جلسه 110 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
110
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
2
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 110 - انسان‌شناسی (قم)

انسان شناسی قم 110 3/2/92

سلام علیکم و رحمۀ الله@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین@ هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السّلام صلوات بلند ختم بفرمایید.@ بحثمان درباره آثار مداومت بر یک عمل خیر بود که فرمایشی را از وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که کتاب میزان الحکمۀ جلد نهم به نقل از تحف العقول صفحه 17 نقل کردهاند.@ آثار بسیار فراوانی را برای مداومت بر عمل خیر ذکر کردند آثار بسیار مهم که جلسه گذشته عرض کردیم ترک الفواحش ترک آلودگیها و گناهان، که هم فحشای ظاهری هست و هم فحشای باطنی، گناهان جوارحی و جوانحی، که گفتیم برای غلبه بر اینها عادات خوب و عادات خیر خیلی به انسان کمک میکند@ هر چقدر تعداد عادات خوب و خیر انسان و اعمالی که انسان بر آنها مداومت دارد بیشتر باشد جا برای فواحش چه ظاهری و چه باطنی کمتر هست.@ دوری از سبکسری بیرون آمدن از گناه و یقین اینها بحثهایی بود که جلسه گذشته عرض کردیم و توضیح هم دادیم.@ در این جلسه هم چند تا از آثار بسیار مهم مداومت بر عمل خیر را میخوانیم. یکیاش حب النجاۀ، این که انسان عشق به رستگاری علاقه به نجات پیدا کردن از بدبختیها و جهنم و سختیها و شقاوت پیدا میکند.@ یعنی حتی یک عمل خیر که انسان، یک اسم از اسماء الهی را انسان در خودش ظهور بدهند بر آن مداومت کند یک کار خیر در انسان نورانیتی ایجاد میکند لذتی ایجاد میکند که شخص از اینکه به شقاوت کلی برسد دور میماند.@ خدا رحمت کند مرحوم شهید مطهری را رحمۀ الله علیه میگفت یک خانمی بود در مشهد اینها خیلی قید و بند درستی نداشتند ولی یکی از کارهایی که میکردند هر وقت که از خیابان رد میشدند یک سلامی به امام رضا علیه السّلام میدادند، همین یک کلام، یک کار خیر که انسان مداومت کند در نفس رسوخ کند.@ میگفت یک موقعی که حالا، اینکه عادت داشتند یا نداشتند، من اشتباه از من هست، یک موقع که از خیابان آمده بود چشمش میخورد به گنبد حضرت سلامی میدهد.@ بعد امام رضا علیه السّلام را شبش خواب میبیند و حضرت او را به دعای(یا من تحل به عقد المکاره) دعوت میکند و اینطوری هدایت میشود.@ گاهی وقتها یک خیر یک چیزی انسان را نگه دارد، ما داشتیم مواردی داشتیم در محله خودمان قدیمها زمان قبل از انقلاب آدمهایی بودند که هیچ کدام از واجبات را مقید نبودند مشروب خور بودند.@ اما من یادم هست یک موقع که اذان میگفتند اینها میایستادند دستشان را میگذاشتند روی سینهشان مثلا یک سلامی میدادند به کسی یا یک صلواتی میفرستادند یا یک ذکری میگفتند، همین مقدار فقط از دینداریشان همین بود.@ و همینها و همین مقدار باعث میشود انسان از شقاوت نجات پیدا کند. چون خداوند اینقدر کریم هست اینقدر مهربان هست که اگر کسی کوچکترین راهی با خدا پیدا کند.@ خدا از همان راه کوچک، از همان اخلاق خوب از همان خیری که شخص بر آن مداومت دارد آن را میگیرد و نور را از همان جا میتاباند در وجود شخص، تا تاریکیها و گمراهیها و گرفتاریهای شخص برطرف شود.@ لذا عرض کردم جلسه گذشته که ما هم باید این اخلاق الهی را داشته باشیم راه را پشت سر کسی نبندیم هیچ کسی را ناامید نکنیم، خوبیهای افراد را بزرگ کنیم، خیلی وَر نرویم با نقاط منفی و ضعفهای آنها، و از همان جاها تقویت کنیم.@ خدا هم همین کار را میکند و این به هر حال چیزی است که هم ما دوست داریم و هم خداوند دوست دارد، هم ما دوست داریم خداوند تبارک و تعالی با ما اینگونه رفتار کند، خداوند هم دوست دارد با بندگانش همینجوری رفتار کنیم کسی را ناامید نکنیم.@ در روایت داریم کسی آمد به پیغمبر گفتند که این پسری که میآید پشت سر شما نماز میخواند، این فقط میآید نماز میخواند وگرنه دزد هست و کارهای دیگر میکند و خلافهای دیگر میکند.@ فرمود( ان صلاته تنهاه یوم ؟؟؟الماء) یک روزی بالاخره این نماز او را نجات میدهد و همین هم شد، همین نماز دست و پا شکستهای که شخص دارد همین عمل مختصری که دارد بالاخره نجات میدهد انسان را.@ اینها خیلی انسان باید دقت کند حتی در روایت فرموده اگر شده به یک عمل مستحب مداوم مثل یک انگشتر دست کردن آن را هم از دست ندهید.@ انسان حتی، چون این انگشتر دست کردن یک عمل مستحب هست، این عمل مستحب وقتی انسان این انگشتر در دستش هست این مستحب را انگار از صبح تا شب دارد انجام میدهد و خود این یک خروجی هست برای یک سلسله از تاریکیها و غفلتها برای انسان.@ حالا یک کسی میبینی نه مستحبات دیگری هم دارد صلوات دارد، ذکر دارد، تسبیح دارد، اذان دارد، اقامه دارد، نماز دارد، تعقیبات دارد، قرآن میخواند، زیارت دارد@ هر چقدر شما بتوانید این سطح را بالاتر ببرید ورودیهای خیر و بهشت در شما بیشتر خواهد شد و فضا برای جهنم و شیطان کمتر خواهد شد این خیلی مهم هست.@ (و طاعۀ الرحمن). ظرفیت انسان در مداومت بر عمل خیر بالا میرود یعنی در واقع مداومت بر عمل خیر ظرفیت سازی میکند برای انسان.@ من یک توضیحی بدم دقیق این را، چند تا مثال بزنم. ببینید نفس انسان مثل بدن انسان هست که شما به هر شکلی که عادتش بدهی زود به دادش برسی و عادتش بدهی، قوی میشود و شکل میگیرد@ مثل کسانی که میخواهند کارهایی مثل ژیمناستیک انجام بدهند ببینید از کودکی اینها را میبرند چون بدن مقاومتش خیلی کم هست راحت شکل میگیرد، هر شکلی بخواهی میشود عضلاتش را استخوانش را غضروفهایش را شکل داد@ بنابراین آنهایی که میخواهند ورزشهای رزمی کنند، والیبال کار کنند، بسکتبال کار کنند، فوتبال میبینید که از کودکی در خیلی از کشورها مدرسه فوتبال دارند و از کودکی مهارتهای فوتبال را یاد میدهند@ همین از اول باید همینجوری بشوید، کسی میخواهد هنرپیشه بشود کسی میخواهد در رشتههای مختلف هنری کار بکند زودتر شکل میگیرد وقتی که از کودکی شروع میکند، کارهای علمی اگر بخواهد بکند@ شما دارید(العلم فی السقر کالنقش فی الحجر) علم در کودکی مثل نقش روی سنگ میماند که ماندگار هست.@ هر چقدر که ما از کودکی زودتر شروع کنیم و تعداد عادتهای خوب را بالا ببریم بدن پذیرایی دارد، شما آن کارهای شگرفی را که شما در تلویزیون میبینید یا اگر خودتان هم در جاهایی دیده باشید@ مثلا در سیرکها، یا جاهایی که نمایشهای خیابانی دارند، کارهای عجیب و غریبی که افراد با بدنشان انجام میدهند مهارتهای زیادی، مثلا یکی را میبینید هشت تا نه تا ده تا توپ را میگیرد در هوا نگه میدارد همینجوری میچرخاند@ کارهای شگفتانگیزی که انجام میشود اینها تمام تواناییها و عادتهایی هست که با تربیت با آموزش و تمرین به دست آمده.@ نفس انسان هم همینطور هست در واقع نفس انسان هم به گونهای هست که اگر زود به دادش برسد انسان و هر چقدر بتواند تعداد عادتهای خیر او را بیشتر بکند مقاومت انسان کمتر هست@ یعنی وقتی کسی به اندازه یک دانه کار خیر میتواند تحمل کند و انجام دهد، مثلا بعضیها فقط نماز میخوانند چیزهای دیگر را رعایت نمیکنند فقط نماز، حوصلهاش در دین همین یک نماز هست.@ ولی ماه رمضان دیگر روزه نمیگیرد، بعضیها اصلا نماز هم نمیخوانند فقط ماه رمضان نماز میخوانند و روزه میگیرند ولی بعد دیگر کاری با دین ندارند@ دیگر حوصله ندارد برای بیشتر از این مقدار، یعنی نفسش بیشتر از این قبول نمیکند دین را ولی اینمقدار را توانسته به نفس خودش بقبولاند که ماه رمضان جلوی نفسش را بگیرد واقعا روزه بگیرد و نماز هم بخواند اینقدر غلبه دارد بر نفس خودش این مقدار عادت را توانسته انجام دهد.@ ولی این دیگر نمیتواند ماههای دیگر این کار را انجام دهد ضعیف هست ولی در ماه رمضان قوی هست میتواند این طاعت را انجام دهد.@ شما هر چقدر سطح کارهای عادتی خودتان را بالا ببرید توان این قوای پایینی اینها محدودتر میشود که در ماه رمضان خداوند تبارک و تعالی یکدفعه برای بشر برای این بخش فوق عقلانی یک ماه قُرُق میکند که این را تعطیلش بکنید واجب هم میکند که کسی نتواند مقاومت کند، چون اگر میخواست مستحب کند هیچ کس نمیرفت روزه بگیرد ماه رمضان.@ مثل نماز شب که مستحب است اقل افراد انجام میدهند این همه مستحبات زیاد هست کسی سراغش نمیرود با اینکه خیراتش خیلی کثیر هست کسی نمیرود.@ بشر نیاز دارد که یک زوری و قدرتی بالای سرش باشد و آن زور و قدرت تعیین کننده است یعنی تلقین میکند. اینکه امام خمینی سلام الله علیه فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد یعنی یک زوری بالای سرش باشد خودش را تلقین بدهد.@ مثلا ما در برنامهها نوشتیم نیم ساعت ورزش کنید، بعدا هم من پایان شش ماه میپرسم ورزش کردید یا نه؟ غالبا میگویند ما ورزش نکردیم.@ در خانه حالا یک نرمش کردیم، بهانه میآورند، پیادهروی کردیم، اینها هیچکدام ورزش محسوب نمیشود ورزش یعنی آنچه که عضلات را درگیر میکند عرق انسان را درمیآورد خسته میکند آدم را تا آن فایدهای را که برای سلامتی بدن نیاز دارد حاصل بشود@ با این پیادهرویهای ضعیف و کم یا نرمشهای ضعیف بدن راه به جایی نمیبرد، آن اتفاقاتی که انسان، چابکی که بدنش احتیاج دارد برای کارهای بالاتر به دست نمیآورد، قدرتی که نیاز دارد به دست نمیآورد.@ ولی وقتی ورزش، توصیه میکنم که حتما عزیزان ورزش بروند ورزش باشگاهی بخصوص، ورزش باشگاهی که میگوییم دیگر مجبورید وقتی میروید ورزش باشگاهی میبینید کسی که میرود باشگاه شش ماهه خیلی از تواناییها میرسد که اگر میخواست خودش در خانه انجام دهد نمیکرد.@ نفس انسان اساسا تنبل هست یعنی چون راحتطلب هست در ذاتش راحتطلبی هست وقتی که غفلت از ابدیت داشته باشد این راحتطلبی را در کجا میخواهد؟ در دنیا میخواهد.@ لذا اگر مثلا مدرسه نرو نمیرود، درس نخوان نمیخواند، مشق ننویس نمینویسد، ریاضی ننویس نمینویسد، اگر خواستی درس بخوان اگر نخواستی نخوان خواستی امتحان بده نخواستی امتحان نده.@ در عالیترین عشر جامعه که طلبهها هستند اگر یک موقع بگویند که امتحان لازم نیست میروند بدهند؟ طلبهها دانشجویان نخبهها، امتحان ندهید، نمیروند امتحان بدهند، میخواستید بیایید حوزه نخواستید نیایید خیلیها نمیروند.@ نفس اینجوری است نفس نمیشود باهاش تعارف کرد شوخی کرد اصلا رحم نمیکند با انسان اینجوری است ذاتش اینجوری است و اگر آیندهنگری حالا چه آیندههای دنیای و چه آیندههای جاودانه، مثل وفات به بعد نباشد انسان هیچ کاری نمیکند@ دست روی دست میگذارد و خودش را نابود میکند با بیکاری و خرفتی و تنبلی، اصلا اینجوری است.@ خدا رحمت کند باز مرحوم استاد شهید مطهری یک داستانی از پادشاهی نقل میکرد میگفت: پادشاه قدیمها همه کارهایشان را بقیه انجام میداد، یک کسی بادشان میزد، یک کسی غذا میگذاشت دهانشان، یک کسی میبرد حمام، یک کسی لباسشان را در میآورد@ یک کسی میشست آنها را، دوباره میآوردند شاه را، شاهانه، تر و خشکش میکردند لباس تنش میکردند، اینها تنبل بودند اینها عادت داشتند اینجوری، میگفت یک موقع یکیشان دماغش آمده بود@ به غلامش گفت دماغم میآید، غلام هم دستمال گرفته بود جلوی بینی شاه، بعد شاه به غلام گفت پس چرا نمیآید؟ گفت قربان فینش را هم ما باید بکنیم، این یکی را باید خودتان انجام دهیداین را ما نمیتوانیم کاری بکنیم.@ ذات بشر اینجوری است تنبل است، اگر خلاصه نخواهید یقهاش را بگیرید این بخش طبیعت، لذتطلبی و هواهای نفسانی که دارد دیگر اجازه به بخشهای فوق عقلانی نمیدهد حتی خودش را هم نابود میکند.@ تنبلی اینقدر، مسواک نمیزند، حمام دیر میرود، به موهایش نمیرسد، بهداشت را رعایت نمیکند، ورزش نمیکند، هیکلش خراب میشود، چربیاش بالا میرود@ که حالا این بیماریهایی که الان میبینید چربی بالا میرود، قند بالا میرود، اوره بالا میرود، وزن زیاد میشود، کمر دردها، پا دردها، انواع مریضیهایی که این همه هم دارد از ما تلفات میگیرد، ناشی از این هست که شخص تنبل هست و حاضر نیست با طبیعت خودش دربیافتد.@ جلوی شکمش را نمیتواند بگیرد، جلوی نفس خودش را نمیتواند بگیرد، اسیر، گرفتار، ضعیف، این تنبلیها هست، نفس انسان یک همچین وضعیتی دارد که اگر یقهاش را نگیری رحم به شما نمیکند.@ یعنی حاضر است بخورد ولی وزن کم نکند، حاضر است بخورد و بمیرد حاضر است بخورد و مریض شود، حاضر است بخورد میلیونها تومان هزینه درمان بکند اما دست از خوردن لذت بردنش برندارد.@ نفس این است ساختار نفس اینجوری است اگر مدیریت بخش عقلانی و فوق عقلانی در آن نباشد خودش خودش را نابود میکند.@ چون عقل نیست، عقل که نیست نفس مثل یک حیوان درنده و چموشی هست که هیچ کنترلی روی آن نیست.@ من یادم هست پدر خانمم میگفت که ما در کارخانه که بودیم یک کسی بود خیلی به کلهپاچه علاقه داشت بعد کلهپاچه که میخورد تا دم مرگ میبرد آن را، هر وقت میخورد حالش اینقدر بد میشد که مثلا میبردنش بیمارستان با ترفندهایی زنده نگه میداشتند.@ بعد میگفت این هم حریف شکم خودش نمیشد که نخورد بعد میگفت یک موقعهایی کلهپاچه درست میکرد صبحها که ما میرفتیم میگفت بیایید کلهپاچه درست کردم بعد میگفت زنگ میزد به آمبولانس و شروع میکرد به خوردن.@ یعنی اینجوری بود، زنگ میزد به آمبولانس شروع میکرد به خوردن وقتی میخورد بلافاصله میافتاد بالاخره پزشکان میرسیدند بالای سرش، همین کار را کرد تا اینکه آخر مُرد.@ شما نگاه کنید ما چقدر آدمها از قند مُردند از چربی، سکته کردند، این برای این هست که از دست دررفته یک جایی.@ لذا وقتی میگوید عادت بر کار خیر طاعت الهی و طاعت رحمن طاعت خدا را راحت میکند هر یک عادتی یک مقابله است با تنبلی.@ شما وقتی عادت میکنید قرآن بخوانید روزی پنجاه تا آیه را بخوانی، عادت میکنی زیارت عاشورا بخوانی، عادت میکنی تفسیر بخوانی@ عادت میکنی نماز بخوانی، عادت میکنی اذان و اقامه بگویی، عادت میکنی تعقیبات بخوانی، عادت میکنی مستحبات را رعایت کنی، عادت کنی هر چیزی، ورزش کنی، عادت میکنی راه بری، عادت کار خیر داری، عادت به احسان داری، عادت به لبخند داری.@ هر کدامش یک بابی را از، یک مقاومتی را از بخش حیوانی کم میکند لذا طاعت را راحتتر میکند، یعنی هر یک عادت خیر هر یک کار خیر یک قدرت هست.@ ببینید اصلا مقوله، مقوله اطلاعات نیست مقوله، مقوله توانایی است مقوله، مقوله دارایی است، دانش و علم را گفتیم اگر قدرت نیارد اصلا هیچ فایدهای ندارد تخیل و توهم هست این را یادتان باشد.@ علم هر رشتهای که هر کس میخواند در هر رشتهای فرقی نمیکند در حوزه باشد یا دانشگاه اگر شخص را قدرتمند نکند به شادی و نشاط به آرامش نرساند این معلوم هست این سالها که درس میخوانده دچار توهم بوده@ یعنی داشته یک سلسله توهم جذب میکرده، نمیشود آدم طلبه باشد درس بخواند مؤمن باشد افسرده هم باشد پژمرده باشد ناراحتی اعصاب داشته باشد بد اخلاق باشد زودرنج باشد این اصلا مثل کوسه ریش پهن میماند، علم توهمی است علم نیست.@ باز نگاه کنید انگشتها را، این مرحله وسط مرحله توهم بود دیگر اگر یادتان باشد، این علم الان به ما میگوید مرحله عقل، به ما میگوید مرده کاری به ما ندارد، به ما میگوید تاریکی ترس ندارد عقل این را میگوید ولی وهم این را قبول نمیکند.@ و به عقل غلبه میکند برای همین شخص نمیتواند در عمل دست به مرده بزند، بنابراین این علمش با کسی که ندارد هیچ فرقی نمیکند این هم دچار توهم هست این یک خرافات دارد یک تخیل از علم، علمی که در عمل نمیتواند به من کمک کند هیچ فایدهای ندارد.@ طرف زبان خوانده حالا مثلا شش ترم رفته مثلا حالا حرف بزن ببینم؟ نمیتوانم. مکالمه کار کردی بگو ببینم؟ نمیتوانم. این به چه درد میخورد.@ من یادم هست که یک موقع مهمانهای خارجی داشتیم یک خانمی مال کشور بوسنی بود فکر میکنم یک خبرنگار جوانی بود شاید مثلا حدود 27 یا 28 سال خیلی زیاد بگیریم 30 سال بود.@ یک هزارتایی میهمان خارجی داشتیم ایشان آمد راجع به مسألهای با من صحبت میکرد خیلی عربی فصیح صحبت میکرد یک چیز جالبی که من در کشورهای اروپایی دیدم یا میهمانهایی که داشتیم یا خودم رفتم این هست که مسلمانهای آنجا به یادگیری زبان دینشان خیلی اهمیت میدهند.@ یعنی حالا من چندتا میهمان خارجی از آمریکا از سوئد از سوئیس از فرانسه از آلمان داشتم بعد قرار جلسهای را داشتیم بعد برای اینها مترجم آوردم.@ وقتی مترجم آوردم دیدم هیچکدام حاضر نیستند به هیچکدام از این زبانها صحبت کنند همهشان دوست داشتند عربی، زبان دینشان صحبت کنند، دانشمندهای آن کشورها بودند ولی همه عربی صحبت میکردند اصلا به زبان خودشان صحبت نمیکردند.@ بعد این خانم به من گفت که حالا من دو سه تا از این اساتید دانشگاه همراهم بود، این خانم به من گفت شما در کشورتان چقدر عربی میخوانید؟@ من به آن گفتم خوب ما کشورمان خیلی خوب هست عربی زیاد میخوانیم، از راهنمایی شروع میکنیم چهار سال راهنمایی دارد، دبیرستان دارد، بعد آنها که میروند دانشگاه رشته انسانی میخوانند دارد، ما خواستیم تعریف کنیم از کشورمان.@ آخر سر به من اینجوری کرد گفت خوب پس چرا هیچ کس نمیتواند اینجا عربی حرف بزند؟ یک کشور اسلامی، چرا اساتید، دانشمندان شما، دانشجویان شما؟@ دیگر من خجالت میکشم بگویم میخواستم بگویم که ما آنهایی هم که چند سال عربی در حوزهها میخوانند آنها هم نمیتوانند صحبت کنند چه برسد به این دانشآموزها، آن میگفت ما چند سال میریم آنجا، گفت در کتابهای ما هیچکدام عربی نیست.@ ولی ما دو سه سال میرویم عربی میخوانیم مثل بلبل هم داریم حرف میزنیم، ولی چطوری هست که الان مثلا یک کسی تا اجتهاد هم میرسد ولی بیفایده است یعنی نمیتواند در عمل به کار بگیرد@ حتی صرف و نحو هم همینطور هست، صرف نحو، بعضیها اصول یاد میگیرند منطق یاد میگیرند، امتحانش را میدهند در امتحان بیست هم شدند ولی بعدا که در مقام عمل میخواهد استفاده کند اصلا نمیتواند استفاده کند نه منطقش را میتواند استفاده کند نه فلسفهاش را نه اصولش را.@ یکی از اساتید ما میگفت بنده خدایی رفته بود مغازه، مثال میزد ترتیبش را من یادم نیست، مثلا سبزی خریده بود رفته بود ماست بخرد بعد سبزی را جا گذاشته بود ماست را برده بود قصابی، بعد ماست را جا گذاشته بود گوشت را برداشته بود برده بود میوه فروشی گوشت را جا گذاشته بود میوه تنها را برده بود خانه.@ یعنی سه تا چیزی که گرفته بود از قبل همه جامانده بود، ما هم مثلا بعضیها همینجوری هستند علمشان، وقتی میآیند سالهای بالاتر، علمهایی که سالهای پایینتر خواندهاند جا میگذارند اصلا کاربردی نیست برایشان.@ حالا وقتی که علم اساسا نمیتواند به یک نفر قدرت بدهد توهم هست فقط، یعنی این شخص چند سال رفته در حوزه منطق خواندهام، فصوص خواندهام، اسفار خواندهام@ منظومه خواندهام، عرفان خواندهام، اخلاق خواندهام، عقائد خواندهام، کلام خواندهام، ببینید عملا آدم، آدم قویای نیست.@ یعنی آدمی نه شاد هست نه قدرتمند هست نه عبادت میتواند بکند نه با آسمان میتواند ارتباط برقرار کند از غیب نمیتواند کمک بگیرد، غیبش به دادش نمیرسد، پس میشود توهمکاری با آن بخش الان فعلا نداریم.@ الان بخش، بخش عمل است حضرت میفرماید کسی که یک کار خیری را انجام میدهد این چه پیدا میکند؟ میفرماید(و طاعۀ الرحمن) طاعۀ الرحمن یعنی توانایی، این میتواند خدا را عبادت کند.@ لذا شما میبینید فرض بفرمایید یک پیرزن دهاتی میتواند مکاشفه بکند نماز شب راحت میخواند اصلا دردش نمیآید از نماز شب ناراحت نیست.@ همینجوری ملکهاش هست، پیرمرد نانواست، میبینی در نانوایی خودش چند ساعت، نصف شب خمیرش را آماده میکند میرود یک گوشهای نماز شبش را میخواند.@ پزشک حتما شده، یک موقع مریض مثلا نصف شب برده میبیند پزشک در مطب مشغول نماز شب، لنگی انداخته و مشغول نماز شب هست، پزشک است ولی خیلی قوی است در این کار توانایی دارد، میتواند نماز شب بخواند.@ هر چقدر عادات خیر را شما بالا ببرید قدرتتان در طاعت رب بیشتر میشود چرا؟ باز دقت کنید قواعدش را. چون شما هر یک دانه کار خیری را که اضافه میکنید به کارهایتان و عادت میکنید به آن، حجمی از طبیعت ضعیف میشود و محدود میشود.@ اینکه در روایت داریم که مستحبات حریم واجبات هست برای همین هست که یک کسی که مستحبات را به آن عادت میکند و التزام دارد مستحبات را انجام بدهد دیگر به سمت حرام نمیرود واجبات را قطعا انجام میدهد.@ اگر یک موقعی هم شیطان بتواند به آن حمله کند این حریم اول را از آن بگیرد مستحبات را دیگر به واجباتش لطمهای وارد نمیشود، کسی که از مکروهات پرهیز میکند دیگر در محرمات نمیافتد.@ پس بنابراین شما هر چیزی را که انسان عادت میکند که انجام بدهد برای خودش یک عمل خیری را واجب میکند روی آن هم استمرار دارد و انجام میدهد.@ هر چقدر، باز دقت کنید انگشتها را، هر چقدر سطح ظرفیت فطرت را بالا میبرید ظرفیت طبیعت کم میشود، هر چقدر فطرت را قدرتمند میکنید طبیعت قدرتش محدود میشود.@ برای همین هم خداوند ماه رمضان میآید کمک بشر، میآید کمک بشر یعنی کمک کی میآید؟ کمک آنی که از جنس خودش است.@ یعنی فوق عقل، نفخه خودش، خدا میآید سراغ کودک عزیز روان ما، کمک کودک عزیز روان میآید، میآید میایستد خدا، میگوید شمشیر میکشد علیه طبیعت، میگوید اگر ولش نکنی میبرمت جهنم میسوزانمت.@ ولش کن این را یک مدت دست از سرش بردار، بگذار یک ذره تغذیه بکند یک ذره غذا بخورد، ولی خوب خودش هم میگوید لعلکم@ شاید، این تمرین یک ماهه شاید، یک کاری بکند انسان در این یک ماه تمرین بکند بلکه یک مقدار طبیعت را بتواند، شجاعت داشته باشد جلوی طبیعت را بگیرد یک ذره نترسد از این سیطره طبیعت یک ذره در سرش بزند یک کمی کنترلش بکند بتواند این کار را انجام دهد.@ پس خودمان باید این کار را انجام دهیم، شما هر چقدر خوراک سطح فطریتان را بالا میبرید بخش طبیعیتان محدودتر مؤدبتر و تربیت شدهتر میشوند.@ خدا نمیگوید اینها را حذف کنید میگوید اینها محترم هستند غذایشان را بدهید به اندازه کافی ولی غذای این بخش پایینی دو تا شرط دارد: یکی اندازه یکی حلیت. هم حلال باشد هم اندازه باشد.@ بله به اندازه غذایشان را بدهید ولی نباید بگذارید زیادهروی کنند چون زیادهروی بکنند زیادهخواه میشوند دیگر فرصت برای بخشهای عقلانی و فوق عقلانی نمیدهند.@ اینهایی که زیاد غذا میخورند، برای همین هم در روایت داریم(لا تجتمع الفتنۀ مع البطنۀ) هیچ وقت تیزهوشی هیچ وقت قدرت عقلانی هیچ وقت فکرهای خوب هیچ وقت بصیرت پیدا کردن با پرخوری جور درنمیآید.@ شما وقتی حجم خوراک بدن را زیاد میکنید حجم فهمتان و شعور کم میشود حتما حجم فعالیتهای عقلانی یا فوق عقلانی شخص کاملا کم میشود نمیشود دوتا را داشته باشید.@ بنابراین میگوید اندازه به آن بده اما حلال به اندازه، نمیگوید این را حذفش کن. کسی بگوید من میخواهم برای اینکه عبادت کنم درس بخوانم مثلا شام نخورم، نه.@ شام را در روایت داریم انسان باید بخورد و رگ عشا لعنت میکند انسان را، اما شام چی مثلا؟ حضرت میگوید چند تا دانه خرما هم خوردی شام محسوب میشود اگر بخواهی این کار را بکنی.@ ولی هر چقدر، این قاعده یادمان نرود، ما باید بخشهای پایینمان تربیت بشوند، یعنی اندازه را یاد بگیرند حرمت بخشهای بالایی را یاد بگیرند@ حالا اگر بخواهیم این کار را انجام دهیم باید سطح عادتهای خیر کارهای خیر اعمال صالح و سبقت در خیراتمان را بالا ببریم هر چقدر شما این قسمتها را قوی میکنید این بخشها با شما بیشتر راه میآیند مزاحمتان نمیشوند اذیتتان نمیکنند@ چون تسلط دارد مثل اسب رام شده است که هر وقت بخواهی سوارش میشوی هر جا هم بخواهی بروی میآید، ولی وقتی این اسب عادت کند به، قِبراق نباشد، عادت کند به پرخوری عادت کند به وِل بودن، تربیت نشود، از آن کار نکشید، مثل ذهن میماند.@ که اگر از آن کار نکشید دیگر تنبل و تنپرور میآید راه نمیآید با شما. علت اینکه الان مریضیهایی مثل آلزایمر زیاد شده در کل دنیا دارد زیاد میشود اصلا قبلا یک همچنین چیزی وجود نداشت به این راحتی به ندرت میشد یک نفر در سن پیری دچار یک همچین فراموشیهایی بشود.@ کم، الان خیلی زیاد هست، اینکه چیزهایی مثل تلویزیون، مطبوعات، رسانهها، ماهواره، اینترنت، ذهنها را کند میکند، بچهها را الان، متخصصین روانشناس میگویند بچههایی که عادت میکنند ذهنشان به کامپیوتر اینها انواع و اقسام تنبلیهای بدنی پیدا میکنند@ اینکه 70% بچههای زیر 20 سال اضافه وزن دارند در کشور ما معنایش این هست که دارد یک فاجعههایی اتفاق میافتد در نسلهای بعد، یک فاجعه دارد اتفاق میافتد.@ بنابراین باید از آن کار بکشید، دانشمندان به ما میگویند اگر کسی زبان دوم یاد بگیرد به شدت احتمال مبتلا شدن به آلزایمر در او کم میشود.@ اینها که اهل مطالعه هستند، پیرمردها پیرزنهایی که کتاب میخوانند مفاتیح میخوانند دعا میخوانند حتی پیرمردهایی که جدول حل میکنند، این ذهن را چی نگه میدارد با این جدول حل کردن؟ تیز نگهاش میدارد.@ این دیگر آلزایمر نمیآید سراغش، اما کسی که فقط کار کرده مطالعه نمیکند بعد هم وقتی که بازنشسته میشود تنبل هست اصلا اهل کتاب نیست کتابخوانی، مطالعه آدم را جوان نگه میدارد روح را جوان نگه میدارد جسم را هم قوی میکند@ همین کتابخوانی، چون این ذهن، مغز جوان میماند بسیار انگیزههای خوب در بدن انسان ایجاد میشود سلامت جسمی، روانی و روحی را برای انسان میآورد عادت کردن به مطالعه، خودش یک عادت خیر هست عادت کردن به مطالعه و خواندن.@ پس ما هر چقدر این تعداد کارهای خیر را بالا ببریم نفس رامتر میشود اطاعت از پروردگار برای انسان راحتتر میشود برای همین هم در آداب تربیت داریم بچههایتان را قبل از سن تکلیف امر به واجبات کنید.@ بچهها را قبل از سن تکلیف امر به واجبات کنید بعد حضرت میفرماید چرا؟ میگوید چون وقتی به سن تکلیف رسید سختشان نباشد.@ به حجاب قبل از سن تکلیف عادتشان بدهید، اما نه حالا مثلا ما انتظار داشته باشیم یک بچهای که مثلا 8 سالش هست حتما چادر سرش بکند حتما باید مثل مادرش حجاب بگیرد سختش باشد نه، حجاب اسلامی را داشته باشد حالا چادر هم نبود، نبود@ یواش یواش به یک سنی که رسید که مثلا حالا بهتر شد خودش هم آمادگی داشت حالا بگویید چادر سرش کن. نماز همینطور، نماز نباید بگوییم حالا الان که 15 سالام نشده، در خانه بچه بگوید من 15 سالام نشده تکلیف ندارم.@ معصومین میفرمایند که ما از پنج سالگی دخترانمان را عادت میدهیم یواش یواش به تکالیف، شما نمیتوانید شما از هفت سالگی یواش یواش این کار را بکنید.@ یواش یواش این را یادتان نرود خودشان سبکش را گفتند که مثلا در چه سنی بگوید لا اله اله الله بگوید در چه سنی بعد از چند وقت به آن بگو مثلا یک لا اله الا الله بگو دیگر رهایش کن همین که لا اله الا الله گفت کافی است.@ این میشود عادت دیگر، همین یک لا اله الا الله را بگو، مثل کار قشنگی که پدر و مادرها با بچههایشان میکنند بچهها یاد میگیرند ذکر بگویند سوره بخوانند حمد بخوانند دعای فرج بخوانند سورهها را حفظ میکنند، یک کار خیلی خیلی قشنگ هست.@ بچهها را میبرند در مساجد با خودشان یواش یواش، میبرند در حرمها با این فضاها، روح عادت کند، از فضاهای اینجا زدگی پیدا نکند لذت ببرد، یادش وقتی میآید، بهش بگویند قشنگترین صحنههای بچهگیات چه بوده؟@ قشنگترین صحنههای بچهگیام حرم بوده حوض بوده، آب بوده آب بازی دور حرم بوده خیس کردن خودمان بوده دویدن در صحن بوده، قایم باشک بازی کردن کودکانه در این صحنهای بزرگ بوده، دویدنها بوده.@ خلاصه آنجا جا انداختند فرش انداختند میوه خوردیم چی خوردیم، لذتهایی که پدر و مادر باید بلد باشد چطوری این طاعتها را همراه این لذتها به خورد بچه بدهند.@ فرمود شما از هفت سالگی این کار را کنید، اما خودشان مرحله به مرحله میگویند، چند ماه بعد بهش بگویید بگو محمد رسول الله.@ بعد از یک مدتی علی ولی الله بعد از یک مدتی به آنها رو به قبله ایستادن را یاد دهید که اینجوری بایستید، بعد از یک مدتی به آنها وضو گرفتن را یاد دهید، بعد قطعه قطعه نماز را همینجوری ذره ذره نماز را.@ مثل روزههای کله گنجشکی که الان کار خوبی هست که والدین انجام میدهند مثلا تکلیف نداری میگوید حالا یک روزه کله گنجشکی، بلند شو سحری، سحری بلند کردن خودش یک عادت خیر هست@ بچه اگر عادت نکند سحری بلند شود رحم بکنیم ترحمهای اینجوری، بلند شود سحری بخورد تا این نفسش قوی شود یاد بگیرد نصف شب بلند شود اصلا@ ولی آهسته خیلی آهسته تند نه فشار زیاد نه، با ملاحظه، این باید یواش یواش نفس این بچه قوی شود@ حالا در بخشهای بعدی هم میگویم که زیادهروی هم در این قضیه اصلا خوب نیست. صلوات ختم بفرمایید.@ حالا یک مادری را میبینید در خانه مثلا موسیقی میگذارد بچه عادت میکند گوشش به شنیدن موسیقی بعد ترکش سخت میشود یک کسی میبینی قران میگذارد مداحی میگذارد یا اشعار خوب میگذارد لااقل یک چیزهایی که بچه عادت میکند به شنیدن آنها.@ بچههایی که در شکم مادرشان قرآن مادرشان خوانده یا مادرشان قران شنیده اینها وقتی به دنیا میآیند یک حافظه تشکیل دادند در شکم مادرشان، مادری که مرتب روی یک جزء قرآن خوانده.@ حرم رفته، زیارت رفته، این بچه در رحم مادرش در این نه ماه، رفته در بطن این خوابیده این چیزها، بعدا که میآید فقط یک یادآوری است بعد میبیند که همه را هم دارد با خودش، خیلی راحتتر تربیت میشود راحتتر به نماز به عبادت به کارهای خیر کشیده میشود.@ چون تمرین را از کجا شروع کرده مادر؟ آن موقع که این مقاومتی نداشته این فرمولهای خیر به آن رسانده و یاد داده بچه مقاومت نداشته.@ بنابراین این هر چقدر ما بتوانیم، این را در رابطه با خودمان هم انجام دهیم خوب هست نگویید حالا سن ما گذشته ما دیگر حالا نمیشود، نه اینجوری نیست انسان از یک جا شروع کند.@ همانطوری که امام فرمود انسان بدون تلقین به جایی نمیرسد، تلقین کنیم به خودمان و این کارها را نگذاریم نفس سر ما کلاه بگذارد.@ در روایت داریم نفستان را فریب دهید نگذارید فریبتان دهد، در عبادات الهی در قاعده یا در مباحث شبهای احیا توضیح دادیم به همان مباحث شبهای احیا مراجعه کنید بحث نماز و بخش عبادت توضیح دادیم.@ که نفستان را فریب دهید در عبادت، چون این کلاه میگذارد سر شما، مثلا بلند میشوی میبینی الان خستهای بخواب فردا امتحان داری فردا به کارت نمیرسی، هِی بهانههای مختلف میآورد یک جوری سرت را کلاه میگذارد که بعد بلند میشوی میبینی داری چرت میزنی خوب تو هم فریبش بده.@ تا بلند شدی قبل از اینکه بخواهد وادارت کند برگردی در رختخواب برو سریع سرت را بگیر زیر شیر آب، تمام شد دیگر فریبش دادی دیگر به این راحتی خوابش نمیبرد.@ خدا رحمت کند مرحوم قاضی را فرمود وقتی میخواهید عبادت کنید یک تخته نروید تا آخر تختهگاز، وسط عبادتتان میوه بخورید، یک چیزی بخورید، یک چایی بخورید، یک قهوه بخورید، یک خیاری، ایشان خیار را مثلا میگفتند، یک خیار بخورید انسان نشاط دارد، میوههایی که نشاطآور هست استفاده کنید.@ این فریب نفس هست که انسان نفسش را فریب بدهد بلند شود وضوی مجدد بگیرد گولش بزند خلاصه به بازیاش بگیرد که خیلی فریب ندهد سر ما را کلاه نگذارد.@ باید انسان برای خودش این عادتهای خیر را ایجاد کند، اینکه بایستی که خودش بیاید و ما برویم کلاس و تزکیه بشویم و نفسی به ما بخورد و ما یک موقع اینجوری بشویم و برویم یک صاحب نفسی را پیدا کنیم و یک دمی به ما بدهد و اینها اصلا نیست.@ یکی از بزرگان میگفت من با حضرت آیت الله بهجت رحمۀ الله تعالی علیه گفتم که آقا دعا بفرمایید، خوب این آدم مستجاب الدعوهای بزرگی مثل آقای بهجت.@ گفت دعایی بفرمایید که ما حضور قلبمان بیشتر شود فرمود دعایی نیست دوایی است، باید خودتان را مداوا کنید برای حضور قلب، حضور قلب یک روند است.@ مثل اینکه دعا بفرمایید بدن من قوی شود، نمیشود اینجوری. دعا بفرمایید من زبان یاد بگیرم، دعا بفرمایید من پهلوان شوم، نمیشود پهلوان میخواهی بشوی باید بروی باشگاه.@ بالاخره راه گذاشته خدا برایش فرمود دعایی نیست با دعا کسی حضور قلب پیدا نمیکند شاید دعا اقتضا داشته باشد یک کمککی بکند به آدم ولی اصل کار را کی باید انجام دهد؟ (لیس للانسان الا ما سعی) باید سعی کنی خودت باید تلاش کنی.@ اگر انسان بخواهد حضور قلب داشته باشد باید مداوا بکند خودش را یعنی آن دستورها و فرمولهایی که بزرگان دادند استفاده کند از آن دستورها و فرمولها و راهها را مطالعه کند ببیند بزرگان چه میگویند.@ کتاب خوبی هم که عزیزمان جناب آقای بدیعی تألیف کردند کتاب خیلی خوبی هست به من دادند من مطالعه کردم خیلی کتاب با ارزشی هست کتاب حضور قلب، مطالعه کنید بزرگان چکار کردند توصیههایی که بزرگان داشتند در حضور قلب چه بوده؟.و آن تمرینها را آدم انجام دهد.@ فرض بفرمایید مرحوم آیت الله بهجت چهار تا راه برای حضور قلب میآورد یکی از علمای دیگر فرض بفرمایید خدا رحمت کند مرحوم آیت الله شاهآبادی را ایشان یک راه خوب معرفی کرده آدم این راهها را جمع کند آقای بهجت چند تا راه گفته آقای شاهآبادی چندتا راه گفته امام چه گفته؟@ اینها را جمع کند بعد تمرینهایش را شروع کند یواش یواش خودش را عادت بدهد.@ نمیشود بخواهی بگذاری همینجوری یکدفعه این خوبیها اتفاق بیافتد باید تصمیم بگیری مقوله، مقوله عمل و توانایی است@ لذا ببینید حضرت همه این چیزهایی را که میگوید مقولههایی هست که همه مربوط به قدرت هست مقولههای قدرتی است مقولههای دارایی است مربوط به دارایی است مربوط به دانایی نیست.@ یک کسی میخواهد بخشنده شود دست از خساست و بخل بردارد باید یواش یواش شروع کند به بخشیدن، دست از مال بردارد شروع کند به بخشیدن یواش یواش لذتش میآید سراغش.@ بعد میبیند که برایش راحت شد که کرم و جود و صدقه دادن انفاق کردن، کسی بخواهد به تاج المکارم برسد به ایثار، باید شروع کند از همان سر سفره شروع کند@ ببیند میتواند یک مقدار غذایت را بدهی به کس دیگر، یک مقدار از میوهات را بدهی به کسی دیگر، چایت را بدهی به کس دیگر، بهترین قسمت غذا، بهترین قسمت شیرینی، بهترین قسمت یک کیک، بهترین قسمت یک میوه.@ تمرین کنیم ببینیم این باید شروع کند آدم همینجوری یک کاری را شروع کند تا یواش یواش آن ملکهاش را پیدا کند و قدرتش را پیدا کند.@ دیگر باز حضرت فرمود(و اجتناب الشیطان) اینکه انسان از شیطان اجتناب میکند، یعنی وقتی که انسان کارهای خیر را قبول کرد روح خیر میشود روح به سمت شر و وسوسههای شیطان نمیرود.@ ممکن هست در بعضی جاهایت آسیب ببیند اما چون این تعداد خیرهایی که این دارد عادتها و کارها و مداومتها هست این مداومت باعث میشود انسان نگذارد آسیب ببیند، چون اینجوری نیست.@ که مثلا شیطان، میگوید بعد از این همه سال ما رفتیم حرم حالا الان میگوید تنبلی نکنید بلند شویم دوباره برویم حرم، شیطان نمیتواند وسوسهاش کند وقتی نماز جماعت میخواند وسوسه دیگر نمیشود.@ بعد از یک مدت نمیگویند چهل روز بگذارید مداومت بکند یک کس نماز بخواند این چهل روز اگر بتواند مداومت کند بعدا دیگر به راحتی نمیتواند ترک کند نمازش را، همینجوری هست.@ وقتی چهل روز عادت کرد مداومت کرد شیطان دیگر خیلی نمیتواند وسوسه کند که نمازت را نخوان، خود مداومت بر نماز، یک نفر را اگر خواستی تربیت کنی برای این کار، این را باید از آن بخواهی تشویقش بکنیم یکسره یک آموزشهای علمی به آن بدهیم که بتواند چهل روز مداومت کند.@ این چهل روز را اگر توانست مداومت کند که نماز را بخواند بعدا اگر بخواهد بگذارد کنار دیگر نمیتواند.@ مثلا حجاب را میخواهد رعایت کند بعضیها میگویند ما میخواهیم حجاب را رعایت کنیم ولی خوب باز رهایش میکنند.@ یک چهل روز بتواند خوب حجاب را با سختی رعایت بکند بعد دیگر به راحتی کنار نمیگذارد.@ ما در همان کشورهای خارجی یک موقعهایی برنامههایی یا توصیههایی داریم برای دختر خانمهایی که تازه محجوب شدند و از بیحجابی درآمدند راهکارهای خوبی هست آنجا شروع کردند.@ ولی خوب مثلا آنجا میگوییم شما اگر میخواهید در شهرتان در کشورتان در دانشگاهتان بکنید باید پی این را به تنت بمالی که یک چهل روزی مسخره شوی.@ بعد از چهل روز دیگر اصلا خودشان، یک زن اینقدر این حیا قدرتمند هست که بعد بخواهد این حجاب را کنار بگذارد اصلا احساس میکند این کبیره است و درست هم فکر میکند اصلا نمیرود به این سمت و خودش اصلا این کار را انجام نمیدهد برایش کار راحتی نیست.@ نماز همینطور هست عبادت همینطور هست قرآن همینطور هست هر کار خیری باعث میشود که شیطان نتواند دیگر وقتی که به عادت خوب و عادت مثبت تبدیل شد، به معصومین میگوییم(عادتکم الاحسان) وقتی عادت تبدیل شد دیگر شیطان به راحتی نمیتواند وسوسه کند.@ چند مورد دارد که عرض کردم اینهایش را خیلی متوجه نمیشوم لذا از آن صرف نظر میکنم بله یک دو سه مورد دیگر گفتم که من خودم اینها را نمیفهمم حالا امیدوارم یک زمانی بفهمم بتوانیم اینها را هم بگویم یا از کسی کمک بگیریم که اینها را میفهمد.@ بعد فرمود (هذا ما اصاب العاقل بمداومۀ الخیر) اینها این آثاری که من گفتم پیامبر میفرماید این آثاری که من گفتم چیزهایی هست که شخص عاقل در مداومت به خیر میرسد اگر شخص عاقلی باشد، عاقل یعنی چه؟@ یعنی معرفت نفس واقعا داشته باشد معرفت نفس داشته باشد واقعا. در بحثهای روانشناسی عاقل توضیح دادیم به آن بحثها مراجعه کنید که عاقل کی هست جاهل کیست؟.@ یک عاقل میگوید اگر مداومت بر اعمال خیر داشته باشد، این همه خیرات پیامبر میفرماید برایش میآورد.@ ترجمه ظاهریاش فرمود که این که انسان یکی از آنها اجابت برای عدل هست نه اینکه نمیدانیم، نمیتوانیم خوب از چیزش بربیاییم، اجابت عدل هست یعنی انسان از ظلم بیزار میشود وقتی کار خیر میکند و عدالت پسند میشود عدالتپذیرتر میشود چرا؟@ میخواستم وارد نشوم شما من را وادار میکنید خیلی زیاد. چرا؟ چون شما وقتی که عادتهای خیرتان کم باشد یعنی چه اتفاقی افتاده؟ یعنی یک جنایت و یک ظلم اتفاق افتاده، ظلم یعنی چه؟@ یعنی نابرابری، یعنی این بخشها خیلی خوردند و این بخشها خیلی کم خوردند، من به شما بگویم سطح جنایت این بخشها چقدر هست، همین چهار بخش حتی بخش عقلانی ما بگویم چقدر هست.@ در بحث لذت و تنبلی گفتیم، شما نگاه کنید پنج تا قوهای که ما داریم هر پنج تا قوه هر کدام یک زوج مخصوص خودش را دارد و هر کدام در رسیدن به زوج خودش لذت میبرد چون ازدواج کلا وقتی که هماهنگ صورت بگیرد زوجین از همدیگر لذت میبرند و قاعده ازواج چیست در قرآن؟@ سکون است دیگر، (و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها) هر جا ازواج خوب صورت بگیرد سکون هم هست.@ حس با محسوسات آرامش دارد، الان نور این اتاق اینجا سالن کم باشد ما چشممان اذیت میشود، الان راحت هستیم گوش، صدا الان مناسب هست اگر صدا کم باشد شما اذیت میشوید@ دیگر این آرامش سکون ندارد، میگویید صدا خراب بود نتوانستم سر کلاس بشینم نور کم بود اصلا اذیت شدم.@ پس حس معشوقش محسوسات هست محسوسات بهش که میرسند آرامش دارد لذت هم میبرد، شما الان غذا میخورید لذت میبرید، آب میخورید لذت میبرید، این طعامهای مختلف انسان، نور کافی، صدای خوب.@ خیال هم همینطور، خیال هم از رسیدن به مخیلات لذت میبرد، وهم از رسیدن به موهومات لذت میبرد@ مثلا موهومات زیاد هستند مقام و احترام عشقهای زمینی و مثلا عشق بین زن و شوهر پدر و مادر خواهر و برادر اینها را میگویند عشقهای زمینی اینها را خداوند گذاشته و نیاز انسان هست مفید هم هست باید باشد لذت میآورد برای انسان.@ انسان یک جایی با یک کسی درگیر هست اعصابش خورد هست ناراحت هست، وقتی که در صلح و دوستی و محبت هست از این صلح و دوستی و محبت لذت میبرد، عقل هم وقتی که به معقولات میرسد لذت میبرد، فوق عقل هم به کی برسد لذت میبرد؟@ به الله یعنی با خدا وقتی خلوت میکند به آسمان میزند لذت میبرد. جنایتی که در ما اتفاق میافتد این هست که این بخشهای پایینی اینقدر غذا میخورند و لذتطلب میشوند که دیگر فرصت برای این بخش نمیماند@ شما نمیتوانی این را بِکِشی، ذکر بگو و لذت ببر قرآن بخوان لذت ببر، نماز ندارد، این شخص دانشمند خوبی است ولی اصلا از آسمان لذت نمیبرد@ نشان میدهد که بخش انسانیاش به هیچ وجه به زوج خودش نمیرسد اصلا تغذیهای صورت نمیگیرد چون این بخشهای پایینی ظالم هستند طرفدار عدالت هم نیستند@ یعنی شما وقتی به آن بگویید از این به بعد کم بخور، اندازه بخور، تلویزیون نگاه نکن هر فیلمی را، از این به بعد فوتبال را بگذار کنار این مزخرفات، دنبال این تیم و آن تیم نباش اینقدر خودت را بدبخت نکن طرفداریهایی که توهمی است، دنبال مقام و شهرت نباش، به راحتی تن نمیدهد.@ چون عادت کرده به ظلم عادت کرده به زیادی خوردن، میگوید حالا بشین سر کلاس من یک کم مطالعه کنم، میبینی که نمیگذارد، باز خیال میپرد اینور و آنور میخواهد برود دنبال خیالبازیهای خودش از خیال لذت میبرد از توهم لذت میبرد@ میگوید وِلم کن امشب کنکور دارم امشب امتحان دارم یک دو روز ما را وِل کن میخواهم درس بخوانم، میبینید که قوه خیال از بس قدرتمند تغذیه شده سر درس وِلِت نمیکند، سر نماز هم باز میآید سراغت چون ظلم صورت گرفته@ لذا حاضر نیست به راحتی عدالت را بپذیرید، لذا وقتی یک کسی میرود کارهای خیرش را زیاد میکند گفتم سطح چی را کم میکند؟@ سطح قدرت و تسلط بخشهای پایینی را کم میکند و وقتی که تسلط و قدرت بخشهای پایینی کم شد عدالتپذیر میشود شخص عدالت را حاضر هست قبول کند@ بگوید بالاخره ما یک حقی میدهیم به زن و بچه، پدر و مادر، خواهر برادر، دنیایمان، بخشهای پایینیمان، ولی خوب آنها هم باید حرمت ما را داشته باشند به ما اجازه فعالیتهای عقلانی و فوق عقلانی بدهند.@ نمیشود که همیشه ما صبح تا شام یکسره حمالی بکنیم برای بخشهای پایینی بعد هیچی برای بخشهای عقلانی و فوق عقلانی نرسد، میشود ظلم.@ هیچی برای عبادت نرسد، یک کسی که نماز شب نمیتواند بخواند، یک کسی که قرآن نمیخواند، یک کسی که از حرم لذت نمیبرد، یک کسی که مشهد نمیتواند برود پایش بند هست.@ ما هم که دو ماه هست که در قم هستم هنوز حرم وقت نکردم بروم، خوب این معلوم هست که یک ظلم اتفاق افتاده کسی که حرم نمیرود ظالم هست دیگر نمیتواند غذا بخورد@ کسی که قران نمیتواند بخواند در طول روز قطعا ظالم هست یقینا ظالم هست یک کسی که قرآن نمیتواند بخواند، یک کسی که تعقیبات نمیتواند بخواند ظالم هست، یک کسی که اذان و اقامه ندارد ظالم هست قطعا ظالم هست@ چون لذتهایش هست، مگر کسی از لذتهایش فرار میکند. یک کسی که نماز چهار رکعتیاش بشود دو رکعت ذوق بکند قطعا آدم ظالمی است@ این ذوق نشان میدهد که آدم ظالمی است. چون ذوق مال کدام بخش هست؟ کدام بخش ذوق میکند که نماز نخواند؟@ یک کسی که برود خارج از کشور حجابش را بگذارد کنار ذوق کند معلوم هست که ظالم هست و حجاب آنجاییاش هم دیگر به درد نمیخورد.@ یک کسی که از قم برود تهران عوض شود، از تهران برود کیش عوض شود، از قم برود شمال روحیهاش عوض شود این معلوم هست فاسق است معلوم است ظالم است معلوم هست که عدالت نداشته که این اتفاقات افتاده برایش.@ یک کسی که قید و بند از آن برداشته میشود، اصلا لذت میبرد که محدودیتهای شرعی و عقلانی را بردارد دنبال یک بهانههایی میگردد که یکجوری سبک زندگیاش سبک غذا خوردنش، سبک لباس پوشیدنش، سبک حجابش، سبک رفتارهایش، سبک دیدنیهایش، سبک شنیدنیهایش، یکجور دیگر باشد@ این خوب ظلم هست برای همین حضرت میفرماید کسی که مداومت دارد، آدمی که مداومتدار هست عدالتپذیر هم هست چرا؟@ چون وقتی که مداومت بر کار خیر دارد یعنی توانسته یک جایی به نفس خودش بگوید برو کنار ما میخواهیم یکسری کارها را انجام دهیم، توانسته به نفسش بگوید بایست من میخواهم از این به بعد روزی اینقدر قرآن بخوانم@ درس بخوانم مطالعه کنم کلاس بروم استاد ببینم ذکر بگویم کار خیر انجام دهم، صدقه بدهم، انفاق کنم، میخواهم از این به بعد بخندم وقتی در خانه هستم، از این به بعد میخواهم بخندم، از این به بعد میخواهم خوش اخلاق بشوم، از این به بعد میخواهم عصبانی نشوم@ این یعنی دارد هر چی کارهای خیرش را بیشتر میکند دارد به چی نزدیک میشود؟ به عدالت دارد نزدیکتر میشود (اجابت العدالۀ) قول الحق هم باز مقصودش همین هست که حالا دیگر اینها را خودتان انشاء الله میرسید.@ بحث بعدی ما در این باره هست که وقتی میخواهیم یک کاری انجام دهیم زیادهروی نکنیم، یعنی یکجوری اینقدر سراغ کار خیر هم نرویم که خسته کننده شود و بعد ملول شویم ما.@ این بحثش انشاء الله میماند برای جلسه آینده که یک چیزهایی خیلی مهم هست در این جهت که در واقع مهندسی کارهای خیر هست که انشاء الله میگذاریم برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@