سلام علیکم و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان دربارهی خودشناسی بود مطالب مهمّی را جلسهی قبل عرض کردیم دربارهی جایگاه خودشناسی و اینکه انسان اگر بخواهد برداشت عمیق و قابل اعتنایی از دین داشته باشد بدون شناختن خودش نمیتواند این برداشت را بکند.@ برداشت از خداوند استمداد از خدا عشق خدا محبّت خدا عشق به اهل بیت محبّت آنها استمداد از آنها ارتباط با آنها چه در دنیا و چه در آخرت مربوط به شناخت خودمان است شما وقتی که به امام حسین عرض میکنی(اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَۀ) من با شما در دنیا و آخرت باشم.@ این ممکن است ما چون در دعا گفته شده همچین حرفی را بزنیم امّا زمانی تبدیل به یک تمنّای حقیقی میشود که انسان خودش را لایق این معیّت بداند و این معیّت از عمق وجود خودش طلب بشود و بعد بخواهد در دنیا و آخرت با اهل بیت باشد.@ شما وقتی که در مناجات مولودین میخوانید که(یا جَنَّتی وَ نَعیمی یا دُنیایَ وَ آخِرَتی) ای بهشت من ای نعمت من ای دنیای من ای آخرت من ممکن است تقلیدا ازامام سجّاد علیه السلام بخوانید به خدا بگویی نعمت من بهشت من نعمت من دنیای من آخرت من امّا این حرف زمانی زده میشود به خدای تبارک و تعالی که من ضمیرش شناخته شده باشد.@ ببینید جنتی نعیمی دنیای آخرتی همهاش چهارتا ضمیر متکلّم دارد چهارتا ضمیر دارد این منی که به الله بهشتش است منی که الله نعمتش است و منی که الله هم دنیایش است و هم آخرتش این کدام من است؟@ این اگر به رسمیّت شناخته نشده در وجود ما ما نمیتوانیم این دعا را از صمیم قلب بگوییم فقط چون حضرت گفته است ما میگوییم آن فقط میگوییم میخوانیم دعوتی هم در کار نیست دعایی هم در کار نیست لذا حظی هم برای ما ندارد فقط میگوییمش آن اثری که باید داشته باشد ندارد.@ پس این جایگاه خیلی مهمّی دارد که ما یک مقدار به خود حقیقیمان انس بگیریم این خود را به رسمیّت بشناسیم و پیدایش بکنیم این کار دارد یک مقداری که انسان با یک شخصیّت جدیدی در وجودش آشنا بشود و آشتی بکند این شخصیّت یک شخصیّت حقیقی است یک شخصیّت وصفی نیست یک امر کلّی نیست یک شخصیّت حقیقی است.@ باید با او رفیق شویم دوست شویم این دوستی هم خیلی مبارک است این دوستی آنقدر مبارک است که علامت هم دارد یادتان باشد علامتاش را هم بگویم که یک مقدار انسان اشتباه نکند او را توهّم برندارد.@ این دوستی مثل یک کسی که شما یک موقع میبینید سرراه زندگیات یک شخصیّتی قرار میگیرد یک شخصی قرار میگیرد میگوید مثلا من با این آدم تازه آشنا شدم این آدم را تازه پیدا کردم دوست خوبی است مرد خوبی است با او رفیق شدم یعنی یک آدم جدیدی است شما وقتی با خود حقیقی آشنا میشوی یک همچنین شخصیّتی هستی.@ یعنی واقعا این خود حقیقی مثل یک دوست مثل یک آدم خارجی که میتوانی نگاهش کنی با او حرف بزنی با او ارتباط داشته باشی دوستاش داشته باشی دوستت داشته باشد ازاو کمک بگیری این خود انقدر قدرت دارد.@ آیهاش را برایتان بخوانم: (وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ) مثل کسانی نباشید که خدا را فراموش کردهاند خدا هم آنها را دچار این کرد که خودشان را فراموش کردهاند یعنی دچار چه شدهاند؟ بله، دچار خودفراموشی شدهاند این خود از جنس من از جنس خداست(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم از انسان دمیدم.@ این یک طوری است که شما به محض اینکه خدای این خود را گم بکنید در واقع خودت را گم کردهای خیلی این رمز مهم است خدا دست گذاشته است روی کجا؟ میگوید شما وقتی که من را فراموش کنید خودتان را فراموش کردید دچار خودفراموشی شدید.@ حالا شما این همه آدم در دنیا هستند که عاشق خودشان هستند هیچکس حبّ به ذات را از دست نمیدهد همه آدمها عاشق خودشان هستند همه دارند کار میکنند برای خودشان شب و روز دارند برای خودشان میدوند دارند تلاش میکنند شب و روز و همه هم به هر کس بگوید دارد چه کار میکند میگوید برای خودم کار میکنم.@ خودم زن من بچهی من پدر من مادر من خانهی من مدرک تحصیلی من آیندهی من گذشتهی من حال من همه گرفتار خودشان هستند ولی قرآن میگوید نه یعنی اصلا گرفتار خودشان نیستند اینها اصلا خود اصلیشان را فراموش کردند خودشان را فراموش کردند خودی این وسط در کار نیست.@ خدا رحمت کند حضرت امام را(س) میفرماید: خیلی وقتها آدم یک کارهایی میکند میبیند تمام دوندگیهایی که داشته میکرده است در چند سال تلاشهایی که میکرده است پیشرفتهایی که میکرده است چیزهای مثبتی که به گذشته میبرده است درواقع داشته خودش را بدبخت میکرده و نابود میکرده.@ همهی موفقیّتهایش به ضررش تمام شده است تمام امتیازاتش امتیاز نبوده اصلا این فکر میکرده که دارد در روند زندگی دارد خیلی موفقیّت به دست میآورد ولی واقعا اینطوری نبوده است، قرآن خیلی زیبا دارد میفرماید وقتی تو خدا را فراموش کردی خودت را هم فراموش کردی.@ یک سؤال اساسی که ذهن ما را درگیر نکند و منشأ اثر نباشد شما هم بیایید سر این کلاس و من با جدیّت این حرفها را بزنم بعد از کلاس هم خداحافظ شما هم بلند شوید دنبال کارتان باز اتّفاق خاصّی هم نمیافتد.@ ولی تا وقتی تو را درگیرت نکرده خواب را از چشمت نگرفته آن اتفّاق مبارک نمیافتد و آن است که من چه کسی هستم که وقتی خدا را فراموش کنم خودم هم فراموش میشوم؟ این سؤال خیلی مهمّی است.@ الله با من یکی است انقدر یکی است که پیغمبر میفرماید تا خودت را نشناسی الله را هم نمیشناسی نمیشناسیش حالا برو کتاب عقائد بخوان ببین اینجا مثلا میگویند الله است از راه علّت و معلول ثابتش کن این الله تو نیست ربّ تو هم نیست.@ این من یک طوری است که وقتی با او آشنا میشوید حتما با او خدا هست یعنی اصلا نمیشود نباشد حتما با او الله است یکطوری هم هست که آن را فراموش کنید این را فراموش کردید این را فراموش کنید آن را فراموش کردید هیچ اصلا یکی هستند اگر حبّ ذاتی هم هست که انسان عاشق خودش بشود.@ در خودش کار بکند کدام خودش را پیدا بکند یعنی اصلا در روایت برایتان بخوانم خیلی اینها مهمّ هستند تا این خوب برایمان جا نیفتد ما دینداریهایمان یکسری دینداریهای ظاهری است یعنی اصلا دینداریهای تقلیدی ظاهری فانتزی همین با صورت سروکار داریم اصلا اتفّاق خاصّی این دین برای ما نمیآورد.@ هیچ تحوّلی شادی آرامشی قدرتی منشأ اثر بشود نخواهد شد ببینید(اِنّی اِذَا الستَحکَمتُ فِی رَجُلِ خَصلَتاً مِن خِصالِ الخَیر اِحتَمَلتُهُ لَها وَاغتَفَرتُ لَهُ فَقدَ ما سِواها) خیلی درس بزرگی است این حالا الان نمیخواهیم به اوبپردازیم ولی حتما یادداشت کنید که این به دردتان خیلی میخورد.@ علی علیه السلام دارد راه سازگاری زندگی را به ما یاد میدهد میگوید زنت است شوهرت است بچّهات است پدر و مادرت هستند دوستانت هستند با آنها میخواهی زندگی بکنی به آنها چهطوری نگاه کن در زندگی که مشکلت گرفتاری طلاق دردسر زدهگی نفرت شیطان در خودتان نفوذ نکند.@ ایشان میفرماید که خیلی فرمایش بلند است از علی علیه السلام میگوید من اگر یک خصلت از خصلتهای خوب را در یک نفر ببینم یک خصلت این را به خاطر داشتن همان یک صفت تحمّلش میکنم یک خوبی فقط داشته باشد یک خوبی میگوید و نداشتن بقیهی خصلتهای خوب را در او میبخشم.@ ما اینطوری هستیم یا نه حالا برعکس میکنیم ما اگرهزار تا خوبی طرف داشته باشد نمیبینیم عیب را میبینیم پیغمبر فرمود بعضی از شماها درخت را در چشم خودش نمیبیند ولی خار را در چشم دیگران خوب میبیند ما اصلا اینطوری نیستیم ما خیلی راحت افراد را ترد میکنیم له میکنیم کنار میزنیم خوبیها قشنگیهایشان را.@ اگر خدا با ما یک همچنین کاری بکند خیلی خطرناک میشود ما اگر برویم صحنهی قیامت به خدا میگوییم خدایا بالاخره یک چیزی در ما پیدا بکن خودت بگرد والله راستی دروغی یک چیزی بگرد پیدا کن دست بگیر آن ما را نجات بدهد بالاخره با یک چیزی ما را نجات بده یک چیزی پیدا بکن.@ علی علیه السلام میفرماید من اینطوری هستم اگر یک نفر را یک خصلت خوب در او ببینم یک خصلت خوب تحمّلش میکنم نداشتن بقیهی خصلتها را هم میبخشم کلمهی غفران هم آورده ببینید چهقدر قشنگ است(اِغتَفَرتُ لَهُ فَقدَ ما سِواها) مشمول مغفرت قرار میدهم نبودن بقیّهی صفتها در این آدم همین یک صفت خوب داشته باشد کافی است من تحمّلش بکنم بدیهایش را هم دیگر کاری ندارم.@ چهقدر خوب است آدم بتواند زیباییهای آدمها را ببیند با زیباییهای آدمها زندگی بکند نه با جنبههای منفیاش میدانید یک کسی که اینطوری نیست خیلی آدم وحشتناک و خودخواهی هست خیلی آدم خود شیفتهای است که نمیتواند اینطوری باشد چرا؟.@ این آدم خیلی آدم وحشتناکی است خیلی آدم خودشیفته و خودخواهی است کسی نمیتواند با خوبیهای دیگران زندگی بکند ببینید شما هر کسی که اینطوری باشد خودش هم هست خودش هم عیبهای زیادی دارد چهطور ما توقّع داریم آدمها نه یک آدمی بگوید من آدم معصومی هستم یک آدم خیلی خوبی هستم.@ میگویم خود شیفته باید باشد یکی کسی مثلا ما میگوییم آقا زن من، من را با هزار تا عیب تحمّلم بکند بگوید غیر از این است مگر شوهرم با هزارتا عیب تحمّلم بکند بالاخره حالا من یک خوبی دارم دیگر پدر و مادرم هم همینطورهمین کار را هم کردند با من پدر و مادرها معمولا همینطوری هستند.@ این صفتها که روی علی(ع) هست در پدر و مادر فقط پیدا میشود یک آدمهای خیلی خوب الهی چهطور ما توقع داریم دیگران عیبهای ما را نبینند خدا نبیند اهل بیت نبینند و ما را تحمّل کنند و ما را بپذیرند.@ ما آخرهم با چه پرّویی هم استغفار میکنیم استغفرالله یعنی چه؟ توضیح دادیم یعنی چه بود؟ یعنی گناه را نبین جریمه نکن و رویت را هم برنگردان قهر نکن غیر از عفو است عفو یعنی مجازات نکن امّا مغفرت نه یعنی رویت را هم برنگردان.@ ما به خدا میگوییم خدایا ما خیلی عیب داریم رویت را برنگردان عیب زیاد داریم ولی رویت را برنگردان به کسی خودش نمیتواند برای همین هم حضرت علی کلمهی اِغتَفَرتُ را به کار برده است میگوید من اصلا نبودن چیزهای خوب دیگر را اصلا در این شخص کاری ندارم همه را مورد مغفرت قرار میدهم همین یک خوبی که دارد همین را میپذیرم.@ یکی کسی که نمیتواند با دیگران اینطور باشد ضعفهای دیگران را میبیند این اصلا اسم غفران در او هیچ جلوهای نکرده یعنی از طرف اسم غفور نمیتواند به خدا نزدیک بشود بخواهم آرام آرام تمرینها را دارم میگویم این تمرین را درخودمان انجام بدهیم یعنی اسم غفور را در خودمان میتوانیم پیاده بکنیم یا نه غفور یعنی چه؟.@ یعنی همین که از زمین میگیریم این را بهش میگویند زندگی، زندگی یعنی ما قرار است به اسمهای خدا نزدیک بشویم دیگر باید اسمهای خدا را تمرین کنیم که خودمان اسم جذب بکنیم آقا اگر قرار است انسان به اسمهای خدا نزدیک بشود.@ صدام را شما نگاه بکنید ببینید چقدر قشنگ به اسمهای خدا نزدیک میشود اصلا کدام اسم خدا را گرفته است؟ خیلی هم خوب نزدیک شده است به خدا قاتل یکی از اسمهای خدا اسمش قاتل است دیگر یعنی خدا میکشد(قَتَلَهُمُ الله قاتَلَهُمُ الله) صدام به این اسم خیلی خوب نزدیک شده است اصلا مظهر اسم قاتل خدا شده است باطش.@ اگر یک کسی از طریق اسم غفران به خدا نزدیک نشود معنای بدی دارد معنای بدش چیست؟ چه کسی میگوید؟ وقتی این صفت در خودم نیست یعنی چه؟ معنایش چه میشود؟ یعنی خودم هم محروم هستم میدانیم خودم هم محروم هستم.@ قرآن میگوید: (وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ) هم عفو کنید هم ندید بگیرید عیبهای دیگران را مگر نمیخواهید مشمول مغفرت خدا بشوید یعنی یک کسی که عرضه ندارد خیلی راحت به همسرش دروغ میگوید همسرش را از چشمش میافتد.@ حضرت فرمود هرقدر آدمیّت و ایمان در یک نفر بالا میرود همسرش را بیشتر دوست دارد وقتی انسان همسرش را یا دیگران خیلی راحت از چشمش میافتند از چشم خدا خودش میافتد اینطور نیست که راحت ارزان تمام بشود یعنی عرضهی مغفرت ندارد دیگر این خیلی مهمّ است.@ بنا بود حرف نزنیم حرف زدیم در موردش حالا فعلا بماند این بحث بحث مهمّی است حالا شما داشته باشید این درس را ولی حضرت علی میگوید باید دو تا چیز را اصلا نمیتوانم در یک نفر ببخشم یعنی نبودن هرچه را ببخشم دو تا چیز را نمیتوانم ببخشم این را حضرت علی هم نمیتواند کنار بیاید با او خدا هم حتّی نمیتواند با او کنار بیاید.@ یعنی نه خدا مغفرت خدا شامل حالش میشود نه امیرالمؤمنین نه هیچکس دیگر یعنی این دو تا باشد ما دیگر اصلاً از شخص کاملاً ناامید هستیم این دو تا صفت چیست؟ حالا کاری به آن دو تا صفت به این معنا ندارم بحث انسانشناسیش را میخواهم بکنم.@ چون ما با بحث خودمان میخواهیم برویم جلو میفرماید که: (وَ لا اَغتَفِرُ لَهُ فَقدَ عَقدٍ وَ لا عَدَمَ دینٍ) بیعقلی بیشعوری احمقی را و بیدینی را اصلا نمیتوانم ببخشم این دو تا صفت را اصلاً نمیتوانم قبول کنم.@ بیعقلی در روانشناسی عاقل و جاهل توضیح دادهایم مراجعه کنید به بحثهای علمی در روانشناسی عاقل و جاهل گفتهایم شخصی که عقل ندارد چه خصوصیّتهایی دارد خروجیهایش چیست؟ شخصیّتی که عقل دارد خروجیهایش چیست؟@ بحثش و سیدیش است بگیرید حتما روانشناسی عاقل و جاهل الان هم راجعاش بیشتر نمیخواهیم صحبت بکنیم الان کاری به این قسمت هم نداریم فعلا میرویم سراغ(وَ لا عَدَم دینٍ)، من بیدینی آدم را هم نمیتوانم تحمّل کنم یعنی چه نمیتوانم تحمّل کنم این خیلی مهمّ است نباید اینطور بماند.@ حالا دقّت کنید بحثمان اینجاست(لِأَنَّ مُفارِغَةَ الدّینُ مُفارَغَۀُ الاَمن) اگر کسی دین نداشته باشد آرامش ندارد امنیّت ندارد(وَ لا تَهنَؤُا حَیاۀٌ مَعَ مَخافَه) ببینید چهقدر قشنگ دارد میگوید میگوید اگر یک کسی دین نداشته باشد این شخص آرامش شخصیّتی ندارد.@ این شخص دائما اضطراب دارد دائما ترس دارد ترس هم منشأ همهی بدبختیهای آدمهاست آدمها در ترس حسود میشوند در ترس متکبّر میشوند در ترس خودپسند میشوند در ترس بداخلاق میشوند در ترس ناامید میشوند اصلا شیطان حملههای چهارگانه را در ترس انجام میدهد برای آدمها.@ یعنی اینکه(ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ) از چهار طرف حمله میکنم برای آدمهای ترسو است آدم وقتی میترسد از آینده اضطراب میگیریدش چه کنم چه نکنم میگیردش آدم ترسو و ضعیف فصل گذشته مرتّب دارد داغونش میکند.@ (اِنَّ الشَیطان یُخَوِفُ اَولیائَه) شیطان چه کار میکند؟ ترس میاندازد در وجود شخص میترساند حالا ترسو آدم بزدل آدمهای ضعیف اینها حول میشوند و هر گناهی را مرتکب میشوند ترس اینطوری است حالا میخواهیم برویم سراغ این نکته که دین وقتی نباشد آدم ترسو بار میآید آدم ضعیف است آدم ذلیل است آدم امنیّت ندارد.@ اگر اینطوری است اگر یک نفر قرار است دیندار باشد باید چه باشد؟ مثالی که هفتهی قبل زدیم این آب باید اثر چه داشته باشد؟ طبیعیش را، برای همین گذاشتهاند اینجا لامپ را برای چه روشن کردهاند اثر طبیعیش چه است که روشن میکنند.@ حضرت میفرماید ذاتی دین امنیّت است اگر یک کسی دین نداشت امنیّت هم ندارد آرامش ندارد حالا اگر میخواهید میزان دینداری یک نفر را بسنجید باید به چه نگاه بکنید؟ بله، به میزان آرامشش ببینید این آدم چهقدر آرامش شخصیّتی دارد وقتی به او نزدیک میشوید چهقدر آرام میشوید.@ در حوادث در سختیها در بلاها در مصائب در بیماریها در جنگ، ها جنگ پیش میآید این آدم چهقدر آرامش دارد میآیند میزان دین آدم را از میزان امنیّت روانی و روحیش میتوانید بفهمید آدمی که عصبی است آدمی که زودرنج است امنیّت ندارد چون راحت با یک چیز میشود ریختش به هم راحت میشود لهاش کرد.@ آدم بدبین همینطوری است امنیّت ندارد آدم حسود آدم متکبّر امنیّت ندارد آدم دعوایی امنیّت ندارد آدم بددهن و بداخلاق اصلا امنیّت ندارد(لِأَنَّ مُفارِغَةَ الدین مُفارِغَۀُ الاَمن وَ لا تَهنَؤُا الحَیاتٌ مَعَ مَخافَةٍ) حسد میگوید اصلا زندگی دیگر لذّتی ندارد اصلا تَهنَؤا یعنی چه؟ شیرین نیست با ترس.@ میگوید اگر میخواهید یک زندگی شیرین داشته باشید اوّل چه کار بکنید؟ اوّل امنیّت، امنیّت روحی و روانی برای خودتان درست بکنید اگر هم میخواهید امنیّت روحی و روانی درست بکنید دین را رواج بدهید.@ یک کسی بخواهد در اجتماع در اجتماع امنیّت زیاد شود شما دین را. الان مخصوصا نیروی انتظامی اعلام میکند ماه صفر ماه محرّم ماه مبارک رمضان بزهکاری به شدّت کاهش پیدا میکند چرا؟ چون قدرت دین و ظهور دین در محرّم و صفر و ماه مبارک رمضان بیشتر است امنیّت هم بیشتر است.@ شما ببینید چهقدر دعواها درگیریها بزهها در این دو ماه یا در ماههای دیگر هم هست در ماهی که خیلی قدرت دینی است مثل شعبان و اینها چهقدر آدم کاهش پیدا میکند شیطان خیلی نفوذش کم میشود خانوادهات میخواهد امنیّت داشته باشد خانوادههای دینی تربیت کن، خودت میخواهید امنیّت داشته باشید برو سراغ دین.@ مدرسهات را میخواهید خوب تربیت کنید شاگردهای خوبی داشته باشد دین را در آنها رواج بدهید شرکتت را. من یک شرکت خصوصی یک موقعی من را دعوت کرده بود یک شرکت صنعتی خصوصی یکی از دوستان بوده از بچههای انجمن اسلامی ایران و اروپا خودش آن سوی آب درس خوانده بود.@ یک موقع آمد و گفت که من یک شرکت دارم یک کار بینالمللی بزرگ دارد ولی میخواهم اینها خوب کار بکنند و بهترین راه را در این میبینم که این را یک ذرّه با دین آشنا بشوند دین اگر آمد دزدی نیست احتکار نیست سوءاستفاده نیست رشوه نیست کار همدیگر را عقب انداختن نیست تحقیر دیگران نیست.@ هر جا دین نیست تمام حوادث بد اتّفاق میافتد ناامنیهای اجتماعی سیاسی اقتصادی همهجا در بیدینی اتفّاق میافتد در نظام درونی در نظام بیرونی هر جا دین افزایش پیدا میکند آرامش هست شما بروید در یک اداره میبینید افراد متدیّن هستند میبینی آرامش داری با آنها.@ یک جا که دین نباشد هر لحظه ممکن است یک حادثهای برایت پیش بیاید. این معجزه است این کلمهها دارد حرف میزند حضرت دارد از حقیقت خبر به ما میدهد(مُفارَغَۀَ الدین مُفارَقَۀَ الاَمن) اگر یک جا دین رفت کنار منتظر هر حادثهای باشید.@ هر حادثهای در هر زمینهای اقتصادی اجتماعی سیاسی معنوی خانوادگی اخلاقی روحی روانی هرجا دین نیست شما باید منتظر باشید در نظام درونی خودت اگر آدم ترسو مضطرب عصبی پرخاشگر ناراحت زودرنج آدمی که دائما دلشوره دارد.@ آدمی که دائما غصّه دارد آدمی که دائما میترسد آدمی که دائما حالش بد میشود دلشورههای بیخود بیریشه باریشه فرق نمیکند وقتی میاید سراغش مطمئن باشد نگاه ابدیش را از دست داده است دین در او ضعیف شده است.@ الان شما میروید دکتر میگویید این پوستم مرتّب ناخنهایم پوستپوست میشود موهایم دارد میریزد آزمایش میرود میبیند این مادّه کم است این مادّه در وجود شما کم است باید استفاده بکنی میگوید باید استفاده بکنی این ماده را بخور تا طبیعی بشود بیاید بالا این مقدار.@ کمخونی داری خب یک کسی که کمخونی دارد باید منتظر خستگیهای زودرس و مفرط باشد اعصبانیّتها باشد حتّی زودرنجی و حساسیت باشد گرفتاری زیاد میآید کمخونی سراغ آدم کسی که کمخون است باید تقویت بکند که خلقاش هم بد نشود در خلق آدم تأثیر میگذارد.@ در بدن آدم تأثیر دارد دستهایش یخ میکند پاهایش یخ میکند بدنش خیلی راحت نمیکشد هر کاری را ما اصلا یک سلسله بیماریهایی داریم به نام بیماریهای روانتنی یعنی شخص در روحش در فشار است ولی مشکل از کجاست از جسم است.@ این اگر برود ورزش بکند همین ورزش، برود ورزش بکند یک رژیم غذایی خوب داشته باشد اصلا مشکلات روحی و روانی غصّههای بیعلّت دلشورههای بیخودی نمیآید سراغش امّا خودش را محروم میکند از ورزش بدنش سست و کرخ میشود غذای خوب نمیخورد یا خوب غذا نمیخورد.@ بنابراین مشکلات روحی و روانی پیدا میکند میشود روانتنی اصلا مسئله مسئلهی روح نیست این از جسم ناشی میشود قرآن میگوید شما در خونتان یک چیزی است به نام دین من اینطوری بگویم برایتان این دین خونتان بیاید پایین دین شخصیّتتان بیاید پایین منتظر هر ناآرامی باید باشید.@ حالا هنوز حرفمان را نزدهایم این همه را که حرف زدیم به کجا میرسد به اینجا که دین زمانی امنیّت میتواند بیارد که برسد به آدم ببینید شما وقتی مادّه را دریافت میکنید دفع داری میگوید آقای دکتر این بچّهی من افزایش وزن نداشته در این سه ماه خیلی علامت خطرناکی است میگوید سه ماه افزایش وزن نداشته است.@ افزایش قد نداشته الان شش ماه است میگوید خانم مگر به او غذا نمیدهی میگوید آقا بچهام است دوستش دارم و غذا هم به او میدهم دکتر شکّ میکند که این حتما یک جایی غذاها درست میشود دارد دفع میشود یه جا جذب اصلا ندارد.@ دین باید شادی بیارد آرامش بیارد امنیّت بیارد و خب من میبینم بعد از چهل سال در دین دینداری آدم اعصبی هستم آدم بداخلاقی هستم آدم جوشی هستم آدم حساسی هستم آدم زودرنجی هستم آدم متکبّری هستم پس جذب نشده است اصلا یک جای کار گیر دارد.@ گیرش را فقط یکطور میتوانیم برطرف بکنیم عزیزان که جذب بشود این که دین باید ضمیر خودش را در نفس ما پیدا بکند ما دینداریهایی داریم به مردم میدهیم که ضمیرش را اوّل به آنها نشان ندادهایم به آنها گفتهایم شما باید نماز بخوانید شما باید روزه بگیرید شما باید خدا داشته باشید.@ این اصلا ضمیری که این خدا را نیاز داشته باشد را ندارد اصلا خب نماز بخوانم حجاب داشته باشم این اصلا منی که نیاز به حجاب داشته باشد را در خودش پیدا نکرده است اگر آن معنا پیدا بشود حجاب با او است حتما امکان ندارد کسی شک کند در حجاب.@ اگر کسی منش را پیدا بکند نماز ذکر الله با او است(وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ) اصلا نمیشود یک کسی خودش را پیدا بکند عاشق دین عاشق پیغمبر، پیغمبر را نخواهد لذا نگاه بکنید هرسه تا شهادت در اذان که در جلسهی گذشته رویش خیلی تأکید کردیم در هر سه تا شهادت شهادت است یعنی دیدن است نفسانی است اثبات عقلی نمیخواهد.@ (اشهد ان لا اله الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان امیر المؤمنین علی ولی الله) توحید نبوّت ولایت با نفس ثابت باشد یعنی شما نفس را بشناسی آن هم ثابت میشود به یکی از این آدمهای اهل فضیلت در همین سفر که اخیراً داشتم به او گفتم شما چهطور شیعه شدید.@ خیلی شیعهی خوبی هم بود گفت من خیلی با خودم خلوت کردم وقتی خلوت کردم دیدم هر وقت به خودم نگاه میکنم به دین نگاه میکنم میبینم هم دین هم خودم یک چیز کم داشتیم از اینجا رفتم شیعه شدم.@ وقتی اسلام را شناختم وقتی رفتم رویش دیدم شیعه یک امام زمان زنده دارد یک حجّت زنده دارد و خدا هم امکان ندارد من را بندازد بدون حجّت بگذارد ببینید اینجا از طریق خودش رفته بود سراغ تشیّع گفت من تازه فهمیدم نفسم یک امام زنده لازم دارم اصلا یک جایی قضیه لنگ است.@ بعد ارتباطم در حالتی که سنّی بودهام با خدا بودم خدا را هم که نمیتوانستم پیدا بکنم این وسط هیچکس نبود دست مرا بگیرد یک خدای موهوم اینطوری که هیچ ظهوری ندارد روی طبیعت روی زمین من چهطور بروم دستم را به او بدهم ولی وقتی دیدم خدا یک خلیفه دارد از خودش روی زمین چقدر خودم قشنگ میشوم دینم هم قشنگ میشود گفت من اینطوری شیعه را پیدا کردم.@ آدم وقتی خودش را پیدا میکند همه چیز را پیدا میکند وقتی هم خودش را گم میکند همه چیز را گم میکند بعد از سالها طلبهگی سالها درس خواندن سالها در حوزه بودن سالها دانشجو بودن سالها نماز خوان بودن سالها روزه گرفتن سالها کارهای مذهبی یک دفعه میبینی خیلی از یک دفعه ول میکنند کم هم نیستند دیگر در این انقلاب خودمان نگاه بکنید.@ الان آن طرف آب کسانی دارند به ائمه فحش میدهند که یک زمانی خودشان شعارهای نهج البلاغه و صحیفه و قرآن و حدیث بودند الان دارند دین را مسخره میکنند برای اینکه اصلا جذب شخصی نداشتند فقط با ذهنشان با ذهن میخواستند دینداری بکنند ما چقدر خودمان را شناختیم بسته به این هست که چقدر امنیّت داریم چقدر شاد هستیم چقدر آرام هستیم.@ دین فقط وقتی میگویی(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) استعانت به خودشناسی است شما تا خودت را نشناسی نمیتوانی استمداد بکنی لذا قوی هم نمیشوی لذا خدا هم به دادت نمیرسد به دادت نمیرسد یعنی چه؟ یعنی یک خدایی هست که نمیتواند تو را شاد بکند یک ائمه را داری ولی با آنها احساس بدبختی میکنی.@ باید بروی قرص اعصاب بخوری باید بروی روانشناس روانپزشک باید بروی سراغ خیلی چیزهای که نباید بروی میروی مگر اینها نیستند علیصل الله بکاف عبد عجب حرفی آدم خیلی خجالت میکشد از خودش خدا میگوید مگر من کافی نیستم برای تو این از من کجایی تو خدایا تو کجایی به داد من برسی در زندگیم.@ میگوید در همهی صحنهها با تو هستم در اجتماع خانواده زناشوئی خرید و فروش تجارت کارهای سیاسی کارهای اجتماعی میگوید من که نمیبینمت من برای اینکه رأی بیاورم اصلا نمیتوانم دزدی نکنم باید از بیت المال دزدی بکنم سوءاستفاده بکنم تا بروم مجلس تا بروم رئیس جمهور بشوم.@ مقام معظم رهبری عجب حرفی میزند گفتم قربانت بروم آقا این حرفهایی که شما میزنید ضمیر میخواهد ایشان فرمود من عقیدهام این است که اگر یک کسی نمایندهی مجلس میخواهد بشود تبلیغات بد نکند بعد کارهای ناباب آدم نابابی نباشد.@ کارهای ناباب نکند و اسراف در تبلیغات نکند خداوند به او از جایی که فکرش را نمیکند به او کمک میکند و به هدفش میرساندش آقا یک کسی میگوید من اگر هم میخواهم بروم یک جا خدمت بکنم با خدا بروم خدمت بکنم.@ مگر نمیخواهم بروم به دین کمک بکنم مگر اینکه بگوید نمیخواهد به دین خدمت بکند میخواهد به قول آقا به جیبش خدمت بکند اگر قرار بود به دین خدمت بکند نیازی ندارد در تبلیغات خودش کارهای ناباب و ناشایسته انجام بدهد اسراف بکند اصلا نیاز ندارد.@ خدا میگوید من همه جا هستم من میگویم اصلاً تو را نمیبینم(أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ) ما هم میگوییم نه خیلی خودمانی باید به خدا جواب بدهیم دیگر راست میگوییم خدا یک سؤال کرده در قرآن ما هم باید جواب بدهیم میگوید آیا من برای شما کافی نیستم ما هم همگی میگوییم نه.@ اصلا تو چهکسی هستی ما نمیبینیمت برای همین من میروم سراغ رشوه دروغ دزدی اختلاص نمیدانم هزارتا کارهای دیگر میروم برای اینکه تو را اصلا ندارم از تو نمیتوانم کمک بگیرم تو به داد من نمیرسی خدا میگوید اگر میخواهی من به دادت برسم باید خودت را ببینی بعد من را هم میبینی.@ یعنی تو باید اگر قرار است در آینه یک چیزی را بینید باید چه کار بکنید آن چیز را ببینید یا آینه را تمیز بکنید آینه را صاف کن میبینی همه چیز در درونش پیدا میشود ما اصلا این آینه را صاف نمیکنیم خودمان را هم در درونش نمیبینیم.@ وقتی خودش را نبیند الله با او نیست دیگر این ضمیر ربّه خیلی مهمّ است(مَن عَرَفَ نَفسَه عَرَفَ رَبَّه) نمیگوید(عَرَفَ الله) یا(عَرَفَ رَبّ) نه عرف ربّه یعنی ربّی که با او هست معیّت دائمی دارد معیّت قیّومی هم هست ربّ خودش را با او هست نمیبیند.@
اگر من ربّم را نبینم میخواهم بایستم سر نماز با چهکسی میخواهم حرف بزنم لذا میبینیم ما از اوّل نماز تا آخر نماز با هیچکس حرف نمیزنیم هیچکس را هم نمیبینیم حتّی آن موقعی که داریم میگوییم ایّاک کسی را هم نمیبینیم داریم ایّاک میگوییم.@ مثل این است از پشت پرده از هزارتا پرده کسی را بخواهیم صدا بکنیم اصلا رؤیتی اتّفاق نمیافتد تأثیری هم ندارد حالا رویش فکر بکنید ببینید یک روایت دیگر برایتان بخوانم(اَوَّلُ الدّین مَعرِفَتُه) امیرالمؤمنین علیه السلام آغاز دین شناختن حق است.@ و اگر شما بخواهید حق را بشناسید پیغمبر فرمود منوط به شناخت چیست خودت باید خودت را بشناسی لذا آغاز دینداری این است که آدم خودش را خوب بشناسد ما حالا کاری به بچهها و کودکان و نوجوانان که شیوههای آموزشی چقدر نسبت به اینها غلط است.@ الان دارند در همین قم در همین مذهب در همین تهران در همین کشور ما چقدر مردم به اسم شناختن دین بیدین میشوند یواش یواش فاصله بگیرند کاری با این نداریم الان من در این سن 40-50 سالگی بخواهم دیندار بشوم میخواهم انشاءالله مسلمان بشوم چه کار کنم یک کم حیاتی که دارم با دین بگذرد با دین بگذرد یعنی با چه بگذرد؟@ دو تا خصوصیت حضرت در این حدیث برایش گفته یکی شیرینی یکی آرامش میخواهم یک زندگی شیرین و آرامش داشته باشم میگوید اوّل برو با خودت آشتی بکن تو تا وقتی خودت را نشناسی دین به کارت نمیآید دین فقط یک تلقین است یک فشار است یک تحمیل است.@ ما وقتی میخواهیم مشکل نماز یک نفر را حل بکنیم مشکل حجاب یک نفر را حل بکنیم مشکل اقتصادی یک نفر را حل بکنیم یعنی انحرافات اقتصادی را از کجا شروع میکنیم؟ یا از وسط راه یا از آخر راه از اوّل شروع نمیکنیم.@ آی اگر تو حجاب نداشته باشی میروی جهنّم تو که رفتی ته قضیه فرمول چه بود؟ این میروی جهنّم از کجا شروع شد طبق فرمولی که جلسهی قبل خواندیم از کجا شروع شد از وسط شروع شد جهنّم مربوط به چیست؟ مربوط به نفس است این نفسش را نمیشناسد.@ تو نمیخواهد مرتّب زور بزنی به این بگویی بهشت و جهنّم و خدا و الله و واجب و حرام و فلان و اینها این اصلا اثر نمیگذارد لذا شما میبینید جامعهی ما با این امر به معروف و نهی از منکرهای غیر تخصصی با این موعظههای غیر تخصصی کسی تکانی هم نمیخورد.@ اصلا نمیخواهد این کار را بکنی تو آن خود حقیقی را به او بشناسان آن وقتی خودش را دید میفهمد که حجاب هم میخواهد نماز هم میخواهد خودش میرود دنبال این نمیخواهد زور بزنی ما میرویم زور میزنیم میخواهیم ظاهر مردم را عوض بکنیم.@ درحالی که حضرت فرمود(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) به باطنش دست بزن مرتّب چه کار داری وررفتی تو چرا صورتت را تراشیدی تو چرا آرایش کردی تو چرا حجابت اینطوری است آن چرا نماز نمیخواند نماز یک ظاهر است وقتی این باطنش را ندارد بنده خدا ندارد خوراک ندارد نخورده اینطوری است.@ شما هیچ وقت به یک مریض نمیگویی تو غلط کردی پوستت خراب شده تو غلط کردی چشمت ضعیف است تو بیخود کردی موهایت دارد میریزد آقا این حرف یعنی چه؟ ما میرویم همهاش اینطوری داریم میگوییم میبینیم جنگمان با ظاهر است بگوعزیزم تو موهایت دارد میریزد پوستت خراب میشود این غذا را بخور خوب میشوی.@ دکتر هم به باطن کار دارد میریزد در باطن این مشکل ریزش هم حل میشود ولی ما داریم وقتمان را تلف میکنیم انرژیهای چقدر از علماء دانشمندان مبلغین کسانی که درد دین دارند بیخود دارند تلف میشود سر جنگ با چه؟ جنگ با شاخ و برگها و ظواهر.@ مرتّب ما قوّهی قضاییها گذاشتیم قاضیهایمان را زیاد میکنیم زندانهایمان را داریم گسترش میکنیم پلیسمان را داریم تقویت میکنیم که با ظاهر بجنگند در حالی که نصف این بودجه را میگذاشتیم باطنسازی میکردیم این همه گرفتاری و تخلفات در کشور وجود نداشت.@ جلسهی گذشته گفتم ما چند سال دیگر نزدیک رتبهی چهارم طلاق دنیا را داریم از نظر فساد اداری کشور ما جزء کشورهای اوّل دنیاست در فساد اداری پس دین کجاست پس این ایده به درد نمیخورد اصلا نظام اسلامی جمهوری اسلامی نمیدانم مردم فلان کمک نمیکند نه کمک نمیکند.@ باز از امیرالمؤمنین(ع) (اِنَّ الدینَ لَشَجَرَةٌ اَصلَهَ الیَقینُ بِالله) دین درختی است که ریشهاش یقین به الله است یعنی دین با الله معنا پیدا میکند دین یعنی چه؟ دین(دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ) دین یعنی چه؟ یعنی مجموعه اطلاعات تخصصی چه کسی فرستاده است آنها را؟.@ سازندهی الله یک متخصص نمایندهی مجاز برای ما تنظیماش کرده خب این باید یک پایه و دین ضمیر میخواهد باید به الله برسد میگوید شما اگر میخواهید دینداری داشته باشی از یک نفر دیناش درخت دیناش سالم باشد اصلش چیست؟@ باید یقین داشته باشد به الله و کسی که خودش را نمیشناسند اصلا نمیتواند به الله یقین داشته باشد چون الله هم ضمیرش برمیگردد به خود من(مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه اِنَّ الجاهِلَ مَعرِفَتَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) کسی که خودش را نمیشناسد هیچ کسی را نمیشناسد حتّی الله را.@ آقا ما مرتّب شعار نمیدهیم میخواهیم کار فرهنگی بکنیم میخواهیم دین را افزایش بدهیم رشد دینی تبلیغ دینی اگر میخواهی این کار را بکنی اوّل باید بینش را بالا ببری شخص باید اوّل با خودش آشتی بکند تا با خودش هم آشتی نکرده هیچ کاری نمیتواند بکند مرتّب تو گزاره بده بگو قرآن اینطوری فرمود(قالَ الله قال الصادق قال الباقر) اینها همهاش روی هواست.@ دین اگر بخواهد به معنای حقیقی وجود داشته باشد جامعه اگر بخواهد یک خانواده اگر بخواهد دیندار باشند یک خانواده برای همین در روایت داریم خیلی به نماز و روزهی آدمها توجّه نکنید به گریههایشان هم کاری نداشته باشید یعنی اصلا اینها علامت دینداری نیست.@ نگاه کنید ببینید اینها چقدرخوشاخلاق هستند چقدر اهل امنیّت هستند چقدر اهل امانت هستند دین باید ظهور حقیقی داشته باشد ما چقدر کافر داریم به دین انقدر نزدیک هستند و چقدر متدیّن داریم ظاهرا از دین چه هستند از دین دور هستند.@ (رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) وجود مقدّس آقا امیرالمؤمنین(ع) چه بسیار عبادت کنندهای که دین ندارد ربّ متنسکا و لا دینا له بسیار عبادت کنندهای که دین ندارد ربّ خواندهاید در نفعی عوامل کسرت را میرساند دیگر یکجا قلّت یکجا کسرت کسرت را میرساند.@ (ما اَکثرَ الضَجیج وَ اَقلَّل هَجیج) اصلا ما بنشینیم برای خودمان یک فکری بکنیم یک فکری باید بکنیم علّت اینکه خیلیها دراین کشور از متدیّنین بیزارند از حزب اللهیها از آخوندها از خانوادههای مذهبی از آدمهای مذهبی بیزارند برای اینکه اینها صورتهای مقدس دارند امّا اصلا امنیّت ندارند آدمهای باامنیّتی نیستند.@ این کنار این پدر متدیّن امنیّت یاد نگرفته پدر عصبی پرخاشگر زودرنج حساس فحش بده بیتربیت میگوید اگر قرار است نماز خواندن این باشد من اصلا نماز نمیخوانم مادرم این همه نماز خوانده حالا تو چه کار کردی این همه نماز خواندی چه شده راست هم میگویند بندهگان خدا.@ داییمان را میبینی حاج آقاست ماشاءالله ولی دارم میبینم از اینهایی هست که دو به این چنگ و دو به آن چنگ و دو به دندان اصلا اینطوری نیست مردم هوشیار هستند آقا طرف آمده یک خانمی چند وقت پیش آمده بود کلاس هم میآمد خیلی هم تحصیل کرده هم بود.@ میگوید دخترم از خانه فرار کرده رفته این کار را کرده آن کار را کرده اینطوری شده آنطوری شده و اینها گفتم خوب من در آن مدرسه که نبودم ببینمش داری گزارش میدهی یک نفر اینطوری من چه کار میتوانم بکنم برایت یک بار به دختره گفتم بگو بیارش.@ به زور برداشته بود دختر را آورده بود یک جایی که جلسه زور برداشته بود دختره هم با عصبانیّت آمده بود کشانده بودنش آورده بودنش میخواست با من هم روبرو بشود دیگر بدتردوست ندارد بیاید یک کسی را ببیند دوست ندارد بیاید یک جا حالا آورده بود میخواست با من هم روبرویش بکند.@ حالا یکطوری بالاخره آرامش کردم یکطوری چیز کردم که یک ذرّه آرامش پیدا بکند یک چند دقیقه با او صحبت کردم دیدم زد زیر گریه گفت آقا من یک کسی بودم وقتی نماز میخواندم اصلا شما باور نمیکنید.@ آدمی با آن ظاهر گفت آقا من یک کسی هستم وقتی نماز میخواندم به خدا به من میگفت میگفت به خدا در و دیوار با من نماز میخواندند و صدای نماز را در اطرافم میشنیدم ولی این پدر و مادر با من یک کاری کردند کاری کردند با من وقتی تعریف کرد برای من دیدم پدر و مادرت واقعا بیدینی کردهاند با این بچّه.@ لذا امکان ندارد یک جا دین بیاید جذب نباشد یک جا دین بیاید آرامش نداشته باشد یک جا دین بیاید شادی نداشته باشد چند وقت پیش یک جلسهای بود جلسهی اقتصادی هم بود یک جا تشکیل شده بود به یک مناسبتی آدمهایی بودند که همه در کار شرکت و اقتصاد و پول و تجارت و اینها بودند ما را هم دعوت کرده بودند برویم.@ ولی آدمهای واقعا دینداری بودند یعنی همهی آن چند نفری که نشسته بودند آنجا آدمهای رزمنده جبهه رفته کار کرده تلاش مجاهد از آنهایی که هر وقت رهبری دین خونشان را بخواهد حاضرند مالشان را خونشان را حاضرند بدهند ولی کارهای اقتصادی خوب و موفقی هم کردند.@ این یک جلسهی یکی از اینها مربوط به شرکتهای اتوبوسرانی و تاکسیرانی و این چیزها بود یکی از اینهایی که در این همین بحثها شد گفت ما چند وقت پیش یک جلسه تشکیل دادیم باید از چند شرکت برای کارهایی دعوت میکردیم.@ این یکی از اینهایی که دعوت کردیم یک خانم مسیحی بود دعوت کردیم ما هم نمیدانستیم این مسیحی است گفت یک جلسه تشکیل دادیم جلسه شروع کردیم جلسه کاری و اقتصادی بود ولی با یک دعای توسل شروع کردیم و ذکری گفتیم و جلسه را برقرار کردیم و جلسه هم خیلی خوب برقرار شد و تمام شد.@ میگفت این خانم وقتی آمده بود در جمع آخرش به من گفت که آقا این شیرینترین روز عمر من بود آمدم اینجا انقدر در این جمع من آرامش سرور معنویّت نورانیّت دیدم که تصمیم گرفتم مسلمان بشوم ببینید.@ دین اگر یک جا باشد نمیخواهم بگویم حتما باید طلبه باشند حتما باید آدمهای نه همین چهارتا شرکتی چهار تا بنی هندل به قول خودمان بنی هندل هستیم یک چند تا بنی هندل جمع شدند دورهم کارهای اتوبوس وتاکسی و اینها ولی وقتی دین با او هست آرامش هست قدرت هست میآورد.@ پس شما تا نفس شناخته نشود الله هم کنارش نیست ربّهی ندارد این نفس وقتی ربّه نداشت یعنی ربّ خودش با او نیست حالا این نفسی که ربّش با او نیست شما مرتّب دارید به او دین تحمیلش میکنید میگویی تو باید نماز بخوانی تو باید روزه بگیری.@ تو باید قرآن بخوانی تو باید این کار را بکنی آن کار را بکنی تعبداً ممکن است بکند چون فطرتش هم نزدیک است ولی جذب نیست اتّفاقی هم نمیافتد.@ لذا یک استاد موفق یک مبلّغ موفق یک معلّم موفق استادی نیست که بگوید من حجم زیادی احکام رفتم درس دادم به دیگران نه یک استاد موفق و معلم موفق مبلّغ موفق کسی هست که بگوید من توانستم یک چهارتا پرده را از خود افراد جدا کنم چهارتا پردهی قلابی را یک ذرّه خودشان را به خودشان نزدیک بکنم یک ذرّه این آینهشان را تمیز کردم.@ این خیلی مهمتر از این هست که آدم بخواهد مرتّب به آنها بگوید آره دین گفته این کار را مرتّب تکلیف اضافه بکنیم به تکلیفشان مرتّب راههایشان را ببندیم و مرتّب تکلیفم اضافه بکنیم به تکالیفشان این خیلی موفقّیتآمیز نیست.@ لذا در کثیفترین جاها ضعیفترین جاها وقتی آدمها با خودشان آشنا میشوند قدرتمندترین دینداریها را نشان میدهند برو در آمریکا نگاه بکن مقام معظم رهبری فرمودند چه فرمودند اینها جوانهای آنجا مثل انبیاء پاک میمانند در بدترین محیط همه چیز را هم رعایت میکنند.@ چند وقت پیش یکی از شاگردهایمان از آمریکا آمده بود یک چند سال در آمریکا بود با بابایش آمده بودند مرا ببینند تهران به او گفتم علی ازدواج نکردی آمریکا سالهاست در واشنگتن است گفت نه هنوز مشغول درس هستم و اینها نرسیدم میآیند هیئتی هم هست آنجا هم جلسات خوب دارند.@ بعد به اوگفتم راستی برنامههای مرا که از تلویزیون و ماهوراه پخش میشود میبینی این سؤال را از او کردم از این چند تا شبکه ماهواره گفتم برنامهی مرا میبینی گفت نه من اصلا تلویزیون ندارم باباش یک دفعه به من اینطوری کرد گفت برای همین هم هست زن نمیگیرد.@ اینجا مردم میزنند ماهواره را هرطوری هست مثل نماز واجب شام واجب داشته باشند شما بروید در روستاها جاهایی که اصلا نان ندارند بخورند به راحتی غذا گیرشان نمیآید ولی ماهوارهشان برقرار است.@ من رفتم یک جایی به من گفتن بیایید اینجا کمک بکنید باور بکنید به خدا با چشم خودم دارم میگویم دیدم به خدا یک کامیون ما بار زدیم در یک وضعیت بسیار سخت آب و هوایی که جانمان چند بار نزدیک بود از دست بدهیم خودمان را رساندیم به منطقهای که به اینها غذا برسانم اینها کپر داشتند.@ ساختمان وخانه که نداشتند کپر داشتند امّا همه ماهواره داشتند اصلا ما را بگو ماهواره برای همه برقرار بود از یک غذا نان شبشان واجبتر بود این در آمریکاست میگوید تلویزیون ندارم اصلا تلویزیون نگاه نمیکنم این است که آقا میگوید از انبیاء پاکترند.@ امّا در قم خودمان همه چیز را هم میبینیم الحمد لله وفور هست اگر دین امام صادق میگوید وقتی مردم دین را از معرفت شروع میکنند اصلا توقع تزلزل در کسی نداشته باشید تزلزل زمانی شروع میشود تردید با شک دینداری بکند مردم تقلیدی.@ خیلی قشنگ میگوید حضرت میگوید هر وقت مردم دینشان را از پدر و مادرانشان گرفتند یا از اشخاص منتظر باشید دینشان از دست بدهند امّا اگر دین را از خود الله گرفتند از دست دیگر نمیدهند این بحث در جامعه شناسی چقدر مؤثر هست این معجزه است در جامعه شناسی در روان شناسی اینها معجزات است.@ مظلوم افتاده در لای این کتابها بقیه ادعّا میکنند جامعه شناسی دارند روان شناسی دارند معجزاتش اصولش همه اینجا ریخته بعد میفرماید(وَ ثَمَرَتُهَ المُوالاتُ فِی الله وَ المُعاداتُ فِی الله سُبحانَهُ) میگوید اگر دین ثمره داشته باشد ریشه داشته باشد میوهاش هم حتماً خوب است.@ یعنی اگر باطن داشته باشد منتظر ظاهر خوب باش اگر ظهور خوب ندارد که میگوید آقا این زمین درخت میوه داده ولی انارهایش کوچک و ترش و زود هم میافتد مشکل از کجاست؟ این درخت جان ندارد نمیتواند میوه را در خودش بپروراند نمیتواند نگهدارد خوب تربیت بکند بده به ما جان ندارد.@ دو تا ثمره دارد خیلی ثمره دارد حالا الان کاری به ثمراتش نداریم میخواهم بگویم ما باید اگر یک جا ثمره را نمیبینیم به چه شک بکنیم به اصل و ریشه شک بکنیم باید برویم سراغ ریشه دوباره وقتی میگوید دین مساوی است با امنیّت و شیرینی.@ یعنی اگر ما امنیّت و شیرینی در زندگی زناشوئی نداریم در خانوادهمان نیست در محل کارمان نیست در جامعهمان نیست چه ضعیف است دین به معنای به معنای حقیقیاش نیست صورت دینی ما گفتیم همهاش دین یعنی چه؟ دین یعنی نماز خواندن علامت جامعه را کردیم مثل الان کاری که در کشور عربی هست.@ شما هرجا میروی آنجا همه که دو تا جمله میگویند ده تا الله در درونش هست گرّ و گرّ مسجد دسته گلدسته تو میبینی مسجد میبینی نمیدانم صورتهای مقدس میبینی برو در این مکّه برو در مدینه نگاه بکن امّا خبری از دین نیست.@ بیدینترین جاها همان جاها هستند در مکّه هست در مدینه هست کافرترین آدمها ابیلهبها آنجا خانه گرفتند اصلا بیدینترین آدمها آنجا هستند و تا دلت بخواهد پر از مسجد هست میگوید(ثَمَرَتُهَ المُوالاتُ فِی الله وَ المُعاداتُ فِی الله سُبحانَهِ) این است که اگر یک کسی دینداریاش دین آمد سراغش ملاک چهارتا چیزش میشود الله انتخابها ارتباطات رفتار و افکارش اصلا ملاکش الله میشود.@ اگر به کسی علاقه دارد با معشوقش هماهنگ میکند به خاطر الله اگر از یک چیزی هم بدش میآید به خاطر بدش میآید اصلا رابطه شخصی به هیچی برقرار نمیکند اینطوری نیست من از این آدم خوشم نمیآید من از آن آدم چند روز پیش یک پسری آمده بود یعنی آمده گفته بود که با یکی از همین دخترهایی که درمؤسسه ما کار میکنند.@ آمد به من گفت میخواهم به من یک خانمی معرّفی کردند اینجا میخواهم برای ازدواج و اینها بعد از من سؤال کرد و گفتش که این کجایی است؟ گفتم برای چه میپرسی کجایی است؟ گفت آره مادرم گفته برای این دو تا طایفه را من نباشند گفتم این خیلی حرف بدی است مگر طایفه ملاک حق است.@ ما این همه آدمهای خوب در لرها داریم در ترکها داریم در کردها داریم در نمیدانم شمالیها داریم این یعنی چه ملاک این نباشد این نباشد چرا مثلا ما دامادمان اینطوری بوده خیر ندیدیم تعمیمش را هم داده به همهی ترکها به همهی لرها به همهی فکر را شما نگاه بکنید ببینید چقدر خراب است طایفهای برخورد میکنند.@ ملاک اصلا آن محتوا نیست الله نیست دوست داشتن و تنفّر خدا رحمت کند امام را به او گفتن که این فلان این آخوند این روحانی خیلی علیه شما بد میگوید آن وقت شما چهطور میروی پشت سر او نماز میخوانی همیشه امام گفت که این آدم مرد خوبی است این به خاطر خدا پشت سر من بد میگوید.@ اگر غیبت مرا میکند این فکر میکند من واقعا آدم بدی هستم چون درد دین دارد با من مخالفت میکند واقعا آدم عادلی هست برای همین میرفت ما باشیم اگر کسی غیبتمان را بکند قربان این امام بروم چه میبیند میگوید این حبّ فی الله دارد.@ بنده خدا عاشق دین است و فکر میکند من هم آدم بیدینی هستم به او گفتند اگر کسی فلسفه کار کند نجس است این هم یاد گرفته قبول کرده این را مثلا حالا با ما مخالفت میکند و مخالفتش هم به خاطر درد دینش است شخصی نیست برای همین هم آدم خوبی است بالاخره این را قبولش دارم و میروم پشت سرش هم اقتداء میکنم.@ یک ذرّه فکر بکنیم حالا در تعطیلات ببینید ما از چیزهایی که خوشمان میآید یا بدمان میآید به خاطر چه کسی و چه چیز است همین یک ذرّه فکر بکنیم ازچیزها یا کسانی که اخلاق کارها منشها انتخابها ارتباطات رفتارها افکار ببیند این مبنایش چیست ملاکش چیست که ما از یک چیزی خوشمان میآید با بدمان میآید واقعا خداست.@ همین را فکر بکنیم اگر خداست آدم باید به خودش شکرکند بگوید خدایا شکر که من دینم دین خوبی است اگر میخواهم از یک چیزی خوشم بیاید یا بدم بیاید برای چیست؟ به خاطر توست و اگر دیدیم نه به خاطر قوم و قبیلگی و خودم و مادر و پدرم واینجور چیزهاست حزب و گروه و جناح و از این بازیهاست آدم باید به دین خودش هم شک بکند.@ در گرایشهای سیاسی در تحلیلهای سیاسی در گرایش به آدمها بیرون آدمها میتواند بفهمد که چه کسی دین دارد چه کسی دین ندارد خیلی حرف دارد این روایت شاید صد جلسه هم راجبش صحبت بکنیم کم است ثمرهی دین حتما دوست داشتنها به خاطر خداست تنفرها دشمنیها هم به خاطر خداست.@ اگر این نباشد دین بگذارید روایتش را برایتان بخوانم حالا اگر پیدا بکنم روایت را حفظ هستم البته مشکلی ندارد آن را از حفظ میخوانم ولی خب تبرک میخواستم همینطوری نگاهی بکنم روایتش این است که(مَن لَم یُحِبَّ فِی الله وَ لَم یَبغِض فِی الله فَلا دینَ لَه).@ هر کس که دوست داشتنهایش برای خدا نیست دشمنیهایش هم برای خدا نیست اصلا دین ندارد اصلا دین ندارد باید ظواهر را هم رعایت بکند دین واقعا وجود ندارد ثمره باید دین داشته باشد امکان ندارد یک جا دین باشد محبوبها به خاطر خدا نباشند یا مبغوضها به خاطر خدا نباشند.@ اگر به خاطر یک چیز دیگر شد حتما باید در دین شخص شک بکنید در رأی دادنها معلوم میشود همین رأی میخواهد بدهد کاندیدها معلوم میشود کسی با دین دارد رأی میدهد یا با دین دارد کسی را معرفی میکند یا نه رو بیدینی هست همین ساده در همه جا میتواند آدم بفهمد.@ در انتخاب همسر درانتخاب رشته تحصیلی انتخاب شغل انتخاب محل زندگی انتخاب اتومبیل انتخاب لباس انتخاب هرچیزی را انتخاب بکنید آدم میتواند بفهمد این شخص دارد روی انسانیت دارد انتخاب میکند یا روی حیوانیتش همهی انتخابها ارتباطات رفتارها و افکارها آینهی دین ما هستند در تمام این چهارتا را که بفهمد یک نفر چقدر دین دارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیهی امّن یجیب را بخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین ومستضعفین جهان بخصوص مردم مظلوم بحرین مردم عربستان بقیهی کشورها کشورهای اسلامی و غیر اسلامی، خدا همهشان را انشاءالله نجات بدهد همهی ما را هم نجات بدهد.@ (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خوشنودیشان خوشنودیشان از همهی ما با اینکه همهی ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@