جلسه 100 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
100
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
10
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 100 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عمل بود و نقش عمل در سازندگی ما بحثمان این بود که ما در حال حرکت و شدن به سوی عالمی هستیم که آن عالم یک سلسله مقررات ویژه و لوازمی برای حیات دارد و این لوازم ویژه مثل لوازمی که یک جنین از رحم مادر با خودش میاورد هست@ که لوازم حقیقی است یعنی باید جزء وجود انسان شده باشد و انسان آنها را دارا باشد و به آنها متصف باشد مثلاً میگوییم جنین بیناست شنواست@ کودکی که به دنیا آمده دست دارد پا دارد یعنی اینها جزء دارائیهای اوست. در آخرت فرمودند که آنچه که دارائی انسان هست باید قلب سالم باشد@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَإِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که هیچ مال و فرزندی که عمر انسان را به خودش میگیرد به کار انسان نمیاید@ مگر اینکه انسان با قلب سالم به نزد خداوند برود این قلب سالم یعنی انسان سالم حقیقت سالم دل سالم ورودی قلب نفس انسان هست با همه تعلقاتی که دارد نفس قوایی دارد که همه سرریز میشوند به قلب انسان حواس متعلقات نفس هستند@ چشم و گوش و زبان و دست و پا فکر خیال توهمات افکار عقل اینها ابزار نفس هستند که سرریز میشوند در یکجا به نام قلب انسان و قلب را شکل میدهند اگر آنچه که سرریز میشود سالم باشد قلب هم سالم است@ و اگر آنچه که سرریز میشود ناسالم باشد قلب انسان هم ناسالم هست لذا انسان باید ورودیهای قلب خودش را کنترل داشته باشد ورودیهای نفس خودش را کنترل داشته باشد تا به قلب سلیم برسد@ این کار امکان ندارد مگر اینکه انسان عمل شایسته انجام بدهد یعنی صرف خواستن کافی نیست عمل هست که قلب را دارای حقیقت و ابزار لازم برای برزخ میکند.@ با عمل خوب و تکرار عمل خوب هست که نفس انسان شکل میگیرد و شکل خوب میگیرد من یک مثال بزنم برای شما امام رضا(ع) میفرماید که خیلی این حدیث کمرشکن هست واقعاً@ میفرماید که به حضرت عبدالعظیم(ع) میفرماید به شیعیانم بگو اگر کسی یکی از شیعیان و دوستان من را اذیت بکند و یا کینهای از او به دل داشته باشد من از خدا میخواهم که او را به اشد عذاب در دنیا مبتلا بکند و در آخرت از خاسرین باشد.@ این فرمایش امام رضا (ع) هست کینه نسبت به افراد بسیار خطرناک است دل چرکینی این اگر در وجود انسان باشد یک عفونت سنگین هست که مانع سلامت قلب میشود@ یک سرطان هست از یک طرف عالم عالم تضاد هست ما با افرادی در تضاد هستیم منافع ما با افراد در تضاد هست@ خودهای ما با خود افراد نفس ما با نفس دیگران میل ما با میل دیگران علائق ما با علائق دیگران محبوبهای ما با محبوبهای دیگران در تضاد هست@ یک زن و شوهر ممکن است با هم جر و بحثی بکنند در دلشان خدای نکرده نعوذً بالله چیزی نسبت به همدیگر قرار بگیرد پدر و فرزند مادر و فرزند خواهر و برادر دوست شاگرد و استاد دو همکار دو همدرس دو فامیل ممکن است اینگونه باشند@ از یک طرف عالم، عالم تضاد هست که کینهخیز است یعنی خداوند از یک طرف این امکان را قرار داده که افراد نسبت به همدیگر ظلم بکنند و نسبت به همدیگر تجاوز بکنند و نسبت به همدیگر بدی بکنند و از یک طرف میگوید که این بدیها نباید در ذات شما بماند@ باید آنچه که از آلودگیها وارد قلب شما میشود به واسطه عملکرد دیگران شما آن را پاک بکنید اینطوری هست که انسان به مقام الهی میرسد@ انسان بدون اینکه کسی اذیتش بکند بدون اینکه کسی به او آزاری برساند بدی بکند نمیتواند به رنگ خدا در بیاید نمیتواند به مقام انسانی برسد باید به ما ظلم بشود که ما بتوانیم غفور باشیم بتوانیم عفوو باشیم@ وقتی میگوییم خدایا غفور باش استغفرالله (اِغفِرلی یا غفور یا غفار) یعنی به دل نگیر غیر از یا عفوو است وقتی میگوییم یا عفوو یعنی اگر به دل گرفتی جریمه نکن@ وقتی میگوییم یا غفور یعنی اصلاً به دل نگیر خداوند هم در قرآن میفرماید که کسی که میخواهد من غفور باشم باید خودش هم غفور باشد یعنی باید چیزی از دیگران به دل نگیرد@ عالم عالمی است که ممکن است بچه قدر پدر مادر را نداند ولی پدر مادر باید عرضه داشته باشند که در دلشان دل چرکینی نداشته باشند عروس داماد ممکن است با آدم کاری بکند و دل انسان را بشکند دوست شاگرد استاد ممکن است کاری بکند که دل انسان چرکین بشود@ اما ما همیشه آفریده شدیم برای اینکه این عفونتها را از دلهای خودمان بیرون بکنیم اینکه در روایت دارد که پدر و مادر حق ندارید به آنها بیادبی بکنید و باید احترامشان رعایت بشود@ باید اگر کاری داشتند اجازه نداری حق نداری بگذاری به زبان بیاورند باید خودت بگویی و همیشه باید جان آنها را رعایت بکنی@ (وَ اِن کانا ظالما) حتی اگر پدر مادر ظالم باشند این تمرینی هست برای غفور بودن عفوو بودن ستار بودن مهربان بودن و این امکان ندارد مگر با تکرار عمل یعنی ما باید تمرین بکنیم بعد ببینیم صحنه زندگی صحنه تمرین هست@ صحنههایی هست که پیش میاید برای عصبانیت برای دلخوری برای اختلاف برای کینه داشتن برای غمگین بودن برای ناامید شدن برای احساس پوچی برای احساس بیپناهی برای ترس@ (وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ) برای گرسنگی برای تشنگی برای ضرر مالی و برای ضرر آبرویی همه اینها یک امتحان هست همه اینها برای این هست که خداوند میخواهد ریشه ما بسنجد@ (حَتَّى نَعْلَمَ الخَبیثَ مِنکُم حَتَّى نَعْلَمَ الطَیِّبَ الخَبیث حَتَّی یَمیزَ الخَبیثَ وَ الطَیِّب) خدا میخواهد ببیند چه کسی چقدر خباثت دارد و چه کسی پاک هست@ چه کسی چقدر رشد کرده به الله نزدیک شده و چه کسی در نفس و حیوانیت باقی مانده پس زمینههای عمل زمینههای شدن هستند اگر زمینههای عمل را خداوند تبارک و تعالی پیش نیاورد برای ما@ ما به هیچ وجه موفق نخواهیم شد شما ببینید خیلی وقتها افراد از خدا میخواهند که خدایا ما را امتحان نکن در حالی که اینطوری نیست باید بگوییم امتحانی نکن که طاقت نداشته باشیم ولی بالاخره امتحان هست این سنت الهی است.@ فرصت امتحان یک فرصت مبارک هست از سوی مربی و رب به متربی و مربا اگر بگویند شما در مدارس دیدید وقتی که اعلام میکنند مثلاً دو روز دیگر امتحان هست شاگردها دلشوره دارند@ ولی اگر بگویند امتحان سه روز فاصله افتاد یک روز بیشتر فاصله افتاد خوشحالتر هستند میگویند که حالا فرصت داریم خودمان را برای این امتحان آماده بکنیم@ اگر یک مربی که میخواهد خط یاد بدهد به شاگردش فرصت بدهد که او به اندازه کافی اشتباه بکند تا یواش یواش خطش راست بشود صحیح و زیبا بشود او خوشحالتر هست@ در هر کاری که شما فرصت تمرین بیشتر دارید خوشحالترید میخواهید رانندگی یاد بگیرید اگر به شما بگویند شما ده جلسه بیشتر حق ندارید تمرین بکنید باید روز یازدهم امتحان بدهید و اگر هم قبول نشدید دیگر قبول هم نیستید@ یا باید چند وقت بعد بیایید امتحان بدهید تا اینکه بگویند نه شما فرصت امتحان زیاد دارید تا انشاءالله به روز امتحان برسیم@ فرصتهای زندگی فرصتهای امتحان هستند ازدواج با خوب یا بد پدرزن مادرزن خانواده همسر هر کس میخواهد باشد فرزند سالم یا مریض اصلاً فرزند بدهد خداوند یا ندهد فرزند دادنش ندادنش@ سالم دادنش مریض دادنش همه اینها زمینههایی هستند برای اینکه ما اسماء الهی را جذب بکنیم و به انسانیت به قدرت و به آرامش برسیم اینکه چقدر پول داری یا نداری چقدر عزت داری یا عزت نداری چه کسی با تو چطوری رفتار میکند@ قدرت را میدانند یا قدرت را نمیدانند چه کسی از شما بیشتر دارد زمینههای حسادت را خداوند فراهم میکند زمینههای رقابت را خداوند فراهم میکند@ زمینههای اینکه دیگران از ما جلو بزنند فراهم میکند زمینههای چشم و همچشمی را فراهم میکند تا آرامش دل انسان سنجیده بشود@ پس شما با این زمینهها و هیجانات هست که میتوانید تکرار بکنید ببینید که خوب چقدر میتوانید اساتید اخلاق میگویند که حالا اگر حسادت به خرج دادی@ حسودی الان این گرفتاری را داری ولی خوب فرصت داری که این حسادت را از بین ببری سعی کن با آن که حسودی دوست بشوی دعایش بکنی تشویقش بکنی@ معرفیش بکنی تبلیغش بکنی هدیه به او بدهی تا یواش یواش حسادت از دلت برود انسان وقتی که نسبت به کسی کینهای دارد کینه آمده الان هست اما ما باید تمرین بکنیم که این کینه تبدیل به آرامش و پاکی بشود به هیجان تبدیل نشود@ آتش نزند وجود ما را چون قاعده این بود که قبر ما نفس ماست یادتان نرفته قاعده را که قبر ما نفس ماست هر کس میخواهد بداند نفسش و قبرش چه شکلی هست باید ببیند الان حال و هوای روحیش چطوری هست@ اگر کسی حال و هوای بهشتی دارد قبرش هم بهشت است@ و اگر یک نفر در دلش هزاران کینه حسادت بدبینی فحاشی دعوا درگیری مشاجره خصومت ناامیدی ضعف ارتباط با الله با خانواده آسمانیش با آسمان دارد معلوم است که قبر خوبی هم ندارد@ چون قبر یعنی آنچه که ما واردش میشویم حقیقت خودمان هست همان روح ما و حقیقت ماست بنابراین باید الان این قبر را بسازیم@ هر چقدر شما الان به اصل خودتان به ریشه خودتان که خداوند تبارک و تعالی است نزدیکتر میشوید از او بیشتر لذت میبرید از او بیشتر خوشتان میاید با او بیشتر شاد هستید پس معلوم است که وقتی وارد برزخ میشوید با این خدا میتوانید شاد باشید و آرامش داشته باشید@ یک کسی که اینجا یکسره از خدا میترسد انس ندارد با او نمیتواند با او دوست باشد نمیتواند خدای او عرضه ندارد او را شاد بکند یعنی بعد از برزخ هم ندارد خدایی که بتواند او را شاد بکند آنچه که ما از خدا توقع داریم باید اینجا آن خدا برای ما ظهور بکند@ آنچه که ما از بهشت میخواهیم اینجا باید در دنیا تحقق پیدا بکند اینکه میفرماید (لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماًإِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) این است که اینجا آدم باید به سلامتی برسد@ صحنههای مختلف زندگی پیش میاید در صحنه زناشوئی در صحنه خانواده زیاد هست صحنه خانواده یکی از قویترین صحنههایی است که انسان میتواند اسم الله جذب بکند@ میتواند اسمهایی زیادی از خدا را بگیرد و شبیه خدا بشود ما نباید محیط پرخیر و برکت خانواده را اینطور مفت از دست بدهیم صحنههایی که در خانواده پیش میاید@ توقعات بجا توقعات بیجا اذیتهای فرزندان نسبت به پدر مادر اذیتهای همسران نسبت به همدیگر حضرت(ع) فرمود زنی که به غیرت مردش و به بداخلاقی مردش صبر میکند@ خیلی عجیب است این فرمایش زنی که به بداخلاقی مردش و غیرت مردش صبر میکند البته همان غیرت بیجا غیرت بجا که زن هم خودش دوست دارد چون از یک طرف غیرت مرد با حیای زن هماهنگ است@ وقتی که غیرت بجا باشد زن هم دوست دارد حیایش میطلبد که مردش غیور باشد نسبت به او بیخیال نباشد اما غیرت بیجا هست در خیلیها هست سختگیریهای بیش از حد نسبت به خانمها دارند@ راضی نیستم خانه پدرت بروی راضی نیستم خانه مادرت بروی راضی نیستم فلان هیئت بروی راضی نیستم حرم بروی راضی نیستم جلسه بروی راضی نیستم با دوستانت بگردی@ حالا دوستان صالحی دارد این زن بالاخره نیاز دارد که چند وقت یکبار حالا با دوستانش صحبتی بکنم مجالستی داشته باشد تخلیه میشود مجلس فساد و حرام که ندارند که اگر نداشته باشند حالا یک موقع هست مجلس حرام است@ میگوید من راضی نیستم یک بحث دیگر است ولی این بنده خدا زن سالم غیرت بیجا به خرج میدهد نسبت به او اینجا نرو آنجا نرو این کار را نکن آن کار را نکن@ این همان هست که علی(ع) فرمود غیرت بیجا زنهای سالم را هم خراب میکند غیرت زیادی روح و روانشان را خراب میکند حضرت میفرماید که خانمی که صبر میکند به غیرت همسرش یا بداخلاقی همسرش چند تا کار خداوند با او میکند@ یکی اینکه او را با فاطمه زهرا محشور میکند(س) این چیز کمی نیست ولی انسان باید به هر حال در معرض قرار بگیرد و دیگر اینکه ثواب هزار شهید به او میدهد@ حالا این چیز کمی هست یک زنی که بداخلاقی شوهرش را غیرت بیجای شوهرش را تحمل میکند البته مردی هم که به خاطر اذیتهایش یک همچین اجری میدهند معلوم است از خدا خودش چقدر دور است@ یعنی مردی که خدا به خاطر تحمل یک همچین مردی ثواب هزار شهید به آدم بدهد معلوم است خودش خیلی منفور خدا قرار میگیرد@ مردی که خداوند به واسطه تحملش حشر با فاطمه زهرا را به آدم بدهد معلوم است خیلی این آدم دور از خداوند تبارک و تعالی است اساساً این قاعده را به شما بگویم هر وقت به خاطر تحمل ما خدا به کسی اجر بدهد@ یعنی خودمان به همان اندازه از ما کم میشود در واقع یعنی از بهشتهای ما کم میشود داده میشود به طرف مقابل یعنی ما دور میشویم ما بدبخت میشویم. لذا پیامبر فرمود (خَیرُکُم خَیرُکُم لِاَهلِه) بهترین شما کسی است که در خانوادهاش بهترین باشد@ یعنی اگر اعلام بکنند که در خانواده در فامیل در دوستان در محل کار در اداره از همه بهتر کیست چه کسی شیرینتر است چه کسی عسلتر است در واقع خوشمزهتر است چه کسی آرامتر است چه کسی دوست داشتنیتر است چه کسی خواستنیتر است@ چه کسی خیرتر است انسان باید تلاش بکند همه او را معرفی بکنند و بهترین باشد حماقت است که انسان بیافتد به جنگ و کشمکش و تکبر و بحث و جدل و مشاجره و خصومت@ به هوای اینکه میخواهد حقی را بدست بیاورد چقدر قشنگ میگوید امام جواد(ع) که با همدیگر مواظب باشید خدای نکرده دچار خصومت نشوید@ میگوید ببینید طرفی که شما با آن دچار خصومت میشوید یا آدم خوبی است یا آدم بدی است اگر آدم خوبی باشد خداوند هیچ وقت او را تسلیم تو نخواهد کرد پس با او جنگ نکن بیخود با آدم خوب جنگ نکن@ خداوند از مؤمنین دفاع میکند خداوند از اولیاء خودش دفاع میکند با دوستان خدا و کسانی که خدا دوستشان دارد در نیافت و اگر آدم بدی باشد همین که تو میدانی آدم بدی است کافی است دیگر جنگیدن ندارد@ یعنی خصومت ندارد دشمنی ندارد همان بدیش برایش کافی هست یعنی همان بدی جزایش هست در واقع خودش جزای خودش را خواهد دید دیگر لزومی ندارد ما بخواهیم آبروی کسی را ببریم با کسی جنگ بکنیم@ با کسی درگیر بشویم انتقام بگیریم این حسهای انتقام که میاید سراغ انسان که من باید فلانی را آبرویش را ببرم فلانی را باید رسوایش بکنم@ حال فلانی را بگیرم اصطلاحاتی که به هر حال به کار میبریم بشورم بگذارمش کنار این همه حاکی از جهنهایی هست که در نفس ما بوجود میاید@ در روایت داریم هر کس هر مردی که بداخلاقی زنش را تحمل بکند خداوند تبارک و تعالی او را با ایوب(ع) محشور میکند@ اجر حضرت ایوب را به او خواهد داد زنی هم که اگر قرار است انسان تحملش بکند و به اجر برسد یک موقع هست تحمل تحمل طبیعی است اشکالی ندارد برای زن و شوهر باری که برای هم دارند به طور طبیعی خیلی هم مبارک است@ سازنده هست ولی یک موقع هست بار طبیعی نیست بداخلاقی بدزبانی ناسازگاری خردهگیری بهانهگیری گیر دادن به همدیگر است نقاط مثبت همدیگر را ندیدن و فقط نقاط منفی را دیدن و ضعفها را دیدن هست@ اگر کسی اینگونه باشد که از خداوند تبارک و تعالی خیلی دور میشود ولی یک موقع هست نه زن و شوهر با هم بار طبیعی دارند@ پدر و فرزند مادر و فرزند خواهر و برادر برادر و برادر شاگرد و استاد برای همدیگر بار طبیعی دارند بار طبیعی یعنی چی؟ یعنی وقتی که انسان دوستی را انتخاب میکند طبیعی است که در این دوستی یک همسری را انتخاب میکند@ زن به زحمت میافتد به خاطر شوهرداری بچهداری این زحمات خوب آن اجرهای عظیم را هم دارد و برای شوهر هم مانعی ندارد زن هم برای شوهر بارهایی را دارد@ شوهر هم با عشق با اخلاق برای رضای خدا این بارها را تحمل میکند اجرهایی را دارد برای هیچکدام هم عار و ننگ نیست اما اگر خدای نکرده غیر طبیعی شد خیلی بد است@ اگر غیر طبیعی بشود بنابراین خیلی باید انسان مواظب باشد که این صحنهها صحنههای آزمایش و امتحان هست که باید آنقدر تمرین بکند انسان تا اگر قرار است ما را عصبانی بکنند قرار است ما را بداخلاق بکنند@ قرار است ما را ناامید بکنند قرار است ما را حسود بکنند قرار است ما ترسیده بشویم قرار است ما احساس پوچی و ناامنی بکنیم این کارها را نکنیم@ خداوند تبارک و تعالی صحنههایی را ایجاد میکند تا ببیند تو میتوانی به آن تکیه بکنی یا نه اهل بیت صحنههایی بوجود میاید برای ما میتوانیم ما از اهل بیت کمک بگیریم یا نه با عشق آنها آرام باشیم یا نه@ صحنههای شهوتانگیزی ایجاد میشود که انسان آیا میتواند به خاطر الله از این صحنهها از این شهوات بگذرد یا نه دائماً برای همه حالات و همه اسماء یکسره در آزمایش و امتحان هستیم.@ پس ما بوسیله عمل و تکرار و تمرین میتوانیم این بشویم این را یادمان نرود که در صحنه زندگی همه اینها یک آزمایش هست و خارج از خانه همینطور است خانه همینطور است@ اساساً ما همینطور که جنین در رحم مادر در هیچ حالی از حرکت به سمت دنیا متوقف نمیشود چه خوب چه بد چه حرکت سالم چه حرکت غیر سالم ما هم در رحم دنیا دائماً در حال شدن هستیم@ ببینید چقدر زیبا میفرماید امیرالمؤمنین(ع) (اِنَّکُم اِلَی الآخِرَۀ صائِرون وَ عَلَی الله مُعرَضون) شما دائماً در حال صیرورت با صاد هست میفرماید صائره با صاد شما دائماً در حالی صیرورت به سوی آخرت هستید و بر خداوند عرضه خواهید شد.@ پس یکسره ما داریم چکشکاری میشویم یکسره داریم تراشیده میشویم با این صحنههای مختلفی که در زندگی پیش میاید صحنههای خوب صحنههای بد اشتباهاتمان میتواند به نفعمان تمام بشود@ اعمال خوبمان میتواند به ضررمان تمام بشود در نقطه مقابل گاهی اوقات اشتباهات میتواند ضرر باشد برای انسان اعمال خوب نفع باشد@ یعنی یکسره انسان در حال چرخش هست گاهی اوقات یک کشتیگیر حمله میکند وزنش را میاندازد روی دشمن و حریفش را به زمین میزند از وزن خودش کمک میگیرد برای اینکه حریف را به زمین بزند@ دیدید کشتیگیرها وقتی کشتی میگیرند یک جاهایی نیاز هست خودشان را بیاندازند روی طرف مقابل زور بزنند به یک سمت گاهی وقتها همین کشتیگیر همین فشار وزنش باعث میشود خودش شکست بخورد@ چون حریف جا خالی میدهد و بدل میزند گاهی وقتها انسان به گناه دعوت میشود به کار زشت مقاومت میکند و اجر میگیرد و بالا میرود و قدرت پیدا میکند گاهی وقتها کار خیر میکند ما این کار خیر به ضررش هست@ یعنی نماز میخواند و مغرور میشود کارهای خیر انجام میدهد و خودبین و خودشیفته میشود و شیطان از سمت راست حمله سمت راست که یادتان هست که گفتیم@ شیطان از نقاط قوت افراد افراد را خیلی وقتها به جهنم میبرد از خوبیهای افراد افراد را به جهنم میبرد گاهی وقتها یک کسی طلبه نشود برایش خیلی بهتر است@ کاشکی طلبه نمیشد گاهی وقتها کسی پزشک نشود گاهی وقتها کسی مهندس نشود گاهی وقتها یک کسی پولدار نشود گاهی وقتها یک کسی خیر نشود برایش بهتر است گاهی وقتها انسانی که خیر میشود یواش یواش از اهل بیت توقع پیدا میکند@ از خداوند توقع پیدا میکند نمیداند که این خیر بودنش لطف خدا بوده ولی میگوید خدایا من این همه سال خیرات کردم از تو این توقعات را داشتم که تو مثلاً حالا فرض بفرمایید من سرطان گرفتم یا بچه من مریض شد آمدم حرم دعا کردم شفا بدهی@ من سالها به حرم و شیعیان کمک کردم حالا توقع داشتم حالا که آمدم در حرم برایم خلاصه یک تحویل بازار ویژهای باشد خلاصه دعای من همینطوری تا دعا کردم به اجابت برسد گاهی وقتها این توقعات کار را خراب میکند@ خود شیطان هم همینطور شد خود شیطان هم آنچه که به سرش آمد از جانب راست بود یعنی به خاطر عبادتها در مقابل خداوند تبارک و تعالی ایستاد@ بنابراین قرآن کریم میفرماید که (وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً) ما شما را هم با خیر و هم با شر آزمایش میکنیم یعنی هم به شما نعمت میدهیم هم به شما خوبی میدهیم و هم شر میدهیم به شما انسان باید در هر دو طرف مواظب تعادل باشد@ که اگر شر آمد به سراغش ناامید نشود نترسد رابطهاش را با خدا خراب نکند اگر گناهی کرد باعث نشود که از خدا وحشت برش دارد@ چون گناه ممکن است به هر حال برای مؤمن هم ممکن است گناهی فحشایی پیش بیاید بالاخره انسان با توبه میتواند جبران بکند هر چه باشد تا در دنیا هستیم فرصت هست نباید شیطان یک موقعی بگوید که تو آلودهای و نمیتوانی با خدا دوست باشی@ تو آلودهای و نمیتوانی با اهل بیت دوست باشی تو گناه کردی و لایق این درگاه نیستی این خیلی خطرناک است از طرفی هم اگر کار خیر کرد لوس نشود عُجب نگیردش پرتوقع نباشد@ تعادل داشته باشد از کسی تشکر نخواهد توقعی از کسی یا از بنده خدا و از خود خدا هم نداشته باشد خدا رحمت کند میرزا را فرمود توقع حتی از خود خدا هم بد است.@ انسان یک کار خیری انجام بدهد یا کارهای خوب انجام بدهد یواش یواش از خداوند تبارک و تعالی متوقع بشود آنچه که ما به دنبالش هستیم و باید به دنبالش باشیم@ این هست که ما شبیه الله بشویم متصف به صفات الهی باشیم متخلق به اخلاق الهی باشیم حالا دیگران میخواهند بفهمند میخواهند نفهمند میخواهند قدر بدانند میخواهند قدر ندانند میخواهند تشکر بکنند میخواهند تشکر نکنند@ آن که ما به دنبالش هستیم شدن هست رسیدن به قدرت رسیدن به سنخیت با حق تعالی و شباهت به حق تعالی. دو روایت هم بخوانیم از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) (اَلمَرءُ لا یَذهَبُهُ اِلَی العَمَل)@ خیلی این مصاحبت مصاحبت یعنی عینی شدن حقیقت شدن هست میفرماید که انسان را هیچ چیز همراهی نمیکند مگر عمل یعنی عمل انسان هست که شبیه انسان میشود@ شما الان هنر خطاطی نوشتن سواد کجای بدن شماست کجای وجود شماست کسی الان میتواند بگوید من مثلاً سواد خواندن نوشتن قرآن خواندن کجای وجود من است؟@ جای ندارد اصلاً در وجود شما عین شماست با شما یکی شده در اثر چی با شما یکی شده همراه شده با شما بله تکرار تمرین با تکرار و تمرین انسان یک صفت عین خود او خواهد شد@ همان بحث اتحاد عمل و عامل و معمول عقل و عاقل و معقول که بزرگان ما در موردش بسیار سخن گفتن انسان با او یکی میشود با عمل خودش یکی میشود لذا کسی که خوشطینت است خوشاخلاق است خوشبین است@ کینهای نیست حسود نیست بدبین نیست امیدوار است شاد است آرامش دارد معنویت دارد میتواند به آسمان برود یک کسی که تا اسم سیدالشهداء میاید گریه میکند@ وجود سیدالشهداء با او یکی شده اینکه امام حسین یکی میشود در روایت داریم جوانی که گریه میکند برای امام حسین انسانی که گریه میکند برای امام حسین خدا با او مخلوط میشود (یُخالِطُهُ الله) یعنی چی؟@ ما مخلوط شکر و آبی که نداریم اگر کسی عشق امام حسین در وجودش باشد گریه کند برای امام حسین عزاداری بکند برای امام حسین خدا با او یکی بشود با خدا اتحاد برقرار میکند@ یعنی این این اصلاً هیچ جا هم شما همیچین چیزی ندارید بزرگترین سازندگیها قویترین سازندگیها در مجالس امام حسین اتفاق میافتد شما وقتی به عشق به مجلس امام حسین میروی@ بخصوص اگر این معرفت قدرتمندی هم پشتش باشد میبینید که انسان به الله میرسد بیشترین شهدا یعنی ما نداریم فکر نمیکنم شهیدی را ما پیدا بکنیم که به ندرت شاید باشند که امام حسین را ندیده باشند@ با امام حسین آشنا نشده باشند در جامعه شیعی از مجلس امام حسین و عشق به امام حسین آن شهدا تا (عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) رسیدند یک جوانی که قرآن میخواهند قرآن با او مخلوط میشود@ در روایت داریم خود قرآن و کلام الهی با وجودش عجین میشود این یعنی همین یعنی انسان اهل قرآن میشود بچههایی که انس میگیرند با قرآن بچههایی که انس میگیرند با روحانیت@ بچههایی که انس میگیرند با حرم بچههایی که انس میگیرند با حسینیهها و مساجد انسان با آنها یکی میشود البته این شرط جوانی هم ندارد@ یک کسی چهل سالگی شروع میکند انس میگیرد با مکانهای بهشتی زمانهای بهشتی رحمهای بهشتی در بحث حدیث عنوان بصری در بحث استفاده از عمر آنجا توضیح دادیم که ما یک رحم زمانی داریم از زمانها انسان باید استفاده بکند@ یک رحم مکانی داریم در آن رحم انسان خودش را قرار میدهد رحم استاد داریم انسان با یک استاد مخلوط میشود وجودش تا بعد جان میگیرد و قدرتمند میشود@ بنابراین انسان وقتی که با شعائر الهی انس میگیرد (وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ) با شعائر الهی انس میگیرد شعائر الهی جزء وجودش میشود برای علامتهای الهی احترام قائل است@ یک پرچم میبیند یک لباس روحانیت میبینید یک حرم میبیند یک حسینیه میبیند یک گنبد میبیند یک قرآن میبیند مظاهر الهی را وقتی میبیند حرمت نگه میدارد احترام میگذارد در قلبش بالاخره چیزی هست@ به هر میزانی که این حرمت بیشتر میشود عملکرد بیشتر میشود خدمت بیشتر میشود خوب خدا هم با وجود انسان اتحاد بیشتری برقرار میکند@ انسان مخلوط میشود با خداوند با عشق الهی مخلوط میشود پس عمل ما را شبیه میکند عمل به ما قدرت میدهد عمل به ما صیرورت میدهد ما باید با عمل با تکرار پس نگوییم خدایا چرا حالا زندگی اینطوری هست@ هر کسی هم سر راهش یک چیزی قرار میگیرد و توقع نداشته باشید اگر قرار است ما اسم بگیریم از چیزهایی باشد که خوشمان بیاید خداوند همیشه اسمها وقتی میخواهد بدهد مثل امتحانهاست@ دیگر انسان آن چیزی که امتحان دارد بدش میاید از آن چیزی که قرار است امتحان بدهد خوشش نمیاید خدا سر راه ما بسته به این که ما چه کسی هستیم و چه چیزی هستیم@ صحنههایی را ایجاد میکند که ما همان صحنهها را باید امتحان بدهیم همانها را باید میگوییم خدایا حالا چرا این را سر راه ما گذاشتی بالاخره ضعف تو از اینجاست مربی میداند متربی خودش کجاها ضعف دارد@ میداند کجاها مشکل دارد میداند باید چه اسمهایی را بگیرد سر راه ما آنها را قرار میدهد تا به این مصاحبت و قدرت الحمدلله انشاءالله برسیم@ باز وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) فرمود (اَلقَرینُ الناصِِح هُوَ العَمَلُ الصالِح) قرین خیرخواه انسان یعنی او که بهترین رفیق هست که خیر انسان را میخواهد برای انسان خیر دارد عمل صالح هست ما باید عاشق قشنگی باشیم باید عاشق زیبایی باشیم@ بیایید با دوستی دوست باشیم چقدر زیبا فرمود مرحوم فیض بیایید با دوستی دوست باشیم انسان عاشق دوستی باشد عاشق مهربانی باشد عاشق خدایی بودن اخلاق خدایی باشد@ از این لذت ببرد نه اینکه خوب بودن برایش سخت باشد آدم متنفر بشود از جدل از خصومت از دشمنی از حسادت از تکبر بدش بیاید@ که وقتی یک حس اینطوری در وجودش پیش آمد خودش باید احساس بکند که من چقدر کثیف شدم اینطوری شدم چه نجاستی بود@ امروز من نسبت به فلان کس تکبر کردم نسبت به فلان کس بزرگی کردم چه آلودگی بود امروز نصیب من شد انسان وقتی که عاشق اخلاقی الهی میشود از آن لذت میبرد کار برایش سادهتر هست@ عرض کردم در حرکت به سمت الله انسان به جای اینکه با فکر حرکت بکند هی بخواهد دو دوتا چهارتا بکند با دلش حرکت بکند زود میرسد با قلبش حرکت بکند زود میرسد خیلی زود میرسد@ انسان دیگر حتی اگر زمینه عمل هم که پیش نیاید او میشود گاهی وقتها انسان وقتی که عاشق میشود بدون عمل تبدیل میشود دیگر زمینه حتی عمل هم ممکن است برایش هیچ وقت پیش نیاید بخواهد درگیریهای زیاد عملی داشته باشد@ این اصلاً چون عشق در وجودش سرازیر هست اصلاً خودش خوبیها را دوست دارد شما گاهی وقتها میبینید بعضی از افراد خودبهخود آدمهای قشنگ و بزرگواری هستند@ آدمهای خوبی هستند آدمهای شیرینی هستند مثلاً دارد میگوییم بچه الان به دنیا آمده چه خصوصیتهایی دارد داشته گرفته اینها را یا به او دادند یا از پدر مادر گرفته بالاخره دارد@ گاهی اوقات انسان اینگونه هست که با محبت با عشق زود میرسد و زود میگیرد عشق به اخلاق الهی فوقالعاده سازنده هست محبت به الله محبت به اخلاق الهی@ یک کسی میگوید من حسودم ولی نمیتوان غلبه بکنم به این هر کاری میکنم تحریک میشوم این به خاطر این هست که این هنوز به تنفر از حسادت نرسیده میگوید من غیبت را نمیتوانم کنار بگذارم@ برای اینکه از آن لذت میبریم ما ولی اگر کسی متوجه باشد که این چه آلودگی و باطن کثیفی دارد اساساً خودش نمیرود به این سمت باطنش را انسان باید به آن توجه بکند@ لذا میفرماید آن دوست خوب تو آن قرین ناصح تو عمل صالح هست انسان از عمل صالح لذت ببرد و خوشش بیاید از نماز لذت ببرد از حرم لذت ببرد از صدقه دادن لذت ببرد از انفاق لذت ببرد خوشش بیاید که اینطوری باشد@ خوشش بیاید برایش صحنههایی ایجاد بشود ببینید این جمله را هم بگویم تمام است خستهتان نکنم امام صادق(ع) فرمودند که من اگر دشمن هم از من چیزی بخواهد عجله میکنم تا به او بدهم@ مبادا این فرصت از دست من برود. حالا این را نگاه کنید که امام صادق(ع) چقدر میخواهد حرکتش به سمت خدا سریعتر بیشتر باشد سنخیتش با خدا بیشتر باشد@ میفرماید من اگر دشمنم هم از من چیزی بخواهد زود اقدام میکنم عجله میکنم که مبادا از کس دیگری غیر از من بگیرد و این فرصت از دست من برود این را شما بگذارید کنار@ کسی که میگوید فلانی احتیاج به من دارد آن موقع من با او کار داشتم کار من را راه نیانداخت به من احترام نگذاشت به من سلام نکرد من را دعوت نکرد من هم این کار را میکنم متقابلاً خیلی تفاوت هست@ این که حضرت میفرماید (سِل مَن قَطَعَک) با کسی که قهر کرده تو آشتی کن. تو برو سراغ کسی که قهر کرده تا اینکه انسان بگوید او با من قهر کرده من هم با او قهرم مقابل به مثل ما مثلمان مقابلمان فقط خداست@ این را یادمان نرود ما قرار نیست با کسی خودمان را مقایسه بکنیم ما چشم و همچشمی با کسی نداریم ما با بندگان خدا اصلاً جنگی نداریم همه بندگان خدا حریفهای تمرینی ما هستند@ سر راه ما قرار گرفتند تا اوج بدهند به ما ما چکار بکنیم با بندگان خدا چرا باید با بندگان خدا درگیر بشویم چرا باید با هم خوب نباشیم@ خوب در این راه آن سیدی مهرورزی را عزیزان حتماً کار بکنند و آن شعر زیبایی را که ما شرحش کردیم از مرحوم فیض خیلی زیبا هست آن اشعار مرحوم فیض آنها هم خیلی میتواند برای ما کمک کننده باشد که انشاءالله حالا بقیه بحث بحول و قوه الهی اگر عمری بود برای جلسه آینده.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@