جلسه 032 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
32
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
2
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 032 - شرح صحیفه سجادیه

بحث ما در شرایط دعا بود. شرط چهارم از رکن دوم، مربوط به دعا کننده بود عرض کردیم عبارت اند از اخلاص. اخلاص را معنا کردیم که انسان توجه داشته باشد که همه ی توانها و حول و قوه ها از جانب خداوند تبارک و تعالی است و تا اراده ی حق تعالی به خیری صورت نگیرد، یا توجه شری به ما خیر، شر به سراغ ما نخواهد آمد.

این مطلب جز کلیدی ترین و ریشه ترین مسائل مربوط به دعاست. که من خیلی عزیزان را توصیه می کنم نسبت به این مطلب فکر زیاد کنید و با هم دیگر مباحثه کنید و مطالعه زیاد داشته باشد. اگر این مسئله حل شود خیلی زندگی انسان آرام و با نشاط خواهد شد.

این که اهل بیت بار ها به ما گفتند، اگر ما کاری می توانیم بکنیم این به اذن الله است. خود خدا اینها را وسیله قرار داده است. ولی متاسفانه فکر می شود اهل بیت موجودات مستقلی هستند، و تا خدا اذن ندهد اینها کاری نمی توانند بکنند. البته این نکته فراموش نشود که حضرت امام صلوات الله علیه، می فرماید وقتی نزد معصوم می رسید و شفا می خواهید نگو تو از خدا بخواه که من را شفا بدهد بگو خودت شفا بده. چون خداوند تبارک و تعالی اذن اینها را به اهل بیت داده است اینکه می فرماید: به غضب فاطمه خداوند غضب می کند، به رضای فاطمه راضی است. در مورد تمام معصومین همین طور است. این را به شما بگویم معصوم از آن جهت که تجلی خداست. جز اراده خدا را قصد نمی کند.

یعنی آن موقع که حضرت رضا علیه السلام می خواهد شفا بدهد و امام رضا علیه السلام در حق کسی کار کند. به عنوان دست خدا این کار را انجام می دهد. یعنی حق تعالی است که از مجرای امام زمان این کار را می کند. نه اینکه خداونند نمی خواست من در راه خانه ی حضرت زینب سلام الله علیها گرفتم. این طوری نیست بلکه اگر معصومین و حضرات دیگر کاری انجام می دهند بدون اذن خدا امکان پذیر نیست و هیچ تاثیری ندارد ما می گوییم خودتان شفا بدهید، شفا دهید یعنی چی؟

یعنی از خدا اگر راضی هست، شما هم شفا دهید اینطور نیست حق تعالی نخواهد ولی معصومین در تحت فشار قرار بگیرند یا در رو در بایستی قرار گیرند یادمان نرود معصوم مجرا ی تحقق الهی است شفاعت معصومین در روز قیامت به اذن خداوند است مثلا امام حسین شفاعتش نه دهم است یا معصومین دیگر یک دهم شفاعت دارند هر کس دستش را به اینها، حضرت معصوم علیه السلام، شهدا، به علما، انبیا، برساند مورد شفاعت قرار می گیرد، این شفاعات را خداوند اجازه داده است.

چه کسی می تواند در نزد خداوند شفاعت دهد مگر به اذن خدا. این طور نباشد ما فکر کنیم در قیامت هر کسی می تواند شفاعت کند اگر گفتند پدر و مادر، استاد، شهید، علما، شفاعت می کنند این شفاعت را خود خدا اجازه داده است. اینها در واقع مجرای مهربانی خود خدا هستند. چهارده معصوم در روز قیامت در حال دویدن برای شفاعت شیعیان هستند در واقع دویدن مظهر خداوند تبارک و تعالی است. یادمان نرود بدون اذن خداوند هیچ کاری انجام نمی شود. بنابراین نمی شود عجله کرد، خدا را حقه قرار داد، نه می شود خدا را به ستوه در آورد، ای کسی که اصرار الحاق کننده، گریه کنندگان، خدا را به ستوه نمی آورد، به زور نمی شود از خدا چیزی خواست. خدا خیلی دوست دارد در خانه اش، اصرار کنید. این اصرار سازندگی دارد، تا حق تعالی مصحلت و خیر نبیند عطا نمی کند شما به واسطه ی آن اصرار و پا فشاری تان ثواب می برید ولی ارگ رضای حق تعالی صورت نگیرد انجام نمی شود در زیارت حضرت رضا علیه السلام داریم، یا در دعای زیارت معصومین داریم، وقتی دعا می کنیم، می گوییم یا فلان بن فلان، یعنی هر کدام از معصومین را صدا کردی،صدا کن.

شما از خدا بخواهید این خواسته ها را به من بدهد. در آخر جامعه کبیره می گوییم، شما یا اولیاءالله بین من و خدا، گناهانی است که جز رضای شما آن گناهان از بین نمیرود. در دعای که بعد از زیارت معصومین می خوانیم. اللهم شفع خدایا تو شفیع کن این آقا در حق من. شما وقتی می خواهید یک نفر را شفیع ببرید چگونه می برید، آیا آن شخص خبر دارد؟ شاید آن شخص خبر نداشته باشد ولی شما با شفیع می روید تا رضایت طرف را جلب کنید در مورد معصوم این طور نیست که خداوند یک طرف باشد، معصوم یک طرف باشد، مثلا خداوند چیزی را نخواهد ولی شما معصوم را شفیع می برید، تا خداوند به شما بدهد. نه این طور نیست. اگر قدرت شفاعت است، اگر شفاعت معصوم، اعتبار دارد و تو عقلت به این می رسد در خانه ی معصوم بروی و او را شفیع خودت قرار دهی. همه ی اینها را خدا داده است، در مورد شفاعتهای دیگر انجام می دهیم یک نفر را به عنوان شفیع خود قرار می دهیم این طوری است که آن شخص شفیع یک استقلالی دارد، آن طرف دیگر هم استقلال دارد.

شاید آن طرف نخواهد مشکل ما را قبول کند ولی بالاخره شفیع این کار را می کند. مثلا پدری نمی خواهد بچهها ش را ببیند واقعا نمی خواهد ببیند، یا خانمی نسبت به آقا، یا برعکس این طور است، یک برادر به برادر، یک استاد به شاگردش این طوری است ولی شفیع به خاطر اعتباری که دارد طرف مقابل را راضی می کند. اما در مورد حق تعالی این طور نیست. باید دقت کنیم اصل وجود معصوم، همت معصوم، عزت و شرافت معصوم، همه را خدا داده است. شفاعت را خود خدا داده است.

دعوت به شفیع کردن را خود خدا قرار داده است. چون در این شفاعت قرار دادن ها خیلی قشنگی وجود دارد خیلی سازندگی ها وجود دارد. اگر خدا گفته ائمه می توانند شفاعت کنند بخاطر اهمیت ارتباط با آنها، و شباهت به آنها را به ما برساند. این را هم خدا داده است.

وقتی استاد یا پدر ما، ما را طرد کرده نمی توانیم زنگ بزنیم به استاد بگوییم، ببخشید استاد یک نفر را شفیع قرار ده، از کسانی که خودت قبول داری به من معرفی کن. به ولیّ دم بگویید بیا رضایت بده او هم می گوید من رضایت نمی دهم. ما می گوییم حال اگر رضایت نمی دهی، حال یک نفر را معرفی کن تا از تو رضایت بگیرد. این طوری می شود. ولی در حرف زدن توحیدی این طوری نیست.

شما وقتی با خدا حرف می زنید اللهم شفع فیه صاحب هذالقبر. خدایا تو صاحب این قبر را شفیع من کن آخرش هم بعد از دعا با اللهم شروع می شود وقتی هم معصوم را می خواهی براش شفاعت خود برگزینی می گویی خدایا یک کاری کن این آقا من را مورد شفاعت کند. همه چیز دست خداست. این طوری نیست. که ما معصومین را در مقابل خدا قرار دهیم، یا فکر کنیم در مقابل خدا استقلالی ندارند، نه در استقلال، هیچ چیز ندارند. دو هیچ چیز استقلال ندارند. دلسوزتر از خدا هستند؟ نه.

اگر معصوم دلسوزی دارد، لطفی می کند، اینها فقط مظاهر و مجلا های خداوند است. هر کاری معصوم برای ما بکند خداوند تبارک و تعالی کرده است. هیچ کس کاره ای نیست. با معصیت ما دوستی، آنها به درد نمی خورد همه اش برای این است توحید را بفهمیم. خدایا تو یک کاری کند که امام زمان، شفاعت من را بکند. ما در جای دیگری این اسم را نداریم. در دعا ها هم این طور است. بخصوص در دعای سحر، که این طور هست. خدایا تو را به اسمی می خوانم که من را رد نکنی. اسم مال خداست و اراده هم مال خداست.

در دعا باید دقت کنیم در خانه ی هر معصومی می رویم، خانه ی ولی از اولیا الهی می رویم، تمام اسباب و علل دست خداوند تبارک و تعالی است. تا خداوند اراده نکند. چیزی صورت نمی گیرد. در جنبه ی شر هم این طور است. در سالهای اخیر مد شده است که افراد بخاطر طبیعتی که دارند، به خاطر کسالتی که دارند، تنبلی، بی معنویتی، می آیند مشکل شان را به امور ماوراء طبیعت نسبت می دهند مثلا دختر در امر خواستگاری کوتاهی کرده یا خواستگار نداشته، یا سخت گیری کرده است.

در روایت داریم اگر بعد از سه تا خواستگار آمد و قبول نکرد و شرایط را بالا برد و سخت گیری کرد خداوند تبارک و تعالی آن شخص را به خودش وا می گذارد. دیگر با آن کاری ندارد. یا سخت گیری کرده، یا بی سلیقگی کرده، یا تخصص های لازم را یاد نگرفته، به هر حال بی دقتی کرده است. وقتی مشکلی پیش می آید فکر می کندن بختش را بسته اند. سحر و جادو کرده اند، یا در امر زن داری کوتاهی کرده است. زنش از آن خوشش نمی آید، یا مرد بی سلیقگی کرده، زن خوشش نمی آید، یا در کار های دیگر لوازم کار را خوب انجام نداده، مثلا درس خوب نخوانده حال مشکلات کاری زیادی دارد و هیچ دختری حاضر نیست با او ازدواج کند. در زندگی حماقت کرده است، حال کار هایش، پشت سر هم گره خورده است. آن موقع می گوید، من را جادو جنبل کردند.

فکر می کنند این سیستم خداوند آن قدر آبکی است که هر بی سر و پایی بنشیند، با دعا نوشتن، یکی را ببندد، یکی را باز کند، یکی را محبوب کند، یکی را منفور کند نظام خدا سست نیست. خداوند حکیم است نظام را با حکمت آفریده است. یک مشت شیاد که از راه دین ارتزاق می کنند، یا بالاخره دعا می دهند تا معروف شوند. یا شهوت محبوبیت دارند شاید پول هم نگیرند. یا عده ای که احمق هستند فکر می کنند ثواب بردن در این کار است بخاطر همین این کار ها را رواج می دهند. یک تعدادی از افراد سود جو هستند که می خواهند از این راه پول بدست بیاورند. ما هم تنبل و بی همت هستیم. بخاطر همین می رویم دعا می گیریم. تا کار مان حل شود. وقتی من متوجه شوم لا موثر فی الوجود الا الله. در نظام وجود هیچ موثر و تاثیر گذاری جز خداوند نیست.

اگر کسی دعا می نویسد، سحر می کند جز به اذن الهی تاثیر گذار نیست. شیطان هم که تاثیر گذار باشد و یک نفر را وسوسه کند آن هم اذن الهی است. اذن الهی نمی خواهد ما را به جهنم ببرد ولی چگونه خدا می خواهد؟ مثل این که خداوند می خواهد اگر من آب بخورم، سیراب شوم، اگر تو آب بروم، شنا بلد نباشم غرق شوم. اگر از پشت بام بیافتم، بمیرم، اگر چاقو در شکمم برود بمیرم، اگر این مقدار هوا به من نرسد من بمیرم.

نظام فیزیکی عالم این طوری است. تقدیر دارد، ریاضیات است. اگر من بدون آمادگی دست به برق بزنم، کشته شوم. ولی خداوند کشته شدن من را نمی خواهد می گوید اگر کسی طبق این شرایط دست زد باید طبق این شرایط کشته شود. قضا و قدر با اراده ی خدا فرق می کند. قضا و قدر یک تقدیراتی است که خداوند در این نظام گذاشته، برای این که نظام، نظم داشته باشد.

جعل لکل شی قدرا. خداوند برای هر چیزی نظم و اندازه ای قرار داده است. مثلا این مقدار فشار به سر بیاید، سر می ترکد، این مقدار به استخوان بیاید استخوان می شکند همه چیز قدر و اندازه دارد. حتی اگر شما استخوان تان را قوی تر کنید این هم با فرمول الهی انجام می شود اگر شما مقدار مناسب شیر بخورید و تغذیه مناسب کنید خداوند خواسته اگر این مقدار کلسیم به استخوان برسد. انسان پوکی استخوان نمی گیرد. بالای سی درصد خانمها به علت اینکه، حوصله کافی در تغذیه ندارند و بی دقت هستند در مسئله تغذیه دچار کمبود می شوند. مثلا می گویند من خوشم نمی آید شیر بخورم یا حوصله ندارم، پوکی استخوان می گیرند.

به این نتیجه رسیدند اگر شما قهوه زیاد مصرف کنید دچار پوکی استخوان می شوید. همه چیز اندازه دارد شیطان هم این طور است خداوند تقدیر کرده اگر کسی دست به برق بزند برق اثر بگذارد. خداوند تقدیر کرده اگر در مقابل آفتاب قرار بگیری. مقدار ویتامین بدن تان زیاد می شود، برای استخوانها خوب است. بیش از حد باشد نرمی استخوان می گیری. یا ضرر دیگر می بینی. خداوند قرار داده اگر تشنه تان شد، آب بخورید تا تشنگی تان برطرف شود. خداوند تقدیر کرده اگر برف آمد، خنک باشد.

اگر منطقه ی سرد سیر رفتی، سردتان شود، یا منطقه گرمسیر رفتی گرم تان شود. در منطقه شرجی رفتی عرق کنید. شیطان هم یکی از مخلوقات خداست. تقدیر کرده است اگر در شرایطی خودتان را قرار دهید که آن چیز در شما تاثیر بگذارد، تاثیر می گذارد، شیطان کسانی را گمراه می کند که تولّی شیطان را بکنند، ولایت شیطان را بپذیرند. اگر شما به شیطان گفتید باشد و راه نفوذ به شیطان را باز کردید، شیطان روی تان اثر کند. این نظام کاملا ریاضی است.

سحر و جادو، آدمهای منحرف زمانی روی ما تاثیر می گذارند که خودم را در معرض تاثیر گذاری آنها قرار دهم. من باید دقت کنم قرآن می فرماید، ای بنی آدم من از شما عهد گرفتم که نزدیک شیطان نشوید. به آدم و حوا فرموده نزدیک آن درخت نروید ولی به آنها گفته اگر کسی نزدیک آن درخت شود آن داستانها اتفاق بیافتد.

نزدیک شدن به شیطان کد دارد. حمله ی از جلو با این علائم، حمله ی از عقب با این علائم. حمله ی از راست با این علائم. حمله ی از چپ، با این علائم. بنابراین وقتی به سراغت می آید، خودت قبول می کنی. اخلاص در دعا این است که جز خواست خدا هیچ چیز تعلق ندارد. شب می خواهید بخوابید صدقه بدهید سه مرتبه قل هو الله احد سه مرتبه معوذتین را، و چهار قل آیته الکرسی بخوانید. صبح از خواب بلند می شوید دعای روز و زیارت روز را بخوانید. تعجب نکنید اگر 70 بار سوره ی حمد را بالای سر یک مرده خواندند زنده شد، پس آیا تاثیر گذاری اینها آن قدر کم است که سراغ دعا برویم.

یکی از برادران مان که عقد اخوت با ایشان بستم، پایش قطع شده بود، من در بیمارستان بالای سرش بودم دکتر بالای سرش آمد و گفت هیچ کاری نمی توانید برای این انجام دهید. چند تا دکتر بالای سرش آمدند و گفتند باید پایش قطع شود بعد مادرش به من گفت یک مقدار دعا کنید. سحر بود که اتاق عمل را آماده کردند تا به اتاق عمل ببرند من بعد از نماز شروع کردم 70 بار حمد خواندم. هفتادمین حمد من که تمام شد دکتر آمد گفت آقا بلند شوید می خواهیم ببریم اتاق عمل. دیدم دکتر در نیامد بعد فلانی دکتر را صدا کرد بعد گفتند نظر ما عوض شد شاید بشود پایش را قطع نکنیم.

من پیش یکی از اولیای الهی بودم به من گفت رفتی آنجا یک قند خودت بردار یک حمد خودت بخوان تا آن طرف خوب شود. این حمد را من به اذن آن اولیای الهی می خواندم. آیا سوره ی ناس ما، قدرت برطرف کردن جادو را ندارد. سوره ی ناس کلام الله است. آیت الهی است در این عالم کدام ورد، کدام دعاست که بخواهد از سوره ی توحید و ناس بالاتر باشد. قل اعوذ بربّ الناس. یعنی من پناه می برم به مالک و مدبر همه ی مردم. یعنی آن کس که تمام امورات ناس بدست اوست و به او پناه می برم. ملک الناس. شاه مردم، اگر در کشوری شاه اراده کند آن کار انجام می شود. اله الناس، معبود و معشوق مردم. من شرّ وسواس ... شما یک بار سوره ی ناس را بخوانید اگر هزار جادو گر که کار شان جادو باشد، هیچ اثری نمی کند.

این کسانی که دعا می نویسند از یک میلیون نفر، یک نفر راست می گوید بقیه توهمی است. اگر هزار تا از آن یک نفری ها جمع شوند، سوره ی ناس را بخوان، مگر کسی می تواند کاری انجام دهد اما مشکل ما سر قل است. قل اعوذ برب الناس. قل یعنی، این گویش باید از باطن تو باشد قولوا لا اله الّا الله تفلحوا. بگویید لا اله الا الله. تا رستگار شوید.

نه اینکه یک تسبیح دست بگیرد لا اله الا الله بگویید. اطرافیان پیامبر همه این ذکر را می گفتند آیا رستگار شدند؟ بلکه از جهنم سر در آوردند. قل یعنی باطنت به آن اعتقاد داشته باشد. اعتقاد داری این کتاب است؟ قل یعنی باطنت به آن اعتقاد داشته باشد. اعتقاد داری این کتاب است؟ قل یعنی از بن دندان بگو.

یکی از علما چند روز پیش در هواپیما نقص فنی ایجاد می شود و چرخها باز نمی شوند. در هواپیما این خبر می رسد که چرخها باز نمی شود. همه شروع به گریه و زاری می کنند ولی این روحانی ساکت نشسته بود. یک آقایی به این روحانی می گوید آقا چرخها باز نشده، می گوید من آیت الکرسی ام را خواندم. معاویه می خواهد ابوذر یا بچه هایی از ابوذر را بخرد، گفت رسول خدا فرمود: هر کس سوره ی واقعه را بخواند مشکل مالی پیدا نمی کند یک خانم و آقا پیش من آمدند گفتند مشکل مالی داریم گفتم: هر شب سوره ی واقعه بخوانید معصوم که دروغ نمی گوید.

مقاتلین سلیمان می می گوید هر کس این دعای الهی کیف ادعوک و انا و انا و کیف اقطع رجایی منک و انت هر کس صد بار بخواند مشکلش حل نشود من را لعنت کند. من خدا شاهد است در مشکلات خواندم یکبار نشده مشکلم حل نشود. ذکر غنی یا مغنی، مداومت داشتن به این ذکر انسان را غنی می کند. قل، این قل مهم است. از بن دندان این را بگو که خیلی مهم است. شب یک آیت الکرسی بخوان راحت بخواب.

اگر جادو سحر هم بخواهد تاثیر بگذارد اذن با خداست. اگر واقعا این طور باشد من که صبح صدقه می دهم شب صدقه می دهم، آیت الکرسی را خواندم، چهار قل را خواندم، مگر امکان دارد جادوی کسی به من تاثیر بگذارد، مشکل ما این است که نمی دانیم مسبب الاسباب ما را چقدر دوست دارد، توجه نمی کنیم معصومین مال ماست. ائمه و فرشته ها با ما هستند.

نباید شیاطین، قدرتها، را بزرگ کنیم، این بی ایمانی است که فکر کنیم خدا ما را دوست ندارد. چه کسی بیشتر از ما خدا را دوست دارد؟ پدر و مادر، امام زمان، از امام زمان که بزرگتر نداریم، اگر آنها ما را دوست دارند، این دوست داشتن، مال خداست. این را خدا به آنها داده است. اگر خدا من را دوست دارد چرا باید بترسم؟ چرا باید در زندگی اضطراب بگیرم؟ چرا نگرانی باید داشته باشم؟

موسی می گوید من که می خواهم پیش فرعون بروم، ای خدا اگر من می خواهم بروم آدم کشتم آنها دنبال من هستند که من را بگیرند. خدا می گوید: برو و خانواده ات را ببر و نترس. بعد می گوید من هستم می شنوم و می بینم، اگر کسی معتقد است خدا با او هست چرا نگران باشد؟ مگر ممکن است خدا بگذارد شیطان ما را بزند زمین؟ مگر ممکن است خدا بگذارد ما به جهنم برویم. تمام اراده ها بالاتر از اراده ی خداست. یکی از اراده ها این است که ما نماز خوان بشویم. ما شیعه بشویم یکی از اراده ها این بوده ما فرصت توبه داشته باشیم. همه ی این اراده ها دست خداست. استاد در اختیار ما گذاشته، کتاب در اختیار ما گذاشته است.

در مشهد بودیم، رفتم پولی بدهم دیدم شخصی طوری به من نگاه می کند. به او گفتم، بهشت رفتن خیلی ساده است. شما هزار تومان به حرم حضرت رضا علیه السلام می دهید مثل شرکت سهامی سهام می خرید. هر موقع در این حرم عبادتی شود ثوابش تا قیامت برای تو است. به او گفتم عزیزم هر موقع مسجد می روی، نماز بخوانی، دنبال صندوق مسجد باش. اگر 25 تومانی ده تومانی داری بیانداز داخل صندوق، حرمها هر جا می روید با شهوت این کار را انجام دهید. با حرص این کار را انجام بده. تازه به ما وعده دادند کسی این کار را انجام دهد چند برابر را به تو می دهند.

خداوند خیلی وسیله برای بهشت گذاشتن، گذاشته است. احمق ترین افراد سر از جهنم در می آید تنبل ترین و عاجزترین افراد سر از جهنم در می آورند. وقتی حضرت علی علیه السلام می خواست به کسی بگوید تو تنبل هستی. می گفت تو از شخصی که روز جمعه غسل نمی کند تنبل تر هستی.

آخر غسل جمعه کردن کاری دارد. حتی اگر جمعه نمی توانی پنجشنبه به عنوان تعجیل انجام بده از این بهتر اگر نتوانستی جمعه انجام دهی قضایش را شنبه انجام بده. خود عبد تنبل است. از این بدتر که کسی ذکر زهرا بعد از نماز بگوید ثواب هزار رکعت نماز دارد

ما از بن دندان، کفر می ورزیم. همه ی با ما هستند خدا با ما هست. جهان، جهان قشنگی است. خداوند یک انقلاب اسلامی به ما داده است. چهارده معصوم به ما داده، علی اکبر داده یا علی اصغر به ما داده، حضرت ابوالفضل، امام حسین، حضرت رقیه، ... حضرت عبدالعظیم.... به ما داده است. این همه اولیای خدا. با هر کدام از آنها می تواند دنیایش را تمام کند. با هر یک دانه از آنها می تواند مشکلاتش را حل کند. امام رضا به ما داده است. یک مقدار فکر کنیم امام رضا کیست؟

که می توانیم برویم خصوصی با ایشان حرف بزنیم. از پوسته ی حرم و ضریح در بیاییم تا خود امام رضا را ببینیم. بفهم رفتی زیارت، ملاقات، یک هم آغوشی قشنگ بین تو و امام رضا صورت گرفته است. آن موقع چرا انسان باید مضطرب و ناامید باشد. نگران باشد. دل شوره داشته باشد به هدایت نمی رسد. به معرفت نمی رسد، در ها به رویش باز نمی شوند، تکامل پیدا نمی کند، به عالی ترین درجات بهشت راه پیدا نمی کند. برای دنیا هم چرا ناراحت باشیم؟ مرگ همراه ما نیستند؟ چرا باید شک کنیم؟ بیایید یکبار به خدا ایمان بیاورید؟ هزاران بار خدا به ما داده است. بچه چگونه به پدر و مادر ایمان دارند می دانند این کانون محبت هستند. هر چقدر آدم خلاف کار باشد وقتی برگردند پیش مادر و پدر، آغوش باز می بیند. این محبتی که پدر و مادر دارند قطره ای از بی نهایت رحمت الهی است. خداوند این را از ما می خواهد که به او اطمینان پیدا کنیم.

یعنی تمام اسباب و علل به دست اوست. پیش از اینکه خواست های تان شما را گیج کند و مشغول تان کند. توجه کن چه کسی تو را این طرف و آن طرف می برد. وقتی می توانی بگویی خدایا. آیا همه می توانند خدایا بگویند. زیر هر یا رب تو لبیک هاست. تو یکبار خدایا می گویی. ولی خدا می گوید من بار ها تو را صدا زدم که تو می گویی خدایا. کی تو را به حرم می برد؟ تسبیح دستت می دهد؟ قرآن دستت می دهد؟ استاد و اهل بیت را در اختیارات گذاشته است. شیطان هم به عنوان نوکر و خادم تو آفریده شده است.

حالا چرا تردید و شک می کنی که مشکلت حل نمی شود؟ مشکل ما این است که ما نمی فهمیم او کانون قدرت هست و می تواند مشکل ما را حل کند. باورش نداریم. کسی نزد امام صادق علیه السلام می پرسد چرا ما وقتی خدا را دعا می کنیم اجابت نمی شود. حضرت می فرماید چون شما کسی را صدا می زنید که اصلا نمی شناسید یکبار شناخت پیدا کنید و با توجه به آن شناخت یا الله بگویید آن موقع می فهمید اجابت می شوید یا نه؟ شما می دانید دکتر متخصص است. برای همین خودتان را به آن می سپارید. خدا از هر کس محسوس تر و ملموس تر در زندگی ما بوده است. مشکل فقط در دید ما است.

یار نزدیک تر از من به من است این عجب تر که من از وی دورم

این مع که در قرآن آمده است یادمان نرود. خیلی قدرت و شادی به ما می دهد انّ الله مع الصابرین. و انّ الله مع المتقین. همین حرفها را هزار برابرش را خدا روز قیامت به ما می زند. چند روز پیش سوار هوا پیما شده بودم، دیدم زن و مردی طوری حرف می زدند که من حرفهای شان را می شنیدم زن می ترسید داخل هواپیما شود. من گفتم خانم سه بار قل هوالله را بخوان راحت باش. هیچ طوری نمی شود. بعد به من می گفت قول می دهید شما؟ گفتم من قول می دهم.

از شدت اضطراب در ماشین نمی خوابد. دعایت را بخوان راحت بخواب. بدان خدا، ملائکه با تو هستند. مشکل ما این است که نمی بینیم. معیت را ادراک نمی کنیم. وقتی دستت را بالا می کنی می دانی او با تو است. اگر هزار بار پیروزی به دستت بیاید ذوق زده نمی شوی شکست هم پیدا کنی می دانی که خدایی که برایت نوشته برایت بد نمی خواهد، حتی اگر صورتش مانند صورت کربلا این همه خشونت داشته باشد ولی در باطن خیلی قشنگ است. اگر هر چیزی نوشته زیباست، به حضرت علی علیه السلام گفت: آقا در جنگ حرکت نکنید شکست می خورید.

حضرت فرمود چرا؟ گفت من کواکب را نگاه کردم قمر در عقرب است. حضرت فرمود هر کس تو را قبول کند به خدا کفر ورزیده است. باید توکل مان به خدا باشد. سید علی اندرزگو می گفت روزی ماشین بنزین تمام کرد. من گفتم صلوات می فرستم تو ماشین را گاز بده. ناراحت نباش می رسیم.

در جبهه میلیون بار این کار را کردیم. شیخ عباس قمی رحمت الله علیه. هر وقت ساعتش خراب می شد یک مقدار تربت سیدالشهدا رویش می کشید تا ساعت کار می کرد. هر موقع مریض می شد انگشتان خودش را روی آب می گذاشت هم می زد و می گفت من با این انگشتان هزاران حدیث نوشتم. آب را می خورد و خوب می شد. مشکل ما بی ایمانی، بی اعتقادی است که باید حل شود. هر وقت ما به جواب منفی و بن بست خوردیم تازه اول قشنگی است. که سریع سراغ خدا می رویم مشکل ما فرار از خدا، فرار از معصومین است، دعای 22 صحیفه ی سجادیه:

خدایا من را از کسانی قرار ده که وقتی وضعم خوب است تو را آن طوری بخوانم که در حال اضطرار تو را می خوانم. این کار دارد این عرضه می خواهد. یعنی اگر انسان همه چیز را دارد و همه چیز او جور است. طوری دعا کند مثل اینکه ندارد. به هیچ کدام از اینها اعتماد نکند چون در چند لحظه از ما می گیرند. تمام اینهایی را گفتم باید مسبب الاسباب بخواهیم اگر با مطالعه نظری و عمل جلو برویم او هم به ما کمک می کند.

باید حواسم باشد با تکیه ی داشته هایم، دعا نکنم. اگر تکیه کنم شرک می شود وقتی کسی ذاتش مال خودش نیست. لوازم هم مال خودش نیست. وقتی عطسه کردی قطع نفس است. نفس یک لحظه قطع می شود. بگو الحمدلله رب العالمین.

تو شب می خوابی مرده بودی وقتی بلند شدی خدا را سجده کن. پس تو مالک هیچ چیز نیستی. این خیلی خوب است انسان همیشه حالت گریه و اضطرار داشته باشد و لو اگر تمام امکانات در دسترس داشته باشد. پیامبر را نگاه کنید همه کاره ی عالم است. اما مثل بدبخت ترین، گداترین، بی چیز ترین، مخلص ترین، مضطر ترین آدمها در خانه ی خدا دعا می کند. همه چیز را خدا به او داده است. تضمین بهشت را داده، کلید تمام بهشت را داده است. اما عایشه می گوید شب آمدم بیرون دیدم گریه می کند و می گوید خدایا من را به خودم واگذار مکن.

اگر امام زمان شخصا به در خانه تان آمد و گفت تو رفیق من هستی. ولی خدایی، جز سربازان من هستی، جز سیصد و سیزده نفر هستی باید مثل آدم معیت کار حرفه ای به خدا بگوید اللهم اغفرلی الهی العفو، استغفرالله، نباید امکانات را ببینی. که این چیز ها در نحوه ی دعا کردنت تاثیر بگذارد. وقتی به حرم می روی می بینی یک نفر آن قدر وضع مالی خراب دارد مریض است می خواهد به حضرت بگوید بالاخره من مالی ندارم. مالی بده. مریضم شفا بده.

تویی که هم سلامت داری هم پول داری باید مثل او مضطرانه دعا کنی اگر با خیال راحت دعا کنی معلوم است دلت پیش چیزی است که مال خودت نیست. خدایا من را طوری قرار ده که در رخاء مثل مخلصین مضطرین، آنهایی که خیلی اضطرار دارند. با اخلاص تو را می خوانند. من تو را دعا کنم.

ولسلام علیک و رحمت الله و برکاته.