دعای ششم یکی از دعاهای شورانگیز است. برای اینکه اوج خوبی بگیریم. ابتدا شرح آیت الله ممدوحی را می خوانم. بعد شرح فقرات را می خوانیم. ابتدا به خلق آسمان و زمین اشاره می کنند. شب و روز آثار اینها متاسفانه چون ما دچار حجاب عادت هستیم هم از دین خدا کور می شویم هم از دین آیات جلوه های فوق العاده زیبای خداوند.
قبل از اینکه شرح دهیم. شرح استاد را می خوانم. امام در این دعا قدرت خداوند در شب و روز بیان کرده است. برای شب و روز مقدراتی قرار داده است. خداوند بر کنار خلقت نیست. که در کناری نشسته باشد. و هیچ ارتباطی با کار خانه ندارد. آفرینش عالم فیض مدام است.
ارتباط دائم حق تعالی با نظام خلقت و مشغول بودن خداوند تبارک و تعالی به خلق خودش که دائماً با این خلق در ارتباط است. و انتساب به دو اسم قوی و قادر الحمدلله الذی خلق لیل و نهار به قوه. اسم شریف قوی و تفکیک کرده اینها را به قدرت خویش. بعد در باره ی کیفیت شب و روز و نحوه ی حرکات شب و روز که دو آیه بسیار مهم هستند. بحث می کنند که همه موجودات همین گونه هستند.
بشر از آن وقتی که در غرب علم و دانشش اوج گرفت. گفت ما همه چیز را می دانیم و نیازی به دین نداریم. آنها مذهب را افیون ملتها می دانستند. و سکولاریسم که آمد جدایی دین از سیاست. منظور از دین مسیحیت بود و آن دینی که مسیحی ها ساخته بودند آن هم به آن وحشتناکی و تحمیل به مردم می کردند. آن دین عکس العمل طبیعی اش این برخورد بود. بر مردم بسیار سخت گرفتند و جنایات زیادی را به اسم کلیسا و دین سر مردم آوردند.
و مردم از دین زده شدند. در رُنسانس علمی هم که افنجار علمی اتفاق افتاد کلیسا تا حدود زیادی مقاومت کرد. در مقابل رشد علم و چه بلایی سر گالیله آوردند. وقتی این اتفاق افتاد مردم چنان شگفت زده شدند (از رشد علم) و بیزاری از دین. این رشد شروع شد مردم از دین خیلی فاصله گرفتند. بعدها اساساً کلاً مسائل دینی را کنار گذاشتند. آن افکار از طریق استعمار به کشور های اسلامی هم وارد شد.
ولی در حوزه های علمی و شیعه این گونه نبود. در این حوزه از زمان امام علی (ع) ایشان مطالب علمی دارند. و چقدر تاثیر گذار در کشفیات هستند. امام صادق (ع) دانشکده ی با چهار هزار دانشجو در تمام علوم در فیزیک و شیمی در گیاه شناسی جانور شناسی در نجوم پزشکی شاگرد تربیت می کنند. بعد از امام در حوزه های علمیه علما ارتباط زیادی با علوم داشتند.
خواجه نصیر طوسی را نگاه کنید. خیلی قبل از داوینچی بال می سازد و پرواز می کند. خیام و ابن سینا را نگاه کنید. با فاصله ی هزار سال از ما و دیگران. در حوزه های علوم دینی با علوم تجربی با هم بودند و کار می کردند. با هم کار می کردند. این چند صد سال اخیر تحت تاثیر استعمار یواش یواش حوزههای علمیه اختصاص پیدا کرد به مباحث دینی و فقهی و اخلاقی عرفانی تفسیر. و رشته رشته شده. و علوم تجربی از حوزه ها کنده شده. و انحراف زیادی پیدا کرد.
الحمدلله بعد از انقلاب دوباره به هم نزدیک می شوند. هم علوم دینی در دانشگاه یواش یواش در رشته های تجربی الان دارد شروع می شود مثلنجوم روان شناسی و علوم دیگر و با همدیگر تعامل می کنند تا وضعیت علم مشخص شود. دکارت جمله زیبایی دارد می گوید: خدایی که قرآن را فرستاده برای ما و پیامبران را فرستاده همان خدای فیزیک است همان خدای نجوم و شیمی است. همان کسی است که اتمها و الکترونها را خلق کرده ستاره ها را خلق کرده همان مدبر و قادر قرآن را هم برای ما فرستاده.
بنابراین بین علوم دینی و مسائل معنوی هیچ نوع تضادی وجود ندارد. نباید اینها را از هم جدا کرد. هر چقدر انسان معنوی تر می شود. به معنای حقیقی به سمت علوم تجربی کششهای بیشتری پیدا می کند. به سمت مطالعات تجربی گرایش پیدا می کند. چرا؟
چون وقتی معنویات زیاد می شود در واقع عاشق خدا می شوی. یک معشوق جدید پیدا می کنی به نام حق تعالی و بعد در تمام طبیعت جلوه های معشوق را می بیند لذت می برد. از ماه و خورشید و طبیعت و .... مثل یک نفر یک کسی را دوست دارد یادگاری هایش را نگاه می دارد. از آثار معشوق خوشش می آید وقتی عاشق خدا شدی عاشق گل و سبزه و گیاه و ماه و خورشید و مردم می شوی چون همه اینها تجلی خداوند هستند.
بنابراین وقتی انسان جلوه های خدا را در عالم میکروسکوپی تلسکوپی می بیند در هر دو عالم همه اش عاشق این جلوه ها می شود. چقدر پزشک هستند که می گویند در هنگام تشریح حال مان بد می شود و سر کلاس گریه می کنیم که این همه شگفتی می بینم. بر اثر فشار استعمار این دو علم تجربی و معنوی از هم جدا شدند. هر دو هم آسیب دیده اند. بطوری که بشر عاری از معنویت علوم تجربی را در گسترش حیوانیت وسیله ای برای غفلت برای فرار از خدا و معصیت قرار داد. وقتی کار تجربی می کنید.
یک اتم الکترون را مطالعه می کنید. یک سلول و فرمول کشف می شود. در نظام خلقت چه اتفاقی موجود می کنید یک موجود را مطالعه می کنید. در واقع دارید چهره ی خدا را می شناسید جلوه ی خدا را می شناسید. بنابراین در مطالعات علمی یک جلوه از جلوه های خدا را می شناسد. در مثلثات در هندسه و جبر و ستاره ها رشته های مختلف بشر دائماً دارد خدا را می بیند.
این علوم نشانه ای از نشانه های خداوند است. سالها و قرنها طول می کشد. تا بشر بتواند به معنای حقیقی یک اطلاعات درست از طبیعت را شناسایی کند دعاهایی و روایت ها فرق دارند. در روایت معصوم به اندازه عقل و شعور مردم حرف می زند. در همه ی موضوعات ممکن است حرف بزند. در باره ی طهارت، وضو، روزه، جهاد و تجارت حرف بزند. اما وقتی دعا است. معصوم نماینده خداست با خود خدا روبرو شده با او حرف می زند در روایت معصوم خودش را باید پایین بکشد معصوم ولی در دعا خودش را بالا می کشد. برای همین به صحیفه سجادیه می گوییم قرآن ساعد. یعنی قرآنی که اوج گرفته بالا می رود.
معصوم در ارتباط با خداوند همه وجودش را متوجه می کند. و با تمام وجود خودش با همه دانشش و عشقش حرف می زند ولی با ارتباط با مردم این گونه نیست یک جلوه ی خواص دارد. بستگی به کشش طرف دارد. همان قدر که طرف توانایی فهم دارد با او حرف می زند. برخلاف اینکه می گویند نهج البلاغه خواهر قرآن هست این گونه نیست.
قدرت صحیفه ی سجادیه خیلی بالاتر است. معارفی که در صحیفه است اوجش از نهج البلاغه بالاتر است. معصوم با همه توان در مقابل خدا روبرو بوده. (در صحیفه). در علوم رسمی با یک سری از مصنوعات روبرو هستیم. می گوییم این طوری ساخته شده واین رابطه بین اشیاء برقرار هست. اما در دعا این گونه نیست.
در دعا قوانین گفته می شود. مثل (یولج اللیل و النهار) علوم تجربی خیلی بچه است تا بفهمم این دعا تعبیرش یعنی چی؟ و انگشت حیرت انسان می گزد. فرو کردن روز در شب و فرو رفتن شب در روز این به چه معناست. معصوم قوانین را می گوید. ولی تمام قوانین را متصل به سازنده می داند. (خداوند). مثلاً می گوییم آب در صد درجه جوش می آید. آیا خدا نمی تواند آب را در جا جوش بیاورد چرا می تواند او نیاز به اسباب و علل ندارد.
مثل معجزات الهی در قرآن است با گاو می زند به مرده مرده زنده می شود و.... برای خدا این چیزها نیست. خدا در دعا محدود نمی کنی. اگر شب آثاری دارد آب آثاری دارد همه مربوط به خداوند تبارک و تعالی هست. بخواهد اثر آب را بگیرد می گیرد. مثلاً بیماری هر چی آب می خورد بیمار عطش دارد و سیر آب نمی شود. اثر این سیری را چه کسی می دهد؟ خداوند متعال.
خدا این تاثیر را به او داده. ممکن است به جای این که ما دارو نخوریم و خوب شویم. با ذکر خدا آن تاثیری که در دارو گذاشته در ذکر هم قرار داده مثل شهید اندرزگو بنزین تمام کردند و صلوات فرستادن تا به مشهد رسیدند. این طور نیست که ماشین فقط با بنزین کار کند با صلوات هم کار می کند. در جبهه صدها بار اینها را دیدیم. که صلوات اسم معصوم کار اسباب و علل را انجام داده.
همه علوم موضوع مربوط به آن رشته توضیح می دهد. و انتصاب به خدا را کار ندارند. ولی در بین همه علوم فقط یک علم است. که موجودات و اشیا را در ارتباط و انتصابش با خداوند بررسی می کنند. فقط عرفان نظری است. که این گونه بررسی می کند. که هر موجودی دارای وجوهی خواص بوده و رابطه ی آن با وجه خواص با خدای متعال مرتبط است.
هر جا رو کنی وجه خداست. به هر چیز نگاه کنی به وجه خداوند تبارک و تعالی نگاه کردی. دکارت طی نامه ای به دوستش می نویسد: حقایق ریاضی که شما آنرا ازلی و ابدی می خوانی جملگی را خداوند مقرر کرده. آنها مانند تمام قوانین دیگر تابع خداوند هستند.
و قبول اینکه قوانین تابع خدا نیست مثل این است که خداوند بزرگ را همانند خدایان یونان تابع قضا و قدر سابق بدانیم. خواهش می کنیم بیم نداشته باشید از اینکه همه جا بگویید و منتشر کنید. که خداوند همان امپراطوری است. که قوانین را در مملکت برقرار می سازد. و مملکت با آن قوانین مدیریت می کند.
تمام قوانین طبیعی و ریاضی را نیز او در این عالم برقرار کرده و اگر به شما بگویند آیا خدا می تواند قوانین خود را همانند حکمرانان قرار دهد. در جواب بگویید آری چنین است. اگراراده ی خداوند تغییر کند او نیز تغییر می کند.
خداوند هر کاری بخواهد می تواند بکند او می گوید خدا را محدود نکن. خداوند قادر آنچه ما می فهمیم انجام دهد و نمی توانیم بگوییم آنچه را ما نمی فهمیم او نمی تواند انجام دهد. این نکته مهم دکار می گوید: هزاران نفر بودند توسط ائمه شفا گرفتند. حتی امام خمینی چقدر مردم را شفا داده. خدا هر کاری دل بخواهد می کند.
و این گستاخی بزرگی است که ما دامنه ی تخیل خود را به اندازه ی وسعت قلمرو الهی بدانیم.
والحمدلله رب العالمین.