شرح زیارت عاشورا
خب! هم چون تولد هست و هم برادران اصرار داشتند که ما یک مقدار در مورد شرایط روز توضیح بدهیم. موضوع بحث مان که ذکر مصائب اباعبدالله ( علیه السلام) بود، فقره مربوط به مصائب حضرت را دیگر بیان نمی کنیم. امروز یک مقدار در مورد وضعیت روز توضیحاتی خدمت تان عرض خواهم کرد. درباره شرایط روز جهان، ما مفصل در کتاب آشتی مطالب را توضیح دادیم. اسناد و مدارک مربوط به آنها را هم ذکر کردیم که من حتما توصیه می کنم هیچکدام از عزیزان مطالعه آن را ترک نکنند یعنی امیدوار هستم که تا الآن خوانده باشند. چون مربوط به همین شرائط روز هست و وظایفی که به عهده هر یک از شیعیان و منتظران حضرت هست.
در فصل دوم تحلیلی که از ارتباط بین استکبار و خود امام زمان (علیه السلام) هست را ذکر کردیم و الآن هم من یک توضیحی در این باره می دهم چون وقت من کم هست. برای شروع جلسه خیلی معطل شدیم. جای دیگر هم من کلاس دارم باید خودم را آنجا برسانم. اگر به وضعیت انقلاب اسلامی توجه بکنیم که در چه زمانی واقع شده، با توضیحی که من در فصل دوم و سوم کتاب مفصل داده ام که عدۀ کمی در کشور خودمان متاسفانه متوجه معنای انقلاب اسلامی و وضعیت زمانی و مکانی انقلاب اسلامی، مختصات زمانی و مکانی آن بودند. انقلاب را بریده ای از همه حوادث مورد مطالعه قرار دادند و گفتند خب حالا در این کشور یک انقلابی شده و همین طوری بررسی کردند.
اگر هم در مورد تاثیرات انقلاب اسلامی در سطح جهان صحبتی شد، بیشتر تحلیل های خیلی بسیط بود. نه به عنوان یک انقلابی که مقدمه تحول جهانی و اساسا تغییر نظام حاکم بر جهان بوجود آمده، نه به عنوان مقدمه ظهور امام زمان (ع) و انقلابی که قرار است تاثیر گذار باشد، آنطور که پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قول دادند و فرمودند که: «یَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ وَ یُوَطِّئُونَ لِلمَهدی سُلطانِه».
آنطور که بنیانگذار این نظام، امام امت، معتقد بود و بیان می کرد... حالا کتاب را من الآن در دسترسم نیست که از رو برایتان یک چند قسمت از فرمایشات امام را بخوانم که امام خیلی صریح در این زمینه اظهار نظر کردند. اما باور آن از سوی خیلی از مسئولین ما راحت نبود. یعنی متاسفانه وضعیت حکومت اسلامی را به عنوان یک استراژی نگاه نکردند و نوع عملکرد مسئولین فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ما، خیلی های شان به خصوص مدیران میانی نظام نشان داد که اساسا آنچه که امام امت به آن معتقد بود و در روایات آمده بود را باور نکردند. برای همین وضعیت اداره مملکت رسید به یک جایی که الآن ما داریم می بینیم.
ایشان می فرمایند که مسئولین ما باید بدانند... دقت بکنید باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست و انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است. امام را همه می شناختند که امام اهل مبالغه نبود. یک کلمه زیادی هم صحبت نمی کرد. اهل تعارف هم نبود. حالا دقت کنید این کلماتی که ایشان استخدام کرده چطور هست. کلمه «باید». بعد می فرماید که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. بعد ایشان راجع به نحوه حکومت داری در نظام جمهوری اسلامی توضیح می دهند که اساسا جمهوری اسلامی از زمانی که تشکیل می شود باید مسائل اقتصادی و سیاسی آن به چه جهتی برود. این را من مفصل آورده ام و بحث خیانت مسئولین و خیانت خواص و عوام را هم در کتاب ذکر کردیم.
ایشان می فرماید مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی (باز کلمه باید، متوجه دولت) سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید. (در اینکه شکی نداریم) و این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب یعنی هدف اصلی انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.
یعنی مسئولین وقتی دارند برنامه ریزی می کنند باید برنامه ریزی شان به این سمت باشد. نه اینکه طوری غرق در مسائل اقتصادی و مادی بشوند و غرق در حل مسائل و مشکلات مردم و تامین رفاه باشند که از این هدف غفلت بکنند. مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذایرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان (این را خوب دقت کنید) که نشر اسلام در جهان است، برسند و از آنها بخواهند که تمامی برادری و صمیمیت رادر چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند.
بعد ایشان این وضعیت درگیری و برخورد تمدن ها را اینطور ذکر می کنند: چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار می آورد ولی هیچکس هم نیست که نداند، پشت کردن به فرهنگ دنیای دون امروز و پایه ریزی فرهنگ جدید (به کلمات توجه کنید) بر مبنای اسلام در جهان (یعنی کار ما این است. پایه ریزی فرهنگ جدید بر مبنای فرهنگ اسلام در جهان) و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی، فشار و سختی و شهادت و گرسنگی را به دنبال دارد و مردم این راه را خود انتخاب کردند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار می کنند.
این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب، بی شهادت میسر نیست. توضیحات مفصل را من در کتاب دادم. عزیزان حتما برای اینکه در جریان مسائل روز قرار بگیرند و آرامش هم داشته باشند، بتوانند نشاط شان را حفظ بکنند و راحت به وظیفه اصلی شان که در مقابل امام زمان (علیه السلام) است، بپردازند، حتما مطالعه بفرمایند. تا آخر هم بخوانند. من دیده ام بعضی ها گزینشی خوانده بودند که فایده ای ندارد. از اول تا آخر مرتب بخوانند تا حلقات بحث کاملا در ذهن آنها جای بگیرد.
اما حالا در مورد این وضعیتی که الآن پیش آمده، من اسناد و مدارک مربوط به این وضعیت را در کتاب نیاوردهام. فقط گفتیم وضعیت انقلاب با وضعیتی که در آینده دارد یک چنین رابطه ای دارد، اسناد و مدارک آن را هم به صورت اسناد و مدارک معتبر، من ذکر کردم. اما دشمن ما اینجوری نبود. دشمنان ما برعکس بسیاری از مسئولین ما وقتی انقلاب اسلامی شد، انقلاب اسلامی را خوب فهمیدند و معنا کردند. خیلی دقیق آن را معنا کردند. می دانستند که از اول انقلاب اسلامی قرار است چکار بکند و می خواهد به کجا بیانجامد.
یکی از جهت نظامی و سیاسی، آنها خوب توانستند تحلیل بکنند که قرار است چه اتفاقی بیفتد. یکی از جهت عقیدتی. وقتی ما می گوییم جبهه کفر، دقت کنید آنها در باطن خودشان به همه آن چیزهایی که در منابع دینی شان آمده، اعتقاد دارند. برای همین شما می بینید اینها متوسل شدند باعجله، خیلی با عجله به... شما اگر فیلم داموس را که ما در فصل دو در کتاب تحلیل کردیم، نگاه بکنید می بینید که فیلم با ناشیگری و عجله خیلی زیاد و با ناپختگی ساخته شده است که قطعا اگر می خواستند الآن فیلم را بسازند به این صورت نمی ساختند. خیلی تغییرات اساسی در آن می دادند و لااقل یک مقدار به آن استحکام می دادند. اما فیلم انقدر آبکی هست که یک نفر که هوشیار باشد، خوب توجه می کند که اینها چقدر مستاصل شدند.
پیشگویی ها داموس صرف نظر از اینکه اصلا حقیقت داشته باشد یا نداشته باشد، چیزی بوده که قبل از انقلاب اسلامی، قرن ها (چهارصد سال است که داموس بوده) مورد توجه مردم بوده است. اساسا سیاستمداران به اعتراف خودشان بسیاری از تصمیم گیری های شان را بر اساس همین کتاب انجام می دادند. به این توجه داشتند. یکی از چیزهایی که طبق پیشگویی های داموس منتظر آن بودند، انقلاب اسلامی است.
شما اگر کتاب اصلی داموس را ببینید، این کتاب زمان شاه هم بود. ممنوع بود و الآن هم از آن چند نوع ترجمه شده. یکی از ترجمه هایی که سعی شده بیشتر یا تمام اشعار داموس را بیاورد، در اینجا هم ترجمه شده، من حالا سعی می کنم برای هفته دیگر اگر به آن دسترسی پیدا کردم به شما معرفی کنم (اصل کتاب است) که پیش بینی های خیلی خوبی در مورد انقلاب اسلامی، رهبری انقلاب، ارتباط این انقلاب با ظهور امام زمان کرده است. یعنی پیشگویی حقیقی داموس این بود.
اما دشمن به محض اینکه انقلاب اسلامی اتفاق افتاد و فهمید که دقیقا همانطوری شده که داموس گفته است، از پیشگویی های بعد از انقلاب به وحشت افتادند. یعنی چون طبق پیشگویی های داموس، این انقلاب منجر به ظهور امام زمان (علیه السلام) می شود و او هم چه هست؟ او هم همانطور که داموس پیش بینی کرده بساط شرق و غرب را جمع می کند. برای همین آمدند چکار کردند؟ یک فیلم ساختند و فیلم را تحریف کردند.
از یک فضانورد که اولین بار به ماه رفته بود، استفاده کردند. ناشیگری آنها همین بود که از یک آدمی که خیلی تخصصی ندارد، استفاده کردند ولی چون در غربیها مثل خیلی از مردم کشور ما مدشده که اگر گفتند فلان کس دکتر است، مهندس است فکر می کنند اظهار نظر او در همه مسائل و به خصوص مسائل علوم انسانی هم درست است، آمدند استفاده کردند که با یک هیمنه ای روی مردم تاثیر بگذارند. گفتند آیا می شود آینده را تغییر داد یانه؟!
ببینید اینجا اعتراف شد، در خود فیلم اعتراف کردند که داموس غیر از این پیش بینی کرده ولی بعد به دروغ در فیلم گفتند که نه داموس پیش بینی کرده که این شخص را بالاخره آمریکا و متحدانش از بین می برند. ولی دو جای فیلم اعتراف می گیرند که آیا آینده را می شود تغییر داد یا نه، بعد آن آقا می گوید آره می شود تغییر داد. بعد یک دلیل خیلی مزخرف و بچگانه ای برای اینکار می آورد که آینده ساخته ذهن ماست، ما اگر ذهنیات مان را تغییر بدهیم، می توانیم آینده را تغییر بدهیم بنابراین می توان آینده را تغییرداد.
بعد اورسن ولز که خودش از صهیونیست ها و مجری فیلم است می گوید بیایید دعا کنیم که این شخص نیاید و بیایید از الآن برای مقابله با این شخص آماده بشویم. یعنی در واقع همان تغییر چه؟ تغییر آینده. آنها از اول، انقلاب اسلامی را معنادار دیدند. مثل امام امت که از اول انقلاب اسلامی را معنادار می دید. امام انقلاب را در راستای ظهور امام زمان (علیه السلام) معنا کرد. گفت وظیفه اصلی آن هم همین است. ما باید به همین سمت هم برویم. دیگران نه! انقلاب اسلامی را بریده دیدند.
برای همین هم برنامه ریزی هایی که شما می بینید، دارد در این مملکت می شود، خیلی های آن حتی نظامی، سیاسی، اقتصادی، بسیاری از آنها هیچ ارتباط خاصی با آماده کردن مردم برای آن صحنه بسیار شور انگیز و دل انگیز تاریخی ندارد. یعنی اساسا مردم آگاهی های لازم را در این جهت به دست نیاورده اند. هیچ کار فرهنگی خوبی صورت نگرفته یا اگر هم صورت گرفته باشد به اندازه یک کار خیلی خیلی کم و ضعیف، آن هم نه از طریق مسئولین بلکه بیشتر از طرف دانشمندان و نویسندگان آزادی که ارتباطی با دستگاه و نظام ندارند.
لذا این آمادگی نبود. برای همین هم ما اقدام کردیم که کتاب را بنویسیم. بعضی از عزیزان نظرات خیلی خوبی را مطرح کردند مثل برادر عزیزمان، مدیر مسئول مجله موعود که یک کتاب خوب استراتژی انتظار را نوشتند. بعضی دیگر از عزیزان در حد جزوه در این زمینه کار کردند. ما سعی کردیم هم جایگاه امام زمان (علیه السلام) را از نظر آسمانی تبیین بکنیم ولی نباید به این اکتفا بکنیم چون اساسا علت مظلومیت حضرت این بوده که ما او را فقط آسمانی دیدیم و هیچوقت زمینی و اینکه او پدر ما باشد و ما با او یک رابطه عاطفی، حقیقی و وجودی داریم و نسبت به او یک مسئولیت فرزندی داریم دیده نشده است. خواستیم این حجاب برداشته بشود و افراد بتوانند حضرت را از نزدیک لمس بکنند و بتوانند با او ارتباط برقرا بکنند و بعد در خدمت به این پدر مظلوم نقش داشته باشند و مباحثی که خودتان بیشتر با آن آشنا هستید در کتاب همه را گفته ایم.
آمریکایی ها از اول، غربی ها اساسا از اول به این قضیه معتقد بودند و خودشان را آماده کردند. فیلمی که ساخته شده و می گویند همه ما باید آماده باشیم یک فیلمی هست که تقریبا یک الی دو سال بعد از انقلاب اسلامی ساخته شده است. بنابراین دقت کنید که اینها چقدر هوشیار هستند. بحث آرماگدون که در نوشته هایشان مطرح کردند، بعدا در یک سناریویی که خیلی مستقیم نیست، غیر مستقیم هست، فیلم آرماگدون ساخته شد. آرماگدون از نظر منابع مسیحی که با منابع شیعی و منابع اسلامی ما هم تطبیق دارد دقیقا محل برخورد تمدن ها را ذکر می کند. زمانی که جنگ نهایی تاریخ در آنجا انجام می شود. جنگ نهایی تاریخ که سرنوشت تاریخ می خواهد روشن بشود در آنجا معین شده است.
امام باقر (علیه السلام) منطقه را قرقیسیا و دقیقا همان منطقه ای که آنها مشخص کردند، معین کردند و بحث مفصلی دارد همین بحث قرقیسیا. یک موقعی فرصت بشود من احادیث مربوط به قرقیسا را برایتان ذکر بکنم. داستان مفصلی دارد درباره نبرد و جنگ های اتمی که آنجا هست. جنگ های هسته ای که آنجا هست، کشته شدن تقریبا دو سوم مردم جهان و به هم ریختن اوضاع جهان، حضرت آنجا مفصل صحبت کرده است. یعنی قطعی هست، چیزهایی نیست که مشکوک باشد یا یک چیز ضعیفی باشد. یک چیز قطعی و مسلم است.
ولی غربیها خودشان را برای این مسئله آماده کردند. بنابراین نوع سیاست های شان ... البته ما دنبال بهانه هم باید بگردیم. اینها بهانه های مختلفی دارند. در روایات خیلی نوشته نشده که بهانه های مستکبرین برای حمله به منطقه خاور میانه و فتح کشورها چیست. در روایت ها مفصل آمده که کشورهای حوزه خلیج فارس و خاورمیانه، یکی یکی توسط استکبار فتح می شود. اینها آنجا امده است. ولی انگیزه... حتما انگیزه های مختلفی وجود دارد. البته انگیزه آن مشخص است، من الآن فرصت نیست این را تحلیل کنم، اگر بخواهم تحلیل کنم باید شخصیت بوش و همچنین شخصیت گروه تیمی که بوش دارد و حتی قبل از قضیه ریاست جمهوری با او همکاری داشتند بین ایشان و پدرش، پدرش با بن لادن و کسان دیگر، مفصل باید این را بیان بکنیم که الآن این را فرصت را نداریم که برایتان بگوییم.
به هر حال این مهم نیست که به چه انگیزه ای آمده باشند. حالا ما خودمان می دانیم یکی از انگیزه های اساسی و مهم انگیزه اقتصادی است که مطرح می شود و یکی انگیزه چه؟ نفت. غلبه بر نفت. اما مسئله فراتر از اینها هست. اینها قبل از اینکه مسئله افغانستان پیش بیاید، با تحریک هایی که کردند به یک نحوی به صدام چراغ سبز نشان دادند که کویت را بگیرد. همین رامسفلد، عامل مستقیم ارتباط آمریکا با صدام بود. خود همین دونالد رامسفلد که وزیر هست، ایشان با صدام و چند نفر دیگر ارتباط داشت که به اصطلاح اینجوری نبود که به او بگویند بیا به کویت حمله کن و کویت را بگیر. اینجوری نه. ولی زمینه را طوری فراهم کردند که صدام خیالش راحت شد که اگر بخواهد چنین کاری کند، مشکلی پیش نیاید. بعد هم که قشنگ اجازه دادند بیاید کویت را کامل بگیرد بعد شروع کردن به چه؟ همان بلایی که بعدا سر طالبان هم آوردند.
آمدند به اسم دفاع از کویت یک زمینه مناسبی را فراهم کردند و درگیری با عراق. حالا کار نداریم که نیت آنها در مورد ایران چه هست، این هم یک تحلیل مفصلی می طلبد، الآن فرصت آن را نداریم. در مورد افغانستان که آن سناریوی یازده سپتامبر از اول نوشته شده بود، مشخص است. بعدا هم لو دادند که خودشان این را نوشتند. خب یازده سپتامبر حادثه بی نظیری بود که ما اصلا چنین چیزی را نداریم که در جهان غرب، در یک کشوری که ابرقدرت ها حاکم هستند، یک کسی بیاید چنین کاری بکند. آن هم به این شدت، هزاران نفر را کشته و مجروح کند. اصلا چنین چیزی....
خب! باید حادثه به قدری بزرگ باشد که وقتی مسئولین سیاسی می خواهند تصمیم بگیرند، قیافه بگیرند و غضبناک باشند به ژست آنها بخورد. اگر مثلا ده نفر یا پنج نفر می مردند در حوادث آمریکا اینجوری شده که شاید صد نفر هم مرده اند. ولی باید حادثه یک طوری شکل می گرفت و طراحی می شد که وقتی بوش بعد از آن می خواهد عصبانی بشود، ستاد بحران تشکیل بدهند، یک طوری باشد که همه کشورها بگویند آره این تروریست، تروریست خیلی بزرگیست و همه هم باید با تروریست چکار کنند؟ مخالفت کنند. شما ببینید یکی از اولین پیامها، پیام آقای خاتمی بود که روز اول پیام داد. دیگر شما حدیث مفصل بخوان از این مجمل که بقیه چکار کردند.
خب! حادثه را طوری طراحی کردند که وقتی می خواهند بگویند که ما باید ریشه تروریسم را در سراسر جهان بخشکانیم، دیگر نمی توانیم طاقت بیاوریم و باید دیگر دست شمشیر ببریم، توجیه شده باشد و همه این را چکار کنند؟ بپذیرند، قبول کنند که باید اینجوری بشود. برای همین آمریکا در حمله به افغانستان مشکل اساسی نداشت. مخالف جدی نداشت. خیلی ها از کشورها آمدند و به او کمک کردند. هیچکس با آنها مخالفتی نکرد. بعد تهمت هایی زدند. قضیه بن لادن، قضیه طالبان. همین طالبانی که خودشان تربیت کرده بودند.
طالبان قبلا یعنی وقتی که وضعیت گروه ها، یک وضعیت تقریبا خوبی در افغانستان بود، اینها آمدند تعداد زیادی طلبه وهابی را بردند، به کمک عربستان و پاکستان آموزش دادند و به اسم طالبان وارد جنگ کردند. از همه جهت هم به آنها کمک کردند. اسلحه، هواپیما، تانک، همه چیز هم به آنها دادند. هیچ مشکلی هم نداشتند. نود درصد افغانستان را هم گرفتند بعد که خودشان این سناریو را ریختند، آمدند اینها را کنار زدند. در حالیکه تا همین چند وقت پیش بن لادن با پدر بوش رابطه داشت. رابطه اقتصادی. اینها با همدیگر شریک تجاری بودند.
حالا بعضی از ساده دل ها هم می گفتند آره این سید چنین و چنان، نمی دانم حالا همه جور انتساب مقدس به این آقای بن لادن دادند که آره این همان شخصیت مقدسی است که مخفی شده بود که با دشمنان امام زمان (ع) بجنگد و اینها. بعد این را بهانه کردند و افغانستان را گرفتند ولی همان موقع، در همان روزهای اول بوش یک چیزی از دهانش درآمد یعنی دیگر قضیه را لو داد. آمد به جای اینکه بگوید ما می خواهیم با تروریسم بجنگیم، بحث عقیدتی مسئله را مطرح کرد. گفت ما باید برای یک جنگ صلیبی آماده بشویم. توجه فرمودید؟ خیلی ها این جمله بوش را خیلی جدی نگرفتند در حالیکه از پیش تعیین شده بود. یعنی قبل از اینکه بوش رئیس جمهور بشود این مسئله تنظیم شده بود بعدا انشالله برایتان این مسئله را توضیح می دهم.
گفت جنگ، جنگ صلیبی است یعنی همان برخورد تمدن ها دوباره. همان نظر که؟ هانتینگتون. خیلی فهمیدن این کار سختی نیست. آدم های کودن یا آدم هایی که گرایشات غربی دارند مثل همین آقای کدیور که رفته آمریکا. آنجا دارد برای ما تدریس می کند. خودش در همین مصاحبه ای که چند وقت پیش داشت، روزنامه ایران هم چاپ کرده بود، می گوید من وقتی رفتم آنجا فهمیدم که آنچه که بر سیاست خارجی آمریکا حکمفرماست، نظریه برخورد تمدن هاست نه گفتگوی تمدن ها. آنها در سیاست خارجی شان فقط دنبال همین هستند. برخورد تمدن ها.
یک آدمی که از خودشان هست و مثل خودشان فکر می کند و رفته برای آنها کار کرده، دارد اینجوری می گوید. فهمیدن این خیلی کار راحتی بود. این را دارم می گویم که بدانید که ما چقدر بیخورد برای اینکه دل اینها را نرم کنیم و به دست بیاوریم روی مسئله گفتگوی تمدن ها سرمایه گذاری کردیم در حالیکه کاملا مشخص بود. همان موقع پرخاشگری و چنگ و دندان نشان دادن اینها مشخص بود. بعدها هم خودشان اعتراف کردند که ما اگر به سمت گفتگوهای تمدن ها رفتیم و چهره دموکراتیک گرفتیم برای این بود که به اصطلاح بتوانیم در ایران نفوذ کنیم و از نظر فرهنگی ایران را زمین بزنیم که آلبرایت و کلینتون تقریبا، یک مقدار متعادل تر برخورد کردند. آلبرایت آمد، رای اولین بار اعتراف کرد که ما در کودتا دست داشتیم، کودتا کار ما بود.
بیست و پنج سال به شاه کمک کردیم. مردم ایران حق دارند که از دست ما عصبانی باشند. یک مقدار اینها را گفتند که بلکه یک تالیف قلبی بین دو طرف ایجاد بشود، از این طرف آقای خاتمی گفت دیگر مرگ بر آمریکا نگویید. از آن طرف آنها یک چیزهایی گفتند که یک مقدار... ولی نشد. آخر نشد. چون مملکت صاحب دارد، ولی فقیه دارد. مردم می فهمند. به هر حال بی شعور نیستند. مردم هوشیارند. درک می کنند یعنی چه. بنابراین چهره شان را واضح نشان دادند.
از همان موقع تقریبا و قبل از آن مسئله حمله به ایران مطرح شد. سفت و سخت هم مطرح شد. آمدند در جزائر اقدام کردند. کشتی هایشان برای پهلو گرفتن در جزائر خارک آمدند، گفتند ما اصلا می خواهیم این جزیره را بگردیم، چه کسی جرات دارد، جلو بیاید. که مقام معظم رهبری آماده باش نظامی کامل دادند و با یک مانور خوبی هم که بچه ها داشتند، قضیه تا یک حدودی در خلیج فارس تعدیل پیدا کرد و آنها یک عقب نشینی داشتند. ولی خب جدی بود. خودتان یادتان هست که چند ماه پیش اصلا قبل از اینکه مسئله نسبت به افغانستان و عراق جدی باشد. سمت حمله به کجا جدی بود؟ به سمت ایران. ریشه ملت ایران را باید بخشکانیم، نمی دانم چه و چه. محور شرارات است، باید از بین برود.
همان موقع مسائل دیگری را هم مطرح کردند. بلافاصله بعد از این قضیه چون روی قضیه صدام و عراق هم قبلا زمینه سازی کرده بودند، دوباره مسئله صدام شروع شد. ولی مسئله جنگ صلیبی به نحوهای دیگری... جنگهای صلیبی یادتان است جنگ چند صدساله ای بود، حدود هفتصد هشتصد ساله ای که بین مسلمان ها و مسیحی ها درگرفت که با فتح قدس تقریبا توسط صلاح الدین ایوب به پایان رسید. وقتی اسرائیلی ها آمدند، قدس را گرفتند، گفتند این به تلافی جنگ های صلیبی. ببینید این عقده هنوز در آنها وجود دارد. بیشترین کسی که مسئله عقیدتی حمله های آمریکا و نوع هدف گیری آنها را از زمان انقلاب اسلامی به این سمت لو داد، اسرائیلی ها بودند. اسرائیلی ها، سربازان شان هم حتی این مسئله را لو می دادند.
من در لبنان که بودم، با سه چهار تا از عزیزان رفته بودیم، آنجا با خانواده ها که برخورد می کردیم، می دیدیم که نوع برخورد سربازان اسرائیلی همین جوری هست. آنها از نظر اعتقادی معتقد بودند که به هر حال این برخورد، صورت خواهد گرفت. به آن اعتقاد داشتند. حتی سرباز های شان هم این مسئله را می دانند. اگر فرصت بود من در این رابطه هم برایتان صحبت خواهم کرد که آنها چقدر آمادگی این برخورد ما را با خودشان داشتند. یعنی به هر حال این را می بینند که یک زمانی ما با آنها چه می شویم؟ درگیر می شویم.
آیات قرآن هم که در سوره بنی اسرائیل یکی دوبار مفصل آمده است. من اینها رادر کتاب نیاوردم. اگر خواستید به منابع دیگر در این زمینه مراجعه بکنید. در مورد برخورد... رسما حدیث داریم که ایرانیها با اینها برخورد خواهند کرد.
حمله به عراق: در مورد حمله به عراق، اول سعی کردند که توجیهات بین المللی را درست بکنند. یعنی مسئله سلاح های کشتار جمعی، مسئله صدام و مسائل این چنینی را مطرح کردند. حقوق بشر و دموکراسی و به قول خود بوش آزادی. ولی بعدا دیدند که هیچکس به اینها توجهی نمی کند. هیچوقت آمریکا در کل سابقه ای که داشته، اینطور با مخالفت جهانی روبرو نبوده، آبرویش نرفته، تحقیر نشده است. میلیاردها در این سالها، دهها سالی که هست خرج کردند که آبروی آمریکا را حفظ بکنند. یک پرستیژ رهبری. به خصوص که پدرش هم نظریه نظم نوین جهانی را داده بود که همه باید با فرهنگ ما جور دربیایند. یک دهکده جهانی و اینکه جهان یک دهکده است، یک کدخدا می خواهد و آن هم آمریکا هست.
حیثیت آمریکا در این جریانات اخیر یعنی قضیه حمله به عراق از بین رفت. یعنی چیزی که برای آن دهها سال برنامه ریخته بودند که این را حفظ بکنند، این پرستیژ و ظاهر را، خراب شد و وقتی خراب شد دیگر شمشیر را از رو بستند. تا الآن می گفتند که نمی دانم آزادی، دموکراسی، چه چه چه ولی وقتی دیدند که هیچکس باور نمی کند، حتی شما دیدید که کسی که جایزه اسکار گرفته بود، هنرپیشه ای که جایزه اسکار گرفته آمد چکار کرد؟ آمد روی صحنه... چون به هر حال بوش یک آدم قوی ای نیست که در آمریکا طرفدار زیاد داشته باشد. با چند تا رای، آن هم با تقلب بالا آمد و رئیس جمهور شد. اختلاف او با الگور، معاون کلینتون خیلی زیاد نبود. اختلاف زیادی نداشتند. بعد هم که با تقلب بالا آمد.
ایشان همان جا تصریح کرد که تو با تقلب بالا آمدی و داری برای مردم آمریکا تصمیم گیری می کنی. چه کسی گفته که تو بایداینطور رفتار بکنی. خب! مفتضح کرد. قبلا یک چنین چیزی در مورد هیچکدام از رئیس جمهورهای آمریکا وجود نداشت که در داخل با او اینطور مخالفت بشود و هر روز علیه او در شهرهای بزرگ راهپیمایی بشود. آن هم راهپیمایی های به آن شکل صدهزار نفر، دویست هزار نفر. در انگلستان و همه کشورهای دنیا اینطور مخالفت بشود. پرچم آمریکا را آتش بزنند، از بوش آدمک بسازنند. یکسره از رئیس جمهور آمریکا آدمک بسازند و آتش بزنند. اصلا چنین چیزی سابقه نداشت.
وقتی قضیه لو رفت یعنی مشخص شد و همه دنیا فهمیدند این قضیه، یعنی قضیه حمله به عراق یک بازی است، کم کم اظهار نظرها شروع شد. وزیر خارجه آمریکا.... برای اینکه اینها بعدا می خواهند خودشان را در اذهان تطهیر کنند دیگر. مثل فرض بفرمایید که قضیه بمب اتم که بعدا خواستند خودشان را به یک نحوی تطهیر بکنند، اینها آمدند خودشان را تطهیر بکنند. آمدند گفتند که اساسا ما ... از این بعد دیگر داستان خیلی جدی شد. گفتند که نه من و نه بوش و هیچکس دیگر تصمیم گیرنده درباره حمله به عراق نیستیم. این حمله زمان کلینتون طراحی شده یعنی آن لابی صهیونیزم و آن کسانی که پشت پرده هستند و به قول خودشان می گویند ما سالی یک بار به محضر آقا مشرف می شویم در یکی از باغ ها، دست آقا را می بوسیم، دست آن چند نفری که آن پشت دارند تصمیم می گیرند و برای آمریکا رئیس جمهور تعیین می کنند، سیاست های اصلی را تعیین می کنند، سالی یک بار رئیس جمهور اجازه دارد برود دست آقا را ببوسد و بیاید.
گفت کسان دیگری درباره حمله به عراق تصمیم گرفتند و مربوط به عراق هم نمی شود و من، بوش و کلینتون همه چه هستیم؟ مجری هستیم. تصمیم گیرنده نیستیم. یعنی تمام این دک و پزها که بوش می خواهد این کار را بکند، آن کار را بکند، همه اش ... مثل شاه که سفارت آمریکا برای او تعیین تکلیف می کرد، برای بوش هم همینطور، کس دیگری تعیین تکلیف می کند. بوش را آخر همه می شناسند. جزو کودن ترین رئیس جمهورهای آمریکا هست. از نظر ضریب ذهنی و ضریب هوشی بسیار پائین است.
یکی از سناتورها آمد گفت تصمیم جنگ با عراق فقط مربوط با عراق نیست، مربوط به بیست و یک کشور هست که ما به مرور زمان تصمیم داریم که این کار را انجام بدهیم. بعد کس دیگری آمد که حالا من فرصت ندارم که اسم و مشخصات اینها را بگویم. کس دیگری آمد گفت اساسا تصمیمی که گرفته شده، تغییر جغرافیای سیاسی منطقه است و ما باید این کار را انجام بدهیم. تندروهای آنها که در آمریکا سخنرانی کردند بحث اسرائیل را مطرح کرند که پشت صحنه هم واقعا همین است. یعنی همان آرزوی دیرین نیل تا فرات که ما باید این کار را انجام بدهیم و این مسئله هم خواهد شد.
ینابراین دقت بکنیم که ما با چه مسئله ای روبرو هستیم، جنگی که شروع شده دیگر تمام شدنی نیست. اسناد معتبر ما در مورد وضعیت عراق و مسائل بعد از آن به ما نشان می دهد. من در روایت شاید نزدیک به سی چهل روایت در مورد همین بمب هایی که از آسمان می آید، این اواخر مطالعه کردم که حضرت می فرماید از آسمان بر سر شما آتش می بارد. حتی حضرت رنگ های آن را می گوید که به چه رنگ هایی سر شما می آید و خانه های شما را خراب می کند. در مورد ویرانی بصره، ویرانی بغداد، سقوط بغداد. احادیث مسلم و معتبر داریم اگر خواستید مراجعه کنید. الآن زیاد شده اینها، از قدیم هم بوده است.
کتاب الملاحم و فی الفتن در مورد... کتاب خوبی که آقای کورانی نوشت بنام عصر ظهور می توانید مراجعه کنید، ترجمه فارسی هم شده. دقیق، اطلاعات کامل در مورد حوادث قدم به قدم و روز به روز در واقع در مورد مسئله ظهور امام زمان (ع)، حوادثی که قرار است در خاورمیانه اتفاق بیفتد، در اسرائیل، در ایران، در اردن، در فلسطین در عرض کنم خدمت تان مصر، در عربستان، در عراق، همه کامل آنجا ذکر شده است و می توانید مراجعه کنید در این باره اطلاعات تان را تکمیل بکنید. به هر حال نبردی که شروع شده، نبردی هست که مقدمه یک جنگ بسیار بسیار بزرگ است و هر چند ظاهر آن بسیار زشت و سخت است اما شاید بهترین تعبیری که بشود در این رابطه کرد همان تعبیر زایمان تاریخ است که تاریخ درد زایمانش گرفته و همانطور که ابتدای درد زایمان دلخراش است و توام با داد و فریاد و های و هوی است و سختی هایی دارد، دردها و رنج هایی دارد برای همه ولی بعد منجر به چه می شود؟ منجر به تولد آن مولود مبارک خواهد شد که انشاالله بیاید و همه را خوشحال بکند.
بنابراین این درد شروع شده، این ناله شروع شده و بیشتر از این هم خواهد شد و اوضاع به مراتب در سطح دنیا خیلی خیلی بدتر خواهد شد، کشتارهای بسیار وسیع تر از این ما داریم. آمریکا و ابرقدرت ها دیگر حیثیت خودشان را کاملا از دست داده اند و روی این مسئله گذاشته اند. یعنی اصلا دیگر به فکر حفظ وجه بین المللی شان نیستند. سازمان ملل را کاملا له کرده اند و جلو رفته اند. کاری به سازمان ملل و شورای امنیت ندارند. خودشان صریحا گفتند ما هیچ احتیاجی نداریم. از آنها سوال کرده بودند که شما قوانین دیپلماتیک را در مورد انتقال صدام که مثلا فرضا به یک سفارتی پناهنده بشود (رعایت نکردید). شما نمی توانید این کار را بکنید چون سفارت جزو خاک یک کشور محسوب می شود. و در مورد خبرنگارها و خیلی از مسائل دیگر. صریحا گفته بودند که هیچکدام از این قوانین مانع تحقق اراده ما نیست، هر کاری بخواهیم می کنیم.
در مورد روسیه هم شما دیدید که ماشین آنها را زدند، ماشین سفیر را زدند. اصلا کاری با این مسائل ندارند. یعنی کاملا شمشیر را از رو بسته اند و به هیچ چیز پایبند نیستند. حالا حالا باید منتظر جنایت های خیلی فجیع تر از این در مورد زنان، کودکان، عرض کنم مردم بی گناه باشیم. خیلی خیلی بیشتر از این خواهد شد و به قول امام باقر (علیه السلام) می فرماید وضعیت طوری خواهد شد که تمام حیوانات و درنده ها می آیند از گوشت های انسان ها استفاده می کنند و سیر می شوند. انقدر آدم روی آدم می ریزد و جنازه می ریزد.
اینکه حالا چیزی نبود، یک کار مثلا بیست روزه ای بود، هر چند تلفات داشت ولی منتظر مسائل دیگر باشید. همانطور که دیدید دیروز هم سه تا اتهام به سوریه وارد کرد یعنی کم کم به عقب تر کشیده می شود. به آن سمت. در روایت هم داریم که به سراغ عربستان هم می روند. به سراغ اردن هم می روند. به سراغ سوریه هم می روند. دیروز سه تا اتهام وارد کردند. همانطور که به عراق گفتند. یکی داشتن و صدور سلاح های کشار جمعی و یکی راه دادن خاندان صدام، دو تای دیگر هم هست. بعد هم می گوید که سوریه از سرنوشت عراق درس نگرفته، باید درس می گرفت ولی درس نگرفت. وقتی درس نگرفت یعنی چه؟ یعنی باید تنبیه شود. یعنی باید به او درس بدهیم که دفعه دیگر اینطور نکند.
برای کسان دیگر هم قبلا بهانه هایی را تراشیده اند، آماده هست. یعنی فقط یک نقش است، یک فیلم سینمایی هست انگار که باید اجرا بشود. همین دیگر چیز دیگری نیست. همین! از اول مهره چینی ها شده، آماده هست. همه کارها انجام شده. سناریو نوشته شده. در مورد اینکه وظیفه ما چه هست، در بخش چهار، من مفصل نوشته ام. در مورد فتنه ها و آشوب هایی که در آخرالزمان می شود، آنجا توضیح مبسوط دادم که هر کدام از شیعیان و منتظران حضرت چه وظایفی دارند و اصلا چگونه باید به فتنه نگاه بکنند. فتنه ها، فتنه های مبارکی هست اما از یک طرف از نظر عقیدتی بسیار خطرناک است.
اگر انسان حواسش نباشد ممکن است دین و ایمانش را هم از دست بدهد. لذا در این چند قدم آخر و چند شمشیر آخر که مانده، باید نشاط مان را حفظ بکنیم، ایمان مان را حفظ بکنیم و از دست ندهیم و آنچه که امام زمان (علیه السلام) خیلی دوست دارد، می پسندد و به بزرگان و اولیاء خدا پیغام فرستاده و فرموده این است که مردم را برای ظهور آماده کنند. همانطور که امام (رحمة الله تعالی علیه) که حق عظیمی بر گردن همه ما دارند صریحا فرمودند. همه وظیفه داریم که امام زمان (ع) را فریاد بزنیم. هم دعا کنیم که بیاید، هم از خداوند تبارک و تعالی بخواهیم و هم مردم را هوشیار و آگاه کنیم که خودشان را برای امام زمان (ع) چکار کنند؟ آماده کنند.
امام فرمودند: مردم باید خود را (در همین کتاب هم آورده ام) برای ملاقات با مهدی آماده کنند و این شوخی بردار نیست، تعارف بردار نیست. الآن من دارم برای شما می گویم شاید بگویید یعنی چه، یعنی ما چند روز دیگر امام زمان (ع) را می بینیم، چند وقت دیگر می بینیم. یعنی می شود ما ببینیم. قبل از انقلاب اسلامی هیچکس باور نمی کرد که در این مملکت چه بشود؟ انقلاب بشود و شاه و این بساط جمع بشود، برود. ولی ما نسل برگزیده ای هستیم برای اینکه در زمان چند سال عمر ما، در این بیست و چهار، پنج سال نگاه بکنید انقلاب اسلامی شده، فروپاشی شوروی شد که هیچکس اصلا خواب آن را هم نمی دید و حوادثی که دارد تند و تند اتفاق میفتد و در روایت تصریح شده که حوادث ظهور زنجیروار و متصل است و هر چقدر زمان می رود، سرعت، اتصال، ارتباط و فاصله اینها از همدیگر کم می شود.
فاصله زمانی اینها خیلی کم می شود تا یک زمان خاص، حدود مثلا هشت ماه، بله حدود چهار تا هشت ماه یک سرعت بسیار شدید می گیرد تا آن زایمانی که باید اتفاق بیفتد انشالله اتفاق بیفتد. ولی خب تا آن صحنه ما باید مهیا باشیم. خیلی مهیا باشیم، خیلی باید خودمان را آماده کنیم، از جهت عقیدتی، از جهت عبادی، از جهت رابطه مودت با حضرات، از جهت سیاسی، از جهت کمک به مردم جهان، از جهت آماده شدن برای حمله کردن به منافع ابرقدرت ها، منافعی که در داخل برای خودشان داشتند، به اهدافشان در داخل، به اهدافشان در خارج ، به اهداف شان در کشور های خودشان، باید کار بکنیم و هر چقدر که ما تلاش بکنیم، امتیاز بیشتری می گیریم و انشاالله این امتیاز را در محضر امام زمان (ع) بگیریم و حضرت اینها را از ما بپذیرد. آمین
والسلام