جلسه 103 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
103
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
11
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 103 - شرح صحیفه سجادیه

فراز 18 ثم له الحمد مکان کل نعمته له علینا و علی جمیع عباده المافین و الباقین عدد ما احاط به علمک من جمیع الاشیا و مکان کل واحده عدد ها اضاعافا مضاعفه ابدا سرمدا الی یوم القیامه.

بحث مان در باره ی قدرت ترقی و ارتقا انسان بود که انسان می تواند تا بی نهایت رشد کند و مثل خدا بشود این که ما یک وقتهایی می گوییم شبیه خدا بشویم منظور همان مثل خدا شدن است نه مثل در واقع یعنی واجب الوجود از نظر ذاتی که آن شرک هست یعنی خداوند به او کمال و رشد بی نهایت بدهد و این توان را در او ایجاد کند این توضیح را دادیم که قیمت آدم ها یکی از چیز هایی که قیمت آدم را روشن می کند حمد های اوست نوع حمد و کیفیت حمد انسان میزان حمد انسان قیمت انسان را ضعیف می کند امام صادق (ع) چیزی را گم کرده بودند فرمودند که اگر من فلان چیزی را که گم کردم پیدا کنم طوری حمد خدا را به جا می آورم که هیچ کس این طوری خدا را حمد نکرده باشد بعد از اینکه آن چیز پیدا شد حضرت فرمود الحمدلله همه گفتن این را که ما هم می گوییم الحمدلله ولی خوب حمد آدمها بسته به شناخت و شخصیت و معرفت شان هست بعد این نکته را عرض کردیم که انسان چون خودش بی نهایت طلب هست با عشق و عاشقی های محدود سازگاری ندارد هر عشق و عاشقی محدودی برازنده ی انسان نیست هر چه که می خواهد باشد مربوط به حیوانیت انسان است اما انسان یک عشق و عاشقی نامحدودی دارد یک دل دادگی و دل باختگی نامحدود دارد و آن با خداوند تبارک و تعالی است در مورد حمد صحبت کردیم این که انسان می خواهد که این مدارج را طی کند، باید با حمد طی کند و با اذکار دیگر و بعد انواع حمد ها را شمردیم تا این جا و بعد اینکه ما چه طوری می توانیم حمد های بی نهایت بگوییم با این حمد های بی نهایت همان مدارج را طی کنیم در فراز 18 این بود و الحمدلله لکل ما حمده به ادنی ملائکه الله، من خدا را به تمام حمد هایی که نزدیک ترین فرشته های خداوند به جا می آورند حمد می کنم این خیلی ترقی بزرگی است که انسان بگوید که خدایا من هر چی فرشته مقرب داری چه طوری حمد کردن چقدر حمد کردند من همه ی آن حمد ها را برایت می کنم اگر کسی معرفت داشته باشد این حمد را بکند خداوند ثواب و درجه ی همه ی آن حمد هایی که فرشته ها کردند به انسان عطا میکند ( و اکرم خلیقته علیه) و گرامی ترین مخلوقات نزد تو کی است من حمد آن را به جا می آورم( عرضا حمده لدیه) و مرضی ترین کسی که نزد تو هست تو را حمد می کند حمد او را به جا می آورم ببین انسان ترقی می کند هی بالا می رود این نوع حمد گویی انسان را بالا می برد البته این ها چیزی نیست که به عقل انسان برسد تا وقتی معصوم نگفته باشد ما به عقل مان نمی رسد، ما یک موقعی به خدا می گوییم الهی، قدیمی ها من یادم هست دیگر خیلی می خواستند شکر بگویند می گفتند الهی کرور کرور شکرت، میلیون و میلیون شکر باشد این میلیون میلیون شکر. این عدد ماست دیگر.

ما این قدر می فهمیم که میلیون میلیون شکر و این حمد ها حمد های بی پایان حمد هایی است که حمد فرشته هایی مقرب تو بی پایان نامحدود است حمد اکرم الخلیقه علیه بی پایان این یک کار آدم معمولی نیست این را باید معصوم بیاید به ما یاد بدهد ( عرضی حامده لدیه حمد یفضل سائرالحمد) من طوری تو را حمد می کنم که از همه ی حمد هایی که شدی بالاتر باشد این را دقت کنید این خیلی بلند ( کفضل ربنا علی جمیع خلقه) می خواهم حمدم برتری حمد من به سایر حمد های مثل برتری خدا بر مخلوقاتش باشد این دیگر کار یک آدم معمولی نیست این حتی کار آدم خاص هم نیست مگر کسی که در مکتب اهل بیت درس خوانده باشد و زانو زده باشد از خود اهل بیت یاد بگیرد خدا را این طوری حمد کند در فراز 18می فرماید ( ثم له الحمد مکان کل نعمه له علینا) من خدا را به تعداد هر نعمتی که بر ما داده ( علینا) بر ما داده حمدش می کنم به تعداد تک تک نعمت هایی که بر ما داده خوب در قرآن می فرماید و ان تعد نعمت الله لا تحصوا ها) اگر شما بخواهید نعم الهی را به جا بیاورید مسلما نمی توانید محاسبه کنید نعم الهی بی پایان است نا محدود است، بی پایان ثانیه به ثانیه نعمت دارد به ما می ریزد بر همه ی مخلوقات خودش حق داری می گویی که علینا نه نعمت هایی که بر من هست نعمتهایی که بر من هست بی پایان وقتی که غیر از من هم آدم هایی دیگری هستند فرشته ها هستند، جن ها هستند حیوانات هستند موجودات هستند گیاهان هستند دارد نعمت می دهد خدا یک ضریب بی پایان در بی پایان شما دارید حمد خدا را به جا می آورید آنوقت چی علینا و علی جمیع عباده الماضین. همه ی کسانی که هستید ایمان چند میلیارد در عالم هست که دارند فقط انسان هایش را حساب کنید 7 میلیارد آدم هستند خوب می گوید خدایا من به تعداد نعمتهایی که به تمام این 7 میلیارد دادی شکرت می کنم ولی کافی نیست دل آدم راضی نمی شود می گوید چی و علی جمیع عباده الماضین هر چی بنده داری و داشتی قبلا و به آنها نعمت دادی برای تک تک نعمتهایی که بنده های گذشته ات هم دادی شکرت می کنم حالا بنده هایی که خدا داشته چقدر بود خدا تا خدایی می کرده بنده داشته توجه فرمودید خدا هیچ وقت نبوده که بنده نداشته باشد هیچ وقت نبوده که مخلوق نداشته باشد هیچ وقت نبوده که کرمش لطفش شامل حال کسی نشده هیچ وقت نبوده که خداوند صفت خودش رزاقیتش کرمش هیچ وقت نبوده که این صفتهایش تعطیل شده تا خدا بوده و خدا، بنده هایی بودند و استفاده کردند از خدا یکی آمد سوال کرد که آقا قبل ما هم آدم بوده به حضرت، حضرت فرمود خداوند یک میلیون دوره خلق را داشته ما آخری اش هستیم الان هر دوره اش را هم نمی دانیم چقدر است چه می دانیم چقدر است البته یک میلیون که حضرت می گوید نه واقعا یک میلیون به معنای 1000 تا 1000 تا نه عدد می خواهد بگوید یعنی خداوند بی نهایت خلق داشته بعد از ما هم که بشود بعد از ما هم خلق دارد قیامت ما هم که تمام شود دوباره خداوند خلق دوره و معاد دارد و انبیاء می آیند و امامان می آیند و همین طوری دوباره قیامت می آید معطلی ندارد که کل یوم آیه قرآن هست دارم برای تان می زنم ( کل یوم هو فی شان ) خداوند دائم الفضل، شب جمعه ها می خوانیم یا (دائم الفضل علی البریه) یعنی دائم یعنی زمان دار نیست اصلا این قضیه محدود نیست اصلا خلق خداوند دائم دارد خدا خلق می کند همین طوری خلق کرده و می کند و خواهد کرد دوباره و خیلی حرف بزرگ است و علی جمیع عباده الماضین. هر چی خلق داشته در گذشته که ما نمی دانیم چقدر هست به تک تک نعمت هایی که به این مخلوقات دادی شکرت می کنم این کار یک آدم معمولی نیست این نوع حمد کردن این نوع حمد مال یک آدم هست که خیلی عاشق زیبایی یعنی باید فوق العاد عاشق زیبایی بشود خلق را خدا را زیبا ببیند مخلوقات اش را زیبا ببیند خلق کردن را زیبا ببیند نعمت دادن خدا را زیبا بیند زندگی مخلوقات را زیبا ببیند حیات را زیبا ببیند و چون زیباست قشنگ است دوست داشتنی است حمد کند برایش این خیلی کمال می خواهد یک کسی که نگاهش دیگر از جایگاه یک انسان معمولی خارج می شود می رود نگاهش در نگاه خدا می نشیند یعنی از چشم خدا به مخلوقات نگاه می کند خوب خدا چقدر خلق داشته، آن موقع که داشته خلق می کرده خوب بوده که خلق کند یا نه، خوب بوده که خلق کند قشنگ بوده که خلق کند بله قشنگ بوده که خلق کند نعمت هایی که دارد زیبا بوده که داده لذا یک نفری که می نشیند از نگاه مورچه ای خودش در می آید مورچه اگر در لانه اش آب برود می گوید دنیا را آب برد ما ها با این حمد ها اساسا از حد محدود خودمان دست بر می داریم و از حد خودمان خارج می شویم می رویم جای همه ی بندگان خدا می نشینیم با همه ی بندگان خدا زندگی می کنیم.

از وقتی که خدا خدایی می کرده تا الان و بعد همه ی این قشنگی های خلق را می بینیم تمام خلق فرشته ها، خلق انوار طیبه، خلق انسانها، خلق جن ها، خلق گل ها و گیاهان. خلق حیوانات خلق ستارگان و کیهان و کهکشان ها همه را می بینیم و از هم اش لذت می بریم که این داستان خلقت چقدر زیباست بعد با این داستان خلقتی که از روزی که خدا خدایی می کرده تا این جا همراهی می کنیم می گوییم خدایا همه اش زیباست. همه اش قشنگ است، خدایا تمام صحنه هایش شکرت می کنم این دیگر کار یک آدم معمولی نیست کار یک آدم ویژه هم نیست کار، کار یک کسی که خودش برود دلش را بدهد به دل امام سجاد با امام سجاد پرواز کند، ببین امام سجاد کجا ما را می برد، با خودش، این سیری هست که هیچ عارفی هیچ کلیم و فیلسوفی طی نکرده مگر به برکت ائمه.

شما بروید کتاب های عرفانی ما را ببینید کتابهایی که الان هست پیشرفته ترین کتاب عرفانی را ببینید وقتی می آرید می گذارید جلوی صحیفه سجادیه کاملا رنگ می بازد بزرگ ترین درجه اول ترین عرفا را بردارید بیاورید کتاب های شان را بگذارید این جا و الله ما دیدم خواندیم تو حوزه درس خواندیم پیش استاد خواندیم دیدیم اینها را من دارم الان به شما می گوییم گزاف نمی گویم.

یک موقع هست یک کسی ندیده اینها را نخوانده اینها را ما همه ی اینها را دیدیم و خواندیم وقتی می آورید می گذاری جلوی این صحیفه جلوی همین نیم ساعت حرفی که ما داریم برای تان می زنیم یا چهار خط می خوانیم اصلا همه رنگ می بازد آنها کجا می برند ما را. این کجا دارد می برد ما را این دارد وجود تو را می کشد از خودت خارجت می کند بعد می آوردش در زمان اول خدایی خدا تا الان تو را کش می دهد اینقدر بزرگ ات می کند این حمد ها اینقدر انسان را کش می دهد که یک دفعه دلت از محدوده ی کمالات فردی خودت خواسته های فردی خودت خارج می شود یک دفعه باز می شوی در تمام نظام خلقت الهی به همان اندازه وسعت پیدا می کنی یعنی از نفس بودن در می آیی یک نفر دیگر نیستی با این حمد ها از این نفس خودت خارج می شوی به تعداد بندگان خدا که از اول خدا خدایی می کرد این بنده ها را تا آفریده تا الان تو تکثیر می شوی بزرگ می شوی می بینی امام سجاد آدم را چقدر بزرگ می کند چقدر بزرگ می کند انسان را آن وقت خاک بر سر کسی که با این نعمت ها عاشق این باشد که برود یک پست و ریاست بگیرد برود مجلس بنشیند رئیس جمهور بشود در شوری شهر برود اینقدر کوچک. آدم این را بزرگ بداند ریاست را غلبه چهار تا آدم را بزرگ بداند که اگر نداشته باشد عقده بکند خاک بر سر آدم این طوری. آدم والله احمق باید باشد خیلی باید دیوانه باشد که تا وظیفه و تکلیف شرعی اش نباشد برود یک مدیر باشد رئیس باشد خوشش بیاید از این بزرگ شدن و رئیس شدن خیلی باید بیچاره باشد آدم بابا امام دارد کجا می برد تو را امام دارد تو را از سطح کره ی زمین خارج می کند از نظام برزخی خارج می کند از تمام نظام ها خارج می کند از قیامت هم دارد تو را بزرگ تر می کند حضرت.

از قیامت هم دارد تو را بزرگ می کند خیلی مسئله مهم است خواهش می کنم عزیزان دقت کنند که امام دارد چی کار می کند با انسان تو سه خط چهار خط چه طوری سیرت میدهد این امام به او می گویند امامی که خودش بعد از خدا بزرگ ترین مخلوق خداست به تمام نظام عالم سیطره دارد تمام نظام عالم در سینه اش است. بعد تا تو بروی به امام سجاد بگویی سلام، من شیعه تو هستم من دوست دار تو هستم می گوید خوب دوست دار من هستی شیعه من هستی باشد تو هم بیا مثل من بزرگ شو. این طوری است دیگر بابا ها را دیدید مامان ها را دیدید وقتی می خواهند یک غذایی بخورند کوفت شان می شود تا بچه شان نخورند شیره ی جانش را داده به بچه اش. حالا تو برو فرزند امام سجاد باش، رفیق شو با امام سجاد، بنشین سر صحیفه سجادیه سر سفره ی صحیفه ببین چه کار می کند با تو. هیچ کس نمی تواند ما را سر خان لطف و نعمت خودش بنشاند هیچ کس نمی تواند اینقدر در حق ما لطف کند و بزرگی کند و ما را اینقدر بزرگ کند اینقدر به ما سعه اینقدر به ما ظرفیت بدهد هیچ کس نمی تواند چنین لطفی در حق ما بکند این امام سجاد این معصوم که تا تو به او بگویی سلام می گوید فرزندم بیا هر جا من رفتم تو را هم می برم هر جا دوست داری می برم تو را. فرزندم بیا من همه جای عالم را سیر کردم جبروتش را ملکوتش را ناسوتش را فوق جبروتش را طی کردم بیا برویم همه را نشانت بدهم قدر این نعمت را بدانید که ما می آییم سر سفره امام سجاد می نشینیم و ذکر های بی نهایت یاد می گیریم خدا را شاهد می گیرم در این مسجد مقدس در محضر خدا در محضر امام زمان بهشتی ها به این کلاس هایی که شما می آیید حسرت می خورند می گویند اگر ما در دنیا رفته بودیم، یک بار صحیفه سجادیه خوانده بودیم دعای اول را خوانده بودیم، حمد های بینهایت را یاد گرفته بودیم الان مقام بهشتی مان با این جایی که هستیم بی نهایت فرق می کرد این را قدر بدانید و با این اذکار آشنا بشوید یواش یواش توجه کردید چه طوری شد حالا لازمه ی این که این طوری شوید را هم برای تان می گویم. فرمولش را هم می گویم برای تان، که از کجا معلوم است که ما داریم این طوری می شویم فقط شنیدن نیست بلکه شدن چون باید بشویم ما دانایی نه دارایی این شدنش خیلی مهم است حالا چه طوری می شود شما زمانی می توانید این طوری شوید که به این بلندا سیر کنید که حمد خدا را به جا بیاورید که دیگر هیچ وقت در زندگی از خدا ناراضی و شاکی نباشی کسی که بی نهایت به تو لطف کرده حالا چهار تا چیز هم نداده باشد آن هم لطف کرده که نداده از روی غضب که نداده از روی بغض که نداده که این طوری نبوده که از روی بغض ندهد از روی لطفش نداده یاد خودمان بی لیاقتی کردیم بنابراین اگر کسی در دلش ذره ای ناسپاسی نسبت به خدا داشته باشد گله داشته باشد غرغر بکند و این حجم عظیم از نعمتها و این حجم بینهایت از نعمتها را نبیند که خدا به او داده این خیلی کور است این خیلی بخیل است خیلی. اگر این همه نعمتها را دیدی خواستی شکرش را به جا بیاوری خدا می گوید خوب همه را من هم دادم به تو دیگر تو شکر همه اش را داری به جا می آوری دیگر هی چرا از من ناراحتی چرا غر می زنی چرا دو قورت و نیمت باقی است.

همیشه انسان راضی باشد از خدا،‌ واقعا دلش خشنود باشد خوب دیگر چی؟ تحمل داری این همه کشیدن ها را می کشند خیلی کش می آید ببین نفس چقدر بزرگ است خدا رحمت کند سید حیدر را، مرحوم سید حیدر آملی فرمود اگر عرش خدا را یک میلیون برابر کنی تو سینه من جا می گیرد، الان شما می فهمید این حرفهایی که من می زنم یعنی چی با این حمد هایی که می خوانیم می فهمیم که یعنی چی، جا می گیرد واقعا سینه ما جا می گیرد امام سجاد دارد به ما یاد می دهد ( ثم له الحمد مکان کل نعمته له علینا و علی جمیع عبده الماضین) هر چی بنده خدا داشته خدا بینهایت بنده داشته، عدد ندارد، حالا عدد هم داشته باشد چه عددی ( والباقین) من تمام نعمتهایی را که خدا به همه ی بنده های گذشته اش داده و بنده هایی که باقی هستند گذشته ها هیچی اینهایی که الان هستند و خواهند بود من همه ی آن ها را هم شکر می کنم ببین حضرت چه کار می کند با دل آدم بعد هم ضریب می گذارد جلویش ( عدد ما احاط به علمه) به اندازه ای که فقط خدا می داند،‌خدا می داند فقط عدد مخلوقات خدا را کی می داند غیر خدا.

چند تا فرشته، چند تا جن، چند تا انسان، چند تا گیاه، چند تا حیوان می دهند کی می داند. جز خدا هیچ کس نمی داند می گوید خدا، تازه این یک گوشه ای از عدد هایی هست که خدا می داند همه ی اینهایی که من به شما گفتم یک ذره ای از عدد هایی هست که خدا می داند( عدد ما احاط به علمک) به تعداد دادن عددی که خدا به او علم دارد ( من جمیع الاشیاء) عدد ملکول ها عدد اتم ها عدد نوترون ها عدد پروتون ها، عدد سلولها، عدد مولکول ها برو بالا عدد ریگها، عدد باران ها، عدد سنگ ها، عدد موها. عدد موها می خوانیم، می خوانیم عدد به اندازه ی همه پشم ها و موها.

علی (ع) دارد چقدر پشم تولید شده چند تا دانه پشم چند تا دانه مو تولید کرده در این عالم عدد گلبرگ ها عدد پرچم ها برو همین طوری برو، ما بخواهیم تعداد را ضرب کنیم تا هزار سال بنشینیم نمی توانیم بگوییم چقدر فقط بخواهیم تعدادش را ضرب کنیم نه این که به تعدادش برسیم مثلا من بگویم مو، شما بگو باران هی یکی بگوید برف آن یکی بگوید ماهی ها. آن یکی بگوید قطرات آب هی بگوییم تمام شدنی نیست. می گوید خدایا من این طوری حمدت را می کنم چقدر معرفت می خواهد چقدر سپاس گزاری می خواهد چقدر شکر می خواهد( عدد ما احاط به علمه من جمیع الاشیاء) از هر شی از هر چیزی هر تعدادی که خودش فکر می کند هر تعداد که خودش علم دارد من شکرش را می کنم، هر چی( و مکان کل واحده منها عددها) خوب حالا این تعداد چقدر شد همه ی عدد هایی که ما گفتیم چقدر شد، می گوید خدایا به تعداد همه ی اینها شکرت را می کنم دوباره باز به تعداد همین ها شکرت می کنم بعد می گوید چی ( عددها اضعافه مضاعفه ابدا سرمدا الی یوم القیامه) این عددهایی که به شما گفتم خدایا این ها را هم ضرب در بی نهایت کن همین طوری مضاعف مضاعف اضعافه هی اضافه شان کن ( ابدا سرمدا) تا قیامت من این طوری شکر می کنم این کار کی است؟ سرش را بگذارد روی سجده این طوری حمد خدا را به جا بیاورد حمدش را 2خط 3 خط کدام دانشمند کدام حکیم کدام عارف کدام فیلسوف می تواند در سه خط این انفجار را در انسان ایجاد کند که انسان را از روز اول خدایی، خدا تا قیامت بکشاند کی می تواند همچنین کاری بکند غیر از یک معصوم. کی می تواند یک همچنین کاری با آدم بکند.

دقت کنید معجزه ای که ما در دست با آن سر و کار داریم، این نیست که امام فقط این نیست این هم معجزه است امام دارد این حمد ها را به ما یاد می دهد معجزه این هست که دارد ما را به اندازه ی همین ها وسعت روح به ما می دهد دارد سعه ی وجودی می دهد آن وقت به بنده. این طوری که خدا را شکر می کند این دیگر آدم خسیسی می شود آدم بخیلی می شود آدم است که برود غیبت دیگران را بکند آدم است که تحمل چهار تا حج رفتن دیگران را نداشته باشد چهار تا مسافرت دیگران را نداشته باشد این آدم این طوری اگر کسی حج برود خودش هم حج نرفته باشد وقتی 10 نفر حج می روند این کیفش را می کند نشستیم می گوییم خدایا به هر نعمتی که به هر کسی می دهی من شکرت می کنم دیگر، دیگر من اگر کسی ثروت مند باشد گدا هم باشم من شادم اگر یک کسی داشته باشد من نداشته باشم من شادم. دیگر غصه ندارد، دیگر من، من نیستم بنشینم غصه بخوریم من همه ی آدم ها هستم من شدم همه این آدم ها دیگر من نمی گویم چرا داداشم این طوری دارد من ندارم آن نیز دارد ما نداریم خانه دارد ما نداریم مستاجریم آن بچه دارد من ندارم اصلا آدم در می آید از این قضیه شما وقتی از بچه دار شدن دیگران لذت می برید و خودت هم بچه نداری از بچه دار شدن دیگران لذت می بری از کار ها و قشنگی های دیگران لذت می بری خدا تمام ثواب و قشنگی های آن بچه را می آید می ریزد در نامه ی عمل دو دیگر تو از محاسبه و نامه ی عمل در می آیی.

عزیز من، دیگر تو حساب نداری عزیز من به شرطی که این طوری باشی. به شر طی که اگر یک نفر ازدواج کرد کیف کنی اگر بچه دار شد کیف کنی هیچ وقت نگویی چرا من؟ اگر نداشتی هم کیف کنی، اگر 5 تا بچه داشتی دانه دانه از تو گرفتن هر که می گیرند یک کیفی کنی که گرفته. مگر نگفت امام سجاد سبحان الذی یقتل الاولادنا و لا نزداد له الا حبی) منزه است خدایی که بچه های ما را می کشته و هاجروا حجت او چیزی در دل مان اضافه نمی شود دادنش شکر مردنش هم شکر. مردنش هم شکر مهم نیست شهید بشود، تصادف کند مریض بشود شکر.

پول دارند شکر گدایی و بدبختی ات هم شکر، صاحب خانه اش شکر. مستاجری اش هم شکر، سلامتش شکر بیماری اش هم شکر، همه اش شکر غر نمی زنیم. ما همه اش الحمدلله علی کل حال. هر حالی شکر همه اش قشنگ است مگر خدا زشتی هم دارد؟ ( نعوذ بالله) یک کسی را در برزخ گیر داده بودند به او از دوستانش خواب دیده بود گفته بود که عجب به جا و به موقعی عجب هوای خوبی گیر دادن در برزخ به ما که مگر ما باران بی موقع هم داشتیم مگر ما هوای بد هم داشتیم که تو می گویی هوای خوبی، همه ی هوا ها خوب همه ی باران ها هم خوب و لو سیل بیاید سیل به موقع است به شعور و عقل داده برو خانه ات را یک طوری بساز که سیل نبردش آن کارش درست است تو کارت غلط است.

به این ها می گویند شراب خواهران من برادران من به این ها می گویند شراب این شراب که آدم را مست می کند این شراب است که آدم را از ر بداخلاقی و حسادت و تنگ نظری و محدود نگری و محدود کردن خودت و دیگران پاک می کند. ( و سقا هم ربهم شرابا و طهورا) شرابی که پاک می کند این شرابی است که پاک میکند اگر کسی درست این حمد ها را به جا بیاورد درست بگوید و به جا بیاورد دیگر حسودی می کند که چرا فلان دارد من ندارم چرا به فلانی دادی به من ندادی اگر به فلانی دادی یعنی به من دادی.

کیفش هم می کنم آقا من نرفتم حج بعد تلویزیون نگاه می کنم 2000000نفر دارند دور خانه ی خدا می گردند در حج و منا و مسجد کیف می کنم برای چی کیف می کنند برای اینکه همه دارند اسم معشوق من را می آورند دارند سبحان الله می گویند دارند الله اکبر می گویند دارند لااله الا الله می گویند کربلا می رود ما یک بار هم نرفتیم چند وقت پیش خانمی آمد به من گفت خیلی متاثر شدم گفت من 30 سالش بود می گفت من همسرم وضع اش خوب نیست از نظر مالی در عمرم هنوز یک بار هم مشهد نرفتم یعنی خانم معرفی کرد گفت آره یک کسی می شناسم این طوری هست پیدا کردم یک کاری کن یک مشهد بروند لااقل.

خوب شرح استاد را بخوانیم لزوم حمد، در مقابل نعمت اینقدر این کلمات قشنگ این قدر این ادعیه زیباست اگر نبود که ما محدودیت وقت نداشتیم من تا صبح بدون پلک زدن من در باره ی سازندگی این ادعیه صحبت می کردم برای تان همین اذکار بی نهایت چه کار می کنی با انسان چرا آدم را از غصه ها و محدودیت ها نجات می دهد خدا رحمت کند، یادی از شان بکنیم از وجود شریف شان مرحوم آقا شیخ احمد آقا مجتهدی که به رحمت خدا رفت استاد ما بودند ایشان وقتی صحبت می کرد برای ما می گفتند که این یادتان نرود این نیز بگذرد.

این نیز بگذرد چقدر آدم را شاد می کند خیلی غصه نخورید، نمانید در هیچ چیز بداخلاقی نکنید حسادت نکنید تنگ نظری نکنید نمی دانم این حرفها را بگذارید کنار اختلافات کنار برود چند روز دیگر هیچ کدام من و شما این جا نیستیم در برزخیم از الان همه چی را پاک کنیم دل های مان را پاک کنیم برویم یک جایی پاک با دل آلوده جایی پایش را نمی تواند بگذارد. با دل مریض با دل بدبین، با دل بخیل و با دل حسود با سوء نیت به هیچ جا نمی رسیم فقط به یک جا می رسیم به جهنم و به فشار قبر و عذاب قبر می رسیم لزوم حمد در مقابل نعمت از نظر عقل قطعی و حتمی است و جای هیچ گونه تردید و شک و شبه ای ندارد ولی سوال در آن است که نعمتهای مربوط به امتهای پیشین در ایام گذشته چرا و چگونه برای امتهای پیشین که هنوز به وجود نیامده اند ضرورت دارند یعنی چرا، ما باید برای آینده ها شکر کنیم چرا ما که پیشین هستیم نسبت به آینده ها چرا باید از الان باید برای آینده ها شکر کنیم و شکر را در هر زمان قرار داده است و گذشته گان از ما شکر بر نعمتهای ما لازم بوده و بر گذشته نیست به گذشته، یعنی گذشته های ما هم همین طوری که امام سجاد می گوید وظیفه داشتن نسبت به نعمتهایی که خدا الان به ما داده چی کار کنند شکر کنند ما هم الان وظیفه داریم نسبت به نعمتهایی که خدا به آیندگان می دهد چه کار کنیم شکر کنیم حال باید دانست که نهاد هستی این جاست که می گویند انسان باید بزرگ بشود و یک حقیقت واحدی را ببیند.

حال باید دانست که نهاد هستی دارای حقیقت واحدی است و ذره ذره ی موجودات آن از دیگری متاثر هستند پس اگر در فضای غیر متناهی میلیون ها سال قبل اتفاقی افتاد که مثلا انبوه توده ی گاز به صورت منظومه ها و کهکشان ها در آمد بر امروز تاثیر تمام دارند خورشید چند سالش زمین چند سالش است اول گفتند زمین سه میلیارد سال است الان می گویند چهار میلیارد سال الان می گویند 15 میلیارد سال یک مقدار دیگر علم رشد کند معلوم می شود زمین خیلی قدیمی 15 میلیارد سال پیش حالا می گوییم که زمین به وجود آمده در نعمت الان ما سهم نداشته. 15 میلیارد سال چرخیده تا تو بیایی رویش، تا تو بیایی رویش متولد بشوی از این درختها و خورشید و کهکشان ها و فضا ها چشمه ها استفاده بکنی برای همین هم باید به گذشته ها شکر برای اینکه گذشته ها رسید به تو دیگر، ارث شان رسیده به شما آن اتفاق ها افتاده که تو رسیدی به این جا دیگر. چنان که آنچه امروز اتفاق افتد در همان کهکشان ها بی تاثیر نیست به گفته حضرت علامه ی طباطبایی اگر دم ماهی در دریای کارائیل حرکتی کند در جو اثر خواهد گذاشت چنانکه حرکت همان ماهی معلول هزاران هزار علل گذشته و مقارن است که با حذف هر یک از آنها این حرکت هرگز با مسیر نخواهد بود حالا نگاه کن چقدر حرکت در عالم اتفاق افتاده که من و تو امروز بیاییم و بنشینیم در کلاس صحیفه سجادیه چند میلیارد حرکت صورت گرفته چند ترلیون حرکت صورت گرفته که من و شما الان این جا هستیم درست است می توانیم نماز بخوانیم می توانیم حرف بزنیم می توانیم شناخت پیدا کنیم می توانیم اسم خدا را ببریم ما الان نمی فهمیم یعنی چی اینها الان نمی فهمیم پای تان را از عالم بگذارید بیرون ببرید در قبر حسرت می خورید که 5 تا یا ... بگویید دیگر فایده ندارد یک یا حسین بگویی یک یا حسین یک یا زهرا بگویی دو دقیقه اشک بریزی یک صلوات بفرستی به سبب این مظاهر می گویند تو برای چی دوست داری برگردی دنیا می گویند من دوست دارم برگردم صلوات بفرستم دوست دارم بروم روضه بخوانم گریه کنم برای امام حسین دوست دارم بروم یک تشنه را آب بدهم، حالا الان نمی فهمیم که اگر الان به ما اجازه دادن یک جایی جلوی کسی بگذاریم یک لبخند به کسی بزنیم یک بار بچه مان را ببوسیم یک مهربانی کنیم یک صلواتی بفرستیم یک ذکر بگوییم یک الله اکبر بگوییم یک بسم الله بگوییم این یعنی چی؟

بگذار از تو بگیرند بعد حسرت می خوری خدایا برگردان مرا یک 5 تا صلوات بفرستم و برگردم برگردان مرا، یک چهار تا الله اکبر بگویم چهار تا سبحان الله بگویم چهار تا استغفرالله بگوییم خدایا برگردان مرا به مشهد بروم و بیایم آن بزرگوار گفته بود گفته بودند دوست داری برگردی فرموده بود بله دوست دارم بروم مشهد یک بار دیگر 53 و 51 رفتم مشهد امام رضا هر 52 و 53 را آمده به من سر زده دوست دارم بروم ما نمی فهمیم الان تو چه بهشتی هستیم ما فکر می کنیم بهشتی ها در بهشت هستند و اشتباها حسرت مال بهشتی ها را می خوریم در حالی که آنها حسرت ما را دارند می خورند. آنها می گویند اینها زنده هستند الان دارند هی می سازند برای خودشان ما نه ما حالی مان نیست کجاییم ما همه اش غصه حیوانیت را می خوریم، غصه گیاهی های مان را می خوریم غصه پول مان را می خوریم غصه خانه مان را می خوریم بعضی ها اینقدر بی معرفت هستند که خدا همین جا هم لال شان می کند همین جا هم این حرفها را نزنند نتوانند بزنند.

عرض کردم یکی از ائمه جماعات تعریف کرد رفتم بالای سر یکی از کسانی که سال های سال صف اول نماز جماعت بود به من گفتند چند وقت هست مریض است هر چی هم القا شهادتین می کنیم نمی گوید، این چقدر بدبختی است آدم زبانش باز نشود دم مردن بگوید اشهدان لا اله الا الله. خیلی سخت است می گوید رفتم بالای سرش هر کاری کردم نگفت، با اینکه رفیق بودیم با هم انس داشتیم بالاخره من روحانی بودم بالاخره باید دهنش باز می شد باز نشد. گفت می خواستم ناامید بروم لحظات آخر گفتم ببین تو سه میلیون تومان پول طلب داری از من این سه میلیون را بدهم برای کار خیر و قرض الحسنه و اینها گفت زبانش باز شد گفت نه و مرد. خیلی سخت است واقعا خیلی سخت است. آن وقت این مرحوم جلیلی صاحب کتاب عترت در قرآن دیده بودید خیلی های تان دیده بودید مرحوم جلیلی را که عترت در قرآن را نوشت همین کتاب سه جلدی که خودمان چاپ کردیم در رابطه با اهل بیت در قرآن ایشان سکته کرد سکته مغزی کرد.

یادش بکنیم رحمت الله تعالی علیه. کسی نمی تواند حرف بزند زبان بند آمده رفتم بالای سرش سلام علیک کردم چند روز قبل از فوت شان، اشاره کرد جواب داد اینها اصلا هیچ کدام از اعضا کار نمی کند با یکی از بچه ها موسسه رفتیم من نشستم بالای سرش گفتم صل الله علیک یا صاحب الزمان دیدم یک دفعه بلند شد و گفت زبانش باز شد گفت صل الله علیک یا صاحب الزمان اشکش در آمد شروع کرد گریه کردن با سکته مغزی زبان باز برای اینها چون واقعا یک عمر رفیق اهل بیت بودند زبان باز می رفته آن آقا می تواند حرف بزند برای پول می تواند بگوید نه ولی شهادتین نمی تواند بگوید یک عمر هم صف اول نماز جماعت بوده برای چی برای اینکه با خدا رفیق نبوده حسود بوده، بخیل بوده، بداخلاق بوده اینکه می گویند بعضی از گناه ها موقع مردن زبان آدم را بند می آورد این طوری است داریم در موقع اذان حرف نزنید حرف دنیا نزنید، اگر موقع اذان حرف دنیایی بزنید موقع مردن زبانش بند می آید این بی ادبی است دیگر خدا دارد حرف می زند می گویند قرآن هم نخوانید چه برسد حرفهای دنیا موقع اذان ذکر خدا هم نگویید حتی، چی برسد حرف دنیا بزنید موقع اذان فقط اذان را بگویید، جواب تکه تکه اذان را بگویید، یک کسی آمده این جا در مسجد نشسته راجع به شب احیای در مسجد نمی دانم هر وقت تلفن همراه شان را در آوردند بلوتوث می کنند نمی دانم چیز های شان را بهم نشان می دهند که دستگاه ات را چقدر خریدی آن را چقدر خریدی پا می شوند می روند خانه را چی کار کردی، ماشین را چی کار کردی نمی دانم فرش چی شد حرف دنیا اینها باعث می شود زبان آدم بند بیاید دیگر.

لذا نعمتهای جاری در گذشته قطعا موثر در نعمت موجود خواهد بود چنانکه نظم طبیعی و عالم و آبادانی موجود در امروز گاهی یک جهت آبادی، اگر ملاحظه آینده در کار نبود این نعمت امروز تحقق پیدا نمی کرد و اگر ما هم اکنون در نعمت به سر می بریم مرهون نعمتهای گذشته جاری در امم سابق هستیم.

ما ایمان مان را از بابا و ننه مان داریم دیگر، مگر غیر از این شیعه بودن مان را از پدر و مادر مان داریم آنها از کی دارند آنها هم از نسل قبل، نسل قبل، نسل قبل علما و بزرگان و گذشته هایی که بالاخره ما را شیعه کردند ما باید برای پادشاه ایران درود بفرستیم برایش صلوات بفرستیم شاهی که در ایران شیعه را قبول کرد اگر خبیث بود شیعه را قبول نمی کرد چی می شد در ایران. او موثر بوده در تشیع ما، شکر کند به پادشاهی آن هم شکر کنیم به تحول اول هم شکر کنیم شکر کنیم به علامه حلی که ایران را شیعه کرد به حوزه های علمیه به کتاب نوشتن ها و کتاب خواندن شکر کنیم به کاغذ هایی که دست علامه رسیده به مرکب های که دست علامه رسیده به قلمی که دست علامه رسیده توانسته در همه ی اینها ما الان سهیم هستیم همین طور که الان می توانید تصمیم بگیرید که تا بینهایت در سعادت دیگران سهیم باشید تصمیم گیری های بکنید که تا بی نهایت تا خدا خدایی می کند شما سهیم باشید تا خدا خدایی می کند شما می توانید تصمیم هایی بگیرید در زندگی قشنگی هایی تولید بکنید که این قشنگی ها هیچ وقت تمام شدنی نباشد هیچ وقت تمام نشود پس اگر ما هم اکنون در نعمت به سر می بریم در مرهون نعمتهای گذشته جاری در امم سابقه هستیم چنانکه مرهون نعمتهای آیندگان نیز می باشیم. و نکته در جریان گذشته و حال و آینده آن است که استاد عظیم الشان ما حضرت علامه طباطبایی می فرمود فضل خدا یک واحد است و علامت آن تاثیر و تاثر مجموعه ی نظام از یکدیگر است یعنی خدا یک فضل کرد از روزی که خلق کرده تا الان آن یک دانه فضل ادامه دارد شده این همه نعمت خود قرآن هم دارد ( و ما امرونا الا واحده لهم البصر) امر مایه دانه است این همه امر کردیم شده این همه قربان امر خدا بروم قربان یک دانه اش بروم یک امر کرده شده این ( و ما امرنا الا واحده کلمح البصر) درس های خداشناسی عظیمی اینها که ما با چه موجود عظیمی سر و کار داریم. و نماز در مقابل چه موجود با عظمتی داریم می خوانیم عین عظمت آنچه از ناحیه ماست یک واحد است که به سرعت چشم بر هم زدن بلکه کمتر به وقوع می پیوندد عزیزانی که این درس را بودن باز باید تکرار کنند این درسی است که شما بگویید رفتیم سر کلاس نشستیم شنیدیم نه چه یادداشت برداری کردید چه نکردید باز تکرار کنید آن هایی هم که 5 دقیقه هم دیر آمدند 10دقیقه هم دیر آمدند انگار نیامدند باز هم چه کار کنیم دوباره نوارش را بگیرید و گوش کنید مکرر تا انشاءالله تبدیل بشوید فقط شنیدنش کافی نیست ما باید از تنگ نظری ها از محدود بین بودن از حسادت از غیبت از بدخواهی از محدود از اینها باید نجات پیدا کنیم و خوش به حال کسی که نجات پیدا کنی بزرگ می شود زندگی اش شیرین می شود.

بله این حمدی که ایشان نوشته این جا خوب است که ما خدا را همین طوری که ایشان نوشته اند این جا ( الحمدلله رب العالمین شکر الله علی کل حال کما هو حق عدد ما احاط به علمک) نمونه های دیگرش هم هست ان شاءالله نمونه های دیگر را هم عرض می کنم مگر علم خدای بینهایت نیست پس چه طور ضرب می شود، عدد و ضرب در قرآن و روایات اگر می آید می خواهد حد را بردارد می گوید که از ذهن ما خارج بشود این محدود بودنش نگوید اینکه واقعا عددی در کار باشد.

بله دوران های دیگر و قبل ما هم ممکن است مثل همین دوران باشد ائمه ما فقط ائمه این دوره نبودند یادتان باشد نور مقدس پیامبر و چهارده معصوم فقط امام این دوره نبودند اینها امامان تمام میلیارد ها سالی که خدا بنده خلق کرده بودند امام های بعد از ما هم هست این یادتان نرود تا خدا خدایی می کند این داستان ادامه دارد چند بار قیامت شده و چند بار ...... نداریم عدد نداریم، چون موجودات تجلیات خدا هستند تجلیات خدا محدود هست یا نامحدود؟ نامحدود است این طور نیست یک خدا باشد با مخلوقاتش همه ی تجلیات خدا هستیم تجلیات خداوند همیشه نامحدود بوده، و نامحدود هم خواهد بود بنا براین این داستان همین طوری ادامه خواهد داشت حمد هایی که ما می کنیم چه ارتباطی بین ما و امام زمان خویش و عصر خویش ما می کند خیلی ارتباط حداقلش این هست که تو را شبیه می کند و از نامحدود بودن در می آیی و شبیه امام زمانت می کند که امام زمان همه هست، اگر کسی یاد بگیرد این ذکر هایی را که الان ما گفتیم خدمت تان اگر اینها را واقعا قلبش جذب کند مثل امام زمان غصه همه ی مردم دنیا را می خورد و چون غصه ی همه دنیا را می خورد دوست ندارد امام زمان این غصه ها را بخورد می شود خودش یک منتظر حقیقی که وجودش سراسر کمک به امام زمان هست برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت نمی شود انسان اهل این ذکر ها باشد مجاهد و مبارز و منتظر حقیقی امام نباشد.

نمی شود اگر این ذکر ها را باور می کردی باید برای امام زمان خیلی جان بکنی و تلاش کنی دیگر من این طوری نیست که بگویم من پنج تا بچه دارم باید برای این پنج تا بچه تلاش کنم دیگر این طوری نیست همه ی بچه های عالم بچه های من هستند همه آدم های دنیا خواهر و برادر های من هستند و من باید به اندازه ی همه ی اینها تلاش کنم خوبی تولید کنم تا آن جایی که می توانم تا آن جایی که وسعم می رسد باید کار کنم. برای خدمت به همه ی موجودات عالم.

سوال کردند که اینکه شما می فرمایید اینها عالی ترین مسائل عرفانی هستند که ما داریم در صحیفه می خوانیم با وجود اینکه ما داریم عالی ترین مسائل را می خوانیم نیاز به پیش نیاز های دیگر یعنی کتابهای دیگر در سطح پایین تر ندارد و آیا خواندن صحیفه سجادیه در سطح گنجایش و سعه ی وجودی کلاس می باشد؟

نه آن قبلی ها را هم اگر انسان بخواند اینها را بهتر می فهمد و خواندن صحیفه سجادیه در سطح گنجایش کلاس هست چرا نیست، هر کس به اندازه ی سعه ی وجودی اش از این کلاس بهرمند می شود ما هم طوری صحبت می کنیم در این کلاس به اندازه ای که کمترین کسی که کمترین مطالعه و گنجایش دارد تا بالاترین گنجایش را دارد هر کس به مقدار سعه ی وجودی خودش دریافت کند.