جلسه 056 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
56
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 056 - شرح حدیث عنوان بصری

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره نحوه استفاده از عمر بود و این نکته عرض شد که اگر ما درباره مصرف عمرمان و جوانیمان مسئول هستیم مهمترین مسأله این هست که بدانیم چگونه باید از عمرمان و جوانیمان استفاده کنیم.@ نکتهای که جلسه گذشته عرض شد این هست که اولین چیزی که باید درباره مصرف عمرمان لحاظ بکنیم این هست که هدفمان و مسیری که قرار است برویم را خوب شناسایی بکنیم و بدانیم کجا میخواهیم برویم این نکته خیلی اساسی هست یعنی فهم اینکه از کجا آمدیم در کجا هستیم و به کجا میرویم.@ دومین نکته این هست که خودمان را به جریان هدایت الهی که توسط رهبران الهی به انسان عرضه شده بسپاریم یعنی اولاً بدانیم که غیر از رهبران الهی کسی نمیتواند ما را هدایت بکند و ثانیاً بعد از اینکه این یقین را برای خودمان تثبیت کردیم که ما جز معصوم حق راهنمایی و هدایت ما را ندارد.@ باید خودمان را به جریان هدایت الهی بسپاریم و به کمتر از آن هم راضی نشویم جریان هدایت الهی مثل جریانی هست که از دنیا حکومت میکند به رحم تا جنینی را که خودش فرستاده در داخل رحم هدایت بکند و مطابق با شرائط زیستی خودش تربیت بکند.@ جنین اگر خودش را منطبق با قوانینی که از دنیا حکومت به رحم میکند بکند و بسپارد کاملاً به آن مقررات و خودش را تسلیم بکند به آن مقررات و مقاومت به خرج ندهد نتیجهاش این هست که موقع تولد زمانی که بخواهد یا نخواهد از رحم بیرونش میاندازند سالم متولد میشود.@ نقص، بیماری و ضعف در تولدهایی هست که به نحوی جنین به علل مختلفی از هماهنگی با مقررات دنیا که حاکم بر رحم هست باز مانده آنوقت هر کدام هم قوانین خاص خودش را دارد یعنی نفس حکم خاص خودش را دارد در تولد، بیماری و ضعف هم همینطور، ولی هیچ کدام مطلوب انسان نیست.@ انسان آن چیزی که برایش مطلوب و شایسته هست این هست که سالم و بلکه سالم قوی متولد بشود بنابراین اگر جنین خودش را کاملاً بدون مقاومت به احکامی که از دنیا به رحم حکومت میکند بسپارد سالم متولد خواهد شد وظیفه ما در رحم دنیا این هست که باور بکنیم که ما در این رحم قرار داریم.@ باور بکنیم که اینجا جایگاه ما نیست ما یک زمانی از اینجا خواهیم رفت و منتقل میشویم به شرائط زیستی دیگری غیر از این شرائط زیستی، چه موقع؟ نمیدانیم، هر آن ممکن است ما منتقل بشویم به آن شرائط زیستی، یک کمی به این فکر بکنیم مرگباوری بسیار در رشد انسان مؤثر هست.@ اینکه ما مرگ را خوب باور بکنیم تولد را قبولش کرده باشیم که ما متولد میشویم در این رحم نیامدیم بمانیم جای ماندن ما نیست جای رفتن ماست جای عبور ماست(دارُ مَمَرِّکُم) یعنی خانه عبور شماست شما از اینجا رد میشوید.@ چقدر هم شیرین است انسان یادش بیفتد که اینجا ماندنی نیست خیلی خوب است اگر باور بشود بسیار لذتبخش است که این نیز بگذرد هر چه که میخواهد اتفاق بیفتد بیفتد تمام میشود یک روزی الحمد لله رب العالمین از اینجا میرویم الحمدلله متولد میشویم به یک جایی خیلی خیلی بهتر، اگر این را باور بکنیم خیلی اصل اساسی است.@ حالا الان فرصت ندارم در جلد یک نسبت کاملاً آوردم که آنجا بحثی باز کردیم به نام یاد معاد یعنی یاد بازگشت یاد تولد که چند قسمت شده یاد بازگشت، تولد، برزخ، قیامت، مفصل آنجا اینها را عرض کردیم این یاد یاد بسیار شیرینی هست.@ قرآن میفرماید کسانی که یاد معاد دارند(ذکر الدار) کسانی که یاد خانهشان هستند که قرار است خانهشان بروند خانهشان را فراموش نمیکنند مسکن و محلهشان را یادشان نمیرود که قرار است در مسکن خودشان بروند در محل حقیقی زندگی خودشان گم نمیکنند کسانی که یادشان نمیرود به یاد دار اصلی خودشان هستند.@ خانهای که قرار است در آن اقامت کنند اینها همیشه خودشان را خالص میکنند یعنی خیلی در دنیا گیر ندارند عبورشان از دنیا عبور آسانی خواهد بود عبور سختی نیست، درگیری و گیر و زمین خوردن غم و غصه مال کسانی است که دار را یادشان میرود خانهشان را فراموش میکنند.@ آدرس وقتی فراموش بشود شما وقتی آدرس خانهتان را دارید از اینجا میخواهید بروید خیلی راحت هستید الان هم هیچ کدام از شما فکر نمیکنید که الان شب میخواهید خانهتان برگردید از کجا بروید چطوری بروید هیچ کدامتان دغدغه ندارید.@ به هر حال کلاس تمام میشود خانهتان میروید چون آدرس را بلد هستید خیلی راحت میروید بیدغدغه، اگر دار به یادتان باشد به قول قرآن ذکر الدار داشته باشید یاد خانهتان باشید آدمی که یاد خانهاش هست خیلی راحت از اینجا رد میشود و خانهاش میرود میداند آنجا قرار است ساکن باشد محل زندگیاش آنجاست همسایههایش مشخص هستند.@ اطلاعات زیادی دارد که کجا میخواهد برود با کیفیتش آشناست آن دیگر خیلی گیر ندارد این یاد خیلی شیرین هست پس اولی که باور کنیم ما از اینجا میخواهیم برویم ماهیت رحمی دنیا و ماهیت جنینی خودمان را باور بکنیم باور غیر از دانستن است.@ یک موقع هست ما میدانیم این فایده ندارد یک موقع هست که باور داریم که میخواهیم برویم و مسافر هستیم این که باور شد باور بسیار خیری هست بعد از این باور آنوقت ما باید خودمان را به مجموعه قوانینی که از طرف خانهمان یعنی از آخرت دار قرار آمده که ما را به خانه ببرد میسپاریم.@ یعنی آدرسهایی که به ما داده میشود برای رفتن به خانه آدرسها را دقیق رعایت میکنیم پیامبر و ائمه(ع) آمدند که بگویند شما خانهتان فلان جا هست آمدیم که شما را خانهتان ببریم دار ابد دار مقرکم آنجایی که قرار است استقرار پیدا کنید و بمانید و زندگی بکنید میخواهیم شما را آنجا ببریم خودتان را میسپارید.@ رسول آمده یک نامه خیلی شیرین و زیبا به نام قرآن برایتان فرستاده که واقعاً خواندنش بهار دل است آدم قرآن را که میخواند میفهمد که در دنیا غریبه است میفهمد که کجایی است قرآن دائماً تذکر میدهد که شما اینجایی نیستید شما را برای یک جای دیگر آفریدیم.@ اساساً اینجا جای ماندن شما نیست قرآن خیلی شیرین است انسان وقتی میخواند به انسان لذت میدهد میفهمی اینجا غریبه است در رحم تنگ و تاریک و به قول قرآن تاریک و ظلمت، قرآن اینجا را ظلمت میداند یک خانه تاریک میداند در این خانه تاریک به سر میبرد بعد باید برود به جای روشن.@ (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) آمده شما را از تاریکی به سوی نور ببرد(كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) یک کتابی هست که برایت فرستادیم که با این کتاب نامه را نشان مردم بدهی باور کنند و بالا بیایند.@ (لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) آنوقت دقت کنید ظلمات و نور را خدا دارد میگوید اینکه من میگویم شما سعی کنید با زبان خدا قرآن را بخوانید اینطوری هست خدا اینجا را تاریکی میگوید، میگوید من میخواهم شما را ببرم به نور برسانم، نور چیست کجا میخواهیم برویم؟@ یک وقتی میخواهیم در مورد نور صحبت کنیم یک بحث مفصلی در معارف بحث نور دارد(اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) این کلمه نور چیست، بالأخره ما پیغمبر را فرستادیم که شما را به خانهتان ببرند(وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ) خداوند شما را به دار السلام دعوت کرده برای شما دعوتنامه فرستاده این قرآن.@ کسی را هم فرستادیم که دعوتنامه را به شما سالم برساند که فردا فکر نکنید در دعوتنامه تصرفی شده و قلابی است و بالا و پایین شده، نه یک دعوتنامه قطعی و مسلم و رسمی برای شما فرستادیم توسط یک شخص امین فرستادیم دعوتنامه را بخوانید و بالا بیایید(إقرء وَ ؟؟؟ارقَب).@ داریم در قیامت به بهشتیان میگویند(إقرء و ؟؟؟ارقب) بخوان و بالا بیا، این بخوان و بالا بیا همین دنیاست یعنی در همینجا باید بخوانی و بالا بیایی این هم رسول، فرمولها و دستورالعملهای اجرایی و آییننامهها و جزئیات این نامه را هم پیامبر و ائمه مشخص کردند قوانین کلی را در نامه به شما دادیم نامه مختصر و مبسوطش را هم جزئیاش را هم برایتان ائمه آوردند.@ پس کار ما این هست که بسپاریم خودمان را کامل به معصوم بدون مقاومت، اگر خودت را کامل بسپاری ملحق میشوی ولی خودت را بسپار این خیلی مهم است مشکلی که در غالب زندگی ما مسلمانها هست این هست که ما خیال سپردن خودمان را نداریم.@ ما هر کدام میخواهیم در این دنیا برای خودمان یک سازی بزنیم یک زندگی بکنیم یک برنامهای داشته باشیم ضمناً مسلمانیمان را هم داشته باشیم این فایده ندارد کامل خودت را بسپار در همه زمینهها، مقاومت هم نکن اگر بسپاری زود ملحق میشوی مقاومت نکن خیلی زود ملحق میشوی.@ حالا این که میگویم یک مقدار به آن فکر کنید ببینید ما چقدر خودمان را به این مجموعه مقررات سپردیم چون سپردن به مجموعه مقررات اولین حرفش این هست که باید مجموعه مقررات را بلد باشی، چقدر بلد هستی که بسپاری؟ خیلی از ما دوست داریم که بسپاریم ولی بلد نیستیم نمیخواهیم یاد بگیریم.@ مثلاً میخواهیم یک کار و کاسبی حلال بکنیم اما بلد نیستیم و به حرام میزنیم به رشوه و نزول میزنیم و متوجه نیستیم میخواهیم یک ازدواج خوب بکنیم اما نمیرویم یاد بگیریم که در ازدواج خوب من چطور باید خودم را بسپارم به معصوم تا یک ازدواج خوب از کار در بیاید.@ میخواهیم یک بچه خوب و ابدی تربیت بکنیم اما بلد نیستیم خودمان هم نمیسپاریم بعد بچه آنطوری که میخواهیم بار نمیاید آنوقت قیامت هم نسبت به بچه مسئول هستیم میخواهیم یک وظیفه فرزندی و همسری و استادی و شاگردی و همسایگی و رفاقت خوب انجام بدهیم ولی نمیرویم یاد بگیریم.@ اولش این هست که باید بلد باشیم تا بعد بتوانی بسپاری دوست داریم برای امام غائبمان که الان در سختترین شرائط به سر میبرد کمکی باشیم دلمان هم میسوزد گریه هم میکنیم ناراحت هم هستیم ولی کاری برایش نمیکنیم کمکی به او نمیکنیم.@ مجموعه فعالیتهای زندگی ما عمر و جوانی ما یک غم از چهره امام زمان متأسفانه برطرف نمیکند فقط خدا کند همینطوری باشد فقط غم برطرف نکند غم نگذارد این خیلی بد است ما بعضیها زندگیمان غم روی دل امام زمان میگذارد حضرت را اذیت میکند.@ چون ما خودمان را نسپردیم نه بلد هستیم نه یاد میگیریم نه خودمان را میسپاریم وقت بگذاریم بفهمیم که بالأخره باید اینجا این کار را نکنیم آنجا این کار را بکنیم این سپردن را یک کلمه خاص قرآن برایش ذکر کرده معصومین برایش یک کلمه خاص ذکر کردند.@ چند کلمه هست که اینها کلمه خاص هستند 1 ـ عبادت یا عبودیت که این را در اول بحث شرح حدیث مفصل توضیح دادم 2 ـ طاعت هست اینکه طاعت داشته باشید اینکه حرف را قبول کنید و بیایید وقتی میگوید پایت را اینطرف بگذار یعنی همینجا بگذارید آنطرفتر مین است منفجر میشود.@ پایت را بگذاری تکهتکه میشوی آنجا پایت را نگذار از همین مسیرهایی که من میگویم شما بیا میرسی به دار السلام، میرسی به آنجایی که دیگر قدم آخر را برمیداری چون مسیر بهشت از جهنم میگذرد اینکه قرآن میفرماید(إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها) هیچ کدام از شما نیستید مگر اینکه وارد جهنم میشوید روز قیامت.@ یعنی هیچ کدام از شما نیستید مگر اینکه باید زندگی بکنید یعنی باید به طبیعت بیایید چون ما خارج از طبیعت، دنیا جهنمی نداریم هر جهنمی هست محصول این دنیاست آن بالا در عالم ملکوت و بالا که ما جهنمی نداریم جهنم اگر آفریده میشود و اگر عذابی هست محصول این دنیاست که آنجا ظهور پیدا میکند.@ جهنم یعنی تولد سالم نداشتن به بهشت، وقتی نتوانی از بهشت لذت ببری جهنم میشود یعنی عدم تطبیق، وقتی تطبیق نداشته باشی جهنم میشود پس این را ما از دنیا با خودمان میبریم لذا قرآن در دهها آیه میگوید این خودت هستی این عذاب خودت هستی این سگ و اژدها و مار که دارد میزند خودت هستی اخلاق خودت است.@ میفرماید همه شما وارد جهنم میشوید یعنی وارد دنیا میشوید پس ما اینجا الان مسیر بهشت از همینجا میگذرد که ما الان طی کردیم هر کدام از ما 10 سال 20 سال 30 سال 40 سال داریم در مسیر جهنم میرویم گذشته ما نشان میدهد که ما چقدر زمین خوردیم.@ آن موقعهایی که زمین خوردیم جلوی احکام دینی و رعایت نکردیم آن موقعها سقوط کردیم از این به بعد هم همینطور خواهد شد محصول این میشود یک شاکلهای که متولد میشود به آخرت، (إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها) این همان است که امام امت(س) فرمود دنیا متن جهنم است ما الان همه در جهنم هستیم.@ ولی در جهنم یک صراط مستقیم هم بیشتر وجود ندارد به سمت بهشت، در این جهنم اگر روی صراط مستقیم قرار گرفتی در جهنم هم آسیب نمیبینی نوشته مثلاً الان در مقابل محرمات الهی بیمه هستید خانم و نوامیستان بیمه هستند در مقابل نامحرم بیمه هستید در مقابل فسادهای دیگر بیمه هستید انجام نمیدهید.@ وقتی انجام ندهید یعنی جهنم الان شما را نمیسوزاند اگر رفتید شکست خوردید زمین خوردید یعنی سوختی، آنجا این سوختن فقط به ما نشان داده میشود گناه یعنی از صراط مستقیم منحرف شدن که اصطلاحاً فسق میگویند فسق یعنی خروج از حد طبیعی.@ لذا همه جای جهنم امنیت ندارد یعنی همه جای دنیا امنیت ندارد یک صراط مستقیم در آن هست که امنیت دارد اگر روی آن صراط مستقیم قرار بگیری با آنکه اطرافش آتش هست اما تو را نمیسوزاند تو روی صراط مستقیم هستی لذا آخرین قدم را که روی صراط برداری به بهشت میروی.@ ببین شعار بهشتیان چه هست قرآن میفرماید اینطوری میگویند، میگوید وقتی پایشان را میگذارند در بهشت یعنی صراط و جهنم را رد میکنند خیلی برای انسان صحنه باشکوهی است یعنی دیگر پشت سرش امکان ندارد سختی و بدی باشد هیچی دیگر در آینده تهدیدش نمیکند بعد وقتی وارد میشوند نفس آخر را میکشند.@ میگوید یک نفس به راحتی میکشد بعد میگوید(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ) خدا رو شکر که از ما غم را برطرف کرد که پروردگار ما بسیار بخشنده و شکور است شکور یعنی خداوند تشکر کرده از ما و ما را از اینجا رد کرد.@ این شعارش شعار همه کسانی هست که پایشان را قدم آخر را آنجا میگذارند، اما این را چه کسی باید به ما بگوید که کجا پا بگذار و کجا پا نگذار؟ این را باید آن رهبر معصوم الهی که اصلاً خودش هیچ وقت روی مین نمیرود نرفته و نخواهد رفت مسیر و جاده را خوب بلد است.@ پیغمبر فرمود(قُل أدعُوا عَلی بَصیرَۀٍ أنَا) بگو که من دعوت میکنم در بصیرت، من روی آگاهی و تخصص دارم همه شما را میبرم کاملاً میدانم شما را کجا ببرم شما خودتان را به ما بسپارید ما شما را سالم رد میکنیم بروید به دار السلام.@ پیش خودمان هم میایید اگر بخواهید با ما باشید پایتان را بگذارید همینجایی که ما گفتیم آنطرفتر پا نگذارید زمین میخورید اما نه ما میگوییم ما مخلص شما هستیم دوستتان داریم برایتان گریه میکنیم برایتان مشکی میپوشیم و سینه میزنیم.@ راهمان را هم خودمان تعیین میکنیم که برویم یا نه ما دوست داریم فلان استاد دانشگاه فلان کس فلان آقا بیاید راه ما را تعیین بکند که هیچ تخصصی هم ندارد آنوقت از معصوم دور میشوید کسی که از شما عقب بماند هلاک است.@ نباید از امامت عقب بمانی به او وصل باشی و متصل باشی و با او بروی عقب بمانی تمام است مسیر را گم میکنی اگر فاصله بیفتد بسیار خطرناک میشود نباید بگذاریم فاصله بیفتد بین تو و آن راهنما، لذا اطاعت کن حرف گوش کن مقاومت نکن.@ به میزانی که شخص مقاومت بکند از راهنما دور میشود یعنی در واقع دستت را میکشی و عقب میروی دیگر فاصله میافتد و خیلی خطرناک میشود میگوید خیلی مقاومت نکنید راه بدهید هر چه میگوییم چشم بگویید منتظر تأیید این و آن نباشید منتظر خوشایند این و آن نباشید اگر بخواهید معطل بکنید مشکلدار میشوید.@ توصیه اولم همان است که جلسه قبل کردم اگر میخواهی زود دست بدهی و محکم جلو بروی در بحث علم و یقین گفتم اول شکهایت را برطرف کن ببین آقایی که آمده به تو میگوید من میخواهم تو را به دار السلام ببرم راست میگوید یا نه.@ بالأخره یک آقایی 1400 سال پیش آمده اسمش محمد(ص) ادعا کرده که از طرف خدا آمدم این هم معرفینامه این هم حکم مأموریتم این هم دلائلش، آمدم شما را ببرم بالأخره یا راست بوده یا دروغ، غیر از این نیست خودت را راحت کن خیلی در این قضایا خودت را معطل نکن پدرم چه میگوید مادرم چه میگوید.@ اینها نه، تشکیک میخواهی بکنی بکن، این همه اساتید، کتابها هست تو راحت میتوانی شکهایت را برطرف کنی ولی یکبار برای همیشه این کار را بکن اینقدر قلبت مریض نباشد که دو سال جلو بروی دوباره شک کنی پنج سال جلو بروی دوباره شک بکنی ده سال جلو بروی بعد دوباره شک بکنی.@ یکی تفسیر قرآن نوشته بود مفسر قرآن بود آخر گفت ما نفهمیدیم خدا هست یا نیست، نمیشود این خیلی زور دارد یعنی در واقع هیچی، یعنی سقط، ما وقتمان را که از سر راه نیاوردیم که مثل موش آزمایشگاهی جلو برویم و عقبگرد کنیم ما وقتی نداریم بگذرد و ما مانده باشیم که برویم یا نرویم تمام میشود.@ حضرت میفرماید شما چه بخواهید و چه نخواهید عمرتان دارد میرود دارید میروید به سمت تولد، جنین که نمیتواند خودش را نگه دارد به رحم بگوید به دنیا بگوید روی من عمل نکنید من به جای نُه ماه نود ماه دیگر اینجا بمانم بعد ببینم که بالأخره خودم را بسپارم یا نه.@ بخواهد یا نخواهد زمان خاص متولد میشود وقت زیادی نداریم لذا اگر تردید و شکی هست زود برو برطرف کن چون وقت نیست اگر راست باشد خطرناک است اگر چیزی به اسم قیامت، تولد، برزخ راست باشد خیلی کلاه گشادی سرت رفته زیاد خودت را معطل نکن.@ کفرآمیزترین سؤالات را بنویس برو پیش اساتید فن این همه متخصص و کتاب داریم در خودت نگه ندار دوست داری بزنی زیر همه چیز، بزن زیر همه چیز عیبی ندارد از خود خدا زیر سؤال ببر تا همه چیز هر چه که دلت میخواهد.@ بعد ببین از زیر سؤال میتوانی در بیاوری یا نه، ولی به شرطی که به متخصص مراجعه کنی نه اینکه چشم درد داشته باشی بروی پیش متخصص قلب بعد بگویی هیچی حالیش نبود زد چشم ما را هم کور کرد اگر چشم درد دارید بروید پیش متخصص چشم، نمیشود بروید پیش هر آخوندی یا پیشنماز مسجد که من اینقدر سؤال دارم معلوم نیست بتواند جواب بدهد.@ سؤالات تو ممکن است به یک تخصص خاص مربوط باشد پیش آخوندی برو که تخصص سؤالات تو را داشته باشد یک آخوند تخصصش عرفان، فقه، اخلاق، تفسیر است نگویید آخوند بیسواد بود غلط است.@ متخصصی هست که بلد است به سؤالات شما چه بگویند کتابشان کتابهای تخصصی هست برو بخوان و خودت را راحت کن ولی زیاد معطل نکن اگر شکت برطرف شد دیگر خودت را بسپار دیگر لجبازی هم نکن.@ چند آیه در همین رابطه سوره مؤمنون آیه 100(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ) چون این آیه را قبلاً توضیح دادم متخصر ترجمه میکنم و رد میشوم(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ) تا برسد جایی که یکی از اینها موت به سراغش بیاید.@ موت یعنی تولد یعنی بدنش را از او بگیرند این بدن طبیعی را و به برزخ برود تا آنجا میرود میفهمد که اینجا یک قوانین خاص خودش را میخواهد دست و پا و چشم میخواهد مثل جنینی که در رحم معطل شده نه دست و نه چشم تهیه کرده اینجا میاید میفهمد که اینجا چشم میخواهد چشم نداشتن این جا کلی ضرر دارد میگوید من برگردم به رحم و چشم بسازم.@ قرآن میگوید(رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) خدایا من را برگردان عمل صالح انجام بدهم چیزهایی که نکردم ترک کردم وظائفی که به من گفتن بکن و نکردم را انجام بدهم میفرماید(كَلاَّ) هرگز(إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها) حرف داری میزنی.@ دهها و صدها بار به تو فرصت دادیم و نکردی علتش را هم بعداً در بحث مفهوم زمان بیشتر توضیح میدهم که چرا این کلا را میگویند چرا نمیگذارند کسی برگردد بعد از تولد نمیگذارند کسی به رحم برگردد چقدر رحم ارزش دارد.@ تصور کنید که همین الان میخواهیم به برزخ برویم میگوییم خدایا دو ساعت یک روز به ما فرصت بده الان در رحم هستیم قدر نمیدانیم الان فرصت خیلی زیادی داریم ولی قدر نمیدانیم(وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ) یعنی پیش رو یک برزخی دارند تا روز قیامت تا روزی که مبعوث شوند این برزخ را دارند.@ یعنی شرائط زیستی خاص با نیازها و مطالبات خاص و تو هم نداری آماده نیستی و التماس میکنی که برگردی و کسی هم به تو اجازه نمیدهد که برگردی آنجا گیر میکنی یعنی تا وقت باقی هست قبل از اینکه التماس خدا را بکنیم که ما را برگردان.@ فرض کنید آن لحظه رسیده در معارف دینی به ما درس دادند فرمودند که تصور کنید در حدیث داریم امام(ع) میفرماید که هر وقت یک مرده را میبینید که دارند تشییعاش میکنند فکر کن این تو بودی امکانش چقدر وجود داشت؟ خیلی.@ ما تا حالا هر کدام دهها بار مرگ از بغل گوشمان رد شده به هر حال اینطوری هست که فرمودند عزرائیل(ع) روزی دو بار به آدم نگاه میکند تا الان خیلی امکان داشته که ما بمیریم میگوید خیلی تعجب نکنید جنازهای که زیرش دارید میگویید لا إله إلا الله به عزت و شرف لا إله إلا الله خودت بودی.@ حضرت میفرماید وقتی دنبال این مرده میروی فکر کن خودت هستی وقتی تو را در قبر میگذارند فکر کن خودت هستی بعد حضرت میفرماید آنجا وقتی کسی را در قبر میگذارند میگوید خدایا من را برگردان بعد میبینی که خدا این بار به تو استثنائاً اجازه داده که برگردی.@ بعد حضرت میفرماید برو ببین چکار میکنی عرضه داری بعدش چکار کنی چه تصمیمی، تصمیم جدیدی میخواهی در زندگی بگیری کارهایی را که میکردی نکنی، کارهایی را نمیکردی را بکنی، وظائفت را ترک میکردی.@ اینکه بزرگان ما فرمودند بروید در قبر بخوابید این آیات را بخوانید همین آیه 100 سوره مؤمنون را بخوانید و بعد به جای کَلا بگویید نه، کَلا را نگویید، بگو باشه لبیک، حضرت میفرماید خداوند به تو میگوید لبیک، یعنی باشد بنده من تو را برمیگردانم اجازه میدهم که بروی دنبال یک مرده راه بیفتیم این دستورالعمل را اجرا کنیم.@ حضرت میفرماید یکذره به حال خودت گریه کن راه بیفت دنبال یک مرده برو این همه جوانهایی که الان در بهشت زهرا هستند هر روز که وقت دارید بروید غسالخانه همسنهای ما را میاورند هر روز هم هست.@ یکی از آنها که سنش نزدیک به خودت هست یا یکذره کوچکتر هست بهتر، دنبالش راه بیفت تشییع جنازه خودت، با او در قبر برو و بیرون بیا ببین واقعاً تصمیمی میگیری یا نه، ما تا آنجا میرویم آخر هم تصمیم جدی نمیگیریم فیلم بازی میکنیم.@ برای همین هم وقتی جدی شد خدا میگوید کَلا، دیگر نه، ما واقعاً برویم وقت بگذاریم و این کار را بکنیم ما تا وقتی نمیریم نمیفهمیم کجا هستیم یعنی باید بمیریم بفهمیم ما الان در بهشتی هستیم یک بهشت و جهنمی در مقابل ما هست.@ این بهشتی که دارند به ما نشان میدهند همه چیزش را من باید از اینطرف میاوردم این را ما باید برویم و بفهمیم خدا کند کسی لجباز نباشد همینجا همین را بفهمد احتیاجی نباشد او را آنجا ببرند چون دیگر برگشتنی نیست همینجا قبول بکند که وقتی آنجا برود میگوید من همه چیز را باید از آنجا میساختم و میاوردم.@ فرصت نیست برایتان تعریف کنم کسانی که مردند از دنیا رفتند وقتی کسانی خواب آنها را دیدند و گفتند دوست دارید برگردید چه گفتند، الان شما در موقعیتی هستید که همه برزخیان دارند به حالتان غبطه میخورند حتی بهشتیان، بهشتیان میگویند ای کاش پنج دقیقه از وقت اینها را به ما دوباره بدهند ما الان وضعمان اینجا بهتر میشود.@ آنها الان با غبطه زیاد به حال همه ما نگاه میکنند ای کاش میشد ما ده دقیقهای برگردیم انبیائش دوست دارند برگردند یعنی آنهایی که الان در بالاترین جای بهشت هستند همه دوست دارند برگردند ولی میدانند اجازه ندارند برگردند اگر نه خداوند به آنها بگوید که چه کسی چه میخواهد هیچ کس در بهشت سفارش بهشتی نمیدهد.@ همه میگویند خدایا به جای اینکه این همه به ما اینجا حال بدهی بگذار ده دقیقه به آنطرف برگردیم چیزی که خیلی بهشتیان را قلقلک میدهد اینکه به آنها اجازه میدادند ده دقیقه به اینجا برمیگشتند همین ده دقیقهای که ما الان داریم راحت تلف میکنیم اگر بدانید آنها با چه حسرتی دارند ما را نگاه میکنند ما باید آنطرف برویم تا بفهمیم که کجا هستیم.@ بعد تازه وقتی به بهشت رفتیم متوجه میشویم که بهشت همینجا بوده با دو رکعت نماز، یک صلوات، یک ذکر، یک مسجد، یک زیارت، (الیَوم عَمَلٌ وَ لا حِساب وَ غَدَاً حِسابٌ وَ لا عَمَل) امروز روز عمل است حسابی در کار نیست و فردا روز حساب است و عملی به کسی اجازه نمیدهند انجام بدهند عمل امکان ندارد.@ جنین وقتی متولد شد دیگر یک میلیمتر هم کم داشته باشد به او اضافه نمیشود هر چه قرار بود بشود باید در رحم میساخت وقتی متولد شد نمیتواند بگوید که من فهمیدم که چشم و گوش را از رحم باید میاوردم دیگر فایدهای ندارد، بدانی یا ندانی بفهمی یا نفهمی، تمام است خیلی حسرت بزرگی است.@ الان ما در چه وضعیت عالی به سر میبریم بعداً میرویم به این حالتهای خودمان خیلی حسرت میخوریم یکی از حسرتهایی که میخوریم این هست که به چه چیزهای الکی دلخوش کرده بودیم برای چه چیزهایی وقت و جوانی بیخود تلف کردیم.@ چیزهایی که هیچ ارزشی ندارد در نظام زیستی برزخ، چقدر غصههای الکی، چقدر حرص و جوشهای الکی، فلانی با من قهر کرد فلانی تحویلم نگرفت فلانی دعوتم نکرد فلان جا اینطوری شد خاله خالهبازیهای الکی، بعداً میفهمیم که بیخود انرژی و روح و استعدادمان را صرف چه کسانی و چه چیزهایی کردیم که هیچ ارزشی نداشت.@ (رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) خدایا من را برگردان، حالا همه ما را برگردانده میخواهیم چکار کنیم الان فرصت داریم آنها آرزو میکنند که ده دقیقه از وقت ما را داشته باشند ما در هر سنی که باشیم ولو صد سالمان هم که باشد ده دقیقه اینجا خیلی کار میکند.@ میفرماید(الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا) روزی که زنان و مردان منافق به مؤمنین میگویند(انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ) به ما یک توجهی بکنید ما از نور شما بگیریم از این تاریکی در بیاییم یک مقدار از نور شما ما بگیریم یک نگاهی به ما بکنید و ما را تحویل بگیرید یک چیزی به ما برسد.@ (قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالَْتمِسُوا نُوراً) میگویند برگردید بروید از پشت سرتان خودتان نور بیاورید التماس میکنند که یک مقداری نور داشته باشند میگویند برگردید خودتان بروید نور بیاورید اینجا کسی به کسی نمیدهد(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏) هیچ کس یک مثقال یک گرم از بار کسی را نمیتواند تحمل کند.@ هیچ کس زیر بار کس دیگر نمیرود همه خودشان کم دارند هیچ کس به هیچ کس کاری ندارد(قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ) برگردید بروید آنجایی که بودید اگر میتوانید بروید نور را با خودتان بیاورید آنجا پر نور بود میتوانستید نور بیاورید.@ پر نور بود یعنی رحم تاریک و تنگ امکانات نورانی خیلی زیادی دارد یعنی شما با اینکه در رحم تنگ و تاریک دنیا هستید اما همه نور را از همینجا باید امکاناتش را تهیه بکنید باید با خودتان ببرید هر وقت میرویم قبرستان درست برویم پیکنیکی قبرستان نرویم.@ وقتی قبرستان رفتی یادت باشد آن کسی که الان سر قبرش ایستادی التماس میکند که ده دقیقه از وقت شما را داشته باشد چه بهشتی چه جهنمی فرقی نمیکند التماس میکند که ده دقیقه از این وقتهایی که تو الان داری داشته باشد یک روز از این وقتهایی که تو داری داشته باشد التماس این را میکند.@ یعنی تو الان در اوج نعمت هستی امکانات همه چیز در اختیارت هر کاری بخواهی میتوانی بکنی دیگر وقت تلف نکن. آیه بعد سوره زمر آیه 55 تا 58 این آیه میگوید که قبل از اینکه فرصت تمام شود سوت پایان را بزنند و شما به برزخ منتقل بشوید آنجا به التماس بیفتید که خدایا من را برگردان تبعیت بکنید از کسی که فرستادیم برای هدایت شما.@ من یک آدم بزرگ و بزرگترین مخلوق خودم را روح اعظم را(ص) همه حقیقت آن روح را همه حقیقت انسانی را یکجا برای شما فرستادم خودتان را بسپارید به این روح اعظم و مَثَل اعلی بالا بیایید به حرفش گوش بکنید این آمده شما را ببرد به دار السلام.@ ببرد به خانه ابدی خودتان، به دار مقرتان آنجایی که قرار است مستقر بشوید و بمانید(وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ) (وَ اتَّبِعُوا)یعنی تبعیت بکنید(أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ).@ خوب تبعیت بکنید از آنچه که نازل شده به سوی شما ما از این بالا برای شما فرستادیم خوب به حرفش گوش بکنید خوب تبعیتش بکنیم(مِن رَبِّکُم) یعنی مالک مدبر، من که مالک شما هستم و تدبیرکننده شما هستم چقدر این زبان عظمت دارد از کسی که بیشتر از هر کس دیگری دوستتان دارد از کسی که خالق شماست.@ از کسی که بیشتر از هر کس دیگری شما را میشناسد و آسانی شما را میخواهد از طرف یک همچین کسی برای شما کتاب آمده(مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ) قبل از اینکه عذاب به سراغتان بیاید تبعیت بکنید قبل از اینکه در جهنم گیر بکنید و دیگر نتوانید در بیایید.@ (بَغْتَةً) یعنی ناگهان به سراغتان بیاید در یک حال و هوایی باشد در حالت قهر با خدا و پیغمبر باشید قطع ارتباط با قوانین در حالت اینطوری باشید یکدفعه مرگ به سراغت بیاید در آن مستیهایی که هزار و یکجور فکر و خیال داری.@ این داستان حقیقی هست از یک آقایی حدود 40 ـ 45 ساله، مشنگ خیلی برای دنیایش برنامهریزیهای زیادی کرده کیاف و عیاش بود یک ماهی خیلی بزرگی هم گرفته به خانه آمده کباب کردند و بنشینند بخورند در آن حالتی که دارد کباب میشود.@ الان کلی هم لبش آب افتاده که چه موقع این را به دندان میگیریم بعد هم دارد فکر میکند برای برنامههای بعدش، یک عالم برنامه برای بعدش چیده کباب هم آماده میشود سفره را هم میگذارند آقا یکی از آن گازهای خیلی پهلوانی به ماهی میزند و قورت میدهد.@ یک تکه استخوان گیر میکند شروع میکند داد و فریاد کردن شروع میکند دست و پا میزند دیگر بغتۀ سراغش میاید چند ثانیه بعد آقا در برزخ است چقدر اینطوری داریم پشت ماشین نشسته دارد هزار و یکجور فکر میکند یکدفعه فرمان در شکمش میرود و له میشود یکدفعه سر از برزخ در میاورد.@ کنار دریاچه یک چوپانی گوسفندش میافتد در دریاچه، میرود گوسفند چوپان را نجات بدهد همانجا سنگکوب میکند قبل از گوسفند به برزخ میرود. خیلی عجیب است بغتۀ یعنی آدم آماده نباشد نشسته حساب و کتاب میکند دارد برای خودش چرتکه میاندازد.@ برای خیلی سالهای دیگر که دخترش را شوهر بدهد پسرش را زن بدهد کارهای علمی بکند مدارج را طی بکند بغتۀ یعنی ناگهان سراغت میاید خدا نکند که انسان آماده نباشد و یکدفعه میبینی که به عذاب افتاد خداست شوخیبردار نیست برایتان قصه نمیگوید از آن بالا دارد شما را نگاه میکند و با شما حرف میزند.@ میگوید مواظب باشید حرف گوش کنید برایتان پیغمبر فرستادم این هم بهشت منتظر شماست جهنم نروید من منتظر شما هستم در بهشت، آنطرفی بروید یکدفعه مرگ میرسد سر از جای دیگر در میاورید به خودتان ظلم نکنید.@ (وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ) یعنی حواستان نیست یکدفعه مرگ میاید عذاب میاید متوجه نیستید یک لحظه میبینید که در یک شرایط بسیار وخیمی قرار گرفتید چه کسانی که طمعها و شهوتها و افکار و اندیشههایی داشتند که بعداً این افکارشان را عملی کنند یکدفعه دیدند که دو فرشته خشن جلویشان ایستادند.@ قرآن خیلی جالب میفرماید(يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ) با پسگردنی و سیلی در صورتشان آنها را به برزخ میبرند برای یک کسی که آماده است ملکالموت خیلی قشنگ میاید با آن چهره زیبایش حضرت عزرائیل(ع) تشریف میاورند بعد میفرماید آنقدر احترام مؤمن را دارد که به مؤمن نزدیک نمیشود.@ با لبخند میاید سلام میکند با احترام بهشت را نشان میدهد اینقدر ملاحظه حال مؤمن را خدا میکند که هیچ به او بد نگذرد در این لحظه انتقال حضرت فرمود مثل بو کردن یک گُل است مثل عوض کردن یک لباس کثیف و پوشیدن یک لباس تمیز که انسان به آن شوق دارد خیلی راحت است اینهایی که آماده هستند را اینطوری میبرند.@ اما آنهایی که آماده نیستند این آیه را مرحوم شاهآبادی(ره) توضیح میدهد میگوید(يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ) میگوید ملائکه که در دنیا هستند با پسگردنی به اینها میزنند اینها را از بدنشان بیرون میکشند.@ ملائکه در برزخ دارند تحویل میگیرند با سیلی از اینها استقبال میکنند چقدر بد است که از آدم اینطوری استقبال کنند میدانید چه وحشتی سراسر وجود انسان را میگیرد یک جایی داری میروی که هیچ توانی نداری هیچ راهی نداری هیچ کاری نمیتوانی بکنی عجز محض است.@ بروید در این غسالخانه ببینید که چقدر با عجز افتادند زیر دست کسی که دارد شستشو میدهد پرتش میکند آنطرف، روی صورتش آب میریزد دست و پایش را اینطرف و آنطرف میاندازد غلتش میدهد این وضعیت ماست.@ لذا یکذره به حال خودمان فکر کنیم ما را غرور نگیرد آنجا ما هیچ توانی نداریم حتی اجازه نمیدهند حرف بزنیم یک کلمه بخواهی حرف بزنی اجازه نمیدهند(وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ) سراغت میاید متوجه نیستی(إتبعوا) زودتر تا دیر نشده تا بدبخت نشدی تا ناقص متولد نشدی تا بیمار متولد نشدی بجنب خودت را زودتر با قوانین تطبیق بده.@ اینقدر مقاومت نکن این اصول را در جلسات اول گفتم چکار بکنید در بحث عبودیت گفتم که بنده برای خودش ننشیند تدبیر بکند اولین مرحله عبودیت این هست که برای خودت داستان درست نکنی که خدایا ما خودمان یک برنامه اینطوری داریم میخواهیم این راه را برویم حالا با دین تو هم یکطوری کنار میاییم.@ هر وقت خدا و امام زمان صدایت بکنند بگویی وقت ندارم کارم دارم نمیرسیم، کتاب به شما عرضه میشود میگویید وقت ندارم، جلسه علمی گذاشته میشود وقت نداریم برویم کار و زندگی داریم، احکام شرعی هست رساله است خریدی در خانه گذاشتی سال به سال به آن نگاه نمیکنی آنوقت به حرام میافتی.@ میگویی کار و زندگی دارم نمیرسم نگاه کنم، این همه اساتید در شهر و کشور پخش هستند این همه هزاران هزار جلد کتاب وقتی از جلوی کتابفروشی رد میشوی یعنی چی این کتابها دارند صدایت میکنند اینها برای تو نوشته شده ولی از کنار یک لباسفروشی رد میشود میگوید من اولین فرصت میاید یکی از اینها بخرم.@ از کنار مغازه لوازم خانگی، فروشگاه مواد غذایی رد میشود یک مقدار میخرد یک مقدار هم میگوید بعداً بیایم بخرم اما کتابی که به آخرت دعوتش میکند میگوید وقت ندارم چه کسی گفته که ما در این دنیا بیاییم و به خدا بگوییم وقت نداریم.@ مگر جنین کاری مهمتر از این که خودش را بسپارد به قوانین دنیا دارد تا سالم به دنیا متولد بشود جنین اگر بخواهد بگوید ما وقت نداریم برای خودمان در رحم کاری داریم این که هیچ وقت به تولد نمیرسد ما آنقدر سر خودمان را شلوغ کردیم آنقدر به خدا و قیامت و ابدیت و برزخ گفتیم وقت نداریم سروپایمان را گند گرفته آماده نیستیم.@ اگر کسی به ما بگوید پنج دقیقه وقت بگذارید ده دقیقه وقت بگذارید دو ساعتی در روز وقت بگذارید تعجب میکنیم فکر میکنیم از کره مریخ آمده که این حرفها را میزند تو بیکاری دلت خوش است نفست از جای گرم بلند میشود ما کار و زندگی داریم.@ ببینید ما تا الان چقدر وقت ندارم گفتیم، چقدر مسائل شرعی و اخلاقی و زندگی را بلد هستیم قوانین زندگی ابدی یادگیری دارد خداوند بدش میاید از کسی که آخرتشناس نباشد(إنَّ اللهَ یُبغِضُ کُلَّ عالِمٍ بِالدُّنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند بدش میاید از کسی که در دنیا علوم زیادی بلد است اما جاهل به آخرت است.@ اگر تو ندانی کجا میخواهی بروی چطور میتوانی خودت را برایش آماده بکنی، میگوییم وقت نداریم نمیرسیم کار داریم. یکی از عزیزان که در جلسه حضور دارد فرمودند که من چند جلدی شرح نهجالبلاغه مرحوم علامه محمد تقی جعفری(ره) را خواندم بعد گفتم بگذارم کنار خسته شده بودم.@ به هر حال به یک بهانهای خواستم نخوانم و ادامه ندهم شب به خوابم آمد و گفت بخوان و ادامه بده و جلو برو تأکید کرد که بخوان. برای چه ما خوراکهای بهشتی را کم بگذاریم برای چه ما عیاشی و کیافی اینجا نداشته باشیم یعنی همیشه به طبیعت خوراکهای طبیعی دادیم با عیاشیها و کیافیهای طبیعی برنامهریزی کردیم.@ ما حقمان است که اینجا خوش بگذرانیم حقمان است که به طبیعت بگوییم تو یک مقدار دهانت را ببند ولمان کن بگذار ما یکذره خوش باشیم. یک روز یکی از عزیزان میگفت همسایه ما خانه ساخت وضع مالیاش خوب بود تا قم برای زیارت نرفت نه قم نه مشهد نه جمکران، وقت داشت برود و نرفت.@ به برزخ رفت هر وقت دعوتش کردند به آخرت گفت وقت ندارم نمیرسم، فطرت دل دارد ولی ما دل را پوساندیم خفهاش کردیم هر وقت میخواهد به ما چیزی بگوید میگوییم وقت نیست حالا تو بعداً بعداً، فعلاً به این نیازهای طبیعی که با ما نمیماند فعلاً به اینها برسیم.@ بعد چقدر قشنگ میگوید(وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ) عذاب سراغتان بیاید و حواستان نباشد و آن موقع یک کسی از شما بگوید(يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ) واحسرتا بر من چقدر کوتاهی کردم آن هم در محضر خدا پیش خود خدا در محضر اهل بیت(ع) بیخیالی، در کنار خود خدا، کنارت هست دارد تو را میبیند.@ ما چون فکر نمیکنیم به این، تمرین هم نداریم تمرین معیت با خدا را نداریم مرحوم آقا میرزا جواد آقا فرمود صبح که از خواب بلند میشوید به این فرشتههایی که همراهتان هستند سلام بکنید با اینها رفیق بشوید و حرف بزنید.@ دو فرشته از اذان صبح پیش شما میایند همراه شما هستند با آنها انس بگیرید مغرب چند دقیقه دیگر که اذان میگویند این دو که صبح آمدند میروند و دیگر تا قیامت هم نمیایند دوتای دیگر میایند به اینها سلام کن عادت بکنیم که یک مقدار معیت را بفهمیم.@ یعنی چی، معیت با امام زمان(ع)، معیت با فرشتهها، معیت با خداوند تبارک و تعالی، (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ) چقدر سوزاننده است این مسأله که ما در محضر خود خدا پیش خود خدا این همه تقصیر و کوتاهی داریم.@ پیش خود خدا یعنی آنطرف که میروی میفهمی که پیش خود خدا بودی خدا در برزخ یا بالای برزخ نیست که از آن بالا یک فاصلهای بین ما و او بود، نه همینجا کنارت هست تو پیش خود خدا جلوی چشم خود خدا آنقدر بدمستی و فرار از خود خدا.@ خدا میداند که ما به چه سوزشی میافتیم الان به ما هشدار میدهد که این کار را نکنید نیاید لحظهای که(أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ) ای حسرت بر من ای سوزش بر من، صد افسوس که پیش خود خدا بودم و چقدر کوتاهی کردم یک چیز خیلی عظیمی هست که همه ماجرا دارد در کنار خود خدا انجام میشود.@ در محضر همه معصومین و فرشتهها دارد انجام میشود ما چون کور هستیم و نمیبینیم برای خودمان خلوت قائل هستیم اطراف ما غوغایی است همین ادراک اینکه من پیش خدا هستم خیلی به من کمک میکند که من جدی باشم و وقتم را تلف نکنم سر به هوا زندگی نکنم.@ دنبال علافی نروم از جوانی و عمرم خوب استفاده کنم بدانم در محضر اهل بیت(ع) هستم این خیلی مهم است ادراک این محضر تمرین میخواهد البته تزکیه میخواهد آدم باید گناه نکند باید تمرین بکند تا یواش یواش این ادراک را بفهمد و پیدا بکند آنوقت به آن نیرو و قدرت و نشاط میدهد.@ خدا دارد هشدار میدهد که میاید وقتی که این یا حسرتا را خواهید گفت، حالا ما الان اینطرف هستیم هنوز آن عذاب بغتۀ نرسیده وقت را مغتنم بشماریم از عمر و جوانیمان استفاده کنیم و تلف نکنیم هنوز نرسیده چرا بگوییم واحسرتا، چرا با شادی و رفاقت نرویم.@ چرا وقتی عزرائیل(ع) میاید حالتمان حالت یک مشتاقی نباشد که بیصبرانه منتظر این هست که به رفیقش ملحق بشود اتفاقاً اولین کسی که آدم بغلش میکند و میبوسدش سفیر است میشود ما حضرت عزرائیل(ع) را بغل بکنیم و ببوسیم و بگوییم خوش آمدی.@ آمدی که راحتم بکنی چقدر شیرین آدم منتقل میشود به جایی که همه محبوبها و عزیزانش هستند از آن بشیر و مبشر که میایند آدم دوست دارد بغلشان بکند و آنها را ببوسد و هر کس دیگری که میاید و خوش آمدگویی میکند و به استقبال انسان میاید وقت و فرصت داریم که اینطوری بشویم و از این استفاده بکنیم.@ آیه بعدی میفرماید(أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الُْمحْسِنِينَ) یا این را بگوید که(يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ) یا اینکه(أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ) تا عذاب را میبیند چشمش به عذاب میخورد بگوید(لَوْ أَنَّ لِي) ای کاش، (لو) آرزوی نشدنی را خداوند با لو میاورد.@ ای کاشی که شدنی نیست مثل ای کاش جوانی برمیگشت عربها برای آرزویی که شدنی نیست کلمه(لو) را به کار میبرند(لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً) کاشکی من یک بازگشت داشتم.@ (فَأَكُونَ مِنَ الُْمحْسِنِينَ) دیگر محسن و نیکوکار و خوب میشدم خدا میداند ما بعداً چه سوزشی در انتظار ما هست از الان دارد با مهربانی هشدار خودش را در قرآن میدهد این کتاب را بخوانیم درست هم بخوانیم از کنارش رد نشویم.@ پروردگارا به حق محمد و آل محمد ما را از مرگ بد و بدون آمادگی در پناه خودت حفظ بفرما به ما توفیق عنایت بفرما که لحظه مرگمان شیرینترین لحظه زندگی ما باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@