سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
بحثمان رسید به این فقره از زیارت عاشورا که سیدالشهد را با کنیه اباعبدالله خطاب میکنیم و عرض میکنیم که «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللهَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللهَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ».@نکته بسیار کلیدی در فهم زیارت عاشورا و برقراری ارتباط با سیدالشهدا و اهل بیت (علیهم السّلام) که امشب میخواهم بگویم بحث خیلی مهم است، این بحث را اگر کسی خوب متوجه نشود تا آخر اشتباه میکند در مورد هم ارتباطش با اهل بیت (علیهم السّلام) هم در خصوص مسئله عاشورا، کربلا و سیدالشهدا و مسئله عزاداری.@در کلمه اباعبدالله معنایی که گفتیم مسئله عبودیت است که گفتیم سیدالشهدا پدر بندگان خداست، و خودش در عبودیت هم پدر عبودیت هست، به چه معنا؟ گفتیم کلمه عبد وقتی میآید در کنیه به عنوان اینکه صفتی در دیگران زیاد هست، وقتی یک صفتی زیاد باشد آن کلمه را به کار با کنیه به کار میبرند.@در مورد سیدالشهدا (علیه السّلام) هر دو معنا دقیق و صحیح هست که توضیح دادیم و قبل از اینکه سیدالشهدا به چیزی از قبیل یابن رسول الله، یابن امیرالمؤمنین، یابن فاطمه الزهرا یا چیز دیگری خطاب بکنیم خداوند تبارک و تعالی مسئله اباعبدالله بودنش را جلو انداخته، زیارت عاشورا حدیث قدسی هست و از طرف خداوند بنابر فرمایش امام صادق (علیه السّلام) به رسول الله و ائمه دیگر رسیده و ابلاغش به مردم توسط امام باقر (علیه السّلام) صورت گرفته است.@در زیارتهای دیگر اباعبدالله (علیه السّلام) و زیارت اهل بیت (علیهم السّلام) هم این مسئله کاملاً به چشم میخورد، که مسئله اصلی مسئله عبودیت هست، درباره عبودیت در درسهای هم ولایت و شرح حدیث مفصل مطالبی را عرض کردیم، که عبودیت چیست، عبادت چیست، و حقیقت عبادت و عبودیت چیست.@ما باید یاد بگیریم این را باید بدانیم که ائمه، معصومین، انبیاء (علیهم السّلام) تمام اینها عبد خداوند تبارک و تعالی بودند، این تأکیدی که ما در نماز نسبت به عبودیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم، «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ» یعنی حتی مهمتر از رسالتش مسئله عبودیت حضرت هست، یعنی او عبد بود نسبت به خداوند تبارک و تعالی.@وقتی کلمه عبد را میآوریم نسبت به ائمه، نسبت به پیامبر، بزرگترین شخصیت خلقت که نبی اکرم هست، و صادر اول، عقل اول، نور، الروح، قلم، عقل، هر چه که بگویید، آن مصداقش پیامبر هست، بزرگترین مخلوق خداوند تبارک و تعالی وقتی کلمه عبد را میآوریم خیلی حقائق را برای ما روشن میکند.@در زیارت رجبیه امام زمان (علیه السّلام) وقتی میخواهد خودشان را معرفی بکند، چهارده معصوم را، میفرماید: «لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ» فرقی بین معصومین و تو وجود ندارد مگر اینکه آنها عبدهای تو هستند، بندگان تو هستند.@شناخت جایگاه عبودیت برای اهل بیت (علیهم السّلام) یک معرفت بسیار مهم کلیدی هست، اگر این شناخت از انسان گرفته بشود، یا انسان نسبت به آن تغافل بکند و جاهل باشد، تا آخر ارتباطی که با اهل بیت (علیهم السّلام) برقرار میکند، یک ارتباط غلط و یا ضعیف هست، و بهرهبرداری آنچنانی هم نمیتواند از اهل بیت بکند.@متقابلاً اثری روی نحوه ارتباط انسان با خداوند میگذارد که این هم بد میشود، لذا ما باید به این توجه داشته باشیم که وقتی با چهارده معصوم روبرو هستیم علاوه بر آن مقام بسیار عالی که با هیچ کس قابل مقایسه نیست، «لا یُقَاسُ آلُ مُحَمَّدٍ بِاَحَد» هیچ کس با پیامبر و اهل بیتش نمیتواند مقایسه بشود.@یعنی ما اساساً در مورد اهل بیت (علیهم السّلام) هر چه بگوییم کم گفتیم، خودشان فرمودند شما هر چقدر در فضیلت ما، عظمت ما، بزرگی ما بگویید کم گفتید فقط نگویید خدا هستیم این اشتباه بزرگی هست.@«نَزِّلُونَا عَنِ الرُّبُوبِیّة وَ قُولُوا فِینَا مَا شِئْتُم» ما را از خدایی پایین بیاورید، یعنی نگویید ما خدا هستیم، اما دیگر هر چه میخواهید بگویید جا دارد، یعنی این ظرف وسیع پیامبر و آلش هر فضیلتی را بگویید درک کردند و درک میکنند، برای اینها جا دارند.@بنابراین ما باید این را خوب بشناسیم، مسئله خیلی مهم است که اینها عبد خداوند تبارک و تعالی بودند، عبد یعنی چی؟ گفتیم عبودیت به معنای پیروری کردن هست، عبودیت یعنی تسلیم بودن، ذوب شدن، یعنی اظهار هیچ نوع ارادهای در مقابل معبود نکردن، اظهار هیچ وجودی در مقابل معبود نکردن، هیچ نبودن، یعنی کاملاً انسان ذوب بشود، این عبودیت میشود.@ما به میزانی که چشم میگوییم ذوب شدیم، ما از کجا ذوب میشویم؟ یعنی چه چیز ما در خدا ذوب میشود؟ ما چه چیزی را به عبودیت و بندگی میبریم، به طاعت وادار میکنیم؟ طبیعتمان را، فطرتمان که از خداست، معنا ندارد آن دمش الهی و فطرت بگوییم عبودیت دارد در مقابل خداوند تبارک و تعالی، آن تجلی خود خداوند تبارک و تعالی است.@او که باید سر فرود بیاورد و منیت نکند، عنانیت به خرج ندهد، تسلیم باشد، ارادهای از خودش نداشته باشد، اظهارنظری نکند، و طبق آن حدیث بند اول از روایت شرح حدیث عنوان بصری امام صادق (علیه السّلام) فرمود اولین قدم عبودیت است.@یعنی انسان تصمیم بگیرد در مقابل خداوند تبارک و تعالی تدبیر نکند، و منیتی نداشته باشد، و مقاومتی نکند، اهل بیت اوج ذوب شدن در خداوند تبارک و تعالی هستند، یعنی به هیچ وجه طبیعتشان در مقابل حق تعالی ظهوری نداشته، کوچکترین مخالفت و مقاومتی از اهل بیت (علیهم السّلام) صورت نگرفته، اینها اوج ذوب شدن بودند.@یعنی طبیعت آنها تماماً به رنگ فطرت بوده، و هرگز برای یک لحظه ذرهای مقاومتی در مقابل خدا و احکام دین به خرج نداند، نه تنبلی و کسالت کردند و نه شک و تردید داشتند و نه در عمل کوتاه آمدند و ضعیف بودند این عبودیتشان هست.@ما وقتی که احترام به اهل بیت (علیهم السّلام) میگذاریم، به چهارده معصوم ارادت به خرج میدهیم، یا خداوند تبارک و تعالی آنها را رهبران و امامان و پدران ما قرار داده و فرموده اگر به سمت من میخواهید بیایید با اینها بیایید.@امر فرمودند «وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ» «وَ ابْتَغُوا» یعنی در جستجوی وسیله باشید به سوی خدا، ابتغاء داشته باشید، یعنی بگردید وسیله پیدا بکنید، اگر میخواهید پیش من بیایید باید با وسیله بیایید، توسل هم از همین است، توسل یعنی وسیله قرار دادن، ما باید با وسیله برویم، وسیله ما اهل بیت است، چطوری باید برویم؟@باید نسبت به خود اهل بیت عبودیت داشته باشیم چون تجلی خود خدا هستند، یعنی به هیچ وجه طبیعت ما در مقابل فرمایش اهل بیت (علیهم السّلام) مقاومت به خرج ندهیم هر چه فرمودند بگوییم همان است، «اَلحَقُ فِیکُم مَعَکُم» در شماست، با شما است، «فَالْحَقُّ ما رَضيتُمُوهُ، وَالْباطِلُ ما اَسْخَطْتُمُوهُ» در زیارت آل یس به امام زمان عرض میکنیم که حق همان است که شما به آن راضی هستید، و باطل همان است که شما از آن بدتان میآید.@«عَلِيٌ مَعَ الْحَقِ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ» علی با حق است و حق هم با علی است، جالب این هست که پیامبر دعا میکند و اینطوری به خداوند عرض میکند: «اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ حَيْثُ دَارَ عَلی» خدایا حق را تابع علی قرار بده، ما وقتی میخواهیم برای یک نفر دعا کنیم میگوییم انشاءالله تابع حق باشی، پیرو حق باشی، خدایا ما را تابع و پیرو حق قرار بده.@پیامبر در مورد علی اینطوری دعا نمیکند، به خداوند عرض میکند که خدایا حق را تابع علی قرار بده، یعنی علی و حق یکی هست، امکان ندارد که علی از حق ذرهای تخطی بکند، بنابراین عبودیت در مقابل ائمه (علیهم السّلام) که ما عبد آنها هستیم یعنی تسلیم محض آنها باشیم.@اما باید توجه بکنیم که خود اهل بیت هم تمام این مقامشان را اگر رسالتی هست، اگر ولایتی هست، اگر امامتی هست، قبل از آن اینها عبد بودند، بنده خدا بودند، و هیچ نوع مقاومتی در مقابل حق تعالی نکردند.@و میزان نزدیک ما به اهل بیت (علیهم السّلام) و میزان نزدیکی ما به خداوند تبارک و تعالی میزان عبودیت ما هست، به میزانی که در ما مقاومت از بین میرود، و من ما، و عنانیت ما از بین میرود و ما تسلیم هستیم، و مسیر را بیدردسر طی میکنیم، به خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت (علیهم السّلام) نزدیک میشویم.@حالا وقتی میآییم از اباعبدالله تجلیل میکنیم، باید دقت کنیم تجلیل بیمحتوا هیچ فایدهای ندارد، یعنی اگر توجه به اهل بیت بکنیم، و به مسئله عبد بودن اینها نسبت به حق تعالی و عبودیت اینها و عبودیتی که خود ما باید نسبت به خداوند و اهل بیت (علیهم السّلام) داشته باشیم توجه نکنیم، از زیارت عاشورا خواندن، از سینه زدن، از روضه خواندن، گریه کردن، زیارت کربلا رفتن هیچ سودی نصیب ما نمیشود.@توجه به اهل بیت اگر روی یک عامل اثر نگذارد فایدهای به حال ما نخواهد داشت، گریه کردن برای امام حسین، سینه زدن برای امام حسین و اهل بیت، دعا، روضه، توسل، اگر بخواهیم ببینیم که چقدر روضه و دعا و توسل اثرگذاشته باید ببینیم که چقدر روح عبودیت را در ما ایجاد کرده و چقدر ضریب مقاومتی ما را در مقابل حق تعالی کم کرده است.@بدون اینها تجلیل هیچ فایدهای نخواهد داشت، برو سینه بزن، گریه بکن، مشکی بپوش، عزاداری بکن، اما تسلیم نباش، مقاومت داشته باش، مقاومت در همه زمینهها، در زمینه خانواده، تربیت فرزندان، عبادت خودت، ارتباط با والدین، مسائل اجتماعی ـ سیاسی، معاملات، مسائل اقتصادی باید عبودیت باشد.@یعنی باید ببینی که آنها چه میگویند، آنها از ما چه خواستند، اگر روح عبودیت و اطاعت را برای ما نیاورد ما داریم خودمان را مسخره میکنیم و داریم وقت تلف میکنیم، باید روح عبودیت بیاید آنها خودشان عبد بودند.@نباید یک موقعی عظمت اهل بیت (علیهم السّلام) در نظر ما که بسیار هم عظیم هستند از عظمت خداوند بالاتر بیاید اگر بالاتر آمد معلوم است نگاه ما دارد خراب میشود، این نگاه فاسد شده به درد نمیخورد، شما نگاه کنید در مهمترین شبهای سال، همین چهار شبی که ما احیا میگیریم، زیارت امام حسین (علیه السّلام) وارد شده است.@در عرفه در ایام حج، روز عرفه در روایت داریم خداوند اول به زائرین امام حسین نگاه میکند، آنها را اجابت میکند بعد به کسانی که در عرفه آمدند زیارت خانه خدا، این عظمت چقدر زیاد هست، اما درست روز عاشورا فرمودند هزار مرتبه توحید بخوانید «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ اللهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَد وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» چرا؟@یا شما میخواهی جامعه کبیره بخوانی، قویترین تجلی ائمه در جامعه کبیره است، بزرگترین، مهمترین، زیباترین، دقیقترین متن امامشناسی جامعه کبیره است، در جامعه کبیره با صفات و تجلیات بسیار با عظمتی از اهل بیت (علیهم السّلام) روبرو میشویم، ولی قبلش فرمودند شما قبل از اینکه میخواهید شروع بکنید اول صد مرتبه بگو (الله اکبر).@یعنی هر چند این شخصیتها شخصیتهای بسیار بزرگی هستند، من الان میخواهم به زیارتشان بروم و در محضرشان بنشینم و این مطالب را عرض کنم و اینها را با این صفات خطاب بکنم اینها بندگان خدا هستند، همه عظمت اهل بیت (علیهم السّلام) از این هست که اینها بنده خداوند تبارک و تعالی هستند، تمام بزرگی و جلالتشان را از او گرفتند.@اگر در ائمه یک کسی مثل سیدالشهدا (علیه السّلام) بالا میآید نسبت به بقیه ائمه و تجلی بیشتری دارد، «سَفِینَةُ الحُسَین أَسرَع» اهل بیت تمامشان سفینه هستند، «مَثَلَ أَهْلِ بَيْتِي فِي أُمَّتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح هست «مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ» هر کس سوار بشود نجات پیدا میکند، هر کس از این کشتی جا بماند غرق میشود.@همه آنها کشتی هستند اما فرمودند «سَفِینَةُ الحُسَین أَسرَع» سریعتر هست، یا نه دهم شفاعت در قیامت مال سیدالشهدا است، یعنی یک دهم شفاعت مال 13 معصوم، همه انبیاء و اولیاء و اهل شفاعت بیاید شفاعت بکنند یک دهم شفاعت را دارند، نه دهم شفاعت مال سیدالشهدا (علیه السّلام) هست.@برای اینکه سیدالشهدا تجلی عبودیتش بیشتر بود نسبت به سایر ائمه نه اینکه بگوییم برتر بود، برتر به این معنی که بگوییم از امیرالمؤمنین بالاتر هست نه، از فاطمه زهرا بالاتر هست نه، ولی باید دقت بکنیم که تجلی است، یعنی ظرف زمانی و تاریخ سیدالشهدا یک ظرفی بود که در آن ظرف تجلی عبودیت بیشتر صورت گرفت.@اگر امام حسن جای امام حسین بود همان کار را میکرد، امام حسن اسرع میشد، اگر امام جواد (علیه السّلام) بود همان کار را میکرد، او اسرع میشد، ظرف زمانی سیدالشهدا (علیه السّلام) برای امام حسین (علیه السّلام) این را قرار داده بود که تجلی عبودیت را نشان بدهد، نشان بدهد چقدر میتواند در خداوند تبارک و تعالی ذوب بشود، و چقدر میتواند همه چیزش را برای خدا بدهد و هیچ مقاومتی نه تنها نکند بلکه شاد باشد، به رضایت و شادی بدهد.@از زینب (سلام الله علیها) همین امتحان میشود، زینب (سلام الله علیها) بعد از اینکه نظرش را راجع به عاشورا میپرسند، آن ملعون میپرسد که دیدی خدا با شما چکار کرد، اظهارنظر حضرت زینب امتحان است، یعنی میگوید من در این قضیه چه چیزی دیدم.@چون تمامش عبودیت بوده، و فدا کردن آنچه که به آن وابسته هستی در راه معشوق بوده (و ما رأیت الا جمیلا) آدم هدیهای که میخواهد به معشوقش بدهد تلخ که نیست، مدام روزشماری میکند که من چه موقع طرف را ببینم به او یک هدیه بدهم و در این هدیه او بخندد، یک لبخند بزند و از من راضی باشد که من این هدیه را به او دادم، بخصوص این هدیه را بپذیرد و اگر هدیه را نپذیرند ما ناراحت میشویم.@حضرت زینب برایش عاشورا زیباست چون توانست امام حسین را به خدا هدیه بکند، با تمام وابستگی که به سیدالشهدا دارد، میتواند فرزندانش را بدهد، میتواند اباالفضل را بدهد، میتواند علی اکبر را بدهد، و دانه دانه به خداوند هدیه بکند، برای سیدالشهدا اوج لذت است.@آنهایی که در جبهه رفتند جنگیدند، در شما هم زیاد هستند کسانی که شمشیر زدند در این هشت سال آنها خوب میفهمند ما چه میگوییم، شادی شب عملیات شادی هست که هیچ جای دیگر گیر نمیآید، همچین شادی را هیچ جایی نمیتوانید پیدا بکنید، یک همچین بزم و رقصی را هیچ کس نمیتواند گیر بیاورد.@در جبهه دشمن شب حمله، شب عملیات، چه عملیات ما، چه عملیات خودشان اگر بخواهند علیه ما بکنند، در آن ترس، اضطراب، داغونی به تمام معنا هست، اما در جبهه ما اینطوری نیست، در جبهه ما شب عملیات شب عروسی است، فرهنگ است که بسیجی شب عملیات حنا میگیرد.@حنابندان یعنی چی؟ حنابندان یکی از کمکهایی که مردم میکردند مثل پسته و بادام و خمیرداندان و مسواک و صابون و لباس میفرستادند یکی از هدیههای مردم حنا بود، حالا شما بگویید یعنی چی جبهه حنا بفرستیم، مصرف دارد، برای اینکه خوراک بزم است، مثل یک کسی که بزم میگیرد، ما نمیتوانیم ذغال نباشد، باید ذغال باشد میخواهیم کباب بزنیم، گوشت به سیخ بزنیم، نفت باید باشد، اینها بساط بزم است.@برای شب عملیات حنا وسیله عیش و نوش بود، یعنی طرف حنا میگرفت، جدی هم حنا میگرفت، یعنی باور داشت که این دارد عروسی میرود، شاد، بگو، بخند، قهقهه، امام فرمود قهقهه مستانه، شهدا در شادی حضورشان و قهقهه مستانهشان عند ربهم یرزقونند.@اینکه شب عملیات قهقهه میزد او میفهمد بعدش این قهقهه تبدیل به چه چیزی میشود، این شادی چه خواهد شد، حالا شما نگاه کنید سیدالشهد وضعیتش چطور بوده، علی اکبر وضعیتش چطور بوده، اباالفضل وضعیتش چطور بوده.@امام حسین (علیه السّلام) را شما نگاه کنید یعنی چی، این را فقط کسی که مزهاش را چشیده میتواند بفهمد یعنی چی، من الان برای شما بگویم اکثر شما این را میفهمید که این یعنی چی، شما نگاه کنید حمله شروع شده عصر تاسوعا، دشمن آمده شده که حمله بکند.@سیدالشهدا تنها نشسته سرش را بلند میکند میگوید چه خبر است؟ میگویند آقا میخواهند حمله بکنند، میفرماید بروید به آنها بگویید یک امشب را به ما اجازه بدهند، امشب میخواهی چکار بکنی؟ میخواهم قرآن بخوانم، نماز بخوانم، میخواهم با معشوقم خلوت بکنم، چون عشقهای دنیایی غیر از عشقهای آخرتی هست، عشق آخرتی به پای عشق دنیایی نخواهد رسید.@یعنی شما دو دقیقه در دنیا با خدا حرف بزنی معادل میلیاردها سالی هست که در آخرت میخواهی با خدا حرف بزنی، اینجا عرضه است، اینجا رحم هست، معاشقه و مناجات در رحم هست، که گفتیم اثرش نسبت به بیرون رحم فوقالعاده هست.@لذا همه انبیاء و اولیائی که الان در برزخ و بهشت هستند آرزو دارند برگردند یکبار بروند زیارت امام حسین، زیارت حضرت رضا (علیه السّلام) بروند، بیایند یک روز روزه بگیرند، بیایند یک (لا اله الا الله) بگویند و بعد برگردند.@میدانند بیایند در رحم این را بگویند بعد این (لا اله الا الله) را با خودشان ببرند آنطرف یعنی چی، این را خوب میفهمند یعنی چی، لذا حضرت میگوید من یک شب عبادت بکنم و قرآن بخوانم چه هست، برای بقیه هم این را میخواهند، همه این فرصت را میخواهند، حضرت زینب هم به نماز شب میایستد، علی اکبر همینطور هست، اباالفضل هم همینطور هست، تمام اصحاب همینطور هستند.@تازه بعد از اینکه عشق و حالشان را با خدا کردند، عبادتشان را کردند، دور هم جمع میشوند، شوخیها شروع میشود، بگو و بخندها شروع میشود، این را باید دقت بکنیم که عبودیت و فدا کردن برای خدا آن هم با شادی نه با کراهت، این خوب نیست، نماز خواندن با کراهت، ذکر گفتن با کراهت، تعقیبات خواندن با اجبار و الزام و کراهت، قرآن خواندن با کراهت، زیارت رفتن با کراهت، این فایده ندارد، با عشق با محبت هدیه کردن.@ملاقات همینطوری قشنگ است، شما وقتی ملاقات یک نفر میروی ببینی در دلش ناراحت است از اینکه پیش او آمدی، یا پیش شما آمده دوست دارد زود قیچی بکند، لذا وقتی داری ارادت را نسبت به اهل بیت به خرج میدهی، باید توجه داشته باشی که اینها عبد خداوند تبارک و تعالی هستند، بنده خدا بودند، سیدالشهدا روز عاشورا نشان داد که چطوری به خدا هدیه میدهد آنهم با رضایت دانه دانه با رضایت میدهد.@علی اکبر همینطور، پسرم مرگ برای تو چطوری است، (احلی من العسل) شیرینتر از عسل است، مخصوص امام حسین و اصحابش هم نیست، زمان پیغمبر هم همینطور بود، طرف آمده پیش حضرت عرض میکند یا رسول الله الان جنگ است، جهاد است، یک کاری بکن من خدا را بخندانم، چکار بکنم خدا را بخندانم؟@اصلاً شما تصور بکنید بنده چطوری میشود این در ذهنش میآید که من میخواهم خدا را بخندانم، این جایگاه و خواستگاه اندیشه که من الان تصمیم گرفتم خدا را بخندانم از کجا آمده که یک کسی بیاید بگوید الان میخندانمش از کجا آمده؟ پیامبر هم که در خندان خدا استاد است، بلد است چکار بکند، در عشقبازی رئیس همه است.@به ما بگویند شما خدا را بخندان میگوییم یعنی چی خدا عواطف و احساسات اینطوری ندارد که مثل ما بخندد، چطوری او را بخندانم؟! پیامبر حاضر جواب میگوید لباسهایت را در بیاور، لخت بشو شمشیر دستت بگیر برو جلو بجنگ، برو مرگ را مسخره کن، برو تحقیرش کن.@این دیگر از مقولهای که من باید بجنگم، باید جانم را حفظ بکنم، باید سپر داشته باشم و کلاهخود داشته باشم، این بحث جنون نسبت به حق تعالی است، چه کسی این را میفهمد؟ کسی که عاشق است، کسی که عبد هست، با خدا از اول رابطهاش را تنظیم کرده که قرار است چکار بکند، نوع رابطهاش چطوری باشد، اگر این در ارتباط با اهل بیت مغفول قرار بگیرد ما تا آخر در برقراری با اهل بیت اشتباه میکنیم.@یعنی زیارت عاشورایی که روح عبودیت نمیآورد هیچ فایدهای ندارد، اینقدر گریه بکند تا خسته بشوی، عزاداری بکن هیچ فایدهای ندارد، باید بدانی که امام حسین همه عظمتش به بندگی و عبودیت است، لذا کسی که اذان را میگویند هنوز دارد سینه میزند این به هیچ وجه با فلسفه امام حسین آشنایی ندارد، نه مداحش و نه سینهزن و عزادارش، این قطعاً شرک هست.@من اینقدر ذوب امام حسین هستم که حالا بگذارید نیم ساعت بعد از اذان عزاداری بکنم، نه، امام حسین مگر خودش روز عاشورا همچین کاری کرد، روز عاشورا سر اذان جهاد تعطیل، دو تا هم شهید، دو نفر تیر خوردند، نماز، این نمیشود، کسی که نمیتواند سینهزنی را قطع بکند، آقا وسط شور بود نمیشد، قاعده ما این هست که اول که خواندیم بعد شور بگیریم، بعد تازه فرود بیاییم، بعد دعا بکنیم تمام بشود، ما همچین چیزی در عبودیت نداریم.@یعنی چی جلوی خدا ایستادی، اذان دارند میگویند، ساعت 2 بعد از ظهر است، دسته دارد میرود، این چه عزاداری است، توقف همه بروند نمازشان را بخوانند، آقا حالا ما سینه نزنیم میمیریم، گریه نکنیم، این چه شهوتی است، که من باید حتماً روضهام تکمیل بشود، حتماً باید گریهام اینطوری بشود، حتماً باید شعرم به هم نخورد، اینها همه شرک است، همه دکان در مقابل خداوند تبارک و تعالی است.@مگر امام حسین گفت الان نمازا را کنار بگذاریم حالا جهاد بکنیم نه، جهاد متوقف میشود، اصل نماز است، «الصَّلَاةُ عَمُودُ دِينِكُمْ» اول وقت اذان گفتند برو سراغ نمازت، وقتی یک چیزی برای تو مقاومت ایجاد میکند سراغ نمازت نمیروی داری مقاومت میکنی، از عبودیت خارج است، مگر میشود یک نفر عزادار امام حسین باشد نماز اول وقت نخواند، مغرب و عشا ساعت 11، ظهر و عصر 4 بعدازظهر.@بعضیها هم که خودشان را راحت کردند میگذارد نزدیک مغرب که میشود، ظهر را میخواند، عصر را میخواند، بعد اذان مغرب را گفتند، مغرب و عشا را هم میخواند میگوید من وقت ندارم یک جا همه 15 رکعت را یک جا میخوانم.@یک کسی هم جدی آمده بود نادان برای کسانی سخنرانی میکرد، میگفت ما 17 رکعت را صبح اول وقت میخوانیم، در سایر مسائل هم همینطور است، در زنداری ما دستورات خاصی داریم، در تربیت فرزند دستورات خاصی داریم، در ارتباط با موسیقی دستورات خاصی داریم، در ارتباط با مسائل حلال و حرام دستورات خاصی داریم.@من مدام بیایم برای امام حسین خرج بکنم، برای امام زمان خرج بکنم، جشن بگیرم، یک قران خمس ندادم، اصلاً سال خمسی ندارم، این فاجعه است، این چه عبودیتی است، من اصلاً سال خمسی ندارم، نمیدانم مالم چطوری است، حلال است، حرام است، این چه عبودیتی است، این چه عزاداری است، و چه ارادتی به اهل بیت است که این همه تخلف ایجاد کرده است.@پس هم باید در خود ما روح عبودیت زنده بشود، و هم باید توجه بکنیم که آنها بزرگتر از خدا نیستند، آنها وسیله خدا هستند، عبد خدا هستند، آنها هر چقدر عظمت دارند، عظمتشان از ذلتی هست که در مقابل خداوند ظهور دادند، هر چه دارند از ذلت هست، در مقابل حق تعالی، پیامبر چرا عزیزترین است چون ذلیلترین است، در مقابل مردم چرا عزیزترین است، چون در مقابل خدا ذلیلترین است.@«سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي» خدایا همه سواد و خیال من هم، جسم و تاریکی روح من برای تو سجده میکند، در روایت داریم «المُؤمِنُ واحِدُهُ جَمَاعَةٌ» مؤمن نماز فرادا هم که میخواند برایش جماعت مینویسیم.@فردا نگویید آقای شجاعی روی منبر گفت واحده جماعه ما در خانه هم جماعت است دیگر نماز جماعت نمیرویم، همچین حرفی نیست جماعت باید حتماً شرکت کرد، نماز اصلش به جماعت است، نماز فرادا مال کسانی است که عذر دارند، و الا حق ندارند جماعت را ترک کنند، یک عذری پیش میآید موقتاً حالا باید نمازم را فرادا بخوانم.@اختیاری هم نیست که یک نفر بگوید من به اختیار نما فرادا را انتخاب کردم، نماز فرادا حال بیشتری میدهد، این حال حال خوبی نیست، برو نماز جماعت بخوان، تو خیلی عرضه داری حال بکنی، برو در مستحباتت نماز شب بخوان حال بکن، نافلههایت را بخوان حال بکن، نماز مستحبی بخوان حال بکن.@مسجد واجب است، برو مسجد نماز جماعت بخوان، اول وقت نماز جماعت بخوان، آقا من نماز جماعت میخوانم نه، میآیم خانه نماز فرادا میخوانم خیلی حال میکنم، این حال شیطانی هست، شیطان به تو حال میدهد که جماعت نروی، برو جماعت بخوان، برای خودمان دین درست نکنیم به دیگران هم توصیههای اینطوری نکنیم.@«المُؤمِنُ واحِدُهُ جَمَاعَةٌ» یعنی مؤمن وقتی دارد نماز میخواند بدنش که نماز نمیخواند، خیالش هم عابد است، واهمهاش هم عابد است، عقلش هم عابد است، و فطرت که رسیدن به معشوق هست، لذا خیلی خوب هست که ما تلاش بکنیم، نه اینکه من به او بگویم یا خودم اینطوری باشم، تلاش بکنیم که وقتی جسم سجده میکند، خیال هم سجده بکند، واهمه هم سجده بکند، عقل هم سجده بکند، همه وجود سجده بکند.@پیامبر تمام وجودش سجده میکرد، یعنی وقتی داشت در مقابل خدا میافتاد با تمام وجودش سجده میکرد، شما این سجده را چند بار تجربه بکنید، بعد یک کسی بیاید بگوید آقا نماز تکراری است، کدام بوسهای که ما کردیم از عزیزان و محبوبهایمان تکراری بوده که بگوییم بوسه تکراری است، کدام دیدارمان تا حالا تکراری بوده، ما نماز یک کاری تکراری است!@بعضیها میگویند ما دعا میخوانیم، قرآن میخوانیم خوب است، ولی نماز میخوانیم نمیدانم چرا نماز حال نمیدهد، یک چیز تکراری است، اصلاً اینطور نیست، تکرار یعنی چی، یکبار همینطوری به سجده برویم، وقتی رکوع میروی یکبار با همه وجودت به رکوع برو، و تعظیم بکن، همه وجودت را به رکوع ببر در مقابل حق تعالی، یکبار همه وجودت را به سجده ببرد، میبینی چقدر مزه دارد، آنوقت این مزه تکراری است.@پس چرا این همه لذتهای مادی میبری، همیشه هم آن را تکرار میکنی نمیگویی تکراری شد دیگر زده شدی، همین لذتهای مادی که داری میبری، یک مثال ساده، چایی خوردن، ما در روز چقدر چایی میخوریم بگوییم تکراری است، 5 ساعت پیش چایی خوردم، الان بخورم تکراری است.@مگر فاصله رکعات نماز چقدر است 17 رکعت هست در 24 ساعت، چه تکراری است، طرف میخواهد با نامزدش حرف بزند آنقدر حرف دارد که بگوید، و آنقدر هم حرفهای تکراری میزند که نگو، میخواهد فقط حرف بزند، آنوقت با خدا تکراری دارد برخورد میکند، یعنی روبرو شدن با حق تعالی، روبرو شدن با ائمه (علیهم السّلام)، زیارت عاشورا در اینها تکرار است، اینطوری به سجده برویم آنوقت میبینید چقدر مزه دارد.@پس این فرمول فراموش نشود ما ارتباطمان با اهل بیت اینطوری است که آنها را بنده خدا میدانیم و ذلیلترین موجودات در مقابل حق تعالی و راه رسیدن به خود اهل بیت نزدیک شدن به آنها نزدیکی حقیقی، نه نزدیکی که ما خدمت بکنیم و آنها بگویند گمشو با این خدمتت.@در روایت داریم خدا از عبادت بعضیها آنقدر بدش میآید، از نمازخواندنشان یا کارهای دیگرشان، میفرماید اصلاً صدایش را هم نمیخواهم بشنوم، مدام خودت را به اهل بیت بچسبان معصیت بکن.@خودت را به اهل بچسبان مال حرام بخور، خودت را به اهل بچسبان، سینه بزن و گریه بکن، با پدر و مادرت نمیدانی چطور رفتار بکنی، با همسرت نمیدانی چطور رفتار بکنی، با فرزندت نمیدانی چطور رفتار بکنی، با دوستت نمیدانی چطور رفتار بکنی، این خراب میکند، این ابراز علاقه را امام حسین دوست ندارد.@ما خودمان را به امام حسین بچسبانیم بعد این چسباندن را بهانه بکنیم برای گناهان بعدی، خودمان را مقرب بدانیم بگوییم 50 سال ما سابقه هیئت رفتن داریم، ریشمان را سفید کردیم در خدمت امام حسین، پیرغلام امام حسین هستیم، و دلیل باشد برای آن همه معصیت و گناه و تغافل و غفلتهایی که داریم.@امام حسین میگوید ما ذلت خودمان را به خدا رساندیم و ذوب در خداوند تبارک و تعالی شدیم، هیچی نداشتیم از منِ ما بیاید، ذوب در معشوق شدیم، معشوق به محض اینکه من را بگویی بدش میآید، گفت لیلی به مجنون، در زد گفت کیستی؟ گفت من هستم، جواب نداد، من کیست، اینجا من نداریم، در زد گفت کیست؟ گفت تویی، در را باز کرد، حواسمان باید باشد، تویی، هیچ کس نیست، (لا اله الا الله) منی نیست.@هر مقدار ما منمان را ذوب بکنیم، در سرش بزنیم، ذلیلش بکنیم، در مقابل حق تعالی مطیعش بکنیم، یعنی طبیعتمان را، چون فطرت که تو سر زدن ندارد، انسانیت ما که لازم نیست ذوب بشود، انسانیت ما لازم نیست که در سرش بزنیم، از خداست، نفخه خداست، بسیار پیش ما با عظمت و عزیز هست.@آن لازم نیست در سرش بزنیم، ما در سر طبیعت میزنیم، در سر این طبیعت بزنیم و من طبیعی خودمان و محدودش بکنیم پیش سیدالشهدا عزیزتر هستیم، به میزان اطاعت و بندگی هست که شما به سیدالشهدا نزدیک میشوی و به میزان اطاعت و بندگی هست که به خداوند تبارک و تعالی نزدیک میشوی.@اگر به این رمز توجه نکنیم و فراموش بکنیم از اول مسیرمان اشتباه است، هر چقدر میخواهی علم و معرفت در مورد خدا و اهل بیت کسب بکنی علم و معرفت قلابی است، باید توجه داشته باشیم که ما فقط و فقط از همین یک راه هست که میتوانیم برویم، سر خودمان هم کلاه نگذاریم، با یلخی زندگی کردن، بیتوجه زندگی کردن، نمیشود، شما مدام برو ابراز محبت بکن، فایده ندارد.@حالا شما نگاه کنید اینهایی که مثلاً در روضههایشان پرت و پلا میخوانند، (لا اله الا علی، لا اله الا زینب، لا الا اله حسین) خدای من حسین است، این حرفها درست نیست، چقدر پرت میپرند، چقدر احمق هستند، از نظر اعتقادی کفر هست، ما که منظوری نداریم، یک حالتهای خاصی به ما دست میدهد.@ما حالت خاص و نعشگی قشنگتر از ظهر عاشورا که نداریم، ظهر عاشورا سیدالشهدا رفت نماز خواند، عبادت خداوند تبارک و تعالی را کرد، ائمه هم فرمودند که (؟؟؟ 37:19) مردم را به ما مغرور نکنید، که غرور بگیریم که معصیت بکنیم با تکیه به محبت اهل بیت.@بقول پدرم میفرمودند که رفته بودم در باغ دیدم که یکی از این هم ولایتیها دارد مشروب میخورد، به او گفتم فرق تو با این یهودیانی که مشروب میخوردند چیست؟ گفت اَکُورَ ایما علی را داریم، یعنی علی یار ما هست، یک کسی داشت راجع به خدا حرف میزد گفت خدا که علی یارش هست، از خدا که دیگر بالا نمیزنند این فراموش نشود.@پس دو چیز مهم که از این به بعد میخواهیم در شرح زیارت عاشورا مدنظر داشته باشیم، در عزاداریها مدنظر داشته باشیم، عزاداری باید به روح عبودیت و توجه به معشوق نهایی ختم بشود، یکی اینکه ما باید روح عبودیت و اطاعت را نسبت به اهل بیت و خداوند در خودمان بیشتر بکنیم.@یکی اینکه نگاهمان به اهل بیت این هست که آنها با همه عظمتشان بنده خدا هستند، ذوب در خداوند تبارک و تعالی بودند، یک موقعی ترجیح پیدا نکنند در دل ما، در فکر ما، و خطرناکتر از همه در عقیده ترجیح پیدا کنند به خداوند تبارک و تعالی که این هم شرک بزرگی هست.@لذا هر چقدر عزاداری و توجه به اهل بیت بیشتر باشد از کجا بفهمیم این عبادت درست انجام شده؟ مبنا چیست برای تشخیص اینکه یک نفر هیئتی بوده، 40 سال مداح اهل بیت بوده، مبنا چیست؟ اینکه چقدر روح عبودیت در فرد ایجاد شده، اگر این ایجاد شده معلوم است که عزاداریت عزاداری قشنگ و خوبی است، و الا نه گریهاش فایده دارد، نه سینهزنیش فایده دارد، نه مشکی پوشیدنش فایده دارد.@یک کسی با پنج دقیقه توجه به اهل بیت مطیع میشود، در او روح اطاعت زنده میشود یک طاعتی را انجام میدهد، یک کسی 50 سال هم ابراز علاقه و محبت میکند ولی طاعت ندارد، من کسانی را میشناختم که اینها وقتی راجع به ولایت صحبت میکردند غوغا میکردند، از بزرگان و دانشمندان راجع به ائمه، یعنی رمزهای زیبایی را در شناخت اسلام کشف کرده بودند، از دانشمندانی که مسلمان و شیعه شده بودند، نماز نمیخواندند.@کشف آن رمز بدون عبودیت نه اینکه فایدهای ندارد اما آن چیزی که باید گیر انسان بیاید نمیآید، این روح عبودیت باید باشد، آن که لایق ماست چیز دیگری هست، فقط ما باید با عبودیت به آن برسیم این فراموش نشود.@انشاءالله جلسه بعد در مورد اصل و نسب صحبت خواهیم کرد که یابن رسول الله، یابن امیرالمؤمنین، یابن فاطمه الزهرا یعنی چی، این رمز را که خدمت شما عرض کردم، آنچه که امشب گفتم را حتماً فکر زیادی روی آن بکنید.@بخصوص ایامی که دارید عزاداری و عبادت میکنید نسبت به اهل بیت (علیهم السّلام) دارید گریه میکنید، هیئت تشکیل میدهید، و ارتباطاتتان از نوع ارتباطات ولایی هست، به این مسئله خیلی توجه بکنید، و در این باره فکر زیاد بکنید، خیلی نتائج ارزنده و روشناییها و راهگشاییهای خیلی زیادی برای شما خواهد داشت.@آدمهای گردنکلفتی مثل گرگ در این مسیر عزاداری و عبادت سر راه ما سبز میشوند و ممکن است ما را منحرف بکنند، این را خوب توجه بکنید، یک موقعی یک آدم ریش سفید کشته مرده اهل بیت استخوان خورد کرده در این راه با انحرافش ما را منحرف نکند.@اینکه این 30 سال در هیئت سابقه دارد چکار کرده، باید دقت کنید باید در مسیر باشد، در راه عبودیت باشد، اگر نبود فایده ندارد، یک موقع گندهگویی نکند، در مورد اهل بیت غلو نکند، یک چیزی بگوید، اگر گفت بدانید بیمنطق دارد حرف میزند، خودمان تحت تأثیر این حرفها قرار نگریم، دیگران را هم قرار ندهیم حواسمان باشد ما باید عاقلانه فکر بکنیم درست فکر بکنیم منطقی باشیم.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهریم.@