جلسه 147 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
147
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
6
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 147 - شرح صحیفه سجادیه

به نام خدا اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمدواله الطاهرین الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و لعنه الله علی اعدائهم اجمهین من الان الی قیام یوم الدین .

فراز سوم از دعای ششم رو می خونیم بکل ذلک یصلح شانهم و یبلو ا اخبارهم و ینظر کیف هم فی اوقات طاعته و منازل فوضه و مواقع احکامه لیزی الذین اساءبما ملواو یجزی الذین احسنوا حسنا .

حکمت خلق شب و روز :

حضرت می فرماید :از جهت اینکه انسانها در شب و روز روابطشون و کارها شون رو چی جوری تنظیم بکنن که هم به کارهای دنیایی شون برسن و هم به کارهای آخرتی شون برسن دراین قسمت یک حکمت فوق العاده مهمی رو در مورد آفرینش اوقات و زمانها و شب و روز حضرت بیان می فرماید که بسیار عمیق هست و حتما باید دقت زیادی بهش بشه می فرماید :که خداوند تبارک و تعالی این حکمتهای این خلق جعل اللیل و النهار یتسکن فیه و لتبغوا من فضله که جلسه گذشته خوندیم اینها رو تدابیری که در شب و روز داره انجام می ده برای این انجام می ده که زندگی مردم نظم و سامان پیدا بکنه یعنی ریاضی بودن شب و روز داشتن اندازه های معین در بهاز در تابستان در پائیز و زمستان باعث می شه که مردم برنامه هاشون و منظم بکنن سرو سامان بدن کارهاشون و کارهای اجتماعی تجارتشون رو مسافرتشون و مهمانی شون و درس خوندنشون و امور دیگه

امور نظامی و امور دیگه زندگیشون امور فردی و اجتماعی کلا آدم وقتی که می دونه مغرب کی ؟ اذان صبح کی؟سحر کی ؟افطار کی ؟شب کی ؟روز کی؟نیمه شب کی ؟

طول روز و شب رو دستش می یاد برنامهریزیش هم چکار میکنه ؟متناسب بااین نظم ریاضی انجام می ده ولی چون چهارفصل و هر فصلی هماندازه های معینی طول شب و دوز داره یک تنوع بسیار زیبا و غیر خسته کننده برای انسان ایجاد می شه مثلا اگر زمانهایی دوست داشته باشه که روزهای طولانی داشته باشه طولانی ترین روزها روها دو حدود دوازده ساعت بیشتر تا پانزده ساعت براش خداوند تبارک و تعالی تو روزهای طولانی گذاشته اگر شب و طولانی احتیاج داشته باشه روزهای کوتاه بطلبه به سکون و آرامش بیشتری نیاز داشته باشه شبهای طولانی براش در زمستان گذاشته و اعتدالها ش هم که همون پائیز و بهار هستن بنابراین انسانها این نظمی که در شب و روز هست کار هاش و بسیار می تونه خوب سرو سامان بده .

آزمایش و امتحان کردن مردم :

حکمت بعدی که ایشون حضرت می فرماید :و یبلو ااخبارهم و ینظر کیف هم فی او قات طاعته و منازل فروضه و مواقع احکامه هدف بعدی آزمایش مردم هستش که این فوق العاده مهم است .

خداوند نیازی به آزمایش ما ندارد اما ما به آزمایش شدن و جواب آزمایش نیاز داریم شما در کلاس کلاسهایی که استاد داره مثلا ریاضی زبان نمی دونم درسها یی که تو مدارس درس داده می شه معلم که درس و شروع میکنه می ده تو طول چند هفته پرسش و پاسخ هایی می کنه امتحان سئوالهایی می کنه وضعیت شاگرد دستش می یاد یعنی می دونه که شاگرد چکاره است ؟اگر آخر سال به معلم بگی کی قبوله کی قبول نیست و نمره بدید به بچه ها معلم می تونه نزدیک به واقعیت یک نمره هایی بده به تچه ها کنا که نمره کلاسی هم داریم پایه است اساتید می دن بعضی از مدارس که اصلا استادتعییم کننده است نگاه می کنه و لی شاگردها زیر بار این نمی رن می گن استادشما به ما درس دادین من بله شاگرد ضعیفی بودم سر کلاس ولی شما آخر ترم امتحان می گیره می گرفتید می بینی می دیدی من درس ورسوندم یا نرسوندم شما امتحان و بگیر لذا شما می بینی یک سیستمی هست در تمام دنیا به نام امتحان .

امتحان گرفته می شه که دیگه هیچ کس نه پدر و مادر بگه بچه من نابغه بوده شما چرا بهش نوزده دادید ؟چرا بهش هفده دادید؟چرا نمره اش کم شد؟نه شاگرد می تونه ادعا های الکی بکنه که استاد از روی هوا و هوس و حب و بغض بامن مشکل داشته برگه رو برگردونده نمی دونم اون نمره ام این اینجوری نمره داده هیچ راه فراری نباید باشه نه معلم زیر سئوال بره نه پدر و مادر ادعا های بیهوده بکنن نه شاگرد ادعاهای بیهوده بکنن نه معلم سوء استفاده بکنه بعضی از معلم ها هم که رو حب و بغض واقعا این کار و بکنن سوء استفاده بشه .

خوب بنابراین چه اتفاقی می افته ؟نیازهست که یک سیستم آزمایش و امتحان داشته باشیم تا همه سروصدا شون بخوابه معلوم بشه واقعا این دانش آموز چند مرده حلاج ؟چقدر درس خونده؟واقعا چقدر توانایی داره ؟بعد دیگه اختلاف و مشکلی هم پیش نیاد لذا در همه سیستم ها ما چیزی بهنام کنکور امتحان آخر سال امتحان نهایی امتحان ثلث اول دوم سوم امتحانها ی کلاسی داریم که همه دیگه خودش هیچ کس دیگه سرو صداش درنمی یاد می دونه می بینه حالا من اینکار و کردم.

این نتیجه محصول کار من معلم هم بهش می گه آقااین هستش اینطوری هستش بارها شده با وجودی که این سیستم هست باز اعتداض وجود داره نق نمره وجود داره که آقا مثلا من این می شدم شما چرا ؟...من یادمه یک موقعی برای خلبانه درس می دادم با یک سری اساتید بودن اساتید زبان بودم من باهاشون یک درسی داشتم درس میدادم بهشون خلبانها و اینها تو یک دانشکده ای بعد یک چند نفر اعتراض کردن اینها به من دفتر منو صداکردن گفتن استاد شما رو صداکردن بعد گفتن به ما اونکه حق ما ست داده نشده اگر اعتراضشون بجا نباشه نمره شون و کم می کنم کم می کنم نه اینکه از حد خودشون حقشون و بدم گفتم من توی نگاه ورقه با ارفاق نگاه کردم ورقه هارو یعنی اگه یک نفر شدهمثلا هجده شاید مثلا هفده بوده شده هجده با ارفاق صحیح کردم این ورقه ها اینجوری شده اگه یک کسی اعتراض بخوادبکنه من ارفاقم و بر میدارم یعنی همون بارمی که تو سئوال نوشتم بهش می دم دقیق .

نصفشون نیومدند اعتراضشون و پس گرفتند .یعنی فقط ادعای الکی گفتن نه ما می بینی یعنی شک داشتش اگه یک کسی یک مو قع شک نداشته باشه که به خودش مطمئنمی گه نه من حتما می یام نصفشون اومدن بدون استثناء همشون بعد از اعتراض وقتی حساب کردنم نمره هاشون کم شد حالا یکی ناراحت گله می کردن تورو خدا استاد حالا همون نمره ای که به ما دادی بده گفتم من اونایی که نیومدن خیلی هنر کردن نیومدن زرنگی کردن نیومدن حالا که اونها اعتراض داشتن نصفی نصفی شما نشستید گفتید که ما حق با ما ست شما به ما کم دادی باشه حساب کردیم الان طبق این ورقه شما چند می شی ؟بدون استثناء همشون کم شدن یعنی یک مقداری از اون نمره ی ارفاقی که من با نظر رحمت نگاه کرده بودم با نظررحمت نگاه کردم اونو ورداشتیم گفتیم آ.آبیابگیر . اینو داشته باشید

تا حالا این مثال و نزده بودم بشر بسیار خود خواه و حریصه هم خودش و فریب می ده هم دیگران و فریب می ده هم سرخودش کلاه می ذاره هم سر دیگران و هم به خودش دروغ میگه در آیه ای از قرآن آمده که روز قیامت افرادجلوی خدامی ایستند دروغ می گن .می گن ما اصلا نمی دونستیم اینکه خدا می گه من دهنهاشون و می بندم .((نختم علی افوائهم و تکلمنا ایدیهم ))دها نهایشان را می بندم تا اعضاء و جوارهشون خودشون بگن چی کار کردن ؟برای همین بعد خدا می گه من شاهدامو می یارم تا دیگه رسوا بشن روز قیامت تو روی خداست دیگه پیش قاضیو ملق بازی ؟!می گه من شاهدام دیدند دیگه باز حاشا می کنه

بشر یک همچین موجودی احتیاج به چی داره ؟

احتیاج به آزمایش داره این جنبه ی منفی آزمایش که آدم به خاطر حقه بازیش طمع کاریش خودخواهی شدیدی که داره دروغ می گه ادعاهای الکی زیاد می کنه آنقدر ادعا بشر داره که پیغمبر می فرماید :کمترین دروغ یک نفر زمانیست که داره از خودش یک تعریف راست می کنه یعنی آدم وقتی داره از خودش تعریف می کنه این خود خواهی سبب می شه که یک ذره مبالغه بکنه یک ذره دروغ بگه برای همین هم ما در مشاوره ها داریم مرده وقتی میاد مشاوره می کنه زنه وقتی میاد مشاوره میکنه همه تقصیر ها گردن همسرشه وقتی هم قبول می کنه که خودش اشتباه کرده بیست درصد قبول می کنه اشتباه کرده سی درصد قبول میکنه ولی همه را می اندازد گردن همسرش اما وقتی دوتایشون رو میاری بغل هم می شونی یا به مرده میگی که خوب حالا تقصیر زنته به نظر تو خانم تو چه گله هایی از تو داره؟

چه شکایتهایی از تو داره بگو ببینم بعد وقتی شروع میکنه خودش آمار میده می بینی که اوه چه خبره بارها و بارها شده که مرده اومده زنه اومده جداگانه مشاوره وقتی گفتیم هر دوتاشون بیان دوتاییشون کنارهم نشستن شاکی شده متهم.

بشر اینجوریه از این جنبه منفی که ما بگذریم بشر در حرکت به سمت ابدیت نیاز به آزمایش داره چون مساله شوخی نیست ها ببیند الان شما یک صحنه رقابتی توکشور تمام کشورها همیشه هستش یک قیامته تشبیهش می کنم به قیامت کنکور این کنکور به قدری مهمه که افراد می دونن اونجا برن تو فیلتر کنکور هیچ کس باهاشون شوخی نداره همه چیز هم مشخصه تستی هم هست تشریحی هم نیست که نصف بیشترش هم تست حالا یک مقداریش صحیحه بقیه اش هم صحیح نیست.

یکی از کارهایی که همه کسانی که در کنکور شرکت می کنند انجام می دهند یعنی با ابتدایی ترین شعورها هم این را می فهمند که اگه من می خوام برای کنکور امتحان بدم باید چه کار کنم ؟باید حتما تست بزنم اصلا این تست زدن جزء واجبات کنکور آقامن تست می زنم این تست زدن برای چیه ؟ارزیابی خودشه درس رو می خونه میگه حالا تند تند در دقیقه می گیرم اینقدر دقیق است دیگه زمان کنکور شروع می کنم ببینم سالهای قبل اصلا ده سال قبل و امتحانشو تست بزنم ببینم چقدر ممکنه بزنم بعد از خودش امتحان می گیره میگه من تونستم توی مثلا فرض بفرمایید بیست دقیقه هشتاد درصد بزنم تونستم بزنم همین جوری نیاز داره که بدونه چکاره است ؟

چون می دونه تو کنکور شوخی ندارند با کسی مساله قبول شدن در دانشگاه و قبول نشدنه مساله آینده اش است رشته ای که باید انتخاب کند بعضی ها اینقدر این قضیه براشون مهمه چند سال پشت کنکور می مونه اون رشته ای که می خواد اون جایی که می خواد قبول بشه حالا ما یک کنکور بسیار مهم داریم برای آخرت که شما وقتی اشتباه درش بکنی اشتباه در آخرت با قیمت همه وجودت و ابدیتت تموم می شه این شوخی بر دار نیست حضرت می فرماید : اگر از فیلتر موت یک کسی رد شد یک دونه گناهش موند صد سال تو جهنم باید بسوزه تا اون لکه برداشته شد از رو نفس.

اصلا شوخی بردار نیست دنیا رو نگاه کنید وقتی جنین از رحم مادر میاد به دنیا دنیا اونقدر این فیلترش قدرتمند ه که اگر بچه یک کوروموزوم این ور و اون ور کرده باشه یک کوروموزوم یک ذره چند میلیمتر در ابرو در مژه در لب در بینی در مغز در نخاع سلسله اعصاب اشتباه آمده باشد با خودش یا کم آمده باشد قشنگ نشون می ده و همو ن هم مشکل ساز می شه براش اصلا احتیاجی نیست که بگی بابا ما هیچ یک ریکاوری به این کاملی آوردیم حالا یک دو میلیمترش هم خراب بشه اصلا اینجوری نیست این دومیلی متر کار دست آدم می ده سیستم فوق العاده معصوم شما نگاه کنید اینقدر این معصوم که یک هیکل صدو پنجاه کیلویی و در نظر بگیرید غیر متعارف می گم یک هیکل قدرتمند صدو پنجاه کیلویی در نظر تگیرید یک شئ خارجی در چشمش بره در پوستش بره یک دانه رفته به یه گل دست بزنه یک نه تیغ گل از اون چیزهایی که به گل به ساقه رفته تو دستش اعصابش و خورد می کنه سیستم اونقدر معصوم ه که اگه چیزه کوچیک بهش گیر کرده باشه ناراحت ه کاملا نشون می ده سیستم غریبه رو اصلا قبول نمی کنه اینجوری خلق شده شما از مکانیزم از در یچه ی موت که رفتی قلب همه ی حقیقت انسانه همه ی حیثییت انسانه اضافه درش باشه یاکم باشه نشون می ده خیلی سنگینه خیلی سنگینه یک امتحان اینجوری است . فعلیت در برزخ :

اگر کسی بدونه اگر یک دونه از گناهاش بدون توبه بدون جبران رفته اون طرف می بینه گرفتارش می کنه

چقدر گرفتارش می کنه تا زمانی که اون عذاب بتونه این باطل و برداره و چون فعلیت در برزخ خیلی زیاده عذاب هم طولانیه در رحم مادر درد سر برای جنین خیلی کمه الان پزشکان اگر یک جنین یک جنین درد سر دار ببین سریع در همون وضعیت زایمان مادر قبل از زایمان حتی عمل می کنن بچه رودر مییارن عملش می کنن برش می گردونش پیش مادرش می گن اینجا الان بهتره یا همون جا در شکم مادر عملش می کنن اگه بیاد به دنیا قوه اش ضعیفه قدرت نداره فعلیتش زیاده یک دونه مشکل بچه داشته باشه مدته این بچه بایددرد بکشه تا خوب بشه دیگه از این مهمتر ازاین فیلتر که بخواد رد بشه درد سراش شروع می شه اگر چیز ناقص داشته باشه بنابراین انسان به یکی از چیزهایی که خیلی احتیاج داره از نون شب واجبتره شما به یک دانش آموز بگید آقا ما ثبت نامت می کنیم رایگان بیا درس بخون رایگان بیا کنکور درس می دیم ولی تست نمی ذاریم بزنی امتحان نمی ذاریم بکنی تست نده فقط درس بهت می دیم فرمولها رو یادت می دیم اما امتحان ازت نمی گیریم تست اجازه نداری بزنی قبول می کنه ؟بله ؟می گه می رم یک جا پول می دم پول سنگین چند میلیون قرض می گیرم می رم یک موسسه ای که از من چی بگیرن ؟بله ؟تست بگیرن چون اگه من آزمایش نکنم نمی تونم بفهمم سرم چقدر کلاه می ره ؟اینجوری دردسر میشه به یک آقایی به یک خانمی بگی شما بیرون برو .محل کارت مهمونی عروسی اما تو آئینه نگاه نکن سه روز در آئینه نگاه نکن .

در ایام حج یکی از چیزهایی که حرامه اینه که شخص نباید در آئینه نگاه کنه خودشو و عمدا نگاه کنه کفاره داره .

اصلا حق نداری در آئینه نگاه کنی خودتو .خشت ظاهر باید از ظاهر کنده شده باشه شخص از قیافه اومده باشه بیرون وقتی کسی در بند قیافه است یعنی هنوز در طبیعته .

به یک خانم به یک آقا بگن آقا شما به محل کار جشن عروسی نمیدونم هر جا میتونی بری اما در آئینه نگاه نکن میره مجلس یا نمی ره ؟بله ؟می بینی نمی ره مجلس اگه قراره در آئینه نگاه نکنی نمی ری ما زمانی در ملا عام ظاهر می شیم که خودمونو حتما چه کار کرده باشیم نگاه بکنیم حالا ببیند عظمت این خواهش امام چیه ؟

این است که فلا تفنر حنی یوم القیامه الا روس اشهاد خدایا منو قیامت در چشم مردم مفتضح نکنی .

من نمی تونم بیام جلوی چند میلیارد آدم قرار بگیرم بعد شاخ داشته باشم دم داشته باشم دندون تیز داشته باشم دندونهایی که آویزون شده باشه اومده بیرون بدن پشمالو پنجه های الاغ باشم سگ باشم خرس باشم می شناسن ها میگن این آقای فلانیه ولی خب خره الان الاغه سگه خوکه همه می شناسند نمی تونه هیچ کس نباشه اونجا یکی از چیزهایی که معصوم خیلی تکیه داره که خدایا منو قیامت مفتضح نکنی جلوی مردم تویی که حاضر نیستی یک روز را بدون آئینه از خونه بزنی بیرون جلوی مردم میگی جلوی مردم غریبه هم باشند اصلا یک شهر غریبه رفتی یک کشور غریبه هیچ کس هم تو رو نمی شناسه اما تو عمرا از توخونه بدون آئینه بیرون نمی ری باید اول خودتو در آئینه نگاه کنی بعد بری بیرون .

حالا اگه همه بشناسند چی ؟خیلی اوضاع خراب میشه برای همین ما دائما همانطوری که به آئینه احتیاج داریم دائما به امتحان احتیاج داریم مثل هواست هی احتیاج داریم بدونیم که تو حرکت به سمت آخرت تا دم مردن من الان تو قلبم چیه؟وضعیت قلبم چیه ؟تو کدوم بخش قدرت پیدا کردم ؟امنیت دارم ؟تو کدوم بخش خلل می پذیرم ؟تو کدوم بخش آسیب پذیر هستم ؟حسادتم شهوتم تکبرم غرورم زبانم کدوم بخشم و خلل داره چون اگه من با این وضعیت بمیرم هزاران برابر عمر دنیا بدبختی باید بکشیم همه ی اینا مگه چند سال بوده عمر دنیا یک سومش که ما خواب بودیم .

عمر مردم تهران یک سومش هم که در ترافیک تلف می شه برای یک سوم و نصفی که ما عمر کردیم اینجا من باید این همه دردسر بکشم ؟حضرت می فرماید برای یک گناهش صد سال طرف در عمر دنیا صد سال زندگی نکرده همش چهل سال عمر کرده گرفتاری داره اگر توبه نکرده پاک نشده انسان بره اونجا خوب حالاما چقدر به آزمایش احتیاج داریم ؟

چقدر احتیاج داریم هر دفعه هر روز هر هفته هی بدونم وضعیتمون چیه ؟آخرین اینکه هی می گیم هی خودتون و هر روز محاسبه کنید هفته ای یک بار لیس منا من لم یحاسب نفسه فیه . در روایت داره فی کل یوم هر روز بعد می فرماید هر هفته امام کاظم (ع)انتساب داره بهشون می فرماید :شیعه ی ما نیست کسی که حداقل هفته ای یک بار خودش و آزمایش نگیره از خودش یعنی ندونه وضعیتش چی جوریه؟من بخل دارم حسادت دارم فهرست آلودگی ها رو بشناسه دونه دونه بر طرف کنه می بینی در اتو مبیل ماشینتونو می دی به تعمیر گاه می بینی لیست نوشته می گه این بنزین مشکلش حله باید دونه دونه نگاه بشه ما چی جوری هستیم ؟ما اصلا وله ولیم اصلا واقعا برامون شب اول قبر آخرت واقعا مهم نیست به آزمایش به مطالعه خودمون به خود شناسی اصلا اهمیت نمی دیم .

ما فقط می خواهیم زندگی کنیم اینجا حالا یک وقت روضه ای حجی هم داشت باشیم تازه اونهایی هم که اهل معنویت اند چه جوری اهل معنویت اند اینجوری اهل معنویت اند که می گن آقا معنویت یعنی یک جایی که حال بده حال بده حال کنیم حرم امام رضا بریم فلانی برامون بخونه حال کنیم سینه بزنیم حال کنیم صفا کنیم بریم مکه حال کنیم بریم فلان جلسه حال کنیم اما اگه یک جایی باشه که فیلتر داشته باشه بگن وقتی شما وارد این کلاس می شی پیش دست این استاد می رید پای درس این استاد می شینی دائما هی آئینه جلوت میذارن هی نگاه کنی خودتو می گی من خوشم نمی یاد اونجا برم ولش کن نمی خوام سر یک هفته می خواد جیک و بوک منو براخودم بریزه بیرون تمام باطن منو بئاخودم بریزه بیرون اصلا ولش کن یک بار بریم راجعبه مثلا همین عشقی حرف بزنن دیگه حال کنیم اما هیچ وقت نگن چی هستیم .

امام صادق می فرمایند بنی امیه توحیدو درس می دادن اجازه می دادن اساتید روحانیون راجع به خدا معنویت توحید حرف بزنن راجع به کارها ی خوب همه ی منبر یها زمان معاویه مثل امریکا الان شما می خوای بری بگی من می خوام اینجا بیام سخنرانی کنم می خوام راجع به خدمت به تشر صحبت کنیم می خوام راجع به کار های مثبت صحبت بکنم می خوام را جع به نیکوکاری پدر و مادر روابط زن و شوهر می گن بفرما ول می گفت هر گز هیچ سخنران و منبری و استاد و عالمی حق ندارد راجع به شرک حرف بزنه راجع به کفر اصلا حق ندارد حرف بزنه چرا؟

می گفت چون وقتی یک عالم کفرو معنا می کرد ترجمه اش می شد بنی امیه شرک می شد ترجمه اش می شه بنی امیه ووضعیت مموجود اصلا اجازه نمی دادن شیطان هم باما از این کارها زیاد می کنه می گه برودرس فلانی درس بشین بخون چیزهای مثبت یا دیگر کارهای خیر خوب نمی دونم مدرسه سازی مسجد سازی کارهای خیری یاد بگیری کارهای مثبت یاد بگیری چه کارهای خوبی یاد بگیری اینها همه خوبه اینها آقا چند تا ذکر بگیم چقدر صلوات بفرستیم ثوابش چقدره این فلان ذکر چقدر صلوات داره ؟فلان نماز و چند رکعت بخونیم ؟نمی دونم می گه آقا اون اونم می شینه اونجا مثلا این جلسات ودیدی دیگه بشینی نمی دونم چهارصد مرتبه اینو بگو هزار مرتبه اونو بگو مثلا اینقدر روزه بگیر انقدر اینا همه خوب شیطان هم مشغول می کنه آدمو به این کارها یعنی میگه خوب برید یاد بگیرید برو انجام بده اما اگه یک موقع هایی بخوای بری یک جایی که بهت بگن پنجاه سال نماز می خونی یک رکعتش قبول نمی شه برای چه ؟

آدم خیلی حالش گرفته می شه زیاد خوشش نمی یاد پای این ....نه این کتاباروبخونه نه پای درس این استاد بره چرا ؟چون دائما خود آدم و به خود آدم نشون میدن و آدم و باعث می شن آدم مجبور شه با خودش در گیر شه مجبوره در گیر شه برای همین خیلی ها حوصله درگیر شدن با خود شون و ندارن .

تنبل بی حوصله می گه آقا من نمی تونم برم حوصله اش و ندارم برم اونجا الان می خواد دوباره با خودم درگیر شم نمی تونم از ؟بعضی از اساتید بودند در حوزه وقتی درس میدادن اساتید دیگه می گفتن که اگر می خوای بری پای درس استاد اگه خودت و برای درگیری با خودت آماده کردی نرو چون پوست کلفت می شی پوست کلفت می شی بعضی از عزیزان من در جلسات می گم یک موقعی مثلا می گم من هیچ شاگردی ندرم برای همین می گم .

می گم آقا مثلا ده سال پای درس شما اومده می بینم نکات مثبتی نیست ده سال پای درس من اومده ازبین هزار نفری که می یان سر کلاس فقط کسایی این درس ها به دردشون می خوره که از دو ز اول پی شدن و به تن خودش مالیده تست حاضره بزنه یعنی میگه من رفتم سرکلاس می شینم پای درس ببینم که چکار ه ام وواقعا با خودم درگیر شم اما اگر خیال نداری با خودت درگیرشی تفریحی بریم سرکلاس بشینیم ببینیم چی می گی همین جوری توجیح باشیم با رفقا باشیم می یاد میشینه می شنود عمل هم نمی کنه هی قساوت قلبش بیشتر می شد لذا یک موقعی یک کسی می یاد می گه آقا مگه مثلا فلانی ده سال سر درس شما نبوده ؟چرا این چرا مشکل غیبتش رو نتونسته حل کنه مشکل پچ پچش و نتونسته حل کنه ؟سخن چینی اش و این چرا بعد ده سال هنوز عصبانی ؟یک آدم عصبانیه یک آدم پر خاشگریه تو خونه هنوز درنده است هنوز گرگه هنوز پاره پاره می کنه افراد رونگاهش سئوالاش فضولی هاش نمی دونم تو خونه زن و بچه چرا اینجوریه ؟برای اینکه این از روز اول خراب اومده سر کلاس نشسته خیال نداشته بشه .

اساتیدما اولیای خدا از اولیاءخدابودن به ما میگفتن که اگر می خوای کتاب های فلان استاد و بخونی الان برات زوده صبر کن چند سال بعد الان حرامه پای درس این استاد نرو حرام درس استاد هم نخون حرامه چون شما باید جوری پای درس اون استاد بری مثل باشگاه می مونه دیگه شما الان فرض بفرمائید که بچه ات رو می خوای بفرستی باشگاه حرفه ای های مثلا کشتی خوب حرامه بره دیگه بچه اول باید بره از کجا طی کنه ؟باید بره از ابتدائی طی کنه میره اونجا خوردش می کنن اونا حرفه ای اند اونا وضع کارکردن انجام بده نمی تونه

عمل کردن به آیات قرآن :

((یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا ))خدا در قرآن می فرماید :خداوند با همین قرآن خیلی ها دو به ته جهنم می فرسته و خیلی ها رو به هدایت می رسونه چرا ؟چون کسی که می خواد بره سمت قرآن خودش و برای حرف شنیدن از قرآن آماده نکرده .رفته کلاس تفسیر نشسته سر درس فلان خانم جلسه ای فلان استاد فلان منبری فلان روحانی نشسته اما خیال نداره اصلاح کنه خودش و والا اگر یک کسی بره اونجا بشینه بفهمه که مثلا عصبانیت بده فشار قبر میاره چند هزار سال آدم و درگیر میکنه بعد هزار بار اینو بشنوه باز هنوز همون آدم پرخاشگره هنوز قهر می کنه تو خونه هنوز از زن و بچه اش از شوهرش کم می ذاره هنوز فساد اخلاقی داره هنوز نمی دونم گرفتاریها ی زیادداره اینکه این آماده نیست برای این کار این هرروز پوست کلفت تر داره می شه لذا ما دائما احتیاج داریم به یه کسی به یه چیزی که به مه بگه که تو چی کاره ای ؟تو چه کار کردی ؟تو الان کجات خلل وارده ؟و این چی می خواد ؟

کی می تونه آماده برای یک همچین کاری باشه؟که من برم پای درس بشینم نقاط ضعفم رو در بیارم با فلان استاد صحبت کنم مشاوره برم نقاط ضعفم و در بیارم فلان کتاب و بخونم مشکلاتم و بدونم که چون هر لحظه ممکنه بمیرم که اگه با این گرفتاریها برم آقاشما اگه بخوای یک مسافرت بری مسافرت خطرناک تو جاده خطرناک اتومبیلت و ببری تعمیر گاه تعمیرگاهی میگه به به عجب ماشین باحالی داری حاجی خیلی ماشین قشنگیه چه رنگی چه لاستیکی چه بوقی چه تو دوزیی چه چراغی تو هم حواست نباشه بگی دست شما دردنکنه خیلی ممنون خداخیلی تشکر کنی واینا نه برو مشکلی نیست قبول می کنی اینجوری؟مگه آدم خیلی خودخواه باشه خیلی خودشیفته باشه می گی بابا این حرفها رو بذار کنار کاپوت وبزن بالا نگاه کن موتور ش مشکلی نداشته باشه فردا اونجا تو راه بمونیم زن و بچه ام یخ می زنن تو سرما می میریم جاده کوهستانیه کنترل کن نه برو انشاءا... حله نه انشاءا... ماشاءا...نداریم نگاه کن ماشین و خوب نگاه کن من فردا برم تو گرنه بمونم تمومه اونجا کسی به داد ما نمی رسه اونجا خوب جواب نمی ده ؟

چه کسی آمادگی داره که نقاط ضعف خودش و در آره ؟و باهاش درگیر شه؟بشینه سر کلاس سر جلسه یک استادی که تو خونه که توی اونجا به این میگن که تو چه نقاط ضعفی داری ؟چون براش فیلتر مرگ معصومانه عمل می کنه یعنی فضا شرایط بهشتی حالا شرح بحث هم که می خونیم دیگه استاد هم فوق العاده زیبا توضیح داده این قسمت و شما اونجا دقیقا مثل اینکه یک دنیا جنین رو کاملا ارزیابی می کنه از همه ی ابعاد سئوالها نظام آخرتی از ما سئوال میکنه بنابراین هیچ کس نمی تونه کلک بزنه اونجا یک جایی که تمام ابعاد وجودی من و ایمانم واخلاصم و تقوایم و محبتم ونظامهای مختلف اعمالم و بررسی میکنن من چه باچه قدرتی می تونم خودم وتو دنیا بدم دست آزمایش ؟بدم به یک استاد بسپارم که منو آزمایش کن ببینم چی جوری تروخدا عیبهام و بهم بگو ضعفهاموبرام بگو سئوال چه کسی برای یک همچین کاری آمادگی داره؟برای آمادگی برای یک همچنینکاری چی نیاز داریم ؟چیزی که آقای حشمتی گفتن خودش و ابدی ببینه یعنی چه ؟باورداشته باشه .ها .یعنی ببینه یعنی این یقین کنه من قراره برم تو برزخ یعنی باورکرده باشه انشاءا...

می خوام تو نظام جدیدزندگی کنم که هیچ کدوم از عناوین دینا و اعتبارات دنیایی به دردمن نمی خوره جز یک قلب سالم .

اینو باور کرده باشه این آدمهستش که در به در می گرده یک جایی تند تند آزمایش بگیرن از آدم پولدارها رودقتکردی شش ماه یکبار می رن بیمارستان سر روزمیخوابن یکسال یک بار می رن اتاق خصوصی میگیره می ره سرروز توی بیمارستان پول کلون می ده می خوابه اتاق خصوصی ام می گیره اصلا هیچ کس نباشه بعد می گه یک چکاب کامل منو بکنن قلب مغز چشم سلسله اعصاب چون می خواد زندگی کنه که اگه یک مشکلی رو برو الان دارن یک رگ و اعصاب وقلب و اینارو یانه ؟

همه روبهت پیش بینی می کنن می گن بهت می گن آقا شما سه سال آینده یک سکته داریو داروش هم اینه داروها ش هم بخور که سه سال آینده رد کنی این سکته رو قشنگ بهت می گن میگه پنج سال بعد یک سکته مغزی داری می گه بهت خیلی خوب حالا خیلی ها پول میدن کار درستی هم می کنن پول میدن می گن من برم پنج سال بعد وضعیت جسمی من چی جوریه ؟الان علم انقدر پیشرفت کرده تا پنج سال بعد مشکلی سر راهم نیست ده سال بعد سر راهم نیست چون من می خوام برنامه ریزی کنم

می خوام از این دنیا لذت ببرم می خوام از این دنیا استفاده کنم برای آخرتم می خوام آخرت سازی کنم نمی خوام بمیرم به این مفتی می ارزه آدم ده میلیون هزینه کنه اگه داشته باشه پانزده میلیون هزینه کنه بره یه مرکز بهش بگن که تا پنج سال آینده از نظر طبیعی کاری بامسائل ما وراءطبیعی نداریم ها تصادف و اینا نداریم از نظر روند طبیعی مشکلی داره یا نداره این خیلی ارزش داره ایمان می خواد عزیزمن باور می خواد که من شب اول قبر دارم هیچ کس بامن تعارف نداره تو این لحظه است که آدم در به دره در به در میگرده دنبال یه جایی یه کسی یه کتابی یه مطلبی که بهش تمام ابعاد و جودی ضعفهاش وبهش بشناسونن و این هم واقعا می ره بر طرف می کنه واقعا می ره بر طرف میکنه

چون میلی متری حساب می کنن اتمی حساب می کنن الان شما شرکت ایران خودرو رو نگاه کنید فراخوان میدن میگن اتومبیل سال ساخت فلان سال فلان همه باید بیاد چکاب چرا ؟چون دومورد سه مورد پیداشده که مثلا فلان دستگاه تو ماشین آتیش گرفته باعث آتش سوزی شده درتمام دنیا مرسومه ها فراخوان می دن می یان همه از ترسشون می رن چکاب می گن نکنه دستگاه ها هم آتیش بگیره یک دفعه ؟می گن این مثلا دو میلی متر این ورو اون ور شده باید عرض شه دستگاش شوخی نیست عمر یک ماشین تو هوا بازن و بچه سوختن خیلی باید دقت کنی مثلا دقت تو اسلحه است من یادمه یک موقعی تو کردستان درگیر بودم چند تا از اسلحه ها اسلح ی ما اصلا مدلش یک جوری بود که گیر داشت یعنی تو نقطه ی بزنگا ه وسط دشمن اومدی شلیک بکنی اسلحه ات گیرمیکرد نمی زد اونم تو چشم دشمنت گیر کرده لامسب نمی زنه اونهایی که ساختن وجدان کاری نداشتن اینو ساختن خوب نساختن صد تا تیرمی زد گیر می کرد دوباره بایداسلحه یک گوشه ای پیدا میکردی تو زیر آتیش اینو صاف می کردی پاک می کردی تمیز می کردی می ذاشتی تادوتا تیر بزنه خوب ولی اسلحه های دیگه بودهزار تاباهاش شلیک میکردی اصلا آخ نمی گفت همین جوری بلبل کارمی کرد خوب شوخر نیست یک بی وجدانی تو این کار کاروخراب میکنه شما یک بی دقتی بکنی با خودت یک چیزیببری اون طرف گرفتاری زیاد داری .

مانیاز به آزمایش داریم ما نیاز داریم به یک کسی که به مابگه توچته ؟تو چی کاره ای ؟برای همین هم خدا وندتبارک و تعالی یکی از چیزهایی که قرار داده منو به خودم بشناسونه شب و روزه تقدیر زمانها تو شب و روز ه تقدیر زمانها تو شب و روز خلقیات آدم ها رومی ریزه بیرون یعنی اگه این دقتهای لازمی که تو اندازه های شب وروز و تاریک بودن شب روشن بودن روز نبود من خلقیات خودم دست خودم نمی اومد خیلی جالبه ها کی میتونه این حرفهارو بزنه جز معصوم ؟

تقدیر شب و روز :

معصوم میگه خداشب وروز رو یک جوری تقدیر کرده تا آدمها تبلوااخبارهم حرف زدنها شون بیاد بیرون ببینم چی دارن میگن ؟امتحان پس می دن با شب و روز با اوقات شرعی جواب پس می دن قشنگ خودش و می شناسه طرف یک مثال بزنم ؟شما شبهاتوی *گعده ی الجائی که نشستی حالا هر جایی که حس بهت بده نشستی حالا هرجایی که حس بهت بده مثلا کلاس یک استاد خوبه کلاس یک استاد بده یک مجلسه فساده یک مجلس خوبه شبها آدم تصمیم گیریهاش خیلی زیاده یک مثال خیلی ساده بزنم چند بار تا حالا شما تصمیم گرفتید پاشید برید ورزشگاه صبح ها ؟ها؟صبح بری ورزش کنی ؟صبح صداش می کنی فلانی ...ها پاشو چیه ؟ورزش مگه نمی خواستی بریم ؟ول کن بابا دلت خوشه .لی بابا تو مگه دیشب قرار نذاشتی با هم قرار گذاشتیم صبح اول وقت مثلا بریم فلان دعا خوب می ری در می زنی خونه شون می بینی اردو می یای بریم صبح اول وقت ؟آره ثبت نام می کنم می یارم چقدر شما توزندگیتون دیدید قرار گذاشتید با آدم ها صبح که رفتی زنگ زدی یا اون اومده زنگ وزده پیچوندی طرف و به قول امروزی ها .

از زیر کار در رفتی آقا نمی دونم من دلم دردمیکنه سرم درد میکنه پام درد میکنه مهمون اومده برامون ماشینم خراب شده نمی دونم بچه ام مریضه همه اش دروغ همین انقدر یک طوری که طرف است صبح اول وقت دست از سرت برداره بگیری بخوابی قشنگ .

اوقات شب و روز خیلی آدم فرق می کنه شب یک تصمیم هایی می گیره روز تصمیم می گیره من از امشب دیگه نماز شب می خونم می خوره به شب شب می بینه نه بابا این اصلا مرد شب نیست مثل همون جریان خالکوبی است شیر بی یال و دم واشکم که انقدر آدم ها هستن حس می گیره یک جایی می شینن صحبت می کنن حس می گیردشومن من دیگه از فردا برای امام زمان اینکارو می کنم بعد دوتا ترافیک می خواد بیاد تو ترافیک مسیر طی کنه می گه بابا ول کن ...چقدر خییر هستن وقتی می یان صحبت می کنن حس می گیرن می گن ماآقا اصلا چک می ده می گه آقا بیا آقا بریدهزینه کنید برای اسلام ومسلمین بعد می ری تو حسابش می بینی اصلا پول نیست بعدهم میگه ببخشید ما ورشکست شدیم نمی دونیم گرفتارشدیم من قول می دم از این به بعد آنقدر کمک می کنم .

بعد می بینم نه اصلا این کاره نیستش .بریم مسافرت بریم کوه بریم نمی دونم فلان جا .اصلا نمی یاد قول می ده مبنا گذاشته می شه می بینه اصل کاری نیومده خودش آقایون فردا سر ساعت راس ساعت شش اینجا باشن ساعت شش می بینی دوتا یکی آدم اینجاست .سلانه سلانه یواش یواش شش نیم به بعد هفت یا هشت جمع شدن اوقات رو اخلاق خیلی اثر داره یعنی آدم ها کاملا سنجیده می شن .

عادت نداشتن به هیچ چیز :

خدا رحمت کنه شهید صمد مرادی رو برادر همین آقا احد خودمون عجیب بوداین آدم ده ها بار من تعریفش و کردم می گفت آقای شجاعی به من درس بده می گفتم بابا بخدا وقت ندارم صمد می گفت هر وقت شما بگی اصلا نمی خواد یک وقت زنده بذاری هر وقت شما بگی من می یام درس میگیرم می گفت باشه می گفتم بخدا جان صمد من پنج صبح وقت دارم می یای ؟آره چرا نمیام سرساعت پنج نه یک دقیقه بیشتر نه یک دقیقه کمتر زنگ خونه زده می شد می اومددرسش و میخوند میگفتم جمعه ساعت ده شب سر ساعت ده شب زنگ ومی زد فلان روز فلان جا قرار می ذاشتیم مثلا میگفتیم فلان روز فلان جا بیام تو جاده ی کرج اونجا این ساعت بشینم مثلا با هم یک مباحثه ای بکنیم با رفقا سر ساعت اونجا بود یک موقعی گفتم صمد تو ما شاا...خیلی وقت شناسی چی جوری ؟گفتمن خودم رو به هیچی عادت ندادم به هیچی وابسته نیستم نه غذا نه زمان نه مکان نه خواب نه هیچ شهوت خاصی .خودش و این طوری تربیت کرده بود خیلی آدم قدرتمندی بود این شهید بزرگوار اینها آدم هایی هستن که آدم از خدا باید بخواد راه اینها .باید در نماز از خدا بخواهیم .

می گفت من به هیچی عادت ندارم .

تغییر صدو هشتاد درجه ای رو کاملا می پذیرفت الان طرف می یاد تو موسسه امضاءمی ده این تعداد این مقدار پول کمک می کنم این ساعتها رومی یارم کار می کنم و عرض کنم خدمتتون از این ساعت به اون ساعت فلان صدی نودو پنجشون این کارو نمی تونن بکنن تنبلی می کنن زمان تو امتحان آدم خیلی موثر شب روز جمعه از جمعه ام مایه بذارم ؟خیلی جیگر می خواد یک نفرجمعه اش ومایه بذاره جمعه تعطیل الان حس می گیره فردا می گه بابا خانم دعوام می کنه .

من اصلا نمی تونم باخانمم من نمی دونم زن ذلیلم زن شهیدم نمی دونم چی هستم اصلامن نمی تونم من یک روز در هفته می تونم بیام اونم مثلا دوساعت اونم همش باید به ساعت نگاه کنم .

دوهزار نفر فرم همکارافتخاری پر می کنن اگه بیشتر نشه باید آقای شرافتی بهتر می دونه ما این کار و می کنیم بعد وقتی تماس میگیری صد تا شون نمی تونن بیان اون کاری که وعده کرده برسن .

عشق بازی با نماز شب :

خدا می گه من با شب و روز با وقت تعطیل و غیرتعطیل با جمعه با شب نصف شب می کشمتون بیرون همه چیز تون و جیک و بوک وجودتو درمی یارم که شماچه آدم هایی هستید ؟چه شخصیتهایی هستید همه چیز شما رودر مییارم اذان صبح منو دوست داری نصف شب به بعد بیا عشق بازی کنیم نیمه شب شرعی به بعد تا دم سحر عشقی مجلس این موقع بر قراره دیگه الان پارتی ها رودیدید پارتی ها کازینوهای خارج از کشور پارتی های شبانه می گنآقا دوازده شب به بعد جشن داریم بیاد اونجا یک جشن شروع می شه تازه فلان باغ اونی که اهلشه می ره اونجا دیگه ولی دوازده زودتر بری در باغ و باز نمی کنن روت.

می گن آقا دوازده باید بیای برا ورود خدا می گه می خوای بیای بامن حرف بزنی خوشت می یاد یازده شب دوازده شب نیمه شب شرعی به بعد نماز شب وقتش اونه .

اون همه درجات کرامات استجابت دعا حالتهای خاص و گذاشتم براین ساعت ساعت دیگه بهت نمی دم ها یعنی ده شب شما شروع کنی بهت نمی ده اینو می گه فقط به کسی میدم که بتونه اون موقع باشه نماز صبح ببین چیکار کرده خدا؟نماز صبح صادقی آدم واقعی مومنی آخرت باوری دوستم داری ؟می خوای مثل من باشی من خدا می خوای به درجات عالی برسی ؟صبح باید بلند شه اذان صبح باید بلند شی تازه اینجوری نه که بلندشی غسل گردنته باید بری غسل کنی زمستونه باید بری آبگیر میاری خوابم می یاد گرفتارم الان سرده نمی تونم غسل کنم نمی دونم وضوبگیرم این حرفها نیست باید آب . آب بزنی تو صورتت خدا شاهد تو جبهه تو کوهستان سرد سرد کوهستان می بینی صد تا دویست تا پانصد تا رزمنده عراقی ها بودن منافق بودن دموکراتها توی اینها نصف شب می زدن بیرون می اومدن توی این سرما یک گوشه ای جاگیر می انداختن شروع می کردن به عبادت خدا .راست می گن اینها .

اوصاف راستگویان :

قرآن می گه فقط موقع مردن به بعد کسایی سود می برن سود می برن از مردن که راست بگن بقیه فایده ای نداره (ینفع الصادقین صدقا .فقط آدم های راستگو به درد شون می خوره بقیه همش حرف زدن همش گپ زدن به دردشون نمی خوره که می خوای آدم شی مومنی می خوای به آخرت برسی صبح اول وقت نماز بخونی نماز اول وقت بخون دیگه کی ؟کار اوج کار بگه بیا ترمز و بکش نماز ظهر الله اکبر اذان گفتن قیچی بدوئید مسجد جمعه روز جمعه روز تعطیل که باید افراد دوست دارن بخوابن استراحت کنن کاردیگه نماز جمعه اما اگر کسی بدون عذر نماز جمعه نره سر بار منافق بدون عذر می تونه بره نماز جمعه بشینه نمی شینه هی توضیحات الکی نمی دونم نمی تونیم و نمی رسیم ومریضم ونمی دونم فلان و این حرفها .

اگر مریضی واقعا خوب مریضی خوب عذر داری هیچی دیگه ولی اگه واقعا آقا نماز جمعه باید بریم پس نونمون و کی بخوریم ؟پول کی در بیاریم ؟می گه ((فاذاقضیت التبع الصلوه فانتشر افل )).نماز چقدر طول می کشه مگه ؟نماز تموم شد برید دنبال روزیتون ولی صدات می کنه دوباره تامیای توکار جذب جلسه ارتباطات خوشایندها مغرب می کشه آژیرو .

برید اذانه نماز مغرب وعشاءبخونید زمستون یک جور تابستون یک جور روزه سحری اوه باید پاشی سحری بخوری نمی خوری ام باید نماز بخونی افطار اصلا هیچی نخور زمانهای تابستون گرم هجده ساعت آقاروزه میگه هیچی نباید بخوری تشنگی گرسنگی همه رو باید تحمل کنی می افته تو گرمای تابستون می خوره به حج می خوره به حج یکی گفته بود که آخ آخ اگه محرم بیفته ماه رمضون چیکار کنیم ؟هم باید سینه بزنیم هم باید روزه بگیریم حالا حج خورده تو ماه رمضون باید پاشی بری اونجا سعی صفا مروه و طواف ها ومنا و عرفات و ...واوه چه قیامتیه اونجا پوست می اندازه آدم وقت کشته یک دفعه آژیر می کشن جهاد آقا جهاد جبهه برید بجنگید کشت مشت و ول کنید جبهه تابستون گرم میگن آقازره بپوش شمشیر دستت بگیر بیا برو میدون درود بر رزمندگان اسلام هشت سال هشت سال باید بری جبهه جنگ ((قالوالاتنفروافی الحلق والنار جهنم اشد حر لو کانو ایعلمون گفتند تابستونه پیغمبر گفت تابستون کی می ره جبهه ؟آخه تابستون هم شد وقت جنگیدن ؟خدا می فرماید :بگو آتش جهنم حرارتش خیلی بیشتره چقدر قشنگ داره حرف می زنه امام می گه خدا اوقات و گذاشته تا تمام آدم ها شخصیتشون باطنشون و بریزن بیرون شب روز جمعه تعطیل عید نوروز آقا عید نوروزمن باید پیش زن و بچه ام باشم من توی کشور خارجی بودم یک موقعی یک کشور اروپایی دم عید به یکی از این پلیس ها تبریک گفتم می خواست منوبزنه گفتم عید سال نو رو بهتون تبریک می گم آنقدر عصبانی شد گفت چه تبریکی آخه من الان باید تو خونه پیش زن و بچه ام باشم .

همه زنها امتحان می شن با شوهراشون هم شوهرا امتحان می شن هم آدما با بچه هاشون امتحان می شن هم بچه ها امتحان می شن همه رو امتحان می گیره خداآخه الان چه وقت این کاره ؟کی این کارو انجام می ده ؟ببین مردم چی جوری زندگی می کنن ؟ما چی جوری زندگی میکنیم ؟همش از این حرفها .

همه رو امتحان می گیره خدا خوب این رشته سردراز داره .زمانها در آزمایش خیلی تاثیر داره تاریکی شب وروز روشنایی اش گرما سرما همه تاثیر داره بچه ای که از تاریکی می ترسه خونه شون برق بره یک دفعه می بینی اینو ورش میدارند میبرنش توی بیابونهای شلمچه .بیابونهای شلمچه تواون تاریکی پست باید بده توجنگل باید پست بده حیوانات درنده باید باشه نمی دونم عراقی هست میان سرت و سرت و میان می برن یعنی خوابت بره سرت رفته آقا خیلی آدم رشد می کنه اینجوری پس باید زمانها فوق العاده مهمه حضرت می فرماید :خداوند فقط این شب و روز و نداشت فقط شما کار بکنی برانمی دونم اوقاته اینا رو همه رو گفته دونه دونه داره می رسیم حالا یواش یواش می رسیم بهش کار بکنید برا دنیاتون برای آخرتتون چی یک دفعه از اون ور (نبلوااخبارهم )ببین چی می گه اخبار یعنی حرف زدنهاتون و در می یاره خدا نق هاتون غرهاتون و درمی یاره خدا و همه هم ثبت می شه بازمانهای مختلف .