بحث مان در دعای دوم در باره وجود مقدس نبی اکرم (ص) بود فراز پنجم از فداکاری های و زحمات پیامبر سخن می گوید می فرماید که و هاجر الی البلاء الغربه و محل النای عن موطن رجله و موضع رجله و مستط راسه و کانس نسیه اراده منه الاعتزاز دینک و استنصار اعلی اهل الکفر بک.
حضرت به خداوند عرض می کند که پیامبر به جهت عزت دین. و غلبه بر کفر از وطن خود که همان مکه است که بستگان و عشیره او در آنجا بودند و زادگاه و قرمز و پرورش انس او بود دوری جست، این یکی از واجباتی الهی است که در قرآن کریم و روایات جایگاه مهمی دارد بحث هجرت که هر مسلمانی واجب است برای دین خدا و برای خدا و برای حفظ دین خودش اگر لازم باشد هجرت کند.
یعنی اگر حفظ دین خدا به دفاع از دین خدا، دفاع از دین خود انسان منوط به این باشد که هجرت کند حق ندارد دلبستگی و وا بستگی به شهر، وطن، خانواده و شغل و سایر متعلقات دنیا داشته باشد در مواقعی که دین خدا در خطر است یا دین خود شخص در خطر است دینداری شخص در خطر است اگر باشد در جایی می سوزد. در شغلی باشد جهنمی می شود و آلوده می شود هجرت جز واجبات الهی است آیات متعددی در قرآن کریم در باره ی هجرت داریم که جایگاه بلند این واجب الهی را می رساند مضاعفا این که روایات متعددی که این مورد داریم. در عظمت شخص مهاجر همین بس که قرآن کردیم می فرماید: من هاجر من بیته کسی که از خانه ی خودش هجرت می کند به سوی خدا و رسولش ثم یدرکه الموت و مرگ در هجرت او را بگیرد.
اجر این شخص با خداست. افقدا جره الی الله، الی بلندی دارد. کسی کشته راه هجرت و لو به قیمت مردن هم باشد، ارزش دارد که انسان بتواند هجرت کند هجرت اقسام و مراتب دارد. گاهی انسان از شهرش، از وطن، از کشورش، گاهی اوقات از شغلش و گاهی اوقات از دوستان و فامیل خودش باید دوره کند. یعنی مسیر زندگی و ارتباطات خودش را تغییر بدهد.
هر ارتباطی که مانع حفظ دین خدا، نصرت دین خدا، یا حفظ دین ما شد باید آن ارتباط قطع شود گاهی وقتها این ارتباطات، ارتباطات مقدس است. یعنی صورتا چیزی بدی نیست صورت خوب است همین صورت زیبا قشنگ اگر انسان برایش ارتباط داشته باشد، وی دینش در خطر باشد باید صورت مقدس و زیبا را رها کند گاهی اوقات کار هایی است. که کار های بسیار باارزش و ثواب دارد. و شغلهایی است و بسیار ارزشمند است، و ثواب دارد همه هم برایش به به و چه چه می گویند گاهی اوقات کارمندی است اگر انسان بخواهد ارتباطش را با آن شغل و کار حفظ بکند می بیند که دینش در خطر می افتد. وقتی می گوییم مهاجرت، مهاجرت این نیست که ما از محیط بر فامیل به دوست بد، شغل بد، کشور بد، که ظلمت است هجرت کنیم گاهی وقتها نه، دست در جایگاهی قرار دارید که خوب، قشنگ مقدس و با ارزش است.
حتی در ارزشش چقدر آیه و روایت داریم. ولی برای شما خوب نیست. اگر شما بخواهید به آن کار دست بزنید و در آن کار باشید. می بینی که فاسدت می کند قبلا مدیریت، الان خیلی ها هستند در کشور ما لیاقت ندارند داوطلب می شوند برای نمایندگی ها، شورای شهر یا نماینده مجلس این کار خیلی خطرناک است که انسان بداند لیاقت ندارد. در حدیث داریم. اگر کسی خودش را داوطلب کند برای کاری که بداند از ان لیاقت هم است خیانت کرده به خدا و رسولش به همه ی مسلمین، کان الله رسوله و جمیع مسلمین. یک موقع انسان مدیر است و مسئول است و رئیس است در نظام جمهوری اسلامی هم زندگی می کند ولی می بیند که این مدیریت فاسدش می کند این شغل دارد خرابش می کند دارد فاصله می اندازد بین او و خدا باید ترمز بکشد هجرت کند. اگر بخواهد در این شغل باشد این شغل او را خراب می کند. ارزش ندارد. هر کسی باید مراقب خودش باشد مهاجرت یعنی اصل هجرت که اصل فراگیری است شما نگاه کنید به طلبه هایی که چسبیده اند به درسهای حوزه ی علمیه، درس خواندن علمی دینی خوب است. برای حفظ دین واجب است قرآن هم فرموده، روایت داریم، اما یک موقع واجب می شود بر این طلبه مقدس که در قم کنار حضرت معصومه (س) می خواند درس را رها کند برود. تبلیغ دین کند مثلا تابستان احتیاج دارد روستا ها و شهرستانها، احتیاج دارد طلبه برود، نمی رود، یا مسئله میدان جنگ و جبهه پیش می آید. شما دیدید امام روحانیون که به جبهه نرفتند و چسبید به درس. اجتهاد و نمی دانم این حرفها، حرفهای قشنگی و جایگاه مقدسی دارد اما یک موقع می بینی جنگ است.
در مملکت لازم است که مردمان، نه ایام تحصیل، اما چند ماه تعطیلات را بروند جبهه برای تبلیغ بروند بجنگند، تبلیغ کنند کار کنند ما دیدیم بعضی از روحانیون نرفتند امام فرمود اینها گرفتار بودند گرفتار دنیا، یعنی همان درس دنیاست. یک موقع حوزه ها علمیه دنیا می شود همان علوم دینی فقه و اصول و فلسفه می شود دنیا همان هایی که اگر انسان درست برود سراغ شان قرب می آورد همان آنها اگر انسان برایش ارتباط برقرار کند بخواهد مزاحم. دین و انجام وظیفه انسانی شود می شود حجاب خیلی خطرناک است البته این را عرض کنیم که ما در بین شهدا همیشه در طول تاریخ شهدا روحانیون بیش از سایر شهداست.
یعنی روحانیت بیش از اقشار مردم شهید داد. در جنگ و انقلاب اسلامی هم همین طور شد شما اگر به درصد معیت شما روحانیت را با بسیجی ها ارتشی ها، کسان دیگر بسنجید. در صد شهدا روحانیت از درصد، شهدا بسیج و سپاه بیشتر بود. روحانیت همیشه پیشتاز بوده، روحانیت همیشه پیشتاز بوده و خواهد بود و هیچکس نمی تواند در خدمت روحانیت کلامی بگوید، ما در شان مان هم نیست که بخواهیم چنین چیزی بگوییم ولی ما داریم راجع به بعضی از روحانیون که به قول امام بیشترین خون دل را خود ایشان برای انقلاب وارد کرده بودند در این نظام که نه در انقلاب بودند بعد از انقلاب جیره خور شدند. میراث خور انقلاب شدند نه در دفاع مقدس بودند و بعدا هم طلبکار شدند هستند و بودند از این مراجع و تقلید و دور و بری هایش بگیرید تا علما و مجتهدین مدرسین تا طلبه های پایین و امام جماعت ها که در بعضی از مساجد که آدمهای بسیار فاسق و فاجری هستند امام جماعت هم هستند نه با انقلاب نه با امام نه با بسیج. نه با شهادت نه با هیچی ارتباطی ندارند مقام امامت را غصب کردند پس وقتی سخن از هجرت می شود باید دقت کنیم. که هجرت یک مقوله ی ، یک ..... الهی بسیار گسترده عمیق با مراتب مختلف است. هر چند که مانع شود باید تیغ و قطع ارتباط را برایش زد در فراز پنجم در مورد رسول خدا این فرمایش است که پیامبر از همه نزدیکان خودش به خاطر دین خدا و غلبه ی دین بر کفر از شهر خودش از نزدیکان خودش هجرت کرد. جدا شد چنان که گفته شد پیامبر(ص) از عقل هیچ زحمتی و مشقت که در پیشبرد اهدافش موثر بود خود داری نکرد.
عقل زحمت بدن، مشتقهای روحی، شنیدن کلمات جسورانه، سه سال محاصره در شعب، بعضی ها مکه رفتند و شعب را دیدند، نه شعب الان را، شعب 1400 سال پیش یعنی چه محاصره در آنجا. با بچه، زن و اصحاب همه یک جا محاصره بودند طوری که 10 نفر یک خرما را می خوردند یک نفر خرما را می مکید و دهن طرف مقابل می گذاشت 3 سال یک روز و دو روز نیست هرگز هم برای ما پیش نیامده که بگوییم ما هم در یک روز عمر مان برای خدا گرسنگی کشیدیم. مثلا 24 صبح، ناهار، شام نخوردیم یک روز یک 24 ساعت است، این همه هم طلبکاریم از خدا و از همه، سه سال تمام، بچه کوچک، خود حضرت زهرا دختر بچه کوچک بود آن زمان غیر از ایشان دختر بچه، زنان و کودکان، پیران، جوانان و نوجوانان بودند، شوخی نیست سه سال برای اسلام، برای حفظ دین، برای خدا،یک روز گرسنگی، دو روز گرسنگی، یک ماه، دو ماه، یک سال، نه، سه سال، چه امتحانهای سختی ما حاضریم برای انقلاب و برای امام زمان یک همچنین محدودیتهای را تحمل کنیم. فشار تحمل کنیم به خاطر اسلام، به خاطر امام زمان یکی از بزرگان دین و علما که نقش زیادی در اسلام و رواج نشر معارف اسلامی در جهان و نشر تشیع در جهان دارد ایشان که من شنیدم از زبانش قریب به ده میلیون نفر را همین یک نفر تحت تاثیر اسلام و تشیع قرار داده، گفت من کتابهای را می نوشتم و ترجمه کردم کتاب های انگلیسی را کتابهای من رفته بودند زندانهای آمریکا، در زندان آمریکا، آنها خوانده بودند و همان جا مسلمان شده بودند، یک تعداد زیادی از زندانیان همان جا مسلمان شده بودند، می گفت بعد از یک مدت که جمعیتی بهم زده بودند، من رفته بودم آمریکا، خبر دار شده بودند که من رفتم آمریکا، من را دعوت کردند به زندان که بروم پیش زندانیان، می گفت مسئول اینها، از وقتی اینها مسلمان شدند و فهمیدند که گوشت خوک حرام است.
در زندان 6 ماه تمام روزه گرفتند که چیز ای نجس مثل گوشت، روغن، چیز هایی که نجس است مبادا مخالفت دین خدا کرده باشند بخورند، آقا آدم تازه در آمریکا و آن هم در زندان مسلمان شود غذا وضعش در زندان خیلی بد است وقتی غذا نخوری می گفت فقط اینها میوه می خوردند با بعضی از اقسام بیسکویت ها را یا چیز های همین طوری می گفت همین طوری شد که اکثر شان مریض شدند، حتی حاضر نشدند رژیم شان را بشکنند گفت رئیس زندان وقتی دید وضع اینها که ایمان شان آنقدر راسخ است. دستور داد رژیم اسلامی برای اینها از نظر غذایی وضع شود برای شان حالا اینجا در این مملکت با صد ها هزار شهید دهها هزار، معلول، جانباز و مجروح، اسیر و آزاده، بچه شیعه ها ما قشنگ مشروب می خورند در خانواده ها، چیز های حرام می خورند، کار های حرام انجام می دهند خیلی راحت، تحمل زحمت بدن مثل اینکه اینها روزه بودند.
دشمن قرار بود حمله کند برای شان بعد خندق کندند، جنگ خندق، خندق به آن بزرگی دور مدینه، با زبان روزه خندق می کندند، آنهایی که مدینه رفتند می دانند که هوای مدینه آنجا چطوری است، زحمات زیاد و شکنجه های بدنی زیاد، زحمات زیاد مشقات زیاد، به خودشان به خانواده شان شنیدن کلمات جسورانه سه سال محاصره در شعب و بسیاری دیگر از جهالت های حرام او را.
انجام ماموریت الهی باز نداشت ، و بار سنگین رسالت را لحظه ای به زمین نگذاشت سرانجام کار به آنجا انجامید که پیامبر هجرت از مکه را که وطن اصلی او بود و آنجا بسیار علاقه داشت. لازم و ضروری دید به امر حضرت حق مکه را به طرف مدینه ترک کرد تا فریاد توحید را از سه چهار سوی کوه مکه فراتر و دور بتواند بوسیله اعوان و انصار خویش سرزمین وحی و توحید را از چنگال زور و جهالت و بت پرستی نجات دهد. و مسجدالحرام و کعبه را از جهل و پلیدی و شرک پاک سازد.
عاقبت حضرت از مکه مهاجرت فرمود این هجرت آن چنان مهم و نقش آفرین گشت که مبدا تاریخ در اسلام قرار گرفت تا عظمت آن پیوسته در اذهان مردم باقی بماند یعنی هجرت اینقدر اهمیت دارد با شکوه است که وقتی یکنفر برای خدا، برای حفظ دینش، از یک تعلق دست بر می دارد دین هم اگر در این وضعیت بمانم خائن هستم. اگر در این وضعیت بمانم دینم را از دست می دهم. اگر در این وضعیت بمانم واجباتم زمین می ماند خیلی با شکوه است و خداوند حتما مباهات می کند به این بنده در نزد ملائکه. یعنی بنده من، به خاطر من و به خاطر حفظ دینش، به جهت من از این همه تعلق دلبستگی با این همه سوابق دست برداشت.
و این در حالی بود که ایام بسیار مهمی در تاریخ پیش از آن وجود داشت همانند تولد پیامبر اکرم، عام الفیل تولد حضرت و بعثت پیامبر، هیچکدام از اینها مبنای سال قرار نگرفت. هجرت مبنای سال قرار گرفت، پیامبر محل تولد ماوا و مسکن، خود را در راه خدا ترک کرد در حالی که اشک او از چشمان مبارکش فرو می ریخت در آیه صورت بود که جبرئیل نازل شد و آیه ی 85 سوره ی قصص را بر وی نازل کرد. و ایشان را دلداری داد.
انّ الذی فرض علیک القرآن لرادوک الی معاد حتما این را بدان آن کسی قرآن را بر تو واجب کرد. حتما تو را به معاد خودت (مکه) باز می گرداند. حتما باز می گرداند به مکه ی حضرت در حالی سوار بر مرکب بود خطاب به مکه فرمود: و الله اندک خیر ارض و احبها الی الله و لو لا انی اخرجت منک ما خرجت به مکه چگونه علاقه دارد.
توصیه را نگاه کنید به مکه وطن خودش نگاه نمی کند به عنوان سرزمین خدا نگاه می کند می گوید قسم به خدا که تو بهترین زمین روی زمین هستی و محبوبترین زمین خدا هستی و اگر مرا اخراج نمی کردند مجبور به هجرت نمی شدم خودم خارج نمی شدم. یعنی علاقه حضرت به زمین هم به خاطر خداست خدا حضرت امام را رحمت کند می فرمود من اگر برا میسور باشد وقتی که از تبعید آمد اولین جایی که رفت کجا بود؟ رفت قم.
و بعد فرمود من هر وقت بتوانم بر می گردم. فرصت یعنی از بزرگان یکی از اعاظم رسیدم در یکی از استانها از طرف امام ماموریت داشتند به آن استان بردند و انجام وظیفه کنند در حالی که خودش قلبا دوست داشت در قم بماند ولی تا امام دستور داد رفتند آن استان، بعد از سالها من خدمت شان رسیدم و گفتم که دلت برای قم تنگ نشده گفت قربان آب شورش بروم، هر وقت بتوانم می آیم ولی دستور دارم که اینجا باشم. تعلق به سرزمین آن هم به خاطر خدا، تعلق به حضرت معصومه، تعلق به مکه، تعلق به کعبه، تعلق پیغمبر به زمین اگر باز هم تعلقی دارد. تعلقش چی است؟ تعلقش خدایی و الهی است این تعلق الهی را حاضر است قطع کند و چون اگر می خواست چون کلمه محبوبترین جا نزد خداست در مکه می ماند، امر خدا ضایع می شود این اشتباهی است که بعضی ها چسبیدند به قم و یا به تبلیغ نرفتند با اینحال هیچ یک از این حلقه های دست و پاگیر مانع از حرکت ایشان به سوی هدف مقدسش نگردید خوب یک عنوان دیگری است بنام وضعیت مردم هنگام بعثت.
می فرماید مردم در زمان بعثت حضرت رسول اکرم(ص) در بیخبری جهالتی حیرت آور به سر می بردند که حیرت آمد کلمه ی واقعا خیلی دقیقی است شما نگاه کنید در نهج البلاغه اوضاع مکه و حجاز را در هنگام بعثت چگونه ترسیم کرده و اعتقادات آنها بسیار منحرف آلوده به خرافات بود دین یهود و نصارا دچار تحریف گشته بود چنانچه در سوره ی مائده آهی 18 می خوانیم و قالت الیهود و النصارا نحن ابناء الله و احباه.
نصارا و یهود خود را فرزند خدا می دانستند و او را دوست می پنداشتند. و در آیه 30 سوره توبه می فرمود و قالت الیهود و عزیر ابن الله و قالت النصارا المسیح ابن الله. یهود می گفت عزیر فرزند خداست و نصارا مسیح را پسر خدا می دانست. ملتهای دیگر هر یک به طوری از صراط مستقیم خارج بودند، همانند مجوس که قائل به خدای خیر و شر بودند و به یزدان و اهریمن اعتقاد داشتند. پیامبر اکرم، در چنین موقعیتی مبعوث شد، تا آنکه توانست بوسیله انصار و مهاجرین دست به انقلابی بزند که بوسیله آن فطرت مردم را بیدار کرده و بوسیله ی آن مردم را به سوی مسیر مستقیم سوق بدهد عاقبت نیز چنین شد مردم جزیره العرب که به قول امیرالمومنین که لباسشان خشن و بی ارزش، و ملامت آور و خوابشان در کنار مار ها و سنگستان های سخت بود کار شان به جایی رسید که در عالی ترین مقام جهانی اشراف یافتند و در راس قدرت جهان قرار گرفتند این هم از فراز پنجم ما سرفراز دیگر داریم که دعا را تمام کنیم. ان شاء الله برای جلسه ی آینده دعا را ادامه می دهم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد عددما احاط به علمک و عجل فرجهم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس امام زمان. جهت رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین، شفای مریضان اجابت دعا ها با هم 5 مرتبه دعای امن یجیب مضطر را می خوانیم.