جلسه 029 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
29
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1381
ماه
1
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 029 - شرح زیارت عاشورا

1- همه را خدا چیده است،

یک اتم پانزده قسمت دارد یک مجموعه پانزده قسمتی است این ها را خداوند یکی یکی طراحی کرده است و سپس آن ها را مرتب کرده است وقتی می گوییم خدا دقت کنید یعنی چه؟ عادی نگاه نکنید یعنی کسی که تک تک الکترون ها و تک تک پروتن ها و ریزتر از آن را خلق کرده است و منظم روی هم چیده است اتم ساخته است و از آن اتم ملکول ساخته است و این یک نظام شده است کرة زمین مثل یک دانه ریز نمکی است مثل یک قطره ای است در اقیانوس بی کران همه را خدا چیده است چون زیاد خدا خدا گفته ایم عادی شده است و متوجه نمی شویم که با چه عظمتی رو به رو هستیم خدا می گوید من که همة این مجموعه را خلق کرده ام می خواهید مرا حذف کنید بعد با یک عقل ناقص تان می خواهید راجع به مسائل زندگی نشر بگیرید این اصلاً شدنی است این کار عاقلانه ای است این قابل تأیید است؟

2- این جا اختیار نیست،

حالا سؤالاتی که خداوند می کند و برهانی که خداوند تبارک و تعالی به بشر می دهد چه برهانی است خداوند عزوجل می فرماید هیچ مرد و زن مؤمنی حق ندارد که چون خدا و پیامبرش به چیزی فرمان دادند بتواند اختیار کار خویش را داشته باشد ایة آن این است که« و کان لمومن و مومنه اذا قض الله و الرسول ان لا یکون لکم خیر» هیچ مرد و زن مومنی نیست که وقتی خدا و رسولش چیزی را دستور بدهند مختار باشند که بگویند می پذیرم یا نمی پذیریم اساساً اگر کسی ایمان اورده باشد و خدا و رسول را قبول کرده باشد به محض این که حکم خدا امده تمام است« سمعاً و طاعتاً » این جا اختیار نیست که بگوییم حالا باشد یا انجام می دهیم یا انجام نمی دهیم بحث اختیار نیست اگر کسی حقیقتاً مؤمن است تمام است دستور داده است دستور خدا است.

3- مگر شما دستورالعملی دارید،

خدا کیست؟ مالک من مدبر من اله من خالق من و خالق همه موجودات است «الله خالق کل شی» این طور فرموده است چشم قبول دارم من چه کسی هستم که به خواهم در مقابل خداوند و رسولش از خودم اختیار داشته باشم اختیار مال ادم نادان است اختیار مال کسی است که نمی داند با چه کسی رو به رو است مال کسی است که می خواهد خودش را رایگان بفروشد مال کسی است که قدر قیمت خودش را نمی داند و می خواهد با خودش دشمنی کند چه اختیار بیخودی است این اختیار جهنمی است مثل این است که پزشک قلب به مریض بگوید اختیار با خودتان است حالا این جا را بشکافم آن جایت را بشکافم از گردنت بشکافم حالا من هم بکویم نه اینجایم را نشکافید چون استخر می روم معلوم است پس زیر بغلم را بشکافید این اختیار اختیاری است که تمام سلامتی موجود را به خطر می اندازد کشنده است از زیر بغل که قلب را عمل نمی کنند اقا بیا کف پایم را عمل کن خوشم میآید از این جا عمل کنید این هیچ شدنی نیست برای همین یک مؤمن با افتخار می گوید من هیچ اختیاری ندارم من در مقابل خدا و رسول هیچ اختیاری ندارم یعنی خودم را به متخصص سپرده ام کسی که اختیار را انتخاب می کند نادان است؛ چون متخصص ندارد بعد حضرت می فرمایداین ها چگونه توانستند انتخاب خدا را امامی را که خدا انتخاب کرده است حذف کنند و خودشان امام انتخاب کنند رهبر انتخاب کنند شما بهتر از علی علیه السلام کسی را برای رهبری می شناسید بعضی ها امدند خدمت امام علیعلیه السلام و گفتند دربارة خوارج چه می فرمایید فرمودند این ها همه یکی هستند همة آن ها دشمن هستند و صلاحیت رهبری ندارند آن ها خیلی راحت به علی علیه السلام گفتند اقا آن ها هم دربارة شما همین حرف ها را می زنند و رفتند خیلی راحت و بدون اندیشه حالا ببینید قران این نظرات را چگونه استدلال می کند سورة قلم ایه 36« مالکم کیف تحکمون» چرا این طوری قضاوت کردید علی علیه السلام را حذف میکنید می خواهید چه کسی را جای او بگذارید اصلاً چه کسی را جای او گذاشتید این چه قضاوتی است که شما کردید« مالکم کیف تحکمون» بعد خداوند بحث را روی تخصص می آرود آیا می شود ما به خدا بگوییم عشق مان بود انتخاب را گردیم علیهالسلام را نمی خواستیم ابوبکر را می خواستیم خداوند می فرماید خوب اگر می خواهید جا به جا کنید باید برای این جا به جای تان دلیل داشته باشید خداوند می فرماید مگر شما کتابی دارید که آن را می خواهید مگر شما دستورالعمل دارید جزوه ایی دارید که از روی آن کار می کنید مثل این است که بنده الان بیایمبه این امپر فایل دست بزنیم بلد هم نباشیم یکی به من میگوید شما با بروشور کار کرده اید کاتالوگ دارید که کار میکنید نه من دارم دل به خواهی دکمه هایم را می بندم این طور که نمی شود خداوند می فرماید مگر شما یک دستوالعملی مکتوب درست و صحیح دارید مگر کتابی دارید که بر اساس این قانون این ایین درست امده اید علی علیه السلام را حذف کردید و کسی دیگر را جایش کذاشتید و هر چه می خواهید انتخاب می کنید می گوید به هوس شما نیست که هر چه دل تان به خواهید یا از هر کتابی که به خواهید انتخاب کنید.

4- در مسائل تان به پیامبر مراجعه کنید،

قران تأکید کرد که شما در مسائل تان به پیامبر مراجعه کنید« اطیعو الله و اطیعو الرسول» فرمود هر جه گرفتار شدید به پیامبر مراجعه کنید عمر گفت« حسبنا کتاب الله» کتاب خدا بس است پیغمبر را می خواهیم چه کار کنیم نه با پیامبر کار داریم و نه با دستورات و احکام ایشان کار داریم« حسبنا کتاب الله » کتاب خدا کافی است در حالی که شارع کتاب خود پیغمبر را شارع معرفی می کند اگر گرفتار شدید و نفهمیدید در حکم و متشابهین و اختلافین از پیامبر سؤال کنید از اهل تخصص و خبرها سؤال کنید و خبرها را هم در ایه مشخص کرده است خودش اعتراف کرده است که منظور از رهبرها پیامبر و امیرالمؤمنین است تا هر چه که باید انتخاب کنید در ان کتاب بیابید.

5- می خواهندنظرشان را تحمیل کنند،

ببینید قران چگونه می گوید کتابی دارید که دل خواه های خودتان را در ان پیدا می کنید مثل کسانی که کاری را می خواهند انجام دهند بعد استخاره می اورند استخاره بد می اید می گویند حاج اقا می شود یک استخارة دیگر بیاورید دوباره می اورند می بینند بد می اید بعد پیش کسی دیگر می رود تا استخاره بیاورد استخاره خوب می اید می گوید اخیش یعنی می خواهد خوب بیاید با قران کاری ندارد با فهم حاج اقا کاری ندارد بعضی ها می خواهند نظرشان را تحمیل کنند می خواهند غذایشان را سر سفرة قران بخورند تا به کسی برنخورد بله این ادم متدینی است ادم خوبی است ان ها هم همین کار را کردند ان ها هم زمان پیامبر همین لباس مقدس را پوشیدند و گفتند ما خلیفه رسول خدا هستیم دین او را حفظ می کنیم و عمل می کنیم ولی تمام احکام و فتواها را سر سفرة خودشان اوردند نه با قران و نه با اهل بیت پیامبر و نه با سنت پیامبر کار داشتند قران هم که گفتند دروغ گفتند.

6- به دستور چه کسی عمل کردید،

ببینید خداوند به ان ها چه می گوید می فرماید شما که به این قران عمل نکردید به حرف من هم عمل نکردید ایا کتاب دیگری دارید که دلخواه های خودتان را روی ان پیدا می کنید از روی مداوم کتاب دلخواه های خودتان را پیدا می کنید مگر کتابی دارید که ان را می خوانید و هر چه می خواهید انتخاب کنید در ان کتاب می اید یا برای شما تا روز قیامت بر عهدة ما پیام های رسا است که هر چه قضاوت کنید حق شما است می گوید مگر ما با هم توافقی پنهانی کردیم زیر میزی و پشت صحنه با هم توافقی داشتیم که شما بیایید علیعلیه السلام را حذف کنید و کس دیگری را جای او بگذارید کسی هم با شما کاری نداشته باشد مسئول هم نباشید از ما قول و قرارهایی گرفتید ما پنهانی به قول و قرارهایی دادیم ما تظمینی دادیم و شما از ما اجازه گرفتید که این کار را بکنید به حساب چه کسی به حکم چه کسی به دستور چه کسی این کارها را کردید.

7- کدام شان متعهد این مطلب است،

خداوند این گونه استدلال می کند می گوید شما که قران را کنار گذاشتید کتابی هم که ندارید پیمانی هم که از ما نگرفتید ما هم که قولی به شما ندادیم که شما بروید این کار را بکنید پنهانی هم که به توافق نرسیدیم که هر چه قضاوت کنید حق شما است از ان ها بپرسید« سلهم» خداوند به پیغمبر می فرماید از ان ها بپرسید کدام شان چنین حرف هایی را تعهد می کنند یکی از ان ها است که بیاید بگوید بله ما کتابی داریم یکی از ان ها است که بیاید بگوید خدا ما با شما پنهانی توافق هایی داشتهایم شما به پیامبر گفتید علی علیه السلام را جانشین خود بکنید اما پنهانی هم به ما گفتید که او را کنار بگذاریم چه کسی می اید چنین ادعایی کند یکی از شما است که بیاید این حرف را بزند یا این که شریکانی دارید.

8- اگر راستگویید شریکان خود را بیاورید،

اقا ما از شما دستور نمی گیریم ما خودمان یک رئیس داریم او به ما گفته ان خدایی که علیعلیه السلام را منصوب کرده است کنار بگذارید و کسی دیگر را جای او بگذارید ان خدا به شما دستور داده و این طور به شما گفته است اگر راستگویانند شریکان خود را بیاورید و باز خداوند عزوجل فرمود سوره محمد ایه 24« افلا یتدبرون القران ام علی قلوب اقفالها» ایا تدبر در قران نمی کنند با بر قلب هایشان فقل خورده است کسی که این کار را می کند معلوم است که اهل تدبر در قران نیست فقل بر قلبش خورده است نمی فهمد.

9- این تقسیم بندی کار خالق جهان است،

حالا ببینید خداوند جریان نادانی ان ها را به کجا می رساند از نظر قران انسان ها دو گونه هستند این تقسیم بندی را چه کسی کرده است یک کسی می گوید قران دلش خواسته است این طوری تقسیم بندی کند ما این تقسیم بندی را قبول نداریم شما چه قبول داشته باشید و چه نداشته باشید تقسیم کار خالق جهان است یعنی کار یک متخصص است کار کسی که دقیق می بینید ما دقیق تر از او کسی را نداریم او می گوید انسان ها مسلمان ها دو گروه هستند یا کسانی هستند که اهل قران و فکر و تدبر در قران هستند و قسم دوم ان ها کسانی هستند که مهر بر قلب شان خورده است هیچ اگاهی از قران و محتوا و متن قران ندارند غیر از این نیستند این پیام خیلی خطرناکی است لذا ما باید از کسانی باشیم که اهل تدبر در قران هستند.

10- نظام برزخ تناسب با قران را می طلبد،

عمر و جوانی و استعداد برای من است که ما وقتی خواستیم از این دنیا برویم و وارد برزخ شویم ان جا یکی از مهمترین گردنه هایی قیامت ارتباط اشخاص با قران است شما با قران چه ارتباطی داشته اید یکی از اولین سؤال هایی که از تو می پرسند این است که کتاب تو چیست؟

در معاد گفته شد سؤال نه به صورت کتبی است نه به صورت شفاهی بلکه سؤال تکوینی است مثل سؤالی که هنگام تولد دنیا از جنین می کند به جنین می گوید چه چیزی اورده ای؟ دستت کجاست قلبت پایت و مغرت کجا است اما این سؤال چه طور معلوم می شود تکوینی است کلامی رد و بدل نمی شود یعنی چه یعنی نظام برزخ تناسب با قران را می طلبد یعنی ورود به برزخ قلب سلیم می خواهد چون قران می فرماید هیچ کس در ان جا رستگار نیست مگر این که قلب سلیم داشته باشید.

11- چرا در قران اندیشه نمی کنید،

حدیث از امام می فرماید که فقط اهل قلب سلیم اهل نجات هستند یکی از ارکان قلب سلیم این است که شخص با قران رفیق باشد ارتباط سالم و خوبی داشته باشد هما وایی و هم خوانی با قران داشته باشد این یعنی کسی که اهل تدبر در ران است خودش را با قران وفق داده است چرا در قران اندیشه نمی کنند بر دل ها فقل دارند« ام تبع الله علی قلوبهم فهم لا یفقهون» نکند خوادند مهر به قلب شان زده است مه نمی فهمند این ایات را حضرت رضا علیه السلام پشت سر هم ردیف می کند و در ایه بعد می فرماید« و قالو سمعنا و هم لا یسمعون» می گوید نادانی ان ها به یک جایی می رسد و رسیده است که می گویند شنیدیم ولی واقعاً نمی شنوند.

12- مسیر را جای دیگری بردند،

خیلی عجیب است که پیامبر در غدیر اعلام می کند که خداوند به من دستور داده است که علیعلیه السلام را جانشین خودم قرار دهم بعد هم دستش را بالا می برد و دعا می کند که خدایا هر کس یار این است کمکش کن و هر کس ضد این است نابودش کن پیامبر خدا این حرف را زده است بعد یک نادانی بیاید بگوید اقا چرا این بچه را جانشین خودت قرار داده ایی پیامبر می فرماید من نگفته ام بلکه خداوند دستور داده است ان شخص بی ادب می گوید خدایا اگر این راست می گوید سنگ از اسمان بیاید و در سر من بخورد و بمیرم که فوراً سنگی از اسمان بر سرش می خورد و می میرد همه این صحنه را دیده اند و بعد همه می ایند و به علیعلیه السلامتبریک می گویند که عمر اولین فنر و بعد ابوبکر می ایند و می گویند« بخ لک یا اباالحسن اصبحت مولای و مولای کل مؤمن و مؤمنه لک» مبارک باشد احسنت بر تو بار تو امروز مولای من و امام من و امام هر زن و مرد مؤمن هستی بعد که پیامبر رحلت کردند طناب گردن علیعلیه السلام انداختند و همسرش را کشتند و مسیر را جایی دیگر بردند.

13- فقط حرف زدند و تبعیتی نکردند،

پیامبر فقط در غدیر نبود که جانشین خودش را انتخاب و معرفی کرد بلکه از زمانی که دعوت خود را علنی کرد گفت که علی جانشین من است در طی 23 سال هم گفت و از ان ها خصوصی خیلی قول گرفت به پیامبر قول دادند که فتنه نکنند بعد قران راجع به این ها می گوید« قالو سمعنا و هم لا یسمعون» گفتند ما شنیدیم اما حرف گوش نکردند اصلاً گوش ندادند« لایسمعون » یعنی این ها فقط حرف زدند و هیچ تبعیتی نکردند و از این هم بدتر این که می فرماید« ان شر دواب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون» می فرماید بدترین جانداران بدترین جانوران در نزد خداوند مردم کرو لال هستند که تعقل نمی کنند بدترین ان ها این طور بودند این ها از اول نسبت به پیامبر کر بودند کار خودشان را می کردند ان ها هر چه خدا و پیامبر می گفتند از این گوش می شنیدند و از ان گوش بیرون می کردند.

14- اگر خیری در ان ها سراغ داشت به ان ها شنوایی می داد،

می فرماید بدترین مخلوق منفورترین مخلوق نزد خداوند چنین مخلوقاتی هستند که یک گوش شان در است و گوش دیگرشان دروازه است ادمی که حرف گوشش فرو نمی رود کار خودش را می کند مطالعه می کنند گریه می کنند سرشان را هم زیر می اندازند ولی هیچ فایده ای ندارد اخر شب که به خانه هایشان می روند همان ادم قبلی هستند با زنش و بچه اش با شریکش با پدر و مادرش همان بی ادب که بودند هستند همان نادانی که بودند هستند وقتی حرف حق را می شنوند متکبر می شوند این ها این طوری هستند بدترین مخلوقات نزد خداوند کسانی هستند که« الصم البکم الذین لایعقلون» کرها و لال هایی هستند که اهل تفکر نیستند مبنای ارزش را خداوند روی فکر و فهم برده است« لا یعقلون» تفکر نمی کنند بعد ادامه می دهد« و لا علم الله فهیم خیرا لا سمعهم و لو اسمعهم لتو لوا و هم معرضون» اگر خداوند خیری در ان ها سراغ داشت به ان ها شنوایی می داد و اگر شنوایی هم داشتند باز هم رویشان را به طرف دیگر می گردانیدند و کاری با خداوند نداشتند.

15- مگر از شما عهد نگرفت؟

تمام کسانی که امام حسن را تنها گذاشتند یک زمانی پیامبر ان ها را صدا کرده بود و به ان ها گفته بود که یک زمانی می رسد که این پسران من امام شما می شوند الحسن علیه السلام و الحسینعلیه السلام امامان« قاما اوقدا» پیامبر امامت ان ها را اعلام مرد فقط نگفت که علی علیه السلام امام است بلکه اعلام کرد که حسنعلیه السلام و حسین علیه السلام هم امام هستند چه قیام کنند و چه کنند و چه بنشینند و صلح کنند و قیام نکنند بعد گفت فلانی شما حسن علیه السلام مرا تنها نگذارید یک زمانی می رسد که تنها می ماند گفتند نه یا رسول الله ولی وقتی که علیعلیه السلام به ان ها می گفت که پیامبر مگر از شما فلان روز فلان جا با شما خصوصی صحبت نکرد؟ مگر از شما عهد نگرفت؟ گفتند یادمان نمی اید من یادم نمی اید عایشه تو یادت نمی اید یادش می امد و داشت می سوخت و گریه هم می کرد ولی می گفت نه من یادم نمی اید پیامبر به من گفته باشد که بعد از من تو عایشه این فتنه ها را انجام می دهی حضرت مجتبیعلیه السلام به او می گوید فلانی تو فلان روز با پیامبر بودید یادت نمی اید میگوید نه یادم نمی اید برای همین می گوید که اگر ما شنوایی هم به ان ها می دادیم باز پشت می کردند و می رفتند هرچه که شنوایی هم داشتند این قدر شنوایی داشتند که پیامبر با ان ها حرف می زد.

16- ان ها ایمان نیاوردنده بودند،

از این بدتر این است که کار انسان به سقوط برسد نگویید این کارها مال عمر و ابوبکر بود بلکه خود ما هم این طوری هستیم« و قالو سمعنا و عصینا» شنیدیم ولی نافرمانی می کنیم بله گفتید ولی ما نمی خواهیم همه انها این طوری بودند می گویند وقتی که معاویه حجر بن عدی را به شهادت رساند چقدر خودش گریه کرد و گفت وای بر من از حجر می گفت من چه بد بختی هایی دارم یا این قتلی که کردم می شنود ولی عمل نمی کند دوباره جنایت را ادامه می دهد عمر در بستر مرگ افتاده است و می داند که به کجا می رود این اعترافات و حرف هایی که زده است خیلی تکان دهنده است عمر می گوید من طاقتم تمام شده است بروید به علی علیه السلام بگویید بلکه از این عذاب نجات پیدا کنم حضرت علیعلیه السلام بالای سرش می اید عمر می گوید علی من خیلی بد کردم ظلم کردم خلافت حق تو بود که ان را غصب کردیم ما توافق کرده بودیم که نگذاریم شما به خلافت برسید چنین کردیم چنان کردیم بیا و تو ببخش حضرت امیرعلیه السلام می فرماید باشد ولی به یک شرط این که همین اعترافاتی که کرده ای به مردم هم بگویی تا مردم از این به بعد گمراه نشود وجلوی فتنه گرفته شود عمر همین طور که زیر پتو خوابیده بود می گوید به مردم بگویم اشتباه کرده ام پتو را روی سر خود می کشد و می گوید« النار و للعار» جخنم می روم ولی ننگ اعتراف را قبول نمی کنم من بیایم اعتراف کنم که اشتباه کرده ام جهنم را تحمل می کنم ولی ننگ این که به مردم اعتراف کنم را قبول نمی کنم به خودت می گویم ولی به مردم نمی گویم یعنی چه؟ یعنی ان قول و قرارهایی که گذاشتیم شما به خلافت نرسید هنوز هم است و تعیین کرده ام که بعد از خودم هم چه کسی به خلافت برسد این مسخره بازی است یعنی همین را که دارم به تو می گویم فیلم است یعنی فکر می کنند خدا نمی بیند ملائکه نمی بینند حضرت علی علیه السلام بچه است می دانستند که حضرت علیعلیه السلامچقدر رحیم است چقدر رحمان و مهربان است ان ها یک لحظه هم ایمان نیاورده بودند.

17- اگر بدی کنید به خودتان بدی کرده اید،

« قالو سمعنا و عصینا» در رساله ها خوانده ایم که طلا برای مردام حرام است زیاد هم تذکر داده ایم اقا طلا دستت نکن گوش نمی کند اقا می دانید این نوار را گوش می دهید الان محرم است صفر است ماه عزا است اصلاً می دانید که حرام است یعنی نمی دانید که حرام است قران می فرماید ان ها می گویند« قالوا سمعنا و عصینا» شنیدیم چه کسی گفته حرام است مراجع گفته اند حرام است چه کسی گفته است هزار تا حدیث داریم با یک کلمه چه کسی گفته است نمی توانید خودتان را راحت کنید ما ان قدر روش های غلط داریم ولی باز هم توجهی نمی کنیم اصرار هم داریم که اوامه بدهیم« سمعنا» می شنویم و اما عصنا قبول نمی کنیم و زیر بار هم نمی رویم ان ادم هایی که این حرف ها را زدند چند مترشاخ و دم که نداشتند نه ان ها هم مثل ما بودند مرجع تقلیدی که تصمیم می گیرد ادم بکشید یا ادم کش ها را پناه دهد ادم کش ها اعتراف کرده اند که ما چه کسانی را کشته ایم نه تو نکشته ای تو پسر خوبی هستی اقا خودم می گویم ان ها را کشتم« سمعنا و عصینا» این طوری زیاد داریم خدا نکند که ادم بر دندۀ لج با خدا بیافتد در واقع بر دندۀ لجبازی با خودش افتاده است« ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان عصأتم فلها» اگر خوبی کنید به خودتان خوبی کرده اید و اگر بدی کرده اید به خودتان بدی کرده اید این قانون خلقت است.

18- منصب امامت اکتسابی نیست،

بعد از این که حضرت ان ها را زیر سؤال برد و قضیه را به این وضعیت رساندند و نشان داد که ان ها چنین شخصیت هایی هستند بعد می فرماید« بل هو» بلکه این مقام امامت ایه ای دیگر انتخاب می کند« فضل الله یعطی من یشاۀ والله ذوالفضل العظیم» این منصب امامت اکتسابی نیست که هر کسی بگویدمن خودم هم می خواهم امام شوم و رقابت کنم بلکه فضلی است که خدا به هر کس که به خواهد می دهد خدا بهتر می داند« الله اعلم حیث یجعل رسالتهم» خدا خودش بهتر می داند چه کسی را امام قرار دهد تو ایرادت به خدا است نه به امام ایراد می گیری درست است که نسبت به امام حسادت می کنید که چرا او است و من نیستم ولی مشکل تو در توحید است.

19- خدا کار عبث و نامناسب انجام نمی دهد،

شما با خدا مشکل دارید شما اگر خدا را به حکمت قبول داشته باشد یک سبحان الله که می گفتید اگر راست گفته بودید مشکلی نداشتید سبحان الله یعنی خدا کار عبث نمی کند و از یک کار اشتباه و عبث منزه است بعد می گوید چرا ما امام نشدیم وقتی گفتید چرا یعنی دارید سبحان الله را اشتباه می گویید سبحان الله تو قلابی است اگر تو قبول کردی خدا هیچ عبث و نامناسب وضعیتی انجام نمی دهد پس چرا به خدا گیر می دهید خداوند در قران چندین بار این جمله را تذکر داده است که« الله اعلم حیث یجعل رسالتهم» خدا بهتر می داند رسالت خودش را در چه خاندانی قرار دهد و به چه شخصیتی امامت و رسالت بدهد خدا این طوری داده است.

20- باید در شخصیت امام نادانی نباشد.

امام رضاعلیه السلام فرمودند چگونه ایشان را رسد که امام انتخاب کنند در صورتی که امام عالمی است که نادانی ندارد یعنی امام شأنش این است که باید در شخصیت امام نادانی نباشد چون ما موجودات مهمی هستیم بنده نمی توانم کسی را به امامت بپذیرم که وقتی به در خانه اش رفتم بپرسم فلان کار را بکنم بگوید نمی دانم بلد نیستم معنا ندارد چون خداوند او را به عنوان نمایندۀ تام خودش به من معرفی می کند به عنوان مظهر خودش به من معرفی می کند یعنی ای بندۀ من من اگر می خواستم تجلی کنم تجلی کرده ام و کامل در قالب پیغمبر امده ام در جسم پیغمبر به این صورت با تو صحبت می کنم از پیامبر پیذیرفته نیست که بگوید چیزی را بلد نیستم باید سؤال مرا جواب دهد.

21- فقط خدا می تواند امام را انتخاب کند،

امام عالمی است که نادانی ندارد حالا چه کسی می تواند ان را انتخاب کند مردم می توانند این شخص را انتخاب کنند وقتی می گوید عالمی است که نادانی ندارد یعنی این که در تمام رشته های علوم هر چیزی بپرسید جواب می دهد حضرت علیعلیه السلام فرمودند«سلونی قبل ان تفقدونی» هر چیزی می خواهید از من بپرسید من به راه های اسمان اشتا تر هستم تا راه های زمین هر چه دل تان می خواهد بپرسید در پای منبر است و ادعا می کند که بپرسید خوب حالا من می خواهم این شخص را امتحان کنم خودم باید تمام رشته های علوم را اشنا باشم تا بدانم که این شخص همان کسی است که ما می خواهیم الان ایا ما می توتانیم تشخیص بدهیم کدام یک از شما دندانپزشک هستید یکی از شما می گوید اقا من دندانپزشک هستم یکی دیگر هم می گوید من روانپزشک هستم دیگری می گوید من جامعه شناس هستم حالا دو تا کتاب هم خوانده باشد یک مدرک کاردانی هم در دندانپزشکی کسب کرده باشد ولی ما باید ان قدر وسلط باشیم که تشخیص بدهیم دندانپزشک است یا نه خبره است یا نه حالا وای به حال این که مدرک بالاتر داشته باشد و تشخیص ان مشکل تر می شود لذا فقط خدا است که علمش از امام بیشتر است و می تواند امام را انتخاب کند.

22- پایین تر از امام نمی تواند امام انتخاب کند،

پایین تر از امام که نمی تواند امام انتخاب کند بعد بگوییم اقا رأی گیری است باید به مردم احترام بگذاریم دموکراسی است که مردم بروند رأی بدهند که چه کسی امام شود چه کسی رهبر شود مگر مردم می توانند این کار اصلاً تخصصی نیست مثل این است که همین الان به ما بگویند بیایید مسجد برویم به این ده نفر رأی بدهید ببینیم کدام یک از ان ها جراح مغز هستند چلوکباب هم می دهیم شما انتخاب کنید کدام یک بیشتر از بقیه می فهمند حالا ما از کجا تشخیص بدهیم که کدام یک جراح مغز است ما می گوییم اقا ما از کجا تشخیص بدهیم ما نمی دانیم ان ها میگویند اقا شما نگویید نمی دانم این به محضر شما جسارت است شما انسان هستید شما خلیفۀ خدا روی زمین هستید همین طور هندوانه زیر بغل ما می گذارند ولی واقعاً ما تشخیص می دهیم که کدام یک از ان ها جراح هستند؟

23- باید همان تخصص را داشته باشیم تا تشخیص دهیم،

ان هایی که از مردم به عنوان دموکراسی حمایت می کنند همه اش تحقیر و استعمار مردم است می خواهند مردم را احمق کنند و مردم جایی می توانند رأی بدهند که به شعاع بینش واطلاعاتشان بخورند می گوید بله ما می توانیم برویم مطالعه کنیم گذشتۀ افراد را بررسی کنیم اینده اش را تشخیص بدهیم و بعد نگاهش می کنیم می بینیم بله طرف می تواند روی صندلی قرمز مجلس بنشیند شورای شهر شود رئیس جمهور شود و فلان و فلان کس بشود اما وقتی قرا شد امام انتخاب کنیم ولی فقیه را انتخاب کنیم به همین راحتی نیست ما که تخصصی نداریم در دهان مردم انداخته اند که باید ولی فقیه را مردم انتخاب کنند اخر مردم که نمی توانند ولی فقیه را تشخیص بدهند ولی فقیه قید دارد مثل جراح مغز است که قید دارد یعنی جراح مغز باید دو تا تخصص داشته باشد یعنی هم جراح باشد و هم مغز شناس باشد ولی فقیه هم دو تا تخصص می خواهد یکی ولایت و دیگری فقه شناس باشد اگر ما بخواهیم فقط فقیه بودن یک شخص را تشخیص بدهیم باید همان تخصص را داشته باشیم تا بتوانیم تشخیص بدهیم فلانی فقه می داند این کار را فقط مجتهد که خود متخصص فقه است می تواند نظر بدهد که این اقا متخصص فقه است یا نه بعد می گوید این اهانت است که خبرگان رهبر انتخاب کنند مردم همه باید رأی بدهند.

24- کدام عقل می گوید مردم آزادند،

ایا مردم آزاد هستند که رهبر را خودشان انتخاب کنند نه آزاد نیستند کدام عقل می گوید مردم آزاد هستند ایا خود مردم این حرف را قبول دارند؟ مردم دندانپزشک خودشان را نمی توانند تشخیص بدهند این تخصص می خواهد این تخصص می خواهد فردا اقای پاپیونی و کراواتی و ریش تراشده ایران میاید و می گوید من هم فقیه هستم بنی صدر گفت من فقهم از امام بیشتر است من فقیه تر هستم من تخصصم بالاتر است یکی الان می اید می گوید من فقیه هستم شما او را با چه الگویی می سنجید چگونه تشخیص می دهید که راست می گوید یا نه حالا اگر یک نفر که تخصص ندارد و مطبی برای پزشکی و یا حتی پانسمان زده باشد شما چه رفتاری با این شخص بی تخصص می کنید اگر یک نفر امپول زد و مرد شما نمی گویید مگر این مملکت صاحب ندارد که باید نظارت کند که ایا این ها تخصص دارند یا نه ما برای یک امپول زدن حتی حاضر نیستیم خودمان را به غیر متخصص بسپاریم.

25- متخصص کامل امام را می شناسد،

توجه کنید که به اسم مردم دوستی و دموکراسی به ما مغلطه نکنند امام عالمی است که نادانی ندارد یعنی کسی نیست که مردم بتوانند او را انتخاب کنند وقتی عالمی است که اصلاً جهالت در ان راه ندارد کسی می تواند او را بشناسد که خود او هم یک عالمی باشد که هیچ نادانی نداشته باشد پس خدا که متخصص کامل است امام را می شناسد سرپرستی است که عقب نشینی ندارد کانون قدس و پاکی و طاعت و زهد و علم و عبادت است دعوت پیامبر به او اختصاص دارد از نژاد پاک فاطمۀ بتول است در دودمانش جای طعن و سرزنش نیست و هیچ شریف نژادی به او نرسد.