سلام علیکم و رحمه الله اعوذ به الله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمان الرحیم الحمدالله رب العالمین و صل الله علی محمد و اله الطاهرین اللهم صلی علی محمد وال محمد و عجل فرجهم و لعنت الله علی اعداﺋهمخ اجمعین من الان الی قیام یوم الدین فراز هشتم از دعای ششم الهم صلی علی محمد و ال محمد . خدایا درود بفرست بر پیامبر و الش و روزی کن حسن مصاحبت با امروز را چون بحث ما در روز بود و حضرت از خداوند تبارک و تعالی در فبلی که هفتم بود در مورد ارتباط بارور صحبت کرد که من مفصلا توضیح دادم خدمتتان لذا عرض می کند به حق تعالی که حسن مصاحبت با روز را نصیب ما بکند که ما با ایام ارتباطمان ایام خوبی باشد و روز برای ما روز مبارکی باشد و چون حضرت فرمود از روز با نیکی جدا بشوید نه با بدی . حضرت فرمود : که اگر روز شما را ترک کرد میرود و دیگر ملاقاتی نیست تا چه موقعی ؟ تا قیامت . ما از روز می خواهیم جدا بشویم ، با خیر جدا بشویم در واقع حضرت دارد یک درس بسیار بسیار مهمی را به ما میدهد که قبلا هم عرض کردم از شعور همه امورات عالم است و این که ما روز را مثل یک دوست ، مثل یک همراه بدانیم کما این که شما در مناجات حضرت در مناجات بعدی ان شاءالله می رسیم . دعاهای بعدی می بینید که حضرت با ایام خاصی مناجات دارد همان طوری که با مخلوقات خاصی مناجات دارد ، با رعد و برق صحبت می کند، با ماه و خورشید صحبت می کند میبینید که این ها را موجودات با شعور و زنده ای برای ما معرفی می کنند و مثل یک شخص حقیقی مثل یک انسان که انسان می تواند با او صحبت بکند همراه باشد ، حرف بزند ایام را حضرت این گونه معرفی می کند . السلام علی در دعای ماه مبارک یادتان هست . عیدالله اکبر ، سلام بر تو ای عیدبزرگ خداوند ، ای عید دوستان خداوند ، ببینید چگونه حضرت یاد میکند با روز ، چگونه مصاحبه دارد روز همان طور است با ماه مبارک رمضان ، با هفته ها با ایام ، با شب قدر با ماه ، یا ما می بینیم چقدر حضرت قشنگ سخن می گوید و یک نگاه جدید ، یک حس جدید ، یک روحی به ما میدهد که ما تمام اشیایی که اطراف خودمان هستند این را با شعور با حس ببینیم هیچ وقت احساس خلوت تنهایی نداریم . همه چیز می توانیم با ان ارتباط برقرار کنیم و این تمرین ، تمرین بسیار بسیار خوبی است برای ما که سطح ارتباطیمان را از اشیایی که فکر می کنیم فقط شعور دارند کنار بگذاریم . برای چه خوب است . شما نگاه بکنید در قرآن کریم انبیا با حیوانات سخن می گفتند ، با حیوانات مصاحبت میداشتند ، و ارتباطشان یک ارتباط بسیار نزدیک ، صمیمی و دوستانه بود . برای همین هم حیوانات آن مقداری که در توانشان بود خودشان را در اختیار معصوم قرار میدادند . هر کاری که می توانستند برایشان می کردند . معصومین ( ع) با اشیاء اطراف خودشان ارتباط برقرار می کردند . ببینید پیغمبر عصایش و اشیایی که اطرافش است اسم داشت ، همه آنها یعنی به اسم صدایشان میکرد , برای هرکدامشان اسم گذاشته بود و شخصیت قاﺋل بقود و با آنها ارتباط داشت این منبر حضرت با حضرت ارتباط داشت . این ستون خانه که ما می گوییم در مدینه است ، پیغمبر به آن تکیه میکرد . یک مدت و به خاطر این کهحضرت به بالای منبر رفت این ستون به گریه افتاد میبینید که با حضرت ارتباط دارد . این ستون زنده است ، شعور دارد ، می فهمد ، به وجد می آید ؛ این ستون بهشت در روایت داریم مومن به محض این که وارد بهشت می شود ، به تختش می نشیند ، تخت مومن از شدت شادی به لرزه می افتد یعنی عکس العمل نشان می دهد ، همه چیز آنجا شعور دارد . ان دارالاخره رهل طیبات ، آخرت یکپارچه حیات است ، دنیا هم یک پارچه حیات است ولی ما این جا آن درک و متاسفانه نداریم کما این که سنگ ریزه در دست پیغمبر
تسبیح می گوید، یسبح الله ما فی السماوات و ما فی الارض ، همان گونه همه آنچه که در آسمان و زمین است حقیقا شعور دارند. چرا شعور دارند؟ چرازنده هستند؟ چون تجلی حی قیوم هستند نمی شود تجلی خدا مرده باشد. عرض کردیم هیچ تجلی خداوند مرده ای ندارد ، هیچ تجلی بدون شعور ندارد ، ما اصلا چیزی به اسم مرده ، بی احساس، خدمتتان عرض کردم جنود مطلق . اصلا یک همچین چیزی در طبیعت ، در عالم نداریم ، همجین چیزی فقط درکش برای ما سخت است ، ارتباطش ، مراقبتش ، فرق می کند ، حیات مراتب دارد ، شعور مراتب دارد ، ادراکات مراتب دارد ، تسبیح و عبادات مراتب دارد ، تقرب مراتب دارد ، در واقع مظهریت مراتب دارد این را باید خیلی به آن توجه کتیم ، خوب در آخرت شما ، درخت برایت موسیقی می خواند ، حیوانات ترانه های بسیار دل انگیزی برای مومن می خوانند . تخت مومن شعور دارد همه چیز که اغطراف است آگاهی دارند، همه شعور دارند همه چیز این جا همان طور است فقط ما الان عرض کردم ادراکش یکح مقدار عاجز هستیم، سختمان هست ، معصوم با این نگاه ، دارد چه کار می کند . وقتی دارد این گونه سخن میکند ، باروز حرف میزند و ارتباط درستی را با روز می خواهد و می گوید خدایا یک کاری بکن که ئمن امروز می خواهم از این دوستم جدا بشوم ، روز مثلا شبه ، می خواهم جدا بشوم که روز رسول الله است ، بوی رسول الله را می دهد این مفارقت یک مفارقت خوب باشد با یک خاطره خوشی از هم جدا بشویم . از امروز و فردا هم همان طوری روز جدید می آید با یک خاطره خوشی بل هم ارتباط داشته باشیم ، با یک خاطره خوشی از هم جدا بشویم مگر خداوند نمی فرماید : ان هو مرخقعات من بین یدی و من خلقه ، فرشته هایی که هر روز با ما هستند می آیند . خدا رحمت کند مرحوم آقامیرزا جواد ، آقای تبریزی می فرماید : فرشته هایتان را سلام کنید ، این یک حقیقت است ، یک کسی با شما هست می آید یش
شما ، با این فرشته ارتباط برقرار کن . تا ما این تمرین ها را نکرده باشیم اصلا در دلمان روی عالم بالا باز نمی شود . یعنی همان طور دفع می شود و ما کرو کور می آیثد و می رویم . در حالی که ما برای این چیز آفریده نشدیم ، انسان کارهایش را می تواند به اطرافیانش بسپارد با فرشته ها صحبت بکند ، با فرشته ها قرار بگذارد،از فرشته ها کمک بگیرد از آنها به فرشته ها بگوید که خوب من می خواهم بخوابم فلان ساعت مرا بیدار کنید ، فرشته ها این کار رو می کنند فرشته ها همه کاری برای انسان می کنند ، نه فرشته ها موجودات دیگر عالم هستند که این همه ما در روایت داریم در آیات راه برای ما باز شده ، برایذ ارتباط با این ها ، برای استخدام این ها، برای مصاحبت با این ها ، برای برقرار کردن رفت و آمد . اساسا ما هیچ چیز دراین عالم نیست . وقتی خدا با ما در ارتباط مستقیم هست یعنی پادشاه ملک الناس با ما ارتباط مستقیم دارد . این افتخار را به ما داده که ما هروقت بخواهیم با او صحبت کنیم و از ما خواسته که از او کمک بگیریم . ایاک نعبد و ایاک نستعین . شما فکر کن بقیه ظهورات و جمود خداوند تبارک و تعالی چقدر با ما می توانند ارتباط برقرار کنند یعنی چقدر فرشته ها با ما می توانند ارتباط برقرار کنند ما می توانیم با آن ها ارتباط برقرار کنیم بسیاری از موارد فرشته ها ، حتی اهل بهشت فرشته ها ، جن ها ، عرض کنم خدمتتان که این ها همه خیلی مشتاق اند که با انسان ارتباط برقرار کنند . در ما خیلی خیال این کارها ، فکر و روح و حواس این کارها ، در ما متاسفانه نیست . که ما بخواهیم از این کارها بکنیم یعنی بخواهیم با یک چیز خارج ماده ارتباط برقرار کنیم . ما تنها چیزهایی که می شناسیم می توانیم ارتباط برقرار کنیم . آدم ها هستند . آدم ها نهایتا چهارتا حیوان ، اگر حیوانی اطرافمان باشد حالا در زندگی شهرنشینی که این ها هم نیستند ما فقط این حیوانی هم که می بینیم فقط می توانیم بکشیمشان یعنی نمی دانم مورچه ها را بکشیم ، سوسک ها را بکشیم نمی دانم موش ها رو بکشیم از گربه فرار کنیم با سگ ارتبلطی نداریم دیگر عرض کنم که اطرافمان دیگر گاو و گوسفند که نیست ، آن هایی که در روستا هستند ولی تربیتی که معصوم می کند خیلی فرق می کند . در تربیتی که معصوم می کند شما تمرین می کنید با عالم با شعور با ظهورات حی مطلق ارتباط داشته باشید همه چیز اطراف شما حی است ، همه چیز اطراف شما شعور دارد ، هیچ چیز نیست که شعور نداشته باشد ، هیچ چیز نیست که نتوانید از آن ها کمک بگیرید هیچ نیست که نتوانی با آن ها ارتباط برقرار کنی یکی از عزیزان رزمنده در خاطراتش می گفت که من در کوه در زمان جنگ با دوستان رفته بودیم و به تشنگی و گرسنگی خیلی شدیدی افتاده بودیم هیچ چیز نداشتیم یک جا دیگر بی رمق افتاده بودم خیلی بی رمق . فرمود : افتادم روی یک ارتفاعی بعد یکدفعه اینطوری سرم چیزی آمد گفتم بلند شوم نگاه کنم بلند شدم نگاه کردم دیدم . مورچه های کوه را شما دیده اید دیگر مورچه های مناطق شهری نیستند . شهری ها مثل گربه ها می مانندگربه ها الان دیگر گربه نیستند از موش فرار می کنند ، گوشت نمی خورند ، پفک و پیتزا می خورند ، سوسیس کالباس می خورند ، دیگر گوشتی نیستند و از موش فرار می کنند . یعنی اصلا مثل یک موش بیاندازی یعنی اگر یک موش باشد گربه برود بگیرد اصلا از این خبرها نیستند این ها هیچ چیز
مورچه های ما هم همان گونه شدند . مورچه هایمان خیلی ضعیف شدند ولی شما منطقه خارج شهر که می روید مورچه های قدیثما به آن می گفتیم مورچه آتشین ، مورچه هایی که خیلی بزرگ هستند این همه قدرتمند هستند چون مورچه که ضعیف هستند از همان مورچه هایی که شما اطراف می بینید این ها پنجاه برابر وزن خودشان را بلند می کنند و اشیا خیلی بزرگ را بلند می کنند اگر دقت کرده باشید می بینید که مثلا یک شی ای را من زیاد این ها را مطلعه کردم مثلا یک شی ای را حدود ده برابر هیکل خودش ، پنجاه برابر وزن خودش را بلند می کند. ده برابر که می گویم چه از نظر مساحت خیلی می تواند یعنی یک مورچه یک برگ را بلند کرده دارد می برد. یک عدد مورجه یک برگ را بلند کرده می برد می تواند این کار را انجام بدهد بعد حالا مورچه هایی که در مناطق بیرون هستند ، در کوه و جنگل هستند خیلی خطرناک است که آن ها تمام موجودات ، شیرها، پرنده ها، خزنده ها فرار می کنند چون آن ها گوشت خوار هستند. دسته ای هم حمله می کنند . یکدفعه همه آنها حمله می کنند به یک شیر ، به یک فیل چند دقیقه میکشنش بعد به هر موجود زنده ای که برسند میکشنش ما قدیما به آن مورچه های که تمام محله های خودمون بودند چون این ها همه چیز نبود محله ها ما آب بود چیز بود . بیابان های زیادی داشت ، کوه بود ، ساختمان نبود ، منطقه ای بود که مثلا یک بود . مورچه های خیلی بزرگ بودند که وقتی دست را می گرفتند ، دستمان را گذاشتیم لای دندانشان ، داد خودمان رفت هوا یعنی گاز که گرفتند ، خیلی ناجور گاز گرفتند آن موقع به او می گفتند مورچه هایس آتشین اما از نظر علمی مورچه های آتشین به آن مورچه هایی می گویند که آدم خوار هستند ، گوشت خوار هستند یعنی به یک آدم که می رسند در عرض چند دقیقه یک دفعه با هم حمله می کنند و یک آدم را از کار می اندازند یک شیر را می خورند، می کشند، تمام میشود
می رود کارش خیلی آن ها خطری هستند یعنی خطرناک هستند خطرناک تر از این ها ، فکر نکنم خداوند عجایب خلقتش را این طوری قرار داده بالاخره حالا آن مورچه ها که آدم خوار هم نیستند ولی مورچه های قدرتمند و بزرگی هستند . خیلی می توانند وزن بلند کنند این رزمنده می گفت : که من این طوری بلند شدم دیدم که یک مورچه ای ، یک عدد نان گرفته دستش . این طوری یک نان بزرگ گرفته داده طرف من گرفته که به من بدهد بعد می گفت من این نان را از دستش گرفتم دیدم که هم نان است و هم خیس است . یعنی به من فهماند که این جا باید به دنبال چه بگردیم ، دنبال آب بگردم خوب خلاصه یه تشکری کردم نان هم به هر حال گذاشتیم دهانمان رفتیم به دنبال آب ، دیدیم که چند قدم آن طرف تر که ما گشتیم دیدیم سنگ بود برداشتم دیدم چشه زد بالا خلاصه ما خوردیم خداوند این طوری این ها جنود خدا هستند و ماربک جنود عندک الا هو یعنی سربازهای خداهستند . در آن جریان انقلاب یادتان هست آن سگ دنبال پاسدارکرده بود ، پاسدارها همه فرارکردند و رفتند در جایی که خانه تیمی است خرب توده بود و اسلحه ، تجهیزات و چیزهایی رو پیدا کردند خدا ، امام فرمود : آن سگ چه بود مامور خدا بود ، آدم می تواند یواش یواش باید این را پیدا کند شما بزرگان ما را نگاه بکنید. مرحوم آیت الله اشرفی اصفهانی اش با گربه اش چه قدر ارتباطش صمیمی بود که امروز که مرحوم تا اخر با هم رقابت داشتند ایشان هم که شهید شدند دو سه روزی خاطراتش را دیدم من نوشته بود این گربه دو سه روزی هم گریه کرد خیلی ناله و گریه کرد بعد هم گذاشت رفت دیگر دیگه انگیزه ای برای ماندن در ان خانه را نداشت اینقدر آدم میتواند با یک گربه با یک شیر با یک نمی دانم مورچه با یک حیوان و پرنده ارتباط قشنگ پیدا کنه حالا چرا معصومین ما را به این سمت دعوت کرده اند که بتوانیم با حیوانات خوب ارتباط برقرار کنیم به خصوص پرنده ها مثلا با قو . گفتند خیلی خوب ارتباط برقرار کنید ، ذکرهایش ذکرهایی بیشتر است قوی تر است در پرنده ها از نظر ذکر چرا این طوری به ما می گویند . چرا حضرت با روز ، با ماه رمضان حرف می زند . با خورشید حرف می زند برای این که ما از سطح زمین بالا بکشند یواش یواش بتوانیم ما با غیب ارتباط برقرار کنیم وقتی مرحوم میرزا می گوید شما با فرشته ها سلام علیک بکنید فکرنکن حالا یک چیز عادی است که حالا مثلا خوب یک چند چیز است ، اینها نیست .واقعا شخصیتی است اما خوب شیطان هم یک شخصیتی خارجی حقیقی است که با شما ارتباط برقرار می کند ؛ با شما سخن می گوید ، شیطان اما خود شما یک موقع یک فکرهایی میزند به سرتان می بینید دوست ندارید این فکرها را خیلی بدتان می آید از این افکاری که آمده سراغتان بارها در دشمن شناسی گفتیم این ها را نباید انسان به خودش نسبت دهد چون یک شخصیت حقیقی دارد این در گوشی من چیکار می کند می گوید من نباید به خودم انتسابش بدهم باید این را از خودم دور کنم نباید بگویم من خودم هم می گویم شیطان می گوید یعنی چه یعنی با حضور دارد هستیک شخصیت است شکل دارد بدن دارد محدودیت دارد ، ادراک دارد و احساسات دارد ، کینه دارد . به من سخن می گوید هروقت به من نزدیک می شود افکاری به ظاهر متمایل به امیال من اما در باطل با کینه و دشمنی به من این افکار را چه کار می کند ، القا می کند ، شیطان سخن می گوید این که حضرت می فرماید دو گوش در قلب هر مومن است که یک گوش شیطان برایش وسوسه می کند و یک گوش فرشته همان را شما خیلی وقت ها تشویق در دلتان را نگاه بکنید می بینید تشویق به کارهای قشنگی میشوید تشویق به کارهای خوبی می شوید یکدفعه دلت می کشاند به یک چیزی می گوید من به ذهنم خورد که ما در قانون الهی داریم هیچ حرکتی ما هیچ چیز تصادفی نیست این که به ذهنم خورد یعنی چه یک دفعه به ذهنم رسید یعنی چه مثلا
بگویم آقا یکدفعه به ذهنم این رسید که این کار را انجام بدهم یکدفعه ای ما اصلا در تصادف نداریم . اتفاق محال است در عالم اگر به ذهنم شما یک چیز خوب می آید ، اگر یک چیز بد می آید حتما از یک شخصیت حقیقی به نام شیطان می آید ، از فرشته ها می آید . اگر یک چیز بد می آید حتما از یک شخصیت حقیقی به نام شیطان می آید ما پر از اطرافمون میلیون ها موجود دارد کار می کند اطراف ما پر است از موجودات 8مین جا در همین جلسته پراز موجودات است . ما اصلا خیلی ساکت است این جا مثلا پنجاه نفر آدم نشسته اند فکر می کنیم همین است یک پنجاه صد نفر آدم نشسته اند می گوییم خوب همین است . همین طور نیست شیطان هست ، فرشته هست ، شیطان حرف میشنود فرشته حرف می شنود ، شیطان از درون سیلی می خورد می توانیم به او سیلی بزنیم فرشته را می توانی ردش بکنی از خودت منزجرش بکنی از خودت می توانی دعوتش بکنی ، ملموسش بکنی ؛ با خودت حالت های ما در ارتباط ، ما با ماورا الطبیعت بسیار موثر است شما مسواک نزن فرشته واقعا نمیاد پیش شما ، بدش می آید از ادم کثیف . لباست کثیف باشد ، لباس زیرت دیر به دیر کثیف باشد ، جوراب هایت بو بدهد عرض کنم خدمتتان که بهداشت را رعایت نکنید این ها بسیار موثر است در ارتباط ما با فرشته ها فکر می کنیم یک چیز عادی است نه شما الن فرض بفرمایید که این فضا فضای خاکی باشد ، اگر غذا خورده باشیم خاک ریخته باشد بعد شما مهر بگذارید نماز بخوان این در نوع ارتقاء تو با حضور
قلب شما با ماوراطبیعت با ان موقعی که نه این جا را جاروبرقی بکشیم ، این جا را برنجش را پاک کنیم ، گرد و خاکش را بگیریم ، عرض کنم خدمتتان که فضا را یک کمی عطرآگین بکنیم ، یک سجاده بیاندازیم برویم روی سجاده زمین تا آسمان ارتباط فرق می کند اصلا این طورنیست که شما فکر بکنید که تمام برزخ و تمام مجردات با ماده ارتباط بده بستان دارند از شما می توانید کاری بکنید که فرشته بیاید پیش شما حرف بزند ، بشنوید ، انس بگیرید می توانید یک کاری بکنید متنفرباشید از این اصلا نیاید پیش شما برود خوب خیلی هم خطرناک است برود یک دفعه تصادفف می کنید . درروایت داریم خداوند وقتی که فرشته ها را به معقبات می گوید نروید ، یثعنی آسیب یعنی مرگ یعنی تصادف یعنی بیماری خیلی مهم است این بارها شده برای خود شما حوادث در رانندگی در چیزها خطراتی پیش آمده که اصلا گمان نمی کردی که نجات پیدا بکنید برای من که خیلی پیش آمده . خداوند می گوید : من به فرشته می گویم که آن خطر را برطرف بکند بارها شده که ما می خواهیم ترمز بگیریم ولی ترمز نمی گیرد دارم میروم ، دارم می خورم و میروی و میبینی که می خوری اصلا فکرش را همئ نمی کردی که این اتفاق بیفتد یک دفعه افتاد یکح فاجعه اتفاق افتاد . یک نفر مورد یک چیزی شکست یک چیزی افتاد سرت از این لطافت ما باید درس بزرگی بگیریم که حضرت دارد با روز حرف می زند می گوید آقا مصاحبت یک روز یک کاری بکنید که روز دارد از تو جدا می شود بگو بد خوب مصاحبتی بودبرای ما خدا خیزش بدهد آدم خوبی بود و حرمت مارا نگه میداشت. خوب آدمی بود خدا خیرش بدهد. شروعش شروع قشنگی بود دم صبح دم اذان صبح اولین کار دو تا فرشته می آیند کنار آدم ، حداقل آدم با این فرشته ها سلام علیکم بکنید . احوال پرسی بکنید براشون یه صلواتی ، درودی هدیه کنید . الان شما فرض بفرمایید یک مهمانی می آید چه کار می کنید؟ شما به حرمت مهمان چه کار می کنید ؟ می گویم آقا این جا تمییز است، تمییز می کنیم مهمان می آید دسته گل می گذاریم در خانه ، خانه را تمییز می کنیم ، عطرآگین می کنیم. معنایش چه است ؟ یعنی ما ، ای کسی که داری می آیی در این خانه مخن برای شما حرمت قاﺌل هستم نگاه کنید برای شما گذاشتم رو میز اصلا شده که یک خانم وقتی که یک سالادی را تزیین می کند یعنی چه حرمت قاﺌل است. دوست دارد مهمانش یک لذت بصری ببرد نمی خواهد فقط بخورد می خواهد یک سفره آرایی که خانم ها می روند ، بیست ، سی ساعت خانم ها میروند دوره می بینند یعنی چه می گویم آقا چه فرقی می کند میخوریم همین قاطی می کنیم می خوریم نه مثلا این که یک آشی را که می گذارد چقدر با سلیقه این آش را می چیند ، رویش می نویسد . یک الله می نویسد ، یک یا حسین می نویسد . یک یا مهدی می نویسد این ها تبرک شما روی آش یک همچین چیزی بنویسد اسم شریف الله را مثلا بریزید این کشکی را که می خواهی بریزید با یک اسم معشوقت بریز . این نعنا داغی را که می خواهی بریزی با اسم معشوقت بریز . بریزش روی آن بعد هم بزن این آش متبرک است کمانکه شما ظرقهایی است که الان اسماء الهی هست. سوره های قرآن هست. آیات الهی در خانه هست من این جا هم آنجا موسسه هم منزل خودمان گذاشته خودم میریزم می خورم آب دوست دارم آب اگر می خواهم بخورم در آن بریزم بخورم آب را بریزم درآن بعد بخورم این خوب اثر دارد شما آشت را هم این طوری کن برای چه این کار و
می کنیم برای چه می گویم آقا این آدم که دارد می آید خانم یا اصلا ما برای چه لباسمان را عوض می کنیم تجمل برای چه حضرت می گوید شما وقتی می خواهید با برادرت صحبت بکنید ژولیده جلوی دوستانتان نروید نگوید حالا ، ماباهم نداریم عیبی ندارد ژولیده جلوی همدیگر نروید حرمت بگذارید به همدیگر به احترام همدیگر موهایتان را شانه کنید به احترام همدیگر لباس مناسب بپوشید به احترام کسانی که دوستشان دارید بازینت خوب بقروید . در مقابل آن ها عطر بزنید آقا فرشته هم همان طور است فرشته هم یک شخصیت حقیقی ما همیشه این را برداشتم این قدر که در ما این حرف ها نبوده اینقدر ما بیگانه هستیم و چسبیدیم به این زمین سنگین شدیم اصلا حس ارتباط با بالا در ما نیست حس رفت و آمد بابالا در ماها نیست حس حرمت گذاشتن نیست بابا فرق می کند به خدا شما به حرمت فرشته ات عطر بزنید تا وقتی که نزنید مسواک بزنید تاوقتی که نزنید خیلی این ارتباط فرق می کند خوب حالا الن این فرشته هست می خواهید چه کار کنید از صبح با شما بوده یکی دو کلام با او حرف زدید یا نزنید یا همیشه مشغول بقیه بودید . یک خورده فکر بکنید فرشته از طرف خدای معصوم ( عبادالمکرمون) خیلی بزرگ هستند . این ها عبادالمکرمون یعنی بندگان گرامی داشته خدا بنده های بسیار محترم خدا هستند این ها آقا چند تا از این ها را خدا برای ما فرستاده تصور بکنید که شما خوب حالا فرستاده الان می خواهید چه کار کنید من از صبح تا الان یک کلمه با این ها سلام علیک هم نکرده ام اینقدر بی حس ، اینقدر بی رمق ، من یک سلام علیک هم با این ها نکرده ام آقاسلام علیکم و رحمه الله برایشان به احترامشان یک چند تا صلوات هدیه کنیم به این ها ، این ها که چقد خوب خوشحال می شوند می بینید یک مصاحب فهمیده دارند یک مصاحب باشعوردارند یک مصاحب آگاه دارند علتش این است که ماها خیلی چسبیده ایم به این طبیعت خیلی زمینی هستیم شما الان می دانید که ما چقدر خدمتگذاران بهشتی در بهشت منتظر هستند که شما الان بروید آن جا الان منتظرند که شما با وفاتتان منتقل بشوید به آن جا تا حلا شد. یک سری به آن جا بزنید یک سری به آن ها بزنید یک سلام علیکی بکنید یک هدیه ای هم مابرای آن ها بفرستیم ایستاده ایم تا بمیریم بعد برویم آنجا می خواهیم تازه برویم آشنا بشویم با آن ها . در روایت داریم دلخور هم می شوند یعنی می گوید نگاه کن یعنی ما الان این همه سال منتظر این آقا و این خانم هستیم تشریف بیاورند و این اصلا به فکر ما نبود چهل ، پنجاه سال عمر کرد یک هدیه ناقابل یک صلواتی یک درودی ، یک توجهی ، اصلا به ما ندارد و هر هیچ چیز اصلا هیچ چیز مثلا من بگویم آقا الان یک عده هستند حتی برای آن فرشته ها که عذابمان کنند گفته بود که حاج آقا شما این چند ده شبی سخنرانی همیشه از بهشت گفتید . گفت جهنم را می روید می بینید در بهشت که نمی روید برایتان دارم می گویم حالا انسان از الان بگویم خوب بالاخره من ممکن است بیفتم دست چندتا از این فرشته ها ی خدا که بخواهند من را عذاب کنند برایشان هم یک چهارتا صلوات بفرستیم از کجا معلوم شما چهار تا صلوات فرستادید برای این فرشته های مخصوص عذاب دیدید دلشان نیامد که تو را عذاب بکنند. این ها فرشته های خدا هستند عبادالمکرمون همه معصوم فرشته رحمتش ، فرشته عذابش همه رحمت هستند ما ها از ارتباط با این ها دور هستیم ، خیلی هم دور هستیم ، خودمان را دور نگه داشته ایم این طوری کسی لطیف نمی شود کسی پرواز نمی کند ، هیچ حرکتی اتفاق نمی افتد . راوی می گوید : من دیدم امیرالمومنین (ع) می خواست برود ، بیت الخلا ، برود دستشویی ، بعد دیدم صحبت می کند ، با چه کسی صحبت می کند ؟ اطرافش کسی نیست ! حضرت رفتند تشریف آوردند برگشتم گفتم آقا با چه کسی صحبت می کردید . گفت: با فرشته ها صحبت می کردم گفتم من خجالت می کشم شما همراه من نیایید من قول می دهم گناه نکنم ولی خوب روم نمیشه شما همراه من باشید .آقا لطافت این آدم را نگاه بکنید چقدر لطیف ، چقدر عالی ، ما ها خیلی کوچولو می پریم دلیلش چی است ؟ ترجیحا باید یک صد جلسته صحبت کنیم . باید سالم بیاییم سر یک دلیل چه است دلیلش این که خودمان را نمی شناسیم . بی معرفتی ما از عالم همین یک خوراکی را شناختیم ، یک لباسی ، یک همسری و یک بچه هایی همین یک چیزی این طوری حالا یک آدم که در اوج یک لطافت هست . ببینید چه طور حرف می زند ما اگر این چیزها را متوجه نباشیم این دعاهای ما همه آن ها یک سلسله امور خیالی می شود دین داری هایمان هم خیالی می شود بالاخره آقا امام سجاد . ادم پی کاری بوده خیلی بیکار بوده مثلا نشسته این حرف ها رو زده ، شما فهرست دعاهیشان را نگاه کنید ببینید این آدم خلیفه الله است چه باب هایی را روی ما باز کرده نشسته می گوید دغدغه اش چه است ، ما دغدغه هایمان چه است ؟ امام به چه فکر می کند ؟ اصلا دغدغه اش چه است ؟ نگران چیست ؟ می گوید خدایا امروز آمد ، یک کاری کن که ما با صلح و سازش از این جدا بشویم که خاطره بدی از ما نداشته باشد . آقا مصاحبت روز شروع روز قشنگ باشد اللهم اجعل ؛ اول دعای روز دوشنبه داریم دیگر که امروز دوشنبه است داریم میرویم اردوابک به یعمل به اولهو فضل ، خدایا من اصلا پناه می برم به تو ، روزی را که می خواهم این طور شروعش کنم آخرش را با مغفرت تو به پایان برسانم این آداب آداب مهمی است اگر انسان مودب به این آداب نباشد اگر توجهی به این ها نداشته باشد اصلا رشد نمی کند ، تلف می شود اصلا وقتی می میرد میرود در برزخ میبیند اصلا هیچ رشدی ندارد این اصلا خیلی از ماجرا عقب است تازه اگر سالم هم متولد شود که بعید یک آدم بی ادب که حواسش به اطراف نیست سالم متولد شود قطعا مریض متولد می شود و میبیند او چقدر مریضی به هم زده میبیند چون توجهی نداشته کور بوده ، نمی دانسته کر بوده نمی دانسته منگل بوده ، نمی دانسته شعورش اصلا نرسیده آقا از امام یاد بگیر یا با امام بالا ، امام دارد می گوید ببینید دعا را برای این که جا بیفتد یک صلوات هم قبلش فرستاده که این خوب جا بیفتد خدایا روزی ما کن که با این خوب مصاحبت بکنیم این را از خدا بخواهیم توحید یعنی این ، توحید یعنی من ، هیچ کاره ام خدایا اگر قرار است من امروز آدم باشم تو باید به من روزی بدهی . آن وقت طرف زن گرفته یک بار نشسته یک شب را گریه بکند یک شب که نعوذبالله که ما یک همچین کارهایی کنیم ، پنج دقیقه گریه بکند بگوید که خدایا این امانت توست ، دست من امانت توست ، دست من خدایا من از تو می خواهم فردا با بار سنگینی گناه نسبت به این زن ، بچه می آید آدم می نشیند یک ذره گریه می کند خدایا یک طوری بکن که این امانت تواست به بلندای ابدیت یک انسان معدل همه انسان ها است خدایا به من رحم کن . آدم یک شب بلند شود وقتی که زن و بچه اش خوابیده دستش را ببرد بالا یک ذره گریه بکند خدایا این ها امانت های تو هستند این ها در خانه می خوابیدند و این ها امانت های تو هستند یک کاری بکن که من به این ها ظلم نکنم به این ها تعدی نکنم ، حقوقشان را ضایع نکنم یک زن بلند شود نسبت به همسرش این طور باشد دغدغه داشته باشد ، نگران باشد ، گریه بکند ، بگوید خدایا یک کاری بکن که من فردا جهنمی نشوم فشار قبر به خاطر این ها به من نرسد من واقعا وظایفم را نسبت به این ها ادا بکنم حضرت برای یک روزش نگاه بکنید برای یک روز و این همه هزار روزی که دارد می آید ، این دغدغه را دارد که خدایا من مصاحبتم باشد مصاحبت قشنگی باشد بعد و اسننامن سوء مفاقعه ، عصمت بده به ما ، ما ر نگه دار از این که با این بدرفتاری بکنی . از آن باید سوء مفاقعت یعنی بد جدا بشویم از همه دیگر حالا بعضی ها به حرمت پدرشان به حرمت مادرشان ، به حرمت مادر زن و
پدرزنشان ، به حرمت پدر و مادرشوهرشان حرمت همسری که یک عمر در خانه اش است فداکاری کرده . حرمت بچه و خواهر و برادر و استاد شان ، حرمت دیگران را اصلا رعایت نمی کنند یعنی اصلا برایشان مبهم نیست که بگوید آقا من دوست ندارم این طوری مفارقت بشود ، مفارقت خوب است که در صلح و صفا انجام بشود اصلا برایش مهم نیست . آدم مثلا بزرگ است ، سی ، چهل سالش است مثل آب خوردن قهر می کند مثل بچه ها هیچ کس نمی تواند با او باشد یعنی در سابقه اش که نگاه بکنید میبینید که با ده ، بیست ، سی نفر تا حالا قهر و آشتی داشته و براش مهم نیست که راحت دیگران را ترک کند ، با دیگران قهر بکند ، راحت از دیگران ببرد و یا دیگران ازاو ببرند . اصلا برایش مهم نیست . من یک موقع هایی واقعا یک موقعی که نه خیلی روزها وقتی این یزها را می خوانم و نگاه می کنم یک سوال از خودم می کنم متاسفانه یک بار هم نتوانستم به این سوال جواب مثبت بدهم از خودم سوال می کنم می گویم تو هم واقعا پیرو شیعه این آدم ها هستی این امام های تو هستند ، این ها تو می خواهی با این ها محشور بشوی تو داری چهل سال میگویی ان یجعلنی معکم فی دنیا و الاخره با این ها می خواهم در دنیا و آخرت باشم . تو اصلا با این ها چه نسبتی داری هیچ وقت هم نتوانستم یک بار هم که شد عقده شده بریم که یک بار جواب مثبت بدهم بگویم ما هم یک شباهتی با هم داریم هر چه نگاه می کنم میبینم هیچ شباهتی بین ما و این ها نیست این آقا دغدغه اش این است که یک روز با دلخوری از روزش جدا
نشود از شبش جدا نشود ما هزاران آدم را له می کنیم با هزاران نفر درگیری داریم اصلا نمی توانیم در صلح باشیم باولی نعمتمان در صلح نیستیم با اساتیدمان ، با اولیاءمان با انبیا و ائمه با خانئاده های آسمانی با پدر و مادر در صلح نیستیم . همیشه در جهنم هستیم همخیشه در بدبختی هستیم خوب حالا این عصمت چه طور است . حسن مصاحبت چه طور است حضرت می خواهد این را توضیح بدهد و اسنانامن سوء مفارقه به ارتکان جریرتا او قطراف سبیله او کبیره ما را از جدایی بد سوء مفارقت از ان در اثر ارتکاب گناه و قطراف او قطراف یعنی گرفتار فرورفت در گناهان صغیره یا کبیره محفوظ بدار خدایا یک کاری بکن که ما با گناه از این جدا نشویم لحظه ای این ها می خواهند بروند فرشته ها می خواهند بروند آن لحظه ای که می خواهند جدا شوند بنویسند چقدر گناه کردیم و بروند جرم بنویسند و بروند وقتی که صبح میشود حالا که ما در جرم هستیم جرم بنویسند برای ما شروع اذان صبح که این ها می آیند جدید ها می آیند شبیها میروند می بینند که ما مشغول معصیتیم این ها است که آدم باید بنشیند و یک ذره بزند توی سرش گریه کند که چکار کرده اصلا با خودش و دیگران چه کارکرده اصلا چگونه زندگی کرده فرصت داریم خوب یک قسمت را بخوانیم حالا برسم برسر گناه بعدا اگر شد ان شاءالله توضیح می دهیم . امام سجاد (ع) در این فراز از سخن را با ذکر درود بر حضرت ختمی مرتبت خاندان او شروع فرموده است . تا این جا خیلی مهم است یعنی چه برکت فرستادن صلوات قبل از دعاست تا به نام آن
بزرگواران تبرک جدید و نیز تا دعایش در جمله بعد که از خدا متعال حسن مصاحبت با ایام را طلب می کند به اجابت برسد حسن مصاحبت با ایام عبارت است از طاعت و رعایت کردن فرمان خدا در آن ها پس خوب مصاحبت کردن مصاحبه خوب برای روز بودن چه است طاعت الهی است چنان که جدایی و دوری حسن از خدا و نافرمانی و بیرون رفتن از خدایمان و تقوا عبارت است از سوء مصاحبت ، عبارت است از سوء مصاحبت است پس بد مصاحبه کردن ، بد جداشدن ، یعنی چه یعنی که در حالی که ما مشغول گناه هستیم آن ها از ما چه بشنوند با ناراحتی با دلخوری با نفرت از ما جدا بشوند که وقتی به فرشته می گوید این را در چه حالی ترک کردید می گوید من این را در حالت معصیت در جهنم ترکش کردم این آدم در آتش داشت می سوخت من رهایش کردم و آمدم چرا که امام سجاد ارتکاب گناهان گناه اعم از صغیره یا کبیره را مایه سوء مصاحبت با ایام می داند خوب حالا گناهان کبیره چه است ؟ چون فرمود صصغیره یا کبیره این ها بحث خیلی مفصلی دارد حضرت استاد یک توضیحی داده مختصر اما خیلی خوب و جامع است ایشان می فرماید : درباره صغیر یا کبیر بودن گناهان کدام بسیار است بعضی گفتند تمامی گناهان کبیره ان چرا همه آن ها کبیره است ؟ زیرا تمرد مخلوق ، مخلوق نیازمند به خدا از فرمان خدای بی نهایت کاری بسیار قوی و زشت است مهم این است که خدا را نافرمانی کرده . دیگر وقتی نافرمانی است بفهمد انسان یک جمله دارد امام سجاد امام سید الشهدا (ع) در دعای عرفه آن الذی اسیلتو جبار اسماء . آخ من کسی هستم که آن جبار آسمان را آن خدای آسمان را معصیت کردم می گوید : به این نگاه نکن که چه کار کرده ای به این نگاه کن چه کسی را معصیت کرده ای . عده ای دیگر گفتند آن دسته ای از معاصی که وعده آتش جهنم به آن ها
داده شده کبیره است چنان که در روایت آمده حضرت امام جعفر صادق (ع) بسیاری از گناهان مانند دروغ ، غیبت ، قتل نفس فجور آه والدین ، ربا ، ظلم ، شرب ، غمار ، زنا و نظائر آن ها را گناهان کبیره خوانده است و در هر حال هر گونه معصیتی روح و جان آدمی را چرکین می کند و نور ایمان و سنخیت پاک هستند و پاک هم می رود . مریض مشکل دارد آن جا ناقص است مشکل دارد آن جا باید خودش انسان تلاش بکند که همیشه دائم ان شاء الله به پاکی برسد حالا فراز نهم ان شاءالله بماند برای بعد و الحمدالله رب العالمین و صل الله علی محمد و اله طاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد فرمودن که علت این که ما نمی توانیم با فرشتگان و ماورای عالم ارتباط داشته باشیم چیست . آیا علت آن تمرین ارتباط نداشتن و چشم و گوش قلبی نیست که تربیت نشده چرا جوابش را هم داده اند خودشان ما تمرین نداریم مهمترین علتش را بگویم برایتان . مهمترین علت این است که نمی خواهیم . که یعنی چه ؟ الان می فرماید آقا شما می خواهید با فرشته ها ارتباط برقرار کنید همین بچه گانه می گویم و بله مثل کسانی هستند که می خواهند زن بگیرند مثل می گویندا زن نمی خواهی بگیری می گوید خوب چرا من دوست دارم زن بگیرم مثلا به دختر می گویم نمی خواهی شوهر کنی میگوید چرا دوست داغرم شوهر بکنم بعد می گویم خوب حالا برو شوهر کن امکانش فراهم شده خوب این شوهر می کند الان ما 75 درصد از ازدواج هایمان شکست می خورد بلد نیستیم . ما این ارتباط را برقرار کنیم گندش میزنیم ، خرابش میکنیم نمی توانیم بهشتیش کنیم . نمی توانیم این ارتباط را درست برقرار کنیم ، مهارتش را بلد نیستیم اصلا امانت خدا را میدهند
دستمان ضایع اش می کنیم شوهر را می دهند دستش ضایع می کنیم بچه دار میشود بچه را ضایع می کند . زن را ضایع می کند در و مادرشوهر را ضایع می کند ، مادروپدر زن را ضایع میکند ، بلد نیست ما این که می گویم ما می خواهیم با فرشته ها ارتباط برقرار کنیم آقا دوست داشتن که همه شدن نیست . دوست داشتن مقدمه است بعد از دوست داشتن انسان باید چه کار کند ، کارهایش را انجام بدهد . مثلا شما دوست دارید کلاس زبان بروید دوست دارید زبان بلد باشید می گوید بله من دوست دارم زبان بلد باشم دوست دارم چندتا زبان بلد باشم دوست دارم رانندگی بلد باشم دوست دارم چندتا هنر بلد باشم دوست دارم قران را بفهمم از تفسیر خوشم می آید از قران خوشم می آید خوب همین خوشت آمد تمام است نه آیا می خواهی قران یاد بگیری ، گلدوزی ، تایپ ، رانندگی یاد بگیری چه کار می کنی اما رانندگی دوست داری می گوید بله دوست دارم . می خواهیی چه کار کنی الان دوست داری یک ماشین داشته باشی در جاده خلوت رانندگی کن راحت بله خوب اول باید یک پولی جمع بکنی ، ماشین بخر و برو کلاس آموزشگاه ؛ تمرین رانندگی ببینی ، رانندگی را صد جلسته تمرین کن ، کارکن ، بشین پشت ماشین یواش یواش برو تو جاده تا از لذت اتوموبیل رانی بهره مند شوی فقط دوست داری برو سر کلاس هاش ، تمرین هایش را انجام بده . دوست داری همان طور فیلم برداری دوست داری . همان طور ما می گوییم امور معنوی و بهشت را دوست داریم اما رفتن به بهشت و امور معنوی هم مثل کارهای مادی همین دو مسیر را دارد چه آمورش ، چه تمرین . آموزش هم دو بخش دارد . 1) شناخت آفات 2) شناخت موجبات موانع عوامل بعدهم تمرین بکنیم حالا که تمرین کردیم می توانیم از این لذت ببریم ولی ما فقط می گوییم دوست داریم اما اگر دوست داری بسم الله . اما با جن و فرشته ارتباط برقرار کردن استاد می خواهد کلاس می خواهد دوره می خواهد تمرین می خواهد باید وقت بذاری ولی ما وقتش را نمی خواهیم بگذاریم اصلا نمی خواهیم وقت بگذاریم می گوئیم دوست داریم فقط خوب بله کمال مفتی را همه دوست دارند ولی هیچ کمالی لیس الانسان الا ما سعی برای هر کمالی انسان باید چه کار کند سعی بکند البته اگر خدادید یک نفر دارد سعی می کند من جاء لفینین لمهدین لهم سوبلنا حتما خودمان کمکشان می کنیم اگر یک قدم بیاید ما ، ده قدم می آییم اگر ببینیم این واقعا صادق است قدم صدق دارد به او خیر وبرکت می دهیم میریزیم پایش ، هرآن چه که تصور نمی کند پاش میریزیم ان طور که اصلا گمان نمی کند برایش موجبات را فراهم می کنیم معاصی هم همان طور گناهان هم نقش زیادی دارد در این زمینه که ارتباط ما را مخدوش می کند . گناه همت را ضعیف می کند هوس های متعالی را می گیرد انسان را زمین گیر می کند اصلا نمی گذارد انسان همت های متعالی برای پرواز او تکامل داشته باشد معصیت این طوری هستش فوق العده برای همین بزرگان ما قبل از این که به یک کسی چیزی را یاد بدهند همیشه خودش را فرموده اند : قبل از این که یادبدهند یک نفرچه کارکند عرض کردم بارها به ما گفتند قبل از این که یاد بگیرد چه کار بکنید و قبل از این که بخواهید چه کار بکنید اول یاد بگیرید چه کار کنید ، اول معصیت ها را خوب بشناسید ، گناهان را خوب بشناسید چون با او هیچ فایده ای ندارد . شما اول یاد بگیریدگناه نکنید اول یاد بگیرید با حلال ارتباط داشته باشید حرام در زندگیتان حالا اگر نیامد آن وقت با یک مختصر تلاش نتیجه می دهد اما اگر با حرام ارتباط داشتی تلاش هر چه قدر بکنی استاد بالای سرت باشد ، پیغمبر خدا بالای سرت باشد دیگر ما بزرگتر از پیغمبر که نداریم کما اینکه اکثر کسانی که اطراف پیغمبربودند همان طوری بودند . پیغمبر بالای سرشان بود ولی به جایی نرسیدند از همسر پیغمبر هم بگیرید تا فامیل های پیغمبر اکثر اطرافیانشان این گونه بودند که دعایش را خواندیم که در دعای دوم این را خواندیم در مورد رسول خدا و اطرافیانش همین طور بودند بهترین مربی ، بهترین استاد رسول خدا ائمه ، همه بالاسر آدم باشند به جایی نمی رسد تا وقتی انسان اول اغرتباطش را با حرام به خصوص لقمه حرام ، لقمه حرام خیلی مهم است باید لقمه حرام را قطع بکنیم وقتی لقمه حرام بشود هیچ کس دیگر نمی تواند کاری برای انسان انجام بدهد چون مانع ایجاد کردن است مانع وقتی ایجاد بشود هیچ فایده ای ندارد برای همین اول به ما فرموده اند که یادبگیریم گناه نکنیم بعد ما کمترین زحمتی انسان به نتیجه می رسد با کمترین تلاشی باز می شود برایش اما وقتی که زیاد تلاش می کند میبیند که باز نمیشود نشان دهنده این است که چه دارد نشان دهنده این است که آفت دارد ، آسیب دارد این اموال در آن وجود دارد موش است گرنه موش دزد در اموال ماست گندم اموال چهل ساله کجاست اول جان دفع موش کن وانگهی در جمع گندم کوش کن . اول باید این را برطرفش کنیم خوب سوال دیگر را هم بخوانم یک صلئات محضر مقدس امام باقر (ع) بفرمایید . اللهم صلی علی محمد وآل محمد خوب از تنفس پاک شما استفاده بکنیم و دعاکنید برای وجود مقدس اقا امام زمان جهت رفع اضطراب از حضرت و شیعیانش از مسلمانان و مستضعفین جهان پنج مرتبه آیه ام الیجیب را می خوانیم هدیه به محضر مقدسشان ، سلامتیشان تعجیل در فرحشان خشنودیشان از همه ما و این که همه مه مشمول دعاهای ویژه
حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید . اللهم صلی علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم