جلسه 107 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
107
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
2
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 107 - شرح صحیفه سجادیه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

فراز دوم از دعای دوم صحیفه مبارکه سجادیه (علیه السّلام) را می‌‌خوانیم «اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَمِينِكَ‏ عَلَى‏ وَحْيِكَ‏، وَ نَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِيِّكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَيْرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ.كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ وَ عَرَّضَ فِيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ».@جلسه گذشته این نکته را عرض کردیم که قیمت هر انسانی به معرفت اوست و معرفت هست که کیفیت عبادت و نوع عبادت را تعیین می‌‌کند، شکر هم که فصل انسانی هست، تابع میزان معرفت انسان هست، هر چقدر معرفت بالاتر باشد، کیفیت و نوع شکر فرق می‌‌کند، عمیق‌‌تر و بالاتر هست.@ما از آنچه که انسان برای آن خدا را شکر می‌‌کند، می‌‌توانیم بفهمیم که او چقدر معرفت دارد، یعنی چه چیزی را دیده که دارد برایش شکر می‌‌کند، گاهی اوقات افراد فقط دنیا را می‌‌بینند و نعمتهای دنیایی را خدا بر آنچه که از نعمتهای دنیایی به آنها عطا کرده شکر می‌‌کنند.@گاهی اوقات هست که یک کسی ورای دنیا را می‌‌بیند، به نعمتهایی بسیار با عظمت‌‌تر از نعمتهای دنیایی خدا را شکر می‌‌کند، و به داشتن آنها دلشاد هست، این معلوم هست که از یک معرفت خیلی بالاتری برخوردار هست که نعمتهای ماورای دنیایی را می‌‌بیند و از داشتن آنها دلشاد است و خدا را به خاطر آنها شکر می‌‌کند.@این یک حس و روح ویژه خودش را می‌‌خواهد که در جلسات گذشته مقداری در موردش بحث کردیم، یک کسی تا یک چیزی را به عنوان نعمت، به عنوان خیر، به عنوان دارایی نشناسد و نتواند با آن ارتباط برقرار بکند، شکر او را هم به جا نمی‌‌آورد.@پس در این دعای دوم که ما می‌‌بینیم که امام بر چیزهایی شکر می‌‌کند که مرسوم نیست، ما زیاد می‌‌بینیم در صحیفه سجادیه امام بر چیزهایی شکر می‌‌کند که مردم عادی و معمولی برای آنها اصلاً خدا را شکر نمی‌‌کنند و آنها را نمی‌‌بینند، چه بسا تا آخر عمر هم کسی این چیزها را نبیند که بخواهد خدا را بر آنها شکر بکند.@یکی از آن نعمتهای بزرگ بلکه بزرگترین نعمت بعد از توحید تجلی کامل خداست یعنی وجود نورانی نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، در این فقره که فقره دوم هست امام سجاد (علیه السّلام) برای اینکه ما این نعمت را بهتر بشناسیم شاید بتوانیم مثل حضرت بر این نعمت خدا را سپاس بگذاریم و دلشاد باشیم به داشتن این نعمت چند صفت را حضرت از پیامبر به ما معرفی می‌‌کند.@«أَمِينِكَ‏ عَلَى‏ وَحْيِكَ‏، وَ نَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِيِّكَ مِنْ عِبَادِكَ إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَيْرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ» خدایا بر محمد درود فرست، که امین وحی و نجیب‌‌ترین و برگزیده‌‌ترین بندگان توست، او که پیشرو در رحمت و رأفت و خیر و کلید برکات و خیرات بود، و تن و جان خود را در راه اوامر و فرمان تو به رنج انداخت.@پیامبر امین در وحی الهی است ؛ یعنی آنچه را از خداوند متعال گرفته، با دقت تمام در چهار مرحله حفظ كرده و به طور صحیح و بدون كم و كاست به مردم تحویل داده است، اینکه پیامبر اشتباه و خطا نمی‌‌کند، قرآن می‌‌فرماید: «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى» هرگز از ناحیه خودش، از روی هوای نفس چیزی به زبان نمی‌‌آورد، هر چه که می‌‌گوید وحی الهی است.@این چهار مرحله را توضیح می‌‌دهد 1 ـ آنچه حضرت از جبرئیل دریافت نمود، تمام آن چیزی بود كه جبرئیل باید تحویل می داد، 2ـ آنچه را كه دریافت نمود، با دقت تمام حفظ كرد، به طوری كه هیچ چیز از آن كم نگردید.@3ـ آنچه را كه به مردم ابلاغ فرمود، تمامی آن چیزی بود كه ماموریت به ابلاغ آن داشت، 4ـ آن گاه كه رسالت خود را می رساند، به بهترین و عالی ترین نوع تبلیغ متوسل گشت و هنرمندانه ترین روش را در دعوت از مردم به كار گرفت.@پس این مرحله که پیامبر برای ما چیزی کم نگذاشته، آنچه که برای سعادت دنیا و آخرت ما لازم بوده خدا به او داده و او هم دقیقاً تمام آن چیزی که ما لازم داریم برای سعادت دنیا و آخرت به ما رسانده است.@خود این که یک انسان امین وحی بشود، خیلی عظمت است، که خداوند او را انتخاب بکند، برگزیده و مصطفی خدا باشد، مجتبی خدا باشد، برای اینکه او واسطه بین خدا و خلق بشود، او پیام‌‌آور باشد برای خلق الهی، شریعت را او ابلاغ بکند، این کم مقامی نیست.@دومین صفات رسول گرامی اسلام این بود كه ایشان نجیب ترین فرد در بین مردم بود و جملگی او را به این كمال می شناختند و هیچ گونه نقطه ضعفی در تاریخ زندگی او سراغ نداشتند، «وَ نَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ» یعنی نجیب‌‌ترین انسان بود، پیامبر هیچ ضعف و نقصی کسی از او در تمام مدت عمرش ندید.@در بین آن مردم، او برای رسالت برگزیده شده بود. او هرگز از خود حرفی نداشت و به خودی خود دست به این كار نزد، بلكه ماموریتی الهی داشت. پس آنچه را كه حضرت به آن امر فرموده یا از آن نهی كرده، جملگی متن دستور حضرت حق بوده است.@«وَ نَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِيِّكَ مِنْ عِبَادِكَ إِمَامِ الرَّحْمَةِ» پیامبر امام رحمت هست، ایشان الرحمه بود؛ یعنی مردم باید به این نكته آگاهی پیدا كنند كه آنچه را پیامبر اسلام برای آنان آورده، تحمیل و بار و مزاحمت نیست؛ انسان متوجه بشود آنچه برای او بوده تمامش تحفه است، زیبایی است، رحمت است، کرامت است، تمامش دوست‌‌داشتنی و خیر هست.@زیرا احكام اسلام هدیه ای عظیم از جانب حضرت حق است كه بر مردم نازل گردیده است. پس مردمی كه در این جهان و عرصه وسیع هستی قدم گذارده اند، باید توجیه شوند كه چگونه در این عالم زندگی كنند و برای ابدیت خود چه فكری نمایند.@شارع مقدس اسلام، چراغی در ظلمات جهان است و طبیبی است كه دارو و درمان خود را به همراه دارد و به هر جا كه وارد شود، مرهم جان های مریض و خسته است، و پیامبر اسلام كسی است كه مردم را به صلاح دعوت می كند.@خداوند متعال در قرآن كریم آیه ی 107 سوره انبیا فرموده: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» ما فقط و فقط تو را به عنوان یک رحمت برای خلق فرستادیم، همه رحمت، معدن رحمت تمامش وجود مبارک پیامبر است که خدا برای مردم فرستاده است، رحمت دنیا، رحمت آخرت، رحمت ابدیت، به بلندای ابدیت رحمت وجود ایشان است.@حالا آیا همه مسلمانان اینطوری واقعاً به پیامبر نگاه می‌‌کنند، ما الان کسانی داریم که مسلمان هستند اما اسلام را به عنوان یک هدیه نمی‌‌بینند فکر می‌‌کنند دست و پایشان بسته است، مجبور هستند مسلمان باشند.@یعنی اینطور نیست که به مسلمان بودن خودشان ناز بکنند، لذت ببرند، افتخار بکنند، کیف بکنند از اینکه در بین صدها مکتبی که بشر را به جهنم می‌‌برد، تنها مکتبی نصیب او شده که همه چیز او درست است، همه چیز او رحمت است.@همه چیز او نور است، همه چیز او هدایت است، او سر در گم نیست، خداوند پیامبر را نصیب او کرده، راه روشن، صراط مستقیم، نور، هدایت، اینکه انسان به دین خودش اینطوری نگاه بکند، به آئین خودش این گونه نگاه بکند و لذت ببرد، ببینید چقدر این شخص سرشار از اطمینان و آرامش است.@تا اینکه خدای نکرده در دلش نسبت به احکام اسلام شک و تردید وجود داشته باشد، احکام اسلام برایش زیر سؤال باشد، دغدغه داشته باشد، سؤال داشته باشد، یا خدای نکرده با احکام اسلام با اینکه مسلمان هست، در آن یک تضاد و مخالفتی باشد.@ما نگاه بکنیم چقدر الان ما بانوانی داریم که با حجاب نمی‌‌توانند کنار بیایند، واقعاً بدشان می‌‌آید، مسئله است نمی‌‌توانند زیر بار حجاب بروند، چقدر آقایانی داریم که با خیلی از احکام شرعی نمی‌‌توانند کنار بیایند، بعضی‌‌ها با نماز کنار نمی‌‌آیند، بعضی‌‌ها با روزه کنار نمی‌‌آیند.@بعضی‌‌ها با خمس کنار نمی‌‌آیند، بعضی‌‌ها با حج کنار نمی‌‌آیند، بعضی‌‌ها با احترام به پدر و مادر کنار نمی‌‌آیند، بعضی‌‌ها با حق‌‌الناس کنار نمی‌‌آیند، بعضی‌‌ها با انصاف کنار نمی‌‌آیند، بعضی‌‌ها با حق‌‌الله کنار نمی‌‌آیند، زن و شوهرها در خانواده‌ نسبت به حق همدیگر، با حق فرزند کنار نمی‌‌آیند.@اگر ما ضعف در عمل داریم، ضعف در عمل ناشی از ضعف در نظر و معرفت است، انسان تا در حکمت نظری قوی نشود، در حکمت عملی قدرت پیدا نمی‌‌کند، اگر ما سستی و تنبلی به سراغمان می‌‌آید، و رعایت نمی‌‌کنیم، و دستورات مختلف اسلام برای آدمها مسئله می‌‌شود، با آن درگیر می‌‌شوند، برای این هست که نسبت به آن معرفت ندارند.@برای همین می‌‌گوید من نماز را قبول دارم، روزه را قبول دارم، خدا و پیغمبر و دین خوب است، ولی من شیوه زندگیم خیلی جاهایش یک طور دیگر است، من یک طور دیگر می‌‌خواهم زندگی کنم، می‌‌بینی نمی‌‌تواند کنار بیاید، در نحوه انتخاب همسر، در ارتباط با اعضای خانواده نمی‌‌تواند کنار بیاید.@در شغل، کاسبی، شیوه کاسبی، شیوه تجارت، در مدیریت در خیلی چیزهای دیگر، می‌‌بینید که نمی‌‌تواند کنار بیاید، اینکه انسان معتقد باشد که پیامبر امام الرحمه هست، همه خیر را برای او آورده است.@در فقره بعدی داریم «قَائِدِ الْخَيْرِ» پیشوای خیر، جلودار خیر است، یعنی من پشت سر کسی می‌‌روم که هر جا من را ببرد بهشت است، هر جا من را ببرد درست است، هر جا من را ببرد خیر است، برای همین ننگ و عاری ندارم، خجالت نمی‌‌کشم از اینکه بخواهم احکام را رعایت بکنم.@خیلی از افراد هستند که می‌‌گویند ما مسلمان هستیم، اما در مواطن مختلف وقتی می‌‌خواهند دستورات را رعایت کنند، ممکن است دچار شرمندگی بشوند، حتی خجالت بکشند، این برای این هست که بینش عمیقی نسبت به خیر و برکت بودن دین خودش و درست بودن آیین خودش ندارد، هنوز به یقین نرسیده است.@اینجاست که یک نفری که می‌‌خواهد از پیغمبر تعریف بکند و به پیغمبر شکر بکند، این تا خودش به یک باور جدی نرسیده باشد، که او «إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَيْرِ» هست، دعایش جدی نیست، یعنی کسی با باور بگوید، رسول خدا فرموده ما هم داریم رعایت می‌‌کنیم، با عظمت‌‌ترین مخلوق الهی اینگونه فرمودند و من با افتخار و سربلندی این کار را انجام می‌‌دهم و از هیچ کس هم خجالت نمی‌‌کشم که این هستم.@«قَائِدِ الْخَيْرِ» پیامبر قائد الخیر است، قائد به كسی می گویند كه جلودار كاروان است، راه رفته و مقصد شناس است و در این امر اشتباه نمی كند؛ از پیچ و خم ها آگاه است و در این امر دچار خطا نمی شود، آری، پیامبر اكرم دارای آن چنان عظمتی است كه می تواند كاروان هستی را به منزلگاه حقیقی خود هدایت كند.@یعنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خودش کامل دو قوس را طی کرده، اینقدر کامل که فرمود «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى» نزدیک و نزدیک شد به آن میزان، تمام مسیر را طی کرده، تمام پیچ و خم مسیر را بلد است.@یک مقدار به این مسئله فکر کنیم که پیامبر نه تنها نفس خودش از تمام عوالم رد شده، بلکه احاطه کامل دارد به تمام پیچ و خم‌‌های مسیر آمدن، چون ما گفتیم ما معاد به سوی خدا داریم، رفت که نداریم، ما پیش خدا نمی‌‌رویم، بلکه معاد داریم، بازگشت پیش خدا داریم.@یعنی ما یکبار این مسیر را آمدیم حالا می‌‌خواهیم برگردیم، تمام مسیر آمدن و تمام مسیر برگشتن را پیامبر بلد است، و از این جالب‌‌تر اینکه پیامبر برای همه نفوس، میلیاردها انسان نسخه دارد، یعنی پیچیدگی ریاضی نفس را شما در نظر بگیرید که نفس از نظر ساختار چقدر پیچیدگی دارد.@الان پزشکان ما حدود بیش از 8000 سال سابقه پزشکی دارند، ولی هنوز یک پزشک پیدا نشده بگوید من پیچ و خم‌‌های بدن آشنا هستم، می‌‌دانم باید با این بدن چکار بکنم، یعنی یک نفر هم پیدا نشده همچین ادعایی بکند.@حالا شما نگاه کنید ساختار پیچیده نفس چقدر پیچیده‌‌تر از بدن است، آنوقت رسول الله برای تمام نفوس با تمام پیچیدگی‌‌هایشان در این مسیر پیچیده فرمول دارد، راه دارد، «قَائِدِ الْخَيْرِ» ما می‌‌گوییم این غذاها باید خورده بشود، یا این غذاها خوردنی هست.@ما با این رژیم‌‌های غذایی سر و کار داریم، دهها و صدها خوراکی سر راه ما هست، اما شما نگاه کنید در کشور خود ما بیش از 50% درصد مردم سوء تغذیه دارند بدون اینکه گرسنه باشند، یعنی خوب هم می‌‌خورند، خوراکی که مردم ایران می‌‌خورند از خوراک یک قاره بیشتر است، مصرفی که مردم ایران دارند خیلی مصرفشان بالا است.@یعنی مصرفی که مردم ایران می‌‌کنند از مصرف چندین برابر جمعیت خودشان بیشتر است، ولی شما نگاه کنید 50% مردم سوء تغذیه دارند، پس خیلی وقتها خیر را جذب نمی‌‌کنند، آن را جذب می‌‌کنند که خیر نیست، می‌‌گویند این موادی که شما خوردید تمامش سرطان‌‌زا بود، برای بدنت ضرر داشت، برای چشمت ضرر داشت، برای استخوانت ضرر داشت، برای معده‌‌ات ضرر داشت، برای پوستت ضرر داشت.@می‌‌گویند فلان مواد از فلان لابراتوار تأیید شده، فلان آزمایشگاه، فلان پزشکان، فلان متخصصان تأییدش کردند، بعد که یک مدت استفاده می‌‌کنند می‌‌بینند سرطان‌‌زا است، این ماده‌‌ای که الان می‌‌گویند سرطان‌‌زا است شما استفاده نکنید، دانشمندان تأیید کردند، ولی باز می‌‌بینید ضرر دارد.@اینکه می‌‌فرماید: «قَائِدِ الْخَيْرِ» خیلی حرف بزرگ است، ما چون معانی کلمات را نمی‌‌دانیم، با پیچیدگی خلقت آشنا نیستیم، همینطوری می‌‌گوییم که قربانش بروم، پیامبر رحمت بوده، همین یک کلمه که نیست از کنارش رد بشویم.@«إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَيْرِ»قائد الخیر یعنی هر چیزی که بهترین هست پیغمبر شناسایی کرده و به شما گفته است، پیامبر به بهترین چیزهایی که برای انسان لازم و مفید هست انسان را راهنمایی و هدایت می‌‌کند.@چه کسی می‌‌تواند یک همچین ادعایی بکند، بگوید من می‌‌توانم بهترینها را به بشر معرفی کنم، از بین صدها و هزاران نوع غذا، صدها و هزاران نوع راه و مسیر من بهترینها را به شما می‌‌گویم، یک مسلمان چقدر باید افتخار بکند، چقدر باید سرشار از سربلندی و افتخار باشد.@چقدر آرامش نفس دارد که خدایا شکر که تو پیغمبر را به عنوان قائد الخیر فرستادی من دیگر هر دفعه گیج نمی‌‌شوم چکار بکنم، یک موقع ستاره، یک موقع فیل، یک موقع شیر، یک موقع خورشید، یک موقع گاو، یک موقع آلت انسان، بعضی‌‌ها آلت می‌‌پرستند، بت، در این دنیا بروید ببینید چه خبر است.@طرف پرفسور است، در یک رشته فوق‌‌العاده حساس، بعد می‌‌بینید که بت‌‌پرست است، نمی‌‌داند باید چکار کند، روش ندارد، نه روش عبادی درستی دارد، نه ذکر دارد، نه ریاضیات ذکر دارد، نه روش عبادت دارد، مسلمان نگاه کنید از صبح که از خواب بلند می‌‌شود، همه چیز تعریف شده است، همه چیز ریاضی است.@نمازش قاعده‌‌مند است، رساله دارد، کتاب ریاضی دارد، چهار هزار حکم فقط یک عبادت نمازش دارد، حجش مشخص شده است، تمام ریاضی، روزه‌‌اش مشخص شده، زمان‌‌دار، ساعت‌‌دار، قاعده‌‌مند، همه ریاضی، روابط زن و مردش ریاضی است.@ازدواجش ریاضی، رفتار با همسر و فرزند و پدر و مادر ریاضی، اخلاقش ریاضی، معنویتش ریاضی، معامله‌‌اش ریاضی، سیاستش ریاضی، همه چیز قاعده دارد، یک مسلمان خیلی خوشبخت و راحت است، اصلاً سردرگمی ندارد، یک جا هم که برایش اشکال و شبهه‌‌ای پیش می‌‌آید به یک متخصص و کارشناس مراجعه می‌‌کند، کاملاً وظیفه الهیش را می‌‌داند.@با اطمینان و آرامش قدم برمی‌‌دارد، خیالش در زندگی خیلی راحت است، که من این کاری که دارم می‌‌کنم اطمینان دارم درست است، و این با فطرت انسان فوق‌‌العاده سازگاری دارد، خدا می‌‌فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها» تمام چهره جانت را متوجه این دین کن که خداوند براساس همین دین مردم را خلق کرده است.@یعنی سیستم تکوین و تشریع با هم هماهنگی دارند، هم نظام تکوینی خودت و جهان ریاضی است، هم نظام دین ریاضی است، هر دو با هم تطبیق دارند، کاملاً با هم هماهنگ هستند، «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً»، «سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ» آنچه که در آسمان و زمین هست براساس شما تنظیم شده است.@حرکت ماه برای شما است، حرکت خورشید برای شما است، ما الان اینجا داریم روی زمین زندگی می‌‌کنیم، ولی خورشید در استخدام چه کسی است؟ خورشید برای چه کسی دارد می‌‌چرخد که برای ما شب و روز ایجاد بکند، حیات زمین را تأمین بکند؟@می‌‌گوید من برای شما آن را تسخیر کردم، ماه را برای شما تسخیر کردم، ستارگان دیگر را برای شما تسخیر کردم، فضا را برای شما تسخیر کردم، زمین را برای شما تسخیر کردم، گیاهان و حیوانات و همه چیز را من برای شما تسخیر کردم، دین را هم براساس همین سیستم خلق کردم، لذا نظام درونی شما با دین هماهنگ می‌‌شود.@شما به محض اینکه دین را دریافت می‌‌کنید در نظام درونی روزبه‌‌روز به سمت آرامش، اطمینان، قدرت و سلامت بیشتر پیش می‌‌روید، هم سلامت جسم، و هم سلامت روح، اما وقتی که از دین فاصله می‌‌گیرید، و شروع می‌‌کنی خودت برنامه‌‌ریزی کردن، یا از آدمهایی که معصوم نیستند برنامه می‌‌گیری.@از کسانی که خودشان راهشان را گم کردند، برنامه و دستور و آیین می‌‌گیری، یک چیزی به شما می‌‌گویند می‌‌بینی که چند تا چیزت به هم می‌‌ریزد، نظام تو به هم می‌‌ریزد، تعادل تو در خیلی جاها بهم می‌‌ریزد، اسلام می‌‌بینی نه، خوردن تو را به رسمیت می‌‌شناسد، شهوت تو را به رسمیت می‌‌شناسد، غضب تو را به رسمیت می‌‌شناسد.@برایش کاملاً برنامه دارد، تنوع‌‌طلبی تو را به رسمیت می‌‌شناسد، روح عبادت‌‌خواهیت را به رسمیت می‌‌شناسد، حقیقت انسانی تو را به رسمیت می‌‌شناسد، برای تمامش احترام قائل است و برای تمامش هم برنامه می‌‌دهد، لذا شما می‌‌بینید در اسلام هیچ کدام از قوای انسان، بی‌‌برنامه و معطل نیست، برای همه چیزش برنامه دارد، اصلاً نمی‌‌دانم ما نداریم.@برای نوشیدن آب هم به تو برنامه داده، برای برخورد با موی سرت برنامه داده، استحمامت را برنامه داده، لباس پوشیدنت را برنامه داده، جنس لباست را برنامه داده، رنگها را برنامه داده، نحوه نشستن سر سفره را برنامه داده، کیفیت غذا خوردنت را برنامه داده، مقدار غذایت را برنامه داده، نوع موادت را برنامه داده، ما را خیلی راحت کرده است.@همین یک کلمه فقط بگوییم «إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَيْرِ» خیلی بینش می‌‌خواهد، که انسان بفهمد که پیامبر آن چیزی که به ما می‌‌گوید خیر است، خیر یعنی بهترین، بهترین چیزی هست که از بین صدها و هزاران گزینه انتخاب شده به ما داده است.@حالا چه کسی می‌‌تواند با این سیستم ریاضی روح و جسم بشر برایش بهترین را از بین هزاران چیز انتخاب بکند، یک تخصص می‌‌خواهد، کار کار خداست، چون خودش خالق است لذا در سوره بقره می‌‌فرماید: «قُلْ إِنَّ هُدَى اللهِ هُوَ الْهُدى‏» بگو فقط هدایت خدا هدایت حقیقی است، چون فقط تخصص دست خداست.@حالا یک مسلمان چقدر در دنیا کیف می‌‌کند که پیامبری امامش است، قاعد و رهبر و پیشوایش هست که تمام چیزهایی که نیاز دارد از خود خدا مستقیم دریافت کرده و به ما رسانده است، با سعی و خطا و آزمایش و درس خواندن و دانشگاه رفتن و علوم نسبی و فرضیه و نظریه سر و کار ندارد.@تمام قشنگی کار پیغمبر اینکه آدم خیالش راحت است این هست که درس و فرضیه و نظریه و آزمایش نیست، مثل روشهایی که الان در دنیا هست، در دنیا تمام چیزهایی که دانشمندان به ما عرضه می‌‌کنند فرضیه و نظریه و آزمایش است، حالا ببینیم چه می‌‌شود، حالا این صابون را استفاده کنید، حالا این شامپو را مصرف کنید، حالا این دارو را بخورید.@شما دارو سراغ دارید بشر ساخته باشد، عوارض نداشته باشد، بگویند آقا شما این دارو را بخورید، هیچ ضرری ندارد، نه، می‌‌گویند شما فلان مریضی را دارید ما برای آن مریضیت می‌‌دهیم، ولی این خودش عوارض دارد.@چند روز پیش قرصی را دکتر به ما گفته بود استفاده بکنید، بعد من به دکتر گفتم این قرص را من استفاده می‌‌کنم خیلی من را اذیت می‌‌کنم، یک دانه بدون عوارضش را فرستادند جدیداً آمده این دیگر خیلی عالی است، عوارض هم ندارد.@گفتم دست شما درد نکند بگویید ما برویم، رفتیم داروخانه گفتند چهار تا از آن 51 هزار تومان، همه کس نمی‌‌تواند این دارو را بخرد، گفتیم آقا این جعبه‌‌اش را به ما بدهید ما بروشور آن را بخوانیم، عوارض دارو نوشته بود که سرگیجه، سردرد، آب‌‌ریزش بینی، تنگی نفس، درد قفسه سینه، سکته مغزی، سکته قلبی، مرگ قلبی لطفا در این موارد پزشک را خبر کنید.@گفتم مرگ قلبی که من دیگر مُرده‌‌ام، دیگر چی را خبر کنم، این دارو یکسال است به بازار آمده، تازه می‌‌گویند این بدون عوارضش هست، حالا آن قبلی ببینید چه بوده، ولی دستورات پیغمبر اینطور نیست، بشر این است.@فرق بین علم با وحی همین است، که در وحی شما اطمینان صددرصد داری، موش آزمایشگاهی نیست، که روی تو آزمایش کنند بعد بگوید این دارو را ما روی ده هزار نفر مصرف کردیم خوردند اینقدر از آنها مُردند، اینقدر سکته کردند، اینقدر تنگی نفس پیدا کردند، اینقدر پوستشان خراب شد، اینقدر کور شدند، حالا بیاییم دارو را تغییر بدهیم، اینطور نیست.@ساختار وجودی انسان، ساختار جسم و روح انسان شناخته شده، براساس این ساختار دین تنظیم شده، خدا می‌‌گوید ما اصلاً ساختار شما را براساس همین دین بنا کردیم، «فِطْرَتَ اللهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها» نه اینکه دین براساس ساختار شماست، که این درست است، بلکه اساساً شما را براساس ساختار دین خلق کردیم، خیلی حرف بلند است، خیلی مسله بزرگ و عمیق است، که همین ساختار وجود تو براساس این قرآن تنظیم شده است.@یک موقع هست ما در دنیا می‌‌گوییم ای مردم دنیا این قرآن با ساختار وجودی انسان هماهنگی دارد، این دین فطری است، با وجود انسان و فطرت انسان هماهنگ است، قرآن حرف بالاتری می‌‌زند، می‌‌فرماید: «فِطْرَتَ اللهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها» ای مردم شما را سلول به سلولتان را، اتم به اتم وجودتان را براساس قرآن خلق کردیم.@یعنی هر چه به قرآن نزدیکتر می‌‌شوی، با قواعدش، با دستوراتش، با آیینش، با احکامش، با اصولش، وجودت هماهنگ‌‌تر می‌‌شود، در نظام درونی خودت به قدرت و آرامش بیشتری می‌‌رسی، به شادی و خوشبختی بیشتری می‌‌رسی.@حالا دقت کنید پشت یک کلمه «قَائِدِ الْخَيْرِ» پشت این یک کلمه خیلی حرف هست، که ما بیاییم دعا بکنیم، امام سجاد یک دعا گفته در تعریف پیامبر، همه حقائق در همین یک دعا است، در دو خط چقدر حرف دارد.@در دنیا سرت را بالا بکنی بگویی رهبر من، امام من، «قَائِدِ الْخَيْرِ» امام الرحمه هست، من که نمی‌‌توانم این را ول کنم دنبال کس دیگری بروم، همه چیز دست او است، همه خیر و برکت دست اوست.@«وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ» کلید برکت است، همه برکت، تمام برکت، کلیدش وجود نازنین رسول الله است، یعنی جذب مبارکات، هر چیزی که می‌‌خواهی جذب بکنی، اگر می‌‌خواهی برکت داشته باشد، یعنی برای شما مبارک باشد، شوم نباشد.@یک کسی می‌‌بینی پولدار می‌‌شود ولی برایش مبارک نیست، برکت هم نیست، چرا؟ چون این می‌‌بینی تمامش برایش عذاب می‌‌شود، خود قرآن هم می‌‌گوید خیلیها را که ما پولدار می‌‌کنیم به خاطر این نیست که دوستشان داریم و خیر می‌‌خواهیم چون می‌‌خواهیم به وسیله خانواده بیشتر، فرزندان بیشتر، مال و اموال بیشتر آنها را عذاب بکنیم.@خدا می‌‌خواهد در همین دنیا و آخرت اینها را عذاب بکند، لذا به آنها مال می‌‌دهد، که دائماً اعصابشان خورد باشد، حرص و جوش بخورند، دو زارشان اینطرف و آنطرف می‌‌شود قلبشان بگیرد، فشارخون داشته باشند، فرزندش یک جور بازی سرش در بیاورد، دخترش یک جور بازی سرش در بیاورد، همه سر اموال و پول و کار و چیزهای بیشتر و متنوع‌‌تر، دیدید زندگی بعضیها چطوری هست.@اموال مایه عذابشان هست، این برکت نیست، برکت آن هست که انسان را کفاف بدهد، آرامش هم برای انسان داشته باشد، آدم را به هم نریزد، و الا شما لقمه حرام در دستورات ما هست، شما کسی که لقمه حرام می‌‌خواهد توقع هر کاری می‌‌توانی از او داشته باشی.@طرف می‌‌رود کار می‌‌کند، تجارت می‌‌کند، حرام، نه خمس، نه زکات، نه رعایت حقوق مردم، نه انصاف در خرید و فروش، حالا جنس را خریده، وضع مالیش هم خیلی خوب است، ولی برکت نیست، این دزدی است، غارت است، این در زندگیش آمده، فرزندش هم لقمه حرام خورده، می‌‌بینی بچه پدر را می‌‌کشد، مادر را می‌‌کشد، خواهر را می‌‌کشد، علیه پدر توطئه می‌‌کنند.@لقمه حرام تمام توحش‌‌ها را برای انسان می‌‌آورد، یعنی لقمه حرام انسان را از هر حیوانی وحشی‌‌تر می‌‌کند، شما تا به حال شیر دیدید شیر بخورد، گرگ گرگها را بدرد، آنها اصلاً با همدیگر کاری ندارند، آنها اگر حیوانی را می‌‌درند یا می‌‌خورند، حیوانات ضعیف را می‌‌خورند، می‌‌روند آهو می‌‌خورند، خرگوش می‌‌خورند، گاو می‌‌خورند، با هم کاری ندارند.@آدمها در اثر لقمه بد، چنان وحشی می‌‌شوند، همدیگر را می‌‌درند، هزار تا آدم را طرف می‌‌کشد، ده هزار نفر را می‌‌کشد، یک میلیون نفر را در آتش می‌‌اندازد می‌‌کشد، انسان خیلی موجود خطرناکی است، چطوری می‌‌شود یک نفر در نظام درونی خودش، به اینجا برسد که بگوید پدرم کشته بشود، مادرم کشته بشود.@برادرم کشته بشود، زن و فرزندم کشته بشوند، شوهرم کشته بشود، هم‌‌نوع‌‌هایم، هم‌‌وطن‌‌هایم کشته بشوند، برای اینکه من می‌‌خواهم، برای اینکه من اینطوری راحت‌‌تر هستم، برای اینکه وجود آنها مزاحم من است.@برکت که می‌‌گوییم، شما نگاه کنید یک کاسبی که زیر نظر دستورات پیامبر کاسبی و تجارت می‌‌کند، به مقام حبیب‌‌الله می‌‌رسد، «اَلکاسِبُ حَبیبُ الله» رفیق خدا می‌‌شود، اسلام است که می‌‌تواند یک فروشنده کاسب، یک تاجر، یک کارخانه‌‌دار را رفیق خدا بکند، اسلام را از کسب و کار و تجارت بردارد، طرف وحشی می‌‌شود.@هم‌‌نوع‌‌های خودش را له می‌‌کند، کم‌‌فروشی، گرانفروشی، احتکار، جنس تقلبی، قاچاق، شما ببینید کسی که این کار را می‌‌کند مسلمان نیست، اما یک کسی دستش را در دست پیغمبر می‌‌گذارد، پیغمبر هم خودش کاسب بوده تجارت می‌‌کرده، ائمه ما غالباً اینطوری بودند، اکثر آنها کار تجاری داشتند، خرید و فروش داشتند.@خدا رحمت کند آقای مجتهدی تهرانی را، ما نزدیک 30 سال پیش که سر درسهای ایشان می نشستیم می‌‌گفت آقا امیرالمؤمنین بازاری بوده، منظورش این بود زرنگ بوده، ائمه کاسب و بازاری بودند، هیچ کدام کارمند نبودند، که بروند یک جایی کار کنند، ماهیانه یک حقوقی به آنها بدهند، نه، گهگاهی هم از این کارها می‌‌کردند، ولی اصل کارشان این نبوده.@پس آدم می‌‌تواند در مسیر برکت برود، در روایت داریم برکت ده قسم است نُه قسم آن در تجارت و خرید و فروش است، مانعی ندارد که انسان در کسب و کار و تجارت باشد حبیب الله هم باشد، ولی چه کسی می‌‌تواند همچین کاری بکند، خیلی قدرت می‌‌خواهد به یک نفر بگویی تو برو در بازار کار، برو در تجارت و حبیب خدا باش، دوست خدا باش.@کدام مکتب می‌‌تواند همچین کسی را تربیت بکند، شما بروید الان کتابهایی را که در همین کتابفروشی‌‌های خودمان الان هست، کتابهایی که در رابطه با موفقیت در تجارت هست، موفقیت در کسب و کار هست، موفقیت در پول بیشتر درآوردن هست، وقتی دستوراتش را می‌‌خوانید می‌‌بینید که خیلی از آنها حقه‌‌بازی هست، له کردن دیگران است.@فرمولهای تجارت و مدیریت هست اما خودخواهانه است، انسانی نیست، این رسول خداست که می‌‌تواند یک آدم را اینطوری تربیت بکند که یک کسی کار تجاری بکند، برکت هم داشته باشد، دوست خدا باشد، خلاف هم نکند، حالا این برکت جنبه مادیش است، برکت در فرزند، انسان فرزندان خوب داشته باشد، برکت است.@برکت در علم، برکت در عاطفه و محبت، برکت در دوستی، برکت در آبرو، برکت در رفقا انسان رفقای خوبی نصیبش بشود، عمرش برکت داشته باشد، بعد از 40 ـ 50 سال کسی او را دوست ندارد، او هم با کسی رفیق نیست، کسی را دوست ندارد، یک آدم تنها است.@وقتی دور و برش را نگاه می‌‌کند، چقدر آدم حسابی دور او هستند، چقدر آدمهای بزرگ دور او هستند، چقدر رفیق‌‌های خوب دور او هستند، همه صالحین، همه آدمهای درست، همه رزمنده، همه مجاهد، همه شهید، شهدای زنده، شهدای آینده، آدمهای خوب و مؤمن و نورانی رفیق‌‌هایش هستند، این خیلی برکت است، این برای انسان برکت و سرمایه نیست؟! خیلی سرمایه است.@این رسول الله هست که می‌‌تواند ما را به سمت کلید خیر ببرد، خودش کلید خیر است می‌‌تواند ما را به سمت خزاینه خیر ببرد خزانه برکت، برکت‌‌های معنوی، برکت در علم، یک موقع می‌‌بینید یک کسی پنج کلاس درس می‌‌خواند این پنج کلاس اینقدر برکت دارد.@یک کسی ده سال حوزه می‌‌رود، این ده سالش به اندازه صد سال برکت دارد، یک کسی 50 سال در حوزه درس می‌‌خواند، یکسال هم برکت ندارد، شما نگاه کنید خدا رحمت کند مرحوم شیخ عباس قمی را، ما چندین کتاب دعا از بزرگان و اولیاء خدا داریم، آنها هم از نظر مقام همه از شیخ عباس بزرگتر هستند، ولی کتاب دعاهای آنها در دست مردم نیست، کتاب شیخ عباس قمی در دست مردم است.@مفاتیح کنار قرآن در خانه‌‌ها هست، یک کتاب دعا نوشته چقدر این برکت داشته، مفاتیح در دنیا شناخته شده است، بعد از قرآن پرتیراژترین کتاب است، همه خانه‌‌ها چند تا در خانه دارند، چرا کتاب دعای ایشان اینقدر برکت پیدا کرده است؟@رسول الله کلید برکت است، طوری ما را تربیت می‌‌‌‌کند، اسلام ما را طوری تربیت می‌‌کند، که همیشه با حداقل‌‌ها، با کمترها بیشترین‌‌ها را داشته باشیم، «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ»، برکت پیغمبر را نگاه کنید، می‌‌فرماید: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» خدا به واسطه پیغمبر لیلة القدر را به ما داده است.@لیلة القدر چقدر قیمت دارد؟ می‌‌فرماید «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» یعنی حداقل 80 سال، حداکثر نمی‌‌دانیم، هیچ کس نمی‌‌داند شب قدر چقدر ارزش دارد، اینکه می‌‌گوییم 80 سال معادل 80 هزار ماه، این کمش هست، ولی بهتر چقدر بهتر است؟ حد ندارد، این برکت می‌‌شود.@آمدند پیش رسول خدا گفتند امتهای قبلی عمرشان طولانی بود این برکت چطوری است؟ عمرشان طولانی بود 200 سال، 300 سال، 400 سال، 1000 سال عمر داشتند، اینها فرصت پیدا می‌‌کردند عبادتهای خوب بکنند، ذخیره‌‌های آخرتی خوب داشته باشند، ما عمرمان کوتاه است.@خود حضرت فرمود متوسط عمر امت من 60 سال است، حالا با این 60 سال آدم تا چشم باز می‌‌کند تمام شد، 60 سال واقعاً عمری نیست، حضرت می‌‌فرماید که من شب قدر را برای شما آوردم، خدا می‌‌گوید به آنها بگو من به شما شب قدر را دادم، شب قدر یک شبش معادل حداقل هزار ماه، 80 سال دنیا عبادت برای شما ذخیره می‌‌شود.@مگر حرف شما این نیست که آنها عمرشان طولانی بود می‌‌توانستند کارهای خیر بکنند، چه بسا ما به شما عمرهای طولانی می‌‌دادیم شما از این کارها نکنید، الان هم معلوم است که نمی‌‌کنید، نه ولی ما برای شما یک شب قدر قرار دادیم این یک شب را شما درست عبادت بکنید و خوب باشید ما معادل 80 سال خوبی برای شما ذخیره می‌‌کنیم، این خیلی برکت است، تا حالا به این مسئله فکر کردید که کلید برکت بودن یعنی چی.@یعنی می‌‌بینی یک نفر 40 سال عمر کرده بعد از بلوغش، 40 تا حداقل، 80 سال در نامه اعمالش عبادت می‌‌نویسند، این روز قیامت که محشور می‌‌شود با سرمایه 40 سال محشور نمی‌‌شود، حالا اختلاف افتاد، البته اختلاف هم دارد چون می‌‌گوید «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» معلوم نیست چقدر، یک موقع می‌‌‌‌بینی برای یک نفر شب قدرش هزار سال جلو می‌‌افتد.@یعنی روز قیامت مثل کسانی هست که سه هزار سال زنده بوده، چهار هزار سال زنده بوده، ده هزار سال زنده بوده و عبادت کرده، این چیز کمی است! یک موقع می‌‌بینی یک بچه به آدم می‌‌دهد، بعضیها 10 ـ 12 تا بچه دارند همه جهنمی، همه مزاحم، شرّ، خلاف، بعد خداوند یک موقعی به یک نفر بچه هم نمی‌‌دهد، ولی روز قیامت در حالی محشور می‌‌شود که در هزاران نسل سهیم بوده، همه به عنوان بچه‌‌های این هستند.@بچه هم نداشته برکت از این بهتر، یک کسی بچه دارد برایش شرّ می‌‌شود، «إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ» اموالش و اولادش برایش دردسر می‌‌شوند، یک کسی بچه ندارد یا یک بچه دارد، همان یک بچه مایه خیر و برکت می‌‌شود، اصلاً نمی‌‌شود حساب کرد، یک بچه شهید بهشتی می‌‌شود، امام فرمود یک ملت بود برای امت ما، یک کسی یک بچه دارد شهید می‌‌شود، چقدر می‌‌‌‌شود آدم حساب بکند نمی‌‌دانیم.@پس وقتی گفتند آقا رسول خدا کلید برکت هست، نرویم سراغ مسئله اقتصادی و مال بگوییم چه ذکری بگوییم پیغمبر چکار بکند، پیامبر برکت بدهد پولمان زیاد بشود، نانمان زیاد بشود، فرزندانمان زیاد بشود، می‌‌گوید یک شب قدر برایتان آوردم همین یک شب را درست رعایت بکنید، خوب باشید، حداقل 80 سال در نامه اعمالتان عبادت ذخیره می‌‌شود.@الان ما نمی‌‌توانیم اینها را حساب بکنیم و بفهمیم، الان نمی‌‌توانیم بفهمیم که این چیست، ان‌‌شاءالله انسان برزخ برود و پرده‌‌ها کنار برود بعد تازه متوجه بشود، ذوق‌‌زدگی‌‌ها آنجا شروع می‌‌شود، جهنم را آدم ببیند، بعد ببیند که چطوری خدا به برکت پیغمبر جهنم را از آن دور نگه داشته، تا آدم نبیند که کجا قرار بوده برود، کجا می‌‌شده برود، پیغمبر را نمی‌‌شناسد.@یکی از برکات خیلی مهم که ما 10 ـ 12 جلسه در مورد آن صحبت کردیم، و سی‌‌دی آن هم بیرون آمده، یکی از برکات فوق‌‌العاده مهم پیامبر صلوات هست، که این صلوات همه کاری می‌‌کند، یکی از بزرگان، علماء، از اولیاء الهی، از اساتید ما می‌‌فرمود صلوات اسم اعظم است انسان آن را داشته باشد همه چیز دارد، این صلوات همه کاری می‌‌کند.@ما خیلی عادی از کنار همچین گنجینه‌‌ای رد می‌‌شویم از داشتن این، الان خیلی آدمها هستند که توفیق زیادی ندارند با این اسم اعظم سر و کار داشته باشند، یعنی در تسبیح‌‌شان در روزشان، در رفت و آمدشان، در موقع خوابیدنشان، موقع بیداریشان، جمعه‌‌شان، می‌‌بینی به زبانشان نمی‌‌آید این مال این هست که سنخیت‌‌های خودشان را یواش یواش کم کردند.@موقعی که در مسجدی باشند، جایی باشند اعلام بکنند صلوات، آنها هم صلوات بفرستند، یا مثلاً سر نماز، ولی یک عده هستند که با همین صلوات، هیچ کار دیگری هم ندارد، یک آدم عادی، کارگر است، یک آدمی هست که ما اصلاً او را نمی‌‌شناسیم.@یک آدمی هست که نه ظهور علمی دارد، نه ظهور معنوی دارد، یک زن خانه‌‌داری هست که در خانه شوهرش بوده، ظهوری هم نداشته و به رحمت خدا رفته، روز قیامت محشور می‌‌شود جزء سلاطین آنجا است به برکت صلوات، این صلوات خیلی مهم است.@در حدیث داریم خداوند حضرت ابراهیم را برای این رفیق و خلیل خودش قرار داد، یک داستانی دارد که انبیاء همه پیامبر و آل را می‌‌شناختند، از خصوصیت‌‌های حضرت ابراهیم این بوده که خیلی صلوات می‌‌فرستاده، به خاطر کثرت صلواتش خلیل الله شده، صلوات خیلی کار می‌‌کند، برکت خیلی زیادی است، ما از آن غافل هستیم.@این کتاب الهی است قرآن کریم، من قسم می‌‌خورم والله قسم، به این کتاب آسمانی قسم، همه آدمهای خوبی که الان در برزخ هستند آرزو دارند به دنیا برگردند یک دانه صلوات بفرستند و برگردند، اینقدر عظمت دارد، ما اینقدر نسبت به این موضوع بی‌‌توجه هستیم.@یک تسبیح 50 تومانی در جیبمان، می‌‌رویم یک اتومبیل می‌‌خریم 20 میلیون تومان شاید به دردمان نخورد، وسایلی در منزلمان هست میلیونها تومان پولش هست شاید خیلی به کارمان نیاید، یک تسبیح 50 تومانی، هدیه هم به آدم می‌‌دهند، نه، همین بندهای انگشتانت، در روز انسان همینطوری صلوات بفرستد.@خیلی ثروت است، خیلی برای انسان کار می‌‌کند، به قدری شرور و بدیها را از انسان دفع می‌‌‌‌کند، به قدری خیر و رحمت و محبت برای انسان جلب می‌‌کند، به بحث صلوات مراجعه بفرمایید، آدم اینطوری دلش برای رسول الله لک می‌‌زند، دلتنگ پیامبر می‌‌شود، یک موجودی که همه چیزش قشنگ است، از چهره‌‌اش بگیرید تا راه رفتنش، و حرف زدنش، و خوردنش و نشست و برخاستنش، تمام کارهایش دوست‌‌داشتنی است.@ما فکر می‌‌کنیم بهشت اوج نعمتش این هست که آنجا چکار کنیم، به ما کاخ بدهند، قصر بدهند، شراب بدهند، حوری بدهند، نه، بهشت به آدم بگویند 5 دقیقه راه رفتن پیغمبر را نگاه کن، حرف زدن با پیغمبر را نگاه کن، بنشین با او حرف بزن، او را بغل کن، ببوس، چقدر این موجود دوست‌‌داشتنی است، چقدر نورانی است، چقدر زیبا است.@چقدر خدا در این موجود نمک گذاشته، خدا چقدر در این موجود خیر و برکت گذاشته، همه قشنگیها را جمع کرده به این داده، همه خوبیهای عالم در این آقا هست، ما چون با رمز عالم و مهندسی عالم آشنا نیستیم نمی‌‌فهمیم منظور از کلید برکت یعنی چی، هر چیزی آورده اینطوری است، تمام تجلیاتش اینطوری است.@این آقا یک حضرت زهرا آورده هیچ کس نمی‌‌تواند به کُنهش پی ببرد، امام صادق (علیه السّلام) فرمود که هر کس فاطمه زهرا را بشناسد، لیلة القدر را درک کرده، یعنی بالاتر از هزار ماه را گرفته، این خانم کیست که اینطوری است؟! کوثر، دینش، راه رفتنش، حرف زدنش، دست روی هر چیزش می‌‌گذاری برکت است، نورانیت است، خیر است، رحمت است، آرامش است، خوشبختی است، شادی است.@آدم عاشق رسول الله بشود، بعد از شدت عشق و محبتش به رسول الله از تمام وجودش، با تمام اتم‌‌ها و کوچکتر از اتم‌‌ها و ذرات وجودش دستش را بالا ببرد، به خداوند بگوید (اللهم صل علی محمد و آل محمد) صلوات با معرفت، بشناسد دارد چه کسی را می‌‌گوید، وقتی می‌گوید (اللهم صل علی محمد و آل محمد) هر چه معرفت بالاتر می‌‌رود.@دعای دوم را شما بخوانید، و بعد از دعای دوم صلوات بفرستید ببینید چقدر صلواتهایتان فرق می‌‌کند، آدم با این دعای دوم چند هزار سال در صلوات جلو می‌‌‌‌افتد، آدم اگر همین دعای دوم را خوب بفهمد، آنوقت بخواهد صلوات بفرستد، چطوری صلوات می‌‌فرستد، چقدر صلواتها فرق می‌‌کند، چقدر صلواتها لذت دارد.@خدا رحمت کند مرحوم سید علی اندرزگو را، طرف می‌‌کند با او مشهد رفتیم، تو راه بنزین تمام کرده بودیم، آن موقع هم پمپ بنزین نبود، گفت عیبی ندارد من صلوات می‌‌فرستم تو گاز بده، اسم اعظم است همه کاری می‌‌کند.@در جبهه خود ما، تمام رفقهایی که دوران دفاع مقدس بودند می‌‌دانند صلوات اسم اعظم بود، همه ناممکن‌‌ها را ممکن می‌‌کرد، هر جا رزمندگان، فرماندهان، بزرگان گیر می‌‌کردند، صلوات کار را تمام می‌‌کرد، صلوات برای همه مردم ثروت است، فقیر و غنی این ثروت را دارند، برای تمام کارهایشان مبارکی می‌‌آورد.@اگر مشکل داری، گرفتار هستی، بنشین ختم صلوات بکن، غصه نخور، قرص اعصاب ندارد، اولیاء الهی ما هر وقت خدمتشان می‌‌رسیدیم، از اساتید، بزرگان می‌‌گفتیم فلان کس مشکل دارد، یا فلان کس گرفتاری دارد، می‌‌گفت جمع بشوید با همدیگر یک ختم صلوات بکنید، اسم اعظم کار می‌‌کند، ما از آن غافل هستیم.@درود بر عوام مردم، مردم عامی خیلی جلوتر از خواص هستند، آدم تا روشنفکر می‌‌شود، دیپلمی می‌‌گیرد، و دانشگاهی می‌‌رود، سوادش زیاد می‌‌شود، راه به جایی پیدا می‌‌کند، تاریک می‌‌شود، عوام را نگاه کنید چقدر قدر صلوات را می‌‌دانند، چقدر در حفظ آن کوشا هستند، از ما هم جلوتر هستند.@ما مدام دم این را ببین، دم آن را ببین، این آدم را ببین، آن آدم را ببین، چه کسی مشکل ما را حل می‌‌کند، نقشه و حیله، طرف هیچ کدام از این سوادها، سواد یعنی تاریکی و سیاهی، از این تاریکی‌‌ها و سیاهی‌‌های ما را ندارد، راحت اسم اعظم در خانه‌‌اش هست می‌‌نشیند کار را تمام می‌‌کند.@حالا من نمی‌‌توانم تمام این قسمتها را توضیح بدهم، اگر بخواهیم «مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ» را بگوییم، یک ساعت جلسه فقط باید همین یک کلمه را بگوییم، برکتهای پیغمبر را باید در بیاوریم.@حالا امیدواریم بعد از ما یک کسی این حوصله را داشته باشد بگوییم اگر پیغمبر «مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ» هست، یک کتابی به همین اندازه نوشته بشود به نام «مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ» بگویند که رسول الله وقتی می‌‌گوییم برکت است یعنی چی، حالا ما یک شب قدرش را گفتیم، یک حضرت زهرا را گفتیم، یک صلواتش را گفتیم، ولی مسئله خیلی فراتر از این حرفها است.@خیلی عظمت دارد که امام سجاد را دیوانه خودش کرده که بعد از حمد الهی که در دعای اول مفصل خواندیم، مهمترین چیزی که به آن بپردازد این هست که این وجود را کشف بکند، سراسر نور را، بعد برای این از خدا تشکر بکند، آن هم با این الفاظ، مفتاح البركه است ؛ یعنی اگر نبود در خیرات به روی مردم بسته می شد و مردم نمی توانستند خیرات را به دست آورند.@پیامبر خودش اسم اعظم است، هر کس با پیامبر دوست بشود، انس بگیرد، آشنا بشود، کار می‌‌کند، هیچ گرفتاری نخواهد داشت، هیچ لنگی نخواهد داشت، هیچ مصیبتی نخواهد داشت، با وجود پیغمبر انسان هم دنیا خوشبخت است، هم آخرت خوشبخت است.@در قیامت همه می‌‌گویند «يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً» ای کاش با این پیامبر ما رفیق بودیم، ای کاش با رسول الله دوست و رفیق بودیم، یک جمله دیگری دارد که آخرین فرمایش هست در فقره دوم می‌‌فرماید: «كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ وَ عَرَّضَ فِيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ» این بماند برای جلسه بعد، چون خیلی کار دارد.@این که پیامبر به خاطر خداوند خودش را خیلی به زحمت انداخت، به خاطر دین خدا خیلی خودش را اذیت کرد، و بدنش را هم خیلی اذیت کرد، به خاطر عشق به خدا و به بندگان خدا همه خستگی‌‌ها را به جان خودش خرید.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

سؤال: در مورد لقمه حرام نوشتند که اگر کسی لقمه حرام می‌‌خورد پدری یا مادری به فرزندانشان لقمه حرام می‌‌دهند بچه چه گناهی کرده، آیا این با عدالت خدا سازگاری دارد که یک آدمی پدرش لقمه حرام به او داده؟@

جواب: اگر کسی لقمه حرام پدرش به او داد او چه تقصیری کرده؟ هیچی، پدر مثل ظلمهای دیگر است، لقمه حرام مثل ظلمهای دیگر است، چون دنیا دار اختیار است، بعضی از انسانها به بعضیها ظلم می‌‌کنند، آن هم که لقمه حرام نخورده، عمداً نخورده به او دادند، خداوند آثار آن لقمه را از او برمی‌‌دارد.@عدالت خدا اینطور نیست که یک کسی انتخاب نکرده، برای همین هم شما الان می‌‌بینید در بین مسیحیان و سایر فرق و ادیان الهی با اینکه آنها مادرهای بدی داشتند، پدرهای بدی داشتند، لقمه‌‌های حرام داشتند، محیط‌‌های بد داشتند چقدر تندتند مسلمان می‌‌شوند.@چون مسئولیتشان کمتر بوده، درست است لقمه حرام خوردند، ولی خداوند عدالتش اقتضا می‌‌کند، اگر به یک کسی ظلم شد، خداوند ظلم را جبران بکند، جبران می‌‌کند و مسئولیت را کمتر می‌‌کند، به کمترین کار آنها را هدایت می‌‌کند، کمکشان می‌‌کند.@شما بگویید چطور ممکن است یک نفر در دل یک کشور فاسدی مثل آمریکا، مثلاً در کشورهای صبرستان، در کشورهای کمونیستی، در کشورهای مختلف مردم مسلمان و شیعه می‌‌شوند، بله اینها ممکن است لقمه حرام هم خورده باشند، گوشتهای حرام خورده باشند، ولی چون مظلوم هستند.@خواسته نبوده، با اراده نبوده، خداوند تبارک و تعالی آثار اینها را از وجود اینها به رحمت و عدالت خودش برمی‌‌دارد، و به کمترین کار و تلاش آنها پاسخ مثبت می‌‌دهد، اما اگر کسی با آگاهی این کار را بکند، بداند لقمه حرام است، رعایت نکند، خمسش را ندهد، زکاتش را ندهد، کم‌‌کاری بکند، تنبلی بکند، از کارش بدزدد، لقمه حرام بخورد آن یک بحث دیگری دارد.@