جلسه 043 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
43
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 043 - شرح حدیث عنوان بصری

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ در مورد دوراندیشترین افراد بحثمان شروع شده بود چند روایت خواندیم امروز بحث را ادامه میدهیم با فرمایشی از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(أحزَمُ النّاس مَنِ استَهانَ بِأمرِ دُنیاه) این هم مرتبط با همان حدیث قبلی هست که در همان راستا هست میفرماید دوراندیشترین مردم کسی است که کار دنیایی خودش را به چیزی نمیگیرد.@ یعنی در کارهای دنیاییاش سهلگیر هست سهلگیر غیر از سهلانگاری هست یعنی نمیگذارد کارهای دنیاییاش آنقدر قدرت پیدا بکند و جلوی چشمش آنقدر بزرگ بشود که او را از پرداختن به آخرتش و مسائل ساختن ابدیتش و آبادانی خانه ابدیاش باز بدارد اینطوری نیست یعنی پرتکلف نیست.@ آنقدر برای خودش مقررات و قوانین دست و پاگیر در مسائل زندگی دنیایش نمیگذارد که خودش را گرفتار بکند به سادگی دنیایش را میگذراند و سختگیر نیست تا به کارهای جدیترش بپردازد.@ شما یک دانشآموز را که امتحانات نهایی دارد یا میخواهد خودش را برای کنکور آماده کند این اگر قرار باشد در کارها و برنامهریزیهایش دچار سختگیری، وسواس، تکلف باشد نمیرسد درسهای دانشگاهش را بخواند و این باید بیشتر وقتش را برای کنکور خواندن و سال آخر و درسهای نهایی بگذارد.@ میبینید که به غذا کم اکتفا میکند غذا خیلی کم میخورد قبلاً پای تلویزیون مینشست دیگر پای تلویزیون نمینشیند مهمانی دیگر نمیرود عروسیها نمیرود با رفقایش خیلی قرار بیرونی ندارد باید درس بخواند یک مبارزه هست.@ یک رقابت چند میلیونی هست که این باید شرکت بکند و میخواهد قبول بشود چون میخواهد قبول بشود از این امتحان پیروز بیرون بیاید میبینید که تکلف ندارد اگر امتحان نداشت دانشجو نبود نمیخواست در امتحانات شرکت بکند کار مهمی نداشت میبینی که رفقایش میامدند وقت میگذاشت برای خیلی کارها همینطور وقت را همینطوری میگذراند.@ اما حالا که برنامه مهمی دارد میبینی که سهل میگیرد هر کاری هم برایش پیش میاید میگوید این فعلاً بماند تا این مسأله حل بشود خیلی سختگیر نیست سعی میکند با چیزی برخورد نکند که وقت او را طوری تلف بکند که نتواند به کنکور و دانشگاهش برسد.@ سعی میکند با اشیاء طوری ارتباط برقرار بکند که پایش گیر نشود دور یعنی ابدیت را نگاه کردن و معلول این هست که ما خودمان را درست نگاه کنید انسان دوراندیش انسانی هست که به خاطر اینکه دور را خوب میبیند و دارد خودش را برای آن دور آماده میکند.@ امورات دنیا را خیلی با تکلف و سختگیری نمیگذراند و سهل میگیرد اینقدر در کار نمیرود که بپیچد که شب هم میبینی دارد چرتکه میاندازد و حساب میکند شبها هم خواب کارهای روزش را میبیند جمعهاش وقتش گرفته شده شب جمعه به این عزیزی از دستش میرود.@ شبهای خیلی قشنگ طولانی زمستان از دستش میرود اصلاً تلف میشود تعطیلات بسیار مهم، نمیرسد صبح تا شب باید بدود، برای چی؟ گاهی وقتها خودش هم نمیداند، یعنی جامعه چنان به او دیکته میکند که باید بدود.@ یکبار نمینشیند فکر بکند که این دستورالعملهایی که به ما میدهند درست است یا نه؟ ما برای این روی زمین آمدیم؟ برای این متولد شدیم و به دنیا آمدیم؟@ خدا خواسته ما به دنیا بیاییم که همین کار را انجام بدهیم؟ هیچ وظیفه دیگری واقعاً نداریم؟ هیچ کار مهم دیگری نداریم؟ سهل میگیرد تا بتواند به آخرت و ابدیتش برسد سهلگیری فقط در راستای ساختن یک ابدیت نیست سهلگیری دنیا را هم شیرین میکند.@

اینطوری هست یعنی انسان وقتی سختگیر نیست زندگی خیلی برایش شیرین میگذرد اما وقتی سختگیر و دچار تکلف باشد تا شرائط مورد دلخواهش تحصیل نشود به آرامش نمیرسد احساس خشنودی نمیکند همیشه احساس کمبود میکند همیشه احساس میکند یک چیزی را ندارد آنچه که میخواهد نیست.@ اما وقتی سطح توقعش پایین آمد به چیزهای عالی فکر کرد در مورد چیزهای پایین دیگر سختگیر نیست و این ممکن نیست مگر اینکه نفس حتماً بتواند برای خودش شخصیت پیدا بکند و ارزش خودش را پی ببرد با چیزهای گرانقیمت سروکار داشته باشد.@ یعنی انسان نمیتواند چیزی را رها بکند مگر اینکه حتماً باید چیز گرانقیمتتری گیرش بیاید تا بتواند دست از آن بردارد زمانی انسان دست از جیفه برمیدارد که غذای طیب و پاکی داشته باشد زمانی میتواند از چیزهای پایین بگذرد که چیزهای عالی را برای خودش سراغ داشته باشد.@ اگر کسی فهمید ابدی است و به بلندای ابدیت قیمت دارد قیمتش هم کمتر از خود خدا نیست حتی بهشت هم با همه عظمتش قیمت انسان نیست اگر این را فهمید آنوقت خیلی راحت میتواند دست از جیفه و مردار بردارد.@ اما وقتی برای خودش شخصیتی جز یک موجود حیوانی یا گیاهی قائل نیست و خودش را فقط از تولد تا مرگ معنا میکند میگوید همین است ما باید همین را بگذرانیم با همین باید سرمست باشیم.@ بعد هم سعی میکند کیفیت و لذتش را بالا ببرد اما نمیداند که دارد از چه دریای عظیمی از لذات و نعمتها خودش را محروم میکند نمیداند که دارد چه بلایی سر خودش میاورد سر و ته این قضیه را جمع کنند که جز یک جیفه نیست هر چه که میخواهد باشد حضرت میفرماید شما بالاتر از ابریشم و حریر که ندارید محصول یک کِرم است.@ غذا بالاتر از عسل که ندارید این هم مدفوع یک حشره است این قیمت شماست انسان اگر برای خودش قیمت قائل شد میتواند دست از جیفه و کارهای پایین و سبکسری و سبکی و کارهای پست بردارد اگر نه خودش را میفروشد.@ شما کله گُندهها را نگاه کنید کسانی که علی الظاهر کله گُنده هستند آدمهای کوچکی هستند ولی وقتی طبیعتگراها اینها را نگاه میکنند اینها را بزرگ میبینند کل دارایی این یک برج 30 طبقه شده برج از آجر، گچ، ساختمان، آهن، یعنی کل شخصیت این و حیثیت این در خارج یک کمال جمادی شده حتی کمال نباتی هم نیست.@ همه دارایی او این است که خارج از وجود خودش است به دردش هم نمیخورد اتومبیل، خانه شده هر چه شده خارج از وجود خودش است ذاتاً خودش ارزشی ندارد همه را در بیرون تولید کرده در درون خودش هیچ ارزشی که بتواند مابهازاء ابدی بسازد ندارد.@ چون بهشت تولید نفس انسان است جهنم و بهشت هر دو مخلوقات نفس انسان هستند یعنی این نفسش را کاری کرده که نمیتواند یک درخت هم در بهشت برایش ایجاد بکند جز مار و عقرب و زقوم و حمیم چیز دیگری تولید ندارد این گدایی و بدبختی و نداشتن است.@ نفس باید بتواند بهشت را پر بکند آنقدر جاندار باشد که ابدیت را بتواند با چیزهای عالی خلق و تولید و پر بکند قرآن میفرماید همه چیزهایی که در بهشت هست مال خودتان است معلول نفس شماست از نفس خودتان خلق میشود.@ اصلاً خودتان آنجا اراده میکنید و ایجاد میشود این قدرت اراده و ایجاد باید در شخص باشد اگر نه نمیتواند اراده بکند و ایجاد کند تا انسان دست از امور پست برندارد به امور عالی نمیرسد و تا امور عالی سراغ نداشته باشد دست از امور پست نمیتواند بردارد.@ بچه وقتی دست از خونخواری از رحم مادر برمیدارد شیر گیرش میاید غذای به این خوبی، اگر بخواهد غذاهای متنوعتری بخورد باید دست از شیرخوارگی هم بردارد تا غذاهای متنوع بتواند بخورد.@

بنابراین اگر کسی بخواهد امور دنیا را سهل بگیرد نمیتواند سهل بگیرد و خوش بگذراند مگر اینکه برای شخصیت خودش یک ارزش ویژه آنطور که خدا آفریده برای شخصیت خودش قائل باشد بداند که حیف است در این امور باشد.@ یعنی اگر خودت را بزرگ دیدی آنوقت متوجه میشوی که کل دنیا نمیارزد که عصبانی بشوی هر وقت میخواهی عصبانی بشوی و داد بزنی میفهمی که داری کوچک میشوی این قاعده را در معرفت نفس مفصل توضیح دادیم که انسان معادل اندیشه خودش است یعنی در 24 از صبح که خواب بلند میشوید تا شب به هر چیزی که فکر بکنید ارزش همان را پیدا میکنید به امور بالا فکر بکنی:@

آنوقت وقتی من میخواهم برای یک چیزی عصبانی بشوم جوش بیاورم متوجه میشوم که آن برای من اهمیت دارد حالا ببین آن واقعاً چقدر اهمیت دارد آنقدر میارزد که تو برایش کل شخصیتت را آتش بزنی یا نه.@ (أحزَمُ النّاس مَن تَوَهَمَ العَجزَ لِفَرطِ إستِظهارِه) میگوید دوراندیشترین مردم کسی است که به خاطر شدت احتیاطش خودش را عاجز و ناتوان بپندارد شاگرد اولها را در مدرسه دیدید شاگرد اول دلهرهاش بیشتر از همه بود با اینکه نمرهاش کمتر از 19 نیست ولی میبینی اضطرابش از همه بیشتر است.@ چون میگوید شاید نتوانم از پسِ آن بربیایم احتیاط میکند و به خاطر این احتیاط کامل روی درس مسلط میشود میگوید باید هیچ نقطه خالی نگذارم سر جلسه میرود میبینی که سوار روی مطلب عالیترین نمره را میگیرد.@ آنهایی که اصلاً حال و حوصله درس خواندن نداشته باشند میگویند چه خبر است این همه خرخونی میکنی ول کن حالا مخت میترکد حالا چه میشود، بعد نمره 2 ـ 3 میگیرد یعنی میگوید اگر کار مهمی داری همیشه احتمال بده که نتوانی از پسِ آن بربیایی.@ نه اینکه خودکمبین باشی و دچار ضعف نفس باشی آن فرق دارد، نه یعنی همیشه یکذره احتیاط بکن بگو اگر این دو ساعت وقت میخواهد من یکذره احتیاط کنم بیشتر روی این قضیه کار کنم میگوید به خاطر شدت احتیاط خودش را عاجزتر از انجام آن کار میبیند.@ لذا بیشتر احتیاط میکند ترس ندارد احتیاط بیشتری میکند میگوید شاید یکجا کم آوردیم اینجا بهتر است این کار را انجام بدهیم در همه کارها همینطور هست یعنی عاقبتاندیشی اینطوری هست میگوید شاید یک حادثهای من را تهدید بکند یکذره احتیاط کنم بعداً دیر میشود.@ میخواهد در ماشین بنزین بزند نمیگوید من حالا تا پنجشنبه جمعه ماشین را میخواهم بخوابانم کاری ندارم الان پنج لیتر بزنم تا خودم را به خانه برسانم بعداً اگر خواستم بیرون بروم میروم بنزین میزنم.@ آدم دوراندیش اینطوری نمیگوید، آدم دوراندیش میگوید ممکن است اتفاقی تا پنجشنبه و جمعه یک کاری برایم پیش بیاید و مجبور شوم با ماشین بروم حالا بنزین نداشته باشم نمیشود ممکن است من در راه راه را اشتباهی بروم و پنج لیتر کم بیاورم و در راه بمانم و خیلی احتیاطهای دیگر که چرا پنج لیتر بزنم پرش میکنم.@ میخواهد مسافرت برود نمیگوید حالا یک تهران مشهد است دو هزار تومان پول میخواهد بلیط را که گرفتم دو هزار تومان همراهم باشد، نه یک موقع میبینی جیبت را زدند آنوقت میمانی احتیاط کن بگو من اگر فکر میکنم این سفر با پنج هزار تومان میشود باید یکذره بیشتر احتیاط کنم پولت را در یک جیب نگذار بگو اگر جیبم را زدند چی.@ یک مقدار در کیفم و یک مقدار هم در جیبهایم میگذارم بیشتر احتیاط میکنم که اگر یک موقع همه چیز را بردند من بتوانم از جیبهایم یک پولی در بیاورم که مشکلم را حل کنم.@ به امام صادق(ع) گفتند آقا شما چرا چندتا انبار برای اموالت درست کردید؟ فرمود من احتیاط میکنم، آمدیم و یکی از انبارهای من آتش گرفت یا یکی از انبارهای من را دزد زد همه اموالم را یکجا جمع کنم که خطرناک است.@ میگوید یکبار دزد بزند همه اموال ما را برده اموالم را چند جا تقسیم میکنم که اگر یکجا حادثهای برایش ایجاد شد از یکجا دیگر بتوانم جبران کنم کم نیاورم این دوراندیشی امام هست که دارد به ما یاد میدهد که چکار بکنیم.@ میخواهی راه بیفتی انشاء الله طوری نمیشود حالا ما همینطوری توکلت علی الله راه بیفتیم، نه اول با توکل زانوی اشتر ببند اول ببین زاپاس ماشین میزان هست همه جنبههای قضیه را خوب در نظر بگیر بعد توکل کن و راه بیفت آمدیم و پنچر کردی چه اتفاقی میافتد.@ آب در ماشین بگذار، دو لیتر بنزین اضافه داشته باشد و خیلی چیزهای دیگر که گرفتار نشوید اینها مثالهای مبتذل بود که زدم. آدم وقتی میخواهد یک کاری انجام بدهد دوراندیش کسی هست که خودش را عاجزتر ببیند وقتی عاجز دید از شدت احتیاطش مجبور هست به خاطر اینکه بهتر بتواند از پسِ کار بربیاید بیشتر سرمایهگذاری بکند.@ شما غالباً نگاه کنید در همه ما هست ما همیشه شب امتحان میگوییم من اگر دو روز دیگر فرصت داشتم 20 میشدم برای کنکور میگوییم من کافی بود یک هفته وقت داشته باشم، تو یک هفته زودتر شروع میکردی برای امتحان میگوید اگر من دو ساعت وقت داشتم این دو ساعت خیلی مسلط میتوانستم سر جلسه بروم.@ همه دانشآموزان موقع امتحان همین را میگویند، حالا اگر زودتر شروع کرده بود یعنی میگفت من چرا وقت بگذارم شنبه امتحان دارم مگر قرار نیست شنبه امتحان بدهم میگوییم نه من روز جمعه یا پنجشنبه میخواهم امتحان بدهم دیگر نگو برای شنبه اینقدر وقت دارم میرسم.@ آمدیم و اتفاقی افتاد، یا مهمان رسید یا کسی مریض شد یا سرماخوردی یا تب کردی اگر تو تا آن موقع تنظیم کردی نمیرسی برنامه را طوری تنظیم کن که چند سال قبل از امتحان یک روز قبل از امتحان کل آن درسها را که باید خوانده باشی خوانده باشی.@ نگو از پس آن بر میایم مثلاً من شنبه ساعت 8 میخواهم بروم امتحان بدهم تا ساعت 7 میخوانم اینقدر وقت دارم، این بیاحتیاطی است غالب کسانی که دانشجو هستند شما ببینید که آخرش میگویند دو ساعت وقت کم آوردم اگر من یک روز وقت اضافه داشتم تمام بود، از اینطرف زودتر شروع میکردی این یعنی احتیاط.@ شدت احتیاط اینکه انسان بگوید من وقت کم میاورم باید بیشتر وقت بگذارم، نه این را که بلد هستم آن را هم که اینطوری است تمام، بعد میبینی یا نمره افتضاح گرفته یا اصلاً رد شده وقت نمیگذارد چون خودش را قوی میداند.@ در مورد دشمن همینطور، در رابطه با دشمن میگوید وقتی میخواهید با دشمن برخورد بکنید هر چقدر هم قدرت دارید دستکم نگیرید نگویید این عددی نیست ما راحت از پس آن برمیاییم.@ (آفَۀُ القَوی إستِضعافُ الخَصم) امیرالمؤمنین(ع) میفرماید آفت یک قدرتمند این است که همیشه دشمنش را ضعیف ببیند بگوید نه اینها که عددی و رقمی نیستند، همان که میگویی عدد و رقمی نیست تو را زمین میزند و پوستت را میکَند باید برایش تدارک و برنامه ببینی کار را کوچک نگیر.@ میخواهد بنایی بکند رفته پیش کارشناس، کارشناس میگوید میخواهی به خانه دست بزنی سه تومان میخواهد توکل به خدا جلو میرویم خدا برکت میدهد با یک تومان شروع میکند یکدفعه میبینی چهار تومان پنج تومان زیر قرض و بدهی رفت میتواند کمر راست بکند!.@ بعد گرفتار میشود احتیاط این هست که تو وقتی میخواهی به خانه دست بزنی من اینقدر دارم ده تومان هزینه قیمت شده خودت را به آن مبلغ برسان بعد جلو برو، حالا خدا جور میکند خدا بزرگ است، یک موقع هست محملهای معقول و مشروعی دارید آن بحث دیگر است.@ یک موقع هست یک محمل معقول و مشروعی نیست جلو میروی یکدفعه میبینی سر از چیزی در آوردید که اصلاً جور در نمیاید بعد زمینگیر میشوی میخواهی ازدواج بکنی همینطور، انسان بیاحتیاطی میکند جلو میرود بدون آمادگی.@ خیلی خوب است انسان قطعاً برای ازدواج باید زیر بار قرض برود این درست است چه کسی نرفته کمتر کسی هست که ازدواج بکند همه مسائل را قبل از ازادواج میزان کرده باشد، نه برای ازدواج باید زیر قرض بروید اما یک چیز معقول باید داشته باشید نه اینکه دریافتی تو 50 تومان است.@ همین الان که ازدواج کردی چهار پنج میلیون زیر بار قرض رفتی یک عالم چک برگشتی از این و آن گرفتی آبرویش میرود بیا تضمین کن، میبینی که نمیشود چون بیاحتیاطی میکند همیشه سهلانگاری میکند خود حضرت میگوید به خاطر شدت احتیاط باید یک مقدار نه اینکه خودش را حتماً عاجز بداند.@ توهم عاجز بودن خودش را میکند یعنی خودش را مخصوصاً عاجز میپندارد نه اینکه ضعیف است نه اینکه نمیتواند از پسِ کار بربیاید مخصوصاً خودش میگوید شاید ما از پس کار برنیاییم یک کمی هم احتیاط بکنیم بد نیست در همه کارهای زندگی همینطور هست.@ انسان باید این توهم عجز را داشته باشد به خاطر شدت احتیاط، بگوید شاید نشد من یک مقدار برایش بیشتر کار کنم یک مقدار برایش دوراندیشی کنم یک مقدار فعالیت بیشتری بکنم یک مقدار وقتگذاری بکنم یک مقدار فرصت مشورتم را بالا ببرم چهار تا متخصص و کارشناس ببینم در این زمینه وارد نیستم.@ ببینم چه کسی وارد است دعوتش بکنم بیا بنشین برای من تشریح کن من در این مسأله وارد شوم یا نه، یک موقع میروی و گرفتار میشوی الان علت اینکه این همه آدمهای خوب در زندان هستند بعد از اعتیاد ما بیشترین زندانیهایمان مال چک هست.@ مال این هست که همه توهم قدرت داشتند به جای اینکه توهم عجز داشته باشند به کارهای بزرگ زدند فکر میکردند از پس کار برمیایند الان گوشه زندان هستند من آدمهای گردن کلفت و پولدار میشناسم که زن و بچهشان الان برای نان شب لنگ هستند یک زمانی در اوج عزت الان هم در اوج ذلت.@ چون قدمهای بزرگ و لقمههای بزرگتر از دهانش میخواست بردارد احتیاط در این زمینه نکرد جلو رفت یکدفعه قرض بالا آورد به نزول زد که آتش هست حالا فعلاً این را حل کنم مشکلم حل میشود، حل نمیشود، همه هم به توهم میگویند من چهار میلیون تومان داشته باشم مشکلم حل است.@ مشکل اصلاً اینجا نیست با دو یا چهار میلیون مشکل ما حل نمیشود مشکل در اندیشه ماست که این اندیشه تولید بیاحتیاطی زیاد میکند وقتی تولید بیاحتیاطی میکند تو یکبار هم که مشکلت حل بشود به تو پنج میلیون هم پول تزریق کنند تو مشکلداری.@ تو بالأخره بعداً اقدام میکنی به یک کاری که بیشتر در دردسر میافتی حالا الان مشکل چهار میلیون تومان بود بعد مشکل میشود ده میلیون تومان، بیاحتیاطی کردی خیلی از گرفتاریهایی که افراد در زندگیشان دارند معلول همین بیاحتیاطیهایی هست که خودشان در زندگیشان دارند.@ قرضهای بالا، بنبست، چک برگشتی، تهدید به زندان، مال این هست که درست آن موقع آن شدت احتیاط را نداشتند فرمود دوراندیشترین مردم کسی است که از شدت احتیاط خودش را ناتوان بپندارد این دوربینی هست حالبینی غلط است در حالبینی شما فقط الان را میبینید من الان مشکلم حل شود الان گرهام باز بشود.@ فکر کن برایش برنامهریزی کن بالأخره زمان به شدت سریع میگذرد، فعلاً این مشکل را حل کنیم، الان فعلاً حلش کردی چشم به هم بزنی دو ماه بعد آمده سررسید موعد آن کاری که باید انجام بدهی پول را پس بدهی قرضت را بدهی آمده میبینی که نمیتوانی.@ اینها مسائل مالی و درسی بود که خدمتتان عرض کردم اینها را انسان باید خیلی دقت بکند که خودش را گرفتار نکند. با دشمنت میخواهی بجنگی به خاطر شدت احتیاط خودت را باید ناتوان بپنداری یک گردان میخواهی جلو بفرستی.@ ما زمان جنگ داشتیم خیلی آبکی به خاطر اینکه مسئول تدارکات بیتوجه بود یک حساب کیلویی میکرد بچهها را جلو میفرستاد بعد بچهها گرفتار شدند در کمین، باید میماندند آب کم داشتند خیلی راحت یک مقوله به نام آب، یکدفعه میبینی صد نفر از تشنگی مُردند.@ الان در قرن بیستم مثلاً با فاصله 40 ـ 50 کیلومتری شهر در خط چند نفر از تشنگی بمیرند چون آقا بیفکر بچهها را جلو فرستاده در عملیات نظامی، تدارکات لازم را ندیده گفته مثلاً دو کامیون مهمات برای آنها کافی است.@ جنگ است مگر شوخی است شما باید ده برابر آنچه که فکر میکنی همیشه تدارک اسلحه و مهمات داشته باشی و بعد بتوانی تا اگر یک موقعی درگیر شدید زمینگیر شدید نتوانستید بچهها را عقب بیاورید مهمات داشته باشند اسلحه داشته باشند خوراک داشته باشند بتوانند بیایستند و موارد دیگر، همیشه همه جا همینطور هست.@ در مبارزه سیاسی، فرهنگی همینطور، خدا کمک میکند امام زمان کمک میکند امام حسین کمک میکند، نه دشمن شما اصلاً اینطور فکر نمیکند دشمن شما با دلشوره دارد برنامهریزی میکند. آمد خدمت امام صادق(ع) گفت آقا ای کاش شما خلیفه بودید.@ حضرت فرمود برای چی؟ گفت اگر شما خلیفه بودید نان ما هم در روغن بود یک چیزی هم به ما میرسید، حضرت فرمود اگر ما خلیفه بودیم شبها نقشه میریختیم که روزها اجرا کنیم دائماً نقشه ریختن و فکر کردن و برنامهریزی کردن، تدارک دیدن. در اهداف انقلاب شما درگیر شدید برای اولین بار در قرن بیستم با همه تفکرات شکست خورده.@ تاریخ بشر با کمونیسم، صهیونیسم، لیبرالیسم درگیر شدید یک تفکر جدیدی را به نام اسلام ناب مطرح کردید ولی به وزانش شبانهروزی برنامهریزی ندارید دشمن برنامهریزیاش خیلی قویتر از توست.@ باور میکردید یک زمانی وضعیت حجات در کشور شما اینطوری بشود باور میکردید که اینقدر ساده چهارتا اراذل و اوباش در مشهد بتوانند اینطوری ما را لوله بکنند باور میکردیم 18 تیر اینقدر راحت به وجود بیاید چهارتا بچه سوسول مشنگ بتوانند یک چنین معضلی را در تهران درست بکنند باور میکردیم مواد مخدر راحت در خانه خودت بیاید؟ نه.@ برای چی؟ برای اینکه مسئولین ما مواد مخدر را دست کم گرفتند فکر میکردند از پس آن برمیایند 20 سال است که خیلی راحت مواد مخدر بیشتر از هر زمان دیگری در کشور میاید و مصرف میشود و خیلی راحت هم در اختیار بقیه قرار میگیرد.@ دست کم گرفتن، بیاحتیاطی کردن، اینکه از پس کار برمیاییم اینطوری میشود یک موقع میبینی در خانه خودت هم آمد. حالا جالب اینجاست که دوم خردادیها این بلا را سر ما میاورند که وقتی میگوییم دشمن دارد چنین و چنان میکند میگویند شما توهم توطئه میکنید.@ توطئهای علیه شما در کار نیست تهاجم فرهنگی معنایی ندارد تبادل فرهنگ هست با کشورها تبادل فرهنگی میکنیم با هم حرف میزنیم و گفتگو میکنیم تبادل هست اصلاً بحث تهاجم وجود ندارد، الان ما یکسره داریم مورد تهاجم و شبیخون قرار میگیریم.@ نه آسوده بخوابید شهر امن و امان است، یکدفعه میبینی سرت را هم بریدند روی سینهات گذاشتند، یکی از آنها آنقدر بیادب بود که فرمایشات مقام معظم رهبری را مسخره میکرد که ما در دهان استکبار میزنیم ما همیشه خشن هستیم کار ما یکسره شده در دهان این و آن زدن، همینطوری هست قاعده همینطوری هست.@ قاعده برائت و لعن و موضعگیری و تبراست قاعده دست به شمشیر بودن است قرآن میفرماید(وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ) خدا دارد بندهاش را معرفی میکند مگر اشتباه میکند میگوید هرگز یهود و نصارا از شما دست برنمیدارند تا اینکه شما را حتماً به دین خودشان برگردانند مثل آیین خودشان.@ اگر شما حتی میخواهید اسلام هم داشته باشید اسلامی که رنگ آمریکایی داشته باشد اسلام آمریکایی، میگوید آنها محال است دست از شما بردارند آنوقت ما بیخیال بنشییم که توهم است کسی با ما کاری ندارد.@ من فرصت ندارم به شما آمار بدهم که چقدر بنیادهای فرهنگی دارند کار میکنند روزی چند هزار ساعت افراد مینشینند نخبهها خارج از کشور در مراکز پژوهشی و دانشگاهها دارند برای ما برنامهریزی میکنند یکسره دارند تولید میکنند برای ما میفرستند و ما هم راحت داریم زندگی میکنیم کاری نداریم میگوییم خدا خودش نگه میدارد.@ آنها دارند برای ما برنامهریزی میکنند و خیلی هم جدی گرفتند یک زمانی شما فکر میکردید لیبرالها، سلطنتطلبها، منافقین، ساواکیها بیایند در این مملکت طلبکار بشوند اینقدر جرأت پیدا کنند که در این مملکت بیایند طلبکار بشوند.@ چه کسی فکر میکرد که یک روزی آمر به معروف و ناهی از منکر را بگیرند در خیابان چاقو بزنند او را بکشند و کسی جرأت نکند امر به معروف و نهی از منکر بکند شما آسوده بخوابید هیچ خبری نیست به خودت میایی میبینی مملکتت را گرفتند آمریکا آمد تسلط پیدا کرد استکبار آمد تسلط پیدا کرد.@ همه خونهایی که ریختیم مالیده میشود همه آن زحمتهایی که کشیده بودیم والله قسم الان اوضاع مملکت ما بسیار وخیمتر و حساستر از زمان جنگ و اول انقلاب هست والله قسم بیش از آن زمان احتیاج به فداکاری، در صحنه بودن، سرمایهگذاری پای کار بودن دارد.@ همه آن کسانی که میگفتند ای کاش جبهه بود ما بودیم افسوس میخورند که جنگ نبودند الان من به آنها بگویم که به مراتب بالاتر از آن در انتظار ما هست و الان جبهه باز شده چقدر میتوانیم مؤثر باشیم کمرت را ببند پای کار باش به مراتب بالاتر.@ فقط رنگ فرق کرده مطمئن باشید این را من به شما صددرصد قول میدهم تضمین میکنم مطمئن باشید به چهره نظامی حتماً دیر یا زود کشیده خواهد شد یعنی یک جایی بالأخره تحمل ما را ندارند دوباره دست به شمشیر خواهند بود.@ ولی تا آن موقع فعلاً دارند از فرهنگ کار میکنند به مراتب بدتر، شاید اگر الان به ما بگویند دشمن آمده میخواهد حمله بکند همه شما دست به شمشیر آماده باشید یعنی بروید خانه خداحافظی بکنید و بروید اما متأسفانه وقتی میگویند دشمن با سلاح فرهنگی آمده چند نفر در ما سربازی میتوانند بکنند.@ حالا فرماندهی و سرلشکری و سرداری بماند، سربازی میتوانند بکنند در جبهه فرهنگی، این خیلی مهم است این هم از نظر مقوله مسائل سیاسی ما، به هر حال در همه چهرهها آدم دوراندیش کسی هست که به خاطر شدت دوراندیشی یک مقدار توهم ناتوانی در خودش دارد میگوید شاید نتوانم بیشتر کار کنم احتیاط بکنم یک مقدار قویتر در گود بروم اینقدر ضعیف و بیخیال و سهلانگار نباشم.@ (أحزَمُ النّاس مَن کانَ الصَّبرُ وَ النَّظَرُ فی العَواقِبِ شِعارَهُ وَ ؟؟؟دِثارَه) دوراندیشترین مردم کسی است که صبر و نگاه در عواقب، جامع زیرین و زبرین او باشد در مورد نگاه کردن به عواقب امور و مسأله صبر، اگر کسی دوراندیش نباشد بخواهد با عجله جلو برود همه کارها را ضایع میکند.@ به هر حال جهان جهان تعارض، تزاحم، اختلاف هست و به هر حال در همه زمینهها انسان احتیاج به حوصله و صبر دارد تا بتواند به مقصود برسد اگر حوصله و صبر نداشته باشد و عجول باشد هم به خودش لطمه میزند هم به دیگران.@ (مِن أفضَلِ الحَزمِ الصَّبرُ عَلَی النَّوائِب) از بالاترین مدارج دوراندیشی این هست که انسان در برابر دشواریهای روزگار صبر داشته باشد نبُرد ناامید نشود و جا نزند(كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ) چه بسیار گروه کمی که به اذن خدا به گروه بسیاری غلبه میکنند.@ داستان خیلی زیبایی است در قرآن در داستان طالوت و جالوت داریم در اواخر سوره بقره این داستان زیبایی هست که وقتی که لشکر طالوت و جالوت با هم روبهرو میشوند در لشکر حق افرادی هستند که آن قدرت و تعداد زیاد لشکریان دشمن را که میبینند میترسند و وقتی با دشمن روبهرو میشوند میگویند ما تحمل نداریم که بتوانیم با اینها روبهرو بشویم.@ (قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ) ما امروز تحمل نداریم نمیتوانیم جلوی دشمن بایستیم جلوی جالوت جلوی آمریکا و استکبار و لشکریانشان بایستیم ما کجا، آنها این همه تجهیزات دارند نمیتوانیم(قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ) قدرت همیشه از پیوند با خدا میاید.@ میگوید کسانی که گمان داشتند خدا را ملاقات میکنند(يَظُنُّونَ) یعنی مطمئن بودند به ملاقات خدا خواهند رسید اینها در جواب بچههایی که بریده بودند(قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ) به لقاء پروردگارشان امیدوار بودند.@ (كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ) چه بسیار عده کمی غلبه کردند به عده بسیاری به اذن خدا، دوران هشت سال دفاع مقدس نمونه عالی این قضیه بود یک گروه کوچک و اندک به یک لشکر بسیار بزرگ غلبه کردند 17 ـ 18 کشور دنیا همه ابرقدرتها آمدند نتوانستند کاری بکنند.@ چون سربازانی که اینطرف میجنگیدند(يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ) اینها همه به لقاء پروردگارشان امیدوار بودند چشمشان به خدا بود به خودشان نگاه نمیکردند میگفتند اگر ما باشیم و خودمان بله نمیتوانیم ولی وقتی تو پشتیبان ما باشی یک بحث دیگر است(كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً).@ (وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ) تا برخورد کردند به جالوت و سربازانش دستشان را بالا بردند و دعا کردند(قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ) رفتند به پروردگارشان التجا کردند و اصلاً کوتاه نیامدند بعد میفرماید(فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ) همه را فراری دادند به اذن خداوند تبارک و تعالی.@ به هر حال این یک قاعده است که اگر بخواهی در مقابل سختیها کوتاه بیایی و بترسی بگویی نمیتوانم من میبُرم، نمیشود، باید تسلیم بود این یعنی اتکال به منبع قدرت نداشتن اگر خدا به تو گفته که من پشت سر تو هستم(إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ) اگر یاری کنید یاریتان میکنم.@ پیغمبر یک نفر است شروع میکند در جنگ احد که علی الظاهر شکست خوردند یا در جنگ بدر خداوند میفرماید ما پنج هزار تا سه هزار فرشته به کمک شما فرستادیم تعارف ندارد خداست میگوید من فرشته برای شما میفرستم کمک شما بکند شکبردار نیست به شرطی که ما واقعاً بخواهیم خدا را یاری کنیم اگر بخواهیم یاری کنیم خدا هم کمک میکند.@ در هیچ یک از سختیهای زندگی نباید انسان چه مسائل اقتصادی یا خانوادگی حوصلهاش را نباید زود از دست بدهد امیدوار باشد به فضل خدا اما به وظیفهاش هم عمل کند. (الطُمَأنینَۀُ قَبلَ الخُبرَۀ خِلافُ الحَزم) اطمینان کردن به کسی یا چیزی قبل از اینکه آزمایشش بکنی و در موردش اطلاعات دقیق به دست بیاوری اشتباه هست این خلاف دوراندیشی هست.@ اگر میخواهید به کاری تن بدهی با کسی ارتباط برقرار کنی دست به معاملهای بزنی همه جوانب را در نظر بگیر آزمایش کن بررسی کند مطالعه کن بعد که مطمئن شدی اقدام به کار کن همینطوری با خوشباوری و رفیقم است و با هم نداریم نمیشود.@ هر کار تخصصی احتیاج به مشورت و راه دارد بیگُدار به آب بزنی و جلو بروی زمین میخوری با یک نفر رفیق بشوی یک برخورد دوستانه الکی که در اتوبوس در ماشین در تاکسی با هم رفیق شدیم خیلی از کسانی که بدبخت شدند سر از ناکجاآباد در آوردند برای اینکه بیخود در رفاقتشان به انسانها اعتماد کردند.@ با یک دختری میخواهد ازدواج بکند با کوچکترین بهانهای اعتماد میکند که این دختر خوبی است من را خوشبخت میکند، این نیست قواعدش باید در دستت بیاید قاعده دارد با یک پسر میخواهد ازدواج بکند همینطور، به ظاهر اکتفا میکند.@ نه ما دیدیم خانواده خوبی هستند، مبنا دارد، از همسایهها پرسیدیم، نمیشود ما چهار جلسه در بحث خواستگاری روش تحقیق در مورد یک دختری که به خواستگاری آمده را توضیح دادیم یعنی باید برود در گزینش، باید رویش تحقیق بشود.@ چهار جلسه راههای مختلف بررسی شخصیت را توضیح دادیم که از کجا معلوم این پسری که خواستگاری آمده پسر سالمی است از کجا معلوم این دختری که الان ما کاندیدش کردیم برای ازدواج بشود با او ازدواج کرد باید بررسی شود.@ (الطُمَأنینَۀُ قَبلَ الخُبرَۀ خِلافُ الحَزم) اعتماد کردن آرامش داشتن نسبت به چیزی در ارتباطی با شخصی با هر کاری قبل از آزمایش خلاف دوراندیشی هست. (آفَۀُ الحَزم فُوتُ الأمر) آفت دوراندیشی این هست که بگذاری فرصت از دست برود.@ در روایت داریم علی(ع) میفرماید عاقل کسی هست که تا فرصت نرسد شجاعت غصه خوردن را داشته باشد(التَّجَرَعُ لِلغُصَّۀ) یعنی جرعه جرعه غصه بنوشد صبر کند خودش را نبازد تحمل کند(حَتّی تَنالَ الفُرصَۀ) تا اینکه فرصت کار برسد.@ اما فرمودند وقتی فرصت رسید دیگر این اجر توست که به محض اینکه موقعش رسید اقدام نکنی بگویی حالا یک هفته دیگر، پنج روز دیگر، نه اگر تمام شده و کار کارشناسی شده به انجامش شروع کن و برایش برنامهریزی کن این آفت هست برای دوراندیشی که ما بگذاریم وقت بگذرد.@ خدا رحمت کند شهید آوینی و بزرگان دیگر چقدر اینها یکسال بیشتر در این روزنامهها مقاله زدند که این ماهواره دارد میاید ماهواره این بحثها را دارد این خطر را دارد مسئولین نظام هم گرفتند راحت خوابیدند گفتند مشکلی نیست.@ آقایان نماینده مجلس هم گذاشتند ماهوارهها در کشور آمد پخش شد همه خوب خریدند بعد مجلس تصویب میکند که استفاده از ماهواره ممنوع هست برویم ماهواره را جمع کنیم.@ آن موقع که داشت به کشور میامد پخش میشد فیلمهایش ضبط میشد یک نفر مینشست یک صبح تا شب یک 24 ساعت میبینی 5 ساعت 6 ساعت فیلمهای مبتذل این بعداً ویدئویی میشود میدانید چه آفت و زلزلهای میتواند درست کند.@ ضبط شد الان میگویید ممنوع هست که کار از کار میگذرد مواد مخدر ما میگذاریم میدانیم که امام این را 20 سال پیش فرمود کار مواد مخدر یک مسأله سیاسی است شما باید بدانید دست میکنند در این مملکت که جوانهایش معتاد شوند تا آمدیم اقدام بکنیم اول یک اقدام انقلابی کردیم.@ آن موقع دیوان عالی کشور بود دیوان عالی کشور تصمیم گرفت که با چه سروصدایی وزیر کشور آمدند نشستند برنامه اجرا کردند ویژه برنامه در تلویزیون گذاشتند که پنج گرم به بالا اعدام، حرف قشنگی است ولی چهار دفعه 53 ـ 54 نفر اعدام کردند آقای فلان از سازمان حقوق بشر آمد گفت شما حقوق بشر را رعایت نمیکنید.@ ما هم جا زدیم بد است به ما بگویند که حقوق بشر را رعایت نمیکنید معتاد مریض است مجرم نیست باید درمان شود، این هم نتیجهاش، همان موقع که دست به اعدام بردید باید ادامه میدادید، چرا در عربستان نیست؟ چرا آنجا دزدی نیست؟@ چون میدانند که اگر قرار باشد دست به این سمت ببرند جانشان را از دست دادند بازی با جانشان است اینطور نیست که طرف بگوید من را اگر الان گرفتند زندان بردند میروم زندان آنجا بیشترش هست آنجا میکشم.@ هر چه کم بیاورم آنجا هست مجرمپروری کنیم و مجرم را تشویق کنیم میداند به او خوش میگذرد کلاه هیچ کس هم پشم ندارد کسی هم با ما کاری ندارد از اینطرف میرود از آنطرف آزاد میکنند اگر قاطعیت باشد آن قاطعیت علوی که باشد کوتاه نیاید در برخورد با مجرم، سفت برخورد کنند چه کسی جرأت میکند این کار را بکند.@ کشورهای دیگر مگر بعضیها جرأت دارند از این کارها بکنند چون سخت میگیرند سیستم پلیسی قوی، اینجا به اسم اینکه ما نباید اختناق داشته باشیم خشونت بد است بعد به ما میگویند نباید خشن باشید همینطوری دارند همه ما را خنثی میکنند از مردانگی در میاورند که نباید خشونت داشته باشید.@ خوب نیست باید حرمت انسان را رعایت کنید، مجرم و معتاد و قاچاقچی چه حرمتی دارد اینها میدانید چقدر خانوادهها را به لجن میکشانند بعد کوتاه میاییم میگذاریم فرصت از دست برود حالا میخواهیم درست کنیم نمیتوانیم به راحتی جمعش کنیم.@ کاری که قبلاً با صد تا گلوله حل میشد الان باید یک قسمت عمده بودجه مملکت میلیاردها دلار خرج کنیم و بعد هم به راحتی جمع نمیشود یادتان هست بحث بهداری و بیمارستان را توضیح دادم اسلام با سیستم بیمارستانی که از غرب میاید موافق نیست اسلام سیستمش بهداری هست یعنی پیشگیری.@ اسلام سرمایهگذاری میکند روی پیشگیری نه روی درمان، اصلاً دوست ندارد کار به درمان کشیده بشود چرا مریض شویم که بعداً درمان کنیم پیشگیری کنید که مشکل پیش نیاید از اول راهش را ببند میگذاری فساد در آخرین در همه جای اجتماع لانه بکند بعد میگویید میخواهیم جمعش کنیم با این فساد مبارزه کنیم اختلاس و فساد مالی و تبعیض را میخواهیم جمع کنیم، چرا از اول شد؟@ چرا قاطعیتی نبود در برخورد با اینطور مسائل؟ کار یکطوری مسخره میشود که کار مبارزه با دزدان اقتصادی با مفسدین و با مسئولین تبعیض میافتد دست خود کسانی که دارند دزدی میکنند، این چکار میتواند بکند؟ خودش میاید با خودش مبارزه میکند!.@ وقتی میگوییم فساد دختر و پسر خودش از همه بدتر هستند این کجا میخواهد بیاید با فساد مبارزه کند نمیاید که بچه خودش را جمع کند نمیتواند از پسِ آنها بربیاید. کسی میتواند با فساد مبارزه کند که خودش را لو نداده باشد خودش امتیاز نداده باشد کسی که تا خِرخِره مدیون هست این میتواند برود با مفاسد اقتصادی مبارزه کند.@ کسی که وامدار دیگران هست بدهکار است خودش را تا خِرخِره مدیون کرده این چطوری میتواند با بقیه مبارزه کند با سرمایهدارهای بیدرد زالوصفت به قول امام چه کسی میتواند مبارزه کند؟ به همه آنها تو بدهکاری.@ همیشه ما این مشکل را داشتیم گذاشتیم کار از کار گذشته حالا میخواهیم جمعش کنیم آنهایی که خبره و تیزه هستند داد میزنند تهاجم فرهنگی دارد میشود شبیخون، همه میخوابند وقتی که زدند تازه به خودمان میاییم.@ (آفَۀُ الحَزم فُوتُ الأمر) آفت دوراندیشی این هست که ما بگذاریم کار از کار بگذرد استکبار بیاید این مملکت را بگیرد بعداً سر غیرت بیاییم بگوییم حالا باید تشکیلات داشته باشیم سازماندهی کنیم بچهها بروند خانههای تیمی تشکیل بدهند هسته بسیج تشکیل بدهند برویم بلکه بتوانیم با دشمن مبارزه کنیم.@ دخترت هست پسرت هست عزیز من این با کمترین فشار در تربیت هدایت میشود، میگذاریم انحراف پیدا بکند دختر سر از جای دیگر در بیاورد پسر سر از جای دیگر در بیاورد تازه میخواهیم بنشینیم چکار کنیم آقای فلانی دکتر فلانی بچه من رفته این کار را کرده.@ یک فشار یک ساعته قبلاً میگذاشتی با یک ساعت مشکل حل میشد الان با صد ساعت مشکل حل نمیشود دوران بارداری بچه دست توست مراقبتهای دوران بارداری را انجام بده قبل از انعقاد نطفه، در زمان بارداری در زمان شیرخوارگی خیلی کار میشود کرد این کارها را انجام بده بچه محکم بار میاید.@ بعداً نمیخواهد فشار بگذاری که جلوی خیلی از آفتها با او مبارزه کنی که در جامعه فاسد نشود برایش وقت بگذار برای خانوادهات وقت نمیگذاری اختلاف زن و شوهر اینقدر کِش میاید کشیده میشود به طلاق و فاجعه، بعد تازه میگوید من چقدر اشتباه کردم عجب غلطی کردم که سر از اینجا درآوردیم.@ قبلاً میتوانستید خیلی راحت این مسأله را حل کنید که کار به تشنج و طلاق کشیده نشود برای حل این مسائل در خانوادهات وقت نگذاشتی از زنت غفلت کردی از بچهات غفلت کردی از صفایی که باید در خانه باشد از عاطفهای که باید باشد.@ سرمایهگذاری معنوی که باید در خانه باشد از همه اینها غفلت کردی حالا یکدفعه سر از یک انفجار در آورده نمیشود درستش کرد کار به طلاق کشیده شده نمیشود جمعش کرد زودتر باید به فکر میبودی که بتوانی کنترل بکنی این در مسائل خانوادگی، آن هم در مسائل تربیتی، در مسائل اقتصادی هم همینطور، در مورد مسائل سیاسی هم همینطور.@ بگیر بخواب انگار نه انگار که دشمن شب و روز دارد برای تو برنامهریزی میکند هر کس سرش در لاک خودش، پیشکسوتان جهاد و خون همان آفتی که امام پیشبینی کرده بود گرفتارش میشوند پیشکسوتان جهاد و خون در پیچ و خم مسائل زندگی.@ آنجا بروید بگذارید بیاید مملکتتان را بگیرند ولی فقیه را دور بزنند و له کنند حزباللهیها را حذف کنند اراذل و اوباش بیایند حاکم بشوند بعد تازه بفهمید که چه کلاه گشادی سرت رفته همه این کسانی که در لباس مقدس جلو آمده بودند هیچ کدام دین درست و حسابی نداشتند.@ همه آنها جاده صافکن کسان دیگر بودند از جای دیگر خط میگرفتند آمدند جاده را باز کردند حالا دیگر کاری نمیشود کرد، آمده در مملکت مستقر شده به اسم قانون و چیزهای دیگر سنگر را گرفتند حالا میخواهید درست کنید به راحتی نمیشود(آفَۀُ الحَزم فُوتُ الأمر) آفت دوراندیشی این هست که بگذاری کار از کار بگذرد.@ پیغمبر(ص) فرمود بیشترین نالههای جهنمیها مال امروز و فردا کردنشان است یعنی گذاشتند کار از کار گذشت یک لحظه دیدند در برزخ هستند(إنَّ أکثَرَ السِّیاحَ أهلِ النّار مِنَ التَصویف) تا جوان بود فرصت را از دست داد برای ابدیت خودش را آماده نکرد یکدفعه به خودش آمد دید در قبر است.@ شوخی نیست ده دقیقه بروید در بهشت زهرا در قبر بخوابید تنهایی و بیکسی و فقر را بفهمیم یعنی چی، اینکه چیزی نداریم را خوب درک کنیم بفهمیم که ما جدی کار نمیکنیم یکدفعه به خودت میایی میبینی که(قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) خدایا من را برگردان این کارهایی را که نکردم بکنم.@ یک روز(کَلّا) هرگز، این چیزی است که اصلاً به آن فکر نمیکنیم میگذاریم کار از کار بگذرد یکدفعه میبینیم که هیچ کاری نکردیم به تو عمر و جوانی دادیم استعداد دادیم که برای اینجا در ابدیت خودت را آماده کنی و زندگی کنی وقت نگذاشتی کارهای دنیا نگذاشت.@ (بِإصابَۀِ الرَأیِ یَقوَی الحَزم) اصابت رأی یعنی درست فکر کردن درست اندیشی، اگر کسی میخواهد احتیاط بکند و دوراندیشی، دوراندیشیاش زمانی درست در میاید که دور حقیقی را ببیند نه دور قلابی را، یعنی دور را درست ببیند وقتی تو خودت و خانوادهات و بچهات را از تولد تا مرگ میبینی ظاهراً داری دوراندیشی میکنی.@ برایشان دفترچه بیمه تشکیل میدهی بیمهشان میکنی سرمایهگذاری میکنی سهام میخری ولی تو دور 50 ـ 60 ساله را دیدی چون درست از اول فکر نمیکردی نه خودت را درست میدیدی نه بچههای را درست میدیدی برنامهریزی نکردی.@ درست دور را دیدن خیلی مهم است یعنی دور را درست نبینی فکر میکنی که داری دوربینی میکنی و دور را میبینی و در موردش میاندیشی در حالی که غلط است اصلاً اینطور نبوده دور خیلی دورتر از آن بود که تو فکر میکردی.@ قرآن میگوید دور را فقط باید با ابدیت بیاندیشی ابدی نگاه کن تازه دور دستت میاید بدون مبنای ابدی هر تفکری غلط از کار در میاید ولو تو فکر کنی آدم خیلی باسواد و باتجربه و عاقلی هستی همهاش غلط از کار در میاید.@ زمانی احتیاط قوی میشود و دوراندیشی قوی میشود که درست اندیشی قبلش باشد یعنی تفکر باید درست بشود اندیشه باید درست بشود اگر اندیشه درست شد دور را دیدی در همه مسائل، مسائل اخروی، اقتصادی، سیاسی، دور را درست دیدی درست هم تصمیمگیری میکنی احتیاطت هم درست از کار در میاید.@ و الا میگویی من همه کارها را کردم که کار به اینجا کشیده نشود ولی نمیدانم چرا اینطوری شد، من همه دوراندیشیها و احتیاطها را کردم، برای اینکه تو اشتباه فکر میکردی که داری دور را میبینی تو دور را نمیدیدی نزدیکبینی داشتی فکر میکردی که داری دور را میبینی.@ (مَنِ إستَحزَمَ وَ لَم یَحذَر فَقَد إستَهزَءَ بِنَفسِه) کسی که دوراندیشی میکند اما اهل احتیاط نیست خودش را مسخره کرده یعنی ببیند بداند آخرت و ابدیتی هست باز بیاحتیاط زندگی کند باز بیگُدار به آب بزند حضرت رضا(ع) میفرماید این خودش را مسخره کرده.@