جلسه 073 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
73
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 073 - شرح حدیث عنوان بصری

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ (أعرِضُوا عَن کُلِّ عَمَلٍ بِکُم غَنَیً عَنه وَاشغَلُوا أنفُسَکُم مِن أمرِ الآخِرَۀِ بِما لا بُدَّ لَکُم مِنه) بحثمان درباره عمر رسید به بحث درباره پرهیز از امور لغو و بیهوده، روایتی از امیرالمؤمنین(ع) هست غرر الحکم جلد 2 صفحه 263 میفرماید که اعراض بکنید پرهیز بکنید دوری بکنید از هر عملی که شما از آن بینیازید نسبت به آن غنا دارید.@ غنا دارید یعنی اگر انجام ندهید کم نمیاورید اذیت نمیشوید نیازی به آن ندارید کارهایی که به آن نیاز ندارید خودتان میدانید که زیاد سر راه انسان قرار میگیرد کارها، وقت گذاریها، حرف زدنها، خریدنها، مسافرت رفتنها، تفریحها، خوردنها، خیلی چیزهای زیادی سر راه انسان قرار میگیرد که انسان به آنها نیازی ندارد.@ اگر انجامش ندهد و برایشان وقت نگذارد به آنها نپردازد به جایی برنمیخورد(وَاشغَلُوا أنفُسَکُم) و مشغول کنید خودتان را(مِن أمرِ الآخِرَۀِ بِما لا بُدَّ لَکُم مِنه) درباره کارهای آخرتیتان مشغول کنید خودتان را به چیزی که هیچ چارهای از آن ندارید.@ یعنی عمرتان و وقتتان را بگذارید روی کارهایی که قطعاً در آخرت به آن احتیاج پیدا خواهید کرد این بحث را زیاد تکرار کردم مختصرش را باز تکرار میکنم که ما حالتمان در دنیا، ماهیتمان ماهیت جنینی هست.@ و دنیا برای ما مثل یک رحم میماند و جنین در رحم باید به فکر چیزهایی باشد که بعد از تولد به دردش میخورد به کارش میاید و چارهای هم ندارد از اینکه آنها را داشته باشد یعنی اینطور نیست که بگوید اگر نداشتم به جایی برنمیخورد، برمیخورد.@ حتماً وقتی میخواهی به این شرائط زیستی دنیا بیایی یک جنین وقتی میخواهد بیاید قلب، دست و پا، چشم، انگشت، تعادل بین اعضا و جوارح، پوست اینهایی که نیاز هست میخواهد آنچه که برای شرائط اینجا احتیاج هست جنین باید بیاورد(لا بُدَّ لَکُم مِنه) برای جنین چارهای نیست از این وسائل، باید تهیه بکند و بیاورد.@ آن موقع که جنین در رحم مادر هست وقتی به او نگاه بکنی میبینی یک سلسله حرکاتی دارد انجام میدهد شاید برای ما این حرکات بیمعنا باشد، چه موقع معنادار میشود؟ زمانی که متولد میشود و معلوم میشود که اینجا به تمام آن سلولها، عصبها، پیها، استخوانها، گوشتها، به همه آنها احتیاج بوده به تکتک آن سلولها احتیاج داشته که آن همه آنجا زحمت میکشیده.@ اما اگر در رابطه با خود رحم بخواهی در نظر بگیری، نه، در رابطه با خود رحم چشم، گوش، دست، پا، دستگاه تنفس به درد نمیخورد خیلی چیزها هست که آنجا کارآیی ندارد در دنیا هم ما اینطوری هستیم شاید احساس بکنیم که یک سلسله از وقتگذاریهای ما به جایی هم برنخورد اگر ما وقت نگذاریم.@ مثل اینکه شما یک مدتی در این کلاس شرکت میکنید یا کلاسهایی یا جلساتی شبیه به این، بعد از مدتی میگویید ولش کن بیخیال، بعد هم نمیروید میبینید که هیچ اتفاقی نیفتاد، میگویید حالا چه اتفاقی افتاد ما نرفتیم یاد نگرفتیم؟ یا چند وقت نماز نخوانیم به کجا برمیخورد؟@ بله شاید در دنیا احساس نشود، نه اینکه در دنیا ظهور ندارد در دنیا هم ظهور دارد اما نه آنطور که بعداً قرار است تحقق پیدا بکند موقع تولد، لحظه مرگ که میرسد و انسان قرار است متولد به ابدیت بشود تازه متوجه میشود همه آن چیزهایی که ترکشان کرده بود اینجا الان لازمشان دارد و دیگر فایدهای هم ندارد کاری نمیتواند بکند.@ جنین بعد از تولد نمیتواند یک بند انگشت اگر کم آورده باشد به خودش اضافه کند تا آخر عمر باید آن کمبود بند انگشت را تحمل بکند با خودش نقص آورده کاری نمیشود کرد یک طوری نشود موقعی که ما خواستیم از این دنیا برویم آنجا تازه بگوییم چقدر کارهای زمین مانده داریم راهش هم همین است که بزرگان فرمودند.@ فرمودند دائماً به یاد مرگ باشید به یاد تولد باشید تولدهای ما معلوم نیست الان خیلی از ما قاچاقی زنده هستیم یعنی باید هفت باره به آنطرف رفته باشیم داریم قاچاقی زندگی میکنیم هر لحظه ممکن است سراغ ما بیاید(أقرَبُ الشَیء الأجَل) علی(ع) فرمود نزدیکترین چیز به انسان مرگ است.@ اگر انسان توجه بکند به اینکه هر لحظه ممکن است به آن سمت متولد بشود خودش میفهمد که چه لازم دارد و چه کارهایی اضافی است باید کنار بگذارد چه چیزهایی را احتیاج دارد و باید برایش وقتگذاری کند در روایت به ما فرمودند که اگر کسی بدون وصیتنامه بمیرد به مرگ جاهلیت مرده.@ یعنی مسلمان نمرده به خصوص آنهایی که زن و بچه دارند خیلی لازم است آنهایی که متأهل هستند واجبتر هست آدم وقتی میخواهد دست به قلم ببرد و وصیتنامهاش را بنویسد میبینی که خیلی چیزها یادش میاید از گذشته که باید جبران بشود این آمادگی برای ما ایجاد میکند.@ یاد مرگ یعنی یاد تولد، بد هم هست که ما شیرینترین لحظهای که خداوند برای ما در نظر گرفته یعنی لحظه تولد به ابدیت، هیچ لحظهای از این شیرینتر و زیباتر نیست حضرت فرمود لحظه عروسی مؤمن است لحظه انتقال به آنجا، خرابکاری بکنیم لحظه را خراب میکنیم.@ شما میبینید که دامادی یا عروس خانمی که شب عروسی سر یک مسأله کوچکی بامبول در میاورند فتنهانگیزی میشود عروسی به هم میخورد دو فامیل به هم میریزند میگویند عجب داماد احمقی هست آخه الان وقت این حرفهاست که بزنی عجب عروس احمقی هست.@ الان وقت این هست که سر یک پُرس غذا با یک نفر جر و بحث بکنی مهمانی به هم بریزد گاهی وقتها ما عزیزترین لحظه زندگیمان را یعنی لحظه تولدمان را خراب میکنیم یعنی به آن نمیپردازیم جدی نگرفتیم یعنی برایمان خیلی مسأله شورانگیزی نیست در زندگی ما هنوز موضوعیت پیدا نکرده آن لحظه.@ در حالی که وقتی به همین عزیزانی که برایشان صلوات میفرستیم نگاه میکنیم پیامبر و آلش(ع) نگاه میکنیم میبینیم که اینها شیرینترین لحظهشان آن لحظه بوده همیشه هم به فکر آن لحظه بودند آن لحظه را حساسترین لحظات میدانستند.@ لحظهای که ما از رحم و فشارها و تنگیها و محدودیتهای آنجا، خستگیهای آنجا، دردهای آنجا میخواهیم راحت بشویم و تازه میخواهیم نفس بکشیم میخواهیم وارد جایی بشویم که نه دردی وجود دارد نه محدودیتی وجود دارد.@ نه تاریکی و غمی وجود دارد نه ظلمتی وجود دارد شادی، کمال، بهجت، سرور، عظمت، آسایش، آرامش، اول شادی هست و این لحظه را ما خراب میکنیم به صورت جدی برایش سرمایهگذاری نمیکنیم دلمان برای خودمان نمیسوزد حیفمان نمیاید خرابش میکنیم برایمان موضوعیت ندارد.@ خیلی لحظه باشکوهی است لحظهای که انسان میخواهد به آنجا منتقل شود تولد پیدا بکند خیلیها به استقبال میایند برای جشن تولد انسان، چون آنهایی که در برزخ هستند ابدیت را بهتر از ما درک میکنند آنها میدانند عظمت آنجا چه خبر است.@ آنها میفهمند که ما داریم کجا میاییم در کجا هستیم و کجا میاییم، دلشوره دارند ناراحت ما هستند به استقبال میایند لحظه بسیار مهمی هست ولی خدا نکند که انسان آماده نباشد کجوکوله برود و آنها همه ناراحت میشوند همه آن کسانی که ما را دوست دارند به انتظار ما هستند ناراحت میشوند که ما ناقص و مریض و ضعیف برویم.@ اگر ما به یاد این روابط باشیم و این روابط برای ما اهمیت داشته باشد حیفمان میاید خرابش بکنیم یعنی تمام زندگیمان را فدای همان یک لحظه میکنیم چون لحظهای است که یک لحظه نیست شروع یک ابدیت است یک تولد هست اما یک ابدیت شروع میشود.@ میارزد که آدم تمام عمرش را مراقب و مواظب باشد خودش را آماده بکند که آن لحظه را درست برود اینجا هیچی نیست یک سراب بیشتر نیست نگاه کنید الان چقدرش گذشته، هر کدام از ما نصف، اگر عمر طبیعی که پیامبر گفته برای ما باشد 60 سال، بیش از نصفش را تمام کردیم دو سومش را تمام کردیم.@ چیزی به نفسهای ما نمانده یعنی زیاد نمانده به اینکه تمام شود همینطوری هم اگر مرگ سراغمان نیاید و آن مرگ طبیعی یک عمر متوسطی که پیامبر گفته نصیب ما بشود زیاد فاصله با آن نداریم الان نگاه کنید چقدرش گذشته، هر کدام ما 20 سال 25 سال 30 سال 40 سال از آن را گذراندیم خیلی فرصتی نداریم برای لحظه انتقال به آنجا.@ عشق و محبت و شادی و انس با آنطرف میخواهد انس با همه کسانی که قرار است به استقبال ما بیایند و دوست دارند ما را سالم ببینند این باعث میشود که ما به خودمان بپردازیم وقتمان را بگذاریم برای چیزهایی که اهمیت دارد بعداً وقت کم میاوریم.@ بعداً میگوییم که ای کاش ما طور دیگری زندگی میکردیم یک طور دیگر جوانی را گذرانده بودیم الان دیگر وقت کارهای زائد نیست مثل جنین، جنین اصلاً وقت نمیگذارد برای کارهای زائد، هر کاری هست از لحظهای که تشکیل میشود تا زمان تولد یکسره دارد کار میکند.@ (شُعارُ المُؤمِن العَمَل) یکسره حریصانه کار میکند چون خیال ندارد آنجا بماند جدی هم نمیگیرد جنین وقتی میبینی دارد فعالیت میکند این همه فعالیت در رحم، دنیا را جدی گرفته که این همه فعالیت میکند ولی میبینیم که جنین با رحم خیلی کار زیادی ندارد فقط از آن استفاده میکند.@ سوار رحم هست رحم را به استخدام خودش در میاورد برای اینکه میخواهد به تولد برسد میبینی که خیلی با نشاط و شادابی دائماً فعالیت میکند خودش را به تولد سالم میرساند ما هم همینطور خیلی نباید اینجا و روابطش را جدی گرفت باید واقعاً برای آخرت وقت گذاشت و عاشق آخرت شد.@ آخرت باید اساسیترین موضوع زندگی ما باشد تازه ما بشویم یک آدم متعادل و سالم، بدون اینکه آخرت اساسیترین موضوع زندگی ما باشد به خصوص یک جوان ما هیچ وقت به تعادل یا به تولد سالم نخواهیم رسید.@ اساسیترین موضوع برای یک جنین تولدش هست و اساسیترین موضوع برای ما که جنین هستیم در رحم مادر باید مسأله تولدمان به آخرت باشد یک جوان وقتی فهرست میکنند متأسفانه نظام آموزش و پرورش و نظام تعلیم و تربیت ما و نظام فرهنگی که در کشور متأسفانه گسترش پیدا میکند نظام فطرتمداری نیست.@ یعنی به یک جوان از طریق صدا و سیما و تلویزیون و سینما و مطبوعات و خیلی چیزهای دیگر آنچه که انتقال داده میشود دغدغه حیات ابدی یک جوان نیست یعنی نظام تعلیم و تربیت ما یک نظامی نیست که جوان را طوری تربیت بکند که جوان به بلندای ابدیت برای دنیا و آخرت خودش برنامهریزی بکند.@ یعنی دنیایش را در راستای ابدیت به عنوان مقدمه ابدیت ببیند و برایش برنامهریزی بکند جوانها را که نگاه کنید میبینید که فارغ از اساسیترین مسأله زندگیشان یعنی مسأله تولدشان هستند اصلاً بیخیال است اصلاً به این مسأله فکر نمیکند.@ وقتی نگاه میکنیم دغدغه یک جوان دغدغه طبیعی است دغدغههایی است که میخواهد خودش را تلف کند در این رحم مادر و چیزی برای آنطرف فکر نیست برای آنطرف وقتی نمیگذارد و این دروغ خیلی خیانت بزرگی است.@ اینطور تربیت کردن انسانها و اینطوری موج فرستادن روی اذهان جوانها و ایجاد غفلت نسبت به حیات ابدیشان، چه ما را گول بزنند چه گول نزنند ما مرگی داریم و ابدیتی داریم به ما بگویند یا نگویند این مسأله هست 124 هزار پیغمبر خدا برای این مسأله فرستاده مگر شوخی است هزاران هزار پیغمبر به خاطر این قضیه کشته شدند.@ ائمه 14 معصوم داریم 13 معصوم به شهادت رسیدند این پیام خون یعنی چی، عاشورا یعنی چی، کربلا یعنی چی، اینها میخواهد به ما چه بگوید، این همه مراجع عظیم اسلام، مراجع بزرگ، علما، مجتهدین به شهادت رسیدند در همین 20 سال انقلاب ببینید چقدر از علما و مراجع به شهادت رسیدند و خونشان ریخته شده.@ شهدای محراب یعنی چی، شهید دستغیب کیست، شهید صدوقی کیست، آیت الله مدنی کیست، اشرفی اصفهانی کیست، آقای قاضی کیست، شهید بهشتی کیست، شهید مطهری کیست، شهید مفتح کیست، مگر یکی، دوتا، دهتا هستند.@ این همه شهدای بسیج، شهدای انقلاب اسلامی، ما باید خیلی گوشمان کر باشد و چشممان کور باشد که نشنویم و نبینیم و بعد از این همه حماسه و این همه حرف و این همه خونریزی بعد تازه سرمان در کار خودمان باشد بخواهیم عمر و جوانیمان را تلف کنیم نمیتوانیم قیامت جواب بدهیم آخرت نمیتوانیم.@ شب اول قبر هیچ کس نمیتواند جواب دهد که هیچ کس به من نگفته بود نمیدانستم، در این ممکت اصلاً هیچ کس نمیتواند بهانه بیاورد که من نمیدانستم، میگوید تو سر کوچهتان که رد میشدی اسم شهید خورده بود تا حالا فکر کردی شهید یعنی چی، برای چه شهید شده، چرا به این شهید میگویند.@ تلویزیون را که باز میکردید فیلم جنگ و جبهه را نشان میداد روایت فتح نشان میداد زندگی شهدا را نشان میداد این همه تبلیغات در صدا و سیمای شما بود راجع به اینطور مسائل، مگر میشود بگویید نمیدانستم.@ این همه کتاب اطرافتان بود این همه علما و روحانیت بود این همه جوانهای مهذب و پاک اطراف شما بود غیر از شما زندگی میکردند آنها دیوانه و خُل بودند! کسی نمیتواند انکار بکند لذا میفرماید(أعرِضُوا عَن کُلِّ عَمَلٍ بِکُم غَنَیً عَنه) دوری کنید از هر کاری که به آن نیازی ندارید.@ نکنید به هیچ جا برنمیخورد ما اگر این همه تلویزیون که نگاه کردیم نگاه نمیکردیم میمردیم؟ نه، هیچ طوری نمیشد، آن قسمتهایی که نتوانستیم توفیق داشتیم و ندیدیم، خوشبختانه مشکلاتی برایمان پیش آمد به کارهای جدیتری پرداختیم و ندیدیم به جایی برخورد؟.@ نه، و خیلی کارهای دیگر که نکردیم، نمردیم از بقیه هم کم نیاوردیم بقیه هم که نگاه کردند چیزی به آنها اضافه نشده جز یک قوه خیال و یک واهمه آلوده که بعد هم باید کلی مصیبت بکشند که این را از خودشان پاک کنند چون شاکلهساز است دیدنیها شاکله را میسازد شنیدنیها شاکله میسازد.@ وقتی میبینی و میشنوی شاکلهات شکل میگیرد بعد چطور میخواهی از شر این خلاص بشوی سلولسازی است یک جنین میبینی سلول که میاید جنین که نمیتواند نسازد، میسازد ولی یک جنین زرنگ یک موقع میبینی قلب و گوش و دست و پا و مغز میسازد.@ یک جنین میبینی که دُم و پای اضافه و سر اضافه و غدههای اضافه میسازد، نمیتواند نسازد باید بسازد ما دیدنیها و شنیدنیها و گفتنیها و خیالات و افکارمان خودبهخود شاکله آخرتی ما را دارد میسازد چه بخواهیم چه نخواهیم، یک موقع میبینی عرضه داریم کنترلش میکنیم به نفع ابدیتمان شکلش میدهیم.@ یک موقع میبینی که نه خودمان را رها میکنیم در این امواج شنیدنیها و خوردنیها و دیدنیها و تفکرات و خیالات و اوهام و افکار، بعد میبینی که هیولایی ساخته میشود برای آنجا، اینکه پیامبر میفرماید امت من به صورت ده حیوان روز قیامت محشور میشوند همه هم امت پیامبر هستند.@ ولی کسانی هستند که نتوانستند دیدنیها و شنیدنیها و کارها و اوقاتشان را کنترل کنند سر از حیوان عجیب و غریب در آورد این هوشیاری میخواهد که انسان خودش را به سمت انسانیت و شکل زیبا ببرد آنوقت مشغول بکنید خودتان را به امر اخرت به چیزی که(بِما لا بُدَّ لَکُم مِنه) چارهای ندارید.@ یعنی باید برای آخرتتان تهیه بکنید از شما میخواهند خدا دارد گزارش میدهد همان که دنیا را ساخته آخرت هم او ساخته همان که دنیا مال اوست آخرت هم مال اوست او دارد میگوید که پنجاه هزار سال قیامت، به امام صادق(ع) فرمود پنجاه موقف ایستگاه و آنجا هر هزار سال یک سؤال اساسی از انسان میکنند که بایدی است.@ یعنی باید این ایستگاه را رد کنید باید وقت بگذارد برای این چیزهایی که باید برایش وقت بگذارد این وقت را که بیهوده به ما ندادند که ما برویم برنامهریزی برای خودمان، اول این بحث خواندیم اولین دستورالعملی که امام صادق داد فرمود برای خودتان بیخود برنامهریزی نکنید.@ عبد برای خودش تدبیر نکند، ننشیند به خدا بگوید خدایا من هم برای کسی هستم میخواهم اینجا کارهایی بکنم برنامهریزی دارم، رسیدم کارهای تو را هم انجام میدهم، نه کار ما همین است ما کار دیگری اینجا نداریم.@ ولی متأسفانه قوه واهمه دیکتههای اجتماع برای ما تکلیفهای زیادی میاورد روابط اجتماعی که ما خودمان را ملزم میدانیم که به خیلی از کارها بیخود برسیم بیخود خودمان را ملزم میدانیم اصلاً وظیفهمان نیست خودمان را ملزم میکنیم که به این چیزها بپردازیم که از اصلیترین مسائل میافتیم شیطان خیلی راحت انسان غافل را فریب میدهد.@ جلد 2 صفحه 226 (بِتَرکِکَ ما لا یَعنیک یَتِمُّ لَکَ العَقل) میفرماید با ترک کردنت چیزهایی را که به دردت نمیخورد عقلت کامل میشود وقتی چیزهایی که به دردت نمیخورد کنار میگذاری تازه عقل تو تکمیل میشود.@ یَتِمُّ لَکَ العَقل) عقل تو تمام میشود این هم مراقبت میخواهد یعنی به عنوان یک جوان ما باید بررسی کنیم در طول روز در طول هفته چه کارهایی اگر وقتی رویش نگذاریم به جایی برنمیخورد این کتاب را اگر نخواهم به هیچ جا برنمیخورد، نمیخوانم کنار میگذارم، این برنامه را اگر من شرکت نکنم به هیچ جا برنمیخورد.@ آنچه که برای من خیلی مهم است این هست که برای شما عزیزان از اول این دلشوره و دغدغه آخرت در قلبهای مبارک شما قرار بگیرد وقتی قرار گرفت خودش شما را هدایت میکند باور این قضیه بیاید آدم بلد است چکار بکند.@ باور این قضیه که بیاید آدم خودش را کنترل میکند مگر الان ما چطور داریم زندگی میکنیم هر کداممان یک حقوقهای بخور و نمیر دستمان هست وقتی میدانیم بیرون یک خبری هست مبلغ یعنی چی پول یعنی چی ارزش پول یعنی چی، خرجهایمان را کنترل میکنیم داریم زندگی میکنیم گاهی وقتها قرض میگیریم.@ گاهی وقتها وام میگیریم گاهی وقتها پسانداز میکنیم بالأخره داریم زندگی میکنیم اینطور نیست که اگر حقوقمان صد هزار تومان است همان را برداریم و بگوییم کار خوبی است برویم خوش بگذرانیم دو روزه بخوریم آنوقت 28 روز لنگ بمانیم.@ هیچ وقت هیچ کسی همچین کاری نمیکند میگوید من میخواهم زندگی کنم 28 روز دیگر هم میخواهم لازم دارم باید خرجم را کنترل کنم عمر اینطوری است یک ابدیت را با این عمر پای ما حساب میکنند لذا مفت نباید تلفش کنیم.@ خانواده یک حدی دارد برای خانواده حدش را بگذار ولی بیشتر از آن بگذاری اضافه است بیخود خودت را سر بچهها و همسرت تلف کردی بعضی از خانمها میبینی که تمام آخرتشان میشود همین زندگی دنیایشان، البته خانمها با آقایان فرق دارد.@ یک خانم وقتی که وقتش را میگذارد برای همسرش و فرزندانش یک اجر خاصی میبرد راضی کردن کسان دیگر خیلی برایش مهم نیست غیر از یکسری وظائف الهی شرعی و وظائف سیاسی، اما یک مرد اینطوری نیست.@ یک مرد خیلی کارهای دیگر باید بکند تا خداوند از او راضی بشود خیلی جاهای دیگر را باید ببیند خیلی جاهای دیگر باید سرمایهگذاری کند که خدا از او راضی بشود ولی خیلی از خانمها هم هستند که شوهرشان از آنها انتظار زیادی ندارد.@ اما بیخود خودش را در زندگی تلف میکند آنقدر به زندگی میرسد که میبینی وقت برای اصلیترین کارهایش ندارد نماز اول وقتش عقب میافتد واجباتش میماند حال عبادتش میماند فرصت برای ارتباط با خدا و خلوت با خدا ندارد.@ برای مسائل معنوی و مطالعات دینی خودش ندارد یک مرد هم همینطور، باید تقسیمبندی بشود در تقسیمبندی هم توضیح دادند در نحوه وقتگذاری، تقسیمبندی بکنیم از وقتمان درست استفاده کنیم به چیزی که وظیفهمان هست برسیم.@ شما میبینید در صدر اسلام یکدفعه یک جنگ پیش میامد مثل جنگ صفین 19 ماه طول میکشید 19 ماه دست به شمشیر باید بیرون میرفتی یعنی از خانواده جدا بودی به سختی میتوانستی بیایی سر به خانواده بزنی وظیفهات بود که پا به پای امامت بایستی.@ هشت سال جنگ بوده در این مملکت، لازم بوده خیلیها از خانوادهشان جدا شوند و بروند پای کار بایستند زنها باید تحمل میکردند جدایی همسرانشان را، فرزندان باید تحمل میکردند جدایی والدینشان را، آقایان باید تحمل میکردند جدایی از خانوادهشان را.@ الان آن جنگ به یک شکل دیگر است ما در جنگ باید یک وقت دیگری بگذاریم نه اینکه فکر کنیم مملکتمان جنگ ندارد بیخود وقتمان را تلف کنیم نه الان هم جنگ هست بدترین وضعیت جنگ هست کاشکی آن جنگ بود خیلی برای ما برکات داشت لااقل کمتر شاهد سقط انسانها میشدیم.@ از وقتی که جنگ تمام شد اوضاع فرهنگی کشور به این ابتذال کشیده شد اما لااقل آن موقع این خونها حماسه میافرید این خونها اثر داشت خیلی کار میکرد پس تقسیمبندی وقت و ببینیم هر چیزی چقدر وقت لازم دارد بیشتر از آن اگر گذاشتی اسراف کردی و خودت را تلف کردی هر چیزی حدی دارد.@ (بِتَرکِکَ ما لا یَعنیک یَتِمُّ لَکَ العَقل) عقل ما زمانی کامل میشود یعنی ما زمانی آدم عاقل و فهمیده و طبیعی هستیم که یاد بگیریم با اضافات ارتباط برقرار نکنیم اضافات را کنار بگذاریم اضافات حرف بزرگی است.@ اضافات در همه مسائل هست در همه چیز میتواند اضافات بیاید این باید کنترل شده باشد غذا یک مقدار اضافه بخوریم از آخرت کم میشود خواب یک مقدار اضافه بشود از آخرت کم میشود صحبت کردن کلام اضافه بشود از آخرت کم میشود اینها همه هزینههای ما هستند پایمان هم حساب میشود.@ لباس، شما یک لباسی میخواهید بخرید حد لباس 15000 تومان است 20000 تومان بخری بعداً کم میاوری اینطور نیست که به جایی برنخورد حتماً برمیخورد میوه میخواهی بخوری یکذره اضافهتر بخوری بعداً از تو کم میشود.@

حتماً از انسان کم میشود اضافه برای چه به آن بپردازیم آب نصف لیوان کافی است نصف لیوان بخور آن نصف دیگر را اگر خوردی از تو کم میشود ضرر میکنی بیشتر مصرف میکنی مثالهای کوچک و مبتذل میزنم که مسائل بزرگتر راحتتر جا بیفتد و ادراک بشود.@ جلد 4 صفحه 18 (دَع ما لا یَعنیک وَ اشتَغِل بِمُهِّمِکَ الذّی یُنجیک) رها کن چیزی را که به دردت نمیخورد(ما لا یَعنیک) یعنی چیزی که مقصود حقیقی تو نیست به کار تو نمیاید جنین دُم، یک غده یک صورت یک سر یک انگشت اضافه به کارش نمیاید که وقت بگذارد و بسازد.@ میگوید چیزهایی که به دردت نمیخورد مقصود حقیقی تو نیست به عنوان یک انسان و تو به آن نیازی نداری رهایش کن(دَع ما لا یَعنیک وَ اشتَغِل بِمُهِّمِکَ الذّی یُنجیک) به مهمی بپرداز یعنی به کار مهم خودت بپرداز که تو را نجات میدهد.@ حالا یک جنینی متولد شود چشم و گوش نداشته باشد اذیت میشود دستگاه تنفسش خوب کار نکند دائماً درد دارد حالا با خودش دو دست اضافه آورده باشد به چه کارش میخورد به جای این دو دست یک دستگاه تنفس خوب میساخت.@ اینکه من اصرار دارم و تأکید میکنم برای اینکه خیلی از شما الان جوان هستید در معرض تکاثر هنوز قرار نگرفتید هنوز امتحانتان شروع نشده لحظه امتحان شما میرسد یکدفعه میبینید از این حرفهایی که از ما شنیدید شاید 90% گاهی وقتها همهاش میپرد چیزی یادتان نمیماند و آخر هم همان اشتباهی را میکنید که بقیه کردند با اینکه اینها را شنیدیم و فهمیدیم.@ شما فکر میکنید این کسانی که الان در تکاثر افتادند در مدیران و دولتمردان ما اینها این حرفها را بلد نبودند؟ بله، به آنها کسی نگفته بود؟ بله، ولی الان چطور یک ماشینش را میخواهد پنج تا ماشین بکند متراژ خانهاش را بیشتر بکند یک خانهاش را میخواهد پنج تا خانه بکند چون اینها فراموش شده از اینها غفلت شده در قلبشان جا نگرفته.@ وقتی موقع امتحان رسید دنیا جدی شد و آخرت رفت آبادانی آخرت به دست فراموشی سپرده شد و در عوض خیلی مدیران زیادی داریم که برایشان امکانات زیادی فراهم بوده برای اینکه بخورند و این دنیایشان را آباد کنند دست از پا خطا نکردند در همین دولتمردان خودمان با تقوا و سالم زندگی کردند خودشان را نفروختند.@ اینها هم حجت هستند برای آنها روز قیامت، خدا میگوید مگر اینها نبودند مگر اینها برایشان امکانات فراهم نبود میتوانستند بالا بکشند، چرا نکردند، شما چرا کردید، ولی اگر تخم اینها کاشته باشد در قلب شما و میوه بدهد بعداً که در معرض امتحان قرار بگیرید اصلاً میبینید که بدون اینکه بخواهید ریاضتی بکشید سالم از کنار این جهنم رد میشوید.@ جهنم امکانات، شهوات و انواع جهنمها نمیتواند شما را بسوزاند خیلی راحت از این جهنم رد میشوید معنی نسوختن همین است معنی رد شدن از صراط هم همین است معنی اینکه دنیا متن جهنم است یعنی همین یعنی ما الان در جهنم هستیم و از جهنم رد میشویم اگر الان نسوختیم آخرت هم نمیسوزیم ولی اگر اینجا سوختیم آنجا هم میسوزیم.@ اصلاً سوختن آنجا مال این هست که اینجا سوختیم آنجا که چیز دیگری غیر از اینجا ندارد هر چه هست مال دنیاست اینجا اگر رد شدی و نسوختی بُرد کردی، چه چیزی باعث میشود که نسوزیم؟ اینکه بفهمیم آتش است این که دارد طرف من میاید آتش است ظاهرش را گول نمیخورم.@

این ذوق آشکارش من را نمیگیرد خوشگلی الانش من را نمیتواند گول بزند اینکه یک عده به این جیفه تمایل دارند من را گول نمیزند که من گاهی وقتها خودم را بفروشم با چیزهای نازل و پست، رها کن آنچه که به دردت نمیخورد و مشغول باش به آن چیز مهمی که نجاتت میدهد.@ تازه ما خیلی بد است فقط به این نگاه کنیم این که حضرت فرموده حداقلی هست که از ما خواسته شده یعنی ما نباید فقط سالم متولد شویم ما باید قوی متولد شویم ما درجات داریم بعداً آنجا به آن درجات نرسیم کلی در دلمان هست که چرا نرسیدیم بعداً دستمان را گاز میگیریم که به کجاها میتوانستیم برسیم چرا نرسیدیم.@ فقط جهنم رفتن و بهشت رفتن که نیست به قول حضرت آیت الله جوادی آملی دیوانهها و بچههای کوچک و نابالغ و حیوانات هم به بهشت میروند این که هنر نیست ما انسان هستیم ما باید قرب و رفاقت پیدا کنیم ما باید شأن انسانی پیدا بکنیم بعداً اینکه دوست نباشیم با پیامبر و آلش برای ما دردسر میافریند.@ یعنی این برای من ناراحتکننده است نمیتوانیم رفت و آمد رفیقانه آنجا برقرار کنیم یک موقع هست آنها در حق ما لطف میکنند ما را در بهشت تحویل میگیرند هر چه هم بخواهیم به ما میدهند اما مقام رفاقت یک چیز دیگر است رفاقت با آنها دوست بودن با آنها همسایه بودن با آنها یک چیز دیگر است آن را از دست ندهیم حیف است.@ اینها را الان در اختیار ما گذاشتند مفت در اختیار ما گذاشتند راه باز باز است امکانات فراهم است آغوش آنها باز است هیچ دری را هم پشت سر ما نبستند به روی ما هم نبستند الان میتوانیم با اینها رفیق شویم الان امام زمان(ع) آغوشش باز است ما را دعوت میکند به رفاقت و دوستی با خودش، بالاتر از سربازی است.@ سربازی که ما میگوییم از باب وظیفه است داریم نگاه میکنیم مال ابتدای کار است اول بگوییم(اَللّهُمَّ اجعَلنی مِن جُندِک) خدایا ما را سرباز خودت قرار بده این از باب وظیفه است ولی آخرش میگوییم(وَ اجعَلنی مِن أولِیائِک) خدایا من را رفیق و دوست خودت بکن.@ بله ما از باب وظیفه ما وظیفه نسبت به امام زمان(ع) داریم باید سرباز خوبی برای امام زمان باشیم باید دشمنان امام زمان از ما حساب ببرند باید وجود ما ضربه بزند به دشمنان امام زمان و مانعین ظهور، تمام کسانی که الان وجودشان مانع ظهور هستند ما باید به آنها آسیب بزنیم ما باید آنها را در موضع ضعف بیاندازیم ما باید به آنها فشار بیاوریم.@ وجود هر کدام از ما باید گلوی کسانی که نمیگذارند امام زمان(ع) تشریف بیاورند را فشار بدهد وجود بیخاصیت ما هیچ فایدهای ندارد ما باید خودمان را به سربازی برسانیم وجودهای قوی سربازان قوی که دشمن از آنها حساب میبرد، ولی این کافی است؟@ این خیلی شرافت است که وجود یک بچه حزب اللهی برای دشمن قابل تحمل نباشد و چقدر هم عالی است که خون آدم را در این راه بریزند اما همین؟ ما بهتر از این را میتوانیم ما باید رفیقشان بشویم غیر از سرباز.@ شما یک موقعی هست سرباز در لشکر هستید در گردان و گروهان خودت سربازیات را میکنی اما با فرمانده لشکر ارتباطی نداری یک موقع هست نه در چادر فرمانده لشکر هستی فرمانده لشکر با تو مینشیند برای تشکیک مساعی و نقشه میریزد تو فقط رفیقش نیستی جزء فرماندهان و ارکان و رفاقتش هستی.@ حیف نیست ما واقعاً الان میتوانیم هر کداممان خصوصی چه ارتباطاتی با خداوند تبارک و تعالی با اهل بیت(ع) برقرار کنیم کار جدی ما این است حیف نیست ما این کار را زمین گذاشتیم به شرافتهای عین ذلت دنیا فکر میکنیم در دنیا ما میخواهیم پیش چه کسی عزیز شویم؟@ به عزت شرافت، درجه، مقام پیش آنها فکر بکنیم چهار نفر هم بهبه و چهچه برای آدم بکنند وقتی تو با اصل کاریها رفیق نیستی اصلاً آنها به عنوان دوست تو را نمیشناسند ما در واقع ساقط هستیم بزرگان عالم، گردانندگان عالم، سلاطین دنیا و آخرت و ابدیت وقتی با ما رابطه رفاقتی ندارند ما را به عنوان دوستشان رسماً نمیشناسند ما خیلی بدبخت و ساقط هستیم.@ حالا هر کاری میخواهیم بکنیم بکنیم همه دنیا هم تو را بشناسند و بهبه و چهچه برایت بگویند چه فایدهای دارد. جلد 4 صفحه 585 (کَفی بِالمَرءِ غَفلَۀً عَن یَصرِفَ هِمَّتَهُ فی ما لا یَعنیک) برای غافل بودن یک انسان همین مقدار بس که همتش صرف چیزهایی هست که به دردش نمیخورد هر وقت یک چیزی دارد ذهت را مشغول میکند.@ دارد غصهدارت میکند فضای ذهنت را میگیرد اعصابت را خورد میکند من به این برسم، این را به دست بیاورم، این را به چنگ بیاورم، اگر نداشته باشم چه میشود، ای کاش من این را داشته باشم، چرا فلانی داشته باشد من نداشته باشم، چه میشود من به این برسم.@ هر وقت یک چیزی میاید تا ذهنت را به خودش مشغول میکند تا مطلوب و محبوب تو میخواهد قرار بگیرد اول فکر کن ببین بدون این تو آخرت لطمه میخوری حالا اگر این را به دست بیاوری چه میشود و اگر نداشته باشی از نظر شرافت انسانی کم میاوری، نداشته باش، فلان چیز را به دست نیاور به فلان چیز دست پیدا نکنیم.@ نداشتنها خیلی خوب است چون خیلی چیزها اضافه است ما داشته باشیم به کارمان نمیاید فقط ما را تلف میکند دیدید آنهایی که هول شدند رفتند هر کدام یک میلیون تومان هفتصد هزار تومان یک دستگاه رایانه گرفتند در خانه گذاشتند مصرف هم نمیکنند به کارشان هم نمیاید نوع زندگیشان یکطوری هست که به کارشان نمیاید.@ بعد چون گرفتن میگویند هفتصد تومان پایش پول دادیم باید پایش بنشینیم حالا باید بنشینیم برنامه درست کنیم بعد مینشینند نرمافزار تهیه میکنند یا حالا که اینترنت هم آمده، نمیشود که ما بلد نباشیم باید اینترنت برویم.@ آنجا میروند میبینی که عمر را تلف کردند پای چیزی که اگر به آن دست نمیزدند به هیچ جا هم برنمیخورد، اگر بخواهی سراغ اینترنت بروی باید بدانی که اینترنت باید به تو واجب بشود تا سراغش بروی.@ یعنی یک ضرورت عقلی و شرعی وجود داشته باشد سمتش برو صد ساعت پایش بنشین این دیگر وقتت تلف نمیشود برای تو عبادت است اما اینکه حالا ما خریدیم باید بنشینیم بازی کنیم میبینی که کامپیوترباز شد معتاد به کامپیوتر نشسته پای دستگاه عمر تلف میکند، طوری نبود اگر ما وقت نمیگذاشتیم به جایی برنمیخورد.@ بگذار زمانی که لازم شد سراغش برو فلانی دارد کلاس زبان میرود من هم بروم زبان یاد بگیرم، اگر او دارد میرود زبان یاد بگیرد او رشته تحصیلی و شغلش طوری هست که حتماً اقتضا میکند تو چی هول شدی و رفتی، به طرف میگویم تو چرا وقت نمیگذاری برای اینطور مسائلت، به کارهای خودت نمیرسی نه جلسات میایی نه برنامه درست و حسابی داری؟@ میگوید نمیرسم چند وقت است کلاس سهتار میروم نمیرسم، حالا تو اگر کلاس سهتار نرفتی میمیری، جلسه واجب شرعی الهی، آموزش دین جزء واجبات است شرکت نمیکند، میگوییم برای چی؟ میگوید پای تلویزیون بودیم مسابقه فلان جا بود دیگر وقت نکردم.@ تو اگر این شهوت را کنار میگذاشتی آن اگر خیلی برایت مهم بود بعداً نتیجهاش را میتوانستی ببینی خلاصهاش را هم سی دفعه نشان میدهد وقت بگذاری تعقیب بکنی که ببینی فلان مسابقه نتیجهاش چه شد، این حماقت بزرگی است.@ روز قیامت نمیتوانیم جواب بدهیم این عمری به این عظمت به این مهمی را تلفش میکنیم نمیتوانیم جواب دهیم که نشستیم این را نگاه کردیم مگر دیدنیها و شنیدنیها و وقتت دست خودت بود که همینطوری مصرف بکنی از سر راه آورده بودی پایت حساب نمیشود؟ حالا ببین بعداً کم میاوری یا نه.@ بگذار موقع تولد بشود معلوم میشود که کم میاوری یا نه، برای غافل بودن یک انسان همین بس که همتش صرف کارهایی بشود(فی ما لا یعنیک) کارهایی که به کارش نمیاید بیخود و وقت تلف کردن است.@ قبلاً ماشین نداشت راحت بود هر وقت کار داشت میرفت سر خیابان ماشین یا اتوبوس یا تاکسی سوار میشد میرفت به کارش میرسید حالا چند دقیقه هم در خیابان معطل میشد این معطلی هم به هیچ جا برنمیخورد به خاطر این معطلی ثواب میبرد.@ حالا ماشین خریده فرهنگ استفاده از آن را ندارد همین در خانه نشسته میگوید برویم یک گشتی در خیابان بزنیم ببینیم چه خبر است، خیابان آسفالت و درخت و ساختمان و آدمها است یعنی دو ساعت در ماشین نشسته همینطور بنزین مفت مصرف میکند.@ پول، وقت، عمر، متراژ میکند خیابان را و میاید خسته خانه میاید ماشین را برای این نگذاشتند که خیابانها را متر بکنیم حالا برویم ببینم چه خبر است، مگر قرار بود چه خبری باشد حالا در خیابان خبری هم باشد به ما چه، یکی از بزرگترین حسرتهای انسان موقع مرگ این است که وقتش را صرف کارهایی کرده که به او ربطی نداشته.@ صرف دیگران کرد که اصلاً به هیچ جا حساب نمیشود وقت میگذارد میرود روزنامه میخرد ماجرای دختر 18 ساله پسر 20 ساله تعقیب میکند که این آخرش به کجا رسیدند چه شد، حالا به تو چه، آخرش که چی.@ این چه شهوتی است که ما بخواهیم داستانها و فیلمها را پیگیری بکنیم ببینیم به کجا میرسد بعدش هم هیچی، یک واهمه و توهم و خیال است که دارد ما را تلف میکند هزارتا حقوق واجب را زمین میگذاریم برای اینکه یک واهمه یک شهوتمان را ارضا بکنیم ببینیم این آخرش بالأخره چه میشود.@ تعقیب میکند که فلان جا که قتل اتفاق افتاد نتیجه دادگاهش به کجا رسید میگوید این چیزها برایم جالب است، شخصیت تو چطوری است که اینطور حرفها برایت جالب است دست روی شخصیت خودت بگذار که اینقدر کج داری فکر میکنی چه چیزهایی برای تو جالب است چیزهایی که دارد تو را تلف میکند خیالت برایت میسازد.@ ذهن برایت میسازد شاکله برایت میسازد هیچی هم به دردت نمیخورد چیزهایی که تو را از آخرت غافل میکند چرا باید برای ما جالب باشد چیزی که واقعاً ما را از خودمان در میاورد ما را از حقیقت خودمان خارج میکند.@ واقعاً چرا باید این چیزها جالب باشد تا حالا فکر کردیم چرا این چیزها برای ما جالب است، حالا که چی، من ندانستم نفهمیدم این حرف را به کجا برخورد، برایم جالب است.@ برو روی شخصیت خودت دست بگذار برو خودت را مداوا کن برای چه باید این چیزهایی که عمر تلف کن است و فردا تو کم میاوری نمیتوانی جواب دهی برایت جالب باشد اصلاً چیزی که به تو ضرر میزند چرا باید برایت جالب باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@