جلسه 099 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
99
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
8
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 099 - شرح صحیفه سجادیه

فراز شانزدهم که در باره ی توبه بود. در فراز چهاردهم این را خواندیم که خداوند تبارک و تعالی به رافت و حلم و کرم خودش هنگامی که ما گناه می کنیم تعجیل در عقوبت ما نمی کند آن وقت که نافرمانی خداوند را می کنیم به لج و لجبازی و دشمنی با خدا می افتیم هم خداوند تعجیل در عقوبت ما نمی کند .

چه بسیار بودند افرادی که سالها دشمنی کردند با خداوند و با او قهر بودند و بغض و کینه نسبت به خداوند داشتند ولی خداوند همیشه آن ها را دوست داشته و هیچ وقت راه را برای آن ها نبسته است. تا این که در یک فرصتی با همدیگر آشتی کردند. آن قدر خداوند منتظر بازگشت انسان می ماند تا انسان توبه کند و برگردد. انتظر مراجعتنا. خداوند بنده اش را دوست دارد. در فزار پانزدهم این را خواندیم که خداوند نه تنها منتظر بازگشت ما است بلکه به بازگشت هم ما را راهنمایی و تشویق کرد است و اگر فضل خداوند نبود هیچ بنده ای موفق به توبه و بازگشت نمی شد.

و همچنین توبه را در فراز پانزدهم بالاترین نعمت خداوند تبارک و تعالی معرفی کردیم، که اگر هیچ نعمتی نبود جز همین نعمت توبه ی برای بشر کافی بود. در فقره ای که امروز می خوانیم که آخرین بخش از فراز بحث توبه است می فرماید: « فما ها کذا کانت سنته فی توبه لمن کان قبلنا لقد وضع عنا مالا طاقت لنا به و لم یکلفنا الا وسعا و لم یجسمنا الا یسرا و لم ید علیه عهد منه حجته و لا عزرا. قل حالت منا من هلک علیه و سعید منا من رغب علیه. این که خداوند تبارک و تعالی این قدر به ما لطف کرده و منتظر بازگشت ماست و فرصت می دهد که ما توبه کنیم بغض و کینه ورزش و گناهان ما و لجاجت ما و بدگویی های ما باعث نمی شود که خداوند رویش را از ما برگرداند و با ما قهر بکند این به برکت رسول الله است ک در امت مرقومه ( که امت رسول الله معروف به امت مرقومه است) و ما ارسلناک الا رحمت اللعالمین این به برکت رسول الله است که وجود دارد.

در امت های قبلی اگر مردم یک مدت کمی لجبازی میکردند و دستورات الهی و دستورات انبیا را رعایت نمی کردند خداوند حسابی آن ها را گوش مالی می داد و سخت می گرفت برای شان و به راحتی توبه هایشان را نمی پذیرفت و اگر هم می پذیرفت خیلی سخت این کار را می کرد. ( این را در قرآن هم خوانده ایم). در امت پیامبر (ص) خداوند خیلی رحمت ویژه به خرج داده است. اولا مسخ را برداشته که در امت های قبلی مسخ وجود داشته است یعنی افرادی بودند که گناه می کردند و به یک حدی از گناه که می رسیدند و شورش را در می آوردند خداوند آن ها را تبدیل به حیوان می کرد یعنی باطن آن را عوض می کرد. میمون شان می کرد.

خداوند مسخ را به حرمت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم از امت پیامبر ( یعنی همان امت آخرالزمان) برداشته است دوم اینکه عبادت ها را ساده کرد. بعد هم برای توبه کردن آن ها فرصت خیلی ویژه ای قرار داد. در امت های گذشته سنت الهی برای قبول توبه نبود. نه اینکه توبه نبود یعنی اینکه به این راحتی نبود یعنی خیلی راحت توبه را قبول نمی کردند اما خداوند منت گذاشت و از ما مجازات فوق طاعت را برداشت یعنی تنبیه های خیلی شدید را از ما برداشت. مثلا وقتی که گناه کردیم عذاب های شدید و تند و خطرناک کند نه، به ما فرصت داد و تکالیف را در حد وسیع و طاعت ما قرار داد. و بر ما آسان گرفت ولی هیچ گونه عذر و بهانه ای را برای ما باقی نگذاشت. و آنکه زیان کار است طغیان گر است که در هلاکت خود قدم برداشته است و خوش بخت آنکه در خط فرمان اوست.

یعنی خداوند به قدری مهربانی به خرج داد که اگر کسی تا قبل از مردنش آمرزیده نشود این شخص خیلی آدم بدبختی است. خیلی، مثلا ماه رمضان را قرار داده است که حتی نفس کشیدن در آن ماه عبادت محسوب می شود، یا نماز را طوری قرار داده که انسان وقتی نماز می خواند گناهان گذشته اش آمرزیده می شود. این قدر کار های ساده ولی فوق العاده با ارزش قرار داده که ما به راحتی می توانیم گذشته ی خودمان را جبران کنیم.

همان طور که قبل هم گفتیم اگر شخصی 60-70 سال هم اشتباه کرده باشد و گناه کرده باشد اگر بخواهد با خداوند آشتی کند خداوند راه توبه را به رویش نمی بندد و اجازه جبران هم به او می دهد. لذا می فرماید: با این درجه از لطف خداوند اگر کسی بخواهد بدبخت شود‌ ( من هالک منا من هلک علیه و سعید منا من رغب علیه).

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: بعثت بلهنفیّته سهلته سمع. من به دینی مبعوث شدم که آسان و قابل عمل است. ( حنفیه دین حضرت ابراهیم (ع) یک دین فطری کاملا سازگار با ساختار نهاد انسان و هماهنگ با درون و ساختار وجودی انسان است. خیلی آسان و قابل عمل است).

سبک قانون گذاری در این آیین مقدس به گونه ای است که تکالیف در حد توان انسان می باشد. یعنی چندی در حد فوق طاعت ندارد که کسی بگوید من نمی توانم این کار را بکنم. مگر آدم های خیلی تنبل، خیلی تن پرور، آدم های لوس و آدم هایی که ضعیف بار آمده باشند یا آدم های خودخواه، آدم هایی که پر توقع بار آمده باشند نتواند به آن عمل کنند.

و انجام دستورات آن ساده و آسان است مثلا در طول شبانه روز نماز واجب 17 رکعت است در امت های قبلی 17 رکعت نبوده است نماز ها چند برابر نماز این امت بوده است. روزه فقط برای انسان یک ماه واجب گشته است. اما قبلا روزه ها طولانی تر بود و کیفیتش هم خیلی سخت بود یعنی انسان به جای دو نوبت فقط یک نوبت می توانست افطار کند. ولی خداوند می فرماید در قرآن که روزه را از افطار تا سحر تخفیف داد و خیلی سبک گرفت. و حج در تمام عمر یک بار واجب گشته البته اگر شخص مستطیع باشد ( یعنی اگر پول و توانایی جسمی داشته باشد یک بار لازم است برود بیشتر لازم نیست.)

این سهولت در تمام احکام مالی و عبادی دیگر هم ملاحظه گشته است. مثلا خمس، می فرماید: شما هر چقدر که دلت می خواهد هزینه کن، درآمدی داری خرج کن، در هر را مباح و حلالی که می خواهی خرج کن، سفر برو، هدیه بخر، بخور، خانه بخر، اتومبیل، فرش بخر و هر چه که دوست داری بخر، اما انتهای سال بعد از یک سال حساب کن اگر چیزی مازاد در آمدت ماند چهار پنجمش مال خودت، یک پنجمش را خمس بده، این خیلی سخت است؟ مازاد درآمد سالیانه ات را خمس بده، زکات هم همین طور خیلی راحت است. همه چیز راحت است که اگر دقیق ملاحظه کنیم، خواهیم دید که آیین مقدس اسلام برای هیچ کس سخت و سنگین نمی باشد. شهید مطهری می فرمودند که : « مسیحیان میلیارد ها و میلیون ها هزینه می کنند که تبلیغ دین مسیحیت را بکنند ولی مسلمان ها بودجه ندارند اما سرعت مسلمان شدن مردم چندین برابر سرعت مسیحیت است». خیلی از مسیحی ها می آیند مسلمان می شوند، یهودی ها می آیند و مسلمان می شوند. بوداها، هندوها، کمونیست ها و .... می آیند و مسلمان می شوند اما کمتر اتفاق می افتد که یک مسلمان مسیحی شود.

حالا چرا این قدر راحت می پذیرند؟ چون این دین واقعا با ساختار وجودی انسان سازگاری دارد با وجود شان می خورد چون فطری است. هر کسی این دین را می پذیرد. ( من برای هر کسی که می گویم مثلا اروپا که رفته بودیم یا میهمان های خارجی که می آمدند اینجا مثلا از کشور های عربی، آسیایی، یا کشور های دیگر وقتی کسی مسلمان نبود و ما نیم ساعت یا چهل دقیقه که ما اسلام را معرفی می کردیم، این ها شکفته می شدند و از خدای شان بود که بیایند و زودتر مسلمان شوند.)

در غرب اکثر مردم که مسلمان می شوند مثلا در آمریکا، اروپا یا کشور های خارجی اکثر آن ها تحصیل کرده اند. افراد با تحصیلات بالا رو به اسلام می آوردند یعنی هر چه قدر این ها درس بیشتر خوانده اند برای فهم و گرایش به اسلام آماده تر شده اند. لذا ما در محیط های دانشگاهی خیلی کارمان برای تبلیغ اسلام راحت تر است. تا محیط هایی که عوام و آدم های کم سواد هستند. کم سواد ها و عوام کمتر می فهمند و کم تر تن می دهند و خیلی هم سوال برایشان پیش می آید. ولی درس خوانده ها زودتر جذب می کنند.

در آمار می بینیم که در آمریکا حجاب به شدت توسعه پیدا می کند و اسلام هم توسعه پیدا می کند. این همه سال در کشور ترکیه اعلام کردند که مذهب لاییک یک مذهب نیست تلاش ها همه ضد مذهبی است ولی شما می بینید که مردم مسلمان رای می آورند و بالاترین رای را می آورند و مردم به شدت می روند سراغ دین، حیاء، عفاف، و حجاب، همه جا این طوری شده چون دین با ساختار هندسی و ریاضی انسان خیلی سازگاری دارد و خیلی هماهنگ است.

آیین اسلام برای هیچ کس سخت و سنگین نمی باشد بلکه هر کس پیش از آنچه بر او واجب و یا انجام آن حرام است دارای توان تکلیف پذیری است برای همین هم خیلی ها هم علاوه بر اینکه واجبات را انجام می دهند مستحبات را هم انجام می دهند. شما خیلی راحت می توانید ببینید که در کشور خودمان یا در کشور های مسلمان مردم ساعت ها وقت برای انجام مستحبات می گذراند.

17 رکعت که بیشتر برایشان واجب نیست و جمع آن شاید 20 دقیقه عبادت شود ولی مردم در طول شبانه روز ساعت ها وقت شان را صرف امور مذهبی می کنند و لذت هم می ببرند. مثل زیارت و عبادت و نماز شب و نماز های مستحبی و روزه های مستحبی و دعا ها و حرم هایی که می روند و ......

در تمام کشور های اسلامی دنیا این طوری است شما بروید و ببینید. پس خداوند خیلی خیلی کمتر از توان انسان برایش تکلیف قرار داده است. توان انسان خیلی بیشتر است. آن هایی که حرام نمی کنند هم همین طور هستند لذا می بینیم که خیلی ها علاوه بر اینکه حرام انجام نمی دهند از مکروهات هم پرهیز می کنند پس معلوم است که می توانند این کار را انجام دهند. و خداوند متعال برای امت اسلام این منت را گذاشته که این آیین مقدس به صورتی سهل در اختیار مردم قرار بگیرد.

در سوره بقره آیه ی 185: یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر. خداوند آسانی برای شما می خواهد نه سختی را. خداوند خالق جهان و انسان، حق تعالی، تبارک و تعالی خواسته که شما اذیت نشوید و اصلا دینش را هم برای آسانی فرستاده است. تا با دین شما آسان زندگی کنید. لذا هر مجموعه ای از یک خانواده ای تا یک اجتماع تا یک اداره تا یک محل کار تا یک مدیریت هر جا اعضای آن مجموعه به مسائل دینی و الهی مقید تر هستند کار در آنجا راحت تر است.

در آمریکا و اروپا طبق یک گزارشی که من می خواندم نوشته بود که تمام کارخانه دار ها و آن هایی که شرکت های بزرگ دارند همه شان ترجیح می دهند که کارگر ها و کارمند های مسلمان استخدام کنند چون با مسلمان ها راحت تر هستند یعنی خیلی راحت تر هستند چون مسلمان ها وجدان کاری دارند مثلا دزدی نمی کنند، ... به همین دلیل ترجیح می دهند که به مسلمان ها کار بدهند چون بهتر کار می کنند.

در زندان هم همین طور است در آمریکا زندانبان ها می گفتند که ما از زندانی های مسلمان خیلی راضی هستیم. بی دردسر ترین زندانی ها، زندانی های مسلمان هستند در همین تهران قبل از انقلاب صاحب کار های غیر مسلمان همه ترجیح می دادند کارگر های مسلمان بگیرند. اساسا دین وقتی می آید یک زناشویی رشد می کند یک روابط خانوادگی رشد می کند، پدر با فرزند، فرزند با پدر و مادر مشکل ندارد، زن و شوهر با هم مشکل ندارند، خواهر و برادر با هم مشکل ندارند چون مقید هستند، حدودی هم که خداوند قرار داده حدود بسیار شیرینی است برای همین هم در روابط انسانی بین افزایش ایمان و افزایش مهرورزی رابطه ی مستقیم است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: اگر می خواهید ببنید که یک نفر چقدر مومن است باید ببینید که چقدر مهربان است. دقت کنید خیلی مسئله ی مهمی است می فرمایند اگر می خواهید ببینید یک نفر چقدر مومن است ببینید چقدر همسرش، چقدر فرزندانش و پدر و مادرش را دوست دارد چقدر هم محلی هایش را دست دارد چه قدر عاطفه دارد.

اگر کسی غلیظ القلب است اگر نماز شب هم بخواند قرآن آن شخص را به عنوان مومن قبول ندارد. آدم خشن را به عنوان مومن قبول ندارد، آدم حسود، بداخلاق، تند و تیز و بدجنس را به عنوان مومن قبول ندارد. لذا می بینیم که هر چه شخص به سمت تقوا می رود اخلاقش شیرین تر می شود، شخصیتش دوست داشتنی تر می شود. به قول حضرت خوردنی تر می شود. مومن مثل عسل می ماند. هر چه انسان به سمت تقوا می رود قابل تحمل تر می شود. اعضای خانواده اش بیشتر دلتنگش می شوند، بیشتر به او انس می گیرند، بیشتر دوستش دارند بیشتر او را می خواهند. این طوری وقتی یک نفر می رود به سراغ رعایت دین. زمانی که ما دین را کنار می گذاریم بد می شویم و بین مان حرف و تشنج و اختلاف زیاد می شود. با دین دنیا خیلی شیرین تر است.

وقتی دین کنار می رود دنیا و آخرت سخت می شود. هم دنیا خراب می شود و جهنم می شود و هم آخرت خراب می شود. لذا اینکه می فرماید که خداوند آسانی را می خواهد ( یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر) و سختی را نمی خواهد آسانی را نه فقط برای آخرت می خواهد بلکه برای دنیای ما می خواهد اصلا دین را آورده برای آسانی ما.

آیه 157 سوره ی اعراف: و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم: اصلا هدف نبوت پیامبر را می فرماید این است که بار های سنگین و غل ها و چیز های دست و پا گیر را از زندگی شما باز کند از ذهن و دل شما باز کند. دین این طوری است، دین می آید همه چیز را راحت می کند. دین می آید خرافات، عقاید غلط اعتقادات غلط و بد و معیار های ارزش گذاری غلط و بد و هنجار های غلط، همه را بر می دارد آدم را خیلی راحت می کند. وقتی دین می آید همه چیز راحت است. لذا وقتی می بینیم که یک جا هایی دارد گره می خورد در زندگی یا در ذهن و دل مان گره می خورد مال آنجایی است که دین کم رنگ شده است.

اصلا قاعده است تا انسان از خدا فاصله می گیرد زندگی اش گره می خورد. ( و من اعرض ان ذکری فانّ له معیشه ذکی). اصلا سیستم اتم ها و الکترون ها و نوترون ها و پروتون های این عالم، سلول ها و مولکول های این عالم، هوا و همه چیزش با دین تنظیم شده است. هر وقت دین هست آنها هم به رقص می آیند.

آنها هم کمک می کنند و همه چیز حل می شود. آن جایی که شما در دین سهل انگاری می کنید و پشت گوش می اندازید و تنبلی می کنید و بی حوصلگی می کنید یک سره در زندگی شما گره می افتد. حتی نظام جهان را خداوند بر این اصل قرار داده است هر چقدر شما متدین تر باشید، شادتر، آرامتر، خوشبخت تر، قدرتمندتر می شوید و هر چه قدر از دین فاصله می گیرید به مشکل بر می خورید. دین یعنی چی؟ دین یعنی مجموعه مقررات الهی.

دین یک سلسله اصول دارد و یک سلسله فروع. تا گفتیم دین ذهن شما فقط به سمت 17 رکعت نماز و یک ماه روزه داری و یک چادر و مقنعه و ریش و تسبیح نرود. نه اگر گفتیم دین یعنی مجموعه. دین سه پایه دارد. فقه اصغر( مسائل رساله ای)، فقه اوسط (مسائل اخلاقی)، و فقه اکبر ( مسائل عقیدتی).

همچنین خداوند با امر به توبه از گذشته ی سیاه و آلوده ی گناهکاران می گذرد ( فتوب توبه نصوحا) اما در امت های گذشته این چنین نبوده است. زیرا جزای گناهکاران را جریمه های کلان قرار می داده است. اصلا یک جا هایی خداوند می فرمودند: اگر کسی می خواهد توبه کند من به این شرط توبه ی او را قبول می کنم و از آن می گذرم که آن شخص خودش را بکشد.

( قتلوا انفسکم) فقط با خودکشی قبول می کنم. خودش را بکشد و پاک کند. اما در دین اسلام اگر کسی خودش را بکشد برعکس می رود به جهنم و تا ابد در آنجا می ماند و از آنجا بیرون نمی آید. خالق در جهنم می شود. در حدیث از امام باقر علیه السلام داریم، المومن یبتلا بکلّ بلیّه و یموت بکلّ میت الا انّ هو یقتل نفس. مومن به هر بلایی ممکن است دچار شود به هر مرگی هم می میرد، اما خودش را نمی کشد.

مومن آنقدر امیدوار به خداست و آن قدر خداوند جبران کننده است که مومن حق خود کشی ندارد. بعد از شرک به خداوند بزرگترین گناه کبیره ناامیدی و خودکشی است. خیلی خداوند برای این امت سهل و آسان گرفته است. لذا می فرماید که غصه نخورید اگر اشتباه کردید 30 سال، 40 سال و 50 سال و ...... می توانید جبران کنید و برگردید. در آیه ی 160 سوره ی نساء: فبظلم من الذین هادوا حرّ منا علیهم طیبت احلّت لهم. به سبب ظلم یهودیان امور پاکیزه ایی را که برایشان حلال کرده بودیم حرام نمودیم.

چون گناه کردند گفتیم حالا بعضی از حلال ها را هم حرام می کنیم، خداوند این طور بر آنها سخت می گرفت ولی در امت اسلامی این طور نیست. یعنی از امت پیامبر اسلام آن سلسله از امور که قوی بنی اسرائیل را از خیرات منع می کرد و تمامی آن چیز هایی را که آن ها را مقید می ساخت و محدود می کرد برداشته شده است. در قوم یهود آنگاه که مجرمان و گناهی آلوده می شدند کیفر های سختی برای آنان مقرر می شد. به طوری که بسیاری از چیز هایی که برای آن ها حلال بود ممنوع می شد، همانند منع از صید ماهی، که باید روز های خاصی را به صید ماهی می رفتند. اما در اسلام به وسیله ی توبه که به معنی بازگشت از کار های ناسزای قبلی است خداوند متعال از جرم ما می گذرد این دین یک سلسله تکالیف که از حدود و قدرت و توانایی ما نه تنها خارج نیست بلکه بسیار کمتر از درجه ی توانایی ماست بر ما مقدر فرموده است و از این باب عذری برای ما باقی نگذاشته است. یعنی اگر کسی نماز نخواند واقعا جایش ته جهنم است. چون خیلی تنبل بوده است که نماز نخوانده یا خیلی تنبل بوده که روزه نگرفته است چون این ها تکلیف زیادی نیستند که خداوند بر عهده ی ما گذاشته است.

آن وقت جالب اینجاست که تمام آن افرادی که از دین و دستورات دین فرار می کنند به چه عشقی فرار می کنند؟ به عشق آسایش فرار می کنند یعنی می گویند که ول کن بابا، دلت خوش است نماز و روزه و حجاب چیست سخت است، فرار می کنند می گویند که در برویم از دادن زکات و خمس فرار می کنند و می گویند که انجام ندادن آن آسان تر است.

این افراد رعایت پدر و مادر را نمی کنند، رعایت حق همسر را نمی کنند، رعایت روابط را نمی کنند بعد به همین دلیل به سختی بیشتری دچار می شوند مشکلات بیشتری برایشان پیش می آید و گره های زیادی در زندگی آنها می افتد. برعکس انسان وقتی می آید طبیعت را کنترل می کند و خودش را مقید می کند واقعا آزاد می شود، فطرتش آزاد می شود. زندگی اش شاد می شود و زندگی آرامی را خواهد داشت. صرفا این یک توهم است که یک فردی فکر کند اگر دین را رعایت نکرد راحت زندگی می کند و آزاد است.

بعضی ها می گویند این افرادی که نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند و حجاب را رعایت نمی کنند و رعایت روابط را نمی کنند و روابط زن و مرد شان قاطی است یعنی مختلط هستند چرا زندگی آنها خوب و شاد است و به آن ها خوش می گذرد؟ ولی به خدا واقعا این طوری نیست. هزار و یک طور نکبت و گرفتاری در درون شان ایجاد می شود سینه های شان تنگ، تنگ، تنگ، می شود زندگی آنها پر از اضطراب و افسردگی و نگرانی می شود پر از دلشوره و ناراحتی می شود. این طوری نیست که اگر آدم خودش را از دین آزاد کرد واقعا آزاد شده است. آدم خیلی حماقت کرده اگر خودش را از خداوند آزاد کرده و به اسارت شیطان درآورده باشد. خوب یک همچنین آدمی واقعاد راحت و آزاد می شود و زندگی برایش آسان می گردد؟

ما می خواهیم خودمان را از چه چیزی راحت و آسان کنیم؟ فکر می کنیم که خدا در یک جبهه ای علیه ماست که اگر رعایت نکنیم دستوراتش را راحت تر می شویم؟ یک لطیفه ای است که می گویند خداوند هم بهتر است که ماه رمضان را مثل جام جهانی، چهار سال یکبار کند و چهار سال یکبار هم در یک کشور باشد فقط نه همه جا. ولی واقعا این طوری نیست خدا در جبهه ی توست و همه اش با توست به خاطر تو این دین را فرستاده به عشق تو این دین را فرستاده برای خوشبختی و راحتی تو این دین را فرستاده، به پشتوانه ی از تو در مقابل شیطان این دین را فرستاده است. تا شیطان نتواند به تو ضربه بزند، برای اینکه تو بتوانی شاد زندگی کنی و در این دنیا آرامش داشته باشی این دین را فرستاده است. ما چرا با خداوند رقابت می کنیم؟

ما این فکر را می کنیم که چرا خداوند می خواهد ما را اذیت کند؟ چرا این دین را فرستاده و این حرف را زده یا نزده؟ چرا این دستورات را فرستاده؟ و از این باب عذری برای ما نگذاشته است و اگر کسی به گمراهی افتاد در روز جزا خواهد فهمید که شما مقصد خود اوست و با تمرد از تکالیف آسان خود را به عذابی الیم مبتلا کرده است عذابی که به راحتی تمام شدنی نیست. لذا ما هر چه قدر طفره می رویم آن طرف بیشتر خودمان را گرفتار می کنیم. مثلا در شبانه روز یک بار، دو بار و بعضی هایی که روحشان قوی تر است سه بار به مدت دو یا سه دقیقه مسواک می زنند که مجموع آن می شود 8 -9 دقیقه، این افراد تا سنین بالا چیزی به اسم درد دندان و لثه و دهان و دندان کشیدن و عصب کشی و گرفتاری های از این قبیل و .... را ندارند. مثلا بخواهند پول کلان بدهند و دندان مصنوعی بگذارند و گرفتاری های دندان مصنوعی را ندارند؛ حالا این کار چند دقیقه وقت می گیرد 8-9 دقیقه ولی تا سالهای سال راحت هستند آدم هایی هستند که بعد از 100 سال هنوز هم دندان های شان طبیعی است و خیلی هم راحت هستند. اما تنبلی وقتی که می آید این اتفاقات می افتد. چه قدر جوان 20 ساله، 22 ساله، 25 ساله 3 ساله چه خانم چه آقا در نوبت دندان پزشکی هستند. دلیل این همه تنبیل است چون به دندان هایشان رسیدگی نکرده اند. همین یک کار راحت. دین این طوری است اگر شما یک وقت کم بگذارید. و فرمول ها را رعایت بکنید یک عمر شادی و درد سر نداری و راحتی.

دردسری اگر به تو برسد هم کفاره ی گناهانت است و هم درجه ی بهشتی است اما اگر رعایت نکنی هم دنیایت خراب می شود و هم آخرت عذاب می کشی. لذا انسان باید خیلی حواسش جمع باشد که حماقت نکند، دین خداوند یک دین کاملا ریاضی و تخصصی است با ساختار هندسی انسان و جهان طراحی و هماهنگ شده است. اگر حرمت این ریاضیات را نگه نداشتی و دین خداوند را بازی گرفتی و حدود و ریاضیات خداوند را بازی گرفتی، سختت می شود خداوند بدن و روح را ریاضی ساخته است، بدن که ریاضی است وقتی شما با آن شوخی می کنید تا سرطان و مردن هم با تو می آید، چون بهداشت را جدی نمی گیری، بهداشت دهان و دندان را جدی نمی گیرید، بهداشت روابط را جدی نمی گیری. مسائل تنفسی را جدی نمی گیری و ... این همه جوان در طول روز می میرند سی هزار، پنجاه هزار انسان در اتومبیل در اثر بی توجهی می میرند. چون بدن ریاضی است.

می گویند که کلاه کاسکت بگذار، کمربندت را ببند. احتیاط سرعت را بکن، چون بدن ریاضی است اگر با آن شوخی کنی خدا که با ما شوخی ندارد اگر شوخی کردی، همین طور می کشد و گله گله می برد به برزخ. روح هم همین طور است تا شما نیایید به ریاضیات دین احترام بگذارید تا به حدود خداوند احترام بگذارید تا حاضر نباشید قبول کنید که باید این مطالب را رعایت کنید و شوخی بردار هم نیست و دقت زیادی هم دارد، دقتی فوق دقت های طبیعی که در الکترون و پروتون و ... است در دین است، وقتی جدی نمی گیری آسیب می زند، روح آسیب می بیند و دچار پژمردگی می شود، دچار افسردگی، دچار عصبانیت دچار درنده خویی، دچار ناامیدی، و... می شود سر از خودکشی و هزار تا گرفتاری های دیگر در می آورد چرا؟ چون رعایت نمی کنند دقت کن اگر یک جایی در روحت مشکل داری، اگر یک جایی در روحت ناراحتی، ناآرامی، اضطراب و نگرانی و له شدگی است درماندگی و پژمردگی است و ضربه خوردگی است مال آن جایی است که تنبلی کردی و بی حوصلگی به خرج دادی چون به موقع و دقیقا خوراک مورد نیاز نفست را تهیه نکردی، کم آورده و حالا مریض هستی و گرفتار شدی. و الا خداوند تبارک و تعالی دنیا و دینش را برای آرامش و شادی و رشد ما قرار داده است.

فراز هفدهم خیلی مهم است حضرت می خواهد ما را پرواز بدهد، یک شراب فوق العاده قوی است در فراز هفدهم به بعد خودتان را محروم نکنید.

سوال: تقوا چیست؟ تقوا در یک کلام یعنی پرهیز از تمام اندازه ها و حدود و ریاضیاتی که با ریاضیات الهی سازگاری ندارد. هر چقدر حدود و ریاضیات خداوند را رعایت بکنی آن را تقوا می گویند، اگر سراغ عدد دیگری رفتی می شود بی تقوایی. مثلا شماره آخر تلفن منزل ما 5 است اگر 4 یا 6 بگیری این می شود بی تقوایی چون به هدف نرسیدی.

می گوید نماز بخوان برای وضو روی دستت دو بار آب بریز اگر یک بار بریزی بی تقوایی است سه بار هم بریزی بی تقوایی است چون باز هم به هدفت نمی رسی. تقوا یعنی رعایت حدود الهی و پرهیز از احمال در رعایت حدود.

والحمد لله رب العالمین.