جلسه 021 - شرح زیارت عاشورا
شماره جلسه
21
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1380
ماه
11
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - شرح زیارت عاشورا

از کتاب شریف کافی، کتاب الحجه، مطالبی را در مورد شناخت اهل بیت (علیه السلام) میخواندیم. تا انشاءالله یواش یواش کمی معرفت بدست بیاوریم. نسبت به اینکه آن کسی که ما مامور به زیارت او هستیم. چه کسی هست. چون مبنا در زیارت و ملاقات معرفت ما نسبت به اهل بیت (علیه السلام) و اولیای خداوند هست. هر چقدر معرفت ما نسبت به اهل بیت (علیه السلام) زیادتر باشد، کیفیت زیارت ما هم بالاتر خواهد رفت. و هر چقدر کیفیت زیارت بالاتر باشد درواقع کیفیت ملاقات و کیفیت ارتباط زیادتر شده. وقتی کیفیت ارتباط و زیارت بالاتر برود آنچه که گیر ما می آید بیشتر هست. ما معمولاً با اندیشه خودمان به سراغ اهل بیت می رویم و کوچک می بینیم آنها را و خواسته هایی هم که از آنها داریم سطح کوچک هست. اما هر چه که معرفت بیشتر میشود وقتی به زیارت آنها می رویم انسان مطابق با بزرگی و شأن و مقام آنها و نسبت به علاقهای که به آنها دارد خواسته خودش را مطرح میکند و حرفهای خودش را میزند. برای همین هم اهل بیت (علیم السلام) سفارش کردند که زیارت ها باید با معرفت باشد. توصیه کردند که با معرفت به زیارت بروید بدانیم کجا داریم می رویم. این خیلی اهمیت دارد. این یک زیارت با معرفت بسته برای انسان، انسان اگر در طول عمراش یک زیارت با معرفت برود. این کفایتش می کند. از روی عشق، محبت، صفا، معرفت، یک زیارت این طوری برود خیلی به کارش میآید. روایتی هست از امام رضا (علیه السلام) فرمودند که «الائمة خلفاء الله عزوجل فی ارضه» ائمه کی ها هستند. خلفاء خداوند روی زمین هستند. در مورد معنی خلیفه توضیح دادیم گفتیم معنی خلیفه به معنی جانشین نیست به این معنا که فرض بفرمایید این جانشین فلان آقا هست، او نیست و این آقا جانشین او هست. نه. خداوند همیشه حضور دارد و همه جا هم هست. احتیاجی به جانشین این طوری ندارد. اینکه میگوییم خلیفه، خلیفه به معنای مظهر خداست. یعنی ما چون نفخه الهی هستیم از اوییم و به سوی او باید برگردیم و برمی گردیم. معشوق اصلی و حقیقی و ذاتی ما اوست. احتیاج داریم در روی زمین که با حقیقت خودمان در ارتباط باشیم. با اصل خودمان و ریشه خودمان در ارتباط باشیم. خداوند تجلی کامل در معصومین (علیه السلام) دارد. و مظهر کامل خداوند تبارک وتعالی اهل بیت (علیم السلام) هستند. ملاقات آنها ملاقات خداست. دیدار با آنها دیدار با خداوند تبارک و تعالی است. خلیفه خدا شوخی نیست. این عبارت را خوب دقت کنید و در مورد عمق اش فکر کنید که وقتی من دارم می روم امام رضا (علیه السلام) پا نشوم بروم آنجا جی جی ویجی بخواهم بدانم کجا دارم می روم آنجا یعنی وقتی داری آنجا می روی حواست باشد با مظهر خداوند در ارتباط هستی. دستت در دست خداوند تبارک و تعالی هست. دست خداست امام. بعد دقت کن در کجا هستی. یعنی اتصال کامل با اصل خودت در آنجا برقرار می کنی، با اصل خودت حالا انشاءالله برسیم از فقرات خطبه امیرالمومنین (علیه السلام) در مورد خودشان می خوانم. و یک مقدار هم از فقرات جامعه کبیره و هر کاری می کنم که بگذرم می بینم حیفم می آید برای عزیزان نورانی، با صفا، و خوش قلبی مثل شما حیفم می آید این فقرات را نخوانم. حتما انشاءالله که قبل از اینکه ورود کنیم در مسئله زیارت قطعاتی را از جامعه کبیره برایتان می خوانم که بدانیم ما کجا داریم می رویم. دارم می روم در بارگاه دقت کنم کجا دارم می روم. می روم پیش خلیفه خدا. مظهر خدا یعنی کسی که هیچ فرقی بین او و خدا وجود ندارد. «الا انها عباد؛ مگر اینکه بنده خداست». بنده خدا هست. اما واجب الوجود نیست. فقط خدا نیست. همین فرمود به ما نگویید خدا. هر چی میخواهید بگویید بگویید. کم نگفتید. دقت کنیم کجا داریم میرویم. با کی حرف می زنیم. با کی زیارت چه کسی می رویم. امام صادق (علیه السلام) فرمودند اوصیاء پیغمبر درهای توجه به سوی خداوند عزوجل می باشند کلمه در را نگاه کنید. چقدر دقیق انتخاب شده. «الاوصیاء هم ابواب الله عزوجل التی یوتی منها» یعنی اگر کسی پیش خدا می خواهد برود از در باید برود اینها ابواب الله هستند. باب الله هستند اینها همان درهای توجه به سوی خدای عزوجل هستند که و اگر ایشان نبودند مردم خدای عزوجل را نمی شناختند. و خدای تبارک و تعالی به وسیله ایشان بر خلقش احتجاج کند. یعنی روز قیامت ما را براساس ارتباط مان با این معصومین محاکمه خواهند کرد و ارزیابی خواهند کرد. به میزان قرب و شباهت مان به معصومین (علیه السلام). خوب در این باره هم قبلاً توضیح دادم. آخرین جلسه معادم در این رابطه توضیح دادم. به این کلمه باب توجه زیادی بفرمایید. باب الله ابواب الله درهای خدا کلمه را دقت کنید درهای خدا در جامعه کبیره داریم «من ارادالله بدأ بکم» هر کس خدا را بخواهد باید از شما شروع کند امکان ندارد کسی بتواند شما را ندید بگیرد و به خدا متصل باشد. هر جا می خواهد برود. چون منبع و مظهر اینها هستند. قوی ترین تابش خداوند روی زمین معصومین هستند روی زمین ما بالاتر از اهل بیت قوی تر از اهل بیت تجلی از خدا نداریم که کسی بتواند از یک جایی به خدا راه پیدا کند، یک منبع و یک تجلی کامل هست و آن معصوم هست. ولی اگر بخواهد به جایی راه پیدا کند. باید از این طریق راه پیدا کند. لذا بالافاصله بعدش می فرماید اگر ایشان نبودند مردم خدای عزوجل را نمی شناختند. معنای باب را دارد توضیح می دهد. در بودن یعنی چی. یعنی می خواهی با خدا ارتباط برقرار کنی. درش این هست. می خواهی خدا را بشناسی. درش این هست. من یک نکته خیلی مهم به شما بگویم. نکته بسیار بسیار مهم باید به شما عرض کنم و آن این است که اساساً خداشناسی شیعی یعنی توحیدی که اهل بیت به ما معرفی کردند. خدایی که اهل بیت به ما معرفی کردند. هیچ جای دیگر وجود ندارد یعنی شما هر کس صاحب هر مکتبی هر شناختی از خداوند تبارک و تعالی داشته باشد اساساً با شناختی که اهل بیت معرفی می کند. زمین تا آسمان فرق می کند. این را اگر شما می خواهید متوجه شوید چی می گویم. چون شما عزیزان غالباً اگر زحمت کشیده باشید. در مورد خداوند تبارک و تعالی مطالعه کرده باشید بحث های استدلالی و عقلی کار کرده باشید. در حد همین علم کلام هست. کتاب های اصول دین و اصول عقاید. إن شاءالله حتما رفقا معرفت نفس را هم کار کنند. بعد از آموزش دین معرفت نفس را که کار کنید تازه یک مقدار متوجه می شوید که وقتی می گوییم خدا یعنی چی؟ خیلی هم بد است که ما نفهمیم و بمیریم. یعنی ما یک اندیشه بچه گانه از خدا داشته باشیم کوچولو یک تصویر خیلی ناقص بعداین جوری بمیریم و این جوری به ملاقات خدا برویم. خیلی زشت است. یک تصویر از باباو ننه گرفتیم. از دهات، از شهرستان، از کجا، از مسجد، فلان کتاب را این طوری خواندیم. باید آن توحید اهل بیت (علیم السلام) که به معرفی کردند به دنبال آن باشیم. هر چقدر آن توحید را انسان رویش کار کند. بیشتر این تجلی خدا را در خودش احساس می کند. سعی کنید با آن توحید انس بگیرید و دنبال این باشید که ببینید اهل بیت (علیم السلام) چگونه معرفی کردند حق تعالی را. اساساً یک راه شناخت برای خداوند بیشتر وجود ندارد و آن توحیدی است که اهل بیت (علیم السلام) به ما معرفی کردند. ما فکر نکنید که اهل تسنن اگر خداشناسی دارند یاعبادت خدا می کنند یا در مورد خدا چیزی دارند اهل بیت را کنار گذاشتند و موفق بودند نه شما کتاب های اهل سنت را بخوانید. شش تا کتاب دارند. به نام صحاح سته دو تا از همه قوی تر است. صحیح مسلم و صحیح بخاری این دو جلد کتابی است که فارسی هم چاپ شد فکر می کنم خود ما هم داشته باشیم. به نام «سیری در صحیحه» توحید آنها خدایی که آنها دارند عبادت می کنند. نعوذ بالله چقدر مسخره هست این توحید برای همین من عرض کردم ما با برادران اهل تسنن مشکلمان فقط سر ولایت نیست. گیر اصلی ما که به این مسئله ولایت ختم شده سر خودِ خداست. یعنی خدایی که ما می پرستیم با خدایی که آنها می پرستند خدایی که اهل بیت معرفی می کنن با خدایی که ما می پرستیم اصلا یکی نیستد. پیغمبرش هم همین طور هست. پیغمبرشناسی ما با پیغمبرشناسی آنها فرق می کند. حالا شما نگاه کنید آن گیج هایی که می خواهند از خارج بیایند اسلام شناسی کنند وصل می شوند به منابع اهل تسنن یا در این کشور یا در آن کشور پرسه می زنند. یا می آیند اینجا درست و عمیق کار نمی کنند. چه برداشتی از توحید ما دارند و می خواهند بروند معرفی کنند. به قول مولوی مثل کسانی هستند که در تاریکی کسی پای فیل را گرفته بود و می گفت این ستون است. یکی گوشش را گرفته بود می گفت این بادبزن است. هر کس یک قسمتی را مثلا این جوری نمی شود. کلی نگری علمای شیعی جراحی کردند مسئله توحید را ریزترین مسائل را بیان کردند. یعنی شما الان به عنوان یک بچه بیست ساله و سی ساله، دانشجور، طلبه، پنجاه تا شبهه هم در مورد خدا برایت ایجاد شود. و فکر کنی چه کار کردی. شاخ غول شکستی پنجاه تا سوال راجع به خدا مطرح کردی. الآن من بروم به هرکس بگویم، به هر طلبه و آخوندی بگویم می خورد زمین و دیگر نمی تواند جواب دهد. در حوزه های علمیه، در جاهایی که کار کلام می کنند می بینید که به جای پنجاه تا سؤال شما خودشان آن جا پنج هزارتا شبه مطرح کردند و دقیق، ریز به آن ها جواب دادند. حتی شما ادعا می کنید که ما خدا را می شناسیم به این دلیل، به این دلیل، یک موقع دیدید همین دلیل هایی که ما خدا را با آن قبول داریم. همین ما را هم زیر سوال می برند. متخصصین یعنی دلیلی که تو می گویی به اینجا به اینجا به اینجا اشکال وارد است. راه دقیقش این است. اهل بیت (علیم السلام) همه این ها را در اختیار ما گذاشتند لذا شما نگاه کنید این کتابی که مهم ترین کتاب بعد از قرآن هست اولین چیزی که شروع می کندف این افتخار شیعه هست. توجه کنید. اولین مطلبی که شروع کرده کتابی که بعد از قرآن حجّیت برای ما دارد. این کتاب العقل و الجهل هست. از فکر شروع کنید، تشیع. بعد بلافاصله بعد از آن می رود روی کتاب علم. ضرورت و آگاهی مقدم هست از همه چی. بعدتازه می رود سراغ خود خدا. کتاب التوحید، راجع به خود خدا بحث می کند. بعد از اینکه عقل را خوب جا انداخت علم را خوب جا انداخت. بعد می رود سراغ توحید، بعد از توحید می رود سراغ چی. رابط ما با خود خداوند تبارک و تعالی، حجت خدا. لذا این طور نیست که شما فکر کنید اگر کسی از غیر طریق اهل بیت بخواهد به خدا برسد به یک اطلاعات دقیق و درستی برسد. ممکن است که چهار تا دلیل قلبی و فطری پیدا کند که خداوند اینها را در دل همه گذاشته. درست اما فقط به خدا اینقدر نمی خواهیم خدا را بشناسیم. خدا مصدر و منبع ماست، معدن ماست، اصل ماست، ریشه ماست. ما قرار است خلیفه الله شویم. ما خلق شدیم برای اینکه که تشبه به او پیدا کنیم. با اطلاعات ناقص که نمی شود. با ضعف در خداشناسی که نمی شود. ارزش مندترین چیزی که می ارزد یک جوان عمر رویش بگذارد ذهن خرج کند و وقت بگذارد که او را بشناسد حق تعالی است. یک شناخت حسابی و خوب. این برایش در برزخ می ماند. در ابدیت برایش می ماند. بهترین علمی که یک نفر می تواند برایش وقت بگذارد اینکه کجا من وقتم را روی شناخت خداوندتبارک و تعالی بگذارم. یا وقتم را بگذارم روی پست ترین مخلوق خدا یعنی ماده، بروم فیزیک کار کنم. شیمی کار کنم. نمی خواهم علوم را زیر سوال ببرم. اینها ارزش دارند و همه نورهستند. و قلب انسان را روشن می کنند. فیزیک نور است. شیمی نور است. ولی تفاوت را باید دقت کنید که چی به چی هست. تفاوت بین خالق و مخلوق هست. لذا تأکید من در توضیح این حدیث این است که ما فقط باید از در وارد شویم تا بتوانیم به اصل برسیم. یعنی اگر کسی می خواهد خدا را بشناسد. باید از طریق اهل بیت برود. خطبه توحید نهج البلاغه را با شرحش که علما و بزرگان شرح کردند نگاه کنید ببینید اطلاعات ما خیلی ضعیف و خیلی هایش هم غلط هست. آیات قرآنی را می خوانیم می بینیم که خیلی هایش را نمی فهمیم. علت این است که توحیدمان ضعیف است. علت این است که از شارع اصلی و مترجم وحی این را نپرسیدیم. امام صادق (علیه السلام) روایت بعدی درباره اینکه ائمه نور خدا هستند سوره هفت آیه صد و پنجاه و یک برای شما بخوانم. «الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التورات و الانجیل یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخوالف تا آخر» «واتبعوا نور الذی انزل معه اولئک هم المفلحون» امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «النور فی هذه الموضع امیرالمومنین و الائمة» آیه را دقت کنید. آیه این است کسانی که پیروی می کنند از رسول و پیغمبری که درس ناخوانده است و اوصافش را در تورات و انجیل نزدشان نوشته می یابند. چون می دانید که همین انجیل هایی که الان هست از پیغمبر ما مطلب دارد. این را نتوانستند هر کاری کنند حذفش کنند. در تورات هم همین طور هم در مورد امام زمان داریم و هم در مورد سیدالشهداء داریم وهم در مورد پیغمبر داریم. همین چیزی که محرفی که دست کلیمی ها و مسیحی هاست. هست. و خودشان مکتوب پیغمبر را نزد خودشان می یافتند. اولین کسانی هم که پیغمبر را شناسایی کردند. خوداینها بودند ایشان را به کار نیک وا می دارد. ایشان را یعنی این پیغمبر پیروان خودش را به کار نیک وا می دارد و از کار زشت نهی می کنند. و پاکیزه ها را برای ایشان حلال و پلیدی ها را بر ایشان حرام می سازد و پیروی می کنند از نوری که با او نازل شده. تنها ایشان رستگارند. آنهایی که عربی خواندند می فهمند یعنی چه. «اولدک هم المفلحون» فقط اینها رستگارند فقط اینها نجات پیدا می کنند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند این نوری که در قرآن آمده می گوید مردم از نوری که با پیغمبر فرستادیم تبعیت می کنند، منظور از نور امیرالمومنین و ائمه (علیه السلام) هستند. برای همین پیامبر فرمود علی فقط تو و شیعیانت رستگار خواهید شد. امت من بعد از من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند. و تو و شیعیانت رستگار خواهیدشد خوب حالا در مورد این نور حدیث دیگری برایتان بخوانم. از حضرت ابوالحسن (علیه السلام) راجع به قول خدای تعالی در آیه هشت سوره شصت و یک عربی را بخوانم اصل آیه را «یریدون لیطفئوا نورالله بافواهم و الله متم نوره» می خواهند با دهان خودشان نور خدا را خاموش کنند. ولی خداوند نور خودش را کامل می کند. خوب سوال کردند یعنی چی. پرسید یعنی می خواهند ولایت امیرالمومنین را با پف دهانشان خاموش کنند. گفتم سپس خدای تعالی فرماید و خداوند کامل کننده نور خویش است. فرمود یعنی و خداوند کامل کننده امات هست. و امامت همان نور است و همان است که خداوند عزوجل می فرماید به خدا و رسولش و نوری که فرو فرستاده ایم ایمان آورید. مقصود از نور همان امام هست. قرآن فهمیدن بدون اهل بیت نمیشود که ما قرآن بفهمیم. کلام خداست. جلوتر می رویم. خودش می فرماید ترجمه وحی دست ماست. ما باید برای شما قرآن را ترجمه کنیم. «تراجمة وحی الله؛ ما مترجمین وحی خدا هستیم». خوب این آیه غیر از آن آیه هست که برایتان خواندم. این آیه این است. امنوا بالله این را شما دقت کنید. الان نشستید خداوند دارد به تک تک شما وحی می کند این را در قلب مبارک تک تک شما امنوا بالله و رسوله و نورالذی انزلناه ایمان بیاورید به خدا و رسولش و نوری که نازل کردیم یعنی چی حضرت توضیح می دهد که منظور از النور هو الامام نور یعنی امام. یعنی نور خدا هستند. که بدون آن ها ما هیچ راهی به خداوند تبارک و تعالی نداریم. اینکه «والله متم نوره» بحث خیلی مهمی است خوب شما نگاه کنید. بیشترین توطئه در مورد اهل بیت (علیم السلام) صورت گرفته. یعنی شما نگاه کنید بعد از پیامبر یعنی پیامبر از دنیا رفته. هنوز امیرالمومنین مشغول کار کفن و دفن پیامبر است، آن ها می آیند برای خودشان خلیفه تعیین می کنند و به امیرالمؤمنین خیانت می کنند چون همه آن ها با امیرالمؤمنین در غدیر بیعت کرده بودند. هیچ کدام از کسانی که رفتند خلیفه درست کنند نبودند که با علی بیعت نکرده بودند. بیعت کرده بودند. به عنوان جانشین پیغمبر ولی ایمان نداشتند نه به خود پیامبر نه به این حرف ها. نه به آن آیاتی که خداوند فرستاده بود در غدیر. رفتند برای خودشان درست کردند و سخت پای آن ایستادند در آن غربت که هیچ کس جرات نُطُق کشیدن نداشت. چند نفر بودند. مقدارد بود. سلمان بود. ابوذر بود. شخصیت هایی بودند که پای کار ایستادند زبیر بود. همین زبیری که بعدا بدبخت شد. آن موقع عاقبت به خیر بود و سخت ایستاد. هنوز در خیر بود. آماده بود از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع کند از امیرالمومنین (علیه السلام) بقیه جا زده بودند. غربت اهل بیت را نگاه کنید. اینها را بردند کتک مفصلی به آنها زدند و آن قضیه طناب انداختن گردن امیرالمومنین قضیه شهادت حضرت زهرا آنقدر سفت ایستادند که جسارت را به اینجا رساندند کهدختر پیغمبر را که خودشان الان در کتاب هایشان متعصب ترینِ اهل تسنن و کینه توز ترین علمای اهل تسنن نسبت به شیعه خیلی کینه توز هستند. شما کتاب هایشان را نگاه کنید چقدر در مورد فضیلت حضرت زهرا (سلام الله علیها) حدیث نقل کردند. خودشان. کاش فرصت بود این بحث را برایتان باز می کردیم. اینی که خودشان می دانستند سفت ایستادند تو گوشش زدند. کتکش زدند. کشتند در لحظات روزهای واپسین حضرت زهرا (سلام الله علیها) روزهای آخر عمر حضرت اینها برای اینکه بتوانند توجیهی نسبت به کار خودشان کنند گفتند ما می رویم خدمت حضرت زهرا از او معذرت خواهی کنیم. حلالیت بخواهیم و به ایشان سر بزنیم. امیرالومنین (علیه السلام) فرمود من نمیتوانم از طرف حضرت زهرا اجازه بدهم. خودش باید اجازه دهد. حضرت زهرا اجازه نمی دهد. اینها امیرالمومنین (علیه السلام) را واسطه می کنند. که شما بگویید بگذارند ما بیاییم ببینیم. اینها وارد می شوند. به احترام حضرت علی، حضرت زهرا چیزی نمی گوید. تا وارد می شوند. حضرت رویش را به دیوار می کند. پستش را به اینها می کند. می گوید شما از پیغمبر شنیدید که فاطمه پاره تن من است. شنیدید که هر کس او را اذیت کند مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده. بله شنیدید که «إن الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضا» خدا غضب می کند به غضب فاطمه و راضی است به رضای فاطمه شنیدید که گفت هر کس مرا بیازارد. فاطمه را بیازارد پیغمبر را آزرده است. فرمودند: خدایا تو شاهد باش که من از این ها راضی نیستم. ککشان هم نگزید. یک مقدار گریه و زاری کردند از روی احساسات ولی خوب ادامه کارشان خلافت را غصب کردند رفت پی کارش. این وضعیت امیرالمومنین. شما وضعیت حضرت مجتبی را می بینید که چقدر وخیم می شود. جنازه حضرت را تیرباران می کنند. در عاشوراء شما نگاه کنید. در عاشوراء از یک حکومت از یک مملکتی که چقدر پهناور بوده عرض و طول این مملکت را نمی توانید حساب کنید. نصف دنیا مملکت اسلامی بودهف برای حضرت سیدالشهداء هفتاد و دو نفر ماندند. آن هم هفتاد و دو نفر که نبودند. هفتاد و دو نفر در آخرین لحظات می شوند در آنها بچه بوده. نوجوان بوده. با سیدالشهداء و اصحاب سیدالشهداء چقدر کینه توزانه برخورد میکنند. إن شاء الله می رسیم در توضیحات فقرات زیارت عاشورا برایتان دانه دانه آن جنبه های جنایتی را توضیح خواهم داد. آن جنایات را با سیدالشهداء می کنند. تمام اینها گفتند که هر چی هست را ریشه اش را بکنید برود پی کارش هر چی مرد بود کشتند زن ها را هم به اسارت بردند. یک نفر حضرت سجاد بود که خداوند اراده کرده بود طوری مریض شود که اینها نتوانند کاری با او بکنند. بعد اسیر می گیرند با چه اعمال وقیحانه ای اینها را می برند. نهایت جسارت. به بدن سیدالشهداء هم رحم نمی کنند. کشتند سرش را هم بریدند. ولی کافی نیست برایشان. چقدر کینه. اسیرها را هم با وضعیت خیلی بدی وارد هم دربار این زیاد و هم دربار یزید میکنند. نهایت را به خرج برده بودند که با ذلیلانه ترین وجه ببرند. بعد حضرت زینب (سلام الله علیها) کسی بود حالا شما نگاه کنید یزید در اوج قدرت آنجا نشسته آن از معاویه آن از یزید آن از بنی امیه و تک تک اهل بیت را همین جوری به شهادت رساندند. امام غریب امام رضا (علیه السلام) در نهایت غربت، ایشان را تنهایی به شهادت رساندند. در زمان امام صادق (علیه السلام) که به آن سمت می روید. چون تقدیر این بوده که مردم برای ندیدن امام آماده شوند حضور امام کمرنگ تر میشود. امام کاظم در زندان هست امام رضا از جمع مسلمین و شیعیان و مؤمنین کنده می شود می آید در ایران اصلاً. امام جواد نه سالگی به امامت می رسد. و در جوانی به شهادت می رسد. امام عسگری و امام هادی (علیهما السلام) عسگریین هستند. امام زمان هم که اون جوری اصلا نمی تواند ظهور کند. چند لحظه ای چند دقیقه ای برای بعضی ها ظهور می کند و می آید به جنازه پدرش نماز می خواند و اجازه نمی دهد. خوب حالا این چی شده شما الان نگاه کنید در مرکز کفر مرکز دشمنی با اهل بیت، دمشق، شام پایتخت معاویه هست. قبر معاویه کو، قبر یزید کو، قبر خلفای دیگر کو، هست، قبر معاویه هست. ولی یک جایی هست که مردم می روند روی آن ادرار کنند. توالتی هست که مردم روی آن ادرار می کنند. اصلا اینقدر کثافت شده آنجا که نگهبان گذاشتند که به بعضی ها بر نخورد. نگاه کنید دختر سه ساله سیدالشهداء حضرت رقیه (سلام الله علیها) قبرش آنجا در مرکز کفر چقدر درخشش دارد. حضرت زینب (سلام الله علیها) چقدر درخشش دارد. یک روایتی هست که زینب کبری (سلام الله علیها) در قاهره هست. این زینب صغری هست. آن زینب کبری است. زینب اصلی و بزرگ یک روایت هست که در قاهره است و آنجا هم بارگاه دارد. در مصری که الآن اهل سنت آنجا احاطه کردند. می بینی که دانشگاه مرکز عالم اهل تسنن دانشگاهشان به اسم حضرت زهراست. الازهر از اسم حضرت زهرا گرفته شده است. قبور اهل بیت (علیهم السلام) را شما نگاه کنید. چه جوری روی زمین درخشش و تجلی دارد. هیچ شخصیتی به اندازه امیرالمومنین وبعد از او فرزندانش درباره شان کتاب نوشته نشده است. روی کرده زمین شما آمار بگیرید. هیچ شخصیتی به اندازه اینها درباره شان کتاب، سخنرانی، مطلب وجود ندارد آثار از اینها از هیچ کس به اندازه ای که از اینها آثار وجود دارد وجود ندارد. حضرت سجاد شش صحیفه دارد. شما الآن یکی را به عنوان صحیفه کامله می خوانید. شش صحیفه دارد. هیچ کس به اندازه اهل بیت ناقل آثار ندارد. درمورد هیچکس به اندازه اهل بیت در نقل اثارشان دقت نشده است. ما صدها جلد کتاب داریم فقط درمورد شخصیت ها و زندگی راویانی که از اهل بیت در علم رجال حدیث نقل کردند. یک حدیث که از اهل بیت به دست ما می رسد. این شناسنامه دارد. مشخص هست کی گفته. نفر قبل از آن کی گفته. قبل از آن کی گفته هر کدام از اینها توسط علما زندگیشان بررسی شده. که مبادا یک موقعی مویی لای درزشان رفته باشد. با چه وسواس و دقت کلمات و این ها به ما رسیده است. «والله مُتِمُ نوره» یعنی این. در مورد شخصیت امام زمان (علیه السلام) همین طور. در مورد قرآن همین طور. در مورد اهل بیت (علیه السلام) همین طور. در هر موردی از اینها در دنیا هیچ کس به اندازه اینها درخشش ندارد. سیدالشهداء یک شخصیتی هست که بعداً مفصل برایتان خواهم گفت. یک شخصیتی هست که اصلاً اختصاصی به شیعیان ندارد. اهل تسنن چه عزاداری هایی که برای اینها می کنند. مسیحی های خودمان در همین شهر خودمان تهران و جاهای دیگر بروید در سراسر دنیا مسیحی ها برای سیدالشهداء عزاداری می کنند. کلیمی ها عزاداری می کنند. هندوها عزاداری می کنند. بودایی ها عزاداری می کنند. کمونیست ها که اصلا اعتقادی به خدا ندارند. عزاداری می کنند. کدام شخصیت را ما داریم که این گونه در جهان درخشش داشته باشد؟ مثل امیرالمومنین (علیه السلام) مثل سیدالشهداء (علیه السلام) مثل پیامبر مثل کسان دیگر مثل حضرت زهرا ما کی را داریم. با مظلومیت تشیع قلت عددش کمبود ثروتش ببینید روی کره زمین کسی را داریم که به اندازه اهل بیت درخشیده باشند. آن از قبور و بارگاهشان آن از ارادتمندان مخلص شان در سراسر دنیا. والله متم نوره، یریدون لیطفع نور الله؛ می خواهند با پف دهانشان نور خدا را خاموش کنند. «والله متم نوره و لو کره المشرکون و لو کره الکافرون» و لو بدشان هم بیاید مشرکین و کافرین خدا نورخودش حالا مانده هنوز. بگذارید انشاءالله تجلی کامل شود. می رسیم که به کجا می رسد. ان شاء لله در جلسات بعد به شما می گویم که این نوری که از الان از اول صدر اسلام شروع شده تا الان انتهای این نور به کجا می رسد؟ جهان دارد به کدام سمت می رود. فرمودند به جایی می رسد که هیچ موجودی روی زمین نیست، آسمانی ها که می شناسند. آسمانی ها که اینقدر عاشق امیرالمومنین هستند. غبطه می خورند به زمینیها به خدا گفتند خدایا ما غبطه می خوریم به حال زمینی ها، کاری بکن که ما هم بتوانیم امیرالمومنین را زیارت کنیم. خداوند یک مجسمه ای از امیرالمومنین (علیه السلام) برای آنها قرار داده. اینها دور امیرالمومنین طواف می کنند. می فرماید هیچ موجودی روی زمین نیست مگر اینکه کرنش می کند در مقابل اهل بیت (علیهم السلام) راهی است که ما داریم می رویم. «والله متم نوره» کسی نمی تواند جلویش را بگیرید. این مزخرفاتی که در روزنامه های دوم خردادی نوشته شده در مورد اهل بیت اینها جز اینکه نور شدت ببخشد. مثل آتشی که فوت می کنی بیشتر گر میگیرد. راجع به سیدالشهداء جسارتهایی که کردند. در مورد امیرالمومنین (علیه السلام) نوشتند. هیچ کاری نمی توانند بکنند. مگر می شود. خداوند پشت قضیه هست. شما با کی طرف می شوی. با خدا می خواهی طرف شوی. نادان، نور اهل بیت را می خواهی خاموش کنی. مگر ممکن است. مگر می توانی؟ تو مریضی قلبت انحراف دارد. تو بدبختی با اهل بیت نمی توانی کنار بیایی. اهل بیت میلیون ها میلیون کشته و مرده در سراسر عالم دارند. حتی کسانی که شما اصلاً گمان نمی کنید که این کوچکترین ارادتی به اهل بیت داشته پایش برسد. برای اهل بیت خون می دهد. و این ملت امتحان داد. دین اهل بیت به خطر افتاد. دیدیم هشت سال کجای دنیا در تاریخ جنگ های دنیا سابقه داشته یک کشور را این جوری به آن حمله کنند. نتوانند نابودش کنند. چند روزه فیتیله را پیچیدند رفته پی کارش. جمع اش کردند. هشت سال باشد. روی همه را کم کند. یک وجب هم به کسی خاک ندهد. کی می توانست این کار را بکند. فقط بچه های شیعه، بچه هایی که با یا زهرا جلو رفتند. با یا حسین رفتند جلو. با یا مهدی جلو رفتند اینها توانستند. مگر می شود این نور را خاموش کرد. این نور دارد می رود که انشاءالله عالم گیر شود. دیگر ما بخواهیم. نخواهیم. هیچ فرقی نمی کند. فقط شرافت به این است که ما هم بخواهیم. هم خوشمان بیاید هم کمک کنیم. همراه باشیم. کمکی که آنها احتیاج ندارند. ادای کسانی را کمک می کنند در آوریم. خودت را بیندازی در این مسیر برای اینکه آنها تو را بپذیرند. شما نگاه کنید بعد از حرم خدا، حرم امام رضا (علیه السلام) بیشترین زائر را روی کرده زمین دارد. کجا این طوری هست. مختص امام رضا (علیه السلام) نیست. سایر ائمه (علیهم السلام) هم اگر می گذاشتند که زیارت درست انجام بگیرد. همین جوری هست. نمی توانند نور را خاموش کنند. «والله متم نوره و لو کره المشرکون» پس دقت کن. وقتی داری می روی زیارت حواست باشد که کجا زیارت می روی. این شناخت ها نوع ارتباطی هم که باید با این آقا برقرار کنی. و با آقایان برقرار کنی و با سروران خودت، موالی خودت، رهبران خودت، برقرار کنی. تنظیمت می کند که اصلاً من باید با این چه رابطه ای داشته باشم. چه جوری رفت و آمد برقرار کنم. چه جوری رفیقشان شوم. چه جوری با آنها باشم. چه جوری در زندگی ام حضورشان بدهم. چه جوری با آنها رفت و آمد برقرار کنم. حالا شما نگاه کنید این یک صحیفه است. شما یک صحیفه کامله را منزلتان دارید. صحیفه کامله سجادیه این پنج تا صحیفه از امام سجاد (علیه السلام) هست. یعنی آن صحیفه ها پنجاه و چهار دعا دارند، این دویست و هفتاد دعا از امام سجاد (علیه السلام) دارد. که فقط از این قسمت نگاه کنید. این فقط اسناد و توضیح اسنادی هست که در مورد این پنج جلد، شش جلد هست. یک جلد دیگر هم انشاءالله به این ملحق می شود. که میشود شش تا کامل می شود انشاءالله به زودی به صورت موضوعی این کتاب چاپ شده و ادعیه ای که در مورد حمد و توحید و تسبیح و تحمید خداوند تبارک و تعالی هست. تمجید حق تعالی هست، هشت تا. در مورد صلوات بر پیامبر و اهل بیت بر انبیا و ملائکه، هفت تا. در مورد خودش یک دانه. از ساعت اول صبح در مورد مشکلات در استغفار در طلب حوائج در مریضیها در چی در چی در چی هرچی که بخواهید اینجا عالی ترین شان را گفته. و ادعیه را دارند به صورت موضوعی. این کتاب را اسنادش را به این صورت درآوردند که کسی خواست مطالعه کند. بتواند مطالعه کند و ملاحظه بفرمایید. این سبز امام سجاد (علیه السلام) هست. زرد گوشه نویسنده هست. همین نویسنده ای که این را جمع کرده چاپ کرده . ببینید چقدر واسطه بوده و تمام اینها شخص به شخص زندگی شان شناسایی شده، زندگی نامه هایشان مشخص هست این کی هست و این دعا از کجا آمده چه جوری آمده که مو لای درزش نرود. تا مطمئن شوید این همه دقت نظر شده که یک رویات دست ما برسد. خون دل خورده شده که دعا دست ما برسد. «والله متم نوره» یعنی امکان ندارد ما الان طلب داریم از خدا امکان ندارد ما به خدا بگوییم خدایا ما می خواهیم با اهل بیت -علیهم السلام- ارتباط بگیریم کلامشان کو؟ خداوند بگوید نیست. کلامشان گم شده، تحریف شده و دست ما نیست، امکان ندارد. محفوظ و کامل در دست ماست. این در مورد حضرت سجاد هست. تازه در مورد پنج تا صحیفه هست. یک صحیفه دیگر هم هست که بعداً به این اضافه می شود. نهج البلاغه را شما ببینید. نهج البلاغه یک قسمتی از فرمایشات حضرت علی (علیه السلام) هست. یک قسمت هست. همه فرمایشات که نیست. مرحوم رضی می فرماید یک قسمتی را انتخاب کردم. شما غررالحکم دارید. یازده هزار فرمول اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و روانشناسی، جامعه شناسی، خانوادگی، تربیتی، یازده هزار فرمول از امیرالمومنین (علیه السلام) در غررالحکم داریم غیر از غرر الحکم هم هست. کلمات امیرالمومنین در مورد سیدالشهداء را جمع کردند. به همین اندازه شده. «موضوعه الکلمات الحسین ». کلمات حضرت زهرا جمع شده. نهج الحیاة جمع شده در یک کتاب چاپ شده پنج سال علما زحمت کشیدند. هر چه فرمایشات حضرت زهرا بوده. جمع شده بعد ما صحیفه علویه داریم. صحیفه داریم. غیر از صحیفه سجادیه صحیفه ای داریم که ادعیه امیرالمومنین (علیه السلام) صحیفه کاظمیه داریم. ادعیه امام کاظم (علیه السلام) طب الرضا داریم. دستورات پزشکی امام رضا (علیه السلام) الی ماشاءالله البته کار خوبی که کردند. در قم این است که کل اینها در یک سی دی آوردند بنام نورالانوار دو، به نظرم اگر درست بگویم تمام کتب شیعه فرمایشات اهل بیت (علیهم السلام) در یک سی دی کردند. شما در هر موضوعی بخواهید میتوانید مراجعه کنید و پیدا کنید. شما کوچکترین اطلاعات در مورد اهل بیت (علیهم السلام) که این رنگ چشمش چه رنگی بوده ریشش چه جوری بوده. ابروهایش چه جوری بوده، بدن مبارکش چه جوری بوده، رنگ پوستش چه شکلی بوده. کفشش چه رنگی بوده. عبا چه رنگی بوده. درخانه چگونه غذا می خورده. ریزترین اطلاعات بدست می آید. چند تا بچه داشتند. چند تا همسر داشتند. نوه هایشان کی بوده کی با کی ازدواج کرده بچه های آنها کی هستند. دقیق به ما رسیده است. معنای «والله متم نوره و لو کره المشرکون» دقت کنید. حالا انشاءالله بیشتر راجع به این توضیح خواهم داد. که نمی شود نور خدا را خاموش کرد. بدبخت است کسی که این در مخیله اش بیافتد، خیلی بدبخت است، یعنی بدبخت تر از او در کره زمین وجود ندارد یک کسی در ذهن اش با اهل بیت (علیم السلام) درگیر شود. و اینها برای او زیر سوال بروند. خیلی بیچاره است. و خوشبخت کسی هست که با اینها رفیق شود. «سعد من والاکم» خوش به حال کسی که شما را دوست دارد. سعادتمند می شود کسی که شما را دوست دارد.

خوب انشاءالله بقیه روایت بماند برای جلسات بعد.

نمی خواهم نفهمیده برویم سراغ زیارت عاشوراء. دوست دارم شما دقیق، علمی و عمیق به سراغ زیارت عاشورا بیایید. برای همین یک مقدار معطل داریم می شویم.

سؤال فرمودند که چرا ما در طول تاریخ عرفای مسیحی داشتیم؟ غیر از مسیحی هم بودند عرفایی که ادعیه ی خیلی خوبی دارند. خودِ قرآن می فرماید که بعضی از اهل کتاب هستند که از انحرافی که دیگران برایشان ایجاد کردند مبرا هستند. اطلاعاتی که در مورد اسلام هست به آن ها نمی رسد و به آنچه که در مسیحیت دارند اکتفا کردند و خالص و بدون شاعبه به آن عمل کردند. لذا خودِ قرآن در سوره آل عمران و جاهای دیگر از اهل کتاب تعریف می کند، خود اهل بیت –علیهم السلام- هم تعریف می کنند و می گویند این ها خالص هستند. چون این ها اطلاعاتی از اهل بیت –علیهم السلام- نداشتند و آثار اهل بیت –علیهم السلام- به آن ها نرسیده است و به آن چیزی که در دست داشتند خالص عمل کردند. زاهد بودند، دروغ نگفتند، سر مردم را کلاه نگذاشتند، روش هایی که کلیسا رفته نرفته اند. در کلیسا خیلی از شخصیت ها هستند که خودِ کلیسا این ها را می کشد، برای این که این ها روند انحرافی کلیسا را قبول نداشتند. طبیعی است که خداوند تبارک و تعالی کسی را که راهی به اهل بیت –علیهم السلام- ندارد اما حقیقتاً خالص باشد و به خدا و معاد ایمان بیاورد راهنمایی می کند.

پروردگارا به حق محمد و آل محمد همه ما را عارف به مقام اهل بیت –علیهم السلام- بفرما