جلسه 088 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
88
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
1
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 088 - شرح صحیفه سجادیه

فراز هشتم را توضیحاتش را دادیم متن را فراز هفتم، توضیحاتش را دادیم متن را نخواندیم متن را بخوانم بعد اگر توضیحی دارد بدهیم اگر که نیازی نشد رسیدیم، به فراز هشت هم می پردازیم، و الحمدلله علی ما عرفنا من نفسه والهمنا من شکره و فتح لنا من ابواب تعلم بربوبیته و دلنا علیه من الاخلاص له من توحیده و جنبنا من الالحاد و اشک فی امره. حمدا معرما به فی من حمدا من خلقه و نسبق به من سبق الی رضاه و عفوه.

حمد خدایی را که خود را به ما شناسانده و شکر نعم خود را در فطرت ما قرار داده و از ابواب آگاهی نسبت به ربوبیت خود در هایی را به روی ما گشوده و به سوی اخلاص در توحید خود ما را دلالت فرموده است و از الحاد در اعتقاد و شک در توحید ذات و صفات بر خدا داشته است آنچنان سپاسی که ما را در زمره ی شاکران قرار دهد و به وسیله آن از کسانی که سبقت به عفو و رضای حق گرفته اند پیشی بگیریم اما در ضمن فراز قبل فرمود یکی از منت های خدای متعال بر بشر آن است که با لطف خود معرفت شکر را به بندگان خود آموخت تا از مرز حیوان بودن خارج شوند در این فراز نیز حضرت حمد را از آن جهت لازم دانسته است که خدای متعال فطرت بندگان خود را با شناخت خود عجین ساخته است به گونه ای که به طور خود باور با حضرت حق مرتبط هستند. و لذا هیچ ممکن نیست کسی خدا را باور نداشته باشد این خصیصه با توجه به آنکه علت بدون معلول و معلول بدون علت قابل قبول نیست نشان از همین فطرت خدا باوری دارد بدین معنی که انسان هیچ پدیده ای را بدون پدید آورنده باور ندارد و نمی تواند بپذیرد.

موجودی خود به خود تحقق یابد بلکه همیشه در برخورد با هر شی از اشیاء ذهن او متوجه به سوی آن علت می شود و می داند که در رتبه متقدم وجود او علت او موجود بوده است. پس خدای متعال در نظام فطرت انسان این باب را گشوده که هیچ پدیده ای از جمله خود انسان بی موثر نیست شما اگر در تاریخ علوم نگاه کنید می بینید که در تمام رشته های علوم که در طول هزاران سال بشر این رشته ها را پیش برده یک اصل غیر قابل انکار که به هیچ وجه هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند هیچ کس، اصل علیت هست.

و اگر در فیزیک و شیمی و ریاضی نمی دانم رشته های صنعتی پزشکی انواع و اقسام موجودات شناخت موجودات علومی که مربوط به شناخت موجودات هست پیشرفتی حاصل شده این هست که اصلی که انسان را خداوند تبارک و تعالی به آن مجهز کرده اصل علیت یعنی بشر با کشف روابط علّی و معلولی بین موجودات به پیشرفت علم نائل شده دیگر این طوری هست بنابراین شما نمی توانید انکار خداوند را بکنید برای اینکه وقتی نگاه می کنید به همه موجودات عالم آنها را وابسته و ممکن می بینید یعنی تمام اجزای عالم واجب نیست هیچ کدامش واجب نیست وقتی نگاه می کنید می بینید که ممکن هست و ممکن یعنی چیزی که در هستی خودش نیاز به وجود آورنده دارد ممکن یعنی نسبت به وجود و عدم و مساوی مساوی الطرفین است هم وجود پذیر است هم عدم پذیر می تواند باشد. می تواند نباشد.

پس اگر هست این هستی اش از خودش نیست چون ذاتا مساوی الطرفین هست نسبت به وجود عدم وقتی مساوی الطرفین باشد نسبت به وجود عدم اگر نبود علتی هست که نمی گذارد باشد اگر بود علتی هست که چی است به وجودش آورده حتما اگر وقتی که به خودت نگاه می کنی به موجودات دیگر انسان های دیگر کره زمین سیارات و ستاره ها نگاه می کنی می بینید که هیچ کدام از اینها واجب الوجود نیستند همه وابسته و ممکن هستند بنابراین در حقیقت هستی خودشان تکیه گاه می خواهند همانطور که شما الان باور نمی کنید که این کتاب روی سطح بایستد فرض بفرمایید این فرش یک متر بالا بیاید هر چی که هست این تابلویی که پارچه ای که روی دیوار هست از دیوار یک متر فاصله بگیرد و باشد بالاخره می افتد یا باید به جایی تکیه اش بدهیم دست الان روی هر شی از اشیا همین فضایی که الان در آن هستیم که فضایی هم هست که شاید صد ها شی شما ببینید می بینید همه تکیه دارند دائما تکیه دارند به چیز دیگر از اینها هم خارج شوید می بینید که همه چیز تکیه گاه دارد این آن شناخت فطری هست که خدا نصیب همه کرده و انسان نمی تواند این را از وجود خودش بیرون کند و به همین جهت باید شکرش را به جا بیاورد که خداوند خیلی خیلی شفاف و واضح خودش را بر ما می نمایاند.

این فطرت خود دلیل آشکار و روشنی است بر انسان که خداوند او را با همین فطرت در قیامت مواخذه کرده و محاکمه می نماید یعنی قبول اگر کسی بخواهد بگوید خدا برایم مبهم بود زیر شک بود تردید کردم خدایی هست یا نه. این مال بی دقتی اش هست مال چی است مال بی دقتی اش هست. یک مقدار دقت کند در فطرت خودش متوجه می شود که خودش و همه اشیاء عالم تکیه دارند ولی قشنگ تر از همه نزدیکتر از همه همین خودت هستی خودت هستی که در تمام مسائلی که داری در هر پلک به هم زدنت در نفس کشیدنت در افکارت در غذا خوردنت در دیدن و شنیدن و همه کار شما الان این آب را که می خوری به امید خدا داری می خوری آب که می خوری کی تحویل می گیرد آب را در درون ما تا برساندش به تمام قسمت های بدن، بدن یک جسم است دیگر کاری از خودش بر نمی آید که کاری نمی تواند بکند روح می گویید داریم روحت هم وابسته است به کجا خودت خودت را به وجود آوردی خودت داری این کار را انجام می دهی بنابراین با همین ما را محاکمه می کنند قیامت و ما هیچ جوابی نداریم اگر خدایی ناکرده بخواهیم انکار بکنیم نداریم بدهیم و نیز ما را به اخلاص در توحید هدایت فرمود این دلالت گر چه به وسیله سفرای الهی و پیامبران عظیم الشان و امامان معصوم علیهم السلام شکل گرفته ولی تا وقتی که زمینه فطری برای هدایت آماده نباشد هدایت انبیاء در لوح قلب و صحیفه نفس تاثیری نخواهد گذاشت یعنی چی یعنی اینکه توحید هم فطری است.

آموزشی که معصومین علیهم السلام به ما میدهند آموزش توحید هست که خدای احد واحدی هست که این جهان و شما را خلق کرده ولی این هم درونی قابل یافت هست کما اینکه در بحث انسان شناسی و دشمن شناسی ما هم صفات خدا را از خودمان در آوردیم در درون خودمان به همین دلیل است که قرآن کریم، پیامبر اکرم را مذکر نامیده است یعنی تذکر دهنده معلم نیست مذّکّر است یعنی تو داری فقط یاد آوری می کند پیامبر کارش این است، انما انت مذکر. مذکری که ما داریم یعنی همین به یاد آورنده معلم هم همین طور هست معلم هم همه چیز را به یاد می آورد فقط پرده را بر می دارد گرد و غبار را از ما می گیرد و آموزش که ما همه مان داریم این چیز ها در نهاد خودمان داریم تمام اصول دین فطری است توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد اینها هم چی هستند فطری در فطرت ما وجود دارد آموزش که انبیاء علیه السلام و علما و دانشمندان به ما می دهند این در واقع فقط یادآوری هست برای ما زیرا آن انسان را به باطن خودش هدایت می کند گر چه باطن خود انسان نیز از بطون بسیاری پیوسته و از پیچیدگی خاصی برخوردار است که کشف هر یک زمینه ساز دریافت بطن دیگری خواهد بود خوش به حال کسی که مشغول خودش باشد و فرصت کند که با خودش کار بکند و تامل و تعمق به جای اشیاء بیرونی را در خودش داشته باشد.

در واقع می توان گفت که کشف باطن جهان این جا را دقت کنید خیلی مهم است کشف باطن جهان و غیب عالم برای عارف کشف مراتب باطن خود اوست. در واقع وقتی که شما می گویید کشف مکاشفه پیشرفت عرفان رشد طی محالات مقامات و درجات کجا اتفاق می افتد در درون خود شخص همه اینها اتفاق می افتد و این رشته خود دامنه بسیار مفصلی دارد نیز باید دانست که حجاب ها و پرده های بسیاری بر حقیقت انسانی آویخته که کنار زدن آنها فتح الفتوح راهبری به سوی معرفت النفس است که از عمیق ترین مسائل الهی و دقیق ترین و پیشرفته ترین مراتب علم و النفس می باشد نکته دقیق و قابل توجه در اینجا اینکه این است که معرفت نفس ملازم با معرفت حضرت حق می باشد، من عرف نفسه فقد عرف ربّ. نفس و رب یکی هستند. چرا چون این رفیق همان است آن حقیقت هست و این رفیقت آن اصل هست و این چه است این تجلی اوست آن جلوه است.

این تجلی او ظاهر هست و این چی است مظهر است بنابراین همه آن چیزی که خدا دارد نفس هم دارد خلق الله تعالی آدم لی صوره نبی اکرم فرمود: خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده بنابراین وقتی که انسان شروع به معرفت نفس می کند کار جدی و علمی می کند برای معرفت نفس یواش یواش انگار که دارد حق تعالی را می شناسد همان هست خوب متاسفانه ما وقتی می گوییم معرفت نفس بشر یعنی شیطان این توهم را ایجاد می کند ما ها هم یک مقدار سهل انگاری می کنیم ما وقتی می گوییم می خواهیم الفبا یاد بگیر بچه هیچ وقت به یک بچه شما نمی آیید از کلمات شروع کنید الان می آیید از حروف شروع می کنید تازه تو نوشتن هم از خود حرف شروع نمی کنید.

نمی گویی بیا بنویس الف بیا بنویس ب اول خط را بهش یاد می دهی که بتواند قلم دست بگیرد خط های کج خط های مستقیم مورب منحنی بکشد بعد می آیید حالت حروف را یادش می دهید دانه دانه معرفی می کنید تا از حروف چینی برسند به چی به کلمه، کلمه سازی بعد از کلمه سازی به چی جمله سازی و دیکته و چیز های دیگر در تمام رشته های علوم ما این کار را می کنیم در خط و نقاشی و گل دوزی در قالیبافی در تمام رشته ها ولی وقتی نوبت خودمان که پیچیده ترین مخلوق خدا هستیم همه مان می خواهیم یک شبه راه صد ساله طی بکنیم این راه طی شدنی نیست.

استثناء ممکن است برای کسی اتفاق بیفتد آن هم طی هست شناخت ممکن است نباشد بنابراین نفس ریاضیات دارد یعنی با یک ریاضیات خاصی انسان باید به سراغ نفس برود و شروع کند به کار کردن یک عزیزی آمده بود اینجا می گفت من حالم بد شده این درس ها را گوش کردیم این درس ها را نه درس های چند تا استاد دیگر گفت از شما معرفت نفس را شروع کردیم گفتم ما هیچ وقت به هیچ کس در اولین برنامه اش معرفت نفس و ... من امکان نداشته به یک نفر وقتی آمده برنامه بگیرد در یکسال اول بگوییم برو معرفت نفس را گوش کن معرفت نفس بعد از آموزشهای مقدماتی یک یکسالی شخص باید کار کند بعد یواش یواش برود فرمول های ریاضی که در همان جا در سی دی گفتم و در کتاب هست دانه دانه کار بکند و نفس شناخت پیدا کند اول از سوفیست شروع کنیم هستی شناسی را شروع کنیم کمالات را شناسایی کنیم بعد یواش یواش از ماده حس خیال وهم عقل و فوق عقل به ترتیب آدم باید برود جلو تا تمرین هایش خراب نشود نکته دقیق و قابل توجه در اینجا این هست که معرفت نفس ملازم با معرفت حضرت حق می باشد و همین ملازم خود دلیل بر مطلب عمیقی است که سابقا بیان شد و این است که کشف باطن عالم همان کشف باطن انسان است اگر یادتان باشد هم در دشمن شناسی و هم در انسان شناسی گفتم.

آیات قرآن هم همین طور است کی قرآن فهم تر است کسی که معرفت نفس بیشتری دارد هر کس خودش را بیشتر بشناسد قرآن خودش را در واقع اگر یادتان باشد آن موقع که سوره توحید را از نفس در می آوردیم گفتیم که تمام آیات دیگر هم غیر از سوره توحید از نفس چی می شوند استخراج می شوند تمامش می شود از داخل نفس همه قرآن را استخراج بکنیم و بیش از ده حدیث بر این مطلب دلالت دارد از جمله پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: من عرف نفس فقد عرف ربّ. صلوات

فراز هشتم، فراز هشتم هر وقت می آیم آن طرف تر زیبا تر و جذابتر می شود پس ما تا به حال چند نوع حمد کردیم خداوند را چند نوع حمد کردیم حمد های معرفتی اینجا حمدی هست که فوق العاده اثر دارد تاز آثار حمد هست اگر کسی عرضه داشته باشد از حمد های خودش هم می تواند این برداشت ها را بکند البته این حمد ها باطن دیگری هم دارد حالا همین طوری سربسته می گوییم نمی توانیم اینجا این باطن ها را توضیح دهیم این حمدی که ما الان می گوییم این آثار را دارد یک سلسله باطن دیگری هم دارد که دیگر شما خودتان باید زحمت بکشید تا به او برسید که بتوانید انشاءالله از او استفاده خوب کنید.

تو را چنان حمد می کنیم که این حمد برای ما چه کار کند این حمد بیاید تاریکی های قبر و تاریکی های برزخ را برطرف بکند و برزخ ما را چه کار کند روشن کند حمدی که از آن این توقع را داریم از این حمد کارایی را داریم که بیاید چه کار کند باید برزخ را قبر را برای ما روشن کند و یسهل علینا به سبیل المبعث. و راه ورود به قیامت را برای ما آسان کند یعنی به محض اینکه ما از این دنیا انتقال پیدا کردیم همین چند ساعت دیگر و چند روز دیگر منتقل شدیم وارد یک برزخ بسیار نورانی و روشن بشویم.

به طوری که این روشنایی و نورانیت تا قیامت ادامه داشته باشد و ما را به سمت نورانیت بیشتر ببرد حالا آن باطنی که عرض کردم دارد این مسئله فقط برای کسانی که خودشان می فهمند این حقیقت را خوب است فقط راهنمایی می کنم به صورت یک رمز می گویم قبر عبارت هست از خودت قبر عبارت است از خودت بنابراین نفس ما قبر ماست توجه کردید چه طور شد هر می خواهد بداند قبرش چه شکلی هست باید نگاه کند ببینید نفسش چه شکلی است این را داشته باشید.

درون تان چه شکلی هست درون تان هم مثل خودتان هست خودت قبر خودت هستی بنابراین اگر ما حمدی می خواهیم داشته باشیم که ظلمات برزخ را برای ما آن طرف روشن کند باید چه خاصیتی داشته باشد باید بتواند این برزخی که الان با من هست این قبری که الان با من هست این حمد بتواند آن را چه کار کند روشن کند بنابراین کسی که علاقه مند هست علاقمند به نورانیت هست علاقمند به روشن شدن قبرش هست باید عرضه داشته باشد از این قبر از این حمد برای شاد کردن خودش آرام کردن خودش و روشن کردن درون خودش استفاده کند عزیز من حمدی که نمی تواند تو را شاد کند و حمدی که نمی تواند روشنت کند قبرت را هم نمی تواند روشن کند این رمزی بود که به شما گفتم کار دارد البته کار دارد خوب بیشتر از این امکان توضیحش نیست ولی همین مقدار که فقط در حد پیچیدگی و اغلاق نمانده باشد و ذهن شما خیلی اذیت نشود برای تان توضیح دادم این را حمد یضیع یا یضیاء لنا به ظلمات البرزخ.

چقدر قشنگ است این برویم به سمت این حمد بدانیم باور کنیم که حمد این خاصیت را دارد این کار را می کند با ما. حالا اگر این کار را می کند خاصیت را دارد ما باید عرضه داشته باشیم از خاصیتش چه کار کنیم استفاده کنیم یک مژده هم بدهم برای تان فرمول این را که حمد چه طوری می تواند باز کند و روشن کند از جلسه آینده شرح زیارت عاشورا را می خواهیم بگوییم که به موضوع بحث مان مربوط هست بحث آن دو تا معیاری که شرح زیارت عاشورا دادیم که علامت اینکه ما چقدر رشد کردیم چی هست پستی مسئله پستی که مطرح شد از امام رضا علیه السلام که پست کی است انسان کی است آنجا دوستان علاقمند بودند که ما فرمول های مباحث را بگوییم که یک مقدار روشن بشود که ما چه طوری بتوانیم خودمان را به اینجا برسانیم. آن فرمول ها را بگویم. شما می توانید بفهمید که از حمد باید چه استفاده هایی بکنیم.

کار کردن با این حمد مهارت می خواهد شما وقتی می خواهید از یک تلفن همراه استفاده کنید سی ساعت آموزش می خواهد چهل ساعت آموزش می خواهد یک اتومبیل انسان می خواهد با آن کار بکند سالها رانندگی می کند باز می گوید جا دارد باز من چه کار کنم یک خیاطی و گلدوزی و قالیبافی باز می گوییم مهارت یک بنایی یک نقاشی استفاده از حمد برای این آثار دوره و مهارت می خواهد. یعنی انسان حتما باید دوره ببیند که حمد را چه طوری از آن استفاده کند کجا ها و با هر خاصیتش چه طوری برخورد کند این مهارت می خواهد که من کجا با حمد بتوانم دانه دانه این اثر هایی که الان داریم می خوانیم به دست بیاورند این کار می برد تمرکز می خواهد آموزش تمرین یادتان باشد این سه مرحله آموزش، تمرین و کسب مهارت.

بنابراین اگر شما بخواهید از حمد استفاده کنید به عنوان یک اسم اعظم یک وسیله بسیار مهم با خواص و آثارش باید یک مقدار آموزش ببینید زحمت بکشید کار کنید در جلسات گذشته هم من به صورت تلویحی رموز این بحث را توضیح دادم حالا اگر کسی دقت کرده باشد روی مباحث قبلی، الان می داند من چی می گویم چه طوری می تواند از حمد برای روشن کردن خودش و راه بازکردن خودش استفاده کند و یسهل علینا به سبیل المبعث.

خوب ببینید قبر دوران برزخ یک دوران به قول حضرت می فرماید سختی هست اگر کسی از اول با سختی شروع کند مسیر هایی را باید طی کند تا به آسایش برسد اگر کسی برزخش وقتی دارد شروع می کند با نورانیت شروع کند دیگر مسیری که می رود هی راه بازتر می شود حجاب های بیشتری برداشته می شود راه بازتر می شود مثل شما ها الحمدلله شما به درون خودتان نگاه کنید.

ببینید که مثلا فرض بفرمایید که دو سال پیش سه سال پیش که مثلا عبادتی علمی معرفتی را شروع کردید به مرور زمان هی درون تان چی شده آرامتر شده این یعنی باز شدن برزخ این یعنی باز شدن راه برزخ. چون قبر خودت هستی دیگر آره کسی که دچار افسردگی، ناامیدی، پژمردگی، بی هدفی، بی هویتی، کوری، سردرگمی می شود قبر بسیار وحشتناک دارد کسی دچار این مسائل نیست این را به عنوان یک ثروت آرامش دارد شادی دارد اضطراب ندارد روشن بینی دارد هدفدار هست با انگیزه هست در زندگی اش می داند کجا باید برود قدم هایش را چه طوری بردارد صحنه ها و لرزه ها و زلزله ها و عرض کنم خدمت تان حوادث نمی تواند بلرزاند او را، تاریک کند قضایا را برایش، مبهم بکند یکدفعه دچار یک سردرگمی، گیج کننده بشود و مثلا نتواند بفهمد کجای قضیه هست این کسی که این را دارد این قبر خودش روشن است.

در واقع خودش روشن است و آن قبرش چی می شود خود به خود روشن می شود خوب حالا می فرماید که این مسیر قیامت را برای ما باز کند یک حمدی که این خاصیت را داشته باشد که درون ما را روشن کند و راه قیامت را هم برای ما چه کار کند باز کند که ما هر چی می رویم به سمت قیامت سرعت مان نشاط مان قدرت مان بیشتر بشود آن وقت قیامت هم که می رسیم آنجا دیگر خیلی راحت بتوانیم مسیر قیامت را طی کنیم مسیر قیامت صراط سه هزار سال هست اگر کسی بی دقتی کند در قیامت پنجاه هزار سال معطلی دارد پنجاه تا سوال دارد آنجا سوال هایی که کسی که بلد است اینجا طی کند دیگر آنجا معطلی ندارد کسی که این پنجاه تا سوال را ندارد نمی شناسد وقت نمی گذارد برای جواب دادنش برای حل کردن رابطه اش با این پنجاه وظیفه این، آنجا گیر است مثلا آنجا از آدم سوال می کنند خوب تو رابطه ات با قرآن چه طوری بود تازه آنجا یادش می افتد که ای بابا ما باید آنجا یک رابطه ای با قرآن می داشتیم می گویند مثلا رابطه ات با امام زمان چه طوری بود به عنوان یکی از سوالها می گوید رابطه ات با نماز چه طوری بود همسایه پدر و مادر و زن و بچه شوهر این تازه آنجا یادش می افتد که مثلا اینکه ما باید برای اینها یک کار هایی می کردیم وظایفی داشتیم نسبت به همسر مان فرزندان مان نمی دانم همسایه ها و مردم اینها این سوالهایی که آنجا می پرسند ولی کسی که این جا درست زندگی می کند یعنی روابطش را تنظیم می کند با اشیاء عالم و همه روابطش تنظیم شده است و هی روز به روز تقویت می کند این روابط را آنجا هم معطلی دیگر ندارد چون همه اش در هر جا خودش به حساب خودش رسیده دیگر این که می گویند: حاسبوا قبل ان تحاسبوا. می گویند این که اینجا به خودتان برسید به حساب خودتان برسید قبل از اینکه آنجا حساب تان کنند این پنجاه سوال خواه ناخواه هست یعنی بالا بروی پایین بیایی این پنجاه تا سوال آنجا هست خوب حالا که هست عمر تان و جوانی تان و کار های تان زن داری و شوهر داری و بچه داری و دیگر عرض کنم درس تان و دانشگاه تان، شغل تان، و روابط تان را یک طوری تنظیم کنید که به این پنجاه سوال برسید.

یعنی مشغول این طور امور نشوید که از پنجاه سوال چی بشوید غافل بشوید. جالب اینجاست که این پنجاه تا سوال رابطه فطری با درون خود شما دارد مثل ارتباط فطری که من با پدرم مادرم و همسرم فرزندم دارم با امام زمان دارم با قرآن دارم وقتی یک کسی در دنیا همین سوال ها را می نشیند جواب می دهد روز به روز چی می شود شادتر می شود کسی با پدر و مادرش مثلا مشکل دارد توانسته رابطه را به یک صلح برساند از داخل جهنم در بیاید. با معلمش، با شاگردش، با دوستش با همسایه اش با همسرش دانه دانه توانسته صلح بدهد و به بهشت برساند از حالت جهنمی بودن در بیاورد این همین جا هم شاد است وقتی شاد می شود چی می شود قبر روشن می شود دیگر قبر خودت هستی دیگر درست است وقتی تو درون خودت هی این ها را حل کنی می بینی که شادی آرامی دست است الان برگردید به درون تان نگاه کنید آنجا هایی که جهنم دارد داری می سوزی از آن وقتی یادت می افتد قلبت می گیرد تپش قلبت زیاد می شود ضربانت می رود بالا. اعصابت می ریزد به هم. این مال آنجا هایی هست که تو فشار قبر داری.

فشار قبر داری مثلا طرف می رود دکتر می گوید آقا من قلبم درد می کند دکتر اکو می گیرد عکس می گیرد می گوید آقا مثلا این جا دو سه تا جایش بسته است از رگها اینجا فشار می آید به آن. این رگ باز شود شما دیگر دردی نداری ما هم در روح مان همین طوری هست مثلا بعضی ها هستند وقتی من اسم می آورم در کلاس برای همین هم من یکسره تکرار می کنم این ها را و پشت سر هم هی اسم ها را می آورم و حرفهای تکراری هم می زنم برای همین ببینید مثلا وقتی من می گویم پدر مادر همسر خواهر برادر همسایه آنی که رگش در هر قسمت بسته است دردش می آید موقع شنیدن این حرفها من هم می خواهم دردتان بیاید یک موقع هی از شما آزمایش می گیرم هی می گویم تا ببینم کجای تان درد می آید یا نه ببینم خودتان می بینید کجا دردتان می آید اسم هر کدام برده می شود دردت می آید آنجا جهنم داری فشار قبر داری، قبر یعنی کجا، قبر یعنی خودت پس قبرت الان دارد درد می گیرد یعنی تو قبر درد داری این را باید حلش کنی این جهنم را برداری رابطه جهنمی از ناحیه تو هست. خاموش شده حالا آنی که از ناحیه آنی خاموش نشسته ولی تو دیگر جهنمی نداشته باشی می دانی چی می گویم آدم وقتی جهنم ندارد آرام است با جهنم دیگران هم نمی سوزد. درست شد.

چه طوری شد اصلا این طوری است قاعده است دیگر اینجا قاعده اش اینطوری است. انسان وقتی جهنم را بین خودش و یک نفر حل می کند دیگر خودش نمی سوزد اگر آن هم حل نکرده باشد با آن هم نمی تواند تو را بسوزاند درست شد چه طوری شد پس وقتی می گویی با شوهرم مشکلی ندارم ولی وقتی می بینمش اعصابم خورد می شود یعنی مشکل داری هنوز فکر می کنی مشکل نداری وقتی می گویی من با زنم خیلی خوبم خیلی از مشکلات در رابطه مان حل است ولی وقتی با هم هستید همه اش اضطراب می افتم تپش قلب پیدا می کنم اعصابم خورد می شود پس مشکل داری چون داری از جهنم آن تو داری می سوزی نباید بسوزاند تو را جهنم دیگران.

اگر جهنمی دارند دیگران،‌ داداشت، خواهرت، باجناقت، جاری ات نمی دانم کی کی هر کس هست این پس معلوم است جهنم داری خوب پس ما باید زحمت بکشیم اینجا تا می توانیم فشار قبر مان را کم کنیم می توانیم فشار قبر ها را خود مان از بین ببریم هی از قیامت نترسیم از خدا نترسیم آخ آخ اگر من بمیرم فشار قبر دارم عزیزم تو الان تو قبرت هستی همین الان در قبر هستی آنجا فقط تو را تفسیرت می کنند مثل یک جنین مثلا بگوید وای اگر من بمیرم دست ندارم چه کار کنم آنجا همین جا باید دست تهیه کنی می توانی دست تهیه کنی درست شد همین می توانی دست تهیه کنی.

خوب اگر تهیه کردی خوب ترسیدن ندارد آن طرف چیزی جز تفسیر عالم رحم نیست تو را تفسیرت می کنند درست شد چه طوری شد باز می شود تو پس اگر تنظیم بشوی با آنها خوب دیگر مشکل نداری تنظیم است هم الحمدلله وقت داری زنده هستی یکی از بزرگترین نعمت ها که خیلی باید شاد باشد آدم زنده بود نه که متاسفانه قدرش را اصلا نمی دانیم که حیات داریم زنده هستیم فرصت داریم الحمدلله رب العالمین اگر ما را الان ببرند امشب شب اول قبرمان بود به جای کلاس صحیفه در قبر بودی الان برزخ خودت بودی بعد به تو می گفتند که حالا برگرد برو امشب را برگرد برو.

خدا رحمت کند شهید صمد مرادی را یک شب خوابش را دیدم آمده سر کلاس گفت من هم می نشینم سر کلاس. سر این کلاس ها باشم و بروم آنها که می توانند بیایند و بروند آزادند. حالا یک موقع به ما بگویند بیاید و بروید چقدر خوشحال می شویم ما را برگردانند به دنیا می گوییم ها به ما ده ساعت مرخصی دادند برگردیم به دنیا دو ساعت مرخصی دارم در این دو ساعت چه کار ها که نمی شود کرد خوب حالا قدر بدانید دیگر و از آن خوب استفاده کنیم.

هی این گرفتگی ها را باز کنیم عمر را برای همین به ما دادند نه برای بچه بازی و عرض کنم زندگی حیوانی شدن به به به به و یشرک بهی منزلنا عند مواقف الاشهاد راه ورود به قیامت را آسان نماید و منازل وقوف در محضر حضرت حق را در روزی که جز عمل انسان جزای دیگری در آن نیست به محل به کرامت محل و شرافت موقف تبدیل نماید حالا این را توضیح بدهم متن را می خوانم امام علیه السلام در چندین فراز از این دعا خدای متعال را حمد فرموده و برای هر حمدی اثری را فرموده است که از آن جمله نورانیت عالم برزخ می باشد ما باید زمینه پذیرش این واقعیت را پیدا کنیم که به زودی زندگی طبیعی این عالم تبدیل به معالمی می شود که طور دیگری است و از سنخ عالم ملکوت است آنچه آن عالم را ساخته و پرداخته مجموعه رفتار ها کردار ها و اخلاق ماست. طوری که مکانیزم شان را تنظیم کردند که با نفس تو کار می کند مثل دنیا که خدا دنیا را طوری تنظیم کرده که با چی تطبیق پیدا می کند با بدن ما تفسیری که هر کس از دنیا می کند که دنیا جای بی دردی یا درد دارم در قسمت چشمم نمی توانم با دنیا ارتباط برقرار کنم درد می گیرم در قسمت ستون فقراتم نمی توانم با محیط دنیا ارتباط برقرار کنم درد می گیرم در قسمت قلبم معده ام درد دارم این یعنی چی یعنی فیزیک اینجا با فیزیک بیرون به هم می خورد رابطه اش تو احساس چی می کنی احساس درد می کنی روابط فیزیکی در عالم طبیعت با چی تنظیم شده با سیر رشد شما در رحم وقتی به دنیا می آیی این بدن با این عالم خارجی با هم دیگر روابط دارند برزخ این طوری است که با نفس انسان تنظیم شده با روح انسان تنظیم شده یعنی شما به محض اینکه در هر قسمتی که عذاب احساس بکنی تاریکی عذاب رنج شکنجه آن مربوط به عدم تنظیم توست با آنجا و الا آنجا جز نعمت و بهشت خبری نیست. تو نمی توانی از آن بهشت برداشت کنی وقتی نمی توانی شکنجه برایت می شود.

مگر هر کسی کور متولد می شود کی اذیتش می کند هر کس که معده درد دارد الان بنده احساس خفگی به من دست می دهد اینجا یک کسی بغل من نشسته چرا به آن احساس خفگی دست نمی دهد نمی توانم بگویم این هوا دارد من را خفه می کند بلکه مشکل از کجاست؟ از من است که دارم از این هوا احساس خفگی می کنم و الا بقیه دارند لذت می برند از این هوا.

تو سیستمت با اینجا تنظیم نشده به هم ریخته این تنظیم را نمی توانی از آن استفاده کنی بهشت را وقتی شما از آن استفاده نمی کنی چی می شود جهنم. همان بهشت می شود جهنم. یکی است یادت باشد دو تا نیست. آنجا برایت جهنم می شود. پس یکی نگوید خدا چرا جهنم را برایت خلق کرده خدا جهنم را خلق نکرده فقط خدا چی را خلق کرده بهشت را خلق کرده والسلام.

ما را هم برای بهشت خلق کرده این راههای تنظیم با آن بهشت را هم چی یاد داده وظیفه ما این هست که به آن بهشت ایمان بیاوریم راههای تنظیم با آن بهشت را یاد بگیریم عمل کنیم تنظیم می شویم خوب بعد هم برای هر کدام از ما علامت هایی را قرار داده که هر کدام از ما می توانیم الان بفهمیم که کجا های مان بهشتی و کجا های مان هنوز جهنمی است. کجای قبر مان روشن است کجایش تاریک هست. در قرآن کریم و روایات از آن عالم به برزخ که به معنی حد وسط و میانگین است تعبیر شده زیرا آن عالم از آن نظر که دارای بعد و مقدار است شبیه به عالم ماده بوده و از آن جهت که فاقد ماده و جرمیت است به عالم مجردات ملحق می شود یادتان هست برزخ را توضیح دادیم.

در معرفت نفس هم توضیح دادیم برزخ ماده نیست ولی جسمانی است جسم غیر از ماده است خصوصیات جسم را دارد مثل اندازه، شکل، حدود اما ماده اش را ندارد. مثل همان حالت برزخی که تو خواب دارید. شما به محض اینکه می میرید می خوابید می روید در برزخ دیگر در برزخ وقتی دارید خواب می بینید با چی روبرو هستید با شکل و اندازه و نعمتهای جسمی روبرو هستید اما دیگر ماده ندارد برای همین هم اگر آن بدن برزخی با تو هست تو فکر نمی کنی دو تا بدن داری، چون لابد اگر یک بدن مادی باشد می گفتی خوب دوتاست. الان برای همین هم تو الان احساس سنگینی و ثقلی از آن عالم نداری ولی همین کافی است روی صندلی چرتم بگیرد، چرتم بگیرد با آن بدن ارتباط برقرار کنم و می روم این طرف و آن طرف و بدین جهت آن را برزخ بین مجرد و ماده نامیده اند، آن عالم برای گناهکاران و غفلت زدگان ظلمانی و تاریک و وحشت آور است ولی برای انسان های الهی و خدایی روشن و پرلذت می باشد و لذا خداوند متعال در قرآن کریم فرموده اند حتی اینکه فرموده اند آنجا خیلی پر ظلمانی و تاریک و وحشت آور است ببینید شما هر چقدر در دنیا از تاریکی و ظلمت و وحشت عذاب و ترس می بینید عصاره آنجاست حالا به قول مرحوم میرزا یک عصاره یک ده میلیاردم تو نسبت دادیم که اصلا معنا ندارد یعنی میلیارد ها میلیارد ها برابر آن ترس و وحشت آنجا را کوچکش کردند عذاب و غصه و ترس و وحشت و درد و اینکه در دنیا است. حالا اگر یک کسی از اینجا منتقل شود به اصلی اش ببینید چقدر وحشتناک است ترسش تاریکی اش اضطرابش غمش احساس ذلتش خیلی کشنده است.

لا یموت فیها و لا یحیا یعنی شخص آنجا احساس حیات ندارد احساس مرگ ندارد یک چیزی بین حیات و مرگ است خیلی وحشتناک لذتش هم همین طور است شادی اش، لذتش، نورانیتش، بهجت و سرورش عرض کنم خدمت تان انبساط و قدرتش هم بی نهایت بزرگتر از اینجاست هر چی که اینجا می بینی یک ضریب بی نهایت بگذار جلویش یک ضریب حداقل ده میلیارد برابر بگذار جلویش ببین آنجا چه خبر است.

لذا خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم فرموده اند: حتی اذا جاء احدهم الموت تا اینکه یکی از این آدم ها مرگش می رسد قال رب ارجعون لعلّی و صالحا فی ما ترکت. اینکه می گوید جاء احدهم الموت فاعل جاء چی است موت، موت می آید پیش اینها یعنی مرگ تولد است یک چیز حقیقی بیرون یا نه. زایمان یک عمل دیگر می گوید زایمان داشته اصلا می گوییم عمل زایمان داشته چون زایمان خودش یک کار است دیگر تولد است یک ماهیت حقیقی است پس جاء دارد یعنی زمان دار هست مثل زمان زایمان که می گوییم این زمان زایمانش کی هست این خانم دو روز دیگر است پنج روز دیگر است کی فلان ساعت کی مثلا چه ساعتی تولد صورت گرفت زمان دارد یعنی عملیات انتقال این است در ما هم همین طور است برای همین به صورت یک عمل حقیقی خداوند از آن یاد می کند.

حتی اذا جاء احدهم الموت. موت حقیقی است قال رب ارجعون. پروردگارا مرا برگردان که ترک کردم انجام بدهم چیز هایی که باید اینجا انجام می دادم و ندادم آنها را انجام بدهم. کلّا انه کلمته هو قائلها. هرگز کلمه هو قائلها یعنی حرف مفت داری می زنی حرف بیهوده داری می زنی چون اگر قرار بود که برگردد و کار خیر انجام بدهد این همه شب هست داری می خوابی و می میری و هر روز صبح بیدار می شوی و زنده می شوی اگر می خواستی دیروز این کار را می کردی پریروز این کار را می کردی این همه سال پس دیگر حرف است. بعد دیگر چه اتفاقی می افتد جواب کلّا است وقتی جواب کلا است. می فرماید و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون.

از ورای این که افراد در پیش روی خودشان برزخی دارند تا روز قیامت. جالب آن است که امام صریحا به این نکته اشاره فرموده است که روشنایی عالم پس از مرگ تنها در گرو انجام عمل صالح است که حالا اینجا دقت کنید که شکر گزاری نعم الهی و دوری از کفران رحمت های الهی یکی از آنهاست پس این شکر چه کار می کند؟ برزخ را روشن میکند و راهش را هم چه کار می کند؟ باز می کند لذا اگر می گویند وضو بگیرید دائما الوضو باشید با طهارت باشید قبرتان روشن می شود مثلا این ذکر را بگویید این صلوات را بفرستید صدقه بدهید چه کار کنید چه کار کنید آن طرف روشن می شود یک سلسله از اعمال هست که اعمال اصلا عمل صالح روشن می کند بعضی اعمال هست اثرات خاصی دارد در آنجا در روشن شدن آنجا خوب حالا آنجا در روایات آمده من توصیه می کنم عزیزان حتما این کتاب منازل الاخره آقا شیخ عباس را بخوانند منازل آخر و تقریبا ما بیست سال پیش گفتیم در جلسات سال 64 و 65 من یادم هست با رفقا کار کردیم ولی شما خودتان بگیرید بخوانید منازل الاخره شیخ عباس قمی رحمت الله علیه. که چه چیزی هایی برزخ را روشن می کند و کمک می کند چه چیز هایی برزخ را تاریک می کند و مشکل ساز هست شکرگزاری خیلی عالی است شکر گزاری خیلی عالی است یعنی من اگر بخواهم به شما بگویم هیچ چیز به اندازه ی شکر گزاری حقیقی از نوع شکری که توضیح دادیم هیچ چیز به اندازه ی شکر برزخ را روشن نمی کند شکر گزاری نعم الهی و دوری از کفران رحمت های الهی یکی از آنهاست.

حضرت اشاره به نکته دیگری هم فرموده و آن این است که عالم برزخ من دلم نمی آید این را توضیح ندهم دوری از کفران رحمت های الهی یعنی اینکه انسان در دنیا در روایات داریم اگر انسان می خواهد ببیند خدا از او راضی است یا نه ببینید این از خدا راضی هست یا نه اگر دیدی از خدا راضی هستی از او خوشنود هستی از همجواری با خدا از سخن گفتن با خدا از اینکه آفریده خدا هستی الان سرور عزیز مان الان دفتر مابود حاج آقا تقوی نیا پدر دو تا شهید آمدند نشستند از دوستان قدیم ما هستند زمان جبهه و جنگ و اینها بعد از مدتی همدیگر را دیدیم الان آمده بود نشسته بود دفتر فرمودند که گریه می کردند اینجا نشستند و من هم نشستم پایین پای ایشان و با هم گپی می زدیم عرض کردم خدمت شان یعنی ایشان می فرمودند، فرمودند که من خیلی ممنون خدا هستم خدا همه چیز را به من تمام کرده دستش داشت می لرزید چند جای پایش هم درد داشت و با چه سختی آمده بود و این مسیر را پیدا کرده بود یک پیرمرد هشتاد سالش باشد آمده دارد راجع به این حرف می زند فرمودند که همیشه بدهکارم به خدا، خدا خیلی از من طلب دارد کسی این طوری خشنود است از رحمت ها خوب استفاده کرده طلبکار هم از خدا نیست.

دقت می کنید یعنی هر وقتی می آید به چیزی به نام حقیقت خلقت آفرینش آفریده شدن خودش اینکه در جریان آفرینش میان این هفت میلیارد آدم این شخص در چرخه چی قرار گرفته بود مسلمانها قرار گرفته بعد آمده در شیعیان قرار گرفته بعد در شیعیان شده جزو شیعیان چهارده معصومی و دوازده امامی و اینها بعد در ایران آفریده شده در کشور الان من جلسه داشتم با طلاب خارجی آنقدر اینها ناراحت بودند با یک تعدادی که خارج بودند و آمده بودند که بروند چهارشنبه ها یک کلاسی داریم برای طلاب خارجی با اینها داشتیم صحبت می کردیم بعد به آنها گفتم خیلی خوش به حال تان نشود در ایران، گفت ما الان می آییم اینجا دلمان نمی آید برگردیم کشور خودمان مدرسه ای که من می روم شاید نود کشور طلبه دارد گفتم حالا شما باید برگردید و دست مردم را بگیرید گفتند ما می رویم آنجا احساس جهنم می کنیم آنجا. خیلی سخت است واقعا فضای آنجا اما کسی که در ایران آفریده شده خیلی نعمت دارد هیچ جا در روی زمین برای بهشتی شدن الان مهیاتر از این فضا و این سرزمین نیست هیچ جا روی کره زمین ثروت فطری به اندازه ای که مردم در ایران ثروتمند هستند از نظر بهشت و ابدیت هیچ جا در روی کره زمین موفق نشده این همه شهید و انسان صالح تربیت کند نه عربستانش نه عراقش حتی در زمان ائمه و خود پیغمبر هم آن زمین ها نتوانست آدم های این طوری تربیت کند.

این صریح قرآن ک این فضای ایران روایات را نگاه کنید آیاتش، آیات را در آشتی با امام زمان و احادیثش را هم آوردم فضای اینجاست که یک پرورش دهنده ی خیلی خوبی هست ثروت خیلی زیاد است حالا یک کسی در این مملکت هست اینهمه نعمت های عظیم بی انتها خدا به او داده به اضافه ی نعمت های دیگر حالا چهار تا مشکل هم دارد که این مشکل ها نعمت هست همه اش.

شما هیچ مشکلی ندارید که نعمت نباشد این نعمت ها داده باید کسی وقتی می آید تفسیر می کند من ناامیدم افسرده ام غصه دار از خدا شاکی هستم از امام زمان شاکی از ائمه شاکی از خلقت شاکی از همه چیز شاکی است یک وقتی به او می گوید خودش را یک آدم بدبخت و بیچاره و فلک زده ی ببیند خوب این نتوانسته از نعمت ها استفاده کند این هنوز طلبکار از خدا است. یعنی نمی گوید من نسبت به نعمت هایی که خدا به من داده من چه کار کردم او همه اش طلب دارد. که چرا این را ندارم این را ندارم یکی از اولیاء خدا هر وقت من خدمت شان می رسیدم مریض بود بنده خدا دائما مریض بود به او می گفتم حالتان چطور است می فرمود از بدها بهترم از خیلی ها بهتر هستم شکر خدا ولی از این طرف هم امام می فرماید امام امت سلام الله می فرماید بالای سر یکی از علما اهل علم رفتم به او تلقین شهادتین کنم گفت خدا در حق من خیلی ظلم کرده سال ها زحمت کشیدم خانه درست کردم حالا می خواهم با زن و بچه ام باشم می خواهد من را از اینجا جدا بکند این شخص عالم هست ولی آدم نیست یعنی اصلا هیچ رشد انسانی نداشته است از خدا آنقدر بدش می آید کسی به خاطر دنیا و حوادث دنیا از خدا بدش می آید در واقع خدا را به خاطر چیز ها دوست دارد خدا ذاتا معشوق حقیقی اش نیست الله حقیقی اش نیست الله او نیست کسی که احساس بدبختی می کند.

در خلقت خدا این آدم بی چاره ای است پس فشار قبر دارد فشار قبر دارد یعنی الان قبر چی است خودمان هستیم دیگر قبر مان نفس خودت هست کسی که اینجا احساس شادی و بهجت و سروری که دائما دارد ما غرق نور هستیم یک کسی نمی تواند از این فضا لذت ببرد و تاریکی هایش نمی گذارد از این نور ها استفاده کند درست است تاریکی های زندگی، تاریکی های قبر، تاریکی های افکار و خیالات، تاریکی های اوهام نمی گذارد از این همه نورانیتی که خدا فرستاده به تو و تو را غرق نور کرده، استفاده کنی.

الله نور السموات والارض غرق نور کرده تو را نمی توانی لذت ببری نمی توانی مشعوف باشی نمی توانی شنگول باشی نمی توانی شاد و آرام باشی قبرت تاریک است پس. یواش یواش تربیت کن خودت را قبرت را روشن کن بگذار نور بیاید در قبرت، در ها را باز کن، روی نور در ها را نبند. فضا ها را باز کن که نورانی بشوی و روشن بشوی که این نور بیاید سراغت. مثل اینکه وقت تمام است خوب این دو خط را هم بخوانم در سه خط حضرت اشاره به نکته دیگری هم فرموده و آن این است که روشنایی عالم برزخ راه قیامت کبری را آسان و منزلت انسانی را در منازل آخرت به کرامت و شرافت متخصص گرداند حیف است که من هول هولی بخوانم شما هم خسته شدید دیگر بماند برای جلسه بعد.