جلسه 136 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
136
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
8
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 136 - شرح صحیفه سجادیه

فراز چهارم از دعای پنجم: اللّهم فصلّ علی محمد و اله و کِد لَنا و لا تکد علینا و امکُر لنا و لا تمکُر بِنا و اَدِل لنا و لا تُدل منّا. اللّهم صل علی محمد و آله و قنا منک، و احفظنا بک، و اهدنا الیک، و لا تباعدنا عنک، انّ من تقه یسلم، و من تهده یعلم، و من تقرّبه الیک نعنم.

خدایا بر پیامبر و آلش درود بفرست، و به سود ما تدبیر فرما نه به زیان ما و مکر خود را نه برای ما بلکه با دشمنان ما قرار بده و ما را پیروز گردان و آنان را بر ما پیروز نگردان. و بر محمد و آلش درود فرست و ما را از خشم خود نگهدار و ما را محفوظ بدار و به سوی خود راهنمایی کن و از خود دور نگردان که هر کس را تو حافظ هستی به سلامت باشد و هر که را هدایت کنی آگاه است و هر که را که به خود نزدیک فرمایی، غنیمت و قوام می رسد.

خوب این دعا فراز چهارم از موارد شیرین و زیبایی دارد و چقدر لذت بخش است که انسان این قدر با خداوند نزدیک و صمیمی است که او را به یاری می طلبد. در همه ی کارهای خودش آن قدر بی پرده و نزدیک که در مورد همه ی مسائل زندگی خودش با خدای خودش حرف می زند. یک موحد حقیقی، قدرت بی نهایت الهی را در کنار خود می بیند و این قدر راحت و مطمئن و آرام با خدای خودش راز و نیاز می کند.

ما اگر به ادعیه اهل بیت نگاه کنیم می بینیم که آنها چیز هایی را می خواهند که ما معمولاً آن چیز ها را از خداوند نمی خواهیم و این جا فرق یک انسان عارف با انسان که حق تعالی را نشناخته است معلوم می شود. هر چقدر قرب انسان به خدا بیشتر شده و هر چه معرفت انسان بیشتر باشد تضرع و تذلل و دعای انسان هم بیشتر می شود. هر چه انسان بیشتر به این نتیجه رسیده که کسی در این عالم نیست جز خداوند.

لاحول و لا قوته الا بالله هر چه بیشتر به این رسیده که لا موثر فی الوجود الا الله این شخص دعاهایش هم بیشتر شده و خلوت هایش بیشتر شده، تذلل و خواری او بیشتر شده است. آدم هایی که توحیدشان ضعیف است و دچار شرک هستند و خودشان و توان خودشان را می بینند. دلخوش به اسباب و علل مادی هستند. این ها کمتر دعا می کنند کمتر دست به دعا می برند و درخواست می کنند. اگر هم دست به دعا ببرند و درخواست کنند، دعای هایشان را در قالب های ادعیه رسمی و در مراسم جمعی انجام می دهند اما آنهایی که معرفت شان بیشتر است، گاه و بی گاه دستشان بالاست. ایستاده و نشسته و خوابیده، در تمام حالات تا به مسئله ای برخورد می کنند، چون غیر از خدا کسی را ندارند و کسی را نمی بینند به دعا دستهایشان بلند می شود.

همان طور که قرآن می فرماید: قل ما یسو بکم ربّی لولا دعاءکم بگو اگر دعا های شما نباشد پروردگار هم هیچ توجهی به شما نمی کند. لذا محبوب ترین انسان ها نزد خدا و عارف ترین انسانها نسبت به خداوند تبارک و تعالی کسانی هستند که درخواست شان از خداوند بیشتر است و زیاد دعا می کنند. نگاه کنید طریقه ی دعایی که امام سجاد علیه السلام کرده اند. چیز هایی که خواسته اند. اما ما معمولاً این طور با خدا حرف نمی زنیم. و خودمان را محروم می کنیم و از دریای عنایت بی پایان حق تعالی بهره نمی بریم.

اما ما بسیاری از چیز هایی را که آنان در ادعیه خواسته اند واگذار کرده ایم و به خودمان گفته ایم، این ها چیز هایی نیستند که از خدا بخواهیم، اما ائمه معصومین سلام الله علیه آن طور نیستند. اما همان طور که حق تعالی به حضرت موسی علیه السلام فرمود: « علف گوسفند و شتر و نمک غذایت را نیز از من بخواه» آنها نیز می دانند که چگونه دعا کنند. دقت بفرمایید که چقدر زیباست وقتی که می فرمایند:

« صلوات بفرستید که صلوات رمز اجابت است» اللهم فصلّ علی محمد و آله و کِد لَنا. خدایا به نفع ما کید کن. یکی از اسم های خداوند تبارک و تعالی که به آن می رسیم این است که خداوند « ماکر» است و کید دارد. استاد حفظه الله این طور ترجمه فرمودند که: خداوند تبارک و تعالی می فرمایند: خدایا تکبر فرما به سود ما. این انتصاب به خداوند تبارک و تعالی دارد.

در قرآن هم آمده که ما کید داریم و مکر داریم. و اتفاقاً فرمود: والله خیر الماکرین خداوند بهترین مکر کننده هاست یکی از چیز هایی که خوب است دل نسبت به آن قضیه اطمینان پیدا کند و شک نکند، این است که با خدا نمی شود مکر کرد. وقتی انسان با خداوند تبارک و تعالی درگیر می شود و مکر و کید و استهزاء بکند، در واقع علیه خودش کید و مکر کرده است. و خودش را مورد تمسخر قرار داده است. امکان ندارد کسی بتواند، خداوند دورویی و دورنگی داشته باشد.

اگر دورنگی و دورویی داشته باشد به ضرر خودش تمام می شود. به محض اینکه انسان تصمیم می گیرد که ریاکاری کند و سالوس و فریبکاری کند و نعوذ بالله به خیال خود بخواهد بر سر خدا کلاه بگذارد. الله تستهزءُ بهم خداوند مسخره شان می کند. با خدا نمی شود طرف شد. بنابراین یک راه بیشتر وجود ندارد و آن صداقت و صدق و لذت است. اگر بخواهد سر خدا کلاه بگذارد یک جا هایی گیر می افتد.

یک جایی با خدا مکر می کنید و قول و قرار می گذارید و این مکر را هم می زنید، عهد می کنید و عهد را خراب می کنید و یک جایی بدتر گیر می افتد. لایمکن الفرار من حکومتک کسی که علیه خداوند مکر کند و کید به خرج دهد و به محض اینکه با خدا درگیر شود، در واقع با حقیقت خودش درگیر شده است. لذا این نباید سراغ انسان بیاید که او می تواند با خدا یا بندگان خدا حقه بازی کند چون خودش گیر می افتد.

لذا یک راه دارد. اگر با خدا و بندگان خدا بی صداقتی کرده است، باید استغفار کند و با ذلت و خواری بگوید، خدایا مرا ببخش این بندگانی که من در حق آنها ظلم های مختلف کردم تو به فضل خود آنها را از من راضی کن. و جنایت خودش را نپوشاند و کار های خودش را توجیه نکند.

چون خداوند انسان را رسوا می کند. چون امام سجاد علیه السلام از خداوند شناخت دارد و می داند نمی شود با قدرت مطلق در افتاد ببینید چگونه می فرماید: خداوندا کِد لنا، به نفع ما کید کن. این مسئله به خصوص در مسائل اجتماعی فوق العاده مهم است. اگر انسان بداند یک قدرت بی پایان است و می تواند به نفع انسان کید کند و از این قدرت بی پایان است که می تواند به نفع انسان مکر کند و از این قدرت بی پایان در زندگی فردی خودش و زندگی اجتماعی و سیاسی باید استفاده کند. در یک نظام جمهوری اسلام که محاصره است از زمان تشکیل تا الان قدرت های دنیا علیه او دادند توطئه می کنند ما به مکر و کید الهی نیاز داریم. و آنچه که مکر الهی را به نفع ما جذب می کند اخلاص مردم، اولیاء الهی و اهل معنویت و روحانیت است.

ما در طول انقلاب چه صحنه های بسیار وحشت ناکی داشتیم چه توطئه هایی دشمن علیه ما انجام داده و خداوند آن مکر را به خودشان برگردانده است. در ماجرای طبس چه توطئه هایی داشتند و خدا چگونه رسوای شان کرد. در ماجرای لانه ی جاسوسی چقدر رسوا شدند، در جنگ تحمیلی صحنه به صحنه این همین طور بود. در جریان کودتای وحشت ناکی که می خواستند بکنند به قول امام، خداوند سگی را مامور می کند که دنبال پاسدار ها بگذارد و آنها از ترس به زیر زمینی بروند و آنجا همه اسناد و مدارک جنابت ها و توطئه ها را کشف کنند.

خداوند می فرماید: آن سگ مامور خداست. و ... الی ماشاءالله ما در طول این 30 سال انقلاب از مکر و کید خدا به نفع خودمان استفاده کردیم. هر چقدر مردم دعا کنند و توسل کنند و تذلل داشته باشند و دست به درگاه الهی بالا ببرند و علیه دشمنان انقلاب و علیه دشمنان نظام جمهوری اسلام می توانند از این قدرت الهی استفاده کنند. خدایا به نفع ما کید کن. کِد لَنا.

در دعا های فردی و در دعای علقمه که در عصر های جمعه خوانده می شود و دعای بسیار قدرتمندی است و همین طور در دعای کمیل می فرماید: من کادَنی فَکِدهُ خدایا هر کس که با من کید می کند تو با او کید کن. خدا را جلو می فرستیم و می گوییم خدایا من قصد کسی ندارم، مردم آزار هم نیستم، حقه بازی هم نمی کنم، با هیچ یک از بندگان تو نیز کینه نمی کنم و خوبی بندگان تو را می خواهم.

بنابراین اگر کسی بخواهد با من دشمنی کند یا سر من کلاه بگذارد یا فریب دهد، تو خودت مکر و کیدش را به خودش برگردان. و لا نکد علینا. علیه ما نشود. خدایا با تو درگیر نشوم. خدایا از اوضاع من اینقدر بد نشود که از تو دور شوم و تو به جنگ من بیایی و بخواهی مرا با کیدت رسوا کنی و شکست دهی. چه خدای خوب و مهربانی داریم، چه خدای نزدیکی که انسان مثل نزدیکترین رفیقش و دوستش، در همه کار ها از او کمک بخواهد. خدایا من تو را در کنار خودم دارم. پس تو به نفع من کید کن. من جز تو کسی را ندارم، تو به نفع من مکر کن و امکُرنا لَنا. مکر کن خدایا. و لا تمکُر بنا و ادل لنا و لا تُدل منّا.

خدایا کاری کن من با تو درگیر نشوم. من را از خودت نگه دار. در نظام های تربیتی داریم که پدر و مادر کاری کنند بچه ها با آنها درگیر نشوند. تدابیری بیاندیشند که بچه و خانواده ی دچار شاخ به شاخ شدن و درگیر شدن نشوند. انسان باید قضا ها را طوری هدایت کند که داستان به این چیز ها نکشد.

ما می گوییم خدایا در جریان ربوبیت خودت با ما نمی خواهیم با تو روبرو و درگیر شویم. ما توان مقابله با تو را نداریم. خیال مقابله با تو را هم نداریم. ما دوست دارم حزب تو، و سرباز تو باشیم. و این را صمیمانه با خدا در میان بگذار که :

خدایا من همین الان که دارم به تو می گویم دوستانه می گویم و ای خدا الان با هم یک عهدی می بندم. [ خداوند این قدر به انسان نزدیک است. در اسلام دو چیز است که حکایت از صمیمیت خیلی زیاد می کند یکی نذر و دیگری عهد است. قسم هم داریم. عهد خیلی شیرین است. ] می گوید خدایا دوست تو هستم، با هم و دوتایی قرار قول و قرار می گذارد. در نذر قسم اجباری وجود دارد که با خود می آوریم. خیلی زیباست که انسان می گوید، خدایا یک قرار دوستانه با تو می گذارم و خود را اینقدر به خدا نزدیک می بیند و این قدر رفیق می بیند و می بیند که می تواند بدون واسطه بدون این که کسی این وسط باشد به خودش مستقیم با خدا حرف میزند و قرار داد می بندد.

ما چه کسی را داریم که این قدر ما را بی پرده قبول کند. بدون دغدغه، بدون دربان، بدون حاجب، بدون واسطه، مستقیم خودت و خدا هیچ کس را وسیله قرار نمی دهی و هیچ کس را واسطه قرار نمی دهی و با خدا قرار می گذاری. او این قدر به بنده اش نزدیک، رئوف، نزدیک و رفیق است و انسان با خداوند این قدر می تواند صمیمی باشد. چقدر خداوند دوست دارد که بنده خدا را رفیق خودش و درست خودش بداند و از خدا فاصله نگیرد. صمیمیت بین بنده و خدا خیلی نعمت بزرگی است.

بگو خدایا من با تو همین الان دو نفری قرار می گذاریم که تو هر بلایی می خواهی سر من بیاوری، بیاور. من همین الان خودم را به تو سپردم، شکایت هم نمی کنم. از من مراقبت کن خدایا به امید تو. الهی ما وارد کار می شویم ولی بعضی از چیز ها را به هم قرار می گذاریم. جالب این جاست که انسان وقتی این قدر رفق نزدیک است خداوند هم (نه) نمی گوید.

گاهی انسان وقتی می خواهد با شخصی قراردادی ببندد در فقه آمده است که طرف مقابل باید آن را بپذیرد. اما وقتی شما با خداوند حرف می زنید، خداوند می گوید: تو هر چه می خواهی بگو. من چک سفیدی می دهم و تو امضا کن. بنویس. من چک سفید امضا کردم تو هر چه می خواهی بنویس. ای خدای من الان با هم قرار می گذاریم. ببین سیدالشهدا چقدر قشنگ در دعای عرفه با خدا قرار می گذارد.

می گوید: خدایا من با تو رفیق هستم، خودت هم می دانی که من تحمل عذاب قبر و آتش جهنم و تحمل گرفتاری های آنجا را ندارم. می دانی که ضعیف هستم. اِرحَم ضعفَ بدنی و رقّتَ جلدی. به ضعف بدن و نازکی پوستم رحم کن. و دقّت عظمی، به ضعیفی استخوان های نازکم رحم کن خدایا من تحمل عذاب و گرفتاری های قبر را ندارم. پس خدایا بیا با هم قراری بگذاریم. اگر من گناهی کردم بخشش خودت را شامل حالم کن و مرا بیامرز و مغفرتت را شامل حالم کن. اگر قرار است من جزائی ببینم در دهمین دنیا بده و مگذار به آخرت برسد.

اینقدر قشنگ انسان می تواند با خدا حرف بزند و قرارداد ببندد. خدایا الان با هم صمیمانه قرار گذاشتیم آن طرف هیچ حسابی نباشد. من پایش مردانه ایستاده ام و می ایستم. یکی دیگر از قرار هایی که مر خواهم با تو بگذارم این است که اگر جایی قرار است من با تو درگیر شوم (نعوذبالله) خودت جلوی من را بگیر. راضیم که هر طور می خواهی جلوی من را بگیری. می خواهد تصادفی شود، ضرر اقتصادی یا ضرر های دیگر هر چه می خواهد بشود اما من با تو درگیر نشوم می خواهد شکست پیش آید، ناکامی به وجود آید ما راضی به شکست هستیم اما با تو درگیر نشویم. [ و قنا منک] خدایا ما را از خودت نگه دار اگر نعوذبالله طوری شود که بخواهم به جنگ تو بیایم و در مقابل تو بایستم و با شجاعت و حسادت و بی حیایی معصیت تو را کنم و در مقابل تو بایستم.

خدایا من این طوری نشوم و این طوری نمی خواهم، پس خودت نگذار و جلوی من را بگیر. چقدر خوب است که انسان با خدا این قدر صمیمی است و چقدر خداوند این حالت را دوست دارد. ما از این ظرفیت عهد استفاده نمی کنیم. عهد هایی که انسان می تواند دوستانه با خداوند تبارک و تعالی بگذارد.

شما در ماجرای توبه نصوح هیچ کس را نمی بینید. خود نصوح است و خدا. می بینید که دارد رسوا می شود و چند ثانیه ی دیگر آبرویش می رود. و ممکن است جانش را هم از دست بدهد، همان جا در دلش با خدا قرار می گذارد که نجات توبه. قول می دهم که دیگر تکرار نشود و تمام شد. چقدر خدا نزدیک است. نه واسطه ای، نه وقت گرفتنی، نه تلفنی و نه کاری انجام دادن و نه.... همین که خواستیم او به ما نزدیک است. پیش روی مان است.

نحن اقرب الیه من حبل الورید. من از رگ گردن با تو نزدیکترم. پس خوب است انسان با او یک قول و قرار هایی بگذارد و یک شرط هایی با او ببندد. واحفظنا بک. خدایا ما را خودت محفوظ دار و حفظ کن. واهدنا الیک. و ما را به سوی خودت هدایت کن.

این هم یک قرار خوبی است. خدایا ما رفیق و دوست تو هستیم، تو هم رفیق و دوست و ولیّ و مالک و صاحب ما هستی. خود ما مال تو هستیم فانّا لک امام سجاد علیه السلام در یکی از ادعیه خود چقدر زیبا می فرمایند: خدایا ما مال تو هستیم خدایا من غلام توام، عبد توام، ما را نگهدار، حفظ کن، خدایا ما را به سوی خودت هدایت کن، خدایا هر وقت دیدی من دارم انحراف پیدا می کنم راضی هستم به هر وسیله ای که بگویی. فقط من را از راه نیانداز و از سمت و سوی خود دور مکن. مبادا سراغ خیالات، توهمات، شهوت های گوناگون نروم و از تو دور شوم.

بعضی از افراد هستند که خیلی با صفا هستند گاهی اوقات که با آنان روبرو می شوم، می گویند ما هر وقت که می خواهیم برویم و گناه کنیم از آن گناه شکست می خوریم. هر وقت می خواهیم برویم یک کاری کنیم راه ما بسته می شود. انگار یک کسی در کار ما گره می اندازد. بعضی ها وقتی می خواهند گناه کنند خیلی خوب موجبات گناه فراهم می شود. ولی بعضی ها این طور نیستند تا می خواهند یک مشکلی داشته باشند و راهی بروند یک دامی بیافتند خداوند صد تا مشکل سر راه این ها می گذارد، آخر هم نمی توانند گناه کنند.

چقدر خوب است، واهدنا الیک. خدایا ما را به سوی خودت هدایت کن. و لا تواعدنا عنک. دور مان مکن از خودت. ما از تو دور نشویم. ببیند حضرت سجاد علیه السلام چه چیز هایی می خواهد. ما شاید به این ها فکر هم نکنیم. در زندگی مان، هر چقدر شناخت و عرفان بیشتر است، خود محوری، خیره سری و توهمات، گندگی شخصیت، مَنَم مَنَم کردن های ما، کمتر می شود. هر چقدر معرفت زیادتر می شود تذلل و خواری بیشتر، دم از خود زدن کمتر می شود. دعا ها بیشتر و صمیمی تر است. ما در روزگار خودمان چطور دعا می کنیم.

دعاهایی بسیار رسمی بعد از نماز که در مفاتیح وارد شده است می خوانیم، حالا باید معنی آن را هم بفهمیم. یکی از چیز های قشنگی که قدیمی های ما داشتند و خیلی خوب است انسان از آنها چیز یاد بگیرد. چون سواد نداشتند، بی حجاب با خدا حرف می زدند. ترکی، لری، فارسی، عربی که بلد نبودند. دست شان را بالا می بردند و آن قدرت را در مقابل خودشان می دیدند و به اندازه ی توان خودشان هر چه می خواستند می گفتند. این خیلی خوب است که انسان زبان گویا داشته باشد. زبان فعال داشته باشند. چقدر خوب است که یک جوان اگر لکنت زبان در ارتباط با خداوند دارد، صمیمانه و از ته قلب برای خودش، پدر و مادرش، خانواده اش، دوستانش، اطرافیانش، برای هر کس که دوست دارد دعا کند.

انسان فارسی بگوید، همین طوری که حرف می زند. اما ما وقتی گرفتار می شویم به بن بست و فشار می افتیم نه اینکه خدای نکرده تکبر کنیم ولی چون معرفت ما کم است، می توانیم برویم و بگوییم خدایا درمانده ایم، خدایا بدبختیم، بیچاره ایم، گرفتاریم.

به جمکران می رویم تا کسی آداب دعا کردن را یادمان بدهد. بعد صد تا کتاب را می خوانیم که این دعا را باید چطور بخوانیم و نماز را چگونه بخوانیم. به ما توصیه می کنند که نماز حضرت زهرا سلام الله علیها را بخوانید تا حاجت شما برطرف شود یا نماز جعفر طیّار بخوانید. شما هم می خوانید و هیچ چیز هم نمی فهمید.

نه آقا دستم به دامانت، من خیلی بدبخت هستم، خیلی بیچاره ام، این راه را تا اینجا آمده ام، بلد نیستم حرف بزنم، دعا هم که بلد نیستم بخوانم، خدایا تو می شنوی و می دانی که من چه می خواهم بگویم. خدایا هم حاجت را می دانی و هم درون مرا می دانی و چه به روزگار من می گذرد. کمتر شده است که ما برویم و به خدا بگوییم بیچاره ایم، بدبختیم، گرفتاریم، مضطر هستیم. حال و روز مان این است، انسان خودش برود و بگوید و با خدا حرف بزند. انّ من تقه یسلم. هر که را تو نگهداری سالم می ماند.

خدایا اگر تو بخواهی نگهداری، هیچ آسیبی نمی بیند، خدایا قرار می گذاریم ما را نگه داری، ما را بیمه کنی. و من تهده یعلم. چقدر این مهم است. هر که را تو بخواهی هدایت کنی می فهمد، آگاه می شود، می داند چه کار باید بکند. اگر تو بخواهی هدایتش کنی، یعنی خداوند به دل آدم می اندازد که باید چه کار کند. یا معین الضعفا. یا دلیل المتحیرّین ای هدایت کنند گمراهان. و یا هادی المضلّین.

همین طور انسان بگوید مرتّبا خدا را صدا زند که خدایا مرا راحت کن، مرا هدایت کن، من درمانده ام، من نمی فهمم. و من تقرّبه الیک یغنم. هر که تو به خودت نزدیک کنی او بُرد کرده است. یغنم: به تو نزدیک شده و غنیمت برده است. خدایا ما بلد نیستیم. نه خودمان را بشناسیم، نه راه را می شناسیم نه می دانیم چه کار باید بکنیم، نه استادی داریم نه سوادی داریم.

لا املک لنفسی نفعاً و لا ضراً من نه عرضه دارم. نفعی را به نفع خودم و سمت خودم جلب کنم و نه ضرری را دفع کنم، یک آدم بدبخت و مسکین و بیچاره ای هستم که عین فقر هستم. خدایا من فقط می بینم که دوست دارم به تو نزدیک شوم. دوست دارم رفیق تو شوم خدایا مرا به خودت نزدیک کن، و از خودت دور مکن. من دوست ندارم از تو دور شدم. دوست ندارم بد شوم، بدجنس باشم، خراب باشم خدایا در این دنیا خودمان را به تو می سپارم. هر کاری می خواهی بکن ولی از او دور نشویم.

خوب شرح را بخوانیم. لفظ کید و مکر که امام علیه السلام در این فراز دعا فرمودند با استفاده از قرآن کریم است که در موارد خاصی در مقابل کید و مکر مکاران که با نفاق تمام سد راه هدایت می شوند به خود نسبت داده است همانند آیه شریفه: انّهم یکیدون کیداً و اَکیدُ کیداً.

آنها کید کردند من هم کید کردم، حیله گری کردند. من هم با آنها کید کردم اما فمهّل الکافرین امهلهم رویداً. پیامبر و مومنین عجله نکنند. خیلی ها می گفتند این صدام پس کی نابود می شود. دیدید خداوند با صدام چه کرد؟ چطور رسوا شد. چطور خوار شد؟ حتّی خانواده خودش هم به او رحم نکردند. وقتی که او را دار زدند و یک جا دفنش کردند. فامیل خودش رفتند و جنازه اش را در آوردند و دادند سگها آن را خوردند. شما نگاه کنید کار آدم به کجا کشیده می شود، امهلهم.

خداوند می گوید به آنها فرصت دهید. من کیدم را کردم. کما اینکه به موسی علیه السلام و هارون علیه السلام می فرماید: که دعوت شما اجابت شد من فرعون را نابود می کنم. بعد از چهل سال چطور خداوند با کید نابودشان کرد و او را کنار دریا کشاند و در دریا غرقش کرد.

و مکروا و مکرالله و الله و خیرالماکرین. آنها مکر کردند و خدا هم مکر کرد و خداوند بهترین مکر کنندگان است. و البته از قرینه ی موجود در آیات استفاده می شود که این کید و مکر که بر خدای متعال نسبت داده شده است مکر و کید سوء نیست. بلکه راهی برای جلوگیری از کید ها و مکرهای منافقانه ای است که نفوس مسلمین و اقتصاد آنان و اسلام و مسلمین را به خطر انداخته و در این صورت چاره ای جز اندیشه ی خلاصی از شر اشرار نیست.

در چنین مواقعی هر گونه روشی که بتواند نقشه های شوم آنان را خنثی کند ضروری و لازم است و از این رو امام معصوم است که از خداوند متعال طلب مکر و کید فرموده است بر همین پایه است که در امان ماندن از خیانت ها و نفاق ها گاهی مستلزم چاره اندیشی خاصی است که کید مکر آنان را دست و پا گیر به خود آن ها نماید. یعنی جامعه ی اسلامی گاهی وقت ها دچار بحران ها و توطئه هایی می شود که انسان نیاز دارد به اینکه در خانه ی خدا ر ا بزند نه این که هیچ وقت نیاز نیست از خدا بخواهد، ولی گاهی از وقتها آن چنان فشار می آید به مسلمین و مومنین که به کار های ویژه ی الهی نیاز است.

مثل طوفان شن در طبس مثل ماجرا های طبیعی زیادی که در کشور اسلامی اتفاق افتاده است. و نیز درخواست حفظ و هدایت از حضرت حق جلّ و اعلی نموده و آن نعمتی است که فوق آن نعمت ها نعمت دیگری نخواهد بود و یاری هایی از حفظ و هدایت حق. کنار رفتن از خطر مستقیم و رها شدن در خطوط متناهی ضلالت است که در وادی بیکران شرّ حیران و سرگردان خواهد بود. ولی آن کس که در حمایت و حفظ او قرار گیرد و از هیچ موج و طوفان نهراسد، بلکه پیوسته دست در دست هدایت او قرار داده و به ساحل نجات ده خواهد یافت.

شب تاریک و سنگستان و موج است قدح از دست ما افتاد و نشکست

نگهدارنده اش نیکو نگه داشت و گر نه صد قدح نفتاده بشکست

در دوران دفاع مقدس به خصوص در جریان انتخابات جدید دیدید که چه آدم های بزرگی در طول سالیان انقلاب و قبل از انقلاب چه زحماتی کشیدند و چطور دچار گنگی و گیجی و انحراف شدند، حتی کسانی که نزدیک ترین افراد به امام و یاران او بودند. لذا خداوند با کسی تعارف ندارد. شما نزدیکان پیامبر را نگاه کنید. چه بسیار از نزدیکان، و خانواده ی نزدیکان رسول خدا و حتی ائمه معصومین علیهم السلام به انحراف رفتند. و خداوند هم به آنها رحم نکرد.

چون بزرگی شان و سابقه ی ایشان آنها را فریب داد دچار عجب و خود بینی و خودپسندی شدند و اینها کار را مشکل کرد و باعث شد که از راه خدا دور بیافتند. خداوند کسانی را توجه می کنند که اهل تضرع و ذلت و خواری کردن به درگاه خداوند تبارک و تعالی باشند و اهل دعا و التماس باشند. قُل، بگو، این خیلی مهم است که با قُل آمده است.

قُل ما یئبو و ابکم ربّی لولا دعاءکم. پروردگار هم هرگز به شما توجه نمی کند اگر دعای شما نباشد. وقتی شما حال و روز این آدم هایی را دیدید که در طول این انقلاب انحراف پیدا کردند، می بینید که هیچ کدام اهل دعا و نماز شب و خواری و ذلت شبانه و سحرگاه نبودند، اهل ولایت و توسل به آن معنی حقیقی نبودند. هیچ وقت دست به دعا نبودند که بگویند خدایا از این فتنه ها را نگه دار. و من را به یک راهی مبر که در مقابل امت اسلامی، مصالح آن، و در مقابل ولی فقیه خودم، در مقابل نائب امام زمان خودم باشم و دیدید که ایستادند. انسان واقعاً باید تذلل را به درگاه خدا ببرد و از او بخواهد که خدایا من مریض نشوم و بترسد و با ترس بگوید.

آن آدم هایی که ما دیدیم از ما خیلی بزرگتر و مهمتر بودند و خیلی بیشتر زحمت کشیدند و شکنجه شدند و جنگ کردند و زندان رفتند و سالها رنج کشیدند ولی دیدیم و از عاقبت آنها باید بترسیم.

اینکه بگوییم ما دچار عجب و انحراف نمی شدم، خیلی خطرناک است. ترس چیز مبارکی است و ترسو بودن در این وادی خیلی مبارک است. این گونه انسان در خانه ی خدا برود و بگوید خدایا من نمی توانم و نمی فهمم خدایا خودت کمکم کن. اگر یک لحظه مرا رها کنی... این گریه ی پیامبر است که سحر از خانه بیرون می روند و روی خاک می افتند که خدایا یک لحظه مرا به خودم وامگذار. این رسول خداست که این گونه دعا می کند. اصلاً خدا با کسی شوخی ندارد.

عایشه می گوید وقتی که این دعا را شنیدم به ایشان گفتم: یا رسول الله. کسی مثل شما این طور دعا می کند که خدایا مرا به خودم وامگذار. رسول خدا می فرمایند: من چگونه دعا نکنم که شما می دانید برادرم یونس را یک لحظه به خودش واگذار کرد و در دل ماهی گرفتار شد. من چگونه این را از خدا نخواهم. هر چقدر معرفت بیشتر می شود و ترس و بدبینی به خودت شر می شود و غرورت و خیره سری است کمتر می شود.

و من من کردن کمتر می شود. بیشتر می فهمد که عین ذلت و عین ربط و عین فقر است و هیچ چیزی از خودش ندارد. خداوند اگر یک لحظه انسان را به خودش واگذار کند، انواع فساد ها و خیانت ها در می آید. این جاست که هر که معرفتش بیشتر است، ترس او هم بیشتر است. زود به خدا می گوید: خدایا من نمی توانم، طاقت و تحمل ندارم، نمی فهمم، علم به دست توست. شناخت و هدایت دست توست. همه چیز به دست توست. خدا دست ما را بگیر و تو ما را هدایت کن تو ما را نجات بده و نگذار انحراف پیدا کنیم خدایا عاقبت به خیرمان کن. من از تو به عنوان بهترین دوست و نزدیک ترین کس و بهترین رفیق خود می خواهم که نگذاری من بد شوم. و عاقبت من خراب شود و بیچاره شوم.

این را با ذلت از صمیمی ترین دوست خودش (خداوند) بخواهد. خدا هم میگوید: این بنده من با من یک قول و قراری گذاشته است، این دیگر رفاقت است، اصلاً ماجرا را از همه چیز خارج کرده و قول و قرار ها را به قول و قرار های دوستانه برده است. و من به عنوان بهترین رفیق که کار را به سپرده است کاری نمی کنم که عاقبت به شر شود چون با اخلاص از من خواسته و به من سپرده است.

اگر انسان واقعاً خودش را به خدا بسپارد، این بلا هایی که می بینیم سر بزرگتر ها آمده است انشاءالله سر ما نمی آید البته اگر راست بگوییم و با خدا رفاقت داشته باشیم.

والحمدلله رب العالمین.