جلسه 061 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
61
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
11
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 061 - شرح صحیفه سجادیه

سومین اثر دعا بحث مان به سومین اثر دعا رسید و چند آیه را جناب استاد ذکر فرموده بودند که دو تایش را خواندیم،‌ می فرماید که آیه بعدی فذکروالله کثیرا لعلکم تفلحون زیاد یاد خدا را بکنید شاید رستگار شوید یکی از چیز هایی که خیلی مهم است و من بار ها تذکر داده ام این هست که ما آیات الهی را سعی کنیم عادی به آن نگاه نکنیم نگاه عادی و عادت چون ما از بچگی که چشم باز کردیم آیه و روایت شنیده ایم این خیلی وقتها برای ما حجاب می شود که عادی می شود و این عادی شدن خیلی خطرناک است رمز موفقیت آدمهای بزرگ در این بود که از حجاب عادت نجات پیدا کرده بودند و هر بار که یک آیه و یا یک روایت را که می شنیدند مثل این بود که تازه به آنها خطاب شده است.

خودشان را مخاطب می دانستند این فذکروالله کثیرا لعلکم تفلحون بار ها من این را تذکر داده ام که عزیزان سعی کنند که آیات را با صدای خدا بشنوند نه با صدای قاری و یا حتی خودشان مثل یک نامه ای که از طرف عزیزترین کس ما به ما می رسد و ما در تمام مدت خواندن نامه داریم چه کار می کنیم؟ داریم نامه را با صدای محبوب خودمان می خوانیم و اصلا چهره او را در نامه می بینیم حالا شما فکر کنید که خداوند تبارک و تعالی دارد به شما خطاب می کند یادتان نرود همیشه همین طور است فکر کنید تا بتوانید از قرآن لذت ببرید و بفهمید ک چرا قرآن شراب است و چه طوری برای انسان مستی می آورد و چه طوری دل آدم را شاد می کند اینکه مخاطب را شخص خودت بدان که خود خداوند دارد با تو صحبت می کند که حقیقتا هم همین طور است فذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون.

سوره انفال آیه 45 زیاد یاد خدا را بکنید تا شاید رستگار بشوید اگر ما انسان شناسی خودمان را درست نکنیم و جهان شناسی خودمان را درست نکنیم بسیاری از آیات و روایات برای ما مفهوم درستی ندارند یعنی مخاطب در آیات و روایات فطرت هست یادتان باشد اما وقتی که ما با روح بخش حیوانی آیات و روایات را می شنویم صرفا برای ما مقدس است ولی یک حیوان مقدس هست که دارد به آیات گوش می کند نه یک فطرت فرقش این است که ما باید یک کاری کنیم که به جای اینکه یک حیوان مقدس و مسلمان به آیات و روایات توجه کند یک فطرت انسانی که از خدا است به آیات گوش کند اگر شما این بخش را فعال کنید یعنی بخش انسانی تان را با گوش بخش انسانی تان بشنوید آیات را.

چون همه آیات را می شنوند حیوانها هم می شنوند کفار هم می شنوند کی می تواند از قرآن به رستگاری برسد؟ کی می تواند از قرآن لذت ببرد؟ کی می تواند با خواندن آیات مست بکند؟ کی می تواند شاد بشود؟ کی می تواند قدرتمند بشود؟ کسی که با گوش بخش انسانی اش بشنود باز این را تذکر داده ام باز هم تذکر می دهم خدمتتان هر وقت می بینید که آیه را روایتی را دارید می شنوید ولی برای تان جذابیتی ندارد و روشنگری ندارد و یا حال و حوصله اش را ندارید بدانید آن موقع که دارید گوش می دهید با گوش حیوانی دارید گوش می دهید این یادتان نرود وقتی که لذت می برید و انگار که دارد عزیزترین کس شما با شما دارد حرف می زند یعنی معشوق اصلی دارد با شما سخن می گوید اگر این حس به شما دست بدهد در شنیدن آیات و در مطالعه و شنیدن روایات معلوم است که با بخش انسانی دارید گوش می دهید این بخش انسانی وقتی گوش می دهد به کلام معصوم از کلام معصوم خیلی احساس آرامش و راحتی می کند خیلی احساس لذت می کند شما نگاه کنید وقتی گوش شما احتیاج به صوت دارد اگر نور را زیاد کنند مشکل گوش شما حل نمی شود.

یا چشم شما احتیاج به نور دارد فرکانس گوش را زیاد کنند مشکل چشم شما حل نمی شود اما وقتی که هر عضوی از اعضای شما طبق قاعده زوجیت به زوج خودش برسد احساس لذت می کند بخش انسانی ما عاشق است و عاشق آفریده شده است و نیاز دارد که همه طور لذتی از معشوق خودش ببرد بخش گوش شنیدن صوت قرآن است یعنی کلام الله دهان هم سهمش این اس که کلمات الهی و اسم خداوند تبارک و تعالی از آن بیرون بیاید برای همین هم فرمود طهروا افواهکم فانها طرق القرآن.

دهان های تان را پاک کنید که راه قرآن هست خوب حتی تمیز نگه دارید حتی مسواک بزنید چقدر سفارش شد است بنابراین بخش انسانی شما در این بدن هم یک حقی دارد و با این بدن هم در راه رسیدن به معشوق خودش از بدن استفاده بکند بنابراین هم اگر کسی با بخش حیوانی گوش بکند چون حیوان هم سنخ خدا نیست وقتی با بخش حیوانی آیات را گوش بکند هیچ لذتی نمی برد ممکن است که احترام بگذارد به خاطر اینکه آیات خداست احترام بگذارد حیوانات هم احترام قائل دارند خدا را و خدا را قبول دارند و عبادت هم می کنند ولی لذت نمی برد لذت را فقط کسی می برد که آن بخش انسانی اش از خداست.

آن فعال باشد یعنی بتواند یک رابطه دو طرفه برقرار کند اگر بین این عاشق و معشوق یک رابطه دو طرفه برقرار باشد چی دست می دهد؟ لذت و بهجت و آرامش و سرور دست می دهد و الا کسانی را داریم که 50 سال قرآن می خوانند هیچ بهره ای از قرآن نمی برند یکی از اولیای خدا می گفت من در یک قبرستانی می رفتم یک صدای فوق العاده دلنشینی از قرآن می شنیدم خیلی این صدا قشنگ بود ولی دیدم که در یکی از این مقبره ها یک نفر دارد می خواند که تمام هیکلش آتش است صورتش تماما آتش جهنم است بنابراین این مهم نیست که کی می خواند و با چه صدایی می خواند مهم این است که با چه چشمی تو این را می بینی. من به چشم یار می بینم یار را.

اگر به این برسی خیلی خوب است خداوند تبارک و تعالی وقتی دارد می گوید که زیاد یاد من را کنید زیاد یاد خدا را کنید الان چند تا آیه اینجا خواندیم باز هم می خوانیم فذکرو الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم یعنی چی؟ یعنی خدا مثلا چی می خواهد از ما؟ می گوید ایستاده نشسته و خوابیده یاد من را بکنید این با کدام زبان است اصلا مخاطبش کی است؟ ما وقتی به عنوان یک مسلمان که بخش حیوانی مان غلبه دارد می شنویم این حرفها را خیلی برای مان جا نمی افتد.

یعنی چی که خدا را یاد کنیم ایستاده، نشسته، خوابیده نمی فهمیم یعنی چی؟ گاهی وقتها هم فکر می کنیم و می گوییم خداوند چرا این را از ما می خواهد و چه نیازی به این دارد که هی می گوید یاد خدا را بکنید فذکروا الله کثیرا فذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون. یا ایها الذین امنوا ذکروالله ذکرا کثیرا زیاد یاد خدا کنید این یعنی چی؟وقتی که بخش انسانی این آیات را می شنود می فهمد که خیلی قشنگ است یک رابطه عاشقی و معشوقی است دو نفری عاشق همدیگر هستند ایستاده و نشسته و خوابیده به یاد هم هستند و به هم فکر می کنند یعنی در ایستادن در نشستن در خوابیدن در همه حال به هم احتیاج دارند این خیلی مهم است عزیزان یعنی ما بعد از مرگ که منتقل به برزخ می شویم در برزخ متوجه می شویم که خدا چقدر عاشقانه با ما حرف زده است.

از شدت حستر یعنی حسرت انسان را اگر تقسیم کنند در بین همه بهشتیان دیگر لذتی نمی برند این حسرت آنقدر زیاد است که اگر شما را وسط جهنم هم بیاندازند دردی از شدت این حسرت احساس نمی کنی چون این خیلی بالا است تو می فهمی که اینجا می توانستی با خدا یک رابطه عاشقانه دو طرفه برقرار کنی و بی خود خودت را محروم کردی ببین چقدر قشنگ دارد با تو حرف می زند.

بخش حیوانی این را نمی فهمد شاید حتی منت کشی هم از طرف خدا هم تلقی کند این را چون بخش حیوانی دارد گوش می کند یعنی چی؟ خدا به این بزرگی به من می گوید که ایستاده و نشسته و خوابیده یاد من را بکن ولی فقط دو نفری که عاشق همدیگر هستند می فهمند یعنی چی؟

دلتنگی یعنی چی؟ یعنی دلم برایت تنگ شده است، بیا پیشم در کنارم و ارتباط با من برقرار کند یعنی چی؟ یعنی دوست دارم همیشه با تو باشم این یعنی چی؟بخش انسانی این را می فهمد شما یکبار این آیات را با بخش انسانی تان بشنوید یکبار با بخش انسانی تان آیات را بخوانید بعد ببینید خداوند چه طوری دارد با شما حرف می زند فذکروا الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم بعد که می روی در برزخ با خدا رو در رو می شوی می گوید که مگر به تو نگفتم که همیشه با من باشد من که همیشه در را به رویت باز کردم به تو هم گفتم که همیشه با من باش حتی در رختخوابت یاد من را کن خوب تو چرا از من فرار کردی؟ تو چرا از من دوری کردی؟ تو چرا یاد کسان دیگر بودی؟

یاد ما کن یاد دیگر کس مکن یاد گل کن یاد خار و خس مکن

اینکه علی علیه السلام می فرماید که متقین وقتی آیات را می خوانند از شدت شوق به گریه می افتند و اگر اجل خداوند نبود روح از بدن شان خارج می شد همین است که وقتی بخش انسانی می فهمد که خدا چقدر دارد با او عاشقانه حرف می زند با اینکه محتاج ما هم نیست ولی چی است به ما؟ خدا محتاج ما نیست ولی مشتاق ما است. ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

عشق معشوقان ولی افزون تر است لیلی از مجنون بسی مجنون تر است

چون بالاخره محبت را کی خلق کرده است؟ عشق و عاطفه را کی داده است؟ خدا داده است و خیلی بد است که آدم بمیرد و مزه عشق به خداوند را نچشد من ذالذی نه از سیدالشهدا از عرفه بخوانم می گوید خسران می بیند معامله کسی که از محبت تو محروم است بدبخت است باخته است کسی که سهمی از عشقت را به او نداده ای فذکرونی یاد من می کند بشنوید یک مقدار با گوش انسانی تان این آیات را بشنوید یادم کنید تا یادتان کنم فذکرونی اذکرکم فشکرولی و لا تکفرون. با این گوش بشنویم اینکه مولانا می گوید گوش خر بفروش همین است یعنی گوش خری تان را بفروشید و گوش حیوانی تان را و یک گوش دیگر بخرید با یک گوش دیگر این آیات را بشنوید.

ما تا آخر عمر که بخش حیوانی مان فعال است و روی ما تسلط دارد وقتی که سراغ مقدسات هم می رویم با بخش حیوانی ما سراغ مقدسات می رویم آن وقت این حرفها را نمی فهمیم یعنی چی؟ ما از نماز احساس مزاحمت می کنیم از یاد خدا احساس مزاحمت می کنیم تا برود تا به بالا. این خیلی کشنده است و هم خیلی قشنگ است یا ایها الذین امنو وقتی دارد حرف می زند خطاب با کی است؟ با فطرت هاست و با آدم ها است یعنی یکبار بیاییم این آیه را از زبان چی بشنویم از زبان محبت خداوند تبارک و تعالی بشنویم یا ایهاالذین امنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکرالله. مواظب باشید کار های اقتصادی مالی تجاری اموالتان و بچه های تان شما را از یاد خدا غافل نکنند.

یاد کن از ما و از ایام ما؛

یاد ما کن یاد ما شیرین بود راحت هر خاطر غمگین بود

یاد ما هر زشت را نیکو کند ای خنک آن دل که با ما خو کند

یکنفر می گوید من را یادت نرود تند تند با من تماس بگیر به من نامه بنویس فراموشم نکنی ها به یادم باش یادم بودی این همین طور خوب. خدا هم همین طوری با شما حرف می زند آن عزیزانی که قدیم ها سر کلاس من بودند داستان شاه و طوطی یاد شان باشد شاه وقتی طوطی را فرستاد گفت چی؟ ( جرعه ای بی یاد من نوشت مباد) بدون یاد من یک قطره آب هم نخور حالا این چقدر قشنگ است که شما یک لیوان آب را بگیری جلوی دهانت بعد بگویی بسم الله الرحمن الرحیم. وقتی می خوری و لذت می بری بگویی الحمدلله رب العالمین.

و یا یاد معشوق انسانی ات بکنی و وقتی آب را می خوری بگویی صل الله علیک یا ابا عبدالله. السلام علیک یا اباعبدالله ببین چقدر حیوانیت رنگ فطرت پیدا می کند و چقدر قشنگ می شود خود حیوانی ات هم چقدر قشنگ می شود همه چه رنگی پیدا می کند؟ همه رنگ آدمیت را پیدا می کند همه چی این طوری می شود یکبار هم دارد تذکر می دهد که مواظب باشید حیوانیت آنقدر سوارتان نشود که اینقدر مشغول به مال و بچه و خانواده شوید که من فراموش تان شوم این خیلی کمرشکن است خوب مستحب است در قرآن که هر وقت گفتند یا ایهاالذین امنوا ما چه بگوییم؟ بگوییم لبیک، یا ایها الذین آمنوا خدا دارد صدایت می کند بعد تو می گویی لبیک لا تلهکم امولکم و لا اولادکم عن ذکرالله حالا هشدار دارد به تو می دهد یک هشدار خیلی کمر کشن دقت کنید و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون هر کس این کار را کند فاولئک هم الخاسرون همین ها بدبخت هستند همین ها حاضر کرده اند که زندگی شان، بچه شان، شوهر شان، زن شان، خانه شان، شغل شان، کار شان، کاسبی شان، تجارتشان، آنها را از یاد خدا غافل کرده است همین اینها بدبختند فاولئک هم الخاسرون اینها بیچاره اند حالا شما فکر کنید که ما ها چقدر از عمر مان را به خسران گذرانده ایم فکر کنید چقدر فرصت یاد خدا و خلوت با خدا داشته ایم و بی خود از دستش داده ایم و نه خلوت خدا، با همین حیوانیتی که داریم برویم عبادت خدا را بکنیم و به بهشت برویم جهنم نرویم عبادت خدا را بکنیم که چی چی شود عبادت خدا را کنیم ثواب ببریم اینها همه اش خودخواهی است نه دو نفر برای با هم بودن به چی احتیاج دارند.

یعنی از با هم بودن چی می خواهند دو نفری که با هم همسنخ هستند دو تا رفیق دو تا دوست، چه بهانه ای می خواهند که با هم باشند؟ خود نفس با هم بودن قشنگ است تا حال شده است که ما بخواهیم با خدا باشیم چون فقط می خواهیم با خدا باشیم و هیچ چیز دیگر از خدا نخواهیم اصلا آرزویی نداشته باشیم شده برویم امام رضا از آن جهت که من دلم تنگ شده برای امام رضا می خواهم بروم امام رضا که فقط پیش امام رضا باشم فقط. بلند شویم بروی مکه، عمره برای اینکه مدتی من و خدا تنها باشیم فرصت خیلی زیبایی است که تا حالا نصیب ما هم نشده است هنوز ولی وقتی آدم یادش می افتد قند در دلش آب می شود. که مثل طی دو هفته انسان از همه چیز فاصله می گیرد خودش هست و خدا.

خودش و اهل بیت ببین چقدر لذت بخش است. این هشدار یادتان نرود این آیه را حفظ کنید و زیاد هم بخوانید حتی اگر شده که در خانه جلوی چشم تان بزنید که تعدیل تان کند و مستی ها را از شما بگیرد این کار را کنید و یا در قلب تان همیشه یادتان بیاندازد یا جلوی چشم تان بگذارید که همیشه چشم تان باشد چون به شما خطاب کرده است یا ایها الذین امنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکرالله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون.

آیه دیگر که آن هم باز هم فقط ما وقتی این آیات را می شنویم از خودمان بیشتر خجالت می کشیم و حال مان از خودمان به هم می خورد آدرس این آیه ( سوره منافقون آیه 9) آیه ی را که خواندیم، حالا این آیه را نگاه که چقدر آبروی ما را می برد، خدا کسانی را که دوستش دارند را به رخ ما می کشد ما هم به شدت خجالت می کشیم اگر بکشیم شاید هم نکشیم رجال، رجال که می گوید یعنی رجل، در بسیاری از آیات و روایات یعنی انسان نه مرد در مقابل زن، وقتی می گوید رجال انسان را در بر می گیرد یادتان باشد رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکرالله اینها گلهای سر سبد خلقت هستند.

مردانی که ( سوره نور آیه 37) (لا تلهیهم) غافل شان نمی کند تجارت و خرید و فروش از یاد خدا، یعنی دو تا مصداق است یعنی هیچ اموری از امور دنیوی آنها را از یاد خدا غافل نمی کند نه کمالات جمادی و نه کمالات گیاهی و نه کمالات حیوانی حالا شما نگاه کنید ما خودمان سر نماز چقدر در فراق کمالات جمادی و گیاهی و حیوانی می سوزیم و یادمان می رود که جلوی خدا ایستاده ایم خدا دارد ما را نگاه می کند و ما پشت مان را به خدا کرده ایم این پشت کردن به خدا خیلی خطرناک است بی ادبی خیلی بزرگی است آخر بعضی ها فکر می کنند اگر روی شان به سمت قبله باشد پشت کردن دیر معنا ندارد اما پشت کردن جان و دل انسان است وقتی سر نماز دلت جای دیگر می رود یعنی به خدا پشت کرده ای حالا فکر کن ما، خودم را دارم می گویم تا حالا چقدر از این جنایت ها کرده ایم.

اینکه تاکید کردند انسان دو رکعت نماز بخواند به غیر از خدا هیچ کس در دلش نباشد ( دو رکعت از اول تا آخرش) خدا رحمت کند یکی از علما را که می گفت من این حدیث را شنیده بودم خیلی سعی کردم دو رکعت نماز بخوانم که از اول تا آخرش فقط به خدا توجه کنم می گفت بالاخره این کار را کردم و بعدش فهمیدم که وضو نداشتم و من اظلم ببینید خدا با چه ادبیاتی با تو حرف می زند؟

نکبت و بدبختی از این بالاتر که انسان دچارش شود و من اظلم ممن ذکر بایات ربّه ثم اعراض عنهم از این ظالم تر کسی که به یاد آیات پروردگارش بیافتد اعراض کند از آن، چه کسی از این بدتر و ظالم تر چه کسی است آنجا می گفت یاد اموال و اولاد و هر چیز دیگری که شما را از یاد خدا دور کند بدبخت هستید اولئک هم الخاسرون می دانید که یکی از عذابهای روز قیامت خیلی بزرگ است عذابهای بعد از مرگ اینکه انسان برای چیز هایی که ابدی نیست غصه خورده است عذاب می کشد توجه کردید.

برای چیز هایی که ابدی و خدایی نیست غصه خورده است آن طرف عذاب می کشد یعنی دل مشغولی های الکی، یا جمادی یا نباتی یا حیوانی بوده است این خودش خیلی عذاب دردناک برای انسان است یکبار این طوری می گوید که اگر اینها شما را غافل کردند شما خسران دیدید فاولئک هم الخاسرون عین خسران است و شما خسران دیده اید که یکبار هم می گوید و من اظلم ممن ذکر بایات ربه فاعرض عنهم بعد چی می گوید اینجا را دقت کنید انا من المجرمین منتقمون ما از مجرمین انتقام می گیریم( سوره سجده آیه 22) و من یعش من ذکرالرحمن نقیض له شیطانا فهوله قرین.

ببینید حال و روز خود ما اینطوری هست یا نه؟ سوره زخرف آیه 36 این طرف را نگاه کنید عزیزان ببینید کامل و دقت کنید این نصفی هوا و نصفی آب است ما اگر بخواهیم هوا را خالی کنیم باید آب بریزیم تا هوا خالی شود به محض اینکه شما اینجا یک شیری باز کنید یک سوراخی باز کنید و یا نه از آن خالی بکنید و به محض اینکه از آب خالی میکنی چه جای آن پر می شود هوا. وجود انسان این طوری است یا با خدا پر می شود و یا وقتی که غفلت می کنی شیطان پرش می کند نفس این طوری است النفس ان لم تشغله شغلک. نفس را اگر مشغولش نکنی مشغولت می کند اگر آدم آدم حسابی باشد یعنی اگر آدم باشد و روح و نفسش به چیز های بزرگ فکر کند به معشوق بزرگ و معشوق اصلی یا معشوقهای حقیقی فکر کند مثل معصومین علیهم السلام خوب به چیز های بزرگ فکر کند این هیچ وقت فرصت برای دلشوره و اضطراب و دلخوری و فکر های ناامید کننده و ترساننده ندارد چون دغدغه اش خیلی بزرگ است.

وقتی شما یاد خدا هستی خیلی درست و طبیعی عمل می کنی اما به محض این که انسان از یاد خدا روی برگرداند و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین یعنی ما یک شیطان جای آن می گذاریم نقیض له شیطانا یعنی یک شیطان برای او قرار می دهیم فهو آن شیطان له قرین قرینش است یعنی حقت است که دائما یک قرینی داشته باشی که آزارت بدهد شکنجه ات بدهد جالت اینجا است که مرحوم ملاصدرا می فرماید این شیطان هم در دنیا نمی گذارد آدم رشد کند هم در آخرت نمی گذارد که به نور برسی آنجا می بردت جهنم.

یعنی فکر نکنید که اگر شیطان را اینجا با خودمان قرین کردیم همین اینجا با ما هست می گوید آنجا هم با شما هست حالا نگاه کنید ما ها چقدر در عمر مان بدبختی کشیده ایم تا الان به خاطر اینکه یاد خدا را فراموش کرده ایم یاد معشوق اصلی مان را جایش شیطان آمده است همراه ما شده است و این شیطان دارد اعصاب ما را خرد می کند حمله جلو، حمله عقب، حمله راست، حمله چپ، دائما دارد حمله می کند اصلا می گوید شیطان طائف است شیطان طائف یعنی دائما دور قلب دارد طواف می کند بعد می فرماید آدم حسابی ها این طوری هستند اذا مسهم طائف من الشیطان ذکرالله به محض اینکه شیطان حمله می کند به قلب شان و می خواهد در دل شان چنگ بزند اضطراب و افسردگی و ترس و دلشوره ایجاد کند چه کار می کنند؟

ذکرالله زود یاد خدا را می کنند و دل شان آرام می شود شیطان فرار می کند می رود ببینید شما به محض اینکه از هوا بدت بیاید چه کار می کنی آب می ریزی و هوا می رود اصلا نیازی نیست که شما مبارزه بکنی شما با حق پرش کن باطل می رود یک ظرف است نفس یک ظرف است هیچ لحظه ای هم خالی نیست یا با حق پر می شود یا با باطل شما وقتی که با حق پرش بکنی باطل دیگر اصلا جا ندارد چرا که باطل خودش می رود پس هر وقت شیطان آمد سراغتان و حمله جلو و عقب و راست و چپ کرد دلشوره، پریشانی و افسردگی و پژمردگی و عصبانیت و کج خلقی و بدخلقی سراغ تان آمد بدانید که وجود تان را خالی گذاشته اید.

نفس را خالی گذاشته ای می بینی که غذا کم خورده ای بدان که ظرفت خالی شده است بدان که سوء تغذیه پیدا کرده ای یعنی از خودت کم گذاشته ای چقدر قشنگ این دو آیه را در کنار هم آورده اند سوره طه آیه 124 و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی هر کس از یاد من غافل بشود به طوطی شاه چی گفت، گفت اگر من را فراموش بکنی گرفتار چه می شوی؟ گرفتار خلاصه زاغ و حیوانهای دیگر می شوی داغان می شوی من را فراموش نکن می روی، روی زمین آنجا که به ماموریت می فرستمت خداوند ما را آورده است روی زمین و لکم فی الارض مستقر و متاع الی حین شما استقرار تان و بهره مندی تان در زمین موقتی است روزی که می خواست ما را به زمین بفرستد به ما چی گفت.

گفت که رفتید روی زمین یاد من را فراموش نکنید ازدواج کردید بچه دار شدید تجارت تان کار های تان زندگی تان شما را از من غافل نکند هر کس این کار را کند خودش دچار دردسر می شود و من اعرض عن ذکری ان له معیشتا ضنکا حتما یک زندگی تلخ خواهد داشت این قاعده است هر چی رنج و زحمت دارد به ما می رسد به خاطر این غفلت ما است فان له یعنی برای اوست یک معیشت تنگ، معیشت تنگ یعنی چی؟ یعنی دلش از تو فشار می آید با هیچ چیز دیگر قرار و آرامش پیدا نمی کند چون دل شما از جنس خداست و با معشوق خودش فقط آرامش می گیرد.

وقتی با غیر از او بخواهی ارضایش کنی ارضا نمی شود مثل چشم است که طول موج می خواهد و بخواهی با فرکانس او را ارضا کنی می شود؟ تشنه ات باشد بخواهی کباب بخوری گرسنه ات بشود بخواهی آب بخوری حل نمی شود حالت بدتر می شود سردت باشد به جای اینکه بروی جلوی بخاری کولر روشن کنند گرمت باشد برایت بخاری روشن کنند می ریزی به هم بدتر می شوی و من اعرض عن ذکری ان له معیشتا ذنکا. زندگی ات سخت می شود یک هشدار به تو بدهم گاهی وقتها برای مومن این مشکلات پیش می آید مومن یک وقتهایی که کج می رود خدا نمی گذارد آب خوش از گلویش پایین برود. که زود برگردد و توبه کند می فرماید:

خلق را با تو بد و بدخو کند تا تو را یکباره دل آن سو کند

از هیچ کس خیری نمی بینی نه از زنت نه از شوهرت نه از بچه ات نه از پدرت نه از مادرت نه از دوستت نه از شریکت می ریزد تو را به هم. خدا اینطوری می کند چون دوستت دارد زود هبو بازی در می آورد خدا این طوری است همه چی را به هم می ریزد.

یار بس نازک مزاج است و غیور غیر او از محفل خود ساز دور

خدا خیلی نازک مزاج است همه چی را به هم می ریزد و کوفتت می کند چون دوستت دارد می خواهد خیر ببینی که برگردی این قاعده خدا است ولی خیلی ها هستند که این طوری نیستند خیلی ها الان این طوری نیستند نگاه کنید از زنش راضی است از بچه اش راضی است وضع مالی اش خوب است کارخانه دار سرمایه دار و میلیاردر ولی آن دنیا را به او می دهد و آخرت زندگی اش تلخ است یعنی آن با داشتن ها تلخ است دقت کنید آنهایی که خدا خیلی از آنها بدش می آید. خدا به آنها می دهد ولی باز هم تلخ می شود زندگی برای شان دارد ولی آخر سر وصیت می نویسد که چند میلیارد به سگم بدهید به گربه ام بدهید داغانش می کند یعنی او با اینکه همه چی دارد تلخش می شود شهرت دارد محبوبیت دارد پول دارد ثروت دارد ولی کوفتش می شود وله معیشتا ذنکا معیشتش سخت است.

چون شیطان همراهش است نقیض له شیطانا فهو له قرین کی می تواند با دشمنی که همراهش است آرامش پیدا کند شیطان همیشه در دل و در فکرت است مگر می گذارد آب خوش از گلویت پایین برود مگر می گذارد مومنین را نه حتی گاهی خدا در نان شب شان هم لنگ می گذارد چون دوستش دارد یک کاری اش را لنگ می گذارد چون دوستش دارد بچه به او نمی دهد بعضی ها صد تا بچه دارند آخرش هم کوفت شان می شود ولی مومن نه بچه نمی دهد همسرش را از او می گیرد این می میرد آن می میرد وضع مالی اش خراب می شود در همه چیز های ابتدایی دنیایی هم به او نمی دهد و زود متوجه اش می کند که بابا در اینجا جایی نیست که بخواهی چیز ببینی و عیاشی بکنی جای بدمستی اینجا نیست اصلا حساب رویش نکن هر یک لذتش را هزار بار برای تان کوفت می کند تعریف دنیا را شما نگاه کنید.

سجن المومن یعنی چی؟ زندانش می کند برایت تا تو بفهمی که باید بروی با معشوق اصلی پیوند برقرار کنی سراغ هر کس بروی خیر نمی بینی ببین چقدر قشنگ به تو پیام می دهد و من اعرض عن ذکری ان له معیشتا ذنکا و نحن نحشرهم یوم القیامه اعمی. روز قیامت هم کور محشور می کند چون اینجا هم خدا را ندیده است چقدر واضح خدا دارد می گوید هوالظاهر خدایی که فقط او ظاهر بوده است این چشمش کور بوده است و این ندیده است و نحشروهم یوم القیامه اعمی. پس شما کی می توانید بینا زندگی کنید نکته ای در قرآن خیلی تاکید کرده است این است که روز قیامت فقط نور به درد آدم می خورد.

روی صراط می گوید یسعی بین ایدیهم نورا شما در صراط فقط نور خودت به درد می خورد آن وقت نور را از کجا باید داشته باشی؟ اینکه با مرکز نور ارتباط داشته باشی الله نور السموات و الارض شما وقتی که خدا را یاد نمی کنی و با مرکز نور و با حقیقت نور ارتباط نداری آن طرف هم نوری نداری کوری سوره نساء آیه 142 در این آیه علامت آدمهای دو رو را معرفی کند می گوید این آدمهای دو رو لا یذکرون الله الا قلیلا منافقین کسانی هستند که کم به یاد خدا هستند حالا وقتی به ما می گویند منافقین ما فکر می کنیم الان منافقین چه کسانی هستند؟

در عراق هستند کی ها هستند؟ یک ذره فکر کن در خودت هم می توانی پیدا کنی یک ذره فکر بکنید ببینید ما هم این طوری هستیم یا نه؟ خدایی اش بنشینیم فکر کنیم یک مقداری در 24 ساعت چقدر وقت ما را خدا می گذرد؟ من و خدا خیلی است به دیگران انتساب ندهیم یک ذره به خودمان فکر بکنیم لا یذکرون الله الا قلیلا خیلی کم است.

نگاه کنید در مورد کفار چقدر بد می گوید نگاه کنید الذین کانو اعینهم فی قطاء عن ذکره. سوره کهف آیه 101. کسانی که چشمهای شان در پرده است از یاد و ذکر من چقدر حرف دارد این آیه شاید نتوانیم الان خوب بازش کنیم ولی بروید حتما اینها را دربیاورید اینها خیلی قشنگ است ذکر را به کجا انتساب می دهد اگر آیه قبلی را خوب فهمیده باشید این را می توانید خوب بفهمید بالا گفت هر کس اعراض از یاد من بکند زندگی اش تلخ می شود و روز قیام کور محشور می شود کوری چه ربطی به ذکر دارد؟

همان را که توضیح دادم الذین کانت اعینهم فی قطاء عن ذکره چشم های شان از یاد من غافل است خوب دقت کنید این ادبیات را اگر این ادبیات را نفهمیم تا آخر قرآن هم نمی فهمیم یعنی چی؟ یکبار دیگر برایتان بخوانم الذین کانت اعینهم فی قطاء عن ذکره پرده جلوی چشم های شان هست از چی؟ از یاد من یعنی چی؟ و کانوا لا یستطیعون سمعا کانوا را فعل مضارع هم کنارش بگذارید می شود چی؟ ماضی استمراری نمی توانستند بشنوند آمد سراغ چی؟ سراغ گوش اصلا عرضه شنیدن را نداشتند کانوا لا یستطیعون سمعا چقدر این آیات حرف دارد بشر هزار سال 10 هزار سال بدود به گرد انسان شناسی قرآن نمی رسد نمی فهمد انسان شناسی قرآن یعنی چی؟

در قرآن برای ذکر خواص بیشماری آورده است از جمله الذین امنوا فطمئن القلوب بذکرالله، الا بذکر الله تطمئن القلوب. قلوب را کی خلق کرده است؟ خودش خودش هم می داند که این قلب با چه آرامش پیدا می کند الذین امنوا فطمئن القلوب بذکرالله. الا بذکرالله تطمئن القلوب. فقط با یاد خدا قلبها آرامش پیدا می کند قهرا دعای کثیر مستلزم معرفت خواهد بود فلاح در آیه کریمه فذکرواالله کثیرا لعلکم تفلحون نیز ناظر بر همین رشد در کمالات الهی و معنوی می باشد زیرا خداوند متعال منان بالعطیات بسیار بخشنده هدایا است پس از این دعوت گذشته از آنکه به نیایش بندگان و دعای آنان جواب مثبت داده بسیاری از دعای آنان را که معقول و با انظام احسن الهی متناسب است اثر دیگری نیز دارد مثل اینکه غلط خواندم پس این دعوت گذشته از آنکه به نیایش بندگان و دعای آنان جواب مثبت داده است و بسیاری از دعای آنان را که معقول و با نظام احسن الهی متناسب است اجابت و بسیاری از دعا های آنان را که معقول نظام احسن الهی متناسب است اجابت گرداند اجابت های دیگری هم نیز دارد که اصل مطلوب شخص نیاز کننده فراتر و از آنچه که در درخواست آن اصرار کرده عظیم تر می باشد.

یعنی از آنی که دوست داری و یا از خدا می خواهی خیلی بالاتر است و آن آشنایی با مبدایت عالم است شما نگاه کنید بخش فوق عقلانی شما که به او می گویند فوق تجرد، بخش انسانی شما یک بخش عقلانی دارید که به واسطه آن بخش فرشته هستید و به واسطه حس و خیال و وهم هم حیوان هستید و یا شیطان هر دو درست است و بخش فوق عقلانی شما که همان بخش انسانی شما است فقط زمانی فعال می شود یعنی تولدش در رحم دنیا شروع می شود که شما حقیقت انسانی پیدا بکنی و یواش یواش به حقیقت انسانی برسی که با مبدایت عالم آشنا بشوید به خدا آشنا بشوید و با خود خدا شخصا باید آشنا شوید.

اساسا اگر عابد هم باشی فایده ندارد ما خیلی از مسلمانها را داریم که سالهای سال 20 سال 30 سال 50 سال عبادت می کنند ولی با خدا آشنا نشدند و معارفه ای بین شان صورت نگرفته است این معارفه خیلی مهم است که بین شما و خدا صورت بگیرد انسان ممکن است به یک کسی از خیلی وقتها ارادتهایی هم داشته باشد راجع به او یک چیز هایی شنیده باشد و از او یک چیز هایی هم بداند عرض کنم خدمت تان که 10سال 15 سال ولی یکبار خودش رو در رو با او آشنا می شود این خیلی مهم است که این همه از بچگی ما از خدا شنیده ایم می گفتند خدا خدا الله دین نمی دانم خدا پیغمبر را فرستاده خدا قرآن فرستاد این چنین چنان یک دفعه ببینیم واقعا خدا کی است؟ یک رو در رویی شخص یعنی من و خدا هر چند که از طرف خدا همیشه است من کورم نمی بینم یکبار پرده کنار برود ما هم ببینیم او را ولو که آن همیشه است نحن اقرب الیه من حبل الورید من از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم.

نه من یکبار خودم نگاهش کنم یکبار دو تایی با هم روبرو شویم بالاخره یکبار هم ما با خدا حرف بزنیم که در توان درخواست بسیاری از بندگان نیست یعنی چی؟ در توان درخواست بسیاری از بندگان نیست یعنی خیلی وقتها آدمها هوس خدا را نمی کنند از خدا دنیا را می خواهند ولی خودش را نمی خواهند حتی از خدا مشهد و کربلا و چی ...... می خواهند ولی خدا را نمی خواهند حتی حج را می خواهند ولی حج هم می روند بدون خدا.

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید

گفت رفتم خانه خدا، خدا در خانه اش نبود پیغمبر هم که مرده بود، این طوری است خیلی حرف، حرف بلندی است که حضرت استاد می فرمایند، می فرمایند چی؟

و آن آشنایی با مبدایت عالم است که توان درخواست بسیاری از بندگان نیست. چون خیلی بدخت تر و گداتر و فقیرتر از آن هستند که عاشق خدا بشوند هر کسی نمی تواند عاشق یک بزرگ بشود خیلی مهم است یک کسی خودش را بخواهد حالا مثل من بنده بعد از 40سال توانستم به امام زمان بگویم که خودت را می خواهم عرضه نداریم که این را بخواهیم بگوییم آقا ما با هیچ چیز سیر نمی شویم جز خودت می بینیم که نه نشده ما اگر به ما یک قاقا بدهند سرمان را با آن گرم می شود این طوری است.

یک آقایی می آمد از یک راه دوری از یک شهری سر می زد به امام سجاد و به خانمش می گفت که من می روم به امامم سر بزنم و بیایم این خانم یک دفعه صدایش در آمد و غر زد و گفت که چی است تو هر سال بلند می شوی و وقت می گذاری و می روی پیش آقا و تا حال برایت امام چه کار کرده است مثل برای ما چه کار کرده است این بار که آمد خدمت امام سجاد، امام سجاد داشت وضو می گرفت گفت بایست کنار و من می خواهم وضو بگیرم این آبی که می ریخت تبدیل به جواهرات می شد و طرف ایستاده بود و نگاه می کرد و گفت اینها را از طرف من هدیه ببر برای خانمت و بگو این را امام سجاد برای شما هدیه فرستاده است خوب زن می فهمد که این باری که غرغر کرده است حضرت چی فرستاده است برایش از اینها فرستاده است قاقا برایش فرستاده است هدیه فرستاد زن دید فهمید که چی باخته است گفت نه می خواهم خودم بروم پیش آقا و اینها را نمی خواهم این تازه شروع تولد کی است؟ تولد این خانم است که آمد پیش امام سجاد، ما ها خیلی وقتها از خدا خیلی شنیده ایم و به ما همه چی هم داده است ولی یکبار شده است که اینها را کنار بگذاریم و بگوییم که خودت را می خواهیم اصلا کار با خودت داریم، تویی که همیشه با من بودی و همیشه در آغوشت بودم خدا رحمت کند میرزا را حاج میرزا سعید قمی را شعرش را برایتان خواندم می گوید

با من بودی تو را نمی دانستم یا من بودی تو را نمی دانستم

من چون شدم از میان تو را دانستم تا من بودی تو را نمی دانستم

کاش یکبار یک کسی به او بر بخورد انشاءالله در این جلسه یک کسی باشد که به او بربخورد و خیلی خوب است که اگر به ما بربخورد شاید سر غیرت بیاییم و کثر شان مان بشود که بعد از این همه گذشت سال عمر حیف نیست که ما اینقدر پست پسند باشیم.

به آن آشنایی با مبدایت عالم است که توان درخواست ( دقت کنید) استاد چی دارد می گوید استاد می گوید هر کسی در خواستهایش جان دار باید باشد درخواستهایش توان دار باید باشد آدمها قیمت شان از چی معلوم می شود ( از سطح آرزو های شان) از سطح توان های شان از توان دعا های شان، از توان آرزو های شان معلوم می شود که یک نفر چقدر قیمت دارد ببین عاشق چی هستی؟

قیمتت هم همان است فقط یک عده قلیلی هستند در این عالم که خدا این طوری از آنها تعریف کرده است رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکرالله به خدا آدم می خواهد دق کند بمیرد که زنده هست فرصت دارد وقت دارد این همه میکده اطرافش ریخته است این همه مسجد و میکده و حرم اینقدر دارد بد زندگی می کند ولی کمالی است که خداوند برای بندگان صالح خود ذخیره کره است و بدین وسیله به تکریم آنان پرداخته است و فوق درخواست ایشان را به آنها بخشیده است که فرمود لهم ما یشاوون فیها و لدینا مزید این آیه خیلی کار دارد سوره ق آیه 35 خوب دقت کنید یک رمزی را امروز به شما بگویم لهم ما یشاوون فیها و لدینا مزید می گوید هر چی بخواهند شان می دهیم البته اینکه می گویم هر چی بخواهند به آنها می دهیم ترجمه ضعیفی است یعنی هر چی بخواهند مال آنها است ترجمه اش این است که هر چی بخواهند مال آنها است چون می دانید که انسان مثل خدا می شود اذا اراد شیا ان یقول له کن فیکون.

دقت کنید کن خدا همان یکون است نه اینکه بگوید باش بعد می شود نه فاصله ای بین این دو تا نیست مثل اینکه شما به محض اینکه اراده کنید که تصور کنید بابای تان می آید زمان پشتش ندارد بی زمان می آید چون در نظام خیالی تان هست و در نظام برزخ هم زمان دار نیست در برزخ وجودتان تصور می کنید در عالم برزخ و در عالمهای بالاتر از برزخ شما به محض اینکه چیزی را هوس می کنی و اراده می کنی همان می شود اراده و شدن یکی است.

مثل خدا ولی می دانید بدبختی ما چی است؟ یک قید در این آیه دارد که وقتی آدم آیه را می خواند مثل زندان می شود این آیه وقتی می خواند خوب دقت کنید می گوید مومنینی که در بهشت هستند در آخرت هستند هر چی بخواهند لهم ما یشاوون هر چه بخواهند مال آنها است و لدینا مزید تازه زیادی هم به آنها می دهیم اما می دانید برادران من عزیزان من خواهران می دانید مصیبت کجاست یشاء افراد با هم فرق می کند خواستهای افراد با هم فرق می کند هر کی نمی تواند خواستهای بزرگ داشته باشد خیلی ها می روند در بهشت و یک دنیای محدود را فقط می خواهند یک دنیای ابدی و طولانی را می خواهند نمی توانند خدا را بخواهند گرفتی که می خواهم چی بگویم آدمی که اینجا پست پسند است آنجا هم نمی تواند چیز بزرگ بخواهد می گوید به او هر چی بخواهد می دهیم و آنی را که خواست بیشتر هم می دهیم ( و لدینا مزید)یاد بگیرید که اینجا خواهش های تان را بالا ببرد.

هوسهای بزرگ هوس های تان را بالا ببرید اگر اینجا در آرزو های پست و معشوق های پست بمانید. وقتی آنجا می برند تان نمی توانید چیز های بزرگ بخواهید کی می تواند آنجا خدا را بخواهد و همسایگی با پیامبر و آل را بخواهد کی عشقش در بهشت می تواند این باشد که همسایه فاطمه زهرا است و با او رفت و آمد دارد کسی که اینجا این همسایگی را هوس بکند و اینجا همسایه بشود یادتان هست که حضرت فرمد کسی که به مقام انتظار برسد در آشتی توضیح داده ام که چطوری می شود رسید.

فرمود کسی که به مقام انتظار برسد با من و هم درجه من در بهشت است و این کار هر کسی نیست که بخواهد منتظر باشد هوس امام زمان کردن کار هر کسی نیست هوس سرباز امام زمان کار هر کسی نیست اینکه یک نفر اینقدر عرضه داشته باشد که خودش را وقف امام زمان بکند خودش را ببخشد به امام زمان بگویم من نمی خواهم کسی از من بهره ای ببرد خودم طمع هیچ چیز به این دنیا ندارم که بخواهم دنبال متاع دنیا باشم می خواهم مال تو باشم مثل مریم که مادرش وقفش کرد برای معبد و مریم هم کیف می کرد از اینکه وقف خداست.

ولی کی می تواند بیاید خودش را وقف امام زمان کند وقف کند وقف می دانید یعنی چی؟ یعنی خودش را بفروشد زن باشد مثل یک کنیز خودش را به حضرت بسپارد مرد باشد مثل یک غلام خودش را به حضرت بسپارد وقف کند واقعا خودش را دست از آرزو هایش بردارد سر این کنیزی و غلامی همه آرزو هایش را ذبح کند و کنار بریزد لهم ما یشاوون و لدینا مزید مژده خیلی خوبی است ولی خوش به حال کسی که آرزویش بالا است هوسش بالا است کی می تواند برای خودش هوس بالا کند کسی که قیمت خودش را بشناسد یعنی بداند چقدر می ارزد آدمهایی که خودشان را دست کم می گیرند خود فروشی می کنند ذلیل می شوند و به گدایی می افتند ولی آدمهایی که برای خودشان قیمت قائل هستند قیمتهای بالا برای خودشان قائل هستند مفت خودشان را نمی فروشند.

پاسخ به سوالات:

چه کار کنیم که همیشه بتوانیم قرآن را با صدای خدا بخوانیم و به فطرت ما بنشیند؟ معرفت اگر معرفت پیدا بکنید هر چه سطح معرفت شان بالا برود معرفت پرده ها را کنار می گذارد و ریاضت هم خیلی مهم است عمل کردن به دستورات شرع خیلی مهم است چون معرفت و عمل کردن ما را از قبرستان دنیا در می آورد و دائما حجاب را از دل ما پاره می کند و می کند هر چقدر معرفت بیشتر شود نورانیت بیشتر می شود هر چه که به دستورات خداوند عمل بکنی پرده های تان ( پرده های حیوانی و طبیعی تان) کمتر می شود و بعدا این آیات را درست می خوانید و از آن ها لذت می برید.

2- که چگونه می شود محبت غیر خدا را از دل بیرون کرد؟ و خدا را یگانه معشوق خود دانست این هم با معرفت البته خدا خودش کمک می کند تا اینجا هم که آمده ایم خدا آورده است امام صادق چی فرمود: و لکن الاول من المذکورمن المذکور و اثنان من الذاکر.

اول معشوق یاد دل عاشق را می کند بعد عاشق می تواند عاشقی بکند این یادتان نرود اول او این کار را می کند. یک جمله ای است که خیلی دیوانه کننده است در دعای عرفه خیلی زیبا است سعی کنید دائما بخوانید چون این دعا عملیاتی است:

انت الذی ازلت الاغیار عن قلوب احبائک حتی لم یحبوا سواک

خدایا تو کسی هستی که دیگران را از دل دوستان خودت زایل کردی تا غیر از تو را دوست نداشته باشند حتی لم یحبوا سواک

ببینید خداوند چقدر در طول روز دارد ما ها متنبه می کند و این معشوقهای قلابی را از دل ما می کند تا ما غیر از خدا را نبینیم.

برزخ و قیامت یکی است ما یک عالم برزخ داریم که مثل دنیا است که یک نظامی است مثل نظام دنیا ولی پیچیده تر و کامل تر از نظام دنیا است هر کسی به تناسب آمادگی خودش از رحم دنیا به آنجا متولد می شود مثل جنینی که به تناسب هر کاری که در رحم مادر کرده است به اینجا متولد می شود به دنیا.

ما یک دنیای ثابت داریم با میلیارد ها تولد که هر کدام از آنها با هم فرق می کند هیچ کدام از تولد ها مثل هم نیستند ولی هر کدام در یک شرایط ثابتی می آیند همه ما از رحم دنیا متولد به عالم برزخ می شویم و هر کسی متناسب با زحمتی که در رحم دنیا کرده است متولد به عالم برزخ می شود.

هر وقت انسان واقعا از گناه بدش می آید متنفر می شود و دنبال این است که گذشته اش را جبران کند این هم خواست خدا و کمک خداست.

اینکه فرمودید در یکی از سخنرانی های تان که مومن همه را دوست دارد حیوانات و حتی کفار را یعنی چی؟

چون همه آیات خدا هستند بندگان خدا هستند فطرت الهی دارند و باید دوستشان داشته باشیم و دشمنی هم که با آنها می کنیم برای این هست که سد راه خدا می شوند نه به خاطر کینه شخصی اگر یک کسی بخواهد کافری را بکشد به خاطر کینه شخصی خیلی اشتباه کرده است امیرالمومنین وقتی عمر بن عبدود تف انداخت در صورتش نکشت گفت می خواستم برای خدا بکشمت تف کردی الان غضبناک شدم وقتی غضبش خوابید بعد رفت کشتش برای خدا.

برای همین بچه بسیجی های ما در جنگ وقتی می دیدند که عراقی ها و بعثی ها دارند می میرند آب می خواهند آب خودشان را می دادن من خودم با چشم خودم دیدم که یکی از عراقی ها مجروح شده بود که حالش هم خیلی خراب بود یکی از بچه بسیجی ها گفت از من خون بگیرید به او بدهید تا نمیرد چون اصلا با این نمی خواهد بجنگد چون این جنگی ندارد حیوانات هم خیلی شان از ما بهتر هستند پیغمبر فرمود که ربّ مرکوب خیر من راکب چه بسیار مرکوبهایی که از صاحب شان بهتر هستند.

چرا؟ پیغمبر برد کجا؟ فرمود لانه اکثر ذکرا منه چون این مرکوب و مرکب از صاحبش بیشتر یاد خدا را می کند از صاحبش خیلی بهتر است.

اولیاء خدا با اینکه باطن مردم را می بینند چگونه خود را گناهکار تر از بقیه مردم می بینند؟

چون خودشان را با مردم نمی سنجند خودشان را با خدا می سنجند.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم.