که مربوط به حیوانیت ما هست در مضان بر ما حرام می شود از فجر (خورشید) تا افطار برای این که ما تمرین فرشته بودن را تمرین بکنیم که بالاتر از فرشته باشیم، در فکر کردن، در عمل کردن، در گفتار، در خوراک در همه چیز ما بتوانیم شباهت پیدا بکنیم با آن چه که قرار است بعداً به آن منتقل شویم، عالمی که قرار است بعداً به آن منتقل شویم، دربارۀ انسان امام کاظم علیه السلام فرموده اند: خداوند بهشت را پاداش جسم شما آفریده ، نه پاداش روح (نفس) شما یعنی انسانی که درست زندگی بکند، به عنوان یک انسان زندگی بکند او حتی بهشت با عظمت الهی که اندازۀ او اندازۀ همۀ آسمان ها و زمین است هم نمی تواند لایق روح انسان باشد لذا امام کاظم این جمله را فرموده است اما برای نفس انسان پاداشی جز خداوند تبارک و تعالی (جفت و زوج و معشوق و الهی) جز خودِ خداوند تبارک و تعالی وجود ندارد بنابراین انسان هر چه الهی تر بشود، تشبه بیشتری به حق تعالی پیدا می کند (شبیه تر می شود) و در نفسش این طور است دربارۀ ماه مبارک رمضان در خطبۀ شعبانیه رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: درهای جهنم در این ماه بسته است و شیاطین در بند هستند یعنی انسان به راحتی نمی تواند گناه بکند، با روزه گرفتن باب گناه را می بندد. چون در روزه عواملی که انسان را به سمت انواع گناه ها می کشاند، به وسیلۀ روزه فعالیت خودشان را از دست می دهند. انسان به آرامش می رسد اگر شما به نیروی انتظامی هم مراجعه بکنید اعلام کرده اند که آغاز گناه و جرم و بزهکاری در ماه رمضان کاهش پیدا می کند، توی بیمارستان ها هم که بروید بیماری هم در این ماه مبارک می بینید که کمتر است، و دادگاهی هم همین طور است مراجعه به دادگاه داریم افرادی که به دادگاه مراجعه می کنند در این ماه خیلی کم هستند یعنی کلاً زندگی انسانی یک رونق دیگری دارد، اون جنجال ها و عوامل جنایت و جرم و گناه و فساد و تباهی و عواقب اختلافات و عوامل اختلافات از انسان در این ماه گرفته می شود. هم شیاطین در بند هستند و هم درهای جهنم بسته هست، ما در یک ماه ثابت می کنیم که می توانیم درهای جهنم را بسته نگه داریم به روی خودمان. می توانیم ثابت کنیم که یک ماه تجربه کردیم که می توانیم شیاطین را با روزه در بند نگه داریم با این که فرمود مؤمن در دو زمان شاد هست یکی از آن دو دلیل این است که: 1- وقت افطار 2- روز قیامت است این که اصلاً مؤمن تجربۀ پیروزی بر نفس را تا دم افطار کامل می کند یعنی دمِ افطار ناخودآگاه فطرت آدم شاد هست برای این که توانسته یک روز تمام را با حاکمیت بر نفس بگذراند (به نفس خودش غلبه کند) حالا گاهی وقت ها بعضی ها در یک جهت ، بعضی ها در دو جهت و بعضی ها در چند جهت تجربۀ خوبی دارند تجربۀ خوب پیروزی بر نفس را دارند، این شادی آور است اگر انسان حواسش به این غنیمت باشد که خداوند از این روزه چه چیزی را می خواسته به او بدهد، توی این ضیافت (مهمانی ) چه چیزی گیر انسان آمده است انسان حیفش می آید که بعد از ماه رمضان این قیمت را از دست بدهد و دوباره برگردد و به آن حالت قبل از ماه مبارک که داشته، یعنی انسان این لطافت روح، طهارتی که داشته، آمادگی ها، توانائی ها و قدرت هایی که داشته حیفش می آید از دست بدهد، خیلی غنیمت های زیادی را ما در ماه مبارک رمضان به دست می آوریم ما در ماه مبارک ثابت کردیم (برای خود ما ثابت شد که) می توانیم گرسنگی را تحمل کنیم، از این درس که می توانیم گرسنگی بکشیم و آن را تحمل کنیم باید یک ذخیرۀ خیلی خوب برای خودمان نگه داریم. یکی این که ما با این گرسنگی و ضعفی که به ما دست می دهد حال فقرا را بهتر می فهمیم، فقرائی که ما در بالاترین دعا در ماه مبارک رمضان از خدا چه می خواهیم؟ خدایاهمۀ فقرا را بی نیاز بکن، می فهمیم که گرسنگی، ضعف یعنی چه؟ غذا به آدم نرسیدن یعنی چه؟ گاهی وقت ها آدم نمی فهمد که فکر می کند همه مثل خودشان هستند، به لوئی چهاردهم یا شانزدهم بود نوشته بودند که مردم دچار قحطی و گرسنگی شده اند، گندم و نان ندارند، گفته بود خب بیسکویت بخورند، قدیم ها توی کتابی یک لطیفه نوشته شده بود یادم است که استاد نوشته بود یک خانوادۀ فقیر را توصیف کنید (موضوع انشاء داده بود) این ها همه بچه محصل های پول دار غیر انتفائی، که وضع همه ی آن ها خوب بود یکی نوشته بود خانوادۀ فقیر مدل ماشین آن ها آخرین مدل نیست، مبلمان آن ها چنین هست، لوسترهای منزل آن ها این طور است، فرش های خانه شان این طور است یعنی باز توی حال و هوای پولداری خانوادۀ فقیر را بررسی کرده بود یعنی باورش نمی شد خانواده های فقیر مبل ندارند، لوستر ندارند، ماشین ندارند. اگر هم می نویسد فقیر یعنی که مثلاً آن ها لوازمشان دست دوم است یا یک مدل از بقیه پایین تر هست. توی ماه رمضان آدم خوب می فهمد کسی که ندارد فقیر است یعنی چه، نداشتن یعنی چه، فقر و گرسنگی یعنی چه، خیلی ها هم اطراف ما هستند که یک چنین معضلاتی (مشکلاتی) را دارند این درس را آدم باید بگیرد که واقعاً به فکر فقرا باشیم سرمایه گذاری خوب بکنیم برای فقرا حالا بحث صدقه هم یک بحث خیلی مهمی است و فرهنگش هم هنوز خوب جا نیفتاده است، اصلاً ما توی جامعه به ندرت کسانی را پیدا می کنیم که صدقه را آن طور که حق هست بپردازند، به ندرت، خیلی کم این جور آدم ها پیدا می شوند که اساساً فرهنگ صدقه را فهمیده باشند، ولی بیاییم بیشتر به فکر باشیم واقعاً یک سرمایه گذاری بکنیم برای کسانی که ندارند، مشکل دارند، هر وقت می خواهیم بخوریم می رویم بازار میوه می خریم ومی آوریم یادمان باشد که ماه به ماه هم خیلی ها هستند که نمی توانند همین ها را تهیه کنند، گاهی وقت ها توی طول سال هم گیرشان نمی آید بخرند، واقعاً سختشان است، بسیار آدم های آبرومند، خوب، باشرافت، ولی سختشان است، واقعاً گرفتار هستند. این را به فکر باشد آدم، این را ذخیره کنیم، خوب هست که حفظش بکنیم، نکتۀ بعد این هست که ما می توانیم و تجربه کردیم با نگه داشتن شکممان این که می توانیم هم از لذت خوردن بگذریم و هم از تشریفات غذایی بگذریم گاهی اوقات هنگام افطار بعضی ها سفرۀ افطار را خیلی مفصل می چینند که این فرهنگی خیلی بدی است. مفصل تر و پررونق تر از ماه های دیگر، این پررونق بودن حاکی از این است که ما اساساً به ضیافت درست وارد نمی شویم (درست وارد میهمانی خداوند نمی شویم) باید سطح غذای ما با ماه های دیر تغییری نکند، فرقی نداشته باشد. حالا فرض کنید که یکی دو چیز به آن سفره اضافه شود که البته مستحب است مثلاً شیرینی، خرما، اشکالی ندارد ولی خوب بعضی ها را می بینی خیلی تشریفات دارد، این شخص درست وارد آن ضیافت نشده، می خواهد جبران کند آن عقب افتادگی را انگار یک انتقام از خداوند می خواهد بگیرد، یک سفرۀ خیلی رنگین با چند نوع غذا می چیند، این فرد باز نفهمید که اصلاً فلسفۀ روزه چه است برای این هست روزه که اصلاً ما وابستگی مان به غذا کم بشود. وابستگی مان به رنگین بودن سفره کم شود و بتوانیم قانع باشیم حالا همین هایی که سفره می اندازند خیلی وقت ها خود ما هم سر این جور سفره ها رفتیم و نشستیم، فهمی در این کار نیست و ما هم چیزی نمی توانیم بگوییم بعضی دولت ها، بعضی آشناها و حتی بعضی هیأت ها هستند، باب عام شده اصلاً استثناء هست که آدم یک سفرۀ خوب بتواند پیدا بکند، سفرۀ سادۀ خوب ولی وقتی می روی می بینی خیلی ها هستند که باز سر آن سفرۀ رنگین باز چه می خورند؟ چای شیرین با نان و پنیر می خورند اگر دقت هم کرده باشید خیلی هم به آن ها می چسبد، یک وقت می بینی همین نان و پنیر و سبزی خیلی به آدم بیشتر می چسبد تا غذای آن چنانی خوب این فرهنگ باید تعمیم پیدا بکند خیلی شب ها واقعاً اگر گرسنه مان باشد همان نان و پنیر را می توانیم بخوریم. حضرت لقمان به پسرش فرمود: شما بهترین غذا را بخور، بهترین جا بخواب با این که فقیر بوده، برده بوده، پسرش پرسید چرا؟ فرمود: آن قدر بگذار گرسنه ات شود تا یک غذای ساده به تو خوب بچسبد و می شود بهترین غذا گاهی وقت ها من می دیدم سر همین سفره ها همه چیز بوده ولی بعضی ها همین نان و پنیر و چای می خوردند و خیلی به آن ها می چسبید. حالا ماه رمضان مرداد ماه که تابستان است خیلی به آدم فشار می اید، ساعت های 4-3 دیگر آدم ضعف بر او غلبه می کند، هیجده ساعت گرسنگی، همان موقع می بینی حتی یک نان داغ تازه خیلی به آدم مزه می دهد ولی در غیر از ماه رمضان کسی بخواهد یک وعده مثلاً نان و پنیر و سبزی بخورد یا تخم مرغ بخورد، شب راحت بخوابد، نه زن خانه راضی می شود چنین کاری بکند و نه خودش و نه بچه ها راضی می شوند. این وابستگی به غذا خیلی بد است، شرط و شروط گذاشتن، قید داشتن توی شکم خیلی آدم را پست و کوچک می کند خیلی جلوی رشد آدم را می گیرد، خوب این همه ماه رمضان آمده تا که ما اساساً بتوانیم الهه های مختلف را نفی کنیم، یعنی وابستگی مان را به این الهه ها کم کنیم، شخصیتاً اهل شکم نباشیم، شکم پرست نباشیم، تنوع طلب نباشیم، حضرت سلیمان فرمود: من هر دو زندگی را امتحان کردم، هم زندگی اشرافی را (هیچ کسی هم نه قبل از سلیمان و نه بعد از سلیمان چنین زندگی را داشته) و فرمود ولی من شیرینی را در سادگی دیدم شما کافی بود یک شب توی خانه که اراده هم دست خودتان است، سفره را ساده می گذاشتید مثلاً یک سوپ فقط، که با نونِی، سبزی بخورید، می بینید که واقعاً هیچ مشکلی هم پیش نمی آید، و این را باید تمرین کنیم و با خودمان هم ببریم که واقعاً بعد از ما هم این بماند نه این که انتقام بگیریم موقع افطار سفره های آن چنانی که بعد هیچ فایده ای هم ندارد، اصلاً گنجینه ای که خدا دارد به تو می دهد، تمرینت داده 12-13 ساعت، از بین می بری، خدا مرتب تو را حاکم بر طبیعت می کند، دوباره طبیعت موقع افطار فطرت را می کشد پائین یعنی خودمان با دست خودمان، خودمان را تسلیم می کنیم، موقع افطار به طبیعت می گوییم تو بیا سوار شو این جوری بهتر است، چون شما لذت حاکمیت فطرت را زیاد دوست ندارید، تجربه اش نکردیم، تمرین نکردیم در این زمینه، حاکمیت فطرت خیلی شیرین است ولی خوب ما متأسفانه با این لذت خو و انس نگرفتیم. لذت های طبیعی را بیشتر با آن انس داریم برای همین وقتی 15-14، 18-17 ساعت تمرین می کنیم باز دوباره برمی گردیم سرجای خودمان، دوباره همان وضعیت می شود خودمان می رویم خودمان را تسلیم می کنیم، همان جا باید آن را نگه داریم این زمام را خدا گرفته داده است دست ما می گوید بیایید بگیرید، دادم به شما، سوارت کردم، زمامش را محکم بگیرید برو جلو موفق هستی. با آن بتازان برو جلو، ولی ما دوباره می گوییم نه، می گوییم بیا زمام را تو بگیر و تو بیا سوار شو و دوباره همان شکم پرستی و ... ما تجربه کردیم دیدیم که یک ماه توانستیم از تشریفات بگذریم، از چرب و شیرین بگذریم و هم از لذت شکم بگذریم، این خیلی مهم است گذشتن از این لدت این باعث می شود که انسان لذت های دیگری ببرد لذت های معنوی دیگری ببرد، چرا خودش را گرفتار بکند؟ دوباره خودش را اسیر بکند؟ حیف نیست واقعاً؟ این ذخیره را ما نگه داریم، دوباره نگذاریم کار ما خراب شود. نکتۀ بعد این هست که اگر ما از این اسارت در بیاییم از خیلی از دغدغه ها و بیماری های اخلاقی که شکم برای ما می آورد راحت می شویم. یکی حرام خواری هست، انسانی که تمرین خوب کرده باشد ماه رمضان راحت به خاطر شکم به حرام نمی افتد، به هیچ وجه لقمۀ حرام توی خانه نمی آورد، چون تمرین کرده است، می داند که می تواند لقمۀ حرام توی خانه نیاورد، می تواند به حداقل ها اکتفا کند و به خاطر تشریفات خودش را به زحمت های آن چنانی و حرام نیندازد. این تجربۀ خیلی خوبی است ما تمرین کردیم شد، این پیروزی را هم با چشم خودمان دیدیم لمسش کردیم این پیروزی را حالا چرا از دستش بدهیم؟ من افرادی را می شناسم فقط به خاطر این که از یک رفاه بهتری برخوردار باشند تن به کارهایی دادند که به هیچ وجه شایسته نیست، وارد محیط هایی شده که خودش هم نمی پسندد وارد آن محیط ها شده است، برازندۀ این نیست آن محیط ها ولی وارد محیط هایی شده است که مجبور است ایمانش را از دست بدهد، نمازش را کنار بگذارد، روزه اش را نگیرد، خیلی ننگ های دیگر را تحمل کرده است چرا چون می خواهد در سطحی باشد که مثلاً از نظر بعضی ها معقول باشد یا به یک رقابت های وحشتناکی که قبلاً توی بحث عُلُو گفتیم دست می زند که می خواهد که نیاورد از زندگی دیگران، مجبور هست خودش را به حرام هایی بیندازد خوب این چه اجباری است واقعاً؟! چرا؟! یا بیماری های اخلاقی که انسان از شکم پرستی دارد مثلاً خیلی وقت ها سر سفره انسان ها با هم اختلاف پیدا می کنند به آن ها برمی خورد، پایین سفره بالای سفره، نوع غذا، رنگ نوشابه، تازه بودن نان، بشقاب ها، قاشق و چنگال ها، مدلشان، پارچ و لیوان و خیلی چیزهای دیگر که خیلی وقت ها این چیزها برای افراد مهم است یکی غذا بخورند، وقتی آدم ماه رمضان تمرین می کند که به شکم غلبه کند خیلی باید قید و بندها را در این مسأله کنار بگذارد مشروط نباشد دیگر. دیگر مرتب برایش حتی نوع غذا هم اهمیت نداشته باشد مگر از جنبۀ بهداشتی، پزشکی برایش مهم باشد والا حالا آمدی خانه، هر چه درست کرده بود همان را می خوری چون قرار است شکم سیر شود دیگر امیرالمؤمنین علیه السلام یک موقعی آمد توی منزل چند تا خرما خورد و سیر شد. حالا نمی دانم منزل بود یا نه فکر می کنم خارج از منزل بود. بعد از یک کار خیلی سخت خرما خوردند و بعد فرمودند، شکمی که با چند تا دانۀ خرما سیر شود (چرا آدم باید به حرام آلوده شود) غریب به این مذموم، منظور مولا این بود که وقتی با چند دانه خرما شکم را می شود سیر کرد چرا به دنبال لقمۀ حرام بروی. گاهی وقت ها افراد می خواهند غذا بخورند، اصلاً گیج می شوند که چه می خواهند بخورند، می روند دمِ یخچال هِی مرتب می گویند چه داریم بخوریم؟ خیلی چیزها هست که می توانند بخورند، الحمدالله نان توی خانه هست، پنیر، سبزی، کره، مربا هست، انسان می تواند از یک دانۀ این ها چند تا لقمه بخورد، این را تمرین کند انسان که اصلاً بیاید از آن قید و شرایط دربیاید. یکی از رفقای ما با شخص دیگری دو نفر بودند چند وقت پیش رفته بودند شمال، با یک بربری سر کرده بودند، یک بربری با خودشان برده بودند می گفت خشک هم شده بود، می گفتیم بگذار برسیم به یک جایی یک غذایی چیزی می خوریم بعد گفتیم نه حالا خیلی کار داریم برویم دنبال کارمان گفت آقا ما رفتیم و آمدیم دیدیم ای بابا یک بربری که گرفتیم خوردیم و سیر هم شدیم و به جائی هم برنخورد، می شود واقعاً این کار را بکنیم، گاهی وقت ها تحمیلی یک چیزهایی به آدم می شود و آدم می فهمد که می شود و بد نیست، آدم که نمی میرد که این طوری باشد هیچ طوری هم نمی شود نه ضعیف می شود، نه می میرد، هیچی بیاییم از این شرایط بگذریم که ما خیلی در بند شکم هستیم و این باعث میت شود که ما موفقیت های زیادی نداشته باشیم در امر معنوی از لذت های معنوی بی بهره باشیم. این هم یک نکتۀ خیلی مهم که باید به آن توجه شود، نکتۀ دیگری که درس خیلی مهمی است در ماه مبارک رمضان ما تمرین کردیم و دیدیم که علی رغم تصور خودمان و وحشتی که ما از شب داشتیم و از بیداری از خواب داشتیم بدون این که شرایط کاری تغییر کند دیدیم که می توانیم خیلی راحت سحرها بیدار شویم، یک ساعت، دو ساعت قبل از اذان از خواب بیدار شویم. خانم های خانه دار از جایشان بلند می شوند، آقایان هم همین طور حتی بچه کوچک هم بلند می شود، امتحان کردیم دیدیم می شود، پس چرا دیگر ما شب ها بیدار نمانیم؟ حیف نیست سحر بلند نشویم؟ حالا آن هایی که مثلاً مثل بنده محروم از نماز خواندن هستند (مثل استاد) قرآن می خوانند مطالعه می کنند، بعضی ها که بدنشان به آن ها اجازه می دهد، آن ها نماز می خوانند، قرآن، دعا می خوانند کارهای علمی می کنند، حالا لازم نیست که شب زنده داری که به نماز شب به تنهایی نیست که، انسان گاهی وقت ها فقط می نشیند و فکر می کند ولی دیدیم می شود. حالا متأسفانه شب بیدار شدن ما بد است مثلاً بعضی از افراد وقتی به آن های می گویی شب بیدار شو فکر می کند باید شب از خواب بیدار شود، برود وضو بگیرد و بایستد سر سجاده بعد می گوید من چرتم گرفت، رو سجده رفتم، نه لازم نیست شما فقط فرض کنید، بلند شوید، شب را زنده نگه دارید، زنده نگاه دارید به این معنا است که بروید آشپزخانه با سلیقه کتری بگذارید، چای خوبی دم بکنید، با آرامش (من همیشه توصیه می کنم توی عبادت و لذت انسان نباید عجله داشته باشد) هر وقت توی لذت ها عجله داری کار خراب می شود، چه لذت های مادی، چه لذت های معنوی با آرامش، چه کسی گفته تو هر چه زودتر یازده رکعت نماز شب را تمام کنی، لازم نیست، قرار نیست که حتماً یازده رکعت بخوانی، یازده رکعت را بکن سه رکعت، به جایی برنمی خورد، قرار هست تمرکزی ایجاد شود، قرار هست یک حالی داده شود به انسان، قرار است انسان بنشیند فکر بکند، شما بلند شوید چایی دم کنید و بروید وضو بگیرید می بینید کتری جوش آمده، چائی را دم کن، تلویزیون را روشن کن، سحرها برنامه های خوبی دارد، مناجاتی، نغمه ای، موسیقی خوبی، سرود خوب معنوی گاهی پخش می کند انسان می شنود یک غزل خیلی زیبا می نشینید با آرامش نگاه می کند و لذت می برد بعد پاشو چائی بخور بعد می بینی دیگر از خواب خبری نیست به اندازۀ یازده رکعت که هیچی صد رکعت هم بخواهی می خوانی می بینی حالش را داری، ما خراب می کنیم کار را، ما می خواهیم همان طور که یک دفعه از توی رختخواب بلند شدیم فکر می کنیم مثلاً فرشته هستیم، بال درمی آوریم و پرواز می کنیم، این جوری نیست آدم کِسِل است، بلند می شود تکانی به خودش می دهد، ورزشی می کند، نرمشی می کند تا مقداری از خوابش برطرف شود چای می خورد، کمی میوه می خورد حاج میرزعلی آقا رحمت الله علیه یک عارف بزرگی هست تو عبادت، فاصلۀ بین نمازها می فرمود خسته نکنید خودتان را، ایشان وقتی با شاگردانشان هم عبادت می کردند مابین نمازها، میوه ای می خوردند چای می خوردند، غزلی می خواندند، سماوری روشن می کردند، یک حالی می کردند شب را قشنگ می گذراندند، نه مُرده، شب زنده داری یعنی آدم صفا بکند، حال نماز نداری نخوان، قرآن را باز کن، قرآن بخوان، حال نداری حافظ را باز کن یک غزل حافظ بخوان، شعری بخوان، کتابی مطالعه کن، برنامه درسی انجام بده، فیزیکی داری، ریاضی داری، شیمی داری کارت را انجام بده. ما می توانیم شب و سحر را استفاده کنیم یواش یواش مثلاً نیم ساعت قبل از اذان قرآنی بخوانیم بعد نماز بخوانیم خوبی این کار این است که به دو رکعت نافلۀ قبل از صبح می رسیم و نافله را می خوانیم این دو رکعت خیلی مزه دارد بعد آرام آرام اذان و اقامه ای بگوییم، نماز صبح را بخوانیم، تعقیباتی، مناجاتی، توسلی به صاحب الزمان سلام الله علیه، هر چه گیر هر کسی بیاید، سحر گیرش می آید، شما سحرها یک وقت هایی بیدار بمانید، بعد هم سحرهایمان را فعال بکنیم، حالا این که بچسبیم به خانه و رختخواب نه حالا خانم ها از این جهت آزادی ندارند که بخواهند این کار را بکنند، بچه کوچک دارند، گرفتاری دارند ولی بعضی از خانم ها نه آن آمادگی را دارند، بزنیم از خانه بیرون قدمی بزنیم تا سر کوچه ای، بچه هائی که نزدیک حرم هستند، بیایند حرم، نماز را در حرم بخوانند بعد یک نماز جماعتی، توسلی، زیارتی بعد برویم خانه، برویم سر کار، کل آن یک ساعت است، ما که ماه رمضسان تمرین کردیم دیدیم می توانیم دو سه ساعتی شب ها بیدار باشیم، شب ها ساعت دوازده می خوابیدیم ساعت چهار صبح بیدار می شدیم، دیدیم پس می شد، پس حیف نیست ما شب ها بیدار نمانیم، سحرهایمان را از دست بدهیم. خوب خداوند این تمرین ها را به ما داده، لطف است در حق ما کرده، خداوند فرمود: می توانید آدم باشید، فرشته باشید، می توانید خواب کمتر بکنید، می توانید شب ها مثل پیغمبر بیدار باشید. مثل امام زمان توی آن ساعت هایی که امام زمان بیدار هستند شما هم با او شب زنده داری کنید، می توانید همزمان با او تسبیح بگیرد، هم نوای با فرشته ها تسبیح بگویید. می دانید اولیای خدا چه قدر از آن ها در آن ساعت ها آن جا هستند و شما می توانید با آن ها ارتباط برقرار کنید، هم نوا شوید، امام زمان آن ساعت ها بیدار هستند چقدر آدم ها می توانند خودشان را نزدیک بکند، خیلی از اولیای خدا آن ساعت ها، ساعت های بیداریشان هست. انسان با یک مجموعه ای از انسان های شریف و اشراف هم نوا می شود و ارتباط برقرار می کند، خیلی لذت دارد. آخرماه رمضان می بینی فردا هم عید فطر هست و کل ماه تا ظهر خوابیدی و دوباره دلسردگی، دوباره پژمردگی، برای چه؟ خداوند که تو را تعلیم داده و سوارت کرده بر روی دید خواب خوب سوارش بمان همین طور. نگذار از بین برود. دیگر دروغ می گویی اگر بگویی من نماز شب نمی توانم بخوانم یک دروغ خیلی بزرگ است. می گوید آقا سحر که بلند می شدیم برای سحری بود خوب این موقع هم بلند شدی سحری بخور روزه هم می خواهی بگیر یا نگیر. حالا کی گفته ما حتماً باید هفت صبح بخوریم؟ همان ساعت می خوریم و می بینیم خیلی هم صفا دارد. میوه ای، چایی، قهوه ای بخورد. تکانی به خودش بدهد خیلی کارهای متنوع است حالا اگر هم دوست داشت نمازی هم بخواند. نماز هم زوری نیست که مرتب بلند شود، زور بزند تا تمرکزی بگیرد تا حالت خوب شود، گریه ات بگیرد نه، اصلاً خودت را رها کن، خودش می آید آن حال خودش می آید. تو برو غزلت را بخوان، برو مطلب از چند تا از عُرفا بخوان، این همه داستان های قشنگ چاپ شده، شبی دو سه لیوان از زندگی نامه علامه، مرحوم حاج آقا انصاری بخوان بزرگانی که الان هستند، حضرت آیت الله بهجت، آقای حسن زاده، چهار تا حکایت بخوان ببین اصلاً حالش می آید، کاملاً. حیف نیست شب را خراب کنیم از دست بدهیم می توانیم بیدار باشیم خوب بیدار باشیم. تمرین کردیم خیلی خوب بوده می توانیم از دست ندهیم. دیگر ماه رمضان به ما ثابت شد می توانیم سحرها بیدار بمانیم. سی شب توانستیم بیدار بمانیم. یکی دیگر از تمرین هایی که در این ماه کردیم تمرین عزت نفس هست، تمرین منظم بودن، نظم داشتن، برنامه داشتن هست. ما سحرها بیدار شدیم، به همه چیز گفتیم نه، این نظم بود، سر یک ساعت مشخص سحری خوردیم (نظم بود) اراده بکنیم غذایی درست بکنیم، مرد کمکی کرده زن غذایی درست کرده و بعد هم نماز خواندیم الحمدالله موفق شدیم این نظم داشتن هست، موقع افطار شما دیدید بیشترین ترافیک دو سه ساعت نزدیک افطار بود چرا چون همه می خواستند خودشان را سر سفرۀ افطار برسانند یعنی به کار، به رفقایش و به خیلی چیزهای دیگر گفته بود نه، به دنیا گفته بودند نه، تمرین نه گفتن تمرین بزرگی هست، گفتیم نه من باید این ساعت بروم و افطار بخورم. همۀ کارهایمان را کنار می گذاریم و می گوییم الان وقت افطار است آن قدر هم منظم می شویم، که دیگر یک ربع به افطار آماده هستیم سفره چیده شده و آماده است. که اذان که گفت شخص یا نماز بخواند و یا افطار بکند منظم شدیم به خیلی چیزها گفتیم نه. حالا چرا بعد ازماه رمضان نمی توانیم بگوییم نه، عزت نفس نداریم و به همه چیز می گوییم آره و کارهایمان به هم می ریزد، نظم و برنامه هایمان می ریزد به هم، چرا توانستیم به خاطر افطار اول وقت بگوییم، ما تمرین کردیم دیدیم می توانیم نماز اول وقت بخوانیم، چرا نمازهایمان آخر وقت باشد روایت داریم پیغمبر فرمود: من شفاعت نمی کنم کسی را که نمازش را اول وقت نمی خواند سبک بشمارد خیلی کار بدی است این کار، کار خیلی زشت و کثیفی است. فرمود: من (ما) شفاعتمان را برای گناهان کبیرۀ امتمان ذخیره کردیم. این کار از گناهان کبیره آن قدر بزرگ تر است که حضرت فرمود من شفاعت نمی کنم (کسی که نمازش را اول وقت نخواند) یعنی انسان محروم است خیلی بدبخت است کسی که نمازش به موقع خوانده نشود، و وای به حال کسی که اصلاً نمی خواند این شخص در کفر دارد زندگی می کند، اگر بمیرد جادرجا می رود در جهنم. ولی نه نمازش را اول وقت نخوانده، ما تمرین کردیم دیدیم می توانیم اول وقت خانه باشیم، موقع اذان مسجد باشیم یا توی خانه باشیم یک ماه ثابت کردیم دیدیم می توانیم والحمدلله خدا هم به ما این ملکه را عطا فرموده سحرها هم بعد از اذان نمازهایمان را خواندیم و تمرین خوبی بود که ما می توانیم بعد از ماه رمضان هم بلند شویم و اول وقت نمازمان را بخوانیم نه آخر وقت، دیگر بهانه ای هم نمی توانیم بیاوریم دروغ است اگر ما بگوییم نمی توانیم اول وقت نماز بخوانیم نه آخر وقت، دیگر بهانه ای هم نمی توانیم بیاوریم دروغ است که ما بگوییم نمی توانیم اول وقت نماز بخوانیم. تمرین خوبی بود که دیدیم ما عبادت های شبانه هم می توانیم داشته باشیم، شب های احیاء تمرین خوبی بود که ما می توانیم به خیلی از اشخاص و خیلی از چیزها بگوییم نه، برویم در مسجدی، در میکده ای، بنشینیم و عیش و نوش بکنیم آن شب ها به تلویزیون گفتیم نه، به مهمانی گفتیم نه، به هر کسی گفتیم نه و کَنده شدیم و بلند شدیم و رفتیم مسجد خوب چرا این تجربۀ احیاء را را نگه نداریم. ما سه روز در هر ماه احیاء داریم (ایام البیض) سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم، شب های جمعه احیاء داریم. حالا سعی داریم در کل هر ماه یک شب احیاء بگیریم، پاتوق باشد، و کسان زیادی هستند که خوششان می آید بیایند توی این پاتوق ها، ما امسال جمعیت اعتکافمان چهار برابر بوده در کشور نسبت به پارسال. تازه من خبر دارم هزاران نفر به اعتکاف نرسیدن با این که اهل اعتکاف بودن نرسیدن بروند. راهشان ندادند، مسجد کم داشتیم، میکده کم داشتیم، جا نبود و این ضعف ماست ما باید محیط های فطری مان را قوی کنیم و بسازیم. میکده باید ساخته شود، محیط های فطری باید ساخته شود مطرب باید تربیت کنیم، ساقی باید تربیت بکنیم، چه طور طبیعت گراها همه جورش را دارند، خوب هم نهادینه اش کرده اند و دارند، ما که می توانیم چرا این کار را نکنیم، ما چرا مطرب نسازیم، ساقی نسازیم، ما چرا ترانه های فطری نسازیم، حیف هست واقعاً باید کار شود آن هایی که می توانند کاری بکنند باید این کار را بکنند یا پاتوق هایی که مرده را زنده کنند به قول قرآن از بیت الخراب در بیاورند و بیت المأمورش بکنند، آبادش بکنند. کسانی به امر امارت مسجد می پردازند که این ها ایمان به خدا و روز قیامت دارند کسانی که می روند مسجد و پاتوق و عبادتگاه می سازند این برای این هست که به این حرف ها ایمان دارد، عاشق هست به خاطر این هست که عیاش فطری هست. اهل پاتوق هست. ما توی ماه رمضان تمرین کردیم که به خیلی چیزها بگوییم نه، کار را تعطیل کردیم، کرکره ها را کشیدیم پایین، توانستیم دفتر را تعطیل بکنیم، در قم موقع افطار آن ساعت ها مثل ارواح می شود یعنی هیچی همه جا تعطیل، به ندرت شما جایی را پیدا می کنید که باز باشد، تهران هم خیلی جاها مغازه ها تعطیل بودند، توانستند به دنیا بگویند نه رفتند خانه هایشان، ما در خیلی موارد می توانیم به دنیا بگوییم نه، مثل نماز اول وقت به دنیا بگوییم نه، به شغلمان و به خیلی چیزهای دیگر بگوییم نه، به مهمان بگوییم نه الان اول وقت است می خواهم نماز بخوانم، به تلویزیون بگوییم نه، تمرین ها و قدرت های خوبی خداوند به ما داده در این مدت، به خیلی از آدم ها می توانیم بگوییم نه وقتی ما را دعوت به دنیا می کنند بگوییم نه حالا وقت آخرت هست. می خواهیم به آخرت بپردازیم کلاً به دنیا بگوییم نه. وقت آخرت هست این نه گفتن در ماه رمضان را هم خدا خیلی به ما یاد داده که نه بگوییم همه هم فهمیده اند که موقع اذان نباید مزاحم کسی بشویم. فهمیدن موقع سحر مزاحم کسی نباید بشویم. اگر به دیگران یاد بدهیم آن ها خودشان حرمت ما را نگه می دارند. موقعی که به آخرت می پردازیم از ما تمنای دنیا ندارند. دیگر از تمرین هایی که کردیم این بود که ما می توانستیم زبانمان را نگاه داریم در ماه مبارک رمضان انسان خیلی مواظب حرف زدنش است در حرف زدن ها که یک موقع دروغ نگوید، من شخصی را می شناختم که آدم پرحرفی بود اما در ماه رمضان توانسته بود خودش را نگه دارد، زبانش را کنترل کند، دروغ هم می گفت ولی ماه رمضان این کار را نمی کرد مواظب بود، پس غیر از ماه رمضان هم می شود زبان را نگه داشت، می شود خوش اخلاق بود، می شود پرخاشگری نکرد می شود آن روح نشاط و معنویت را نگاه داشت در ماه رمضان نگذارید از بین برود برای همین هست که شما می بینید بعد از ماه رمضان ما یک سه روزی هم بدرقه داریم آن هایی که می توانند در روز بعد از عیدفطر این ماه را بدرقه می کنند. دوباره اول و وسط و آخر ماه ما روزه برمان وارد شده. ایام البیض (سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم روزه وارد شده) می شود آدم تمرین کند و آن حال و لذت را نگه دارد، جا بد هست همیشه مستحب است ثوابش از واجب بیشتر هست حالا در ایام ماه شوال، ما روزی را داریم که یک روز روزش از کل عبادت های ماه رمضان بیشتر است چرا؟ چون در ماه رمضان واجب است. ما در سجدۀ نماز واجب داریم که یک حسنه می نویسند ولی سجده های مستحبی ده حسنه دارد و می نویسند چون از روی مستحب هست، از روی عشق هست واجب نبوده خودت این کار را کردی. این روزۀ ماه رمضان واجب بود و ثواب های زیادی هم داشت ولی ما در همین ماه شوال روزی را داریم که نهصد سال عبادت دارد البته نهصد سال را با مقیاس عمر در نظر بگیریم. نهصد سال عمر دنیاست که بسیار فشرده است این نهصد سال وقتی می رود توی ابدیت می شود چقدر؟ نه میلیارد سال می شود در ابدیت وقتی باز می شود ببیین این یعنی چه؟ یک بیست و چهار ساعت آدم هوشیار باشد از این رحم زمانی قوی اسفتاده کند خودش را در این رحم زمانی بیندازد خیلی بی سلیقگی هست اگر ما این ها را از دست بدهیم، سه هزار سال راه صراط داریم باید با خودمان قرآن حرف های زیادی از گدایی نور برای قیامت می گوید افراد به چه بدبختی می افتند.
توی قبر انسان خیلی به نور احتیاج پیدا می کند، در برزخ خیلی احتیاج پیدا می کند، خوبانش آن جا گدایی می کنند که کاش چیزی به ما برسد تو پنجاه هزار سال روز قیامت سه هزار سال راه صراط. ما فکر می کنیم که حالا خیلی وضعمان خوب است برای آخرت جمع بکنیم. تلاش بکنیم، مثلاً بیست و چهار ساعت که گفتیم نمی ارزد حتی آدم برایش مرخصی بگیرد؟ ما نظام طبیعت وادارمان می کند برای مرخصی گرفتن می خواهیم برویم عیاشی طبیعی بگیریم می رویم مرخصی می گیریم بچه، همسر، مریض می شود مجبور هستیم مرخصی بگیریم. کسی می میرد همین طور چه طور برای شمال رفتنمان مرخصی می گیریم، برای عروسی فلانی حاضریم شب تا ساعت دو بعد از نصف شب بیدار بمانیم، اما برای قیامت و قبر و آخرت خودمان حاضر نیستیم شب بیدار بمانیم. حیف است این ها را انسان باید استفاده بکند می گوید تو ماه رمضان بیداری نکشیدی، صبح بلند شدی رفتی سر کار و هیچی هم نشد. یک، دو شب هست در ماه می ارزد. چه طور پای تلویزیون تا دوازده شب می نشینی فوتبال و فیلم نگاه می کنی یا مهمانی اگر طول بکشد به جایی برنمی خورد؟ برای خودت برای ابدیتت وقت بگذار همه این ها می دانید برای چه است؟ برای این هست که ما از تنهایی و خلوت لذت نبردیم. بدبختی ما این است که آن قدر روحمان فقیر است که با غیر از دیگران همیشه سرپا هستیم با پیوند با دیگران شاداب هستیم هنوز از خودمان آن قدر لذت نمی بریم که بتوانیم شب را تنهایی کیف بکنیم. تنها کجا بود؟ شب اتفاقاً خیلی هم شلوغ هست ماها نمی فهمیم که چه غوغایی هست. این تمرین ها را ماه رمضان خداوند به ما داد که می شود واقعاً این طور باشیم. از این ها استفاده کنیم انشاءالله. شهادتمان را دیدیم می توانیم کنترل کنیم، بنابراین می توانیم اسیرشان هم نباشیم. حجاب را می شود رعایت کرد، بعضی از این خانم های بدحجاب را خود من سراغ دارم که ماه رمضان حجاب را رعایت کردند، نمازشان را خواندند، روزه شان را هم گرفتند، بعد از عید فطر هم دوباره رفتند همان قبلی شدن بعضی ها به حرمت ماه رمضان نماز خواندن خوب تو که دیدی می توانی نماز بخوانی بعد از ماه رمضان هم نمازت را بخوان چرا توی کفر می خواهی بسر ببری؟ چرا در بی معرفتی می خواهی به سر ببری؟ حیف است واقعاً. پس تصمیمت را محکم بگیر که از این به بعد هم با خدا قهر نباش. به هر حال آن چه که خیلی مهم است که ما این ذخیره را نگه داریم نگذاریم از بین برود. و مربت تجدیدش بکنیم یعنی تا یک ذره می بینیم که آن ایام دارد یادمان می رود زود تجدیدش بکنیم روزه ای بگیریم دوباره، و می بینیم که قوت آمد سرجایش. شبی پاشیم سجری بخوریم، می بینیم که نیرو برمی گردد، شب جمعه ها که فردایش تعطیل است خیلی می توانیم استفاده کنیم خیلی حیف است که این شب های جمعه را ما زنده نکنیم، لازمه اش این است که ما برنامه داشته باشیم، اراده داشته باشیم، خدا رحمت کند مرحوم علامه را می فرمود: یک جور غیرت می خواهد، و شخص کمی همت بکند دست از طبیعت بردارد، برنامه ریزی داشته باشد، اگر آدم برنامه ریزی داشته باشد خیلی خوب است گنجینۀ ماه رمضان را نگاه می داریم و این برای چه خوب است. 1- برای این که ما انسانیت را استمرار می دهیم تو حیات انسانی لذت انسانی می بریم. 2- اگر کسی بتواند گنجینۀ ماه رمضان را حفظ بکند سال بعد وارد ضیافت نمی شود که نفهمد ضیافت چیست؟ باز ناشی باشد آشنا وارد ضیافت می شود برای چه وقتی خوب است برای شب قدرش خیلی خوب است چون در طول سال دائماً مراقبت کرده و شب قدر از آن ضریب هزار ماه خیلی می تواند استفاده بکند ماها نه چون غریبانه و نادان وارد ماه مبارک می شویم وارد ضیافت می شویم از هزار ماهش شاید دو روز هم نتوانستیم ذخیرۀ آخرتمان را بکنیم. یک شب تا صبح را بیدار ماندیم اما برای ما دو روزش را نوشتن از هزار ماه بعضی ها برایشان یک سال می نویسند، دو سال می نویسند برایشان. ولی وقتی تمرین می کنی آن وقت اشتهای تو هم بالا می رود (اشتهای آخرتی) و فطری هم بالا می رود و یک ذخیرۀ خیلی عالی می توانی با خودت به برزخ ببری انشاءالله.