سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
چند روایت از دیدار عرض کنم، بعد میپردازیم به روایتهای مربوط به معانقه و دست دادن و بوسیدن؛ امام صادق (علیه السّلام) فرمود هر کس برادرش را در ناحیه شهر، یعنی برود یک طرف شهر، اینطور نباشد که همسایه کناریش باشد.@ناحیه شهر مخصوصاً حضرت گذاشته، گاهی وقتها ما سرکشی ما به عزیزانمان طول میکشد، یک ساعتی، چهل دقیقهای باید مسافت طی بکنیم تا به آنها برسیم، تکیه بر این هست که این مسافت طی بشود، هر کس برادرش را در ناحیه شهر برای رضای خدا دیدن کند او زائر خداست و بر خدا سزاوار است که زائر خود را گرامی بدارد.@اگر انسان متوجه این باشد که دارد حرکت میکند زائر خداست، هم اخلاص دارد، مثلاً میرود طرف نبود، چون از اول به قصد زیارت رفته، و زائر خداوند تبارک و تعالی است، میبینید که حالا بود یا نبود، دیگر اذیت نمیشود، به اجر خودش رسیده، هر چند دلتنگی ندیدن برادر، یا آن عزیزی که به ملاقاتش میروید سر جای خودش هست، برای همین دلتنگی هم اجر خیلی زیادی خداوند تبارک و تعالی در نظر گرفته است.@امام صادق (علیه السّلام) میفرماید که به دیدار مؤمن رفتن برای خدا از آزاد ساختن ده بندۀ مؤمن بهتر است، و هر کس بندۀ مؤمنی را آزاد کند، هر عضو بنده عضوی از او را از آتش نگه دارد، اول میگوید وقتی شما به زیارت میروید برای رضای خدا ثواب آزاد کردن ده بنده را دارد.@ممکن است سؤال پیش بیاید که آزاد کردن ده بنده چه ثوابی دارد؟ میگوید شما یک بنده را هم که آزاد بکنید، خدا به هر عضوی که آزاد میکنی عضوی از تو را در جهنم آزاد میکند.@بحث بعدی در مورد دست دادن به همدیگر هست، قبلاً در مورد این نکته توضیح دادیم که انسان احساسات خودش را به طرق مختلفی بروز میدهد، و خارج میکند و خودش را ارضا میکند، گاهی وقتها با نگاه کردن هست.@گاهی وقتها با خندیدن هست، با لبخند زدن هست، گاهی وقت با دست کشیدن به سر طرف مقابل هست، گاهی وقتها با لمس بدن هست، مثلاً بازوی طرف را میگیرد یک فشاری میدهد، گاهی وقتها دست میدهد، همین دست دادن هم خودش شکلهای مختلفی دارد.@گاهی وقتها هست که خیلی شل و آبکی به هم دست میدهند، گاهی وقتها هست که نه چون ابراز احساساتشان قویتر هست محکم دستان همدیگر را میفشارند، گاهی وقتها هست که این را کافی نمیدانند، و آن احساس و حسی که نسبت به طرف مقابل دارند با دست دادن تخلیه نمیشود، و شخص احساس میکند که باید طرف مقابل را بغل بکند، در آغوش میگیرد.@گاهی وقتها این هم کافی نیست طرف را میبوسد، گاهی وقتها چند دقیقه یا چند لحظه او را در آغوش فشار میدهد، نگه میدارد، و باز جدا میشود، باز در آغوش میگیرد، اینها همه یک احساس است، یعنی محبت، اما به شیوههای مختلف، به طرق مختلف تخلیه میشود، و انسان این حس خودش را ارضاء میکند.@بنابراین یکی از این راهها دست دادن هست، امام صادق (علیه السّلام) میفرماید که دو مؤمن که به هم برمیخورند، یعنی با هم برخورد میکنند، و یکی به دیگری دست میدهد، همواره گناهان آن دو میریزد، یعنی تا وقتی که دستانشان در دست همدیگر هست به همدیگر دست میدهند، این دست دادن همان و ریزش گناهان هم همان.@حالا دقت کنید چه بافتی اسلام روی این قضیه درست کرده، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در این دست دادن احساسات زیادی رد و بدل میشود و آرامشهای زیادی ایجاد میشود، و انس و الفت زیادی، محبت دیگری برای ما ایجاد میشود.@میفرماید که همواره گناهان آن دو میریزد چنانچه برگ از درخت میریزد و خدا به آنها توجه میفرماید تا از یکدیگر جدا شوند، این از فرمایش امام باقر (علیه السّلام) باز حضرت میفرماید چون دو مؤمن به هم برخوردند و مصافحه کنند خدا دستش را میان دست آنها گذاشت یعنی یک دست سومی هست که آن دست خداوند تبارک و تعالی است.@ببینید عظمت کار چقدر است این را ما خیلی ساده از کنارش رد میشویم این را ما نباید بگذاریم که از ما گرفته بشود، یعنی این فرهنگ از ما گرفته بشود، فرهنگ را به ما دادند برای اینکه در آن خیرات کثیری وجود دارد، این یادمان نرود که از دور بایستیم به هم سلام بکنیم، نه نزدیک هستیم دست بدهیم.@بعضی وقتها انسانهایی هستند که کم احساس هستند، ضعیف هستند، در این فرهنگ ضعیف هستند، مهم نیست شما جلو برو و دستت را دراز کن؛ بعد میفرماید حالا خدا دستش را گذاشت وسط دست اینها دست خدا چطوری وسط دست دو نفر قرار میگیرد.@خداوند چطوری مصافحه میکند با این دو نفر وقتی دستش را میگذارد، با هر دو مصافحه میکند؟ نه، با یکی از آنها خداوند مصافحه میکند، یعنی یکی از آنها را خداوند تحویل میکند، گناهانشان را میریزد در این شکی نیست، ولی اینکه دست خدا به چه کسی میخورد این مربوط به این هست که آن که محبت بیشتری دارد، او که از جهت محبت گرمتر است، صمیمیتر است.@آنهایی که سرد هستند، ضعیف هستند، کم احساس هستند، مشغول خودشان هستند، با خودشان درگیر هستند، نمیتوانند این را بروز بدهند اینها از این فیض محروم هستند، این یک هنر است، دوستی کردن، اینکه هر کس محبتش به دوستش و برادرش بیشتر باشد به خدا و رسولش نزدیکتر است.@اینجا گاهی وقتها افراد میآیند میگویند آقا ما فلانی را دوست داریم، فلانی هم ما را دوست دارد، ولی من احساس میکنم آنقدری که من او را دوست دارم او من را دوست ندارد، آن ابراز احساساتی که من میکنم او نمیکند.@اگر برای مسائل شخصی خودت هست این ذلت است، در روایت داریم «رَغْبَتُكَ فِي مَن یَزهَدُ فِيكَ ذُلٌّ» رغبت نشان دادن به کسی که تو را تحویل نمیگیرد، «یَزهَدُ فِیکَ» یعنی با تو کاری ندارد، تو را تحویل نمیگیرد، این ذلت است.@برادر تو محبت میکنی او هم باید متقابلاً محبت داشته باشد، ابراز احساسات میکنی، او هم باید ابراز احساسات داشته باشد، ادب به خرج میدهی او هم باید ادب داشته باشد.@یک موقع هست نه من از افقی فراتر از روابط شخصی با افراد رابطه برقرار میکنم، آن حبّ فی الله هست، برای رضای خدا هست که با افراد ارتباط برقرار میکنم، در اینطور موارد اگر طرف مقابل من سردتر باشد، من از نظر شخصیتی آسیبی نمیبینم.@بخصوص که اگر کسی شخصیتش اینطوری باشد، همه میفهمند که با مهرورزی او، او شخصیتش خورد نمیشود، او شخصیتش ذلیل نمیشود، همه میدانند اینطوری هست، این گرم است، صمیمی است، این با مهر و محبت، با حب الهی به سایر انسانها نگاه میکند.@پس خوبی اینکه انسان با حبّ خدا به انسانها نزدیک بشود این هست که هیچ وقت زحماتش به هدر نمیرود، اما اگر رابطه شخصی باشد، ممکن هست که ذلیل بشود، ممکن هست که زحماتش هدر برود، این یک قدرت روحی میخواهد، من به همه رفقا قبلاً توصیه کردم، گفتم شما سعی کنید جفت نگیرید.@رفیقباز نباشید، به آن معنایی که تا الان گفتیم نه، به این معنا که آنقدر با یک نفر رابطه برقرار بکنید که شاخص بشوید و جفت همدیگر بشوید، نتوانی با کسان دیگر ارتباط گرم و صمیمی برقرار بکنی، نتوانی با دیگران ارتباط داشته باشی، انسان خوب هست که بتواند با همه رفیق باشد، با همه دوست باشد.@کِربازی و جفتگیری خیلی وقتها انسان را تنها میگذارد، پژمرده میکند، افسرده میکند، وابستگی و ذلت میآورد، انسان باید روحیهاش اینطور باشد که با همه بتواند دوست باشد، با همه بتواند رفاقت بکند، گرم و صمیمی باشد، نه فقط با دو نفر خاص بپرد، اینطور نه، رفقای متعدد، دوستان متعدد، در همه جا، در همه موارد داشته باشد، این خیلی خوب هست.@این کمک میکند به اینکه انسان بتواند دیگران را هم خوب دوست داشته باشد، اینطور نیست که هزار و یک شهر در دلش هست برای اینکه یک نفر را به عنوان رفیق و دوست بگیرد، نه، البته رفیق و دوست شرائط الهی دارد، باید با آخرت انسان سازگاری داشته باشد، باید فساد نداشته باشد، تغذیه بد نکند، آن شرائط را کاری نداریم.@ولی خیلی وقتها ما درگیر شرائط خودمان هستیم، مثلاً میگویم من چون دکتر هستم، با کمتر از دکتر نمیتوانم رفیق باشم، رفیقهایم را از بین دکترها انتخاب میکنم، در حالی که مؤمن اینطوری نیست، یک مؤمن با یک آدم بیسواد هم میتواند رفیق باشد، دوست باشد، از صمیم قلب او را دوست داشته باشد، حقیقتاً با هم رفیق باشند، تحصیلات مبنا نیست.@من دانشجوی فلان هستم با کمتر از آدمهای هم تیپ خودم رفیق نمیشوم، در شأن ما نیست، در روابط ایمانی این حرفها، حرفهای غلطی است، من مهندس هستم، با کارگر جماعت نمیتوانم رفیق بشوم، با عمله جماعت نمیتوانم رفیق بشوم، نه اینطور نیست آدم میتواند رفیق باشد، دوست باشد.@میفرماید خداوند دستش را در دست کسی میگذارد که مهروزی بیشتری دارد، یعنی هنر دوستی کردن را بیشتر دارد، این یک هنر است، گاهی وقتها افراد به اسم کلاس و پرستیژ و شخصیت و چیزهای دیگر نمیتوانند آنطور که باید رفاقت کنند، مهرورزی کنند، کلمات محبتآمیز از دهانشان نمیتواند در بیاید، کلمات متواضعانه از دهانشان خارج نمیشود، نمیتواند، خیلی رسمی صحبت میکند.@ولی اهل بیت اینطوری نبودند، اهل بیت خیلی با دوستان و اصحابشان خودمانی بودند، خیلی صمیمی و خودمانی بودند، حریمی نداشتند، امام رضا (علیه السّلام) وقتی میخواست غذا بخورد آنقدر سر سفره مینشست تا تمام خادمانش بیایند سر سفره بنشینند بعد با آنها شروع به غذا خوردن میکرد.@حالا بعضیها تا یک مدیرکل میشوند، یک درجهای میگیرند سفرهشان جداست، غذایشان را جدا میکنند، نوع غذایشان هم جدا میشود، ظرف غذایشان جدا است، مهرورزی کردن یک هنر است، ابراز صمیمیت، با وسیلههای مختلف هست، یکیش به کار بردن این کلمات است، یکی برقراری یک رابطه بدنی خوب، دست بدهد، بغل بکند، در آغوش بگیرد، ببوسد.@یکی خدمت کردن، در شرایطی که قرار داریم ببینیم که برادرمان اگر از ما ساخته است، چای میل دارد، شربت میل دارد، آب میل دارد، چه چیزی بیشتر دوست دارد، اگر میتوانیم برایش تهیه بکنیم، ما خودمان شخصاً بیاوریم، میوه بیاوریم، پذیرایی بکنیم.@هدیه خریدن، ما خیلی وقتها میتوانیم یک هدیه خیلی جزئی را با آن بهشت زیادی را درست کنیم، متوجه نیستیم که این در ابدیت یعنی چی، حالا رد شدی از یک جایی یک گُل به دستت رسیدی، حالا دو تا هم نوش کردی، نوش جانت، ولی این را میتوانی ببری خانه به دخترت، به پسرت، به همسرت هدیه بدهی، داری میروی سر کار ببری به رفیقت هدیه بدهی، پیش خودت نگه ندار، خودم این کار را بکنم نه ردش کن برود.@یک خودنویس گرفتی، دو تا هم خودکار داری، خودنویس داری یا نداری، آن را نگه ندار سعی کن آن را هدیه بدهی، یک هدیه دیگری دستت آمده، یک جنس دیگری داری، اینها را هدیه بده، یک موقع میبینی یک چیز زیادی داری این چیز زیادی را هدیه بده.@کسی به ملاقاتت آمده مثلاً برایت دو تا پیراهن آورده، سه تا پیراهن آورده تو داری، آن را نگه ندار، به بهانهای این را به کسی هدیه بده، جوراب آورده، چند جفت جوراب نو داری، اینها را زود تقسیم کن، نگه ندار، این یعنی حقیقت دوستی.@رفت در مسجد داشت برای برادران دینیش دعا میکرد که خدای خیر دنیا و آخرت را به اینها بده، خیلی داشت برایشان چیز میخواست، یک موقعی آمد در مسجد به او گفتند که فلان خویش تو مرده یک مقدار ارث هم به تو رسیده، پول خیلی کلانی بود، طلا بود، فرمود همان را هم تقسیم کرد، تعجب کردند، گفتند چه میکنید، گفت من تا حالا داشتم خیلی گرانتر از این از خدا میخواستم، وقتی ارزانترش را دارم نمیتوانم ندهم.@وقتی میگوییم خدا انشاءالله به تو مال کثیر بدهد میتوانی 50 هزار تومان کمکش بکنی، کمک کن، ده هزار تومان میتوانی کمک بکنی، کمک کن، مشکلش حل میشود، بنشینی فلسطینیها را دعا بکنیم دست در جیبمان نکنیم، محرومین افغانستان را دعا بکنیم از خودمان چیزی مایه نگذاریم، نمیشود غلط است.@خدایا مشکلاتشان را حل کن، حواله به خدا کردن غلط است، دعای تو زمانی مستجاب میشود که خدا ببیند تو در عمل چگونه هستی در مهرورزی، بنابرای این رمز را فراموش نکنیم، که هر کس مهرورزیش بیشتر باشد به خدا و رسول نزدیکتر است و برد کرده، ولو دیگران قدر ندانند، برد کرده، یک ذخیره ابدی برای آخرتش هست.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@