اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس امیرالمؤمنین(ع) و آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید.@ جلسه گذشته بحثمان درباره جایگاه عمل بود در معرفت و حیات انسان، به این فرمایش امیرالمؤمنین(ع) رسیدیم که (اَلعَمَلُ شِعارُ المُؤمِن) قرار شد که خواهرها و برادرها اگر مطلبی هم دارند بنویسند به ما بدهند که فقط یکی از خواهرها زحمت کشیدند تشکر میکنیم از ایشان و یکی از آقایان که هر دو مطالب بسیار خوبی را ذکر کردند در رابطه با این فرمایش که (اَلعَمَلُ شِعارُ المُؤمِن).@ معمولاً از نظر روانی وقتی میگویند شعار غیر از عمل هست یک موقع یادم هست وزیر شعار داشت جایی شعار میداد اوائل هم نبود اواسط بود دوران جنگ یک جا آقایان نشسته بودند آقایان علما بعد ایشان به مردم میگفت که شعار بدهید شعار میداد بلند مردم هم جواب میدادند.@ بعد هیچ کدام از آقایان علما مثل مردم شعار نمیدادند بعد آقای مرتضوی وزیر شعار گفت که شما به علما نگاه نکنید علما اهل شعار نیستند اهل عمل هستند بعد این تفکیک ذهنی اول پیش میاید که شعار یک چیز است عمل یک چیز است.@ یا مثلا میگوییم شعار نده عمل کن به بعضیها میگوییم شعار نده یا نه اینها فقط شعار میدهند اصطلاحاتی که به کار میبریم میبینیم اینها فقط شعار میدهند وقتی این اصطلاحات را به کار میبریم در عرف یعنی شعار در مقابل عمل قرار میگیرد.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که (شِعارُ المُؤمِن اَلعَمَل) اصلا شعار خود مؤمن عمل است یعنی مؤمن حرفش را با عمل میزند یعنی فعل شعارش هست (آثارُنا تَدُلُ عَلَینا) که معروف هست بین علما که میگویند (آثارُنا تَدُلُ عَلَینا) آثار ما دلالت بر ما میکند.@ یعنی خروجیها عمل هست با عمل حرف میزند با عمل درباره مبلغین و علما حضرت فرمود (کونوا دُعاۀَ النّاس بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم) مردم را دعوت بکنیم با غیر زبان خودتان دعوت بکنید یعنی با عمل.@ عمل هست که حرف میزند عمل هست که شعار هست با عمل حرف بزنید و ما اصلا در روانشناسی یک بحث داریم به نام زبان بدن، بدن انسان خودش حرف میزند شما وقتی دارید با یک نفر صحبت میکنید قیافههای مختلف از طریق قیافه میگویی قیافهاش یک طوری بود که من اصلا ترجیح دادم با او حرف نزنم.@ درست است در جلسه نشسته بود ولی نحوه قیافهاش یک طوری بود که من نخواستم حرف بزنم یعنی او در واقع با قیافهاش نشان میدهد که من مایل به صحبت نیستم یا اینکه درست است مثلا قهر بود اما قیافهاش نشان میدهد که خیلی مشتاق آشتی است.@ حتی این بحث روانشناسی اینقدر توسعه دارد که شما از کودک یک ساله کودکی که متولد میشود تا یکسال به بالا حتی مثلا یک علمی داریم به نام زبان بدن کودک، کودک فرض بفرمایید گریههای خاصش در هر گریهاش یک معنی دارد.@ نحوه تکان دادن بدنش یک چیز دارد میگوید پس ببینید این خودش یک زبان هست در توحید در مجموعه اسماء الله گفتیم اینکه خداوند همه حرفهایش را کمتر حرف میزند خداوند همه حرفهایش را با خلقتش میزند.@ یعنی در خلقت حرف میزند با بشر برای همین هم خداوند به مخلوقاتش میگوید کلمه، اگر شما بخواهید کلمات خدا را بشمارید قرآن میگوید: نمیتوانید کلمات خدا را (ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ) کلمات خدا تمام نمیشود کلمات خدا یعنی مخلوقات خدا.@ از این نگاه هست که شما میبینید خداوند مسیح را کلمه معرفی میکند میگوید (وَ کَلِمَۀٌ مِنه) مسیح یک گفتاری از خداست خدا اگر میخواست مثلا یک حرف زیادی بزند برای بشر یک مسیح آفریده با این مسیح خیلی چیزها را دارد به ما میگوید.@ پس خود عمل حرف است پس دقت کنیم کلام اختصاص به لفظ ندارد لذا شما وقتی که یک گُل را میبینید یک گُل با زیباییهایی که دارد کلام خداست اگر کسی نتواند کلام خدا را بشنود شنیدن قرآن هیچ سودی به حال او ندارد.@ یک کسی که عرضه ندارد کلمات الهی را در خلقش ببیند و در نوع رفتارش ببیند این که هی برود حدیث بخواند برود حوزه علمیه برود دانشگاه برود قرآن بخواند برود تفسیر بخواند خیلی کمکش نمیکند یک کسی که جاندار هست میتواند سخن خدا را از فعل خدا بشنود.@ پس کمال هر کسی یکی از مهمترین درجات کمال این هست که انسان کلمات را حرفها را با فعل بخواند.@ یک فرمایشی هست از وجود مقدس امیرالمؤمنین که از معجزات هست این فرمایش که الان دیگر نمیرسیم اینجا بگوییم در همین دورهای که شروع کردیم پنجشنبهها دوره تبلیغ داریم برای طلبهها و دانشجوها داریم انشاءالله آن را مفصل توضیح میدهیم در انسانشناسی هم توضیح دادیم.@ میفرماید (اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) ظاهر نماینده باطن هست یعنی آنچه که ظهور میکند نشان دهنده باطن است از کوزه برون همان طراود که در اوست بنابراین شما وقتی که دارید ظهورات را میبینید دارید کلمات یک کسی را میبینید آن ظهورات کلمات یک شخص هستند کلمات یک مجموعه هستند.@ شما وقتی که آسمان و زمین را میبینید ماهیها را میبینید در دعای جوشن کبیر میخوانیم (یا مَن فِی البِحارِ عَجائِبُه) ای کسی که در دریاها عجائب خودت را قرار دادی هر چقدر شما عجائب روی زمین ببینید چند برابرش در دریاست یادتان نرفته که انشاء الله جوشن کبیر این را میخوانیم.@ که خداوند عجائب خلقتش را در دریا قرار داده الان که بشر علمش پیشرفت کرده رفته زیر دریا و هزاران ساعت فیلم مستند تهیه کرده معلوم میشود که آن زیر چه خبر است آنجا عالمی هست خود آن عالم دریا و بشر هم به قول خود دانشمندان یک دهم را هم نتوانستند از موجودات آنجا بشناسند بلکه کمتر.@ خدا دارد حرف میزند با خلقتش وقتی که این همه ظهورات دارد یعنی برزخ ببینید چقدر عظمت دارد که وقتی برزخ دارد با شما حرف میزند ظهورش میشود دنیا، خدا رحمت کند میرزا را فرمود دنیا عصاره یک ده میلیاردم برزخ است میگفت من رفتم دیدم دنیا عصاره یک ده میلیاردم برزخ است.@ پس شما وقتی یک دفعه کوه و آسمان و ستارهها و کهکشانها با ابعاد مثلا چند میلیون سال نوری میبینید بروید پشت صحنه غیب چه خبر است غیب چطوری دارد با شما حرف میزند ملائکۀ الله چطوری دارند با شما حرف میزنند و یک سره شما اگر گوشتان را باز کنید عالم پر از سر و صدا است.@ ما سکوتی نداریم اصلا دائماً عالم دارد با ما حرف میزند ملکوت دارد حرف میزند فرشتهها دارند حرف میزنند خدا دارد حرف میزند اهل بیت دارند حرف میزنند یک غوغایی هست ما فقط باید یک مقدار خودمان را حساس بکنیم این گوشهایمان را حساس بکنیم بگیریم اینها را.@ شما الان نگاه بکنیم همین جایی که ما نشستیم یک لحظه چند ثانیه من حرف نزنم این سکوت است کسی چیزی نمیشنوند ظاهراً در سالن زیرزمین هم هستیم.@ حالا اگر شما یک گیرنده تلویزیونی ماهوارهای بیاورید اینجا روشن بکنید یک ماهواره قوی میبینید بیش از ده هزار کانال ماهوارهای میتوانید بگیرید این ده هزار کانال ماهوارهای که شما روی تصویر میگیرد مینشینید نگاه میکنید اینجا یک آنتن قوی بگذاریم روی پشتبام بنشینیم همین زیرزمین.@ بیش از ده هزار کانال ماهواره میلیونها ساعت برنامه حرف است همهاش چقدر برنامه رادیویی دارد پخش میشود اگر بیسیم قویتر داشته باشید شما بیسیمهایی که فرض بفرمایید پلیس دارد حرف میزند وزارت دارد حرف میزند سپاه دارد حرف میزند ارتش دارد حرف میزند همه اینها را میگیرد.@ پس این همه صدا الان در همین اتاق است این همه صدا و تصویر دارد میلیاردها تصویر و صدا میرود در مغز و جان و روح من و شما دارد خارج میشود ما الان اینجا همینطوری ننشستیم فکر کنید که الان با فاصله نیممتر نیممتر نشستیم جز هوا با ما ارتباطی ندارد نه میلیاردها تصویر دارد از داخل ما رد میشود و میاید.@ فقط باید چطوری دریافتش بکنیم باید گیرنده را فعال بکنیم شما وقتی که یک آنتن ماهواره میگذارید اینجا میرود روی تصویر میبنید بابا خانه شما الان، همین دیجیتالهایی که تلویزیون هم تبلیغ میکند شما میگیرید چقدر میبینید چهل و خوردهای کانال میگیرید چه خبر در خانه شما خیلی است.@ غیر از اینکه این خبرها هست برزخ هم دارد حرف میزند ملائکه دارند حرف میزنند برزخ دارد حرف میزند انبیاء دارند صحبت میکنند بهشتیها دارند حرف میزند جهنمیان دارند حرف میزند چون اینها محیط بر ما هستند.@ علی(ع) فرمود (اَلدُنیا فِی الآخرۀ) دنیا در آخرت است این را دقت کنید این خیلی مهم است یعنی ما از نظر وجودی یک آخرتی داریم که در دلش یک چیزی به اسم دنیا تولید کرده خیلی کوچک هم هست این دنیا، خیلی ریز است با همه این میلیاردها سال نوری در مقابل آخرت یک رَحِم بیشتر محسوب نمیشود.@ مثل یک رحم در این دنیا، دنیا هم یک رحم در برزخ هست پس اگر آنتنهای روحی خودمان هم فعال بشود اینقدر خبرها هست در این عالم که نگو.@ برای همین یک کسی یک مقدار لطیف میکند خودش را یک مقدار گناه کمتر میکند یک ذره خیال خودش را سبکتر میکند یک مقدار ذهن خودش را سبکتر میکند میبینید یواشیواش خوابهایش شروع میشود خوابهای قشنگ میبیند یواشیواش میبیند امیرالمؤمنین را دید.@ قبلا امیرالمؤمنین خبری نبود حضرت زهرا میبیند پیغمبر را میبیند فرشتهها را میبیند امامزادهها را میبیند یک چیزهایی میبیند که چند وقت دیگر قرار است اتفاق بیافتد یک چیزهای دیگر به او میگویند.@ دیروز یک خانمی آمده بود که من برای بچهاش اذان و اقامه بگویم از شاگردان ما بود که باردار شده بود قرار شد که اسمش را یکی از اسمهای امام زمان بگذاریم بعد وقتی که آورده بودش من اذان و اقامه بگویم گفتم که چه گذاشتید گفت گذاشتیم علی گفتم چرا علی شد پس گفت در خواب به من گفتن که بگذار علی.@ ببینید این خبر دارد یا از گذشته خبر دارد یا از حال خبر دارد یا از آینده خبر دارد وقتی این دستگاههای ما فعال میشوند همه این صداها را میشود آدم بشنود.@ پس ما یکسره داریم ظهورات میبینیم ظهورات یک شیء چیست کلام یک شیء هست خداوند در قرآن میگوید من دارم با شما سخن میگویم با چه چیزی حرف میزند؟ با خلقتش، وقتی شما میروید بیرون چون زبان را بلد نیستیم ما کور میرویم و کور میاییم.@ مثل یک کسی الان بلد نیست هندی حرف بزند یا انگلیسی حرف بزند میرود در کشوری که آنها همه زبانهایشان هندی و انگلیسی هست میرود هندوستان مثلا میرود مثلا فرض بفرمایید روسیه بلد نیست روسی حرف بزند کور و کر است بنده خدا فقط نمیداند به سختی میتواند زندگی بکند آنجا زبان را بلد نیست.@ ما وقتی که این زبان را بلد نیستیم وقتی که میرویم در جنگل کر و کور میرویم (وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ)چه بسیاری آیاتی که در آسمان و زمین هست از آن عبور میکنند ولی اعراض دارند اصلا نمیبینند کور هستند.@ شما همین از در مدرسه که میروید بیرون نمیخواهید جای دیگر بروید همین کنار خیابان را که نگاه میکنید میبینید چند جور گیاه و گل کاشته شده اینجا خدا دارد با تو حرف میزند میگوید من اینها را به تو هدیه کردم اصلا من اینها را به عشق تو خلق کردم برای تو خلق کردم.@ (هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً) هر چیزی که روی زمین هست به عشق توست برای توست اصلا هدیه است به تو ما میرویم کنار دریا این حس را نداریم که به ما هدیه داده شده میرویم ماهیها را میبینیم حس نمیکنیم میرویم بازار ماهی حس نمیکنیم میرویم گلستان میرویم در جنگل میرویم پارک اصلا حس نمیکنیم که خداوند این همه را به ما هدیه داده.@ اصلا نشسته خداوند دانهدانه اینها را طراحی کرده تکتک اینها را خداوند طراحی کرده مصور است یکی از اسمهای خداوند مصور است تصویرگر ببین خدا نشسته این برگها را تصویر کرده برای شما، چند نوع برگ داریم ما؟ چند نوع گل داریم؟@ آدم یک ذره فکرش را راه بیندازد این حجاب عادت ما را بدبخت کرده کورمان کرده آدم وقتی عادت میکند به یک چیز کور میشود دیگر نمیتواند بفهمد برای همین هم بلا نازل میشود.@ خداوند گاهی اوقات با بلا نعمت را میگیرد تا بفهمی اِ مثلا من زبانم را گاز گرفت پس عجب نعمتی است من مثلا میتوانم صبح و شب حرف بزنم این زبان به این نرمی لای این دندانهای به این تیزی حرکت میکند گوشت است.@ یک تکه گوشت است با عصب، پر از عصب لای این همه داندان به این تیزی حرکت میکند و هیچ وقت هم گیر نمیکند یک بار خدا گیرش میدهد تا تو بفهمی که این نعمت یعنی چی ببینش بابا این معجزه را ببین ما اینقدر حجاب عادت کورمان کرده.@ میگوییم آقا معجزه شد امام رضا معجزه کرد من اصلا امام رضا برای همین قبول کردم برای همین به خدا اعتقاد پیدا کردم که فلانی رفت مشهد چشمش شفا پیدا کرد بابا خود چشمش معجزه بزرگتری است اصل چشم که معجزه است چرا این را نمیبینیم ما.@ چرا میگوییم طرف فلج بود شفا پیدا کرد معجزه شد ما غرق در معجزه هستیم اصلا شما میتوانید یک چیز غیر از معجزه در عالم پیدا بکنید یک چیزی غیر از معجزه باشد.@ بگویید آقا این چیز عادی است یک چیز عادی شما سراغ دارید آقا این چیز عادی است معمولی است دست روی هیچ چیز نمیتوانید بگذارید معمولیترین چیزها معجزه است و غیر عادی ولی ما با نگاه عادی که نگاه کردیم عادت کردیم و این کوری آمده سراغمان لذا نمیتوانیم از گل لذت ببریم.@ گلی که خدا حالا مثلا یک کسی یک کسی را دوست دارد میرود یک شاخه گل به او هدیه میدهد چقدر خوشحال میشود میگوید فلانی به من یک شاخه گل به من هدیه داد یک دسته گل به من هدیه داد تو برو در این جنگل برو در این پارکها اینهمه خدا گل به تو هدیه کردم رسما اعلام کرده سند زده امضا کرده میگوید برای تو فرستادم.@ این ستارهها این ماه به این قشنگی این آسمان به این زیبایی میگوید برای تو تزیینش کردم (زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ) میگوید من زینت کردم بخاطر شما اینهمه چراغانی کردم آسمان را،ببین این را بفهم که تو لذت ببری.@ اینهمه گوشت متنوع این همه ماهی این همه سبزی برو در این بازار گذرخان رد بشو برو در این بازار میوه رد شو برو در این بازار سبزیفروشیها رد شو نگاه کن این همه سبزیهای متنوع چند دفعه برو مغازه میوهفروشی نگاه ببین خدا با تو چکار کرده.@ به قول یکی از بزرگان میگفت انسان اگر یک لیوان آب بخورد یک کف آب یک ذره هم جو بخورد یا گندم بخورد زنده میماند نمیمیرد ولی شما نگاه کنید خدا چقدر تنوع برای ما ایجاد کرده بنشینیم فکر بکنیم یک مقدار راجع اینها، که ما عمل را تشخیص بدهیم ضهورات را تشخیص بدهیم خروجیها را تشخیص بدهیم.@ برزخ این همه دارد حرف میزند با ما، فرشتهها که اینهمه دارند در زندگی ما میلولند اینقدر میلولند در زندگی ما فرشتهها ما اصلا هیچ وقت هیچی مرحوم میرزا جواد آقا فرمود آقا صبح بلند میشوید یک سلامی به اینها بکنید اینها بالاخره صبح آمدند اول صبح دم اذان اینها میایند سراغ شما.@ اینها مهمان خدا هستند (عِبادٌ مُكْرَمُونَ) بندگان گرامی و عزیز خدا هستند ما اصلا با اینها انسی نداریم به اینها یک سلامی بکنیم احوالپرسی با این فرشتهها بکنیم مغرب که میشود فرشتههای جدید میایند آنها میروند این جدیدیها اصلا ما نه رفتنشان را میفهمیم نه آمدنشان را میفهمیم نه سلام و علیکی داریم با آنها نه انسی داریم با آنها هیچی.@ میگوید (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ)در رحمهای مادران این خداست که دارد تصویرگری میکند فرشتهها تصویرگری میکنند یک گُل را نگاه کنید این گُل اتم به اتمش را فرشتهها میچینند روی همدیگر یعنی کار دست است.@ الان این فرشها را که روی آن نشستیم کار دست است یا کار ماشین؟ موکت کار دست است یا کار ماشین است بافتش؟ کار ماشین است بعد میگوید قیمتش اینقدر است مثلا این فرش مثلا پانصد هزار تومان ولی آن که دستبافت است میگویند چهار میلیون تومان چرا؟@ چون دانهدانه گرههایش را یک نفر نشسته گره زده کار دست است این گره خورده گره زدند میگوید کفش، کفش شرکتی آقا صد هزار تومان ولی آن کفشی که با دست نشسته درست کرده قالب پایت گرفته و درست کرده میگوید چقدر است؟ میگوید چهارصد هزار تومان پول کفشتان است.@ این گلها این میوههایی که ما راحت میخوریم ما فقط از میوه خوردنش را یاد گرفتیم از گلها هم همینطوری پا بگذاریم روی آن و رد بشویم این یک دانه سیبی که شما میخورید اتم به اتمش را فرشتهها مینشینند میچینند کنار هم.@ اینها را من دیگر در بحث صحیفه سجادیه دعای سوم توضیح دادم اینها را بخش فرشتهها که فرشتهها چکار میکنند اصلا نقش فرشتهها در زندگی ما چیست اینها را مفصل توضیح دادیم آنجا به همان مباحث فرشتهها مراجعه کنید به بخش اسماءالله.@ اینها را دانه به دانه اتم به اتم فرشته میایند مینشینند این سیب را کنار هم میچینند تا یک سیب میشود دانهاش را آن چوبش را رنگآمیزیش را مینشینند رنگ میکنند یکی از اسمهای خداست خدا رنگآمیز هست رنگ میزند خدا برای ما، این همه گلهای متنوع رنگ زده خدا برای ما ما اصلا از آنها استفاده نمیکنیم نه لذتی میبریم.@ این گل را تقدیمی خدا نمیدانیم به خودمان، حالا یک نفر میرود یک شاخه گل آماده که فرشتهها چقدر کار کردند روی آن آماده میرود از گلفروشی میخرد میاورد میدهد دست ما میگوییم بَه فلانی یک گل هدیه داد این را میفهمیم؟.@ آن را که خدا میدهد دست ما را آقا بنشین برای همین هم در روایت داریم که وقتی مینشست سر سفره غذا بخورد مثل یک غلام در برابر مولای خودش مینشست غذا میخورد این لقمه خورشتی که داری میخوری برنجی که داری میخوری گوشتی که داری میخوری سبزی که داری میخوری میدانی چقدر فرشتهها روی اینها کار کردند.@ آنوقت ما همینطوری مفت میخوریم حتی چند دقیقه نگاهش نمیکنیم که از آن لذت ببریم نمیتوانیم این سیب را نمیتوانیم بنشینیم اول با آن عشق بازی بکنیم بویش بکنیم نازش بکنیم یک بار ببوسش این میوهای که میخواهی بخوری یک بار ببوسش هدیه خداست.@ این اگر هزار هزار گوهر بگذاری در مقابل پرتقال میبینی اصلا حرفی برای گفتن ندارد در مقابل یک پرتقال در مقابل یک موز در مقابل یک سیب در مقابل یک خیار، ولی ما چون عادت کردیم به دیدن اینها میگوییم الماس سنگ طلا، ولی نمیگوییم آقا این میوهها چقدر کار برده.@ واقعاً انصافاً کاری که روی سیب شده بالاتر است یا کاری که روی الماس شده؟ از توی یک خاک واحد این همه تنوع است دارد حرف میزند با ما، دیگر ولی ما آن حرفها را نمیشنویم بد هم هست که آدم بمیرد بعد ببیند که چقدر با او حرف میزدند این اصلا نمیشنیده این کری داشته چقدر به او نشان میدادند و این کوری داشته.@ خدا میگوید بابا من دارم با تمام وجودم خودم را به شما نشان میدهم شبهای جمعه هم میخوانیم ولی چه فایده متوجه نیستیم معنی را (وَ بِاَسمائِکَ الَتی مَلَئَت اَرکانَ کُلِ شَیء) خداوند با هزاران اسمش در همه اشیاء حضور دارد هیچ شیئی را شما نمیتوانید دست بگذارید روی آن و اسماءالله را از آن استخراج نکنید.@ آن اردویی را که گذاشتیم عزیزان رفتند یک دویست نفری که در کوه بودند همه میکروسکوپ داشتند تلسکوپ داشتند دوره گذاشتیم برای آنها که اسماءالله را استخراج کنند تمرین داشتیم یک هفته آن حداقل هم کتابش را هم سیدیش را بنشینید گوش بکنید.@ دیگر حداقلش این است که نهایتاً آدم مینشیند گوش میکند این که از دست شما برمیاید آقای همایونفر هم زحمت کشیدند به صورت یک نرمافزار تولیدش کردند الحمدلله دستشان درد نکند سپاسگزاریم از او، یک نرمافزار فیلم است بنشیند آدم نگاه بکند دورهاش کامل است دیگر انشاءالله بزودی در میاید تصویری ببینید خیلی بهتر است.@ بالاخره خدا دارد حرف میزند شما وقتی یک گل را نگاه میکنید این گل چه چیزی به شما میکنید شما اسم از آن استخراج کن با هم یک تمرینی بکنیم همین الان، تا یواشیواش برویم سراغ روایت این گل را وقتی نگاهش میکنیم جلویت چه میگوید اسم در بیاور از آن.@ این گل زنده است کار خودش هم که نیست یک کسی آن را آفریده اسم حی را از آن در میاورید این کار را کرده قادر هم هست پس، میلیونها دانشمند هنوز نتوانستند یک گل را بشناسند گل خیلی اطلاعات میدهد ولی بشر نتوانسته هنوز یک گل را کامل بشناسد بینهایت حرف دارد یک گل برای آدم.@ گل از وقتی که خلق شده تا الان دارد حرف میزند با دانشمندها مثل بدن بدن هشت هزار سال است دارد برای دانشمندها حرف میزند دانشمندها هم دارند حرفهای بدن را مینویسند میشود علم پزشکی، اما الان در علم پزشکی موفق شدند که یک عضو از اعضای بدن را بشناسند کامل یا نه؟نه.@ این بدن هزاران سال حرف میزند از خال خودش و اسم تولید میکند دائما دارد به دانشمندها میگوید پزشک هم میفهمد میخواند دانشمند کشف میکند ولی خودش حواسش نیست که این کار کیست اینقدر عجیب است که میگویند آقای دکتر نماز خواند آقای دکتر روزه میگیرد.@ اتفاقاً او که کار تجربی میکند دانشمند باید به خدا نزدیکتر باشد بیشتر دارد روی آثار خدا بیشتر دارد اسم استخراج میکند ولی ما اینقدر عادت کردیم که میگوییم دانشمندان بیدینترین آدمها میشوند سوادها که کمتر هست متدینتر هستند.@ یعنی چی یعنی هر چه سواد آدم بالاتر میرود باید بیمعنویتتر بشود الان اینطوری است الان هر چه سواد بالاتر میرود معنویت کمتر میشود و شکست بیشتر میشود طلاقها خودکشیها افسردگیها پژمردگیها هر چه تحصیلات میرود بالا، شکستها مشکلات روحی روانی چه میشود در حالی که باید شادی و آرامش بیشتر بشود.@ میگوید من اول آمدم حوزه اینقدر حال خوشی داشتم که نگو یک هفت هشت سال درس خواندم دیگر الان آن حس و حال اولیه را ندارم رفتم دانشگاه حس خوبی داشتم ولی الان آن حس اولیه را ندارم چطوری میشود پس، بر عکس شد که حی هست قادر هست خالق هست علیم هست جمیل هست حکیم هست.@ همینطوری بگوییم تا صبح میشود اسم گفت از توی یک گل اسم در بیاوریم. همین یک دانه من تمرین بدهم به شما ببینیم چکار میکنید تا هفته دیگر بنویسید یک تعداد اسم بنویسید ببینید چند تا اسم میتوانید از گل در بیاورید.@ تمرین است بنشینید فکر بکنید عبادت هم هست بجای نماز شب خواندن و بجای قرآن خواندن بجای خیلی از کارهای دیگر بنشینید همین کار را انجام بدهید یک ذره با خدا جدیتر باشید بجای خیلی از عبادتها بگذاریم کنار که به آنها عادت کردیم همین عبادت شما فرمود هیچ عبادتی بالاتر از تفکر در خلق خدا، کانَ اَکثَرُ عبادَتِ اَبی ذَر(ره) اَلتَفَکُر فی صُنعِ الله.@ تفکر، خود پیغمبر هم بیشترین عبادتش را فرمودند بیشترین لذت من نگاه به آسمان است امام صادق(ع) میگوید من شبها میایم بیرون وقتی به آسمان نگاه میکنم میگویم برای عبادت ولی وقتی به آسمان نگاه میکنم یک موقع به خودم میایم که اذان صبح شده.@ ما یک ذره وقت بگذاریم عبادت اینطوری بکنیم و خیلی هم کیف دارد این عبادت چون تخم یقین و بصیرت و کشف را میگذارد در دل ما، هزاران پرده را از ما جدا میکند این تمرین را انشاءالله انجام بدهید.@ هم خانمها هم آقایان تا هفته بعد این را جدی بگیرید شوخی نباشد همینطوری رد شویم مثل آن هفته من سؤال کردم دو نفر آوردند یک خانم یک آقا فقط همین راجع به شِعارُ المُؤمِن اَلعَمَل.@ یک گُل بردارید بگذارید جلوی خودتان حالا فردا بهانه نکنید یک نفر بگوید من به گُل حساسیت داشتم از این توجیهات یک خیار بردار یک سیب بردار یک بادمجان بردار یا هر چیزی بردار بگذار جلویت روی آن فکر بکن ببین چندتا اسم میتوانی در بیاوری.@ اسم بنویسید ببینید اسمها را همین تمرین بکنید انشاءالله. ما دائما با خروجیها صحبت میکنیم خدا اینقدر که دارد در عمل با ما حرف میزند یک کتاب هم فرستاده 6000 تا هم آیه دارد پانصد صفحه کتاب فرستاده آن هم که ما بفهمیم.@ دارد توضیح میدهد این قوانین همه این خلقتی که کرده، کرده فرمول فرمولش را کرده در این قرآن دارد به ما میدهد میگوید این را اینطوری خلق کردم آن را اینطوری کردم پس گزارش همه آن خلقتهاست یک گزارش کرده خدا.@ عملکرد خیلی است بینهایت هزاران هزار از وقتی که خدایی کرده کی هست از وقتی که خدایی کرده خدا، همه حرفهایی که از ازل داشته نمیگوییم تا ابد ولی همه حرفهایی که از ازل داشته همه را برای ما گفته اینجا یعنی در این نظام دنیایی خودمان کرده در قرآن دارد به ما میدهد.@ با آن هم ما انس نداریم یعنی ما حوصله گزارشهای خدا را نداریم ولی الفی بن مالک را حفظ هستیم کتابهای شعر را حفظ هستیم سعدی را حفظ هستیم مولانا حفظ میکنیم چیزهای دیگر را خیلی حفظ میکنیم.@ ولی قرآن نه آقا با قرآن خیلی انسی نداریم میفرماید شعار این همه مقدمه من حرف زدم گفتم که کارم به تمرین هم کشید برای یک روایت بود (شِعارُ المُؤمِن اَلعَمَل) مؤمن اصلا شعار ندارد شعار که در مقابل عمل در عرف قرار میگیرد میگویند فلانی اهل عمل است فلانی اهل شعار هست.@ حضرت میگوید شعار مؤمن خودش عمل است یعنی مؤمن حرفهایش را شعارش را با عمل میدهد. این فرمایش خوبی را هم که آقای اعتمادی نوشتند را بخوانیم قشنگ هست که شعار یعنی آرم علامت و نشانه، مؤمن به واسطه ایمان و معرفتی که دارد اهل حرف نیست بلکه اهل عمل است و عمل او نشانه و علامت ایمان است.@ به عبارت دیگر تابلو و علامت دارا بودن شخص مؤمن عمل اوست یعنی تابلویش چیست؟ عمل که فرمود (وَ کُونُوا دُعاۀَ النّاس بِغَیر اَلسِنَتِکُم) اصلا با عمل حرف بزنید این خیلی بهتر است با عملتان حرف بزنید پیامبر حرف میزد خیلی؟ نه. چرا این همه مسلمان شدند؟@ خیلی که حرف نزده پیغمبر ببینید شما الان از امیرالمؤمنین(ع) یک نهجالبلاغه دارید نهجالبلاغه کلاً سی ساعت یعنی حضرت علی سی ساعت حرف زده شده یک نهجالبلاغه مجموعه سی ساعت شده یک نهجالبلاغه.@ حالا بگو مثلا سی ساعت دیگر هم غرر الحکم و کلمات دیگر و اینها را جمع کنیم سی ساعت این شصت ساعت چهل ساعت هم تخفیف بدهیم صد ساعت میشود این همین است.@ ملازمت مؤمن با عمل چنان است که عمل او بسان تابلویی است برای شناخت او و عمل نیز علامت و نشانهای برای شناخت ایمان و مؤمن میباشد، دستشان درد نکند خواهرمان که حرفها و فرمایشات زیادی داشتند چون تطبیق آیات هست باید همه را یکجا با هم بخوانم که فرصت نیست خانم نجارزاده زحمت کشیدند نوشتند خیلی هم تشکر میکنیم از ایشان.@ مؤمن هر چیزی که میخواهد بگوید در عمل نشان میدهد شوهرداری با عمل زنداری را با عمل، عشق را با عمل، حالا من دوست دارم دیگر خودت میدانی که دوست دارم حالا نه اینطوری نمیشود پیغمبر میگوید باید بگویید.@ گفتیم بعضیها سمعی هستم باید بگوششان برسانی پیغمبر میگوید وقتی یک نفر به همسرش میگوید دوستت دارم از قلبش بیرون نمیرود زن باید به مرد اعلام بکند مرد باید به زن اعلام بکند پدر مادر باید به بچه اعلام بکنند که دوستت دارم.@ هر چند روز یک بار باید این گفتن صورت بگیرد بچه باید به پدر مادر اعلام بکند که پدر دوستت دارم ما چقدر با پدر مادرمان تا این کلمه را بکار بردیم به مادرمان بگوییم مادر من خیلی تو را دوست دارم پدرمان را هم اینطوری اعلام بکنیم.@ (قُم عَن مَجلِسِکَ لِمُعَلِمِکَ وَ اَبیک وَ اِن کُنتَ اَمیرا) به احترام پدرت و معلمت از جایت بلند شو حتی اگر پادشاهی، ما چقدر به مادر و پدرمان در عمل نشان دادیم به احترام پدر و مادرمان بلند شویم به احترامشان پایمان را دراز نکنیم.@ اگر خواستیم دراز کنیم پایمان را یا حتی بخوابیم اجازه بگیریم از آنها، در آن صمیمت آنها ممکن است ناراحت بشوند اگر ما راحت نباشیم اجازه بگیریم چقدر هدیه خریدیم برای پدر مادرمان چند بار پدر مادرمان را دعوت کردیم.@ مسافرت یک مشهدی یک کربلایی آنهایی که دارند یک عمرهای فرستادند پدر مادرشان چند بار شده ما در سفرها بگوییم برویم سراغ پدر مادرمان اینها را با خودمان ببریم اصلا آقا این حرف باید گفته بشود.@ حرفهای قشنگ یک کاری که یک مسلمان یک مؤمن باید بکند این هست که مجموعهای از کلمات زیبا عاشقانه عاطفی این ذخیرهاش باید زیاد باشد تا بتواند اینها را بگوید به پدرش به مادرش به همسرش نحوه حرف زدنشان نحوه خطاب کردنی که دارد همسرش را خطاب میکند فرزندانش را خطاب میکند کسان دیگر را خطاب میکند.@ آن زن حسرت دارد بعد از ده سال پانزده سال بیست سال حسرت دارد یک بار کلمات اینطوری از دهان شوهرش در بیاید نمیاید اصلا لال است انگار این مرد لال است زن همینطور فقط با هم زندگی میکنند.@ اگر لازم نباشد که پیغمبر نمیگفت خوب بگویید آقا این سمعی است عمل هم هست خودش عمل است خود گفتن عمل است بعضیها بصیریند باید دیده بشود باید برایش هدیه بخری یک لباسی بخری یک چیزی بخری باید این کار را انجام بدهی ولو کوچک ولو کم.@ کاری ندارد یک هدیه گرفتن شما سر راهت یک شاخه گُل بخری مگر چقدر میشود میروی خانه پدرت میروی خانه مادرت یک کیلو میوه بخر برو خانه مادرت، تابستان است یک ظرف شربت بخر برایش ببر.@ یک کیلو فالوده بگیر برایش ببر اگر قندی نیست مرض قند ندارد فالوده بخر برایش یک چیز خنک بخر برایش، ما الان خانه پدر مادرمان میرویم معمولاً دست خالی میرویم خانه پدر مادرمان.@ خدا میگوید کسی که دست در جیبش میکند یک تا هفتصد برابر به او برمیگردانم ما ترس چی داریم ما این را هم قبول نداریم میترسیم، خانه مادرت میروی نگو خانه مادرم پدرم است نه خانه مادرت میروی دست خالی نرو یک چیزی ببر خانه مادرت میروی خانه پدرت میروی.@ به بقیه هم همینطور حالا بعضیها بصیریند بعضیها لمسیند میگویم بچهات را کی بوسیدی میگوید من یادم نمیاد بچهام را کی بوسیدم به بچه میگویم پدرت را کی بوسیدی میگوید من عید به عید با پدرم روبوسی میکنم.@ این چیه یک خانواده خشن بیروح بیعاطفه، خانواده همسر هم همینطور به بهانههای مختلف شیطان میاید ما را با خانواده همسرمان درگیر میکند میتوانیم دوستشان داشته باشیم جدایی از هر ضعفی که دارند هر نقصی که دارند دوستشان داشته باشیم.@ چطور به خدا میگوییم خدایا ما را با همه آلودگیها دوست داشته باشد حالا خدا این کار را کرده پدر شوهر تو مادر شوهر تو اینطوری هستند پدر زنت اینطوری است هر کس خانواده همسرمان را احترام بگذاریم به عشق همسرمان.@ به عشق خدا، بالاتر از همسر، به عشق خدا دوست داشته باشیم حرمت بگذاریم لمسیند دوست دارد تو به او دست بدهی حضرت فرمود دست وقتی دو نفر به هم دست میدهند فرمود خداوند به یکی از این دو دست دست میدهند حتما دست خدا در دست هر دو نفر نیست.@ فرمود در دست آن کسی هست که علاقهاش به طرف مقابل بیشتر است عاطفیتر است یعنی صفت رحمان خدا در او بیشتر جلوه دارد خشونت در او کمتر است عاطفه در او بیشتر است خدا دستش را به دست او میدهد.@ همدیگر را بغل میکنند روبوسی میکنند خداوند به فرشتهها میگوید بروید این دو نفر را تنها بگذارید گناهانشان هم ریخته میشود بوسه کفاره گناه است دیگر از این بهتر، بچهات را ببوس کفاره گناهت است پدر مادرت را ببوس دوستت را ببوس کفاره گناهت هست همسرت را ببوس کفاره گناه است.@ ما اینقدر خشن هستیم برای کفاره هم راههای خشن را انتخاب میکنیم کارهای خیلی سخت میخواهیم انتخاب بکنیم که خدا گناه برویم چهار ساعت در آفتاب بنشینم مثلا اینقدر روزه بگیریم اینقدر چیز راههای راحتتری هم خدا گذاشته نوازش بوسه هدیه خریدن اینها کفاره گناهت است.@ میخواهی پاک بشوی این همه کار (إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) چرا اینقدر خشن نشان بدهیم در عمل نشان بدهیم بقیه حرفها هم همینطور ما الان برای امام زمان(ع) خیلی میگوییم دوستت داریم جوانی من به فدایت از این حرفها.@ ولی امام زمان الان 1180 سال است آواره است آواره طرد شده تنهاست از دست شیعیانش هم هست یک کسی که امام زمان در زندگیش نقشی ندارد اصلا در ساعت برنامهریزیهایش جایی برای امام زمان ندارد نه در درسش نه در علمش نه در هنرش نه در پولش نه در جیبش نه در عواطفش هیچی نه در آبرویش.@ الان یک کسی فکر کند آقا من الان چه خاصیتی برای امام زمان دارم، مثلا الان با امام زمان روبرو بشوم الان هی جمکران میرویم خیر سرمان آنجا حالا الان یک موقع امام زمان بیاید بگوید حالا تو الان آمدی اینجا چه میگویی؟.@ به قول خودش میگوید کسی حرفی با من ندارد هر کس برای مشکلات خودش من را صدا میکند با خود من کسی کاری ندارد، مرحوم آیت الله فشندی فرموده بود که هیچ کس با من کاری ندارد هر کس میاید جمکران برای خودش میاید جمکران برای مشکلات خودش.@ کسی با امام زمان کاری ندارد الان امام زمان بگوید من را این همه صدا کردی چکار داری تو چه خاصیتی برای من داری خدا وکیلی اگر امام زمان این سؤال را بکند من چه جوابی بدهم؟ بگوید من الان در آواره بودن آواره طرد شده و تنها غریب مظلوم این تعبیری که خود امام زمان خیلی بارها خودش گفته مظلومتر از من نیست.@ حالا بگوییم بعد از سی سال چهل سال چه خاصیتی برای من داشتی این زندگی تو درس خواندن تو این ایمان تو چه چیزیش به من رسیده قرآن هم میگوید روز قیامت هر کس را با امام زمانش محشور میکنند (يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ) یک کسی خوان امام را نتواند رد بکند نماز و روزه و هیچی به دردش نمیخورد.@ اعتقاد به خدایش هم به دردش نمیخورد هیچی به دردش نمیخورد خوان امام زمان خوان سنگینی است مهمترین خوان قیامت است اصلا کاری ندارند تو چقدر نماز خواندی نخواندی چکار کردی میگویند برو زیر پرچم هر کس امامت بوده برو زیر الگوها همه میروند زیر پرچم الگوهایشان.@ این است که الان مقام معظم رهبری دارند سبک زندگی را مطرح میکند چون این سبک زندگی خیلی ادعای اسلامی و ایمانی و امام زمانی داریم ولی سبک زندگیمان امام زمانی نیست واقعاً، مهم سبک زندگی یک نفر است.@ شوهرداری مهدوی زنداری مهدوی تربیت مهدوی ازدواج مهدوی اقتصاد مهدوی سیاست مهدوی ما الان سیاسیونمان گروهها و چیزهای اجتماعیمان کار مهدوی دارند.@ خدا وکیلی آن که میخواهد نماینده مجلس بشود میکشد خودش را به ریاست برسد شورای شهر رییسجمهور میخواهد بشود واقعاً برای امام زمان میخواهند بشوند خدا وکیلی؟.نه غالباً برای حس جاهطلبیهای خودشان.@ امام خمینی(س) فرمود مسؤولین نظام جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی اسلام نباشند هر چند خدمت بکنند خائن و خطرساز هستند هر چند خدمت بکنند در این مملکت خائن هستند.@ یک کسی که امام زمان را فراموش بکند بلد نباشد این قوای عظیم این مملکت را به سمت برطرف شدن موانع ظهور امام زمان ببرد این خائن است حالا خیلی هم خدمت بکند به مردم.@ مردم وقتی از امام زمانشان از پدرشان از حقیقت آسمانیشان از ولیشان از خلیفۀ الله جدا کردی بزرگترین خیانت به مردم کردی ما الان کارهای حزبیمان گروهیمان اینها مهدوی است واقعاً؟@ درس خواندنمان یک کسی بگوید من الان درس میخوانم برای امام زمان درس میخوانم خدمت به امام زمان بکنم امام زمان را خوشحالش بکنم موانع ظهور امام زمان را برطرف بکنم.@ دانشگاه میروم دکتر میشوم مهندس میشوم ما اینقدر مسجد میسازیم بیربط به امام زمان اینقدر حسینیه میسازیم بیربط به امام زمان کارهای خیر، امام زمان الان به یک کارهای خاصی احتیاج دارد ما بودجهمان را یک جای دیگر هزینه میکنیم.@ من چند روز پیش یک جلسهای داشتم برای این سفر تبلیغی که به اروپا داشتم و دارم چند وقت دیگر یکی دو ماه دیگر دارم میروم دیدم این دو سه تا از اساتید از آنجا آمده بودند میگفت که ما الان یک کتاب چاپ کردیم برای عاشورا برای آشنایی با همین محرم و صفر بچهها آشنا بشوند با امام حسین با عاشورا به زبان فرانسه.@ به من میگفت این آقایی که از بلژیک آمده بود میگفت که الان آمدم ایران دادم که ایران ارزانتر در بیاید چاپ بکنند چاپ کردند بعد یکدفعه قیمتهای کاغذ رفته بالا، الان به من میگوید سه میلیون دیگر باید بیاوری بدهی من هم ندارم بدهم کتاب مانده الان محرم هم نزدیک است.@ میخواهم برای بچههای آنجا ببرم در فرانسه و بلژیک و هلند که همه زبانهایشان چند تا کشور فرانسه است من ماندهام الان چکار بکنم ما الان چقدر کارهای تبلیغی مانده داریم هی حسینیه بساز هی مسجد بساز کارهایی که ظاهر هم باشد مثلا.@ الان آنجا یک عالم آدم هست احتیاج دارند با اولیات اسلام آنوقت وهابیها ببین چکار میکنند بهائیها ببین چکار میکنند در خارج از کشور ببین چکار میکنند همین یک از عزیزان که جلسه خودمان هم هست از هلند تشریف آوردند آنجا زندگی میکنند میگوید آقا ببین آنجا وهابیها چکار میکنند آنجا تبلیغاتی میکنند.@ ما اصلا یک قرآن یکی مبلغین ترک بود از ترکیه من رفته بودم استانبول برای تبلیغ برای ائمه جماعت آنجا میگفت آقا ما آنجا یک قرآنی که شیعه ترجمه کرده باشد نداریم یک ترجمه ضعیفی کردند به زبان آنجا نمیتوانیم یک عالم کارهای زمین مانده داریم برای امام زمان کارهای تبلیغی داریم کارهای فرهنگی داریم.@ ما کارهایمان هم به قصد امام زمان خیلیهایش نیست شام بدهیم شام خوب میدهیم اصراف ناهار شام، اینها همین الان نگاه کنید میلیاردها تومان در همین عزاداری بیخود اصراف میشود طرف دیگر قیمه زده میشود قورمه زده میشود عدس پلو زده میشود.@ توی این پارکها شما بروید ببینید چقدر حالا یک موقع مناطق محروم است میخورند ولی شما در این پارکها تهران بروید همینطوری گُله به گُله سانت به سانت ظرفهای یک بار مصرف دو تا قاشق خوردند ریختند آنجا و آمدند آخر عقلت کجاست شکم نیست اسلام که، شما همین شکم را پر کنی اگر هم میخواهی پر کنی لااقل یک جایی یک طوری پر بکن که واقعاً برسد به اهلش.@ این چکاری است ما همینطوری دیگ دیگ راه میاندازیم دارا و ندار اکثرشان هم دارا و سیر اصلا نیازی به این غذا ندارند میگوید آقا تبرک است تبرک چقدر آخر.@ یک دوستی پارسال از آمریکا آمده بود تبلیغ میکرد میگفت یک مسیح آمده بود جلسه ما بعد محرم هم ایشان سخنرانی داشت بعد به او گفتم اینجا چکار میکنی شما مسیحی هستی گفت ما خدایمان با هم فرق میکند ولی ابوالفضلمان یکیست بعد میگفت ما از شما تعجب میکنیم ما میاییم اینجا نذری ابوالفضل را میگیریم.@ یک دانه از برنجهایش را میریزیم در قابلمه غذایمان تبرکی یک دانه برنجش را، شما تندتند میخورید چطوری داستان، ما فقط سورچرانی میکنیم به اسم امام زمان به اسم اهل بیت این همه آدمها هستند که محتاج هستند.@ من آدم سراغ دارم در دل آمریکا الان در دل اروپا برای بیپولی چون شیعه شده مسلمان شده روزه میگیرد چون بیپول است ما پولهایمان همینطوری مفت مفت داریم هدر میدهیم.@ امام زمان هیچ نقشی هم در جیب ما ندارد نمیدانیم اصلا چطوری باید به امام زمان کمک بکنیم کار فرهنگی هم که میخواهیم بکنیم باز همینطور کارهای فرهنگی ضعیف به قول مقام معظم رهبری میفرماید که کار فرهنگی خیلی میشود ولی بیخاصیت است زیاد در این کشور میشود ولی بیاثر است تأثیری ندارد کار فرهنگی.@ همه هم بیشتر با نماد ما سر و کار داریم ما خفه شدیم از نمادها، حرف، نماد، شعار، رنگ، پرچم، طرف پولدار است به او میگویم آقا شما این پول را بده به من من برایت چند تا کتاب راجع به اهل بیت راجع اصول دین اسلامی به چند زبان بفرستیم اینها مسلمان بشوند.@ میگوید نه اگر مسجد میسازی من پول میدهم بگذار ما مسلمان نمازخوان درست کنیم خودشان نمازخوانها هر جا هستند برای خودشان مسجد درست میکنند مهم نمازخوانش هست میگوید اگر حسینیه میسازید مسجد میسیازید تازه بعضیها هم میگویند اگر ساختید اسم من را هم باید بزنید بالایش ظواهر.@ (شُعارُ المُؤمِن اَلعَمَل) در همه چیز، ناشر، من الان خانواده را مثال زدم مسائل سیاسی را مثال زدم مسائل مهدوی مثال زدم ناشر من الان دیدم خود آدم خجالت میکشد کتاب چاپ کرده مثلا دو هزار تومان بعد زده یک سال بعد مثلا فرض بفرمایید هزار جلد از این کتابش مانده زده قیمت کالا رفته بالا.@ کاغذ رفته بالا دلار است الان همه زندگیها بسته شده به این دلار مهمتر از دین و پیغمبر حضرت فرمود (دینُهُم دَنانیرُهُم) دینشان دینارشان هست الان اینقدری که راجع به قیمت دلار و طلا حرف زده میشود از چیزی از معارف و آسمان گفته نمیشود هیچی.@ قیمت رفته بالا آقا شما این کتاب را چاپ کردی با قیمت دو هزار تومان، این مال قدیم بوده خوب بنویس دو هزار تومان بفروش به مردم بخرند کتاب ارزان گیرشان بیاید برای چی به قیمت جدید کاغذ کتابش را برچسب چسبانده روی قیمت پنج هزار تومان.@ آقا تو که این را اینقدر چاپ نکردی که اینقدر برای تو هزینه نشده که همان قیمت قبل بفروش،نمیتوانم،حالا یک جنس جدید خریدی.@ متقابلاً رفتم من مغازه یک معلمی یک معلم بود مغازهدار هم بود رفتم تعاونی اتحادیه دفترچه بخرم برای سربازها گفتم اینها سربازند برای سربازها درس داشتم گفتم سربازها بندگان خدا پول ندارند.@ بگذار خودم بروم که هم معلمشان هستم برایشان اینها نمیتوانند بروند بیرون کاغذ بخرند دفترچه بخرند گران میاید خودم بلند شدم رفتم تعاونیشان اتحادیه لوازم التحریر فروشها دیدم اتحادیه برای من یک قیمتی زده سنگین بود قیمتش ولی قیمت اتحادیه است دیگر.@ یعنی ارزانتر از همه جا رفتم بازار در مغازه معلم دیدم به من چهل درصد ارزانتر از قیمت اتحادیه دارد میدهد به من، گفتم آقا چطوری است شما از اتحادیه هم ارزانتر میدهید درود بر این معلم شریف، گفت آقا اینها مال قبل من است هنوز یک مقدار مانده اینها را من به قیمت قبل میدهم به شما.@ ولی الان دفترچه جدید که آمده برای ما چرا درست گفته اتحادیه به شما آن قیمتی که به شما داده درست است ببین الان قیمت جدید آمده برای من من یک ذره هم یک درصدی روی آن کشیدم از آن که اتحادیه داده برای سودم، ولی قدیمیها هنوز هست همانها را با همان قیمت میتوانید ببرید.@ ما با پول تمام دین را آقا لقمه حرام میدهی زنت میخورد بچهات میخورد خودت میخوری هار میکند لقمه حرام آدم را، کور میکند بیعاطفه میکند خشن میکند دیگر نه میتوانی نماز بخوانی اگر هم بخوانی فقط یک صورت دلقک بازی همین هی شکلک در بیاوری هیچی دیگر نیست.@ روزهاش هیچی نیست قرآنش هیچی نیست عبادتش هیچی نیست حجش هیچی نیست به خدا هیچی نیست لقمه حرام میرود پایین از گلو هزارتا بلا سرمان میآورد.@ مؤمن شعارش در عمل است میخواهد حرف بزند با عمل حرف میزند ما نسبت به امام زمان بدهکاریم و نمیدانیم هم چطوری جواب بدهیم با خودمان مشکل داریم نسبت به قرآن مشکل داریم قرآن فرمود روز قیامت که میشود میگوید خدایا این بندهات من را ضایع کرد ضایعش بکن.@ میگوید من هنوز قرآن نرفتم یاد بگیرم بخوانم ولی زبان را میرود یاد میگیرد برای زبان وقت دارد برای کامپیوتر وقت دارد احکام شرعی را نمیرود یاد بگیرد.@ یک بنده خدایی یک جایی بودم ما بلد نبود احکام هر کاری هم میکردم که یادش بدهم یاد نمیگرفت اصلا رغبت اینکه بنشیند من یک ذره به او احکام بگویم بعد یک روز دیدم این نشسته مثل بلبل گزارش لیگ اروپا را دارد میدهد.@ یعنی تمام این فوتبالیستهای کشورها را بلد بود دروازهبانها و کاپیتانها را بلد بود گلهایی که خوردند گلهایی که زدند کی زده بعد به او گفتم تو که حافظهای به این قوی داری پس چرا میگویی حافظهام ضعیف است احکام نمیتوانم یاد بگیرم؟@ دید جوابی ندارد گفت آقا مسئله فقط علاقه است گفتم خدا پدرت را بیامرزد که داری راستش را میگویی گفت علاقه ندارم به دین به خودم هم علاقه ندارم ما نسبت به خودمان هم شلیم تنبلیم کسلیم نسبت به امام زمان تنبلیم کسلیم عمل نمیکنیم.@ تنبلی و کسالت فرمود کلید همه بدبختیهای انسان در دنیا و آخرت تنبلی و بیحوصلگیست مثل خوره افتاده در جان ما اصلا ما باشگاهی عمل نمیکنیم برای هر چیزی میرویم کلاس دوره باشگاه تمرین، غیر از آدمیت غیر از وظائف شرعیمان، برای این بخش نمیخواهیم وارد تمرین بشویم.@ نه در اخلاقیاتمان حاضریم برویم در باشگاه ثبت نام بکنیم نه در مسائل اعتقادیمان نه در مسائل اجتماعیمان در مسائل سیاسیمان هیچ بخشی نمیخواهیم وارد بشویم فقط میخواهیم حرف بزنیم یا حرف بشنویم.@ آن جلسه گفتم حرف زدن حرف شنیدن یک ساعت تمرین ده ساعت ما نه ما اصلا یک عمر فقط دوست داریم یک عمر تا آخر دوست داریم حرف بزنیم و حرف بشنویم هی علم علم علم بدون اینکه وارد باشگاه بشویم باشگاه نمیخواهیم برویم (شُعارُ المُؤمِن اَلعَمَل.@ (اَلعَمَلُ رَفیقُ المُوقِن) عمل رفیق موقن است یک ذره لطیف است این همراه رفیق، همراه کسی که یقین دارد یعنی دارد کد میدهد حضرت میگوید آدمهایی که در عمل ضعیف هستند دلشان مطمئن نیست آن که شل است دلش مطمئن نیست.@ مشکل ما در عمل ضعف عقیدهمان هست ضعف ایمانمان هست باور نداریم. الان علماً هزار بار گفتم میدانیم مرده کاری ندارد میدانیم شب ترس ندارد ولی نمیتوانیم دست به مرده بگذاریم میترسیم مردهشور نه مردهشور ممکن است سوادی هم نداشته باشد ولی ایمان دارد یقین دارد.@ میگوید آقا من هزار دفعه دست زدم کاری ندارد میروم میشویم پیش او هم میخوابم میدانیم شب ترس ندارد تاریکی ترس ندارد توهم برمان میدارد جلوی شعورمان را هم میگیرد.@ این را رویش کار کنید که حالا بعد با آن کار داریم خیلی با این کار داریم با این روایت همینطوری روی آن فکر کنید انشاءالله تأملی بفرمایید ما فعلاً یک تمرینی به شما دادیم آن تمرین چه بود؟ اسماءالله را از یک میوه یک گُل یک درخت بگذار جلویت ببین چند اسم از اسمهای خدا را میتوانی از آن در بیاوری.@ تمرین کنید اینها تقلب هم میتوانید بکنید از آن کتاب نسیم حیات میتوانید تقلب بکنید ولی کار کنید تمرین کنید در بیاورید ببینید چقدر هست انشاءالله اگر کسی بیشترین اسم را استخراج بکند به او یک جایزهای خواهیم داد.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 096 - انسانشناسی (قم)
متن کامل (خام) جلسه 096 - انسانشناسی (قم)