جلسه 101 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
101
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
10
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 101 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عمل بود امشب یک تتمهای از بحث مصاحبت عمل با شخص را که باقیمانده تمامش بکنیم بعد انشاءالله برای جلسه آینده راجع به مباحث کاربردی عمل و شیوه استفاده از عمل انشاءالله بحث خواهیم کرد که عمل چگونه به درد ما میخورد@ چرا خیلی از عملها فایده ندارد چرا انسان کارهایی میکند و از زحماتش نمیتواند استفاده بکند ببینید اینکه اگر آدم درست انجام ندهد گاهی وقتها عملی را خراب انجام میدهد@ یعنی عمل مفسده در آن دارد عمل آفت دارد مثلاً اینکه (رُبَّ طالِع القُرآن وَ القُرآنُ یَلعَنهُ) بسیار قرآنخوان است که قرآن او را لعنت میکند@ این یعنی خود شخص آدم منفی هست که وقتی میاید سراغ نور با آلودگی میاید و سایه ایجاد میکند. ولی یک موقع هست قرآن انسان میخواند خباثتی ندارد اما خوب بلد نیست از آن استفاده بکند@ یعنی نمیداند باید با این قرآن چکار بکند که از آن لذت ببرد و استفاده بکند این آدم مشکلداری نیست بنده خدا آدم خوبی هست آمادگی هم دارد ولی بلد نیست این را چطوری تبدیلش به شادی به شراب چون فرمود شراب است قرآن شراب است@ ما چطوری تبدیلش بکنیم به شراب این همین ندانستن نحوه ارتباط با قرآن بتواند کار را خراب بکند@ یا اینکه کسی مثلاً میفرماید امام صادق(ع) قسم میخورد چه بسا انسان شصت سال نماز بخواند و یک رکعتش هم قبول نشود@ شاید یک موقع هست این آدم آدم بدی هست که آثار نماز روی این ظاهر نمیشود اگر نماز هم بخواند نماز را خراب میکند یک موقع هست نه این بنده خدا آدم بدی هم نیست فقط نمیداند از این نماز باید چطوری استفاده بکند@ از روزه همینطور و از عملی که دارد انجام میدهد همینطور پس راجع این که ما چطوری از این عمل استفاده بکنیم بر فرض اینکه انشاءالله موانع داخلی وجود نداشته باشد@ موانع تاکتیکی موانع تکنیکی اینها خیلی مهم هست جلسه آینده انشاءالله بحثش را شروع میکنیم حالا یک تتمهای از این بحث مانده راجع به مصاحبت من خدمتتان عرض بکنم این را@ دو سه تا روایت هست که این روایتها را من بخوانم خدمت شما اول از این، این یادمان باشد که برای کسی که خودش را شناخته است و میداند برای چه به دنیا آمده و هدف از خلقتش چیست@ با ساختار حقیقی بخش انسانیش آشنایی دارد گذشته خودش را خبر دارد یعنی (عَلِمَ مِن عَین) میداند کجا بوده قبلاً وطنش را میشناسد خانواده آسمانیش را میشناسد@ میداند قبلاً کجا بوده و اصل و ریشه خودش را میشناسد با حقیقت خودش آشناست و میداند حالا وقتی آمده روی زمین مأموریت داشته که آمده روی زمین و گفتیم که قبل از اینکه ما بیاییم روی زمین جنسیت نداشتیم و بدنی به ما داده شده@ یک بدن زنانه یا یک بدن مردانه حالا بعضیها هم حتی مأموریت زنانه و مردانه هم ندارند روی کره زمین مثل اکثر آدمها که مثلاً باید بیاید نقش همسر را بازی بکند@ نقش پدر را بازی بکند نقش مادر را بازی بکند نقش عمو و عمه و خاله و دایی پیدا بکند بعضیها جنسیتاً هم خنثی هستند ولی انسان هستند@ خداوند عرض کردیم مخصوصاً سه جنس قرار داده که افراد حواسشان باشد جنسیت جزء ذات وجودشان نیست. حالا هر مأموریتی آن زمانی که آمدیم زمین بدن را که به ما دادن جنسیت با به عنوان وسیله مأموریتی به ما دادند یعنی یک ابزار است@ در واقع حالا هر کس در جنسیت خودش زنانگیش مردانگیش باید یک سلسله مأموریتی را انجام بدهد ازدواج ممکن است بکند@ مأموریت شروع میشود با این جنسیت به نام مأموریت همسری مادری فرزندی خانواده همسر سر راهش قرار میگیرند باز یک مأموریت پیدا میکند یعنی با ازدواج یک سلسله ارتباطات سر راه انسان قرار میگیرد که این همه شان هم امتحان است@ همهشان هم یک مأموریت است یک موقع است انسان ازدواج نمیکند همسری پیدا نمیکند یا اصلاً تصمیم میگیرد ازدواج نکند نمیخواهد وارد این مقوله بشود@ اصلاً خوب نمیشود و به عنوان یک جنس نمیخواهد این مأموریتها این مسئولیتها را داشته باشد به یک شکل دیگر این مأموریتها سر راهش سبز میشود یعنی خداوند مربوب خودش را رها نمیکند@ مربوب خودش را خداوند تبارک و تعالی رها نمیکند حالا شما وقتی که ازدواج نکردید در واقع زمینه را برای خودت و خداوند از نظر جنسی بستی@ میگویی خدایا من نمیخواهم اصلاً ازدواج کنم که حالا یک مسئولیت همسری داشته باشم یا از این راه به تو نزدیک بشوم یا مسائل انسانیم را انجام بدهم خدا میگوید خود دانی اگر میخواهی اینطوری نکنی من مسیر دیگری برای تو باز میکنم@ ارتباطات دیگر مسیرهای دیگر باز میشود یا اصلاً خود ازدواج نکردن گاهی اوقات خدا نمیخواهد یک نفر ازدواج بکند حالا نخواسته@ حالا در این نخواستنی که تو ازدواج بکنی هم یک مسئولیت و یک مأموریت جدیدی هست پس این را خوب دقت بکنیم وقتی میاید یک کسی با حقیقت خودش آشناست میداند که وقتی آمده روی زمین مأموریت دارد@ آمده روی زمین برای هدف خاصی آمده آمده تا آن بحث تشبه به حق تعالی رسیدن به کمال مطلقی که ذات همه انسانها عاشق اوست چه خوب چه بد@ این که امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی رئیس جمهور آمریکا هم دوست دارد شبیه خدا بشود این عاشق خدا بودن یعنی میخواهیم شبیه خدا بشویم کسی که آشنا هست میداند دیگر همش هم واحد میشود@ یعنی قشنگ این آدم وقتی که خودش را میشناسد خیلی به آرامش میرسد چون میداند سر در گم نیست میداند برای چه روی زمین است الان برای چی اینجا دارد چکار میکند@ حقیقت خودش وطن خودش را کاملاً میشناسد اینطوری نیست مثل یک نفری که الان یک دفعه آمده روی زمین با گذشته خودش ارتباط ندارد@ مثل این که شما الان بچه خودت را برداری ببری چشم و گوش بسته خواب باشد بیهوشش بکنی برداری ببری در یک کشوری بیاندازی بعد رهایش بکنی بیایید@ بعد این بنده خدا الان نمیداند در این کشور چکاره است چطوری است داستان چیست اصلاً باید چکار بکند خیلی از آدمها همینطوری هستند@ وقتی خودشان را که میخواهند تفسیر کنند میگویند ما الان روی زمین داریم چکار میکنیم ضعف بزرگ کار فرهنگی که وجود دارد در آموزشهای حوزوی دانشگاهی در فعالیتهای فرهنگی ما این هست که فعالیتهای فرهنگی ما خیلی انجام میدهیم@ ولی به قول مقام معظم رهبری میگوید خیلی بیاثر است کار فرهنگی تأثیری ندارد چرا؟@ چون ما قبل از اینکه بخواهیم یک کار فکری و فرهنگی روی کسی انجام بدهیم باید اول تکلیفش را روی زمین مشخص بکنیم@ حضرت علی وقتی شرط میگذارد میگوید رحمت خدا شامل حال کسی است که بداند از کجا آمده در کجا هست به کجا میرود این تکلیف را ما روشن نکردیم ما آموزش دین را داریم میدهیم آموزش مذهب هم داریم میدهیم@ این فقط با دین دارد آشنا میشود ولی با خودش آشنا نشده علت اینکه بسیاری از آموزههای مذهبی بیاثر است این هست که ما داریم مذهب را به مردم معرفی میکنیم نه خودشان را@ و به قول علی(ع) تا خود شناخته نشود هیچ چیز شناختش فایدهای ندارد شما هی مذهب را به مردم بشناسان ائمه را بشناسان خدا را بشناسان بدون این که این شخص خودش را بشناسد و نسبت خودش با اینها را بداند فایدهای ندارد@ کار فرهنگی بیاثر است عقیم است کم اثر است (فَاِنَّ الجاهِلَ مَعرِفَتَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) کسی که خودش را نمیشناسد هیچ شناختی دیگر بدردش نمیخورد@ این طلبه هم که شده رفته الان طلبه شده روحانی شده خودش هم ممکن است تبلیغ هم بخواهد بکند خودش هم دارد گیج میزند بنده خدا@ میگوید حالا مثلاً من الان میخواهم بروم به این بگویم خدا دین پیغمبر حالا این چه فایدهای دارد اصلاً مستأصل هم میماند طلبه نباشد دکتر باشد مهندس باشد یک جایی میبرد یکی از این خانمهایی که در آمریکا بود چند وقت پیش آمده بود دیدن من@ گفت در آمریکا همه ترینهای زندگی را داشتم هر چه بهترین زیباترین خوبترین همه ترینها را داشتم در آمریکا وقتی زندگی کرده بودم یک موقع به خودم گفتم حالا که چی@ حالا همه اینها را هم دارم الان که چی خوشبختم بعد دیدم نه خوشبخت نیستم آن احساس شادی آن احساس آرامشی که باید بکنم نمیکنم@ بعد دیدم نه باید واقعاً دنبال یک چیز دیگر من باید واقعاً بفهمم چه کسی هستم ببینید خیلی قشنگ آدم وقتی میرسد به بنبست این است یک موقع است این بنبست ادامه دارد آدم سر از دیوانگی و تیمارستان و خودکشی در میاورد@ با این که همه چیز دارد ما چقدر آدمهای پولدار و ثروتمند و مشهور داشتیم که خودکشی کردند یک موقع هست نه میایستد میگوید بالاخره من باید بگردم داستان چیست من از کجا آدم ماجرا چیست@ میرود دنبال اینکه بفهمد کیست وقتی آدم میفهمد چه کسی هست اصلاً برای چی آمده به این دنیا فلسفه وجودیش چیست آرامش دارد شادی دارد یعنی میداند بالاخره الان من میدانم تکلیفم چیست@ بالاخره این بلا تکلیفی خیلی کار را خراب میکند من الان دانشجو شدم بعد میخواهم ازدواج بکنم بعدش میخواهم بچهدار بشوم بعدش چه میخواهد بشود@ حالا الان زدیم در زندگی که شکست خوردیم بچهمان هم که اینطوری شد کارمان هم که اینطوری شد از شغلمان هم که بیکارمان کردند وضع اقتصادی ریخت به هم جنگ شد@ اینطوری شد آنطوری شد بالاخره چی شد این داستان من چکارهام این وسط اما وقتی که آدم میفهمد از کجا آمده ریشهاش چیست اصلاً داستان آمدن ما روی زمین چه بوده من مثلاً یک مأموریتی دارم@ مأموریتم با ذات من اتحاد دارد تناسب دارد من آدم اینجا برسانم خودم را به خوشبختی مطلق جاودانگی حیات مطلق و زود هم برمیگردم الحمدلله خیلی اینجا معطل نیستیم یک حیات دنیا@ خدا رحمت کند حضرت امام(س) در مقابل برزخ یک لحظه است زندگی برزخی یک لحظه است خیلی مأموریتمان هم طولانی نیست شکر خدا چقدر قشنگ میگوید علی(ع) (ما اَسرَعَ الساعات فِی الاَیام) چقدر زود میگذر ساعت در روز@ دیدید من امروز داشتم میآمدم اینجا گفتم یعنی من الان دوباره باید بروم سهشنبه است کلاس انسانشناسی فکر میکنم چند لحظه پیش اینجا بودم@ همین چند لحظه پیش عزیزان را زیارت کردم اینجا خیلی زود میگذرد سریع ساعتها در روز میگذرد بعد میفرماید (وَ الاَیام فِی الشُهُور) روزها چقدر زود در ماه میگذرد (وَ اَسرَعَ الشُهُور فِی السَنَۀ) چقدر زود ماهها در سال میگذرد@ یکدفعه الان گفتند که سال هزار و مثلاً عید دارد میاید 1391 الان یکدفعه میبینی دی ماه شد دو ماه دیگر دوباره عید است@ (وَ سِنین فِی العُمر) این سنین چقدر سنها زود میگذرد در عمر یک دفعه میایی میبینی شد چهل سالت شد سی سالت سی و پنج سالت یک دفعه دارد سفید میشود دارد میریزد موهایت یک دفعه یک نفر دو نفر دارند به تو میگویند بابا داستان چی شد تمام شد هیچی.@ تازه اگر طبیعی انسان عمر بکند مأموریتش اینگونه هست طبیعی هم عمر نکند که من دیروز بالای سر یکی از شاگردهایم بودم تازه ازدواج کرده عقد هم هست@ خیلی خانم بسیار با تقوا نورانی رفته بودم عیادتشان دکتر میگوید این خیلی زنده باشد چهار ماه زنده هست دیگر بیشتر از این سرطانش پیشرفته است@ حالا من هم خواهش میکنم حتماً عزیزان هم خواهران هم برادران دعا کنند برای ایشان انشاءالله چون دکتر گفت فقط یک معجزه ممکن است او را نگه دارد ما هم به این معجزهها زیاد اعتقاد داریم از این معجزهها هم الحمدلله زیاد دیدیم@ من خودم یک سرطان خون را گذراندم این معجزهها عادی است میشود اتفاق بیافتد خیلی میشود اتفاق بیافتد برای آدم ولی خوب همین است@ این تازه میخواهد داستان برنامهریزی بکند برای زندگی جدید ولی اینقدر راحت است میگوید آنوقت دیگر فهمیده کیست چکاره است خانوادهاش مثلاً پدرش مادرش اینها نگران بودند این به من میگفت استاد من دارم به اینها دلداری میدهم@ شما یک ذره به اینها کمک بکنید پدر مادر و همسرم بیتابی میکنند ولی من خیلی آرامش دارم خیلی شادی دارم الان جواب قطعی کردن یعنی ما حتی شیمیدرمانی هم نمیکنیم تو را چون به شیمیدرمانی هم نمیرسد@ یعنی فایدهای ندارد شیمیدرمانی برای تو فایدهای ندارد ولی اینقدر آرامش اینقدر شاد خیلی عالی@ به من میگفت استاد فقط شما کمک بکنید با پدر مادرم با همسرم یک ذره صحبت بکنید که این دلداری به او بدهید او میداند چکاره است برای چه آمده اصلاً مأموریت را میداند حالا خیلی کوتاه است این مأموریت هم الحمدلله مأموریت کوتاهی هست زود میگذرد@ وقتی ما این را خوب فهمیدیم آنوقت متوجه میشویم که ما در هیچ لحظهای اینها همه مقدمه بود برای اینکه ما بفهمیم در هیچ لحظهای ما از نظر مربیمان یعنی ربمان که قرار است ما را تربیت بکند خارج نیستیم@ او دائماً با ماست (إِنَّ مَعِي رَبِّي) با من همیشه هست (هُوَ مَعَکُم) همیشه با تو هست رهایت هیچ وقت نمیکند تنهایت هیچ وقت نمیگذارد اصلاً این وحشت تنهایی یک توهم شیطانی است که در ما میاید که ما یک موقعی میگوییم آقا ما بیکسیم کسی را نداریم@ این بیکسی مال نفهمی آدم است آدم یک موقع مثلاً میگوید کس منظورش جنبه جنسی و طبیعیش است که مثلاً من الان شوهر ندارم زن ندارم بچه ندارم@ پدر مادرم مُردن همه در زلزله مُردن کس را این میداند یک موقع هست نه وقتی کسی با حقیقت آسمانی خودش آشنا است که چه کسی آمده مأموریت او که آمده مأموریت کسش همیشه با خود اوس@ الله و خانواده آسمانیش با او همیشه هستند پیامبرم با من است امیرالمؤمنین با من امام زمانم با من است مادرم فاطمه زهرا همیشه پیشم هست من هیچ وقت تنها نیستم اینها هیچ وقت من را رها نمیکنند@ من هیچ وقت بیکس نیستم همه کس من با من هست یتیمی و یتیمی درد بیدرمان یتیمی یتیمی خواری دوران یتیمی این مزخرفات مال طبیعت است@ مال بخش طبیعت است نگرانیها مال نادانی هست من خودم را نمیشناسم حقیقت خودم را نمیشناسم آشنا نیستم با حقیقت خودم تنها نمانم آخی تنهاست بنده خدا@ نه همین که تو دلت میسوزد برایش که میگویی آخی تنهاست بیا ببین از تو خیلی کس و کارش بیشتر است ترددش با خانواده آسمانی با بالا از تو خیلی بیشتر است@ دارائیهایش شادیهایش مجالسی که این شرکت میکند عیش و نوشی که این دارد میکدههایی که این میرود از تو خیلی بیشتر است@ تو بیکسی تو سرت را شلوغ کردی با کَسهای طبیعی خودت با کَسهای بدنی خودت بعد از کس اصلیت از کسان اصلیت و خانواده اصلیت دور شدی و هیچ لذتی هم از آنها نمیتوانی ببری نه کمکی از آنها میتوانی بگیری چون خودت را دور نگه داشتی@ بچهبازی کردی رفتی نشستی خاله خالهبازیهای زندگی اصلاً از اصل حقیقت خودت و کسان خودت جدا شدی@ حالا از آنها نه لذتی میبری چون غریبه شدی با آنها نه کمکی میتوانی از آنها بکنی چون خوب هم نمیشناسیشان که اینها چه تواناییهایی دارند.@ اینها چه کسانی هستند وقتی آدم این را فهمید که همیشه با کسانش هست کسانش همیشه با آنها دارند زندگی میکنند و همیشه تحت ربوبیت خانواده آسمانیش قرار دارد@ آنها دائماً دارند روی ما اِعمال میکنند کار میکنند عمل میکنند در ما بیکار نیستند رهایمان تحت هیچ شرائطی نمیکنند مگر اینکه ما فرار کنیم یک موقع هست ممکن است ما فرار کنیم@ آنها صبر کنند که ما بالاخره چطور هست با نگرانی هر کاری بتوانند که مزاحم اختیار ما نشوند میگویند این بچه ماست اختیار دارد به او اختیار دادیم که از ما فرار بکند حالا میخواهد فرار بکند خوب فرار بکند@ ولی آنها همیشه در خانه باز است روی ما آغوششان باز است در بخش عمل که بخش شدن است برای یک کسی که اصلاً قهر هم نیست میخواهد این ارتباط برقرار باشد میخواهد با خانواده آسمانیش ارتباط داشته باشد@ با ربش دائماً در ارتباط است هر روز نماز میخواند (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) با رب خود کار دارد@ سبحان ربی العظیم سبحان ربی الاعلی با رب عظیمش با رب اعلیش کار دارد ارتباط برقرار میکند هم آغوشی دارد بغل میکند میبوسد سر میگذارد روی پای محبوب خودش معشوق خودش روزی چند بار ارتباط دارد@ این باید بداند که در هیچ حالتی از جذب و حرکت به سمت ابدیت دور نیست فرمول را که یادتان نرفته هفته قبل خواندیم (اِنَّکُم اِلَی الآخِرَۀِ صائِرون وَ عَلَی الله مُعرَضون) دائماً ما در حال شدنیم نمونهمان هم چی بود مثالمان؟@ جنین بود مثل جنین که در رحم دائماً در حال شدن است یک لحظه از حرکت به سمت دنیا چه حرکت موفق گفتیم شش نوع تولد داریم ما@ از رحم به دنیا این شش تا تولد از رحم دنیا به آخرت هم هست تولد سالم سالم قوی ناقص بیمار ضعیف معلول این تولدهایی که ما داریم عیناً هم در حرکت ما به سمت ابدیت و جاودانگی وجود دارد.@ بنابراین ما هیچ لحظهای از شدن دور نیستیم همیشه داریم عمل میکنیم آگاهانه یا ناخودآگاه در حال عملیم و همیشه هم در ما دارد اعمال میشود این چیزها یعنی ما یک موقع در خواب هم که هستیم روی ما دارد کار میشود@ یعنی باید حواسمان باشد ما در خواب مثل خداییم که خواب نداریم اصلاً (لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ) خدا نه خواب میگیردش نه چرت نه خواب نفس ما هم هیچ وقت خواب ندارد و چُرت ندارد@ بدنمان چرا خواب دارد ولی خودمان خواب نداریم برای همین هم دیدید کسی که خواب میخوابد باز بیدار است در خواب این دارد کار خودش را میکند هست شیطان هم دوباره میاید در خواب عمل میکند@ معصوم میاید در خواب عمل میکند خیالات در خواب میایند روی ما عمل میکنند ما روی آنها عمل میکنیم گاهی وقتها ما در خواب عاملیم@ گاهی وقتها در خواب معمولیم روی ما عمل میشود شما ببینید شیطان قرار است رابطه تو را با یک نفر به هم بزند در بیداری نمیتواند به هم بزند در خواب میاید سراغت که خلع سلاحی آمادگی نداری در خواب یک دفعه میاید@ مثلاً یک صحنه خیلی نفرتانگیزی در غالب آن شخص میاید یک صحنه خیلی نفرتانگیزی ایجاد میکند که تو در خواب از آن شخص بسیار متنفر میشوی@ از خواب بلند میشوی میبینی که اثراتش مانده روی تو اگر حواست نباشد که آن شیطان آمده در خواب و میخواهد بین تو دو به هم زنی بکند با طرف مقابلت مثلاً میاید در خواب زن علیه شوهر یک صحنه سازی میکند@ میاید در خواب شوهر علیه زن یک صحنه سازی میکند میاید در خواب مادر علیه فرزند یک صحنه میکند میاید در خواب فرزند علیه پدر مادر یک صحنه سازی میکند@ اگر کسی حواسش نباشد صبح که بلند میشود حجمی از تنفر و ترس یک کسی هم حالا حالیش نباشد تخصص نداشته باشد استاد و مربی هم نداشته باشد خودش بنشیند این خوابها را هم تفسیر بکند و بر اساس اینها هم عمل میکند@ پس ما اصلاً بیکار نیستیم همیشه بیداریم یادمان نرود پس عمل اصلاً بازار عمل کساد نیست چه مثبت چه منفی یعنی دائماً بازار عمل رونق دارد در خواب هم رونق دارد@ اصلاً ما از هیچ همانطور که جنین هیچ وقت در رحم مادر از حرکت به سمت دنیا چه مثبت چه منفی چه سالم چه ناقص چه معلول چه بیمار چه ضعیف چه سالم قوی معاف نیست@ بالاخره به یکی از این سمتها دارد حرکت میکند در یکی از این شش مجرا دارد حرکت میکند ما هم در یکی از شش مجرا داریم حرکت میکنیم به سمت برزخ مأموریتم تمام بشود@ در یکی از این شش مجرا تولد پیدا میکنیم به برزخ پس هیچ لحظهای ما از شدن معاف نیستیم. عمل میکنیم روی ما عمل میشود دائماً در حال کسبیم جنین میبینید دائماً در حال کسب است@ یعنی اضافه میشود به او حالا مثبت اضافه میشود یک سر اضافه دم اضافه پای اضافه انگشت اضافه یا کمبود است اصلاً چشم نمیاورد دست نمیاورد پا نمیاورد نقص است یا سالم دارد حرکت میکند@ بالاخره این اتفاق دارد میافتد کسب که حالا با آن خیلی کار داریم با این کسب دائمی است قرآن میفرماید (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) انسان دائماً اینطوری است هم کسب میکند هم در گروی چیزی است که کسب میکند@ یعنی مثل غذایی است شما الان فرض بفرمایید شیرینی بخورید حتماً به حجم کالری بدنت اضافه میشود اگر روغن داشته باشد به چربی بدنت اضافه میشود@ نمیشود بگویی من میخواهم شیرینی بخورم نشود آب بخوری با چایی فرق دارد شربت بخوری با دوغ فرق میکند دیدنیهایت شنیدنیهایت افکارت خیالاتت نوع خوابهایت لمس کردنیها بوهایی که استشمام میکنی کسب است@ شما یک موقع یک عطری را بو میکنی حالت به شدت معنوی میشوی حتی یک موقع میخواهی یک کار زشتی را انجام بدهی یک عطری را بو میکنی بعد پشیمان میشوی از آن کار زشتت@ این عطر اینقدر مؤثر است در بخش چیز گفتم که عطر چقدر مؤثر است که انسان باید دقت بکند که چه عطری را استفاده میکند@ یک عطر شما میزنید شهوتت زیاد میشود حتی یک عطر انتخاب میکنی میبینی معنویتت زیاد شد یک عطر انتخاب میکنی خاطرات معصیت میاورد و یک عطر میزنی خاطرات روحانی برای ما میاورد@ ما دائماً هر چیزی را که کسب بکنیم روی ما در گروش هستیم رنگها همینطور شما یک موقع رنگ سبز میپوشی در گرو تأثیرات رنگ سبزی و یک موقع هست سیاه میپوشی در گرو تأثیرات رنگ سیاه هستی@ اینکه در رنگها چقدر اهمیت دارد ما چقدر بیتوجهیم نسبت به رنگهایی که اطرافمان هست و انتخابهای بد میکنیم در رنگها دقت بکنیم اینها را متنوع زیبا الان ما اصلاً رنگهای خوب استفاده نمیکنیم@ طرف میگوید من رفتم خانه امام حسین دیدم عمامه زرد لباس قرمز تن حضرت است حالا اگر یک عالم ما یک موقع همچین کاری بکند تفسیخش میکنند که این چیست پوشیدی@ شما همیشه باید سفید بپوشی شما همیشه باید خاکستری بپوشی همیشه باید کرم بپوشی با یک رنگ بیرنگ شل و ول همیشه باید از اینها بپوشی@ اگر یک موقع خواستی یک عالمی کسی غیر عالم جوانی حالا مثلاً چیز بکند جورابها حتماً باید تیره باشد کفشها حتماً باید تیره باشد خانمها که دیگر آنها هم یک مصیبت دیگری دارند هیچی در خانه هم ما خیلی از رنگهای متنوع و خوب نمیتوانیم استفاده بکنیم@ اصلاً دقتش را نداریم که استفاده بکنیم از رنگها شما ببینید یک فلفل دلمهای سبز میخورید این سبز در بحث آنتیاکسیدانها تأثیری که روی آلودگی هوا میگذارد@ شما وقتی این را مخورید الان ویتامین ث آنتیاکسیدانها که میخورید الان من رفتم هوای تهران امروز هوای قم آلوده بوده مدرسه تعطیل شده@ شما یک فلفل دلمهای مخوری یک ذره کیوی میخوری یک پرتقال میخوری میروی بیرون تا اینکه نمیخوری میروی بیرون دو تأثیر مختلف این آلودگی هوا روی شما دارد@ شما وقتی اینها را خوردی میروی بیرون آلودگی هوا وقتی میاید در بدن شما اصلاً نمیتواند خیلی بدن شما را از کار بیاندازد اذیت بکند وقتی اینها را نخوردی یک طور دیگر است@ حالا این فلفل سبز و فلفل نارنجی بخور رنگها یک تأثیر دارند این فلفل نارنجی که خدا آفریده غیر از فلفل سبز است ما میگوییم حالا همیشه فلفل سبز بخوریم@ آقا این فلفل نارنجی میوهفروش گذاشته آنجا سفید رنگهای سفیدی که در غذا هست مثل ترب سفید شلغم که سفید است اصلاً رنگهای سفید این رنگدانهها هر کدام روی بدن ما یک تأثیری دارند@ شما باید سفیدش را استفاده بکنی سیاهش را استفاده بکنی بنفشش را استفاده بکنی زرد چند نوع سیب چند نوع پرتقال چند نوع انگور انگورها را شما نگاه بکنید هر کدام اینها یک کسب است@ هر کدام اینها هم یک چیزی برای ما دارند هر دفعه ما رفتیم فلفل سبز گرفتیم ریختیم در غذا حالا یک بار جور آمده گرانتر باشد عیب ندارد کمیابتر است@ تو فلفل زرد بگیر بخور یک اثری دارد اینطوری هوسبازی نیست که فلفل زرد بگیر بخور ترب قرمز بخور ترب سفید هم بخور قنبیت قمی خودمان هم بخور این هم یک اثر دیگری دارد بالاخره همه چیز اینها تأثیر دارد@ خیار چنبرش را بخور خیار آنطوریش را هم بخور سیب زرد بخور قرمز را هم بخور چون رنگها فرق دارند آثارش هم فرق دارد عمل هم همینطور هست@ یعنی انسان در گرو چیزی است که کسب میکند میخواهم این را عرض کنم کسب جزء عملهای ماست شما در خواب هم که کسب کرده باشی یک بحثی است پس یادمان نرود که کسب وقتی داریم راجع به بخش عمل صحبت میکنیم@ اکتسابات ما یعنی جذب ما عمل است خروجی ما هم عمل است پس هر دو را دقت کنید که داریم چه میگوییم یعنی هر دو دارد ما را میسازد@ من یک مثال بزنم شفاف برای شما امیرالمؤمنین(ع) میفرماید مریضی شما در روایتهایی که دارید در مورد مریضی ببینید ما سه دسته روایت داریم بعضیها از روایتها میگویند آقا مریضی کفاره گناه است درجات اضافه نمیکند به کسی فقط پاک کننده است@ بعضیها اصلاً نظری نمیدهد بعضی از روایات مریضی درجات دارد برای انسان انسان در آخرت درجاتی هست که انسان جز با بیماری به آن نمیرسد@ باید مریض بشود که برسد بالاخره تکلیف چیست؟ امیرالمؤمنین(ع) رفت بالای سر سلمان(س) سلمان مریض بود حضرت عیادت کرد دلداری داد گفت سلمان بالاخره مریضی هم خوب است برای انسان@ چون کفاره گناهان انسان هست انسان را پاک میکند ولی هر چند درجهای اضافه نمیکند ولی پاک کننده هست کفاره هست سلمان حالا ضمن این که راضی بود شاکر بود@ یک گلهای هم کرد که حالا برای چی اضافه نمیکند برای چی درجهای اضافه نمیکند ببینید چقدر قشنگ جواب میدهد امیرالمؤمنین ماحصل کار را بگویم حضرت میگوید بیماری چیزی نیست که تو عمل کرده باشید بیماری به تو داده شده@ حالا یک موقع هست انسان حماقت میکند مریض میشود بهداشت را رعایت نمیکند سهلانگاری میکند یک موقع هست مریضی را میدهند به آدم@ داری میروی یک کسی زده به تو پایت شکسته خودت که نکردی این کار را یک چیزی رفت زیر پایت خوردی زمین دست خودت نیست که دادند به تو مریضی را چون کاری نکردی برای مریضی مریض شدی@ وقتی کاری نمیکنی معمول واقع شدی دارد روی تو کار انجام میشود این فقط کفاره است ولی یک کسی میگوید خدایا من مریض شدم راضی به رضای تو در مریضیش دعا میکند ذکر میگوید رضایت دارد استغفار میکند@ حضرت میفرماید برای کار اضافه بر بیماری که انجام میدهی درجه به تو میدهند ولی نفس خود بیماری برای شما فقط کفاره هست@ ولی یک موقع کسی میگوید نه من با این درد راضی هستم صفا میکنم ذکر میگویم خدا را شاکرم در همه حال ناراحتم از اینکه چرا مریضی نمیگذارد@ مثلاً فرض بفرمایید الان اربعین فصل عشقبازی من است میخواهم بروم حرم میخواهم بروم کربلا اصلاً دوست داشتم پیاده بروم از نجف تا کربلا کمردرد دارم پا درد دارم@ حضرت میفرماید که اینجا میشود درجه که شما با این بیماری میخواستی یک کار اضافه انجام بدهی اگر بیمار نبودی@ آنجا حضرت میفرماید خدا میگوید به این هر چه که میخواست انجام بدهد و بواسطه بیماری توقف کرده به او بدهید بیشترش هم به او بدهید میاید بالا آدم.@ پس ببینید ساختار را نگاه کنید چطوری است حالا در اکتساب این مهم نیست که شما یک خروجی داشته باشید یا یک ورودی داشته باشید@ مهم این است که ما حواسمان باشد ما خروجیهامان و ورودیهامان دارد نفس را چکار میکند نفس یعنی چی در رحم دنیا نفس میشود چی؟ میشود جنین آن کودک عزیز روان را دارد میسازد یعنی دارد به سمت هدف خلقت به سمت آخرت حرکت میدهد@ همه ما داریم میرویم به سمت آخرت اما شکل رفتن خیلی مهم است مثل این هست که همه بچهها بالاخره نطفهشان بسته میشود در حرکت یک زمانی هم به دنیا میایند@ اما مهم این است که از این شش نوع تولد فقط دو تا بدرد میخورد بقیهاش اذیت کننده است تأسفانگیز است 1ـ سالم 2ـ سالم قوی بقیهاش اگر ضعیف باشد علافی دارد@ تا اینکه بعداً ملحق بشود به سالمها اگر مریض باشد گفتیم به تعداد به سه عامل بود یادتان نرفته که تعداد شدت و نوع بیماری باید رنج درمان را تحمل بکند این هم خیلی معطلی دارد خیلی علافی دارد هم درد دارد هم درمان@ درمان درد دارد دیگر معطلی دارد ناقص هم خدای نکرده باشد معلول هم باشد که دیگر اصلاً خوب شدنی نیست آنها مال ما نیست انشاءالله@ تولد ناقص گفتیم مال کفار و مشرکین و منافقین است این سه گروه تولد ناقص دارند به برزخ که دیگر هیچ وقت هم خوب نمیشوند (أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ)@ ولی نه مسلمانان شیعیان بیمار ممکن است متولد بشوند ولی بیمارش هم خیلی سخت است چون حضرت میفرماید اگر شما یک بیماری را ببری در برزخ صد سال طول میکشد تا یک عملت یک عمل بدت بدون توبه رفتی@ صد سال گرفتاری دارد تا این کنده بشود از نفس صد سال مثل یک بچهای الان آمده به دنیا پایش شکسته است الان بچه است پایش شکسته این الان پایش شکسته همینطوری نیست که شما مثل نه ماه دوران جنینی راحت شکل بگیرد@ این باید شکسته بشود عمل بشود پوستش جراحی بشود برود در گچ یک مدتی بماند تا ترمیم بشود و سالم بشود، بشود یا نشود تازه این عمل است@ اخلاق که از این وحشتناکتر است چون بیمارستانی که در آخرت هست مثل بیمارستان اینجاست بیمارستانهای اینجا یک سری سرپایی درمان میکنند یعنی میخوابانند طرف را دیگر بیمارستانی است@ سبک سبک درمانگاهی نیست آقا تیمارستان است چون همین جایی که ما بیمارستان داریم برای بدن یا تیمارستان داریم برای روح این را اتفاقاً سر کلاسی که با قضات داشتیم گفتیم@ آخرت هم یک بخشی دارند بیمارستانی است که گناهان را در آن بررسی میکنند گناهان جوارحی یعنی شما مثلاً دزدی کرده کسی زنا کرد قمار کرده حالا یک موقع یک حرفی زده یک چیزی ولی بخش تیمارستانی دارد@ جهنم برزخ که آن مربوط به روح است طولانی است خیلی طولانی است امام خمینی (س) فرمود معلوم نیست یک اخلاق زشتی که انسان با خودش عمل زشت نیست اخلاق زشت خلق دائمی است@ اینطوری نیست که دائم شخص بداخلاق است حسود است زودرنج است حساس است عصبی است بیوفاست نمکنشناس است متکبر است تحقیر میکند دیگران را ریز میبیند دیگران را نیش میزند به دیگران این خلق است خلق خیلی خطرناک است@ پیغمبر فرمود (سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) اصلاً بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود چون دائماً روح دارد تولید میکند سرطان است@ ببینید مریضی نیست سرماخوردگی نیست که یک آنتیبیوتیک سه هفتهای میخوری خوب میشوی سرطان است یعنی این دائماً ریشه دوانده و این همینطوری دارد تولید میکند مگر اینکه غده را در بیاورند این خیلی سخت میشود@ یک کسی اخلاقش بد است میرود در برزخ خیلی معطلی دارد امام خمینی (س) فرمود معلوم نیست چند قرن آخرتی یک نفر در جهنم باید بماند تا یک خلقش درمان بشود@ یعنی مثلاً حسودی زودرنجی حساسیت بدبینی بیوفایی نمکنشناسی تکبر جاهطلبی ریاستطلبی اینها خیلی خطرناک است اگر روحش بماند در وجود آدم به صورت خلق تبدیل بشود خیلی خیلی طول میکشد و گرفتاریش خیلی زیاد است@ عرض کردم من یک آقایی از اقوام بود به رحمت خدا رفته بود یک شب خواب دیدم در برزخ یک اژدهایی از آتش چسبیده بود به این خیلی من وحشت خودم جیغ میزدم@ او که چسبیده بود به او دیگر نمیدانم چه حالی داشت بعد گفتم دستت را بده به من بکشمت از دست این بیرون با جیغ و داد و گریه خودم میگفتم این به من گفت که این هیچ وقت از من جدا نمیشود.@ بعد یادم افتاد این چقدر زن و بچهاش را اذیت میکرده چقدر نق و قور داشت چقدر در خانه بداخلاق بود خلق اینطوری است خلق به راحتی ول نمیکند یک آدم را خیلی معطلی دارد@ ولی بالاخره ما داریم تشکیل میدهیم یا داریم خلق تشکیل میدهیم خلقهای بد نعوذبالله یا خلقهای خوب و کریمانه و شبیه الله تشکیل میدهیم ما آمدیم اینجا اخلاقمان شبیه اخلاق خدا بشود نه خلق بد تشکیل بدهیم@ مأموریتمان یادمان نرود اینجا اگر برای خودمان حتماً این را مسجل بکنیم که آقا من آمدم شبیه خدا بشوم من آمدم کینه نداشته باشم@ من آمدم حسود نباشم من آمدم کریم جواد رحیم رئوف اینها باشم اسمها را دقت بکنید اسماء الهی که اسمهای خودتان هست این اگر کسی برای خودش مسلم بداند آنوقت دیگر این که بخواهد بدبین نباشد حسود نباشد زودرنج نباشد کار سختی نیست@ خیلی عصبی کلافه بددهان نیش زن متلک گو حال بگیر فضول تجسس کننده در احوالات دیگران ریزشونده در خصوصیات دیگران نباشد این کار سختی نیست@ بدانم من برای چی آمدم اینجا بدانم که هر باری که من میخواهم با کسی دارم زندگی میکنم یا با یک کسی طرفم دارم میشوم حالا خوب یا بد حواسم را جمع بکنم حواسم باشد من در زندگی دارم شکل میگیرم@ مهم این است من مأموریتم را چطوری انجام بدهم به عنوان یک پدر یک مادر یک فرزند یک همسر یک عمو یک عمه یک دایی یک خاله یک کسی که با یک یتیم سر و کار دارد@ یک کسی که با یک پیرمرد سر و کارد یک کسی که به یک نابینا میخورد یک کسی که به یک ارباب رجوع میخورد یک کسی که به یک مریض میخورد@ یک کسی که به یک دیوانه میخورد یک کسی که به یک بدهکار میخورد هزار تا و مسئولیت و مأموریت که شکلهایش فرق میکند همه با همه در هر لحظه باید یک طوری یک شکلی داریم میگیریم بالاخره ما در این مجرا قرار داریم یعنی دائماً داریم به این سمت میرویم@ خروجیهامان شکلمان میدهد ورودیهامان هم شکل میدهد به ما خروجیها هر چه که باشد تأثیرگذار هست روایتش را بخوانم برایتان از وجود مقدس نبی اکرم(ص) بگذار روایت دیگری بخوانم از ایشان (سَبعَۀُ اَسبابٍ یُکتَبُ لِلعَبد ثَوابُها بَعدَ وَفاتِه)@ چقدر زیباست آیهاش را یکی بعداً برای من بخواند چون آیهاش را چند بار خواندم در این جلسه دوست دارم یک نفر آیهاش را برایم بخواند@ هفت چیز هست که بعد از وفات انسان ثوابش برای انسان نوشته میشود. (رَجُلٌ غَرَسَ نَخلاً) رجل که میگوید با زن فرقی ندارد اینجا جنسیت ندارد شخصی که یک نخلی بکارد نخل هم جنسیت ندارد@ نخل به خاطر اینکه درخت پرسودی بوده برای مردم حالا شما یک کسی بید بکارد یک کسی پرتقال بکارد یک کسی انگور بکارد هر چی یک درختی را درخت به هر حال برای جامعه سودمند است@ در خانه من هم که باشد برای همه سودمند است بالاخره این درخت سهمی از تصفیهکنندگی آلودگی هوا و چیزهای دیگر خواص دیگری را دارد خوب درختکاری یعنی این که انسان یک نقشی در طبیعت داشته باشد@ کلاً اینطوری بگویم در آبادانی طبیعت یک نقشی داشته باشد (اَو حَفَرَ بِئراً) چاه بکند، چاه بکند که مردم به آب برسند حالا اگر الان چاه که نمیشود بکنی مثلاً یک کسی در لولهکشی دخالت بکند@ فرقی نمیکند بالاخره مهم این است که سودی برساند چاه جلوی پای کسی نکند (اَو اَجرا نَهراً) یک نهری جاری بکند برای بقیه یک کسی یک استفاده اینطوری بکند نهری را@ (اَو بَنا مَسجِداً) یک مسجدی را ببینید خروجیها را نگاه کنید شما با ما یکی میشود (بَنا مَسجِداً) یک مسجدی بسازد حالا مسجد نیست حسینیه باشد مهدیه باشد@ کار عام المنفعه باشد که همه از آن استفاده بکنند یک عبادتگاه یک مدرسهای بسازد که همه استفاده بکنند از آن (اَو کَتَبَ مُصحَفاً) یک کتاب بنویسد این کتاب بالاخره اثر دارد در دانش دیگران@ خدا نکند کتاب بد بنویسد یک موقعی آن دیگر خیلی خطرناک است (اَو وَرَثَ عِلماً) یک علمی را به وراثت بگذارد به دیگران چیزهایی یاد داده اینقدر زیباست@ این در روایت از خود نبی اکرم(ص) هست میگوید شخص وارد محشر که میشود به او ثوابهایی را میدهند که این اصلاً میگوید خدایا من هیچ کدام اینها را انجام ندادم اصلاً من نه شهید شدم نه حج رفتم نه این کارها را کردم پس اینها چیست؟@ خدا میفرماید این علمهایی هست که تو به دیگران یاد دادی دیگران عمل کردند ثوابش را به تو دادیم@ بهبه حالا شما فکر کن یک طلبه یک غیر طلبهای که به دیگران یک چیزی یاد میدهد در کار فرهنگی دخالت میکند طلبهها بیشتر غیر طلبهها هم به تناسب تأثیری که دارند چقدر اثر دارد@ انسان وقتی سرمایهگذاری میکند در فهم مردم علم مردم شعور مردم کار فرهنگی چقدر اثر دارد آنها رفتن عمل کردن ثوابش را به تو مدهیم@ به آنها که میدهیم هیچی به تو هم میدهیم چون تو عامل بودی (اَو خَلَّفَ وَلَداً صالِحاً) یک فرزند صالحی را از خودش به جا بگذارد متأسفانه الان خیلی از خانوادههای ما دقت ندارد@ در کشور ما جمعیت ایران دارد پیر میشود من دیروز یک گزارشی را خواندم از انجمن اطلاعات آمریکا برای ایران در سال 2030 همه دنیا را ترسیم کردند در هر کشور چه اتفاقاتی میافتد به چه شکلی اینها برای همه برنامه دارند@ برای دهها سال آینده در ایران 2030 را ترسیم کرده بودند نوشته بود جمعیتش پیر شده خیلی از جوانها و خانوادهها نمیدانند فرزنددار شدن یعنی چی@ اصلاً همین زندگی بهتر فرزند کمتر زندگی بهتر ممکن است فرزند کمتر زندگی آسانتر باشد ولی بهتر نیست قبلاً گفتیم آسایش با آرامش خیلی فرق دارد آسایشها همیشه به نفع ما نیست@ میگوید حالا سرم درد میکند بچهدار بشوم یک بچه بس است دو بچه بس است آسانیم راحتیم آسایش خیلی فرق دارد نابرده رنج گنج میسر نمیشود آخرت سازی@ شما میخواهی بکنی این بچه نالهاش گفت یک باری که از سینه مادر میمکد ثواب آزاد کردن برای هر مکیدنی ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان حضرت اسماعیل(ع) هست بله بچه دردسر دارد بچه سختی دارد بچه گریه دارد بچه شب نخوابی دارد@ بچه کثیف کاری دارد بچه دلشوره دارد مریضی دارد خرج دارد هزینه دارد ولی خوب چه کسی میداند دقت باید بکنیم که هر کدام از اینها ما را به کجا میرساند چقدر ما را شبیه خدا میکند@ یک بچه بماند از انسان آن یک بچه معادل کل انسانهای روی زمین است یک بچه یک آدم نیست یک نسل است حواسمان هست یا نه@ (اِن اَحیا نَفساً فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً) این جز کدام قاعده درست در میاید امام (ع) میفرماید من هیچ چیز را ندیدم که یکیش معادل همهاش باشد یا پرتقال یک پرتقال است هزار تومان هزار تومان است یک کیلو طلا یک کیلو طلاست@ اما میگوید یک انسان یک انسان نیست یک انسان معادل همه انسانهای روی زمین ارزش دارد چرا؟ باز آن آیه را منتظرم بخوانید (نَحْنُ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ) اثر است خاصیت دارد ادامه دارد تداوم دارد@ آن خدا بیامرزی که اولین بار شیعه شده همه را شیعه کرد جدّ ما که تشیع را پذیرفت دارد از ما نان میخورد در برزخ چندمین نسل بوده ما نمیدانیم چندمی بوده@ آن کسی که یک دفعه آمد ایران را شیعه کرد الان در برزخ در پادشاهی خودش بینهایت دارد برایش همینطوری میرود مقام برایش میرود هر کس هر شیعهای انجام بدهد به هر جایی هر شیعهای برسد به او هم میرسد@ خدا رحمت کند علامه را خدا رحمت کند مرحوم خواجه را ببینید چه تأثیراتی گذاشتند یک پادشاه است ولی تشیع را پذیرفت کشور را یک دفعه شیعه اعلام کرد حالا برایش میماند@ یک عالم است میرود مخ یک پادشاه میزند میگوید آقا اینجا شیعه اعلام کنید در این مملکت فرزند خیلی سرمایه عظیمی هست حضرت یوسف(ع) یک رفیق داشت خیلی با هم جان جانی بودند@ هر دو هم مجرد بودند یوسف رفت ازدواج کرد این خیلی گله کرد از دست یوسف که ما را تنها گذاشتی رفتی ازدواج کردی رفیقت را تنها گذاشتی بیوفایی کردی@ یوسف(ع) فرمود خداوند امر کرد که من فرزنددار بشوم فرزندانم با تسبیحشان زمین را سنگین بکنند فرزند شما میرود سینهزنی میکند میرود حرم بسیجی میشود میرود مسجد میرود معلم میشود@ میرود دختر میشود پسر میشود این همه شیعه رواج پیدا میکنند یک موقع میبینی تحولات عظیمی یک نفر ایجاد میکند خودش نه نسلش ما نمیدانیم چقدر سنگین است@ این آدم هر چه بیشتر بچه بهتر یک فرزند یک دفعه میبینی با نسلش یک مادربزرگ یک پدربزرگ یک کسی که سر نسل هست را نجات میدهد حالا خدا من الان بچهدار نمیشوم خدا به من بچه نداده خوب نداده@ من الان میتوانم هزارتا بچه دیگر داشته باشم اینکه یک خانمی الان معلم است یک خانمی الان عقیم بودن یا اصلاً ازدواج نکرده نمیشود بچهدار بشود چرا یک آقایی الان ازدواج نکرده نمیتواند بچهدار بشود@ چرا حتماً باید بچهای که ما بدنیا بیاوریم که بچه ما باشد همانطور که حضرت علی فرمود (رُبَّ اَخٍ لَم تَلِعتُ اُمُّک) چه بسیار برادرانی که مادر تو نزاییده@ آنها را شما واقعاً دقت کردید در زندگی گاهی وقتها دوستهای آدم از پدر مادر آدم از برادر آدم به آدم نزدیکترند برادرتر هستند رفیقهای آدم حالا الان من ازدواج نکردم بچه ندارم یا ازدواج کردم بچهدار نشدم@ من چهار تا بچه را تعلیمشان بکنم میشوند بچههای من دخالت کنم یا با پولم یا با اندیشهام چهار تا بچه به یک جایی برسند میشوند نسل من میشوند عمل من عضو من میشوند@ شأن من یک دفعه میبینید یک کسی روز قیامت محشور شده آمده با میلیون میلیون شأن همه این آدمها جزء شئون یک نفر محسوب میشوند مثل همه که روز قیامت جزء شئون امام خمینی(س) هستیم که همه ما را احیا کرد@ محیی همه ما بود محیی صدها میلیون انسان بود یک نفر است ولی همه حالا حالا ما و نسلمان تا قیامت جزء شئون امام امت محشور میشویم امام فرمود یک بهشتی برای ملت ما یک ملت بود برای ملت ما.@ یک نفر آدم است ولی یک ملت است گاهی وقتها یک نفر آدم است ولی بینهایت آدم محشور میشود روز قیامت خیلی مهم است که آدم سبک زندگیش را چطوری طراحی بکند خیلی مهم است@ (اُخَلَّفَ وَلداً صالِحاً) یک فرزند صالح (یَستَغفِرُ لَه بَعدَ وَفاتِه) که بعد از وفاتش برایش استغفار بکند حالا استغفار هم نکرد نکرد همین که اثر دارد خیلی اگر استغفار بکند که خیلی بهتر@ معمولاً دخترها وفادارتر هستند میگویند دختر اینطوری هست وفادار هست نسبت به پدر و مادر واقعیش هم همینطور هست@ آنهایی که به هر حال دخترها خیلی بعد از وفات پدر مادر خیلی بیشتر خلف صالح هستند تا پسرها بالاخره این هم یک خیری هست که خدا به این جنس داده که نورانیت بیشتری خودشان دارند و نورانیت بیشتری تولید میکنند@ این جنس این آیه را خواندم که راحت بشویم (نَحْنُ كْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ) هر چه فرستادم و آثارشان که بعد میاید همه جزء عمل آدم هست با آدم مصاحبت دارد@ مصاحبت را هفته قبل راجع به آن صحبت کردیم یادتان که نرفته (اَلمَرءُ لا یَذهَبُهُ اِلَی العَمَل) هیچ چیز همراه آدم نیست مگر عملش یعنی چی؟ یعنی خروجیها و ورودیها اگر بخواهیم دقیقاً معنا بکنیم یعنی چی؟@ اگر بخواهیم طبق قاعده و فرمول خودمان معنا بکنیم که رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست چطوری معنا میکنیم؟ هیچ چیز همراه انسان نیست مگر دارائیهایش@ هر چیزی که کسب کردی به آن تبدیل شدی اطلاعات نه اطلاعات ممکن است جزء دارائیها نشود داناییها بدرد نمیخورد خیلیهایش اضافه هست چون عمل نمیکنی روال هم هست@ اما دارائیها چرا دارئیهای انسان همراه انسان میاید با انسان پس این را دقت کنیم چقدر در حیطه عمل وسیع است کماً و کیفاً ما همیشه غرق در عمل هستیم عمل هست که ما را شکل میدهد ما با عمل صائر هستیم@ ما با عمل متولد میشویم با عمل محشور میشویم با عمل جزا داده میشویم شکل زندگی ما در نظام برزخی نحوه محشور شدن ما در قیامت و تعیین سبک و شیوه و سطح زندگی ما در بعد از قیامت همه مربوط به عمل ماست@ عمل تصمیمها آن چهار چیزی که قبلاً گفتیم قاعدهاش که یادتان نرفته اینها را انتخابات ارتباطات رفتارها افکار ما اینها هستند که قیمت دارند و تعیین کننده هستند.@ و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@