امشب اولین شب از لیالی قدر است. دربارۀ عظمت قدر و اهمیت قدر که امشب شب اندازه است. قدر یعنی اندازه. کسانی که در کار حساب کتاب هستند؛ چه مادی و معنوی، این شبها و کل ماه مبارک رمضان به دنبال حساب های بالا هستند. درآمدهای بالا، چه مادی و چه معنوی. شب ریاضی است، شب اندازه است؛ یعنی تمام اندازه هایی که در نظام خلقت قرار است تثبیت شوند، امشب یا این شبهای قدر تکلیفش معلوم میشود؛ چون خداوند تبارک و تعالی همه عوالم را ریاضی خلق کرده. هرچیزی نزد خدا اندازه دارد و هرچیزی نزد خدا عدد خاصی دارد. هیچ چیزی از مخلوقات خدا نیست که از شمول این قانون خارج شود و عدد و اندازه نداشته باشند، خداوند یک اتم، یک الکترون، یک نوترون، هرچه شما ببینید، میرسید به چیزهایی که عدد دارند، تمام رشته های علوم عدد و اندازه دارند. خدای ما، یک خدای مهندس است، یک خدای ریاضی کار است، همه کارهایش درش حساب و کتاب و اندازه و میزان است، در قیامت هم همین طور. از دنیا تا آخرت، از آخرت تا دنیا، همه چیز سیر نزول و صعودش ریاضی است. جبروت، ملکوت، ریاضی هستند، هرچیزی که از عالم بالا می آید اینجا اول اندازهگیری میشود، «الَّذِى خَلَقَ فَسَوَّى/ وَ الَّذِى قَدَّرَ فَهَدَى؛ همان خداوندى كه آفريد و منظم كرد، و همان كه اندازهگيرى كرد و هدايت نمود»، تقدیر، اندازه گیری، بعد هدایت. هیچی خارج از این قواعد نیست. هیچ چیز را نازل نمی کنیم مگر به اندازه مشخص. تعداد باران، برف، ابر، گرما، سرما، چه کسانی می خواهند بمیرند، چه کسانی می خواهند متولد شوند، چندتایشان ناقص هستند، چندتایشان مریضند، نوع بیماریشان نیست، چندتا گیاه می میرند، چندتا برگ می خشکند، چندتا درخت ایجاد می شوند، چند تا میوه میدهند، چندتا کال هستند، چندتا میوه رسیده هستند، تعداد نوترونها، تعداد الکترون ها، چند نفر طلاق میگیرند، چند نفر ازدواج میکنند، چندتا ستاره به وجود میآید، چند ستاره نابود میشود. هیچ رقم و اندازه ای در نظام خلقت نیست مگر این که این شبها که شب اندازه هستند همه شان را محاسبه میکند. یک امر محیرالعقول، بعد می گوید تمام اینها را توی ماشین حساب انجام می دهم، هر اتفاقی قرار است بیفتد، همه را در ماشین حسابی به نام امام زمان (علیهالسلام) انجام میدهم. تمام محاسبات عالم را در این شخصیت انجام میدهم. فی امام مبین. این آدم چقدر عظمت دارد که حسابدار خداست. در جامعه کبیره میگوییم خزانه دار هستند. برای همین هرکس میخواهد به هر اندازهای برسد باید خودش را برساند به این آقا، با این آقا همراه شود، خزانه دار اوست. لذا شما در دعای توسل وقتی به امام زمان (علیهالسلام) میرسی میگویی: خدایا هر غم، هر هم، هر گرفتاری یا بدهی یا مشکلی دارم، هر شری را به حق این آقا خودت برطرف کن. اگر کسی بخواهد شب قدر را درک کند، بدون توجه جدی به ولی الله الاعظم، هیچ اتفاقی نمیافتد. هیچی دستش را نمیگیرد. شب اندازه است. آنها بهتر از ما، خود ما را می شناسند، چون اندازه های هر سه عالم، عالم قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا دستشان است، ما را هم به همین بلندا دوست دارند، بهتر میدانند که ما چه برایمان خوب است، چه برایمان خوب نیست، خودمان نمیفهمیم، خیلی وقت ها چیزهایی را می خواهیم که به صلاحمان نیستند، از چیزهایی فرار می کنیم که عین خیر هستند برای ما، قرآن هم می گوید چه چیزهایی که شما بدتان می آید ولی به نفعتان است و چه چیزهایی که دوست دارید و به ضرر شماست. برای همین هم اکثر آدمها وقتی از گذشتهشان سؤال میکنی پشیمانند، چه کنیم ما که چیزی سرمان نمیشود، پس بسپارش دست معصوم، ببین چه برای ما میخواهد، چه دوست دارد، این شبها چه چیزی بهترین چیز است که ما بخواهیم، بهترین چیزی که برای ما خواستند این شبها و ماه مبارک، به خصوص شب قدر، که ما بهش فکر نمی کنیم و دغدغه مان نیست؛ یعنی اگر بگویم میگویید دلت خوش است، این حرف را می زنید، مشکل اقتصاد و خانه و مستأجری و زن و بچه و اینها را بگو، میگوید بهترین چیزی که میخواهید این است که اگر امسال تقدیر شده باشد بمیرید، جهنمی نشوید. خدا رحمت کند مرحوم آقای علی پور را، آخرین جلسه که اینجا جلسه داشتم، آن گوشه نشسته بود با آن حالت مریضش، روحش شاد باشد ان شاءالله، مرد با بصیرت و با تقوایی بود، دغدغه ی شخصی داشت برای امام زمان، آرزو داشت برای آخرتش، درگیر بود با نفس خودش که برای امام زمان (علیهالسلام) چکار باید بکند، الآن نیست. اگر قرار است یکی از ما سال دیگر اینجا نباشیم، بهترین چیزی که میخواهید این است که جهنمی نشوید و مغفرت بخواهید. دستتان از همه چیزتان جدا میشود، مالتان را کس دیگر میبرد، همسرانتان با کسان دیگری ازدواج میکنند، اینها تعابیری هستند که علی (علیهالسلام) دارد، خانههایتان هم که مال دیگران میشود، خودت یک کاری کن جهنم نروی. علی (علیهالسلام) فرمود: «... فَاعْمَلُوا وَ أَطِيعُوا لَا تَتَّكِلُوا وَ لَا تَسْتَصْغِرُوا عُقُوبَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّ مِنَ الْمُسْرِفِينَ مَنْ لَا تَلْحَقُهُ شَفَاعَتُنَا إِلَّا بَعْدَ عَذَابِ ثَلَاثِمِائَةِ أَلْفِ سَنَةٍ؛ پس کار نیک انجام دهید و از خدا اطاعت کنید. مطمئن نباشید و سزای گناه را از طرف خدا ناچیز مشمارید! زیرا شفاعت ما شامل حال «مسرفین» نخواهد شد، مگر بعد از سیصد هزار سال» بعضی از شما بعضی موقعها یک کارهایی می کنید که 300 هزار سال طول میکشد ما تازه دستمان به شما برسد، خودتان یک جوری ناشیگری میکنید، کار را خراب می کنید، مثل بچهای که مادر بهش میگوید دست نزن به آن، بچه دستش را میکند توی چرخ گوشت، تا مادر می آید دست را دربیاورد، چهارتا انگشت بچه قطع شده، ترقه بازی نکن، تا می خواهند بجنبند، منفجر شده چشمهای بچه از کاسه درآمده، یک بچه کور تا آخر عمر، خدا و اهلبیت (علیهمالسلام) میگویند دوروبر بعضی چیزها نپلکید، ما گوش نمی دهیم، با شهوت هم می پلکیم، بعد هم میگوییم نه برای ما خطر پیش نمیآید، مهمترین چیز در این شبها مغفرت است. لذا بعد از دعای ابوحمزه، یک دعای کوچکی است، بخوانید، ابکی ابکی ابکی، خدایا من گریه میکنم از لحظه مردنم، از تنهایی، از غربتم، از عذاب قبرم، از مارهای قبر و تنگی و تاریکی آن جا، ما که ککمان نمیگزد، ما در عمرمان واقعا 5 دقیقه هم ترس نیامده سراغمان؛ آدم از تنهایی خودش بترسد، بعد به التماس بیفتد، الآن هرکس برمی گردد به گذشته خودش ببیند از چه چیزهایی متنفر است، وقتی میگویند فلان کس یا فلان چیز این میریزد به هم، قول میدهم در فهرست این چیزهایی که ازشان میترسیم، یکیش آتش نیست. جهنم نیست. یا آدمها هستند، یا خبرها، یا مسائل مالی، یا خانوادگی، از این چیزها، حوصلهمان سر می رود و می ترسیم گریه می کنیم به خدا. اما این که یک نفر واقعاً بترسد فکر کند در عمرش، ده دقیقه فقط جدی ترسیده، پناه برده به خدا، نه ما اینجوری نیستیم، امشب، پس فردا شب، شب بیست و سوم، شما جوشن کبیر می خوانید، سیصد بار، یعنی شبی صدبار به خدا میگویید: «سُبْحانَكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ يا رَبِّ یارب». خدایا خلاص کن ما را. علی (علیهالسلام) می فرماید شما بدنهایتان را می شناسید، نه تحمل آسیبها نه غصههای دنیا را دارد. اگر اینها به شما برسند دیوانهتان میکنند، پس چه جوری آخرت را تحمل می کنید؟ اگر نمیتوانید نروید آنجا. پافشاری نکند آدم که برود جهنم. روی کاهل نمازی اصرار دارد، روی حجاب بد اصرار دارد، روی اینترنت اصرار دارد، روی ماهواره و موسیقی حرام اصرار دارد، روی بیتقوایی اصرار دارد، روی خلقیات بد اصرار دارد، روی حساسیت و عصبانیت اصرار دارد، روی تکبر و نفرت اصرار دارد، همهاش اصرار، تو که تحملش را نداری اصرار نکن بروی جهنم، تو آدم این کار نیستی خب نرو. امشب قرآن را که برمی داریم میگذاریم روی سرمان میگوییم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِيهِ؛ خدایا از تو می خواهم به این کتابت که نازل کردی و هرچه در این کتاب هست». هرچه در این کتاب اسم اعظم، اسم اکبر تو و اسماء حسنای توست، یعنی خیلی قیمت دارد این کتاب، قرآن یعنی ظهور کتبی حق تعالی، کلام کتبی حق تعالی. خیلی قیمت دارد. ائمه برای حفظ این کشته شدند. گران قیمتترین چیز خدا را برداشتی گذاشتی روی سرت، آن چیزی که بهش امید داریم در این کتاب است، میگویی خدایا من را پناه بده، من جزو آزادشدگان از آتش قرار بده. من جهنم نروم. اگر امسال بمیرم، اگه رفتم، خدا می گوید این خطر جهنم از هر خطری بدتر است، پیامبر فرمود خدا تعجب میکند از چند نفر، یکی کسانی که وقتی آرزو میکنند بهشت به آن عظمت را از خدا نمیخواهند، آویزان خدا نمیشود، و یکی اینکه آدم ها از خیلی چیزها بدشان میآید، به من از خیلی چیزها پناه می برند ولی از جهنم پناه نمی برند به من، از سوسک می ترسد، از مار و عقرب و زلزله و تاریکی می ترسد، از مادر شوهر میترسد، از مادرزن می ترسد، از طلبکار و صاحبخانه میترسد، اما تا حالا 5 دقیقه ترس از جهنم توی تنش نیفتاده. چندتا روایت برایتان بخوانم. پیغمبر میفرماید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ؛ خدایا همانا من پناه میبرم به تو از عذاب قبر و عذاب جهنم» این دوتا. یک موقع میگوییم جهنم یعنی کل عذاب، محل عذاب، تخصصی تر که بخواهیم بگوییم، جهنم هفت طبقه است، بدترین جای جهنم آن جایی که از همه جا بدتر است، و پایین تر است بهش می گویند جهنم. طبقه هفتم. بالاترش شخصیتهای مختلف از لحاظ روانشناسی سنخیت دارند با طبقه های مختلف جهنم، دنیا، دین فرصتی است برای اینکه ما از پایینترین طبقه بیاییم تا بالاترین طبقات و بالاترین طبقه را رد کنیم بروید به بهشت. خداوند از تاریکیها به نور میبرد. هرچقدر خودت را بسپاری به دین و خدا، می آیی بالا و بالا و بالاتر، تا برسی به نور. یعنی از تاریکیها، دربیایی. طبقه بالاترش لظی، طبقه بعدش حطمه است، «وَ مَا أَدْرَئكَ مَا الحْطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتىِ تَطَّلِعُ عَلىَ الْأَفْئدَةِ» قرآن می گوید تو چه میفهمی حطمه چه جوری جایی است، یک جایی است که جدا از جسم، روح را هم میسوزاند. یک جای دیگر هست سقر، یک جای دیگر است بالاترش، جهیم. یک جای دیگر است سعیر است، بالا بالاییش هاویه است، «فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ* وَ مَا أَدْرَئكَ مَا هِيَهْ؛ پناهگاهش «هاويه» [دوزخ] است! و تو چه مىدانى «هاويه» چيست؟!» کاری نداریم به اینها، خیلی مفصل است، معمولا آدمها طاقت ندارند این حرف ها را بشنوند، دلشان می گیرد، پیامبر فرمود از هردویش به خدا پناه ببرید. خودش فرمود: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ حَالِ أَهْلِ النَّارِ؛ من پناه میبرم به خدا از حال اهل جهنم» بعد هم راهکاری به ما دادند، فرمودند هر بندهای اگر میخواهد جهنم نرود روزی هفت بار جدی بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّيْ أَسْأَلُكَ الْجَنَّةَ وَأَعُوْذُ بِكَ مِنَ النَّارِ؛ خدایا من از تو بهشت را میخواهم و از آتش به تو پناه میبرم». خود پیغمبر گفت هرکس هفت بار این را بگوید، هفت بارش میشود یک دقیقه. ما انقدر هم ترس نداریم که بگوییم، آدم وقتی این کار را میکند جهنم دلش به حال این بنده خدا میسوزد، می گوید خدایا پناهش بده از من، یک دعا هست علی (علیهالسلام) در قنوت نماز شبش میخواند، در قنوت نماز شب گفتند سیصد بار بگویید العفو، العفو یعنی من جهنم نروم، غیر از استغفار است، استغفرالله یعنی خدایا عذاب نکن قهر هم نکن، انگار نه انگار من گناه کردم، ولی العفو یعنی من را جهنم نبری خدایا، من نمی توانم، سیصد بار بگو العفو، هفتاد بار بگو استغفرالله، بعد که چهل تا مؤمن را دعا کردی بگو: «هذا مَقامُ الْعائِذِ بکَ منَ النّار» خدایا این یک مقامی است که کسی ایستاده جلویت که دارد از جهنم به تو پناه میبرد، یک دقیقهاش را هم نمیتوانیم تحمل کنیم، علی (علیهالسلام) در قنوتش میخواندهای آن که مرا گرامی داشتی، و شرافت دادی و نعمت دادی، از زقوم به تو پناه میبرم، زقوم خوراک جهنمیهاست، و از آب جوشان به تو پناه م برم، در روایت داریم، اولین چیزهایی که در استقبال به جهنمیها میدهند یک آبی است که وقتی می خورد تمام این امعاء و احشایش ذوب میشود می ریزد بیرون، انقدر داغ است، حالا حضرت وقتی میخواهد بگوید پناه می برم به تو، میگوید یا رب النار، ای پروردگار آتش، به تو پناه میبرم، خدا نکند آدم یک جوری خدا را ناراحت کند، به خشم بیاید خدا برای آدم، خدای حلیم، خدای غفور، خدای رحیم، خدای رحمان، بگوید این جهنم برود. علی (علیهالسلام) فرمود، شما بعضیهایتان یک کارهایی می کنید دست ما بعد سیصد هزار سال به شما می رسد. هرچه ما در دنیا سعی کردیم شما را جمع کنیم دوروبر خودمان، فرار کردید رفتید دنبال بچه بازی و کارهای خودتان، بعضیها هستند شبهای قدر پیدایشان میشود، بعضی ها فقط شب بیست و سوم یک ساعت میآیند و می روند. امشب به بنده خدایی گفتم کجا می روی؟ گفت امشب یک جایی میروم تنها باشم، چون رفیقانم همهشان با من هر هر کر کر دارند، می گفت نجات پیدا کنم بروم جایی که تنها باشم، از خفتن در آتش، در میان طبقات آتش، در سایههای آتش، در روز آتش، به تو پناه میبرم، پدرمان اینجوری قنوت میگرفته. نقطه مقابلش حالا بهشت را میخواهد، خدایا جای هیچکدام از ما آنجا نیست، به تو پناه میبرم، خدایا آسودن در بهشت را در میان جویبارها، پیامبر فرمود هرچه شما از ما و خدا بشنوید در قرآن، آنی که آنجا هست غیر از آن چیزی است که شما تصور می کنید، در میان جویباران و درختان و میوهها و گلها و خدمتکاران و همسران بهشتی را از تو می خواهم، خدایا این را نصیبم کن. پیامبر فرمود: وقتی مؤمن میرود دم در بهشت، یک چیزی بهش نشان میدهند که اگر خدا فرشته ای را نفرستد سمتش، جان می دهد از شدت هیجان، قالب تهی میکند. این تعبیری که در روایت آمده این است، نزدیک است روحش پرواز کند برود، اینقدر ذوق زده میشود، همین دم در بهشت، حضرت میفرماید خدایا من آن را نمی خواهم، اینها را میخواهم، خدایا بهترین بهترینها را که همان خشنودیت و بهشت است، از تو می خواهم و از بدترین بدها که همان خشم تو و آتش است، به تو پناه میبرم. بعد می گوید اینک در پیشگاه تو کسی استاده است که از آتش به تو پناه میبرد. این حدیث از امیرالمؤمنین را بخوانم: «اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ لِهَذَا الْجِلْدِ الرَّقِيقِ صَبْرٌ عَلَى النَّارِ فَارْحَمُوا نُفُوسَكُمْ فَإِنَّكُمْ قَدْ جَرَّبْتُمُوهَا فِي مَصَائِبِ الدُّنْيَا؛ بدانيد كه اين پوست نازك تحمل آتش را ندارد، پس به خودتان رحم كنيد، شما در مصيبتهاى دنيا آزمايش كردهايد» اعلموا، بدانید، وقتی میگوید بدانید یعنی خیلی مسئله جدی است، ما تحمل عذاب و آتش را نداریم، به خودتان رحم کنید، خودتان به خودتان رحم کنید، این همه چراغ قرمز گذاشتیم، حرامها را گذاشتیم، گفتیم اینجا جهنم است، مکروهات هم علامت خطر هستند، از آن طرف بهشت را گذاشته که واجبات الهی هستند، میگوید ما دارم به شما اعلام خطر می کنیم به این سمت نروید. شما خودتان تجربه کردید، نفوس خودتان و روحیه خودتان را در مصیبت های دنیایی تجربه کرده اید که آدم این کار نیستید، گاهی وقتها مصیبتهای دنیایی آدم را خل میکنند، گاهی وقتها آدم می رود قرص میخورد، خودش را از ساختمان پرت میکند پایین، می گوید دنیا را که نمیتوانید تحمل کنید، آنجا را چه جوری می توانید تحمل کنید، احمق کسانی که می روند خودکشی میکنند، فکر میکنند اگر خودکشی کند راحت میشود، تو خودکشی کنی از یک کار سخت به یک کار بی نهایت سخت تر خودت را انداختی. ما اگر عذاب آن جا را ببینیم، تمام مشکلات دنیا برای ما آسان می شوند. آدم فقط یک بار باید آنجا را ببیند. دیگر از مشکلات زندگی ناله نمیکند. ولی ما نمی بینیم، فکر میکنیم همه سختی یعنی این چیزی که در دنیا گرفتارش شدیم. آمد خدمت پیغمبر، دید ایشان خوابیده روی حصیر خرما، گریهاش گرفت، پیغمبر فرمود: چرا گریه میکنی؟ گفت آقا پادشاهان روی تخت و ناز و نعمت، تو که پیغمبر خدا هستی، پیامبر گفت چیه بدت میآید دنیا مال آنان باشد آخرت برای ما؟ مسیح فرمود روی حصیر خوابیدن و نان جو خوردن در طلب بهشت خیلی آسان است. حالا بعضیها به خیلی چیزها قانع نیستند، حتماً باید خمس ندهد، زکات ندهد، جهنمیکند، مال حرام بخورد، با ظلم و حقه بازی، با چه بدبختی این را بخورد، یعنی برای اینکه تلویزیون معمولیش را بکند ال سی دی باید گناه کند، خانه اش را میخواهد از یک جا ببرد جای دیگر، باید کلی حرام بخورد. حاضر نیست سختی بکشد و قانع باشد. حضرت میگوید شما این کاره نیستید، ببینید به عثمان چه می گوید، عثمان یک شب رفته بود خانه پولداری غذا خورده بود، از خدا بترس، به چند قرص نانت بسنده کن، تا از آتش رهایی یابی. اینجوری که تو شکم چرانی میکنی، پیامبر فرمود:«أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِي النَّارَ الْأَجْوَفَانِ الْبَطْنُ وَ الْفَرْجُ؛ بیشترین چیزی که سبب دوزخی شدن امت من میشود، دو چیز میان تهی است، شکم و فرج» بدبختی آدم ها همین هاست. یک کشور ده میلیونی سومالی که مسلمانند، چندهزار نفرشان روزانه از گرسنگی می میرند، تا خرخره می خورد آقا، مهمانی افطار میدهد، 500 هزار تومان هزینه میکند، خدا شاهد است سراغ دارم یک مهمانی که یک میلیارد خرجش میکنند، عزیز دلم تو که یک مهمانی افطارت صدهزار تومان است باید 50 هزار تومان بریزی به حساب گرسنه ها. همت کرده یک دو هزار تومانی از پول هایش برداشته که وجدان خودش را راحت کند. تو با زن و بچه ات و فامیل هایت بخوری و بیفتی به اضافه وزن و چربی و اوره به آروغ زدن، آن همه مسلمان گرسنه آنجا دچار قحطی هستند. ما خیلی بد زندگی میکنیم. «أَ فَرَأَيْتُمْ جَزَعَ أَحَدِكُمْ مِنَ الشَّوْكَةِ تُصِيبُهُ وَ الْعَثْرَةِ تُدْمِيهِ وَ الرَّمْضَاءِ تُحْرِقُهُ؛ وقتى خارى به بدن يكى از شما مىرود و يا به زمين مى خورد و خونى مىشود و يا شنهاى داغ پايش را مى سوزاند چگونه بيتابى مى كند» آیا دیدهاید که هریک از شما از خاری که در بدن او می رود یا لغزیدنی که خونینش میکند، خار رفت توی دستت، پایت خون آمد، چه الم شنگه ای راه می اندازی. در جهنم طرف که وارد میشود چشمش را از حدقه در می آورند، یا از دیگی داغ که پایش را میسوزاند چهسان بیتابی میکند، سر گاز داشتی غذا درست میکنی روغن میافتد روی بدن آدم، آب جوش میریزد روی دستت، «فَكَيْفَ إِذَا كَانَ بَيْنَ طَابَقَيْنِ مِنْ نَارٍ ضَجِيعَ حَجَرٍ وَ قَرِينَ شَيْطَان؛ پس چگونه است آنگاه که میان دو لایه از آتش قرار گیرد و هم بستر سنگ باشد و همدم شیطان» آیا میدانید که مالک، فرشته جهنم، آنگاه که بر آتش خشم گیرد، از خشم او آتش به تلاطم میآید، و آنگاه که بر آن نهیب بزند، از نهیب او بیتابانه میان درهایش در هم میجهد. ای پیر سالخورده، که موی سپید وجودت را فرا گرفته، چه حالی خواهی داشت آنگاه که طوق های آتش به استخوآنهای گردن چسبد، این طوقها گوشت را آب میکنند می چسبند به استخوان، وقتی دست بند میزنند این آنقدر داغ است که آب میکند گوشت را و می رود میچسبد به استخوان، چه حالی خواهی داشت. لذا فرمود: بیشترین همتتان در شب قدر این باشد که آن سمتها پیدایتان نشود. خود حضرت یک جاهایی عذابها را میگوید و در مقابلش عذابهای بهشتی را میگوید. میگوید تو یا میتوانی آنجا باشی یا اینجا. مقایسه بین بهشت و جهنم میکند. خدایا به حق محمد و آل محمد و به حق امشب و به حق امام زمان و این ماه شریف و همه اسماء حسنی قسمت میدهیم، به مغفرت و جود و کرمت، قسمت میدهیم که ما را برای همیشه از جهنم دور نگه داری.
والحمدالله رب العالمین.