سلام علیکم و رحمۀ الله. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت هدیه به محضر مقدس خانم زینب کبری صلوات ختم بفرمایید. بحثمان درباره ارتباط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر رسید به موضوع دیدار و ملاقات مؤمنین با یکدیگر. امروز میخواهیم یک مقدار در مورد بعضی از آثار ملاقات مؤمنین با یکدیگر سخن بگوییم روایتی هست که خدمتتان تقدیم میکنم از وجود مقدس امام صادق(ع) (تَزاوَرُوا فَإنَّ فی زِیارَتِکُم اِحیاءٌ لقلوبکم وَ ذِکرً لأحادیثِنا و أحادیثُنا تُعَطَفُ بَعضَکُم عَلی بَعضٍ فَإن أخَذتُم بِها رَشَدتُم وَ نَجَوتُم وَ إن تَرَکتُمُوها ذَلَلتُم وَ هَلَکتُم فَاخُذُوا بِها وَ أنا بِنَجاتِکُم زَعیم) فوقالعاده فرمایش مهمی هست. خیلی هم راهگشاست ایشان میفرماید که توصیه میکنند که به ملاقات هم بروید به زیارت همدیگر بروید حالا میخواهد اثر ملاقات و زیارت را حضرت بگوید چند اثر از ملاقات و زیارت میگوید میفرماید که(فَإنَّ فی زِیارَتِکُم اِحیاءٌ لقلوبکم) خیلی مطلب مهمی است. در این حدیث نوع نگاه معصوم به فرزندانش را دارد میگوید که گاهی وقتها انسان واقعاً خجالت میکشد که معصوم به ما این شکلی نگاه میکند و ما چطوری اصلاً هستیم ما چطوری داریم رفتار میکنیم میگوید به ملاقات هم بروید چون وقتی شما به ملاقات هم میروید دلهایتان زنده میشود این خیلی مهم است. یعنی حضرت به گونهای ما را حساب کرده که اگر دور هم جمع بشویم دلهایمان زنده میشود این خیلی مهم است بعداً انسان وقتی فکر میکند که حضرت پدر آسمانی ما و اساساً خانواده آسمانی ما چطوری دارند به ما فکر میکنند خود آدم شرمنده میشود خیلی خجالتزده میشود. دارد یک اثر خوبی را ایشان ذکر میکند اثر خوبی را از ملاقاتها ذکر میکند که اگر شما دور هم جمع بشوید دلهایتان زنده میشود ما در بحث مهرورزی این را توضیح دادیم که ما یک بحثی داریم به نام روح جمعی، روحی جمعی یک روح قدرتمند است. افرادی که یکجا جمع میشوند حالا این یک بحثی دارد که الان فرصت نمیکنم بگویم وقتی یکجا جمع میشوند صفتهایشان را در جمع میریزند خوب یا بد مثل اینکه یک سفره است افراد دار و ندارشان را سر سفره میریزند بعد هم چه بخواهند چه نخواهند مجبورند تا حدودی از این سفره بخورند و استفاده کنند. حالا چه خوبیها چه بدیها حضرت روی ما یکطوری حساب کرده که اگر ما دور هم جمع بشویم یک جمع قدرتمند پرحیات درست میکنیم که هر کس در این جمع باشد زنده میشود قلبش احیا میشود این روح جمعی یک چیزی هست که ما نباید به خاطر قدرتمند شدن روحمان از دستش بدهیم. یعنی انسان در لحظاتی از زندگیاش دچار ضعفهایی میشود دچار دلمردگیهایی میشود که باید زود دلمردگیاش را به شادی و ضعفش را به قدرت تبدیل بکند، حالا باید چکار بکند؟ باید زود خودش را به چند نفر برساند حالا بعضی وقتها افراد یک نفر بعضی وقتها دو نفر میشناسند آدمهایی را که وقتی به آنها نزدیک میشوی قلبت زنده میشود روحت شاد میشود. از دلمردگی از یأس از احساس پوچی از تاریکی و دلسردی در میایی، حضرت چه دیده در بچههایش در شیعیانش که میگوید شما وقتی که دچار ضعف میشوید دچار دلمردگی میشوید زود به ملاقات هم بروید و تأکید هم میکند. (فَإنَّ) یعنی حتماً هم اینطوری هست که وقتی شما به زیارت هم میروید به ملاقات هم میروید دلهایتان احیا میشود(فإنَّ فی زِیارَتِکُم) در ملاقاتی که شما با همدیگر دارید(اِحیاءٌ لقلوبکم) احیاء قلبهایتان هست دلهایتان حتماً زنده میشود. نکته اول این هست که آیا من خودم شخصاً از جمله کسانی هستم که اگر کسی به ملاقات من بیاید به دیدار من بیاید دلش زنده میشود یا نه، این یک سؤال، چون در خصوصیات مؤمن چه بود؟ قرآن گفتیم انسانها را به شش گروه تقسیم میکند فقط مؤمن را استثنائاً انسان میداند بقیه را قرآن انسان نمیداند. یعنی باطن انسانی ندارند(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) چهارمی قدرتدهی هست آیا من کسی هستم که اگر کسی بیاید به من نزدیک بشود با من حرف بزند با من دوست بشود نمیخواهم برایش روضه بخوانم نمیخواهم برایش کلاس بگذارم همین معاشرت است قرار است دور هم جمع بشویم یک چایی بخوریم یک صحبتی بکنیم. یک غذایی بخوریم یک معاشرتی بکنیم با هم یک مسافرت برویم آیا واقعاً من شخصیتاً یک همچین آدمی هستم که جزء افرادی باشم که خدا به عنوان انسان قبولشان کرده با باطن انسانی که حتماً هر جا هستند توصیه به حق دارند حق را آشکار میکند. حق را معین و مشخص میکنند برای دیگران و آیا من جزء کسانی هستم که اگر کسی با من دوست بشود به من نزدیک بشود من به آن حیات بدهم دلش را زنده بکنم به آن قدرت بدهم به آن امید بدهم به آن نیرو بدهم یا نه هر کس قرار است به من نزدیک بشود آنقدر من دلمردگی غصه، غم میریزم در دل آن چه بسا او را هم مریض کنم این یک سؤال خیلی مهم است. یعنی یک شاخص هست برای سبک زندگی انسان، یک شاخص هست برای اینکه انسان بداند که در مراحل مختلف زندگیاش به کجا رسیده آیا من تولید دلمردگی میکنم یا تولید قدرت و شادی و نشاط میکنم این سؤال سؤال خیلی مهم است. اگر یک کسی به من نزدیک بشود بهشتی است یا جهنمی اگر کسی به من نزدیک بشود روشن میشود یا تاریک میشود این سؤال مهمی هست که هر کس باید از خودش بکند چون حضرت اینجا ملاک گذاشته این یک نکته است نکته بعد چه کسانی را میشناسم که اینطوری باشند. آیا من آدمهایی را میشناسم که وقتی دچار دلمردگی شدم دچار ضعف شدم دچار بیانگیزگی و غصه شدم آیا چندتا دوست اینطوری دارم یا نه، چندتا رفیق اینطوری من دارم یا ندارم این یک سؤال که باید به آن جواب بدهیم چند نفر را میشناسم در ارتباطاتم که آدمهای اینطوری هستند یا من اینقدر در روابطم پیله دور خودم پیچیدم که کسی را سراغ ندارم. اینقدر منزوی هستم که آدمهای اینطوری سراغ ندارم که بتوانم با یک تلفن جمعشان کنم یا پیششان بروم گاهی وقتها بعضیها هستند که خیلی ثروتمند هستند یعنی به محض اینکه احساس خستگی دلمردگی داشته باشم چه آنهایی که مجردند یا آنهایی که متأهل هستند. یا احساس میکنند الان فضای خانهاش یک فضای سرد است یک تشنجی با همسرش پیدا کرده یک دلمردگی هست کسی مرده میتواند الان زنگ بزند چهار نفر را خانهاش بکشاند که فضای خانهاش را عوض بکند میتواند زنگ بزند چهار نفر را با آنها یکجایی قرار بگذارد. آدمهایی را میشناسد که اگر برود در خانههایشان آن دلمردگیها و ضعفها و سردیها برطرف میشود این نکته مهمی است چون جزء داراییهای شخصیتی انسان هست آنهایی که دل زنده هستند من را میپذیرند یعنی من یک آدم دل زنده یک آدم خوب یک آدم معنوی یک آدم شاد سراغ دارم که دوست من باشد دوستم داشته باشد. اگر به آن زنگ زدم بلند شود پیشم بیاید اگر خواستم پیشش بروم راحت من را بپذیرد این نکته خیلی نکته مهمی هست پس خواهش میکنم به این سؤالات به صورت جدی توجه بکنید بعد یادداشت کنید یا در ذهنتان داشته باشید ببینید اگر این نیست ما باید یک تغییری حتماً در سبک زندگیمان بدهیم. اینها داراییهای حقیقی یک شخص است 1 ـ چرا من اینقدر دارایی ندارم که دیگران با نزدیک شدن به من حرف زدن با من دوست شدن با من معاشرت با من شاد بشوند قوی بشوند امیدوار بشوند روشن بشوند 2 ـ آیا من شخصیتاً اینقدر دارایی هستم که اینطور آدمها من را بپذیرند در جمعشان بروم. اصلاً دارم آدمهای اینطوری در زندگی یا نه، اگر میشناسم من را میپذیرند یا نمیپذیرند این سؤال هم سؤال خیلی مهمی است آیا من در حد توقع امامم و پدرم هستم یا نه، بعضیها هستند اینقدر برایشان عقده هست مثلاً راجع به پدر و مادر زمینیاش میگوید من دوست دارم پدرم را راضی کنم. عقدهاش این هست که من چرا در طول عمر پدرم از من راضی نبوده مادرم راضی نبوده خواهر و برادرم راضی نبوده ولی اصلاً توجه ندارد که پدر و مادر آسمانیام راضی هستند از آن یا نه به عنوان فرزند، فاطمه زهرا از من خوشش میاید. قطعاً خوشش میاید ولی من را میپذیرد به عنوان یک فرزند خوب و صالح یا نه فقط دلش برایم میسوزد این را خیلی دقت بکنیم که ما باید جمعهایی را سراغ داشته باشیم که به محض اینکه دچار دلمردگی و ضعف شدیم چه در مسائل شخصی چه در مسائل اجتماعی، گاهی وقتها در مسائل اجتماعی ضعفهایی برای کسی پیش میاید که باید قدرتمند بشود. آدمهایی هستند که من را قدرت بدهند یا نه یا وقتی میروم پیششان خود آنها آدمهایی هستند که آنقدر ضعیف هستند آنقدر گدا هستند آنقدر بیانگیزهاند که من هم ضعیف میکنند. راجع به اینکه دلها زنده میشود در ملاقات من میگذارم برای جلسه بعد در موردش توضیح میدهم. خصوصیت دیگری که امام صادق ذکر میکند این است باز هم انسان بیشتر خجالت میکشد میگوید شما وقتی به ملاقات هم میروید حتماً راجع به ما خانواده آسمانیتان حرف میزنید حرفهای ما را با هم ردوبدل میکنید(وَ ذِکراً لأحادیثِنا) میگوید شما وقتی دور هم جمع میشوید یکی اینکه دلهایتان زنده میشود. یکی اینکه با این دور هم جمع شدن راجع به خانوادهتان حرف میزنید چون افراد طبیعتگرا وقتی جمع میشوند دیدید راجع به مادرش حرف میزند راجع به پدرش حرف میزند راجع به خواهرش حرف میزند راجع به عمهاش حرف میزند راجع به باجناقش حرف میزند. دیدید طبیعتگراها هی فضولی در کار این و آن میکنند و راجع به آدمهای طبیعت همسایه را میگویند این را میگویند آن را میگویند هی راجع به اینها حرف میزنند یکی از چیزهایی که خیلی افراد طبیعتگرا لذت میبرند اینکه چند نفر بنشینند دور هم راجع به یک کس دیگر صحبت کنند. حالا ممکن است صحبتهای منفی نکنند صحبتهای خوب کنند پدرم فلان است پدرم اینطوری است مادرم اینطوری است هی افتخاراتشان را و حرفهایشان را، باباجونم اینطوری میگوید مامانجونم اینطوری میگویم به قول شوهرم اینطوری به قول خانمم اینطوری هی مینشینند این حرفها را میزنند. آیا ما وقتی که دور هم جمع میشویم جلسه ما جلسه یاد خانواده آسمانی هست یا جلسه جهنمی، این خیلی ملاک مهمی است در سبک زندگی، در خودشناسی اینها مباحثی هست که هیچ وقت اصلاً کسی راجع به این مسائل نپرداخته یک اصل من میخواهم خودم را بشناسم میگوید به جمعهایتان نگاه کنید معلوم میشود قیمتتان چقدر است. به مهمانیهایتان نگاه کنید به جمع دوستانتان نگاه کنید ببینید جمع دوستان شما چطوری هست الان پنج تا شش تا دوست شدید میگویید میخواهیم برویم کوه میخواهیم برویم جنگل، میخواهیم برویم دریا، میخواهیم برویم جنوب میخواهیم برویم شمال. میخواهیم برویم خارج از کشور بعد این جمع که بلند میشوند یکجا میروند ببینید این جمع چکار میکنند دارایی این جمع اخلاق این جمع خروجیهای این جمع در مسافرت چیست قیمت دست میاید ما میرویم آنجا مینشینیم با هم شکلات میخوریم کیک میخوریم قهوه میخوریم نسکافه میخوریم چایی میخوریم میگوییم میخندیم شوخی میکنیم مسخرهبازی در میاوریم حالا هر چی. یک کسی میگوید نه ما در جمعمان میگوییم میخندیم شوخی هم میکنیم اما جدی جدی وقتی جمع میشویم آن گُل مجلس ما حرف زدن از خانواده آسمانیمان هست. یعنی حرف زدن از بهشت آینده مقامات خانواده آسمانی فرشتگان امامزادهها، انبیاء، خدا، شهدا، صدیقین، صالحین با اینجور تیپ افراد ما سروکار داریم حرفهایمان هم همهاش از این حرفهاست خیلی مهم است شرافت یک جمع به موضوع آن جمع هست. این قاعده یادتان نرود یک جمع که دور هم جمع میشوند دو نفر سه نفر پنج نفر موضوع صحبتشان چیست دغدغه این آدمها چیست من جمعهای زیادی را سراغ دارم که وقتی دور هم جمع میشوند کمتر از موضوع ظهور و امام زمان و دغدغههای آسمانی و وظائفشان و جهاد و معنویت و ذکر و خودسازی و عشق و صفا ندارند حرف دیگری ندارند. چقدر هم این لاث زدنها لاث زدنهای خوبی است چون در هر پنج بخش آدمهای خاص خودش را دارد یعنی آدمهایی که جمادی هستند وقتی جمع میشوند لاثهای جمادی میزنند حرفهای اینطوری میزنند آنهایی که گیاهی هستند راجع به مسائل گیاهی خیلی حرف میزنند. آنهایی که حیوانی هستند موضوع بحثشان بیشتر حیوانی است یعنی همهاش حیوانی است آنهایی که دانشمند هستند و کارهای علمی دارند نشستند راجع به فرمولها و عالم و قواعد علمی حرف میزنند آنها هم که انسان هستند نوع حرف زدنشان مجلسشان محتوای مجلسشان این است. حتی عروسی که میگیرند جشن تولد که دارند نامزدی دارند پاتختی دارند هر چه که دارند آن هم الهی و آسمانی است این خیلی قاعده مهمی است اینها شرافتهای ما را مشخص میکند رفاقت را مشخص کن همکارانت را مشخص کن دوستانی که با آنها رفت و آمد میکنی جلسههایی که تشکیل میدهی نوع جلسههایی که شما شرکت میکنی چه نوع آدمهایی هستند. قیمت تو هم مشخص میشود دوست یک قاعده است اصل است یک آینه است شخصیت یک نفر از رفقایش معلوم میشود آن بزرگ گفت به من بگو با چه کسی رفیق هستی تا به تو بگویم چه کسی هستی به رفیقانتان به دوستانتان به آنهایی که رفت و آمد دارید یک موقع رفت و آمدهای رسمی و مجبوری دارد صله ارحام هست. رحم ما ممکن است آدمهای مختلفی باشند جاری، باجناق، خواهرشوهر، برادرشوهر، خواهرزن، برادرزن، خانواده همسر این یک جبری هست که ما باید یک صله ارحامی داشته باشیم اما جمع دوستانهتان چطوری است آنهایی که با دل شرکت میکنید نه به عنوان وظیفه، با دلتان شرکت میکنید آنها خیلی مهم است. حضرت میگوید وقتی دور هم جمع میشوید هم دلتان احیا میشود هم حرفهای ما ردوبدل میشود حالا مال ما اینطوری هست یا نیست؟ انشاء الله که هست، هست چه میشود؟ چه اثری دارد که اینقدر امام رضا(ع) تکیه کرده که به اهل بیت سفارش کردند به ملاقات همدیگر بروید؟ میفرماید که گفتن این احادیث حالا چه فایدهای دارد چه اتفاقی میافتد؟ میگوید احادیث ما را که با هم حرف میزنید باعث میشود شما توجهتان به همدیگر زیاد بشود خیلی مهم است دیده شدنها آدمهایی که یکجا جمع میشوند در جمع دیده میشوند همین دیده شدنها از بسیاری از مشکلات روحی روانی جلوگیری میکند. گاهی وقتها من که خودم هستم همین خودم هستم ولی یک موقع است میروم در یک جمع استعدادم شکوفا میشود مثل یک تیم ورزشکار هستند که وقتی با هم جمع میشوند استعدادشان با هم بالا میاید در یک جمع وقتی انسانها قرار میگیرند اسمهایی که از خداوند در وجودشان است بیشتر بروز میکند. همه ما از خداوند تبارک و تعالی یک سلسله اسمهای مشترک داریم میگوییم ما انسان هستیم مظهر خداوند هستیم آن نفخهای که از الله دمیده شده در ما از مثل اعلی و از حقیقت محمدیه(ص) اشتراک ماست همه ما نور آن حقیقت در ما وجود دارد. ولی بعضی از ما یک خصوصیتهایی داریم که نفر دیگری ندارد خواهرم ندارد برادرم ندارد دوست من ندارد یک اسمهای خاصی من از الله دارم که برای ظهور و به قدرت رسیدن و به ظهور رسیدن و به دارایی رسیدن آمادهتر هست وقتی کسی در جمع قرار میگیرد آن اسمهای خاص خودش بالا میاید آن ظهور میکند بالا میاید. در محیط خانواده که بهترین محیط هست فضای خوبی است که مرد اسمهایش را ظهور بدهد زن به اسمهای جدید برسد و ظهور بدهد بچهها همینطور فرصت خوبی هست جمع این کار را با آدم میکند حضرت میگوید شما وقتی دور هم جمع میشوید به همدیگر توجه میکنید در جمع. یک موقع هست یک کسی در جمع دو نفر سه نفر پنج نفر ده نفر صد نفر به آن توجه میکنند با صد نفر بدهبستان شخصی عاطفی معنوی برقرار میکند یک موقع شما وقتی در جمع اینطوری قرار میگیرد عاطفه، شخصیت، عشق و محبتی که از خانه خودتان هم شاید نتوانید بگیرید در جمع پُر پُر میشوید دریافت میکنید. چه کسی میتواند اینطوری حرف بزند شما هیچ مکتبی را ندارید که معصوم برای رساندن بچههایش، پیروانش، و تأمین بالاترین مرتبه بهداشت روانی یک همچین تدابیری را اندیشیده باشد بگوید شما وقتی دور هم جمع میشوید بسیاری از نیازهایتان روحی، روانی حتی مالی و اقتصادی همهتان برطرف میشود. برای چه میگویند نماز جماعت بخوانید برای چه میگویند از جماعت دور نباشید چرا در اسلام نماز اساساً به جماعت وارد شده فرادا استثناء است فرادا فقط زمانی درست است بهتر است یعنی میشود اجازه دادند که شخص عذری داشته باشد و الا باید نماز جماعت شرکت بکند. تا چهل منزل اگر اطرافتان مسجد هست همسایه مسجد هستید باید بروید نماز جماعت شرکت بکنید اگر عذر داشتید حالا در خانه اجازه دادند شما فرادا بخوانید نماز جمعه چرا اینقدر تأکید شده پیامبر میفرماید کسی که بعد از من هم حتی یعنی تا قیامت جایی نماز جمعه باشد بدون عذر. بعضیها مریضی دارند عذر دارند کاری نداریم، بدون عذر سه جلسه پشت سر هم شرکت نکنند حضرت میگوید اینها در وجودشان نفاق دارند واقعاً این آدمها صفا ندارند اخلاص ندارند این آدمها صاف نیستند قدرت فرد و قدرت جامعه اسلامی به جماعات است. نماز جماعت، نماز جمعه، اجتماعات، لذا تأکید میکند معصوم که شما به بهانههای مختلف دور هم جمع بشوید علما میگفتند لازم نیست که حالا حتماً دور هم جمع بشوید یک سخنرانی باشد نه همین جمع شوید میوهای بخورید چایی بخورید گپی بزنید بعد متفرق بشوید این خیلی ارزش دارد. مرحله به مرحله داریم جلو میرویم میگوید وقتی احادیث ما بین شما پخش میشود گفته میشود شما دوتا موضعگیری میتوانید بکنید بعد از اینکه در این جمعها با احادیث ما آشنا شدید با اندیشههای ما آشنا شدید دوتا موضعگیری میتوانید بکنید(فَإن أخَذتُم بِها رَشَدتُم) اگر این احادیث را عمل بکنید رشد پیدا میکنید. چون معصوم اساساً فلسفه وجودیاش رشد ماست تبدیل ماست به آن مثل اعلی ما باید به آن درجه برسیم کار معصوم همین است لذا احادیث معصومین رشد دهنده است فرمولهای زندگی هستند قواعد و فرمولهای زندگی هستند شما اگر به این احادیثی که میشنوید عمل بکنید رشد پیدا میکنید(وَ نَجَوتُم) حتماً نجات پیدا میکنید. حضرت چه میخواهد بگوید؟ میخواهد بگوید شما وقتی در جمع قرار میگیرید هم رشد پیدا میکنید هم نجات پیدا میکنید این جمعها را باید آدم بگردد پیدا بکند کجا اگر جمع بشود کجا اگر چند نفر با هم باشند من وقتی وارد این جمع میشوم روشن میشوم شاد میشوم امیدوار میشوم. حرف یاد میگیرم و رشد میکنم و نجات پیدا میکنم چقدر این جمعها ارزش دارد چقدر این جمعها قیمت دارد دلم میخواهد از ته قلب یک صلوات به روح پرفتوح همه علمای اسلام مراجع، علما، مبلغین اسلام که در صدر اسلام تا الان اینها ساقی بودند و به بهانههای مختلف ما را جمع کردند تا ما و جامعه اسلامی با شنیدن این احادیث رشد پیدا بکنند و نجات پیدا بکنند. هر کدام از ما باید جمعهایی را سراغ داشته باشیم که نجاتدهنده است رشددهنده است چه برای خودمان چه برای دیگران، حالا الان برخورد کردی به یک آدمی که ضعیف است در شرف سقوط است بگو من یک جمعی را میشناسم که تو اگر بروی در این جمع شرکت بکنی یک مدتی را با اینها باشی هم آگاه میشوی هم رشد پیدا میکنی و هم نجات پیدا میکنی. چندتا جمع اینطوری سراغ داریم اصلاً خودمان چندتا پاتوق اینطوری میشناسیم و اصلاً داریم اینها خیلی اهمیت دارد میکدهشناسی، طبیعتگراها همهشان برای همه ایام هفتهشان از این جلسهها دارند امشب فلان جا پارتی است امشب فلان جا جشن تولد است امشب فلان جا عروسی است امشب فلان جا مهمانی است. فطرتگرا باید جمعهای زیادی را بشناسد برای سلیقههای مختلف، برای خودش و برای دیگران، پاتوقشناسی یک روش قدرتمند شدن هست لذا اگر یک کس ضعیفی را من به او برخورد کردم اگر نتوانستم کاری بکنم بفرستمش در این جمع قوی بشود در تربیت بچه یادتان نرود در تربیت جوانها جوانها اگر جمع خوب سراغ نداشته باشند ضعیف بار میایند. گاهی وقتها پدر و مادرها به من میگویند ما از دست بچهمان عاجز شدیم، میگویم کمکی بگیرید؟ میگویند چطوری کمکی بگیریم؟ میگویم ببینید کجاها چند نفر آدم حسابی از بچههای همسن و سال این هست بفرست در این جمعها بروند با اینها رفیق بشوند. دوست فوقالعاده در شخصیت انسان مؤثر است شناسایی جمعهای اینطوری یک اصل است الان متأسفانه سبک زندگی ما دارد میرود به سمتی که افراد روزبهروز منزویتر میشوند از جمع دورتر میشوند این وظیفه یک پدر یک مادر یک مربی هست که پاتوقشناس باشد. اگر هم نمیشناسد از دیگران کمک بگیرد و خدا میداند ساقیهای یک جمع چقدر ثواب میبرند اینکه من یک هیئتی میشناسم اگر بچه تو در این هیئت برود خیلی رشد میکند بعضی از آدمها شخصیتاً اینطوری هستند پاتوقسازند در محله یک هیئت زده در خانهشان یک جمع درست میکند. در فامیل میبینی به یک بهانهای میگوید همه فامیل در خانه ما جمع شوند عصرهای جمعه یک آل یس بخوانیم بارک الله به آدمهای اینطوری، بعضیها فقط مصرفکننده هستند اصلاً تولیدکننده نیستند یعنی هی باید دعوتشان کنی هی باید هلشان بدهی اگر هم در جمع شرکت کنند بیکاره هستند. بعضیها نه در جمع فعال شرکت میکنند جمعسازند پاتوقسازند میکدهسازند ساقی هستند اینها به خدا خیلی نزدیک میشوند چون احتیاج به فداکاری دارد احتیاج به زیر پا گذاشتن خود دارد بعد حضرت میفرماید(وَ إن تَرَکتُمُوها ذَلَلتُم وَ هَلَکتُم) حالا حضرت دارد هشدار میدهد میگوید اگر شما احادیث ما را ترک بکنید به آنها عمل نکنید گمراه میشوید و هلاک میشوید. سؤال: ما چندتا کتاب حدیث در خانهمان هست؟ تا حالا چندتا حدیث خواندیم؟ یک سؤال: کتاب حدیث معتبر چندتا در خانه داریم موضوعی، ترجمهاش شرحش چندتا نشستیم اینها را خواندیم؟ پدر ما امام صادق(ع) میفرماید شما اگر حرفهای ما را رها بکنید هلاک میشوید گمراه میشوید به اینها بچسبید تمام بدبختیهای ما فاصله گرفتن از این فرمولهاست. اگر در زندگی زناشویی مشکل داریم اگر در اخلاق مشکل داریم اگر در معنویت مشکل داریم در مسائل اقتصادی مشکل داریم همه برای این است که ما فاصله گرفتیم از این فرمولها، باز حضرت میگوید(فَاخُذُوا بِها) به آنها عمل کنید. باز برمیگردد تأکید میکند به حرفهایی که از ما میشنوید عمل کنید وقتی رفتید در جمع از ما چیزی مطرح شد آنها را بگیرید و عمل کنید(وَ أنا بِنَجاتِکُم زَعیم) من تضمین میکنم شما نجات پیدا کنید دیگر از این بالاتر، پدر آسمانیمان، اماممان میگوید من تضمین میکنم که شما اگر به این حرفهایی که زده میشود در جمع این احادیثی که گفته میشود عمل بکنید نجات پیدا میکنید. این خصوصیت یک جمع آبرومند است یک جمع اشرافی است اعضای خانواده آسمانی باید جمعهای اینطوری داشته باشند جمعهای قیمتی، باشرافت، باآبرو، آسمانی، بهشتی، هر چقدر از این جمعها بیشتر باشد قیمت انسان هم بیشتر است. شادی انسان قدرت انسان آرامش انسان هم بیشتر است اگر یک کسی بخواهد تنهایی رشد بکند زورش به خودش نمیرسد، کجاها شما قوی میشوید و زورتان به خودتان میرسد؟ مثل یک وزنهای که الان میخواهید بلند کنید تنهایی نمیتوانی بلندش کنی وقتی چند نفر را صدا کردی کمکت میایند و بلند میکنند. این فقط موقع خاموش شدن ماشین نیست که اگر چند نفر جمع شوند ماشین را هل بدهند ماشین روشن بشود گاهی وقتها قلب ما خاموش میشود ما احتیاج داریم چند نفر بیایند دل ما را هل بدهند خودم به تنهایی زورم به این قلب سنگین نمیرسد نمیتوانم این قلب را دارد میمیرد قدرت میخواهد که یک کسی احیائش بکند. در احیا یک نفر روی قلب مینشیند فشار میدهد خودم به تنهایی زورم نمیرسد بخواهم یک کتاب بخوانم زورم نمیرسد اینجاست که روح جمعی همه میایند به من کمک میکنند و قلب من را راه میاندازند در جمع زور زدن لازم نیست. تو فقط خودت را ول کن در جمع برو بایست همینطوری که قرار بگیری میبینی که بقیه دارند یواش یواش قلب تو را هل میدهند و راه میافتد جمع یکدفعه تصمیم میگیرند در بهشت بروند چون جمع جمع بهشتی است تو جهنمی هم باشی باید با آنها به بهشت بروی بعد میبینی اِ تو یک آدم جهنمی بودی الان در بهشت نشستی، چرا؟ اینها زورشان رسید تو را به بهشت بردند برعکس هم درست است اگر یک بهشتی حماقت بکند برود در یک جمع جهنمی قرار بگیرد یکدفعه میبینی جمع همه جهنم رفتند این هم با خودشان بردند مهمانیها، مسافرتها، هجرتهای بیفکری انسان هجرت بکند بگوید من میخواهم بروم آنجا درس بخوانم، خب حالا برو درس بخوان، فقط همین است؟ نه. آنجا که فقط جمع علما نیست همه دانشمند هستند فقط دارند درس میخوانند شما از اینجا داری میروی خارج از کشور فقط میروی در دانشگاه صبح سر کلاس بقیه ساعتها هم بیهوش هستی اصلاً متوجه نیستی کجاست. نه عزیزم، میافتی در سبک زندگی در یک جمع یک میلیونی ده میلیونی بیست میلیونی صد میلیونی حالا هر جا دارند این جماعت میروند این کشور هر جا دارد میرود مردمش هر جا دارند میروند خیابانهایش هر جا دارند میروند تو را هم میبرند این اصلاً خصوصیت جمع است که هر جا میرود ما را هم با خودش میبرد. لذا میبینی یک آدمی همچین سرزنده، بهشتی، جوان، قدرتمند یک حماقت میکند اشتباه میکند یا غفلت میکند بلند میشود یکدفعه میرود در یک محیط دیگر در شهرستان در جمع دیگری در شهر خودشان که طبیعتگرا هستند. این یک خیابان خاص یک محله خاص همین میرود دو ساعت در خیابان و محله وارد آن جمع که میشود میبینی که این منصور بن موسی رفته نیم من بوق بن پشم پانزده بیرون آمده اینطوری میشود یعنی واقعاً فرشته وارد جمع میشود دیو بیرون میرود این خصوصیت جمع است. نه بابا من که تأثیر نمیپذیرم من خیلی قوی هستم من خیلی آدم کار درستی هستم یک دکتر هم وقتی که میخواهد با یک مریض برخورد بکند اول ماسک میزند دستکش دستش است دست به صورت مریض نمیزند میگوید دهانت را باز کن ببینم. یک چوب برمیدارد استریل میگذارد در دهان نگاه میکند دور، پزشک وقتی برخورد میکند یک کاری میکند خودش مریض نشود این دختر است من خودم آدمش میکنم این پسر است چیزی نیست خودم آدمش میکنم با آن ازدواج میکند بعد حالا جمع باجناقها جمع خواهر خانمها جمع شوهر خواهرها جمع خانواده شوهر میافتد این دختر پاک و خوب در جمع خانواده شوهر. جمع خانواده شوهر همه طبیعتگرا این بنده خدا را میبرند اگر هم بخواهد مقاومت بکند منزوی میشود در سرش میزنند با آن قهر میکنند و دعوا میکنند برای همین آدم باید همیشه جمعهایی را سراغ داشته باشد که اگر با فامیلش نمیتواند کنار بیاید یا مجبور است حتماً برود در جمعهای دیگر تطهیر بشود. این یک حرف مزخرف است که میگوید من میروم در یک جمع خودم سالم میمانم جمع تو را بهشتی باشی بهشت میبرد جهنمی باشد جهنم میبرد حضرت میگوید جمعهایتان را اینطوری تشکیل بدهید که هر وقت دور هم جمع شدید در آن احیاء دلتان ذکر احادیث رشد شادی آرامش قدرت اگر جمعهای طبیعتگرا را انتخاب بکنی هر بلایی جمع سرت بیاورد پایت نوشته میشود. چون خودت محیط اینطوری را انتخاب کردی در آب رونده خیس شونده است مسیح(ع)، پس این روح جمعی یادمان نرود روح جمعی مثبتش و منفیاش سازنده است سازنده به معنای مثبت و سازنده به معنای منفی. مرور کنیم آیا من شخصیتاً آدمی هستم که اگر دیگران به او نزدیک بشوند رشد پیدا بکنند شاد بشوند آرام بشوند یا نه، آیا آدمهای اینطوری سراغ دارم یا نه، آیا آدمهای اینطوری من را میپذیرند یا نه، دوستم دارند یا نه، آیا جمعهای اینطوری سراغ دارم یا ندارم جمعهایی که میتوانند رشد بدهند، اینها داراییهای حقیقی یک فرد است. سؤال: خودم به چه جمعهایی علاقه دارم؟ این خیلی مهم است یک بنده خدایی در روستا با الاغش داشت میرفت دزدها میرسند شب تاریک بوده بالأخره یکطوری او را میگیرند میگویند تو هم باید با ما یک عرقی بخوری اگر نه نمیگذاریم بروی چاقو هم کشیده بودند تهدید، گفت عرق بخورم مشکل حل است؟ عرق را دادند دستش بخورد این الاغ سرش پایین بود یکدفعه الاغ بیموقع سرش را بالا آورد زد این عرق را ریخت آدم که جانش در خطر است اگر کار حرام انجام بدهد دیگر حرام حلال میشود چون جانش در خطر است این میخواست عرق بخورد این الاغ زد عرق را ریخت زد در سر الاغ گفت خاک بر سرت یک عرق حلال هم خواستیم بخوریم تو نگذاشتی. عزیزم به ته دلت مراجعه کن ببین چه جمعی را دوست داری خوشت میاید بعضیها هستند سطح روابطشان را طوری تنظیم میکنند که جمعهای خوبی دارند اما قند در دلشان آب میشود اگر جمعهای جهنمی هم داشته باشند اصلاً دلش لک میزند برای جمع اینطوری. اگر در جمع جهنمی بروی دلت لک میزند کلی خوشحال میشوی جنست از آنجاست بیخود با خودت فیلم بازی نکن آدم بهشتی امکان ندارد او را ببرند در جمع جهنمی خوشش بیاید و لذت ببرد محال است یعنی اگر عروسی میگیری آن چنانی، عقد میگیری آن چنانی. عروسی و عقدهای آن چنانی را شرکت میکنی دوست داری در جمعهای اینطوری، آدمهای اینطوری، با اینها رفاقت بکنی حتماً در دلت جهنم داری یک چیز سوختنی داری هنوز تو به خاموشی بهشتی نرسیدی چون گفتیم بهشتیها وقتی که از صراط رد میشوند هیچ چیز سوزاندنی ندارند. لذا در یک چشم به هم زدن کل جهنم را رد میکنند وقتی از روی جهنم از صراط رد میشوند چون صراط در جهنم است اینها باید از جهنم رد شوند به بهشت برسند این در عمرش در زندگیاش طوری بوده که وقتی حرکت کرده جایی نسوخته اگر هم سوخته زود توبه کرده و درمان کرده. این وقتی قیامت یکدفعه میگویند رد شو برو اگر یک چیز سوزاندنی داشته باشد جهنم او را پایین میکشد پس تو اگر از آدمهای طبیعتگرا جمعهای طبیعتگرا، مهمانیهای طبیعتگرا، رفقای طبیعتگرا خوشت میاید و از آدمهای فطرتگرا فراری هستی خوشت نمیاید. تیپاً از آدمهای فطرتگرا خوشت نمیاید مثلاً عالم ببینی روحانی ببینی حزباللهی ببینی ریشو ببینی چادری ببینی جنست از آنطرف است هر چند در ظاهر هم احترام بگذاری و یک چیزهایی را هم رعایت بکنی لذا قرآن وقتی آدمها را به شش گروه تقسیم میکند سنگ و کمتر از سنگ، حیوان و کمتر از حیوان، شیطان و مؤمن که انسان است. همه این شش گروه را بر اساس کششهای دلیشان تقسیمبندی میکند ببین دلت چه میخواهد قیمتت هم همان است اینکه در محله مسلماننشین داری زندگی میکنی مسجد میروی اینطرف میروی آنطرف میروی با اینها هستی. دلت کجا میخواهد باشی شخصیتاً محیط خانهات را دوست داری محله زندگیات کجا باشد از آرزویی که تو داری برای محل زندگیات قیمتت در میاید دوست داری شغلت کجا باشد چطوری باشد قیمتت در میاید رفیقهایت دوست داری چطور آدمهایی باشند قیمتت در میاید ته دل افتخارت این هست با چه کسانی رفیق هستی. شادمانی و افتخارت این هست با چه کسانی رفیق هستی قیمتت در میاید دوست داری بچههایت چه کاره بشوند قیمتت در میاید دیگر نمیشود فیلم بازی بکنی با درست کردن ظاهر و رنگ ظاهر را عوض کردن هیچ مشکلی حل نمیشود قرآن میفرماید(إنَّ اللهَ یَنظُرُ إلی قُلُوبِکُم) خدا با دلت کار دارد. با آن دوست داشتنیهایت با آرمانهایت با آرزوهایت با نقشههایی که برای زندگیات داری کار دارد ببین حضرت چقدر این وسط قاعده ریخته برای اینکه ما خودمان را بشناسیم یک حدیث است اما هزار درس انسانشناسی در همین یک حدیث وجود دارد. فقط انسان باید تعمق بکند ببیند حضرت عمق حرف امام و پدر آسمانی ما با ما چیست خوش به حال کسانی که اگر کسی به آنها نزدیک بشود شاد میشود روشن میشود نجات پیدا میکند خوش به حال کسی که دوستان اینطوری دارد خوش به حال کسی که جمعهای اینطوری سراغ دارد خوش به حال کسانی که در جمعهای اینطوری قبولش دارند او را میپذیرند. خوش به حال کسی که دلش قلباً با این جمعهاست از این جمعها خوشش میاید زوری، تعارفی، رودربایستی نمیرود شرکت بکند دلش پرپر میزند در همین جمع شما یک دختر خانمی بود تازه با همین کلاسها آشنا شده بود شاید کمتر از یکسال، اینها مجبور شدند خانوادهاش اروپا بروند. این از چند ماه جلوتر هی آمد به ما گفت گریه میکرد که حالا من چکار کنم گفتیم نمیشود کاری کرد باید تابع خانوادهات باشی دارند میروند بالأخره، طوری هم نبود که خودش تنهایی بتواند بایستد آنجا رفت من گفتم که یکذره من میترسم، گفت برای چی؟ گفتم میترسم آنجا بروی این مقدار ذخیره را هم که جمع کردی از بین برود چون خیلیها که میروند اکثر افراد که آنطرف میروند همان چند ماه اول هیچی از آنها نمیماند معنویت، آسمان، غیب، فرشتهها، نماز، روزه، حجاب، حیا، دین، آخرت همه از یادشان میرود یک ماه دیگر به من زنگ زد دیدم آنقدر گریه کرد. گفت استاد من اینجا دارم خفه میشوم قربان آن شهرری قربان آن حرم، اینجا دارم دیوانه میشوم دلداریاش دادم بالأخره شاید خیر تو این باشد خدا پشت صحنه یک چیزی برایت در نظر گرفته باشد درست را بخوان زبانت را یاد بگیر برای امام زمان آنجا خدمت کن این همه کار هم میتوانی بکنی خیلی به آن انرژی دادم. یک ماه بعد دوباره زنگ زد دیدم اوضاع همینطوری است گذشت گذشت دیدم داستان همینطوری است هنوز هم آن بنده خدا ماهی دو ماهی که با من تماس میگیرد همین است بعضیها نه اینجا هم که در جمعهای اینطوری هستند قند در دلشان آب میشود که در یک جمعهایی شرکت بکنند که جهنمی است. فضاهایی زندگی بکنند که جهنمی است طبیعتگراست یعنی وقتی وارد میشوی در این جمع مثل گوشتی که افتاد در چرخگوشت این جمع لهات میکند محیطهای خانوادگی، فضاها، مجتمعهای آپارتمانی، جاهای خاص در شهر، رفقای خاص، جمعهای خاص، دانشگاههای خاص، کلاسهای خاص، رشتههای خاص، اینها همه چرخگوشت هستند. میگوید نه خیلی آدم خوبی است خیلی مثبت است عزیزم تو روی این رشته دست میگذاری ته این رشته برای تو یعنی هیچی از تو نمیماند یا باید روزبهروز غذا بخوری خودت را قوی بکنی که اگر در این رشته وارد شدی آسیب نبینی یا اگر عرضه غذا خوردن نداری این رشته به درد تو نمیخورد چیزی از دلت از پاکی از آدمیت برای تو نمیماند. اشکال ندارد یک کلاس زبان است دیگر، کلاس زبان بزرگ، کوچک، هر جا برود کلاس زبان طوری طراحی شده که سکس، سکس مخفی، بیحیایی، بیغیرتی دارد اگر کسی میخواهد برود زبان بخواند باید قبلاً حمامهایش را یکجایی درست کرده باشد. چون وقتی شما میروی کلاس زبان باید بروی بعدش استغفار کنی باید بروی حمام روحت را پاک کنی مثل کلاس زبان عربی است شما الان هر جا بروی کلاس ادبیات عرب بخوانی یک آدم غیر دینی هم که میرود مجبور است که اگر بخواهد مکالمه زبان عربی یاد بگیرد خودبهخود این محتوا در این تحول ایجاد میکند. یک کسی که میرود زبان انگلیسی یاد میگیرد میرود در آموزشگاه میبینی طور دیگری در میاید آنهایی که رفتند یکطور دیگر نشدند استحمام داشتند قدرت روحی داشتند که رفتند پاک هم ماندند بیرون آمدند هنوز هم قوی هستند. میگوید آقا چیزی نیست درس است خوب است علم روز است بچهام را کلاس زبان بفرستم بچهات را بیموقع کلاس زبان بفرستی بعد دیگر دست تو نیست، مگر آنجا چکار کردند آنجا هیچی که به آن یاد ندادند بله از کتابش تا فیلمی که نشان میدهد برای این بچه فرهنگسازی میکند. آنها آنقدر حساسند روی فرهنگ خودشان که اگر بخواهند یک چیزی را به یک کسی بدهند تا فرهنگ خودشان را منتقل نکنند در اختیارش نمیگذارند آنهایی که الان سر انرژی هستهای دارند پدر ما در میاورند سر مسائل صنعتی علمی دارند ما را تحریم کردند به این راحتی چطور یکدفعه اینترنت را مفت، تلفن همراه را مفت، خطوط را مفت در اختیار ما قرار دادند. برای اینکه حتماً در این تلفنها فرهنگ خوابیده در نرمافزارها فرهنگ خوابیده این حرف مفت است اگر کسی بگوید نه من که اصلاً استفاده بکنم هیچ طوریام نمیشود بیخود است بنابراین دقت بکنید ارتباط کلاً باید حواسمان باشد که ایزوله باشد کماثر باشد. اگر اثر طبیعی هم میخواهد بگذارد آلودهمان نکند جمع، ارتباطات، رفقا، محل زندگی، رشته تحصیلی، دانشگاه، کلاسهایی که میخواهی بروی جلساتی که میخواهیم طراحی کنیم برای خودمان، همسرمان، فرزندانمان باید خیلی حواسمان باشد جمع هر جا برود شرکتکنندههایش را با هم میبرد همانجایی که دارد میرود. اگر جمع بهشتی باشد یک جهنمی هم در آن نشسته باشد به بهشت میرود روح جمعی اینقدر قدرتمند است روح جمعی دل تو را اول از دست خودت در میاورد هر جا رفت میبرد لذا اگر یکجایی دلتان راه نمیرفت ببر در جمع، خود جمع دل تو را یک جای خوب میبرد خوبش میکند به تو میدهد. ول کن فقط برو در آن جمع بهشتی شرکت کن خودت را ول کن یک مدت برو بعد میبینی رفتی یکدفعه میبینی قوی شدی احیا شدی زیبا شدی آرام شدی و شاد شدی انشاء الله ما توقع پدرمان را از جمعهایمان برآورده کنیم و خودمان هم به عنوان یک شخص از کسانی باشیم که به درد این جمعها بخوریم. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودمان شفای مریضانمان مریضان منظور حل مشکلات کشورمان سلامتی رهبرمان با همدیگر دعا میکنیم. (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.
جلسه 006 - شرح صحیفه سجادیه
متن کامل (خام) جلسه 006 - شرح صحیفه سجادیه