دو فراز از دعای دوم صحیفه باقی مانده به حول و قوه ی الهی آن را بخوانیم اللهم فارفعه بما کدح فیک الی الدرجه العلیا من جنتک حتی لا یساوی فی صوته و لا یکافا من مرتبه و لا یوازیه لدیک ملک مقرب و لا نبی مرسل. امام سجاد (ع) بعد از بیان زحمات فراوانی رسول خدا در راه دین خدا کشیدند برای حضرت دعا می کنند و جالب اینجاست که این دعا را هم ما قریب به همین مضمون را در زیارت جامعه کبیره از زبان خودمان داریم یعنی امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره نزدیک به همین را نقل کردند که ما در زمانی که برای معصومین دعا می کنیم این دعا را بکنیم.
عرض کردم گاهی وقتها است که ما دعایی را برای معصومین می کنیم که از روی تقلید و عبودیت است یعنی چون معصومین این گونه دعا کردند ما هم دعا می کنیم گاهی وقتها هست که نه یک احساس دورنی ما نزدیک می شود با معصوم یعنی انسان از لحاظ درجه ی معرفت و احساسات و عشق و محبت و علاقه به معصوم نزدیک می شود مثل معصوم دعا می کند برای رسول الله و برای معصومین این خیلی مهم است که اگر ما دعا می کنیم برای رسول الله یا برای معصومین علیه السلام پشتوانه اش یک معرفت باشد.
حالا ببینیم ما هم از درون وجود مان از اعماق نفس مان از نهاد مان همین آرزو ها را برای پیامبر و آل داریم یا نداریم این فوق العاده مهم است خواهش می کنم دقت کنند عزیزان اگر کسی در اعماق وجود خودش به یک همچنین چیزی برسد که از نهاد خودش یک دعای این چنینی بکند این قطعا اهل نجات است. یعنی این دعا در یک رابطه ی وجودی از وجود شخص انشاء می شود یک صحنه من یادم نمی رود خدمت یکی از اولیاء خدا بودیم ایشان خیلی تعمق داشت غرق در فکر و ذکر بود بعد یک لحظه ایستاد یک دفعه این طوری کرد گفت صل الله علیک یا صاحب الزمان ببینید این غیر از این است که دعا اللهم کل الولیک در مفاتیح بخوانیم یا یک کسی بخواند یا مثلا یک کسی که دارد تعقیب را می خواند بگوید همه با هم دعا فرج بخوانیم اما اگر انسان به یک جایی برسد که از نهاد خودش انشا کند این را.
حضرت علامه حسن زاده در الهی نامه خود ببینید من یک مصداقی بزنم که نزدیک شود ذهن شما به این یک لحظ می فرماید: الهی حق محمد و آل محمد بر ما عظیم است این را خوب دقت کنید یعنی یک نفر فکر کند فکر کند مثل همین دعایی که این چند جلسه شرح کردیم این را بگذراند در نهاد خودش سابقه ی زحمات و خون جگر خوردن ها را خون دل خوردن ها و کشته شدن ها آن هم در اوج مظلومیت شهود بشود برایش کامل در مورد ائمه که اینها چی کشیدن برای ما بعد یک دفعه انسان با معرفت یک صلوات از درونش بیاید بیرون وقتی می خواهد عرض ارادت بکند ایشان اینطوری می فرماید الهی حق محمد و آل محمد بر ما عظیم است اللهم صل علی محمد و آل محمد ببینید این صلوات خیلی فرق دارد با صلوات دستوری که مثلا الان نمی دهید صلوات بفرستید در سرازیری قبر به فریاد تان برسد صلوات بفرستید نمی دانم برای سلامتی چه صلوات نه اینکه آدم خودش از نهان خودش صلوات انشا شود یک بحث دیگر است حالا اینجا حضرت دعایی دارد می خواند که من این مطلب را جای دیگر هم توضیح دادم باز هم به خاطر ظرافت و لطافتی که دارد لطافت معرفتی که دارد دو باره روی تاکید می کنم که خیلی مهم است که انسان خودش به یک جایی برسد که عاشقانه بدون هیچ درخواستی به شکر بیفتد و به خاطر شکر وجود پیامبر و آل بالاترین درود ها را که خود خداوند انشاء کرده.
ان الله و ملائکه یصلون علی النبی خوب اینها را از نهان خودش بگوید. بگوید اللهم صل علی محمد و آل محمد با همان نیت شکر با همان شعف و شادی از وجود پیامبر و آل یک مطالب را عرض کند اللهم فارفعه بما کدح فیک الی الدرجه العلیا خیلی لطافت دارد خوب دقت کنید می خواهیم توضیح بدهیم در جلسه ی پیامبر نزدیک شود باید همین نوع فداکاری های که حضرت برای دین خدا کرد در زندگی ما باشد آدمی که اهل جهاد نیست آثار خون دل خوردن برای خدا برای دین خدا در وجودش نیست حضرت فرمود اگر کسی بمیرد و آرزوی جهاد نکند یا جهاد نکند یا آرزویش را نکند ما فعلا ............
اگر کسی بمیرد اثری از جهاد با آن نباشد این با شعبه ی از نفاق می میرد در جلسه قبل این را عرض کردیم ما هم باید اهل این باشیم که بخواهیم بخاطر دین خدا و بخاطر خدا مثل رسول الله باشیم و دانه دانه آن کار های که امام سجاد شمرد اهل این باشیم و ما هم همین کار ها را بکنیم این جدا اما ببینید حضرت چه طوری دعا می کند اللهم فارفعه خدایا او را بالا ببر پیغمبر را بما کدح، کدح یعنی سختی بما کدح منک بخاطر این که در راه تو به سختی های زیادی رسید پیغمبر مجاهده ی زیادی کرد بخاطر این آن را چی کار کنند فارفعه الی الدرجه العلیا من جنتک عالی ترین درجه ی بهشت خودت را بخاطر آن سختی ها به پیغمبر بدهد این یعنی چی؟ یعنی اینکه هر کس بخواهد به اولیا برسد به عالی ترین درجات برسد جز با زحمت و خون دل امکان پذیر نیست.
یعنی انسان باید برود در لباس رسول الله و پی همه ی سختی ها را به خودش بمالد تا بتواند مثل پیامبر باشد، پیامبر با یک قدرت عظیمی با یک زحمت عظیمی رسیده به اولیا و درجه ی اولیاء اگر بخواهیم درست تفسیر کنیم این یک تکه را این طوری است که پیامبر با کدح زیاد رسیده به آن مقام قرآن هم می فرماید یا ایها الانسان انک کادحون الی ربک کدح و طلاقی. ای انسان تو با سختی به سمت پرودگارت می روی و او را ملاقات می کنی.
پس این زمینه ی سختی الحمد لله برای ما فراهم است به شرط اینکه انسان نترسد و عاشقانه پا در این راه بگذارد حتی لا یساوی فی منزلته بطوری که احدی در منزلت و مقام و رتبه مساوی با پیامبر نشود و هیچ ملکه و مقرب و نبی مرسلی هم، همتراز با پیغمبر نباشد.
حالا حضرت استاد حفظه الله در این باره توضیح دادند من بخوانم. در این فراز امام معصوم (ع پیامبر اکرم را با جملاتی مطرح کرده که فوق آن دیگر نمی توان تصور کرد امام تقاضایی منزلتی متعالی برای حضرت خاتم (ص) کرد که از خداوند عالم کرده است که احدی در آن مقام با او توازی و تساوی نداشته باشد البته معلوم است که در خواست امام معصوم هرگز گزاف و بی حساب نیست و این درخواست غیر مناسب و بدون زمینه نمی باشد بلکه خواسته ی معقول و با ضابطه است اصولا گاهی می شود که بعضی دعا ها در خواست آرزو های دور و درازی است که هیچ گونه زمینه ی قبلی ندارد یعنی منطقی نیست و دعا است فقط لقلقه ی زبان است و کمترین رابطه ای بین آن خواسته و وضعیت درخواست کننده نیست مثلا کسی که مقام بسیار بلندی را آرزو می کند بدون آنکه کمترین قدمی در راه اخلاص و بندگی برداشته باشد یا مرتبه ای دنیایی را طلب می کند و دلش می خواهد اولین فرد علمی جهان باشد ولی کمترین اقدامی برای یادگیری انجام نمی دهد البته اینگونه درخواستها غیر معقول و نابجا است و امکان وقوع آن نیز در خارج غیر ممکن است.
ولی اگر درخواست کننده ای دارای شرایطی باشد که متناسب با زمینه های وجودی آمال و آرزو های او باشد یعنی با آن سنخیت داشته باشد شما نگاه کن الان بعضی ها چهل سال پنجاه سال زیارت عاشورا می خواند در این زیارت عاشورا می گویند چی اسئل الله عن یرزفنی طلب ثارک. اسئل الله ان یرزقنی طلب ثاری اللهم دعا می کنند دیگر اسئل الله عن یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره این خیلی بزرگ است من می خواهم انتقام تو را بگیرم همراه امام زمان انتقام خودم را بگیرم همراه امام زمان خدا مرا با شما در دنیا و آخرت قرار بدهد ببین معنا و درجات بالایی است حتی بالاتر از آن. ان یبلغنی المقام المحمود مرا به همان مقامی که شما دارید برسان به آن خدا خیلی ادعایی بزرگ است.
حرف خیلی بزرگ است پنجاه سال زیارت عاشورا خوانده بعد به او می گوییم حالا زیارت عاشورا خوانده ای چی خواستی از خدا می گوید مریضی داشتیم می خواستیم شفا پیدا کند نمی دانم مشکل مالی داشتیم و اینها جملات را می دانید چه هست یا نه تازه آنهایی هم که می فهمند چی می خوانند آنهایی هم که می دانند چی دارند می خوانند وقتی جدی به او می گویی که خوب حالا تو به نظر خودت این چیز های که خواستی برایش چقدر همت کردی که مثلا با پیامبر و آل در دنیا و آخرت قرار دادی نوع برنامه های زندگی ات را یک طوری کردی که با آنها باشی یا نه.
بعضی ها طوری در زندگی های شان برنامه ریزی کردند که اصلا رفت و آمدی ندارد با پیامبر و آل که وقتی می گوییم پیامبر و آل این یادتان باشد به عنوان رمز به شما بگویم وقتی می گوییم پیامبر و آل تبلورش در امام زمان (عج) است یعنی نمی شود شما بگویید من با پیامبر و آل رفت و آمد زیاد دارم بعد ظهوری در شما با امام زمان نداشته باشی این حرف به جایی نیست.
ولی اگر درخواست کننده ای دارای شرایطی باشد که متناسب با زمینه های وجودی با آمال و آرزو های او باشد می تواند از کیفیت خواسته های او درجه ی کرامت ها و کمالات و همت فوق العاده او را دریافت کرد و دانست که به راستی سزاوار این چنین کراماتی هست یا خیر زیرا استعداد آمادگی رسیدن به آنها در او پیدا و مشهود است خواسته های امام سجاد(ع)نسبت به رسول گرامی اسلام نیز جملگی در خواستهای راستی و سزاوار نبی اکرم (ص) می باشد زیرا بلند ترین مقام مقرب الهی از آن کسی است که دست به کاری زده که هرگز در توان احدی از ملائکه و انبیاء و مرسلین سلف نبوده چرا چون خود حضرت فرمود ما اوذی نبی مثل ما اوذی هیچ پیغمبری به اندازه ی که من اذیت شدم اذیت نشده پس هر چقدر اذیت بیشتر باشد درجه بالاتر است کسی که تحمل اذیت و نیش شنیدن و حرف زور شنیدن وظلم شنیدن و مظلوم شدن، درگیری با ظالمین، سرما، گرما، تشنگی، گرسنگی و خیلی چیز های دیگر را ندارد او اصلا حرفی برای گفتن ندارد کسی می تواند بگوید من می خواهم هم درجه ی شما باشم یا با شما هم در دنیا و هم در آخرت باشم که مثل آنها کربلایی باشد مثل آنها عاشورایی باشد مثل آنها یا بچه های بسیجی خودمان در دوران دفاع مقدس و بعضی از بازماندگان آنها استاد اینجا یک شرح دیگری می دهند که این شرح خیلی به کار ما می آید.
می فرماید: می دانیم که هر کار خوب دارای دو جهت اساسی است یک رمز است خوب دقت کنید یک کد خیلی مهم که ایشان می خواهند اینجا بدهند در بسیاری از ارزیابی ها این می تواند کمک ما کند یکی حسن فعلی است و یکی حسن فاعلی است در اسلام هر دو جهت باید باشد بدون این دو جهت کسی به بهشت راه پیدا نمی کند هم باید عملش عمل خوبی باشد و هم باید شخصش، شخص خوبی باشد یعنی روحش روح خوبی باشد از روح کافر از روح فاسق از روح بد عمل خوب هرگز سر نمی زند به بهشت راه پیدا نمی کند این یادتان باشد آدم های باشند یک عمر هفتاد سال به مردم خدمت کنند این حسن فعلی است دارندش اما حسن فعلی دارند حسن فاعلی نداشته باشند یعنی مومن نباشند اخلاص نداشته باشند ثواب می برند جزا می بینند اما بهشت نه بهشت شرط دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم و العصر ان الانسان لفی خسر همه آدم ها بدبخت و بیچاره هستند همه زیان کارند همه دارند امتیاز می دهند همه دارند خسران می بینند الی اللذین آمنوا مگر مومنین واقعا وعملوا الصالحات حسن چی هست مومن باشد حسن فاعلی است و عملوا لصالحات حسن فعلی است تواصو با الحق و تواصو بالصبر. حسن فعلی است و السلام .
این که نمی دانم ادیسون برق را اختراع کرد و گراهام بل تلفن را اختراع کرد انیشتین خدمت کرد آن یکی این طوری کرد چی می شود اینها به مردم خدمت کردند خداوند اجر هیچ عامل خیری را ضایع نمی کند حتی کافر اما اگر مومن نباشند بهشت هرگز راه پیدا نمی کند یادتان باشد امکان ندارد که یک کافر یا یک فاسق یا یک کسی که مومن نیست صرفا مسلمان است در شناسنامه اسما مسلمان است اما هیچ علامتی از مومنی ندارد این امکان ندارد این طوری راه پیدا کنند به بهشت.
پس یادتان نرود برای راه یابی به بهشت دو شرط لازم است یکی حسن فعلی و حسن فاعلی این را خوب داشته باشید حالا با توجه به این توضیح مقدماتی که خدمت تان عرض کردم این توضیح استاد را هم برای تان می خوانیم حسن فعلی یعنی آن عمل در خارج دارای کیفیتی باشد که از همه جهت ( هرجهت) مفید باشد به عبارت دیگر پوشش تربیتی و پرورشی آن در شرایطی باشد که در مرور زمان و مکان خاصی نگنجد و بتواند نسل ها را در لایه به لایی عمود زمان از نظر مدیریت و هدایت رهبری کند در این صورت می توان گفت که مدح و سپاس از چنین اقدام عظیمی در حد هیچ احدی بزرگی جز خدای عالم نیست حسن فاعلی یعنی شخصیت موثر آنچنان باشد که در انجام عمل کمترین سود شخصی و منفعت مادی و دنیوی خود را در نظر نداشته باشد.
طرف اختراع کرده برای اینکه به عنوان یک مخترع مطرح شود مشهور شود و معروف شود و خیلی چیز های دیگر کار کرده زحمت کشیده هر چند خدمت هم هست انگیزه ی شخصی داشته خدمت هست فداکاری ندارد که این اخلاص دارد یا ندارد می گوید همین که این گره را از مشکلات بندگان من باز کند حتی به نیت شخصی خودش مومن هم نیست اصلا که بخواهد نیت کند که برای خداست یا برای خدا نیست اصلا کافر است شخص برای خودش این کار را کرده اما چون این کار یک آثار مثبتی برای بندگان من داشته من به او ثواب و اجر می دهم.
حالا ثوابش چی است اینکه در دنیا به او سلامتی جسمانی می دهد شادی می دهد عزت و افتخار می دهد شهرت می دهد محبوبیت می دهد، زن و بچه می دهد خانواده اش را برایش الطافی می کند اینطوری جبران می کند یا حداقل دیگر حداکثر دیگر خیلی خیلی خداوند به کسی لطف کند که حسن فاعلی ندارد نهایتا تخفیف عذاب می کند اما اینکه برود بهشت هرگز این نه.
چون بهشت رفتن قید دارد الذین آمنوا و عملوالصالحات فقط و فقط ایمان به معنا حقیقی اش نه با خودت و نه با خدا سر هیچ کس هم نمی توانی کلاه بگذاری نمی شود کمترین سود شخصی و منفعت مادی و دنیوی خود را در نظر نداشته باشد و جملگی را فقط به خاطر خدا به جا آورد از آن بالاتر حتی خود را عمل خود را مجاهده و زحمات و تلاش پیگیر خود را از آن خدا دانسته نه اینکه منت بگذارد به خدا.
بعضی ها به خدا می گویند من جبهه رفتم من تلاش کردم من مجروح شدم من اسیر طلبکار هستند از خدا من نماز شب خواندم من احیاء گرفتم من تدریس کردم من تبلیغ کردم من پول دادم من چی کار کردم خوب می بینید کارش شان را یعنی خدا یک طرف و ما یک طرف همیشه هم با این نکته را چند بار تذکر دادم که انسان واقعا کارش درست نمی شود مگر اینکه خودش را کنار خدا ببیند نه در مقابل خدا تا وقتی انسان نتواند خودش را کنار خدا بداند و ببیند یکی بشود پاداش می خواهد از خدا خدایا من این کار را کردم شیطان را دیدی عبادت 6000 ساله اش را چه طوری به رخ خدا می کشد و می ایستد می گوید من سجده نمی کنم خودش را می بیند.
اما اینکه یک نفر بگوید نه خدایا من از بین بندگان تو منی که جبهه رفتم منی که تیر خوردم منی که شیمیایی شدم منی که موجی شدم منی که نماز شب خواندم منی که طلبه شدم منی که درس خواندم منی که تبلیغ کردم منی که مجاهدت کردم من از بین بندگان تو به تو بدهکارترم شرمنده تو باشم تا آن فاسق و کافری که همه اش دنبال عیاشی بوده چون می گوید آن بیچاره اصلا سهمی نداشته از تو، تو لطف کردی در حقت مرا هدایت کرده ای یک منت سر ماست. غیر از این است مگر الحمدالله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله. یعنی ما خدا وکیلی اهل این کار ها نبودیم اگر خدا هدایت مان نمی کرد همه ی ما را. ما خودمان را می شناسیم. یعنی اگر قرار بود خدا و اهل بیت دست ما را نگیرند الان معلوم نبود هر کدام از ما چی کاره بودیم هی این بندگان خدایی را که فسق و فجور می کنند و لباس های آنچنانی می پوشند و گناه و معصیت می کنند اینها را کوچک نشماریم و کوچک هم نبینیم آنها را خیلی خدا لطف کرده در حق ما، ما چقدر می توانیم شکر این نعمتها را بجا بیاوریم تا اینکه یک کسی بیاید منت سر خدا بگذارد.
یک احمقی چند روز پیش با من صحبت می کرد میگفت که چون سختی های خداوند به من داده در زندگی ام نمی دانم مادرم مریض کرد خودم هم چنین و چنان من اصلا بدم می آید نماز بخوانم حوصله ی مسائل مذهبی هم ندارم اصلا ببینید درست نقطه ی مقابل این اندیشه است خودش را در مقابل خدا می بیند نه آن کسی که موفق تر هست او بدهکار تر است به خدا او باید شرمنده تر و شرمسارتر بدهکارتر خاشع تر و خاضع تر باشد این خیلی مهم است خواهش می کنم به این دقت کنید بخصوص کسانی که شروع می کند تازه مبتدی هستند دانشجو ها، طلبه ها یا کسانی که می خواهند این مسیر را طی کنند یک موقع هایی یک مقدار که شروع می کنند به کار یواش یواش به قنج و دلال می رسند یواش یواش شروع می کنند به منت گذاشتن و ناز کردن به خدا خلاصه برای اهل بیت و برای چه و برای چه ببینید این یک بی ادبی است من بیایم به امام حسین بگویم من سی سال است در خانه تو نوکری می کنم یک دعا کردم و خواستم اجابت نکردی امام حسین هم می گوید این سی سال من عطا کردم و گذاشتم تو نوکری کنی منتی سر من نداری اگر نوکری کردی و کار کردی در خانه ی من مگر من به نوکری تو اصلا احتیاج داشتم اصلا تو به این نوکری احتیاج داشتی من دادم به تو مثل اینکه به یک کسی بگوییم که سی سال است که گدای در خانه ات هستم سی سال است از تو داریم پول می گیریم حالا یک خواسته داشتیم اجابت نکردی می گوید بابا سی سال است که دارم به تو می دهم تو ادب داشته باش به خاطر این سی سالی که دارم به تو می دهم اگر یک بار به تو ندادم غر نزنی.
ما بد نگاه که می کنیم این طوری می شویم این همه سال مجاهده این همه سال نوکری این همه سال چنین و چنان نه انسان نه مجاهدت خودش را نه عبادت و تلاشهای خودش را نه ذکر خودش را نه کار خودش را حتی اخلاص خودش را هم نبیند هیچی نبیند فقط یک خدایی هست و بس که لطف کرده در ما تجلی کرده در ما ظهور کرده،و ما را به این کار وادار کرده در همین مناجات شریفه شعبانیه میگوییم خدایا ما را از کسانی قرار بده خیلی این جمله اش شورانگیز و دل انگیز است خیلی دل انگیز است آدم خوب است یکی از آرزو های آدم همین است خوب باشد آرزو هایش خدایا ما را از کسانی قرار بده که من را به کمک خودت خواندی و من هم اجابت کردم چقدر جالب هست این ان تنصرالله ینصرکم می گویی خدایا من میخواهم در بندگانت از کسانی باشم که تو دست بگذاری روی من بگویی تو بیا کمکم کن هم اجابت کنم مناجات شعبانیه را نگاه کنید.
خدا و امام زمان به هر کسی نمی گویند تو بیا کمک کن تو بیا زیر بار آقا خوش بحال کسی که خدا صدایش کند امام زمان صدایش کند بگوید بیا زیر بار و یک نکته ی دیگر خیلی مهم تر اینکه گاهی وقتها امام زمان، خداوند به کسی می گوید بیا زیر بار بیا کمک کن و او نمی رود می گوید وقت ندارم کار دارم زن و بچه دارم گرفتاری دارم ول کن آقا ببینید چقدر بار ها شده در زندگی ما ائمه دنبال ما فرستاده اند ما به آنها گفتیم وقت نداریم، کار داریم.
یک داستان برای تان بگویم خیلی این داستان آدم را می سوزاند خبر دارید یک نفر روز عاشورا در لشکر امام حسین بود خوب دقت کنید عبرت خیلی مهم است آدم از این عبرت بگیرد در لشکر امام حسین بود می دانید که چند نفر بودند در لشکر عمر سعد بودند آن لحظه ی آخر امام حسین گفت هل من ناصر ینصرنی آمدند کمک امام، امام گفت: این خیلی مهم است که امام گفت بیایید، ببنید در مناجات می گوییم خدایا ما را از کسانی قرار بده که ما را صدا می کنی و ما هم می آییم.
امام حسین گفت هل من ناصر ینصرنی آقا این دو تا داداش دویدند آمدند گفتند این پسر فاطمه است صدا کرده کمک می خواهد مگر می شود رویش را بیاندازیم زمین کمک می خواهد اینها رفتند حالا یک نفر در لشکر امام حسین شمشیر دستش می گیرد، می رود می جنگد و خسته می شود و بر می گردد، دیگر حمله ای می کند بر می گردد بعد می گوید که بابا فایده ندارد حالا مثلا ما هم کشته شدیم چه بدرد امام حسین می خورد کشته شدن من هیچ سودی ندارد گذاشت و رفت، رفت!
ببینید تا کجا آدم می آید و این که ما بیاییم در لشکر امام حسین، بجنگیم بعد فرار کنیم برویم سرنوشتی هست که همه ی ما ها را تهدید می کند این یادتان باشد هیچ کس نباید مغرور بشود به اینکه فکر کند اگر امام زمان اگر امام حسین او را دعوت کردند حتما تا آخر آن را نگه می دارد اینطور نیست یکی از چیز های که آدم برایش خیلی باید گریه کند و دلش بلرزد، اینکه خدایا نکند تو مرا برای خدمت به خودت صدا کنی بعد من پس بزنم شوخی نیست طرف در لشکر امام حسین است آمده جنگیده چند دقیقه تا بهشت با مقام امام حسین فاصله داشته چند دقیقه آقا بر میگردد این خیلی مهم است آدم وقتی صدایش می کنند بیاید بر نگردد.
از خراسان یک عده ای رفته بودند از این تجار با مردم رفته بودند خدمت امام صادق (ع) یکی از این تجار خیلی زرنگ بود به نوکر امام صادق گفت بیا کارت دارم گفت چی هست گفت من نصف ثروتم را می دهم به تو پول و آزادی و نصف ثروت و همه چیز بگذار من جای تو باشم نوکر امام صادق. آقا عجیب پیشنهاد وسوسه برانگیز بود خوب دقت کنید این را گفت باشد ولی بگذار با امام صادق هم در میان بگذارم آمد به حضرت گفت ببینید حضرت چه جوابی می دهد حضرت می فرماید که ما از تو سیر نشده ایم ولی شما اگر خسته می شوید و اذیت می شوید اینجا حرفی ندارم اشکالی ندارد می توانی تشریف ببرید، آن هم اجازه می گیرد بعد حالی او هم نیست که امام به او چی دارد می گوید بعد خداحافظی می کند شنگول و منگول خلاصه می روند.
خیلی ها وقتی امام زمان را تنها می گذارند شنگول هستند یادتان باشد خیلی ها وقتی از زیر بار خدمت در می روند شنگول هستند امام صادق به او این طوری کرد تا داشت می رفت امام صادق گفت راستی بیا گفت چی هست گفت فقط یک چیز از من یادت نرود گفت چی؟ گفت روز قیامت که می شود پیامبر وصل به نور خداست و با آن نور به بهشت می رود ما اهل بیت وصل به نور رسول الله هستیم، شیعیان مان هم وصل به ما هستند این یادت نرود یعنی تو داری فاصله را خراب می کنی تو داری این نور را قطعش می کنی تا این را گفت، گفت آقا من نوکرت هستم حالا به زبان خودمان گفت آقا می خواهیم نوکرت باشیم من نمی روم آقا هیچ جا نمی روم یک کسی این را شهود بکند چقدر عالی است.
برای سرگرمی و رفیق بازی و وقت تلف کردن و خالی نبودن عرضی و ریا کاری نیاید برای امام زمان کار کند و خدمت کند نه عشقش خادمیباشد اصلا این را یک افتخار بداند یک امتیاز بداند یک درجه بداند و عالی ترین درجه بداند که وقف بشود بلکه کمال ادامه جمله را برای تان بخوانم بلکه خوب بروم بالاتر یک مقدار حتی خود را عمل خود را و مجاهده و زحمات و تلاش پی گیر خود را از خدا دانسته و نه تنها طلب فرد نکند بلکه کمال امتناء از خدا هم داشته باشد یعنی خودش را ممنون خداوند بداند واقعا ممنون خدا باشد که به او نعمت بندگی و اطاعت را کرامت فرموده است مسلما چنین شخصیتی در خور کرامتی است که سزاوار احدی از بشریت نمی باشد و تنها کسی را می تواند در این حد دانست فقط شخصیت حضرت محمد بن عبدالله (ص).
البته نه فقط از پیامبر بلکه از یاران پیغمبر و اولیا پیغمبر و دوستان و شیعیان حقیقی پیغمبر هم همین خصوصیات را واقعا دارند خود پیغمبر در باره ی ایرانی ها فرمودند که سلام مرا به برادرانم برسانید لفظ برادر خیلی مهم هست اصحاب گفتند برادران تان چه کسانی هستند پس ما کی هستیم فرمود اصحاب من هستید برادر خیلی نزدیک است برادران من کسانی هستند که در آخرالزمان می آیند و هیچ کدام شان مرا ندیده اند و هیچ کدام شان از اوصیاء مرا هم ندیده اند اما به نوشته ی سیاه در روی کاغذ سفید ایمان می آورند پس شروع می کند و اوصاف اینها را می گوید اینها دلهای شان مثل پاره های آهن است چنین و چنان هستند.
یک روایتی دارد می زند روی زائری سلمان برادران می گوید از قوم سلمان هستند خوب فراز هشتم. و عرفه فی اهله الطاهرین و امته المومنین من حسن الشفاعه اجل ما وعدته. خدایا به پیامبر اکرم شفاعتی در باره اهل بیت مکرم او و مومنین کرامت بفرما که بدتر از آنچه که به پیامبر اکرم وعده داده ای باشد می گوید بالاتر از آن شفاعتی که به پیغمبر وعده دادی از آن بالاتر به او بده حالا به پیغمبر کی می داند چه وعده ای خدا داده؟
نوع وعده ای که داده چی هست؟ یک آیه دارد که این بالاتر نیست که اوجش را خدا داده دست پیغمبر و لسوف یعطیک ربک فترضی آنقدر خدا به تو عطا کند که خودت راضی باشی هر چی دلت می خواهد دیگر حالا امام سجاد (ع) عرض می کند که بالاتر از اینکه وعده دادی بده در مورد اهل بیت و ببین چقدر جالب است باز هم نگاه کنید و امته المومنین گناه کار ها و گردن کلفتها و آدم حرفه ای و جنایت کار ها و خلاف کار ها نه امته المومنین این یک درک درستی می خواهد از مفهوم شفاعت بعد شروع می کند یا ناقد العده چقدر قشنگ و یا وافی القول یا مبدل السیئات باضغافها من الحسنات انک ذوالفضل العظیم. ای کسی که وعده اش نافذ است و وفی می کند به قولش ای کسی که وفا می کند به قولش ای کسی که گناهان را تبدیل میکند به چند برابر حسنات قربان این خدا بروم.
عجب خدایی است گناهان را تبدیل می کند به چند برابر حسنات و این نفسی که خدا خلق کرده چه نفسی است می تواند در خودش یک همچنین تبدیلی را صورت دهد نفس انسان خیلی عجیب است ساختارش که می تواند یک آلودگی را بگیرد یک معصیت را جذب کند یک تاریکی را بگیرد و تبدیلش بکند به چند برابر حسنه عجیب هست چه نفسی خدا آفریده با یک همچنین نفسی اگر کسی نا امید بشود واقعا حقش هست که برود جهنم فرمود شرک بعد از شرک به خدا بزرگترین گناه ناامیدی است خدا می گوید من یک روحی به همه ی شما دادم که اگر دریا دریا تاریکی هم داشته باشید ظلم داشته باشید وگناه داشته باشید و دور باشید از من این نفس شما می توانید تمام این فاصله ها را بردارد تمام آن تاریکی ها را به چند برابر نور تبدیل بکند خیلی این نفس عظمت دارد چون نفس می دانید که ظهور خداست ظهور اسماء خداست یکی از اسماء خدا فعال لما یشاء فعال لما یرید.
هر کار بخواهد می کند یکی از آنها صمد است و در ما هم هست اینها این اسماء در ما هم هست انسان بتواند ظهور بدهد خوب انک ذوالفضل العظیم ببیند دست رو کجا گذاشته می گوید این چیز ها که من از تو می خواهم تکیه ام روی چی هست تکیه باید همیشه روی اسماء الله باشد دیگر می گوید تکیه ام روی فضل عظیم توست تو ذولفضل العظیم هستی.
چون ذوالفضل العظیم هستی در همچنین درخواستی از طرف ن عظیم و زیاد نیست بیهوده نیست میشود از خدا خواست خوب شارح حفظه الله علیه می فرماید که معرفی پیامبر اکرم به خصوصیت شفاعت یکی از مهمترین مقامات پیامبر است که از دو جهت حائز اهمیت می باشد.
1- تقاضای پیامبر اکرم نزد خداوند متعال مورد قبول است بطوری که اگر او نسبت به کسی اخدا شفاعت کند قطعا خدایی متعالی خواسته ی او را رد نکرده و تقاضای ایشان را نسبت به آن شخصی مورد اجابت قرار می دهد نکته ی بعد در مورد ساختار شفاعت ایشان می خواهد بگوید چون اگر من وارد بحث شوم از وقت قانونی کلاس می گذرد انشاءالله بماند برای جلسه ی آینده و این نکته را هم تذکر بدهم که دعای سوم دعای فوق العاده مهمی است که کسی غیبت نباید بکند چون در مورد مباحث فوق العاده مهم هستی شناسی و نقص شناسی است راجع ملائکه الله است بحث در مورد ملائکه الله و قوای عالم است که حضرت پرده برداری کرده در این دعا از کیفیت اراده ی عالم توسط ملائکه الله یعنی قوای عالم که این فوق العاده مهم است اگر کسی این دعا را خوب یاد بگیرد حتما می تواند موقعی که به پدیده ها نگاه میکند ملائکه الله هم ببیند و ببیند که چه طوری دارند در نظام خلقت تصرف می کند.
گاهی وقتها در طول حیات انسان اتفاقاتی می افتد که انسان تصادفا ملائکه الله را می بیند گاهی وقتها یک اتفاقی می افتد آدم می تواند ملائکه الله را ببیند فرشته ها را ببیند و نحوه ی کار کردنش هم ببیند قبلا هم عرض کردم اگر کسی تمرین هم کند تمرکز داشته باشد و تمرین هم کند این دیگر دیدن ملائکه الله برایش عادی است یعنی می تواند قشنگ ملائکه الله را ببیند ولی این دعایی که انشاءالله می خواهیم از هفته ی بعد شروع کنیم دعای سوم که در مورد قوای عالم و ملائکه الله هست امام سجاد غوغا کرده اینجا، یعنی اگر کسی این دعا را خوب جذب کند حضرت خیلی قدرت می دهد به آدم در این دعا خیلی آدم را می آورد بالا پرده برداری کرده در این دعا و اگر جذب جان ما بشود این.
انتهای نوار ایراد داشت.