اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان دربارهی محبّت بود که عرض کردیم به عنوان یکی از شاخصههای انسان و انسانشناسی دوست داشتن آنچه که خدا دوست دارد و دوست نداشتن آنچه که خدا دوست ندارد یک ملاک مهمّ در خودشناسی و انسانشناسی است.@ اینکه وجود امام مقدس امام صادق علیه السلام میفرماید که: (کُلُّ مَن لَم یُحِبُّ عَلَی الدّین وَ لَم یُبغِض عَلَی الدّین فَلا دینَ لَه) کسی که دوستیهایش براساس دین نیست و بغضش دشمنیش بر اساس دین نیست دین ندارد یعنی از چهارچوب حیات انسانی و حرکت به سمت سعادت انسانی این شخص خارج شده.@ چون اگر به قوای نفس نگاه بکنید گفتیم که این سه مرحله را سه مرحلهی حس، خیال، وهم بخش حیوانی ما بود یک بخش چهارم هم داشتیم بخش عقلانی ما بود یک بخش پنجم بخش فوق عقل که بخش انسانی ماست.@ بنابراین انسانها میتوانند دوست داشتنهایشان یا تنفّرهایشان بر اساس ابعاد حیوانیشان باشد یا بر اساس ابعاد علمیشان باشد یا بر اساس بُعد انسانیشان باشد و چون فقط این بخش بخش ایمانی هست انسان فقط با این بخش مؤمن میشود نه با هیچ کدام از این بخشها، اگر محبّتش بر اساس مصالح این بخش باشد این انسان هست و اگر بر اساس مصالح این بخش نباشد از صراط انسانی خارج هست یعنی بخش فوق عقلانیاش.@ این یک ملاک بسیار مهمّ در انسانشناسی و خودشناسی هست که ما به دلمان همیشه مراجعه کنیم ببینیم چیزهایی که دوست داریم یا دوست نداریم چه چیزهایی هست یک نکتهی خیلی مهمّ که امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: یکی ازعلائم اینکه انسان محبّتش بر اساس خداوند تبارک و تعالی است و براساس بُعد فوق عقلانی خودش هست این هست که میفرماید: (أحبِب فِی اللهِ مَن یَجاهِدُکَ عَلی صَلاحِ دینٍ وَ یُکسِبُکَ حُسنَ یَقینٍ).@ این خیلی زیبا و تکاندهنده است یک ملاک فوقالعاده عالی امیرالمؤمنین(ع) در این زمینه برای ما ذکر کرده و آن این هست که میفرماید آن کس را که برای اصلاح دین با تو مبارزه میکند با خود شخص تو مبارزه میکند به خاطر اصلاح دین و یقین درست را به تو منتقل میکند به خاطر خدا داشته باشد این کار راحتی نیست.@ یادتان هست از امام نقل کردیم که به امام گفتند یک امام جماعتی که شما پشتش اقتداء میکنید علیه شما خیلی تبلیغات میکند امام فرمود این مرد خوبی است به خاطر خدا با من مبارزه میکند واقعا قصدش این است که چون فکر میکند من آدم بیدینی هستم با من مبارزه میکند و لذا من عادل میدانم پشت سرش هم اقتداء میکنم.@ خیلی هنر میخواهد که آدم واقعا یک کسی را که میداند برای خدا با او دارد مبارزه میکند دوستش داشته باشد بیشتر این در روابطی هست که بین پدر و فرزند بین استاد و شاگرد بخصوص خیلی زیاد اتّفاق میافتد که گاهی وقتها پدر گوش بچهاش را میگیرد یا یک بزرگتر، مربی گوش بچهاش را میگیرد گوش زیردستش را میگیرد گوش شاگردش را میگیرد و با او یک جاهایی برخورد تند میکند.@ و اگر که این برخورد باعث شد که ما محبّتمان کم نشود معلوم است که حب فی الله داریم میگوید با کسی که به خاطر دین و اصلاح دین با تو مبارزه میکند دوستش داشته باش این شخص را، خیلی راحت نیست ما یک چیزی میگوییم که یک نفر به خاطر دین گوش ما را بگیرد و ما بغض از او به دل نداشته باشیم به خاطر دین حال ما را بگیرد جلوی ما را بگیرد و ما ناراحت نشویم.@ یک جایی به خاطر رعایت قوانین رعایت حق رعایت دین ما را محروم بکند از یک سلسله امتیازها ما ناراحت نشویم به ما برنخورد خیلی این اهمیّت دارد که ناراحت نشویم به ما برنخورد بیتعارف باشد حقوق را رعایت بکند حق را رعایت بکند حالا ممکن است به ذائقه ما هم خوب درنیاید.@ خدا رحمت کند مرحوم مطهری رحمة الله علیه میفرمود یکی از دوستهای قدیمی آیت الله بروجردی بعد از سالها آمده بود آیت الله بروجردی را ببیند حالا دوست خیلی قدیمی و ندار، بعد موقعی آمده بود که رفته بود در خانه حضرت آیت الله بروجردی که در زده بود گفته بود که بگویید فلانی آمده.@ بعد آیت الله بروجردی گفته بود بگویید عذرخواهی میکنم من الان میخواهم سر درس بروم پیش مطالعه نکردم الان فقط باید پیش مطالعه بکنم که سر درس مدیون این طلبهها نباشم الان نمیتوانم بپذیرم شما را، یک موقع دیگر بیایید آقای مطهری میگوید که این آقا دید و بازدیدهایش را در حجره من انجام میداد.@ برگشت در حجرهی من، به او گفتم چه شد؟ گفت آقای بروجردی یک همچنین چیزی گفته بعد گفتم حالا ناراحت شدید اینها گفت نه من خیلی خوشحال شدم ما یک مقدار ستایش غربیها را میکنیم که اینها با هم دروغ نمیگویند تعارف ندارند با همدیگر، چقدر خوب است یک مرجع شیعه آنقدر روی اصول اخلاقی پایبند است که به این مسئله اهمیت میدهد که باید پیشمطالعه بکند و حاضر نیست به خاطر یک دوستی قدیمیام حق را زیر پا بگذارد.@ حالا یک موقعی است که آدم ذوقزده میشود میخواهد رفیقش را قبول بکند بعد بیایند سلام و علیک بکنند بنشینند گل بگویند گل بشنوند بعد درس ضایع بشود اینکه آدم تعارف نداشته باشد مثلا انسان با یک کسی کار دارد بگوید الان وقت ندارم واقعا الان نمیتوانم شما را ببینم از او توقعی دارد که اصلا آن توقع را برای شما به جا نمیآورد انسان ناراحت نشود حالا چه بسا بخواهد با انسان مبارزه هم بکند.@ علی(ع) میفرماید(مَن یَجاهِدُکَ عَلی صَلاحِ دینٍ) به خاطر صلاح دین با تو مبارزه میکند دوستش داشته باش ناراحت نشو از او، نگو تو دیگر چرا، من دیگر از تو توقع نداشتم، یک موقعی حتی هست ممکن هست یک شهادت حقی علیه انسان به او بدهند انسان به او برنخورد.@ خیلی این مسئله مسئلهی مهمی هست که به هم نریزد و خشمگین نشود این علامت بسیار خوبی است که انسان محبّتش بر اساس رضای خداوند تبارک و تعالی است پس این مرز یک مرز فوقالعاده مهمیاست حالا من چند تا روایت در این زمینه بخوانم توضیحات مفصّل را جلسات قبل دادیم حالا جلسه چون جلسهی آخر هم هست امسال به چند مصداق بپردازیم.@ از وجود مقدس نبی اکرم(ص) (وُدُّ المُؤمِنِ لِلمُؤمِن فِی اللهِ مِن أعظَمِ شُعَبِ الإیمان) اینکه یک مؤمن مؤمنی را مودّت مؤمنی را در دل داشته باشد این از عظیمترین شعب ایمان هست آن هم(فی الله) فی الله خیلی لطافت دارد یعنی به وُد نگاه بکنید معنای وُد مودّت هست مودّت یعنی محبّتی که در آن عمل هست.@ محبّتی که در او فداکاری هست محبّتی که انسان در آن محبّت حاضر هست خودش را به خاطر طرف مقابل به زحمت بیاندازد اینطوری آدم فدای همدیگر شدن برای همدیگر بودن دوای همدیگر بودن شفای هم بودن پناه هم بودن پشتیبان هم بودن سنگ صبور هم بودن حامی هم بودن این وُد میشود معنای وُد خیلی معنای مهمی است فقط صرف محبّت نیست.@ میگوید انسانی که یک مؤمنی را به خاطر خدا، فقط و فقط به خاطر خدا مودّتش را در دل دارد این از عظیمترین شعبههای ایمان است گاهی وقتها هست انسان با شخصیّت یک نفر نمیتواند کنار بیاید(شخصیۀ الأرواحُ جُنُودٌ مُجَنَدَه) روحها دستهبندی شده هستند آدمها همشکلهای خودشان را جذب میکنند همتیپهای خودشان را جذب میکنند.@ گاهی وقتها هست انسان بر اساس سازگاریهای شخصیتی با افراد دوست میشود و حالا در اینها مؤمنین را هم جذب میکند گاهی وقتها هست که در مؤمنین یک شخصیتهایی پیدا میشوند که ما میدانیم مؤمن هستند امّا با ساختارهای ما زیاد سازگاری ندارند.@ با اینکه مؤمن هستند امّا سلیقههایمان به هم نمیخورد نوع تفکرات اجتماعیمان به هم نمیخورد تفکرات سیاسیمان به هم نمیخورد سلیقههای شخصیمان به هم نمیخورد سطح زندگیمان به هم نمیخورد.@ ولی انسان آن شخص را فقط و فقط به خاطر ایمانش به خاطر اینکه او مؤمن هست دوست دارد و تمام این روابطی که گفتم مال هم بودن برای هم بودن پشت و پناه هم بودن را با او دارد و خداوند حتما حتما حتما سر راه انسان انسانهای اینطوری قرار خواهد داد یعنی در سر راه انسان مؤمنینی پیدا میشوند که به هیچوجه با امیال شخصی ما طبع ما سلیقهی ما سازگاری ندارند کاملا با ما متفاوت هستند.@ و اینجاست که ایمان به داد انسان میرسد که کمک میکند انسان افرادی که متفاوت با او هستند را بپذیرد خیلی این اهمیّت دارد خیلی وقتها انسان اگر هم میخواهد ایمان داشته باشد و مؤمن هم هست معمولا مؤمنینی را با او ارتباط برقرار میکند میگوید به ما بخورند در سطح ما باشند و با سلیقهی ما امیال ما سطح ما جور دربیایند.@ امّا ایمان حقیقی که میگویند(أعظَم شُعَبِ الإیمان) این است که انسان آن کسانی را که به او نمیخورند را بتواند واقعاً دوست داشته باشد فقط صرفا به خاطر ایمانشان به خاطر خدا بتواند با آنها باشد شما اگر به وجود مقدس پیامبر(ص) سیرهشان نگاه بکنید اصحابشان را که نگاه کنید میبینید چقدر تفاوت اصحاب دارند اینها با همدیگر، یعنی اینطور نیست که یک گروه خاصّی را انتخاب بکنند اصحاب حضرت یک دست باشند.@ در مؤمنین باید همینطوری باشد یک بلال حبشی داریم عمار داریم امیرالمؤمنین داریم برو تا شخصیّتهای متفاوت، ابوذر داریم سلمان داریم شخصیّتهای خیلی متفاوت داریم جزء اصحاب حضرت، از آن مؤمنهای بسیار گریان و خراباتی تا این مناجاتیها همهجور در اصحاب پیغمبر دوستان پیغمبر یافت میشوند.@ پیغمبرهمهی اینها را دوست دارد و همه با پیغمبر راه دارند با او دوست هستند اینکه ما بخواهیم فقط از یک تیپ خاصّی رفیق انتخاب کنیم دوست انتخاب کنیم این ما را در پیلهی خودخواهیهایمان خفه میکند حتّی اگر روابط روابط ایمانی باشد خوب است انسان بتواند سعه صدر داشته باشد.@ مثل خداوند تبارک و تعالی که همهی ما را میپذیرد با همهی شخصیّتهایی که داریم تفاوتهایی که داریم میپذیرد امام زمان(ع) ما را میپذیرد با همه شخصیّتها و تفاوتی که داریم یک مؤمن بتواند افراد را به صرف اینکه مؤمن هستند دوستشان داشته باشد کاری با تفاوتهای دیگر و جنبههای دیگر شخصیّتی آنها نداشته باشد.@ در دوران دفاع مقدس در زمان جنگ در یک چادر ده دوازده نفر بودند در دسته، یکی ترک بود یکی کرد بود یکی لر بود یکی تهرانی بود یکی اصفهانی بود یکی شیرازی بود یکی عرب بود اینها انقدر کشته و مردهی همدیگر بودند که نگو.@ اصلا انگار که اینها مثلا همین که در این دسته طبقهبندی شدهاند الان آمدند میخواهند یک هدف واحد دارند به شدّت شیفتهی هم بودند با هم بودند و اساسا آدم فکر نمیکرد اینها این همه تفاوت داشته باشند و این این روح ایمانی باعث شده بود که اصلا تفاوتها به هیچ وجه دیده نشوند و فقط به صرف ایمان.@ قرآن میفرماید که(وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها) یک کسی که میگوید نه غزه نه لبنان این معلوم است که اساسا ایمان ندارد یقینا این شخص ایمان ندارد یک کس میگوید اوّل ایرانی هستیم بعد مسلمان، این یقینا دین ندارد.@ وقتی انسان دیندار شد میبیند که یک افغانی یک عرب هرشخصیت دیگری از کشورهای مختلف با او هیچ فرقی برایش ندارند همان صرف علاقههای ایمان باعث میشود اینها دور هم جمع بشوند با هم بتوانند خیلی شیرین کار بکنند صرف مؤمن بودنشان کافی است.@ این که انسان بتواند سایر انسانها را با تفاوتهای اقلیمی گوناگون با تفاوتهای اخلاقی گوناگون با تفاوتهای آداب و رسومی گوناگون بپذیرد و با آنها کنار بیاید و اساسا این تفاوتها مانع از با هم بودن نباشد حضرت میفرماید این از عظیمترین شعب ایمان هست.@ به هر حال یکی از هنرهای یک انسان درحال رشد واقعا انسان خوب این است که خودش هر تفاوتی با دیگران داشته باشد مهم نیست ولی آن میتواند انسانهایی که کاملا متفاوت با او هستند همه را بپذیرد و با آنها کنار بیاید نمیخواهد که دیگران مثل او باشند همان صرف ایمان برای آنها کافی است.@ گاهی وقتها افراد زن خودشان را حتی نمیتوانند بپذیرند یعنی شما الان این اختلافات خانوادگی را نگاه بکنید مرد سعی میکند زن مثل او باشد زن سعی میکند شوهرش مثل او باشد با هم نمیسازند دعوایشان میشود.@ این توقع خیلی بچهگانه خودخواهانه که ناشی از خودشیفتگی فراوان است این است که ما همهاش دوست داریم بقیه اعضای خانواده مثل ما فکر بکنند مثل ما باشند بچههایمان مثل ما باشند دخترهایمان عروسمان دامادمان مثل ما فکر بکند مثل ما باشد.@ اگر یک ذرّه متفاوت فکر مبکند یا بخواهد متفاوت عمل بکند دلخوری بینمان به وجود میآید فاصله بینمان میشود نمیتوانیم اصلا تفاوتها سلیقهها را کنار بگذاریم و قبول کنیم افراد سلیقههای مختلفی دارند در کارهای مختلف میلهای مختلف و ما بتوانیم همین به صرف اینکه مؤمن هستیم همه ما شیعه هستیم کنار هم با شیرینی زندگی بکنیم.@ بعضیها انقدر خودخواهی و خودشیفتگی دارند تفاوتهای همسرش با خودش را نمیتواند بپذیرد نزدیکترین کس او که همسرش است نمیتواند بپذیرد این با او تفاوت دارد تفاوتهای جنسی تفاوتهای شخصیتی تفاوتهای میلی تفاوتهای تربیتی تفاوتهای حتی آرمانی نمیتواند اینها را بپذیرد.@ و به زور میخواهد همه را با خودش همسو بکند و اگر با او همسو نباشد میخواهد طرد بکند افراد را از دور خودشف بچههای خودش را میخواهد مثل او فکر بکنند مثل او نگاه بکنند مثل او انتخاب بکنند مثل او ببینند مسائل را و اگر نتوانند مثل او ببینند میبینید که باز اختلاف بینشان ایجاد میشود.@ این وُد خیلی مهمّ است که انسان صرفا بر اساس ایمان افراد را دوست داشته باشد همین برای دوست داشتن کافی باشد همین برای کنار هم بودن کافی باشد همین برای خوب زندگی کردن کافی باشد احترام به تفاوتهای دیگران بگذاریم به سلیقههای دیگران بگذاریم.@ و یکی از راههایی که انسان سعه صدر پیدا میکند حلیم میشود صبور میشود شبیه خدا میشود متخلق به اخلاقی الهی میشود این است که بتواند آدمهای اطراف خودش را که تفاوتهای زیادی دارند را بپذیرد این خیلی مهم است.@ نگوید حالا اگر من بروم خانه پدرزنم با این پدر زنم حرف ندارم بزنم با این مادر زنم چه بگویم من مثلا سطحم یک چیز دیگر است افکارم یک چیز دیگر است روحم یک چیز دیگر است آمالم یک چیز دیگر است@ یک کسی که نمیتواند با پدرزنش بگوید بشنود صرفا به خاطر اینکه یک شاخصهی شخصیتی دارد با مادرزنش نمیتواند بنشیند صفا بکند بگویند بشنوند صفا بکنند با باجناقهایش با تمام تفاوتهایی که با آن دارند نمیتواند بنشیند با اینها گپ بزند یک دورهای را بگذراند این یعنی یک آدمی است که واقعا خودشیفته است آدم تنهایی است واقعا آدمی است که دچار عجب شدید است و خودش هم نداند.@ همه نیاز نیست مثل ما باشند همه نباید مثل ما فکر بکنند پیغمبر یکی از خصوصیّتهای زیبایش همین بود که میفرمود هر وقت هرجا مینشست جمع را تغییر نمیداد هروقت هرجا مینشست با جمع همراهی میکرد جمع راجع به هر چه صحبت میکردند پیغمبر حال همه را نمیگرفت که ما پیغمبر هستیم ما الان فقط باید راجع به آسمان هفتم به بالا حرف بزنیم.@ راجع به هر چه حرف میزدند پیغمبر با آنها حرف میزد از دنیا میگفتند دنیا میگفت، از آخرت میگفتند آخرت میگفت، انقدر صفا داشت انقدر باحال بود انقدر صمیمیّت داشت پیغمبر انقدر ماه انقدر نمکی انقدر شیرین بود که نگو، مینشست با بقیه صحبتهایشان را میکرد.@ میگفتند انقدر پیغمبر قشنگ ظریف بود که اگر کسی میآمد به او یک لطیفهای را میگفت پیغمبر که تعجب ندارد که بخندد ولی میگفت کلّی پیغمبر میخندید به خاطر لطیفه اینها، یعنی همچنین راه میآمد با این لطیفه که طرف تعریف کرده بود شخص حال میکرد یک لطیفه برای پیغمبر تعریف کرده.@ ما نه اصلا تحمّل نداریم کافی است یک بار لطیفه را شنیده باشیم میگوییم برو بابا این برای تو لطیفه است برای ما این خاطره است ما این را بچه بودیم هزار بار تعریف کردیم میزنند در ذوق طرف مقابل.@ نه آدم بزرگوار کسی است که میتواند یک لطیفه تکراری را که خودش سی دفعه برای دیگران گفته ولی یک نفر آمده برای اوّلین بار دارد تعریف میکند و فکر هم میکند که شما نمیدانید میتوانید با او بخندی میتوانی با او با این لطیفه صفا بکنی فقط به خاطر صفا به خاطر دوستی به خاطر مودّت، اصلا در ذوق کسی نمیزد.@ بعد میگفت وقتی برای پیغمبر یک چیزی تعریف میکرد که پیغمبر مثلا خودش خبر داشت ولی مثلا میگفت که پیغمبر تعجّب کند پیغمبر میگفت عجب، حالتش را یک طوری نشان میداد که انگار مثلا اوّلین بار است شنیده است.@ اصلا با حال طرف راه میآمد طرف هم کیف میکرد که برای پیغمبر یک چیزی گفته بالاخره یک چیزی تعریف کرده پیغمبر هم تعجب کرده پیغمبر هم برایش تازهگی داشته، نه بابا خودم میدانم دیگر، برو بابا،هیچ اصلا در ذوق کسی نمیزده خیلی خوب است که آدم بتواند.@ یک بچه، بعضیها حال بچههای خودش را هم ندارند بچه میآید حرف بزند بچه است دیگر بالاخره دوست دارد حرفهای خندهدار بزند برای خودش در عالم بچهگی این حرفها خیلی خندهدار است در عالم خودش این حرفها خیلی مهم است این لطیفهها، یک آدم خوب یک کسی است که بچگی بلد است بکند.@ کسی که بلد نیست بچگی بکند این آدم خودخواهی است آدم زمختی است نمیتواند با بچه بچگی بکند خدا رحمت کند امام را میگفتند که خم شده بود یکی از نوهها سوارش شده بود همانطور داشت کولی میداد به نوه، نوه میخواست با امام بازی بکند بعد در میزنند میگویند مثلا چند تا وزیر و رئیس جمهور و چه و چه آمدند میگوید فعلا دارم بازی میکنم بنشینند الان این بچه از من بازی میخواهد.@ پیغمبر یک موقعی نماز جماعت است بچهها یقهشان را گرفتند همه نشستند صف منتظر هستند پیامبر دارد در کوچه کولی میدهد به بچهها، بچهها یقهشان را گرفتند در کوچه به ما کولی بده ایستاده با اینها صفایش را میکند.@ یعنی اصلاً انگار من ندارد نرم، مثل آب نرم، اصلاً هیچ زمختی در او نیست هیچ تیزی ندارد این فوقالعاده مهمّ است ما باید حس و حال اطرافیانمان را درک بکنیم حس و حال اطرافیان، همسرمان را درک بکنیم موقعیّتش را درک بکنیم امیالش را درک بکنیم بچههایمان را درک بکنیم کسانی که با ما زندگی میکنند.@ این الان حس و حالش چهطور است؟ نباید اینطور فکر کنیم این باید حتما اگر من حس و حال دارم حرم بروم اینها همه باید با من حرم بیایند اگر من حس و حال دارم بروم اعتکاف، اینها باید اعتکاف بیایند اگر من حس و حال دارم مشهد بروم همه بخواهند مشهد بروند.@ (المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَۀِ أهلِه) مؤمن به میل خانوادهاش اساساً میخورد، میپوشد، میگردد، همه کارش با میل خانوادهاش است اصلاً نرم نرم نرم، میگذارد دیگران تصمیم بگیرند اصلا زمختی ندارد که بخواهد تصمیم خودش را تحمیل بر دیگران بکند.@ (عَلی وَ مَن أحَبَّ فِی الله وَ أبغَضَ فِی الله وَ أعطی فِی الله وَ مَنَعَ فِی الله فَهُوَ مِن أصفِیاءِ الله) هر کس به خاطر خدا دوست داشته باشد به خاطر خدا دشمن داشته باشد دشمنیاش به خاطر خدا باشد با شخص خودش نباشد و به خاطر خدا بدهد و به خاطر خدا منع بکند، ندهد، اگر نمیخواهد بدهد به خاطر خدا ندهد(فَهُوَ مِن أصفِیاءِ الله) این از برگزیدگان خداست.@ میگوید آقا الان از چه کسی تقلید میکنی؟ میگوید من از فلانی تقلید میکنم، میگوید برای چه؟ میگوید همشهریمان است، مرجع تقلید مگر براساس همشهری بودن است این چون همشهریمان است از این تقلید میکنم این برای خدا که نیست که تقلیدش، برای همشهری بودن است این یک خودخواهی است.@ این آقا فقط به همشهریهایش شهریه میدهد پول میدهد فقط به همشهریهایش، اگر کسی خارج از مدرسهی خودشان همشهریش باشد پول به او نمیدهد اگر کسی گرفتار باشد نمیدهد به او میگوید شما سر درس من میآیی یا نمیآیی؟ میگوید نه نمیآیم سر دست فلان آقا میروم، برو از همان بگیر، الان میتوانی شما به او بدهی مشکلش را حل کنی یا نه؟ بله، به او بده، نه سر درس من حتماً بیاید دادنش برای خدا نیست ندادنش هم بر اساس خدا نیست.@ میگوید الان دو تا فقیر آمدهاند یکی از آنها مؤمن هست یکی از آنها فاسق هست به فقیر و فاسق هم باید داد ولی میگوید این فاسق همشهری است به این بدهیم این مؤمن مثلا برای کشور دیگراست، نه به آن مؤمن باید داد ولو همشهریات نباشد.@ الان میخواهی انتخاب بکنی یک نفر را به عنوان منشیات، یکی مثلاً برادر زنت است میبینی نمرهاش مثلا 15 است یکی غریبه است نمرهاش 20 است، چه کسی را استخدام میکنی؟ این همه باندبازی، پارتیبازی جناحبازیها نمیگذارد آدم برای خدا دوست داشته باشد و نمیگذارند برای خدا دشمن داشته باشد.@ شما بیایید در روزنامهها نگاه بکنید چقدر بیدینی وجود دارد آدمها بر اساس منافع جناحی و باندی و حزبیشان حتی رأی مجلس، یک موقع من به چندتا از این نمایندهها میگفتم شما بلند میشوید رأی میدهید چهطور رأی میدهید؟ میگفت ما که اصلاً کار کارشناسی نمیکنیم میبینیم آن مسئول حزبمان وقتی بلند میشود میایستد یا دستش را بلند میکند ما هم دستمان را بلند میکنیم اصلا من طرح را مطالعه نکردم، این چه کاری است.@ در این روزنامهها چقدر حب و بغض الان وجود دارد در این رسانهها حب و بغضهایی که هیچ کدام منشأ الهی ندارد اصلاً، راحت تهمت میزنند راحت دروغ میگویند راحت برای نفسانیتشان یک کسی را ضایع میکنند راحت زیر حقایق میزنند خیلی مهم است اصلا من برای خدا نیست حرف زدنشان برای خدا نیست.@ الان در همین کسانی که کاندیدای ریاست جمهوری هستند و بودند آدم تعجّب میکند طرف میخواهد رئیس جمهور مملکت بشود از الان دارد دروغ میگوید یعنی فکر کنید آدم دروغگو میخواهد بشود رئیس جمهور مملکت، میگوید که اصلاً فتنهای در کار نبوده ما اصلاً فتنه نداشتیم یک اعتراض بوده آن هم تقصیر دولت بوده.@ این همه رهبر دارد میگوید فتنه فتنه بوده راجع به فتنه صحبت میکند میگوید اصلا فتنهای در کار نبوده و این میخواهد رئیس جمهور مملکت بشود یا یکی دیگر از همین کاندیداها میگوید ساکتین فتنه اصلا چه هست از کدام کره آمده اصلا این یعنی چه این حرفها ساکتین فتنه چه هستند؟@ این مملکت همه دیدهاند اینها را با چشم خودشان، خیلی راحت آن چیزهایی را که دیدهاند را انکار میکنند برای اهداف حزبی و گروهی خودشان حاضرند حقایق انقلاب و تاریخ را انحراف بکنند میگویند اصلا کجا امام اینطوری گفته امام صد دفعه یک مطلبی را گفته میگویند اصلا امام همچنین چیزی نگفته.@ شما برسید به اینجا که یک آخوند بالای منبر نشسته ما با چشمهای خودمان دیدیم برای اهداف شهوت خودش فتواها را تغییر میدهد اصلا رفته خارج از کشور آنجا پول مالیدهاند به ریشاش اینطوری میکند اصلا ما آیههایی در قرآن در مورد حجاب نداریم اصلاً ما راجع به حجاب آیه نداریم.@ بروید ببینید چقدر از اینهایی که اینجا درس خواندند آنطرف آب رفتند این چیزهایی که خواندند همه را انکار میکنند فقط برای اینکه آمریکا و اسرائیل خوششان بیاید فتاوای صریح خودشان را تغییر دادهاند برای اینکه دیگران خوششان بیاید این اصلا حب فی الله و بغض فی الله ندارد.@ میگوید ما اصلا چیزی به اسم حجاب نداریم اصلا زن و مرد به هم دست بدهند چه اشکالی دارد مانعی ندارد میگوید اینطوری من مقلّد بیشتری جمع میکنم فلان کسها میآیند به من رأی میدهند از من تقلید میکنند خیلی کار سختی است حب فی الله و بغض فی الله آدم باید تمرین بکند.@ من مثالهای اجتماعی سیاسی بالا زدم برایتان مثالهای مبتذل و کوچک، خانوادگی، تربیتی، تا در خانه همه را باید داشته باشیم تمرین بکنیم برای همین متنوع مثال میزنم که ما بتوانیم فضای تمرینیمان زیاد بشود دادنها برای خدا، منع کردنها برای خدا.@ تا با زنش دعوایش میشود اوّلین کاری که میکند حقوق زن را حذف میکند حقوق بچه را نمیدهد، دیگر خرجی به تو نمیدهم، آقا برای چه خرجی نمیدهی؟ در یک حرف حق زدن به مزاج آقا جور درنیامده است تا شما باشید دفعهی دیگر ادب داشته باشی و چنان وچنین بکنی.@ ما چقدر از این قطع کردنها و وصل کردنها داشتیم چقدر از این محروم کردنها داشتیم و داریم چقدر از این عطاها بوده دهشهای بیحساب داریم هیچ کدام فی الله نیست لله نیست به خاطر اینکه با ما هماهنگ هستند.@ بروید در این احزاب و گروهها و حاتمطاییهای رؤسا نگاه بکنید ببینید چه خبر است تا حکم قاضی که قاضی حکم خودش را با پول میفروشد پیغمبر ببینید چقدر قاعده را عظیم گرفته است تا کجا آدم میبرد میگوید از منتخبین خداست یک همچنین آدمی که بتواند دوستیهایش برای خدا باشد دشمنیهایش برای خدا باشد دادنهایش برای خدا باشد ندادنهایش هم برای خدا باشد.@ باز فرمایش بعدی از وجود نبی اکرم(ص) به یکی از اصحابش فرمود؟ (یا عَبدَ الله) عَبدَ الله یعنی ای بندهی خدا، (أحِبَّ فِی الله و أبغِض فِی الله وَ والِ فِی الله وَ عادِ فِی الله فَإنَّهُ لا تُنالُ وِلایَۀُ الله إلا بِذلِک) بندهی خدا به خاطر خدا دوست داشته باش به خاطر خدا دشمن داشته باش ولایتت و دشمنیات بر اساس خدا باشد.@ دوست داشتنت و دوستی کردنت، وقتی میگوید(أحِبَّ فی الله) یعنی دوست داشتنت، وقتی میگوید(والِ فی الله) یعنی دوستی کردنت، میخواهی دوستی بکنی رابطه برقرار بکنی برای خدا، جریان طبیعی نفس انسان، (فَإنَّهُ لا تُنالُ وِلایَۀُ الله إلا بِذلِک) انسان به هیچ وجه به ولایت الهی نائل نمیشود مگر اینکه نظام محبتّیاش را درست بکند.@ میگوید از شوهرم خوشم نمیآید از زنم خوشم نمیآید، برای چه؟ میبینید ریشهاش خودخواهی است این شوهر جدای از اینکه حالا یک ناسازگاریهایی با تو داشته آدم دوست داشتنی هست یا نه، این زن به خاطر اینکه حالا فرض بفرمایید بعضی از ناهماهنگیهایی با شما داشته آدم دوست داشتنی هست یا نه؟@ اگر بگویید نه خیلی خطرناک است خیلی وقتها هست آدم کسانی را دوست ندارد که خدا دوستشان دارد و خیلی وقتها هست که آدم کسانی را دوست دارد که خدا دوستشان ندارد راحت میتوانی راجع به همسرت و فرزندانت و اطرافیانت اینطوری حرف بزنی.@ باجناقها اصلا موجود نحسی است خوشم نمیآید، این باجناق شما برای چه شما خوشت نمیآید از او، وقتی نگاه میکنید ریشهاش خودخواهی است خودپسندیهای خودمان هست خودشیفتگیهای خودمان هست کینه است.@ ماه رجب است دیگر میخواهیم وارد ماه شعبان بشویم بعد هم برویم ماه رمضان که همهاش باید استغفار انسان حرکت بکند بزرگترین نیاز انسان در این سه ماه عفو و مغفرت است عفو خدا شامل حال کسی میشود که اهل عفو باشد، عفو یعنی چه؟ یعنی از خطای دیگران درگذشتن نسبت به خودمان، یعنی به هیچ وجه دلچرکینی کینه به دل کسی نداشته باشی.@ کسی که کینه و دلچرکینی به دل دارد اهل عفو نیست چه برسد مغفرت، این اصلاً مشمول مغفرت خدا هم نمیشود خودش، قرآن میفرماید هرکس میخواهد مشمول مغفرت خدا بشود هم باید اهل عفو باشد هم مغفرت، (وَ لْيَعْفُوا) فعل امر است امر کرده است باید کینه به دل نگیرید(وَ لْيَعْفُوا) یعنی باید اگر یک کسی کار خلافی در حق تو کرد یک ظلمی در حق تو کرد این ظلم را اصلا پاکش بکنید وقتی پاک کردید مال خودت هم پاک میشود.@ آدمهایی که اهل عفو هستند گناه خودشان را اصلا فرشتهها نمینویسند چون این مال هیچ کس را نمینویسد مال خودش هم نوشته نمیشود(وَ لْيَصْفَحُوا) میگوید باید ندید بگیرید، ندید بگیرید یعنی چه؟ یعنی انگار نه انگار طرف کار بدی کرده است انگار که اصلا نکرده است.@ میگوید آقا اصلا من چه منی دارم که حالا یک کسی اگر به من ظلم بکند من بخواهم از او بدم بیاید یا نبخشم خدایا اصلا من چه کسی هستم که اینطوری باشم خدایا اگر تو بدت میآید من بدم میآید اگر تو بدت نمیآید من هم بدم نمیآید ملاک من نیستم که حالا اگر کسی با من سازگاری نداشت من بدم بیاید.@ برای همین هم پیغمبر میفرماید هرچه قدر از ایمان شخص زیاد میشود علاقهاش به همسرش بیشتر میشود نه اینکه متنفّرتر میشود نه اینکه همسرش تازگیاش را برایش از دست میدهد یک کسی که از همسرش بدش میآید این حتما دارد با خودش مقایسه میکند این حتما آدم خودشیفتهای است که یکدفعه بعد از یک مدّت میگوید دلم را زد دیگر خوشم نمیآید اینطوری خیلی بد است.@ آدمها وقتی پیش ما تاریخ مصرف داشته باشند ما خیلی بدبخت هستیم خیلی خودشیفته و بیچاره هستیم این دیگر تاریخ مصرفش گذشته حالا برویم با یک آدم جدید، نه آقا این آدم دو سال سه سال پنج سال رفیقت بوده دوستت بوده(إنَّ اللهَ یُحِبُّ حِفظَ الوُدِّ القَدیم) خدا خیلی دوست دارد آدم دوستیهای قدیمی را حفظ بکند.@ حالا این بنده خدا موقعی که با هم بودید سیکل بودید با هم کارگر بودید حالا تو آمدی درس خواندی رفتهای شدهای مهندس، با همان کارگر رفیق بمان رفاقتهایتان را حفظ بکن خراب نکن قیچی بزنی خدا قیچی میزند هر جا یک بنده از چشمت بیفتد از چشم خدا میافتی خوب نیست آدم کسی از چشمش بیفتد تا یک نفر از چشمت افتاد حواست باشد که خیلی پا جای خطرناکی انسان گذاشته یک کسی از چشمش بیفتد.@ راحت نیست که آدم یک کسی از چشمش بیفتد ما قرار است شبیه خدا بشویم خدا هیچ کس از چشمش نمیافتد ما هم دوست داریم از چشم خدا نیفتیم مگرغیر از این است ما به خدا میگوییم خدایا ما از چشمت نیفتیم بعد یک عمر گناه بعد یک عمر معصیت بعد از یک عمر که عبادتهایمان گناه و نمازهایمان معصیت است پر از توهین است میگوییم خدایا گناهها که گناه عبادتهایمان که گناه ولی تو ما را دوست داشته باش رابطهات را با خراب نکن.@ استغفرالله یعنی خدایا رویت را برنگردان یعنی هم جریمه نکن هم جهنم نبر هم عذاب نکن هم پاسوز گناهمان نشویم هم اینکه با ما دوست باش باز هم به ما بخند امام زمان ما را بپذیر با همهی بدیهایمان بپذیر و دوستمان داشته باش.@ اگر کسی میخواهد به خدا بگوید خدایا با من اینطوری باش چهطور میتواند بندگان خدا راحت از چشمش بیفتند آن هم به خاطر چه؟ به خاطر ضعفشان، به خاطر اینکه با من هماهنگ نیستند، میشود آدم اینطوری باشد چون با من هماهنگ نیستند چون ضعف دارند من یک بندهی خدا آن هم یک مؤمن(المُؤمِنُ أعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه) حرمتش از کعبه بالاتر است.@ خیلی راحت ما مؤمنین را ترک میکنیم از یک مؤمن بدمان میآید میفرماید(فَإنَّهُ لا تُنالُ وِلایَۀُ الله إلا بِذلِک) انسان به هیچ وجه تحت ولایت خدا قرار نمیگیرد مگر با این نظام، چرا؟ چون ولایت خدا یعنی زیر مجموعهی مدیریتی خدا قرار بگیرید.@ ما دو زیر مجموعه ولایتی در عالم بیشتر نداریم یک زیر مجموعه ولایتی شیطان، یک زیر مجموعه ولایتی الله، شیطان(يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ) اولیاء خودش را این کار را میکند روزبهروز به حجم تاریکیها، غصّهها، اضطرابها، آنهایی که تحت ولایت شیطان هستند علامتشان را به شما بگوییم.@ اصلا خدا کاری ندارد که تو نماز میخوانی حرم میروی زیارت میکنی نماز شب میخوانی ببینید علامت این که انسان تحت ولایت خداست این است شما نگاه بکنید اگر شما تحت یک ولایت مربی باشید باید بعد از یک مدّت آن ولایت مربی روی شما اثر بگذارد یواش یواش یک تحولی ایجاد بشود.@ اگر نشود یعنی شما تحت مدیریت نبودی اصلا رفتارت درست نبود شاگرد خوبی نبودیم برای این کلاس، نمیشود من چند سال نماز خوان هستم میگویم(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) وقتی تحت ولایت خدا قرار گرفتی باید روزبهروز از ظلمت به سمت نور برویم این سیستم ولایتی خداست.@ نور یعنی چه؟ یعنی همهی کمالات یعنی قدرت یعنی شادی یعنی آرامش یعنی عفو یعنی مغفرت یعنی خوبی، تو الان میگویی من 30 سال نماز خواندم قربة الی الله، این قربة الی الله یعنی چه؟ نزدیکی، نزدیکی که معنا ندارد ما هیچ جای عالم وجود نداریم که یک جا خدایش بیشتر باشد یک جا خدایش کمتر باشد خدا یک وجود مطلق است که همه جا یکسان حضور دارد یکسان هست.@ اگر بگوییم ما از کرهی زمین برویم آسمان هفتم آنجا خدایش بیشتر است، خدا همه جا یکجور است(وَ بِأسمائِکَ الّتی مَلَئَت أرکانَ کُلِّ شَیء) همه جا خدا یکسان است، پس نزدیکی و قرب یعنی چه؟ نزدیکی یعنی سنخیت یعنی شباهت یعنی تخلق به اخلاق الهی.@ شما مگر نمیگویی من 30 سال نماز خواندم قربة الی الله یعنی تحت ولایت خدا بودی اگر تحت ولایت خدا بودی باید خارج بشوی از نور به ظلمت، پس باید روزبهروز مهربانتر کریمتر جوادتر خوش اخلاقتر رؤفتر صبورتر حلیمتر ستارتر بشوی.@ ولی الان به خودت نگاه بکن بعد از 30 سال نماز خواندن 40 سال نماز خواندن تحت ولایت خدا بودی واقعا؟ اگر تحت ولایت خدا بودی الان این دعواهایت چیست در خانواده، این حسادتها چیست این تکبّرها چیست؟@ وقتی حال من بدتر شده من کینهایتر شدم متکبّرتر شدم حسودتر شدم حساستر شدم زودرنجتر شدم بد دهنتر شدم غمگینتر شدم قبلا قرص اعصاب نمیخوردم الان قرص اعصاب میخورم نمیشود آدم تحت ولایت خدا قرص اعصاب بخورد.@ اگر رفتهای تحت ولایت خدا، خدا یکی از اسماءاش شاد است مرتاح، در جوشن کبیر داریم اگر شاد است پس من تحت ولایت خدا باید به شادی برسم شادی بیشتر انبساط بیشتر، پس چرا من نشدم؟ پس من توهم دارم تحت ولایت خدا هستم یک جای قضیه دارد میلنگد من یک جاهایی رفتم تحت ولایت شیطان که بدتر شدم باید قبول کنم این را که یک جایی من رفتم از تحت ولایت خدا درآمدهام رفتم تحت ولایت شیطان.@ پیغمبر میفرماید(فَإنَّهُ لا تُنالُ وِلایَۀُ الله إلا بِذلِک) انسان امکان ندارد تحت ولایت خدا قرار بگیرد مگر با این سیستم، کدام سیستم؟ که همهی محبّتهایش دادنهایش ندادنهایش بغضهایش بر اساس رضای خدا باشد اوّل رضای خدا را در نظر بگیرد در رفتارش با آدمها.@ نمیگوید این مادر من بیسواد است بیفرهنگ است این پدر من اینطوری است پدر و مادر بیسواد بیفرهنگ کافر، دوست داشتنی هستند قابل احترام هستند نمیتوانی پدر و مادرت را خرابش بکنی و ضایعش بکنی به هوای اینکه حالا تو یک رشدی کردی آنها ثابت ماندند تو اگر رشد کردی روی شانه آنها رشد کردی.@ روز قیامت تو هر رشد مثبتی داری تو نامهی اعمال آنها اوّل مینویسند بعد به تو میدهند پس آنها در همین بیرشدیشان تمام کمالات تو را دارند میگوید من نمیتوانم با پدر و مادرم کنار بیایم با باجناقم نمیتوانم کنار بیایم با زنم نمیتوانم کنار بیایم با شوهرم نمیتوانم کنار بیایم با بچههایم نمیتوانم کنار بیایم.@ ما باید یکذره دست از این خودشیفتگیهایمان و خودخواهیهایمان برداریم ملاکهایمان را عوض بکنیم اگر میخواهی تحت ولایت خدا باشی خدا میگوید تحت ولایت من دیگر حرف نزن تو اصلا کارهای نیستی گوش کن تا من تو را شبیه خودم بکنم.@ مگر شبیه من نمیخواهی بشوی انسان تحت ولایت خدا شبیه خدا میشود هر انسانی تحت ولایت هر مربی میشود آن مربی، تحت ولایت هر ربّی میشود آن ربّ، نقّاش است خطاط است مربی است گلساز است راننده است مثل آن میشویم اگر تحت ولایت خدا قرار بگیرید حرف نزن انقدر من من چرا میکنی انقدر جیغ و داد چرا میکنی انقدر بیصبری و ناشکری و ناسپاسی چرا میکنی مرتّب نق زدن تحت ولایت خدا.@ این را کشتی این چرا مُرد چرا من سرطان گرفتم چرا اینجا پولم کم شد چرا پولم را دزدیدند تحت ولایت خدا هیچی نگو شاد باش راحت باش مگر تحت این ولایت نیستی خدایا در مملکت توست تمام شد هرچه سرم آمده در مملکت توست این خوب است شاگرد اینطوری یک کسی میشود.@ میگوید مگر تحت ولایت من نیستی مربی وقتی میخواهد یک شاگردش را پرورش بدهد میخواهد ورزش رزمی یادش بدهد میرود سینهی دیوار چند تا مشت میزند در شکمش در صورتش در پایش در بدنش هزار تا ضربه به او میزند تا این قوی شود این ضربهها همه برای قوی شدن است.@ خدا میگوید مگر تو نمیخواهی شبیه من بشوی باید عفوو بشوی باید غفور بشوی یک زن یک مادرزن یک پدرزن یک خواهری یک برادری یک کسی را میگذارم حالت را بگیرد یک شوهر میگذارم حالت را بگیرد بداخلاقی بکند تو باید عفو بکنی اینطور تمرین بکن عفو بکن او بدی میکند تو عفو کن ببخش، نبین، ندید بگیر حالا داری شبیه من میشوی.@ خدا به ما میگوید ببین تو با من چقدر اختلاف داری ولی من اصلا تو را تفات نمیکنم دورت نمیاندازم اینطرف آنطرف پرتت نمیکنم به هیچ کس دیگر هم حوالهات نمیدهم میگوید من با بندهام یک طوری رفتار میکنم انگار فقط همین یک بنده را دارم اصلا انگار هیچ بندهی دیگری ندارم.@ پیغمبر دارد امیرالمؤمنین دارد ولی اصلا یک دانه گناهکارش را هم پس نمیزند یک دانه گناهکار یک فاحشه، مرد اهل فحشا، زن اهل فحشا، اصلا کنار نمیاندازد خدا هیچ کدامشان را دوستشان دارد انگار فقط همین یک بنده را دارد این خداست به این قشنگی، هیچی را رد نمیکند.@ ما مرتّب نق میزنیم ما حزب اللهی هستیم ما طلبهایم ما مؤمن هستیم ما شیعهایم ما محبّ اهل بیتایم ما میخواهیم محشور بشویم با امام حسین، مگر در این حزب نیامدهای در این گروه مگر نمیخواهی بیایی؟ اگر میخواهی بیایی در این گروه کلاس دارد باید کلاسهایش را طی بکنی بالا بیایی تمرین دارد.@ ما فقط میگوییم میخواهیم حزب اللهی بشویم هیچ کس حال ما را نگیرد اذیّتمان نکند هیچ کس مخالفت نکند هیچ اتّفاقی برای ما نیفتد هیچ تمرینی نباشد یک کلاس بیتمرین.@ یک بنده خدایی بود یک بار به او گفتم یک مطلبی را بنویس مطلب سادهای بود مثلا یک خط میخواست بنویسد جناب آقای فلانی اینطوری، دیدم چند تا غلط دارد، به او گفتم که تو سوادت چقدر است؟ رفیق ما بود نمیدانستیم چقدر سواد دارد فرصت نشده بود، گفت دیپلم دارم، گفتم که مگر میشود دیپلم داشته باشی اینها را نتوانی بنویسی؟@ گفت آخه ما دیپلممان را که اینطوری نگرفتیم، گفتم چهطوری؟ گفت ما دیپلممان یک جور دیگر گرفتیم، گفتم چهطوری؟ گفت ما معلّم سر کلاس پول میداد میرفتیم سبزی میخریدیم بر خانهشان پاک میکردیم میوههایش را میگرفتیم گوشتاش را میگرفتیم خریدش را میکردیم میدانست درس خوان نیستم به ما نمره میداد تا این حدود.@ اگر نمره نمیداد چند نفر میآوردیم یک گوشه میزدیمش یا سیاست هشت میخ داشتیم هشت میخ میگفت ماشینش را که میآورد این چهارتا چرخهایشان را یکی یک میخ چند تا میخ این طرف یک میخ آن طرف میگذاشتیم دنده عقب میخواست برود چهارتا چرخ پنچر میشد دنده جلو میخواست برود چهارتا، دو روز معلّم میخواست این چهارتا چرخ را یک جا پنچری بگیرد مجبور بود با ما راه بیاید ما اینطوری دیپلم گرفتیم.@ ولی در دستگاه خدا اصلا اینطوری نیست در دستگاه خدا تو نمیتوانی زیرآبی بروی در دستگاه بشری ممکن است انسان اینطوری بشود ولی دستگاه خدا اینطوری نیست تو میخواهی من بروم حزب اللهی، (اَللّهُمَّ اجعَلنی مِن حِزبِک) بیا ثبت نام بکن(اَللّهُمَّ اجعَلنی مِن جُندِک) بیا ثبت نام بکن.@ بعد ادعای بالاتر دعای سه شنبه(اَللّهُمَّ اجعَلنی مِن اَولیِائِک) میخواهم رفیقت شوم شوخی داریم میکنیم زیارت عاشورا هم میخوانیم همهشان شوخی است(أن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه) من میخواهم دنیا و آخرت با شما باشم از این شوخیتر اینکه(أن یُبَلِغَنی المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَ الله) میخواهم آن مقامی که شما پیش خدا دارید من هم داشته باشم.@ آنها میگویند منعی نیست ما که شما را آفریدیم برای همین مقام، امام حسین میگوید من دوست دارم همه شما شیعیانم همه درمقام من باشند از خدایم است شیعیانم را در مقام خودم ببینم امّا بیایید در گود در وسط ببینیم چه کار میکنید شما میخواهید هیچ اسمی دریافت نکنید.@ مثل کسی که میخواهد تیمسار بشود درجه هم نگیرد اوّل باید سرباز بشوی گروهبان، گروهبان سه، گروهبان دو، گروهبان یک، بعد بیا درجات بعدی، همینطوری میاید استوار سه، استوار دو، استوار یک، بعد بیا برو همینطوری درجه، یواش یواش یواش تا بیایی سروانی و سرگردی و سرهنگی و سرتیپی و بعد بشوی تیمسار، باید درجه بگیری قانوناً باید درجه بگیرید.@ میگوید نه ما اصلا درجه نمیخواهیم بگیریم همینطوری تیمساری را بچسبانید به ما، اگر میخواهی برو گمرک درجه میفروشند بگیر بخر بزن روی لباسش هم هست بزن رویش بشو تیمسار، اینطوری که نمیشود.@ خیلی حرف بلند است پیغمبر میفرماید(فَإنَّهُ لا تُنالُ وِلایَۀُ الله إلا بِذلِک) اگر تو میخواهی تحت ولایت خدا باشی پای خودت را بکش وسط، حرف گوش کن محبّتهایت را شخصی نکن دوست داشتنهایت را شخصی نکن دشمنیهایت بغضهایت را شخصی نکن فقط ببین خدا چه از تو میخواهد وظیفهات چیست انجام بدهی.@ یک همسر خدا بهت داده امانت است یک بچه خدا بهت داده امانت است خدا میخواهد تو با اینها چه طوری رفتار بکنی چند روز پیش یک خانمی آمد گفت از شوهرم بپرس، با شوهرش دفتر من آمده بود، میگفت بپرس آخرین بار که بچههایت را بوسیدی چه زمانی بوده؟ این آقا با این خانم مشکل دارد به بچهها هم بیادبی میکند خشونت میکند.@ آقا این بچه امانت خداست این روزی چند بار بوسه میخواهد روزی چند بار نوازش میخواهد بچه بوسه میخواهد پسر یک طور، دختر یک طور، دختر بیشتر، این با مادر بچه مشکل دارد میآید بچهها را محروم میکند از محبّت، با پدر بچه مشکل دارد بچهها را محروم میکند از وظایفی که دارد خیلی خطرناک است.@ با خانم مشکل دارد به خانوادهاش فحش میدهد و آنها را تحقیر میکند و خراب میکند رابطهشان را، دیگر نمیگذارم خانهی پدرت بروی این چیه از این بنده خدا نقطه ضعف گرفتی مردانگی اینطوری نیست جوانمردی اینطوری نیست دین اینطوری نیست ولایت اینطوری نیست روی نقطه ضعف کسی فشار ندهید از کسی باج نگیرید جوانمردی نیست.@ ببین امیرالمؤمین را وقتی میآید میبیند چاههای آب را دشمنان گرفتهاند میگوید بجنگید چاه را آزاد بکنید ولی وقتی چاه را آزاد میکند میگوید بگذارید دشمن هم بیاید آب بردارد ما آفریده شدیم برای اینکه شبیه به اینها بشویم ما آفریده شدیم آدم بشویم نیامدیم که فقط زندگی بکنیم نیامدهایم فقط خودارضایی بکنیم.@ هر وقت میخواهیم تصمیم بگیریم ببینیم این تصمیم را برای چه داریم میگیریم بالاخره خداوند حتما سر راه ما آدمهایی میگذارد که ما را اذیّت بکنند حق ما را بخورند نمک نشناسی بکنند قدر نشناسند این هست حتما هست این میدان تمرین توست مواظب باش در این تمرین رد نشوی.@ میدان خودارضایی نیست ما خودمان را ارضاء بکنیم در این درگیریها، اگر قرار است یک جا معذرت خواهی بکنیم بگو اشتباه کردم معذرت میخواهم اگر نکردی تو باختی ظاهرا بردی حق به جانب شدی یک دفعه، ولی باختی خدا میخواست این صحنه پیش بیاید تو به ضعفت پی ببری بگویی معذرت میخواهم من اشتباه کردم.@ خدا رحمت امام را فرمود حرف مرد یک کلام نیست گاهی وقتها مرد باید معذرت خواهی بکند من اشتباه کردم این تصمیم را گرفتم و تقصیر من بود، نه من ضایع میشوم اگر از حرفم برگردم ضایع میشوم، نه، بگو من اشتباه کردم معذرت میخواهم حق با شما بود تصمیم من غلط بود.@ (وَ لا یَجِدُوا رَجُلٌ تَعمَل إیمان وَ إن کَثُرَۀ صَلاتُهُ وَ صِیامُهُ حَتّی یَکُونَ َکذلِک) هیچ وقت انسان طعم ایمان را نمیچشد طعم ایمان طعم قشنگ ایمان که درونش شادی دارد آرامش دارد نشاط دارد انبساط دارد مستی دارد در ایمان روشنایی دارد ایمان کلی بهجت و سرور دارد میگوید هیچ کس طعم ایمان را به معنای واقعی نمیچشد مگر اینکه اینطوری باشد.@ بعد میفرماید(وَ إن کَثُرَۀ صَلاتُهُ وَ صِیامُهُ) یعنی اصلا حرف راجع به نماز و روزه اصلا نزن اگر نماز و روزهات نماز و روزه باشد پس باید نظام محبّتیات را هم درست بکند میگوید علامت اینکه یک نفر نماز و روزههایش به دردش خورده به دادش رسیده این است که نظام محبّتیاش درست بشود.@ اگر نماز روزه خوانده ولی هنوز در تعصّبات مختلف هست گرفتار حب و بغضهای شخصی، قبیلهگی، قومی، کشوری، صنفی هست جنسی هست الان حرفهای مزخرفی که در این پیامکها هست میزنند روز زن علیه مردها، مردها علیه زنها، چقدر بیادبی است که فحش میدهند به مردها، زنها به جنس مردها، مردها به جنس زنها، اینها همهاش تأسف است فمنیستی، مردگرایی، زن گرایی، مردسالاری، زنسالاری اینها همهشان جهنم هستند.@ در خانه نه مرد سالاری هست نه زن سالاری هست خداست خدا یک موقع مشخص کرده مرد وظایفش را مشخص کرده زن را وظایفش را مشخص کرده مردسالاری چیست زن سالاری چیست خیلی خطرناک است اگر یک کسی بخواهد حرف حرف آن باشد حرف حرف خدا باشد.@ خدا حدود روابط زن و مرد را مشخص کرده ما در بحث همسران جوان در بحثهای دیگر مفصل توضیح دادیم خدا گفته مرد اینطوری، زن اینطوری، ما هردویمان انسان هستیم زن و مرد بودن اصلا جنبهی حیوانی ماست جنبهی انسانی نیست به خاطر یک جنبهی حیوانی که آدم حیثیت انسانیاش را لکهدار نمیکند.@ (وَ إن کَثُرَۀ صَلاتُهُ وَ صِیامُهُ حَتّی یَکُونَ َکذلِک) اگر اینطور نیستی نماز و روزههایت هم مفت نمیارزد اصلا به درد نمیخورد چون نماز و روزه زمانی به درد میخورد که بتواند ملاکهای ما را الهی بکند من را از خودم جدا بکند بکَند از هوسهای شخصی خودم.@ (وَ قَد صارَت مُواخاۀٍ النّاس یَومُکُم هذا أکثَرُها فِی الدُّنیا) پیغمبر میگوید الان در زمان ما، الان هم اینطوری هست، مواخات برادری افراد بر اساس دنیاست دوستداشتنها بر اساس دنیاست.@ (عَلَیها یَتَوادُّون) بر اساس دنیا همدیگر را دوست دارند(وَ عَلَیها یَتَباغَضُون) براساس دنیا از همدیگر بدشان میآید، یک سؤال: من برای چه از فلان کس یا فلان چیز بدم میآید؟ برای چه از فلان کس یا فلان چیز خوشم میآید؟ حتّی قانونهای خدا، بعضیها میگویند من با قانون خدا هماهنگ هستم ولی این قانون خدا را دوست ندارم خیلی خطرناک است.@ این قانون خدا از زنها دفاع کرده این قانون خدا از مردها دفاع کرده اصلا خدا خودش مَرد بوده اینطوری حرف زده خدا اصلا بیخود طرفداری زنها را کرده این اصلا تحت ولایت شیطان است قطعاً تحت ولایت شیطان است کسی که به خدا ایراد میگیرد تحت ولایت شیطان است.@ یک مرد وقتی دارد زنداری میکند ببیند آقا وظیفهی زن در قبال او چیست بیشتر از آن از او توقع نداشته باشد حالا اگر خود زن میخواهد لطف بکند بکند یک زن ببیند یک مرد وظیفهاش چیست؟ بیشتر از آن توقع نداشته باشد حالا مرد اگر اخلاقا کرد سپاسگزار باشد لطف مرد است صفای مرد است.@ چرا حقوقت را به من نمیدهی باید حقوقت را به من بدهی آقا این زن کار میکند حقوقش مال خودش است دین میگوید حقوقش مال خودش است، بیخود کرده من مرد هستم باید پولش را بیارد به من بدهد این برود کار بکند پولش را بدهد دست من، زن یک بار گفت حاج آقا پول بده میخواهم برای خودم خرید بکنم مرد قهر و ناز میکند از خانه میرود بیرون، داد میزند میشکند اصلا میروم زن میگیرم.@ خدا نکند انسان دست بگذارد روی جایی از یک انسانی را فشار بدهد حالا که پولهایت را به من نمیدهی حق نداری بروی کار بکنی عجب شمرهایی، شمرهای به قول آن طرف شمرهای عادل، خیلی آدم جگر میخواهد بیاید در دین خدا پای خودش را وسط نکشد بیاید در دین خدا بتواند متعصّب برخورد نکند منصف باشد عدالت داشته باشد ایمان داشته باشد باج نگیرد از کسی بول نگیرد پیغمبر میگوید مردم دارند بر اساس این کارها را انجام میدهند.@ خدا انشاءالله به حق آقا امام زمان به حق اولیائش به رأفت و رحمتش به همهی ما توفیق بده که اینگونه باشیم بتوانیم روزبهروز نظامهای محبّتی خودمان را نظامهای بغضی خودمان را اصلاح بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 089 - انسانشناسی (قم)
متن کامل (خام) جلسه 089 - انسانشناسی (قم)