أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عمر و جوانی بود و چند نکته را قرار شد خدمتتان عرض کنیم در مورد بهرهبرداری از عمر و جوانی با توجه به اینکه ما در مورد مصرف عمر و جوانیمان مسئول هستیم اولین مورد پرهیز از غفلت بود که در موردش صحبت کردیم مورد دوم که جلسه امروز هست لزوم بیداری و توجه به خود و هدف خود.@ سؤال این هست که ما با غفلت خودمان چگونه باید مبارزه بکنیم یعنی حالا که این همه در مورد غفلت و مذمت غفلت صحبت شد سؤال این هست که چه بکنیم که غفلت به سراغ ما نیاید جوابش را از فرمایشات خود امیرالمؤمنین(ع) خدمتتان عرض میکنم میفرماید(ضادُ الغِفلَۀَ بِالیَقظَه) یعنی مبارزه کردن ضدیت به خرج دادن ضدیت بکنید با غفلت خودتان به وسیله بیداری.@ در مورد یقظه و خصوصیاتش در معرفت نفس مفصل مطالبی را عرض کردیم اولین پله از پلههای رشد مسأله بیداری است یعنی انسان تا وقتی که خواب هست دچار غفلت هست زمانی از حالت غفلت در میاید که بیدار بشود بیدار بشود یعنی با واقعیت سروکار داشته باشد.@ فرق بین خواب و بیداری این هست که انسان در خواب با صورتها و خیالات سروکار دارد وقتی بیدار میشود با واقعیت خارجی روبهرو هست اینکه در روایات داریم(النّاس نِیامٌ إذا ماتُوا إن تَبَهُوا) مردم همه خوابند وقتی میمیرند بیدار میشوند یعنی اینکه مردم در دنیا با خیالات سروکار دارند.@ حقیقت، حقیقت زندگی و حقیقت این نظام زمانی برملا میشود که انسان وارد برزخ بشود یعنی میفهمد که چه به چه هست و چکار باید میکرده چطوری باید زندگی میکرده تازه بیدار میشود بیداری آن موقع هم هیچ فایدهای ندارد برای همین به ما سفارش شده بیداری را که آنطرف قرار است پیدا بکنیم اینجا باید پیدا بکنیم متوجه بشویم که حقیقت این نظام و عالم چه هست.@ اینکه علی(ع) فرمود(رَحِمَ الله امرَءَ عَن عَلِمَ مِن أین وَ فی أین و إلی أین) یعنی همین بیداری، خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود این را فهم بکند تازه بیدار میشود به عنوان یک انسان خودش را شناسایی میکند و الا تا آخر عمر 20 سال 30 سال 40 سال 50 سال با خیالات سروکار دارد این آدم آدم غافلی هست.@ زمانی انسان از خواب و غفلت بیدار میشود که دست از خیالات بردارد دست از بازی با توهماتش بردارد و بخواهد واقعیت و حقیقت را ببیند حقیقت همین هست که بارها عرض کردیم حقیقت یعنی انسان یک موجود ممتد از طبیعت تا بینهایت هست یک قسمت از زندگیاش را که دوران پست زندگیاش و جنینی زندگیاش هست در رحم دنیا میگذراند.@ اصل تولدش و اصل زندگیاش مربوط به بعد از تولدش هست در حیات برزخ و ماوراء برزخ، قیامت به بعد تا ابدیت، فراروی او یک ابدیت هست این اصل حقیقت، پس بیدار کسی است که با حقیقت خارجی ارتباط دارد و با او زندگی میکند مثل کسی که در خواب هست یکسره با خیالات و توهمات سروکار دارد.@ صحنههایی میبیند خوب، بد، خوشایند، ناخوشایند، بعد که بیدار میشود میبیند نه هیچ خبری از آنها نبود آن که هست همین صورت خارجی هست که الان با آن ارتباط دارد انسان زمانی از خواب بیدار میشود که حقیقت را بفهمد حقیقت آنطور که اکثر مردم زندگی میکنند نیست میفرماید اکثر مردم دچار غفلت هستند.@ قرآن میفرماید اگر تبعیت بکنی اکثر کسانی که روی زمین هستند(يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ) تو را از راه خدا دور میکنند(وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ) اگر تبعیت بکنی اکثر مردمی که دارند زندگی میکنند را از راه خدا دور میشوی.@ خواب یعنی عوامزدگی، بیداری یعنی غلبه بر مشهورات و دیکتههایی که اجتماع به ما میکند دستوراتی که جامعه به ما میدهد با هیاهو و ما سعی میکنیم خودمان را با اجتماع تطبیق بدهیم، چه چیز مد است چه چیزی خوب است چه چیزی خوششان میاید چه چیزی بد است.@ ارزشها و هنجارهایی که مردم با خیالزدگی در اجتماع میبافند ما گرفتار آن میشویم بیداری یعنی ما با ارزشها و هنجارهای الهی زندگی بکنیم یعنی آن چیزی که حقیقی هست آن که ابدی است و میماند.@ قرآن میفرماید کسانی که حرامخوری میکنند مال یتیم میخورند مال حرام میخورند(ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ) چیزی در شکمشان نمیریزند مگر آتش، بیداری یعنی اینکه من وقتی میخواهم با پول حرام برخورد بکنم ببینم که این آتش است بفهمم من الان دارم آتش میخورم بگویم نه من دست به این پول حرام نمیزنم میدانم که آتش است.@ بیداری یعنی وقتی با گناه ارتباط برقرار میکنیم بفهمیم که باطنش چیست این بیداری میشود و به ظاهر زیبا و جذاب گناه فکر نکنیم حضرت فرمود مثل مار میماند(مَسُّها لَیِّن) وقتی به آن دست میزنی خیلی خوشت میاید نرم هست قیافهاش قشنگ هم هست اما(سَمُّها قاتِل) به محض اینکه بزند میکشد.@ گناه و معصیت و مال حرام یعنی این، بیداری یعنی انسان به جای دیدن خیالات و ظاهر باطن قضیه را ببیند گول ظاهر را نخورد از ظاهر و ظواهر و صورت و خیالات و توهمات بگذرد با باطن اشیاء ارتباط برقرار کند این بیداری میشود از خواب به بیداری، میفرماید اگر شما میخواهید با غفلتتان مبارزه بکنید به وسیله بیداری میتوانید با غفلتتان مبارزه کنید.@ غفلت یعنی خودفراموشی یعنی خود حقیقی و ابدی را ندیدن وقتی این را ندیدی دچار غفلت هستی دائماً داری به ناخودت خدمت میکنی او را چاق و چِله میکنی شیطان و نفس درونت را داری پرورش میدهی.@ زمانی بیداری میشوی که خودت را به بلندای ابدیت نگاه بکنی و این حب ذاتی که خداوند در درون تو گذاشته یعنی علاقه به خودت با نگاهت دوتا هماهنگ بشود چون انسان خودش را همیشه دوست دارد عاشق خودش هست اما همیشه عشقش را به خودش به میزان نگاهی که به خودش دارد مصرف میکند.@ علاقه خودش را به خودش به میزان نگاهی که به خودش دارد نگاه محدود دروغ است قلابی هست چون ما محدود نیستیم جاودانه هستیم بنابراین اگر کسی با نگاه محدود به خودش نگاه بکند دارد به خودش خیانت میکند دچار غفلت هست.@ زمانی ما از خواب بیدار میشویم و از غفلت نجات پیدا میکنیم که خود ابدیمان را ببینیم و به همان بلندا حب ذات و عشق به خودمان را آزاد کنیم یعنی خودمان را به بلندای ابدیت دوست داشته باشیم خود حقیقیمان را. حالا من این چند روایت را بخوانم یواش یواش آن فرمول نهایی به دستمان میاید که ما چطوری میتوانیم با غفلت مبارزه کنیم.@ (الیَقظَۀُ إستِبصارٌ) یقظه یعنی طلب بیداری کردن بیدار شدن یعنی بصیرت پیدا کردن طلب بینایی و بصیرت، (الیَقظَۀُ فِی الدِّین نِعمَۀٌ عَلی مَن رُزِقَه) بیداری در دین نعمتی است به کسی که روزیاش شده باشد.@ یعنی واقعاً این نعمت بزرگی است وقتی میخواهیم دعا بکنیم از خداوند تبارک و تعالی در تعقیب نماز صبح و مغرب میخوانیم(وَ البَصیرَۀَ فی دینی) خدایا من بصیرت در دین از تو میخواهم بینایی در دین میخواهم.@ حضرت میفرماید بیداری در دین یک نعمت است این را باید از خدا بخواهیم که خدایا به ما بصیرت در دین بده که ما خودمان را درست بشناسیم دینمان را درست بشناسیم و ببینیم بفهمیم که خودمان را باید چگونه با دین هماهنگ بکنیم.@ دین یعنی وسیلهای که ما را تا بینهایت سالم میبرد و منجر به مجموعه قوانین و مقرراتی که برای تولد سالم جنین انسان در رحم دنیا به ماوراء دنیا توسط خداوند تبارک و تعالی فرستاده شده مثل جنینی که در رحم رشد میکند طبق یک سلسله مقررات خودش را به آن مقررات میسپارد.@ آن مقررات و قوانین رویش کار میکنند و دقیقاً روز تولد سالم او را به دنیا تحویل میدهند این دین آن جنین میشود دین ما آن دینی است که خداوند برای ما فرستاده خودت را به دین بسپار تا سالم متولد بشوی تخلف از دین یعنی اخلال در روند سالمسازی، روند تولد سالم، بیداری در دین یک نعمت است این را باید بخواهیم.@ خیلیها هستند از جوانها در مملکت سالهای سال دینداری میکنند یک نماز و روزهای هم دارند ولی فایده ندارد(رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) امیرالمؤمنین(ع) میفرماید چه بسیار عبادتکنندهای که دین ندارد چون با بینش نیست با معرفت نیست دینداریاش با بیداری نیست فقط سنتی است.@ به قول امام صادق(ع) عادت است بعضیها عادت دارند نماز بخوانند اگر نماز نخوانند خودشان به وحشت میافتند نماز را میخوانند که یک مقدار به خودشان آرامش بدهند ولی در کار بینشی نیست در همه کارها همینطور هست طرف میبینی محجوب و خوب است مرد یا زن، عروسی میگیرند انگار که عروسی حکم آیه مُنزل خداست.@ در عروسی میبینی که همه حجابها کنار رفت مردها به زنها مَحرم میشوند زنها به مردها مَحرم میشوند یک فساد عجیب و غریبی، خون به دل امام زمان کردن این نفهمی در دین است چه کسی گفته که ما چون میخواهیم جشن بگیریم باید معصیت خدا را بکنیم چه مزهای دارد معصیت خدا.@ چون فلان جشن هست، یا چیزهای دیگر، الی ماشاء الله ما از این چیزها در دین داریم بصیرت که در دین نباشد صورتهای دینی کمکی به انسان نمیتوانند بکنند به جایی انسان را نمیرسانند نمازی که(تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ) هست اینقدر قدرت دارد کاری نمیتواند بکند.@ چون با بینش سراغ نماز نمیرویم اصلاً نمیفهمیم نماز یعنی چی از این نماز چه میخواهیم نماز از ما چه میخواهد، نمیفهمیم فقط میخوانیم، این به ما قدرتی نمیدهد 20 سال 30 سال نماز خواندن ولی هیچ وقت روح قوی نمیشود چون معرفت نداریم نمیفهمیم که این نماز چه هست.@ و الا کسی که نماز را پیدا بکند بفهمد که نماز چه هست خیلی قدرتمند است همه مشکلات با نماز حل میشود ولی ما چرا نمیتوانیم از این وسیله کمک بگیریم؟ برای اینکه نسبت به آن معرفت نداریم یقظه در دین خیلی مهم است دینآگاهی و بیداری در دین.@ حدیث چهارم از نهج البلاغه(أوصیکُم بِذِکرِ المَوت وَ إغلالِ الغَفلَۀِ عَنه وَ کَیفَ غَفلَتُکُم عَن ما لَیسَ یُغفِلُکُم) حضرت سؤال تکاندهندهای میکند، میفرماید من وصیت میکنم، خیلی مهم است حالا شما فکر کنید که امروز یک پردهای از جلوی چشم شما کنار رفت مشرف شدید خدمت امیرالمؤمنین(ع).@ امروز منزلتان رفتید در اتاق را باز کردید دیدید امیرالمؤمنین(ع) منزلتان نشسته چه احساسی به شما دست میدهد؟ بعد هم به شما سفارش میکند، ندیدن حضرت باعث نمیشود که حرفهایش کمرنگ بشود پیش تو حضور دارد دارد به شما میگوید(أوصیکُم) به شما سفارش میکنم حواستان جمع باشد.@ (بِذِکرِ المَوت) یاد مرگ را زیاد بکنید یاد انتقال و تولد را زیاد داشته باشید چون خیلی مبارک است بعضیها فکر میکنند یاد مرگ یعنی ما بترسیم یاد یک صحنهای که از همه چیز میبُریم بدترین نوع زندگی همین است که ما وقتی یاد مرگ میافتیم از آن بترسیم.@ این نشاندهنده این است که شخص دائماً دارد عوضی زندگی میکند دائماً در اشتباه بوده چون یاد مرگ یعنی یاد تولد یک جنین همه منتظر تولدش هستند مادر عجله دارد بیرونیها عجله دارند که زودتر این نُه ماه تمام بشود و متولد بشود تولد خیلی مبارک است خداوند در این رحم دنیا چقدر تشریفات برای شما راه انداخته چقدر زیباییها و عظمت برای شما قرار داده.@ حالا ببینید وقتی میخواهید متولد بشوید از این رحم باید به چه عالم عظیم و زیبایی انسان وارد میشود چقدر دوستداشتنی است ولی ما چون نمیفهمیم که تولد یعنی چی، فکر میکنیم که مرگ یعنی من بروم در گور خاکی آنجا گیر بکنم در قبرستان من را آنجا زیر سنگ نگه میدارند بعد میترسم میگویم از آن خانه به آن گشادی بروم در آن گور خاکی آنجا ترس دارد.@ کسی آنجا قرار نیست برود آنجا بدن شما را میگذارند خودت به آنجا ورودی نداری خودت میروی به یک عالمی بینهایت بزرگتر از این عالم و خیلی با تشریفات و زیباتر از اینجا اصلاً قابل مقایسه نیست.@ اگر بخواهی بدانی برزخ چطور جایی هست باید مقایسه کنی دنیا را با رحم، فرق بین دنیا با رحم چقدر است میشود اصلاً بین آنها نسبت برقرار کرد؟ بین برزخ و اینجا هم همینطور.@ خدا رحمت کند یکی از رفقای ما شهید شده بود روحانی گردان ما، شهید زینعلی همین بچه محل خودمان به او گفته بود شهید شدی چطوری آن دنیا رفتی؟ چه احساسی داشتی؟ گفت انگار که از طویله در آمدم راحت شدم حضرت میفرماید مثل بو کردن یک گُل خوشبو هست مثل عروسی هست(المُوتُ عُرسُ المُؤمِن) عروسی مؤمن است.@ آدم در عروسی خودش چه حالتی دارد چقدر برایش جذابیت دارد میفرماید که برای مؤمن این است ما برای چه باید از مرگ بترسیم چرا باید چیزی که جشن و شیرینی و شادی دارد و ورود خیلی قشنگی هست ما از آن اضطراب داشته باشیم(أوصیکُم بِذِکرِ المَوت) نه اینکه یاد آنجا باشید و بترسید.@ ترس خوب است اگر اینطور بترسیم که آن موقع آماده نباشیم این خوب است که آدم بترسد از اینکه موقع تولدش آماده نباشد وقتی موقع تولد آدم آماده نباشد به اینطرف بیاید گرفتاری دارد، اما حالا ما چرا همیشه اینطوری فکر بکنیم و چرا آماده نباشیم؟@ پناه میبریم به خدا از اینکه آماده نباشیم خودمان را آماده بکنیم آنوقت لذت میبریم وقتی که اسم تولد میاید(أوصیکُم بِذِکرِ المَوت ) برای چه خوب است و ما را از غفلت نجات میدهد؟ یعنی حواسمان هست یک روزی ما در این کلاس و جلسه دیگر نیستیم.@ این جلسه و کلاس ممکن است باشد به جای من گوینده کس دیگری اینجا باشد به جای شمای شنونده یک کس دیگر اینجا باشد یعنی خانه، شغل، اعتباریات، هر چه که دارید مال کس دیگر است میگذارید تنهای تنها میروید وقتی حواست به این هست که باید متولد بشوی آنچه که ارتباط تو را با رحم برقرار میکند آن را هم نمیگذارند بیاید.@ بند نافی هست آن را هم میکَنند کنار میاندازند خودت تنهایی میایی(وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً) آیه قرآن است که هر کدام از شما تنهایی میایید اگر ما به این تنهایی فکر بکنیم و تولد که داریم متولد میشویم به آنجا.@ آدم وقتی به تولدش فکر میکند خودش را برای تولد آماده میکند بنابراین خودبهخود از غفلت در میاید از مستی و غرور دست برمیدارد از خواب بیدار میشود میداند تولدی دارد و یک زمانی زنگ را میزنند تمام میشود و میگویند خوش آمدید بفرمایید در برزخ.@ زمان تولد شماست تولد خیلی میتواند شیرین و جذاب باشد اگر کسی با آمادگی برود اول لذت است اول بهجت و سرور هست تازه آنجا رشد و تعالی هست با حقایق این عالم انسان ارتباط برقرار میکند با اصل کمالات ارتباط برقرار میکند ورود به آنجا بسیار جذاب است.@ در بحث بهشت برایتان عرض کردم حالا عزیزانی که جلسه اول این دوره قبل از ورود به حدیث بحث بهشت را کردیم آنهایی که گوش نکردند گوش بکنند ورود محمد آقا به عالم برزخ در بهشت را نگاه کنید چقدر برایش جذاب است و خیلی خوب است که وقتی انسان یاد تولد بیفتد دیگر همیشه شوق تولد با او هست.@ وقتی شوق تولد با او هست اینجا به چیزی نمیچسبد که مانع تولدش بشود موقع تولد آزاردهنده باشد چیزی را هم که موقع تولد مزاحمش باشد با خودش برنمیدارد یعنی با باطل پیوند برقرار نمیکند.@ حالا شما فکر کنید که یک جنین موقع تولدش میخواهد از رحم در بیاید یک دُم با خودش آورده باشد این دُم اینجا مزاحمش است یک سر اضافه با خودش بیاورد یک دست اضافه با خودش بیاورد این اضافه است به درد نمیخورد یا شاخ با خودش بیاورد یک غده بیاورد.@ عکسها را دیدید یک غده به اندازه سرش پشت گردنش در آورده این چه فایدهای دارد کمکی به ما نمیکند مزاحم است لذا اساساً کسی که به تولد فکر میکند به توازن و زیبایی و تولد سالم همیشه میاندیشد و این دغدغهاش هست یعنی سالمسازی و زیباسازی خودش.@ به این دو خیلی فکر میکند(وَ أخرِجنی مِنَ الدُّنیا سالِما) در دعا داریم خدایا من را از دنیا سالم خارج کن سالم یعنی متناسب شرائط زیستی بهشت تولد پیدا کنم اضافه چیزی را با خودم نبرم اگر قرار است اضافه نبریم دیگر با اضافات هم پیوند برقرار نمیکنید چیزی را که به درد تولدت نمیخورد اینجا برایش وقت نمیگذاری.@ جوانی و عمرت را صرفش نمیکنی چیزی که به دردت نمیخورد یا اینکه خدای نکرده نه تنها به دردت نمیخورد بلکه میتواند وِبالت هم باشد گرفتارت بکند با خودت نمیاوری دنبالش نمیروی جذابیتی هم برایت ندارد چون میدانی زهرمار است میدانی کُشنده است.@ میدانی بیماری است میدانی وبال گردنت است و بعد برایت مایه عذاب میشود این کار را نمیکنی لذا دلت هم آرام میشود خیلی آسوده و آرام میشوی یعنی هر شهوتی نمیتواند دلت را ببرد خیلیها که با قاقا گول میخورند سرت کلاه نمیرود نمیتواند راحت هر چیزی دلت را ببرد نمیتواند قلقلکت بدهد.@ یک جوان یعنی یک انرژی بسیار فعال برای ابدیتسازی، بعد ما میبینیم خیلی از جوانهای ما با دو سه قاقا همه انرژیشان گرفته شده مشغول همین بازیها و خیالات و توهم و خواب هستند ولی یک جوان قوی هر چقدر به او بخواهد عوامل غفلتزا تزریق بشود دُزِش هم هر چقدر بالا باشد خوابش نمیبرد.@ دیدید بعضیها دیازپام را نصف کنید به آنها بدهید تا فردا ظهر میخوابند بعضیها پنج تا وانیوم هم میخورند تکان نمیخورند جوان قوی مثل همینهایی که در اجتماع ما زیاد هستند بسیجیهایی که دیدیم و با آنها زندگی کردیم چقدر قوی بودند هر چقدر به آنها خواستند تزریق بکنند که اینها خواب بروند خواب نرفتند اصلاً نتوانست کسی اینها را بخواباند.@ کسی که بتواند حواس اینها را پرت بکند یکذره بازیشان بدهند هر قاقایی که آوردند نتوانستند اینها را جذب کنند هر بیهوشکننده و بیحسکنندهای که میخواستند به اینها تزریق بکنند عرضه میکردند بدن قبول نمیکرد پس میزد روح قبول نمیکند بعضیها هستند اینطوری نیستند.@ بعضیها مثلاً همینطوری فقط کافی است قاقا را به آنها نشان بدهند از حال میروند کافی است همینطوری بوی دارو و بیحسکننده به آنها بخورد اصلاً خودش زودتر میرود بعضیها میدوند خودشان را بیحس کنند مخصوصاً میخواهند خودشان را خواب نگه دارند.@ دوست دارند با خیال ور رفتن شهوتهای خیالی و وهمی خوششان میاید دائماً خودشان را با یک چیزی خواب کنند و از بیدارکنندهها بیزار هستند و اگر یک موقع یک کسی بخواهد آنها را تکان بدهد محکم یک مشت در دهان طرف میزند که برو کنار بگذار بخوابم ول کن نمیخواهد بیدارم کنی.@ دوست ندارد کسی بیدارش بکند کسی که بخواهد به او تذکر بدهد کسی که بخواهد یاد حقیقتش بیاندازد و به او بگوید بیدار شو حواست را جمع کن تو یک موجود ابدی هستی خودش را مخصوصاً به خواب میاندازد که کسی با او کاری نداشته باشد کسی به او نگوید تو یک موجود ابدی هستی.@ جوان نه یک موجود از طبیعت تا مرگ، جوان یعنی یک موجود از طبیعت تا بینهایت، حواست باشد بینهایت هستی و حواست باشد تولد داری و حواست باشد تمام لوازم تولد را خودت باید همینجا تهیه بکنی(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) هیچ کس بار دیگری را هم قبول نمیکند هیچ کس به دادت نمیرسد.@ آن لحظهای که داری میروی بعضیها دوست ندارند کسی به آنها از این حرفها بزند قرآن میفرماید در شرح حال جهنمیها میگویند(وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ) شما از نصیحت خوشتان نمیامد یک کسی که میخواست شما را موعظه بکند از موعظه و نصیحت بیزار بودید بدتان میامد که یک چیزی شما را یاد ابدیت و یاد خود حقیقی و یاد معشوقتان و یاد عشق شما را بیاندازد از زمختی شما را در بیاورد و به یاد حقیقت عشق بیاندازد عاشقتان بکند.@ دوست نداشتید عاشق بشوید دوست داشتید فقط خیال بکنید یعنی عشق و عاشقیهای خیالی، با امور موهم با اینها عشق و حال بکنید با معشوق حقیقی نمیخواستید این همه قرآن ما را تکان میدهد(لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) غیر از خدا دنبال دلبر دیگری نباشید دنبال معشوق دیگری نباشید اصلاً معشوقی برای شما وجود ندارد.@ هیچ معشوقی نمیتواند شما را اشباع بکند و آرام بکند هیچ چیز نمیتواند شما را ارضاء بکند بعضیها خوششان میاید دائماً تزریق بکنند بیحسکننده بزنند مخدر بزنند تا از حقیقت دور شوند اعتیاد همین بلای خانمانسوزی که الان بعضی از جوانهای ما را گرفته.@ برای اینکه آنقدر مشکلات به آنها فشار میاورد یا مشروب یا مواد مخدر یک چیزی استعمال میکنند که از واقعیت خارجی فرار کنند از شرائطی که دارند طبیعتگرایی برای ما آنقدر از این چیزها بافته که نگو، بیا برو در خیابان، در خیابان میروی میبینی که انواع لوازم بیحسکننده و بیهوشکننده هست که تو را از حقیقت خودت در بیاورد.@ برایت برنامهریزی کردند پارکهای آنچنانی، بازیهای آنچنانی، شهربازی برایت گذاشتند که آنجا بروی اصلاً یادت برود که چه کسی هستی بازیهای کامپیوتری برایت آماده کردند هزاران نوع پشت مغازه گذاشتند که تو هر کدامش را میخواهی بازی کنی.@ قشنگ چند ساعت از عمرت که یک ساعتش میتواند چند میلیون سال ابدی برای تو را بسازد آن را راحت تلف بکند برایت رومان ترتیب دادند داستانهای پلیسی و عشقی، فیلمهای مختلف برایت پخش میکنند که قشنگ تا صبح وقت داشته باشی خودت را نعشه بکنی.@ برایت جام میگذارند ملتهای اروپا، آمریکای جنوبی، آسیا، جام جهانی، یکسره همینطور تدارک در بحث طبیعتگرایی گفتم یعنی یک جوان وقتی بیرون میرود آنقدر استکبار برایش برنامهریزی کرده پنجاه تا شصت کانال، پنج کانال که خودمان داریم آنهایی هم که اینها نمیتواند آنها را مست کند اینها هوشیار هستند از بیحسکنندگیها استفاده نمیکنند.@ ماهواره را فرستادند که به جوانهای ما بیحسکننده را تزریق بکنند اگر کانال جمهوری اسلامی خیلی ضعیف است و نمیتواند یک نفر را بیحس بکند از کانالهای قویتر با دُزهای بالاتر استفاده میکنند به جوان تزریق میکنند جوان پای ماهواره مینشیند یادش میرود که خودش کیست همه ابدیت از دستش در میاید.@ خود حقیقیاش را میبازد دچار خودفراموشی میشود مست این چیزها میشود بعد کاشکی این ضربه همین مقدار باشد ولی اینطور نیست وقتی او را میگیرد بیحسش میکند در این بیحسکنندگیها بعضی وقتها عمل جراحی هم صورت میگیرد.@ یعنی فقط بیهوشی نیست تا این بیهوشی زودتر برمیدارند اعضا و جوارحشان را عوض میکنند بالأخره آنطور که دلشان میخواهد شستشوی مغزی میدهند طرف با یک سفر خارجی با دو فیلم با یک برنامه در رایانه با یک اینترنت اصلاً کارش تمام میشود نسخهاش را میپیچند میرود.@ شروع میکند برای خودش برنامهریزی راجع به اینکه من چکار کنم که من در طول 20 سال آینده بیحسکنندههای زیادی داشته باشم که یک موقعی به هوش نیایم آنهایی که با جوانها بد هستند نسبت به جوانها کینه دارند و نمیخواهند اینها هیچ وقت خود ابدیشان را پیدا کنند و خوشبخت زندگی کنند چه در دنیا و چه در آخرت برنامهریزی میکنند.@ یعنی همیشه لبخند در صورت جوانها دارند همیشه از جوانها میگویند به قول مقام معظم رهبری تملق جوانها را میکنند دانشجو، جوان، اما یکسره تولیداتشان مواد مخدر هست آمپولها و قرصهای بیحسکننده و یکسره به این جوانهای بدبخت تزریق کنند و جوان هیچ وقت نفهمد که چه کسی است.@ یک موقعی لو نرود آنقدر برایش تدارک میبینند برایش فرهنگسرا میسازند با چه تشریفاتی، یک جوان وقتی وارد این فرهنگسرا بشود نمیفهمد این اصلاً اگر یک زمانی هم حواسش پنج دقیقه به خودش بود وقتی میرود در آن فرهنگسرا یا فلان سالن یا فلان جلسه وقتی وارد میشود اصلاً فراموش میکند که چه کسی بود یعنی خودش را از دستش در میاورند.@
گوهرش را از او میگیرند خود ابدیاش را، یک قاقا به او میدهند این را بگیر مال تو برو با آن بازی کن ما دوستت داریم ما مخلص شما هستیم جوانها نور چشم ما هستند اما جوان اگر یک موقعی بخواهد بیدار بشود فاجعه است.@ یکی محکم در سرش میزنند که فعلاً بیدار نشود بعد هم تزریقشان را شروع میکنند یکطور دیگر تزریق میکنند آنقدر تولیدات زیاد میکند طبیعتگرایی در طبیعت که جوان بیچاره چه موقع میخواهد بفهمد که چه کسی هست انسان است ابدیتی دارد به بلندای ابدیت بزرگ و باشخصیت است اینها همهاش دشمنی با جوانها هست.@ جوانها به ما رأی بدهید ما برایتان بیحسکنندههای بیشتری را تولید خواهیم کرد ما مخدرهای بیشتری تولید میکنیم که هیچ وقت یک موقعی دشمنتان یعنی خدا نتواند با شما کاری بکند با دین اصلاً رفیق نشوید با اهل بیت با چهرههای مخوف اهل بیت یک موقعی انس نگیرید اینها دشمن شما هستند.@ دین، اهل بیت، خدا، اصلاً اسم آنها را نیاور هیچ ما نمیگذاریم اینها با شما کاری داشته باشند برایتان به اندازه کافی تولید میکنیم به ما رأی بدهید ما خودمان در خدمت شما هستیم نمیگذاریم دست خدا و فرشتهها به شما برسد نمیگذاریم در چنگ امام زمان بیفتید نمیگذاریم پیغمبر شکارتان بکند خودمان قشنگ برایتان برنامهریزی میکنیم.@ میدهیم به ارباب به دست آمریکا و استکبار، میدهیم دست فوتبالیستها و هنرپیشهها و خوانندهها و فاحشهها و معتادها و همجنسبازها، تا اینها هستند که آدم پیش امام زمان میرود پیش خدا میرود اینها هستند برایتان آماده داریم جا و همه چیز داریم.@ خیالتان راحت تا ما هستیم غصه نخورید شما رأی را به ما بدهید ما همه کاری برای شما میکنیم! اینکه حضرت میفرماید روزی آدم بیدار بشود همین است چند جوان میفهمند که چه کسی هستند در این چرخه که دارند زندگی میکنند و تا میروند منتقل میشوند به ابدیت.@ در دریا خفه شوند در تصادف، سکته، مریضی، سرطان، یا عمر طبیعی کنند و بمیرند چند نفر از آنها متوجه میشوند که چه کسی هستند، این لعنت ندارد نفرین ندارد انسان نفرین کند کسانی که نمیگذارند مردم بیدار شوند کسانی که دائماً به مردم تزریق میکنند خواب نگه میدارند که از خواب بودن آنها استفاده کنند.@ چون تا وقتی که جوان خواب است کولی میدهد هر کاری بخواهی میتوانی با آن بکنی به تو رأی میدهد هر کاری بخواهی برایت انجام میدهد، کسی که بیدار شود به آمریکا کولی میدهد! کسی که متوجه بشود چه کسی هست شخصیتش را بفهمد که به بلندای ابدیت است یک تولد دارد به برزخ، همه لوازم هم باید خودش ببرد.@ این میاید به فاحشهها و فوتبالیستها و ورزشکاران فاسد و هنرپیشههای آنچنانی، اصلاً اینها را تحویل میگیرد نگاه میکند برای اینها تره خورد میکند کسی که بفهمد(لا إله إلا الله) یعنی چی خدا را بشناسد که اصلاً با کسی کاری ندارد همه جلویش کوچک هستند.@ (عَظُمَ الخالِقُ فی أنفُسِهِم وَ صَبُرَ ما دُونَهُ فی أعیُنِهِم) علی(ع) در خطبه هَمام در وصف متقین میگوید که اینها خدا به قدری در چشمشان بزرگ است که غیر از خدا همیشه کوچک است به کسی باج نمیدهد وقتی جوان بفهمد چه کسی است به کسی کولی نمیدهد.@ بسیجیان ما را وقتی امام بیدارشان کرد بزرگان عالم نتوانستند کاری کنند پرچم آمریکا را زیر دست و پایش میانداخت رویش راه میرفت آتشش میزند مرگ بر آمریکا هم میگفت هیبت و هیمنه استکبار را به لجن کشید و رفت آن بزرگی و عظمت پوشالی را همه را بسیجی به هیچی نگرفت له کرد و رفت کسی کولی نمیدهد.@ وقتی جوان بیدار شود حاضر نیست به کسی کولی بدهد هیهات من الذله یعنی مال کسی که بیدار است هیچ کس نمیتواند از من سواری بگیرد هیچ کس نمیتواند من را فریب بدهد بیدار است حالیش هست که چه به چه هست به هر حال آنقدر بیحسکننده درست شده که جوان تاریخ تولدش یادش میرود.@ اساساً چیزی به اسم تولد یادش میرود و اساساً ماهیت جنینی خودش و ماهیت رحمی دنیا را فراموش میکند یادش میرود که جنین در رحم است یادش میرود که باید خودش را زودتر آماده کند برای تولد، یادش میرود که اینجا رحم است جایی نیست که من بخواهم اینجا بمانم دیر یا زود از اینجا در میایم فقط فرصت دارم که خودم را آماده کنم.@ وقت زیادی که ندارم و واقعاً روزی بزرگی است که خداوند نصیب یک جوان یک آدم بکند که بفهمد چه کسی هست حواسش باشد و خودش را پیدا بکند اینکه حضرت علی(ع) میفرماید(مَعرِفَۀُ النَّفس أنفَعُ المَعارِف) خودشناسی پرسودترین شناختها و معارف و علوم هست یعنی این.@ یعنی خود حقیقیات دستت باشد یادت نرود چه کسی هستی نگذاری خودت را از تو بگیرند چون بلافاصله یعنی زمانی نداری(أقرَبُ الشَّیء الأجَل) نزدیکترین چیز به تو مرگ است چشم به هم بزنی میرسد میرسی میبینی آنطرف میگویند چه آوردی؟@ ای بابا من جوانیام را در فوتبال و اینطرف و آنطرف صرف کردم چه چیزی باید اینجا میاوردم؟ اصلاً بدترین حالت این هست که کسی آنجا منتقل بشود وقتی به او میگویند چه چیزی آوردی اصلاً در باغ قرار نگیرد و بگوید یعنی چه چه آوردی من باید چکار میکردم؟@ من فکر میکردم زندگی یعنی همین، زندگی کردم، فکر میکردم این زندگی است مثل اینکه یک جنین بیاید با دو سر، یک دُم، یک چشم هم وسط پیشانیاش بگذارد نه دستی نه پایی، بگوید ما دلمان خوش بود که در رحم داریم فعالیت میکنیم اندامزایی میکنیم حالا اینجا آمده میبیند نه بقیه یکجور دیگر هستند.@ اینها سر دارند صورت متوازن دارند بینی دارند چشم دارند ابرو دارند قلب دارند سلسله اعصاب دارند همه چیز میزان، این اصلاً هیچ شباهتی با اینها ندارد خیلی حسرت غمانگیزی هست که انسان آنطرف برود و نفهمد اصلاً آنطرف چه میخواسته و باید چکار میکرده.@ باز به عظمت این فرمایش امیرالمؤمنین(ع) بیشتر پی میبریم خدا رحمت کند کسی را که بفهمد از کجا آمده اصل و ریشهاش چیست کجا هست اینجا را خوب بشناسد و بفهمد کجا هم دارد میرود چون تا ندانی کجا آمدی نمیدانی کجا میروی و تا ندانی کجا میروی نمیتوانی خودت را آماده کنی همیشه آدم باید بفهمد کجا میرود تا بتواند خودش را آماده کند.@ (أوصیکُم بِذِکرِ المَوت وَ إغلالِ الغَفلَۀِ عَنه) کم کردن غفلت از تولدتان از مرگ(وَ کَیفَ غَفلَتُکُم عَن ما لَیسَ یُغفِلُکُم) چطوری دارید غفلت میکنید از چیزی که او از شما غافل نیست در روایت داریم که روزانه چند بار حضرت ملکالموت(ع) حضرت جبرئیل(ع) به ما نگاه میکند.@ لااقل ما دو سه بار در روز مرگ داریم دو بار سه بار در روز میخوابیم خواب مرگ است قرآن میفرماید شما وقتی میخوابید مُردید اگر بخواهیم به شما دوباره حیات میدهیم روحتان را دوباره به شما برمیگردانیم.@ این همه خوابیدند و بلند نشدند چطوری غفلت میکنید از چیزی که از شما غافل نیست او از شما غفلت نمیکند برو یک سر قبرستان بزن ببین چقدر به آن نزدیک هستی او چقدر به تو نزدی هست.@ (إشغَلُوا أنفُسَکُم مِن أمرِ الآخِرَۀِ بِما لا بُدَّ لَکُم) ببینید فرمولهای استفاده از عمر را چقدر قشنگ میفرماید این فرمایش امیرالمؤمنین(ع) در غرر هست مشغول کنید خودتان را به کار ابدیتتان به چیزی که چارهای از تحصیلش ندارید یعنی حتماً باید تحصیل بکنید.@ یک جنین باید در این دوران رحمی یک قسمتی از وقتش را برای ساختن قلب، چشم، گوش، دست و پا، میداند اینها لوازم است باید اینها را کلاً داشته باشد واجباتش این است اگر نبری گرفتار هستی میگوید آن چیزی که قرار است در ابدیت از آن استفاده بکنی با خودت ببر.@ آنجا موسیقی داریم برای موسیقی آنجا باید گوش ببری برای حرفهای دلنواز و شیرین آنجا گوش میخواهی چشم میخواهی برای بهرهبرداری از نعمتهای بیکران آنها قوت و توان میخواهی وقتی نتوانی استفاده بکنی این جهنم میشود.@ جهنم یعنی معلول عدم بهرهبرداری از بهشت است وقتی نتوانی از بهشت بهرهبرداری بکنی جهنم میشود وقتی نتوانی با طول موج دنیا ارتباط برقرار بکنی کوری میشود کوری که مخلوق خدا نیست خداوند چشم را میافریند و نور و طول موج را برای ما قرار میدهد وقتی جنین با خودش از رحم نمیاورد آماده نیست.@ کوری یعنی درد و رنج، رنجی که خودمان به خاطر آماده نبودن نسبت به دنیا داریم میبریم درد یعنی عدم هماهنگی با نظام زیستی دنیا، وقتی یک قسمت از بدن تو تعادل و هماهنگیاش را با دنیا از دست میدهد تو دردت میاید و اذیت میشوی.@ میگوید اینجا درد میکند باید نگاه کنند ببینند این چه ناهماهنگی بین این و شرائط زیستی دنیا به وجود آمده که این نمیتواند اینجا راحت باشد مثل یک ضبط صوت وقتی صدا خِرخِر میکند یعنی با این فرستندهای که میفرستد دارد از صداوسیما میاید این دستگاه نمیتواند ارتباط برقرار کند یکجایش ایراد دارد.@ دستکاریاش میکنند تا آن صدا و تصویر را خوب بگیرد بهشت شرائط زیستی ثابت دارد وقتی نمیتوانی با آن ارتباط برقرار کنی عذابآور و جهنم میشود کسی که کور است کسی که اذیتش نمیکند شکنجهاش هم نمیدهد همین که نمیتواند با یک چیز خوب ارتباط برقرار کند رنج میشود.@ کسی که کَر است همینطور نمیتواند با فرکانس ارتباط برقرار کند اعصابش به هم میریزد و زجر میکشد حالا شما شرائط زیستی اینجا را نگاه کنید چقدر دردآور است این دنیا با این عظمت و با این زیبایی که خدا آفریده نسبت به برزخ فقط یک رحم است اینجا که تو نتوانی با آن ارتباط برقرار کنی اینقدر برایت زجرآور است.@ فکر کن وقتی نتوانی با اصل اینجا ارتباط برقرار کنی عذابش چند برابر میشود چقدر کشنده است مرگی هم آنجا نیست(لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى) نه مرگی هست نه میتوانی درست زندگی بکنی یک چیزی بین مرگ و زندگی.@ (إشغَلُوا أنفُسَکُم مِن أمرِ الآخِرَۀِ بِما لا بُدَّ لَهُم) مشغول کنید خودتان را برای ابدیتتان به چیزهایی که چارهای ندارید جز تهیهاش، (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که هیچی به درد نمیخورد جز قلب سالم، شما باید یک قلب سالم با خودت به آنجا ببری قلب سالم و روح سالم، چارهای نداری.@ جنین چارهای ندارد هر کاری بخواهد در رحم بکند موقع تولد از او بدن سالم میخواهند شرائط زیستی دنیا رویش کار میکند چه چیزی با خودت آوردی ابدیت هم همینطور هست روی ما کار میکند به محض اینکه وارد برزخ بشویم میگویند با خودت چه آوردی وقتی اینها را از ما میخواهند بدو تلاش کن خودت را حاضر کن چارهای نداری.@ مریضی ممنوع باید مریضیها را دور بکنی اینکه من حسودم یکذره ما بدبین هستیم حالا بیخیال، نمیشود، بیخیالی ندارد، مریضی را وقتی آنطرف ببری برایت زجرآور میشود میدانی حسود هستی بجنب، میدانی سوءظن داری بجنب، میدانی بداخلاقی داری در خانه نسبت به همسرت، پدرت، مادرت، برادرت، بجنب.@ میدانی آدم متکبر هستی بقیه همه را ریز و کوچک میبینی برای انسانها ارزش قائل نیستی جلویت کوچک هستند مریض هستی بجنب، میدانی چهار روز افتادی در خط نماز و روزه و تقوا و عبادت، چهار روز نه، ده سال 20 سال 30 سال، بقیه که اینطور نیستند را خیلی عوضی میبینی بدان که خودت خیلی عوضیتر و گرفتارتر هستی بجنب خودت را مداوا کن.@ وقت نیست اگر بخواهی قلبت را سالم نکنی با مریضی آنجا منتقل شوی خیلی گرفتاری برایت درست میشود شما خیلی سؤال میکنید که عمر را چکار بکنیم؟ یک راه خیلی خوب برای استفاده از عمر، پرداختن به حقیقت، دست برداشتن از خیال و توهم، دنبال مهمترها رفتن، حتی نه چیزهای مهم، بلکه مهمترها، دنبال لوازم ضروری رفتن.@ لذا در دین میگویند شما به جای اینکه بیشتر سرمایهگذاری روی مستحبات بکنید اول باید واجبات را تضمین بکنید فعلاً دنبال واجباتت باش این را تنظیم کن ارتباطت با خدا، واجباتت را میزان کن بعد مستحبات را هم به آن اضافه کن ولی واجبات را باید داشته باشی.@ حالا یک جنین با خودش چشم نیاورد ولی یک دست اضافه بیاورد به چه دردش میخورد چشم واجب بود یک دست اضافه که به کار نمیاید دنبال واجبات و چیزهای جدی زندگی باشیم و تا جدی نشویم جدی هم زندگی نمیکنیم تا بیدار نشویم با حقیقت سروکار نداریم.@ (إشغَلُوا أنفُسَکُم مِن أمرِ الآخِرَۀِ بِما لا بُدَّ لَهُم) در رابطه با این مسأله بعدها بیشتر توضیح خواهیم داد ما یک سلسله ضروریات داریم که باید به آنها بپردازیم عمرت را جای دیگری تلف نکن. (ذِکرُ الآخِرَۀِ دَواءٌ وَ شِفاءٌ وَ ذِکرُ الدُّنیا أدوَءُ الأدواء) یاد ابدیت و آخرت، چرا من ابدیت معنا میکنم؟ چون گفتیم(الآخرۀ أبدٌ) یاد ابدیتت دوا و شفاست خوبت میکند وقتی یاد خود حقیقیات باشی:@
یاد حقیقت و معشوقت، ابدیت با معشوق نهایی با حی و قیوم معنادار میشود در ظرف آخرت هیچ معشوقی قشنگتر از خدا نیست که انسان با آن رفیق بشود و انس بگیرد(عند ربهم) چقدر کلمه قشنگی هست نزد پروردگار.@ (إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ) چه مژده خوبی به ما داده، در نشیمنگاه صدق و دوستی در نزد پادشاه مقتدر یعنی خدا، یاد این دواست آدم وقتی یادش میکند حالش واقعاً خوب میشود و شفاست مریضیهایش هم برطرف میشود تا وقتی انسان یاد معشوق است حالش خوب است.@ (وَ ذِکرُ الدُّنیا) یعنی فکر بکنی که رحم جای ماندن هست بخواهی اینجا طوری برنامهریزی بکنی که همیشه قرار است بمانی در حدیث هم در دنیا طوری برنامهریزی بکنید که همیشه هم میخواهید بمانید اما این نوع برنامهریزی باید در کنار برنامهریزی برای آخرت باشد.@ برای آخرتت هم طوری برنامهریزی کن که فردا میخواهی بروی این دو را که کنار هم بگذارید آمادگی و همت و عقل میشود یاد آخرت دوا و شفاست و یاد دنیا(أدوَءُ الأدواء) بدترین دردهاست اینکه انسان دائماً فقط برنامهریزیاش برای اینجا باشد.@ وقتی به او میگویند کجایی حواست به خودت هست در طول روز برای خود ابدیات هم کاری میکنی؟ نمیرسم، وقت ندارم، سرم شلوغ است، کار دارم، اینها جوابهای تلخ نهای هست که ما به معشوقمان میدهیم وقتی صدایمان میکند میگوییم نه.@ (وَ الآخِرَۀُ دارَ مُستَقِرِکُم فَجَهِزُوا إلَیها ما یَبقی لَکُم) آخرت خانه استقرار شماست آماده بکنید تجهیز بکنید خودتان را برای آنجا(ما یَبقی لَکُم) چیزهایی را آماده بکنید که برای شما میماند و ماندنی است جنین میداند در دنیا قلب و چشم و سر و دست احتیاج دارد برای همیشه.@ آن چیزهایی که در کل مدت دنیا میخواهد همیشه هم میخواهد آنها را اول باید تهیه بکند میفرماید آنجا جای ماندن شماست(دار مستقرکم) جای دیگری هم نمیروید آنجا دیگر میمانید ابدی هستید حالا که ابدی هستید چیزهای ابدی را با خودتان ببرید.@ چون میخواهید خودتان بهرهبرداری کنید هر چه احتیاج دارید با خودتان ببرید از همینجا ببر آنجا خالی نروی نامه عملت سبک باشد چیزی نبرده باشی وزنی نداشته باشد سنگین کن تا میتوانی حرص بزن و سنگین کن تا میتوانی ثقیل کن کفه میزانت را(فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ) هر کس میزانش سنگین باشد در عیش یعنی زندگی راضی لذت میبرد.@ شما وقتی اثاث خانهتان پنج کامیون باشد بهتر است یا یک وانت باشد بهتر است یک وانت وقتی اثاث خانهتان باشد یعنی خیلی چیزها را کم دارید وقتی میخواهید بروید در آپارتمان 60 متری بچینی خیلی جاها لخت میماند خیلی چیزها را نداری.@ ولی وقتی بار را سنگین میکنی یعنی جا داری این خانهای که تو میخواهی اینها را در آن بگذاری خانه بزرگ میطلبد خانه بزرگ از خوشبختیها هست به قول حضرت(ع)، بعد هم وسائلت تکمیل است راحت هستی هر چقدر میتوانی وسائلت را تکمیلتر کن.@ قرار است خودت بروی بهرهبرداری کنی از هر چه که لذت میبری برای خودت تهیه کن از هر چه که خوشت میاید از همین الان تهیه کن اینجا یک مسافری، آنجا باید بروی بمانی و از آنجا هم در نمیایی هر چه که از آنها لذت میبری خوشت میاید دوست داری با آنها باشی از همین الان با خودت جور کن زیاد هم جور کن.@ اینکه فرمودند حرص بزنید در امر آخرتیتان یعنی حریص باشید میلهایت را نگاه کن ببین چه میلهایی داری میل داری قصر آنطوری داشته باشی برایش تلاش کن بساز میل داری حوریههای بهشتی یا همنشینهای بهشتی با قیافههای مختلف صدها و هزاران نوع چهره زیبا داشته باشی برایش تلاش کن بساز.@ خدا به تو وقت داده همه وسائل هم برایت اینجا گذاشته ملاتش دست خودت است بساز آماده کن چرا بیکار هستی، حافظ میگوید:@
این همه وقت و جوانی به ما دادند با آن چکار میکنیم شروع کن حضرت فرمود در معراج که بودم بهشت را دیدم که فرشتهها دارند میسازند یک آجر یک خشت از طلا یک خشت از نقره دارند کاخ میسازند.@ انشاء الله یک موقع فرصت بشود انواع کاخها و جنس دیوارها و سقف و ستون و تخت و زمین و رودخانه و شراب و ساکنان و حوریههایش را بگوییم باید شناسایی بشود، حضرت فرمود من دیدم دارند این کار را میکنند بعد متوقف میشوند، گفتم حالا چرا توقف میکنند؟@ گفت اینها ملاتش از دنیا میاید باید بفرستی اگر ما آنطرف برویم و بفهمیم که خودمان داشتیم اینها را میساختیم اساساً همه بهشت یعنی مخلوق نفس، حسرت دیوانهمان میکند که چه عمری را تلف کردیم و چه ابدیتی را باختیم خیلی این حسرت کشنده است که تو فقط کافی بود فکر بکنی یعنی در خانه نشسته بودی همینطوری با نیتت میتوانستی بسازی.@ ولی رفتی نشستی پای تلویزیون پنج ساعت وقت تلف کردی یا نیتت را بردی در جهنمسازی، به جای اینکه بهشت بسازی خیالت بردت به تصویرهای غلط و خیالات حرام و شروع کردی جهنم ساختی.@ خیلی جالب است میگوید اگر تو بفهمی که آن موقع که میخواستی بخوابی یک وضو میگرفتی و میخوابیدی تا صبح ثواب عبادت برایت مینوشتند و آن ثواب آنجا چه میشده چند میلیارد کیلومتر را تا صبح برایت میساخته که فقط با خوابت میتوانستی چکار بکنی.@ با نشستنت با نحوه غذا خوردنت این چیزهای مباح، با راه رفتن در کوچه، با خیلی چیزهای دیگر میتوانستی چکار بکنی با این تسبیح پنجاه تومانی چکار میتوانستی بکنی چند میلیارد سال نوری را میتوانستی پوشش بدهی با همین پنجاه تومان پول، در راه رفتن در تاکسی نشستن در خانه نشستن چکار میتوانستی بکنی واقعاً این حسرت کشنده است.@