آثار زیارت عاشورا
مرحوم آقا شیخ عباس داستانی را نقل می کند از شخص بنام حاج محمدعلی یزدی که ایشان یکی از عابدان و زاهدان یزد بوده و شب ها را در یک مقبره ای به عبادت می پرداختند یک همسایه ای داشته که این همسایه شغل خوبی نداشته فعل حرامی داشته، و می میره بعد از یک مدت مرحوم محمدلی یزدی خوابش را می بیند که وضعیت خوبی داشته تعجب کردم بهش گفتم که تو کسی نبودی که اهل نجات باشی چطوره که الان در وضعیت خوبی هستی، این شخص می گوید من از وقتی که مردم تا دیروز در اشد عذاب بودم، بدترین عذاب اما از دیروز که همسر استاد اشرف احمد حداد را آوردند اینجا دفن کردند ما هم در خوشی هستیم. وقتی این زن را آوردند اینجا دفن کردند سیدالشهداء سه بار آمده به ملاقات و، دفعه سوم که آمد و می خواست بره دستور داد که عذاب را از ما بردارند و از آن به بعد ما به خاطر این خانم راحت شدیم. حاج آقا یزدی می گوید من از خواب بیدار شدم و به میان حدادها رفتم و بدنبال استاد اشرف حداد گشتم و پیداش کردم و از او پرسیدم گفتم خانم تو به زیارت رفته بوده، گفتم اهل روزه، تعزیه،.. بوده. مراسم شرکت می کرده، استاد حداد در جواب او گفت: نه. استاد حداد می گوید زن من مداومت در زیارت عاشورا داشت و حتما زیارت عاشورا باعث شده که سیدالشهداء یک همچین لطفی را در حق او بکنند.
داستان بعد معروفی است در بین علما:
در قم قحطی شد و گرانی در زمان مرحوم آیت الله اراکی نقل شده است معروف است به زمان حاج سید محمد حجت کوه کمر ای از مراجع قم، وقتی در قم باران نمی آمد، فحطی شده بود. خشکسالی شده بود و گرانی زیاد شده بود ایشان به چهل نفر از طلاب حوزوی می گویند شما بروید جمکران، اونجا پشت بام مسجد، زیارت عاشورا بخوانید، زیارت عاشورا با صد سلام و صد لعن. بعد از آن دعای علقمه را بخوانید بعد از این توسل به حضرت کاظم، حضرت ابوالفضل و حضرت علی اصغر (علیه السلام) همین کار را هم کردند و مشهور هست که وقتی که اینها آمدند و یک مسیری را پیاده رفته بودند. چنان بارانی گرفت که محبور شدند لباس هاشون را در بیارند و کفش هاشون را هم در دست گرفتند و برگشتند. هر جا که قرار است بلائی بیاید زیارت عاشورا برطرف می کند و زیارت عاشورا خیلی موثر است. «یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب .... الی یوم القیامة» ددر مورد سلم لمن سالمکم و حرب...»گفتیم سلم در کامل ترین معنا عبارت است از تسلیم بودن و راضی بودن به حکم امام بودن و یعنی حکم امام را بهترین تخصصی ترین حکم.... را برای خودش بداند ولی گاهی وقت ها صرفاً مثل سایرین صاحبین ادیان به دین خودمون متعصبیم. مسیحی ها به عیسی متعصبند. یهودی ها به موسی و اصحابش متعصبند و به انبیاء بنی اسرائیل، پیروان بودا، زرتشتی ها... یک ارزشی قائلند و تعصب دارند وتقدس قائل هستند. اما در برنامه ریزی برنامه زندگی فردی و اجتماعی ممکن است کسان مختلفی تقلید بکنند و تبعیت بکنند و یا اصلاً خود به صورت من درآوردی زندگی بکنند. در اسلام مردم زیادی داریم که تقدس زیادی برای اهل بیت معصومین فائلند و کتاب را مقدس می دانند ولی آن را کار نمی دانند. یعنی می گویند می شود از قرآن استفاده کرد نه فرمایشات ائمه ومعصومین را عبرت کرد در واقع با استدلال های شیطانی که می کنند مثل پیغمبر و اهل بیت برنامه هایشان طوری بوده که همان 255 سال که در بین مردم حضور داشتند احتمال وجود یک دین در بین مردم بوده از آن به بعد حالا در زمان غیبت صغری قبول بکنند از آن به بعد دیگر مردم دسترسی به یک سری فرمول هایی که بتوانند زندگی خوب و درستی داشته باشند ندارند. نه قرآن، نه آموزش های ائمه در طی این 255 سال به اضافه آن 69 سال غیبت صغری هیچ کدام کافی برای زندگی مردم در آن مراحل بعد نیست. و خداوند مردم را تا غیبت صغری به حال خودشون رها کرده، محمل و بیهوده و هر کس باید یک روشی را برای خودش از جایی پیدا کند و جالب این است که این افراد که خیلی ادعای مذهبی بودن هم دارند در دانشگاه ها، اساتید این جوری تماماً معتقدند که ما باید به هر حال از دیگران از آن طرف مرز، و آب دستور بگیریم. یعنی ما چیزی نداریم. آنها باید جامعه شناسی را به ما یاد بدهند. اقتصاد را باید آنها به ما یاد بدهند و... همه کاره آنها هستند. «سلم لمن سالمکم » این را قبول ندارد. «سلم لمن سالمکم» یعنی هر چی که اهل بیت بگوید همونه تا الانش هم همونه. راه درست دست ماست، فقه اهل پویسات و می تونه ما را در زمان حال خوش بخت بکند. لذا کلمه «سلم» را به همان راضی به حکم یک دانه «»إلی یوم القیامة» را کنارش گذاشت تا خلائی را این وسط ایجاد نکند. تسلیم شما هستم شما در همه زمینه ها برای ما برنامه دارید. ما اطاعت می کنیم و غیر از این را هم قبول نداریم و هیچ برنامه دیگری را قبول نداریم. فرق ما شیعیان با اهل تسنن و غیر مسلمانان این نیست که ما اهل بیت را که دوست داریم قبول داریم. ارادت داریم و به زیارت آنها می ریم. سینه می زنیم... و قبلاً عرض کردم که غیر مسلمانان در عزادارای برای ائمه از ما جلوتر هستند. یعنی ما نمی توانیم بگوئیم ما محبت اهل بیت را داریم و علامتش هم این است که ما دعا راه می اندازیم، سینه زنی می کنیم، گریه می کنیم، شام و نهار می دهیم. بودائی ها و هندوها اگر بیایند ببینن عزاداری های ما رامی گن شما اصلاً ارادت ندارید. ارادت ما داریم که یک آتشین درست می کنیم . سه روز می پرورانیم و می ریم توش عزاداری می کنیم و پامون نمی سوزد شما جرات دارید برید تو آتشین برای مولاتون سینه بزنید یا نه، ما برای مولای شما توی آتشین سینه می زنیم. مولاتون را اینقدر قبول دارید یا نه. آنها در این بحث از ما جلوتر هستند توی ارادت ورزی، مهرورزی و تقدس داشتن.. فرق ما شیعیان یعنی اون جاهایی که ما معنا پیدا می کنیم به عنوان یک شیعه، یک نیروی که قراره ملحق بشود در ولای محبت نیست در ولای زعامت (رهبری سیاسی) شیعه در اینجا با بقیه فرق دارد. شیعه می گوید فقط این نیست که ما ارادت داشته باشیم. قبول داشته باشیم و مقدس باشند.... حسین در زجهان برای ما مطرح هست و قبول داریم نه در بین مسلمان ها یعنی اینها فقط صلاحیت حاکمیت در جهان را دارند و در غیابشون هم ولی فقیه و اسلام این فرق اسلام ناب محمدی با اسلام آمریکائی است. یعنی فقط ولای زعامت ولای محبت نه وگرنه کسان دیگر مثل ابوبکر، عمر و عثمان بودند که دوست داشتند از صمیم قلب اهل بیت را. بخل ورزی را می کردند ولی در باطن هم دوست داشتند آنها را. خیلی کسان دیگر هم بودند که این کار را کردند. ائمه اهل تسنن همه از کسانی بودندکه مهرورزی های زیادی کردند نسبت به اهل بیت کردند و اعترافات زیادی را ندشتند اصلا یکی شان می گه اگر شیعه گری این دوستی هست من شیعه هستم. اگر دوست داشتن راه بزی است من منحرف هستم. پس ما خیلی نباید به خودمان باد بکنیم نسبت به اینکه ما کسانی هستیم که اهل بیت را دوست داریم حرم می رویم و می یام. اهل تسنن هم می رن حرم و زیارت می کنند. بحث بر سر تسلیم است یعنی سپردن برنامه زندگی به دست آنها. نماز خواندن « ان تهنوا شیعتنا مواقیت الصلاة کیف محافظتم علیها» شیعیان ما را موقع نماز امتحان کنید که چطوری مراقبت می کنند به اوقات نماز. سر اخلاقیات، سر مسائل اعتقادی، بخصوص سر مسائل سیاسی زیرا بار ظلم نرفتن، بر سر ظلم ستیزی است این روح شیعه است لذا بعدش می فرماید «وحرب لمن حاربکم» یعنی اساساً من در جنگم با کسی که قبول ندارد یعنی اگر کسی قبول کرد که کرد و اگر نه من با او می جنگم. در جنگم یعنی چه؟ یعنی اینکه یک شمشمیر به کمر بستم و سیر در درست دارم و هر کس که قبول نکرد می برم می زنمش نه. یعنی مبارزه می کنم با هر اندیشه ای هر نظامی و هر فکری که شما را قبول نداشته باشد و شما را گوشه گیر بکند من اهل مبارزه هستم. ما خیلی هامون محبت داریم یعنی ادعای "سلم" بودن را داریم. اما خیلی از ما اهل جنگ نیستیم یعنی اصلا حالت جنگی نداریم. یعنی ما حالت جنگی و مبارزه در زندگی مان نیست. مبارزه نیستیم. اهل "حرب" نیستیم. اهل حرب نیستم یعنی اینکه ما زندگی می کنیم اگر یک موقعی یک جایی مسلمانان به خطر افتادند دست به شمشیر می برم نه این اون نیست: نگاه به پیامبر. علی، حسن، حسین تا به امام عسگری برسیم به امام زمان (علیه السلام) امام زمان الان گوشه گیر، خانه نشین است توی مظلومیات توی تنهائی است در فشار است، مصداق کامل مضطر در قرآن امام زمان است. «امن یجی المضطر اذا ....» حالا شما فکر می کنید برای اینکه امامون را از اضطرار در بیاوریم امامی که در قیامت قرار در مقابل رفتارمون جواب بدهیم چقدر مبارزه کردیم. ادعامون هم این است که محبت داریم، فکر می کنیم با مهرورزی وظیفه مون را انجام دادیم اگر قرار بود محبت و زیارت.. مشکل را حل می کرد الان باید هزار بار حل می کرد. الان امام زمان در غیبت است. موضوع این است که ما "سلم" را قبول نکردیم، نداریم. افکار خارجی، افکار دیگران را می پذیریم به جای افکار معصومین الگوگیری مان اصلا الگوگیری درستی نیست. از دیگران می پذیریم ولی از اهل بیت نمی پذیریم. اهل "حرب" هم نیستیم، "حلیم" مبارزه در ما نیست. آیا ما مخلصیم، سلام مخلصیم، چاکریم.... می ریم، می یام اما اینکه روحیه جنگی داشته باشیم یک چیز دیگر است. روحیه جنگی در زمان جنگ خوب بود اون هم نه همه. خیلی ها بودند که در زمان جنگ هم آدم های بدبختی بودند. اما مفرمود: کسانی که در زمان جنگ خودشون و خانواده شون را از جنگ دور نگه داشتند باید خودشوان را برای جواب روز قیامت آماده کنند. اما خیلی ها هم بودند روحیه جنگی داشتند خانم هایی بودند که توی حرب بودند دائماً یعنی اگر زندگی عادی هم داشتند توی "حرب" بودند به شوهرش کاملا می رسید و ساعت هایی را می رفت مسجد حالا یا خیاطی می کرد یا وسائل را بسته بندی می کردند یا یک جایی دیگر در پشت جبهه یا بیمارستان کمک می کردند. روحیه حرب داشتند یعنی وضعیت اضطراری و غوف العاده را پذیرفته بودند. وضعیت فوق العاده را امام صادق در دعای ندبه زیبا بیان می کند. زجه، ندبه، اضطرار، انتظار، سختی از نبودن پدر و مولا بالای سرمون که اصلاً با این سختی مبارزه بکنیم بلکه او را بیاوریم و او در فشار است. چهل سال به عمرم نگاه می کنیم که ببینم چقدر در مبارزه بودم، در جنگ بودم، جنگ یعنی چه یعنی اینکه اسلحه دستم بگیرم. خوب در زمان جنگ دستم گرفتم و مبارزه کردم بهدش اومدیم در پیچ و خم مسائل زندگی گرفتار شدیم. امام همین را فرمود جنگی که بعد از جنگ نظامی اتفاق می افتد به مراتب خونین تر از جنگ نظامی است و به مراتب وحشتناک تر است. آنها هشت سال جنگ کردند نتوانستند وارد خاک ایران بشوند غیر از آن زمانی که جاسوسشان بنی صدر فرمانده کل قوا بود غیر آن موارد بعد از آن دیگر نوامیس ما محفوظ بودند، زنها محفوظ بودند، امنیت داشتیم، الان نه. الان توی خونه حزب الاهی آمده اند و اونها را زدند. پیشکسوتان جهاد خون را زدند. ما اصلاً در زندگی مان احساس فوق العاده بودن نمیکنیم. وضعیت عادی است انگار بله ایام فاطمیه می آییم روی جدول نگاه می کنیم. ببینیم کجا عزاداری هست، سخنرانی هست بریم. یک عزاداری هم برای حضرت زهرا بکنیم... پس کو جنگ؟ پس کو آن «حرب لمن حاربکم الی..» حرب لمن حاربکم یعنی من حالتم، حالت جنگی و اضطراری است. والله جنگ است چه بسا به مراتب سخت تر از اون آنقدر که در زمان حال شیعه از بین بردند در زمان جنگ نتونستند ببرند. اون موقع سیصد هزار شهید گرفتند فرستادند بهشت الان آدم ها را می گیرند می اندازند جهنم. دارند دختران و پسران.... ما را می گیرند افکارشان را می گیرند وضعیت می کنند و می فرستند جهنم. از عده زیادی از خانواده های متدین حیاء و حجاب را گرفتند. از عده ای نماز را گرفتند از عده ای دیگر.. اینها همه جنگ است میخواهی چکار بکنی برای این عده. تک تک ما باید فکر بکنیم که وقتی میگوییم «حرب لمن حاربکم» پای حرف مون بایستیم اگر گفتند زیارت عاشورا اینقدر صواب دارد. این تاثیرها را دارد اون کسانی که زیارت عاشورا می خواندند مادر و پدرهای ماعمل کردند به اون مادرها و پدرهای ما توی تظاهرات شرکت کردند. در زمان جنگ برادرها و پدرهای ما را به جنگ فرستادند. اون زیارت عاشورا اثر داشت. باید به این مسئله عمل بشود. اهل مبارزه باشیم. اینقدر آقایون آمده اند برنامه ریزی هسته ای تگاه می کنم. هیچ کدامش حربی نیست. زندگی داریم می کنیم ما خیلی بده چهل سال، پنجاه سال زندگی یک سیلی نزنیم توی گوش دشمن. یک سیلی به شیطان نزده باشیم. چهار نفر را از دست دشمن نجات نداده باشیم. اینطور زندگی کردن زشت است. بی خاصیت، ضعیف، حرب لمن حاربکم یعنی آقا عزیز من من دارم می جنگم تا بتونم تو را بیارم توی صحنه. شیعیان ما به دو دلیل از دیدن ما محرومند در حالی که ما شتاب داریم که در بین آنها باشیم: 1- بی وفائی2عدم همدلی. نمی نشینند دور هم براساس حل مشکلات که مشکل خودشان هم هست فقط مشکل ما نیست که فکر بکنند دور هم جمع نمی شوند. جلسه، هیئت بنشینند فکر بکنند که واقعاً چه کار باید کرد که شما یک توان دارید، من یک توان داریم.... حمله کنیم چهار جا را بزنیم. یک حمله هایی بکنیم. چه کار می توانیم بکنیم. اونهایی که از ما درس مبارزه را گرفتند.از ما دارند جلو میافتند، لبنانیها و فلسطینیها که دخترها و پسرها همه درجنگند. دختر فلسطینی برادرش رو در راه مبارزه گرفتند در عملیات اشتهادی. خودش به خودش بمب بسته و نوزده نفر را کشت. ولی دختر نوزده ساله ی ما بر سر کارتون، تلویزیون، سر نهار و شام..... گریه و زاری و غمگین... می آیند مشاوره می فهمیم مشکل چیزی نیست. یک دختر سُنی در فلسطین اینطور برای اسلام، دختر مسیحی از دل اروپا تک و تنها تبلیغ اون وقت دختر بیست سالهی ما هیچ انگیزه ی ندارد و نمی دونه زندگی اصلاً چیه. نمی دونه امام حسین چیه... روش زندگی سیاسی ندارد آرمان ندارد، روش زندگی سیاسی ندارند. در زندگیشون حرب وجود ندارد، نقشه کشی برای زدن دشمن نیست. عملیاتی نیستند. نه دخترها و نه پسرها. کمرها را سفت ببندند و برای پدرشان کار کنند. بچههای ناخلفی هستیم ما. اما شما بی وفایی می کنید نسبت به ما همه ما داریم کار خودمان را می کنیم داریم زندگی خودمان را می کنیم. کجاست امام زمان بعد که ما همدل هم نیستیم. دور هم جمع نمی شویم بیائیم براساس همدلی کار کنید. چندتا اجتماع تشکیل دادیم. چندتا گروه تشکیل داریم که برای امام زمان نقشه بکشیم. کمکش بکنیم. هدفمند. حداقل سنگرهاش را سوی جامعهی خودمان بزنیم. توی جامعه ی خودمان، همسایه ها، این طرف، اون طرف هدف ها را بزنیم و خنثی نکنیم کارهاش رو. هرکس به دنبال کار خودش است. اون وقت فردا می توانمی چشم تو چشم امام زمان بندازیم. از این بیست، سی سال زندگی چی به عقیده ات رسیده است به انسانیت چی رسیده است. حضرت فرمود آیه صلحه ارحام غایش تأویل اش نیست که تو با صلحه بکنی. ارحام شما مائیم. امام صادق(علیه السلام) فرمود: ارحام شما مائیم. ما عضو خانواده اهل بیت هستیم. خوب: ما به عنوان یک عضو چکار کردیم؟ خلاصه امام زمان الآن کجاست چی می کشه؟ ما داریم چکار میکنیم؟ چقدر زجرش می دهیم. کمکی آیا به او می کنمی یا نمی کنیم چقدر وقت جدی می گذاریم واقعاً برای انیکه یک کمکی به امام زمان بکنیم. وفاداری نیست. همدلی نیست اگر باشد اون هم در ماست در ما حاضر و ظاهر. حاضر که هست ظاهریست. خوب دقت کنید اون خدایی که فرستاده است زیارت عاشورا را شما به صورت وحی بخوانیدش اون چی برای من صلاح دانسته که اون را برای من فرستاده است، چی خواسته از من، من رو به چه شکلی دیده که گفته وقتی روبرو شدی با امامت. اینجوری حرف بزن. «انی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم الی یوم القیامة» یعنی همه زمانها، محدودیت ندارد. وضعیت شیعه مظلومیت. یکی از آقایان برام نوشته چرا ائمه را مظلوم خطاب میکنید. برای اینکه اونها با اون مقام و درجاتشون اینقدر مورد بی مهری، عدم توجه، عدم همدلی ... ما قرار می گیرند که می شود مظلومیت یعنی دارد بهشاون ظلم می شود. ظلم یعنی چیزی را در جای خودش نگذاشتنو جایگاه آنها چیه؟ ولاء زعامت رهبری جهان کو؟ چقدر هزینه بر سر جایگاه امام زمان قرار گرفته؟ و از این به بعد وارد این فقره می شیم «و لعنة الله آل زیاد و آل مروان» پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: شب خواب دیدم بوزینه روی جایگاه من قرار گرفته است. خوب قرار گرفته اند و این بوزینه ها واقعاً بر سر جای پیامبر قرار گرفته اند. ما داریم کم کم «حرب لکم» می شویم. نه «حرب لمن حاربکم» خیلی جاها داریم کمک می کنیم به دشمنان اهل بیت. داریم با کارهامون پشتیبانی می کنیم از دشمنان اهل بیت. تو که هیچ دقتی در حیاء و حجاب ناموست نداری، تو که در نماز خواندت مشکل داری، تو که در خمس ندادنت مشکل داری، خمس می خواهی بدی نمی توانی بدی خمست را، لعنت خدا بر کسی که مال ما دستش باشد. بعدش هم بیاد زیارت عاشورا بخونه. با پول حرام جلسه راه می اندازیم خونه مون، بعد هم مداح بخونه «إنی سلم لمن سالکم...» شده لق لقه زبان و دین لکم إلی السنتهم» سیدالشهداء خودش فرموده مثل تف می مونه هر موقع بخواهیم می اندازیم بیرون. کجاست حرب لمن حاربکم» ما داریم می زنیم توی گوش امام زمان. باید یه جوری باشد که وقتی امام زمان نگاهمون کرد مثل یک سنگر سیز شده دشمن نباشیم که هزار جاش را سوراخ کرده باشند گرفته تا شبت و سوارت شده باشند. توداری کولی می دی. زشت است امام زمان سرباز این جوری می خواد چکار! ما افتخارمون این است که روز عاشورا تمام اصحاب قوی بودند از بچه کوچک قوی و قدر بود اصلا ضعف به خودش شون نداد. زن هامون هم همین طور بودند. سکینه قوی و رقیه قوی... همشان قوی بودند. یعنی دشمن ذره ای نتوانست در اینها نفوذ بکند. اینقدر وسوسه کردند نپذیرفتند. امام زمان سرباز قدر و قوی می خواهد که در بست پذیرفته باشد در سلم بعدش هم کسی نتواند سوارش بشود. اندیشه ای غیر از اندیشه ما نتواند توی مغزش بیاد. ما معلم قرآن داریم هزار دفعه آبکش شده، استاد دانشگاه داریم همین طور. نمی تواند شکی، نمی تواند دفاع بکند از خودش. خیلی آبکی زندگی کرده. بحث مفصل اش را در ولایت کرده ایم. باورش نشده حقانیت امام حسین، امام زمان، عجب آدم هایی هستیم ما امام زمان ما در اون وضعیت ما هم راحت داریم زندگی می کنیم. امام صادق فرمود اگر دست ما بود شب ها نقشه می ریختیم و روزها عمل می کردیم. کو جمع شدن ماها دور هم، کو جمع شدن ما در روزهای تعطیل و پاتوق درست کردن ما چقدر نقشه داری؟ شده نیم ساعت بنشینیم و فکر بکنیم که چطور ضربه به دشمن بزنیم؟ چه کار کردیم؟ بعضی از این خواهر و برادرها را می بینم انتظاری هم ندارم، تازه شروع کردن، ضعیف هستند. اما حرکتشون مثل حرکت می مونه. می دونه که نمی تونه کاری و کمکی به امام حسین بمند ولی می دود و می ره، می دوند سرش رو می برند می گه یک کاری بکنم بدوم. بایستم برای چی؟ چه درسی به ما داد. بعضی از این دخترها و پسرها 5تا طرح نوشته: طرح فرهنگی، دینی، .... طلبه سال اول، جون دارد نشده هنوز ولی نمی تونه تحمل کند که کاری برای امام حسین نکند. از همان سال اولش در اون دغدغه است. دستش را قلم می ره می نویسد بیکار نیست کار م یکند. دختر هجده و نوزده سال پول از پدرش می گیرد می ره کتاب می خره توی مدرسه می دهد به این و اون بلکه اونها را متدین کند درد دارد. پول تو چجیبی اش را می گیره با اتوبوس رفت و آمد می کند، سخت می گیره به خودش. روزه می گیره که چیزی نخوره. پول را بده به کتاب به کسی بده تا هدایت بشه. سال اولی جون دار نیست ولی دستی را که عبدالله داده خوبب دارد. ولی اثر هم دارد. خدا به همین ها برکت می دهد در آینده و اونها را آدم های بزرگی می کند. اونها را سرلشگر می کند. در زمان امام زمان به مدعیان آدم هایی مه خیلی نون گندگی شون را خوردن توی دنیا باید برن بشین. توی گوشه ذلت، چون کم نامه های عاشق امام خیلی مقرب ترند که با مظلومیت تنهایی دست تنها با هزار فحش و تهمت وا می ایستن کارشون را می کنن. ما شخص داریم که تا شخصی بهشون حرف می زنه قهر می کند می زاره می ره، اِ من فوق لیسانس این مملکتم، طلبه سال فلان هستم، محصل له من این جوری به منحرف زده، من دیگه سر کلاس نمی رم. تو حاضر نشدی برای امامت یک ذره فحش و تهمت بخوری. مسخره نشدی، راحت قوبل نداشتی. فقط رفته بودی خودت را ارضاء کنی. هنرداری با دست خالی، با فقر مثل لبنانی ها مثل فلسطینی ها مثل بعضی از این بچه های آلمانی و آمریکائی، فرانسه می بینیم با چه وضعیتی سر پا وایستاده بودند مثل آنی یلی با 60 میلیارد پشتوانه مالی، پول رفت و آمد و ترددش رو نداشت. برای اسلام می ارزه آدم این جوری کار کند. شعب ابی طالب، 20 نفر یک خرما، بسیجی، پشه های وحشتناکی که از روی پتویش را فرو می کرد توی آدم، نه یکی و دو تا. گرمای مجنون و پشه خوردن، نون خالی، تشنگی و گرسنگی، آب کثیف مجنون از اون آب پر انگل بخوری تا بتونی جزیزه را سر پا نگه داری. ماها ناز پرورده ایم تا دو تا فحش و تهمت می شنویم چهار تا ارورده می شنوه فرار می کند می ره می گه آقا من تکلیف بیشتر از این ندارم. بعضی از این خانم ها و پیرزن ها می یان برای مشاوره، می رم بعضی وقت ها توی این روستاها نگاشون می کنم. توی یک شرایط اقتصادی سر می برن بعد می بینی که به هیچ وجه انجام وظیفه شون را نسبت به اهل بیت فراموش نکردن. هیچ کدام از مشکلات زندگی اش باعث فراموشی وظیفه اش نشده. انسان خیلی در مقابل اونها احساس کوچکی می کند. خیلی دوست داشتم می تونستم با این خواهرها و برادرها اردوئی راه بیاندازم. جمعشون می کردیم می بردیم لبنان. توی خونه اونها را ببین تا زندگی کردن را یاد بگیرن. مقاومت بفهمند یعنی چی... معنای حقیقی حزب الله را بفهمند توی اون شرایط اینقدر سرمست و شاد. اون وقت مردم ما توی تهران یا جاهای دیگر توی ناز و نعمت زندگی می کنند. باید نازشون رو بکشی. که حالا بیاد برای اسلام کاری بکن. حرب لمن حاربکم یعنی لباس جنگ پوشیدن. یک کسی معاملات خیلی کلان انجام می ده، جنگی، جبهه ای حالا افتاده توی کار اقتصادی هر کی یک کاری می کند. می بینی یک روز هفته اش یک پاتوق درست کرده توی شرکتش، ده، پانزده تا اهل دل را جمع کرده می نشینند حالی می کنند عیاشی اونجا. فلان روز همه می روند خدمت یک استاد درآمدها می ره توی یک هیئت مذهبی خرج می شه و کارهای فرهنگی خودش یک موقع هایی کار را تعطیل می کند، آهسته، آهسته راه می ره. کارش را تعطیل می کند می گوید گازش را بگیرم فلان جا یک سخنرانی بکنم. یک ساعت هایی می گذارد همون جا مشکلات مردم را حل می کند. اون وقت یک کسی تازه به دوران رسیده پاش وا می شه توی یک شرکت می بینی باد بردش اصلاً. یک کسی که خیلی ادعا داشت توی یکی از همین جلسات می اومد. خیلی فعال و بزرگ خودش را می دونست. بهش گفتم این جوری جلو نرو. بی مهابا زد توی کار اقتصادی امروز شنیدم باهاش 600 میلیون کلاهبرداری کردند انداختنش توی زندان. یک زمانی اهل تحلیل سیاسی بود و به دیگران تحلیل سیاسی می داد سر از اینجا درآورد. قانون بصری فرمود: اولین کاری را که می کنید برای خودتان برنامه ای نداشته باشید، تدبیری برای خودتون نکنید. «سلم لمن سالمکم و حرب ...» یعنی این. یعن یمن توی دنیا کاری ندارم جز این. آیا دین چیزی جز حب چیزی هست؟ دین یعنی عشق، عشق بازی و مبارزه با دشمنان معشوق برای حفظ معشوق و پاسداری از عشق این یعنی دین. مادرمون حضرت زهرا را نگاه کنید جنگی بود ما بچه های اون مادریم ؟ پیغمبر در موردش فرمود: انسانی که به قدری لطیفه که مثل حوری می مونه. این ساختار جسمانی حضرت است نه ساختار برزخی او که برق دندانش وقتی می خندد همه بهشت را نورانی و روشن می کند. کسی که تمام خوشحالی زندگی اش این بود که با نامحرم سر و کار نداشته باشد. وقتی ولایت به خطر می افتد. یک همچین کسی.. اون وقت فردا می تونیم بگیم که اون مادرمون بود؟ که وقتی که اصل دینش به خطر می افتد با شجاعت می یاد بین در و دیوار. در سوخته، ضربه، میخ، له شدن زیر دست و پا. مادر... اون بدن کجا... شمشمیر کجا. اون بدن کجا و سیلی کجا. وقتی که باردار بود بین در و دیوار بی حال شد و افتاد. یک کمی که به هوش اومد فقط فهمید که علی را بردند. همون جوری خودش رو کشون کشون برد تا مسجد. در ادامه دعای ندبه امام صادق «این المولود، این ابنا الموبود، این الحسن این الحسین» کجایند بسیجی هایی که اونقدر غیرت داشتند شما فکر م یکنید برای چی نوشته بود پشت پیرهنشون«می رم تا بگیرم انتقام سیلی زهرا را» اونها مرد بودند. یک ذره از وقتی فهمیدند که مادرشون رو زدند. هیچ وقت آتش دلشون نخوابید. اونقدر رفتند تا خونشون رو ریختند. سرشون رو گذاشتند روی پای مادرشون. بچه های غیرتمند. بچه های مرد. کجاست امام زمان. یک کم ما هم شبیه مادرمون بشیم یک کم دنبال امام زمان بریم، یک کم براش تلاش بکنیم. ما که نمی تونیم مثل مادرمون زخمی ، پهلو شکسته بریم دنبال امامون. توی رفاهیم. امنیتیم، آرامشیم، لااقل یک کمی تلاش بکنیم برای آوردن امام زمان، اون خیلی تنهاست. خیلی غریبه، خیلی مظلومه، سخته برای یک پدر مهربان مثل امام زمان، هزار و صد و شصت سال منتظر باشد که بچه هایش سر غیرت بیان. یک ذره عاطفه پیدا کنند. یک ذره وفادار بشوند سخت براش. «حرب لمن حاربکم» یعنی آتش دلم نمیخوابد. یعنی هیچ وقت سرد نمی شود. که این حس انتقام من را وادار کند که معمولی زندگی نکنم. هادی زندگی نکنم. تو پیچ و خم مسائل زندگی گیر نباشم. جدی باشم. مبارزه باشم. آقا نجفی روشنی یک تیکی قشنگی دارد در سیاحت غرب می گه یک لحظه که رفتم. یک برخوردی با علی اصغر دارد یک برخوردی با ابوالفضل و علی اکبر می گه من دیدم این عباس و علی اکبر خیلی باصلابت هستند تو برزخ لباس جنگی بر تن دارند. بابا چرا این جوری؟ منتظریم آقایم ظهور کند. ما باید برگردیم.سوز دل عباس از بین نرفته توی برزخ منتظره که بگردد. اون موقعی که دید جنازه برادرش رو تیرباران می کنند کاری نمی تونست بکند. دست از این عزاداری های ذلیلانه برداریم. بریم به سراغ هیئت درست کردن با غیرت ها. سلحشورها. عزاداری شجاعانه. با عزت عزداری کنید نه با ذلت. کسی باید بنشیند عزاداری بکند که حس انتقام درش باشد. که دائما شب و روز توی هر رشته ای که کار می کند. در فکر سیلی زدن به دشمن باشد. خیلی صحنه قشنگی بود خیل گریه کردم برای این صحنه یکی از دوستان می گفت که 18 تیر نشسته بودم توی شرکت داشتم با کامپیوتر رفتم توی اینترنت. اوضاع جهانی رو داشتم بررسی می کردم رفتم رسیدم به سایت منافقین، دیدم هر کس دارد یک فحشی می دهد. یک چیزی می گه. راجع به 18 تیر، به نظام به امام به رهبری گفت یک دفعه دیدم سایت شون خفه شد. دیگه نتونستند حرف بزند. دیدم یک عده ای اومدم. حسین جان. علی حیدر مدد. شروع کن به فقط همین صدا می اومد. تمام دنیا تو این اتاق وایستاده بودند این رو می شنیدند. یک مثبت، بسیجی، این یعنی اینکه من حاضرم. الان وقت اسلحه دست گرفتن نیست که الان که نشستی پشت اینترنت حمله کن یا الله. جمله کن. چطور اونها می زنن سایت های امام زمان ما را پاک می کنند. از بین می برن. بی غیرت به جای اینکه بنشینی پشت دستگاه کامیپوتر تو که خدا به تو این عرضه و سلامتی داده این موقعیت را داده، می تونست دیوانه ات بکند باندازت توی خونه. حالا سالمی. سر پا. حالا که پشت دستگاه نشستی. حمله کن بهشون. الان تو می تونی هزار تا حمله بدتر از آرپیچی بهشون بکنی. اون وقت می بری می نشینی سر سایت های مبتذل نگاه می کنی. حیا نمی کنی تو بچه اون مادری. بیا حمله کن. این را گفتم که بفهمی که ما هر جا هستیم می تونیم ضربه بزنیم. همه جا پس آروم ننشینیم تا به حق مادرمون قسم خونمون توی این راه ریخته بشود و روسفید و خندان با اونها روبرو بشویم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته