جلسه 051 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
51
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
7
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 051 - شرح صحیفه سجادیه

خوب بحث قرب را در دعا دنبال می کردیم رسیدیم به این فرمایش از خطبه ی شعبانیه که نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در نماز ها دست های تان را به دعا بلند کنید چرا که وقت نماز بهترین اوقات است در آن ساعت خداوند با نظر رحمت به انسان و بندگانش می نگرد و اگر با او مناجات کنند به ایشان جواب داده و اگر او را صدا زنند به آنها لبیک خواهد گفت. البته دعا اختصاصی ندارد به این مواقع.

مواقع زیادی وجود دارد که گفته اند دعا صورت می گیرد مواقعی که خود خداوند نگاهش به بندگان نگاه رحمت است یا تجلی گاه رحمت است مثلا هنگامی که باران می آید رحمت الهی است دعا اجابت می شود شب جمعه یک وضعیت خاصی دارد در جا هایی که نگاه رحمت خدا متوجه عبد است آنجا لحظه هایی است که انسان باید دعا کند مثلا هنگام جنگ می شود دو لشکر قرار است با هم درگیر بشوند بهترین موقع برای دعا موقع عملیات جنگ عملیات جهاد اینهاست موقع رحمت است بالاخره فرشتگان می آیند تا عده ای را گلچین کنند و رو به بالا ببرند. رحمت بارز یک مواقع، موقع نماز است که خداوند خودش انتخاب کرده و اولیای الهی تا بنده با آنها سخن بگوید. خوب قصدم چی است؟

این یادتان باشد قصد و اصل و خلقت انسان رحمت بر انسان است. اصل و یذلک خلقکم خداوند خلق کرد تا رحمت کند بر بندگانش اصلا نگاه نگاه رحمت است این اصل است بنابراین شما هر جا که تجلی رحمت وجود داشته باشد آنجا به اجابت دعا نزدیک تر است. مثلا وقتی که یک زن و شوهر با مهربانی به چهره و چشم های هم نگاه می کنند یا پدر و فرزند این حسی که پدر و فرزند یا زن و شوهر که به همدیگر دارند نگاه می کنند تجلی رحمت است برای همین است که موقعی که پدر و فرزند یا مادر و فرزند به هم نگاه می کنند خداوند هر دو شان را می بخشد چرا چون هر دو تجلی رحمت ایجاد شده.

برای همین است که موقعی که پدر و فرزند یا مادر و فرزند به هم نگاه می کنند یک گامی در جهت هدف خلقت و ایجاد رحمت در دل بندگان خدا برداشته شده است. غایت این است که اسماء حق تعالی در ما تجلی کند و مهم ترین اسماء حق تعالی یکی از آن ها «الرحمن» است که باید در ما تجلی کند هر چه انسان به هدف خلقت نزدیک تر بشود اسم الرحمن در وجودش تجلی بیشتر می کند.

بنابراین شما هر وقتی که به الرحمن نزدیکتر هستید به اجابت نزدیکتر هستید گاهی ممکن است دلت بشکند اینکه می گویند فاصله ی بین عرش خدا و اجابت فاصله ی بین دل شکسته و اجابت نیست هیچ فاصله ی بین انسان و عرش خدا جز شکستگی دل نیست این به واسطه ی همین است شما وقتی دلتان می شکند چه اتفاقی می افتد تجلی رحمن است انسان را می گیرد خیلی موثر است یکی از اساتید می فرمود کسانی که خشونت و قساوت دارند یک مدت با جوجه ها و حیوانات ضعیف سر و کار داشته باشند این جوجه، کبوتر انسان وقتی نوازش می کند یا با بچه کوچک سر و کار داشته باشد با رحمت سر و کار دارد رحمت در دلش قرار می گیرد نماز هم دو جور است یکی حالتی است که خداوند انتخاب کرده است که بنده اش را مورد رحمت قرار دهد چون در این حالت که چنین است در همه ی حالتهای نماز این مسئله موجود است یعنی می توانیم دعا کنیم مثلا از جا هایی که فرموده اند اجابت می شود بین اذان و اقامه است که انسان دعای مستجاب دارد که اذان گفته حالا می خواهد اقامه بگوید درستش را بالا می برد، از خداوند چیزی می خواهد بین اذان و اقامه یا اگر شما دقت کرده باشید بعد از آن هم همین طور است قبل از اذان هم همین طور است موقع وضو که موقع رحمت است شما دائما دعا دارید الحمدلله الذی جعل ما ... یا اللهم بیّض و غیره همه اش با دعا سر و کار دارید مدام از خدا چیز های قشنگ می خواهید وقتی در موقع رحمت قرار می گیری وقتی می خواهید برودی دیگر جشن و سرور است و موقع دعا است و ملاقات است و زیارت بهتر است که دائما از خداوند بخواهیم وقتی می خواهیم شروع کنید همین که چشمت به آب می خورد درخواستهایت شروع می شود چون نگاه چی است؟

نگاه رحمت است. چون با آب سر و کار داری و آب تجلی رحمت است لذا دعا می کنی می خواهی وضو تمام شد هم دعا داریم در تکبیره الاحرام هفت تکبیر داری الله اکبر...... بین این هفت تکبیر دعا داریم یعنی بیشترین امتیاز گیری از خداوند بیشترین رحمت. ما حوصله نداریم معمولا خودمان انجام بدهیم یا وقتش را نداریم اما آنهایی که حوصله دارند خوب مثلا به این مفتی از نماز نمی گذرند موقعیت و وقتش است بیشتر انسان در نماز هایی که خصوصی و فرادا و تنها می خواهد بخواند کسی حضور ندارد باید این طور باشد نه جا هایی که بقیه هستند.

خودش هست و خودش مثلا الله اکبر را بگوید یک دعا دارد دو باره الله اکبر را بگوید یک دعا دارد یکی از عزیزان می گفت من یک بار فضولی کردم نگهبان امام بودم از بالا فضولی کردم نماز خواندن امام را تماشا کردم دیدم آن صد متر جلوتر سجاده را پهن کرده چند متر آمد عقب تر و شروع کرد به تکبیر گفتن بعد می آمد جلو یک مقدار ذکر می گفت دوباره کمی جلوتر می رفت دو باره ذکر می گفت تا برسد به سجاده. خلاصه دنگ و فنگی دارد و مراسم و تشریفاتی دارد تا انسان روی سجاده قرار بگیرد نماز شب هم همین طور است برای نماز شب امام سجاد در همین صحیفه ی جامع است دارم وقتی می خواهیم دو رکعت بخوانیم خداوند می گوید پا نشو زودتر یک مقدار دعا کن همین جا از من یک چیزی بخواه یک سلسله خواسته ها را در همین جا به من بگو بعد شما رکعت دوم که می خوانی باز می گوید بخواه و باز در بعدی می گوید بخواه هی بخواه بخواه، ما باید دقت کنیم که کجا هستیم در این طور مواقع چی بخواهیم بعد تکبیره الاحرام آخر سر در واقع تکبیره الاحرام هفتم است که وارد نماز می شویم باز می گوید سوره ی حمد را شروع نکن حیف است دعا دارد باز قبلش که شما شروع می کنید تسبیح دارد دعا دارد که انسان یک چند دقیقه ای با خدا باشد.

نمی دانم این شخص شهید شده یا زنده است که به هر حال هر جا هست مشمول رحمت الهی باشد یک روحانی بود در گردان ما روحانی آموزشی پادگان ما بود ایشان نماز که می خواندند همین طور بودند در دوران آموزشی که نماز می خواندیم ایشان تکبیره الاحرام که می گفتند و می خواندند دعای خیلی زیبایی مفصل می خواندند بعد تازه بسم الله شروع می شد این دعا اصل است. الدعا مخ العباده. مغز عبادت چی است اینکه انسان متوجه مقام عبودی خودش باشد و در مقابل مقام عز ربوبی قرار گرفته باشد باید دعا کند شما در نماز جماعت وقتی که ساکت هستید خوب حمد و سوره را امام جماعت بلند نمی خواند. شما درست است در صبح و مغرب و عشا آقا حمد و سوره را بلند می خواند اما اگر آرام بخواند و یا صدای آقا به شما نرسد از جمعیت زیاد می گوید تو بیکار نباش در نماز ظهر و عصر که آقا حمد و سوره را آهسته می خواند بیکار نباش در نماز ذکر بگویید و دعا بخوانید در مغرب و عشا اگر باز هم صدا نمی رسد می گوید شما حمد و سوره ات را بخوان و بیکار نباشید در رکوع دعا داریم در سجده دعا داریم. اینها خیلی لذت بخش است. که نباید بگذاریم از دست برود.

که حالا بالاخره این کار یک آدم فهمیده است که می داند جز خدا هیچ کس را ندارد فقط هم امشب می تواند نماز بخواند یعنی اینکه فرمود: « قبلوا ضلّوا مؤدّعن.» نماز بخوانید نماز کسی که آخرین نمازش را می خواند وداع می کند آن وقت ها یاد می گیریم که چه طوری نماز بخوانیم مثلا شما قرار است بمیرید.

یک آقایی بود که خیلی می آمد پیش من می گفت که من می خواهم خیلی معنویت داشته باشم چنین و چنان کنم و من به او گفتم که شما همین مادی نمازت را بخوان یعنی فکر کن می خواهی بمیری آخرین نمازت است یک چند وقتی تمرین کرد آمد گفت من تازه فهمیدم نماز چی است و زد و این آقا سرطان گرفت تازه شروع کرده بود می گفت الان که جدی جدی باورم شده سرطان دارم و می خواهم بروم دیگر خیلی درصد اضطرارم بالا رفته این خیلی مهم است. ما الان نمی دانیم الان بمیریم بروی در برزخ آنجا را ببینیم بگویند شما می توانید برگردید فقط پنج دقیقه یا نه نمی دانید برگردید 5 دقیقه خدا اجازه بدهد بروید پیشش خواسته های تان را به او بگویید چطوری دعا می کنید آنجا چی می خواهیم بنشینیم و فکر کنیم برای همین آدم هوشیار وقتی می بیند خدا برای نماز راهش داده است بیاید در مسجد اجازه داده در حرم اجازه داده نماز بخواند خیلی دم را غنیمت می شمارد. استفاده می کند.

با کراهت و تندی و کور چشمی نمی رود نماز بخواند چون دیگر همچنین فرصتی پیدا نمی کند واقعا دیگر شاید همین فرصتی پیدا نشود این میلیارد ها آدمی که مردن و متدین و مسلمانی که مرده اند، اینها چند تای شان می دانستند که نماز آخر شان نماز آخر شان است. دعا های آخر شان دعای آخر شان خواهد بود. برای همین است که انسان باید همیشه خوب دعا کند مغتنم بداند وقت را کامل دعا کند خواسته های اساسی را بخواهد بعد یکی از جا هایی که حضرت می فرماید در وقت نماز دست های تان را به دعا بلند کنید بعد می فرماید: چرا؟

چرا که بهترین اوقات است چون خدا خودش انتخاب کرده است برای ملاقات دیگر از 24 ساعت بهتر از اوقات نماز برای دعا چی وقتی است. قشنگ تر از اوقات نماز حتی گاهی اوقات ذکر کردند که چند دقیقه، چه مدت از روز بگذرد یک دقیقه خاصی است که آن دقیقه خاص اگر کسی دعا کند قطعا دعایش رد نمی شود اینها را حتی به این صراحت بیان کرده اند مرحوم کلینی در باب خوب فرمودند: در آن ساعت بهترین اوقات است و خداوند با نظر رحمت به بندگانش می نگرد و اگر با او مناجات کنند به ایشان جواب داده و اگر او را صدا کنند آنان را لبیک خواهد گفت. مرحوم کلینی در باب آداب دعا نقل کرده اند که ابتدا ده بار بگویید یا رب آنگاه بگویید ربِِّ این رب یعنی چی؟ توضیح بدهم برای شما ما چرا می گوییم ربِّ. رب یعنی چی. مالک مدبر یعنی کسی که مالک ماست تدبیر ها هم به عهده ی اوست.

شما دیدید اگر یک موقع حاجت خاصی داشته باشید از مادر تان از پدر تان ببینید چطوری صدایش می زنید می گویید بابا بابا یا مامان مامان چون که می گویید اینکه بابا من بچه ات هستم این انتساب را به تو دادم توسل من به مقام مادری تو است و توسل من به مقام پدری تو است اینکه انسان به مقام یا ربِّ می گوید ای پروردگار من یعنی ای که تو مرا پروراندی من را به اینجا رساندی هر چی هستم من بنده ی تو هستم تو اینجا ائمه غوغا کرده اند در ادعیه که ما که هستیم بنده ی تو هستیم یک مشت خاکیم که تو آفریدی در فانّا لک و بِک و یا بِک و لک. مال تو هستیم با این یا رب. خیلی قشنگ است.

بعد که «یا» اش را هم می اندازیم می گوییم ربِّ ربِّ .... خیلی نزدیکتر می شود. ش هم حذف می شود خیلی دیگر حالت نزدیکتری می شود زیرا وقتی انسان خود را از خدا دور احساس می کن با ندا او را می خواند البته گاهی حرف ندا با صراحت آورده می شود مثل یا رب و گاهی حرف ندا حذف می شود مثل ربّ. رب همان یا رب است وقتی انسان نزدیک شدند ندا را هم یا آن را تبدیل به نجوا می کند. نزدیک که می شوی بلند داد نمی زنی اللهم هم نمی گویی الهی می گویی برای همین وقتی اللهم میگویی یک مدت که از اللهم می گذرد می گویی الهی یعنی معبود و معشوق من.

در مناجات شعبانیه داریم: و اقبل علیّ و اذا ناجیتک. دارم با تو نجوا می کنم یعنی خیلی نزدیکم که با تو نجوا می کنم چون دورا دور این ندا میکنی ولی نزدیک باشی نجوا در گوشی حرف زدن است یعنی در آغوش هم حرف زدن است نزدیک است داد و فریاد نداریم می خواهیم حرف بزنیم چون نجوا دارای « واقبل علی و اذا ناجیتک» رویت را به من کن وقتی می خواهم با تو نجوا کنم شما اگر دقت کنید برای همین تا آخر مناجات منفعات شعبانیه داریم الهی الهی الهی. خیلی نزدیک است انسان.

خوب دو مرتبه از قرب را خواندیم می آییم سراغ مرتبه سوم قرب. مرتبه سوم قرب را می فرماید خدای عز و جل خود را به بنده آن چنان نزدیک فرموده که می فرماید و نحن اقرب علیه منکم و لکن لا تبصرون. سوره ی واقعه است می گوید وقتی می میروید بالا سر یکی که دارد جان می دهد اگر عرضه دارید برگردانید او را و نگذارید جان بدهد. جلوی جان دادنش را بگیرید. وخلاصه آنجا که دارد ربوبیت را به رخ ما می کشد و اینکه همه چی در دست خداست یکی از فرمایشات همین است که درختی که شما می کارید شما رویش می دهید یا ما نطفه ای که هست شما بچه اش می کنید یا ما.

نمی دانم درختی که این چنین است شما از آن آتش می گیرید یا ما. هی می گوید می گوید و یکی از موارد همین هست که وقتی بالا سر حاضر می شوید می توانید نجاتش بدهید و می فرماید: و نحن اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون. ما آن لحظه به این نزدیکتر از شما هستیم شما نمی بینید.

یعنی شخص محتضر قبل از اینکه ما را ببیند فرشته ها و حضرت ملک الموت را می بیند خیلی چیز ها موقع احتضار برای شخص کشف می شود می گوید ما به شما نزدیکیم. از آن رو هم داریم در اینجا چند مرتبه ذکر کرده که حالا ما مرتبه سوم هستم. این اشاره به رحمت و مغفرت دیگری است که فرمود در حال رفتن دریافت می دارد که در مرحله معرفت بسی بلند است سیاق آیه بر سر مهمی اشاره فرمود و از راز عجیبی پرده برداشته زیرا مسئله ی دوری و نزدیکی را با دریافت مکانی سنجیده است بلکه به گونه ای قرب خود را ذکر کرده که هر ذهنی توان ادراک آن را ندارد این آیه کریمه به آنکه .............. خود کشیده و سینه و قلب خود چسبانیده هشدار می دهد که نزدیکتر به او از تو هستیم شما بغلش کرده اید و دارد در بغل شما جان میدهد اما به ما نزدیکتر است.

این آیه کریمه به تمام نزدیکان ما می گوید از خدا که یگانه پناه وی می باید نزدیکتر ندارد در آن لحظه اگر آدم این را بفهمد و تمرین کند که بابا ما نه الان که زنده هستیم و نه بعدا که می خواهیم بمیریم هیچ کس جز خدا نزدیکتر به ما نیست الان هم ما تنها هستیم و کسی نیست همین الانش هم خدا از همه کس به ما نزدیکتر است.

یک قاعده است انسان وقتی که ذهنش در اجتماع درگیر مسائل مختلف است با آدمهای مختلفی سر و کار دارد ارتباطات مختلفی دارد باز هم متوجه است که هیچ کس نزدیکتر از خدا به او نیست مثال بزنم اگر شما ببینید الان جلسه تمام می شود همه می خواهند با هم حرف بزنند شش نفر ده نفر می خواهند حرف بزنند بنده مثلا هم خواهرانم کار دارند و هم برادرانم می خواهند سوال کنند که در آن شلوغی که ریختن سر من، در نظر بگیرید تنها کسی که بی پرده با شما ارتباط دارد فقط خداست خیلی ها دارند سر و صدا می کنند بالا می روند پایین می آیند در آن لحظه با تو همه با حجاب هستند با فاصله است که فقط تنها کسی که تو بدون حجاب در آغوش او هستی خدا هست فقط موقع مردن نیست.

برگردید به درون خودمان نگاه کنید همه جا همین طور است یعنی شما در شلوغ ترین جا ها بروید یا خلوت ترین جا ها وقتی می روید در باطن خودتان می بینید فقط یک نظر حضوری با شم ارتباط دارد «حضوری» فقط چشم در چشم با شما ارتباط دارد آن کی است خداوند کریم است. الانش هم همین طور است نه فقط موقع مردن الان هم.

شما داستان توبه ... را می دانید چی است دیگر توبه.. در وضعیت شلوغ و بدی یعنی در حول و .. ناجوری بود که طرف در آن شلوغی برگشت در درون خودش خدا را صدا کرد و توبه کرد قول و قرار گذاشت و توبه کرد و تمام شد یکی می گفت من در دیسکو داشتم می رقصیدم در خارج. که یک کسی به من گفت بس است برو توبه کن همین یک کلمه برو توبه کن گفت یک دفعه یک آن دیدم نمی توانم برقصم رفتم دستشویی یک آبی به صورتم زدم حالم عوض شد این طوری است خدا اینقدر نزدیک است به ما یعنی در شلوغ ترین جا ها در سرزمین کفر دارد می رقصد اینقدر نزدیک است که ترمزت را می کشد فقط می بینی یک راه داریم آن هم خداست می گوید بیا آشتی کنیم. اینقدر نزدیک است.

شما برو در اقیانوس در اوج آسمان ها می بینی که فقط یک نفر ا ست که تو با او رابطه داری بی پرده و آن خداست البته ائمه هم همین طور هستند چون مظاهر خداوند هستند.

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست روزی رخش بینم و تسلیم وی کنم

امام صادق علیه السلام در این رابطه می فرماید: امام حسن علیه السلام در حال نماز بودند که فردی از جلوی ایشان عبور کرد در این هنگام بعضی او را از این کار منع کردند وقتی حضرت از نماز فارغ شد فرمودند به یکی از آن افراد فرمود چرا آن مرد را نهی کردی در جواب فرمود ای فرزند رسول خدا بین شما و محراب مانع شد حضرت فرمود: وای بر تو خداوند متعال بر من نزدیکتر از آن است که کسی بین من و او فاصله شود یک بنده ی خدا به یکی از اساتید گفته بود که من می خواهم بروم کوه به مدت که چله نشینی کنم تا یک مقدار راحت شوم ایشان فرموده بود آنجا که می روی خودت را هم می بری یا نه یعنی خودت را می بری فایده ندارد شما کوه قاف برو خزر برو فکر و خیالت را با خودت ببری باز حجابت است یک موقع هم هست در جمع هستی یا نزدیکتر از من به من.

یار نزدیکتر از من به من است این عجب تر که من از وی دورم

مهم این است که کسی را با خودش نبرد. بار ها من به عزیزان عرض کرده ام خدا می گوید من به شما نزدیکم راهش این است که ما چون خدا می گوید به شما نزدیکترم. حالا یک ذره جلوتر هم می رویم که چون چند مرحله است دو مرحله دارد غیر از مرحله سوم. ما فقط باید ببینیم این نزدیکی را اگر مکاشفه کنیم شهود کنیم این نزدیکی را دیگر نه سر و صدا اذیت مان می کند نه اینکه یک نفر بین ما و محراب قدم بردارد نه اینکه جای ما شلوغ باشد اگر این را ببینی شما حرف می زنید.

الان مثلا با یک نفری که خیلی دوست دارید حرف می زنید در عروسی را نگاه کن دو نفر دارند با هم حرف می زنند از اول عروسی تا آخر عروسی دنیا با هم صحبت می کنند بعد هم آخر سر به او می گویند که ما آمدیم به تو سلام کردیم متوجه نشدید به او می گوید سلام متوجه نمی شود چون کجاست مخاطبش را برده در خودش دارد با او صحبت می کند گاهی وقتها شما معشوقت را و محبوبت را و مخاطبت را می آوری در خیالت.

جمعیت زیادی هم اطرافت هستند بعد می گویند چی شد می گوید من حواسم نبود حواسم جای دیگر بود داشته با کسی دیگری صحبت می کردم حواسم جای دیگر بود یعنی چی؟ یعنی یک محبوبی، یک معشوقی، حالا هر کی معشوق خاصی دارد کسی من را برده در خودم اینقدر نزدیکتر بود از خودم که متوجه نبودم که دارم با خدا حرف می زنم متوجه نبودم که در عبادتم خودم خانواده ام دارند با من حرف می زنند متوجه نبودم.

تو کافر دل نمی بندی نقاب زلف و می ترسم که محرابم بگرداند غم آن دلستان ابرو

محراب در اینجا تمثیل توجه تام به مبدا خاصی است مثل اینکه گرم شده.

حدیث: روزی ابوحنیفه نزد امام صادق علیه السلام وارد شد فرمود: موسی علیه السلام فرزندت موسی علیه السلام را دیدیم که نماز می خواند و مردم در پیش او رفت و آمد می کردند او در حالی که در نماز بود آنها را از این کار نهی نمی کرد امام صادق علیه السلام فرمودند: فرزندم موسی را بخوانید آن حضرت را صدا کردند آن حضرت آمد امام صادق علیه السلام فرمودند: فرزندم ابوحنیفه می گوید که شما در حال نماز بودید و مردم جلوی شما رفت و آمد می کردند و شما آنها را نهی نمی کردی حضرت فرمودند بلی پدر آن کسی که من برای او نماز می خوانم از آنان به من نزدیکتر بود یعنی آن را دور دیدم این برایم نزدیکتر است.

خدا می فرماید ما به او نزدیکتر از رگ گردن او هستیم « نحن اقرب الی من حبل الورید.» که البته مقام حدیث برای مرحله چهارم است بعد می رسیم. پس امام صادق موسی را به سینه گرفتند و چسبانیدند و فرمودند جانم فدای تو باد که امانتدار اسرار هستی.

محراب در اینجا در واقع تمثیل توجه تام به مبدا خاص است. شما در محراب اگر دقت داشته باشید و وقت کرده باشید در محراب نه کلا در معماری های اسلامی این طوری است تمرکز دارد در طبیعت گرا ها این طوری نیست عقایدی که در اسلام هست در همه چیز آنها تجلی پیدا می کند در طبیعت گرا ها از تمرکز خارج می شوید ولی در سیستم هنر های اسلامی و شرقی آن عقایدی که در اسلام هست در همه چیز آنها تجلی پیدا می کند در هنر تجلی دارد موسیقی تجلی دارد موسیقی هم یکی از شاخه های هنر است در کلا هنر های اسلامی در موسیقی های شرقی هست به جای تفرق برای شما تمرکز می آورد. اعصاب تان را خرد نمی کند. خسته و ذله ات نمی کند در موسیقی های شرقی که با عقاید اسلامی نواخته می شود با فطرت نواخته می شود تمرکز می آورد.

بحث حرکت دوری بحث مفصلی است در فرش ها اگر شما فرشها را نگاه کنید می بینید آنجا هم باز عقاید اسلامی تمرکز می آورد در کل فرش گاهی وقتها یک گل و گاهی وقتها صد گل در فرش است اما همه اش باز با عقاید اسلامی تزیین شده یک مرکز دارد یک گل دارد از آن گل دیگر گلهای بعدی همین طوری شاخه می شوند بزرگ می شوند میان بالا یعنی همه ی کثرات به یک وحدت وصل دارند وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت.

شما وقتی به یک فرش نگاه می کنید در یک هنر اسلامی متوجه می شوی که همه شما را به یک مبدا می رسانند محراب ها اگر دقت کنید همین طور هستند از کثرت شروع می شود بعد می روی کجا می روی در کُنج تمرکز می آورد برای شما در نقطه در محراب تمرکز می گیری شما در بعضی معماری ها دیگر هم در حرمها هم که بروی همه از یک کثرت بر می داد می رود به وحدت در طرحهای اسلامی همین طور است یعنی به شما نظام خلقت درس می دهد. که خلقت یک نقطه بوده از یک نقطه آغاز شده همه ی کثرات اما وقتی که همه ی کثرات وجود دارد همه ی کثرات ارتباط با نقطه مرکزی دارند.

در معماری های اسلامی هم همین طور است شما در معماری کشور های اسلامی را نگاه کنید می بینید توحید است در قالی بافی و هم صنایع شما را از کثرت به وحدت می آورد یا اگر کثرتی توجه می خواهد بکند از وحدت شروع می کند و به کثرت می برد این یک قاعده است که این چنین است در وقتی که طبیعت گرایی بر انسان غلبه می کند انسان دیگر روی عقایدش اثر می گذارد وقتی بخواهد نقاشی کند نمی آید معنا دار نقاشی کند شما الان نقاشی هایی را داریم که طرف 5 تا سطل رنگ را می پاشد روی تابلو 5 تا دیگر هم می پاشد می گوید عجب اثری شد در بازار هم با یک قیمت کلان می فروشند طبیعت گرا ها شما بگردید هتلهای که بروی تابلو هایی زدند که عکس یارو صورتش یک طرفه است مو هایش یک طرف دستش یک طرف. نقاشی هایی که الان رسم شده می کشند این برای این که نظام طبیعت گرا ناشی شده و در نظام فطرت گرا همه چیز معنادار و سر جای خودش است.

گاهی وقتها شما نقاشی را می بینید تا نقاشی را می بینید چشم های تان خراب می شود تشویش ذهنی پیدا می کنید وقتی نگاهش می کنی بد می شوی یا تابلو هم است وقتی نگاهش می کنی آرامش و نظم فکری پیدا می کنی محراب در این جا در واقع تمثیل توجه تام به مبدا خاص است انسان را از همه طرف منصرف و به یک نقطه خاصی متوجه می کند و این غالبا برای افراد متوسط بسیار نافذ است.

افراد متوسط و افراد ضعیف و قوی ولی واقعیت این است که وقتی شخصی در هنگام نماز به حالت انقطاع می رسد محراب واقعی او توجه قاطع به خداست که در واقع بین او این توجه کسی نمی تواند حایل شود رد شدن کسی از جلوی او برای او مضر نیست.

اگر چه در سر راه ایستادن کراهت دارد و باعث پرت شدن حواس می شود اما کسی که توجه به غیر خداوند ندارد رد شدن یا رد نشدن برای او فرقی نمی کند مطلب چهارم در جلسه ی بعد خوانده می شود.